مطالعات شیعی در غرب (گفتگو با زابینه اشمیتکه)
با تشكر از شما نسبت به موافقت جنابعالي با انجام اين مصاحبه، مركز مطالعات اسلام شيعي پس از طي مدت زمان طولاني اينك اين افتخار را دارد كه افتتاح انتشار فصلنامه مطالعات شيعي (لندن) با حضور محققي برجسته چون جنابعالي باشد. همان طور كه مي دانيد، استارت حوزه مطالعات شيعي در اروپا با برگزاري كنگره استراسبورگ در سال 1968 همزمان بود و بسياري از مطالعات مطرح در تشيع امامي در محافل علمي غربي با مطالعات جديد از آن زمان آغاز شده است. با اين حال درباره تشيع ما با حجم زيادي از داده هاي نسخ خطي چاپ نشده و مطالعه نشده مواجهيم كه اينك به صورت بكر در كتابخانه هاي اسلامي در سراسر جهان موجود است، اما با توجه به مطالعات برجسته و گسترده درباره مسلمانان و تمدن، فرهنگ و انديشه اسلامي، سهم مطالعات شيعي اندك است. به عنوان استاد مطالعات شيعي، براي خوانندگان ما مفيد خواهد بود كه اندكي درباره مطالعات شيعي، تاريخچه وضعيت آن در اروپا و تحصيلاتي كه شما در اين زمينه طي كرديد، توضيح دهيد.
با استانداردهاي آلمان، تحصيلات آكادميك و حرفه يي من به عنوان يك محقق و پژوهشگر مطالعات اسلامي ممكن است اندكي غيرمعمول به نظر برسد. من يكي از دانشگاه هاي بين المللي پيشرو در مطالعات اسلامي و عربي و به طور خاص، مطالعات امامي است، زيرنظر كارشناسان برجسته يي مانند اتان كلبرگ، نويسنده كتاب تاليفات يك مسلمان از قرون وسطي به نام ابن طاووس و كتابخانه اش (چاپ ليدن، بريل 1992) و ماير بار اشر، نويسنده كتاب مقدس و تفسير در مذهب شيعه امامي نخستين (چاپ ليدن، بريل 1999) دريافت كردم. بعد از يك سال براي تحصيلات كارشناسي ارشد در رشته هنر به لندن رفتم و از مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي، فارغ التحصيل شدم. افتخار ويژه يي داشتم كه استادي پايان نامه ام در دوره دكتري در آكسفورد، با پروفسور ويلفرد مادلونگ، استاد برجسته تمامي شاخه هاي مطالعات شيعي، يعني اماميه، زيدي و اسماعيليه بوده است و اين سخني به گزافه نخواهد بود كه بگويم، نسبت به اساتيد ديگرم، مطالعات من در زمينه شيعه، بسيار تحت تاثير و مرهون پروفسور مادلونگ است.
مطالعات شيعي را چگونه تعريف مي كنيد؟
بر پايه نگرش و تعريف من، مطالعات شيعي طيف وسيعي از شاخه هاي سه گانه اسماعيليه، زيديه و اماميه را پوشش مي دهد. با اين حال، به عنوان محقق مطالعات شيعي بايد بگويم ما بايد هميشه در نظر داشته باشيم كه هر توسعه تاريخي، در درون انديشه هر شاخه منبعث از خود اسلام است كه معمولادر يك حوزه گسترده تري صورت گرفته و با آن مرتبط مي شود: با وجود اين ارتباط هر يك از اين شاخه ها، ما بايد تا حد امكان تلاش كنيم، بيش از حد در تعامل علمي با مطالعات شيعي انجام شده يا با مطالعات انجام گرفته در يكي از شاخه هاي آن باشيم.
