🔴بررسی یکی دیگر از ادعاهای تقطیع تفکیکی ها:
◀عین جمله ای که ما از آقای سیدان نقل کردیم:
من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام.
اما تفکیکی ها تصویر کتاب آقای سیدان را انداخته و ادعا کردند ما تقطیع مخل کرده ایم؛
اکنون با دیدن تصویر☝ پی ببرید منظور تفکیکی ها از این همه هجمه و ادعای تقطیع چیست؟
◀عین مطلب آقای سیدان در تصویر کتاب:
در یکجایی صحبت شد که آقا اهل مکاشفه هست و... بنده هم مجبور شدم و گفتم من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام
🔴همه ادعاهای جماعت تفکیک در تقطیع شدن آثارشان از همین قبیل است.
به قول تفکیکی ها قضاوت با شما.
@tafkik
◀عین جمله ای که ما از آقای سیدان نقل کردیم:
من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام.
اما تفکیکی ها تصویر کتاب آقای سیدان را انداخته و ادعا کردند ما تقطیع مخل کرده ایم؛
اکنون با دیدن تصویر☝ پی ببرید منظور تفکیکی ها از این همه هجمه و ادعای تقطیع چیست؟
◀عین مطلب آقای سیدان در تصویر کتاب:
در یکجایی صحبت شد که آقا اهل مکاشفه هست و... بنده هم مجبور شدم و گفتم من خود نیز اهل مکاشفه هستم ما مکاشفه را منکر نیستیم، خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده ام
🔴همه ادعاهای جماعت تفکیک در تقطیع شدن آثارشان از همین قبیل است.
به قول تفکیکی ها قضاوت با شما.
@tafkik
#تعریف_سلبی
#علم_حصولی_حضوری
🔴تعريف سلبي؛
برخي ميگويند: تعريف سلبي صحيح نيست، مثلا وقتي گفته ميشود: "خدا خورشيد نيست" معلوم نميشود که خدا چيست، بلکه باز هم ممکن است که مثلا ماه يا ستاره يا چيز ديگر باشد.
◀️پاسخ اين است که تعريف بايد جامع و مانع باشد، و در اين مورد سلبي و غير سلبي بودن آن تفاوتي نميکند. مثال شما از اين جهت اشکال دارد که فاقد شرط جامع و مانع بودن است، نه اينکه از جهت سلبي بودن آن نادرست باشد.
لذا وقتي که در مورد خداوند متعال ميگوييم: "موجود دو قسم است، يکي موجود متعالي از داشتن جزء و شکل و شبح، و ديگري موجود داراي مقدار و اجزا و شکل و شبح به گونهاي که قسم اول محال است متعدد باشد، بلکه جز ذات متعالي باري تعالي ـ که شيء بخلاف الاشيا است ـ هيچ موجود ديگري نيست. و قسم دوم ممکن نيست که خالق اشيا باشد، بلکه پيوسته حقيقتي عددي، و قابل زياده و نقصان، و پذيراي وجود و عدم است". بيانمان کاملا جامع و مانع بوده و هيچ اشکالي به آن وارد نيست.
همانا جز خداوند يگانه همه چيز داراي اجزا است، و خداوند يكتا نه داراي اجزا، و نه قابل فرض پذيرش كمي و زيادي ميباشد. هر چيزي كه داراي اجزا بوده، يا قابل تصور به پذيرش كمي و زيادي باشد مخلوق است و دلالت بر اين ميكند كه او را خالقي ميباشد. (التوحيد، ص۱۹۳)
◀️ميگويند: ما در اين صورت خداي شخصي را نشناختهايم بلکه خداي مفهومي و کلي را شناختهايم، و براي فرار از اين مشکل ناچاريم بپذيريم خود خداي شخصي خارجي را به نحو حضور و وجدان يافته و واجديم.
◀️پاسخ: اولا: براي نقض مدعاي خود اين عبارات را ببينيد:
اسماي الهيه هم همين طورند و هر کدامشان خصوصيتي دارند و در اينکه به مفاهيم عام اطلاق ميشوند و هر کدام نشانه خاصي هستند اختلافي نيست. اما در عين حال اينها نشانه جعل براي ذات لا موصوف هستند... اسمايي که بر حق اطلاق ميشود به مفاهيم عامه، چون حق متباين بالذات با خلق است، تعين به آن طرف نميدهد بلکه بينشان را نشان ميدهد. توجه کنيد که نشاندار شدنش هم همين است که اين نشانه را اختيار کرده و غير از اين نيست...
در هر صورت مفاهيم معيني را به اين الفاظ القا ميکنيم ولي اين مفاهيم نشان از بينشان هستند و او را نشاندار نميکنند. اسما و اوصاف لفظيه هم آنهاست که خدا براي خويش نشانه قرار داده تا دهانها بسته شود و انسانها بتوانند مناجات کنند و دعا بخوانند و اين اسما و صفات هم مفتاح معرفت حق متعال است. (معارف الهيه، درس۴۶)
(البته اين کلمات ايشان مقدماتي است که کمکم از همه آنها برميگردند و به همان علم حضوري وجداني پناه ميبرند).
