🌲🌲🌲
در سیاست و طبابت
هر کس وعده زیاد بدهد،
شارلاتان است.
#کارل_پوپر
#پگاه_اندیشه۳
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سیاست و طبابت
هر کس وعده زیاد بدهد،
شارلاتان است.
#کارل_پوپر
#پگاه_اندیشه۳
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3❤2
ساحل صخرهای پارسیان
هرمزگان
📷 فرهاد کولیوند
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هرمزگان
📷 فرهاد کولیوند
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4🔥1
✅برجهای خرقان استان قزوین، شاهکار معماری سلجوقی
📸 الهام اسدی
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📸 الهام اسدی
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3👍1
🌲🌲🌲
جای مردان سیاست بنشانید درخت،
که هوا تازه شود...
🌲روز درختکاری مبارک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جای مردان سیاست بنشانید درخت،
که هوا تازه شود...
🌲روز درختکاری مبارک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏4
🌲پانزدهم اسفند روز ملی درختکاری؛ یادگار طبیعتدوستی نیاکان ایرانیان
🔹پانزدهم اسفند در ایران روز ملی درختکاری است. این روز از دوران پادشاهی رضاشاه پهلوی در سراسر کشور با کاشت نهال گرامی داشته میشود.
🔹درختکاری در فلات ایران رسم و آیینی دیرینه است. مردمان ساکن این گستره جغرافیایی با کاشت درخت با بیابانی شدن عرصه زیست خود مبارزه میکردند. براساس باورهای باستانی، سرو کِشمَر، درخت مقدسی است که به یاری زرتشت در کشمرِ خراسان کاشته شد و تا زمان قطع در دوران خلافت عباسیان همچنان پابرجا بود.
🔹روز یا هفته درختکاری در بسیاری از کشورهای جهان در هفتههای پایانی زمستان یا آغازین بهار گرامی داشته میشود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹پانزدهم اسفند در ایران روز ملی درختکاری است. این روز از دوران پادشاهی رضاشاه پهلوی در سراسر کشور با کاشت نهال گرامی داشته میشود.
🔹درختکاری در فلات ایران رسم و آیینی دیرینه است. مردمان ساکن این گستره جغرافیایی با کاشت درخت با بیابانی شدن عرصه زیست خود مبارزه میکردند. براساس باورهای باستانی، سرو کِشمَر، درخت مقدسی است که به یاری زرتشت در کشمرِ خراسان کاشته شد و تا زمان قطع در دوران خلافت عباسیان همچنان پابرجا بود.
🔹روز یا هفته درختکاری در بسیاری از کشورهای جهان در هفتههای پایانی زمستان یا آغازین بهار گرامی داشته میشود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊1
✅نهضت ملی و چگونگی بازتولید استبداد
بقلم زنده یاد عزت الله سحابی..
آن چه که ما در تاریخ به نام نهضت ملی و نهضت مصدق می خوانیم در آن این دو عنصر وجود دارد
1- مقابله و مخالفت با بازگشت به استبداد
2- تأمین استیفای حقوق یعنی نفت یعنی مولفه حاکمیت ملی کل ملت و منابع آن.
در انتخابات مجلسی که در اوج قدرت و محبوبیت جبهه ملی برگزار و مردم هم در آن شرکت کردند اکثریت مخالفان مصدق رای آوردند.
مصدق از این تجربه به این نتیجه رسید که مسئله تفکیک قوا به آن نحوی که در قانون اساسی گفته شده در کشورهایی نظیرما عملی نمی شود. این ها بیش تر صوری هستند. متن قدرت جای دیگری است. لذا به این نظر رسید که باید تغییری در ساختار دولت بدهد
بعد از رای تمایل مجلس، قانوناً نخست وزیر باید کابینه خود را به شاه معرفی میکرد.
معمولا وزیر جنگ توسط شاه تعیین می شد ولی مصدق گفت پیشنهادم این است که خود من این وزیر را تعیین کنم.
شاه نپذیرفت مصدق هم اعلام کرد اگر این نباشد نمیتواند کار کند چون باید اختیار قوای مسلح در اختیارم باشد تا بتوانم اصلاحاتی انجام دهم. شاه زیر بار نرفت، مصدق هم استعفا داد.
مصدق نظرش این بود که باید ساختار سیاسی ایران را تغییر بدهد لذا بخشی از برنامه اش اصلاح قانون انتخابات و بخشی دیگر طراحی اقتصاد بدون نفت بود .
در این که این لوایح مفید بود و اصلاحاتی در حوزه های مختلف ایجاد کرد، حرفی نیست. اما به نظر شما هدف نهایی مصدق از این لوایح و این اختیارات واقعاً چه بود؟
او می خواست ساختار قدرت را برگرداند، این تعبیر من از عمل او و محتوای لوایح و اصلاحاتی که کرد، است دوم اینکه او از طبقه متوسط شهری روشن فکر به طرف نیروهای مولد جامعه یعنی کارگران و کشاورزان و معلمان و بعد هم قضات روی می گرداند. برای کارگرها قانون بیمه های اجتماعی را نوشت و تصویب کرد و سازمان بیمه های اجتماعی از زمان مصدق تکمیل شد.
از طرف دولت بود بعد هم رفت مجلس تصویب شد.
یکی دیگر از کارهایش قانون 80 درصد بهره مالکانه بود که به نفع دهقانان و روستاییان انجام شد.
مصدق یکی از تجربه هایی را که از دوره های قبل از نخست وزیری اش کسب کرده بود، در این دوران پیاده کرد یعنی پایگاه اجتماعی و سیاسی خودش را تغییر داد.
