#میرزا_شاگرد_صوفیه_و_اخذ_مقام_مرشدیت
🔴میرزا مهدی اصفهانی شاگرد ملاحسینقلی همدانی و جولای صوفی؛
میرزای اصفهانی؛ ص۱۶
کتاب ابواب الهدی، ص۲۶ هم مینویسد میرزا مهدی با اجازه کتبی سید احمد کربلایی به اخذ مقام مرشدیت موفق گشت!!!
@tsfkik
🔴میرزا مهدی اصفهانی شاگرد ملاحسینقلی همدانی و جولای صوفی؛
میرزای اصفهانی؛ ص۱۶
کتاب ابواب الهدی، ص۲۶ هم مینویسد میرزا مهدی با اجازه کتبی سید احمد کربلایی به اخذ مقام مرشدیت موفق گشت!!!
@tsfkik
#صاحب_علم_جمعی_تفکیکی_ها_کیست
🔴#تقطیع کتاب "احیاگر حوزه خراسان" برای مخفی کردن استاد و سلسله میرزا مهدی اصفهانی؛
در صفحه اول نسخه خطی تقریرات میرزا، وقتی میخواهند اسم استادشان که او را "صاحب علم جمعی" میخوانند بیاوردند اسم او را به صورت رمزی مینویسند:
صاحب العلم الجمعی سیدنا و مولانا ب ا ج ل د س خ ی ش د م ع ن ل و ی ت ا ب ل ر ت و س ث ت ل ر ه ی ا م د ع و ل ب م ر ا ت ل ج ش ا ی د خ و ا س ل ب ا ر ن د ص و ا ج ر ح ی
حال سوال این است که این صاحب علم جمعی کیست که نام او رمزی نوشته شده است؟!
◀اما با کنار هم گذاشتن یکی در میان حروف این عبارت ظاهر میشود:
ا ل س ی د ع ل ی ا ل ت س ت ر ی م ع ل م ا ل ش ی خ ا ل ا ن ص ا ر ی
◀السید علی التستری معلم الشیخ الانصاری!!!
همان سید علی شوشتری که معروف است استاد مرحوم شیخ انصاری بودند.
اکنون ابتدا ما صفحه۱ تقریرات تقطیع شده را از کتاب "احیاگر حوزه خراسان" نشان میدهیم و بعد نسخه خطی همان صفحه را بدون تقطیع؛👇👇
🔴#تقطیع کتاب "احیاگر حوزه خراسان" برای مخفی کردن استاد و سلسله میرزا مهدی اصفهانی؛
در صفحه اول نسخه خطی تقریرات میرزا، وقتی میخواهند اسم استادشان که او را "صاحب علم جمعی" میخوانند بیاوردند اسم او را به صورت رمزی مینویسند:
صاحب العلم الجمعی سیدنا و مولانا ب ا ج ل د س خ ی ش د م ع ن ل و ی ت ا ب ل ر ت و س ث ت ل ر ه ی ا م د ع و ل ب م ر ا ت ل ج ش ا ی د خ و ا س ل ب ا ر ن د ص و ا ج ر ح ی
حال سوال این است که این صاحب علم جمعی کیست که نام او رمزی نوشته شده است؟!
◀اما با کنار هم گذاشتن یکی در میان حروف این عبارت ظاهر میشود:
ا ل س ی د ع ل ی ا ل ت س ت ر ی م ع ل م ا ل ش ی خ ا ل ا ن ص ا ر ی
◀السید علی التستری معلم الشیخ الانصاری!!!
همان سید علی شوشتری که معروف است استاد مرحوم شیخ انصاری بودند.
اکنون ابتدا ما صفحه۱ تقریرات تقطیع شده را از کتاب "احیاگر حوزه خراسان" نشان میدهیم و بعد نسخه خطی همان صفحه را بدون تقطیع؛👇👇
#تقطیع صفحه اول تقریرات میرزا توسط نویسندگان کتاب احیاگر حوزه خراسان و حذف نام "صاحب علم جمعی" از وسط صفحه!
#صاحب_علم_جمعی کیست؟!
اکنون ببینید تصویر کامل این صفحه را:
👇👇👇
#صاحب_علم_جمعی کیست؟!
