من از تبار غربتم
از آرزوهای محال
قصه ما تموم شده
با یه علامت سوال ...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#نیلوفر_لاری_پور
از آرزوهای محال
قصه ما تموم شده
با یه علامت سوال ...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#نیلوفر_لاری_پور
نه معماری بلندآوازهام،
نه پیکرتراشی از عصرِ رُنسانس،
نه آشنای دیرینهی مَرمَر.
اما باید بدانی که اندامِ تو را چگونه آفریدهام
و آن را به گُل و ستاره و شعر آراستهام
با ظرافتِ خطِ کوفی.
نمیتوانم توانِ خویش را در سرودنت به رُخ بِکشَم
در چاپهای تازه و
علامتگُذاریِ حروف.
عادت ندارم از کتابهای تازهام سخن بگویم
یا از زنی که افتخارِ عشقَش
و افتخارِ سرودنش را داشتهام.
کاری اینچنین
نه شایستهی تاریخِ شعرهای من است،
نه شایستهی دِلدارَم. نمیخواهم شماره کنم
گل میخهایی را که بَر نقرهی سَرشانههایت کاشتهاَم ،
فانوسهایی را که در خیابانِ چشمانَت آویختهاَم،
ماهیهایی را که در خلیجِ تو پَروَردهاَم،
ستارگانی را که در چینِ پیراهنت یافتهاَم،
یا کبوتری را
که میانِ پستانهایت پنهان کردهام.
کاری اینچنین نه شایستهی غرورِ من است،
نه قِداسَتِ تو.
بانوی من!
رسواییِ قشنگ!
با تو خوشبو میشَوَم!
تو آن شعرِ باشکوهی که آرزو میکنَم
امضای من پای تو باشد!
بانوی من!
دلم میخواست در عصرِ دیگری دوستَت میداشتَم!
در عصری مهربانتَر و شاعرانهتَر.
عصری که عطرِ کتاب،
عطرِ یاسْ و عطرِ آزادی را بیشتر حِس میکرد.
دلم میخواست دِلبرم بودی
در روزگارِ شارل آیزنهاور،
ژولیت گریکو،
پُل اِلوار،
پابلونِرودا،
چاپلین،
سید درویش
و نجیبالریحانی. دِلَم میخواست شبی
با تو در فلورانس شام میخوردم.
آن جا که تندیسهای میکلآنژ،
هنوز هم نان و شراب را با جهانگردان قسمت میکنَند.
دلم میخواست تو را
در عصرِ شمع دوست میداشتم.
در عصرِ هیزم و بادبزنهای اسپانیایی
و نامههای نوشته شُده با پَر
و پیراهنهای تافتهی رنگارَنگ.
نه در عصرِ دیسکو،
ماشینهای فِراری و شلوارهای جین.
دِلَم میخواست تو را در عصرِ دیگری میدیدم.
عصری که در آن
گنجشکان، پلیکانها و پریانِ دریایی حاکم بودند.
عصری که از آنِ نقاشان بود،
از آنِ موسیقیدانها،
عاشقان،
شاعران،
کودکان
و دیوانگان! دلم میخواست تو با من بودی
در عصری که بَر گُل و شعر و بوریا و زن سِتَم نبود.
ولی افسوس!
ما دیر رسیده ایم!
ما گُلِ عشق را جستجو میکنیم،
در عصری که با عشق بیگانه است.
👉💝 @sheroadab 👈💞
«تو را به عصری دوست می دارم»
شعری از #نزار_قبانی
برگردان و بازسرایی #یغما_گلرویی
از مجموعه «تمام کودکان جهان شاعرند» / چاپ ۱۳۸۱
نه معماری بلندآوازهام،
نه پیکرتراشی از عصرِ رُنسانس،
نه آشنای دیرینهی مَرمَر.
اما باید بدانی که اندامِ تو را چگونه آفریدهام
و آن را به گُل و ستاره و شعر آراستهام
با ظرافتِ خطِ کوفی.