و کارگر ها را به عنوان نیروهای مولد مورد توجه قرار داد چون فکر می کرد اگر اقتصاد قرار باشد بدون نفت باشد، باید بخش های دیگر اقتصاد و نیروهای انسانی فعال شوند، هم اشتغال ایجاد می شود و همه این ها خودشان از این برنامه پشتیبانی می کننددیگر این که اگر رشته های دیگر اقتصاد رشد کند، ما از درآمد نفتی بی نیاز می شویم چون درآمد نفت تا آن روز فقط صد در صد به بودجه دولت کمک می کرد.
یعنی دولت بودجه جاری اش را از نفت می گرفت.
تاکیدی هم بر این نبود که سرمایه گذاری شود. مصدق هم موضعش این بود که نفت از بودجه جاری خارج شود،و دولت وابستگی به مالیات و نه به نفت داشته باشد.
این فکر دموکراتیکی است چون وقتی دولت وابسته به مالیات باشد، محتاج مردم است و مجبور است رضایت آن ها را در نظر بگیرد.
آن زمان که مصدق مجبور شد اختیارات بگیرد به خاطر این بود که مجلس مردمی و همراه او نبود. ولی اگر مجلس مردمی بود و با دولت همراه می شد، نیازی به گرفتن اختیارات نبود. حالا چرا مجلس مردمی نیست، یک دلیلش این است که مردم نمی توانند اراده شان را در انتخابات اعمال کنند.
به نظر می آید علت این وضعیت هم این است که مردم سازماندهی ندارند، حزبی وجود ندارد، فرهنگ دموکراتیک و مشارکت در انتخابات نهادینه نشده است. این مشکل بعدها هم ادامه پیدا می کند.
در 28 مرداد مردم رهبری نداشتند، سرگردان بودند.
خود جبهه ملی نمی دانست چه کار باید بکند.
یک دلیل این که جنین جبهه ملی اساساً در شرایط آسان به وجود آمده بود.
تشکیلاتی نبود که در شرایط سخت یا مبارزات مخفی بتواند کار کند جبهه ملی اصلاً برای مقاومت ساخته نشده بود.
اشکال دیگر این بود که تشکیلات جبهه ملی متشکل از چند حزب بود.
یعنی یک ایدئولوژی یا تئوری راهنمایش نبود. فقط سلیقه اشخاص بود.
اشخاص هم با یک دیگر مشکل داشتند
ما بحث می کردیم که چرا ایران این طوری شد؟
در حالی که در این زمینه ها هند از ما جلوتر بود، نهضت هندی یا همین کنگره خیلی شخصیت تربیت کرد که نهرو و گاندی جز آن ها بودند.
آدم های بزرگی که فهمیده بودند جنبش را چگونه رهبری کنند.
70 سال هم هست که کنگره سرپاست و قدرت دارد. ولی در ایران ما فقط مصدق را داشتیم .
ادامه👇
https://bit.ly/3wwDOBq
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
بقلم زنده یاد عزت الله سحابی..
آن چه که ما در تاریخ به نام نهضت ملی و نهضت مصدق می خوانیم در آن این دو عنصر وجود دارد
1- مقابله و مخالفت با بازگشت به استبداد
2- تأمین استیفای حقوق یعنی نفت یعنی مولفه حاکمیت ملی کل ملت و منابع آن.
در انتخابات مجلسی که در اوج قدرت و محبوبیت جبهه ملی برگزار و مردم هم در آن شرکت کردند اکثریت مخالفان مصدق رای آوردند.
مصدق از این تجربه به این نتیجه رسید که مسئله تفکیک قوا به آن نحوی که در قانون اساسی گفته شده در کشورهایی نظیرما عملی نمی شود. این ها بیش تر صوری هستند. متن قدرت جای دیگری است. لذا به این نظر رسید که باید تغییری در ساختار دولت بدهد
بعد از رای تمایل مجلس، قانوناً نخست وزیر باید کابینه خود را به شاه معرفی میکرد.
معمولا وزیر جنگ توسط شاه تعیین می شد ولی مصدق گفت پیشنهادم این است که خود من این وزیر را تعیین کنم.
شاه نپذیرفت مصدق هم اعلام کرد اگر این نباشد نمیتواند کار کند چون باید اختیار قوای مسلح در اختیارم باشد تا بتوانم اصلاحاتی انجام دهم. شاه زیر بار نرفت، مصدق هم استعفا داد.
مصدق نظرش این بود که باید ساختار سیاسی ایران را تغییر بدهد لذا بخشی از برنامه اش اصلاح قانون انتخابات و بخشی دیگر طراحی اقتصاد بدون نفت بود .
در این که این لوایح مفید بود و اصلاحاتی در حوزه های مختلف ایجاد کرد، حرفی نیست. اما به نظر شما هدف نهایی مصدق از این لوایح و این اختیارات واقعاً چه بود؟
او می خواست ساختار قدرت را برگرداند، این تعبیر من از عمل او و محتوای لوایح و اصلاحاتی که کرد، است دوم اینکه او از طبقه متوسط شهری روشن فکر به طرف نیروهای مولد جامعه یعنی کارگران و کشاورزان و معلمان و بعد هم قضات روی می گرداند. برای کارگرها قانون بیمه های اجتماعی را نوشت و تصویب کرد و سازمان بیمه های اجتماعی از زمان مصدق تکمیل شد.
از طرف دولت بود بعد هم رفت مجلس تصویب شد.
یکی دیگر از کارهایش قانون 80 درصد بهره مالکانه بود که به نفع دهقانان و روستاییان انجام شد.
مصدق یکی از تجربه هایی را که از دوره های قبل از نخست وزیری اش کسب کرده بود، در این دوران پیاده کرد یعنی پایگاه اجتماعی و سیاسی خودش را تغییر داد.