اکنون ببینید تصویر کامل این صفحه را:
👇👇👇
#وصلت- نامبارک تفکیک با جریان انحصار گرای تکفیري
#حمله- به مراجع عظام تقلید
◀چندی پیش از نسخه خطی کتاب ضاله معارف الهیه مرحوم شیخ محمود حلبی بنیانگذار انجمن حجتیه و از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی موسس مکتب تفکیک نشان دادیم که اعلام کرده بودند علمای ۱۳۰۰ساله اسلام در فهم احادیث توحیدی همه به خطا رفته بودند تا اینکه امام زمان(عج) بزرگان این مکتب را برگزید و نیز میرزا مهدی اصفهانی را نائب خود ساخت و لبان او را بوسید و او را متحمل علوم خود ساخت تا دین صحیح را به مردم بیاموزد!
این جسارت تفکیکیان در اشتباه خواندن مسیر توحیدی۱۳۰۰ساله علمای اسلام بس نبود که اکنون شاهد انحصار دیگری در مکتب تفکیک هستیم، تفکیکیان در کتاب جدید خود "احیاگر حوزه خراسان" نوشتند مخالفت کردن با میرزا مهدی اصفهانی در صلاحیت علما و مراجع نیست!
برای نقد کتب ضاله مکتب تفکیک و انجمن حجتیه رجوع کنید به کتب:
"کدامین تفکیک؟!"
"معرفت فطری یا سرشت وحدت وجودی؟"
"شناخت اجمالی مکتب تفکیک"
"مناظره با تفکیکیان"
@tafkik
#حمله- به مراجع عظام تقلید
◀چندی پیش از نسخه خطی کتاب ضاله معارف الهیه مرحوم شیخ محمود حلبی بنیانگذار انجمن حجتیه و از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی موسس مکتب تفکیک نشان دادیم که اعلام کرده بودند علمای ۱۳۰۰ساله اسلام در فهم احادیث توحیدی همه به خطا رفته بودند تا اینکه امام زمان(عج) بزرگان این مکتب را برگزید و نیز میرزا مهدی اصفهانی را نائب خود ساخت و لبان او را بوسید و او را متحمل علوم خود ساخت تا دین صحیح را به مردم بیاموزد!
این جسارت تفکیکیان در اشتباه خواندن مسیر توحیدی۱۳۰۰ساله علمای اسلام بس نبود که اکنون شاهد انحصار دیگری در مکتب تفکیک هستیم، تفکیکیان در کتاب جدید خود "احیاگر حوزه خراسان" نوشتند مخالفت کردن با میرزا مهدی اصفهانی در صلاحیت علما و مراجع نیست!
برای نقد کتب ضاله مکتب تفکیک و انجمن حجتیه رجوع کنید به کتب:
"کدامین تفکیک؟!"
"معرفت فطری یا سرشت وحدت وجودی؟"
"شناخت اجمالی مکتب تفکیک"
"مناظره با تفکیکیان"
@tafkik
🔴با توجه به تذکر برخی دوستان و همچنین نوشته صفحه اول سایت (مركز الابحاث العقائدية) www.aqaed.com، اعلام میشود:
مطالب این سایت لزوما مطابق نظر حضرت آقای سیستانی (حفظه الله) نمی باشد وآرا و فتاوی ایشان در سایت رسمی دفتر www.sistani.org اعلام میگردد.
مطالب این سایت لزوما مطابق نظر حضرت آقای سیستانی (حفظه الله) نمی باشد وآرا و فتاوی ایشان در سایت رسمی دفتر www.sistani.org اعلام میگردد.
🔴همانگونه که قبلا بیان شد با توجه به تذکر برخی دوستان و همچنین نوشته صفحه اول سایت (مركز الابحاث العقائدية) www.aqaed.com
اعلام میشود:
مطالب این سایت لزوما مطابق نظر حضرت آقای سیستانی (حفظه الله) نمی باشد وآرا و فتاوی ایشان در سایت رسمی دفتر www.sistani.org اعلام میگردد.
