مطالعات شیعی در غرب (گفتگو با زابینه اشمیتکه)
با تشكر از شما نسبت به موافقت جنابعالي با انجام اين مصاحبه، مركز مطالعات اسلام شيعي پس از طي مدت زمان طولاني اينك اين افتخار را دارد كه افتتاح انتشار فصلنامه مطالعات شيعي (لندن) با حضور محققي برجسته چون جنابعالي باشد. همان طور كه مي دانيد، استارت حوزه مطالعات شيعي در اروپا با برگزاري كنگره استراسبورگ در سال 1968 همزمان بود و بسياري از مطالعات مطرح در تشيع امامي در محافل علمي غربي با مطالعات جديد از آن زمان آغاز شده است. با اين حال درباره تشيع ما با حجم زيادي از داده هاي نسخ خطي چاپ نشده و مطالعه نشده مواجهيم كه اينك به صورت بكر در كتابخانه هاي اسلامي در سراسر جهان موجود است، اما با توجه به مطالعات برجسته و گسترده درباره مسلمانان و تمدن، فرهنگ و انديشه اسلامي، سهم مطالعات شيعي اندك است. به عنوان استاد مطالعات شيعي، براي خوانندگان ما مفيد خواهد بود كه اندكي درباره مطالعات شيعي، تاريخچه وضعيت آن در اروپا و تحصيلاتي كه شما در اين زمينه طي كرديد، توضيح دهيد.
با استانداردهاي آلمان، تحصيلات آكادميك و حرفه يي من به عنوان يك محقق و پژوهشگر مطالعات اسلامي ممكن است اندكي غيرمعمول به نظر برسد. من يكي از دانشگاه هاي بين المللي پيشرو در مطالعات اسلامي و عربي و به طور خاص، مطالعات امامي است، زيرنظر كارشناسان برجسته يي مانند اتان كلبرگ، نويسنده كتاب تاليفات يك مسلمان از قرون وسطي به نام ابن طاووس و كتابخانه اش (چاپ ليدن، بريل 1992) و ماير بار اشر، نويسنده كتاب مقدس و تفسير در مذهب شيعه امامي نخستين (چاپ ليدن، بريل 1999) دريافت كردم. بعد از يك سال براي تحصيلات كارشناسي ارشد در رشته هنر به لندن رفتم و از مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي، فارغ التحصيل شدم. افتخار ويژه يي داشتم كه استادي پايان نامه ام در دوره دكتري در آكسفورد، با پروفسور ويلفرد مادلونگ، استاد برجسته تمامي شاخه هاي مطالعات شيعي، يعني اماميه، زيدي و اسماعيليه بوده است و اين سخني به گزافه نخواهد بود كه بگويم، نسبت به اساتيد ديگرم، مطالعات من در زمينه شيعه، بسيار تحت تاثير و مرهون پروفسور مادلونگ است.
مطالعات شيعي را چگونه تعريف مي كنيد؟
بر پايه نگرش و تعريف من، مطالعات شيعي طيف وسيعي از شاخه هاي سه گانه اسماعيليه، زيديه و اماميه را پوشش مي دهد. با اين حال، به عنوان محقق مطالعات شيعي بايد بگويم ما بايد هميشه در نظر داشته باشيم كه هر توسعه تاريخي، در درون انديشه هر شاخه منبعث از خود اسلام است كه معمولادر يك حوزه گسترده تري صورت گرفته و با آن مرتبط مي شود: با وجود اين ارتباط هر يك از اين شاخه ها، ما بايد تا حد امكان تلاش كنيم، بيش از حد در تعامل علمي با مطالعات شيعي انجام شده يا با مطالعات انجام گرفته در يكي از شاخه هاي آن باشيم.
به نظر شما چه كساني پيشگامان اصلي مطالعات شيعي بوده و آن را ساخته اند و مهم ترين آنها در مشاركت با اين رشته چه كساني هستند؟
مطمئنا مطالعات شيعي در ميان مطالعات اسلامي، تنها از سال 1968م در استراسبورگ شروع شده است. بدون ترديد به طور خاص در مطالعات امامي، شركت كنندگان در آن كنگره قطعا جزو پيشگامان اين پروسه محسوب مي شوند. در اين ميان سهم پراهميت هانري كربن (1903- 1978) و ويلفرد مادلونگ، غيرقابل انكار است. بخش قابل توجهي از محققان آموزش هاي ارائه شده درباره مطالعات شيعي را مرهون تلاش هاي اين دو دانشمند برجسته مي دانند. البته در زمينه مطالعات امامي دانشمندان برجسته يي نيز از ايران و عراق تلاش هاي اساسي داشته اند كه از آن ميان مي توان به آقا بزرگ تهراني (1875-1970) و محمدتقي دانش پژوه (1911-1996) اشاره كرد. در زمينه مطالعات امامي از سال 1968م تاكنون آثار متعددي در قالب كتاب و مقاله منتشر شده است كه از آن جمله درباره شيعه امامي، تاليف مشترك معزي، اشر و هاپكينز، به زبان فرانسوي شايسته توجه است: مطالعات شيعه زيدي در سال هاي اخير نيز رشد فوق العاده يي داشته است، در مطالعات اين حوزه بايد از دانشمنداني همچون رودولف اشتروثمان (1877-1960)، كورنليز فان آرندونك (1881-1946)، اويگنيو گريفيني (1878-1925) و دوباره از ويلفرد مادلونگ و كتاب او ياد كنم و بيفزايم كه اثر مذكور همچنان در زمينه زيديه، اثري بي نظير است. هانري كربن و [بار ديگر] ويلفرد مادلونگ را نيز بايد در ميان پيشگامان مطالعات اسماعيلي ارزيابي كرد: از ديگر بزرگان اسماعيلي پژوه نيز از ولاديمير ايوانف (1886-1970) و ساموئل ميكلوس اشترن (1920 - 1969) ياد مي كنم. در حال حاضر، عمده مطالعات اسماعيلي مرهون لطف موسسه مطالعات اسماعيلي در لندن است كه در آن اسماعيليه پژوهي منظم و پررونقي در جريان است.
چه شد كه شما به يك باره در مطالعات اسلامي به معني عام، علاقه مند مطالعات شيعي به نحو خاص شديد؟
كنجكاوي خالص...
با تشكر از شما نسبت به موافقت جنابعالي با انجام اين مصاحبه، مركز مطالعات اسلام شيعي پس از طي مدت زمان طولاني اينك اين افتخار را دارد كه افتتاح انتشار فصلنامه مطالعات شيعي (لندن) با حضور محققي برجسته چون جنابعالي باشد. همان طور كه مي دانيد، استارت حوزه مطالعات شيعي در اروپا با برگزاري كنگره استراسبورگ در سال 1968 همزمان بود و بسياري از مطالعات مطرح در تشيع امامي در محافل علمي غربي با مطالعات جديد از آن زمان آغاز شده است. با اين حال درباره تشيع ما با حجم زيادي از داده هاي نسخ خطي چاپ نشده و مطالعه نشده مواجهيم كه اينك به صورت بكر در كتابخانه هاي اسلامي در سراسر جهان موجود است، اما با توجه به مطالعات برجسته و گسترده درباره مسلمانان و تمدن، فرهنگ و انديشه اسلامي، سهم مطالعات شيعي اندك است. به عنوان استاد مطالعات شيعي، براي خوانندگان ما مفيد خواهد بود كه اندكي درباره مطالعات شيعي، تاريخچه وضعيت آن در اروپا و تحصيلاتي كه شما در اين زمينه طي كرديد، توضيح دهيد.
با استانداردهاي آلمان، تحصيلات آكادميك و حرفه يي من به عنوان يك محقق و پژوهشگر مطالعات اسلامي ممكن است اندكي غيرمعمول به نظر برسد. من يكي از دانشگاه هاي بين المللي پيشرو در مطالعات اسلامي و عربي و به طور خاص، مطالعات امامي است، زيرنظر كارشناسان برجسته يي مانند اتان كلبرگ، نويسنده كتاب تاليفات يك مسلمان از قرون وسطي به نام ابن طاووس و كتابخانه اش (چاپ ليدن، بريل 1992) و ماير بار اشر، نويسنده كتاب مقدس و تفسير در مذهب شيعه امامي نخستين (چاپ ليدن، بريل 1999) دريافت كردم. بعد از يك سال براي تحصيلات كارشناسي ارشد در رشته هنر به لندن رفتم و از مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي، فارغ التحصيل شدم. افتخار ويژه يي داشتم كه استادي پايان نامه ام در دوره دكتري در آكسفورد، با پروفسور ويلفرد مادلونگ، استاد برجسته تمامي شاخه هاي مطالعات شيعي، يعني اماميه، زيدي و اسماعيليه بوده است و اين سخني به گزافه نخواهد بود كه بگويم، نسبت به اساتيد ديگرم، مطالعات من در زمينه شيعه، بسيار تحت تاثير و مرهون پروفسور مادلونگ است.
مطالعات شيعي را چگونه تعريف مي كنيد؟
بر پايه نگرش و تعريف من، مطالعات شيعي طيف وسيعي از شاخه هاي سه گانه اسماعيليه، زيديه و اماميه را پوشش مي دهد. با اين حال، به عنوان محقق مطالعات شيعي بايد بگويم ما بايد هميشه در نظر داشته باشيم كه هر توسعه تاريخي، در درون انديشه هر شاخه منبعث از خود اسلام است كه معمولادر يك حوزه گسترده تري صورت گرفته و با آن مرتبط مي شود: با وجود اين ارتباط هر يك از اين شاخه ها، ما بايد تا حد امكان تلاش كنيم، بيش از حد در تعامل علمي با مطالعات شيعي انجام شده يا با مطالعات انجام گرفته در يكي از شاخه هاي آن باشيم.
به نظر شما چه كساني پيشگامان اصلي مطالعات شيعي بوده و آن را ساخته اند و مهم ترين آنها در مشاركت با اين رشته چه كساني هستند؟
مطمئنا مطالعات شيعي در ميان مطالعات اسلامي، تنها از سال 1968م در استراسبورگ شروع شده است. بدون ترديد به طور خاص در مطالعات امامي، شركت كنندگان در آن كنگره قطعا جزو پيشگامان اين پروسه محسوب مي شوند. در اين ميان سهم پراهميت هانري كربن (1903- 1978) و ويلفرد مادلونگ، غيرقابل انكار است. بخش قابل توجهي از محققان آموزش هاي ارائه شده درباره مطالعات شيعي را مرهون تلاش هاي اين دو دانشمند برجسته مي دانند. البته در زمينه مطالعات امامي دانشمندان برجسته يي نيز از ايران و عراق تلاش هاي اساسي داشته اند كه از آن ميان مي توان به آقا بزرگ تهراني (1875-1970) و محمدتقي دانش پژوه (1911-1996) اشاره كرد. در زمينه مطالعات امامي از سال 1968م تاكنون آثار متعددي در قالب كتاب و مقاله منتشر شده است كه از آن جمله درباره شيعه امامي، تاليف مشترك معزي، اشر و هاپكينز، به زبان فرانسوي شايسته توجه است: مطالعات شيعه زيدي در سال هاي اخير نيز رشد فوق العاده يي داشته است، در مطالعات اين حوزه بايد از دانشمنداني همچون رودولف اشتروثمان (1877-1960)، كورنليز فان آرندونك (1881-1946)، اويگنيو گريفيني (1878-1925) و دوباره از ويلفرد مادلونگ و كتاب او ياد كنم و بيفزايم كه اثر مذكور همچنان در زمينه زيديه، اثري بي نظير است. هانري كربن و [بار ديگر] ويلفرد مادلونگ را نيز بايد در ميان پيشگامان مطالعات اسماعيلي ارزيابي كرد: از ديگر بزرگان اسماعيلي پژوه نيز از ولاديمير ايوانف (1886-1970) و ساموئل ميكلوس اشترن (1920 - 1969) ياد مي كنم. در حال حاضر، عمده مطالعات اسماعيلي مرهون لطف موسسه مطالعات اسماعيلي در لندن است كه در آن اسماعيليه پژوهي منظم و پررونقي در جريان است.
چه شد كه شما به يك باره در مطالعات اسلامي به معني عام، علاقه مند مطالعات شيعي به نحو خاص شديد؟
كنجكاوي خالص...
شما دو اثر در زمينه دو شخصيت برجسته شيعي از قرون وسطي داريد، يكي متخصص در زمينه الهيات و علم كلام، يعني علامه حلي (متوفي 725/1325) و ديگري متفكر در دوره قبل از صفوي، يعني ابن ابي جمهور احسايي (متوفي بعد از 906/1501): علت انتخاب شما از اين دو شخصيت مشهور چه بوده است؟
از نخستين باري كه با مطالعات شيعه آشنا شدم، گرايش كار من با شيعه امامي و ارتباط آن با كلام معتزلي بوده است. بعد از كلام معتزلي، عمده علاقه من را عرفان فلسفي (مشايي و اشراق) تشكيل مي دهد و به نظرم اين انديشه، در سنت شيعه امامي به نحو غني قابل لمس است.
امروزه بسياري ادعا مي كنند كه مطالعات شيعي در ايالات متحده بهتر [و عميق تر] است، در حالي كه [شما بهتر مي دانيد] اروپا داراي سابقه يي طولاني در مطالعات اسلامي است: با اين حال محققان بايستي استاندارد و كيفيت لازم را از آنان بگيرند. به نظر شما آيا اين يك حقيقت است يا صرف يك ادعاست؟
من نمي دانم اين ادعا چقدر مفيد است و چه مقدار قابل اشتراك گذاري است. شايد مطالعات اسلامي، بيش از هر رشته دانشگاهي ديگر نياز مجامع علمي بين المللي است. اين رشته بسترها و حوزه هاي گوناگوني را طي دهه هاي گذشته تجربه كرده است... چه چيزي مورد نياز است؟ واقعيت در تحقيقات معاصر، در ميان دانشمندان اروپا، امريكا و جهان اسلام، بيش از هر چيز ديگري همكاري نزديك آنان است. امروزه محققان خوبي در مطالعات اسلامي داريم، مطالعات شيعي و مراكز تحقيقاتي خوبي در اروپا، كانادا و ايالات متحده و حتي در خاورميانه يافت مي شود كه بايد براي پيشبرد پژوهش، به جاي رقابت با يكديگر به تلاش هاي مشترك بينديشند.
