🍁🍂🍁🍂🍁🍂
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
#فردوسی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
#فردوسی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
✅زندگی شاهزادگان در حرمسرای شاه سلطان حسین
🔹قسمت اول
✍علی جلالپور
شاهزادگان صفوی را جزو یکی از بدبخت ترین اعضای خاندان سلطنتی تاریخ میتوان نام برد زیرا بر مبنای حوادث ثبت شده سرنوشتی جز اضطراب و کور شدن و مرگ چیزی در انتظار آنان نبوده است. اوج آن قتل عامها در زمان شاه اسماعیل دوم اتفاق افتاد و تنها عباس میرزا بود که به طور معجزه آسا از مرگ حتمی نجات یافت. در مورد علل رفتار مرشدان کامل توجیه خاصی نمیتوان یافت. یکی از عوامل آن شاید تحت تأثیر سیاست ترکان عثمانی باشد ولی علت اصلی را در خودخواهی پادشاهان وقت باید جستجو کرد که خود را ابدی پنداشته و گذشته از حذف فیزیکی برادران و فرزندان ذکور خواهران در بعضی مواقع بر فرزندان خود نیز رحم نمیکردهاند. بنابراین با شنیدن لفظ شاهزادگی و زندگی در حرمسراها اگر تصوری از یک زندگی رؤیایی و لذت و آسایش و آرامش در اذهان شکل میگیرد دچار اشتباه شدهایم. ژان آنتوان دوسرسو در کتاب سقوط شاه سلطان حسین در این باره مینویسد: «درباره پرورش شاهزادگان نباید تصّور شود که آنها در حرمسرا میان زنان و در ناز و آسایش یه سر میبردند بلکه رسم بر این است که شاهزادگان را پس از هفت سالگی از مادر جدا کرده و در بخش ویژهای از حرمسرا که برای آنها درست شده است پرورش میدهند. از این پس حتی مادران بدون اجازهی شاه حق دیدار از پسران خود را ندارند. هر یک از شاهزادگان دو سرپرست دارند، یکی برای آموزش ادب و فرهنگ و دیگری برای آموزش آداب و رفتار. این سرپرستها همگی خواجه میباشند چون هیچ مردی حق نزدیک شدن به حرمسرا را ندارد. محیط زندگی آنها محدود به باغ بزرگی با دیوارهای بلند است به طوری که حتی طلوع و غروب آفتاب در آن جا دیده نمیشود. پرورش آنها نه تنها دور از ناز و آسایش است بلکه به حداقل وسایل زندگی محدود است مگر آن که با اجازهی شاه لطف و نرمشی به زندگی آنها افزوده شود. شاهزادگان سرگرمیهایی مانند ورزش برای پرورش اندام دارند و در ساعتهای معیّن به تیراندازی و نیزه پرانی میپردازند ولی این شاهزادگان حق اسب سواری را ندارند. به جز دو سرپرست یاد شده پس از سن بلوغ سرپرست سومی بر آنها گماشته میشود که برای آموزشهای دینی است. رسم بر این است که پیش از سن بلوغ به پسران آموزشهای دینی داده نمیشود، گرچه خواندن و نوشتن را پیش از این سن یاد میگیرند؛ ولی تلاوت قرآن و نماز را پس از بلوغ آغاز میکنند، زیرا پیش از بلوغ آنها را هنوز مستعد این کار نمیدانند. کوچکترین اشتباه یا انحراف گرچه نا خودآگاه باشد در نظر آنها گناه شمرده میشود؛ چنین است که فرایض دینی پس از بلوغ آغاز میگردد که سن آگاهی است. پس از مراسم ختنه که در حکم مُهر مسلمانی است و در ایران تا سن چهارده سالگی انجام میگیرد پسران فرایض دینی را آغاز مینمایند. در این سن است که یکی از خواجگان که درجهی ملّایی دارد به آنها مسایل دینی را یاد میدهد و مراقب اجرای آنها میگردد. افزون بر نمازهای پنجگانه روز، چه بسا که بسیاری از این نوجوانان نماز و عبادت را طولانی میسازند و ساعتها به تلاوت قرآن میپردازند. زندگی آنها در درون حرمسرا بیشتر به زندگی گوشه نشینان شباهت مییابد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹قسمت اول
✍علی جلالپور
شاهزادگان صفوی را جزو یکی از بدبخت ترین اعضای خاندان سلطنتی تاریخ میتوان نام برد زیرا بر مبنای حوادث ثبت شده سرنوشتی جز اضطراب و کور شدن و مرگ چیزی در انتظار آنان نبوده است. اوج آن قتل عامها در زمان شاه اسماعیل دوم اتفاق افتاد و تنها عباس میرزا بود که به طور معجزه آسا از مرگ حتمی نجات یافت. در مورد علل رفتار مرشدان کامل توجیه خاصی نمیتوان یافت. یکی از عوامل آن شاید تحت تأثیر سیاست ترکان عثمانی باشد ولی علت اصلی را در خودخواهی پادشاهان وقت باید جستجو کرد که خود را ابدی پنداشته و گذشته از حذف فیزیکی برادران و فرزندان ذکور خواهران در بعضی مواقع بر فرزندان خود نیز رحم نمیکردهاند. بنابراین با شنیدن لفظ شاهزادگی و زندگی در حرمسراها اگر تصوری از یک زندگی رؤیایی و لذت و آسایش و آرامش در اذهان شکل میگیرد دچار اشتباه شدهایم. ژان آنتوان دوسرسو در کتاب سقوط شاه سلطان حسین در این باره مینویسد: «درباره پرورش شاهزادگان نباید تصّور شود که آنها در حرمسرا میان زنان و در ناز و آسایش یه سر میبردند بلکه رسم بر این است که شاهزادگان را پس از هفت سالگی از مادر جدا کرده و در بخش ویژهای از حرمسرا که برای آنها درست شده است پرورش میدهند. از این پس حتی مادران بدون اجازهی شاه حق دیدار از پسران خود را ندارند. هر یک از شاهزادگان دو سرپرست دارند، یکی برای آموزش ادب و فرهنگ و دیگری برای آموزش آداب و رفتار. این سرپرستها همگی خواجه میباشند چون هیچ مردی حق نزدیک شدن به حرمسرا را ندارد. محیط زندگی آنها محدود به باغ بزرگی با دیوارهای بلند است به طوری که حتی طلوع و غروب آفتاب در آن جا دیده نمیشود. پرورش آنها نه تنها دور از ناز و آسایش است بلکه به حداقل وسایل زندگی محدود است مگر آن که با اجازهی شاه لطف و نرمشی به زندگی آنها افزوده شود. شاهزادگان سرگرمیهایی مانند ورزش برای پرورش اندام دارند و در ساعتهای معیّن به تیراندازی و نیزه پرانی میپردازند ولی این شاهزادگان حق اسب سواری را ندارند. به جز دو سرپرست یاد شده پس از سن بلوغ سرپرست سومی بر آنها گماشته میشود که برای آموزشهای دینی است. رسم بر این است که پیش از سن بلوغ به پسران آموزشهای دینی داده نمیشود، گرچه خواندن و نوشتن را پیش از این سن یاد میگیرند؛ ولی تلاوت قرآن و نماز را پس از بلوغ آغاز میکنند، زیرا پیش از بلوغ آنها را هنوز مستعد این کار نمیدانند. کوچکترین اشتباه یا انحراف گرچه نا خودآگاه باشد در نظر آنها گناه شمرده میشود؛ چنین است که فرایض دینی پس از بلوغ آغاز میگردد که سن آگاهی است. پس از مراسم ختنه که در حکم مُهر مسلمانی است و در ایران تا سن چهارده سالگی انجام میگیرد پسران فرایض دینی را آغاز مینمایند. در این سن است که یکی از خواجگان که درجهی ملّایی دارد به آنها مسایل دینی را یاد میدهد و مراقب اجرای آنها میگردد. افزون بر نمازهای پنجگانه روز، چه بسا که بسیاری از این نوجوانان نماز و عبادت را طولانی میسازند و ساعتها به تلاوت قرآن میپردازند. زندگی آنها در درون حرمسرا بیشتر به زندگی گوشه نشینان شباهت مییابد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
✅دستبرد به تاریخ چندهزارساله....
