#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
تقطیع شده صفحه اول تقریرات
توسط نویسندگان کتاب احیاگر حوزه خراسان
تقطیع شده صفحه اول تقریرات
توسط نویسندگان کتاب احیاگر حوزه خراسان
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
◀اولا دقت کنید که چرا در کتاب احیاگر حوزه در قسم تصاویر کتب مرتبط با میرزا این صفحه را کامل نیاورده اند.
◀به هر دو تصویر دقت کنید.
در کتاب احیاگر فقط چهار خط پایین صفحه اصلی را در کتاب احیاگر به عنوان بخشی از صفحه اول آورده اند.
◀با مقداری تامل و دقت و مراجعه روشن می شود که مطالب سوال بر انگیزی در ابتدای این صفحه هست که باید بررسی شود.
ما مانند تفکیکیان روشمان این نیست که بگوییم تدلیسی در کار بوده است. بلکه همانطور که سابقا ذکر کردیم شاید کامل نسخه دست مولفان کتاب احیاگر نبوده و مثلا بالای صفحه را بز خورده بوده.
فلذا از دوستانی که با ایشان در ارتباط هستند خواهانیم کامل صفحه را در اختیار دوستان مولف بگذارند تا در چاپ های بعدی اصلاح شود.
◀اولا دقت کنید که چرا در کتاب احیاگر حوزه در قسم تصاویر کتب مرتبط با میرزا این صفحه را کامل نیاورده اند.
◀به هر دو تصویر دقت کنید.
در کتاب احیاگر فقط چهار خط پایین صفحه اصلی را در کتاب احیاگر به عنوان بخشی از صفحه اول آورده اند.
◀با مقداری تامل و دقت و مراجعه روشن می شود که مطالب سوال بر انگیزی در ابتدای این صفحه هست که باید بررسی شود.
ما مانند تفکیکیان روشمان این نیست که بگوییم تدلیسی در کار بوده است. بلکه همانطور که سابقا ذکر کردیم شاید کامل نسخه دست مولفان کتاب احیاگر نبوده و مثلا بالای صفحه را بز خورده بوده.
فلذا از دوستانی که با ایشان در ارتباط هستند خواهانیم کامل صفحه را در اختیار دوستان مولف بگذارند تا در چاپ های بعدی اصلاح شود.
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
◀بخش یک
نویسنده تقریرات درس میرزا خود آ حلبی است و این صفحه نیز به خط ایشان است.
در ابتدای صفحه پس از ذکر تعریفات خود از میرزا مهدی و ذکر اینکه او اختصاص یافته بود به الطاف اهل بیت علیهم السلام و عنایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اینکه او از کسانی بود که در علوم اهل بیت علیهم السلام کامل شده بود هم در اصول و هم در فروع و معارف، می نویسد:
او از کسانی بود که کان ینخلع عن بدنه ویتجرد عن قالبه غالبا و کان زمام الخلع والتجرید بیده واختیاره متی شاء ینخلع حتی فی مجمع من الناس
ترجمه: او از کسانی بود که روحش غالبا منخلع می شد از بدنش و جدا می شد از قالبش (جسمش) و زمام خلع و تجرید به دست و اختیارش بود و هر وقت که می خواست روحش را منخلع از بدن می کرد حتی در میان مردم...
چند سوال در اینجا به وجود می آید:
1. وجه شرعی انخلاع و تجرید چیست؟
2. آیا انخلاع و تجرید و جدا کردن روح از بدن فضیلت است؟
3.آیا اینکار مختص به میرزا بوده یا مرتاض ها هم بلد هستند؟
4. برخی تفکیکیان معتقدند وقتی میرزا می گفته باید تجرید کرد تا به معرفت رسید مرادش تجرید ذهن و فکر از علائق دنیوی و به عبارت دیگر همان زهد بوده است. همان که فرموده اند کمال الانقطاع الیك. حال آیا میرزا و آ حلبی هم همین را واقعا می گفتند؟؟؟
◀بخش دوم
صاحب علم جمعی کیست؟
آقای حلبی پس از ذکر تاریخ وفات میرزا یعنی 1365 ه.ق (این تاریخ را به یاد داشته باشید تا معلوم شود که دقیقا میرزا چه زمانی این تقریرات را افاضه فرموده اند و یقین کنید که بعد از توبه اصطلاحی اش بوده) و ذکر شعری مطابق با تاریخ وفات او که مصرع دومش این است:
غاب عن الاعین مهدینا (در حاشیه)
یعنی مهدی ما از دیدگان پنهان شد.