البته در سمت مثبت، مطالعات اسلامي در موسسات اروپايي و دانشگاه ها، اكثرا، نه همه، امروزه به طور فزاينده يي بخشي را براي مطالعات اسلامي يا اين مطالعات را در بخشي از مطالعات خاورميانه گنجانده اند. با اين حال برخي از دانشجويان آينده نگر بر اين باورند كه مطالعات اسلامي در اروپا از استاندارد آموزشي و پژوهشي كمتري نسبت به امريكا يا مراكز پژوهش و آموزشي مسلمانان سنتي برخوردار است. حال شما به عنوان كسي كه آشنا با نهادهاي اروپايي و متخصص در مطالعات اسلامي هستيد، چه رهنمودهايي براي دانشجويان و خوانندگان اين مجله داريد؟
با توجه به تجربيات شخصي من، دانشجويان امروز در حد ممكن در قالب يك تمرين، «وظيفه» دارند كه در قالب «رحله في طلب العلم»، يعني سفري در جست وجوي دانش داشته باشند. به نظر مي رسد طيف گسترده يي از مطالعات اسلامي به عنوان يك رشته دانشگاهي از ديدگاه متخصصان آن رشته تاثير پذيرفته و ناشي شده است... البته در اين راه سختي هايي وجود دارد كه به هر حال به موسسه يا استاد مربوطه برمي گردد و در واقع اين استاد است كه طيف گسترده يي از آموزش و و پژوهش برعهده وي نهاده شده است.
شما به عنوان يك استاد دانشگاه، چه بخشي از مطالعات اسلامي براي شما لذت بخش تر است و از مطالعه آن لذت مي بريد؟
بسياري از چيزها هستند كه من به عنوان استاد و محقق از آن لذت مي برم، اما شايد لذت بخش ترين چيزها، مشاهده نسل جديدي از محققان در حال تحول از ميان دانشجويان بوده باشد. ما به عنوان اساتيد اين دانشجويان فقط مي توانيم تنها در قطعاتي چند از دانش به آنها كمك كنيم: نسل هاي آتي به جز كارهاي مقدماتي، به چيزهايي ديگري نيز نياز دارند تا آينده دانش را بهبود بخشند.
هفته پربار در زندگي يك استاد مطالعات اسلامي چگونه است؟
آن هفته است كه بينش و نگرش نويني را به ارمغان آورد.
آيا ايده يي براي باز كردن چند واحد مراكز تحقيقاتي براي مطالعات شيعي در انگلستان از شما حمايت مي كند؟
از نخستين باري كه با مطالعات شيعه آشنا شدم، گرايش كار من با شيعه امامي و ارتباط آن با كلام معتزلي بوده است. بعد از كلام معتزلي، عمده علاقه من را عرفان فلسفي (مشايي و اشراق) تشكيل مي دهد و به نظرم اين انديشه، در سنت شيعه امامي به نحو غني قابل لمس است.
امروزه بسياري ادعا مي كنند كه مطالعات شيعي در ايالات متحده بهتر [و عميق تر] است، در حالي كه [شما بهتر مي دانيد] اروپا داراي سابقه يي طولاني در مطالعات اسلامي است: با اين حال محققان بايستي استاندارد و كيفيت لازم را از آنان بگيرند. به نظر شما آيا اين يك حقيقت است يا صرف يك ادعاست؟
من نمي دانم اين ادعا چقدر مفيد است و چه مقدار قابل اشتراك گذاري است. شايد مطالعات اسلامي، بيش از هر رشته دانشگاهي ديگر نياز مجامع علمي بين المللي است. اين رشته بسترها و حوزه هاي گوناگوني را طي دهه هاي گذشته تجربه كرده است... چه چيزي مورد نياز است؟ واقعيت در تحقيقات معاصر، در ميان دانشمندان اروپا، امريكا و جهان اسلام، بيش از هر چيز ديگري همكاري نزديك آنان است. امروزه محققان خوبي در مطالعات اسلامي داريم، مطالعات شيعي و مراكز تحقيقاتي خوبي در اروپا، كانادا و ايالات متحده و حتي در خاورميانه يافت مي شود كه بايد براي پيشبرد پژوهش، به جاي رقابت با يكديگر به تلاش هاي مشترك بينديشند.
البته در سمت مثبت، مطالعات اسلامي در موسسات اروپايي و دانشگاه ها، اكثرا، نه همه، امروزه به طور فزاينده يي بخشي را براي مطالعات اسلامي يا اين مطالعات را در بخشي از مطالعات خاورميانه گنجانده اند. با اين حال برخي از دانشجويان آينده نگر بر اين باورند كه مطالعات اسلامي در اروپا از استاندارد آموزشي و پژوهشي كمتري نسبت به امريكا يا مراكز پژوهش و آموزشي مسلمانان سنتي برخوردار است. حال شما به عنوان كسي كه آشنا با نهادهاي اروپايي و متخصص در مطالعات اسلامي هستيد، چه رهنمودهايي براي دانشجويان و خوانندگان اين مجله داريد؟
با توجه به تجربيات شخصي من، دانشجويان امروز در حد ممكن در قالب يك تمرين، «وظيفه» دارند كه در قالب «رحله في طلب العلم»، يعني سفري در جست وجوي دانش داشته باشند. به نظر مي رسد طيف گسترده يي از مطالعات اسلامي به عنوان يك رشته دانشگاهي از ديدگاه متخصصان آن رشته تاثير پذيرفته و ناشي شده است... البته در اين راه سختي هايي وجود دارد كه به هر حال به موسسه يا استاد مربوطه برمي گردد و در واقع اين استاد است كه طيف گسترده يي از آموزش و و پژوهش برعهده وي نهاده شده است.
شما به عنوان يك استاد دانشگاه، چه بخشي از مطالعات اسلامي براي شما لذت بخش تر است و از مطالعه آن لذت مي بريد؟
بسياري از چيزها هستند كه من به عنوان استاد و محقق از آن لذت مي برم، اما شايد لذت بخش ترين چيزها، مشاهده نسل جديدي از محققان در حال تحول از ميان دانشجويان بوده باشد. ما به عنوان اساتيد اين دانشجويان فقط مي توانيم تنها در قطعاتي چند از دانش به آنها كمك كنيم: نسل هاي آتي به جز كارهاي مقدماتي، به چيزهايي ديگري نيز نياز دارند تا آينده دانش را بهبود بخشند.
هفته پربار در زندگي يك استاد مطالعات اسلامي چگونه است؟
آن هفته است كه بينش و نگرش نويني را به ارمغان آورد.
آيا ايده يي براي باز كردن چند واحد مراكز تحقيقاتي براي مطالعات شيعي در انگلستان از شما حمايت مي كند؟
اين ايده ها قطعا وجود دارند، البته در زمينه مطالعات شيعي، هنوز خيلي چيزها است كه بايد صورت گيرد، به ويژه با درنظر گرفتن حجم عظيم نسخ خطي شيعي در ايران و همچنين در غرب، به عنوان مثال در لندن يا پرينستون. از سوي ديگر آن يك امتيازي است كه متمركز در درون مطالعات اسلامي، شيعي يا هر رشته ديگري است. همان طور كه قبلاگفته شد، يكي از جذاب ترين جنبه هاي تاريخ روشنفكري اين است كه هرگونه توسعه همواره به بخش بزرگ تر خود ارتباط يابد، چه به اين طريق است كه بخش هاي كوچك مطالعاتي از انزوا خارج مي شود. براي نشان دادن اين امر، من بر آنم كه كار ميان رشته يي ام را از گروه پروژه نسخ خطي معتزله كه از سال 2003 شكل گرفته، ادامه دهم. هدف از اين گروه اين بوده است (و هنوز هم هست) كه داده هاي نسخ خطي معتزلي ابتدا جمع آوري، سپس ثبت شده و مورد شناسايي قرار گيرند. بعد از آن نسخه هاي مهم آنها كه تاكنون منتشر نشده اند، به نحو انتقادي مورد تصحيح و تحقيق قرار گرفته و منتشر شوند. به تازگي مركزي با عنوان واحد پژوهشي- مطالعاتي تاريخ روشنفكري در جهان اسلام، در دانشگاه آزاد برلين تاسيس شده است كه به طور نظام مندي تحولات فكري جهان اسلام را فراتر از مرزهاي عقيدتي و فرقه يي مورد مطالعه قرار مي دهد.
در پايان، چالش هاي اصلي و احتمالي پيش روي در اين زمينه چيست؟
هر نوع مرز، واقعي يا تصويري (مجازي) كه مانع از تمركز ما روي اين مساله شود.
منبع: Shi’a Studies، Issue no. 1، April - June 2011، pp. 16-18.
در پايان، چالش هاي اصلي و احتمالي پيش روي در اين زمينه چيست؟
هر نوع مرز، واقعي يا تصويري (مجازي) كه مانع از تمركز ما روي اين مساله شود.
منبع: Shi’a Studies، Issue no. 1، April - June 2011، pp. 16-18.
«وضعیتشناسی مطالعات شیعی در غرب»
ارسال شده توسط مدیر محتوا در س, 1394/12/04 - 14:42.
گروه بینالملل: الیور شاربرادت در نشست «وضعیتشناسی مطالعات شیعی در غرب» گفت: در بریتانیا مطالعات شیعی در دو بخش آموزش و پژوهش در دانشگاهها انجام میگیرد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، پروفسور الیور شاربرادت، رئیس مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه چستر انگلیس امروز، سوم اسفندماه، در نشست «وضعیتشناسی مطالعات شیعی در غرب» که از سوی گروه قرآن و حدیث و انجمن علمی گروه قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، به بررسی روند مطالعات شیعی در غرب پرداخت.
شاربرادت عنوان کرد: پیش از انقلاب اسلامی ایران، مطالعات شیعی بسیار کم و کم اهمیت بود و اگر کسب به پژوهش در این زمینه میپرداخت، جای تعجب داشت و به آن توجهی نمیشد؛ اما بعد از انقلاب اسلامی ایران، توجه پژوهشگران به مطالعات شیعی جلب شد.
انقلاب اسلامی؛ نقطه عطفی در تاریخ مطالعات شیعی
وی گفت: بررسی روند پیشرفت مطالعات شیعی در غرب نشان میدهد که انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 نقطه عطفی در تاریخ مطالعات شیعی و در حقیقت سرآغازی برای مطالعات شیعی در غرب بوده است.
این محقق آلمانی افزود: البته در ابتدا منابع اهل سنت منابع اولیه محققان برای دریافت اطلاعات در مورد شیعه بود و به طبع این منابع دیدگاه اهل سنت را تبلیغ میکردند؛ اما به تدریج منابع شیعی هم وارد مطالعات شدند.
شاربرادت گفت: دلیل عدم توجه محققان به مطالعات شیعی پیش از پیروزی انقلاب ایران این بود که مستشرقان و شرقشناسان دیدگاه خاصی نسبت به اسلام داشتند و غالباً اسلام را از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار میدادند و چون در آن زمان ایران حکومت دیکتاتوری سکولار داشت، شیعه مسئله مهمی نبود.
وی ادامه داد: اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تبدیل شدن دیکتاتوری سکولار به یک حکومت اسلامی شیعی، شیعیان به لحاظ سیاسی مهم شدند و علاقه سیاسی برای بررسی خاستگاه این انقلاب، اسلام شیعی و شیعیان در جهان اسلام و کل جهان به وجود آمد.
شاربرادت ادامه داد: به این خاطر است که پس از انقلاب اسلامی نیاز به شناخت اسلام شیعی به عنوان یک قدرت سیاسی در خاورمیانه و جهان شدت گرفت.
این محقق آلمانی گفت: در بریتانیا مطالعات شیعی در دو بخش آموزش و پژوهش در دانشگاهها انجام میگیرد. در بخش پژوهش در حال حاضر دانشگاههای اکستر، ادینبورو، دورهام، گلاسگو و چستر فعالیت میکنند که عمده فعالیت آنها نیز در دو حوزه بررسی فقه شیعی و نیز عرفان است. مؤسسات متعددی نیز هستند که در زمینه آموزش مطالعات شیعی در مقاطع مختلف فعالیت میکنند که کالج اسلامی لندن یکی از آن موارد است.
وی ادامه داد: محققان فعال در عرصه شیعهشناسی در بریتانیا را نیز میتوان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروه اول غیر مسلمانانی هستند که فکر میکنند اسلام شیعی مورد غلفت واقع شده است و باید بیشتر شناخته شود. این گروه دیدگاهی غیراسلامی دارند که لزوماً دیدگاهی منفی نیست؛ بلکه میخواهند از دیدگاهی خنثی و منصفانه این حقیقت موجود در جهان را بررسی کنند.
شاربرادت اظهار کرد: گروه دوم شیعیان مسلمانی هستند که در همینجا تحصیل کرده و پرورش یافته و میخواهند که صدایی برای اسلام شیعی در محافل علمی باشند و آن را معرفی کنند.
سرپرست کمیسیون ملی یونسکو :
هدف اصلی برگزاری کنفرانس ملی ظرفیت سازی نظام آموزشی با توجه به تحولات رایج جهانی است
سرپرست کمیسیون ملی یونسکو، هدف اصلی برگزاری کنفرانس ملی ظرفیت سازی نظام آموزشی با توجه به تحولات رایج جهانی است
نویسنده/گان:
ایکنا
ارسال شده توسط مدیر محتوا در س, 1394/12/04 - 14:42.
