حیف است خوابیدن،
وقتی زندگی،
بیرحمانه کوتاه است
اگر در جهانی دیگر،
همدیگر را یافتیم،
اینبار بگو دوستم داری...
یا من اول بگویم !
حیف است نگفتن ؛
وقتی زندگی؛
چنین کوتاه است
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#چیستا_یثربی
وقتی زندگی،
بیرحمانه کوتاه است
اگر در جهانی دیگر،
همدیگر را یافتیم،
اینبار بگو دوستم داری...
یا من اول بگویم !
حیف است نگفتن ؛
وقتی زندگی؛
چنین کوتاه است
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#چیستا_یثربی
دیده از اشک و
دل از داغ و
لب از آه
پُر است
عشق
در هر گذری
رنگ دگر می ریزد
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#صائب_تبریزی
دل از داغ و
لب از آه
پُر است
عشق
در هر گذری
رنگ دگر می ریزد
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#صائب_تبریزی
حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است و نه سیگار برگ برلب گذاشته و کلاه کج بر سر.
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود. اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.
حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#شروین_راوی
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود. اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.
حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد.
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#شروین_راوی
پدر پاشو...، خیابون منتظره
دوباره غبار نشسته روی شهر
دوباره باید صدای خش خشِ
جاروی مردی بپیچه توی شهر
دوباره خلوتِ این خیابونا
چشم براهِ شب نخوابی توئه
باز یه پیرمرد باید میونِ باد
دنبالِ رقصِ یه قوطی بدوئه
توی این شهرِ شلوغِ بی حواس
کی بجز من تو رو می بینه پدر؟
کی می دونه زندگی چه شکلیه
از نگاهِ ساده یِ یه رفتگر؟
تهِ چشمت اضطرابو می شه دید
نیمه های شب تو کوچه های خیس
نکنه میونِ بازنشسته ها
بری تو پوشه یِ آقای رئیس
نگرانی نکنه تو ماهِ بعد
دیگه دستتو زباله نبُره
نکنه از خونه بیرون بزنی
ولی کاغذِ خرید، خط نخوره
دوباره مثلِ همیشه دیشبم
جای خالیت خوابِ مادرو شکست
اون که سی ساله داره فکر می کنه
نکنه یه شب یه راننده یِ مست...!
اشتراکِ تلخی مونده میونِ
تو و بچه های گل فروش پدر
چرخِ زندگی هنوز لنگ می زنه
هوا سرده، کُتتو بپوش پدر
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#پیام_پولاد
دوباره غبار نشسته روی شهر
دوباره باید صدای خش خشِ
جاروی مردی بپیچه توی شهر
دوباره خلوتِ این خیابونا
چشم براهِ شب نخوابی توئه
باز یه پیرمرد باید میونِ باد
دنبالِ رقصِ یه قوطی بدوئه
توی این شهرِ شلوغِ بی حواس
کی بجز من تو رو می بینه پدر؟
کی می دونه زندگی چه شکلیه
از نگاهِ ساده یِ یه رفتگر؟
تهِ چشمت اضطرابو می شه دید
نیمه های شب تو کوچه های خیس
نکنه میونِ بازنشسته ها
بری تو پوشه یِ آقای رئیس
نگرانی نکنه تو ماهِ بعد
دیگه دستتو زباله نبُره
نکنه از خونه بیرون بزنی
ولی کاغذِ خرید، خط نخوره
دوباره مثلِ همیشه دیشبم
جای خالیت خوابِ مادرو شکست
اون که سی ساله داره فکر می کنه
نکنه یه شب یه راننده یِ مست...!
اشتراکِ تلخی مونده میونِ
تو و بچه های گل فروش پدر
چرخِ زندگی هنوز لنگ می زنه
هوا سرده، کُتتو بپوش پدر
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#پیام_پولاد
.