🔹"شب یلدا" و "چهارشنبهسوری" تغییر نام یافتند!!!
براساس تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سال۱۴۰۳ دو آیین ایرانی شب یلدا در آخرین شب آذرماه، به عنوان «روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان» و سهشنبه آخر سال که زمان برگزاری آیین باستانی چهارشنبهسوری است به عنوان «روز تکریم همسایگان» در تقویم رسمی کشور ثبت میشود.
📌📌📌این تغییر نام ها تحریف تاریخ، دستبرد به سنت های شفاهی، حمله به حافظه تاریخی هزاران ساله و میراث ناملموس فرهنگی ایران و ایرانی است.
واژگان و مناسبت های #یلدا و #چهارشنبه_سوری تاریخی به بلندای ایران و ایرانی دارند و حذف شدنی نیستند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹"شب یلدا" و "چهارشنبهسوری" تغییر نام یافتند!!!
براساس تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سال۱۴۰۳ دو آیین ایرانی شب یلدا در آخرین شب آذرماه، به عنوان «روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان» و سهشنبه آخر سال که زمان برگزاری آیین باستانی چهارشنبهسوری است به عنوان «روز تکریم همسایگان» در تقویم رسمی کشور ثبت میشود.
📌📌📌این تغییر نام ها تحریف تاریخ، دستبرد به سنت های شفاهی، حمله به حافظه تاریخی هزاران ساله و میراث ناملموس فرهنگی ایران و ایرانی است.
واژگان و مناسبت های #یلدا و #چهارشنبه_سوری تاریخی به بلندای ایران و ایرانی دارند و حذف شدنی نیستند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
سخت است
آزاد کردن نادان هایی که
زنجیرهای
خود را می پرستند...
#ولتر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سخت است
آزاد کردن نادان هایی که
زنجیرهای
خود را می پرستند...
#ولتر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ درباره آزادی...
نویسنده: جان استوارت میل..
در این رساله، جان استوارت میل یکی از پیچیده ترین مفاهیم فلسفی یعنی آزادی را مورد مطالعه قرار داده و کوشیده است حدود آزادی فردی و اصول آن را روشن سازد و رابطه آن را با قدرت و سلطه اجتماع نشان دهد.
جان استوارت در اوایل قرن نوزدهم به دنیا آمد و در اواسط همین قرن، کتاب درباره آزادی را نوشت و در این کتاب با طرح این نکته که حتی “حکومت اکثریت می تواند به دیکتاتوری اکثریت منجر شود”، بر اهمیت حفظ آزادی های فردی تاکید می کند.
این نظریه پرداز انگلیسی که به دو مکتب «لیبرالیسم» و «فایده باوری» تعلق و اعتقاد داشته، دامنه اختیارات حکومت را “محدود به حفاظت افراد در برابر تعدی دیگران به آزادی های او” می داند، و استفاده از قدرت حکومت در تحدید اراده فرد را در جایی که مزاحم آزادی های دیگری نیست رد می کند.
بسیاری از نکاتی که او در نقد جامعه آن روز انگلستان در مورد حقوق مردم به ویژه اقلیتها و دگراندیشان متذکر شده – از جمله حق زنان در مشارکت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- امروز در قوانین این کشور اِعمال شده است.
استوارت میل معتقد بود که پیشرفت سیاسی و اجتماعی یک کشور و بهتر شدن وضعیت و شهروندان آن، تنها در صورت دست یافتن تمام آحاد مردم به آزادی امکان پذیر است.
با وجود قدمت این رساله، تازگی ایده ها و تعالیم این اثر، درخششی بی نظیر به آن می بخشد، چرا که سعی دارد به رواج فرهنگی بپردازد که مبارزه برای دموکراسی بدون آن نخواهد توانست به سر منزلی برسد و بنا به نقل قولی، “گوئی این کتاب برای کمک و راهگشائی برخی دشواری های فکری امروز ایران به رشته تحریر در آمده است.”
فی الواقع می توان گفت مدل جان استوارت میل از دموکراسی، یک مدل اخلاقی در میان مدل های دموکراسی لیبرال است که بر شکوفائی انسان تاکید دارد. وی در رساله «درباره آزادی»، که یکی از آثار معروف اوست، ضمن دفاع از آزادی علیه دو خطر، می گوید:
“… اگر ما افراد جامعه را آزاد بگذاریم که ترتیب زندگانی خود را به هر نحوی که دل شان خواست بدهند و در همان حال از آن ها بخواهیم که ذوق و سلیقه انفرادی هم دیگر را تحمل کنند (نه این که هم دیگر را مجبور سازند که مطابق میل و سلیقه دیگران زندگانی کنند) در آن صورت برای ساختن دنیائی همکاری کرده ایم که زندگانی بشر در آن با سود و سعادت حقیقی توام شدنی است…امروز تقریبا هیچ نیازی به توضیح یا اثبات این نظر نیست که ما نباید به یک هیئت مقننه یا مجریه که منافع اش با منافع خلق یکی نیست اجازه دهیم که برای افراد جامعه عقیده تجویز کند یا این که تصمیم بگیرد که چه نوع نظرات و دلایل باید به گوش مردم برسد… دوران زجر و کیفر دادن به نویسندگان و ناشران به جرم مطالبی که نوشته و عقایدی که پخش کرده اند به پایان رسیده است.”