گروه بینالملل: الیور شاربرادت در نشست «وضعیتشناسی مطالعات شیعی در غرب» گفت: در بریتانیا مطالعات شیعی در دو بخش آموزش و پژوهش در دانشگاهها انجام میگیرد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، پروفسور الیور شاربرادت، رئیس مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه چستر انگلیس امروز، سوم اسفندماه، در نشست «وضعیتشناسی مطالعات شیعی در غرب» که از سوی گروه قرآن و حدیث و انجمن علمی گروه قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، به بررسی روند مطالعات شیعی در غرب پرداخت.
شاربرادت عنوان کرد: پیش از انقلاب اسلامی ایران، مطالعات شیعی بسیار کم و کم اهمیت بود و اگر کسب به پژوهش در این زمینه میپرداخت، جای تعجب داشت و به آن توجهی نمیشد؛ اما بعد از انقلاب اسلامی ایران، توجه پژوهشگران به مطالعات شیعی جلب شد.
انقلاب اسلامی؛ نقطه عطفی در تاریخ مطالعات شیعی
وی گفت: بررسی روند پیشرفت مطالعات شیعی در غرب نشان میدهد که انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 نقطه عطفی در تاریخ مطالعات شیعی و در حقیقت سرآغازی برای مطالعات شیعی در غرب بوده است.
این محقق آلمانی افزود: البته در ابتدا منابع اهل سنت منابع اولیه محققان برای دریافت اطلاعات در مورد شیعه بود و به طبع این منابع دیدگاه اهل سنت را تبلیغ میکردند؛ اما به تدریج منابع شیعی هم وارد مطالعات شدند.
شاربرادت گفت: دلیل عدم توجه محققان به مطالعات شیعی پیش از پیروزی انقلاب ایران این بود که مستشرقان و شرقشناسان دیدگاه خاصی نسبت به اسلام داشتند و غالباً اسلام را از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار میدادند و چون در آن زمان ایران حکومت دیکتاتوری سکولار داشت، شیعه مسئله مهمی نبود.
وی ادامه داد: اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تبدیل شدن دیکتاتوری سکولار به یک حکومت اسلامی شیعی، شیعیان به لحاظ سیاسی مهم شدند و علاقه سیاسی برای بررسی خاستگاه این انقلاب، اسلام شیعی و شیعیان در جهان اسلام و کل جهان به وجود آمد.
شاربرادت ادامه داد: به این خاطر است که پس از انقلاب اسلامی نیاز به شناخت اسلام شیعی به عنوان یک قدرت سیاسی در خاورمیانه و جهان شدت گرفت.
این محقق آلمانی گفت: در بریتانیا مطالعات شیعی در دو بخش آموزش و پژوهش در دانشگاهها انجام میگیرد. در بخش پژوهش در حال حاضر دانشگاههای اکستر، ادینبورو، دورهام، گلاسگو و چستر فعالیت میکنند که عمده فعالیت آنها نیز در دو حوزه بررسی فقه شیعی و نیز عرفان است. مؤسسات متعددی نیز هستند که در زمینه آموزش مطالعات شیعی در مقاطع مختلف فعالیت میکنند که کالج اسلامی لندن یکی از آن موارد است.
وی ادامه داد: محققان فعال در عرصه شیعهشناسی در بریتانیا را نیز میتوان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروه اول غیر مسلمانانی هستند که فکر میکنند اسلام شیعی مورد غلفت واقع شده است و باید بیشتر شناخته شود. این گروه دیدگاهی غیراسلامی دارند که لزوماً دیدگاهی منفی نیست؛ بلکه میخواهند از دیدگاهی خنثی و منصفانه این حقیقت موجود در جهان را بررسی کنند.
شاربرادت اظهار کرد: گروه دوم شیعیان مسلمانی هستند که در همینجا تحصیل کرده و پرورش یافته و میخواهند که صدایی برای اسلام شیعی در محافل علمی باشند و آن را معرفی کنند.
سرپرست کمیسیون ملی یونسکو :
هدف اصلی برگزاری کنفرانس ملی ظرفیت سازی نظام آموزشی با توجه به تحولات رایج جهانی است
سرپرست کمیسیون ملی یونسکو، هدف اصلی برگزاری کنفرانس ملی ظرفیت سازی نظام آموزشی با توجه به تحولات رایج جهانی است
نویسنده/گان:
ایکنا
مطالعات شیعی و روند تشیّع در آلمان
به گزارش «شیعه نیوز»، کتاب جستاری درباره اسلام و تشیع در اروپا با تأکید بر کشور آلمان است و مطالعات شیعی در دانشگاههای آلمان را بررسی کردهاست.
جستاری درباره اسلام و تشیع در اروپا با تأکید بر تشیّع در آلمان، عنوان کتابی تازه انتشار از حسین متّـقی است که از سوی نشر ادیان (دانشگاه ادیان و مذاهب قم) منتشر گردیده. این کتاب افزون بر بررسی اجمالی سیر تاریخی اسلام و تشیّع در اروپا، به روند مطالعات شیعی در دانشگاههای آلمان، به تفصیل پرداخته است. اینک بخشی از مقدّمه اثر را مرور میکنیم:
ورود اسلام به شبه جزیره ایبریا (آندلس) از طریق جبل الطارق در سال 92هـ/711م و نیز آشنایی تدریجی اروپائیان با اسلام شیعی از طریق ادریسیان (زیدی) در افریقیه و فاطمیان (اسماعیلی) در مصر و دریافتِ تفاوتهایی میان آن دو نوع اسلام (اموی و شیعی)، به تدریج زمزمهها و زمینههای اولیّه اسلامشناسی و شیعیشناسی را، در غرب فراهم آورد، امّا به نظر نمیرسد، آنان به طور دقیق تا به روی کار آمدن صفویان در ایران، شناختی صحیح از قرائت دقیقتری از شیعه، یعنی شیعه اثنی عشری (امامیّه) و آموزههای اصیل آن به عنوان «اسلام اورژینال» و همچنین همزادی اسلام و تشیّع، داشته باشند. آنچه که در این مقطع حائز اهمیّت کلیدی است، نوع تعامل و روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بین ادارسه زیدی و نیز فاطمیان اسماعیلی، با اروپاییان بین قرون 3-6هـ/9-12م بوده است که با توجّه به وجود دشمن دیرینه و مشترک آن دو، یعنی امویان آندلس، بدون تردید روابط و تعاملاتی راهبردی بین آنان برقرار بوده است؛ نیز چنین است روابط و تعاملاتِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صفویان امامی با غربیان که وجود دشمن مشترکِ وقتِ آنان، یعنی دولتِ عثمانی، توجیهگر وجودِ قطعی روابط استراتژیک و راهبردی و به تبع آن شناختِ روشنتر و دقیقتر از شیعیان امامی برای غربیان و متقابلاً شناختِ عمیقتری از اروپاییان برای ایرانیان پس از به قدرت رسیدن صفویان، پدید آورده باشد. بررسی و مطالعه زوایای پنهان اسنادِ این تعاملات تاریخی مغفولٌ عنه، بدون تردید، زمینههای مطالعاتی جدیدی را فراروی پژوهشگران مطالعات اسلامی و شیعی در عرصه جهانی قرار خواهد داد.
نکتهای که در سیاستِ راهبردی امروز غربیان در مسئله خاورشناسی، حائز اهمیت است و نبایستی مورد غفلت پژوهشگران جوان قرار گیرد، این است که با قطع نظر از علاقههای کاملاً فردی برخی خاورشناسان و اسلامپژوهان منفرد، اقبال عمومی غربیان و مجامع علمی غرب به «مطالعات اسلامی» به طور اعم و «مطالعات شیعی» به طور اخصّ، عمدتاً با دو محور و رویکرد، یکی با نگاه به گذشته و دیگری با نگاه به آینده، قابل ارزیابی است؛ نگاه نخست، به لحاظِ درک صحیح و تحلیلِ دقیق از تعاملات تاریخی، سیاسی و فرهنگیِ خود آنان با مسلمانان و شیعیان در مقاطع مختلف تاریخی، و نگاه دوم، به لحاظ شناخت صحیح و دقیق از تاریخ، فرهنگ، باورها و نقاط قوت و ضعف مسلمانان و شیعیان برای برنامهریزیهای آنان برای اغراض و اهدافِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صورت میپذیرد.
خوشبختانه مطالعات اسلامی و به تبع آن، مطالعه روی متون کهن شرقیان، به ویژه «نگاه منشوری به میراث مکتوبِ کهن مسلمانان»، دیرزمانی است که ذهن و اندیشه خاورشناسان غربی را به خود معطوف ساخته است و از همان دورههای نخستین شرقشناسی، مطالعات اسلامی، با تمرکز روی متون اسلامی، در میان شرقشناسان، از اهمیّت خاصّ و دوچندانی برخوردار بوده است. باید دانست که به دلائلی همچون، مجاورت، کثرت جمعیت، کثرتِ منابع و مانند آنها، مطالعاتِ اسلامی در جهانِ غرب، تاکنون، عمدتاً بر محورِ متون اهل سنّت استوار بوده است و مطالعه روی متون کهن شیعی، نسبت به متون اهل سنّت، به لحاظ کمّی و کیفی، از سهم نازلتری برخوردار بوده است. امّا به نظر میرسد اکنون چندی است که آهنگ مطالعه روی میراث مکتوب شیعه، با سرعت بیشتری نواخته میشود.
به گزارش «شیعه نیوز»، کتاب جستاری درباره اسلام و تشیع در اروپا با تأکید بر کشور آلمان است و مطالعات شیعی در دانشگاههای آلمان را بررسی کردهاست.
جستاری درباره اسلام و تشیع در اروپا با تأکید بر تشیّع در آلمان، عنوان کتابی تازه انتشار از حسین متّـقی است که از سوی نشر ادیان (دانشگاه ادیان و مذاهب قم) منتشر گردیده. این کتاب افزون بر بررسی اجمالی سیر تاریخی اسلام و تشیّع در اروپا، به روند مطالعات شیعی در دانشگاههای آلمان، به تفصیل پرداخته است. اینک بخشی از مقدّمه اثر را مرور میکنیم:
ورود اسلام به شبه جزیره ایبریا (آندلس) از طریق جبل الطارق در سال 92هـ/711م و نیز آشنایی تدریجی اروپائیان با اسلام شیعی از طریق ادریسیان (زیدی) در افریقیه و فاطمیان (اسماعیلی) در مصر و دریافتِ تفاوتهایی میان آن دو نوع اسلام (اموی و شیعی)، به تدریج زمزمهها و زمینههای اولیّه اسلامشناسی و شیعیشناسی را، در غرب فراهم آورد، امّا به نظر نمیرسد، آنان به طور دقیق تا به روی کار آمدن صفویان در ایران، شناختی صحیح از قرائت دقیقتری از شیعه، یعنی شیعه اثنی عشری (امامیّه) و آموزههای اصیل آن به عنوان «اسلام اورژینال» و همچنین همزادی اسلام و تشیّع، داشته باشند. آنچه که در این مقطع حائز اهمیّت کلیدی است، نوع تعامل و روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بین ادارسه زیدی و نیز فاطمیان اسماعیلی، با اروپاییان بین قرون 3-6هـ/9-12م بوده است که با توجّه به وجود دشمن دیرینه و مشترک آن دو، یعنی امویان آندلس، بدون تردید روابط و تعاملاتی راهبردی بین آنان برقرار بوده است؛ نیز چنین است روابط و تعاملاتِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صفویان امامی با غربیان که وجود دشمن مشترکِ وقتِ آنان، یعنی دولتِ عثمانی، توجیهگر وجودِ قطعی روابط استراتژیک و راهبردی و به تبع آن شناختِ روشنتر و دقیقتر از شیعیان امامی برای غربیان و متقابلاً شناختِ عمیقتری از اروپاییان برای ایرانیان پس از به قدرت رسیدن صفویان، پدید آورده باشد. بررسی و مطالعه زوایای پنهان اسنادِ این تعاملات تاریخی مغفولٌ عنه، بدون تردید، زمینههای مطالعاتی جدیدی را فراروی پژوهشگران مطالعات اسلامی و شیعی در عرصه جهانی قرار خواهد داد.
نکتهای که در سیاستِ راهبردی امروز غربیان در مسئله خاورشناسی، حائز اهمیت است و نبایستی مورد غفلت پژوهشگران جوان قرار گیرد، این است که با قطع نظر از علاقههای کاملاً فردی برخی خاورشناسان و اسلامپژوهان منفرد، اقبال عمومی غربیان و مجامع علمی غرب به «مطالعات اسلامی» به طور اعم و «مطالعات شیعی» به طور اخصّ، عمدتاً با دو محور و رویکرد، یکی با نگاه به گذشته و دیگری با نگاه به آینده، قابل ارزیابی است؛ نگاه نخست، به لحاظِ درک صحیح و تحلیلِ دقیق از تعاملات تاریخی، سیاسی و فرهنگیِ خود آنان با مسلمانان و شیعیان در مقاطع مختلف تاریخی، و نگاه دوم، به لحاظ شناخت صحیح و دقیق از تاریخ، فرهنگ، باورها و نقاط قوت و ضعف مسلمانان و شیعیان برای برنامهریزیهای آنان برای اغراض و اهدافِ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صورت میپذیرد.
خوشبختانه مطالعات اسلامی و به تبع آن، مطالعه روی متون کهن شرقیان، به ویژه «نگاه منشوری به میراث مکتوبِ کهن مسلمانان»، دیرزمانی است که ذهن و اندیشه خاورشناسان غربی را به خود معطوف ساخته است و از همان دورههای نخستین شرقشناسی، مطالعات اسلامی، با تمرکز روی متون اسلامی، در میان شرقشناسان، از اهمیّت خاصّ و دوچندانی برخوردار بوده است. باید دانست که به دلائلی همچون، مجاورت، کثرت جمعیت، کثرتِ منابع و مانند آنها، مطالعاتِ اسلامی در جهانِ غرب، تاکنون، عمدتاً بر محورِ متون اهل سنّت استوار بوده است و مطالعه روی متون کهن شیعی، نسبت به متون اهل سنّت، به لحاظ کمّی و کیفی، از سهم نازلتری برخوردار بوده است. امّا به نظر میرسد اکنون چندی است که آهنگ مطالعه روی میراث مکتوب شیعه، با سرعت بیشتری نواخته میشود.
