شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
فرزانگان نیامده دیوانه می‌شوند

اسطوره‌ها کنار تو افسانه می‌شوند


چون رودها که بی‌تو به دریا نمی‌رسند

با آب تشنگان تو بیگانه می‌شوند


دریا به قطره، کوه به شن، آسمان به آه

منظومه‌ها به پای تو ویرانه می‌شوند


وقتی که گیسوان تو محبوس روسری است

انبوه بادها همه بی‌خانه می‌شوند


حرف از فنا نزن که در آغوش آتشت

زرتشت‌های سوخته پروانه می‌شوند


وقتی که پلک می‌زنی از کوچه‌های مست

داروغه‌ها مراقب میخانه می‌شوند


دلتنگ من نباش که مردان بی‌دریغ

لب تر کنی نفس‌به‌نفس شانه می‌شوند


نه مهرگان‌ِ شعله... نه نوروزِ هفت‌سین

این روزها بدون تو زیبا نمی‌شوند



#حافظ_ایمانی


🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
چنین که به هم آغشته ایم

تو کجا خواهی بود

وقتی که نباشم



#شمس_لنگرودی

https://telegram.me/shernosh
من آن نیم که حرام از حلال نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام



#مرضیه_بهرامی



https://telegram.me/shernosh
رنگ لبهای تو رنگ میوه ی ممنوعه است

کنجکاوی عاقبت من را هم آدم می کند



#رضا_حیدری_نیا


https://telegram.me/shernosh
همین‏ که موهایت را به باد می‏دهی

انجیلِ دیگر

نازل می‏شود؛

همین که پلک تکان می‏دهی

جهان از سر آغاز می‏شود



#امان_پویامک

https://telegram.me/shernosh
Forwarded from شعرنوش
ما اگر انتخاب می کردیم

شعر: #صنم_نافع
از مجموعۀ شعر: #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
انتشارات: فصل پنجم
دکلمه: #صنم_نافع


👇👇👇
@shernosh
Forwarded from شعرنوش
ما اگر انتخاب می کردیم
شعر: #صنم_نافع
از مجموعۀ شعر: #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
انتشارات: فصل پنجم


باید از ابتدای این قصه، خانه ها را خراب می کردیم
زندگی شکلِ دیگری می شد ما اگر انتخاب می کردیم
بر لبت مُهر خاطره زده ای، چقَدرما شبیهِ هم شده ایم!
باید از ابتدای این قصه، عشق را غرق ِ خواب می کردیم
رفته ام تا به عمق رویا وُ مثلِ خواهر بزرگ تر شده ام
غرقِ بازی شدم که دو تّایی با کف وُ با حباب می کردیم
غرق حوضی شبیه نقاشی، نقشه های شکار آلوچه...
هر کسی طرح غصه ای می ریخت، نقشه اش را برآب می کردیم
غرق در ضبط صوت وُ کاست ها، لحظه ی بی مجوّز ِ خواندن!
محو آن پوستر قدیمی که، می خریدیم وُ قاب می کردیم
شب به رویم پتو پلنگی بود، برّه ها را یکی یکی می خورد
کِی؟چگونه بزرگ باید شد؟ بی جهت هی حساب می کردیم!
توی آن جزو ه های بی منطق، جامعه برزخی مسلّم بود
وسط ِ خانگی ترین زندان... بی هدف انقلاب می کردیم
حالِ تو از غزل به هم می خورد، حالِ من از تمامی دنیا
از تمامی لحظه هایی که غرق در اضطراب می کردیم
سعی کردم به شکل تدریجی خواب خود را به مرگ هدیه کنم
مرگ هم شکل دیگری می شد، ما اگر انتخاب می کردیم!

پی نوشت:
روزی رسد که چشم تو با حسرت لغزد بر این ترانه درد آلود... جویی مرا درون سخن هایم !!! ( فروغ)

👇دکلمه: #صنم_نافع👇👇

@shernosh
Forwarded from شعرنوش
Audio
گاه بر زلف سواریم و گهی بین لبت

گل سر بودن عجب حس عجیبی دارد



#سجاد_شهیدی

https://telegram.me/shernosh
صبح دیدم که گزیدی لب خود را از غم...

گفتنی نیست... ولی حق مرا می خوردی!