آزادی
فلسفه ی سیاسی که از ایده ی قرارداداجتماعی تکوین یافت،مدام به آزادی اشاره میکرد ولی تفاسیر ازاین مفهوم متفاوت بود.
برای مثال: هابز آزادی بی حد و حصر وضع طبیعی را به چشم آفت میدید، و مطیع بودن آزادی را برای جامعه ی متمدن ضروری می دانست
ازسوی دیگر لاک جامعه رامحافظ آزادی حقوق طبیعی می دانست.
ولتر و موءلفان آنتک توپدی (دالامبر و دیترو) معتقدبه آزادی ازقیدوبند حاکمیت خودکامه بودند.
درحالی که روسو حامی آزادی از قید جامعه و عرف بود.
و کارل مارکس بعدها از آزادی طبقاتی خصوصاطبقه ی کارگر، ازقید استثمار سخن به میان آورد.
درحالی که انقلابهای فرانسه وآمریکا شعارشان آزادی بود، لیبرالیسمِ قرن نوزدهم انگلستان که برمبنای آرای جان استوارت میل استواربود،آزادی را انجام هرکاری که دوست داریم میدانست به شرطی که خللی درآزادی دیگران برای همین کار ایجادنکند.ارائه تعریفی مشخص از آزادی هم مثل مفاهیم عدالت وفضیلت که موردتوجه فلاسفه یونان بودند مشکل است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نویسنده: جان استوارت میل..
در این رساله، جان استوارت میل یکی از پیچیده ترین مفاهیم فلسفی یعنی آزادی را مورد مطالعه قرار داده و کوشیده است حدود آزادی فردی و اصول آن را روشن سازد و رابطه آن را با قدرت و سلطه اجتماع نشان دهد.
جان استوارت در اوایل قرن نوزدهم به دنیا آمد و در اواسط همین قرن، کتاب درباره آزادی را نوشت و در این کتاب با طرح این نکته که حتی “حکومت اکثریت می تواند به دیکتاتوری اکثریت منجر شود”، بر اهمیت حفظ آزادی های فردی تاکید می کند.
این نظریه پرداز انگلیسی که به دو مکتب «لیبرالیسم» و «فایده باوری» تعلق و اعتقاد داشته، دامنه اختیارات حکومت را “محدود به حفاظت افراد در برابر تعدی دیگران به آزادی های او” می داند، و استفاده از قدرت حکومت در تحدید اراده فرد را در جایی که مزاحم آزادی های دیگری نیست رد می کند.
بسیاری از نکاتی که او در نقد جامعه آن روز انگلستان در مورد حقوق مردم به ویژه اقلیتها و دگراندیشان متذکر شده – از جمله حق زنان در مشارکت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- امروز در قوانین این کشور اِعمال شده است.
استوارت میل معتقد بود که پیشرفت سیاسی و اجتماعی یک کشور و بهتر شدن وضعیت و شهروندان آن، تنها در صورت دست یافتن تمام آحاد مردم به آزادی امکان پذیر است.
با وجود قدمت این رساله، تازگی ایده ها و تعالیم این اثر، درخششی بی نظیر به آن می بخشد، چرا که سعی دارد به رواج فرهنگی بپردازد که مبارزه برای دموکراسی بدون آن نخواهد توانست به سر منزلی برسد و بنا به نقل قولی، “گوئی این کتاب برای کمک و راهگشائی برخی دشواری های فکری امروز ایران به رشته تحریر در آمده است.”
فی الواقع می توان گفت مدل جان استوارت میل از دموکراسی، یک مدل اخلاقی در میان مدل های دموکراسی لیبرال است که بر شکوفائی انسان تاکید دارد. وی در رساله «درباره آزادی»، که یکی از آثار معروف اوست، ضمن دفاع از آزادی علیه دو خطر، می گوید:
“… اگر ما افراد جامعه را آزاد بگذاریم که ترتیب زندگانی خود را به هر نحوی که دل شان خواست بدهند و در همان حال از آن ها بخواهیم که ذوق و سلیقه انفرادی هم دیگر را تحمل کنند (نه این که هم دیگر را مجبور سازند که مطابق میل و سلیقه دیگران زندگانی کنند) در آن صورت برای ساختن دنیائی همکاری کرده ایم که زندگانی بشر در آن با سود و سعادت حقیقی توام شدنی است…امروز تقریبا هیچ نیازی به توضیح یا اثبات این نظر نیست که ما نباید به یک هیئت مقننه یا مجریه که منافع اش با منافع خلق یکی نیست اجازه دهیم که برای افراد جامعه عقیده تجویز کند یا این که تصمیم بگیرد که چه نوع نظرات و دلایل باید به گوش مردم برسد… دوران زجر و کیفر دادن به نویسندگان و ناشران به جرم مطالبی که نوشته و عقایدی که پخش کرده اند به پایان رسیده است.”
آزادی
فلسفه ی سیاسی که از ایده ی قرارداداجتماعی تکوین یافت،مدام به آزادی اشاره میکرد ولی تفاسیر ازاین مفهوم متفاوت بود.
برای مثال: هابز آزادی بی حد و حصر وضع طبیعی را به چشم آفت میدید، و مطیع بودن آزادی را برای جامعه ی متمدن ضروری می دانست
ازسوی دیگر لاک جامعه رامحافظ آزادی حقوق طبیعی می دانست.
ولتر و موءلفان آنتک توپدی (دالامبر و دیترو) معتقدبه آزادی ازقیدوبند حاکمیت خودکامه بودند.
درحالی که روسو حامی آزادی از قید جامعه و عرف بود.
و کارل مارکس بعدها از آزادی طبقاتی خصوصاطبقه ی کارگر، ازقید استثمار سخن به میان آورد.
درحالی که انقلابهای فرانسه وآمریکا شعارشان آزادی بود، لیبرالیسمِ قرن نوزدهم انگلستان که برمبنای آرای جان استوارت میل استواربود،آزادی را انجام هرکاری که دوست داریم میدانست به شرطی که خللی درآزادی دیگران برای همین کار ایجادنکند.ارائه تعریفی مشخص از آزادی هم مثل مفاهیم عدالت وفضیلت که موردتوجه فلاسفه یونان بودند مشکل است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅برای مهربان بودن کمی سنگدلی لازم است...
