👇👇
آقای حلبی و میرزا مهدی اصفهانی معتقدند ماهیات واقعا هستند اما به واقعیت ماهوی، و از حیث وجود غیر خدا نیستند.
در واقع ایشان نیز مانند فلاسفه قائل به اعتباری بودن ماهیت بوده و خلقت را صرفا اعطا از وجود خالق می دانند نه معنای حقیقی خلق لا من شیء.
آقای حلبی و میرزا مهدی اصفهانی معتقدند ماهیات واقعا هستند اما به واقعیت ماهوی، و از حیث وجود غیر خدا نیستند.
در واقع ایشان نیز مانند فلاسفه قائل به اعتباری بودن ماهیت بوده و خلقت را صرفا اعطا از وجود خالق می دانند نه معنای حقیقی خلق لا من شیء.
🔴شبهه نامتناهی و ترکیب؛
ملاهادی سبزواری و ملاصدرا با توهم غیر متناهی بودن خداوند گفته اند خداوند منزه از شر التراکیب است که آن مرکب بودن از وجود خود و عدم وجود سایر اشیا است فلذا خداوند دارای وجود سایر اشیا نیز می باشد.
آقای حلبی نیز می گویند:
اگر خداوند فاقد سایر ممکنات باشد محدود به عدم ميگردد كه لازمهاش تركيب در خداست و اين شرك است.
◀️خدا در مالكيتش هم غير متناهي است، بر خلاف ممكنات كه مالكيتشان محدود به وجود خودشان است و فاقد وجود ساير ممكناتند. معارف الهيه، ۷۶۲
◀️جعل وجود غلط است زيرا اگر اين مجعول عين خدا باشد كه قول عرفا ميشود و ربطي به فلسفه و تشكيك در مراتب وجود ندارد، و اگر غير خداست خدا فاقد اين وجود مجعول ميشود پس محدود به عدم ميگردد كه لازمهاش تركيب در خداست و اين شرك است. معارف الهيه، ۷۶۲
🔴پاسخ استاد میلانی به شبهه نامتناهی بودن خداوند در نظر اهل فلسفه و تفکیک و نیز شبهه محدود به عدم شدن خدا در صورت دارا نبودن وجود ممکنات؛👇👇
ملاهادی سبزواری و ملاصدرا با توهم غیر متناهی بودن خداوند گفته اند خداوند منزه از شر التراکیب است که آن مرکب بودن از وجود خود و عدم وجود سایر اشیا است فلذا خداوند دارای وجود سایر اشیا نیز می باشد.
آقای حلبی نیز می گویند:
اگر خداوند فاقد سایر ممکنات باشد محدود به عدم ميگردد كه لازمهاش تركيب در خداست و اين شرك است.
◀️خدا در مالكيتش هم غير متناهي است، بر خلاف ممكنات كه مالكيتشان محدود به وجود خودشان است و فاقد وجود ساير ممكناتند. معارف الهيه، ۷۶۲
◀️جعل وجود غلط است زيرا اگر اين مجعول عين خدا باشد كه قول عرفا ميشود و ربطي به فلسفه و تشكيك در مراتب وجود ندارد، و اگر غير خداست خدا فاقد اين وجود مجعول ميشود پس محدود به عدم ميگردد كه لازمهاش تركيب در خداست و اين شرك است. معارف الهيه، ۷۶۲
🔴پاسخ استاد میلانی به شبهه نامتناهی بودن خداوند در نظر اهل فلسفه و تفکیک و نیز شبهه محدود به عدم شدن خدا در صورت دارا نبودن وجود ممکنات؛👇👇
🔴میرزای اصفهانی و داستان غير واقعی ديدار امام زمان(عج):
آقای حلبی در درس اول معارف الهیه درباره میرزا مهدی اصفهانی می نویسند:
سرانجام متوسّل به حضرت شد، و ايشان بر او تجلّی کردند. نواری سبز رنگ که با خطی نورانی بر آن عبارات زير نوشته شده بود، جلو سينه مبارکشان بود: "طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارنا". وقد اقامنی الله وانا حجة ابن الحسن.
