🍁🍂🌲🌲🍂🍁
✅تمامِ دین من...
وقتی نیکی میکنم احساس شادمانی دارم،
هنگامی که بدی میکنم حس شرمساری،
این تمام دین من است...
#آبراهام_لینکن
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅تمامِ دین من...
وقتی نیکی میکنم احساس شادمانی دارم،
هنگامی که بدی میکنم حس شرمساری،
این تمام دین من است...
#آبراهام_لینکن
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅شب های مرگ...
🔹مه دود بزرگ لندن...
مردم شب خوابیدند ولی صبح نتوانستند برخیزند، ساده است، مرده بودند. پیر زن، پیر مرد، نوزاد، کودک، نوجوان و جوان. دقیقا ۷۱ سال قبل، یعنی از ۵ تا ۹ دسامبر 1952، طی ۵ شب متوالی در لندن مرکز انگلیس بیدرنگ 12000 و پس از چندی 34000 تن مردند و بیش از 120000 تن نیز به سختی بیمار شدند. همه این مرگ ها و بیماری ها ناشی از یک عامل بود: آلودگی شدید هوا که به مه دود بزرگ مشهور شد. طی مه دود لندن چنان صحنه های وحشتناک و دلهره آوری در ایجاد کرد که آن را بزرگترین فاجعه محیط زیستی و شومترین فاجعه مرتبط با آلودگی هوا در بریتانیا شمرده اند. تلنبار شدن اجساد پیر وجوان، دارا و ندار، اعلام وضعیت اورژانس در کل پایتخت و حتی کمبود گور و گورستان، فضایی آخرالزمانی را در لندن خلق کرده بود. در نهایت نیز پارلمان قانون هوای پاک را تصویب کرده و کمتر از ۸ سال بعد بریتانیا به نسبت وسعت و جمعیت در وضع قابل قبولی هوای شهری قرار گرفت.
با نقل کوتاه مَه دود لندن به عنوان فکت تاریخی، چند پرسش اصولی و در عین حال حیاتی از مدیران تصمیم ساز جمهوری اسلامی دارم:
۱- غِِلظت بَنزَن که عامل اصلی سرطان خون شمرده شده است، این روزها در هوای کلانشهرها و شهرهای بزرگ، چند برابر استانداردهای بین المللی است؟ آیا ۴۰ برابر بودن حد مجازش درست است؟
۲- میزان آزبست که از عوامل شناخته شده در سرطان ریه شمرده شده مثلا در تهران چند برابر استاندارهای بین المللی است؟ آیا تخمين ۲۰ تا ۵۰ برابر(۲ تا ۵ هزار درصد) بالاتر از حد مجازش درست است؟
۳- میزان اُزُن کشنده و زمینه ساز انواع آسم، در هوای این روزهای کلانشهرها، از جمله تهران چقدر است؟
۴- میزان مرگ و میر سالیانه ایرانیان و میزان ابتلا به بیماری ها از جمله سرطان ریه، بر اثر آلودگی هوا چند نفر است؟
۵- میزان اکسیدهای بسیار خطرناک، از جمله اکسید نیتروژن و ذرات معلق کمتر از ۱۰ میکرون در کلانشهرها چقدر است و چه پیامدهایی دارند؟
آیا مطمئنید که هر شب و روز، به گونه ای فاجعه آمیز مه دود در کلانشهرهای ما رخ نمی دهد؟ به گمانتان شب های مرگ و کشتار بزرگ تهرانی ها و اصفهانی ها و تیریزی ها و مشهدی هاو... کی است؟!!
پ ن:
اگه جمعیت امروز کلان شهرهای ما رو با جمعیت اون زمان لندن مقایسه کنید تازه مشخص میشه بزرگی فاجعه چقدر می تونه وحشتناک باشه...
✍یدالله کریمی پور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مه دود بزرگ لندن...
مردم شب خوابیدند ولی صبح نتوانستند برخیزند، ساده است، مرده بودند. پیر زن، پیر مرد، نوزاد، کودک، نوجوان و جوان. دقیقا ۷۱ سال قبل، یعنی از ۵ تا ۹ دسامبر 1952، طی ۵ شب متوالی در لندن مرکز انگلیس بیدرنگ 12000 و پس از چندی 34000 تن مردند و بیش از 120000 تن نیز به سختی بیمار شدند. همه این مرگ ها و بیماری ها ناشی از یک عامل بود: آلودگی شدید هوا که به مه دود بزرگ مشهور شد. طی مه دود لندن چنان صحنه های وحشتناک و دلهره آوری در ایجاد کرد که آن را بزرگترین فاجعه محیط زیستی و شومترین فاجعه مرتبط با آلودگی هوا در بریتانیا شمرده اند. تلنبار شدن اجساد پیر وجوان، دارا و ندار، اعلام وضعیت اورژانس در کل پایتخت و حتی کمبود گور و گورستان، فضایی آخرالزمانی را در لندن خلق کرده بود. در نهایت نیز پارلمان قانون هوای پاک را تصویب کرده و کمتر از ۸ سال بعد بریتانیا به نسبت وسعت و جمعیت در وضع قابل قبولی هوای شهری قرار گرفت.