نمیتوانم توانِ خویش را در سرودنت به رُخ بِکشَم
در چاپهای تازه و
علامتگُذاریِ حروف.
عادت ندارم از کتابهای تازهام سخن بگویم
یا از زنی که افتخارِ عشقَش
و افتخارِ سرودنش را داشتهام.
کاری اینچنین
نه شایستهی تاریخِ شعرهای من است،
نه شایستهی دِلدارَم. نمیخواهم شماره کنم
گل میخهایی را که بَر نقرهی سَرشانههایت کاشتهاَم ،
فانوسهایی را که در خیابانِ چشمانَت آویختهاَم،
ماهیهایی را که در خلیجِ تو پَروَردهاَم،
ستارگانی را که در چینِ پیراهنت یافتهاَم،
یا کبوتری را
که میانِ پستانهایت پنهان کردهام.
کاری اینچنین نه شایستهی غرورِ من است،
نه قِداسَتِ تو.
بانوی من!
رسواییِ قشنگ!
با تو خوشبو میشَوَم!
تو آن شعرِ باشکوهی که آرزو میکنَم
امضای من پای تو باشد!
بانوی من!
دلم میخواست در عصرِ دیگری دوستَت میداشتَم!
در عصری مهربانتَر و شاعرانهتَر.
عصری که عطرِ کتاب،
عطرِ یاسْ و عطرِ آزادی را بیشتر حِس میکرد.
دلم میخواست دِلبرم بودی
در روزگارِ شارل آیزنهاور،
ژولیت گریکو،
پُل اِلوار،
پابلونِرودا،
چاپلین،
سید درویش
و نجیبالریحانی. دِلَم میخواست شبی
با تو در فلورانس شام میخوردم.
آن جا که تندیسهای میکلآنژ،
هنوز هم نان و شراب را با جهانگردان قسمت میکنَند.
دلم میخواست تو را
در عصرِ شمع دوست میداشتم.
در عصرِ هیزم و بادبزنهای اسپانیایی
و نامههای نوشته شُده با پَر
و پیراهنهای تافتهی رنگارَنگ.
نه در عصرِ دیسکو،
ماشینهای فِراری و شلوارهای جین.
دِلَم میخواست تو را در عصرِ دیگری میدیدم.
عصری که در آن
گنجشکان، پلیکانها و پریانِ دریایی حاکم بودند.
عصری که از آنِ نقاشان بود،
از آنِ موسیقیدانها،
عاشقان،
شاعران،
کودکان
و دیوانگان! دلم میخواست تو با من بودی
در عصری که بَر گُل و شعر و بوریا و زن سِتَم نبود.
ولی افسوس!
ما دیر رسیده ایم!
ما گُلِ عشق را جستجو میکنیم،
در عصری که با عشق بیگانه است.
👉💝 @sheroadab 👈💞
«تو را به عصری دوست می دارم»
شعری از #نزار_قبانی
برگردان و بازسرایی #یغما_گلرویی
از مجموعه «تمام کودکان جهان شاعرند» / چاپ ۱۳۸۱
می گفتند
تنها چیزی که
همه ی درد ها را دوا می کند
عشق است
پیدا بود که هنوز
مبتلا نشده بودند
👉💝 @sheroadab 👈💞
#رومن_گاری
تنها چیزی که
همه ی درد ها را دوا می کند
عشق است
پیدا بود که هنوز
مبتلا نشده بودند
👉💝 @sheroadab 👈💞
#رومن_گاری
مردها
موجودات عجیبی هستند
عاشقانه هایشان را با سیگار و شعر و باران تجربه میکنند...
و سالها بعد
با دختری ازدواج میکنند که نه طعم سیگار را چشیده
و نه هرگز شعری را به آیینه ی خیالش سپرده است
مرد ها موجودات عجیبی هستند
شیرین ترین بوسه هایشان را با طراوت باران قسمت میکنند...
و سالها بعد
با دختری ازدواج میکنند که لذت بوسه های خیس پاییزی را هیچگاه در هیچ خیابانی تجربه نکرده باشد...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#خاطره_حاتمی
موجودات عجیبی هستند
عاشقانه هایشان را با سیگار و شعر و باران تجربه میکنند...
