می بوسمت...
شعر #حمزه_کریم_تباح_فر
صداخوانی #هما_تیمور_نژاد
تنظیم #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
شعر #حمزه_کریم_تباح_فر
صداخوانی #هما_تیمور_نژاد
تنظیم #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
🖊می بوسمت
✍شعر #حمزه_کریم_تباح_فر
🎤صداخوانی #هما_تیمور_نژاد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم
میبوسمت اگر چه که مال تو نیستم
جز من، شکارِ هر چه که آهوست در سر است
گویی فقط منم که غزال تو نیستم
در باغ سیب خاطرِ تو روی شاخه ها
حتی به بخت میوه ی کال تو نیستم
خوشبخت برف که بنشیند به شانه ات
بد بخت من که دُورِ تو شال تو نیستم
گیرم که یوسفم! وَ به چاهم! چه فایده؟!
وقتی درون گونه ی چال تو نیستم
در نقشه ها همیشه تو بالاتر از منی
من هر قَدَر که سبز! شمال تو نیستم
می رانی ام به اینکه حرامم به تو ولی
میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم!
🗣👇این شعر را با صدای شاعره ی جوان بانو #هما_تیمور_نژاد بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
✍شعر #حمزه_کریم_تباح_فر
🎤صداخوانی #هما_تیمور_نژاد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم
میبوسمت اگر چه که مال تو نیستم
جز من، شکارِ هر چه که آهوست در سر است
گویی فقط منم که غزال تو نیستم
در باغ سیب خاطرِ تو روی شاخه ها
حتی به بخت میوه ی کال تو نیستم
خوشبخت برف که بنشیند به شانه ات
بد بخت من که دُورِ تو شال تو نیستم
گیرم که یوسفم! وَ به چاهم! چه فایده؟!
وقتی درون گونه ی چال تو نیستم
در نقشه ها همیشه تو بالاتر از منی
من هر قَدَر که سبز! شمال تو نیستم
می رانی ام به اینکه حرامم به تو ولی
میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم!
🗣👇این شعر را با صدای شاعره ی جوان بانو #هما_تیمور_نژاد بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
مُناجات
نوشتۀ #مژده_شکوری
صداخوانی #زهرا_ترک
تنظیم #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
نوشتۀ #مژده_شکوری
صداخوانی #زهرا_ترک
تنظیم #آرتا_رحیمی
👇بخوانید و بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
🖊مُناجات
✍نوشتۀ #مژده_شکوری
🎤صداخوانی #زهرا_ترک
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
باز رمضان شد.
باز گنه کاران، توبه ها کردند!
و باز؛
نماز و رکوع و سجود و روزه ها گرفتند؛
در گرمایی طاقت فرسا!
که خدایی که آنها را به بهشت موعود، وعده داد؛
دَرِ رحمت و بخشش را به روی آنها بگشاید!!!
باز شبِ قَدر شد؛
شبی که اگر، ذکرِ الغوث الغوث ، سَر دهی، تمام گناهانت ، بخشیده می شود.
شبی که دعا و نیایش هزاران برابر شبهای دیگر به استجابت نزدیک است!!!
خداوندا!
تو گنه کاری یا من؟!
که اگر من گنه کارم،
تَنی که تو، به امانت به من سپردی، بفرسایم، تا گناهم ببخشی؟!
و اگر تو گنه کاری و بنده داری نمیدانی! واسطه از برای چه؟!!!
نمی خواهم ، با ذکر و واسطه، بنده ی مقرب به درگاهت باشم...
خداوندا!
مهر و بخشش و نیک گفتاری را از تو آموختم؛
پس اینهمه ناله از برای بخشش گناهانی که، تو خود به آن آگاهی، برای چه؟!!!
اگر ایمان و خدا پرستی این است!!!
من کافرم...
کافر، به تمامِ قوانینی که تو، نا خواسته و با واسطه بر من حُکم کردی!!!