و کارگر ها را به عنوان نیروهای مولد مورد توجه قرار داد چون فکر می کرد اگر اقتصاد قرار باشد بدون نفت باشد، باید بخش های دیگر اقتصاد و نیروهای انسانی فعال شوند، هم اشتغال ایجاد می شود و همه این ها خودشان از این برنامه پشتیبانی می کننددیگر این که اگر رشته های دیگر اقتصاد رشد کند، ما از درآمد نفتی بی نیاز می شویم چون درآمد نفت تا آن روز فقط صد در صد به بودجه دولت کمک می کرد.
یعنی دولت بودجه جاری اش را از نفت می گرفت.
تاکیدی هم بر این نبود که سرمایه گذاری شود. مصدق هم موضعش این بود که نفت از بودجه جاری خارج شود،و دولت وابستگی به مالیات و نه به نفت داشته باشد.
این فکر دموکراتیکی است چون وقتی دولت وابسته به مالیات باشد، محتاج مردم است و مجبور است رضایت آن ها را در نظر بگیرد.
آن زمان که مصدق مجبور شد اختیارات بگیرد به خاطر این بود که مجلس مردمی و همراه او نبود. ولی اگر مجلس مردمی بود و با دولت همراه می شد، نیازی به گرفتن اختیارات نبود. حالا چرا مجلس مردمی نیست، یک دلیلش این است که مردم نمی توانند اراده شان را در انتخابات اعمال کنند.
به نظر می آید علت این وضعیت هم این است که مردم سازماندهی ندارند، حزبی وجود ندارد، فرهنگ دموکراتیک و مشارکت در انتخابات نهادینه نشده است. این مشکل بعدها هم ادامه پیدا می کند.
در 28 مرداد مردم رهبری نداشتند، سرگردان بودند.
خود جبهه ملی نمی دانست چه کار باید بکند.
یک دلیل این که جنین جبهه ملی اساساً در شرایط آسان به وجود آمده بود.
تشکیلاتی نبود که در شرایط سخت یا مبارزات مخفی بتواند کار کند جبهه ملی اصلاً برای مقاومت ساخته نشده بود.
اشکال دیگر این بود که تشکیلات جبهه ملی متشکل از چند حزب بود.
یعنی یک ایدئولوژی یا تئوری راهنمایش نبود. فقط سلیقه اشخاص بود.
اشخاص هم با یک دیگر مشکل داشتند
ما بحث می کردیم که چرا ایران این طوری شد؟
در حالی که در این زمینه ها هند از ما جلوتر بود، نهضت هندی یا همین کنگره خیلی شخصیت تربیت کرد که نهرو و گاندی جز آن ها بودند.
آدم های بزرگی که فهمیده بودند جنبش را چگونه رهبری کنند.
70 سال هم هست که کنگره سرپاست و قدرت دارد. ولی در ایران ما فقط مصدق را داشتیم .
ادامه👇
https://bit.ly/3wwDOBq
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegraph
♻️نهضت ملی و چگونگی بازتولید استبداد *
🔘 عزت الله سحابی 🔺آن چه که ما در تاریخ به نام نهضت ملی و نهضت مصدق می خوانیم در آن این دو عنصر وجود دارد 1- مقابله و مخالفت با بازگشت به استبداد 2- تأمین استیفای حقوق یعنی نفت یعنی مولفه حاکمیت ملی کل ملت و منابع آن. ▪️در…
👍4👎1
🌲🌲🌲
هیچ چیز به اندازه نفرت از چیزی مشترک، مردم را با هم متحد نمیکند؛ نه عشق، نه دوستی و نه احترام!
#آنتون_چخوف (یادداشتها)
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هیچ چیز به اندازه نفرت از چیزی مشترک، مردم را با هم متحد نمیکند؛ نه عشق، نه دوستی و نه احترام!
#آنتون_چخوف (یادداشتها)
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6🔥1
Forwarded from اخبار منتخب
خاتمى: آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم
رئيسجمهور اسبق در جمع مشاوران:
🔺چند روز پیش از برگزاری انتخابات گفتم که همه از مردم سخن میگویند و افزودم فعلا وقتی می گوییم مردم مراد همان بالای پنجاه درصدی است که در دو انتخابات قبلی شرکت نکردند و نیز چند میلیون نفری که با رأی اعتراضی و باصطلاح باطله خود ناخشنودیشان را نشان دادند و در انتخابات آخری هم دیدیم که درصد کسانی که رأی ندادند و نیز آراء باطله از انتخابات قبلی بیشتر بود.
🔺این به آن معنا نیست که آنان که در انتخابات شرکت کردند مردم نیستند. مردم همه اقشار و بخش های مختلف رنگین کمان دل انگیزی اند که ملت ایران نام دارد و مورد احترام عمیق من است.
🔺این بار تصمیم گرفتم که اگر نمیتوانم کاری برای مردم بکنم همراه و همنوا با خیل ناراضیانی باشم که در عمق وجودشان بر این باورند که اگر راه نجاتی باشد راه اصلاح امور است.
🔺آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم.
🔺بدون اینکه با انتخابات معنا دار به عنوان منشأ تقویت قدرت و حاکمیت ملت و امنیت ملی و ترمیم اعتماد همگانی، مخالف باشم و بدون اینکه با رأی دادن مردم مخالفت کنم، رأی ندادن را در شرایط نامطلوب کنونی وجه دیگری از رأی دادن در وضعیت حتی نسبتاً مطلوب انتخابات میدانم.
🔺به این امید که با رأی ندادن در این شرایط اعتماد آسیب دیده مردم از حکومت و جریانهای سیاسی از جمله اصلاحطلبی (که دامنهاش گسترده تر از دائره اصلاحطلبان رسمی است) تا حدی ترمیم شود.