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون، پروا کن ای دوست
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#سیاوش_کسرایی
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون، پروا کن ای دوست
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#سیاوش_کسرایی
ای صبا درد من خسته به درمان برسان
یعنی از من بستان جان و به جانان برسان
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#محتشم_کاشانی
یعنی از من بستان جان و به جانان برسان
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#محتشم_کاشانی
ماجراهای احساسی
خطرناک تر از جنگ هستند
در نبرد
آدم یک بار بیشتر کشته نمی شود ...
ولی درعشق
چندین بار...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#امانوئل_اشمیت
خطرناک تر از جنگ هستند
در نبرد
آدم یک بار بیشتر کشته نمی شود ...
ولی درعشق
چندین بار...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#امانوئل_اشمیت
روزها رفتند و من دیگر ،
خود نمی دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم،
یا منِ مغلوب دیرینم ! ؟
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#فروغ_فرخزاد
خود نمی دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم،
یا منِ مغلوب دیرینم ! ؟
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#فروغ_فرخزاد
مهم ترین چیز در زندگی چیست؟
فقط یک چیز مهم است، شادی.
هرگز اجازه نده کسی شادی تو را از تو بگیرد ...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
دیوانه وار
#کریستین_بوبن
فقط یک چیز مهم است، شادی.
هرگز اجازه نده کسی شادی تو را از تو بگیرد ...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
دیوانه وار
#کریستین_بوبن
شاد زی با سیاه چشمان شاد
که جهان نیست جر فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وزگذشته نکرد باید یاد
#رودکی
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
جهانی را سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
#شهید_بلخی
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
که جهان نیست جر فسانه و باد
ز آمده شادمان بباید بود
وزگذشته نکرد باید یاد
#رودکی
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
جهانی را سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
#شهید_بلخی
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
گیـــــرم که نهــــان برکشم این آه جگر سوز
با اشک تــــــو ای دیده ی غمـــاز چه سازم
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#هوشنگ_ابتهاج
با اشک تــــــو ای دیده ی غمـــاز چه سازم
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#هوشنگ_ابتهاج
برایِ یکبـار هم که شده
از ته قلب بگو "دوستت دارم "
تفنگی که دقیق نشانه نرود
می تواند
عمری یک نفر را عذاب دهد . . .
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#محسن_حسینخانی
از ته قلب بگو "دوستت دارم "
تفنگی که دقیق نشانه نرود
می تواند
عمری یک نفر را عذاب دهد . . .
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
#محسن_حسینخانی
از شباهت به تکرار می رسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی، از بیهودگی به خستگی و نفرت... عادت همه چیز را ویران می کند از جمله عظمت دوست داشتن را...
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
صفحه 74
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
صفحه 74
«هیچ شعری حکومتها را سرنگون نمیکند»
«شعرها / یک»
شعرهایی که نعره میزنند،
شعرهایی که مثل سرنیزه علم میشوند،
شعرهایی که نظامِ حاکم را تهدید میکنند
و با پاهای انگشتشمارشان
انقلابها را برپا، یا کلهپا میکنند شعرهایی بیهودهاند.
شعرهایی دروغین،
رجزخوان،
غلو شده.
چرا که در این روزگار
هیچ شعری حکومتها را سرنگون نمیکند.
هیچ شعری نمیتواند مردم را به حرکت دربیاورد.
واقعن کدام مردم؟
کیست که به مردم فکر کند؟
شعر اگر کالای تجاری نباشد،
دستِ کم نوعی رهاییِ فردیست
و به همین خاطر است که من
دیگر شعر نمینویسم
تا تفنگهایی کاغذی ساخته باشم
و اسلحههای از حرفهای دروغین و توخالی.
شاید بتوانم با شعرهایم
تنها گوشهی کوچکی از حقیقت را نشان بدهم
و کمی نور به زندگی قلابیِ خودمان بتابانم.
تا آنجا که بتوانم
و البته
تا آنجا که طاقت بیاورم. //
«شعرها / دو»
شعرها حکومتها را سرنگون نمیکنند.
این را سالها پیش نوشته بودم
و در تمام این سالها
مرا به خاطر نوشتنش تکفیر میکنند
ولی شعرها کار خود را میکنند.
