مطالعات شیعه در غرب
3.04K subscribers
744 photos
144 videos
692 files
825 links
✳️ بررسی، شناسایی و معرفی
🔹جریان ها
🔹مراکز علمی، پژوهشی و تخصصی
🔹شخصیت های متخصص و صاحبنظر
🔹منابع و محتواهای موجود
🔹نشست و کنفرانس ها
در حوزه مطالعات شیعه پژوهی و اسلام شناسی

✳️ ارتباط با مدیر 👈👈👈
@ebnosiam

#مطالعات_تخصصی
Download Telegram
مطالعات شیعی در غرب (گفتگو با زابینه اشمیتکه)


با تشكر از شما نسبت به موافقت جنابعالي با انجام اين مصاحبه، مركز مطالعات اسلام شيعي پس از طي مدت زمان طولاني اينك اين افتخار را دارد كه افتتاح انتشار فصلنامه مطالعات شيعي (لندن) با حضور محققي برجسته چون جنابعالي باشد. همان طور كه مي دانيد، استارت حوزه مطالعات شيعي در اروپا با برگزاري كنگره استراسبورگ در سال 1968 همزمان بود و بسياري از مطالعات مطرح در تشيع امامي در محافل علمي غربي با مطالعات جديد از آن زمان آغاز شده است. با اين حال درباره تشيع ما با حجم زيادي از داده هاي نسخ خطي چاپ نشده و مطالعه نشده مواجهيم كه اينك به صورت بكر در كتابخانه هاي اسلامي در سراسر جهان موجود است، اما با توجه به مطالعات برجسته و گسترده درباره مسلمانان و تمدن، فرهنگ و انديشه اسلامي، سهم مطالعات شيعي اندك است. به عنوان استاد مطالعات شيعي، براي خوانندگان ما مفيد خواهد بود كه اندكي درباره مطالعات شيعي، تاريخچه وضعيت آن در اروپا و تحصيلاتي كه شما در اين زمينه طي كرديد، توضيح دهيد.

با استانداردهاي آلمان، تحصيلات آكادميك و حرفه يي من به عنوان يك محقق و پژوهشگر مطالعات اسلامي ممكن است اندكي غيرمعمول به نظر برسد. من يكي از دانشگاه هاي بين المللي پيشرو در مطالعات اسلامي و عربي و به طور خاص، مطالعات امامي است، زيرنظر كارشناسان برجسته يي مانند اتان كلبرگ، نويسنده كتاب تاليفات يك مسلمان از قرون وسطي به نام ابن طاووس و كتابخانه اش (چاپ ليدن، بريل 1992) و ماير بار اشر، نويسنده كتاب مقدس و تفسير در مذهب شيعه امامي نخستين (چاپ ليدن، بريل 1999) دريافت كردم. بعد از يك سال براي تحصيلات كارشناسي ارشد در رشته هنر به لندن رفتم و از مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي، فارغ التحصيل شدم. افتخار ويژه يي داشتم كه استادي پايان نامه ام در دوره دكتري در آكسفورد، با پروفسور ويلفرد مادلونگ، استاد برجسته تمامي شاخه هاي مطالعات شيعي، يعني اماميه، زيدي و اسماعيليه بوده است و اين سخني به گزافه نخواهد بود كه بگويم، نسبت به اساتيد ديگرم، مطالعات من در زمينه شيعه، بسيار تحت تاثير و مرهون پروفسور مادلونگ است.



مطالعات شيعي را چگونه تعريف مي كنيد؟

بر پايه نگرش و تعريف من، مطالعات شيعي طيف وسيعي از شاخه هاي سه گانه اسماعيليه، زيديه و اماميه را پوشش مي دهد. با اين حال، به عنوان محقق مطالعات شيعي بايد بگويم ما بايد هميشه در نظر داشته باشيم كه هر توسعه تاريخي، در درون انديشه هر شاخه منبعث از خود اسلام است كه معمولادر يك حوزه گسترده تري صورت گرفته و با آن مرتبط مي شود: با وجود اين ارتباط هر يك از اين شاخه ها، ما بايد تا حد امكان تلاش كنيم، بيش از حد در تعامل علمي با مطالعات شيعي انجام شده يا با مطالعات انجام گرفته در يكي از شاخه هاي آن باشيم.