و سالها بعد
با دختری ازدواج میکنند که نه طعم سیگار را چشیده
و نه هرگز شعری را به آیینه ی خیالش سپرده است
مرد ها موجودات عجیبی هستند
شیرین ترین بوسه هایشان را با طراوت باران قسمت میکنند...
و سالها بعد
با دختری ازدواج میکنند که لذت بوسه های خیس پاییزی را هیچگاه در هیچ خیابانی تجربه نکرده باشد...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#خاطره_حاتمی
فکر کن توی یک جزیره گیر کردی، نه ساعت داری، نه قطب نما، نه کسی که ازش تاریخ رو بپرسی؛
اگه بخوای بدونی چند شنبه هست، می دونی باید چی کار کنی؟
باید هفت تا غروب خورشید رو در نظر بگیری، گندترینش فرداش میشه شنبه!
👉💝 @sheroadab 👈💞
قهوه سرد آقای نویسنده #روزبه_معین
اگه بخوای بدونی چند شنبه هست، می دونی باید چی کار کنی؟
باید هفت تا غروب خورشید رو در نظر بگیری، گندترینش فرداش میشه شنبه!
👉💝 @sheroadab 👈💞
قهوه سرد آقای نویسنده #روزبه_معین
می خواهی
رژ صورتی بزن...
دامن گلدار بپوش...
تاب،
پیراهن
یا هرچه که دوست داری...
اما....
دست به موهایت نزن!
من
از موهای بلندت
کوتاه نمی آیم...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#محسن_حسینخانی
رژ صورتی بزن...
دامن گلدار بپوش...
تاب،
پیراهن
یا هرچه که دوست داری...
اما....
دست به موهایت نزن!
من
از موهای بلندت
کوتاه نمی آیم...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#محسن_حسینخانی
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه
تیرم به خطا میرود اما به هدر نه!
دلخونشدهی وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!
بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است! مگرنه؟
یک بار به من قرعهی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر ... نه
👉💝 @sheroadab 👈💞
#فاضل_نظری
تیرم به خطا میرود اما به هدر نه!
دلخونشدهی وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!
بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است! مگرنه؟
یک بار به من قرعهی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر ... نه
👉💝 @sheroadab 👈💞
#فاضل_نظری
لذت مرگ نگاهی ست به پایین کردن
بین روح و بدنت فاصله تعیین کردن
نقشه میریخت مرا از تو جدا سازد «شک»
نتوانست، بنا کرد به توهین کردن !
زیر بار غم تو داشت کسی له میشد !
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن
آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام
که نمانده ست توانایی نفرین کردن
با وفا خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن
" زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست "
خط مزن نقش مرا موقع تمرین کردن !
وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست
اشتباه است مرا دورتر از این کردن …
👉💝 @sheroadab 👈💞
#کاظم_بهمنی
بین روح و بدنت فاصله تعیین کردن
نقشه میریخت مرا از تو جدا سازد «شک»
نتوانست، بنا کرد به توهین کردن !
زیر بار غم تو داشت کسی له میشد !
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن
آن قدر اشک به مظلومیتم ریخته ام
که نمانده ست توانایی نفرین کردن
با وفا خواندم ات از عمد که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن
" زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست "
خط مزن نقش مرا موقع تمرین کردن !