#سجاد_شهیدی


https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
لطفاً نگو که روسری ات وا نمی شود
باد از سکوت موی تو دیوانه می شود

اینجای شعر، شاعر ِ آن سکته کرد و مرد
بعدش تمام حرف دلش را به من سپرد

حالا منم که شاعر ِ بعد از جنازه ام
من رک ترین جنازه ی این شعر تازه ام

بانوی همزمان شده با شادی و عذاب
سرگیجه های خلّری ِ تاک اضطراب

انگیزه ی همیشگی ِ انتحار قلب
وحشی ترین ترانه ی روی نوار قلب

غسلیده زیر بارش باران کندوان!
قدیسه ی الک شده از چشم آهوان

دخترترین بکارت ِ عشق عجیب من
محصول ِ ذکر ِ دائم ِ "امن یجیب ِ" من

ولگرد ِکوچه های خیال حوالی ام
"کیجای ناردانه ی" لحن شمالی ام

خورشید ِ ابتدای سحرگاه ِ مشرقی
باران ِ پشت شیشه ی شعر مصدقی...

یک گله شعر روی لبت ناز میکند
باد از هجوم موی تو آغاز میکند

باد از سکوت موی تو دیوانه می شود
لطفاً نگو که روسری ات وا نمی شود

شاعر برای فتح ِ تو، این دکمه های تو...
این دکمه های لعنتی ات را نمی شود...!؟

اصلاً تو پاک ِ پاک ، تو مریم ولی دلت
اندازه ی سه دکمه زلیخا نمی شود؟

دریا بشو و سنگ مرا سینه ات بزن
دریا بدون صخره که دریا نمی شود

خانم چه می شود بکشانی مرا به تن
آیا نمی شود ندهی پس "مرا" به "من"؟

خانم اجازه هست بدزدم شب ِ تو را؟
اصلاً اجازه هست بپوشم تب ِ تو را؟

بر روی هر چه مثل ِ خدا را قلم بزن
با من بیا و صحن ِ تنم را قدم بزن

باید تمام حجم تنت را سفر کنم
از من بخواه تا همه را "دست به سر" کنم

از من فقط بخواهی و قصد خطر کنم
از من فقط بخواهی و "شق القمر" کنم

آتش بزن که شعله بگیرم برای تو
از من بخواه تا که بمیرم برای تو

اما نگو که روسری ات وا نمی شود
باد از سکوت موی تو دیوانه می شود

خانم ببخش در هیجان بچه می شوم
این بچه هر چه می زنی آقا نمی شود

فواره ام که میل تو دارد پریدنم
فواره تا زمین نخورد پا نمی شود


#حمید_رضا_نجات


🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
چه کرده "برق لبت" با دلم، نمیدانم!

همیشه کُشته ی یک "اتصال" کوتاهم...


#مجتبی_سپید

https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
بگذار سر به سينه من تا كه بشنوي

آهنگ اشتياق دلي دردمند را

شايد كه پيش ازين نپسندي به كار عشق

آزار اين رميده سر در كمند را

بگذار سر به سينه من تا بگويمت

اندوه چيست عشق كدامست غم كجاست

بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان

عمري است در هواي تو از آشيان جداست

دلتنگم آن چنان كه اگر ببينمت به كام

خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت

شايد كه جاودانه بماني كنار من

اي نازنين كه هيچ وفا نيست با منت

تو آسمان آبي آرام و روشني

من چون كبوتري كه پرم در هواي تو

يك شب ستاره هاي ترا دانه چين كنم

با اشك شرم خويش بريزم به پاي تو

بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت اي چشمه شراب

بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند

خورشيد آرزوي مني گرم تر بتاب...



#فریدون_مشیری


🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
جام شوکران...

شعر: #استاد_حسین_منزوی
صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
تنظیم: #آرتا_رحیمی


👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh
🖋جام شوکران...
✍شعر: #استاد_حسین_منزوی
🎤صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی



پله ها در پیش رویم، یک به یک دیوار شد

زیر هر سقفی که رفتم، بر سرم آوار شد


خرق عادت کردم اما بر علیه خویشتن

تا به گرد گردنم پیچد، عصایم مار شد


اژدهای خفته ای بود آن زمین استوار

زیر پایم، ناگه از خواب قرون بیدار شد


مرغ دست آموز خوش خوان، کرکسی شد لاشه خوار

و آن غزال خانگی، برگشت و گرگی هار شد


گل فراموشی و هر گلبانگ خاموشی گرفت

بس که در گلشن شبیخون خزان، تکرار شد


تا بیاویزند از اینان آرزوهای مرا

جا به جا در باغ ویران، هر درختی، دار شد


زندگی با تو چه کرد ای عاشق شاعر مگر؟

کان دل پر آرزو، از آرزو بیزار شد


بسته خواهد ماند این در همچنان تا جاودان

گرچه بر وی کوبه های مشتمان، رگبار شد


زَهره ی سقراط با ما نیست رویاروی مرگ

ورنه جام روزگار از شوکران، سرشار شد



🗣👇این شعر را با صدای #حضرت_استاد بشنوید👇


https://telegram.me/shernosh