گوش کردن به حرفای این روانشناس از نون شب واجب تر است.
اگر فرزندانتان را دوست دارید، واقعا همین چند دقیقه نظر کارشناسی مسیر صحیح زندگی رو ترسیم میکنه، لطفا تا آخر ببیند و گوش کنید و بکار ببندید...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گوش کردن به حرفای این روانشناس از نون شب واجب تر است.
اگر فرزندانتان را دوست دارید، واقعا همین چند دقیقه نظر کارشناسی مسیر صحیح زندگی رو ترسیم میکنه، لطفا تا آخر ببیند و گوش کنید و بکار ببندید...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
میدانی چه چیز بیشتر دل آدم را میسوزاند؟
اینکه آنها دروغ میگویند مهم نیست،
از آن میسوزم که دروغ میگویند و بعد به دروغ خودشان هم تعظیم میکنند...
#فئودور_داستایوفسکی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
میدانی چه چیز بیشتر دل آدم را میسوزاند؟
اینکه آنها دروغ میگویند مهم نیست،
از آن میسوزم که دروغ میگویند و بعد به دروغ خودشان هم تعظیم میکنند...
#فئودور_داستایوفسکی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢3
✅سرداری که خود را تنبیه کرد!
در زمان داریوش بزرگ، یک نفر در بابل شورش کرد و حکومت شهر را در دست گرفت. داریوش بزرگ شتابان با سپاه بزرگی به سوی بابل تاخت، ولی در آنجا با دفاع سخت بابلیان روبرو شد! سپاه داریوش شهر را محاصره کرده بود ولی کاری از پیش نمی برد.
تا اینکه زوپیر، سردار دلیر سپاه داریوش، راهی به ذهنش رسید. او گوش ها و بینی خود را برید و نزد داریوش رفت و از او خواست که به این بهانه که توسط ایرانی ها تنبیه شده به بابل پناهنده شود و به درون دشمن نفوذ کند.
داریوش در ابتدا مخالف بود ولی با عمل سردار، در عمل انجام شده قرار گرفت. زوپیر به بابل پناه برد و بابلیان با دیدن گوش و بینی بریده زوپیر باور کردند که او توسط داریوش تنبیه شده است و از روی این که زوپیر بتواند از داریوش انتقام بگیرد، سپاهی به او دادند.
زوپیر دروازه های شهر بابل را به روی سپاه داریوش باز کرد و سپاه ایران دفاع بابلیان را در هم شکست و شورشیان بابل پا به فرار گذاشتند. داریوش بزرگ به پاس خدمتی که زوپیر انجام داد، او را به ساتراپی بابل برگزید.
📚منبع: تاریخ هرودوت / عصر تاریخ
@tarbd
در زمان داریوش بزرگ، یک نفر در بابل شورش کرد و حکومت شهر را در دست گرفت. داریوش بزرگ شتابان با سپاه بزرگی به سوی بابل تاخت، ولی در آنجا با دفاع سخت بابلیان روبرو شد! سپاه داریوش شهر را محاصره کرده بود ولی کاری از پیش نمی برد.
تا اینکه زوپیر، سردار دلیر سپاه داریوش، راهی به ذهنش رسید. او گوش ها و بینی خود را برید و نزد داریوش رفت و از او خواست که به این بهانه که توسط ایرانی ها تنبیه شده به بابل پناهنده شود و به درون دشمن نفوذ کند.
داریوش در ابتدا مخالف بود ولی با عمل سردار، در عمل انجام شده قرار گرفت. زوپیر به بابل پناه برد و بابلیان با دیدن گوش و بینی بریده زوپیر باور کردند که او توسط داریوش تنبیه شده است و از روی این که زوپیر بتواند از داریوش انتقام بگیرد، سپاهی به او دادند.
زوپیر دروازه های شهر بابل را به روی سپاه داریوش باز کرد و سپاه ایران دفاع بابلیان را در هم شکست و شورشیان بابل پا به فرار گذاشتند. داریوش بزرگ به پاس خدمتی که زوپیر انجام داد، او را به ساتراپی بابل برگزید.
📚منبع: تاریخ هرودوت / عصر تاریخ
@tarbd
🔥4👍2👎1
✅سکوت ایرانیان علامت رضایتشان نیست!
یاکوب ادوارد پولاک یک دهه میان ایرانیان زیست، پزشک مخصوص ناصرالدین شاه شد و به فارسی کتاب نوشت.
نوشت ایرانیان مردمانی صبورند و میتوانند مدتها خشم و ناراحتی خود را مخفی نگاهدارند.
آنها بسیار صبورند، اما برای لحظه انتقام!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
یاکوب ادوارد پولاک یک دهه میان ایرانیان زیست، پزشک مخصوص ناصرالدین شاه شد و به فارسی کتاب نوشت.
نوشت ایرانیان مردمانی صبورند و میتوانند مدتها خشم و ناراحتی خود را مخفی نگاهدارند.
آنها بسیار صبورند، اما برای لحظه انتقام!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6
✅خدا پدر قاجارها را بیامرزد...
🔴 استفاده از یک خمره باستانی به عنوان سطل آشغال در موزه رشت
🔸️ در موزه باستانشناسی شهر رشت، روی لبه خمرهای سفالین که قدمت آن به دوره مادها (چند سده پیش از هخامنشیان) برمیگردد، کیسه زباله کشیدهاند و درونش تهسيگار و آشغال ريختهاند.
🔸️ مسئول مربوطه به خبرنگار روزنامه اعتماد پاسخ داده که «اگر سطل آشغال چوبی يا پلاستیکی بگذاریم، مردم میدزدند.»
🔸️ یکی از نخستین ويترينها حاوی جمجمه مردمان هزاره اول پیش از میلاد (حدود سه هزار سال پیش) است. چند جمجمه ناسالم و شكسته بدون هیچ حفاظی در ارتفاعی نسبتا پایین روی تلّی از خاک قرار داده شدهاند. این ویترین، بدون شیشه محافظ است و دورنمای كورهپزی يا تنور يك نانوایی متروک را تداعی میكند./روزنامه اعتماد
پ.ن: باید گفت خدا پدر و مادر قاجارها را بیامرزد که آثار باستانی را تحویل فرانسوی ها دادند تا در موزه لوور نگهداری شود و به جای سطل آشغال استفاده نکردند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔴 استفاده از یک خمره باستانی به عنوان سطل آشغال در موزه رشت
🔸️ در موزه باستانشناسی شهر رشت، روی لبه خمرهای سفالین که قدمت آن به دوره مادها (چند سده پیش از هخامنشیان) برمیگردد، کیسه زباله کشیدهاند و درونش تهسيگار و آشغال ريختهاند.