به نظر شما چه كساني پيشگامان اصلي مطالعات شيعي بوده و آن را ساخته اند و مهم ترين آنها در مشاركت با اين رشته چه كساني هستند؟

مطمئنا مطالعات شيعي در ميان مطالعات اسلامي، تنها از سال 1968م در استراسبورگ شروع شده است. بدون ترديد به طور خاص در مطالعات امامي، شركت كنندگان در آن كنگره قطعا جزو پيشگامان اين پروسه محسوب مي شوند. در اين ميان سهم پراهميت هانري كربن (1903- 1978) و ويلفرد مادلونگ، غيرقابل انكار است. بخش قابل توجهي از محققان آموزش هاي ارائه شده درباره مطالعات شيعي را مرهون تلاش هاي اين دو دانشمند برجسته مي دانند. البته در زمينه مطالعات امامي دانشمندان برجسته يي نيز از ايران و عراق تلاش هاي اساسي داشته اند كه از آن ميان مي توان به آقا بزرگ تهراني (1875-1970) و محمدتقي دانش پژوه (1911-1996) اشاره كرد. در زمينه مطالعات امامي از سال 1968م تاكنون آثار متعددي در قالب كتاب و مقاله منتشر شده است كه از آن جمله درباره شيعه امامي، تاليف مشترك معزي، اشر و هاپكينز، به زبان فرانسوي شايسته توجه است: مطالعات شيعه زيدي در سال هاي اخير نيز رشد فوق العاده يي داشته است، در مطالعات اين حوزه بايد از دانشمنداني همچون رودولف اشتروثمان (1877-1960)، كورنليز فان آرندونك (1881-1946)، اويگنيو گريفيني (1878-1925) و دوباره از ويلفرد مادلونگ و كتاب او ياد كنم و بيفزايم كه اثر مذكور همچنان در زمينه زيديه، اثري بي نظير است. هانري كربن و [بار ديگر] ويلفرد مادلونگ را نيز بايد در ميان پيشگامان مطالعات اسماعيلي ارزيابي كرد: از ديگر بزرگان اسماعيلي پژوه نيز از ولاديمير ايوانف (1886-1970) و ساموئل ميكلوس اشترن (1920 - 1969) ياد مي كنم. در حال حاضر، عمده مطالعات اسماعيلي مرهون لطف موسسه مطالعات اسماعيلي در لندن است كه در آن اسماعيليه پژوهي منظم و پررونقي در جريان است.



چه شد كه شما به يك باره در مطالعات اسلامي به معني عام، علاقه مند مطالعات شيعي به نحو خاص شديد؟

كنجكاوي خالص...
شما دو اثر در زمينه دو شخصيت برجسته شيعي از قرون وسطي داريد، يكي متخصص در زمينه الهيات و علم كلام، يعني علامه حلي (متوفي 725/1325) و ديگري متفكر در دوره قبل از صفوي، يعني ابن ابي جمهور احسايي (متوفي بعد از 906/1501): علت انتخاب شما از اين دو شخصيت مشهور چه بوده است؟

از نخستين باري كه با مطالعات شيعه آشنا شدم، گرايش كار من با شيعه امامي و ارتباط آن با كلام معتزلي بوده است. بعد از كلام معتزلي، عمده علاقه من را عرفان فلسفي (مشايي و اشراق) تشكيل مي دهد و به نظرم اين انديشه، در سنت شيعه امامي به نحو غني قابل لمس است.



امروزه بسياري ادعا مي كنند كه مطالعات شيعي در ايالات متحده بهتر [و عميق تر] است، در حالي كه [شما بهتر مي دانيد] اروپا داراي سابقه يي طولاني در مطالعات اسلامي است: با اين حال محققان بايستي استاندارد و كيفيت لازم را از آنان بگيرند. به نظر شما آيا اين يك حقيقت است يا صرف يك ادعاست؟

من نمي دانم اين ادعا چقدر مفيد است و چه مقدار قابل اشتراك گذاري است. شايد مطالعات اسلامي، بيش از هر رشته دانشگاهي ديگر نياز مجامع علمي بين المللي است. اين رشته بسترها و حوزه هاي گوناگوني را طي دهه هاي گذشته تجربه كرده است... چه چيزي مورد نياز است؟ واقعيت در تحقيقات معاصر، در ميان دانشمندان اروپا، امريكا و جهان اسلام، بيش از هر چيز ديگري همكاري نزديك آنان است. امروزه محققان خوبي در مطالعات اسلامي داريم، مطالعات شيعي و مراكز تحقيقاتي خوبي در اروپا، كانادا و ايالات متحده و حتي در خاورميانه يافت مي شود كه بايد براي پيشبرد پژوهش، به جاي رقابت با يكديگر به تلاش هاي مشترك بينديشند.



