#عقل در مکتب تفکیک:
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
بالاترین حجاب معرفت،حجاب تعقل است.
سخت ترین چیزها نفی شریک از خدا و پاره کردن حجاب های وهم و عقل است و آن هرگز امکان ندارد مگر به لافکری و لا وهمی و لا تعقلی. تقریرات؛ ص۲۳
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمام معقولات بدیهی و ضروری، ظلمت است و طلب معرفت از این راه عین گمراهی و ضلالت است، چرا که آن کج راهه و روش دیوانگان است. ابواب الهدی؛ ص۲۹۴
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمامی براهین با معرفت تضاد دارد، معرفت تنها شهود حضوری است. (تقریرات/ص۳۰)
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
سر اینکه عرفا و متصوفه به خطا افتادند آن بود که آنان اهل برهان بودند!!
تقریرات؛ ص۴۱
🔴آقای حلبی:
فلاسفه و متکلمین به عقل مراجعه میکنند ولی ما خودمان را ول میکنیم در لافکری!
معارف الهیه/ ص۲۰۱
🔴آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
بالاترین حجاب معرفت،حجاب تعقل است.
سخت ترین چیزها نفی شریک از خدا و پاره کردن حجاب های وهم و عقل است و آن هرگز امکان ندارد مگر به لافکری و لا وهمی و لا تعقلی. تقریرات؛ ص۲۳
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمام معقولات بدیهی و ضروری، ظلمت است و طلب معرفت از این راه عین گمراهی و ضلالت است، چرا که آن کج راهه و روش دیوانگان است. ابواب الهدی؛ ص۲۹۴
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
تمامی براهین با معرفت تضاد دارد، معرفت تنها شهود حضوری است. (تقریرات/ص۳۰)
🔴میرزا مهدی اصفهانی:
سر اینکه عرفا و متصوفه به خطا افتادند آن بود که آنان اهل برهان بودند!!
تقریرات؛ ص۴۱
🔴آقای حلبی:
فلاسفه و متکلمین به عقل مراجعه میکنند ولی ما خودمان را ول میکنیم در لافکری!
معارف الهیه/ ص۲۰۱
🔴آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
🔴مکتب تفکیک و بیان #معارف ناب قرآنی بدون هیچگونه امتزاجی و التقاطی و خلطی و تأویلی؛
آقای حکیمی در ص۱۵۹ کتابشان درباره مکتب تفکیک می نویسند:
در اینجا باید از باب توضیح لازم بیفزایم که این مکتب به جز جداسازی سه جریان شناختی از یکدیگر، بُعد دیگری نیز دارد و آن بیان معارف ناب و سرهٔ قرآنی است، بدون هیچگونه امتزاجی و التقاطی و خلطی و تأویلی - از نوع تأویلهایی که میدانیم - و همین خود جوهر غایی این مکتب است.
آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
آقای حکیمی در ص۱۵۹ کتابشان درباره مکتب تفکیک می نویسند:
در اینجا باید از باب توضیح لازم بیفزایم که این مکتب به جز جداسازی سه جریان شناختی از یکدیگر، بُعد دیگری نیز دارد و آن بیان معارف ناب و سرهٔ قرآنی است، بدون هیچگونه امتزاجی و التقاطی و خلطی و تأویلی - از نوع تأویلهایی که میدانیم - و همین خود جوهر غایی این مکتب است.
آقای حلبی:
تحصیلات علمی جلو وجدان را میگیرد. باب اثبات توحید خدا، صفات سلبیه، صفات ثبوتیه... همه اینها شر و ور است!