با نقل کوتاه مَه دود لندن به عنوان فکت تاریخی، چند پرسش اصولی و در عین حال حیاتی از مدیران تصمیم ساز جمهوری اسلامی دارم:
۱- غِِلظت بَنزَن که عامل اصلی سرطان خون شمرده شده است، این روزها در هوای کلانشهرها و شهرهای بزرگ، چند برابر استانداردهای بین المللی است؟ آیا ۴۰ برابر بودن حد مجازش درست است؟
۲- میزان آزبست که از عوامل شناخته شده در سرطان ریه شمرده شده مثلا در تهران چند برابر استاندارهای بین المللی است؟ آیا تخمين ۲۰ تا ۵۰ برابر(۲ تا ۵ هزار درصد) بالاتر از حد مجازش درست است؟
۳- میزان اُزُن کشنده و زمینه ساز انواع آسم، در هوای این روزهای کلانشهرها، از جمله تهران چقدر است؟
۴- میزان مرگ و میر سالیانه ایرانیان و میزان ابتلا به بیماری ها از جمله سرطان ریه، بر اثر آلودگی هوا چند نفر است؟
۵- میزان اکسیدهای بسیار خطرناک، از جمله اکسید نیتروژن و ذرات معلق کمتر از ۱۰ میکرون در کلانشهرها چقدر است و چه پیامدهایی دارند؟
آیا مطمئنید که هر شب و روز، به گونه ای فاجعه آمیز مه دود در کلانشهرهای ما رخ نمی دهد؟ به گمانتان شب های مرگ و کشتار بزرگ تهرانی ها و اصفهانی ها و تیریزی ها و مشهدی هاو... کی است؟!!
پ ن:
اگه جمعیت امروز کلان شهرهای ما رو با جمعیت اون زمان لندن مقایسه کنید تازه مشخص میشه بزرگی فاجعه چقدر می تونه وحشتناک باشه...
✍یدالله کریمی پور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅فرزندان نرگس محمدی به نیابت از او جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۳ را دریافت کردند
علی و کیانا رحمانی، فرزندان نرگس محمدی نیمروز یکشنبه ۱۰ دسامبر (۲۹ آذر) در مراسمی ویژه در شهر اسلو، پایتخت نروژ به نیابت مادرشان جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۳ را دریافت کردند.
نرگس محمدی با ۵۱ سال سن، هم اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین تهران به اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
علی و کیانا رحمانی، فرزندان نرگس محمدی نیمروز یکشنبه ۱۰ دسامبر (۲۹ آذر) در مراسمی ویژه در شهر اسلو، پایتخت نروژ به نیابت مادرشان جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۳ را دریافت کردند.
نرگس محمدی با ۵۱ سال سن، هم اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین تهران به اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👍1👎1
🔥🔥🔥جشن آذرگان...
جشن آذرگان در روز آذر، برابر با نهمین روز از ماه آذر برگزار می شد..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جشن آذرگان در روز آذر، برابر با نهمین روز از ماه آذر برگزار می شد..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅آذرگان
نُهمین روز از آذرماه در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی میشود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن «آذرگان» برگزار میشود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی.
در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم»این جشن را «آذرخش» نوشتهاند.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» دربارهٔ جشن آذرگان نوشته است: «روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام «آذرجشن» میگویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتشها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکدهها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند».
نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته میدانستند و در خانهها و بامها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایشها و گستردن سفره آیینی با خوراکیهای گوناگون در آتشکدهها که آذین بندی شده بودند، جشن میگرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوبهای خوش سوز و خوشبو مینهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانهها فروزان بود و نمیگذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده میدانستند. یکی از نیایشهایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده میشود «آتش نیایش» نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش «خرده اوستا» است. مسعود سعد سلمان، شاعر پارسی گوی، در قطعههایی که برای نام ماههای ایرانی سروده، دربارهٔ «آذر ماه» میگوید:
ای ماه، رسید ماه آذر / برخیز و بده می چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن / ز آذر صنما به ماه آذر
او همچنین دربارهٔ «روز آذر» گفته است:
ای خرامنده سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه
شادمان کن مرا به می که جهان / شادمان شد به فر دولت شاه
🔹آیینهای جشن آذرگان در ایران امروز
جشن آذرگان این روزها در شهرهای کرمان، یزد، شیراز، تهران و… از طرف زرتشتیان و با شرکت این گروه از اقلیتهای مذهبی در مراکز دینی خودشان برگزار میشود. خواندن بخشهایی از اوستا توسط موبد، بخش همیشگی این آیین به شمار میرود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نُهمین روز از آذرماه در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی میشود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن «آذرگان» برگزار میشود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی.
در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم»این جشن را «آذرخش» نوشتهاند.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» دربارهٔ جشن آذرگان نوشته است: «روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام «آذرجشن» میگویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتشها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکدهها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند».
نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته میدانستند و در خانهها و بامها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایشها و گستردن سفره آیینی با خوراکیهای گوناگون در آتشکدهها که آذین بندی شده بودند، جشن میگرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوبهای خوش سوز و خوشبو مینهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانهها فروزان بود و نمیگذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده میدانستند. یکی از نیایشهایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده میشود «آتش نیایش» نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش «خرده اوستا» است. مسعود سعد سلمان، شاعر پارسی گوی، در قطعههایی که برای نام ماههای ایرانی سروده، دربارهٔ «آذر ماه» میگوید:
ای ماه، رسید ماه آذر / برخیز و بده می چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن / ز آذر صنما به ماه آذر
او همچنین دربارهٔ «روز آذر» گفته است:
ای خرامنده سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه
شادمان کن مرا به می که جهان / شادمان شد به فر دولت شاه
🔹آیینهای جشن آذرگان در ایران امروز
جشن آذرگان این روزها در شهرهای کرمان، یزد، شیراز، تهران و… از طرف زرتشتیان و با شرکت این گروه از اقلیتهای مذهبی در مراکز دینی خودشان برگزار میشود. خواندن بخشهایی از اوستا توسط موبد، بخش همیشگی این آیین به شمار میرود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁🍂🌲🌲🍂🍁
خدا در صخرهها خواب است،
در گیاهان رویا میبیند،
در حیوانات میجنبد،
و
در انسان «بیدار» میشود.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
خدا در صخرهها خواب است،
در گیاهان رویا میبیند،
در حیوانات میجنبد،
و
در انسان «بیدار» میشود.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅تجربه دبش از تاریخ ترش...
✍حسن حضرتی
ایرانیان سابقه درازدامنی در سنت شهریاری دارند. دانش و تجربه حکمرانی را از دوره هخامنشیان بهصورت جدی آموختند؛ طوری که بتوانند به قدرتی جهانی تبدیل بشوند. به عربها و ترکها و مغولهایی که به کشورشان تاختند، سخاوتمندانه شیوههای حکمرانی موفق را نشان دادند تا بیگانگان نیز در اداره این سرزمین ناکام نباشند و نادانسته این کشور را ویران نسازند. در نظام سیاسی ایران پیش و پس از اسلام، "دیوان"(اهل قلم) در کنار "درگاه"(اهل شمشیر) وظیفه اداره کشور را برعهده داشتند؛ کشوری که قرنهای متمادی مرزهای آن از مدیترانه تا دریای سیاه و از آرال و خزر تا خلیجفارس و دریای هند کشیده و جغرافیای بسیار پهناوری را با اقوام گونهگون در خود جای داده بود.
اداره این سرزمین پهناور در زمانهای که جنگ فضیلت بود و اشغال مباهات، چگونه ممکن بود؟ آری! ممکن بود. تاریخ به ما میگوید رمز این موفقیت دو چیز است: الف- شایستهسالاری و ب- فسادستیزی ساختاری. توضیح این که خاستگاه نظام سیاسی در ایران هرچه بود، در مقام سیاستورزی، امور را به اهل آن میسپرد؛ یعنی به تخصص بها میداد. داستان انوشیروان و کفشگرزاده را خواندهایم که کفشگری به انوشیروان گفت بگذار پسرم به جرگه دبیران بپیوندد، درعوض هزینه سپاهت را تامین میکنم. انوشیران نپذیرفت. فهم من این است که علت نپذیرفتن این درخواست از سوی انوشیروان این بود که خلاف تخصصگرایی بود. دبیر باید کسی باشد که دبیری را در خانواده و نزد پدر آموخته باشد. پسری که این مهارت را در خانواده و نزد پدر نیاموخته بود، شایسته احراز مقام دبیری نبود. از این نمونهها که در تاریخ باستان و میانه ایران به تخصص و شایستگی بها داده میشود، فراوان است.
نیز، نظامهای سیاسی در ایران دوران اقتدار بسیار فسادستیز بودند. این فقط یک شعار نبود. نظام سیاسی به گونهای تعریف شده بود که از فساد سیستمی بهشدت جلوگیری میکرد. این ساختار بهشکل کلاسیک حتا در درون خود به تفکیک قوا نیز پایبند بود تا سلطان بواسطه همین منابع قدرت درون ساختار، آنها را بهدست خود مهار کند و جلوی فسادشان را بگیرد. برای نمونه، در ایران دوره میانه منصبی بود به نام "عامل" که ناظر امور مالی در ولایات بود. منصب دیگری بود به نام "قاضی" که منصوب از طرف قاضیالقضات مرکز بود و نماینده او. ضلع سوم قدرت در ولایات "والی" و یا "حاکم" بود که منصوب از طرف شاه و دربار در ولایات بود. حیطه اختیارات و وظایف این سه مقام از هم جدا و تا حدود بسیاری مستقل بود. "عامل" در نظارت خود بر امور مالی مستقل بود و در این زمینه تابع "حاکم" و زیردست او نبود. ایضاً "قاضی" نیز در مقام رسیدگی به شکایات با قاضیالقضات در مرکز هماهنگ بود و هیچ وابستگی به "حاکم" ولایت از حیث ساختاری نداشت. این سه ضلع قدرت در ایالات در عینحالی که با مرکز هماهنگ بودند، اما وظایف مستقلی داشتند که اجازه میداد به عملکرد یکدیگر نظارت داشته باشند و اگر زمانی از مشی صحیح انجام امور خارج شدند، توسط دیگر اضلاع قدرت به انحاء مختلف حتا با آگاه نمودن مرکز مهار بشوند. نمونه دیگر در نظام سیاسی دوره میانه منصب "مُشرِف" است که در ایالات به انجام وظیفه میپرداخت و بهجهت وظایف امنیتی و محرمانهای که داشت، تنها از مرکز حقوق میگرفت و هیچ نوع وابستگی به "حاکم" نداشت. یا منصب "مُحتسِب" که زیر نظر قاضی در سطح شهر به تخلفات صنوف رسیدگی میکرد و مطلقاً به "حاکم" و امیر نظامی او پاسخگو نبود و تنها به قاضی شهر حساب پس میداد.