ثانيا: کسي که براي فرار از اشکالات علم حصولي به علم حضوري پناه ميبرد مانند کسي است که از چاله در آمده خود را به چاه بيندازد.
◀️اشتباه شما اين است که مانند ساير عرفا و فلاسفه خيال کردهايد که علم يا بايد حصولي باشد و يا حضوري. در حالي که بديهي است علم خداوند به اشيا و مخلوقات نه به داشتن صورت آنها (حصولي) است، و نه به حضور اشيا در ذات او (حضوري). کما اينکه علم ما به خداوند نيز نه حصولي است و نه حضوري، چه اينکه خداوند متعال نه صورت دارد، و نه قابل حضور در ذات ما ميباشد.
لذا ما اسامي خداوند تعالي را نه بر مفاهيم و صور ذهني و وهمي برگرفته از ذات او جل و علا حمل ميکنيم، و نه بر چيزي که وجود حقيقي و عيني آن در ذات ما حاضر باشد، بلکه بدون اينکه چنين حضور يا چنان واسطهاي در کار باشد، با اسامي مقدس خالق متعال خود خداي واقعي متعالي از هر شيء، و آفريدگار فراتر از داشتن صورت و قابليت حضور در ذات خود را قصد ميکنيم و ميخوانيم. مانند اينکه با کلمه جن و نفس و روح (که تازه مخلوق خداوند بوده، و ذاتا قابل شناخت ميباشند) واقعا جن و نفس و روح شما را قصد ميکنم در حالي که نه صورتي مجرد از واقعيت وجود جن و نفس و روح شما انتزاع کردهام، و نه وجود جن و نفس و روح شما با وجود من يکي بوده، يا در ذات من حضور دارد. مانند هنگامي که خودتان ميگوييد: "صورتها و مفاهيم ذهني خداي واقعي را نشان نميدهند" که قطعا با عبارت "خداي واقعي" خود خداوند را اراده ميکنيد، و در اين باب ـ ولو اينکه از باب تذکر باشد ـ خود و ديگران را به خداي واقعي متذکر ميسازيد، و گرنه بايد دهانتان را مطلقا بسته، و حتي همين جمله خود را هم مهمل و باطل و لهو و ضلالت و الحاد بدانيد. امام صادق عليه السلام ميفرمايند:
همانا خداوند متعال را نود و نه اسم است... و خداوند معنايي است که به اين اسمها بر او دلالت ميشود و همه آنها غير خداوند است. اى هشام، نان نام همان چيزى است كه خورده مىشود، و آب اسم همان چيزي است كه آشاميده مىشود، و لباس نام همان چيز پوشيدنى است، و آتش نام همان چيز سوزاننده است. (الکافی/۱، ۸۷)
@tafkik
#علم_حصولی_حضوری
🔴تعريف سلبي؛
برخي ميگويند: تعريف سلبي صحيح نيست، مثلا وقتي گفته ميشود: "خدا خورشيد نيست" معلوم نميشود که خدا چيست، بلکه باز هم ممکن است که مثلا ماه يا ستاره يا چيز ديگر باشد.
◀️پاسخ اين است که تعريف بايد جامع و مانع باشد، و در اين مورد سلبي و غير سلبي بودن آن تفاوتي نميکند. مثال شما از اين جهت اشکال دارد که فاقد شرط جامع و مانع بودن است، نه اينکه از جهت سلبي بودن آن نادرست باشد.
لذا وقتي که در مورد خداوند متعال ميگوييم: "موجود دو قسم است، يکي موجود متعالي از داشتن جزء و شکل و شبح، و ديگري موجود داراي مقدار و اجزا و شکل و شبح به گونهاي که قسم اول محال است متعدد باشد، بلکه جز ذات متعالي باري تعالي ـ که شيء بخلاف الاشيا است ـ هيچ موجود ديگري نيست. و قسم دوم ممکن نيست که خالق اشيا باشد، بلکه پيوسته حقيقتي عددي، و قابل زياده و نقصان، و پذيراي وجود و عدم است". بيانمان کاملا جامع و مانع بوده و هيچ اشکالي به آن وارد نيست.
همانا جز خداوند يگانه همه چيز داراي اجزا است، و خداوند يكتا نه داراي اجزا، و نه قابل فرض پذيرش كمي و زيادي ميباشد. هر چيزي كه داراي اجزا بوده، يا قابل تصور به پذيرش كمي و زيادي باشد مخلوق است و دلالت بر اين ميكند كه او را خالقي ميباشد. (التوحيد، ص۱۹۳)
◀️ميگويند: ما در اين صورت خداي شخصي را نشناختهايم بلکه خداي مفهومي و کلي را شناختهايم، و براي فرار از اين مشکل ناچاريم بپذيريم خود خداي شخصي خارجي را به نحو حضور و وجدان يافته و واجديم.
