شعر و ادب
به سربازان شهید وطن! 😔
.
ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﺘﺎﻥ ﻓﮑﺮ می کنم
ﭘﯿﺎم های ﺳﻮﺧﺘﻪ ﯼ ﻧﺎﺗﻤﺎﻡ
ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ سفر
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﺮﺳﯿﺪ .
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ : " ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺒﺎ "...
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ : " ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺑﻮ "...
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ : " ﺗﻮ ﻫﻢ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺧﻮ "...
.
ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﮐﺴﯽ فکر می کنم
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
" ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﺭﺳﯿﺪﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ "
به آخرین سیگار مشترکت
به اولین چوب خطت بر لبه ی کلاه
به نخستین حرف نام معشوقه ات بر دیوار پادگان
به اینکه مرا ببخش مادرم
اگر این بار جای سوغاتی
خاکسترم را برایت هدیه می آورم...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#داودسوران
ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﺘﺎﻥ ﻓﮑﺮ می کنم
ﭘﯿﺎم های ﺳﻮﺧﺘﻪ ﯼ ﻧﺎﺗﻤﺎﻡ
ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ سفر
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﺮﺳﯿﺪ .
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ : " ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺒﺎ "...
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ : " ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺑﻮ "...
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ : " ﺗﻮ ﻫﻢ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺧﻮ "...
.
ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﮐﺴﯽ فکر می کنم
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
" ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﺭﺳﯿﺪﯼ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ "
به آخرین سیگار مشترکت
به اولین چوب خطت بر لبه ی کلاه
به نخستین حرف نام معشوقه ات بر دیوار پادگان
به اینکه مرا ببخش مادرم
اگر این بار جای سوغاتی
خاکسترم را برایت هدیه می آورم...
👉💝 @sheroadab 👈💞
#داودسوران
تلخ ترین و غم انگیز ترین اشکهایی که بر سر مزارها ریخته می شود،
به خاطر حرفهای نگفته و کارهای انجام نشده است...!
#بیچر_استو
عکس، حسرت
اثر : اندرتون
به خاطر حرفهای نگفته و کارهای انجام نشده است...!
#بیچر_استو
عکس، حسرت
اثر : اندرتون
یکی از آقای کوینر پرسید، خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت: به تو توصیه می کنم در این باب تأمل کن که آیا رفتارت با دانستن جواب این سوال تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکرد این پرسش خود به خود منتفی است. اگر تغییر کرد دستِ کم می توانم کمکت کنم و به تو بگویم: تو دیگر تصمیم خودت را گرفته ای، تو به یک خدا احتیاج داری.
#برتولت_برشت
آقای کوینر گفت: به تو توصیه می کنم در این باب تأمل کن که آیا رفتارت با دانستن جواب این سوال تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکرد این پرسش خود به خود منتفی است. اگر تغییر کرد دستِ کم می توانم کمکت کنم و به تو بگویم: تو دیگر تصمیم خودت را گرفته ای، تو به یک خدا احتیاج داری.
#برتولت_برشت
من هيچ وقت
معشوقه ي هيچ سربازي نبودم
كه بدانم چند فصل بايد
بي امان ببارم
تا رد پوتين هايش را از قلبم پاك كنم!
من هيچ وقت
مادر هيچ سربازي نبودم
كه باور كنم ديگر
پسرم در هيچ پادگاني
منتظر تماسِ من نيست!
من هيچ وقت
خواهر هيچ سربازي نبودم
كه بدانم غمِ بي برادري دلم را مي سوزاند
يا جگرم را آتش مي زند!
من فقط يك شاعر معمولي بودم
كه حتا نمي دانست
چگونه واژه ها را براي اندوه زنان داغ ديده سرزمين اش
سوگ وار كند!
#نسترن_وثوقی
معشوقه ي هيچ سربازي نبودم
كه بدانم چند فصل بايد
بي امان ببارم
تا رد پوتين هايش را از قلبم پاك كنم!
من هيچ وقت
مادر هيچ سربازي نبودم
كه باور كنم ديگر
پسرم در هيچ پادگاني
منتظر تماسِ من نيست!
من هيچ وقت
خواهر هيچ سربازي نبودم
كه بدانم غمِ بي برادري دلم را مي سوزاند
يا جگرم را آتش مي زند!
من فقط يك شاعر معمولي بودم
كه حتا نمي دانست
چگونه واژه ها را براي اندوه زنان داغ ديده سرزمين اش
سوگ وار كند!