ذکر این چند مورد، در حوصله این یادداشت کوتاه، به ما این درس را میدهد که پیشینه ما در پیشه حکمرانی بسیار غنی است و بر پیشانی میراث گرانسنگ تاریخمان نمود و تبلور دارد. از آن درس بگیریم تا هر مُسرِفی (ولخرج و اسرافکار) را بر منصب مُشرِفی نگماریم تا "کذب و تزویر را وعظ و تذکیر دانند و تحرمز و نمیمت را صرامت و شهامت". تاریخ ایران ما شاید تلخ باشد و ترش، اما "دبش" نیست. در ساحت حکمرانی بدان بیتوجه نباشیم.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍حسن حضرتی
ایرانیان سابقه درازدامنی در سنت شهریاری دارند. دانش و تجربه حکمرانی را از دوره هخامنشیان بهصورت جدی آموختند؛ طوری که بتوانند به قدرتی جهانی تبدیل بشوند. به عربها و ترکها و مغولهایی که به کشورشان تاختند، سخاوتمندانه شیوههای حکمرانی موفق را نشان دادند تا بیگانگان نیز در اداره این سرزمین ناکام نباشند و نادانسته این کشور را ویران نسازند. در نظام سیاسی ایران پیش و پس از اسلام، "دیوان"(اهل قلم) در کنار "درگاه"(اهل شمشیر) وظیفه اداره کشور را برعهده داشتند؛ کشوری که قرنهای متمادی مرزهای آن از مدیترانه تا دریای سیاه و از آرال و خزر تا خلیجفارس و دریای هند کشیده و جغرافیای بسیار پهناوری را با اقوام گونهگون در خود جای داده بود.
اداره این سرزمین پهناور در زمانهای که جنگ فضیلت بود و اشغال مباهات، چگونه ممکن بود؟ آری! ممکن بود. تاریخ به ما میگوید رمز این موفقیت دو چیز است: الف- شایستهسالاری و ب- فسادستیزی ساختاری. توضیح این که خاستگاه نظام سیاسی در ایران هرچه بود، در مقام سیاستورزی، امور را به اهل آن میسپرد؛ یعنی به تخصص بها میداد. داستان انوشیروان و کفشگرزاده را خواندهایم که کفشگری به انوشیروان گفت بگذار پسرم به جرگه دبیران بپیوندد، درعوض هزینه سپاهت را تامین میکنم. انوشیران نپذیرفت. فهم من این است که علت نپذیرفتن این درخواست از سوی انوشیروان این بود که خلاف تخصصگرایی بود. دبیر باید کسی باشد که دبیری را در خانواده و نزد پدر آموخته باشد. پسری که این مهارت را در خانواده و نزد پدر نیاموخته بود، شایسته احراز مقام دبیری نبود. از این نمونهها که در تاریخ باستان و میانه ایران به تخصص و شایستگی بها داده میشود، فراوان است.
نیز، نظامهای سیاسی در ایران دوران اقتدار بسیار فسادستیز بودند. این فقط یک شعار نبود. نظام سیاسی به گونهای تعریف شده بود که از فساد سیستمی بهشدت جلوگیری میکرد. این ساختار بهشکل کلاسیک حتا در درون خود به تفکیک قوا نیز پایبند بود تا سلطان بواسطه همین منابع قدرت درون ساختار، آنها را بهدست خود مهار کند و جلوی فسادشان را بگیرد. برای نمونه، در ایران دوره میانه منصبی بود به نام "عامل" که ناظر امور مالی در ولایات بود. منصب دیگری بود به نام "قاضی" که منصوب از طرف قاضیالقضات مرکز بود و نماینده او. ضلع سوم قدرت در ولایات "والی" و یا "حاکم" بود که منصوب از طرف شاه و دربار در ولایات بود. حیطه اختیارات و وظایف این سه مقام از هم جدا و تا حدود بسیاری مستقل بود. "عامل" در نظارت خود بر امور مالی مستقل بود و در این زمینه تابع "حاکم" و زیردست او نبود. ایضاً "قاضی" نیز در مقام رسیدگی به شکایات با قاضیالقضات در مرکز هماهنگ بود و هیچ وابستگی به "حاکم" ولایت از حیث ساختاری نداشت. این سه ضلع قدرت در ایالات در عینحالی که با مرکز هماهنگ بودند، اما وظایف مستقلی داشتند که اجازه میداد به عملکرد یکدیگر نظارت داشته باشند و اگر زمانی از مشی صحیح انجام امور خارج شدند، توسط دیگر اضلاع قدرت به انحاء مختلف حتا با آگاه نمودن مرکز مهار بشوند. نمونه دیگر در نظام سیاسی دوره میانه منصب "مُشرِف" است که در ایالات به انجام وظیفه میپرداخت و بهجهت وظایف امنیتی و محرمانهای که داشت، تنها از مرکز حقوق میگرفت و هیچ نوع وابستگی به "حاکم" نداشت. یا منصب "مُحتسِب" که زیر نظر قاضی در سطح شهر به تخلفات صنوف رسیدگی میکرد و مطلقاً به "حاکم" و امیر نظامی او پاسخگو نبود و تنها به قاضی شهر حساب پس میداد.