معارف الهیه/ ص۱۰۳
@tafkik
🔴نقل آیت الله خویی از عدم فهم درست فلسفه توسط میرزا مهدی اصفهانی:
"آیت الله خوئی به نقل از آیت الله میلانی به من گفتند:
مرحوم آقا شيخ ابوالقاسم اصفهاني كه استاد آقاي بروجردي رحمة الله عليه بود ميگفت : مرحوم آقا ميرزا حسين نائيني پنجاه دينار به من داد و گفت: ايشان (ميرزا مهدي اصفهاني) را ببر ايران و معالجهاش كن! ما آمديم شميران جائي گرفتيم. پس از مدتي حالش بهتر و سرانجام خوب شد. بعد ميرود نزد مرحوم آقا ميرزا احمد آشتياني كه شاگرد نائيني بود و با وي دوست بود و مهمان او ميشود؛ بعدها آقا ميرزا احمد ميگفت: شواهد الربوبية را پيش من ميخواند؛ اما فهم مطالب فلسفي برايش از أصعب امور بود."
مجله انديشه كيهان (شماره ۱ - شهريور و مرداد ۱۳۴۶ در ص۲۴ و ۲۵) مصاحبه با سيد جلال الدين آشتياني
میرزا احمد آشتیانی
میرزا مهدی اصفهانی
@tafkik
"آیت الله خوئی به نقل از آیت الله میلانی به من گفتند:
مرحوم آقا شيخ ابوالقاسم اصفهاني كه استاد آقاي بروجردي رحمة الله عليه بود ميگفت : مرحوم آقا ميرزا حسين نائيني پنجاه دينار به من داد و گفت: ايشان (ميرزا مهدي اصفهاني) را ببر ايران و معالجهاش كن! ما آمديم شميران جائي گرفتيم. پس از مدتي حالش بهتر و سرانجام خوب شد. بعد ميرود نزد مرحوم آقا ميرزا احمد آشتياني كه شاگرد نائيني بود و با وي دوست بود و مهمان او ميشود؛ بعدها آقا ميرزا احمد ميگفت: شواهد الربوبية را پيش من ميخواند؛ اما فهم مطالب فلسفي برايش از أصعب امور بود."
مجله انديشه كيهان (شماره ۱ - شهريور و مرداد ۱۳۴۶ در ص۲۴ و ۲۵) مصاحبه با سيد جلال الدين آشتياني
میرزا احمد آشتیانی
میرزا مهدی اصفهانی
@tafkik
⭕️ميرزا مهدي اصفهاني، مدتهاي مديدي از عمر خويش را به سير و سلوکهاي عرفاني وحدت وجودي سپري نمود، تا آنجا که به ادعاي مريدانش به مرحله مرشديت، با اجازه کتبي سيد احمد کربلايي رسيد سپس از نجف اشرف به مشهد مقدّس نقل مكان نمود، و با ادّعاي توبه و بازگشت از مطالب فلسفي و عرفاني، به نقد فلسفه و عرفان پرداخت و شاگرداني تربيت كرد، امّا تأمل درخور نشان ميدهد كه مكتب ايشان گرچه تحت عنوان نقد و ابطال فلسفه و عرفان شهرت يافته است، ولي بر خلاف اين شهرت، مطالبي تحويل داده است که عينا همان مطالب فلاسفه و عرفا ميباشد، و با مباني مكتب عقل و وحي و اعتقادات علماي بزرگوار شيعه کاملا مباين است.
ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کردیم.
@tafkik
لینک گروه برای بحث و مناظره طرفین:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
ما برخی اشکالات به مکتب ایشان را در کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک دسته بندی کردیم.
@tafkik
لینک گروه برای بحث و مناظره طرفین:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
⛔️بررسی ادعای سوء برداشت و تقطیع مخل؛
در سال۱۳۸۹ جناب آقای بیابانی و مقصودی که همانند سایر تفکیکی ها آقای میلانی را متهم به تقطیع و سوء برداشت میکردند وارد میدان شدند و چندین نمونه را به عنوان شاهد مثال در مقاله ای به نام "ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک عامل شکوفایی تفکیک" و مقاله "ملاحظه ای بر ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک" مورد بررسی قرار دادند که البته همان موقع توسط آقای میلانی جواب داده شد که آیا سوء برداشت و تقطیع مخلی بوده است یا نه.