سپس می فرمایند:
و هذا الفقیه النبیه قد أخذ مواد علومه و معارفه و ارکان مشهوداته النفسیة ....
ترجمه: و این فقیه آگاه اخذ کرده است مواد علوم و معارفش و ارکان مشهودات نفسی اش را از .....
البحر الاعظم والسید السند الاقوم الفقیه العارف الألمعي صاحب العلم الجمعي سیدنا و مولانا...
ترجمه بحر اعظم وسید سند اقوم فقیه عارف قوی الذهن [مثلا] صاحب علم جمعی سید ما و مولای ما....
تا می رسد به عبارت رمزی که در تصویر صفحه مشاهده می کنید.
عبارت رمزی را یکی در میان حروف را باید بندازید.
نتیجه اش می شود:
السید علی التستری معلم الشیخ الانصاری
ترجمه: سید علی شوشتری استاد شیخ انصاری
.....باطنا و ان کان متعلما عنده ظاهرا.
این باطنا متعلق به معلم شیخ انصاری هست یعنی او معلم باطنی شیخ انصاری بود اگر چه در ظاهر پیش شیخ انصاری درس می خواند.
◀سوالاتی به ذهن خطور میکنه که تفکیکیان باید این حق را بدهند که بپرسیم و جواب بدهند:
1. صاحب علم جمعی به چه معناست؟ فرق سید علی شوشتری با دیگر علمای امامیه چیست؟
2. این سید علی شوشتری آیا همانی نیست که با جولا در ارتباط بود و سر سلسله مشایخ تصوف قاضی می باشد؟
3. دلیل مخفی کاری آ حلبی چیست؟ و چرا از عبارت رمزی استفاده می کنند؟؟؟
◀بخش یک
نویسنده تقریرات درس میرزا خود آ حلبی است و این صفحه نیز به خط ایشان است.
در ابتدای صفحه پس از ذکر تعریفات خود از میرزا مهدی و ذکر اینکه او اختصاص یافته بود به الطاف اهل بیت علیهم السلام و عنایات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و اینکه او از کسانی بود که در علوم اهل بیت علیهم السلام کامل شده بود هم در اصول و هم در فروع و معارف، می نویسد:
او از کسانی بود که کان ینخلع عن بدنه ویتجرد عن قالبه غالبا و کان زمام الخلع والتجرید بیده واختیاره متی شاء ینخلع حتی فی مجمع من الناس
ترجمه: او از کسانی بود که روحش غالبا منخلع می شد از بدنش و جدا می شد از قالبش (جسمش) و زمام خلع و تجرید به دست و اختیارش بود و هر وقت که می خواست روحش را منخلع از بدن می کرد حتی در میان مردم...
چند سوال در اینجا به وجود می آید:
1. وجه شرعی انخلاع و تجرید چیست؟
2. آیا انخلاع و تجرید و جدا کردن روح از بدن فضیلت است؟
3.آیا اینکار مختص به میرزا بوده یا مرتاض ها هم بلد هستند؟
4. برخی تفکیکیان معتقدند وقتی میرزا می گفته باید تجرید کرد تا به معرفت رسید مرادش تجرید ذهن و فکر از علائق دنیوی و به عبارت دیگر همان زهد بوده است. همان که فرموده اند کمال الانقطاع الیك. حال آیا میرزا و آ حلبی هم همین را واقعا می گفتند؟؟؟
◀بخش دوم
صاحب علم جمعی کیست؟
آقای حلبی پس از ذکر تاریخ وفات میرزا یعنی 1365 ه.ق (این تاریخ را به یاد داشته باشید تا معلوم شود که دقیقا میرزا چه زمانی این تقریرات را افاضه فرموده اند و یقین کنید که بعد از توبه اصطلاحی اش بوده) و ذکر شعری مطابق با تاریخ وفات او که مصرع دومش این است:
غاب عن الاعین مهدینا (در حاشیه)
یعنی مهدی ما از دیدگان پنهان شد.
سپس می فرمایند:
و هذا الفقیه النبیه قد أخذ مواد علومه و معارفه و ارکان مشهوداته النفسیة ....