◀️پاسخ: اولا: براي نقض مدعاي خود اين عبارات را ببينيد:
اسماي الهيه هم همين طورند و هر کدامشان خصوصيتي دارند و در اينکه به مفاهيم عام اطلاق ميشوند و هر کدام نشانه خاصي هستند اختلافي نيست. اما در عين حال اينها نشانه جعل براي ذات لا موصوف هستند... اسمايي که بر حق اطلاق ميشود به مفاهيم عامه، چون حق متباين بالذات با خلق است، تعين به آن طرف نميدهد بلکه بينشان را نشان ميدهد. توجه کنيد که نشاندار شدنش هم همين است که اين نشانه را اختيار کرده و غير از اين نيست...
در هر صورت مفاهيم معيني را به اين الفاظ القا ميکنيم ولي اين مفاهيم نشان از بينشان هستند و او را نشاندار نميکنند. اسما و اوصاف لفظيه هم آنهاست که خدا براي خويش نشانه قرار داده تا دهانها بسته شود و انسانها بتوانند مناجات کنند و دعا بخوانند و اين اسما و صفات هم مفتاح معرفت حق متعال است. (معارف الهيه، درس۴۶)
(البته اين کلمات ايشان مقدماتي است که کمکم از همه آنها برميگردند و به همان علم حضوري وجداني پناه ميبرند).
ثانيا: کسي که براي فرار از اشکالات علم حصولي به علم حضوري پناه ميبرد مانند کسي است که از چاله در آمده خود را به چاه بيندازد.
◀️اشتباه شما اين است که مانند ساير عرفا و فلاسفه خيال کردهايد که علم يا بايد حصولي باشد و يا حضوري. در حالي که بديهي است علم خداوند به اشيا و مخلوقات نه به داشتن صورت آنها (حصولي) است، و نه به حضور اشيا در ذات او (حضوري). کما اينکه علم ما به خداوند نيز نه حصولي است و نه حضوري، چه اينکه خداوند متعال نه صورت دارد، و نه قابل حضور در ذات ما ميباشد.
لذا ما اسامي خداوند تعالي را نه بر مفاهيم و صور ذهني و وهمي برگرفته از ذات او جل و علا حمل ميکنيم، و نه بر چيزي که وجود حقيقي و عيني آن در ذات ما حاضر باشد، بلکه بدون اينکه چنين حضور يا چنان واسطهاي در کار باشد، با اسامي مقدس خالق متعال خود خداي واقعي متعالي از هر شيء، و آفريدگار فراتر از داشتن صورت و قابليت حضور در ذات خود را قصد ميکنيم و ميخوانيم. مانند اينکه با کلمه جن و نفس و روح (که تازه مخلوق خداوند بوده، و ذاتا قابل شناخت ميباشند) واقعا جن و نفس و روح شما را قصد ميکنم در حالي که نه صورتي مجرد از واقعيت وجود جن و نفس و روح شما انتزاع کردهام، و نه وجود جن و نفس و روح شما با وجود من يکي بوده، يا در ذات من حضور دارد. مانند هنگامي که خودتان ميگوييد: "صورتها و مفاهيم ذهني خداي واقعي را نشان نميدهند" که قطعا با عبارت "خداي واقعي" خود خداوند را اراده ميکنيد، و در اين باب ـ ولو اينکه از باب تذکر باشد ـ خود و ديگران را به خداي واقعي متذکر ميسازيد، و گرنه بايد دهانتان را مطلقا بسته، و حتي همين جمله خود را هم مهمل و باطل و لهو و ضلالت و الحاد بدانيد. امام صادق عليه السلام ميفرمايند:
همانا خداوند متعال را نود و نه اسم است... و خداوند معنايي است که به اين اسمها بر او دلالت ميشود و همه آنها غير خداوند است. اى هشام، نان نام همان چيزى است كه خورده مىشود، و آب اسم همان چيزي است كه آشاميده مىشود، و لباس نام همان چيز پوشيدنى است، و آتش نام همان چيز سوزاننده است. (الکافی/۱، ۸۷)
@tafkik
#حفظ_تمام_بحار
🔴آقای حلبی تمام بحار را حفظ بود!
کتاب "احیاگر حوزه خراسان" که صفحات زیادی را به کرامات میرزا مهدی اصفهانی و آقای حلبی اختصاص داده است در صفحه۲۹۷ مینویسد:
"چقدر احادیث حفظ بود. تمام بحار را در سینه اش حفظ بود! وقتی می رفت بالای منبر، مجلسی نبود که در آن صدتا حدیث نخواند!"
احیاگر حوزه خراسان؛ ص۲۹۷
@tafkik
🔴آقای حلبی تمام بحار را حفظ بود!
کتاب "احیاگر حوزه خراسان" که صفحات زیادی را به کرامات میرزا مهدی اصفهانی و آقای حلبی اختصاص داده است در صفحه۲۹۷ مینویسد:
"چقدر احادیث حفظ بود. تمام بحار را در سینه اش حفظ بود! وقتی می رفت بالای منبر، مجلسی نبود که در آن صدتا حدیث نخواند!"
احیاگر حوزه خراسان؛ ص۲۹۷
@tafkik
#معجزه_گونه_های_میرزا_مهدی_اصفهانی
🔴معجزه گونه های میرزا مهدی اصفهانی!!