ذکر این چند مورد، در حوصله این یادداشت کوتاه، به ما این درس را میدهد که پیشینه ما در پیشه حکمرانی بسیار غنی است و بر پیشانی میراث گرانسنگ تاریخمان نمود و تبلور دارد. از آن درس بگیریم تا هر مُسرِفی (ولخرج و اسرافکار) را بر منصب مُشرِفی نگماریم تا "کذب و تزویر را وعظ و تذکیر دانند و تحرمز و نمیمت را صرامت و شهامت". تاریخ ایران ما شاید تلخ باشد و ترش، اما "دبش" نیست. در ساحت حکمرانی بدان بیتوجه نباشیم.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
اولین فاتح اورست پس از اولین تلاش ناموفقش برای صعود به اورست گفت:
من برمیگردم و بالاخره تو را فتح میکنم؛ تو به عنوان یک کوه نمیتوانی رشد کنی، اما من چرا ...
#ادموند_هیلاری
روز جهانی #کوهنوردی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
من برمیگردم و بالاخره تو را فتح میکنم؛ تو به عنوان یک کوه نمیتوانی رشد کنی، اما من چرا ...
#ادموند_هیلاری
روز جهانی #کوهنوردی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3🔥2
✅ علت نامگذاری شهر بغداد چیست؟
🔹 خدا داد
🔹🔹 باغ خدا
بَغْدادْ (برگرفته از فارسی میانه:
به معنی : خدا-داد، هدیهٔ خدا)
برخی دیگر از زبانشناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شدهاست و بغداد به معنی باغ خدا است.
اگرچه در خصوص ریشههای ایرانی هیچ شبههای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشتهاست.
قابل اطمینانترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافتهاست.
بزرگترین شهر عراق و دومین شهر بزرگ جنوب غربی آسیا، مرکز استان بغداد و پایتخت این کشور است که در مرکز جغرافیایی آن در کنار رود دجله است.
تاریخ بغداد از دورهٔ عباسیان آغاز میشود و پیش از آن پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد امروزی بود. در آن زمان بغداد نام سرزمین کوچکی در نزدیکی تیسفون بود.
بغداد از زمان منصور، دومین خلیفه عباسیان به پایتختی خلافت برگزیده شد و در همان زمان هم نامآور گشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 خدا داد
🔹🔹 باغ خدا
بَغْدادْ (برگرفته از فارسی میانه:
به معنی : خدا-داد، هدیهٔ خدا)
برخی دیگر از زبانشناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شدهاست و بغداد به معنی باغ خدا است.
اگرچه در خصوص ریشههای ایرانی هیچ شبههای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشتهاست.
قابل اطمینانترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافتهاست.
بزرگترین شهر عراق و دومین شهر بزرگ جنوب غربی آسیا، مرکز استان بغداد و پایتخت این کشور است که در مرکز جغرافیایی آن در کنار رود دجله است.
تاریخ بغداد از دورهٔ عباسیان آغاز میشود و پیش از آن پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد امروزی بود. در آن زمان بغداد نام سرزمین کوچکی در نزدیکی تیسفون بود.
بغداد از زمان منصور، دومین خلیفه عباسیان به پایتختی خلافت برگزیده شد و در همان زمان هم نامآور گشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅آن روز که مشتاق با سهتار سنگسار شد...
امروز هر دختر و پسری که دستی به سهتار دارد، نام «سیم مشتاق» را هم شنیده. این سیم یادگار «مشتاق علیشاه» است که در سال 1206ق به حکم امام جمعه کرمان سنگسار شد، به جرم محبوبشدن در میان مردم و جوانان.
📌در این کلیپ واپسین لحظههای زندگی مشتاق را ببینید در فیلم «آتش سبز»، ساخته محمدرضا اصلانی، سال ۱۳۸۶... / اهل قلم و فرهنگ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
امروز هر دختر و پسری که دستی به سهتار دارد، نام «سیم مشتاق» را هم شنیده. این سیم یادگار «مشتاق علیشاه» است که در سال 1206ق به حکم امام جمعه کرمان سنگسار شد، به جرم محبوبشدن در میان مردم و جوانان.