ترجمه: و این فقیه آگاه اخذ کرده است مواد علوم و معارفش و ارکان مشهودات نفسی اش را از .....
البحر الاعظم والسید السند الاقوم الفقیه العارف الألمعي صاحب العلم الجمعي سیدنا و مولانا...
ترجمه بحر اعظم وسید سند اقوم فقیه عارف قوی الذهن [مثلا] صاحب علم جمعی سید ما و مولای ما....
تا می رسد به عبارت رمزی که در تصویر صفحه مشاهده می کنید.
عبارت رمزی را یکی در میان حروف را باید بندازید.
نتیجه اش می شود:
السید علی التستری معلم الشیخ الانصاری
ترجمه: سید علی شوشتری استاد شیخ انصاری
.....باطنا و ان کان متعلما عنده ظاهرا.
این باطنا متعلق به معلم شیخ انصاری هست یعنی او معلم باطنی شیخ انصاری بود اگر چه در ظاهر پیش شیخ انصاری درس می خواند.
◀سوالاتی به ذهن خطور میکنه که تفکیکیان باید این حق را بدهند که بپرسیم و جواب بدهند:
1. صاحب علم جمعی به چه معناست؟ فرق سید علی شوشتری با دیگر علمای امامیه چیست؟
2. این سید علی شوشتری آیا همانی نیست که با جولا در ارتباط بود و سر سلسله مشایخ تصوف قاضی می باشد؟
3. دلیل مخفی کاری آ حلبی چیست؟ و چرا از عبارت رمزی استفاده می کنند؟؟؟
#معرفی_کتاب_تقریرات_و_نگرشی_بر_مقدمه_آن
◀بخش سوم:
چگونه میرزا شاگرد سید علی شوشتری بوده و مواد علوم و معارفش را به جای اخذ از اهل بیت علیهم السلام و مشهودات نفسیه اش را از سید علی شوشتری گرفته در حالیکه سید علی شوشتری قبل از به دنیا آمدن میرزا فوت کرده؟؟؟
جواب آ حلبی:
وهذا الاخذ والاستفادة لم يكن على نظام التعليم والتعلم الظاهري حيث كان حيوة شيخنا قده بعد مماته وتعلماته عنه بعد وفاته....
ترجمه: این اخذ و استفاده میرزا از صاحب علم جمعی بر اساس نظام ظاهری تعلیم و تعلم نبود زیرا هم زمان با هم نبودند.
سپس می فرمایند این تقریرات رو غنیمت بدون.
سوالاتی به ذهن میرسه که معلومه نمی خواد بیانش کنیم.
◀بخش چهارم:
چه زمانی میرزا این حرف های تقریرات را فرموده اند؟
ونیز آیا کتاب تقریرات آ حلبی مورد تایید میرزا بوده یا نه؟
در اون چهار خط پایین و آخر آ حلبی به این دو سوال پاسخ می دهند.
پاسخ سوال اول: في سنة اثنين و خمسين و ثلاثمائة بعد الالف.
یعنی سال1352ه.ق. یعنی سیزده سال قبل از وفاتش. یعنی تقریبا اواخر عمرش یعنی سالها بعد از توبه اش از مطالب فلسفی و عرفانی و کارهای صوفیانه و سلسله بازی های عارفانه و تعلیم و تعلم های غیر عادی.
پاسخ سوال دوم: وقد عرضتها علی حضرته فنظر فیها و اصلحها و صححهابقلمه الشریف فکلما تری فیها من الهوامش بالمداد الملون فهو من خطه المبارك. ..
ترجمه:
این نوشته ها رو بر میرزا عرضه کردم و او نگاه کرد و او با قلم خودش تصحیح و اصلاحش کرد پس هر چه در حاشیه با جوهر رنگی می بینی خط مبارک اوست.
از این دو مطلب روشن می شود که دیگر مدافعان تفکیک نباید بگویند شاید این حرف ها مال قبل از توبه اش بوده.
و نباید بگویند اینها حرف های آ حلبیست و آ حلبی که میرزا نیست.
و نیز بهانه های دیگر.