همچنین پس از مطالعه دقیق تمامی پاسخ های سایت aqaed.com درباره (ابن عربی) و کسب اطمینان از ویرایش نشدن پاسخ ها در این اواخر، روشن گشت آنچه در کانال های (اخباری ها) به این سایت نسبت داده شده به هیچ وجه صحیح نبوده و در پاسخ های سایت مزبور، (دفاع از ابن عربی) و (رد نظر علامه جعفر مرتضی عاملی در کتاب: ابن عربی سنی متعصب) وجود ندارد.
بلکه در جای جای پاسخ های موجود در این سایت (رد ابن عربی و آرای وی) به چشم می خورد.
موفقیت روز افزون تمامی خادمین مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را از خداوند متعال مسالت داریم.
اعلام میشود:
مطالب این سایت لزوما مطابق نظر حضرت آقای سیستانی (حفظه الله) نمی باشد وآرا و فتاوی ایشان در سایت رسمی دفتر www.sistani.org اعلام میگردد.
همچنین پس از مطالعه دقیق تمامی پاسخ های سایت aqaed.com درباره (ابن عربی) و کسب اطمینان از ویرایش نشدن پاسخ ها در این اواخر، روشن گشت آنچه در کانال های (اخباری ها) به این سایت نسبت داده شده به هیچ وجه صحیح نبوده و در پاسخ های سایت مزبور، (دفاع از ابن عربی) و (رد نظر علامه جعفر مرتضی عاملی در کتاب: ابن عربی سنی متعصب) وجود ندارد.
بلکه در جای جای پاسخ های موجود در این سایت (رد ابن عربی و آرای وی) به چشم می خورد.
موفقیت روز افزون تمامی خادمین مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را از خداوند متعال مسالت داریم.
مركز الأبحاث العقائدية
تحت رعاية مكتب سماحة المرجع الديني الأعلى السيد علي الحسيني السيستاني(دام ظله)؛ يتصدى للذب عن حمى العقيدة نصرة لمذهب أهل البيت (عليهم السلام).
#سوال
#علم_مخالفت_با_فلسفه
سوال:
🔴مگر میرزا مهدی اصفهانی مخالف سر سخت فلسفه نبود، چرا شما با او مخالفت میکنید، میرزا خودش علم دار مخالفت با فلسفه بود.
جواب:
🔴ما بارها اسنادی از کتب مرحوم میرزا مهدی اصفهانی نشان دادیم با اینکه ایشان و آقای حلبی با فلسفه خیلی بد بودند و آنها را شاگردان شیطان میدانستند ولی در مقام اثبات، حرف هایشان همان حرف های فلاسفه است.
مضافا علم دار مخالفت با مبانی فلسفه خود حضرات اهل بیت(ع) و شاگردان ایشان، فضل ابن شاذان و هشام ابن حکم و... بودند.
در ثانی صرف ادعای مخالفت با فلسفه هم نه مهم است و نه اختصاصی به ایشان دارد، شیخ احمد احسایی بزرگ فرقه ضاله شیخیه بشدت ضد فلاسفه سخن میگفت ولی میرزا مهدی اصفهانی در کتاب "صوارم العقلیه" شیخ احمد احسایی را مجنون و دیوانه و بیابانی میخواند.
اکنون آیا شیخیه حق دارند به تفکیکی ها اعتراض کنند که چرا میرزا مهدی با شیخ احمد احسایی مخالفت کرده با اینکه او علم مخالفت با فلسفه را برداشته بود؟!
@tafkik
#علم_مخالفت_با_فلسفه
سوال:
🔴مگر میرزا مهدی اصفهانی مخالف سر سخت فلسفه نبود، چرا شما با او مخالفت میکنید، میرزا خودش علم دار مخالفت با فلسفه بود.
جواب:
🔴ما بارها اسنادی از کتب مرحوم میرزا مهدی اصفهانی نشان دادیم با اینکه ایشان و آقای حلبی با فلسفه خیلی بد بودند و آنها را شاگردان شیطان میدانستند ولی در مقام اثبات، حرف هایشان همان حرف های فلاسفه است.
مضافا علم دار مخالفت با مبانی فلسفه خود حضرات اهل بیت(ع) و شاگردان ایشان، فضل ابن شاذان و هشام ابن حکم و... بودند.