🔺نیاز حیاتی امروز کشور بازگرداندن سرمایه اجتماعی و حرکت به سوی نوعی مصالحه میان حاکمیت و مردم برای نجات کشور از تهدیدها و بحران ها است./خاتمیمدیا #سیاسی
@Akhbar_montakhab
رئيسجمهور اسبق در جمع مشاوران:
🔺چند روز پیش از برگزاری انتخابات گفتم که همه از مردم سخن میگویند و افزودم فعلا وقتی می گوییم مردم مراد همان بالای پنجاه درصدی است که در دو انتخابات قبلی شرکت نکردند و نیز چند میلیون نفری که با رأی اعتراضی و باصطلاح باطله خود ناخشنودیشان را نشان دادند و در انتخابات آخری هم دیدیم که درصد کسانی که رأی ندادند و نیز آراء باطله از انتخابات قبلی بیشتر بود.
🔺این به آن معنا نیست که آنان که در انتخابات شرکت کردند مردم نیستند. مردم همه اقشار و بخش های مختلف رنگین کمان دل انگیزی اند که ملت ایران نام دارد و مورد احترام عمیق من است.
🔺این بار تصمیم گرفتم که اگر نمیتوانم کاری برای مردم بکنم همراه و همنوا با خیل ناراضیانی باشم که در عمق وجودشان بر این باورند که اگر راه نجاتی باشد راه اصلاح امور است.
🔺آگاهانه و صادقانه رأی ندادم تا به هیچکس دروغ نگفته باشم.
🔺بدون اینکه با انتخابات معنا دار به عنوان منشأ تقویت قدرت و حاکمیت ملت و امنیت ملی و ترمیم اعتماد همگانی، مخالف باشم و بدون اینکه با رأی دادن مردم مخالفت کنم، رأی ندادن را در شرایط نامطلوب کنونی وجه دیگری از رأی دادن در وضعیت حتی نسبتاً مطلوب انتخابات میدانم.
🔺به این امید که با رأی ندادن در این شرایط اعتماد آسیب دیده مردم از حکومت و جریانهای سیاسی از جمله اصلاحطلبی (که دامنهاش گسترده تر از دائره اصلاحطلبان رسمی است) تا حدی ترمیم شود.
🔺نیاز حیاتی امروز کشور بازگرداندن سرمایه اجتماعی و حرکت به سوی نوعی مصالحه میان حاکمیت و مردم برای نجات کشور از تهدیدها و بحران ها است./خاتمیمدیا #سیاسی
@Akhbar_montakhab
👍5🤬4🕊1
✅رجوع به تحزب و جامعه مدنی، تنها کلید راهگشای انسداد سیاسی امروز ایران است
✍یادداشتی از سیدمحمدعلی سیدحنایی
🔹در شرایط انتخاباتی فعلی بیشتر با یک انسداد سیاسی روبه رو هستیم که به سرخوردگی اجتماعی و نخبگانی بدل شده است، بنظر می رسد دلیل عمده این مسئله فعال نبودن احزاب و جوامع مدنی است که دو سوی مختلف دارد.
🔹یک سو بحث سیاستگذاریهای کلانی است که شاید در راستای تقویت احزاب و جوامع مدنی حرکت نکرده، و سمت دیگر هم عدم فعالیت جامعه و نخبگان است، که به علت فشارها و یا عدم میل لازم از سوی آنها برای فعالیت در این جوامع مدنی بوده است.
🔹منظور از فعال بودن جوامع مدنی و احزاب این است که آنها باید در تمام طول سال فعال بوده و در کنار آموزش، در همه فواصل بحث کادرسازی، تربیت نیرو و مشارکت اجتماعی را با برگزاری جلسات و نشست های منظم، انتشار مجلدات و ... دنبال کنند؛ چرا که این اقدامات رسالت احزاب و جوامع مدنی محسوب میشود.
🔸مشکلی که امروز با آن روبه رو هستیم، وجود احزاب فصلی و انتخاباتی است. در حالی که وظیفه احزاب و جوامع مدنی، برقراری ارتباط میان دولت و مردم است. همچنین پیگیری و نظارت بر امور نمایندگانی که از سوی آنها معرفی شده و پاسخگویی نسبت به فعالیت آنها هم از دیگر وظایف آنها محسوب میشود.
🔸در عمل بایستی از طریق جوامع مدنی به عنوان واسطه، خواستههای مردم به حاکمیت منتقل شده، و سیاستهای حاکمیت نیز به صورت مدیریت شده به جامعه منتقل شود؛ طبیعتا هنگامی که این ظرفیت وجود نداشته باشد، میان جامعه و حاکمیت اصطکاک به وجود میآید و اتفاقاتی مانند سال گذشته رخ میدهد.
🔸حتی این اصطکاک چهره نرم هم دارد که از جمله آن میتوان به قهر اجتماعی و قهر با صندوق رای اشاره کرد که آن هم خود یک معضل بسیار بزرگ است. در نتیجه برای افزایش مشارکت مردم و جلوگیری از انسداد سیاسی نیازمند وجود احزاب و جوامع مدنی هستیم.
⭕️ به عقیده نویسنده کاهش مشارکت سیاسی چهار دلیل عمده دارد:
♨️ نخستین دلیل سرخوردگی سیاسی میان قشر نخبگانی و مردم است، که دلیل عمده این است که مردم معتقدند از انتخابات های گذشته نتیجه خاصی نگرفتهاند و نمایندگان آنها پیگیر مسائل و مشکلاتشان نیستند. عمده دلیل این مسئله نبود احزاب است.
♨️به عبارت دیگر احزاب درکشورهایی که به معنای واقعی دموکراسی را الگو قرار میدهند، هم نسبت به نمایندگان پیگیری و نظارت دارند و هم پاسخگویی نسبت به عملکرد نمایندگانشان در حین و پس از زمان تصدی مسئولیت را دارند و با ارائه برنامه های تخصصی و علمی به نمایندگان خود در حل مشکلات کشور کمک میکنند.