@tafkik
◀بخش سوم:
چگونه میرزا شاگرد سید علی شوشتری بوده و مواد علوم و معارفش را به جای اخذ از اهل بیت علیهم السلام و مشهودات نفسیه اش را از سید علی شوشتری گرفته در حالیکه سید علی شوشتری قبل از به دنیا آمدن میرزا فوت کرده؟؟؟
جواب آ حلبی:
وهذا الاخذ والاستفادة لم يكن على نظام التعليم والتعلم الظاهري حيث كان حيوة شيخنا قده بعد مماته وتعلماته عنه بعد وفاته....
ترجمه: این اخذ و استفاده میرزا از صاحب علم جمعی بر اساس نظام ظاهری تعلیم و تعلم نبود زیرا هم زمان با هم نبودند.
سپس می فرمایند این تقریرات رو غنیمت بدون.
سوالاتی به ذهن میرسه که معلومه نمی خواد بیانش کنیم.
◀بخش چهارم:
چه زمانی میرزا این حرف های تقریرات را فرموده اند؟
ونیز آیا کتاب تقریرات آ حلبی مورد تایید میرزا بوده یا نه؟
در اون چهار خط پایین و آخر آ حلبی به این دو سوال پاسخ می دهند.
پاسخ سوال اول: في سنة اثنين و خمسين و ثلاثمائة بعد الالف.
یعنی سال1352ه.ق. یعنی سیزده سال قبل از وفاتش. یعنی تقریبا اواخر عمرش یعنی سالها بعد از توبه اش از مطالب فلسفی و عرفانی و کارهای صوفیانه و سلسله بازی های عارفانه و تعلیم و تعلم های غیر عادی.
پاسخ سوال دوم: وقد عرضتها علی حضرته فنظر فیها و اصلحها و صححهابقلمه الشریف فکلما تری فیها من الهوامش بالمداد الملون فهو من خطه المبارك. ..
ترجمه:
این نوشته ها رو بر میرزا عرضه کردم و او نگاه کرد و او با قلم خودش تصحیح و اصلاحش کرد پس هر چه در حاشیه با جوهر رنگی می بینی خط مبارک اوست.
از این دو مطلب روشن می شود که دیگر مدافعان تفکیک نباید بگویند شاید این حرف ها مال قبل از توبه اش بوده.
و نباید بگویند اینها حرف های آ حلبیست و آ حلبی که میرزا نیست.
و نیز بهانه های دیگر.
@tafkik
#جایگاه_مخلوقات_در_مکتب_تفکیک
آقای حلبی:
◀️غیر خدا هیچ چیز نیست!
◀️نورٍ موجودات،خداست!
◀️خدای متعال از نور خودش به ماهیت خاتم الانبیا تملیک میکند!
معارف الالهیة؛ ص۷۵۶
@tafkik
آقای حلبی:
◀️غیر خدا هیچ چیز نیست!
◀️نورٍ موجودات،خداست!
◀️خدای متعال از نور خودش به ماهیت خاتم الانبیا تملیک میکند!
معارف الالهیة؛ ص۷۵۶
@tafkik
◀️شيطان هم نور وجود دارد. وجود نور است. (معارف الهيه؛ درس۳۵)
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه؛ درس۱۲)
◀️نورٍ موجودات،خداست! (معارف الهیه؛ ص۷۵۶)
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات؛ ص۹۸)
◀️غیر خدا هیچ چیز نیست! (معارف الهیه؛ ص۷۵۶)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه؛ ص۷۸۴)
@tafkik
◀️حتی شمر هم دارای نور ولایت است. (معارف الهيه؛ درس۱۲)
◀️نورٍ موجودات،خداست! (معارف الهیه؛ ص۷۵۶)
◀️غیر از خدا و وجود او هیچ چیزی نیست وگرنه لازم می آید خدا محدود باشد. (تقریرات؛ ص۹۸)
◀️غیر خدا هیچ چیز نیست! (معارف الهیه؛ ص۷۵۶)
◀️هیچ وجودی نیست مگر وجود خدا. (معارف الهیه؛ ص۷۸۴)
@tafkik
🔴نسبت خالق و مخلوق در مکتب تفکیک؛
◀️مخلوقات تعینات و صفات خداوند هستند:
https://telegram.me/tafkik/556
◀️وجود منحصر در خدا ميباشد و ما سواي او ماهيات ميباشند:
https://telegram.me/tafkik/558
◀️غیر از وجود خداوند هیچ چیزی وجود ندارد:
https://telegram.me/tafkik/532
https://telegram.me/tafkik/362