در ثانی صرف ادعای مخالفت با فلسفه هم نه مهم است و نه اختصاصی به ایشان دارد، شیخ احمد احسایی بزرگ فرقه ضاله شیخیه بشدت ضد فلاسفه سخن میگفت ولی میرزا مهدی اصفهانی در کتاب "صوارم العقلیه" شیخ احمد احسایی را مجنون و دیوانه و بیابانی میخواند.
اکنون آیا شیخیه حق دارند به تفکیکی ها اعتراض کنند که چرا میرزا مهدی با شیخ احمد احسایی مخالفت کرده با اینکه او علم مخالفت با فلسفه را برداشته بود؟!
@tafkik
اعتراف جالب آقای بیابانی؛
🔴میرزا جواد تهرانی نور علم را مخلوق نمیداند!
آقای برنجکار: این مجلس کشش ندارد اینها را مطرح نکنید.
ضمیمه کتاب معارف الهیه؛ ص۱۷۱
@tafkik
🔴میرزا جواد تهرانی نور علم را مخلوق نمیداند!
آقای برنجکار: این مجلس کشش ندارد اینها را مطرح نکنید.
ضمیمه کتاب معارف الهیه؛ ص۱۷۱
@tafkik
Forwarded from نقد و بررسی مکتب تفکیک
نقد و بررسی مکتب تفکیک
توهمات تفکیکیان در کتاب احیاگر حوزه خراسان؛ 🔴آیت الله العظمی بروجردی مروج مبانی میرزا مهدی اصفهانی!!!
توهمات تفکیکیان در کتاب احیاگر حوزه خراسان؛
🔴آیت الله العظمی بروجردی مروج مبانی میرزا مهدی اصفهانی بود!!!
ولی جالب است بدانید:
◀هنگامی که میرزا مهدی۳۰ساله پس از طی ریاضتهای صوفیانه موفق به اخذ مقام مرشدیت از سید احمد کربلایی شد[رک: ابواب الهدی، ص۲۶] ایت الله بروجردی ۴۱ساله، ده سال بود که در نجف درس خارج میگفتند.
@tafkik
🔴آیت الله العظمی بروجردی مروج مبانی میرزا مهدی اصفهانی بود!!!
ولی جالب است بدانید:
◀هنگامی که میرزا مهدی۳۰ساله پس از طی ریاضتهای صوفیانه موفق به اخذ مقام مرشدیت از سید احمد کربلایی شد[رک: ابواب الهدی، ص۲۶] ایت الله بروجردی ۴۱ساله، ده سال بود که در نجف درس خارج میگفتند.
@tafkik
🔴بررسی یکی دیگر از ادعاهای تقطیع تفکیکی ها:
◀عین جمله ای که ما از آقای سیدان نقل کردیم:
من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام.
اما تفکیکی ها تصویر کتاب آقای سیدان را انداخته و ادعا کردند ما تقطیع مخل کرده ایم؛
اکنون با دیدن تصویر☝ پی ببرید منظور تفکیکی ها از این همه هجمه و ادعای تقطیع چیست؟
◀عین مطلب آقای سیدان در تصویر کتاب:
در یکجایی صحبت شد که آقا اهل مکاشفه هست و... بنده هم مجبور شدم و گفتم من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام
🔴همه ادعاهای جماعت تفکیک در تقطیع شدن آثارشان از همین قبیل است.
به قول تفکیکی ها قضاوت با شما.
@tafkik
◀عین جمله ای که ما از آقای سیدان نقل کردیم:
من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام.
اما تفکیکی ها تصویر کتاب آقای سیدان را انداخته و ادعا کردند ما تقطیع مخل کرده ایم؛
اکنون با دیدن تصویر☝ پی ببرید منظور تفکیکی ها از این همه هجمه و ادعای تقطیع چیست؟
◀عین مطلب آقای سیدان در تصویر کتاب:
در یکجایی صحبت شد که آقا اهل مکاشفه هست و... بنده هم مجبور شدم و گفتم من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام
🔴همه ادعاهای جماعت تفکیک در تقطیع شدن آثارشان از همین قبیل است.