🔸️ مسئول مربوطه به خبرنگار روزنامه اعتماد پاسخ داده که «اگر سطل آشغال چوبی يا پلاستیکی بگذاریم، مردم میدزدند.»
🔸️ یکی از نخستین ويترينها حاوی جمجمه مردمان هزاره اول پیش از میلاد (حدود سه هزار سال پیش) است. چند جمجمه ناسالم و شكسته بدون هیچ حفاظی در ارتفاعی نسبتا پایین روی تلّی از خاک قرار داده شدهاند. این ویترین، بدون شیشه محافظ است و دورنمای كورهپزی يا تنور يك نانوایی متروک را تداعی میكند./روزنامه اعتماد
پ.ن: باید گفت خدا پدر و مادر قاجارها را بیامرزد که آثار باستانی را تحویل فرانسوی ها دادند تا در موزه لوور نگهداری شود و به جای سطل آشغال استفاده نکردند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🤬7😢2👍1👎1🔥1
✅ ایسلند یکی از معدود نقاط جهان است که مورچه در آن وجود ندارد.
هنوز دلیل علمی برای آن پیدا نشده است. شاید سرما یکی از دلایل آن باشد!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هنوز دلیل علمی برای آن پیدا نشده است. شاید سرما یکی از دلایل آن باشد!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
سرچشمهی همه عیبهای آدمی دو چیز است:
یکی بیکاری ودیگری اعتقاد به خرافات...
و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد: یکی کار و دیگری خرد...
#لئو_تولستوی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سرچشمهی همه عیبهای آدمی دو چیز است:
یکی بیکاری ودیگری اعتقاد به خرافات...
و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد: یکی کار و دیگری خرد...
#لئو_تولستوی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#حکومت_انتخابی
📘 کتاب " حکومت انتخابی "
✍ نوشته جان استوارت میل
📝 ترجمه علی رامین
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📘 کتاب " حکومت انتخابی "
✍ نوشته جان استوارت میل
📝 ترجمه علی رامین
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅حکومت انتخابی
📘 کتاب " حکومت انتخابی "
✍نوشته جان استوارت میل
📝 ترجمه علی رامین
🔹جان استوارت ميل در كتاب " #حكومت_انتخابی" در این کتاب می گويد:
"تنها یک استبداد مطلق از شهروندان انتظار دارد كه دستورهای دولتمردان را بدون قيد و شرط اطاعت كنند. در اين حال بايد تعريف نظم را به اطاعت از فرمان هايي كه در بصورت قانون و در قالب مشخص قوانين صادر میگردد، محدود سازيم. نظم با اين مفهوم بدون شک یک ويژگی واجب حكومت است".
🔹"حکومت انتخابی" مفصل ترین رساله جان استوارت میل در فلسفه سیاسی است. میل در این کتاب مخاطرات نهفته در راه دموکراسی را از نظر می گذراند و مسائل رویاروی نهادهای دمکراتیک را در معرض اعتنایی بایسته قرار می دهد. او حکومت انتخابی یا در حقیقت دمکراسی غیرمستقیم را برترین نوع حکومت می شمارد.
🔹در تشریح نوع حکومت مطلوب خویش با لاک هم داستان می شود که تحقق دموکراسی جز از راه نافذ بودن رای اکثریت امکان پذیر نیست، ولی به تاکید می گوید که رای اکثریت شرط لازم است و نه کافی. مجلس قانونگذاری که مهمترین رکن دموکراسی در هر کشور است هنگامی اصالت دارد که در آن هم اکثریت و هم اقلیت نمایندگان خود را داشته باشند. یک اقلیت فرهیخته همین قدر که فرصت ابراز نظرات خود را داشته باشد، بهترین عامل فراکشیدن سطح معنوی نمایندگان اکثریت و برترین وسیله تعدیل تندروی ها و تخفیف هیجانات سیاسی خواهد بود.
🔹این کتاب در حقیقت طرح عملی برای تحقق دموکراسی از دیدگاه معتقدان آزادیهای فردی است. میل در این کتاب بر دو موضوع اصلی تکیه میکند:
- یکی مکانیسم انتخابات و شکلگیری پارلمان است
- دوم تامین حضور اقلیت در کنار اکثریت.
🔹اعضای پارلمان یا نمایندگان مجلس باید به گونه ای انتخاب شوند که هر دیدگاه یا عقیده سیاسی بتواند از طریق نمایندگان خود و البته به تناسب وزن اجتماعی آن عقیده، حضور خود را در مجلس نشان دهد. هر اقلیتی هم در هر زمان باید به نسبت موقعیت اجتماعی و سیاسی خود در کنار اکثریت حضور یابد. بنابراین از دید استوارت میل دمکراسی حکومت اکثریت نیست، بلکه حکومت اکثریت همراه با حضور فعال و موثر اقلیت است.
📘فهرست مطالب کتاب:
فصل اول: حد انتخابی نوع حکومت
فصل دوم: معیار حکومت مطلوب
فصل سوم: حکومت انتخابی بهترین نوع حکومت است
فصل چهارم: اوضاع اجتماعی نامطلوب برای حکومت انتخابی
فصل پنجم: وظایف راستین حکومتهای انتخابی
فصل ششم: ضعف ها و خطرهایی که حکومت انتخابی را تهدید میکند
فصل هفتم: دموکراسی حقیقی و کاذب، انتخاب از سوی همگان و انتخاب از سوی اکثریت به تنهایی
فصل هشتم: گسترش حق رای
فصل نهم: آیا انتخابات باید دو مرحله ای باشد؟
فصل دهم: در شیوه رای دادن
فصل یازدهم: طول مدت هر دوره مجلس
فصل دوازدهم: آیا نمایندگان مجلس مکلف اند به وعده های خود عمل کنند؟
فصل سیزدهم: درباره مجلس دوم
فصل چهاردهم: قوه مجریه در حکومت انتخابی
فصل پانزدهم: واحدهای انتخابی منطقه ای
فصل شانزدهم: ملیت در پیوند با حکومت انتخابی
فصل هفدهم: حکومتهای انتخابی فدرال
فصل هجدهم: حکومت کشورهای آزاد بر مستملکات
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📘 کتاب " حکومت انتخابی "
✍نوشته جان استوارت میل
📝 ترجمه علی رامین
🔹جان استوارت ميل در كتاب " #حكومت_انتخابی" در این کتاب می گويد:
"تنها یک استبداد مطلق از شهروندان انتظار دارد كه دستورهای دولتمردان را بدون قيد و شرط اطاعت كنند. در اين حال بايد تعريف نظم را به اطاعت از فرمان هايي كه در بصورت قانون و در قالب مشخص قوانين صادر میگردد، محدود سازيم. نظم با اين مفهوم بدون شک یک ويژگی واجب حكومت است".