◀️این داستان از جهاتی قابل تامل است:
1. میرزای اصفهانی به استناد دست نوشتهخود او که در پایان کتاب ابواب الهدی توسط پیروان وی کلیشه شده است تصریح میکند که آنچه بیان شد در خواب بوده است نه بیداری، و در حجره بوده است نه در وادی السلام، و دیدن یک ورقه بوده است نه امام عصر(عج)
2. اصل عبارت ادعایی میرزا چنین است: "طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارهم" که جمله بی معنا و در واقع غلطی است؛ طلب معارف از غیر اهل بیت [مثلا یونانی ها] مساوی با انکار آن یونانی هاست! در صورتی که اقای حلبی جمله میرزا مهدی را تصحیح کرده اند وگرنه جمله میرزا این است که"طلب المعارف من غیرنا اهل البیت مساوق لانکارهم"! نه "لانکارنا".
3. نام حضرت، غلط و بر خلاف قواعد عربی میباشد، چرا که صحیح این است که گفته شود الحجة ابن الحسن، نه حجة بن الحسن! و این نام در پشت ورقه بوده است نه امضای آن مطلب.
4. غلط دیگر از جهت قواعد عربیت این است که همزه وصل "ابن" در کتابت و امضای امام زمان(عج) حذف شده است.
⭕️وجود این اشتباهات مبطل ادعای صدور این عبارت از ناحیه حضرت(عج) است.
5. عبارت مذکور هیچ فضیلتی را اثبات نمیکند بلکه امامان معصوم علیهم السلام بارها چنین مطلبی را حتی به مخالفان خود هم فرمودهاند و با ایشان اتمام حجت فرمودهاند.
6. اگر تحمّل علوم اهل بیت علیهم السلام از راه مراجعه به کتب اخبار و روایات بوده است که قطعا تحمل و پخش آنها سالها و بارها قبل از وجود میرزا انجام یافته است، و اگر از راه کشف و شهود و تجرید و خلسه و... بوده است، پس بر چه اساسی آقایان با شیخیه و صوفیه و عرفا مخالفت و مبارزه میکنند؟!
7. به طور کلی هرگز نباید برای افراد غیر معصوم مقاماتی ساخت که اختصاص به معصومین علیهم السلام دارد، و هیچ تفاوتی نمیکند که نام او را قطب بگذارد یا مرشد، یا استاد، یا پیر، یا دارای علم کلی، یا صاحب علم جمعی، یا صاحب نفس و اجازه، یا رکن رابع،یا انسان کامل، یا دارای چشم برزخی، یا عارف ربّانی، یا فقیه صوفی، یا...
@tafkik
آقای حلبی در درس اول معارف الهیه درباره میرزا مهدی اصفهانی می نویسند:
سرانجام متوسّل به حضرت شد، و ايشان بر او تجلّی کردند. نواری سبز رنگ که با خطی نورانی بر آن عبارات زير نوشته شده بود، جلو سينه مبارکشان بود: "طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارنا". وقد اقامنی الله وانا حجة ابن الحسن.
◀️این داستان از جهاتی قابل تامل است:
1. میرزای اصفهانی به استناد دست نوشتهخود او که در پایان کتاب ابواب الهدی توسط پیروان وی کلیشه شده است تصریح میکند که آنچه بیان شد در خواب بوده است نه بیداری، و در حجره بوده است نه در وادی السلام، و دیدن یک ورقه بوده است نه امام عصر(عج)
2. اصل عبارت ادعایی میرزا چنین است: "طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارهم" که جمله بی معنا و در واقع غلطی است؛ طلب معارف از غیر اهل بیت [مثلا یونانی ها] مساوی با انکار آن یونانی هاست! در صورتی که اقای حلبی جمله میرزا مهدی را تصحیح کرده اند وگرنه جمله میرزا این است که"طلب المعارف من غیرنا اهل البیت مساوق لانکارهم"! نه "لانکارنا".
3. نام حضرت، غلط و بر خلاف قواعد عربی میباشد، چرا که صحیح این است که گفته شود الحجة ابن الحسن، نه حجة بن الحسن! و این نام در پشت ورقه بوده است نه امضای آن مطلب.
4. غلط دیگر از جهت قواعد عربیت این است که همزه وصل "ابن" در کتابت و امضای امام زمان(عج) حذف شده است.