به قول تفکیکی ها قضاوت با شما.
@tafkik
#تعریف_سلبی
#علم_حصولی_حضوری
🔴تعريف سلبي؛
برخي ميگويند: تعريف سلبي صحيح نيست، مثلا وقتي گفته ميشود: "خدا خورشيد نيست" معلوم نميشود که خدا چيست، بلکه باز هم ممکن است که مثلا ماه يا ستاره يا چيز ديگر باشد.
◀️پاسخ اين است که تعريف بايد جامع و مانع باشد، و در اين مورد سلبي و غير سلبي بودن آن تفاوتي نميکند. مثال شما از اين جهت اشکال دارد که فاقد شرط جامع و مانع بودن است، نه اينکه از جهت سلبي بودن آن نادرست باشد.
لذا وقتي که در مورد خداوند متعال ميگوييم: "موجود دو قسم است، يکي موجود متعالي از داشتن جزء و شکل و شبح، و ديگري موجود داراي مقدار و اجزا و شکل و شبح به گونهاي که قسم اول محال است متعدد باشد، بلکه جز ذات متعالي باري تعالي ـ که شيء بخلاف الاشيا است ـ هيچ موجود ديگري نيست. و قسم دوم ممکن نيست که خالق اشيا باشد، بلکه پيوسته حقيقتي عددي، و قابل زياده و نقصان، و پذيراي وجود و عدم است". بيانمان کاملا جامع و مانع بوده و هيچ اشکالي به آن وارد نيست.
همانا جز خداوند يگانه همه چيز داراي اجزا است، و خداوند يكتا نه داراي اجزا، و نه قابل فرض پذيرش كمي و زيادي ميباشد. هر چيزي كه داراي اجزا بوده، يا قابل تصور به پذيرش كمي و زيادي باشد مخلوق است و دلالت بر اين ميكند كه او را خالقي ميباشد. (التوحيد، ص۱۹۳)
◀️ميگويند: ما در اين صورت خداي شخصي را نشناختهايم بلکه خداي مفهومي و کلي را شناختهايم، و براي فرار از اين مشکل ناچاريم بپذيريم خود خداي شخصي خارجي را به نحو حضور و وجدان يافته و واجديم.
◀️پاسخ: اولا: براي نقض مدعاي خود اين عبارات را ببينيد:
اسماي الهيه هم همين طورند و هر کدامشان خصوصيتي دارند و در اينکه به مفاهيم عام اطلاق ميشوند و هر کدام نشانه خاصي هستند اختلافي نيست. اما در عين حال اينها نشانه جعل براي ذات لا موصوف هستند... اسمايي که بر حق اطلاق ميشود به مفاهيم عامه، چون حق متباين بالذات با خلق است، تعين به آن طرف نميدهد بلکه بينشان را نشان ميدهد. توجه کنيد که نشاندار شدنش هم همين است که اين نشانه را اختيار کرده و غير از اين نيست...
در هر صورت مفاهيم معيني را به اين الفاظ القا ميکنيم ولي اين مفاهيم نشان از بينشان هستند و او را نشاندار نميکنند. اسما و اوصاف لفظيه هم آنهاست که خدا براي خويش نشانه قرار داده تا دهانها بسته شود و انسانها بتوانند مناجات کنند و دعا بخوانند و اين اسما و صفات هم مفتاح معرفت حق متعال است. (معارف الهيه، درس۴۶)
(البته اين کلمات ايشان مقدماتي است که کمکم از همه آنها برميگردند و به همان علم حضوري وجداني پناه ميبرند).
ثانيا: کسي که براي فرار از اشکالات علم حصولي به علم حضوري پناه ميبرد مانند کسي است که از چاله در آمده خود را به چاه بيندازد.
◀️اشتباه شما اين است که مانند ساير عرفا و فلاسفه خيال کردهايد که علم يا بايد حصولي باشد و يا حضوري. در حالي که بديهي است علم خداوند به اشيا و مخلوقات نه به داشتن صورت آنها (حصولي) است، و نه به حضور اشيا در ذات او (حضوري). کما اينکه علم ما به خداوند نيز نه حصولي است و نه حضوري، چه اينکه خداوند متعال نه صورت دارد، و نه قابل حضور در ذات ما ميباشد.