https://telegram.me/tafkik/284
◀️جعل وجود از اباطيل است نه جعلي در کار است نه مجعولي:
https://telegram.me/tafkik/531
◀️رابطه خالق و مخلوق مانند رابطه شی با سایه شی است:
https://telegram.me/tafkik/378
◀️سنخیت خالق و مخلوق در مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/607
https://telegram.me/tafkik/285
◀️مخلوقات تعینات و صفات خداوند هستند:
https://telegram.me/tafkik/556
◀️وجود منحصر در خدا ميباشد و ما سواي او ماهيات ميباشند:
https://telegram.me/tafkik/558
◀️غیر از وجود خداوند هیچ چیزی وجود ندارد:
https://telegram.me/tafkik/532
https://telegram.me/tafkik/362
https://telegram.me/tafkik/284
◀️جعل وجود از اباطيل است نه جعلي در کار است نه مجعولي:
https://telegram.me/tafkik/531
◀️رابطه خالق و مخلوق مانند رابطه شی با سایه شی است:
https://telegram.me/tafkik/378
◀️سنخیت خالق و مخلوق در مکتب تفکیک:
https://telegram.me/tafkik/607
https://telegram.me/tafkik/285
میرزا مهدی اصفهانی:
🔴جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
تصویر نسخه خطی تقریرات:
https://telegram.me/tafkik/531
🔴جعل وجود از اباطيل است چرا که اعتقاد به جعل وجود مستلزم محدوديت خداي تعالي ميشود نه جعلي در کار است نه مجعولي. و به همين جهت است که ميبيني بزرگان فلاسفه مانند صدر المتألهين در آخر امر و نهايت تحقيق و دقت، معتقد شدهاند که نه جعلی در کار است نه مجعولی.
تصویر نسخه خطی تقریرات:
https://telegram.me/tafkik/531
#جعل_ماهیت
🔴جعل ماهیت غلط است، کما اینکه فلاسفه هم اشاره میکنند!
آقای حلبی:
اعتقاد به جعل ماهیت غلط است، زیرا ماهیت شیئی نیست که قابل جعل باشد.
جعل کردن آن غلط خواهد بود چون چیزی نیست که قابل جعل باشد پس نمیتواند جعل شود کما اینکه فلاسفه هم اشاره میکنند.
معارف الهیه؛ ص۴-۷۸۳
@tafkik
🔴جعل ماهیت غلط است، کما اینکه فلاسفه هم اشاره میکنند!
آقای حلبی:
اعتقاد به جعل ماهیت غلط است، زیرا ماهیت شیئی نیست که قابل جعل باشد.
جعل کردن آن غلط خواهد بود چون چیزی نیست که قابل جعل باشد پس نمیتواند جعل شود کما اینکه فلاسفه هم اشاره میکنند.
معارف الهیه؛ ص۴-۷۸۳
@tafkik
#جعل_ماهیت #جعل_وجود
آقای حلبی:
🔴جعل ماهیت غلط است، کما اینکه فلاسفه هم اشاره میکنند!
https://telegram.me/tafkik/707
میرزا مهدی اصفهانی:
🔴جعل وجود از اباطيل است،بزرگان فلاسفه هم در آخر امر و نهايت تحقيق به آن معتقد شدهاند.
تصویر نسخه خطی تقریرات:
https://telegram.me/tafkik/531
آقای حلبی:
🔴جعل ماهیت غلط است، کما اینکه فلاسفه هم اشاره میکنند!
https://telegram.me/tafkik/707
میرزا مهدی اصفهانی:
🔴جعل وجود از اباطيل است،بزرگان فلاسفه هم در آخر امر و نهايت تحقيق به آن معتقد شدهاند.
تصویر نسخه خطی تقریرات:
https://telegram.me/tafkik/531
Forwarded from حسن میلانی
Forwarded from حسن میلانی
#نقد_تفکیک
#مناظره
🔴بحث و گفتگوی آقایان میلانی و سیدان
◀️نقد و بررسی مکتب تفکیک
جلسه اول👇
https://telegram.me/Hmilani/53
#مناظره
🔴بحث و گفتگوی آقایان میلانی و سیدان
◀️نقد و بررسی مکتب تفکیک
جلسه اول👇
https://telegram.me/Hmilani/53
🔴خدا ذاتش را میشناساند یعنی عبد ذات خدا را دارا میشود!!