🔹"حکومت انتخابی" مفصل ترین رساله جان استوارت میل در فلسفه سیاسی است. میل در این کتاب مخاطرات نهفته در راه دموکراسی را از نظر می گذراند و مسائل رویاروی نهادهای دمکراتیک را در معرض اعتنایی بایسته قرار می دهد. او حکومت انتخابی یا در حقیقت دمکراسی غیرمستقیم را برترین نوع حکومت می شمارد.
🔹در تشریح نوع حکومت مطلوب خویش با لاک هم داستان می شود که تحقق دموکراسی جز از راه نافذ بودن رای اکثریت امکان پذیر نیست، ولی به تاکید می گوید که رای اکثریت شرط لازم است و نه کافی. مجلس قانونگذاری که مهمترین رکن دموکراسی در هر کشور است هنگامی اصالت دارد که در آن هم اکثریت و هم اقلیت نمایندگان خود را داشته باشند. یک اقلیت فرهیخته همین قدر که فرصت ابراز نظرات خود را داشته باشد، بهترین عامل فراکشیدن سطح معنوی نمایندگان اکثریت و برترین وسیله تعدیل تندروی ها و تخفیف هیجانات سیاسی خواهد بود.
🔹این کتاب در حقیقت طرح عملی برای تحقق دموکراسی از دیدگاه معتقدان آزادیهای فردی است. میل در این کتاب بر دو موضوع اصلی تکیه میکند:
- یکی مکانیسم انتخابات و شکلگیری پارلمان است
- دوم تامین حضور اقلیت در کنار اکثریت.
🔹اعضای پارلمان یا نمایندگان مجلس باید به گونه ای انتخاب شوند که هر دیدگاه یا عقیده سیاسی بتواند از طریق نمایندگان خود و البته به تناسب وزن اجتماعی آن عقیده، حضور خود را در مجلس نشان دهد. هر اقلیتی هم در هر زمان باید به نسبت موقعیت اجتماعی و سیاسی خود در کنار اکثریت حضور یابد. بنابراین از دید استوارت میل دمکراسی حکومت اکثریت نیست، بلکه حکومت اکثریت همراه با حضور فعال و موثر اقلیت است.
📘فهرست مطالب کتاب:
فصل اول: حد انتخابی نوع حکومت
فصل دوم: معیار حکومت مطلوب
فصل سوم: حکومت انتخابی بهترین نوع حکومت است
فصل چهارم: اوضاع اجتماعی نامطلوب برای حکومت انتخابی
فصل پنجم: وظایف راستین حکومتهای انتخابی
فصل ششم: ضعف ها و خطرهایی که حکومت انتخابی را تهدید میکند
فصل هفتم: دموکراسی حقیقی و کاذب، انتخاب از سوی همگان و انتخاب از سوی اکثریت به تنهایی
فصل هشتم: گسترش حق رای
فصل نهم: آیا انتخابات باید دو مرحله ای باشد؟
فصل دهم: در شیوه رای دادن
فصل یازدهم: طول مدت هر دوره مجلس
فصل دوازدهم: آیا نمایندگان مجلس مکلف اند به وعده های خود عمل کنند؟
فصل سیزدهم: درباره مجلس دوم
فصل چهاردهم: قوه مجریه در حکومت انتخابی
فصل پانزدهم: واحدهای انتخابی منطقه ای
فصل شانزدهم: ملیت در پیوند با حکومت انتخابی
فصل هفدهم: حکومتهای انتخابی فدرال
فصل هجدهم: حکومت کشورهای آزاد بر مستملکات
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
حکومت انتخابی(1).pdf
4.3 MB
#حکومت_انتخابی
📘 کتاب " حکومت انتخابی "
✍ نوشته جان استوارت میل
📝 ترجمه علی رامین
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📘 کتاب " حکومت انتخابی "
✍ نوشته جان استوارت میل
📝 ترجمه علی رامین
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁🍂🌲🌲🍁🍂
غم مخور جانا در اين عالم
كه عالم هيچ نيست
نيست هستي جز دمي ناچيز
و آن دم هيچ نيست
#ملک_الشعرا
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
غم مخور جانا در اين عالم
كه عالم هيچ نيست
نيست هستي جز دمي ناچيز
و آن دم هيچ نيست
#ملک_الشعرا
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅فیلم مستندی از آرشیو فرانسه با موضوع اشغال استانبول توسط فرانسویان در سال ۱۹۱۹.
این تصاویر مستند، در محل سفارت ایران در استانبول فیلمبرداری شده. در این فیلم احمد شاه قاجار، شاه ایران را می بینیم. ولیعهدش و نصرت الدوله ی فیروز هم دارند همراهیش می کنند.
در این مستند، هم نام ایران قبل از دوره رضا شاه هست و هم خود احمد شاه به اتفاق هیات درباریش. شده است:
این فیلم تاریخی در نوزده ژوئیه ۱۹۱۹ در استانبول در دوره اشغال فیلمبرداری شده. همانطور که مشخص است از آنجایی که استانبول در آن سال ها پایتخت بود، سفیران کشورها در این شهر زندگی می کردند. سفارت ایران برای میانجیگری دعوتی ترتیب می دهد. فرماندهان نیروهای اشغالگر یکی یکی به ساختمان سفارت می آیند. در اینجا فرمانده فرانسوی «لویی فرانتشیت دوسپیرو»را می بینیم. در جلوی این بنا طاق زینتی (به رسم ایرانی) از قالی های معروف ایرانی ساخته شده است. نمای این بنا به رسم احترامشان با فرش پوشیده شده است. در بالای بنر نوشته شده: «جمعیت جوانان ایرانی»یعنی جامعه جوانان ایرانی.
منبع: Researchco Özgür Virtual
منبع: آرشیو فیلم فرانسه
@tarbd
این تصاویر مستند، در محل سفارت ایران در استانبول فیلمبرداری شده. در این فیلم احمد شاه قاجار، شاه ایران را می بینیم. ولیعهدش و نصرت الدوله ی فیروز هم دارند همراهیش می کنند.