برخی از عناوین کتاب احیاگر حوزه خراسان:
◀تشرف به ساحت قدس مهدوی و حل مشکلات علمی (ص۴۰۶)
◀بهره مندی علمی بی واسطه میرزا مهدی اصفهانی از امام زمان علیه السلام (ص۴۰۷)
◀تحصیل علم: راه میرزای اصفهانی مشرف به ساحت قدس مهدوی (ص۴۰۸)
◀قدرت بر طلا کردن ظرف مسی (ص۴۱۲)
◀آگاهی از نیت سوال کننده (ص۴۱۲)
◀شفا دادن بیمار لاعلاج به شکلی معجزه گونه (ص۴۱۴)
◀پیش گویی در عزیمت سپاهیان روس از ایران (ص۴۱۴)
◀تشرف به بیت الله الحرام با طی الارض (ص۴۱۶)
و...
@tafkik
🔴معجزه گونه های میرزا مهدی اصفهانی!!
برخی از عناوین کتاب احیاگر حوزه خراسان:
◀تشرف به ساحت قدس مهدوی و حل مشکلات علمی (ص۴۰۶)
◀بهره مندی علمی بی واسطه میرزا مهدی اصفهانی از امام زمان علیه السلام (ص۴۰۷)
◀تحصیل علم: راه میرزای اصفهانی مشرف به ساحت قدس مهدوی (ص۴۰۸)
◀قدرت بر طلا کردن ظرف مسی (ص۴۱۲)
◀آگاهی از نیت سوال کننده (ص۴۱۲)
◀شفا دادن بیمار لاعلاج به شکلی معجزه گونه (ص۴۱۴)
◀پیش گویی در عزیمت سپاهیان روس از ایران (ص۴۱۴)
◀تشرف به بیت الله الحرام با طی الارض (ص۴۱۶)
و...
@tafkik
نقد و بررسی مکتب تفکیک
#تعریف_سلبی #علم_حصولی_حضوری 🔴تعريف سلبي؛ برخي ميگويند: تعريف سلبي صحيح نيست، مثلا وقتي گفته ميشود: "خدا خورشيد نيست" معلوم نميشود که خدا چيست، بلکه باز هم ممکن است که مثلا ماه يا ستاره يا چيز ديگر باشد. ◀️پاسخ اين است که تعريف بايد جامع و مانع باشد،…
❌پاسخ به تفکیکی ها در دفاع از میرزا در کانال شان؛
ظاهرا اصلا تفکیکی ها قائل به چیزی بنام "تناقض گویی" نیستند.
شما به یک سنی بگویید چرا ابوبکر حق امیرالمومنین را خورد؟ و او جواب بدهد ابوبکر بارها گفت علی(ع) بهترین جانشین برای پیامبر(ص) است.
خب شما تفکیکی ها باید جواب بدهید میرزا چرا گفته است علم خدا به اشیا حضوری است؟
ما میگوییم میرزا چرا گفته است علم خدا حضوری است، تفکیکی ها جواب میدهند خب یکجای دیگری گفته است حضوری نیست!!
ظاهرا اصلا تفکیکی ها قائل به چیزی بنام "تناقض گویی" نیستند.
شما به یک سنی بگویید چرا ابوبکر حق امیرالمومنین را خورد؟ و او جواب بدهد ابوبکر بارها گفت علی(ع) بهترین جانشین برای پیامبر(ص) است.
خب شما تفکیکی ها باید جواب بدهید میرزا چرا گفته است علم خدا به اشیا حضوری است؟
ما میگوییم میرزا چرا گفته است علم خدا حضوری است، تفکیکی ها جواب میدهند خب یکجای دیگری گفته است حضوری نیست!!
🔴نقد میرزا مهدی اصفهانی=تکفیری شدن
جالب آن است که میرزا در اول تقریرات میگوید فلاسفه هادمان دین اسلام اند و کل سخنانشان باطل است.
آقای حلبی هم در معارف الهیه فلاسفه را شاگردان شیطان میخواند.
@tafkik
جالب آن است که میرزا در اول تقریرات میگوید فلاسفه هادمان دین اسلام اند و کل سخنانشان باطل است.
آقای حلبی هم در معارف الهیه فلاسفه را شاگردان شیطان میخواند.