لذا ما اسامي خداوند تعالي را نه بر مفاهيم و صور ذهني و وهمي برگرفته از ذات او جل و علا حمل ميکنيم، و نه بر چيزي که وجود حقيقي و عيني آن در ذات ما حاضر باشد، بلکه بدون اينکه چنين حضور يا چنان واسطهاي در کار باشد، با اسامي مقدس خالق متعال خود خداي واقعي متعالي از هر شيء، و آفريدگار فراتر از داشتن صورت و قابليت حضور در ذات خود را قصد ميکنيم و ميخوانيم. مانند اينکه با کلمه جن و نفس و روح (که تازه مخلوق خداوند بوده، و ذاتا قابل شناخت ميباشند) واقعا جن و نفس و روح شما را قصد ميکنم در حالي که نه صورتي مجرد از واقعيت وجود جن و نفس و روح شما انتزاع کردهام، و نه وجود جن و نفس و روح شما با وجود من يکي بوده، يا در ذات من حضور دارد. مانند هنگامي که خودتان ميگوييد: "صورتها و مفاهيم ذهني خداي واقعي را نشان نميدهند" که قطعا با عبارت "خداي واقعي" خود خداوند را اراده ميکنيد، و در اين باب ـ ولو اينکه از باب تذکر باشد ـ خود و ديگران را به خداي واقعي متذکر ميسازيد، و گرنه بايد دهانتان را مطلقا بسته، و حتي همين جمله خود را هم مهمل و باطل و لهو و ضلالت و الحاد بدانيد. امام صادق عليه السلام ميفرمايند:
همانا خداوند متعال را نود و نه اسم است... و خداوند معنايي است که به اين اسمها بر او دلالت ميشود و همه آنها غير خداوند است. اى هشام، نان نام همان چيزى است كه خورده مىشود، و آب اسم همان چيزي است كه آشاميده مىشود، و لباس نام همان چيز پوشيدنى است، و آتش نام همان چيز سوزاننده است. (الکافی/۱، ۸۷)
@tafkik
#علم_حصولی_حضوری
🔴تعريف سلبي؛
برخي ميگويند: تعريف سلبي صحيح نيست، مثلا وقتي گفته ميشود: "خدا خورشيد نيست" معلوم نميشود که خدا چيست، بلکه باز هم ممکن است که مثلا ماه يا ستاره يا چيز ديگر باشد.
◀️پاسخ اين است که تعريف بايد جامع و مانع باشد، و در اين مورد سلبي و غير سلبي بودن آن تفاوتي نميکند. مثال شما از اين جهت اشکال دارد که فاقد شرط جامع و مانع بودن است، نه اينکه از جهت سلبي بودن آن نادرست باشد.
لذا وقتي که در مورد خداوند متعال ميگوييم: "موجود دو قسم است، يکي موجود متعالي از داشتن جزء و شکل و شبح، و ديگري موجود داراي مقدار و اجزا و شکل و شبح به گونهاي که قسم اول محال است متعدد باشد، بلکه جز ذات متعالي باري تعالي ـ که شيء بخلاف الاشيا است ـ هيچ موجود ديگري نيست. و قسم دوم ممکن نيست که خالق اشيا باشد، بلکه پيوسته حقيقتي عددي، و قابل زياده و نقصان، و پذيراي وجود و عدم است". بيانمان کاملا جامع و مانع بوده و هيچ اشکالي به آن وارد نيست.
همانا جز خداوند يگانه همه چيز داراي اجزا است، و خداوند يكتا نه داراي اجزا، و نه قابل فرض پذيرش كمي و زيادي ميباشد. هر چيزي كه داراي اجزا بوده، يا قابل تصور به پذيرش كمي و زيادي باشد مخلوق است و دلالت بر اين ميكند كه او را خالقي ميباشد. (التوحيد، ص۱۹۳)
◀️ميگويند: ما در اين صورت خداي شخصي را نشناختهايم بلکه خداي مفهومي و کلي را شناختهايم، و براي فرار از اين مشکل ناچاريم بپذيريم خود خداي شخصي خارجي را به نحو حضور و وجدان يافته و واجديم.