باید دانست که در جهان امروز غرب، عمده تمرکز مطالعاتی روی متون کهن و موضوعات شیعی، به ویژه شیعه اثنیعشری (امامیّه)، بیشتر از سوی شرقشناسانی صورت میگیرد که در اروپا و آمریکا مستقر هستند؛ به عبارت دیگر، شیعهشناسی، در سالهای اخیر صورتی بینالمللی به خود گرفته است و در همه کشورهای غربی، به خصوص در آمریکا، فرانسه، انگلستان و ایتالیا رواج دارد، امّا در سرزمین ژرمنها، یعنی آلمان، شیعهشناسی به لحاظ کمّی و کیفی، از رونق خاصّی برخوردار است. نگاهی به لیستِ اسامی دهها اسلامشناس و پژوهشگر برجسته آلمانی در پروسه خاورشناسی، اسلامشناسی و شیعهپژوهی و نیز تحقیقات عمیق و متنوّع آنان در زمینههای مختلفِ اسلامی، همچون تئودور نولدکه، ویلهلم آلوارت، آنه ماری شیمل، هرمان اته، برتولد اشپولر، رودولف اشترومان، کارل بروکلمان، یوهان رایسکه، هلموت ریتّر، ادوارد زاخائو، یوسِف شاخت، گوستاو فلوگل، ویلفرد مادلونگ، ماکس مایرهوف، هالم هاینتس، ارنست هرتسفلد، هاینریش وستنفلد، یولیوس ولهائوزن و جز آنها، نشانگرِ سهم عظیم آلمانها در پیشبردِ مطالعات اسلامی به نحو عام و مطالعات شیعی، به نحو خاصّ میباشد و برای آشنایی بیشتر با سمت و سوی پژوهشهای خاورشناسان، بر دانشجویان جوان شایسته و بایسته است، ضمن تسلّط تدریجی بر زبان آلمانی، بخشی از مطالعات خویش به بررسی آثار تحقیقی دانشوران آلمانی، اختصاص داده و حتّی موضوعاتِ پایاننامههای خویش را، بر محور این موضوعات، متمرکز سازند. مطالعات اسلامی در دانشگاههای آلمان، افزون بر «عمق علمی» و «سلامتِ پژوهشی نسبی»، نسبت به سایر کشورهای اروپایی، از سابقه طولانیتری نیز برخوردار است، و همچنین از نظر مطالعات شیعی نیز، به لحاظ کمّی و کیفی دارای موقعیّت برتر و ممتازی نسبت به دیگر کشورهاست. طبیعتاً شناختِ بهتر نیازها و خلأهای این فضاها و آگاهی از زوایای پژوهشها و مطالعاتِ صورت گرفته و احیاناً نقد علمی آثار آنان و حتّی برنامهریزیهای داخلی برای جهت دهی به آن عرصههای نسبتاً سالم، همچون تربیتِ اساتید متبحّر در مطالعات شیعی (همچون زندهیاد پروفسور عبدالجواد فلاطوری)، نیازمند بررسی عمیق و واکاوی دقیق این حوزههاست.
فصول چهارده گانه این کتاب عبارتند از:
فصل اوّل: درآمدی بر سیر تاریخی اسلام و تشیّع در اروپا
فصل دوم: پیوندها و روابط مسیحیان و مسلمانان اروپا
فصل سوم: گسترش روز افزون اسلام در اروپا
فصل چهارم: جمعیّت مسلمان کشورهای اروپایی
فصل پنجم: مطالعات شرقی، اسلامی و شیعی در دانشگاههای آلمان
فصل ششم: وضعیّت دینی و فرهنگی مسلمانان آلمان
فصل هفتم: جمعیّتها، احزاب و مراکز اسلامی در آلمان
فصل هشتم: مجلس اعلای شیعیان آلمان
فصل نهم: مرکز اسلامی امام علی علیه السلام در هامبورگ
فصل دهم: آکادمی علوم اسلامی در کلن
فصل یازدهم: روابط فرهنگی و سیاسی ایران ـ آلمان
فصل دوازدهم: کتابخانههای آلمان با نگاهی به کتابخانه دولتی برلین
فصل سیزدهم: همایشها و کنفرانسها درباره تشیّع در آلمان
فصل چهاردهم: زمینهها، فرصتها و بایستههای مطالعات شیعی
مرضیه راغبیان
منبع : کتابان
فصول چهارده گانه این کتاب عبارتند از:
فصل اوّل: درآمدی بر سیر تاریخی اسلام و تشیّع در اروپا
فصل دوم: پیوندها و روابط مسیحیان و مسلمانان اروپا
فصل سوم: گسترش روز افزون اسلام در اروپا
فصل چهارم: جمعیّت مسلمان کشورهای اروپایی
فصل پنجم: مطالعات شرقی، اسلامی و شیعی در دانشگاههای آلمان
فصل ششم: وضعیّت دینی و فرهنگی مسلمانان آلمان
فصل هفتم: جمعیّتها، احزاب و مراکز اسلامی در آلمان
فصل هشتم: مجلس اعلای شیعیان آلمان
فصل نهم: مرکز اسلامی امام علی علیه السلام در هامبورگ
فصل دهم: آکادمی علوم اسلامی در کلن
فصل یازدهم: روابط فرهنگی و سیاسی ایران ـ آلمان
فصل دوازدهم: کتابخانههای آلمان با نگاهی به کتابخانه دولتی برلین
فصل سیزدهم: همایشها و کنفرانسها درباره تشیّع در آلمان
فصل چهاردهم: زمینهها، فرصتها و بایستههای مطالعات شیعی
مرضیه راغبیان
منبع : کتابان
http://tarikhnameh.blogfa.com/cat-12.aspx
تاريخنامه
مطالعات، تازهها و نكتهها درباره تاريخ و تمدن ملل اسلامي
تاريخنامه
مطالعات، تازهها و نكتهها درباره تاريخ و تمدن ملل اسلامي
شیعیان آمریكا در گفتگو با پروفسور لیاقت تاکیم
[Layagat Takim.L_49850]
پیشینه (پایگاه عبرت پژوهی تاریخی) طی نشستی با پروفسور لیاقت تاکیم شیعه شناس معروف و استاد دانشگاه های آمریکای شمالی از جمله دانشگاه مک مستر هامیلتون کانادا و دانشگاه دنور آمریکا پرسش هایی پیرامون تاریخ تشیع در آمریکا از ایشان مطرح کرده است که در ذیل بخش هایی از این گفتگو ارائه شده است. لازم به ذکر است که پروفسور تاکیم زنگباری الاصل کتابی تحت عنوان Shi’ism in America ”تشیع در آمریکا” نیز منتشر نموده است. لیاقت علی تکیم، شیعه اهل کشور تانزانیا، تحصیلات خود را در مقطع دکترا در دانشگاه شرق شناسی لندن در رشته رجال به پایان رسانده است. وی ۱۵ سال در آمریکا تدریس کرده است و هم اکنون در کانادا هم به کارهای تبلیغی مذهبی مشغول است و هم عضو هیئت علمی دانشگاه شهر هامیلتون کانادا است:
پیشینه:در ابتدا از وقتی که به پیشینه دادید تشکر می کنیم و از شما می خواهیم تا تاریخچه مختصری از ورود تشیع به آمریکا را بیان کنید و بفرمایید که شیعیان آمریکا به چند دسته تقسیم می شوند و چه مشکلاتی دارند؟
پروفسور تاکیم:پس از سال ۱۹۶۵ میلادی قانون مهاجرت آمریکا تغییراتی کرد و جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا قانونی را صادر نمود که بر اساس آن غیر آمریکایی ها می توانستند به آمریکا مهاجرت کنند، این در حالی بود که پیش از آن شرایط خیلی سخت بود . بعد از سال ۱۹۶۵ بود که شیعیانی از هند ، پاکستان ، عراق و ایران به آمریکا مهاجرت کردند. جالبست بدانید که گفته می شود در حال حاضر در آمریکا حدود دو میلیون شیعه وجود دارد که از این دو میلیون نفر، حدود یک میلیون نفر ایرانی هستند که اکثرشان نیز در لس آنجلس اقامت دارند.
به نظر من می توان شیعیان آمریکا را به سه دسته تقسیم کرد، نخست شیعیان مهاجر، دوم آن هایی که متولد آمریکا می باشند و عمدتا در حال حاضر جوان هستند و سوم آن هایی که شیعه شده اند.
متأسفانه در شرایط کنونی بین شیعیان در آمریکا اختلاف خیلی زیاد است ، و در حالی که مراکز شیعه فراوانی در آنجا دیده می شود، می توان گفت این مراکز بیش از آنکه اسلامی باشند مراکز فرهنگی مرتبط با قومیت ها و کشورهای مختلفند؛ مراکز فرهنگی ایرانی ، پاکستانی و … که همکاری شان هم خیلی کم است. از سویی نوجوانان شیعه میل به فرهنگ آمریکایی دارند؛ لذا اختلاف نه فقط بین شیعیان بلکه در درون خانواده ها نیز بروز کرده است.
از سویی در آمریکا تعداد وهابی ها زیاد است و سوء ظن هایی هم که علیه شیعه وجود دارد بیشتر از ناحیه وهابی صورت می گیرد و نه از غیر مسلمانان. یعنی مسیحی ها و یهودی ها به اندازه وهابی ها با شیعیان مشکل ندارند. شیعیان در امریکا خیلی تحت فشار هستند. به عنوان نمونه من با چند شیعه زندانی در آمریکا، مکاتبه دارم و می دانم که به خاطر همین تشیع خیلی در فشار هستند. متاسفانه ما در آن جا خیلی کم تبلیغ کردهدایم اما سعودی ها و وهابی ها دست به تبلیغات گسترده ای زده اند. خیلی هم در این راه پول خرج کرده اند.
پیشینه: به نظر شما عوامل گرایش به تشیع در بین آمریکایی ها چه بوده است؟
پروفسور تاکیم:بعضی ها چون همسرانشان شیعه بودند و به خاطر ازدواج شیعه شدند اما بعضی ها با تحقیق شیعه شده اند، به عنوان مثال از طریق خواندن کتاب هایی مثل کتاب ثم اهتدیت دکتر تیجانی.
پیشینه: این کتاب را شما به انگلیسی ترجمه کرده اید درست است؟
بله این کتاب را با عنوان فاسئلوا اهل الذکر ترجمه کردم، و این کتاب با اقبال خوبی روبرو شده و برخی به همین سبب به طرف تشیع آمدند. یکی دیگر از راه های شیعه شدن در آمریکا حملات وهابی ها علیه شیعیان است؛ وهابی ها به شدت علیه شیعه کار می کنند و به شیعیان توهین می کنند. به عنوان مثال بعضی از زندانی ها خواستند بدانند که تشیع چیست که اینقدر به آن اتهام زده می شود؟ چرا این قدر به شیعه فحاشی می شود ؟ برخی از آن ها بعد از تحقیق و مطالعه حالا شیعه شده اند. این را هم بگویم که آن هایی که به طرف تشیع می آیند کمتر به خاطر تبلیغ و دعوت خود شیعیان است، بلکه به خاطر تحقیق فردی خودشان است که در نهایت به حقانیت تشیع می رسند.
پیشینه: شما ده سال قبل مقاله ای در مورد نقش عوامل خارجی تاثیرگذار بر تشیع در آمریکا مثل مراجع تقلید و علمای شیعه ایرانی ، لبنانی ، هندی و پاکستانی و … نوشته اید. اگر ممکن است در مورد نقش این عوامل خارجی توضیح دهید.
[Layagat Takim.L_49850]
پیشینه (پایگاه عبرت پژوهی تاریخی) طی نشستی با پروفسور لیاقت تاکیم شیعه شناس معروف و استاد دانشگاه های آمریکای شمالی از جمله دانشگاه مک مستر هامیلتون کانادا و دانشگاه دنور آمریکا پرسش هایی پیرامون تاریخ تشیع در آمریکا از ایشان مطرح کرده است که در ذیل بخش هایی از این گفتگو ارائه شده است. لازم به ذکر است که پروفسور تاکیم زنگباری الاصل کتابی تحت عنوان Shi’ism in America ”تشیع در آمریکا” نیز منتشر نموده است. لیاقت علی تکیم، شیعه اهل کشور تانزانیا، تحصیلات خود را در مقطع دکترا در دانشگاه شرق شناسی لندن در رشته رجال به پایان رسانده است. وی ۱۵ سال در آمریکا تدریس کرده است و هم اکنون در کانادا هم به کارهای تبلیغی مذهبی مشغول است و هم عضو هیئت علمی دانشگاه شهر هامیلتون کانادا است:
پیشینه:در ابتدا از وقتی که به پیشینه دادید تشکر می کنیم و از شما می خواهیم تا تاریخچه مختصری از ورود تشیع به آمریکا را بیان کنید و بفرمایید که شیعیان آمریکا به چند دسته تقسیم می شوند و چه مشکلاتی دارند؟
پروفسور تاکیم:پس از سال ۱۹۶۵ میلادی قانون مهاجرت آمریکا تغییراتی کرد و جانسون رئیس جمهور وقت آمریکا قانونی را صادر نمود که بر اساس آن غیر آمریکایی ها می توانستند به آمریکا مهاجرت کنند، این در حالی بود که پیش از آن شرایط خیلی سخت بود . بعد از سال ۱۹۶۵ بود که شیعیانی از هند ، پاکستان ، عراق و ایران به آمریکا مهاجرت کردند. جالبست بدانید که گفته می شود در حال حاضر در آمریکا حدود دو میلیون شیعه وجود دارد که از این دو میلیون نفر، حدود یک میلیون نفر ایرانی هستند که اکثرشان نیز در لس آنجلس اقامت دارند.