البته در سمت مثبت، مطالعات اسلامي در موسسات اروپايي و دانشگاه ها، اكثرا، نه همه، امروزه به طور فزاينده يي بخشي را براي مطالعات اسلامي يا اين مطالعات را در بخشي از مطالعات خاورميانه گنجانده اند. با اين حال برخي از دانشجويان آينده نگر بر اين باورند كه مطالعات اسلامي در اروپا از استاندارد آموزشي و پژوهشي كمتري نسبت به امريكا يا مراكز پژوهش و آموزشي مسلمانان سنتي برخوردار است. حال شما به عنوان كسي كه آشنا با نهادهاي اروپايي و متخصص در مطالعات اسلامي هستيد، چه رهنمودهايي براي دانشجويان و خوانندگان اين مجله داريد؟

با توجه به تجربيات شخصي من، دانشجويان امروز در حد ممكن در قالب يك تمرين، «وظيفه» دارند كه در قالب «رحله في طلب العلم»، يعني سفري در جست وجوي دانش داشته باشند. به نظر مي رسد طيف گسترده يي از مطالعات اسلامي به عنوان يك رشته دانشگاهي از ديدگاه متخصصان آن رشته تاثير پذيرفته و ناشي شده است... البته در اين راه سختي هايي وجود دارد كه به هر حال به موسسه يا استاد مربوطه برمي گردد و در واقع اين استاد است كه طيف گسترده يي از آموزش و و پژوهش برعهده وي نهاده شده است.



شما به عنوان يك استاد دانشگاه، چه بخشي از مطالعات اسلامي براي شما لذت بخش تر است و از مطالعه آن لذت مي بريد؟

بسياري از چيزها هستند كه من به عنوان استاد و محقق از آن لذت مي برم، اما شايد لذت بخش ترين چيزها، مشاهده نسل جديدي از محققان در حال تحول از ميان دانشجويان بوده باشد. ما به عنوان اساتيد اين دانشجويان فقط مي توانيم تنها در قطعاتي چند از دانش به آنها كمك كنيم: نسل هاي آتي به جز كارهاي مقدماتي، به چيزهايي ديگري نيز نياز دارند تا آينده دانش را بهبود بخشند.



هفته پربار در زندگي يك استاد مطالعات اسلامي چگونه است؟

آن هفته است كه بينش و نگرش نويني را به ارمغان آورد.



آيا ايده يي براي باز كردن چند واحد مراكز تحقيقاتي براي مطالعات شيعي در انگلستان از شما حمايت مي كند؟
اين ايده ها قطعا وجود دارند، البته در زمينه مطالعات شيعي، هنوز خيلي چيزها است كه بايد صورت گيرد، به ويژه با درنظر گرفتن حجم عظيم نسخ خطي شيعي در ايران و همچنين در غرب، به عنوان مثال در لندن يا پرينستون. از سوي ديگر آن يك امتيازي است كه متمركز در درون مطالعات اسلامي، شيعي يا هر رشته ديگري است. همان طور كه قبلاگفته شد، يكي از جذاب ترين جنبه هاي تاريخ روشنفكري اين است كه هرگونه توسعه همواره به بخش بزرگ تر خود ارتباط يابد، چه به اين طريق است كه بخش هاي كوچك مطالعاتي از انزوا خارج مي شود. براي نشان دادن اين امر، من بر آنم كه كار ميان رشته يي ام را از گروه پروژه نسخ خطي معتزله كه از سال 2003 شكل گرفته، ادامه دهم. هدف از اين گروه اين بوده است (و هنوز هم هست) كه داده هاي نسخ خطي معتزلي ابتدا جمع آوري، سپس ثبت شده و مورد شناسايي قرار گيرند. بعد از آن نسخه هاي مهم آنها كه تاكنون منتشر نشده اند، به نحو انتقادي مورد تصحيح و تحقيق قرار گرفته و منتشر شوند. به تازگي مركزي با عنوان واحد پژوهشي- مطالعاتي تاريخ روشنفكري در جهان اسلام، در دانشگاه آزاد برلين تاسيس شده است كه به طور نظام مندي تحولات فكري جهان اسلام را فراتر از مرزهاي عقيدتي و فرقه يي مورد مطالعه قرار مي دهد.