#نسترن_وثوقی
.
هزار بار ديگر هم كه بميرى
بازهم
سرباز به دنيا مى آيى
و پرچم كشورت
هيچ وقت
آن قدر بلند نيست كه بتواند
اشك هايت را پاك كند
#حامد_ابراهیم_پور
هزار بار ديگر هم كه بميرى
بازهم
سرباز به دنيا مى آيى
و پرچم كشورت
هيچ وقت
آن قدر بلند نيست كه بتواند
اشك هايت را پاك كند
#حامد_ابراهیم_پور
-میشه به درد غلبه کرد؟!
+یه بار مارتین دندون درد داشت، اتو رو زد به برق و صبر کرد، بعد اونو گذاشت رو شونش و دندون دردش رو فراموش کرد
👉💙 @sheroadab 💙👈
فیلمی کوتاه درباره عشق
نویسنده و کارگردان: #کریستوف_کیشلوفسکی
+یه بار مارتین دندون درد داشت، اتو رو زد به برق و صبر کرد، بعد اونو گذاشت رو شونش و دندون دردش رو فراموش کرد
👉💙 @sheroadab 💙👈
فیلمی کوتاه درباره عشق
نویسنده و کارگردان: #کریستوف_کیشلوفسکی
یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود.
یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟»
گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتادۀ بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی.
هر دومان یخ می زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم. نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد...!
#مصطفی_مستور
از کتاب: #عشق_روی_پیاده_رو
یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟»
گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتادۀ بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی.
هر دومان یخ می زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم. نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد...!
#مصطفی_مستور
از کتاب: #عشق_روی_پیاده_رو
چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد. چیزی که جلویم را گرفت، این فکر بود که هیچکس، مطلقاً هیچکس، از مرگم متأثر نخواهد شد و من در مرگ خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود.
#ژان_پل_سارتر
از كتاب : تهوع
#ژان_پل_سارتر
از كتاب : تهوع
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه هیچ اتفاق خوبی بعد از ساعت دو شب نمیفته،وقتی ساعت به دو نزدیک شد فقط باید خوابید!
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی در بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل کاری،وظیفش هم اینه که بهت جیگر میده تا دیوونه بازی در بیاری،یه جورایی رهات می کنه!
اون وقت می تونی بعد از چند سال به کسی بگی دوست دارم،یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده،کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصله کاریه نشم.
اما مگه زندگی بدون کارهای خارق العاده جذاب میشه؟
#روزبه_معین
از کتاب : آنتارکتیکا،هشتاد و نه درجه جنوبی
من حدس می زنم بعد از ساعت دو شب یه هورمونی در بدن ترشح میشه که من اسمش رو گذاشتم هورمون اصل کاری،وظیفش هم اینه که بهت جیگر میده تا دیوونه بازی در بیاری،یه جورایی رهات می کنه!
اون وقت می تونی بعد از چند سال به کسی بگی دوست دارم،یا اینکه بگی دلم واست تنگ شده،کاری که هیچ وقت نمی تونی ساعت هفت صبح انجام بدی!
واسه همین تلاش کردم شب ها قبل ساعت دو بخوابم تا درگیر این هورمون اصله کاریه نشم.
اما مگه زندگی بدون کارهای خارق العاده جذاب میشه؟
#روزبه_معین
از کتاب : آنتارکتیکا،هشتاد و نه درجه جنوبی
بعد از ٤ سال هنوز بايد حواسم را جمع كنم. گاهى كه حواسم پرتِ سكوت خانه مىشود يا نگاهم به عكسى مىافتد و فكرم پى خاطرهايى مىرود، دستهايم به عادت بيست و چند ساله، دو فنجان قهوه درست
میکنند!
خالی کردن فنجان دوم توی ظرفشویی عذاب است ...
#زویا_پیرزاد
از کتاب : یک روز مانده به عید پاک
میکنند!
خالی کردن فنجان دوم توی ظرفشویی عذاب است ...
#زویا_پیرزاد
از کتاب : یک روز مانده به عید پاک
تو یک روز نیستی
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه وُ
و شعرها نیست می شوند.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی...
#شیرکو_بی_کس
تمامِ سالی.
تو یک شب
یا یک کتاب و یک قطره نیستی
تو یک نقاشی یا تابلویی بر دیوار نیستی.