⭕️وجود این اشتباهات مبطل ادعای صدور این عبارت از ناحیه حضرت(عج) است.
5. عبارت مذکور هیچ فضیلتی را اثبات نمیکند بلکه امامان معصوم علیهم السلام بارها چنین مطلبی را حتی به مخالفان خود هم فرمودهاند و با ایشان اتمام حجت فرمودهاند.
6. اگر تحمّل علوم اهل بیت علیهم السلام از راه مراجعه به کتب اخبار و روایات بوده است که قطعا تحمل و پخش آنها سالها و بارها قبل از وجود میرزا انجام یافته است، و اگر از راه کشف و شهود و تجرید و خلسه و... بوده است، پس بر چه اساسی آقایان با شیخیه و صوفیه و عرفا مخالفت و مبارزه میکنند؟!
7. به طور کلی هرگز نباید برای افراد غیر معصوم مقاماتی ساخت که اختصاص به معصومین علیهم السلام دارد، و هیچ تفاوتی نمیکند که نام او را قطب بگذارد یا مرشد، یا استاد، یا پیر، یا دارای علم کلی، یا صاحب علم جمعی، یا صاحب نفس و اجازه، یا رکن رابع،یا انسان کامل، یا دارای چشم برزخی، یا عارف ربّانی، یا فقیه صوفی، یا...
@tafkik
#عقل در مکتب تفکیک:
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
بالاترین حجاب معرفت،حجاب تعقل است.
سخت ترین چیزها نفی شریک از خدا و پاره کردن حجاب های وهم و عقل است و آن هرگز امکان ندارد مگر به لافکری و لا وهمی و لا تعقلی. تقریرات؛ ص۲۳
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمام معقولات بدیهی و ضروری، ظلمت است و طلب معرفت از این راه عین گمراهی و ضلالت است، چرا که آن کج راهه و روش دیوانگان است. ابواب الهدی؛ ص۲۹۴
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمامی براهین با معرفت تضاد دارد، معرفت تنها شهود حضوری است. (تقریرات/ص۳۰)
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
سر اینکه عرفا و متصوفه به خطا افتادند آن بود که آنان اهل برهان بودند!!
تقریرات؛ ص۴۱
🔴آقای حلبی:
فلاسفه و متکلمین به عقل مراجعه میکنند ولی ما خودمان را ول میکنیم در لافکری!
معارف الهیه/ ص۲۰۱
🔴آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
بالاترین حجاب معرفت،حجاب تعقل است.
سخت ترین چیزها نفی شریک از خدا و پاره کردن حجاب های وهم و عقل است و آن هرگز امکان ندارد مگر به لافکری و لا وهمی و لا تعقلی. تقریرات؛ ص۲۳
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمام معقولات بدیهی و ضروری، ظلمت است و طلب معرفت از این راه عین گمراهی و ضلالت است، چرا که آن کج راهه و روش دیوانگان است. ابواب الهدی؛ ص۲۹۴
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمامی براهین با معرفت تضاد دارد، معرفت تنها شهود حضوری است. (تقریرات/ص۳۰)
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
سر اینکه عرفا و متصوفه به خطا افتادند آن بود که آنان اهل برهان بودند!!
تقریرات؛ ص۴۱
🔴آقای حلبی:
فلاسفه و متکلمین به عقل مراجعه میکنند ولی ما خودمان را ول میکنیم در لافکری!
معارف الهیه/ ص۲۰۱
🔴آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
🔴مکتب تفکیک و بیان #معارف ناب قرآنی بدون هیچگونه امتزاجی و التقاطی و خلطی و تأویلی؛
آقای حکیمی در ص۱۵۹ کتابشان درباره مکتب تفکیک می نویسند:
در اینجا باید از باب توضیح لازم بیفزایم که این مکتب به جز جداسازی سه جریان شناختی از یکدیگر، بُعد دیگری نیز دارد و آن بیان معارف ناب و سرهٔ قرآنی است، بدون هیچگونه امتزاجی و التقاطی و خلطی و تأویلی - از نوع تأویلهایی که میدانیم - و همین خود جوهر غایی این مکتب است.
آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
آقای حکیمی در ص۱۵۹ کتابشان درباره مکتب تفکیک می نویسند:
در اینجا باید از باب توضیح لازم بیفزایم که این مکتب به جز جداسازی سه جریان شناختی از یکدیگر، بُعد دیگری نیز دارد و آن بیان معارف ناب و سرهٔ قرآنی است، بدون هیچگونه امتزاجی و التقاطی و خلطی و تأویلی - از نوع تأویلهایی که میدانیم - و همین خود جوهر غایی این مکتب است.
آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
🔴نقل آیت الله خویی از عدم فهم درست فلسفه توسط میرزا مهدی اصفهانی:
"آیت الله خوئی به نقل از آیت الله میلانی به من گفتند:
مرحوم آقا شيخ ابوالقاسم اصفهاني كه استاد آقاي بروجردي رحمة الله عليه بود ميگفت : مرحوم آقا ميرزا حسين نائيني پنجاه دينار به من داد و گفت: ايشان (ميرزا مهدي اصفهاني) را ببر ايران و معالجهاش كن! ما آمديم شميران جائي گرفتيم. پس از مدتي حالش بهتر و سرانجام خوب شد. بعد ميرود نزد مرحوم آقا ميرزا احمد آشتياني كه شاگرد نائيني بود و با وي دوست بود و مهمان او ميشود؛ بعدها آقا ميرزا احمد ميگفت: شواهد الربوبية را پيش من ميخواند؛ اما فهم مطالب فلسفي برايش از أصعب امور بود."
مجله انديشه كيهان (شماره ۱ - شهريور و مرداد ۱۳۴۶ در ص۲۴ و ۲۵) مصاحبه با سيد جلال الدين آشتياني
میرزا احمد آشتیانی
میرزا مهدی اصفهانی
@tafkik
"آیت الله خوئی به نقل از آیت الله میلانی به من گفتند:
مرحوم آقا شيخ ابوالقاسم اصفهاني كه استاد آقاي بروجردي رحمة الله عليه بود ميگفت : مرحوم آقا ميرزا حسين نائيني پنجاه دينار به من داد و گفت: ايشان (ميرزا مهدي اصفهاني) را ببر ايران و معالجهاش كن! ما آمديم شميران جائي گرفتيم. پس از مدتي حالش بهتر و سرانجام خوب شد. بعد ميرود نزد مرحوم آقا ميرزا احمد آشتياني كه شاگرد نائيني بود و با وي دوست بود و مهمان او ميشود؛ بعدها آقا ميرزا احمد ميگفت: شواهد الربوبية را پيش من ميخواند؛ اما فهم مطالب فلسفي برايش از أصعب امور بود."
مجله انديشه كيهان (شماره ۱ - شهريور و مرداد ۱۳۴۶ در ص۲۴ و ۲۵) مصاحبه با سيد جلال الدين آشتياني
میرزا احمد آشتیانی
میرزا مهدی اصفهانی
@tafkik
⭕️ميرزا مهدي اصفهاني، مدتهاي مديدي از عمر خويش را به سير و سلوکهاي عرفاني وحدت وجودي سپري نمود، تا آنجا که به ادعاي مريدانش به مرحله مرشديت، با اجازه کتبي سيد احمد کربلايي رسيد سپس از نجف اشرف به مشهد مقدّس نقل مكان نمود، و با ادّعاي توبه و بازگشت از مطالب فلسفي و عرفاني، به نقد فلسفه و عرفان پرداخت و شاگرداني تربيت كرد، امّا تأمل درخور نشان ميدهد كه مكتب ايشان گرچه تحت عنوان نقد و ابطال فلسفه و عرفان شهرت يافته است، ولي بر خلاف اين شهرت، مطالبي تحويل داده است که عينا همان مطالب فلاسفه و عرفا ميباشد، و با مباني مكتب عقل و وحي و اعتقادات علماي بزرگوار شيعه کاملا مباين است.
ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کردیم.
@tafkik
لینک گروه برای بحث و مناظره طرفین:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کردیم.