📌در این کلیپ واپسین لحظههای زندگی مشتاق را ببینید در فیلم «آتش سبز»، ساخته محمدرضا اصلانی، سال ۱۳۸۶... / اهل قلم و فرهنگ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢2
✅حکایت سنگسار کردن مشتاق علیشاه نوازنده سه تار
#جهل_مقدس
مشتاق علیشاه ( وفات ۱۲۰۶ ش ) که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی می باشد ، سه تار را به مهارت می نواخت ، وی یک سیم به سیم های سه تار افزود که به نام وی « سیم مشتاق » نامیده می شود.
مشتاق علیشاه (وفات ۱۲۰۶ ش ) که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی است ، جوانی خوش سیما و برازنده و از مریدان شاه نعمت الله ولی بود که از اصفهان به کرمان کوچ کرد و در این شهر ساکن شد. او هنرمندی شوریده بود که هم شعر می سرود و هم سه تار را به مهارت می نواخت و اصلا نام او با نام سه تار عجین است چرا که وی یک سیم به سیم های سه تار افزوده که به نام وی « سیم مشتاق » نامیده می شود. می گویند این درویش هنرمند ، روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت موثر سه تار ، از بُن جان ، تلاوت می کرد. از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آن ها همان ملا محمد تقی کرمانی ، معروف به « مظفر علیشاه » بود. اما هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند ، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتل اش بودند ، اضافه می گردید که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردن کش تر و خونی تر می نمود و هر دم در پی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان ۱۲۰۶ شمسی ، هنگامی که بر منبر بود ، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند ، از همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد.
درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است ، و در آن روز تلی بود به نام « تل خر فروشان » در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد ، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی ( مظفر علیشاه ) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود ، پس هنگامی که آن صحنه ناگوار را دید گفت:« شهری خون بهای مشتاق است » .
بعد از مرگ مشتاق ، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به « ملا عبدالله سگو » معروف شد ، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان می خورد و « یاهو » می گوید ، به او نزدیک شد و با لهجه کرمانی گفت: « سگو ! هنوز هم یا هو می گویی ؟ » و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد روی او و اقوامش ماند و مردم آن ها را خاندان « عبد الله سگو » می نامیدند.
مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد ، در کرمان به « مشتاقیه » معروف است.
به گفته دکتر باستانی پاریزی بعد از سال ها ، مرحوم عباسعلی کیوان قزوینی که از نفوذ کلام و تاثیر نفس بهره بسیار داشت ، در همان مسجد جامع کرمان که چندین هزار جمعیت کرمانی در آنجا جمع بودند ، واقعه قتل مشتاق علیشاه و سنگسار کردن او را توسط مردم کرمان ، نقل می کرد و چنان موثر نقل می کرد که مثل واقعه عاشورا همه مردم به گریه افتادند. پس در آخر منبر گفت: « مردم این بود واقعه قتل مشتاق توسط اجداد بزرگوار شما ! حالا گمان می کنم وقت آن رسیده باشد که وجوبا همه شما یک لعنتی به روح پدران خود نثار کنید! ». و عجیب اینکه مردم تحت تاثیر کلام او ، در جواب چنان بلند و همگانی گفتند که انگار به روح پدرانشان صلوات یا رحمت می فرستند !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#جهل_مقدس
مشتاق علیشاه ( وفات ۱۲۰۶ ش ) که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی می باشد ، سه تار را به مهارت می نواخت ، وی یک سیم به سیم های سه تار افزود که به نام وی « سیم مشتاق » نامیده می شود.
مشتاق علیشاه (وفات ۱۲۰۶ ش ) که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی است ، جوانی خوش سیما و برازنده و از مریدان شاه نعمت الله ولی بود که از اصفهان به کرمان کوچ کرد و در این شهر ساکن شد. او هنرمندی شوریده بود که هم شعر می سرود و هم سه تار را به مهارت می نواخت و اصلا نام او با نام سه تار عجین است چرا که وی یک سیم به سیم های سه تار افزوده که به نام وی « سیم مشتاق » نامیده می شود. می گویند این درویش هنرمند ، روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت موثر سه تار ، از بُن جان ، تلاوت می کرد. از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آن ها همان ملا محمد تقی کرمانی ، معروف به « مظفر علیشاه » بود. اما هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند ، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتل اش بودند ، اضافه می گردید که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردن کش تر و خونی تر می نمود و هر دم در پی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان ۱۲۰۶ شمسی ، هنگامی که بر منبر بود ، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند ، از همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد.
درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است ، و در آن روز تلی بود به نام « تل خر فروشان » در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد ، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی ( مظفر علیشاه ) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود ، پس هنگامی که آن صحنه ناگوار را دید گفت:« شهری خون بهای مشتاق است » .
بعد از مرگ مشتاق ، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به « ملا عبدالله سگو » معروف شد ، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان می خورد و « یاهو » می گوید ، به او نزدیک شد و با لهجه کرمانی گفت: « سگو ! هنوز هم یا هو می گویی ؟ » و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد روی او و اقوامش ماند و مردم آن ها را خاندان « عبد الله سگو » می نامیدند.
مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد ، در کرمان به « مشتاقیه » معروف است.
به گفته دکتر باستانی پاریزی بعد از سال ها ، مرحوم عباسعلی کیوان قزوینی که از نفوذ کلام و تاثیر نفس بهره بسیار داشت ، در همان مسجد جامع کرمان که چندین هزار جمعیت کرمانی در آنجا جمع بودند ، واقعه قتل مشتاق علیشاه و سنگسار کردن او را توسط مردم کرمان ، نقل می کرد و چنان موثر نقل می کرد که مثل واقعه عاشورا همه مردم به گریه افتادند. پس در آخر منبر گفت: « مردم این بود واقعه قتل مشتاق توسط اجداد بزرگوار شما ! حالا گمان می کنم وقت آن رسیده باشد که وجوبا همه شما یک لعنتی به روح پدران خود نثار کنید! ». و عجیب اینکه مردم تحت تاثیر کلام او ، در جواب چنان بلند و همگانی گفتند که انگار به روح پدرانشان صلوات یا رحمت می فرستند !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2🕊2
زمان سلطان محمود میکشتند که شیعه است،
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضاشاه میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
امروز توی دهناش میزنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش مینشانند
و شمع آجیناش میکنند که لا مذهب است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
توی آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است٬
حالا در اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است٬
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است٬
صهیونیستها میکشند که فاشیست است
فاشیستها میکشند که کمونیست است؛
و میکشند و میکشند و میکشند ...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت ...
#احمد_شاملو
#پگاه_اندیشه
📕سخنرانی ها
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضاشاه میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
امروز توی دهناش میزنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش مینشانند
و شمع آجیناش میکنند که لا مذهب است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
توی آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است٬
حالا در اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است٬
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است٬
صهیونیستها میکشند که فاشیست است
فاشیستها میکشند که کمونیست است؛
و میکشند و میکشند و میکشند ...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت ...
#احمد_شاملو
#پگاه_اندیشه
📕سخنرانی ها
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍9👏3❤1🤬1
🍁🍂🌲🌲🍁🍂
نشست هشتم...
ایران به روایت شاهنامه
" زال و رودابه"
چهارشنبه ۲۲ آذر - ساعت ۱۶
شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه دوم.. اتاق ۳۰۳
🔹حضور برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نشست هشتم...
ایران به روایت شاهنامه
" زال و رودابه"
چهارشنبه ۲۲ آذر - ساعت ۱۶
شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه دوم.. اتاق ۳۰۳
🔹حضور برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است...
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و
من...
٢١ آذر زادروز #احمد_شاملو شاعر، نویسنده، فرهنگ نویس، ادیب و مترجم ایرانی میباشد.
یادش ماندگار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و
من...
٢١ آذر زادروز #احمد_شاملو شاعر، نویسنده، فرهنگ نویس، ادیب و مترجم ایرانی میباشد.
یادش ماندگار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1🕊1
🍁🍂🌲🌲🍂🍁
کودکت را از جهنم نترسان،
ذات او را پاک پرورش بده...!
وعده ی بهشت به او نده !
به او بیاموز؛
خوب بودن
لازمه ی انسانیت است ...
#انسانیت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کودکت را از جهنم نترسان،
ذات او را پاک پرورش بده...!
وعده ی بهشت به او نده !
به او بیاموز؛
خوب بودن
لازمه ی انسانیت است ...
#انسانیت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3👏1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
🍁🍂🌲🌲🍁🍂 نشست هشتم... ایران به روایت شاهنامه " زال و رودابه" چهارشنبه ۲۲ آذر - ساعت ۱۶ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان 📌📌📌طبقه دوم.. اتاق ۳۰۳ 🔹حضور برای عموم آزاد است. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی…
📌📌📌قابل توجه اعضای محترم...
مرکز تحقیقات باز است و جلسه برگزار می شود..
مرکز تحقیقات باز است و جلسه برگزار می شود..
✅#زن_و_عشق_در_شاهنامه
شاهنامه کتابی است که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیاد هُمر که در آن سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش موجد جنگ است. اینگونه است. کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
در دوران پهلوانی شاهنامه حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابی است، وجود او موجب میشود که این کتاب در ردیف لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
این زنها هستند که به داستان تراژیک آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد. همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود. سیمای تراژیک زن در شاهنامه به نجیبترین و پاکیزهترین نحو یعنی به عنوان مادر و همسر جلوه میکند، نه به عنوان معشوق.
در تمام داستانهای شاهنامه حضور زن را میبینیم. در داستان ضحّاک خواهران جمشید هستند. در داستان فریدون باز خواهران جمشید را میبینیم که به همسری او درمیآیند، و نیز مادرش فرانک و دختران سرو که همسر پسران او میگردند. در داستان سام و زال سیندخت و رودابه هستند، و در داستان سهراب تهمینه و گردآفرید؛ در داستان کاووس سودابه و مادر سیاوش، و در داستان سیاوش سودابه و فرنگیس و جریره و گلشهر زن پیران؛ و در داستان بیژن، منیژه؛ و در داستان گشتاسب و اسفندیار، کتایون دختر قیصر.