کافر، به تمامِ شب های قدر و رمضان ، محرم و صَفر و...
مؤمنم به خدایی که، بی واسطه و به یُمنِ مرحِمَتِ خودش؛
گناهانم را همیشه بخشیده و وجودم را از خود می داند...
خداوندا!
دستانم همیشه، بالاست، به سویت؛
بواسطه ی لطف و رحمتت...
🗣👇این مناجات را با صدای بانو #زهرا_ترک بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
✍نوشتۀ #مژده_شکوری
🎤صداخوانی #زهرا_ترک
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
باز رمضان شد.
باز گنه کاران، توبه ها کردند!
و باز؛
نماز و رکوع و سجود و روزه ها گرفتند؛
در گرمایی طاقت فرسا!
که خدایی که آنها را به بهشت موعود، وعده داد؛
دَرِ رحمت و بخشش را به روی آنها بگشاید!!!
باز شبِ قَدر شد؛
شبی که اگر، ذکرِ الغوث الغوث ، سَر دهی، تمام گناهانت ، بخشیده می شود.
شبی که دعا و نیایش هزاران برابر شبهای دیگر به استجابت نزدیک است!!!
خداوندا!
تو گنه کاری یا من؟!
که اگر من گنه کارم،
تَنی که تو، به امانت به من سپردی، بفرسایم، تا گناهم ببخشی؟!
و اگر تو گنه کاری و بنده داری نمیدانی! واسطه از برای چه؟!!!
نمی خواهم ، با ذکر و واسطه، بنده ی مقرب به درگاهت باشم...
خداوندا!
مهر و بخشش و نیک گفتاری را از تو آموختم؛
پس اینهمه ناله از برای بخشش گناهانی که، تو خود به آن آگاهی، برای چه؟!!!
اگر ایمان و خدا پرستی این است!!!
من کافرم...
کافر، به تمامِ قوانینی که تو، نا خواسته و با واسطه بر من حُکم کردی!!!
کافر، به تمامِ شب های قدر و رمضان ، محرم و صَفر و...
مؤمنم به خدایی که، بی واسطه و به یُمنِ مرحِمَتِ خودش؛
گناهانم را همیشه بخشیده و وجودم را از خود می داند...
خداوندا!
دستانم همیشه، بالاست، به سویت؛
بواسطه ی لطف و رحمتت...
🗣👇این مناجات را با صدای بانو #زهرا_ترک بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿
دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذری
با دلم گفت نگاهت : نگران می گذری
خبرت هست که دل از تو بریدم زین روی
دیده می بندی و چو بی خبران می گذری
گاه بشکفته چو گلهای چمن می آیی
روزی آشفته چو شوریده سران می گذری
ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را
که به ناز از بر صاحب نظران می گذری
بگذر از من که ندارم سر دیدار تو را
چه غمی دارم اگر با دگران می گذری
ای بسا ماه رخان را که در آغوش گرفت
خاک راهی که عروسانه بر آن میگذری
ناز مفروش و از این کوچه خرامان مگذر
که به خواری ز جهان گذران می گذری
تو هم ای یار چو آن قوم که در خاک شدند
روزی از کارگه کوزه گران می گذری
#مهدی_سهیلی
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿
دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذری
با دلم گفت نگاهت : نگران می گذری
خبرت هست که دل از تو بریدم زین روی
دیده می بندی و چو بی خبران می گذری
گاه بشکفته چو گلهای چمن می آیی
روزی آشفته چو شوریده سران می گذری
ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را
که به ناز از بر صاحب نظران می گذری
بگذر از من که ندارم سر دیدار تو را
چه غمی دارم اگر با دگران می گذری
ای بسا ماه رخان را که در آغوش گرفت
خاک راهی که عروسانه بر آن میگذری
ناز مفروش و از این کوچه خرامان مگذر
که به خواری ز جهان گذران می گذری
تو هم ای یار چو آن قوم که در خاک شدند
روزی از کارگه کوزه گران می گذری
#مهدی_سهیلی
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
ما را به غیر روی تو تسکین ندادهاند
با چادرت تسلّیمان را به هم نزن...