@tafkik
لینک گروه برای بحث و مناظره طرفین:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
⛔️بررسی ادعای سوء برداشت و تقطیع مخل؛
در سال۱۳۸۹ جناب آقای بیابانی و مقصودی که همانند سایر تفکیکی ها آقای میلانی را متهم به تقطیع و سوء برداشت میکردند وارد میدان شدند و چندین نمونه را به عنوان شاهد مثال در مقاله ای به نام "ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک عامل شکوفایی تفکیک" و مقاله "ملاحظه ای بر ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک" مورد بررسی قرار دادند که البته همان موقع توسط آقای میلانی جواب داده شد که آیا سوء برداشت و تقطیع مخلی بوده است یا نه.
اخیرا کلیپی از آقای بیابانی ملاحظه شد که در آن یکی از موارد تقطیع را ذکر کرده اند و خودشان هم مطلب میرزا را تقطیع کرده و صفحات قبل و بعد را نمیخوانند!!
◀️بر خلاف ادعاي پيروان مکتب تفکيک و ارادتمندان ميرزا مهدي اصفهاني، در نقل کلمات تفکيکيان هيچگونه تقطيع مخل و تحريف مطلب انجام نشده است، و در کلمات ميرزا هم هيچ قرينهاي در کار نيست که حذف آنها موجب بطلان معناي کلام صحيح او گردد، و يا وجود آنها معناي حرفهاي باطل او را درست کند، چنان که مي بيند در اين نقدي که کرده اند و امثال آن حتي در يک مورد هم نتوانسته اند عدم امانتداري ناقد مکتب تفکيک را ثابت کنند، بلکه تنها خودشان را بي جهت به زحمت انداخته و مطالبي از قبل و بعد مطالب ميرزا افزوده اند که هيچ فائده اي به حال وي نداشته، و اصلا ميرزا مهدي اصفهاني و اتباع وي را از اعتقاد به وحدت موجود نجات نمي دهد.
به همین مناسبت ما تک تک ادعاهای آقای بیابانی را از مقاله شان آورده و نشان دادیم که آیا ادعاهای ایشان در سوء برداشت و تقطیع مخل درست است یا نه.
◀️ سخنان آقای بیابانی و مقصودی با رنگ آبی و پاسخ های آقای میلانی با رنگ مشکی آمده است.👇👇👇
در سال۱۳۸۹ جناب آقای بیابانی و مقصودی که همانند سایر تفکیکی ها آقای میلانی را متهم به تقطیع و سوء برداشت میکردند وارد میدان شدند و چندین نمونه را به عنوان شاهد مثال در مقاله ای به نام "ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک عامل شکوفایی تفکیک" و مقاله "ملاحظه ای بر ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک" مورد بررسی قرار دادند که البته همان موقع توسط آقای میلانی جواب داده شد که آیا سوء برداشت و تقطیع مخلی بوده است یا نه.
اخیرا کلیپی از آقای بیابانی ملاحظه شد که در آن یکی از موارد تقطیع را ذکر کرده اند و خودشان هم مطلب میرزا را تقطیع کرده و صفحات قبل و بعد را نمیخوانند!!
◀️بر خلاف ادعاي پيروان مکتب تفکيک و ارادتمندان ميرزا مهدي اصفهاني، در نقل کلمات تفکيکيان هيچگونه تقطيع مخل و تحريف مطلب انجام نشده است، و در کلمات ميرزا هم هيچ قرينهاي در کار نيست که حذف آنها موجب بطلان معناي کلام صحيح او گردد، و يا وجود آنها معناي حرفهاي باطل او را درست کند، چنان که مي بيند در اين نقدي که کرده اند و امثال آن حتي در يک مورد هم نتوانسته اند عدم امانتداري ناقد مکتب تفکيک را ثابت کنند، بلکه تنها خودشان را بي جهت به زحمت انداخته و مطالبي از قبل و بعد مطالب ميرزا افزوده اند که هيچ فائده اي به حال وي نداشته، و اصلا ميرزا مهدي اصفهاني و اتباع وي را از اعتقاد به وحدت موجود نجات نمي دهد.
به همین مناسبت ما تک تک ادعاهای آقای بیابانی را از مقاله شان آورده و نشان دادیم که آیا ادعاهای ایشان در سوء برداشت و تقطیع مخل درست است یا نه.
◀️ سخنان آقای بیابانی و مقصودی با رنگ آبی و پاسخ های آقای میلانی با رنگ مشکی آمده است.👇👇👇
🔴آیت الله شریعتمداری از علمای بزرگوار تهران هستند و از شاگردان خاص استاد مطهری بودند که آقای مطهری توجه ویژه ای به ایشان داشته و فرموده بودند امید من به ایشان است.
آیت الله شریعتمداری پس از سالها استفاده از اساتید بزرگ فلسفه و اشتغال به تعلیم و تعلم فلسفه به ماهیت آن پی برده و اکنون چندین سال است به نقد منظومه و کتب فلسفی مشغول هستند.
ایشان بعد از مطالعه کتب تفکیک اعلام کردند مطالب و مبانی این مکتب همان مبانی فلسفه و عرفان است.
@tafkik
🔴آیت الله شریعتمداری و ماهیت تفکیک:
👇👇👇
آیت الله شریعتمداری پس از سالها استفاده از اساتید بزرگ فلسفه و اشتغال به تعلیم و تعلم فلسفه به ماهیت آن پی برده و اکنون چندین سال است به نقد منظومه و کتب فلسفی مشغول هستند.
ایشان بعد از مطالعه کتب تفکیک اعلام کردند مطالب و مبانی این مکتب همان مبانی فلسفه و عرفان است.
@tafkik
🔴آیت الله شریعتمداری و ماهیت تفکیک:
👇👇👇
🔴جن گیری آقای حلبی و استادشان؛
من خود زماني احضار جن ميكردم و در مجامع احضار جن نيز بوده ام (زماني كه هنوز درون آن كارها بودم) كساني كه صرع بر سرشان ميزند و غش ميكنند و بيهوش ميافتند از همه نفوس استعدادشان براي رابطيت بيشتر است (اين رابطين را مديوم ميگويند) چون قوا از دستشان رفته و ارواح خبيثه و پري بر آنها غالب شده است. مرحوم حاج شيخ استاد من در اوايل جواني كه گاه گاهي از اين كارها ميكرد ـ گر چه اين كارها كودكانه است ولي به هر حال كمالي به شمار ميرود ـ براي من نقل ميكرد.
معارف الهيه، ۷۶۹
@tafkik
من خود زماني احضار جن ميكردم و در مجامع احضار جن نيز بوده ام (زماني كه هنوز درون آن كارها بودم) كساني كه صرع بر سرشان ميزند و غش ميكنند و بيهوش ميافتند از همه نفوس استعدادشان براي رابطيت بيشتر است (اين رابطين را مديوم ميگويند) چون قوا از دستشان رفته و ارواح خبيثه و پري بر آنها غالب شده است. مرحوم حاج شيخ استاد من در اوايل جواني كه گاه گاهي از اين كارها ميكرد ـ گر چه اين كارها كودكانه است ولي به هر حال كمالي به شمار ميرود ـ براي من نقل ميكرد.
معارف الهيه، ۷۶۹
@tafkik
🔴تفکیکی ها که این اندازه از شهود و وجدان کردن خدا دفاع می کنند واقعا خدا را وجدان هم میکنند؟!
آقای حلبی:
من به همان اندازه كه مرحوم ميرزا مهدي اعلي الله مقامه الشريف اشاره فرموده بودند اشاره ميكنم و بيشترش را بلد نيستم من ميگويم و او مي یافت، من وجدان نميكنم و او وجدان ميكرد، من مقلد و تابع هستم آنچه را شنيده ام ميگويم.
معارف الهيه، ۸۱۸
@tafkik
آقای حلبی:
من به همان اندازه كه مرحوم ميرزا مهدي اعلي الله مقامه الشريف اشاره فرموده بودند اشاره ميكنم و بيشترش را بلد نيستم من ميگويم و او مي یافت، من وجدان نميكنم و او وجدان ميكرد، من مقلد و تابع هستم آنچه را شنيده ام ميگويم.
معارف الهيه، ۸۱۸
@tafkik
نقد و بررسی مکتب تفکیک
میرزا: ⛔️جعل وجود از اباطيل است نه جعلي در کار است نه مجعولي.و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدرالمتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت،معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
⛔️جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
◀️إن جعل الوجود من الاباطيل كيف وهو مستلزم لتحديد الله تعالي بل هو عين الشرك به تعالي
◀️فالوجود غير مجعول ولا جاعل وهو منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات مالكة له بتمليكه أو مالكة لنور الولاية
◀️علي ما قد مر بيانه مفصلا فلا جعل ولا مجعول. ولهذا تري أكابر الفلاسفة كصدر المتألهين يذهب في آخر الامر وغاية التحقيق والتدقيق إلي عدم العلية والمعلولية في الوجود وعدم الجعل والمجعـول بل الموجـود عنـده كالوجود واحد وهذا أيضا مشرب جميع العرفاء.