میرزا مهدی اصفهانی در کتاب "معارف القرآن" می نویسد:
◀«تعريف الحق نفسه بغيره و تجليه و ظهوره بغيره يرجع الي قرب العبد و صيرورته واجدا لربه و فاعلا به.»
«شناساندن خدا ذاتش را به توسط غير خود، و نيز تجلي و ظهورش به توسط غير خود، به معناي نزديکي عبد به خدا، و دارا شدن اوست ذات خدا را.»
@tafkik
میرزا مهدی اصفهانی در کتاب "معارف القرآن" می نویسد:
◀«تعريف الحق نفسه بغيره و تجليه و ظهوره بغيره يرجع الي قرب العبد و صيرورته واجدا لربه و فاعلا به.»
«شناساندن خدا ذاتش را به توسط غير خود، و نيز تجلي و ظهورش به توسط غير خود، به معناي نزديکي عبد به خدا، و دارا شدن اوست ذات خدا را.»
@tafkik
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️
بزرگترین کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک
@tafkik
برخی از تفکیکیان اعتراض می کنند که چرا شما این مباحث را مطرح می کنید؟
چرا به مخالفین اسلام نمی پردازید و به آثار میرزا مهدی اصفهانی و مکتب ما یعنی مکتب تفکیک متعرض می شوید؟؟
جواب:
باسمه الملهم للصواب
1. مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَهَ قَالَ: سَأَلَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا الصَّادِقَ علیه السلام فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ قَالَ تَوْحِیدُکَ لِرَبِّکَ قَالَ فَمَا أَعْظَمُ الذُّنُوبِ قَالَ تَشْبِیهُکَ لِخَالِقِکَ
الأمالی (للطوسی) / النص / ۶۸۷ / [۳۹]
محمد بن سماعه گفت:برخی از اصحاب ما از امام صادق علیه السلام درخواست کردند که به ما بگوید کدام عمل از همه اعمال با فضیلت تر است فرمودند:توحید در باره خداوندوبالاترین گناه چیست ؟فرمودند: خدا را به چیزی شبیه کنی .
پس باید در امر توحید و شناخت شرک و تشبیه و تعطیل دقت بسیاری نمود و می ارزد که سالها انسان وقت بگذارد برای امر دینش. چه قولی که مخالف توحید است کلام عالم شیعه ای چون میرزا مهدی اصفهانی باشد و چه کلام غیر او.
2.بحث های درون دینی باید با قوت و دقت تنقیح بشود و سپس در میان مخالفین دین مطرح بشود و الا دفاع ضعیف یا حمله ضعیف هر دو ضررشان بیشتر از نفعشان است.
3. اگر یک فیلسوف همین سوال را از شما بپرسد و بگوید چه کار با حرف های ما فلاسفه دارید بروید به سراغ دشمنان مشترک ما که منکرین خدا هستند چه جوابی می دهید؟ الجواب الجواب
4. نقد افکار علمای شیعه نه تنها ضرری را متوجه شیعه نمی کند بلکه باعث رشد و اعتلای مذهب است، مذهبی که جز اهل بیت علیهم السلام را دارای مقام عصمت کبری نمی داند و افتخار می کند که در آزاد اندیشی و نقد و بررسی حتی علمای خود از دیگران پیشی گرفته است. بلکه ضرر زدن به دین از جایی شروع می شود که یک فرد غیر معصوم را از حد خودش بالاتر ببریم و در هر آنچه می گوید تصدیقش کنیم و مصیبش بدانیم.
5.اصحاب اهل بیت علیهم السلام در موارد بسیاری بحث های علمی و منازعات و جدال احسن داشته اند و این امر به تقریر اهل بیت علیهم السلام نیز رسیده است و همین راه را علمای شیعه در طول تاریخ ادامه داده اند.
6. مخالفین تفکیک فعالیتشان منحصر در نقد تفکیک نیست.
7. پرداختن به انحرافات تفکیکیان از جهتی مهم تر از فلاسفه است زیرا تفکیکیان خود با ادعای نقد فلسفه و معارفی بودن وارد میدان شده اند و فقط لباسشان را عوض کرده اند اما به ادعای ما (که این ادعا را در جای خود ثابت کرده ایم) سنگر همان سنگر است و در آخر سر از همان حرف های فلسفی و عرفانی عاطل و باطل در آورده اند.