در پايان، چالش هاي اصلي و احتمالي پيش روي در اين زمينه چيست؟

هر نوع مرز، واقعي يا تصويري (مجازي) كه مانع از تمركز ما روي اين مساله شود.





منبع: Shi’a Studies، Issue no. 1، April - June 2011، pp. 16-18.
«وضعیت‌شناسی مطالعات شیعی در غرب»
ارسال شده توسط مدیر محتوا در س, 1394/12/04 - 14:42.

گروه بین‌الملل: الیور شاربرادت در نشست «وضعیت‌شناسی مطالعات شیعی در غرب» گفت: در بریتانیا مطالعات شیعی در دو بخش آموزش و پژوهش در دانشگاه‌ها انجام می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، پروفسور الیور شاربرادت، رئیس مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه چستر انگلیس امروز، سوم اسفندماه، در نشست «وضعیت‌شناسی مطالعات شیعی در غرب» که از سوی گروه قرآن و حدیث و انجمن علمی گروه قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، به بررسی روند مطالعات شیعی در غرب پرداخت.

شاربرادت عنوان کرد: پیش از انقلاب اسلامی ایران، مطالعات شیعی بسیار کم و کم اهمیت بود و اگر کسب به پژوهش در این زمینه می‌پرداخت، جای تعجب داشت و به آن توجهی نمی‌شد؛ اما بعد از انقلاب اسلامی ایران، توجه پژوهشگران به مطالعات شیعی جلب شد.

انقلاب اسلامی؛ نقطه عطفی در تاریخ مطالعات شیعی

وی گفت: بررسی روند پیشرفت مطالعات شیعی در غرب نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 نقطه عطفی در تاریخ مطالعات شیعی و در حقیقت سرآغازی برای مطالعات شیعی در غرب بوده است.

این محقق آلمانی افزود: البته در ابتدا منابع اهل سنت منابع اولیه محققان برای دریافت اطلاعات در مورد شیعه بود و به طبع این منابع دیدگاه اهل سنت را تبلیغ می‌کردند؛ اما به تدریج منابع شیعی هم وارد مطالعات شدند.

شاربرادت گفت: دلیل عدم توجه محققان به مطالعات شیعی پیش از پیروزی انقلاب ایران این بود که مستشرقان و شرق‌شناسان دیدگاه خاصی نسبت به اسلام داشتند و غالباً اسلام را از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار می‌دادند و چون در آن زمان ایران حکومت دیکتاتوری سکولار داشت، شیعه مسئله مهمی نبود.

وی ادامه داد: اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تبدیل شدن دیکتاتوری سکولار به یک حکومت اسلامی شیعی، شیعیان به لحاظ سیاسی مهم شدند و علاقه‌ سیاسی برای بررسی خاستگاه این انقلاب، اسلام شیعی و شیعیان در جهان اسلام و کل جهان به وجود آمد.

شاربرادت ادامه داد: به این خاطر است که پس از انقلاب اسلامی نیاز به شناخت اسلام شیعی به عنوان یک قدرت سیاسی در خاورمیانه و جهان شدت گرفت.

این محقق آلمانی گفت: در بریتانیا مطالعات شیعی در دو بخش آموزش و پژوهش در دانشگاه‌ها انجام می‌گیرد. در بخش پژوهش در حال حاضر دانشگاه‌های اکستر، ادینبورو، دورهام، گلاسگو و چستر فعالیت می‌کنند که عمده فعالیت آن‌ها نیز در دو حوزه بررسی فقه شیعی و نیز عرفان است. مؤسسات متعددی نیز هستند که در زمینه آموزش مطالعات شیعی در مقاطع مختلف فعالیت می‌کنند که کالج اسلامی لندن یکی از آن موارد است.