اگر دقیقه ای نباشی
ساعت ها از کار می افتند
خانه ها برهوت می شوند
کوچه ها اشک می ریزند
پرندگان، سیَه وُ
و شعرها نیست می شوند.
تو فقط باد و باران هشتمِ ماه مارس نیستی
تو ای دل انگیزِ شب های تابستانی
گیسوان شب های پاییزی
تو ای سوز بوران عشق
تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی...
#شیرکو_بی_کس
من برای تو به جادوی زمان چنگ زدم
رفتم و از گره زلف تو آهنگ زدم
گاه این شعله سراپای مرا سوخت ولی
گره زلف تو را با دل یکرنگ زدم
👉💝 @sheroadab 👈💞
#ستاره_محمدی
رفتم و از گره زلف تو آهنگ زدم
گاه این شعله سراپای مرا سوخت ولی
گره زلف تو را با دل یکرنگ زدم
👉💝 @sheroadab 👈💞
#ستاره_محمدی
شنيده اي شكستم من،
شبيه ظرف سفالي
به زير پاي ادمها
شدم چند تكه ي خالي
خودت طراحي ام كردي
به رنگ سنگ فيروزه
يكي يك دانه ات بودم
شدم مهمان يك روزه
👉💝 @sheroadab 👈💞
#زهرا_محمدی
شبيه ظرف سفالي
به زير پاي ادمها
شدم چند تكه ي خالي
خودت طراحي ام كردي
به رنگ سنگ فيروزه
يكي يك دانه ات بودم
شدم مهمان يك روزه
👉💝 @sheroadab 👈💞
#زهرا_محمدی
روزی
بهِ دُختـرم خٰٰواهم گُفت
شِعرهٰٰای عٰاشِقٰٰانه نَخواند !
وَ
بٰا ِهیچ نِویـسَنده ایٰی
قَرار مُلاقٰٰاتی نَگٰٰذارد .
چـِرا کٰه مٰیدانَم
هیچ مَـرد شٰٰاعری
دو بٰار عٰاشِق نِمـیشَود !
👉💝 @sheroadab 👈💞
#کیوان_شعبانی
@Maghhor
بهِ دُختـرم خٰٰواهم گُفت
شِعرهٰٰای عٰاشِقٰٰانه نَخواند !
وَ
بٰا ِهیچ نِویـسَنده ایٰی
قَرار مُلاقٰٰاتی نَگٰٰذارد .
چـِرا کٰه مٰیدانَم
هیچ مَـرد شٰٰاعری
دو بٰار عٰاشِق نِمـیشَود !
👉💝 @sheroadab 👈💞
#کیوان_شعبانی
@Maghhor
و شاید تهران
مردی ست چشم به راه
که در نبودنت
دود میکند بهمن ها را
👉💝 @sheroadab 👈💞
#کیوان_شعبانی
@maghhor
مردی ست چشم به راه
که در نبودنت
دود میکند بهمن ها را
👉💝 @sheroadab 👈💞
#کیوان_شعبانی
@maghhor
ای یار و نگار من، خداحافظ تو
رفتی ز کنار من، خداحافظ تو
با تیر فراق تیره روزم کردی
ای فصل بهار من، خداحافظ تو
👉💝 @sheroadab 👈💞
#حسین_شادمهر
@shadmehraneh
رفتی ز کنار من، خداحافظ تو
با تیر فراق تیره روزم کردی
ای فصل بهار من، خداحافظ تو
👉💝 @sheroadab 👈💞
#حسین_شادمهر
@shadmehraneh
خیال میکنی
نهنگها نمیدانند
آمدن به ساحل یعنی مرگ؟!
خیال میکنی
به عاقبتش فکر نکردم
گفتم "دوستت دارم"؟
👉💝 @sheroadab 👈💞
#پوریا_نبی_پور
نهنگها نمیدانند
آمدن به ساحل یعنی مرگ؟!
خیال میکنی
به عاقبتش فکر نکردم
گفتم "دوستت دارم"؟
👉💝 @sheroadab 👈💞
#پوریا_نبی_پور
سراغت از کوه گرفتم
ماه سرخ من!
بدمست شد
بویت دیوانه می کند
باد را
تمام رویاهای جهان
وصف زیبایی توست
👉💝 @sheroadab 👈💞
#سجاد_باقرزاده
@sokhanban
ماه سرخ من!
بدمست شد
بویت دیوانه می کند
باد را
تمام رویاهای جهان
وصف زیبایی توست
👉💝 @sheroadab 👈💞
#سجاد_باقرزاده
@sokhanban