8. پرداختن به انحرافات تفکیکیان از این جهت نیز که مطالب خود را در بین جوانان شیعه و اهل ولاء رواج می دهند دارای اهمیتی خاص هست، بله اگر باطلی بود که برش دع الباطل حتی یموت بترک ذکره صدق می کرد و مطالب خویش را به اسم معارف ترویج نمی کرد پرداختن به آن با این حجم صرف وقت شایسته نبود.
9. برخی می گویند تفکیکی ها کتاب های اصلی را که درش انحراف است مخفی می کنند. بله این حرف صحیح است مانند دیگر فرقه ها و اقلیت های پوچ اما مطالبش را در بین سلسله های پایین خود ترویج می دهند و از آنجایی که خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند فاجعه آن روزیست که عده ای فیلسوف بر پستوهای تفکیک واقف شوند و با تاکتیک های شیطانی خود با منحصر کردن مخالفین فلسفه و عرفان اصطلاحی در دوستان تفکیکی شان بگویند فرار از قواعد فلسفه جز به سوی همان قواعد امکان ندارد و کتبشان را مملو کنند از تکرار اقاویل باطل فلسفی و عرفانی این بار از زبان و قلم میرزای اصفهانی و شیخ محمود حلبی!!!
10. اثر این مباحث در بسیاری از انجمنیان دیده شده است و نجات یک شیعه و محب از انحراف احب هست عندنا از نجات یک کافر از جهنم.
تلك عشرة كاملة
والحمد لله اولا و آخرا
@tafkik
بزرگترین کانال نقد و بررسی مکتب تفکیک
@tafkik
برخی از تفکیکیان اعتراض می کنند که چرا شما این مباحث را مطرح می کنید؟
چرا به مخالفین اسلام نمی پردازید و به آثار میرزا مهدی اصفهانی و مکتب ما یعنی مکتب تفکیک متعرض می شوید؟؟
جواب:
باسمه الملهم للصواب
1. مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَهَ قَالَ: سَأَلَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا الصَّادِقَ علیه السلام فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ قَالَ تَوْحِیدُکَ لِرَبِّکَ قَالَ فَمَا أَعْظَمُ الذُّنُوبِ قَالَ تَشْبِیهُکَ لِخَالِقِکَ
الأمالی (للطوسی) / النص / ۶۸۷ / [۳۹]
محمد بن سماعه گفت:برخی از اصحاب ما از امام صادق علیه السلام درخواست کردند که به ما بگوید کدام عمل از همه اعمال با فضیلت تر است فرمودند:توحید در باره خداوندوبالاترین گناه چیست ؟فرمودند: خدا را به چیزی شبیه کنی .
پس باید در امر توحید و شناخت شرک و تشبیه و تعطیل دقت بسیاری نمود و می ارزد که سالها انسان وقت بگذارد برای امر دینش. چه قولی که مخالف توحید است کلام عالم شیعه ای چون میرزا مهدی اصفهانی باشد و چه کلام غیر او.
2.بحث های درون دینی باید با قوت و دقت تنقیح بشود و سپس در میان مخالفین دین مطرح بشود و الا دفاع ضعیف یا حمله ضعیف هر دو ضررشان بیشتر از نفعشان است.
3. اگر یک فیلسوف همین سوال را از شما بپرسد و بگوید چه کار با حرف های ما فلاسفه دارید بروید به سراغ دشمنان مشترک ما که منکرین خدا هستند چه جوابی می دهید؟ الجواب الجواب
4. نقد افکار علمای شیعه نه تنها ضرری را متوجه شیعه نمی کند بلکه باعث رشد و اعتلای مذهب است، مذهبی که جز اهل بیت علیهم السلام را دارای مقام عصمت کبری نمی داند و افتخار می کند که در آزاد اندیشی و نقد و بررسی حتی علمای خود از دیگران پیشی گرفته است. بلکه ضرر زدن به دین از جایی شروع می شود که یک فرد غیر معصوم را از حد خودش بالاتر ببریم و در هر آنچه می گوید تصدیقش کنیم و مصیبش بدانیم.