حکومتها را عریان میکنند و متهم
حتا زمانی که به آرایش خود مشغولند
و نو کردن ویترینها
و تابلوها
و لقبهایشان.
بعضی شعرها میتوانند
مچِ حاکمان را در دقایقِ ناجور بگیرند.
در همان دقایقی که مطمئنند کسی آنها را نمیبیند.
با تنبانهای پایین کشیدهی زرد
پیش از آن که فتقبندشان را ببندند
و شلوارشان را بالا بکشند.
با دمپاییهای پاشنه خواباند
قبل از آن که کفشهاشان را عوض کنند
و چکمههاشان را بپوشند.
قبل از تو دادن شکمهای ورقلمبیده
و بستن دکمههای فرنجشان.
با دندانهای عاریه در لیوان آب
قبل از آنکه دوباره نطقِ تاریخی خود را تمرین کنند.
با غبغبِ آویزان و لپهای شل و ول
قبل از این که چانههاشان را بالا بگیرند
تا جوان به نظر بیایند و آیندهنگر.
بله،
شعرها حکومتها را سرنگون نمیکنند
اما عمرشان
بیشتر از تمام پوسترهای حکومتیست. //
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
دو شعر از تیتوس پاتریکیوس
برگردان و بازسرایی #یغما_گلرویی
«شعرها / یک»
شعرهایی که نعره میزنند،
شعرهایی که مثل سرنیزه علم میشوند،
شعرهایی که نظامِ حاکم را تهدید میکنند
و با پاهای انگشتشمارشان
انقلابها را برپا، یا کلهپا میکنند شعرهایی بیهودهاند.
شعرهایی دروغین،
رجزخوان،
غلو شده.
چرا که در این روزگار
هیچ شعری حکومتها را سرنگون نمیکند.
هیچ شعری نمیتواند مردم را به حرکت دربیاورد.
واقعن کدام مردم؟
کیست که به مردم فکر کند؟
شعر اگر کالای تجاری نباشد،
دستِ کم نوعی رهاییِ فردیست
و به همین خاطر است که من
دیگر شعر نمینویسم
تا تفنگهایی کاغذی ساخته باشم
و اسلحههای از حرفهای دروغین و توخالی.
شاید بتوانم با شعرهایم
تنها گوشهی کوچکی از حقیقت را نشان بدهم
و کمی نور به زندگی قلابیِ خودمان بتابانم.
تا آنجا که بتوانم
و البته
تا آنجا که طاقت بیاورم. //
«شعرها / دو»
شعرها حکومتها را سرنگون نمیکنند.
این را سالها پیش نوشته بودم
و در تمام این سالها
مرا به خاطر نوشتنش تکفیر میکنند
ولی شعرها کار خود را میکنند.
حکومتها را عریان میکنند و متهم
حتا زمانی که به آرایش خود مشغولند
و نو کردن ویترینها
و تابلوها
و لقبهایشان.
بعضی شعرها میتوانند
مچِ حاکمان را در دقایقِ ناجور بگیرند.
در همان دقایقی که مطمئنند کسی آنها را نمیبیند.
با تنبانهای پایین کشیدهی زرد
پیش از آن که فتقبندشان را ببندند
و شلوارشان را بالا بکشند.
با دمپاییهای پاشنه خواباند
قبل از آن که کفشهاشان را عوض کنند
و چکمههاشان را بپوشند.
قبل از تو دادن شکمهای ورقلمبیده
و بستن دکمههای فرنجشان.
با دندانهای عاریه در لیوان آب
قبل از آنکه دوباره نطقِ تاریخی خود را تمرین کنند.
با غبغبِ آویزان و لپهای شل و ول
قبل از این که چانههاشان را بالا بگیرند
تا جوان به نظر بیایند و آیندهنگر.
بله،
شعرها حکومتها را سرنگون نمیکنند
اما عمرشان
بیشتر از تمام پوسترهای حکومتیست. //
❤️ 👉 @sheroadab 👈 ❤️
دو شعر از تیتوس پاتریکیوس
برگردان و بازسرایی #یغما_گلرویی