اخیرا کلیپی از آقای بیابانی ملاحظه شد که در آن یکی از موارد تقطیع را ذکر کرده اند و خودشان هم مطلب میرزا را تقطیع کرده و صفحات قبل و بعد را نمیخوانند!!
◀️بر خلاف ادعاي پيروان مکتب تفکيک و ارادتمندان ميرزا مهدي اصفهاني، در نقل کلمات تفکيکيان هيچگونه تقطيع مخل و تحريف مطلب انجام نشده است، و در کلمات ميرزا هم هيچ قرينهاي در کار نيست که حذف آنها موجب بطلان معناي کلام صحيح او گردد، و يا وجود آنها معناي حرفهاي باطل او را درست کند، چنان که مي بيند در اين نقدي که کرده اند و امثال آن حتي در يک مورد هم نتوانسته اند عدم امانتداري ناقد مکتب تفکيک را ثابت کنند، بلکه تنها خودشان را بي جهت به زحمت انداخته و مطالبي از قبل و بعد مطالب ميرزا افزوده اند که هيچ فائده اي به حال وي نداشته، و اصلا ميرزا مهدي اصفهاني و اتباع وي را از اعتقاد به وحدت موجود نجات نمي دهد.
به همین مناسبت ما تک تک ادعاهای آقای بیابانی را از مقاله شان آورده و نشان دادیم که آیا ادعاهای ایشان در سوء برداشت و تقطیع مخل درست است یا نه.
◀️ سخنان آقای بیابانی و مقصودی با رنگ آبی و پاسخ های آقای میلانی با رنگ مشکی آمده است.👇👇👇
در سال۱۳۸۹ جناب آقای بیابانی و مقصودی که همانند سایر تفکیکی ها آقای میلانی را متهم به تقطیع و سوء برداشت میکردند وارد میدان شدند و چندین نمونه را به عنوان شاهد مثال در مقاله ای به نام "ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک عامل شکوفایی تفکیک" و مقاله "ملاحظه ای بر ملاحظاتی پیرامون مکتب تفکیک" مورد بررسی قرار دادند که البته همان موقع توسط آقای میلانی جواب داده شد که آیا سوء برداشت و تقطیع مخلی بوده است یا نه.
اخیرا کلیپی از آقای بیابانی ملاحظه شد که در آن یکی از موارد تقطیع را ذکر کرده اند و خودشان هم مطلب میرزا را تقطیع کرده و صفحات قبل و بعد را نمیخوانند!!
◀️بر خلاف ادعاي پيروان مکتب تفکيک و ارادتمندان ميرزا مهدي اصفهاني، در نقل کلمات تفکيکيان هيچگونه تقطيع مخل و تحريف مطلب انجام نشده است، و در کلمات ميرزا هم هيچ قرينهاي در کار نيست که حذف آنها موجب بطلان معناي کلام صحيح او گردد، و يا وجود آنها معناي حرفهاي باطل او را درست کند، چنان که مي بيند در اين نقدي که کرده اند و امثال آن حتي در يک مورد هم نتوانسته اند عدم امانتداري ناقد مکتب تفکيک را ثابت کنند، بلکه تنها خودشان را بي جهت به زحمت انداخته و مطالبي از قبل و بعد مطالب ميرزا افزوده اند که هيچ فائده اي به حال وي نداشته، و اصلا ميرزا مهدي اصفهاني و اتباع وي را از اعتقاد به وحدت موجود نجات نمي دهد.
به همین مناسبت ما تک تک ادعاهای آقای بیابانی را از مقاله شان آورده و نشان دادیم که آیا ادعاهای ایشان در سوء برداشت و تقطیع مخل درست است یا نه.