5.اصحاب اهل بیت علیهم السلام در موارد بسیاری بحث های علمی و منازعات و جدال احسن داشته اند و این امر به تقریر اهل بیت علیهم السلام نیز رسیده است و همین راه را علمای شیعه در طول تاریخ ادامه داده اند.
6. مخالفین تفکیک فعالیتشان منحصر در نقد تفکیک نیست.
7. پرداختن به انحرافات تفکیکیان از جهتی مهم تر از فلاسفه است زیرا تفکیکیان خود با ادعای نقد فلسفه و معارفی بودن وارد میدان شده اند و فقط لباسشان را عوض کرده اند اما به ادعای ما (که این ادعا را در جای خود ثابت کرده ایم) سنگر همان سنگر است و در آخر سر از همان حرف های فلسفی و عرفانی عاطل و باطل در آورده اند.
8. پرداختن به انحرافات تفکیکیان از این جهت نیز که مطالب خود را در بین جوانان شیعه و اهل ولاء رواج می دهند دارای اهمیتی خاص هست، بله اگر باطلی بود که برش دع الباطل حتی یموت بترک ذکره صدق می کرد و مطالب خویش را به اسم معارف ترویج نمی کرد پرداختن به آن با این حجم صرف وقت شایسته نبود.
9. برخی می گویند تفکیکی ها کتاب های اصلی را که درش انحراف است مخفی می کنند. بله این حرف صحیح است مانند دیگر فرقه ها و اقلیت های پوچ اما مطالبش را در بین سلسله های پایین خود ترویج می دهند و از آنجایی که خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند فاجعه آن روزیست که عده ای فیلسوف بر پستوهای تفکیک واقف شوند و با تاکتیک های شیطانی خود با منحصر کردن مخالفین فلسفه و عرفان اصطلاحی در دوستان تفکیکی شان بگویند فرار از قواعد فلسفه جز به سوی همان قواعد امکان ندارد و کتبشان را مملو کنند از تکرار اقاویل باطل فلسفی و عرفانی این بار از زبان و قلم میرزای اصفهانی و شیخ محمود حلبی!!!
10. اثر این مباحث در بسیاری از انجمنیان دیده شده است و نجات یک شیعه و محب از انحراف احب هست عندنا از نجات یک کافر از جهنم.
تلك عشرة كاملة
والحمد لله اولا و آخرا
@tafkik
🔴مصیبت بزرگتر از سقیفه!!!
میرزا مهدی اصفهانی:
در زمان امام رضا(ع) حادثه عظیم تری از سقیفه بر اسلام وارد شد و آن ترجمه و نشر فلسفه توسط هارون الرشید بود.
تقریرات؛ ص۱۵۶
@tafkik
میرزا مهدی اصفهانی:
در زمان امام رضا(ع) حادثه عظیم تری از سقیفه بر اسلام وارد شد و آن ترجمه و نشر فلسفه توسط هارون الرشید بود.
تقریرات؛ ص۱۵۶
@tafkik
🔴نظر مرحوم سید جمال الدین گلپایگانی درباره برخی شاگردانشان از جمله میرزا مهدی اصفهانی:
آقای سید محمد حسین طهرانی معروف به علامه طهرانی در رساله ◀"تشابه آرای میرزا مهدی اصفهانی و شیخ احمد احسایی" از مرحوم سید جمال الدین گلپایگانی نقل میکنند چون میرزا مهدی اصفهانی ظرفیت سلوک نداشت ما بهر گونه بود او را روانه ایران کردیم.
و ادامه میدهند که در دماغ او خشکی پیدا شده بود و هوای گرم نجف با ریاضت هایی که انجام داده بود برای او خطرناک بود.
نسخه خطی کتاب:
👇
https://telegram.me/tafkik/724
آقای سید محمد حسین طهرانی معروف به علامه طهرانی در رساله ◀"تشابه آرای میرزا مهدی اصفهانی و شیخ احمد احسایی" از مرحوم سید جمال الدین گلپایگانی نقل میکنند چون میرزا مهدی اصفهانی ظرفیت سلوک نداشت ما بهر گونه بود او را روانه ایران کردیم.
و ادامه میدهند که در دماغ او خشکی پیدا شده بود و هوای گرم نجف با ریاضت هایی که انجام داده بود برای او خطرناک بود.
نسخه خطی کتاب:
👇
https://telegram.me/tafkik/724