@tafkik
⛔️میرزا مهدی اصفهانی و اشتغال به اعمال صوفیانه و اخذ مقام مرشدیت:
https://telegram.me/tafkik/628
https://telegram.me/tafkik/630
https://telegram.me/tafkik/632
⛔️معجزه گونه های میرزا مهدی اصفهانی:
https://telegram.me/tafkik/664
⛔️میرزا مهدی اصفهانی و نقد فلسفه:
https://telegram.me/tafkik/473
https://telegram.me/tafkik/647
⛔️ارزش عقل و برهان در مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/620
https://telegram.me/tafkik/621
https://telegram.me/tafkik/618
⛔️اشتباه ۱۳۰۰ساله همه علما و ظهور بزرگان مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/642
https://telegram.me/tafkik/318
⛔️سنخیت خالق و مخلوق در مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/607
https://telegram.me/tafkik/285
⛔️تفکیک و تایید قاعده موهوم امکان اشرف و قاعده الواحد و نظریه صدور فلاسفه:
https://telegram.me/tafkik/561
https://telegram.me/tafkik/605
https://telegram.me/tafkik/326
⛔️مخلوقات تعینات و صفات خداوند هستند:
https://telegram.me/tafkik/556
⛔️وجود منحصر در خدا ميباشد و ما سواي او ماهيات ميباشند:
https://telegram.me/tafkik/558
⛔️غیر از وجود خداوند هیچ چیزی وجود ندارد:
https://telegram.me/tafkik/532
https://telegram.me/tafkik/531
https://telegram.me/tafkik/362
https://telegram.me/tafkik/284
⛔️مکتب تفکیک و ادعای نیابت و نمایندگی میرزا مهدی اصفهانی از جانب امام زمان (عج):
https://telegram.me/tafkik/434
⛔️رابطه خالق و مخلوق مانند رابطه شی با سایه شی است:
https://telegram.me/tafkik/378
⛔️تفکیک و ادعای شناخت کنه ذات خدا:
https://telegram.me/tafkik/350
https://telegram.me/tafkik/349
https://telegram.me/tafkik/348
https://telegram.me/tafkik/628
https://telegram.me/tafkik/630
https://telegram.me/tafkik/632
⛔️معجزه گونه های میرزا مهدی اصفهانی:
https://telegram.me/tafkik/664
⛔️میرزا مهدی اصفهانی و نقد فلسفه:
https://telegram.me/tafkik/473
https://telegram.me/tafkik/647
⛔️ارزش عقل و برهان در مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/620
https://telegram.me/tafkik/621
https://telegram.me/tafkik/618
⛔️اشتباه ۱۳۰۰ساله همه علما و ظهور بزرگان مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/642
https://telegram.me/tafkik/318
⛔️سنخیت خالق و مخلوق در مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/607
https://telegram.me/tafkik/285
⛔️تفکیک و تایید قاعده موهوم امکان اشرف و قاعده الواحد و نظریه صدور فلاسفه:
https://telegram.me/tafkik/561
https://telegram.me/tafkik/605
https://telegram.me/tafkik/326
⛔️مخلوقات تعینات و صفات خداوند هستند:
https://telegram.me/tafkik/556
⛔️وجود منحصر در خدا ميباشد و ما سواي او ماهيات ميباشند:
https://telegram.me/tafkik/558
⛔️غیر از وجود خداوند هیچ چیزی وجود ندارد:
https://telegram.me/tafkik/532
https://telegram.me/tafkik/531
https://telegram.me/tafkik/362
https://telegram.me/tafkik/284
⛔️مکتب تفکیک و ادعای نیابت و نمایندگی میرزا مهدی اصفهانی از جانب امام زمان (عج):
https://telegram.me/tafkik/434
⛔️رابطه خالق و مخلوق مانند رابطه شی با سایه شی است:
https://telegram.me/tafkik/378
⛔️تفکیک و ادعای شناخت کنه ذات خدا:
https://telegram.me/tafkik/350
https://telegram.me/tafkik/349
https://telegram.me/tafkik/348
نقد و بررسی مکتب تفکیک
پاسخ به کلیپ5 آ بیابانی- 18#.ogg
ما به تفکیکی ها پیشنهاد میدهیم دنبال فرد دیگری برای دفاع از میرزا باشند، آ بیابانی انصافا مطالب را قشنگ لو میدهند.
Forwarded from انجمن حجتیه
🔴نقد و بررسی مبانی فکری انجمن حجتیه و مکتب تفکیک؛
شیخ محمود حلبی موسس انجمن حجتیه میگوید همه علمای ۱۳۰۰سال گذشته اسلام در فهم احادیث توحیدی اشتباه کردند تا اینکه خداوند اساتید این مکتب را انتخاب کرد و امام زمان(عج) لب های میرزا مهدی اصفهانی را بوسیده و او را متحمل علوم خود ساخت.
@tafkik
شیخ محمود حلبی موسس انجمن حجتیه میگوید همه علمای ۱۳۰۰سال گذشته اسلام در فهم احادیث توحیدی اشتباه کردند تا اینکه خداوند اساتید این مکتب را انتخاب کرد و امام زمان(عج) لب های میرزا مهدی اصفهانی را بوسیده و او را متحمل علوم خود ساخت.
@tafkik
🔴لینک گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴لینک کانال:
@tafkik
🔴آرشیو بحث ها و مناظرات گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2UAPc0D76TsL5EYlag
🔴نقد مدرسة التفکیک: (کانال عربی)
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T8ousGO-dLNC-Xn6A
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T10XTwrMQu7hMJKKg
🔴لینک کانال:
@tafkik
🔴آرشیو بحث ها و مناظرات گروه:
https://telegram.me/joinchat/ByHw2UAPc0D76TsL5EYlag
🔴نقد مدرسة التفکیک: (کانال عربی)
https://telegram.me/joinchat/ByHw2T8ousGO-dLNC-Xn6A
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
تقطیع شده صفحه اول تقریرات
توسط نویسندگان کتاب احیاگر حوزه خراسان
تقطیع شده صفحه اول تقریرات
توسط نویسندگان کتاب احیاگر حوزه خراسان
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
◀اولا دقت کنید که چرا در کتاب احیاگر حوزه در قسم تصاویر کتب مرتبط با میرزا این صفحه را کامل نیاورده اند.