◀️ سخنان آقای بیابانی و مقصودی با رنگ آبی و پاسخ های آقای میلانی با رنگ مشکی آمده است.👇👇👇
🔴آیت الله شریعتمداری از علمای بزرگوار تهران هستند و از شاگردان خاص استاد مطهری بودند که آقای مطهری توجه ویژه ای به ایشان داشته و فرموده بودند امید من به ایشان است.
آیت الله شریعتمداری پس از سالها استفاده از اساتید بزرگ فلسفه و اشتغال به تعلیم و تعلم فلسفه به ماهیت آن پی برده و اکنون چندین سال است به نقد منظومه و کتب فلسفی مشغول هستند.
ایشان بعد از مطالعه کتب تفکیک اعلام کردند مطالب و مبانی این مکتب همان مبانی فلسفه و عرفان است.
@tafkik
🔴آیت الله شریعتمداری و ماهیت تفکیک:
👇👇👇
آیت الله شریعتمداری پس از سالها استفاده از اساتید بزرگ فلسفه و اشتغال به تعلیم و تعلم فلسفه به ماهیت آن پی برده و اکنون چندین سال است به نقد منظومه و کتب فلسفی مشغول هستند.
ایشان بعد از مطالعه کتب تفکیک اعلام کردند مطالب و مبانی این مکتب همان مبانی فلسفه و عرفان است.
@tafkik
🔴آیت الله شریعتمداری و ماهیت تفکیک:
👇👇👇
🔴جن گیری آقای حلبی و استادشان؛
من خود زماني احضار جن ميكردم و در مجامع احضار جن نيز بوده ام (زماني كه هنوز درون آن كارها بودم) كساني كه صرع بر سرشان ميزند و غش ميكنند و بيهوش ميافتند از همه نفوس استعدادشان براي رابطيت بيشتر است (اين رابطين را مديوم ميگويند) چون قوا از دستشان رفته و ارواح خبيثه و پري بر آنها غالب شده است. مرحوم حاج شيخ استاد من در اوايل جواني كه گاه گاهي از اين كارها ميكرد ـ گر چه اين كارها كودكانه است ولي به هر حال كمالي به شمار ميرود ـ براي من نقل ميكرد.
معارف الهيه، ۷۶۹
@tafkik
من خود زماني احضار جن ميكردم و در مجامع احضار جن نيز بوده ام (زماني كه هنوز درون آن كارها بودم) كساني كه صرع بر سرشان ميزند و غش ميكنند و بيهوش ميافتند از همه نفوس استعدادشان براي رابطيت بيشتر است (اين رابطين را مديوم ميگويند) چون قوا از دستشان رفته و ارواح خبيثه و پري بر آنها غالب شده است. مرحوم حاج شيخ استاد من در اوايل جواني كه گاه گاهي از اين كارها ميكرد ـ گر چه اين كارها كودكانه است ولي به هر حال كمالي به شمار ميرود ـ براي من نقل ميكرد.
معارف الهيه، ۷۶۹
@tafkik
🔴تفکیکی ها که این اندازه از شهود و وجدان کردن خدا دفاع می کنند واقعا خدا را وجدان هم میکنند؟!
آقای حلبی:
من به همان اندازه كه مرحوم ميرزا مهدي اعلي الله مقامه الشريف اشاره فرموده بودند اشاره ميكنم و بيشترش را بلد نيستم من ميگويم و او مي یافت، من وجدان نميكنم و او وجدان ميكرد، من مقلد و تابع هستم آنچه را شنيده ام ميگويم.
معارف الهيه، ۸۱۸
@tafkik
آقای حلبی:
من به همان اندازه كه مرحوم ميرزا مهدي اعلي الله مقامه الشريف اشاره فرموده بودند اشاره ميكنم و بيشترش را بلد نيستم من ميگويم و او مي یافت، من وجدان نميكنم و او وجدان ميكرد، من مقلد و تابع هستم آنچه را شنيده ام ميگويم.