♨️ نکته مهم اینجاست که نه تنها خود فرد، بلکه حزب هم نسبت به عملکرد نماینده اش پاسخگو است و دیگر کاندیدایی نمی تواند وعده های بی پایه و اساس بدهد و بعد از انتخابات هم تمام آنها فراموش شود؛ زیرا حزب بر او در تمام زمان مسئولیتش احاطه دارد تا وظایفش را به درستی پیش ببرد و مشروعیت سیاسی و اجتماعی حزب خود را به چالش نکشد، بنابراین بدین واسطه بدنه اجتماعی با یک ساختار حزبی مواجه است که در هر زمان می تواند نسبت به رای و حق خود مطالبه داشته باشد.
👈چالش دوم کاهش اعتماد سیاسی است که آن هم به دلیل فضای سیاستزده کشور ما است، یعنی ما یک بازی بدون قاعده سیاسی را ایجاد کرده ایم که بعضا در آن منافع حزبی را به منافع ملی ترجیح داده ایم. متاسفانه کشمکشهای سیاسی وارد فضای عمومی جامعه شده و اجتماع هم از این سیاستزدگی، خسته و دلزده شده است.
👈 علیرغم اینکه در برهههای مختلف اقدامات خوبی را از سوی هر دو جریان سیاسی داشتهایم که به نفع منافع ملی بوده، اما متاسفانه حزب مقابل، درصدد تخریب آن اقدامات در انظار عمومی و حتی بینالمللی برآمده است، و اختلافات سیاسی داخلی بعضا به اختلافات سیاسی خارجی و آسیب به منافع ملی کشور در عرصه بین المللی تبدیل شده است.
👈نکته دیگر که لازم است به آن اشاره شود، این است که ما عدم گردش نخبگان سالم و عدم نخبهگرایی را شاهد هستیم که به دلیل نبود احزاب و جوامع مدنی شکل گرفته است؛ در حالی که گردش نخبگانی سالم لازمه حیات سیستم سیاسی و اجتماعی است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍یادداشتی از سیدمحمدعلی سیدحنایی
🔹در شرایط انتخاباتی فعلی بیشتر با یک انسداد سیاسی روبه رو هستیم که به سرخوردگی اجتماعی و نخبگانی بدل شده است، بنظر می رسد دلیل عمده این مسئله فعال نبودن احزاب و جوامع مدنی است که دو سوی مختلف دارد.
🔹یک سو بحث سیاستگذاریهای کلانی است که شاید در راستای تقویت احزاب و جوامع مدنی حرکت نکرده، و سمت دیگر هم عدم فعالیت جامعه و نخبگان است، که به علت فشارها و یا عدم میل لازم از سوی آنها برای فعالیت در این جوامع مدنی بوده است.
🔹منظور از فعال بودن جوامع مدنی و احزاب این است که آنها باید در تمام طول سال فعال بوده و در کنار آموزش، در همه فواصل بحث کادرسازی، تربیت نیرو و مشارکت اجتماعی را با برگزاری جلسات و نشست های منظم، انتشار مجلدات و ... دنبال کنند؛ چرا که این اقدامات رسالت احزاب و جوامع مدنی محسوب میشود.
🔸مشکلی که امروز با آن روبه رو هستیم، وجود احزاب فصلی و انتخاباتی است. در حالی که وظیفه احزاب و جوامع مدنی، برقراری ارتباط میان دولت و مردم است. همچنین پیگیری و نظارت بر امور نمایندگانی که از سوی آنها معرفی شده و پاسخگویی نسبت به فعالیت آنها هم از دیگر وظایف آنها محسوب میشود.
🔸در عمل بایستی از طریق جوامع مدنی به عنوان واسطه، خواستههای مردم به حاکمیت منتقل شده، و سیاستهای حاکمیت نیز به صورت مدیریت شده به جامعه منتقل شود؛ طبیعتا هنگامی که این ظرفیت وجود نداشته باشد، میان جامعه و حاکمیت اصطکاک به وجود میآید و اتفاقاتی مانند سال گذشته رخ میدهد.
🔸حتی این اصطکاک چهره نرم هم دارد که از جمله آن میتوان به قهر اجتماعی و قهر با صندوق رای اشاره کرد که آن هم خود یک معضل بسیار بزرگ است. در نتیجه برای افزایش مشارکت مردم و جلوگیری از انسداد سیاسی نیازمند وجود احزاب و جوامع مدنی هستیم.
⭕️ به عقیده نویسنده کاهش مشارکت سیاسی چهار دلیل عمده دارد:
♨️ نخستین دلیل سرخوردگی سیاسی میان قشر نخبگانی و مردم است، که دلیل عمده این است که مردم معتقدند از انتخابات های گذشته نتیجه خاصی نگرفتهاند و نمایندگان آنها پیگیر مسائل و مشکلاتشان نیستند. عمده دلیل این مسئله نبود احزاب است.
♨️به عبارت دیگر احزاب درکشورهایی که به معنای واقعی دموکراسی را الگو قرار میدهند، هم نسبت به نمایندگان پیگیری و نظارت دارند و هم پاسخگویی نسبت به عملکرد نمایندگانشان در حین و پس از زمان تصدی مسئولیت را دارند و با ارائه برنامه های تخصصی و علمی به نمایندگان خود در حل مشکلات کشور کمک میکنند.
♨️ نکته مهم اینجاست که نه تنها خود فرد، بلکه حزب هم نسبت به عملکرد نماینده اش پاسخگو است و دیگر کاندیدایی نمی تواند وعده های بی پایه و اساس بدهد و بعد از انتخابات هم تمام آنها فراموش شود؛ زیرا حزب بر او در تمام زمان مسئولیتش احاطه دارد تا وظایفش را به درستی پیش ببرد و مشروعیت سیاسی و اجتماعی حزب خود را به چالش نکشد، بنابراین بدین واسطه بدنه اجتماعی با یک ساختار حزبی مواجه است که در هر زمان می تواند نسبت به رای و حق خود مطالبه داشته باشد.