شاهنامه بر خلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند. حتی زنانی که خارجی هستند چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
عشق در شاهنامه در عین برهنگی پاک و نجیب است. رابطه زن و مرد بیآنکه به تکلّف و تصنّع گراییده باشد از تمدّن و فرهنگ برخوردار است.
ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است.
تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود.
زن در شاهنامه برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی به استثنای سودابه بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست.
چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند:
تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
#استاد_دکتر_محمدعلی_اسلامی_ندوشن
آواها و ایماها
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شاهنامه کتابی است که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیاد هُمر که در آن سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش موجد جنگ است. اینگونه است. کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
در دوران پهلوانی شاهنامه حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابی است، وجود او موجب میشود که این کتاب در ردیف لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
این زنها هستند که به داستان تراژیک آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد. همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود. سیمای تراژیک زن در شاهنامه به نجیبترین و پاکیزهترین نحو یعنی به عنوان مادر و همسر جلوه میکند، نه به عنوان معشوق.
در تمام داستانهای شاهنامه حضور زن را میبینیم. در داستان ضحّاک خواهران جمشید هستند. در داستان فریدون باز خواهران جمشید را میبینیم که به همسری او درمیآیند، و نیز مادرش فرانک و دختران سرو که همسر پسران او میگردند. در داستان سام و زال سیندخت و رودابه هستند، و در داستان سهراب تهمینه و گردآفرید؛ در داستان کاووس سودابه و مادر سیاوش، و در داستان سیاوش سودابه و فرنگیس و جریره و گلشهر زن پیران؛ و در داستان بیژن، منیژه؛ و در داستان گشتاسب و اسفندیار، کتایون دختر قیصر.
شاهنامه بر خلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند. حتی زنانی که خارجی هستند چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
عشق در شاهنامه در عین برهنگی پاک و نجیب است. رابطه زن و مرد بیآنکه به تکلّف و تصنّع گراییده باشد از تمدّن و فرهنگ برخوردار است.
ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است.
تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود.
زن در شاهنامه برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی به استثنای سودابه بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست.
چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند:
تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
#استاد_دکتر_محمدعلی_اسلامی_ندوشن
آواها و ایماها
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
🍁🍂🌲🌲🍂🍁
وصیت کرده ام بعد از مرگم؛
همراه من دو تا فنجان چای هم دفن کنند!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید...
به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش
همان هایی که بی اجازه وارد شدند
خودخواهانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند و بی خداحافظی رفتند...
#سیمین_بهبهانی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
وصیت کرده ام بعد از مرگم؛
همراه من دو تا فنجان چای هم دفن کنند!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید...
به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش
همان هایی که بی اجازه وارد شدند
خودخواهانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند و بی خداحافظی رفتند...
#سیمین_بهبهانی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅دیکتاتورها بزرگتر از آنچه که هستند، به نظر می رسند...
لئونید برژنف نخستوزير شوروی از خياط مخصوصش در مسکو خواست تا از پارچهای كه آورده يک دست كت و شلوار برای او بدوزد ولی خياط بعد از اندازهگيری پارچه گفت که اندازۀ آن برای کتوشلوار جناب برژنف كافی نيست .
برژنف پارچه را گرفت و در سفری كه به بلگراد داشت به صورت اتفاقی از يک خياط يوگوسلاو خواست تا برایش يک دست كت و شلوار بدوزد . خياط بعد از اندازهگيری گفت كه مقدار پارچه زیاد است و ميتواند حتی يک جليقۀ اضافی نيز از آن دربیاورد !!
برژنف با تعجب از مشاور خود پرسيد پس چرا آن خياط روس نتوانست این كتوشلوار را بدوزد ؟؟ او پاسخ داد : قربان خیاط گناهی ندارد چون مردم در مسکو شما را بزرگتر از آن چه كه واقعا هستيد تصور ميكنند ...
📌امروز سالگرد فروپاشی شوروی است !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
لئونید برژنف نخستوزير شوروی از خياط مخصوصش در مسکو خواست تا از پارچهای كه آورده يک دست كت و شلوار برای او بدوزد ولی خياط بعد از اندازهگيری پارچه گفت که اندازۀ آن برای کتوشلوار جناب برژنف كافی نيست .
برژنف پارچه را گرفت و در سفری كه به بلگراد داشت به صورت اتفاقی از يک خياط يوگوسلاو خواست تا برایش يک دست كت و شلوار بدوزد . خياط بعد از اندازهگيری گفت كه مقدار پارچه زیاد است و ميتواند حتی يک جليقۀ اضافی نيز از آن دربیاورد !!
برژنف با تعجب از مشاور خود پرسيد پس چرا آن خياط روس نتوانست این كتوشلوار را بدوزد ؟؟ او پاسخ داد : قربان خیاط گناهی ندارد چون مردم در مسکو شما را بزرگتر از آن چه كه واقعا هستيد تصور ميكنند ...
📌امروز سالگرد فروپاشی شوروی است !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2👎1