◀به هر دو تصویر دقت کنید.
در کتاب احیاگر فقط چهار خط پایین صفحه اصلی را در کتاب احیاگر به عنوان بخشی از صفحه اول آورده اند.
◀با مقداری تامل و دقت و مراجعه روشن می شود که مطالب سوال بر انگیزی در ابتدای این صفحه هست که باید بررسی شود.
ما مانند تفکیکیان روشمان این نیست که بگوییم تدلیسی در کار بوده است. بلکه همانطور که سابقا ذکر کردیم شاید کامل نسخه دست مولفان کتاب احیاگر نبوده و مثلا بالای صفحه را بز خورده بوده.
فلذا از دوستانی که با ایشان در ارتباط هستند خواهانیم کامل صفحه را در اختیار دوستان مولف بگذارند تا در چاپ های بعدی اصلاح شود.
◀اولا دقت کنید که چرا در کتاب احیاگر حوزه در قسم تصاویر کتب مرتبط با میرزا این صفحه را کامل نیاورده اند.
◀به هر دو تصویر دقت کنید.
در کتاب احیاگر فقط چهار خط پایین صفحه اصلی را در کتاب احیاگر به عنوان بخشی از صفحه اول آورده اند.
◀با مقداری تامل و دقت و مراجعه روشن می شود که مطالب سوال بر انگیزی در ابتدای این صفحه هست که باید بررسی شود.
ما مانند تفکیکیان روشمان این نیست که بگوییم تدلیسی در کار بوده است. بلکه همانطور که سابقا ذکر کردیم شاید کامل نسخه دست مولفان کتاب احیاگر نبوده و مثلا بالای صفحه را بز خورده بوده.
فلذا از دوستانی که با ایشان در ارتباط هستند خواهانیم کامل صفحه را در اختیار دوستان مولف بگذارند تا در چاپ های بعدی اصلاح شود.
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
◀بخش یک
نویسنده تقریرات درس میرزا خود آ حلبی است و این صفحه نیز به خط ایشان است.
در ابتدای صفحه پس از ذکر تعریفات خود از میرزا مهدی و ذکر اینکه او اختصاص یافته بود به الطاف اهل بیت علیهم السلام و عنایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اینکه او از کسانی بود که در علوم اهل بیت علیهم السلام کامل شده بود هم در اصول و هم در فروع و معارف، می نویسد:
او از کسانی بود که کان ینخلع عن بدنه ویتجرد عن قالبه غالبا و کان زمام الخلع والتجرید بیده واختیاره متی شاء ینخلع حتی فی مجمع من الناس
ترجمه: او از کسانی بود که روحش غالبا منخلع می شد از بدنش و جدا می شد از قالبش (جسمش) و زمام خلع و تجرید به دست و اختیارش بود و هر وقت که می خواست روحش را منخلع از بدن می کرد حتی در میان مردم...
چند سوال در اینجا به وجود می آید:
1. وجه شرعی انخلاع و تجرید چیست؟
2. آیا انخلاع و تجرید و جدا کردن روح از بدن فضیلت است؟
3.آیا اینکار مختص به میرزا بوده یا مرتاض ها هم بلد هستند؟
4. برخی تفکیکیان معتقدند وقتی میرزا می گفته باید تجرید کرد تا به معرفت رسید مرادش تجرید ذهن و فکر از علائق دنیوی و به عبارت دیگر همان زهد بوده است. همان که فرموده اند کمال الانقطاع الیك. حال آیا میرزا و آ حلبی هم همین را واقعا می گفتند؟؟؟
◀بخش دوم
صاحب علم جمعی کیست؟
آقای حلبی پس از ذکر تاریخ وفات میرزا یعنی 1365 ه.ق (این تاریخ را به یاد داشته باشید تا معلوم شود که دقیقا میرزا چه زمانی این تقریرات را افاضه فرموده اند و یقین کنید که بعد از توبه اصطلاحی اش بوده) و ذکر شعری مطابق با تاریخ وفات او که مصرع دومش این است:
غاب عن الاعین مهدینا (در حاشیه)
یعنی مهدی ما از دیدگان پنهان شد.
سپس می فرمایند:
و هذا الفقیه النبیه قد أخذ مواد علومه و معارفه و ارکان مشهوداته النفسیة ....
ترجمه: و این فقیه آگاه اخذ کرده است مواد علوم و معارفش و ارکان مشهودات نفسی اش را از .....
البحر الاعظم والسید السند الاقوم الفقیه العارف الألمعي صاحب العلم الجمعي سیدنا و مولانا...
ترجمه بحر اعظم وسید سند اقوم فقیه عارف قوی الذهن [مثلا] صاحب علم جمعی سید ما و مولای ما....
تا می رسد به عبارت رمزی که در تصویر صفحه مشاهده می کنید.
عبارت رمزی را یکی در میان حروف را باید بندازید.
نتیجه اش می شود:
السید علی التستری معلم الشیخ الانصاری
ترجمه: سید علی شوشتری استاد شیخ انصاری
.....باطنا و ان کان متعلما عنده ظاهرا.
