شعر و ادب
1.69K subscribers
589 photos
2 videos
2 files
15 links
بی کم و کاست نیست کانالمون اما:


مختصر و مفید


خالی از چرندیات


بیشتر شعر و آثار کمتر دیده شده پست میکنیم، یعنی از شاعران بزرگ کمتر پست میشه


هميشه با ذکر نام صاحب اثر

انواع سبک های شعری و ادبی


دکلمه

بریده کتاب
Download Telegram
ندانم از کدامین جنبشِ مژگان هلاکم کرد

دو صف بر یکدگر خوردند و قاتل در میان گم شد




👉💝 @sheroadab 👈💞



#والی_بختیاری
«خیابان خواب»


سیگار تعارف شده را می پذیرد،
ترحم تعارف شده را هرگز!

در چشم هایش
نمی شود خیره ماند دقیقه ای،
مانند دولولی عاصی
شلیک می کند تمام زجرهایش را
مرد خیابان خواب.


👉💝 @sheroadab 👈💞



#یغما_گلرویی
#خیابان_خواب
👉💝 @sheroadab 👈💞


#فاضل_نظری
بخشی از غزل دروغ

" #کتاب " کتاب تازه منتشر شده ی فاضل نظری
همه عاشق شدن را بلدند،
اما فقط افراد کمی هستند که بلدند چگونه در عشق با یک نفر برای مدتی طولانی بمانند!





👉💝 @sheroadab 👈💞



#آنا_گاوالدا
گریز دلپذیر
"حسرت"

در نبود انگشتانت
شانه می کنم
بید مجنون را
#حسرت
تاب می خورد در باغ
باران می شود
می بارد
بر کوچه های کوچک روستا
...
خبرم کرده اند
چند روزی که خواب بوده ام
پرستوها
بوی تو را آورده اند
...
حالا
گیج و پریشان
تمام کتاب ها را سر و ته می خوانم
و حوصله ی هیچ گنجشکی را ندارم
حالا که رویاهایم
خانه های روی آبند
که پشت هر لبخندم بغضی هست
حالا می فهمم
انگشتان تو
در تمام حادثه های زندگی ام
دست دارند




👉💝 @sheroadab 👈💞



#سجاد_باقرزاده
با دکلمه ی سرکار خانم #آذر_امینی
@sokhanban
هر صبح
چشم كه باز مي كنم
قبل از هر چيزی
قبل از هر كسی
واقعيت را مي بينم
نبودن ات را!



👉💝 @sheroadab 👈💞



#نسترن_وثوقی
کفّاره‌ی شراب خوری‌های بی ‌حساب!


هشیار در میانه‌ی مستان نشستن است...




👉💝 @sheroadab 👈💞



حضرت #صائب_تبریزی
جامی است که عقل آفرین میزندش

صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش


این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین میزندش




👉💝 @sheroadab 👈💞




حضرت عمر #خیام
مدت هاست که دیگر با کسی درباره پول و هنر حرف نمی زنم.هر وقت که این دو با هم برخورد می کنند،یک جای کار لنگ است. هنر را یا گران می خرند یا ارزان




👉💝 @sheroadab 👈💞



#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
«قایقم مال تو باد»

قایقی خواهم ساخت
تار و پودش از جان
خواهم انداخت به آب
بی تو اما به کجا من ببرم قایق را؟
و دلم را به چه آبی بزنم؟!
قایق از تور تهی نیست؛تهی از دل توست!

جسم من بی حرکت این گوشه است
لیک چشمانم نه!
چشم من میبیند
قایقت را و تو را
گذر سرد تو را ٬
چشم من درپی تو می آید تا هرجا
و دلم درپی چشمم اشک ریزان و حسود...

من به چشمم دیدم
تو و قایق با آب
هردو شاد و شاداب
از برم میگذرید؛
من وقایق با خاک
هردو سرد و غمناک
به تماشای تو دل میسپریم!
از خودم میپرسم:
«آن که من قایق جان ساخته ام را به دلش میبخشم٬
قایقش از چه شد اشغال که قدر یک دل٬
از برای دل من جای ندارد اکنون؟؟؟»

به خودم آمده بودم دیدم
دور گشتی از من؛
باورم دیگر شد
رفتن تلخت را!
در میان گریه
با هزاران حسرت
با هزاران فریاد
من صدایت کردم:
«تو که چون آب ٬ روان میگذری
تو که با آبِ روان میگذری
میشنوی؟؟!!
من ندارم مقصد
من نمیدانم راه
بی تو گم خواهم شد
میشنوی؟؟؟؟»
نشنیدی انگار!
میشنیدی حتماً رو به سویم برمیگرداندی
و مرا میبردی!
نشنیدی حتماً...
آب میریزم من در دریا پشت سرت
تو برو با قایق
و ببر حتی این دریا را!
من هم اینجا با اشک
میکشم یک دریا...
آرزویم این است

که«دلت باشد شاد»
تو بمان خرم و شاد
قایقم مال تو باد...





👉💝 @sheroadab 👈💞


#شکوفه_ابراهیمی
" نمازِ عشق "

ستــاره از اذانت جــان بگیرد
فلک جشنِ حنا بندان بگیرد
در این شبهای پرمهر و درخشان
قضا بر ما کمی آسان بگیرد



👉💝 @sheroadab 👈💞



با اجراى فلور فرشچی و شعر نازنين محسنى
کفر و دین در نگهت
خلقت ِشیطان و خدا

آیه و وسوسه و ،
حجّت و انکار، سلام!




👉💝 @sheroadab 👈💞




#سیامک_کیهانی
جمعه و شنبه برایم چه تفاوت دارد

من که هرلحظه و هر ثانیه دلتنگ توام ...



👉💝 @sheroadab 👈💞



#خلیل_رحیمی
جمعه و غصه ی تنهایی و بی حوصلگی

تازه این اول ظهر است و غروبش، در پیش...!



👉💝 @sheroadab 👈💞



#مهدی_امیری
اونكه آرامشمو گرفت ازم
خالى از من! پر از آرامش رفت!

تا رسيد به آرزوهاى خودش
آرزو هاى منو يادش رفت



👉💝 @sheroadab 👈💞



#اميد_روزبه
توضیحات کتاب #دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد


سبک نوشتار آناگاوالدا متفاوت، بسیار روان و بی تکلّف و ساده است. می بینی که نوشتن می تواند روایت ساده و صادقانۀ آن چیزی باشد که هست و خواندن همیشه در انتظار حادثه ای نشستن نیست.خواندن می تواند مروری ساده باشد بر آن چه که هست.بی کم وکاست.نقطۀ قوت آناگاوالدا در این است که همان گونه که آدمی سخن می گوید، می نویسد.منتقدی در باب او می گوید:«کلام مکتوب از کلام شفاهی پیشی نمی گیرد، از آن عقب نمی ماند، آن را دو چندان نمی نماید، بلکه به سارگی جایگزین آن می شود.»

آناگاوالدا در سال ۱۹۷۰ در بولوین در حومۀ پاریس به دنیا آمد. در ۲۹ سالگی با مجموعۀ داستان« دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» به موفقیت بزرگی دست یافت. این کتاب در خارج از فرانسه به ۱۹ زبان ترجمه گردید. آناگاوالدا خود می گوید: «فکر می کنم راهی وجود دارد که بتوان از واقعیات تلخ و ناخوشایند به آرامی سخن گفت. به هر حال بهترین راه برای بیرون رفتن از کسادی بازار روزمرّگی همین است.»



👉💝 @sheroadab 👈💞




#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم_باشد

#آنا_گاوالدا
#داستان_کوتاه