👈چالش دوم کاهش اعتماد سیاسی است که آن هم به دلیل فضای سیاستزده کشور ما است، یعنی ما یک بازی بدون قاعده سیاسی را ایجاد کرده ایم که بعضا در آن منافع حزبی را به منافع ملی ترجیح داده ایم. متاسفانه کشمکشهای سیاسی وارد فضای عمومی جامعه شده و اجتماع هم از این سیاستزدگی، خسته و دلزده شده است.
👈 علیرغم اینکه در برهههای مختلف اقدامات خوبی را از سوی هر دو جریان سیاسی داشتهایم که به نفع منافع ملی بوده، اما متاسفانه حزب مقابل، درصدد تخریب آن اقدامات در انظار عمومی و حتی بینالمللی برآمده است، و اختلافات سیاسی داخلی بعضا به اختلافات سیاسی خارجی و آسیب به منافع ملی کشور در عرصه بین المللی تبدیل شده است.
👈نکته دیگر که لازم است به آن اشاره شود، این است که ما عدم گردش نخبگان سالم و عدم نخبهگرایی را شاهد هستیم که به دلیل نبود احزاب و جوامع مدنی شکل گرفته است؛ در حالی که گردش نخبگانی سالم لازمه حیات سیستم سیاسی و اجتماعی است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3❤1
1_10147695015.pdf
1.3 MB
📝تحصیل دختران بر لبه تیغ
✍دکتر عبدالمهدی رجائی
مقاله تاریخی، مربوط به یکصد سال پیش که چالش های تحصیل دختران را در شهر اصفهان با استفاده از سند به تصویر کشیده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍دکتر عبدالمهدی رجائی
مقاله تاریخی، مربوط به یکصد سال پیش که چالش های تحصیل دختران را در شهر اصفهان با استفاده از سند به تصویر کشیده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم سه بعدی از چشم اندازهای بینظیر و رؤیاگونه...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅طاق بستان...
سنگ نگاره ای برجای مانده از دودمان ساسانی ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سنگ نگاره ای برجای مانده از دودمان ساسانی ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
📚کتاب زن در شاهنامه نوشته جلال خالقی مطلق
🔸بررسی نقش زنان و بازتاب سیمای آنها در شاهنامه،از بحثهایی است که همیشه مورد مناقشۀ اهل تحقیق بوده و هنوز هم بحث و تلقیات نادرست دربارۀ آن به پایان نرسیده است. برخی شاهنامه را دارای رویکرد زنستیزانه میپندارند و برخی دیگر درپی رد این مدعا هستند. کتاب زن در شاهنامه رسالۀ دکتری جلال خالقیمطلق است که به سال ۱۹۷۰ به زبان آلمانی نشر یافته. ترجمۀ حاضر از روی متن آلمانی صورت گرفته و نویسنده یادداشتهایی نیز بدان افزوده است.
💠قیمت : 290.000
🔳خرید از فروشگاه باشگاه شاهنامه پژوهان
🔹سفارش از تلگرام @koroshariadad
📘پیوند خرید کتاب
📦پیوند فروشگاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔸بررسی نقش زنان و بازتاب سیمای آنها در شاهنامه،از بحثهایی است که همیشه مورد مناقشۀ اهل تحقیق بوده و هنوز هم بحث و تلقیات نادرست دربارۀ آن به پایان نرسیده است. برخی شاهنامه را دارای رویکرد زنستیزانه میپندارند و برخی دیگر درپی رد این مدعا هستند. کتاب زن در شاهنامه رسالۀ دکتری جلال خالقیمطلق است که به سال ۱۹۷۰ به زبان آلمانی نشر یافته. ترجمۀ حاضر از روی متن آلمانی صورت گرفته و نویسنده یادداشتهایی نیز بدان افزوده است.
💠قیمت : 290.000
🔳خرید از فروشگاه باشگاه شاهنامه پژوهان
🔹سفارش از تلگرام @koroshariadad
📘پیوند خرید کتاب
📦پیوند فروشگاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3❤1
✅هشتم مارس #روز_جهانی_زن...
تظاهرات زنان در تهران به مناسبت هشت مارس، اسفند ۱۳۵۷... .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تظاهرات زنان در تهران به مناسبت هشت مارس، اسفند ۱۳۵۷... .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
در این ناتمامیِ زندگی،
تنها چیزی که منجی آدمیست عشق است.
#شمس_لنگرودی
#پگاه_اندیشه
زندگیتون پر از عشق ۰۰🍃
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در این ناتمامیِ زندگی،
تنها چیزی که منجی آدمیست عشق است.
#شمس_لنگرودی
#پگاه_اندیشه
زندگیتون پر از عشق ۰۰🍃
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥جزئیاتی از شمش مسی کشف شده با قدمت ۸ هزار سال در لیلان آذربایجان شرقی...
قدمت کشف و بکارگیری فلز مس ۱۵۰۰ سال کهن تر شد..
📚میراث آریا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
قدمت کشف و بکارگیری فلز مس ۱۵۰۰ سال کهن تر شد..
📚میراث آریا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
🌲روز جهانی زن مبارک...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5👍1
🌲🌲🌲
If you cannot do great things, do small things in a great way.
اگر نمی توانید کارهای بزرگ انجام دهید، کارهای کوچک را به عالی ترین روش انجام دهید...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
If you cannot do great things, do small things in a great way.