به نظر شما چه كساني پيشگامان اصلي مطالعات شيعي بوده و آن را ساخته اند و مهم ترين آنها در مشاركت با اين رشته چه كساني هستند؟
مطمئنا مطالعات شيعي در ميان مطالعات اسلامي، تنها از سال 1968م در استراسبورگ شروع شده است. بدون ترديد به طور خاص در مطالعات امامي، شركت كنندگان در آن كنگره قطعا جزو پيشگامان اين پروسه محسوب مي شوند. در اين ميان سهم پراهميت هانري كربن (1903- 1978) و ويلفرد مادلونگ، غيرقابل انكار است. بخش قابل توجهي از محققان آموزش هاي ارائه شده درباره مطالعات شيعي را مرهون تلاش هاي اين دو دانشمند برجسته مي دانند. البته در زمينه مطالعات امامي دانشمندان برجسته يي نيز از ايران و عراق تلاش هاي اساسي داشته اند كه از آن ميان مي توان به آقا بزرگ تهراني (1875-1970) و محمدتقي دانش پژوه (1911-1996) اشاره كرد. در زمينه مطالعات امامي از سال 1968م تاكنون آثار متعددي در قالب كتاب و مقاله منتشر شده است كه از آن جمله درباره شيعه امامي، تاليف مشترك معزي، اشر و هاپكينز، به زبان فرانسوي شايسته توجه است: مطالعات شيعه زيدي در سال هاي اخير نيز رشد فوق العاده يي داشته است، در مطالعات اين حوزه بايد از دانشمنداني همچون رودولف اشتروثمان (1877-1960)، كورنليز فان آرندونك (1881-1946)، اويگنيو گريفيني (1878-1925) و دوباره از ويلفرد مادلونگ و كتاب او ياد كنم و بيفزايم كه اثر مذكور همچنان در زمينه زيديه، اثري بي نظير است. هانري كربن و [بار ديگر] ويلفرد مادلونگ را نيز بايد در ميان پيشگامان مطالعات اسماعيلي ارزيابي كرد: از ديگر بزرگان اسماعيلي پژوه نيز از ولاديمير ايوانف (1886-1970) و ساموئل ميكلوس اشترن (1920 - 1969) ياد مي كنم. در حال حاضر، عمده مطالعات اسماعيلي مرهون لطف موسسه مطالعات اسماعيلي در لندن است كه در آن اسماعيليه پژوهي منظم و پررونقي در جريان است.
چه شد كه شما به يك باره در مطالعات اسلامي به معني عام، علاقه مند مطالعات شيعي به نحو خاص شديد؟
كنجكاوي خالص...
با تشكر از شما نسبت به موافقت جنابعالي با انجام اين مصاحبه، مركز مطالعات اسلام شيعي پس از طي مدت زمان طولاني اينك اين افتخار را دارد كه افتتاح انتشار فصلنامه مطالعات شيعي (لندن) با حضور محققي برجسته چون جنابعالي باشد. همان طور كه مي دانيد، استارت حوزه مطالعات شيعي در اروپا با برگزاري كنگره استراسبورگ در سال 1968 همزمان بود و بسياري از مطالعات مطرح در تشيع امامي در محافل علمي غربي با مطالعات جديد از آن زمان آغاز شده است. با اين حال درباره تشيع ما با حجم زيادي از داده هاي نسخ خطي چاپ نشده و مطالعه نشده مواجهيم كه اينك به صورت بكر در كتابخانه هاي اسلامي در سراسر جهان موجود است، اما با توجه به مطالعات برجسته و گسترده درباره مسلمانان و تمدن، فرهنگ و انديشه اسلامي، سهم مطالعات شيعي اندك است. به عنوان استاد مطالعات شيعي، براي خوانندگان ما مفيد خواهد بود كه اندكي درباره مطالعات شيعي، تاريخچه وضعيت آن در اروپا و تحصيلاتي كه شما در اين زمينه طي كرديد، توضيح دهيد.