#رضا_احسان_پور
https://telegram.me/shernosh
با چادرت تسلّیمان را به هم نزن...
#رضا_احسان_پور
https://telegram.me/shernosh
گوشه ای از گیسوانت میزند من را زمین
خواهرم لطفاً حجابت را! رعایت کن همین…
#علی_جعفرزاده_زیبا
https://telegram.me/shernosh
خواهرم لطفاً حجابت را! رعایت کن همین…
#علی_جعفرزاده_زیبا
https://telegram.me/shernosh
خاطره ی بم
شعر #حامد_عسگری
صداخوانی #حامد_عسگری
تهیه شده در #شعرنوش
👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
شعر #حامد_عسگری
صداخوانی #حامد_عسگری
تهیه شده در #شعرنوش
👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
🖊خاطره ی بم
✍شعر #حامد_عسگری
🎤صداخوانی #حامد_عسگری
👈تهیه شده در #شعرنوش
داغ داريم نه داغی كه بر آن اخم كنيم
مرگمان باد اگر شكوه ای از زخم كنيم
مرد آن است كه از نسل سياوش باشد
"عاشقی شيوهی رندان بلاكش باشد"
چند قرن است كه زخمی متوالی دارند
از كوير آمدهها بغض سفالی دارند
بنويسيد گلو های شما راه بهشت
بنويسيد مرا شهر مرا خشت به خشت
بنويسيد زنی مُرد كه زنبيل نداشت
پسری زير زمين بود و پدر بيل نداشت
بنويسيد كه با عطر وضو آوردند
نعش دلدار مرا لای پتو آوردند
زلف ها گرچه پُر از خاک و لبش گرچه كبود
"دوش میآمد و رخساره بر افروخته بود"
خوب داند كه به اين سينه چه ها می گذرد
هر كه از كوچه ی معشوقه ی ما می گذرد
بنويسيد غم و خشت و تگرگ آمده بود
از در و پنجره ها ضجهی مرگ آمده بود
شهر آنقدر پريشان شده بود از تاريخ
شاه قاجار به دلداری ارگ آمده بود
با دلی پر شده از زخم نمک میخورديم
دوش وقت سحر از غصه ترک میخورديم
بنويسيد كه بم مظهر گمنامی هاست
سرزمين نفس زخمی بسطامیهاست
ننويسيد كه بم تلی از آواره شده است
بم به خال لب يک دوست گرفتار شده است
مثل وقتی كه دل چلچلهای میشكند
مرد هم زير غم زلزلهای میشكند
زير بارِ غم شهرم جگرم می سوزد
به خدا بال و پرم، بال و پرم میسوزد
مثل مرغی شده دل در قفسی از آتش
هر قدر اين ور آن ور بپرم میسوزد
بوی نارنج و حناهای نكوبيده بخير!
که در اين شهر ِ پر از دود سرم میسوزد
چارهای نيست گلم قسمت من هم اين است
دل به هر سرو قدی میسپرم میسوزد
الغرض از غم دنيا گلهای نيست عزيز!
گلهای هست اگر، حوصلهای نيست عزيز!
ياد دادند به ما نخل ِ كمر تا نكنيم
آنچه داريم ز بيگانه تمنّا نكنيم
آسمان هست، غزل هست، كبوتر داريم
بايد اين چادر ماتم زده را برداريم
تن ِ تُرد ِ همه ی چلچله ها در خاك و
پای هر گور، چهل نخل تناور داريم
مشتی از خاک تو را باد كه پاشيد به شهر
پشت هر حنجره يک "ايرج" ديگر داريم
مثل ققنوس ز ما باز شرر خواهد خاست
بم همين طور نمیماند و بر خواهد خاست
داغ ديديم شما داغ نبينید قبول!