وی ادامه داد: محققان فعال در عرصه شیعه‌شناسی در بریتانیا را نیز می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروه اول غیر مسلمانانی هستند که فکر می‌کنند اسلام شیعی مورد غلفت واقع شده است و باید بیشتر شناخته شود. این گروه دیدگاهی غیراسلامی دارند که لزوماً دیدگاهی منفی نیست؛ بلکه می‌خواهند از دیدگاهی خنثی و منصفانه این حقیقت موجود در جهان را بررسی کنند.

شاربرادت اظهار کرد: گروه دوم شیعیان مسلمانی هستند که در همین‌جا تحصیل کرده و پرورش یافته و می‌خواهند که صدایی برای اسلام شیعی در محافل علمی باشند و آن را معرفی کنند.

سرپرست کمیسیون ملی یونسکو :

هدف اصلی برگزاری کنفرانس ملی ظرفیت سازی نظام آموزشی با توجه به تحولات رایج جهانی است

سرپرست کمیسیون ملی یونسکو، هدف اصلی برگزاری کنفرانس ملی ظرفیت سازی نظام آموزشی با توجه به تحولات رایج جهانی است
نویسنده/گان:
ایکنا
مطالعات شیعی و روند تشیّع در آلمان

به گزارش «شیعه نیوز»، کتاب جستاری درباره اسلام و تشیع در اروپا با تأکید بر کشور آلمان است و مطالعات شیعی در دانشگاه‌های آلمان را بررسی کرده‌است.

جستاری درباره اسلام و تشیع در اروپا با تأکید بر تشیّع در آلمان، عنوان کتابی تازه انتشار از حسین متّـقی است که از سوی نشر ادیان (دانشگاه ادیان و مذاهب قم) منتشر گردیده. این کتاب افزون بر بررسی اجمالی سیر تاریخی اسلام و تشیّع در اروپا، به روند مطالعات شیعی در دانشگاه‌های آلمان، به تفصیل پرداخته است. اینک بخشی از مقدّمه اثر را مرور می‌کنیم:

ورود اسلام به شبه جزیره ایبریا (آندلس) از طریق جبل الطارق در سال 92هـ/711م و نیز آشنایی تدریجی اروپائیان با اسلام شیعی از طریق ادریسیان (زیدی) در افریقیه و فاطمیان (اسماعیلی) در مصر و دریافتِ تفاوت‌‌هایی میان آن دو نوع اسلام (اموی و شیعی)، به تدریج زمزمه‌ها و زمینه‌های اولیّه اسلام‌شناسی و شیعی‌شناسی را، در غرب فراهم آورد، امّا به نظر نمی‌رسد، آنان به طور دقیق تا به روی کار آمدن صفویان در ایران، شناختی صحیح از قرائت دقیق‌تری از شیعه، یعنی شیعه اثنی عشری (امامیّه) و آموزه‌های اصیل آن به عنوان «اسلام اورژینال» و همچنین همزادی اسلام و تشیّع، داشته‌ باشند. آنچه که در این مقطع حائز اهمیّت کلیدی است، نوع تعامل و روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بین ادارسه زیدی و نیز فاطمیان اسماعیلی، با اروپاییان بین قرون 3-6هـ/9-12م بوده است که با توجّه به وجود دشمن دیرینه و مشترک آن دو، یعنی امویان آندلس، بدون تردید روابط و تعاملاتی راهبردی بین آنان برقرار بوده است؛ نیز چنین است روابط و تعاملاتِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صفویان امامی با غربیان که وجود دشمن مشترکِ وقتِ آنان، یعنی دولتِ عثمانی، توجیه‌گر وجودِ قطعی روابط استراتژیک و راهبردی و به تبع آن شناختِ روشن‌تر و دقیق‌تر از شیعیان امامی برای غربیان و متقابلاً شناختِ عمیق‌تری از اروپاییان برای ایرانیان پس از به قدرت رسیدن صفویان، پدید آورده باشد. بررسی و مطالعه زوایای پنهان اسنادِ این تعاملات تاریخی مغفولٌ عنه، بدون تردید، زمینه‌های مطالعاتی جدیدی را فراروی پژوهشگران مطالعات اسلامی و شیعی در عرصه جهانی قرار خواهد داد.