با استانداردهاي آلمان، تحصيلات آكادميك و حرفه يي من به عنوان يك محقق و پژوهشگر مطالعات اسلامي ممكن است اندكي غيرمعمول به نظر برسد. من يكي از دانشگاه هاي بين المللي پيشرو در مطالعات اسلامي و عربي و به طور خاص، مطالعات امامي است، زيرنظر كارشناسان برجسته يي مانند اتان كلبرگ، نويسنده كتاب تاليفات يك مسلمان از قرون وسطي به نام ابن طاووس و كتابخانه اش (چاپ ليدن، بريل 1992) و ماير بار اشر، نويسنده كتاب مقدس و تفسير در مذهب شيعه امامي نخستين (چاپ ليدن، بريل 1999) دريافت كردم. بعد از يك سال براي تحصيلات كارشناسي ارشد در رشته هنر به لندن رفتم و از مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي، فارغ التحصيل شدم. افتخار ويژه يي داشتم كه استادي پايان نامه ام در دوره دكتري در آكسفورد، با پروفسور ويلفرد مادلونگ، استاد برجسته تمامي شاخه هاي مطالعات شيعي، يعني اماميه، زيدي و اسماعيليه بوده است و اين سخني به گزافه نخواهد بود كه بگويم، نسبت به اساتيد ديگرم، مطالعات من در زمينه شيعه، بسيار تحت تاثير و مرهون پروفسور مادلونگ است.
مطالعات شيعي را چگونه تعريف مي كنيد؟
بر پايه نگرش و تعريف من، مطالعات شيعي طيف وسيعي از شاخه هاي سه گانه اسماعيليه، زيديه و اماميه را پوشش مي دهد. با اين حال، به عنوان محقق مطالعات شيعي بايد بگويم ما بايد هميشه در نظر داشته باشيم كه هر توسعه تاريخي، در درون انديشه هر شاخه منبعث از خود اسلام است كه معمولادر يك حوزه گسترده تري صورت گرفته و با آن مرتبط مي شود: با وجود اين ارتباط هر يك از اين شاخه ها، ما بايد تا حد امكان تلاش كنيم، بيش از حد در تعامل علمي با مطالعات شيعي انجام شده يا با مطالعات انجام گرفته در يكي از شاخه هاي آن باشيم.
به نظر شما چه كساني پيشگامان اصلي مطالعات شيعي بوده و آن را ساخته اند و مهم ترين آنها در مشاركت با اين رشته چه كساني هستند؟
مطمئنا مطالعات شيعي در ميان مطالعات اسلامي، تنها از سال 1968م در استراسبورگ شروع شده است. بدون ترديد به طور خاص در مطالعات امامي، شركت كنندگان در آن كنگره قطعا جزو پيشگامان اين پروسه محسوب مي شوند. در اين ميان سهم پراهميت هانري كربن (1903- 1978) و ويلفرد مادلونگ، غيرقابل انكار است. بخش قابل توجهي از محققان آموزش هاي ارائه شده درباره مطالعات شيعي را مرهون تلاش هاي اين دو دانشمند برجسته مي دانند. البته در زمينه مطالعات امامي دانشمندان برجسته يي نيز از ايران و عراق تلاش هاي اساسي داشته اند كه از آن ميان مي توان به آقا بزرگ تهراني (1875-1970) و محمدتقي دانش پژوه (1911-1996) اشاره كرد. در زمينه مطالعات امامي از سال 1968م تاكنون آثار متعددي در قالب كتاب و مقاله منتشر شده است كه از آن جمله درباره شيعه امامي، تاليف مشترك معزي، اشر و هاپكينز، به زبان فرانسوي شايسته توجه است: مطالعات شيعه زيدي در سال هاي اخير نيز رشد فوق العاده يي داشته است، در مطالعات اين حوزه بايد از دانشمنداني همچون رودولف اشتروثمان (1877-1960)، كورنليز فان آرندونك (1881-1946)، اويگنيو گريفيني (1878-1925) و دوباره از ويلفرد مادلونگ و كتاب او ياد كنم و بيفزايم كه اثر مذكور همچنان در زمينه زيديه، اثري بي نظير است. هانري كربن و [بار ديگر] ويلفرد مادلونگ را نيز بايد در ميان پيشگامان مطالعات اسماعيلي ارزيابي كرد: از ديگر بزرگان اسماعيلي پژوه نيز از ولاديمير ايوانف (1886-1970) و ساموئل ميكلوس اشترن (1920 - 1969) ياد مي كنم. در حال حاضر، عمده مطالعات اسماعيلي مرهون لطف موسسه مطالعات اسماعيلي در لندن است كه در آن اسماعيليه پژوهي منظم و پررونقي در جريان است.
چه شد كه شما به يك باره در مطالعات اسلامي به معني عام، علاقه مند مطالعات شيعي به نحو خاص شديد؟
كنجكاوي خالص...