معارف الهيه، ۸۱۸
@tafkik
نقد و بررسی مکتب تفکیک
میرزا: ⛔️جعل وجود از اباطيل است نه جعلي در کار است نه مجعولي.و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدرالمتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت،معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
⛔️جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
◀️إن جعل الوجود من الاباطيل كيف وهو مستلزم لتحديد الله تعالي بل هو عين الشرك به تعالي
◀️فالوجود غير مجعول ولا جاعل وهو منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات مالكة له بتمليكه أو مالكة لنور الولاية
◀️علي ما قد مر بيانه مفصلا فلا جعل ولا مجعول. ولهذا تري أكابر الفلاسفة كصدر المتألهين يذهب في آخر الامر وغاية التحقيق والتدقيق إلي عدم العلية والمعلولية في الوجود وعدم الجعل والمجعـول بل الموجـود عنـده كالوجود واحد وهذا أيضا مشرب جميع العرفاء.
◀️ همانا جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود، بلکه اين عين شرک به خداي تعالي است
◀️پس وجود نه آفريده شده است و نه آفريدگار، و منحصر در خدا ميباشد. پس او و ابد است. و ما سواي او ماهيات [صورتها و تعينات وجود] ميباشند که به تمليک او مالک وجود خدا، يا مالک نور الولايه ميشوند
◀️ پس نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که در عالم وجود، نه علتي در کار است و نه معلولي، و نه جعلي و نه مجعولي، بلکه وجود نزد ايشان مانند وجود واحدي است، و همين نيز مشرب جميع عرفاست.
تقریرات؛ ص۱۱۴
@tafkik
◀️إن جعل الوجود من الاباطيل كيف وهو مستلزم لتحديد الله تعالي بل هو عين الشرك به تعالي
◀️فالوجود غير مجعول ولا جاعل وهو منحصر في الله تعالي فهو الازل والابد وما سواه ماهيات مالكة له بتمليكه أو مالكة لنور الولاية
◀️علي ما قد مر بيانه مفصلا فلا جعل ولا مجعول. ولهذا تري أكابر الفلاسفة كصدر المتألهين يذهب في آخر الامر وغاية التحقيق والتدقيق إلي عدم العلية والمعلولية في الوجود وعدم الجعل والمجعـول بل الموجـود عنـده كالوجود واحد وهذا أيضا مشرب جميع العرفاء.
◀️ همانا جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود، بلکه اين عين شرک به خداي تعالي است
◀️پس وجود نه آفريده شده است و نه آفريدگار، و منحصر در خدا ميباشد. پس او و ابد است. و ما سواي او ماهيات [صورتها و تعينات وجود] ميباشند که به تمليک او مالک وجود خدا، يا مالک نور الولايه ميشوند
◀️ پس نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که در عالم وجود، نه علتي در کار است و نه معلولي، و نه جعلي و نه مجعولي، بلکه وجود نزد ايشان مانند وجود واحدي است، و همين نيز مشرب جميع عرفاست.
تقریرات؛ ص۱۱۴
@tafkik
⛔️میرزا مهدی اصفهانی: سریان وجود را فلاسفه هم پذيرفته اند!!!