وزش باد شدید است و نخ ام محکم نیست
اشتباه است مرا دورتر از این کردن …
👉💝 @sheroadab 👈💞
#کاظم_بهمنی
عاشق زنی مشو که می خواند
که زیاد گوش می دهد
زنی که می نویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر، وهم آگین، دیوانه
عاشق زنی مشو که می اندیشد
که می داند که داناست، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید
که قادر است روحش را به جسم بدل کند
و از آن بیشتر عاشق شعر است
(اینان خطرناک ترین ها هستند)
و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جواب ده است
که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه
ازاینگونه زن بازگشتِ به عقب ممکن نیست
هرگز ...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#مارتا_ریورا_گاریدو
که زیاد گوش می دهد
زنی که می نویسد
عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر، وهم آگین، دیوانه
عاشق زنی مشو که می اندیشد
که می داند که داناست، که توانِ پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد
عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید
که قادر است روحش را به جسم بدل کند
و از آن بیشتر عاشق شعر است
(اینان خطرناک ترین ها هستند)
و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جواب ده است
که پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه
ازاینگونه زن بازگشتِ به عقب ممکن نیست
هرگز ...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#مارتا_ریورا_گاریدو
.
با كه خواهى باز كرد
اين در كه بر من، بسته اى؟
بر كه خواهى بست دل را
چون ز من برداشتى...!
👉💝 @sheroadab 👈💞
#حسین_منزوی
نقاشی : انتظار
اثر فابیان پرز
با كه خواهى باز كرد
اين در كه بر من، بسته اى؟
بر كه خواهى بست دل را
چون ز من برداشتى...!
👉💝 @sheroadab 👈💞
#حسین_منزوی
نقاشی : انتظار
اثر فابیان پرز
این قـافـله عـمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد
👉💝 @sheroadab 👈💞
#خیام
به قفس سوخته، گيريم كه پر هم بدهند
بِــبَـرَنــد از وسط باغ گــذر هم بدهند
حاصل اين همه سال انس گرفتن به قفس
تلخ كامی ست اگر شهد و شكر هم بدهند
👉💝 @sheroadab 👈💞
#حامد_عسگری
بِــبَـرَنــد از وسط باغ گــذر هم بدهند
حاصل اين همه سال انس گرفتن به قفس
تلخ كامی ست اگر شهد و شكر هم بدهند
👉💝 @sheroadab 👈💞
#حامد_عسگری
کنج دلداده ترین ثانیه های سحر
درست زیر جایی از آسمان که پرستاره تر است؛
خوب که خیره شوی میبینی
عشق در میان دستان خدا گل انداخته است.
خدا هم عاشق شده است.
حال تو مانده ای : دستهایی که از آسمان برایت عشق میبارند و چشمانی که از فرسایش اشک ، تشنه ی عشق اند.
👉💝 @sheroadab 👈💞
#خدیجه_قادری
درست زیر جایی از آسمان که پرستاره تر است؛
خوب که خیره شوی میبینی
عشق در میان دستان خدا گل انداخته است.
خدا هم عاشق شده است.
حال تو مانده ای : دستهایی که از آسمان برایت عشق میبارند و چشمانی که از فرسایش اشک ، تشنه ی عشق اند.
👉💝 @sheroadab 👈💞
#خدیجه_قادری
جان درد تو یادگار دارد بی تو
اندوه تو در کنار دارد بی تو
با این همه من ز جان به جان آمده ام
جان در تنِ من چه کار دارد بی تو؟
👉💝 @sheroadab 👈💞
#انوری
اندوه تو در کنار دارد بی تو
با این همه من ز جان به جان آمده ام
جان در تنِ من چه کار دارد بی تو؟
👉💝 @sheroadab 👈💞
#انوری
تنها
غمگین
نشستهِ با ماه ...
در خلوتِ ساکتِ شبانگاه
اشکی به رُخم دوید
ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم !
دیدم که هنوز عاشقم
آه ...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#فریدون_مشیری
غمگین
نشستهِ با ماه ...
در خلوتِ ساکتِ شبانگاه
اشکی به رُخم دوید
ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم !
دیدم که هنوز عاشقم
آه ...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#فریدون_مشیری
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارندو اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید.آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی ، این انعکاس سایهء روح که در حالت اغماء و برزخ بین خواب و بیداری جلوه می کند کسی پی خواهد برد؟
👉💝 @sheroadab 👈💞
#صادق_هدایت
بوف کور
👉💝 @sheroadab 👈💞
#صادق_هدایت
بوف کور