به نظر من می توان شیعیان آمریکا را به سه دسته تقسیم کرد، نخست شیعیان مهاجر، دوم آن هایی که متولد آمریکا می باشند و عمدتا در حال حاضر جوان هستند و سوم آن هایی که شیعه شده اند.
متأسفانه در شرایط کنونی بین شیعیان در آمریکا اختلاف خیلی زیاد است ، و در حالی که مراکز شیعه فراوانی در آنجا دیده می شود، می توان گفت این مراکز بیش از آنکه اسلامی باشند مراکز فرهنگی مرتبط با قومیت ها و کشورهای مختلفند؛ مراکز فرهنگی ایرانی ، پاکستانی و … که همکاری شان هم خیلی کم است. از سویی نوجوانان شیعه میل به فرهنگ آمریکایی دارند؛ لذا اختلاف نه فقط بین شیعیان بلکه در درون خانواده ها نیز بروز کرده است.
از سویی در آمریکا تعداد وهابی ها زیاد است و سوء ظن هایی هم که علیه شیعه وجود دارد بیشتر از ناحیه وهابی صورت می گیرد و نه از غیر مسلمانان. یعنی مسیحی ها و یهودی ها به اندازه وهابی ها با شیعیان مشکل ندارند. شیعیان در امریکا خیلی تحت فشار هستند. به عنوان نمونه من با چند شیعه زندانی در آمریکا، مکاتبه دارم و می دانم که به خاطر همین تشیع خیلی در فشار هستند. متاسفانه ما در آن جا خیلی کم تبلیغ کردهدایم اما سعودی ها و وهابی ها دست به تبلیغات گسترده ای زده اند. خیلی هم در این راه پول خرج کرده اند.
پیشینه: به نظر شما عوامل گرایش به تشیع در بین آمریکایی ها چه بوده است؟
پروفسور تاکیم:بعضی ها چون همسرانشان شیعه بودند و به خاطر ازدواج شیعه شدند اما بعضی ها با تحقیق شیعه شده اند، به عنوان مثال از طریق خواندن کتاب هایی مثل کتاب ثم اهتدیت دکتر تیجانی.
پیشینه: این کتاب را شما به انگلیسی ترجمه کرده اید درست است؟
بله این کتاب را با عنوان فاسئلوا اهل الذکر ترجمه کردم، و این کتاب با اقبال خوبی روبرو شده و برخی به همین سبب به طرف تشیع آمدند. یکی دیگر از راه های شیعه شدن در آمریکا حملات وهابی ها علیه شیعیان است؛ وهابی ها به شدت علیه شیعه کار می کنند و به شیعیان توهین می کنند. به عنوان مثال بعضی از زندانی ها خواستند بدانند که تشیع چیست که اینقدر به آن اتهام زده می شود؟ چرا این قدر به شیعه فحاشی می شود ؟ برخی از آن ها بعد از تحقیق و مطالعه حالا شیعه شده اند. این را هم بگویم که آن هایی که به طرف تشیع می آیند کمتر به خاطر تبلیغ و دعوت خود شیعیان است، بلکه به خاطر تحقیق فردی خودشان است که در نهایت به حقانیت تشیع می رسند.
پیشینه: شما ده سال قبل مقاله ای در مورد نقش عوامل خارجی تاثیرگذار بر تشیع در آمریکا مثل مراجع تقلید و علمای شیعه ایرانی ، لبنانی ، هندی و پاکستانی و … نوشته اید. اگر ممکن است در مورد نقش این عوامل خارجی توضیح دهید.
پروفسور تاکیم:بله چند چیزدر این رابطه موثر است . اول مبلغان مقیم آمریکا که خیلی کم هستند،دوم مبلغان فصلی که عمدتا در محرم و صفر یا برای ماه رمضان به آمریکا می آیند و به خاطر سخنرانی هایشان کمی تاثیر دارند. سوم کتاب هایی که از ایران ارسال می شود خصوصا آثار مربوط به گروپ آف مسلم (گروه های برادران مسلمان). چهارمین عامل تأثیر گذار نیز دفتر مراجع می باشند، چون هر یک از مراجع تقلید در آمریکا دفتردارند. پنجمین عامل نیز وب سایت ها هستند مثلا هر یک از مراجع تقلید حداقل یک وب سایت دارد ؛ مردم در آمریکا وب سایت ها را می خوانند و بر آن ها تاثیر هم دارد.
پیشینه: آمریکایی های شیعه بیشتر پیرو کدام یکی از مراجع تقلید هستند ؟
پروفسور تاکیم: این امر بسته به مناطق مختلف متفاوت است. مثلا در نیویورک موسسه آیت الله خویی بود که در حال حاضر در اختیار نماینده آیت الله سیستانی، آقای شیخ فاضل سهلانی است. از طرفی لبنانی ها پیش از وفات علامه فضل الله اکثرا مقلد ایشان بودند و ایرانی ها هم بیشتر از مقام معظم رهبری تقلید می کنند.
پیشینه: بحث دیگر، بحث تصوف در آمریکاست . من در جایی خواندم که بعضی از کسانی که آمریکایی تبار بوده و شیعه شده اند ، با گرایش به تصوف به سمت تشیع آمده اند.
پروفسور تاکیم: بله درست است.
پیشینه: این تصوف مربوط به کدام فرقه صوفیه می شود؟
پروفسور تاکیم: اطلاعات ما در این زمینه کم است اما فرقه نعمت اللهی هستند و اویسی و یکی دو فرقه کوچک دیگر. اهل سنت و صوفی ها خیلی فعال هستند و در هر جایی که بروید تصوف را مشاهده می کنید. مثلا یک روز که من به ایالت نیومکزیکو رفته بودم. در نیومکزیکو و در وسط کویر ، مسجدی را مشاهده کردم! خیلی تعجب کردم. به آنجا رفتم و با شهرکی مواجه شدم که همه ساکنانش مسلمان هستند و عجیب بود که همه شان هم متصوفه شیعه بودند .
[1]
پیشینه: پرسش بعدی ما درباره وضعیت آموزش و پرورش شیعیان در آمریکا می باشد: آیا درحال حاضر چه به صورت رسمی و چه به صورت غیر رسمی،از طرف خود شیعیان مراکزی وجود دارند که در سطوح پایین مثل دبستان و یا در سطوح بالاتر به آموزش مباحث اسلام شناسی و شیعه شناسی بپردازند؟
پروفسور تاکیم: بله بعضی مدارس هستند که در این زمینه و برای کودکان و نوجوانان فعالیت می کنند به خصوص در شهرهایی که شیعیان در آنجا جمعیت قابل توجهی دارند مثل دیترویت و لس آنجلس و تورنتو و نیویورک. درواقع ما در آمریکا به موسسه ای نیاز داریم شبیه به آن چه در لندن تاسیس شده به نام موسسه اسلامیک کالج آف ساینتس که مسوولیتش بر عهده حجت الاسلام والمسلمین بهمن پور است.
پیشینه: آیا می توانیم بگوییم که روش شیعه شناسی ای که در حال حاضر در دانشگاه های دنیا رواج دارد همان رویکرد استعماری سابق را دارد. و یا اینکه تفاوت هایی با گذشته کرده است؟
پروفسور تاکیم: در گذشته شیعه شناسی تقریبا از دیدگاه سنی مطرح می شد مثلا شیعه از منظر ابن حزم و ابن تیمیه، اما این وضعیت در حال حاضر تغییر کرده است چون هم شیعیان و هم غیر شیعیان تحقیق و بررسی بیشتری کرده اند . درواقع در حال حاضر آن ها به دنبال شناخت شیعه از درون منابع خود شیعه هستند.
پیشینه: یعنی هدف هایشان هم فرق کرده است؟
پروفسور تاکیم: در حال حاضر هدف مستشرقان این است که بفهمند و بدانند ؛ به نظر من هدف ایشان تغییر کرده است، شاید بعضی ها هنوز تحت تاثیر صهیونیسم و یا آمریکا و یا حکومت ها باشند ، ولی اکثرشان این گونه نیستند بلکه فقط می خواهند بفهمند و شیعه را از دیدگاه شیعه بشناسند.
پیشینه: پرسش بعدی پیرامون مستبصرین یا کسانی است که با اختیار تشیع را برگزیده اند: به نظر شما چه مفاهیمی این افراد را به سوی تشیع می کشاند؟
پروفسور تاکیم: یک گروه رنگین پوستان هستند که روحیه شهادت طلبی و جهاد شیعی برایشان جذابیت دارد چرا که ایشان خیلی تحت فشار هستند از همین رو وقتی امام خمینی گفتند که آمریکا شیطان بزرگ است ، از این امر استقبال کردند چرا که خود به این امر اذعان داشتند. به طور کلی باید گفت انقلاب اسلامی ایران تاثیر زیادی بر زندگی سیاه پوستان گذاشته است. پس از انقلاب اسلامی ایران و تحت تأثیر آن فقط در یک منطقه از مناطق فیلادلفیا حدود ۱۰۰۰ سیاه پوست شیعه شدند.
پیشینه: آمریکایی ها اساسا تفکیک بین سنی و شیعی را می شناسند؟ اگر پاسخ مثبت است کسانی که این شناخت جدید از شیعه را پیدا کرده اند ،دانشگاهی هستند و یا عموم مردم هم متوجه این تفکیک هستند؟
پیشینه: آمریکایی های شیعه بیشتر پیرو کدام یکی از مراجع تقلید هستند ؟
پروفسور تاکیم: این امر بسته به مناطق مختلف متفاوت است. مثلا در نیویورک موسسه آیت الله خویی بود که در حال حاضر در اختیار نماینده آیت الله سیستانی، آقای شیخ فاضل سهلانی است. از طرفی لبنانی ها پیش از وفات علامه فضل الله اکثرا مقلد ایشان بودند و ایرانی ها هم بیشتر از مقام معظم رهبری تقلید می کنند.
پیشینه: بحث دیگر، بحث تصوف در آمریکاست . من در جایی خواندم که بعضی از کسانی که آمریکایی تبار بوده و شیعه شده اند ، با گرایش به تصوف به سمت تشیع آمده اند.
پروفسور تاکیم: بله درست است.
پیشینه: این تصوف مربوط به کدام فرقه صوفیه می شود؟
پروفسور تاکیم: اطلاعات ما در این زمینه کم است اما فرقه نعمت اللهی هستند و اویسی و یکی دو فرقه کوچک دیگر. اهل سنت و صوفی ها خیلی فعال هستند و در هر جایی که بروید تصوف را مشاهده می کنید. مثلا یک روز که من به ایالت نیومکزیکو رفته بودم. در نیومکزیکو و در وسط کویر ، مسجدی را مشاهده کردم! خیلی تعجب کردم. به آنجا رفتم و با شهرکی مواجه شدم که همه ساکنانش مسلمان هستند و عجیب بود که همه شان هم متصوفه شیعه بودند .
[1]
پیشینه: پرسش بعدی ما درباره وضعیت آموزش و پرورش شیعیان در آمریکا می باشد: آیا درحال حاضر چه به صورت رسمی و چه به صورت غیر رسمی،از طرف خود شیعیان مراکزی وجود دارند که در سطوح پایین مثل دبستان و یا در سطوح بالاتر به آموزش مباحث اسلام شناسی و شیعه شناسی بپردازند؟
پروفسور تاکیم: بله بعضی مدارس هستند که در این زمینه و برای کودکان و نوجوانان فعالیت می کنند به خصوص در شهرهایی که شیعیان در آنجا جمعیت قابل توجهی دارند مثل دیترویت و لس آنجلس و تورنتو و نیویورک. درواقع ما در آمریکا به موسسه ای نیاز داریم شبیه به آن چه در لندن تاسیس شده به نام موسسه اسلامیک کالج آف ساینتس که مسوولیتش بر عهده حجت الاسلام والمسلمین بهمن پور است.
پیشینه: آیا می توانیم بگوییم که روش شیعه شناسی ای که در حال حاضر در دانشگاه های دنیا رواج دارد همان رویکرد استعماری سابق را دارد. و یا اینکه تفاوت هایی با گذشته کرده است؟
پروفسور تاکیم: در گذشته شیعه شناسی تقریبا از دیدگاه سنی مطرح می شد مثلا شیعه از منظر ابن حزم و ابن تیمیه، اما این وضعیت در حال حاضر تغییر کرده است چون هم شیعیان و هم غیر شیعیان تحقیق و بررسی بیشتری کرده اند . درواقع در حال حاضر آن ها به دنبال شناخت شیعه از درون منابع خود شیعه هستند.
پیشینه: یعنی هدف هایشان هم فرق کرده است؟
پروفسور تاکیم: در حال حاضر هدف مستشرقان این است که بفهمند و بدانند ؛ به نظر من هدف ایشان تغییر کرده است، شاید بعضی ها هنوز تحت تاثیر صهیونیسم و یا آمریکا و یا حکومت ها باشند ، ولی اکثرشان این گونه نیستند بلکه فقط می خواهند بفهمند و شیعه را از دیدگاه شیعه بشناسند.
پیشینه: پرسش بعدی پیرامون مستبصرین یا کسانی است که با اختیار تشیع را برگزیده اند: به نظر شما چه مفاهیمی این افراد را به سوی تشیع می کشاند؟
پروفسور تاکیم: یک گروه رنگین پوستان هستند که روحیه شهادت طلبی و جهاد شیعی برایشان جذابیت دارد چرا که ایشان خیلی تحت فشار هستند از همین رو وقتی امام خمینی گفتند که آمریکا شیطان بزرگ است ، از این امر استقبال کردند چرا که خود به این امر اذعان داشتند. به طور کلی باید گفت انقلاب اسلامی ایران تاثیر زیادی بر زندگی سیاه پوستان گذاشته است. پس از انقلاب اسلامی ایران و تحت تأثیر آن فقط در یک منطقه از مناطق فیلادلفیا حدود ۱۰۰۰ سیاه پوست شیعه شدند.