تبری همنفس باغ نبينيد قبول!
هيچ جای دل آباد شما بم نشود
سايهی لطف خدا از سر ما كم نشود
گاه گاهی به لب عشق صدامان بكنيد
داغ ديديم اميد است دعامان بكنيد
بم به اميد خدا شاد و جوان خواهد شد
"نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد"
🗣👇این شعر را با صدای #حامد_عسگری بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
✍شعر #حامد_عسگری
🎤صداخوانی #حامد_عسگری
👈تهیه شده در #شعرنوش
داغ داريم نه داغی كه بر آن اخم كنيم
مرگمان باد اگر شكوه ای از زخم كنيم
مرد آن است كه از نسل سياوش باشد
"عاشقی شيوهی رندان بلاكش باشد"
چند قرن است كه زخمی متوالی دارند
از كوير آمدهها بغض سفالی دارند
بنويسيد گلو های شما راه بهشت
بنويسيد مرا شهر مرا خشت به خشت
بنويسيد زنی مُرد كه زنبيل نداشت
پسری زير زمين بود و پدر بيل نداشت
بنويسيد كه با عطر وضو آوردند
نعش دلدار مرا لای پتو آوردند
زلف ها گرچه پُر از خاک و لبش گرچه كبود
"دوش میآمد و رخساره بر افروخته بود"
خوب داند كه به اين سينه چه ها می گذرد
هر كه از كوچه ی معشوقه ی ما می گذرد
بنويسيد غم و خشت و تگرگ آمده بود
از در و پنجره ها ضجهی مرگ آمده بود
شهر آنقدر پريشان شده بود از تاريخ
شاه قاجار به دلداری ارگ آمده بود
با دلی پر شده از زخم نمک میخورديم
دوش وقت سحر از غصه ترک میخورديم
بنويسيد كه بم مظهر گمنامی هاست
سرزمين نفس زخمی بسطامیهاست
ننويسيد كه بم تلی از آواره شده است
بم به خال لب يک دوست گرفتار شده است
مثل وقتی كه دل چلچلهای میشكند
مرد هم زير غم زلزلهای میشكند
زير بارِ غم شهرم جگرم می سوزد
به خدا بال و پرم، بال و پرم میسوزد
مثل مرغی شده دل در قفسی از آتش
هر قدر اين ور آن ور بپرم میسوزد
بوی نارنج و حناهای نكوبيده بخير!
که در اين شهر ِ پر از دود سرم میسوزد
چارهای نيست گلم قسمت من هم اين است
دل به هر سرو قدی میسپرم میسوزد
الغرض از غم دنيا گلهای نيست عزيز!
گلهای هست اگر، حوصلهای نيست عزيز!
ياد دادند به ما نخل ِ كمر تا نكنيم
آنچه داريم ز بيگانه تمنّا نكنيم
آسمان هست، غزل هست، كبوتر داريم
بايد اين چادر ماتم زده را برداريم
تن ِ تُرد ِ همه ی چلچله ها در خاك و
پای هر گور، چهل نخل تناور داريم
مشتی از خاک تو را باد كه پاشيد به شهر
پشت هر حنجره يک "ايرج" ديگر داريم
مثل ققنوس ز ما باز شرر خواهد خاست
بم همين طور نمیماند و بر خواهد خاست
داغ ديديم شما داغ نبينید قبول!
تبری همنفس باغ نبينيد قبول!
هيچ جای دل آباد شما بم نشود
سايهی لطف خدا از سر ما كم نشود
گاه گاهی به لب عشق صدامان بكنيد
داغ ديديم اميد است دعامان بكنيد
بم به اميد خدا شاد و جوان خواهد شد
"نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد"
🗣👇این شعر را با صدای #حامد_عسگری بشنوید👇
https://telegram.me/shernosh
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta