🔴جن گیری آقای حلبی و استادشان؛
من خود زماني احضار جن ميكردم و در مجامع احضار جن نيز بوده ام (زماني كه هنوز درون آن كارها بودم) كساني كه صرع بر سرشان ميزند و غش ميكنند و بيهوش ميافتند از همه نفوس استعدادشان براي رابطيت بيشتر است (اين رابطين را مديوم ميگويند) چون قوا از دستشان رفته و ارواح خبيثه و پري بر آنها غالب شده است. مرحوم حاج شيخ استاد من در اوايل جواني كه گاه گاهي از اين كارها ميكرد ـ گر چه اين كارها كودكانه است ولي به هر حال كمالي به شمار ميرود ـ براي من نقل ميكرد.
معارف الهيه، ۷۶۹
@tafkik
من خود زماني احضار جن ميكردم و در مجامع احضار جن نيز بوده ام (زماني كه هنوز درون آن كارها بودم) كساني كه صرع بر سرشان ميزند و غش ميكنند و بيهوش ميافتند از همه نفوس استعدادشان براي رابطيت بيشتر است (اين رابطين را مديوم ميگويند) چون قوا از دستشان رفته و ارواح خبيثه و پري بر آنها غالب شده است. مرحوم حاج شيخ استاد من در اوايل جواني كه گاه گاهي از اين كارها ميكرد ـ گر چه اين كارها كودكانه است ولي به هر حال كمالي به شمار ميرود ـ براي من نقل ميكرد.
معارف الهيه، ۷۶۹
@tafkik
🔴تفکیکی ها که این اندازه از شهود و وجدان کردن خدا دفاع می کنند واقعا خدا را وجدان هم میکنند؟!
آقای حلبی:
من به همان اندازه كه مرحوم ميرزا مهدي اعلي الله مقامه الشريف اشاره فرموده بودند اشاره ميكنم و بيشترش را بلد نيستم من ميگويم و او مي یافت، من وجدان نميكنم و او وجدان ميكرد، من مقلد و تابع هستم آنچه را شنيده ام ميگويم.
معارف الهيه، ۸۱۸
@tafkik
آقای حلبی:
من به همان اندازه كه مرحوم ميرزا مهدي اعلي الله مقامه الشريف اشاره فرموده بودند اشاره ميكنم و بيشترش را بلد نيستم من ميگويم و او مي یافت، من وجدان نميكنم و او وجدان ميكرد، من مقلد و تابع هستم آنچه را شنيده ام ميگويم.
معارف الهيه، ۸۱۸
@tafkik
نقد و بررسی مکتب تفکیک
میرزا: ⛔️جعل وجود از اباطيل است نه جعلي در کار است نه مجعولي.و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدرالمتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت،معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
⛔️جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
◀️إن جعل الوجود من الاباطيل كيف وهو مستلزم لتحديد الله تعالي بل هو عين الشرك به تعالي
◀️فالوجود غير مجعول ولا جاعل وهو منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات مالكة له بتمليكه أو مالكة لنور الولاية
◀️علي ما قد مر بيانه مفصلا فلا جعل ولا مجعول. ولهذا تري أكابر الفلاسفة كصدر المتألهين يذهب في آخر الامر وغاية التحقيق والتدقيق إلي عدم العلية والمعلولية في الوجود وعدم الجعل والمجعـول بل الموجـود عنـده كالوجود واحد وهذا أيضا مشرب جميع العرفاء.
◀️ همانا جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود، بلکه اين عين شرک به خداي تعالي است
◀️پس وجود نه آفريده شده است و نه آفريدگار، و منحصر در خدا ميباشد. پس او و ابد است. و ما سواي او ماهيات [صورتها و تعينات وجود] ميباشند که به تمليک او مالک وجود خدا، يا مالک نور الولايه ميشوند
◀️ پس نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که در عالم وجود، نه علتي در کار است و نه معلولي، و نه جعلي و نه مجعولي، بلکه وجود نزد ايشان مانند وجود واحدي است، و همين نيز مشرب جميع عرفاست.
تقریرات؛ ص۱۱۴
@tafkik
◀️إن جعل الوجود من الاباطيل كيف وهو مستلزم لتحديد الله تعالي بل هو عين الشرك به تعالي
◀️فالوجود غير مجعول ولا جاعل وهو منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات مالكة له بتمليكه أو مالكة لنور الولاية
◀️علي ما قد مر بيانه مفصلا فلا جعل ولا مجعول. ولهذا تري أكابر الفلاسفة كصدر المتألهين يذهب في آخر الامر وغاية التحقيق والتدقيق إلي عدم العلية والمعلولية في الوجود وعدم الجعل والمجعـول بل الموجـود عنـده كالوجود واحد وهذا أيضا مشرب جميع العرفاء.
◀️ همانا جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود، بلکه اين عين شرک به خداي تعالي است
◀️پس وجود نه آفريده شده است و نه آفريدگار، و منحصر در خدا ميباشد. پس او و ابد است. و ما سواي او ماهيات [صورتها و تعينات وجود] ميباشند که به تمليک او مالک وجود خدا، يا مالک نور الولايه ميشوند
◀️ پس نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که در عالم وجود، نه علتي در کار است و نه معلولي، و نه جعلي و نه مجعولي، بلکه وجود نزد ايشان مانند وجود واحدي است، و همين نيز مشرب جميع عرفاست.
تقریرات؛ ص۱۱۴
@tafkik
⛔️میرزا مهدی اصفهانی: سریان وجود را فلاسفه هم پذيرفته اند!!!
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات، ص۹۸)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه، ص۷۸۴)
◀️در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد. (معارف الهیه، ص۷۵۵)
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه، درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه، درس۱۲)
◀️نكته اي كه بايد اجمالا به آن اشاره كنم اين است كه كمالات الهي تا آنجا كه وجود رفته سريان يافته است. اين حرف را فلاسفه هم پذيرفته اند چون گفته اند هرجا وجود هست قدرت و اختيار و جمال و جلال و عزت و سلطنت و احاطه هست و... نهايت اين جريان متناسب با درجات و مراتب وجود فرق ميكند اين گفته مشابه مشرب كتاب و سنت در مالكيت است مالكيت به شدت و ضعف اختلاف پيدا ميكند. (معارف الهيه، ۷۹۱-۷۹۰)
@tafkik
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات، ص۹۸)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه، ص۷۸۴)
◀️در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد. (معارف الهیه، ص۷۵۵)
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه، درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه، درس۱۲)
◀️نكته اي كه بايد اجمالا به آن اشاره كنم اين است كه كمالات الهي تا آنجا كه وجود رفته سريان يافته است. اين حرف را فلاسفه هم پذيرفته اند چون گفته اند هرجا وجود هست قدرت و اختيار و جمال و جلال و عزت و سلطنت و احاطه هست و... نهايت اين جريان متناسب با درجات و مراتب وجود فرق ميكند اين گفته مشابه مشرب كتاب و سنت در مالكيت است مالكيت به شدت و ضعف اختلاف پيدا ميكند. (معارف الهيه، ۷۹۱-۷۹۰)
@tafkik
⛔️"مجردات و زمان و مکان نداشتن برخی عوالم و موجودات" در مکتب تفکيک؛
◀️در درسهاي گذشته بيان شد كه دو عالم وجود دارد: عالم اظله و اشباح كه ابداعي است و عالم اجسام كه از ماء خلق شده است و خود ماء مخلوقي ابداعي و لا من شيء است. اما جسمانيات ابداعي نيستند و من شيء ميباشند. به اين معني كه هر يك از آنها به ماهيتي منسوبند كه مبدء دارد و مخلوق است. اينها لا من شيء نيستند... عالم جسم را عالم خلق نيز ميگويند و اين عالم در برابر عالم امر است كه عالم ابداع ميباشد و در آن فصل و وصل و زمان و مكان و كميت و كيفيت نيست.
... گفته آمد كه اگر چه عالم امر كه اظله و اشباح در آن است شبيه عالم عقول فلاسفه است كه آن را مجرد ميدانند ولي فرقهايي وجود دارد. يكي آن كه عالم امر بدء دارد در حالي كه فلاسفه عالم عقول را ازلي ميدانند ديگر آن كه عقول از نظر فلاسفه ترقي و تنزل ندارد... اما كتاب و سنت مخالف آنها ميگويد... اشباح و اظله به افاضات حق متعال مترقي ميشوند و كمال در آن عالم وجود دارد. (معارف الهيه؛۸۲۲)
◀️حقيقت علم نور مجرد است. (بيان الفرقان؛ مجتبی قزوینی - ابواب الهدی؛ میرزا مهدی اصفهانی)
◀️فجميع ما سوي الله تعالي سوي الارواح القدسيه للانبياء والمرسلين والائمة المعصومين زماني مکاني. (ميرزا مهدي اصفهاني، معارف القرآن، خطي)
◀️فلاسفه ميگويند در يكي از تأملات عقلي معلوم ميشود كه "ماهيت ليس بوجود ولا عدم وهي هي" اين حرفشان درست است كه: "الماهية من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة". (معارف الهیه؛۷۶۴)
◀️ماهيت خاتم الانبيا شيء نيست بلكه ماهيت قبول نور وجود است، و كنهش همين است و چيز ديگري نيست، لهذا عدم نيست ولي معدوم است، و پس از معدوميت به موجوديت و ثبوت غيريت درآمده است، و اين برون آمدن به نور حق متعال تحقق گرفته است. (معارف الهيه؛۷۸۵)
به هر حال ماهيت "نيست" است كه قابل هست شدن است و تعبير همان تعبير فلاسفه است (الماهيه من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة). (معارف الهيه؛۷۶۷)
@tafkik
◀️در درسهاي گذشته بيان شد كه دو عالم وجود دارد: عالم اظله و اشباح كه ابداعي است و عالم اجسام كه از ماء خلق شده است و خود ماء مخلوقي ابداعي و لا من شيء است. اما جسمانيات ابداعي نيستند و من شيء ميباشند. به اين معني كه هر يك از آنها به ماهيتي منسوبند كه مبدء دارد و مخلوق است. اينها لا من شيء نيستند... عالم جسم را عالم خلق نيز ميگويند و اين عالم در برابر عالم امر است كه عالم ابداع ميباشد و در آن فصل و وصل و زمان و مكان و كميت و كيفيت نيست.
... گفته آمد كه اگر چه عالم امر كه اظله و اشباح در آن است شبيه عالم عقول فلاسفه است كه آن را مجرد ميدانند ولي فرقهايي وجود دارد. يكي آن كه عالم امر بدء دارد در حالي كه فلاسفه عالم عقول را ازلي ميدانند ديگر آن كه عقول از نظر فلاسفه ترقي و تنزل ندارد... اما كتاب و سنت مخالف آنها ميگويد... اشباح و اظله به افاضات حق متعال مترقي ميشوند و كمال در آن عالم وجود دارد. (معارف الهيه؛۸۲۲)
◀️حقيقت علم نور مجرد است. (بيان الفرقان؛ مجتبی قزوینی - ابواب الهدی؛ میرزا مهدی اصفهانی)
◀️فجميع ما سوي الله تعالي سوي الارواح القدسيه للانبياء والمرسلين والائمة المعصومين زماني مکاني. (ميرزا مهدي اصفهاني، معارف القرآن، خطي)
◀️فلاسفه ميگويند در يكي از تأملات عقلي معلوم ميشود كه "ماهيت ليس بوجود ولا عدم وهي هي" اين حرفشان درست است كه: "الماهية من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة". (معارف الهیه؛۷۶۴)
◀️ماهيت خاتم الانبيا شيء نيست بلكه ماهيت قبول نور وجود است، و كنهش همين است و چيز ديگري نيست، لهذا عدم نيست ولي معدوم است، و پس از معدوميت به موجوديت و ثبوت غيريت درآمده است، و اين برون آمدن به نور حق متعال تحقق گرفته است. (معارف الهيه؛۷۸۵)
به هر حال ماهيت "نيست" است كه قابل هست شدن است و تعبير همان تعبير فلاسفه است (الماهيه من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة). (معارف الهيه؛۷۶۷)
@tafkik
🔴نقد مدرسة التفکیک: (کانال عربی)
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T8ousGO-dLNC-Xn6A
نقد و بررسی مکتب تفکیک:
🔴لینک گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴لینک کانال:
@tafkik
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T8ousGO-dLNC-Xn6A
نقد و بررسی مکتب تفکیک:
🔴لینک گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴لینک کانال:
@tafkik
نقد و بررسی مکتب تفکیک
🔴"کدامین تفکیک؟!" استاد حسن میلانی
📖کتاب "کدامین تفکیک؟!"
🔴جامع ترین کتاب در نقد مبانی مکتب تفکیک و آشکار کردن تعارضات آن با مکتب وحی
اثر استاد و عالم فرزانه شیخ حسن میلانی
استاد میلانی که تتبعی فوق العاده در کتب مکتب تفکیک داشته و نیز آشنایی بی نظیر با مبانی متکلمین شیعه و مهارتی تام در نقد کتب فلاسفه دارد و صفحه به صفحه بدایه الحکمه و نیز کتبی مانند نهایه الحکمه و اسفار ملاصدرا را نقد کرده اند در این اثر خود به نقد مکتب تفکیک پرداخته و تعارضات آن با مکتب وحی را نشان داده اند.
در این کتاب خواهید دید که:
فرق مکتب تفکیک با فلسفه آن است که تفکیک میگوید تطور درست است، تجلی خداوند در مخلوقات درست است، ظل و ذی ظل بودن نسبت خدا و خلق درست است، نظریه صدور درست است، وجود رابط درست است، ولی فلاسفه کافرند چون قائلند خداوند که در خلقش تجلی کرده آن خلقش هم خداست. در صورتی که آن چیزی که خداوند در آن تجلی کرده است غیر از خود خداست!!
👇
📖مشخص کتاب:
کتاب "کدامین تفکیک" دارای یازده بخش است؛
سه بخش اول معرفی اجمالی مکتب و عقاید مرحوم میرزا مهدی و آقای حلبی است.
بخش چهارم آشکار کردن تعارضات مکتب تفکیک با مکتب و معارف اهل بیت ع است.
بخش پنجم "فطرت توحیدی یا سرشت وحدت وجودی" است.
در بخش چهارم و پنجم بعد از نقد عقاید و آموزه های تفکیک، جواب های حلی نیز به طور مفصل ارائه شده است.
⏪بخش ششم پاسخ به برخی شبهات آقای بیابانی و ادعای تقطیع مخل است.
⏪بخش هفتم و هشتم نقدهایی است بر آقای سیدان.
بخش نهم سخنی با جناب برنجکار است.
بخش دهم نظرات مراجع راجع به عقاید و آموزه های تفکیکیان
و بخش یازدهم ارائه کامل نسخه خطی کتاب تقریرات میرزا مهدی اصفهانی است که تفکیکیان آن را به دیگران نمیدهند.
تعداد صفحات: ۶۰۰صفحه
قیمت: ۴۰/۰۰۰ت
📓تهیه و سفارش کتاب:
@rmkhq
🔴جامع ترین کتاب در نقد مبانی مکتب تفکیک و آشکار کردن تعارضات آن با مکتب وحی
اثر استاد و عالم فرزانه شیخ حسن میلانی
استاد میلانی که تتبعی فوق العاده در کتب مکتب تفکیک داشته و نیز آشنایی بی نظیر با مبانی متکلمین شیعه و مهارتی تام در نقد کتب فلاسفه دارد و صفحه به صفحه بدایه الحکمه و نیز کتبی مانند نهایه الحکمه و اسفار ملاصدرا را نقد کرده اند در این اثر خود به نقد مکتب تفکیک پرداخته و تعارضات آن با مکتب وحی را نشان داده اند.
در این کتاب خواهید دید که:
فرق مکتب تفکیک با فلسفه آن است که تفکیک میگوید تطور درست است، تجلی خداوند در مخلوقات درست است، ظل و ذی ظل بودن نسبت خدا و خلق درست است، نظریه صدور درست است، وجود رابط درست است، ولی فلاسفه کافرند چون قائلند خداوند که در خلقش تجلی کرده آن خلقش هم خداست. در صورتی که آن چیزی که خداوند در آن تجلی کرده است غیر از خود خداست!!
👇
📖مشخص کتاب:
کتاب "کدامین تفکیک" دارای یازده بخش است؛
سه بخش اول معرفی اجمالی مکتب و عقاید مرحوم میرزا مهدی و آقای حلبی است.
بخش چهارم آشکار کردن تعارضات مکتب تفکیک با مکتب و معارف اهل بیت ع است.
بخش پنجم "فطرت توحیدی یا سرشت وحدت وجودی" است.
در بخش چهارم و پنجم بعد از نقد عقاید و آموزه های تفکیک، جواب های حلی نیز به طور مفصل ارائه شده است.
⏪بخش ششم پاسخ به برخی شبهات آقای بیابانی و ادعای تقطیع مخل است.
⏪بخش هفتم و هشتم نقدهایی است بر آقای سیدان.
بخش نهم سخنی با جناب برنجکار است.
بخش دهم نظرات مراجع راجع به عقاید و آموزه های تفکیکیان
و بخش یازدهم ارائه کامل نسخه خطی کتاب تقریرات میرزا مهدی اصفهانی است که تفکیکیان آن را به دیگران نمیدهند.
تعداد صفحات: ۶۰۰صفحه
قیمت: ۴۰/۰۰۰ت
📓تهیه و سفارش کتاب:
@rmkhq
🔴آقای حلبی و تایید قاعده انحرافی و موهوم "امکان اشرف" فلاسفه؛
آقای حلبی در تایید صحت قاعده امکان اشرف فلاسفه و مبرهن بودن آن می نویسند:
به حکم عقل و نقل، و برهان و عيان هر دو (يعني هم منطق و فلسفه، و هم شهود عياني، و هم روايات) اثبات شده است که خلقت اين طور نيست. درست است که خالق و معطي همه خداست، اما همه را خداوند بلا واسطه نداده است. قاعده امکان اشرف،... قاعده علت غائيه، قاعده وجوب عبوديت کامله، سه قاعده است که مستقل و مفصل گفته شده است. قاعدة امکان اشرف ميگويد: محال است که فيض وجود به اخس برسد مگر اينکه در رتبه اقدم به اشرف رسيده باشد." اين قاعده مبرهن است. هم ابو علي سينا و هم آخوند ملا صدرا و هم شيخ اشراق و بعديها نوشتهاند که قاعده به برهان قطعي مبرهن است. شيخ اشراق روي مشاهدات عياني خودش و پيشاپيش ميگويد که اين قاعده قطعي است... اخس نميتواند نور را در رتبه اشرف و مقدم بر اشرف بگيرد... بايستي نور هستي، نور حيات، نور علم و قدرت و تمام اين انوار کماليه ابتدا به اشرف برسد و از طريق اشرف به اخس.
معارف الهیه؛ ص۵۶۰-۵۵۹
@tafkik
آقای حلبی در تایید صحت قاعده امکان اشرف فلاسفه و مبرهن بودن آن می نویسند:
به حکم عقل و نقل، و برهان و عيان هر دو (يعني هم منطق و فلسفه، و هم شهود عياني، و هم روايات) اثبات شده است که خلقت اين طور نيست. درست است که خالق و معطي همه خداست، اما همه را خداوند بلا واسطه نداده است. قاعده امکان اشرف،... قاعده علت غائيه، قاعده وجوب عبوديت کامله، سه قاعده است که مستقل و مفصل گفته شده است. قاعدة امکان اشرف ميگويد: محال است که فيض وجود به اخس برسد مگر اينکه در رتبه اقدم به اشرف رسيده باشد." اين قاعده مبرهن است. هم ابو علي سينا و هم آخوند ملا صدرا و هم شيخ اشراق و بعديها نوشتهاند که قاعده به برهان قطعي مبرهن است. شيخ اشراق روي مشاهدات عياني خودش و پيشاپيش ميگويد که اين قاعده قطعي است... اخس نميتواند نور را در رتبه اشرف و مقدم بر اشرف بگيرد... بايستي نور هستي، نور حيات، نور علم و قدرت و تمام اين انوار کماليه ابتدا به اشرف برسد و از طريق اشرف به اخس.
معارف الهیه؛ ص۵۶۰-۵۵۹
@tafkik
🔴قاعده امکان اشرف چه میگوید؟
مفاد اين قاعده آن است كه اگر دو موجود امكانى را در نظر بگيريم كه يكى اشرف از ديگرى باشد بايد موجود اشرف در مرتبه اى مقدم بر غير اشرف تحقق يابد پس در صورتى كه وجود ممکن اشرف براى ما ثابت نباشد از وجود غير اشرف مى توانيم به وجود آن پی ببریم.
یعنی با مشاهده موجودی مانند مثلا مگس پی می بریم که موجود اشرف از آن حتما باید خلق شده باشد تا نوبت به وجود مگس برسد و محال است بدون خلق موجود اشرف از مگس، مگسی خلق شود.
🔴قاعده امکان اشرف چگونه ثابت می شود؟
با مشاهده موجودی مانند مثلا مگس سه تصور می تواند حاصل شود:
1. قبل از خلق شدن او موجودی اشرف از او خلق شده باشد.
2. موجود اشرف همزمان با او خلق شده باشد. (همزمانی اشرف و اخس)
3. موجود اشرف بعد از او خلق شده باشد. (تاخر اشرف از اخس)
پس در واقع اگر موجود اشرف در مرتبه اى مقدم بر غير اشرف بوجود نيايد يا همراه آن بوجود مى آيد و يا در مرتبه اى متاخر از آن.
اگر همراه آن بوجود بيايد قاعده الواحد نقض مى شود. (چون از واحد فقط یک چیز صادر شود نه بیشتر)
و اگر بعد از آن بوجود بيايد لازمه اش اين است كه وجود علت پست تر از وجود معلول باشد.
پس تنها اين فرض صحيح است كه موجود اشرف در مرتبه اى مقدم بر غير اشرف بوجود بيايد و واسطه در صدور آن باشد.
@tafkik
مفاد اين قاعده آن است كه اگر دو موجود امكانى را در نظر بگيريم كه يكى اشرف از ديگرى باشد بايد موجود اشرف در مرتبه اى مقدم بر غير اشرف تحقق يابد پس در صورتى كه وجود ممکن اشرف براى ما ثابت نباشد از وجود غير اشرف مى توانيم به وجود آن پی ببریم.
یعنی با مشاهده موجودی مانند مثلا مگس پی می بریم که موجود اشرف از آن حتما باید خلق شده باشد تا نوبت به وجود مگس برسد و محال است بدون خلق موجود اشرف از مگس، مگسی خلق شود.
🔴قاعده امکان اشرف چگونه ثابت می شود؟
با مشاهده موجودی مانند مثلا مگس سه تصور می تواند حاصل شود:
1. قبل از خلق شدن او موجودی اشرف از او خلق شده باشد.
2. موجود اشرف همزمان با او خلق شده باشد. (همزمانی اشرف و اخس)
3. موجود اشرف بعد از او خلق شده باشد. (تاخر اشرف از اخس)
پس در واقع اگر موجود اشرف در مرتبه اى مقدم بر غير اشرف بوجود نيايد يا همراه آن بوجود مى آيد و يا در مرتبه اى متاخر از آن.
اگر همراه آن بوجود بيايد قاعده الواحد نقض مى شود. (چون از واحد فقط یک چیز صادر شود نه بیشتر)
و اگر بعد از آن بوجود بيايد لازمه اش اين است كه وجود علت پست تر از وجود معلول باشد.
پس تنها اين فرض صحيح است كه موجود اشرف در مرتبه اى مقدم بر غير اشرف بوجود بيايد و واسطه در صدور آن باشد.
@tafkik
🔴نقد و اشکال:
چنانچه ملاحظه شد محور اصلی قاعده امکان اشرف، "قاعده الواحد و نظریه صدور" است و با زیر سوال رفتن این قاعده، بطلان قاعده امکان اشرف نیز واضح میشود.
*قاعده الواحد میگوید خداوند فقط میتواند یک چیز خلق کند.
*قاعده امکان اشرف میگوید آن یک چیزی که خدا میتواند خلق کند باید شریفترین چیز باشد به طوری که بعدا موجودی اشرف از آن قابل تحقق نباشد.
◀حال سوال ما از آقایان تفکیکی این است:
1. با چه دلیلی میتوانید ثابت کنید خداوند فقط قادر به خلق یک موجود است؟
آیا میدانید پایه اصلی قاعده الواحد "سنخیت خالق و مخلوق" است؟
2. با چه دلیلی ثابت میکنید خداوند نمیتواند ابتدا موجود غیر اشرف را خلق کند و بعد بقیه موجودات را؟ در حالي كه نفس همين قاعده اقتضا مى كند چنين موجودي كه اشرف ممكنات باشد اصلاً تحقّق پيدا نكند، چه اين كه فراتر از وجود هر مرتبه اي امكان وجود بى نهايت افراد ديگر متصور است، و وقتي كه قرار باشد وجود هر مرتبه اي متوقّف بر اين باشد كه پيش از آن بى نهايت افراد ممكنِ اشرف از آن موجود شوند، هرگز نوبت به وجود آن مرتبه نخواهد رسيد.
مضافا نسبت این حرف که خداوند نمیتواند ابتدا یک مگس را خلق کند و حتما قبلا از او باید موجودی اشرف از او را خلق کند با این آیه که "وقالت اليهود يد الله مغلولة" چیست؟
مرحوم علامه مجلسی میگویند قاعده الواحد از تورات گرفته شده است، نظر شما چیست؟
آقای حکیمی میفرمایند معارف تفکیک مطالب ناب قرآنی است، آیا این قاعده را نیز میتوان مطلب قرآنی دانست؟ یا اینکه قرآن چیز دیگری میگوید؟ وهو علي كل شيء قدير. (بقره/۲۰)
@tafkik
چنانچه ملاحظه شد محور اصلی قاعده امکان اشرف، "قاعده الواحد و نظریه صدور" است و با زیر سوال رفتن این قاعده، بطلان قاعده امکان اشرف نیز واضح میشود.
*قاعده الواحد میگوید خداوند فقط میتواند یک چیز خلق کند.
*قاعده امکان اشرف میگوید آن یک چیزی که خدا میتواند خلق کند باید شریفترین چیز باشد به طوری که بعدا موجودی اشرف از آن قابل تحقق نباشد.
◀حال سوال ما از آقایان تفکیکی این است:
1. با چه دلیلی میتوانید ثابت کنید خداوند فقط قادر به خلق یک موجود است؟
آیا میدانید پایه اصلی قاعده الواحد "سنخیت خالق و مخلوق" است؟
2. با چه دلیلی ثابت میکنید خداوند نمیتواند ابتدا موجود غیر اشرف را خلق کند و بعد بقیه موجودات را؟ در حالي كه نفس همين قاعده اقتضا مى كند چنين موجودي كه اشرف ممكنات باشد اصلاً تحقّق پيدا نكند، چه اين كه فراتر از وجود هر مرتبه اي امكان وجود بى نهايت افراد ديگر متصور است، و وقتي كه قرار باشد وجود هر مرتبه اي متوقّف بر اين باشد كه پيش از آن بى نهايت افراد ممكنِ اشرف از آن موجود شوند، هرگز نوبت به وجود آن مرتبه نخواهد رسيد.
مضافا نسبت این حرف که خداوند نمیتواند ابتدا یک مگس را خلق کند و حتما قبلا از او باید موجودی اشرف از او را خلق کند با این آیه که "وقالت اليهود يد الله مغلولة" چیست؟
مرحوم علامه مجلسی میگویند قاعده الواحد از تورات گرفته شده است، نظر شما چیست؟
آقای حکیمی میفرمایند معارف تفکیک مطالب ناب قرآنی است، آیا این قاعده را نیز میتوان مطلب قرآنی دانست؟ یا اینکه قرآن چیز دیگری میگوید؟ وهو علي كل شيء قدير. (بقره/۲۰)
@tafkik
⛔️تأويل نادرست عالم ذر در مکتب تفکیک
◀️آقای حلبی: در اينجا حرفهايي است كه هنوز گفتنش مصلحت نيست!!!
"اگر به حالت انخلاع درآييد و اين تجريد ساعتي ادامه پيدا كند ممكن است بفهميد كه ماهيتتان مالك نور چه كسي شده و قائم به چه كسي هستيد. ممكن است به يكي از اصحاب امام صادق و يا به يكي از ياران امام عصر عجل الله تعالي فرجه قائم باشيد".
از ديدگاه عرفا و فلاسفه، معناي معرفت فطري نيز همين است كه اگر از تعينات خود بگذريم كنه وجود خداوند را بدون واسطه مييابيم، و منظور از معرفت عالم ذر كه در روايات بيان شده است همين مطلب ميباشد نه اينكه عالم ذر نسبت به عالم ما تقدم زماني داشته باشد.
"تفسير الميزان" مينويسد:
إذا اشتغل الانسان بالنظر إلي آيات نفسه، وشاهد فقرها إلي ربها، وحاجتها في جميع أطوار وجودها، وجد أمرا عجيبا. وجد نفسه متعلقة بالعظمة والكبرياء، متصلة في وجودها وحياتها وعلمها و قدرتها وسمعها وبصرها وإرادتها وحبها وساير صفاتها وأفعالها بما لا يتناهي بهاءا وسناءا وجمالا وكمالا من الوجود والحياة والعلم والقدرة وغيرها من الكمال... وهذه المعرفة الاحري بها أن تسمي بمعرفة الله بالله. (تفسير الميزان، 6/172)
هنگامي که انسان به نظر کردن در نشانههاي خود سرگرم شود، و فقر و احتياج خود در جميع صورتهاي وجودش به پروردگارش را مشاهده کند، امر عجيبي مييابد، مييابد که خودش آويزان به عظمت و کبرياست، و در وجود و حيات و علم و قدرت و شنيدن و ديدن و اراده و محبت و ساير صفات و افعالش متصل است به چيزي که بلندي و زيبايي و کمال وجودي و حيات و علم و قدرت و ساير کمالات او بي نهايت و بي پايان است… و اين معرفتي است که سزاوار است نام آن معرفت خدا، به خدا ناميده شود.
⭕️پيروان ميرزا نيز بر اينند که عالم ذر نسبت به عالم ما تقدم زماني نداشته و منظور از آن همان مرحله رفع تعينات و گذشتن از تمامي تصورات و تصديقات، و يافتن و ديدن ذات خداوند بدون واسطه و يکي بودن با او ميباشد؛
◀️قبليت در نشئات گذشته قبليت رتبي است، قبليت هم كه گفته ميشود قبليت زماني نيست، قبليت رتبي است، اين را خوب بفهميد يكي از مفاتيح علم است. قبليت زماني نيست كه بگوييم ديروز ميشناختيم امروز نميشناسيم، ديروز نميشناختيم امروز ميشناسيم، ديروز و امروز نيست، قبليت، قبليت رتبي و نشئهاي است. (معارف الهيه: 112)
◀️ما پيش از اين بدن به پيشيت رتبي نه پيشيت زماني ـ يعني در نشئه خودمان ـ خدا خودش را به ما شناساند. (معارف الهيه: 115)
◀️اين اذن خداست كه فرد صاحب كمالات ميشود و گر نه صورت نوعيه جوهريه سبب نميشود كه يكي اين طوري شود و ديگري آن طور... اندازه مالكيت شما از نور آن كسي كه مالك شدهايد به اذن خداست و بس. همين "اين طور بودن" شما را تشخص بخشيده است... من و شما قطعاً كوچكتر از آنيم كه مالك نور عظمت خدا شده باشيم، بلكه كوچكتر از آنيم كه مالك نور خاتم الانبيا يا ائمه هدا شده باشيم، يا حتي اولياء الله. اگر به حالت انخلاع درآييد و اين تجريد ساعتي ادامه پيدا كند ممكن است بفهميد كه ماهيتتان مالك نور چه كسي شده و قائم به چه كسي هستيد. ممكن است به يكي از اصحاب امام صادق و يا به يكي از ياران امام عصر عجل الله تعالي فرجه قائم باشيد و در اينجا حرفهايي است كه هنوز گفتنش مصلحت نيست... نفس ناطقه ما... ممكن است مالك نور وجود يك دهاتي... شده باشد... ممكن است خداوند از نور ولايت امام عصر به فلان روستايي تمليك كند و از نور او به من و شما عطا كند... اين مقدمه زمينه را براي عوالم ذر و بعد از آن تركيب بدن مهيا ميكند كه در آن جا روشن ميشود كه عقايد و معارف الهيه تا چه حد ارزشمند است. (معارف الهيه، 832)
@tafkik
◀️آقای حلبی: در اينجا حرفهايي است كه هنوز گفتنش مصلحت نيست!!!
"اگر به حالت انخلاع درآييد و اين تجريد ساعتي ادامه پيدا كند ممكن است بفهميد كه ماهيتتان مالك نور چه كسي شده و قائم به چه كسي هستيد. ممكن است به يكي از اصحاب امام صادق و يا به يكي از ياران امام عصر عجل الله تعالي فرجه قائم باشيد".
از ديدگاه عرفا و فلاسفه، معناي معرفت فطري نيز همين است كه اگر از تعينات خود بگذريم كنه وجود خداوند را بدون واسطه مييابيم، و منظور از معرفت عالم ذر كه در روايات بيان شده است همين مطلب ميباشد نه اينكه عالم ذر نسبت به عالم ما تقدم زماني داشته باشد.
"تفسير الميزان" مينويسد:
إذا اشتغل الانسان بالنظر إلي آيات نفسه، وشاهد فقرها إلي ربها، وحاجتها في جميع أطوار وجودها، وجد أمرا عجيبا. وجد نفسه متعلقة بالعظمة والكبرياء، متصلة في وجودها وحياتها وعلمها و قدرتها وسمعها وبصرها وإرادتها وحبها وساير صفاتها وأفعالها بما لا يتناهي بهاءا وسناءا وجمالا وكمالا من الوجود والحياة والعلم والقدرة وغيرها من الكمال... وهذه المعرفة الاحري بها أن تسمي بمعرفة الله بالله. (تفسير الميزان، 6/172)
هنگامي که انسان به نظر کردن در نشانههاي خود سرگرم شود، و فقر و احتياج خود در جميع صورتهاي وجودش به پروردگارش را مشاهده کند، امر عجيبي مييابد، مييابد که خودش آويزان به عظمت و کبرياست، و در وجود و حيات و علم و قدرت و شنيدن و ديدن و اراده و محبت و ساير صفات و افعالش متصل است به چيزي که بلندي و زيبايي و کمال وجودي و حيات و علم و قدرت و ساير کمالات او بي نهايت و بي پايان است… و اين معرفتي است که سزاوار است نام آن معرفت خدا، به خدا ناميده شود.
⭕️پيروان ميرزا نيز بر اينند که عالم ذر نسبت به عالم ما تقدم زماني نداشته و منظور از آن همان مرحله رفع تعينات و گذشتن از تمامي تصورات و تصديقات، و يافتن و ديدن ذات خداوند بدون واسطه و يکي بودن با او ميباشد؛
◀️قبليت در نشئات گذشته قبليت رتبي است، قبليت هم كه گفته ميشود قبليت زماني نيست، قبليت رتبي است، اين را خوب بفهميد يكي از مفاتيح علم است. قبليت زماني نيست كه بگوييم ديروز ميشناختيم امروز نميشناسيم، ديروز نميشناختيم امروز ميشناسيم، ديروز و امروز نيست، قبليت، قبليت رتبي و نشئهاي است. (معارف الهيه: 112)
◀️ما پيش از اين بدن به پيشيت رتبي نه پيشيت زماني ـ يعني در نشئه خودمان ـ خدا خودش را به ما شناساند. (معارف الهيه: 115)
◀️اين اذن خداست كه فرد صاحب كمالات ميشود و گر نه صورت نوعيه جوهريه سبب نميشود كه يكي اين طوري شود و ديگري آن طور... اندازه مالكيت شما از نور آن كسي كه مالك شدهايد به اذن خداست و بس. همين "اين طور بودن" شما را تشخص بخشيده است... من و شما قطعاً كوچكتر از آنيم كه مالك نور عظمت خدا شده باشيم، بلكه كوچكتر از آنيم كه مالك نور خاتم الانبيا يا ائمه هدا شده باشيم، يا حتي اولياء الله. اگر به حالت انخلاع درآييد و اين تجريد ساعتي ادامه پيدا كند ممكن است بفهميد كه ماهيتتان مالك نور چه كسي شده و قائم به چه كسي هستيد. ممكن است به يكي از اصحاب امام صادق و يا به يكي از ياران امام عصر عجل الله تعالي فرجه قائم باشيد و در اينجا حرفهايي است كه هنوز گفتنش مصلحت نيست... نفس ناطقه ما... ممكن است مالك نور وجود يك دهاتي... شده باشد... ممكن است خداوند از نور ولايت امام عصر به فلان روستايي تمليك كند و از نور او به من و شما عطا كند... اين مقدمه زمينه را براي عوالم ذر و بعد از آن تركيب بدن مهيا ميكند كه در آن جا روشن ميشود كه عقايد و معارف الهيه تا چه حد ارزشمند است. (معارف الهيه، 832)
@tafkik
🔴ارائه کامل نسخه خطی "معارف الهیه" مرحوم شیخ محمود حلبی
با توجه به نقدها و روشنگری های کتاب "کدامین تفکیک؟!" در بیان مبانی و اشکالات مکتب تفکیک بعضا قبول وجود چنین سخنانی در کتب تفکیکی ها سخت مینمود و بعضا نیز ادعای باطل "تقطیع مخل" مطرح میشد. لذا بر آن شدیم تا متن کامل نسخه خطی معارف الهیه را در اختیار محققین قرار دهیم، کتابی که هرگز تفکیکی ها حاضر نیستند آن را در اختیار هر کسی قرار دهند و جز اسرار این مکتب حساب میشود.
◀کل متن معارف الهیه:۸۴۵صفحه
به همراه کتاب "شناخت اجمالی مکتب تفکیک" آقای میلانی: ۷۰صفحه
به ضمیمه مناظره آقای سیدان و میلانی در سال۱۳۸۴: ۱۱۰صفحه
مجموع کل کتاب: ۱۰۵۰صفحه
قیمت: ۶۰/۰۰۰ت
با پست رایگان به سراسر کشور
@rmkhq
با توجه به نقدها و روشنگری های کتاب "کدامین تفکیک؟!" در بیان مبانی و اشکالات مکتب تفکیک بعضا قبول وجود چنین سخنانی در کتب تفکیکی ها سخت مینمود و بعضا نیز ادعای باطل "تقطیع مخل" مطرح میشد. لذا بر آن شدیم تا متن کامل نسخه خطی معارف الهیه را در اختیار محققین قرار دهیم، کتابی که هرگز تفکیکی ها حاضر نیستند آن را در اختیار هر کسی قرار دهند و جز اسرار این مکتب حساب میشود.
◀کل متن معارف الهیه:۸۴۵صفحه
به همراه کتاب "شناخت اجمالی مکتب تفکیک" آقای میلانی: ۷۰صفحه
به ضمیمه مناظره آقای سیدان و میلانی در سال۱۳۸۴: ۱۱۰صفحه
مجموع کل کتاب: ۱۰۵۰صفحه
قیمت: ۶۰/۰۰۰ت
با پست رایگان به سراسر کشور
@rmkhq
Forwarded from شرح کتاب الاحتجاج مرحوم احمد بن علی ابن ابی طالب طبرسی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم العن الجبت والطاغوت وابنتیهما وأتباعهم
سلام عليكم
دروس شرح کتاب الاحتجاج مرحوم طبرسی که مشتمل بر احتجاجات اهل بیت علیهم السلام در تمامی موضوعات دینی است توسط استاد معظم حاج شیخ حسن میلانی دام ظله در این کانال قرار خواهد گرفت ان شاء الله.
👇👇👇👇👇👇👇
@Al_Ehtijaj
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم العن الجبت والطاغوت وابنتیهما وأتباعهم
سلام عليكم
دروس شرح کتاب الاحتجاج مرحوم طبرسی که مشتمل بر احتجاجات اهل بیت علیهم السلام در تمامی موضوعات دینی است توسط استاد معظم حاج شیخ حسن میلانی دام ظله در این کانال قرار خواهد گرفت ان شاء الله.
👇👇👇👇👇👇👇
@Al_Ehtijaj
Forwarded from نقد علامه حسنزاده آملی
🔴مناظره
◀میلانی - آملی
پس از در هم شکستن هیمنه پوشالی مبانی فلسفه و عرفان در دو جلسه مناظره استاد حاج شیخ حسن میلانی با آقای حسینی آملی [شاگرد آقای حسن زاده آملی و مقرر کتاب دروس شرح اشارات ایشان] این بار در صحبت اولیه با مسئول کانال علامه حسن زاده، قرار شده است فرزند آقای حسن زاده آملی شخصا برای مناظره تشریف بیاورند.
◀زمان و مکان دقیق مناظره ان شاءالله پس از قطعی شدن در کانال "نقد علامه حسن زاده آملی" اعلام خواهد شد.
@alamehasanzade
◀میلانی - آملی
پس از در هم شکستن هیمنه پوشالی مبانی فلسفه و عرفان در دو جلسه مناظره استاد حاج شیخ حسن میلانی با آقای حسینی آملی [شاگرد آقای حسن زاده آملی و مقرر کتاب دروس شرح اشارات ایشان] این بار در صحبت اولیه با مسئول کانال علامه حسن زاده، قرار شده است فرزند آقای حسن زاده آملی شخصا برای مناظره تشریف بیاورند.
◀زمان و مکان دقیق مناظره ان شاءالله پس از قطعی شدن در کانال "نقد علامه حسن زاده آملی" اعلام خواهد شد.
@alamehasanzade