در این مستند، هم نام ایران قبل از دوره رضا شاه هست و هم خود احمد شاه به اتفاق هیات درباریش. شده است:
این فیلم تاریخی در نوزده ژوئیه ۱۹۱۹ در استانبول در دوره اشغال فیلمبرداری شده. همانطور که مشخص است از آنجایی که استانبول در آن سال ها پایتخت بود، سفیران کشورها در این شهر زندگی می کردند. سفارت ایران برای میانجیگری دعوتی ترتیب می دهد. فرماندهان نیروهای اشغالگر یکی یکی به ساختمان سفارت می آیند. در اینجا فرمانده فرانسوی «لویی فرانتشیت دوسپیرو»را می بینیم. در جلوی این بنا طاق زینتی (به رسم ایرانی) از قالی های معروف ایرانی ساخته شده است. نمای این بنا به رسم احترامشان با فرش پوشیده شده است. در بالای بنر نوشته شده: «جمعیت جوانان ایرانی»یعنی جامعه جوانان ایرانی.
منبع: Researchco Özgür Virtual
منبع: آرشیو فیلم فرانسه
@tarbd
👍3
✅سگ نجس نیست...
🔹استدلال قرآنی در نجس نبودن سگ
✍محمد موسوی عقیقی
نجاست سگ، دو دلیل عمده دارد: نخست روایات و دوم اجماع فقیهان.
در روایات دو دستهی مهم وجود دارد:
(۱) روایاتی که بیان کردهاند زمانی که سگ به لباس مردی برخورد کرد، اگر سگ خشک بود لباس شسته شده و اگر خشک بود، به لباس آب پاشیده شود.
(۲) روایاتی که بیان کردهاند اگر سگ از ظرفی آب نوشید یا غذایی خورد، از نیمشرب یا نیمخوردهی او نمیتوان برای وضو یا تغذیه استفاده کرد.
روایات دستهی اول جدای از اینکه محل بحث من نیستند، به دلیل تعارضات درونمتنی یا برونمتنی و روایات مخالف، اعتباری ندارند. روایات دستهی دوم نیز با اغماض مربوط به دهان و بزاق سگ خواهند بود و موضوع خاص دارد، اما فقیهان از این روایات نجاست ذاتی سگ را نتیجه گرفتهاند. استدلال من در خصوص رد قرآنی روایات دستهی دوم است.
قرآن، کتابِ محمد(ص)، در آیهی ۴ سورهی مائده بیان داشته که:
«ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ - سگهاى تعليم يافته كه از آنچه خداوند به شما ياد داده به آنها تعليم دادهايد، از آنچه براى شما نگه مىدارند، بخوريد؛ و نام خدا را [به موقع خوردن] بر آن ببريد».
در اینجا باید چند نکته را بیان داشت:
الف) در آیهی مورد بحث، قرآن از واژهی صید استفاده نکرده بلکه بیان داشته: «أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ» یعنی «برای شما نگه داشتهاند». به عبارتی آیه در مقام بیان آن است اگر سگ حیوانی را شکار کرد و آن را برای شما نگهداشت، میتوانید از آن، پس از نامبردنِ خداوند، بخورید. دلیل این است که در «اذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ»، ضمیر «عَلَيْهِ» به حیوان صید شده میرسد نه کلب، لذا نامبردن از خداوند برای خوردن است نه برای شکار. «أَمْسَكْنَ» نیز «فعل ماضی» است و معنای «گرفته شده» میدهد نه «گرفته خواهد شد».
ب) در آیه بیان شده که: «فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ». این فراز به عبارتی اینگونه است: «فَكُلُوا مِنْ مَّا ...».
در اینجا «مِمَّا/مِنْ مَّا» دو معنا دارد:
(۱) «از» که صرفاً حرف اضافه است: «از آنچه که برای شما نگه داشته بخورید».
(۲) «بخشی از» که معنای «تبعیضیه» دارد: «بخشی از آنچه که برای شما نگه داشته را بخورید».
اگر معنای اول منظور باشد، به قطعیت شامل نیمخوردهی سگ خواهد شد؛ اما اگر مراد آیه تبعیضیه باشد، به نظرم نمیتوان آن را «بخشی که حیوان نخورده» معنا کرد؛ زیرا در آیه بیان شده «مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ» یعنی از آن چیزی که برای شما نگه داشته نه آن چیزی که شکار کرده است. به عبارتی تبعیض برای انسان است نه نیمخوردهی سگ؛ ضمن اینکه لزوماً اینطور نیست سگ حیوان را نیمخورده کند، پس یا کل یا بخشی از حیوان را نگه داشته است. علاوه بر این اگر منظور نیمخورده باشد، آیه میگوید بخشی از آنچه برای شما نگه داشته را بخورید نه آن چیزی که سهم حیوان است. همچنین تبعیض در ««فَكُلُوا مِمَّا» به فراز نخست آیه مربوط میشود: «أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ»، یعنی آن چیزی که در حیوان پاکیزه است خورده شود و مربوط به نیمخوردهی سگ نخواهد بود.
لذا برخی مفسران جدای از آنکه بیان کردهاند این آیه دلالت بر جواز نیمخوردهی سگ دارد (المیزان، ج،۵، ص۳۲۴)، عدهی زیادی معنای تبعیض را نه نیمخوردهی سگ بلکه اجزای حرام برشمردهاند. (الفرقان، ج۸، ص۸۷؛ مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۲۹۴)
ولی در عمده یا تمامی آیات قرآن که «مِمَّا/مِنْ مَّا» بیان شده، معنای تبعیضیه ندارد، از همین جهت به دلیل «حجیت غالب گفتاریِ متن»، برداشت تبعیض از این فراز خطا خواهد بود.
ج) مؤید این تفسیر روایتی در الکافی کلینی است. در روایتی جمیل بن دراج از امام جعفرصادق پرسیده است: «مردی سگی را به شکار میفرستد و سگ شکار را میگیرد و مرد چاقویی ندارد که با آن حیوان را سر ببرد، آیا باید بگذارد که سگ حیوان را بکشد و بخورد؟» امام چنین پاسخ داده که: «مشکلی نیست زیرا در خداوند گفته است: بخورید از آنچه که برای شما نگه داشتهاند».(«أَ یَدَعُهُ حَتَّی یَقْتُلَهُ وَ یَأْکُلَ مِنْهُ قَالَ لَا بَأْسَ قَالَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ»: الکافی، ج۶، ص۲۰۴)
نتیجه اینکه؛
مطابق آیهی قرآن و تفسیری که از آن شد و البته روایاتی که ذیل آیه در معتبرترین کتابهای روایی شیعه آمده، اگر سگی شکاری گرفته باشد و بخشی از آن حیوان را خورده باشد، میتوان از آن بخشی که سگ نیز خورده برای تغذیه استفاده کرد در حالی که نیاز به شستن ندارد. لذا روایات نیمخورده و نیمشرب، به دلیل مخالفت با آیه، دلالتی بر نجاست کلب نخواهند داشت و تنها میتوان بیان کرد که استفاده از نیمشرب سگ، مطابق برخی روایات، برای وضو گرفتن صحیح نیست.