این باطنا متعلق به معلم شیخ انصاری هست یعنی او معلم باطنی شیخ انصاری بود اگر چه در ظاهر پیش شیخ انصاری درس می خواند.
◀سوالاتی به ذهن خطور میکنه که تفکیکیان باید این حق را بدهند که بپرسیم و جواب بدهند:
1. صاحب علم جمعی به چه معناست؟ فرق سید علی شوشتری با دیگر علمای امامیه چیست؟
2. این سید علی شوشتری آیا همانی نیست که با جولا در ارتباط بود و سر سلسله مشایخ تصوف قاضی می باشد؟
3. دلیل مخفی کاری آ حلبی چیست؟ و چرا از عبارت رمزی استفاده می کنند؟؟؟
◀بخش یک
نویسنده تقریرات درس میرزا خود آ حلبی است و این صفحه نیز به خط ایشان است.
در ابتدای صفحه پس از ذکر تعریفات خود از میرزا مهدی و ذکر اینکه او اختصاص یافته بود به الطاف اهل بیت علیهم السلام و عنایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اینکه او از کسانی بود که در علوم اهل بیت علیهم السلام کامل شده بود هم در اصول و هم در فروع و معارف، می نویسد:
او از کسانی بود که کان ینخلع عن بدنه ویتجرد عن قالبه غالبا و کان زمام الخلع والتجرید بیده واختیاره متی شاء ینخلع حتی فی مجمع من الناس
ترجمه: او از کسانی بود که روحش غالبا منخلع می شد از بدنش و جدا می شد از قالبش (جسمش) و زمام خلع و تجرید به دست و اختیارش بود و هر وقت که می خواست روحش را منخلع از بدن می کرد حتی در میان مردم...
چند سوال در اینجا به وجود می آید:
1. وجه شرعی انخلاع و تجرید چیست؟
2. آیا انخلاع و تجرید و جدا کردن روح از بدن فضیلت است؟
3.آیا اینکار مختص به میرزا بوده یا مرتاض ها هم بلد هستند؟
4. برخی تفکیکیان معتقدند وقتی میرزا می گفته باید تجرید کرد تا به معرفت رسید مرادش تجرید ذهن و فکر از علائق دنیوی و به عبارت دیگر همان زهد بوده است. همان که فرموده اند کمال الانقطاع الیك. حال آیا میرزا و آ حلبی هم همین را واقعا می گفتند؟؟؟
◀بخش دوم
صاحب علم جمعی کیست؟
آقای حلبی پس از ذکر تاریخ وفات میرزا یعنی 1365 ه.ق (این تاریخ را به یاد داشته باشید تا معلوم شود که دقیقا میرزا چه زمانی این تقریرات را افاضه فرموده اند و یقین کنید که بعد از توبه اصطلاحی اش بوده) و ذکر شعری مطابق با تاریخ وفات او که مصرع دومش این است:
غاب عن الاعین مهدینا (در حاشیه)
یعنی مهدی ما از دیدگان پنهان شد.
سپس می فرمایند:
و هذا الفقیه النبیه قد أخذ مواد علومه و معارفه و ارکان مشهوداته النفسیة ....
ترجمه: و این فقیه آگاه اخذ کرده است مواد علوم و معارفش و ارکان مشهودات نفسی اش را از .....
البحر الاعظم والسید السند الاقوم الفقیه العارف الألمعي صاحب العلم الجمعي سیدنا و مولانا...
ترجمه بحر اعظم وسید سند اقوم فقیه عارف قوی الذهن [مثلا] صاحب علم جمعی سید ما و مولای ما....
تا می رسد به عبارت رمزی که در تصویر صفحه مشاهده می کنید.
عبارت رمزی را یکی در میان حروف را باید بندازید.
نتیجه اش می شود:
السید علی التستری معلم الشیخ الانصاری
ترجمه: سید علی شوشتری استاد شیخ انصاری
.....باطنا و ان کان متعلما عنده ظاهرا.
این باطنا متعلق به معلم شیخ انصاری هست یعنی او معلم باطنی شیخ انصاری بود اگر چه در ظاهر پیش شیخ انصاری درس می خواند.
◀سوالاتی به ذهن خطور میکنه که تفکیکیان باید این حق را بدهند که بپرسیم و جواب بدهند:
1. صاحب علم جمعی به چه معناست؟ فرق سید علی شوشتری با دیگر علمای امامیه چیست؟
2. این سید علی شوشتری آیا همانی نیست که با جولا در ارتباط بود و سر سلسله مشایخ تصوف قاضی می باشد؟
3. دلیل مخفی کاری آ حلبی چیست؟ و چرا از عبارت رمزی استفاده می کنند؟؟؟
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
◀بخش سوم:
چگونه میرزا شاگرد سید علی شوشتری بوده و مواد علوم و معارفش را به جای اخذ از اهل بیت علیهم السلام و مشهودات نفسیه اش را از سید علی شوشتری گرفته در حالیکه سید علی شوشتری قبل از به دنیا آمدن میرزا فوت کرده؟؟؟
جواب آ حلبی:
وهذا الاخذ والاستفادة لم يكن على نظام التعليم والتعلم الظاهري حيث كان حيوة شيخنا قده بعد مماته وتعلماته عنه بعد وفاته....