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات، ص۹۸)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه، ص۷۸۴)
◀️در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد. (معارف الهیه، ص۷۵۵)
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه، درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه، درس۱۲)
◀️نكته اي كه بايد اجمالا به آن اشاره كنم اين است كه كمالات الهي تا آنجا كه وجود رفته سريان يافته است. اين حرف را فلاسفه هم پذيرفته اند چون گفته اند هرجا وجود هست قدرت و اختيار و جمال و جلال و عزت و سلطنت و احاطه هست و... نهايت اين جريان متناسب با درجات و مراتب وجود فرق ميكند اين گفته مشابه مشرب كتاب و سنت در مالكيت است مالكيت به شدت و ضعف اختلاف پيدا ميكند. (معارف الهيه، ۷۹۱-۷۹۰)
@tafkik
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات، ص۹۸)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه، ص۷۸۴)
◀️در عالم به هیچ وجه شرک نمی باشد. (معارف الهیه، ص۷۵۵)
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه، درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه، درس۱۲)
◀️نكته اي كه بايد اجمالا به آن اشاره كنم اين است كه كمالات الهي تا آنجا كه وجود رفته سريان يافته است. اين حرف را فلاسفه هم پذيرفته اند چون گفته اند هرجا وجود هست قدرت و اختيار و جمال و جلال و عزت و سلطنت و احاطه هست و... نهايت اين جريان متناسب با درجات و مراتب وجود فرق ميكند اين گفته مشابه مشرب كتاب و سنت در مالكيت است مالكيت به شدت و ضعف اختلاف پيدا ميكند. (معارف الهيه، ۷۹۱-۷۹۰)
@tafkik
⛔️"مجردات و زمان و مکان نداشتن برخی عوالم و موجودات" در مکتب تفکيک؛
◀️در درسهاي گذشته بيان شد كه دو عالم وجود دارد: عالم اظله و اشباح كه ابداعي است و عالم اجسام كه از ماء خلق شده است و خود ماء مخلوقي ابداعي و لا من شيء است. اما جسمانيات ابداعي نيستند و من شيء ميباشند. به اين معني كه هر يك از آنها به ماهيتي منسوبند كه مبدء دارد و مخلوق است. اينها لا من شيء نيستند... عالم جسم را عالم خلق نيز ميگويند و اين عالم در برابر عالم امر است كه عالم ابداع ميباشد و در آن فصل و وصل و زمان و مكان و كميت و كيفيت نيست.
... گفته آمد كه اگر چه عالم امر كه اظله و اشباح در آن است شبيه عالم عقول فلاسفه است كه آن را مجرد ميدانند ولي فرقهايي وجود دارد. يكي آن كه عالم امر بدء دارد در حالي كه فلاسفه عالم عقول را ازلي ميدانند ديگر آن كه عقول از نظر فلاسفه ترقي و تنزل ندارد... اما كتاب و سنت مخالف آنها ميگويد... اشباح و اظله به افاضات حق متعال مترقي ميشوند و كمال در آن عالم وجود دارد. (معارف الهيه؛۸۲۲)
◀️حقيقت علم نور مجرد است. (بيان الفرقان؛ مجتبی قزوینی - ابواب الهدی؛ میرزا مهدی اصفهانی)
◀️فجميع ما سوي الله تعالي سوي الارواح القدسيه للانبياء والمرسلين والائمة المعصومين زماني مکاني. (ميرزا مهدي اصفهاني، معارف القرآن، خطي)
◀️فلاسفه ميگويند در يكي از تأملات عقلي معلوم ميشود كه "ماهيت ليس بوجود ولا عدم وهي هي" اين حرفشان درست است كه: "الماهية من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة". (معارف الهیه؛۷۶۴)
◀️ماهيت خاتم الانبيا شيء نيست بلكه ماهيت قبول نور وجود است، و كنهش همين است و چيز ديگري نيست، لهذا عدم نيست ولي معدوم است، و پس از معدوميت به موجوديت و ثبوت غيريت درآمده است، و اين برون آمدن به نور حق متعال تحقق گرفته است. (معارف الهيه؛۷۸۵)
به هر حال ماهيت "نيست" است كه قابل هست شدن است و تعبير همان تعبير فلاسفه است (الماهيه من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة). (معارف الهيه؛۷۶۷)
@tafkik
◀️در درسهاي گذشته بيان شد كه دو عالم وجود دارد: عالم اظله و اشباح كه ابداعي است و عالم اجسام كه از ماء خلق شده است و خود ماء مخلوقي ابداعي و لا من شيء است. اما جسمانيات ابداعي نيستند و من شيء ميباشند. به اين معني كه هر يك از آنها به ماهيتي منسوبند كه مبدء دارد و مخلوق است. اينها لا من شيء نيستند... عالم جسم را عالم خلق نيز ميگويند و اين عالم در برابر عالم امر است كه عالم ابداع ميباشد و در آن فصل و وصل و زمان و مكان و كميت و كيفيت نيست.