نکته‌ای که در سیاستِ راهبردی امروز غربیان در مسئله خاورشناسی، حائز اهمیت است و نبایستی مورد غفلت پژوهشگران جوان قرار گیرد، این است که با قطع نظر از علاقه‌های کاملاً فردی برخی خاورشناسان و اسلام‌پژوهان منفرد، اقبال عمومی غربیان و مجامع علمی غرب به «مطالعات اسلامی» به طور اعم و «مطالعات شیعی» به طور اخصّ، عمدتاً با دو محور و رویکرد، یکی با نگاه به گذشته و دیگری با نگاه به آینده، قابل ارزیابی است؛ نگاه نخست، به لحاظِ درک صحیح و تحلیلِ دقیق از تعاملات تاریخی، سیاسی و فرهنگیِ خود آنان با مسلمانان و شیعیان در مقاطع مختلف تاریخی، و نگاه دوم، به لحاظ شناخت صحیح و دقیق از تاریخ، فرهنگ، باورها و نقاط قوت و ضعف مسلمانان و شیعیان برای برنامه‌ریزی‌های آنان برای اغراض و اهدافِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صورت می‌‌پذیرد.

خوشبختانه مطالعات اسلامی و به تبع آن، مطالعه روی متون کهن شرقیان، به ویژه «نگاه منشوری به میراث مکتوبِ کهن مسلمانان»، دیرزمانی است که ذهن و اندیشه خاورشناسان غربی را به خود معطوف ساخته است و از همان دوره‌‌های نخستین شرق‌شناسی، مطالعات اسلامی، با تمرکز روی متون اسلامی، در میان شرق‌شناسان، از اهمیّت خاصّ و دوچندانی برخوردار بوده است. باید دانست که به دلائلی همچون، مجاورت، کثرت جمعیت، کثرتِ منابع و مانند آن‌ها، مطالعاتِ اسلامی در جهانِ غرب، تاکنون، عمدتاً بر محورِ متون اهل سنّت استوار بوده است و مطالعه روی متون کهن شیعی، نسبت به متون اهل سنّت، به لحاظ کمّی و کیفی، از سهم نازل‌تری برخوردار بوده است. امّا به نظر می‌رسد اکنون چندی است که آهنگ مطالعه روی میراث مکتوب شیعه، با سرعت بیش‌تری نواخته می‌شود.
باید دانست که در جهان امروز غرب، عمده تمرکز مطالعاتی روی متون کهن و موضوعات شیعی، به ویژه شیعه اثنی‌عشری (امامیّه)، بیش‌تر از سوی شرق‌شناسانی صورت می‌گیرد که در اروپا و آمریکا مستقر هستند؛ به عبارت دیگر، شیعه‌شناسی، در سال‌های اخیر صورتی بین‌المللی به خود گرفته است و در همه کشورهای غربی، به خصوص در آمریکا، فرانسه، انگلستان و ایتالیا رواج دارد، امّا در سرزمین ژرمن‌ها، یعنی آلمان، شیعه‌شناسی به لحاظ کمّی و کیفی، از رونق خاصّی برخوردار است. نگاهی به لیستِ اسامی ده‌ها اسلام‌شناس و پژوهشگر برجسته آلمانی در پروسه خاورشناسی، اسلام‌شناسی و شیعه‌پژوهی و نیز تحقیقات عمیق و متنوّع آنان در زمینه‌های مختلفِ اسلامی، همچون تئودور نولدکه، ویلهلم آلوارت، آنه ماری شیمل، هرمان اته، برتولد اشپولر، رودولف اشترومان، کارل بروکلمان، یوهان رایسکه، هلموت ریتّر، ادوارد زاخائو، یوسِف شاخت، گوستاو فلوگل، ویلفرد مادلونگ، ماکس مایرهوف، هالم هاینتس، ارنست هرتسفلد، هاینریش وستنفلد، یولیوس ولهائوزن و جز آن‌ها، نشانگرِ سهم عظیم آلمان‌ها در پیشبردِ مطالعات اسلامی به نحو عام و مطالعات شیعی، به نحو خاصّ می‌باشد و برای آشنایی بیش‌تر با سمت و سوی پژوهش‌های خاورشناسان، بر دانشجویان جوان شایسته و بایسته است، ضمن تسلّط تدریجی بر زبان آلمانی، بخشی از مطالعات خویش به بررسی آثار تحقیقی دانشوران آلمانی، اختصاص داده و حتّی موضوعاتِ پایان‌نامه‌های خویش را، بر محور این موضوعات، متمرکز سازند. مطالعات اسلامی در دانشگاه‌های آلمان، افزون بر «عمق علمی» و «سلامتِ پژوهشی نسبی»، نسبت به سایر کشورهای اروپایی، از سابقه طولانی‌تری نیز برخوردار است، و همچنین از نظر مطالعات شیعی نیز، به لحاظ کمّی و کیفی دارای موقعیّت برتر و ممتازی نسبت به دیگر کشورهاست. طبیعتاً شناختِ بهتر نیازها و خلأهای این فضاها و آگاهی از زوایای پژوهش‌ها و مطالعاتِ صورت گرفته و احیاناً نقد علمی آثار آنان و حتّی برنامه‌ریزی‌های داخلی برای جهت دهی به آن عرصه‌های نسبتاً سالم، همچون تربیتِ اساتید متبحّر در مطالعات شیعی (همچون زنده‌یاد پروفسور عبدالجواد فلاطوری)، نیازمند بررسی عمیق و واکاوی دقیق این حوزه‌هاست.