@tarbd
🔹استدلال قرآنی در نجس نبودن سگ
✍محمد موسوی عقیقی
نجاست سگ، دو دلیل عمده دارد: نخست روایات و دوم اجماع فقیهان.
در روایات دو دستهی مهم وجود دارد:
(۱) روایاتی که بیان کردهاند زمانی که سگ به لباس مردی برخورد کرد، اگر سگ خشک بود لباس شسته شده و اگر خشک بود، به لباس آب پاشیده شود.
(۲) روایاتی که بیان کردهاند اگر سگ از ظرفی آب نوشید یا غذایی خورد، از نیمشرب یا نیمخوردهی او نمیتوان برای وضو یا تغذیه استفاده کرد.
روایات دستهی اول جدای از اینکه محل بحث من نیستند، به دلیل تعارضات درونمتنی یا برونمتنی و روایات مخالف، اعتباری ندارند. روایات دستهی دوم نیز با اغماض مربوط به دهان و بزاق سگ خواهند بود و موضوع خاص دارد، اما فقیهان از این روایات نجاست ذاتی سگ را نتیجه گرفتهاند. استدلال من در خصوص رد قرآنی روایات دستهی دوم است.
قرآن، کتابِ محمد(ص)، در آیهی ۴ سورهی مائده بیان داشته که:
«ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ - سگهاى تعليم يافته كه از آنچه خداوند به شما ياد داده به آنها تعليم دادهايد، از آنچه براى شما نگه مىدارند، بخوريد؛ و نام خدا را [به موقع خوردن] بر آن ببريد».
در اینجا باید چند نکته را بیان داشت:
الف) در آیهی مورد بحث، قرآن از واژهی صید استفاده نکرده بلکه بیان داشته: «أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ» یعنی «برای شما نگه داشتهاند». به عبارتی آیه در مقام بیان آن است اگر سگ حیوانی را شکار کرد و آن را برای شما نگهداشت، میتوانید از آن، پس از نامبردنِ خداوند، بخورید. دلیل این است که در «اذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ»، ضمیر «عَلَيْهِ» به حیوان صید شده میرسد نه کلب، لذا نامبردن از خداوند برای خوردن است نه برای شکار. «أَمْسَكْنَ» نیز «فعل ماضی» است و معنای «گرفته شده» میدهد نه «گرفته خواهد شد».
ب) در آیه بیان شده که: «فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ». این فراز به عبارتی اینگونه است: «فَكُلُوا مِنْ مَّا ...».
در اینجا «مِمَّا/مِنْ مَّا» دو معنا دارد:
(۱) «از» که صرفاً حرف اضافه است: «از آنچه که برای شما نگه داشته بخورید».
(۲) «بخشی از» که معنای «تبعیضیه» دارد: «بخشی از آنچه که برای شما نگه داشته را بخورید».
اگر معنای اول منظور باشد، به قطعیت شامل نیمخوردهی سگ خواهد شد؛ اما اگر مراد آیه تبعیضیه باشد، به نظرم نمیتوان آن را «بخشی که حیوان نخورده» معنا کرد؛ زیرا در آیه بیان شده «مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ» یعنی از آن چیزی که برای شما نگه داشته نه آن چیزی که شکار کرده است. به عبارتی تبعیض برای انسان است نه نیمخوردهی سگ؛ ضمن اینکه لزوماً اینطور نیست سگ حیوان را نیمخورده کند، پس یا کل یا بخشی از حیوان را نگه داشته است. علاوه بر این اگر منظور نیمخورده باشد، آیه میگوید بخشی از آنچه برای شما نگه داشته را بخورید نه آن چیزی که سهم حیوان است. همچنین تبعیض در ««فَكُلُوا مِمَّا» به فراز نخست آیه مربوط میشود: «أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ»، یعنی آن چیزی که در حیوان پاکیزه است خورده شود و مربوط به نیمخوردهی سگ نخواهد بود.
لذا برخی مفسران جدای از آنکه بیان کردهاند این آیه دلالت بر جواز نیمخوردهی سگ دارد (المیزان، ج،۵، ص۳۲۴)، عدهی زیادی معنای تبعیض را نه نیمخوردهی سگ بلکه اجزای حرام برشمردهاند. (الفرقان، ج۸، ص۸۷؛ مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۲۹۴)
ولی در عمده یا تمامی آیات قرآن که «مِمَّا/مِنْ مَّا» بیان شده، معنای تبعیضیه ندارد، از همین جهت به دلیل «حجیت غالب گفتاریِ متن»، برداشت تبعیض از این فراز خطا خواهد بود.
ج) مؤید این تفسیر روایتی در الکافی کلینی است. در روایتی جمیل بن دراج از امام جعفرصادق پرسیده است: «مردی سگی را به شکار میفرستد و سگ شکار را میگیرد و مرد چاقویی ندارد که با آن حیوان را سر ببرد، آیا باید بگذارد که سگ حیوان را بکشد و بخورد؟» امام چنین پاسخ داده که: «مشکلی نیست زیرا در خداوند گفته است: بخورید از آنچه که برای شما نگه داشتهاند».(«أَ یَدَعُهُ حَتَّی یَقْتُلَهُ وَ یَأْکُلَ مِنْهُ قَالَ لَا بَأْسَ قَالَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ»: الکافی، ج۶، ص۲۰۴)
نتیجه اینکه؛
مطابق آیهی قرآن و تفسیری که از آن شد و البته روایاتی که ذیل آیه در معتبرترین کتابهای روایی شیعه آمده، اگر سگی شکاری گرفته باشد و بخشی از آن حیوان را خورده باشد، میتوان از آن بخشی که سگ نیز خورده برای تغذیه استفاده کرد در حالی که نیاز به شستن ندارد. لذا روایات نیمخورده و نیمشرب، به دلیل مخالفت با آیه، دلالتی بر نجاست کلب نخواهند داشت و تنها میتوان بیان کرد که استفاده از نیمشرب سگ، مطابق برخی روایات، برای وضو گرفتن صحیح نیست.
@tarbd
👍3👏1