◀️پاسخ: اولا: براي نقض مدعاي خود اين عبارات را ببينيد:
اسماي الهيه هم همين طورند و هر کدامشان خصوصيتي دارند و در اينکه به مفاهيم عام اطلاق ميشوند و هر کدام نشانه خاصي هستند اختلافي نيست. اما در عين حال اينها نشانه جعل براي ذات لا موصوف هستند... اسمايي که بر حق اطلاق ميشود به مفاهيم عامه، چون حق متباين بالذات با خلق است، تعين به آن طرف نميدهد بلکه بينشان را نشان ميدهد. توجه کنيد که نشاندار شدنش هم همين است که اين نشانه را اختيار کرده و غير از اين نيست...
در هر صورت مفاهيم معيني را به اين الفاظ القا ميکنيم ولي اين مفاهيم نشان از بينشان هستند و او را نشاندار نميکنند. اسما و اوصاف لفظيه هم آنهاست که خدا براي خويش نشانه قرار داده تا دهانها بسته شود و انسانها بتوانند مناجات کنند و دعا بخوانند و اين اسما و صفات هم مفتاح معرفت حق متعال است. (معارف الهيه، درس۴۶)
(البته اين کلمات ايشان مقدماتي است که کمکم از همه آنها برميگردند و به همان علم حضوري وجداني پناه ميبرند).
ثانيا: کسي که براي فرار از اشکالات علم حصولي به علم حضوري پناه ميبرد مانند کسي است که از چاله در آمده خود را به چاه بيندازد.
◀️اشتباه شما اين است که مانند ساير عرفا و فلاسفه خيال کردهايد که علم يا بايد حصولي باشد و يا حضوري. در حالي که بديهي است علم خداوند به اشيا و مخلوقات نه به داشتن صورت آنها (حصولي) است، و نه به حضور اشيا در ذات او (حضوري). کما اينکه علم ما به خداوند نيز نه حصولي است و نه حضوري، چه اينکه خداوند متعال نه صورت دارد، و نه قابل حضور در ذات ما ميباشد.
لذا ما اسامي خداوند تعالي را نه بر مفاهيم و صور ذهني و وهمي برگرفته از ذات او جل و علا حمل ميکنيم، و نه بر چيزي که وجود حقيقي و عيني آن در ذات ما حاضر باشد، بلکه بدون اينکه چنين حضور يا چنان واسطهاي در کار باشد، با اسامي مقدس خالق متعال خود خداي واقعي متعالي از هر شيء، و آفريدگار فراتر از داشتن صورت و قابليت حضور در ذات خود را قصد ميکنيم و ميخوانيم. مانند اينکه با کلمه جن و نفس و روح (که تازه مخلوق خداوند بوده، و ذاتا قابل شناخت ميباشند) واقعا جن و نفس و روح شما را قصد ميکنم در حالي که نه صورتي مجرد از واقعيت وجود جن و نفس و روح شما انتزاع کردهام، و نه وجود جن و نفس و روح شما با وجود من يکي بوده، يا در ذات من حضور دارد. مانند هنگامي که خودتان ميگوييد: "صورتها و مفاهيم ذهني خداي واقعي را نشان نميدهند" که قطعا با عبارت "خداي واقعي" خود خداوند را اراده ميکنيد، و در اين باب ـ ولو اينکه از باب تذکر باشد ـ خود و ديگران را به خداي واقعي متذکر ميسازيد، و گرنه بايد دهانتان را مطلقا بسته، و حتي همين جمله خود را هم مهمل و باطل و لهو و ضلالت و الحاد بدانيد. امام صادق عليه السلام ميفرمايند:
همانا خداوند متعال را نود و نه اسم است... و خداوند معنايي است که به اين اسمها بر او دلالت ميشود و همه آنها غير خداوند است. اى هشام، نان نام همان چيزى است كه خورده مىشود، و آب اسم همان چيزي است كه آشاميده مىشود، و لباس نام همان چيز پوشيدنى است، و آتش نام همان چيز سوزاننده است. (الکافی/۱، ۸۷)
@tafkik