فصول چهارده گانه این کتاب عبارتند از:

فصل اوّل: درآمدی بر سیر تاریخی اسلام و تشیّع در اروپا

فصل دوم: پیوندها و روابط مسیحیان و مسلمانان اروپا

فصل سوم: گسترش روز افزون اسلام در اروپا

فصل چهارم: جمعیّت مسلمان کشورهای اروپایی

فصل پنجم: مطالعات شرقی، اسلامی و شیعی در دانشگاه‌های آلمان

فصل ششم: وضعیّت دینی و فرهنگی مسلمانان آلمان

فصل هفتم: جمعیّت‌ها، احزاب و مراکز اسلامی در آلمان

فصل هشتم: مجلس اعلای شیعیان آلمان

فصل نهم: مرکز اسلامی امام علی علیه السلام در هامبورگ

فصل دهم: آکادمی علوم اسلامی در کلن

فصل یازدهم: روابط فرهنگی و سیاسی ایران ـ آلمان

فصل دوازدهم: کتابخانه‌های آلمان با نگاهی به کتابخانه دولتی برلین

فصل سیزدهم: همایش‌ها و کنفرانس‌ها درباره تشیّع در آلمان

فصل چهاردهم: زمینه‌ها، فرصت‌ها و بایسته‌های مطالعات شیعی
مرضیه راغبیان
منبع : کتابان
http://tarikhnameh.blogfa.com/cat-12.aspx

تاريخنامه

مطالعات، تازه‌ها و نكته‌ها درباره تاريخ و تمدن ملل اسلامي
شیعیان آمریكا در گفتگو با پروفسور لیاقت تاکیم

[Layagat Takim.L_49850]

پیشینه (پایگاه عبرت پژوهی تاریخی) طی نشستی با پروفسور لیاقت تاکیم شیعه شناس معروف و استاد دانشگاه های آمریکای شمالی از جمله دانشگاه مک مستر هامیلتون کانادا و دانشگاه دنور آمریکا پرسش هایی پیرامون تاریخ تشیع در آمریکا از ایشان مطرح کرده است که در ذیل بخش هایی از این گفتگو ارائه شده است. لازم به ذکر است که پروفسور تاکیم زنگباری الاصل کتابی تحت عنوان Shi’ism in America ”تشیع در آمریکا” نیز منتشر نموده است. لیاقت علی تکیم، شیعه اهل کشور تانزانیا، تحصیلات خود را در مقطع دکترا در دانشگاه شرق شناسی لندن در رشته رجال به پایان رسانده است. وی ۱۵ سال در آمریکا تدریس کرده است و هم اکنون در کانادا هم به کارهای تبلیغی مذهبی مشغول است و هم عضو هیئت علمی دانشگاه شهر هامیلتون کانادا است:

پیشینه:‌در ابتدا از وقتی که به پیشینه دادید تشکر می کنیم و از شما می خواهیم تا تاریخچه مختصری از ورود تشیع به آمریکا را بیان کنید و بفرمایید که شیعیان آمریکا به چند دسته تقسیم می شوند و چه مشکلاتی دارند؟