... گفته آمد كه اگر چه عالم امر كه اظله و اشباح در آن است شبيه عالم عقول فلاسفه است كه آن را مجرد ميدانند ولي فرقهايي وجود دارد. يكي آن كه عالم امر بدء دارد در حالي كه فلاسفه عالم عقول را ازلي ميدانند ديگر آن كه عقول از نظر فلاسفه ترقي و تنزل ندارد... اما كتاب و سنت مخالف آنها ميگويد... اشباح و اظله به افاضات حق متعال مترقي ميشوند و كمال در آن عالم وجود دارد. (معارف الهيه؛۸۲۲)
◀️حقيقت علم نور مجرد است. (بيان الفرقان؛ مجتبی قزوینی - ابواب الهدی؛ میرزا مهدی اصفهانی)
◀️فجميع ما سوي الله تعالي سوي الارواح القدسيه للانبياء والمرسلين والائمة المعصومين زماني مکاني. (ميرزا مهدي اصفهاني، معارف القرآن، خطي)
◀️فلاسفه ميگويند در يكي از تأملات عقلي معلوم ميشود كه "ماهيت ليس بوجود ولا عدم وهي هي" اين حرفشان درست است كه: "الماهية من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة". (معارف الهیه؛۷۶۴)
◀️ماهيت خاتم الانبيا شيء نيست بلكه ماهيت قبول نور وجود است، و كنهش همين است و چيز ديگري نيست، لهذا عدم نيست ولي معدوم است، و پس از معدوميت به موجوديت و ثبوت غيريت درآمده است، و اين برون آمدن به نور حق متعال تحقق گرفته است. (معارف الهيه؛۷۸۵)
به هر حال ماهيت "نيست" است كه قابل هست شدن است و تعبير همان تعبير فلاسفه است (الماهيه من حيث هي ليست إلا هي، لا موجودة ولا معدومة). (معارف الهيه؛۷۶۷)
@tafkik
🔴نقد مدرسة التفکیک: (کانال عربی)
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T8ousGO-dLNC-Xn6A
نقد و بررسی مکتب تفکیک:
🔴لینک گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴لینک کانال:
@tafkik
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T8ousGO-dLNC-Xn6A
نقد و بررسی مکتب تفکیک:
🔴لینک گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴لینک کانال:
@tafkik
نقد و بررسی مکتب تفکیک
🔴"کدامین تفکیک؟!" استاد حسن میلانی
📖کتاب "کدامین تفکیک؟!"
🔴جامع ترین کتاب در نقد مبانی مکتب تفکیک و آشکار کردن تعارضات آن با مکتب وحی
اثر استاد و عالم فرزانه شیخ حسن میلانی
استاد میلانی که تتبعی فوق العاده در کتب مکتب تفکیک داشته و نیز آشنایی بی نظیر با مبانی متکلمین شیعه و مهارتی تام در نقد کتب فلاسفه دارد و صفحه به صفحه بدایه الحکمه و نیز کتبی مانند نهایه الحکمه و اسفار ملاصدرا را نقد کرده اند در این اثر خود به نقد مکتب تفکیک پرداخته و تعارضات آن با مکتب وحی را نشان داده اند.
در این کتاب خواهید دید که:
فرق مکتب تفکیک با فلسفه آن است که تفکیک میگوید تطور درست است، تجلی خداوند در مخلوقات درست است، ظل و ذی ظل بودن نسبت خدا و خلق درست است، نظریه صدور درست است، وجود رابط درست است، ولی فلاسفه کافرند چون قائلند خداوند که در خلقش تجلی کرده آن خلقش هم خداست. در صورتی که آن چیزی که خداوند در آن تجلی کرده است غیر از خود خداست!!