پیشینه: آمریکایی ها اساسا تفکیک بین سنی و شیعی را می شناسند؟ اگر پاسخ مثبت است کسانی که این شناخت جدید از شیعه را پیدا کرده اند ،دانشگاهی هستند و یا عموم مردم هم متوجه این تفکیک هستند؟
پروفسور تاکیم: بله مردم عادی هم این تفکیک را انجام میدهند، البته ایشان بیشتر متاثر از رسانه ها به این تفکیک آگاهی یافته اند؛ چون در رسانه های آمریکا دائما از این تفکیک سخن گفته می شود، و میان شیعی و سنی فرق گذاشته می شود. به عنوان نمونه خبرنگارانی که در عراق کار می کنند به انفجارهایی که علیه شیعیان صورت می پذیرد اشاره می کنند، به نظر می رسد خود آمریکا هم این تفکیک شیعه و سنی را خیلی در عراق تشدید می کند ، ممکن است این تفکیک به نفع عراقی ها نباشد اما به هر حال به نظر می رسد که مردم جامعه آمریکا این تفکیک را قائل هستند. البته باید گفت که فهم تفکیک بین شیعه و سنی از سوی آمریکایی ها دقیق نیست.
پیشینه: برای حل اختلاف بین شیعیان که در ابتدا بدان اشاره فرمودید چه باید کرد؟ با علم به اینکه بزرگ ترین مسجد ایالات متحده آمریکا متعلق به شیعیان می باشد ، و این یعنی اینکه شیعیان از امکانات خوبی برخوردار می باشند، پس به نظر شما مشکل کجاست؟
پروفسور تاکیم: همان طوری که عرض کردم مشکل اصلی،فقدان رهبری واحد است. به عنوان نمونه ما یک گروه ۱۷۰ یا ۱۶۰ نفره داریم که لجنه (کمیته)علما در آمریکای شمالی نام دارد و بنده هم یکی از اعضای آن هستم . وقتی که با هم ملاقات می کنیم فقط ۵۰ نفر یا ۴۰ نفر در آن جلسه حضور می یابند و وقتی از عدم حضور دیگر اعضا می پرسیم می گویند که چون فلانی که تحت نظر فلان مرجع است در جلسه حضور دارد، ما نمی آییم.
پیشینه: می دانیم که اکثر کرسی های اسلام شناسی در آمریکا و اروپا حمایت مالی می شوند. خیلی از افراد و حکومت ها مثل معمر قذافی مقتول از این مراکز حمایت می کردند؛ مثلا آن مدرسه اقتصادی در لندن که سیف الاسلام پسر قذافی هم از آنجا پروفسورا گرفت تحت حمایت های قذافی بود. به نظر شما این پشتیبانی های مالی و شکل گرفتن کرسی های دانشگاهی تا چه حد مهم است و تا چه حد تاثیر می گذارد؟
پروفسور تاکیم: خیلی مهم است و ما هم باید ازین سنخ کارها انجام دهیم چون الان در لس آنجلس یک کرسی عمر الخطاب داریم، یک کرسی ملک عبدالعزیز سعودی داریم و یک کرسی پرنس ولید یا پرنس بندر بن سلطان که سعودی ها از آن ها حمایت می کند. در دوران پهلوی هم شاه از کرسی های ایران شناسی حمایت می کرد. به نظر من ما هم می توانیم ازین سنخ کرسی ها داشته باشیم چه این کرسی های دانشگاهی کرسی های غیر دولتی هستند به همین خاطرمی توانیم مثلا یک کرسی به نام حضرت فاطمه سلام الله علیها یا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا سید الشهداء علیه السلام داشته باشیم که در مقایسه با برخی طرح ها که مبالغ هنگفتی می خواهند نیازمند هزینه های بالایی نیست.
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:50 توسط مهدي مجتهدي
http://tarikhnameh.blogfa.com/post-65.aspx
پیشینه: برای حل اختلاف بین شیعیان که در ابتدا بدان اشاره فرمودید چه باید کرد؟ با علم به اینکه بزرگ ترین مسجد ایالات متحده آمریکا متعلق به شیعیان می باشد ، و این یعنی اینکه شیعیان از امکانات خوبی برخوردار می باشند، پس به نظر شما مشکل کجاست؟
پروفسور تاکیم: همان طوری که عرض کردم مشکل اصلی،فقدان رهبری واحد است. به عنوان نمونه ما یک گروه ۱۷۰ یا ۱۶۰ نفره داریم که لجنه (کمیته)علما در آمریکای شمالی نام دارد و بنده هم یکی از اعضای آن هستم . وقتی که با هم ملاقات می کنیم فقط ۵۰ نفر یا ۴۰ نفر در آن جلسه حضور می یابند و وقتی از عدم حضور دیگر اعضا می پرسیم می گویند که چون فلانی که تحت نظر فلان مرجع است در جلسه حضور دارد، ما نمی آییم.
پیشینه: می دانیم که اکثر کرسی های اسلام شناسی در آمریکا و اروپا حمایت مالی می شوند. خیلی از افراد و حکومت ها مثل معمر قذافی مقتول از این مراکز حمایت می کردند؛ مثلا آن مدرسه اقتصادی در لندن که سیف الاسلام پسر قذافی هم از آنجا پروفسورا گرفت تحت حمایت های قذافی بود. به نظر شما این پشتیبانی های مالی و شکل گرفتن کرسی های دانشگاهی تا چه حد مهم است و تا چه حد تاثیر می گذارد؟
پروفسور تاکیم: خیلی مهم است و ما هم باید ازین سنخ کارها انجام دهیم چون الان در لس آنجلس یک کرسی عمر الخطاب داریم، یک کرسی ملک عبدالعزیز سعودی داریم و یک کرسی پرنس ولید یا پرنس بندر بن سلطان که سعودی ها از آن ها حمایت می کند. در دوران پهلوی هم شاه از کرسی های ایران شناسی حمایت می کرد. به نظر من ما هم می توانیم ازین سنخ کرسی ها داشته باشیم چه این کرسی های دانشگاهی کرسی های غیر دولتی هستند به همین خاطرمی توانیم مثلا یک کرسی به نام حضرت فاطمه سلام الله علیها یا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا سید الشهداء علیه السلام داشته باشیم که در مقایسه با برخی طرح ها که مبالغ هنگفتی می خواهند نیازمند هزینه های بالایی نیست.
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:50 توسط مهدي مجتهدي
http://tarikhnameh.blogfa.com/post-65.aspx
يك سايت و معرفي يك مجله شرقشناسي
پايگاه با آدرس http://www.biblioislam.net به زبان عربي و دفتر آن در قطر و مصر است كه زير مجموعه سايت اسلام اون لاين است.
در بخش مقالات اين سايت مقالهاي با عنوان " العالم الإسلامي .. قصة أشهر مجلة تبشيرية " درج شده كه معرفي انتقادي مجله مشهور "Muslim World" است و به تاريخچه تاسيس و تحولات اين مجله پرداخته است.
نويسنده با اشاره به دوره استعمار كشورهاي مسلمان، به تاسيس اين مجله با هدف تبشيري در سال 1911 اشاره ميكند. وي كوشيده است تا سير تحولات جهان اسلام در صد سال اخير و بازتاب نگاه تبشيري را به اختصار در نمونه هايي از مقالات اين مجله نشان دهد. به همين منوال تحولات نگاه صاحبان مجله از تبشيري مطلق به آكادميك را مطرح نموده است. تغيير و تحولات مديريت نشريه هم كه در نگرش آن مؤثر بودهاست مورد توجه قرار گرفته است.
گمان ميكنم در مجموع اين مقاله الگوي مناسبي است براي نقد و بررسي مجلات اسلام پژوهي غرب كه تعدادشان كم هم نيست. در يك بررسي كه داشتم قريب يكصد مجله از اين دست را مي توان شمرد كه براي ما ايرانيان مهمترين مانع بررسي، در دسترس نبودن اين مجلات است. ولي به هر حال "مالا يدرك كله لا يترك جله"
نوشته شده در جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ساعت 2:6 توسط مهدي مجتهدي| آرشيو نظرات |
پايگاه با آدرس http://www.biblioislam.net به زبان عربي و دفتر آن در قطر و مصر است كه زير مجموعه سايت اسلام اون لاين است.
در بخش مقالات اين سايت مقالهاي با عنوان " العالم الإسلامي .. قصة أشهر مجلة تبشيرية " درج شده كه معرفي انتقادي مجله مشهور "Muslim World" است و به تاريخچه تاسيس و تحولات اين مجله پرداخته است.
نويسنده با اشاره به دوره استعمار كشورهاي مسلمان، به تاسيس اين مجله با هدف تبشيري در سال 1911 اشاره ميكند. وي كوشيده است تا سير تحولات جهان اسلام در صد سال اخير و بازتاب نگاه تبشيري را به اختصار در نمونه هايي از مقالات اين مجله نشان دهد. به همين منوال تحولات نگاه صاحبان مجله از تبشيري مطلق به آكادميك را مطرح نموده است. تغيير و تحولات مديريت نشريه هم كه در نگرش آن مؤثر بودهاست مورد توجه قرار گرفته است.
گمان ميكنم در مجموع اين مقاله الگوي مناسبي است براي نقد و بررسي مجلات اسلام پژوهي غرب كه تعدادشان كم هم نيست. در يك بررسي كه داشتم قريب يكصد مجله از اين دست را مي توان شمرد كه براي ما ايرانيان مهمترين مانع بررسي، در دسترس نبودن اين مجلات است. ولي به هر حال "مالا يدرك كله لا يترك جله"
نوشته شده در جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ساعت 2:6 توسط مهدي مجتهدي| آرشيو نظرات |
IslamOnline اسلام اون لاين
اسلام اون لاين IslamOnline
موقع اسلامي اخبار دراسات تقارير
شیعه شناسی در غرب: بررسی رویکردها
اتان کلبرگ، محقق مطالعات شيعی، ساليانی پيش در يادداشتی، فهرستی خلاصه از مطالعات در حوزه تشيع را در مجامع آکادميک غربی و خاور شناسی به دست داد. پس از آن هم تاکنون به دلايل مختلف و از آن جمله تحولات سياسی مطالعات در حوزه تشيع تداوم داشته و حتی فزونی گرفته است. مطالعات اوليه در اين حوزه عمدتا محدود به بررسی انديشه های تشيع امامی در زمينه های حقوقی و کلامی بود و برخی نيز مطالعات خود را وقف بررسی تاريخچه تشيع امامی و دوره های مختلف سياسی و اجتماعی جامعه شيعيان می کردند. در اين ميان مطالعه درباره خاستگاه تشيع امامی و تحولات اوليه آن در حوزه عقايد مذهبی کمتر مورد توجه بوده است. به همين دليل در حالی که در زمينه برخی از متکلمان و فيلسوفان شيعی و يا فقيهان و مجتهدان اماميه تحقيقاتی تاکنون عرضه شده، اما درباره منابع حديثی، محدثان و شخصيتهای حديثگرای سده های نخستين شکل گيری تشيع امامی کمتر پژوهشی ديده می شود. البته در سالهای اخير سير اين مطالعات فزونی داشته است و شاهد انتشار برخی از اين دست مطالعات بوده ايم؛ اما هنوز درک ما از دوران آغازين تشيع امامی و خاستگاهها و شعب آن بسيار محدود است. پيش از اين جز مقاله ای که محمد علی امير معزی درباره محمد بن حسن الصفار القمي، محدث و دانشمند حديثگرای مکتب قم در نيمه دوم سده سوم نوشته بود، درباره بيشتر محدثان سهم آفرين اين دوره و اندکی بعد تحقيق جامعی صورت نگرفته و تنها اشارات و يا مطالعات محدودی سامان گرفته بود. در واقع تا چندی پيش درباره بيشتر محدثان معاصر با صفار قمی و يا مقدم بر او و نيز درباره بيشتر محدثان و فقيهان سنتگرای دوران کلينی نيز تحقيقی منتشر نشده بود و مطالعات بسيار محدود بود. درباره محمد بن يعقوب الکليني (د. ۳۲۹ق)، محدث برجسته و نقش آفرين اماميه در دوران غيبت صغرای امام غائب شيعيان امامی نيز تاکنون هيچ تحقيق جامع و رضايت بخشی منتشر نشده است؛ کما اينکه هنوز هم درباره محمد بن علي ابن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق (د.۳۸۱ق)، محدث بلند پايه مکتب قم و ری، تحقيق جامعی صورت نگرفته است. اين در حالی است که اشخاصی که نامشان پيش از اين گذشت، همگی بيشترين سهم را در شکل گيری و تحول انديشه امامی بر عهده داشته اند. کلينی و شيخ صدوق هر يک نويسنده يکی از چهار کتاب حديثی معتبر و مهم اماميه هستند که اصطلاحا به آن کتابها، "کتب اربعه" حديث اماميه اطلاق می شود.