ترجمه: این اخذ و استفاده میرزا از صاحب علم جمعی بر اساس نظام ظاهری تعلیم و تعلم نبود زیرا هم زمان با هم نبودند.
سپس می فرمایند این تقریرات رو غنیمت بدون.
سوالاتی به ذهن میرسه که معلومه نمی خواد بیانش کنیم.
◀بخش چهارم:
چه زمانی میرزا این حرف های تقریرات را فرموده اند؟
ونیز آیا کتاب تقریرات آ حلبی مورد تایید میرزا بوده یا نه؟
در اون چهار خط پایین و آخر آ حلبی به این دو سوال پاسخ می دهند.
پاسخ سوال اول: في سنة اثنين و خمسين و ثلاثمائة بعد الالف.
یعنی سال1352ه.ق. یعنی سیزده سال قبل از وفاتش. یعنی تقریبا اواخر عمرش یعنی سالها بعد از توبه اش از مطالب فلسفی و عرفانی و کارهای صوفیانه و سلسله بازی های عارفانه و تعلیم و تعلم های غیر عادی.
پاسخ سوال دوم: وقد عرضتها علی حضرته فنظر فیها و اصلحها و صححهابقلمه الشریف فکلما تری فیها من الهوامش بالمداد الملون فهو من خطه المبارك. ..
ترجمه:
این نوشته ها رو بر میرزا عرضه کردم و او نگاه کرد و او با قلم خودش تصحیح و اصلاحش کرد پس هر چه در حاشیه با جوهر رنگی می بینی خط مبارک اوست.
از این دو مطلب روشن می شود که دیگر مدافعان تفکیک نباید بگویند شاید این حرف ها مال قبل از توبه اش بوده.
و نباید بگویند اینها حرف های آ حلبیست و آ حلبی که میرزا نیست.
و نیز بهانه های دیگر.
@tafkik
◀بخش سوم:
چگونه میرزا شاگرد سید علی شوشتری بوده و مواد علوم و معارفش را به جای اخذ از اهل بیت علیهم السلام و مشهودات نفسیه اش را از سید علی شوشتری گرفته در حالیکه سید علی شوشتری قبل از به دنیا آمدن میرزا فوت کرده؟؟؟
جواب آ حلبی:
وهذا الاخذ والاستفادة لم يكن على نظام التعليم والتعلم الظاهري حيث كان حيوة شيخنا قده بعد مماته وتعلماته عنه بعد وفاته....
ترجمه: این اخذ و استفاده میرزا از صاحب علم جمعی بر اساس نظام ظاهری تعلیم و تعلم نبود زیرا هم زمان با هم نبودند.
سپس می فرمایند این تقریرات رو غنیمت بدون.
سوالاتی به ذهن میرسه که معلومه نمی خواد بیانش کنیم.
◀بخش چهارم:
چه زمانی میرزا این حرف های تقریرات را فرموده اند؟
ونیز آیا کتاب تقریرات آ حلبی مورد تایید میرزا بوده یا نه؟
در اون چهار خط پایین و آخر آ حلبی به این دو سوال پاسخ می دهند.
پاسخ سوال اول: في سنة اثنين و خمسين و ثلاثمائة بعد الالف.
یعنی سال1352ه.ق. یعنی سیزده سال قبل از وفاتش. یعنی تقریبا اواخر عمرش یعنی سالها بعد از توبه اش از مطالب فلسفی و عرفانی و کارهای صوفیانه و سلسله بازی های عارفانه و تعلیم و تعلم های غیر عادی.
پاسخ سوال دوم: وقد عرضتها علی حضرته فنظر فیها و اصلحها و صححهابقلمه الشریف فکلما تری فیها من الهوامش بالمداد الملون فهو من خطه المبارك. ..
ترجمه:
این نوشته ها رو بر میرزا عرضه کردم و او نگاه کرد و او با قلم خودش تصحیح و اصلاحش کرد پس هر چه در حاشیه با جوهر رنگی می بینی خط مبارک اوست.
از این دو مطلب روشن می شود که دیگر مدافعان تفکیک نباید بگویند شاید این حرف ها مال قبل از توبه اش بوده.
و نباید بگویند اینها حرف های آ حلبیست و آ حلبی که میرزا نیست.
و نیز بهانه های دیگر.
@tafkik
#جایگاه_مخلوقات_در_مکتب_تفکیک
آقای حلبی:
◀️غیر خدا هیچ چیز نیست!
◀️نورٍ موجودات،خداست!
◀️خدای متعال از نور خودش به ماهیت خاتم الانبیا تملیک میکند!
معارف الالهیة؛ ص۷۵۶
@tafkik
آقای حلبی:
◀️غیر خدا هیچ چیز نیست!
◀️نورٍ موجودات،خداست!
◀️خدای متعال از نور خودش به ماهیت خاتم الانبیا تملیک میکند!
معارف الالهیة؛ ص۷۵۶
@tafkik