👇
📖مشخص کتاب:
کتاب "کدامین تفکیک" دارای یازده بخش است؛
سه بخش اول معرفی اجمالی مکتب و عقاید مرحوم میرزا مهدی و آقای حلبی است.
بخش چهارم آشکار کردن تعارضات مکتب تفکیک با مکتب و معارف اهل بیت ع است.
بخش پنجم "فطرت توحیدی یا سرشت وحدت وجودی" است.
در بخش چهارم و پنجم بعد از نقد عقاید و آموزه های تفکیک، جواب های حلی نیز به طور مفصل ارائه شده است.
⏪بخش ششم پاسخ به برخی شبهات آقای بیابانی و ادعای تقطیع مخل است.
⏪بخش هفتم و هشتم نقدهایی است بر آقای سیدان.
بخش نهم سخنی با جناب برنجکار است.
بخش دهم نظرات مراجع راجع به عقاید و آموزه های تفکیکیان
و بخش یازدهم ارائه کامل نسخه خطی کتاب تقریرات میرزا مهدی اصفهانی است که تفکیکیان آن را به دیگران نمیدهند.
تعداد صفحات: ۶۰۰صفحه
قیمت: ۴۰/۰۰۰ت
📓تهیه و سفارش کتاب:
@rmkhq
🔴جامع ترین کتاب در نقد مبانی مکتب تفکیک و آشکار کردن تعارضات آن با مکتب وحی
اثر استاد و عالم فرزانه شیخ حسن میلانی
استاد میلانی که تتبعی فوق العاده در کتب مکتب تفکیک داشته و نیز آشنایی بی نظیر با مبانی متکلمین شیعه و مهارتی تام در نقد کتب فلاسفه دارد و صفحه به صفحه بدایه الحکمه و نیز کتبی مانند نهایه الحکمه و اسفار ملاصدرا را نقد کرده اند در این اثر خود به نقد مکتب تفکیک پرداخته و تعارضات آن با مکتب وحی را نشان داده اند.
در این کتاب خواهید دید که:
فرق مکتب تفکیک با فلسفه آن است که تفکیک میگوید تطور درست است، تجلی خداوند در مخلوقات درست است، ظل و ذی ظل بودن نسبت خدا و خلق درست است، نظریه صدور درست است، وجود رابط درست است، ولی فلاسفه کافرند چون قائلند خداوند که در خلقش تجلی کرده آن خلقش هم خداست. در صورتی که آن چیزی که خداوند در آن تجلی کرده است غیر از خود خداست!!
👇
📖مشخص کتاب:
کتاب "کدامین تفکیک" دارای یازده بخش است؛
سه بخش اول معرفی اجمالی مکتب و عقاید مرحوم میرزا مهدی و آقای حلبی است.
بخش چهارم آشکار کردن تعارضات مکتب تفکیک با مکتب و معارف اهل بیت ع است.
بخش پنجم "فطرت توحیدی یا سرشت وحدت وجودی" است.
در بخش چهارم و پنجم بعد از نقد عقاید و آموزه های تفکیک، جواب های حلی نیز به طور مفصل ارائه شده است.
⏪بخش ششم پاسخ به برخی شبهات آقای بیابانی و ادعای تقطیع مخل است.
⏪بخش هفتم و هشتم نقدهایی است بر آقای سیدان.
بخش نهم سخنی با جناب برنجکار است.
بخش دهم نظرات مراجع راجع به عقاید و آموزه های تفکیکیان
و بخش یازدهم ارائه کامل نسخه خطی کتاب تقریرات میرزا مهدی اصفهانی است که تفکیکیان آن را به دیگران نمیدهند.
تعداد صفحات: ۶۰۰صفحه
قیمت: ۴۰/۰۰۰ت
📓تهیه و سفارش کتاب:
@rmkhq