اگر نمی توانید کارهای بزرگ انجام دهید، کارهای کوچک را به عالی ترین روش انجام دهید...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3👏2
✅سیاهی چهرۀ حاجیفیروز نشان چیست؟
برخی چهرۀ حاجیفیروز را نژادپرستانه خواندهاند و، با برداشتهای باب روز، کل جهانبینی ایرانی و نمادهای اسطورهای آن را زیر سؤال بردهاند. در یادداشت حاضر، توضیح میدهم که این مرد سرخپوش و سیهروی با دایرهزنگی در دست از کجا آمده و چرا صورتش سیاه است.
برای پیدا کردن ردّپای اسطورهها، پیش از هر چیز، باید ببینیم معیشت مردمان یک سرزمین بر چه استوار بوده است. اقتصاد مردمان فلات ایران برپایۀ کشاورزی و دامپروری بوده و طبیعی است که اسطورههای چنین مردمانی حول همین دو محور شکل بگیرد. نوروز و تمام جشنها و اساطیر پیرامون آن پیوند تنگاتنگی با کشاورزی دارد. یکی از این اساطیر، اسطورۀ ایزد شهیدشونده و زنده شدن دوبارۀ اوست که آیین آن حتی به پیش از مهاجرت آریاییان به فلات ایران بازمیگردد. طبق این اسطوره، ایزدبانوی باروری (معادل ایشتر در بینالنهرین) به جهان زیرین یا زیر زمین، که به باور مردمان جهان مردگان بوده، سفر میکند و برای او دیگر بازگشتی نیست. پس از فرو شدن او، زایش و باروری بر زمین باز میایستد. خدایان در صدد چارهجویی برمیآیند و سرانجام موفق میشوند آب زندگی را بیابند و بر او بپاشند. ایزدبانو به روی زمین بازمیگردد اما طبق قانون سرای مردگان، باید جانشینی برگزیند تا او را به جای خود به جهان زیرین بفرستد. او شوهر خود را (دوموزی یا تَموز در بینالنهرین) برمیگزیند که از بازگشت او ناخشنود بوده است. جامۀ سرخ بر تن شوهرش میکنند، روغن خوشبو به تنش میمالند، نی لاجوردنشان یا سازی دیگر (شاید دایرهزنگی) به دستش میدهند و او را به جهان زیرین میکشانند و، به عبارتی، او را شهید میکنند. او (دوموزی) که ایزد گیاهان است، وقتی به جهان مردگان میرود، سرسبزی را هم با خود میبرد و گیاهان خشک میشوند. موسم رفتن این ایزد گیاهی به جهان زیرین با سوگواریهای زیاد همراه بوده است. برای شهادت این ایزد گیاهی مردم بسیار میگریستند و آن را طلسمی برای بارانآوری میدانستند. بنا بر این اسطوره، ایزد گیاهی باید روی زمین بازگردد تا گیاهان سرسبز شوند. خواهر او (گِشتینَنَّه در بینالنهرین) میپذیرد نیمی از سال را به جای برادرش در سرزمین مردگان به سر برد تا برادرش به روی زمین بازآید و گیاهان جان بگیرند. همانگونه که فروشدن ایزد گیاهی با سوگواریهای زیاد همراه بوده، بالا آمدن او هم، که با سازَش مژدۀ رسیدن بهار و رویش گیاهان را میدهد، با جشنهای زیادی همراه بوده است که همان نوروز ماست. رنگ سیاه چهرۀ او هم نماد بازگشت او از زیر زمین و از جهان مردگان است.
این اسطورۀ پیشآریایی، با آمدن آریاییان به فلات ایران و آمیخته شدن اسطورههای آریایی با اسطورههای بومیان فلات ایران، به صورت شخصیت سیاوش در اساطیر ایران درمیآید که سیهروی بسیار محبوبی در میان ایرانیان بوده است. سیاوش به معنای مرد سیهچرده بازماندۀ اسطورۀ ایزدی گیاهی است که مظلومانه شهید میشود و بازگشتش به روی زمین با رویش گیاه پرسیاووشان از خون اوست.
به نظر مهرداد بهار، «حاجی فیروز بازماندۀ آیین ایزد شهیدشونده است و مراسم سوگ سیاوش نیز نموداری از همین آیین است. چهرۀ سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهیدشونده و شادی او شادی زایش دوبارۀ آنهاست که با خود رویش و برکت میآورد». در جشنهای نوروزی، حیات مجدد این ایزد را بهطور نمادین بازسازی میکردند و رنگ سیاه بر چهره میمالیدند یا صورتکی سیاه بهکار میبردند.
ما نمیدانیم بومیان فلات ایران این ایزد گیاهی را چه مینامیدند اما در کتاب آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی به فرشتهای به نام فیروز اشاره میکند که «ارواح را برای انشاء خلق میراند» و درست پیش از نوروز سر میرسد که احتمالاً همان نامی است که بعدها به حاجی ملقب شده و نماد ایزد یا فرشتهای مورد ستایش بوده است.
برخی سیاهِ نمایشهای روحوضی را هم به بحث افزودهاند. آنجا هم اثری از تحقیر و نژادپرستی نیست. آنکه در این نمایشها تحقیر میشود ارباب طماع است نه سیاه. سیاهی که میتواند آسوده در پناه ارباب ثروتمند خود زندگی کند اما بهخاطر مردم محروم موقعیت خود را بهخطر میاندازد و زبان تندش را بهچاشنی طنز میآمیزد و قدرت را نشانه میگیرد قهرمان است.
با دید امروزی و متأثر از فرهنگهای دیگر، نمادهای فرهنگی خود را نقد نکنیم. این نمادها را در بستر فرهنگی ایران درک کنیم و، عوض پذیرفتن هر خفّت نابجایی، به دنیا بیاموزیم به ارزشهای ما احترام بگذارد.