◀️ همانا جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود، بلکه اين عين شرک به خداي تعالي است
◀️پس وجود نه آفريده شده است و نه آفريدگار، و منحصر در خدا ميباشد. پس او و ابد است. و ما سواي او ماهيات [صورتها و تعينات وجود] ميباشند که به تمليک او مالک وجود خدا، يا مالک نور الولايه ميشوند
◀️ پس نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که در عالم وجود، نه علتي در کار است و نه معلولي، و نه جعلي و نه مجعولي، بلکه وجود نزد ايشان مانند وجود واحدي است، و همين نيز مشرب جميع عرفاست.
تقریرات؛ ص۱۱۴
@tafkik
◀️إن جعل الوجود من الاباطيل كيف وهو مستلزم لتحديد الله تعالي بل هو عين الشرك به تعالي
◀️فالوجود غير مجعول ولا جاعل وهو منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات مالكة له بتمليكه أو مالكة لنور الولاية
◀️علي ما قد مر بيانه مفصلا فلا جعل ولا مجعول. ولهذا تري أكابر الفلاسفة كصدر المتألهين يذهب في آخر الامر وغاية التحقيق والتدقيق إلي عدم العلية والمعلولية في الوجود وعدم الجعل والمجعـول بل الموجـود عنـده كالوجود واحد وهذا أيضا مشرب جميع العرفاء.
◀️ همانا جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود، بلکه اين عين شرک به خداي تعالي است
◀️پس وجود نه آفريده شده است و نه آفريدگار، و منحصر در خدا ميباشد. پس او و ابد است. و ما سواي او ماهيات [صورتها و تعينات وجود] ميباشند که به تمليک او مالک وجود خدا، يا مالک نور الولايه ميشوند
◀️ پس نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که در عالم وجود، نه علتي در کار است و نه معلولي، و نه جعلي و نه مجعولي، بلکه وجود نزد ايشان مانند وجود واحدي است، و همين نيز مشرب جميع عرفاست.
تقریرات؛ ص۱۱۴
@tafkik
⛔️میرزا مهدی اصفهانی: سریان وجود را فلاسفه هم پذيرفته اند!!!
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات، ص۹۸)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه، ص۷۸۴)
◀️در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد. (معارف الهیه، ص۷۵۵)
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه، درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه، درس۱۲)
◀️نكته اي كه بايد اجمالا به آن اشاره كنم اين است كه كمالات الهي تا آنجا كه وجود رفته سريان يافته است. اين حرف را فلاسفه هم پذيرفته اند چون گفته اند هرجا وجود هست قدرت و اختيار و جمال و جلال و عزت و سلطنت و احاطه هست و... نهايت اين جريان متناسب با درجات و مراتب وجود فرق ميكند اين گفته مشابه مشرب كتاب و سنت در مالكيت است مالكيت به شدت و ضعف اختلاف پيدا ميكند. (معارف الهيه، ۷۹۱-۷۹۰)
@tafkik
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات، ص۹۸)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه، ص۷۸۴)
◀️در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد. (معارف الهیه، ص۷۵۵)
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه، درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه، درس۱۲)
◀️نكته اي كه بايد اجمالا به آن اشاره كنم اين است كه كمالات الهي تا آنجا كه وجود رفته سريان يافته است. اين حرف را فلاسفه هم پذيرفته اند چون گفته اند هرجا وجود هست قدرت و اختيار و جمال و جلال و عزت و سلطنت و احاطه هست و... نهايت اين جريان متناسب با درجات و مراتب وجود فرق ميكند اين گفته مشابه مشرب كتاب و سنت در مالكيت است مالكيت به شدت و ضعف اختلاف پيدا ميكند. (معارف الهيه، ۷۹۱-۷۹۰)
@tafkik