در سالهای اخير در مجامع آکادميک غربی وضعيت تا اندازه قابل توجهی تغيير کرده است (چند مقاله از محمد علی امير معزي و اتان کلبرگ و نويسنده اين سطور در زبانهای اروپايی منتشر شده؛ مقاله ای مختصر و اجمالی درباره کليني از نويسنده اين سطور با همکاری آقای امير معزي و مقاله ای کوتاه درباره سياري، نويسنده کتاب القرائات، از امير معزي و اتان کلبرگ. مقاله امير معزي درباره حسين بن الحکم الحبري که در سالهای اخير منتشر شده طبعاً به موضوع ما مربوط نيست. او دانشمندی زيدی بوده است. چند مقاله و تحقيق هم درباره احمد بن محمد البرقي و يا کتابها و محدثان کهنتر منتشر شده است. کتاب نيومن و بارآشر هم درباره حديث شيعی و در همين سياق بايد مورد اشاره قرار گيرد). اين تحول بيش از همه مديون سه محقق اين زمينه از مطالعات است: اتان کلبرگ، گرچه کار خود را در کتاب معروفش متمرکز بر علي ابن طاووس، دانشمند حديثگرای سده هفتم کرد، اما مطالعه او در اين کتاب، بيشتر به آثاری اختصاص يافته که ابن طاووس در تأليفات متعدد خود از آنها بهره گرفته و بنابراين شناخت خوبی از ميراث اماميه در سده های نخستين ارائه می دهد. وی همچنين در مقاله ای که در رابطه با اصول اربعمائة نگاشت، درباره نخستين دفاتر حديث اماميه و ميراث حديثی شان به مطالعه پرداخت. همين امر زمينه مناسبی را برای مطالعات بعدی او و ديگران فراهم کرد. وی در شماری از مقالات خود به بررسی پاره ای از مفاهيم بنيادی در تشيع امامی پرداخت و تلاش کرد مطالعات خود را متکی بر منابع اصلی و کهن اين مذهب ارائه دهد. فی المثل در مقاله ای نسبتا بلند وی به بررسی روابط شيعيان با امامان در دوران پيش از غيبت پرداخت. اين مطالعه سعی در ارائه تصوير روشنتری از جامعه اماميه آغازين دارد؛ کما اينکه تحقيق ديگر همين نويسنده درباره انتقال از اماميه به اثنا عشريه و پرداختن به مسئله دوازده امام تصويری ويژه از شرايط دوران غيبت صغرا ارائه می دهد. اما هنوز تحقيق درباره جامعه امامی در دوران حضور امامان و در دوران پيش از آغاز غيبت امام دوازدهم نياز به تحقيق و بررسی های بيشتری داشته و دارد. مقدمه استاد برجسته آقای دکتر حسين مدرسی طباطبايی بر کتاب مقدمه ای بر فقه شيعه تا اندازه زيادی ذهنيت محققان را در رابطه با مکاتب و گرايشهای درون جامعه امامی در اين دوران از نقطه نظر گرايشات مذهبی و به ويژه فقهی اصلاح کرد.
اتان کلبرگ، محقق مطالعات شيعی، ساليانی پيش در يادداشتی، فهرستی خلاصه از مطالعات در حوزه تشيع را در مجامع آکادميک غربی و خاور شناسی به دست داد. پس از آن هم تاکنون به دلايل مختلف و از آن جمله تحولات سياسی مطالعات در حوزه تشيع تداوم داشته و حتی فزونی گرفته است. مطالعات اوليه در اين حوزه عمدتا محدود به بررسی انديشه های تشيع امامی در زمينه های حقوقی و کلامی بود و برخی نيز مطالعات خود را وقف بررسی تاريخچه تشيع امامی و دوره های مختلف سياسی و اجتماعی جامعه شيعيان می کردند. در اين ميان مطالعه درباره خاستگاه تشيع امامی و تحولات اوليه آن در حوزه عقايد مذهبی کمتر مورد توجه بوده است. به همين دليل در حالی که در زمينه برخی از متکلمان و فيلسوفان شيعی و يا فقيهان و مجتهدان اماميه تحقيقاتی تاکنون عرضه شده، اما درباره منابع حديثی، محدثان و شخصيتهای حديثگرای سده های نخستين شکل گيری تشيع امامی کمتر پژوهشی ديده می شود. البته در سالهای اخير سير اين مطالعات فزونی داشته است و شاهد انتشار برخی از اين دست مطالعات بوده ايم؛ اما هنوز درک ما از دوران آغازين تشيع امامی و خاستگاهها و شعب آن بسيار محدود است. پيش از اين جز مقاله ای که محمد علی امير معزی درباره محمد بن حسن الصفار القمي، محدث و دانشمند حديثگرای مکتب قم در نيمه دوم سده سوم نوشته بود، درباره بيشتر محدثان سهم آفرين اين دوره و اندکی بعد تحقيق جامعی صورت نگرفته و تنها اشارات و يا مطالعات محدودی سامان گرفته بود. در واقع تا چندی پيش درباره بيشتر محدثان معاصر با صفار قمی و يا مقدم بر او و نيز درباره بيشتر محدثان و فقيهان سنتگرای دوران کلينی نيز تحقيقی منتشر نشده بود و مطالعات بسيار محدود بود. درباره محمد بن يعقوب الکليني (د. ۳۲۹ق)، محدث برجسته و نقش آفرين اماميه در دوران غيبت صغرای امام غائب شيعيان امامی نيز تاکنون هيچ تحقيق جامع و رضايت بخشی منتشر نشده است؛ کما اينکه هنوز هم درباره محمد بن علي ابن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق (د.۳۸۱ق)، محدث بلند پايه مکتب قم و ری، تحقيق جامعی صورت نگرفته است. اين در حالی است که اشخاصی که نامشان پيش از اين گذشت، همگی بيشترين سهم را در شکل گيری و تحول انديشه امامی بر عهده داشته اند. کلينی و شيخ صدوق هر يک نويسنده يکی از چهار کتاب حديثی معتبر و مهم اماميه هستند که اصطلاحا به آن کتابها، "کتب اربعه" حديث اماميه اطلاق می شود.
در سالهای اخير در مجامع آکادميک غربی وضعيت تا اندازه قابل توجهی تغيير کرده است (چند مقاله از محمد علی امير معزي و اتان کلبرگ و نويسنده اين سطور در زبانهای اروپايی منتشر شده؛ مقاله ای مختصر و اجمالی درباره کليني از نويسنده اين سطور با همکاری آقای امير معزي و مقاله ای کوتاه درباره سياري، نويسنده کتاب القرائات، از امير معزي و اتان کلبرگ. مقاله امير معزي درباره حسين بن الحکم الحبري که در سالهای اخير منتشر شده طبعاً به موضوع ما مربوط نيست. او دانشمندی زيدی بوده است. چند مقاله و تحقيق هم درباره احمد بن محمد البرقي و يا کتابها و محدثان کهنتر منتشر شده است. کتاب نيومن و بارآشر هم درباره حديث شيعی و در همين سياق بايد مورد اشاره قرار گيرد). اين تحول بيش از همه مديون سه محقق اين زمينه از مطالعات است: اتان کلبرگ، گرچه کار خود را در کتاب معروفش متمرکز بر علي ابن طاووس، دانشمند حديثگرای سده هفتم کرد، اما مطالعه او در اين کتاب، بيشتر به آثاری اختصاص يافته که ابن طاووس در تأليفات متعدد خود از آنها بهره گرفته و بنابراين شناخت خوبی از ميراث اماميه در سده های نخستين ارائه می دهد. وی همچنين در مقاله ای که در رابطه با اصول اربعمائة نگاشت، درباره نخستين دفاتر حديث اماميه و ميراث حديثی شان به مطالعه پرداخت. همين امر زمينه مناسبی را برای مطالعات بعدی او و ديگران فراهم کرد. وی در شماری از مقالات خود به بررسی پاره ای از مفاهيم بنيادی در تشيع امامی پرداخت و تلاش کرد مطالعات خود را متکی بر منابع اصلی و کهن اين مذهب ارائه دهد. فی المثل در مقاله ای نسبتا بلند وی به بررسی روابط شيعيان با امامان در دوران پيش از غيبت پرداخت. اين مطالعه سعی در ارائه تصوير روشنتری از جامعه اماميه آغازين دارد؛ کما اينکه تحقيق ديگر همين نويسنده درباره انتقال از اماميه به اثنا عشريه و پرداختن به مسئله دوازده امام تصويری ويژه از شرايط دوران غيبت صغرا ارائه می دهد. اما هنوز تحقيق درباره جامعه امامی در دوران حضور امامان و در دوران پيش از آغاز غيبت امام دوازدهم نياز به تحقيق و بررسی های بيشتری داشته و دارد. مقدمه استاد برجسته آقای دکتر حسين مدرسی طباطبايی بر کتاب مقدمه ای بر فقه شيعه تا اندازه زيادی ذهنيت محققان را در رابطه با مکاتب و گرايشهای درون جامعه امامی در اين دوران از نقطه نظر گرايشات مذهبی و به ويژه فقهی اصلاح کرد.
آنچنانکه وی در اين تحقيق به خوبی نشان داده است، جامعه اماميه به هيچ وجه در اين دوران نسبتا بلند، يکدست نبوده و در آن تفاوتهای آشکاری در برخورد با منابع فقه و کلام و عقايد وجود داشته است. گرايشات اخباری و اصولی که بعدها در جامعه اماميه، صورت روشنتری به خود گرفت و تمايزها و تقابلها را بيشتر به نمايش گذاشت، ريشه در اختلافات آغازين داشت که در بومهای مختلف جامعه اماميه وجود داشته است. اما هنوز راه زيادی برای شناخت اين تفاوتها و تمايزها وجود داشته و دارد. تحقيق ديگر همين دانشمند درباره تحول مفهوم امامت و غيبت که به بهانه تحقيق بر روی شناخت شخصيت برجسته کلامی اماميه در دوران غيبت صغرا يعنی ابن قبه رازي سامان گرفت، به بحرانهای مختلف در درون جامعه اماميه در چند بعد پرداخت. يک بعد، تکامل مفهوم امامت در بعد سياسی و اجتماعی بود. مدرسی در بخش اول کتابش به شکل محدودی به اين موضوع پرداخت. در بخش دوم، او تکامل مفهوم امامت را از بعد علمی و معنوی مورد مطالعه قرار داد. اين زمينه در حقيقت به آن چيزی مربوط است که ريشه های تفکر تشيع امامی در ابعاد مذهبی و اختلافات آنان را بازتاب می دهد؛ گذار تاريخی از مفهوم امام به عنوان يک رهبر سياسی و يا دست کم رهبر يک جامعه مذهبی به مفهوم امام به عنوان پيشوای دينی و مرجع فقه و عقايد. مدل تحقيق دکتر حسين مدرسی اين چنين است که جامعه اماميه را از آغاز برخوردار از دو گرايش اصلی می داند که يکی تنها بر جنبه های فقهی و مذهبی در چارچوب اسلامی آن که در جامعه حاکميت داشت، تأکيد می داشت، اما به دليل گرايش به تشيع اين مرجعيت را در اهل بيت پيامبر جستجو می کرد. در مقابل دکتر مدرسی گرايش ديگری را نيز در ميان اين جامعه نشان می دهد که به نظر او از همان آغاز مورد انکار گروه نخست و حتی خود امامان بوده است؛ گرايشی که وی آنان را در طبقه غلات شيعه قرار می دهد. آقای مدرسی طبعاً متأثر از ادبيات دوران کلاسيک تشيع امامی در تمايز بخشی ميان اين دو گرايش است. در بخش سوم تحقيق او، به بحران رهبری جامعه اماميه و نقش راويان حديث پرداخته شده است. بحران رهبری، گرچه به طور خاص بيشتر در ارتباط با دوران شروع غيبت امام دوازدهم اثنا عشريان مورد بررسی قرار گرفته، اما ريشه در اختلافاتی پيشين داشته که آقای دکتر مدرسی به شکل گذرا بدان پرداخته است و طبعاً در جای خود بايد ريشه های فکری همه اين اختلافات مورد بررسی و مطالعه قرار گيرد. دکتر مدرسی در واقع سعی کرده است تا بيشتر به بازتابهای آن اختلافات در احاديث بپردازد. مدرسی بيشتر ترجيح می دهد تا اختلافات را در درون جامعه اماميه بيشتر در سطح مسائل حقوقی و کلامی به معنای متعارف آن جستجو کند و پرسش از خاستگاههای فکری را خارج از هدف تحقيق خود قرار می دهد. وی سهم محدثان و راويان حديث را در حل و چاره جويی اين اختلافات برجسته می کند و از اينرو مطالعه او سهم حديث را در اختلافات درون مذهبی شيعی و امامی مورد مطالعه قرار می دهد، البته هنوز بايد درباره گرايشات مختلف محدثان و راويان حديث شيعی و خاستگاههای گوناگون آنها در اين زمينه به بحث پرداخت؛ زمينه ای که ورود به جزييات آن مطالعات جديدی را هنوز می طلبد. برای انجام چنين مطالعاتی بايد در دو سوی مختلف تحقيق تاريخی را گسترش داد: از يک سو می بايست شناخت خود را از منابع حديثی و منابع انديشه و عقايد مذهبی اماميه کامل کرد. دکتر مدرسی در کتاب اخير خود درباره ميراث حديث شيعه، کوشيد که فهرستی از محدثان و راويان اوليه اماميه و دفاتر و کتابهای حديثی آنان ارائه دهد. اين منابع بعدها در تدوين کتابهای جامع حديثی به کار بسته شدند. اين تحقيق زمينه را برای انجام يک رشته از تحقيقات در مرحله ای بعدی برای شناخت مکاتب مختلف حديثی و عقيدتی اماميه در دوران نخستين و به ويژه در ميان راويان حديث طبعا فراهم کرده است. دکتر مدرسی در حقيقت با ارائه فهرستی دقيق و بی همتا از نام و مشخصات راويان شيعی و آثارشان و نشان دادن ميزان بهره گيری از آنها در کتابهای حديثی بعدی گامی مهم و ارزشمند برای شناخت هر چه بهتر مکاتب و سنتهای مختلف شيعی در مراحل بعدی مطالعات شيعه شناسی برداشت. برای اين مقصود بيش از هر چيز شناخت سنتهای مختلف حديثی و نحوه تدوين کتابهای حديثی و شيوه های گوناگون در تدوين ميراث حديثی در ارتباط با تحولات عقايد اهميت دارد.