✍آرزو رسولی(طالقانی)، عضو هیئتعلمی گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
برخی چهرۀ حاجیفیروز را نژادپرستانه خواندهاند و، با برداشتهای باب روز، کل جهانبینی ایرانی و نمادهای اسطورهای آن را زیر سؤال بردهاند. در یادداشت حاضر، توضیح میدهم که این مرد سرخپوش و سیهروی با دایرهزنگی در دست از کجا آمده و چرا صورتش سیاه است.
برای پیدا کردن ردّپای اسطورهها، پیش از هر چیز، باید ببینیم معیشت مردمان یک سرزمین بر چه استوار بوده است. اقتصاد مردمان فلات ایران برپایۀ کشاورزی و دامپروری بوده و طبیعی است که اسطورههای چنین مردمانی حول همین دو محور شکل بگیرد. نوروز و تمام جشنها و اساطیر پیرامون آن پیوند تنگاتنگی با کشاورزی دارد. یکی از این اساطیر، اسطورۀ ایزد شهیدشونده و زنده شدن دوبارۀ اوست که آیین آن حتی به پیش از مهاجرت آریاییان به فلات ایران بازمیگردد. طبق این اسطوره، ایزدبانوی باروری (معادل ایشتر در بینالنهرین) به جهان زیرین یا زیر زمین، که به باور مردمان جهان مردگان بوده، سفر میکند و برای او دیگر بازگشتی نیست. پس از فرو شدن او، زایش و باروری بر زمین باز میایستد. خدایان در صدد چارهجویی برمیآیند و سرانجام موفق میشوند آب زندگی را بیابند و بر او بپاشند. ایزدبانو به روی زمین بازمیگردد اما طبق قانون سرای مردگان، باید جانشینی برگزیند تا او را به جای خود به جهان زیرین بفرستد. او شوهر خود را (دوموزی یا تَموز در بینالنهرین) برمیگزیند که از بازگشت او ناخشنود بوده است. جامۀ سرخ بر تن شوهرش میکنند، روغن خوشبو به تنش میمالند، نی لاجوردنشان یا سازی دیگر (شاید دایرهزنگی) به دستش میدهند و او را به جهان زیرین میکشانند و، به عبارتی، او را شهید میکنند. او (دوموزی) که ایزد گیاهان است، وقتی به جهان مردگان میرود، سرسبزی را هم با خود میبرد و گیاهان خشک میشوند. موسم رفتن این ایزد گیاهی به جهان زیرین با سوگواریهای زیاد همراه بوده است. برای شهادت این ایزد گیاهی مردم بسیار میگریستند و آن را طلسمی برای بارانآوری میدانستند. بنا بر این اسطوره، ایزد گیاهی باید روی زمین بازگردد تا گیاهان سرسبز شوند. خواهر او (گِشتینَنَّه در بینالنهرین) میپذیرد نیمی از سال را به جای برادرش در سرزمین مردگان به سر برد تا برادرش به روی زمین بازآید و گیاهان جان بگیرند. همانگونه که فروشدن ایزد گیاهی با سوگواریهای زیاد همراه بوده، بالا آمدن او هم، که با سازَش مژدۀ رسیدن بهار و رویش گیاهان را میدهد، با جشنهای زیادی همراه بوده است که همان نوروز ماست. رنگ سیاه چهرۀ او هم نماد بازگشت او از زیر زمین و از جهان مردگان است.
این اسطورۀ پیشآریایی، با آمدن آریاییان به فلات ایران و آمیخته شدن اسطورههای آریایی با اسطورههای بومیان فلات ایران، به صورت شخصیت سیاوش در اساطیر ایران درمیآید که سیهروی بسیار محبوبی در میان ایرانیان بوده است. سیاوش به معنای مرد سیهچرده بازماندۀ اسطورۀ ایزدی گیاهی است که مظلومانه شهید میشود و بازگشتش به روی زمین با رویش گیاه پرسیاووشان از خون اوست.
به نظر مهرداد بهار، «حاجی فیروز بازماندۀ آیین ایزد شهیدشونده است و مراسم سوگ سیاوش نیز نموداری از همین آیین است. چهرۀ سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهیدشونده و شادی او شادی زایش دوبارۀ آنهاست که با خود رویش و برکت میآورد». در جشنهای نوروزی، حیات مجدد این ایزد را بهطور نمادین بازسازی میکردند و رنگ سیاه بر چهره میمالیدند یا صورتکی سیاه بهکار میبردند.
ما نمیدانیم بومیان فلات ایران این ایزد گیاهی را چه مینامیدند اما در کتاب آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی به فرشتهای به نام فیروز اشاره میکند که «ارواح را برای انشاء خلق میراند» و درست پیش از نوروز سر میرسد که احتمالاً همان نامی است که بعدها به حاجی ملقب شده و نماد ایزد یا فرشتهای مورد ستایش بوده است.
برخی سیاهِ نمایشهای روحوضی را هم به بحث افزودهاند. آنجا هم اثری از تحقیر و نژادپرستی نیست. آنکه در این نمایشها تحقیر میشود ارباب طماع است نه سیاه. سیاهی که میتواند آسوده در پناه ارباب ثروتمند خود زندگی کند اما بهخاطر مردم محروم موقعیت خود را بهخطر میاندازد و زبان تندش را بهچاشنی طنز میآمیزد و قدرت را نشانه میگیرد قهرمان است.
با دید امروزی و متأثر از فرهنگهای دیگر، نمادهای فرهنگی خود را نقد نکنیم. این نمادها را در بستر فرهنگی ایران درک کنیم و، عوض پذیرفتن هر خفّت نابجایی، به دنیا بیاموزیم به ارزشهای ما احترام بگذارد.
✍آرزو رسولی(طالقانی)، عضو هیئتعلمی گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍5👏3