پروفسور تاکیم:‌پس از سال ۱۹۶۵ میلادی قانون مهاجرت آمریکا تغییراتی کرد و جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا قانونی را صادر نمود که بر اساس آن غیر آمریکایی ها می توانستند به آمریکا مهاجرت کنند، این در حالی بود که پیش از آن شرایط خیلی سخت بود . بعد از سال ۱۹۶۵ بود که شیعیانی از هند ، پاکستان ، عراق و ایران به آمریکا مهاجرت کردند. جالبست بدانید که گفته می شود در حال حاضر در آمریکا حدود دو میلیون شیعه وجود دارد که از این دو میلیون نفر، حدود یک میلیون نفر ایرانی هستند که اکثرشان نیز در لس آنجلس اقامت دارند.

به نظر من می توان شیعیان آمریکا را به سه دسته تقسیم کرد، نخست شیعیان مهاجر، دوم آن هایی که متولد آمریکا می باشند و عمدتا در حال حاضر جوان هستند و سوم آن هایی که شیعه شده اند.

متأسفانه در شرایط کنونی بین شیعیان در آمریکا اختلاف خیلی زیاد است ، و در حالی که مراکز شیعه فراوانی در آنجا دیده می شود، می توان گفت این مراکز بیش از آنکه اسلامی باشند مراکز فرهنگی مرتبط با قومیت ها و کشورهای مختلفند؛ مراکز فرهنگی ایرانی ، پاکستانی و … که همکاری شان هم خیلی کم است. از سویی نوجوانان شیعه میل به فرهنگ آمریکایی دارند؛ لذا اختلاف نه فقط بین شیعیان بلکه در درون خانواده ها نیز بروز کرده است.

از سویی در آمریکا تعداد وهابی ها زیاد است و سوء ظن هایی هم که علیه شیعه وجود دارد بیشتر از ناحیه وهابی صورت می گیرد و نه از غیر مسلمانان. یعنی مسیحی ها و یهودی ها به اندازه وهابی ها با شیعیان مشکل ندارند. شیعیان در امریکا خیلی تحت فشار هستند. به عنوان نمونه من با چند شیعه زندانی در آمریکا، مکاتبه دارم و می دانم که به خاطر همین تشیع خیلی در فشار هستند. متاسفانه ما در آن جا خیلی کم تبلیغ کردهدایم اما سعودی ها و وهابی ها دست به تبلیغات گسترده ای زده اند. خیلی هم در این راه پول خرج کرده اند.

پیشینه: به نظر شما عوامل گرایش به تشیع در بین آمریکایی ها چه بوده است؟

پروفسور تاکیم:‌بعضی ها چون همسرانشان شیعه بودند و به خاطر ازدواج شیعه شدند اما بعضی ها با تحقیق شیعه شده اند، به عنوان مثال از طریق خواندن کتاب هایی مثل کتاب ثم اهتدیت دکتر تیجانی.

پیشینه: این کتاب را شما به انگلیسی ترجمه کرده اید درست است؟

بله این کتاب را با عنوان فاسئلوا اهل الذکر ترجمه کردم،‌ و این کتاب با اقبال خوبی روبرو شده و برخی به همین سبب به طرف تشیع آمدند. یکی دیگر از راه های شیعه شدن در آمریکا حملات وهابی ها علیه شیعیان است؛ وهابی ها به شدت علیه شیعه کار می کنند و به شیعیان توهین می کنند. به عنوان مثال بعضی از زندانی ها خواستند بدانند که تشیع چیست که اینقدر به آن اتهام زده می شود؟ چرا این قدر به شیعه فحاشی می شود ؟ برخی از آن ها بعد از تحقیق و مطالعه حالا شیعه شده اند. این را هم بگویم که آن هایی که به طرف تشیع می آیند کمتر به خاطر تبلیغ و دعوت خود شیعیان است، بلکه به خاطر تحقیق فردی خودشان است که در نهایت به حقانیت تشیع می رسند.

پیشینه: شما ده سال قبل مقاله ای در مورد نقش عوامل خارجی تاثیرگذار بر تشیع در آمریکا مثل مراجع تقلید و علمای شیعه ایرانی ، لبنانی ، هندی و پاکستانی و … نوشته اید. اگر ممکن است در مورد نقش این عوامل خارجی توضیح دهید.