به عنوان يک نمونه تنها اين نکته را اينجا متذکر می شويم که در کتابهای رجال و فهارس کتب حديثی کهن اماميه همانند کتاب فهرست، موسوم به الرجال نجاشی و نيز الفهرست شيخ طوسی، دو منبع اصلی شناخت ما از آثار حديثی و فقهی راويان نخستين شيعی و امامی از صدها دفتر حديثی ياد شده که به وسيله محدثان بعدی روايت می شده است، اما ما هنوز به درستی و به شکل کاملاً دقيقی نمی دانيم که هر يک از اين کتابها چگونه شکل گرفته و منابع آنها دقيقا چه بوده و چگونه بکار گرفته می شده است؛ کدام يک از آنها روايات و احاديث جديدی را در خود داشته و هر کدام متعلق به چه سنتهايی بوده است؟ از همه مهمتر اينکه از بسياری از آنها حتی روايات اندکی هم در کتابهای بعدی ديده نمی شود؛ آيا اين مسئله به اين معناست که آنها مواد تازه ای در بر نداشته اند و يا اينکه احاديث آنها از سوی منابع بعدی به دلايل مختلف مورد توجه قرار نگرفته است. از آنجا که بسياری از منابع متقدم حديث از ميان رفته داوری در مورد همه اين موارد دست کم در پاره ای از موضوعات حديثی بسيار مشکل و گاه غير ممکن است. اما در مورد پاره ای از موضوعات می توانيم با بررسی دقيقتر نشان دهيم که از محتوای مجموعه های کهنتر چه مواردی انتخاب و يا حذف شده است. برای اين کار تنها نشان دادن اينکه نام يک راوی در کتابهای حديثی بعدی در چه مواردی به کار گرفته شده و مقايسه آنها با عناوين آثارش برای شناخت و بازيابی منابع کهن حديثی طبعاً کافی نيست. اين بدين دليل است که ما پيش از آن نياز داريم تا شناختمان را از کيفيت تدوين کتابهای حديثی و انتقال سنتهای حديثی و البته همزمان با بررسی تحولات اعتقادی بهبود ببخشيم. وجود دهها روايت و حديث درباره امامت از محدثی کهن که کتابی در امامت داشته در کتابی متأخر ضرورتا به معنای اخذ آن روايات از آن کتاب و يا حتی نوشته ای ديگر از او نيست؛ همواره احتمال حذف و يا اصلاح احاديث منبعی متقدم در منبع و يا منابع متأخرتر و به شيوه های مختلف روايت قابل تصور است. بنابراين برای چنين تحقيقی ارائه نقشه جامعتری از انتقال سنتهای حديثی بی ترديد ضروری است. سه تحقيق پيشگفته استاد دکتر مدرسی راه را برای چنين تحقيقاتی همينک باز کرده است.
از ديگر سو، بايستی تحقيق جامعی درباره زمينه ها و خاستگاههای مختلف عقيدتی تشيع ارائه داد به صورتی که بتوان تظاهرات و نمودهای آن، بطوری که خود را در حديث و تحولات حديثی بروز داده است، مورد مطالعه قرار داد. پروفسور محمد علي امير معزی در کتاب پيشوای ملکوتی و نيز پاره ای از مقالاتش به جنبه های متفاوت تفکر مذهبی شيعه پرداخته است. وی بر خلاف استاد مدرسی، بر اين اعتقاد است که جنبه های باطنی و تأويلی در تفکر شيعه امامی اصالت دارد و محور انديشه مذهبی آنان بر حول محور معرفت امام و ولايت متمرکز است، به طوری که محورهای ديگر اعتقادی و از جمله خدا، نسبت با مخلوقات و تفسير از عالم وجود و پيامبر شناسی و فرجام شناسی همگی بر اين محور قابل تفسير است. وی ادبيات دوره متقدم شيعه را اساسا مبتنی بر اين رويکرد می داند، ادبياتی که به نظر او بعدا در گرايشات اجتهادی و فقهی متکلمان اماميه پس از آغاز غيبت کبری و در دوران حکومت شيعی آل بويه، به حاشيه رانده شده و گرايشات کلامی جايگزين آن گرديده است. وی روند گذار از انديشه باطنی تشيع به تشيع فقهی و کلامی را روند گذار از باطنی گری فرا عقل گرايانه به گرايش عقلی می داند که نماد اصلی آن در رويکرد به اجتهاد است و حتی آن را نوعی ميل به تطابق تشيع امامی با ساز و کارهای تفکر حاکم اهل سنت معرفی می کند. بنابراين وی اختلاف ميان اخباريان و اصوليان را برخاسته از اختلاف در منابع فقهی نمی داند؛ بلکه تفسير آنها را از منابع معرفت متفاوت می پندارد. بدين ترتيب وی آنچه را که از سوی ادبيات دوره متکلمان به عنوان گرايش غاليانه، مورد انتقاد و حتی به نظر او مورد حذف قرار گرفته است، جريان اصلی تفکر شيعی در دوران متقدم می داند که نماينده آن را نيز مکتب قم و ری قرار می دهد. مجموعه احاديث مرتبط با موضوع امامت و ولايت که در کتابهای بصائر الدرجات منسوب به محمد بن حسن الصفار و الکافي کلينی نقل شده، مهمترين نمونه های ادبياتی است که امير معزی آن را نماينده ادبيات باطنی و تأويلی شيعه می خواند. لازمه تحقيق او طبعا بازنويسی ادوار تفکر اعتقادی تشيع امامی است که خود مستلزم بازنويسی تاريخ تدوين حديث و منابع اعتقادی تشيع امامی خواهد بود؛ کاری که امير معزی در تحقيقات خود کمتر بدان پرداخته است؛ وی بيشتر به پديدار شناسی روايات و عقايد موجود در منابع کهن اکتفا کرده است.
از ديگر سو، بايستی تحقيق جامعی درباره زمينه ها و خاستگاههای مختلف عقيدتی تشيع ارائه داد به صورتی که بتوان تظاهرات و نمودهای آن، بطوری که خود را در حديث و تحولات حديثی بروز داده است، مورد مطالعه قرار داد. پروفسور محمد علي امير معزی در کتاب پيشوای ملکوتی و نيز پاره ای از مقالاتش به جنبه های متفاوت تفکر مذهبی شيعه پرداخته است. وی بر خلاف استاد مدرسی، بر اين اعتقاد است که جنبه های باطنی و تأويلی در تفکر شيعه امامی اصالت دارد و محور انديشه مذهبی آنان بر حول محور معرفت امام و ولايت متمرکز است، به طوری که محورهای ديگر اعتقادی و از جمله خدا، نسبت با مخلوقات و تفسير از عالم وجود و پيامبر شناسی و فرجام شناسی همگی بر اين محور قابل تفسير است. وی ادبيات دوره متقدم شيعه را اساسا مبتنی بر اين رويکرد می داند، ادبياتی که به نظر او بعدا در گرايشات اجتهادی و فقهی متکلمان اماميه پس از آغاز غيبت کبری و در دوران حکومت شيعی آل بويه، به حاشيه رانده شده و گرايشات کلامی جايگزين آن گرديده است. وی روند گذار از انديشه باطنی تشيع به تشيع فقهی و کلامی را روند گذار از باطنی گری فرا عقل گرايانه به گرايش عقلی می داند که نماد اصلی آن در رويکرد به اجتهاد است و حتی آن را نوعی ميل به تطابق تشيع امامی با ساز و کارهای تفکر حاکم اهل سنت معرفی می کند. بنابراين وی اختلاف ميان اخباريان و اصوليان را برخاسته از اختلاف در منابع فقهی نمی داند؛ بلکه تفسير آنها را از منابع معرفت متفاوت می پندارد. بدين ترتيب وی آنچه را که از سوی ادبيات دوره متکلمان به عنوان گرايش غاليانه، مورد انتقاد و حتی به نظر او مورد حذف قرار گرفته است، جريان اصلی تفکر شيعی در دوران متقدم می داند که نماينده آن را نيز مکتب قم و ری قرار می دهد. مجموعه احاديث مرتبط با موضوع امامت و ولايت که در کتابهای بصائر الدرجات منسوب به محمد بن حسن الصفار و الکافي کلينی نقل شده، مهمترين نمونه های ادبياتی است که امير معزی آن را نماينده ادبيات باطنی و تأويلی شيعه می خواند. لازمه تحقيق او طبعا بازنويسی ادوار تفکر اعتقادی تشيع امامی است که خود مستلزم بازنويسی تاريخ تدوين حديث و منابع اعتقادی تشيع امامی خواهد بود؛ کاری که امير معزی در تحقيقات خود کمتر بدان پرداخته است؛ وی بيشتر به پديدار شناسی روايات و عقايد موجود در منابع کهن اکتفا کرده است.
هر دوی تحقيقات مدرسی و امير معزی با توجه به مطالعاتی که در کنار اين دو گرايش از سوی اتان کلبرگ ارائه شده است، بازخوانی ادبيات حديثی و تاريخچه آن را امکان پذير و مهمتر از آن ضروری می سازد. مدل تحقيق مدرسی و امير معزی به صورت بنيادی متفاوت است و هر يک به نتايج مختلفی برای ارزيابی تاريخ تفکرات اعتقادی تشيع امامی انجاميده است. تحليل منابع کتابهای حديثی موجود که تقريبا همگی ريشه در دوران تثبيت انديشه اماميه دارد و حتی پاره ای از آنها که به دورانی ما قبل آن اختصاص دارد دربردارنده تحريرهای بعدی است، به خوبی می تواند ريشه اين آثار، رگه هايی از انديشه ها و سرچشمه های انديشه های شيعی دوران ما قبل استقرار تشيع امامی و چگونگی بازسازی و انتخاب از متون و منابع پيشين را در دوران استقرار روشن کند. البته همواره تحليل و تجزيه منابع موجود به منظور دستيابی به متون گذشته با آسانی همراه نيست؛ اما اين تنها راهی است برای اينکه به خوبی دريابيم که چگونه منابع دوران استقرار در تشيع امامی تأليف شده و يا تحريرهای جديدی از کتابها در اين دوران به دست داده شده است. نويسندگان جديدتر آثار حديثی خود را بر اساس منابع کهنتری می نوشته اند و اسناد کتابهای حديثی اشاره به همين منابع دارد و اسناد اشاره به نحوه انتقال منابع اوليه به منابع بعدی دارد؛ اما اين نويسندگان در تأليف کتابهای تازه بر اساس نيازهای جديد جامعه اماميه، دو کار موازی در عين حال انجام می دادند؛ آنان از يک سو آنچه از ميراث تشيع در کوفه و بصره و قم و شهرهای ديگر شيعی در اختيار بود، به عنوان ميراث مشترک اماميه قبول کردند؛ حتی اگر بسياری از آن نوشتجات حديثی متعلق به جرياناتی بودند که در گذشته از سوی گرايشاتی فراهم می شدند که با يکديگر ارتباط ارگانيک و يا مذهبی شاخصی نداشتند، اما به هر حال همگی در محيطهای شيعی تنظيم شده بودند. اين گرايشات و گروههای شيعی با يکديگر به صور گوناگونی ارتباط داشتند اما عموما هر يک ديگری را بيرون از جامعه خود تشخيص می داد. به تدريج به دلايل مختلف اين محافل، گرايشات و فرقه های مختلف از ميراث يکديگر بهره می بردند و سعی می کردند عقايد خود را به اتوريته های پيشين تشيع که به تدريج مقبوليت همگانی در جامعه بزرگ شيعه پيدا می کردند، منسوب سازند. بنابراين به يک شخص و از جمله خود امامان می توانست اقوال متناقضی منسوب شود. در دوران تثبيت انديشه هر يک از فرق و در اينجا تشيع امامی، سعی بر اين بود که تشيع امامی برخوردار از بيشترين منابع و مرجعيتهای گذشته باشد و بنابراين ميراث آنان در منابع مقبول جامعه جديد وارد شد، اما در عين حال برای تثبيت "خود" و تعيين مرزهای روشن عقيدتی لازم می نمود که بخشی از آن رهبران و شخصيتهای پيشين تشيع و ميراث آنان يا به کلی حذف شوند و يا با ادبيات بر جای مانده از آنها به صورت گزينشی و انتخابی و همراه با در نظر گرفتن تحولات فکری و مذهبی و تعديلات لازم برخورد شود تا با وضعيت جديد هماهنگ شوند. بنابراين نويسندگان جديدتر تشيع امامی هم دست به تجميع منابع می زدند و هم برای يکسان سازی، حذف و يا دست کم اصلاح متون گذشته اقدام لازم را انجام می دادند. عناوينی که در منابع بعدی برای برخی از رهبران شناخته شده تشيع در سده های دوم و سوم قمری مانند اتهامات غالي و يا امثال آن و يا داشتن عقايد فاسد ديده می شود در اثر همين عمليات مستمر تجميع سازی و حذف هم زمان شکل گرفت. به همين دليل است که می بينيم شيخ طوسی که در اين رهيافت کوشاتر از ديگر نويسندگان امامی دوران کهن بوده است، ضمن پذيرش اتهام شمار زيادی از نويسندگان اصول و کتابهای حديثی دوران حضور امامان، تصريح می کند که کتابهای آنان قابل اعتماد است. دليل اين امر آن بود که وی احاديث کتابهای اين راويان را می پذيرفت، اما به خوبی می دانست که آنان متعلق به فرق مذهبی شيعی ای هستند که آنان را اماميه خارج از جامعه خود شناسايی می کردند. حتی گاهی کتابهای محدثان غير شيعی که از امامان احاديثی نقل می کردند، در مجموعه ميراث پذيرفته قرار می گرفت، اما شماری از آثار اماميان دگر انديش از اين فهرست خارج می شد. روشن است که شناخت ما از جريانات مختلف شيعی و چگونگی استمرار و تأثير گذاری ها و يا تأثير پذيری ها زياد نيست و ما جز کتابهای محدود حديثی محدثان شيعی و امامی موجود چيز زياد ديگری در اختيار نداريم. کتابهای بعدی مطالب منابع قبلی را گاه متعمدانه پراکنده اند، به طوری که تنها با تحليل کتابها و بررسی دقيق منابع آنها و گرايشات نويسندگانشان می توان پی برد که کتابهای بعدی حامل چه جريانهايی و لو به شکل پنهان هستند. داوری ميان آن دسته از محققانی که تشيع را برخاسته از جريانات باطنی و تأويلی می دانند و آنان که اصالت را در جريانهای هوادار فقه و گرايش اصولی و عقلی می دانند تنها با بررسی منابع و تحليل همه جانبه آنها البته امکان پذير است.