🍁🍂🌲🌲🍂🍁
دیوار نوشته ایی در غزه...
خانه ام کجاست؟
مادرم کجاست؟
پدرم کجاست؟
خواهر و برادرم کجاست؟
انسانیت کجاست؟؟؟؟
#غزه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دیوار نوشته ایی در غزه...
خانه ام کجاست؟
مادرم کجاست؟
پدرم کجاست؟
خواهر و برادرم کجاست؟
انسانیت کجاست؟؟؟؟
#غزه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ محمد علی فروغی
🔹میرزا محمدعلی فروغی، ملقب به #ذکاءالملک: نویسنده، ادیب، فیلسوف، سیاستمدار و اولین رییس فرهنگستان ایران به سال ۱۲۹۴ق./ ۱۲۵۴ش. در تهران دیده به جهان گشود. پدرش میرزا محمدحسین ذکاءالملک اول، متخلص به فروغی، پسر #آقامحمدمهدی_ارباب_اصفهانی بود که از دانشمندان و شعرای بلندپایه عصر ناصری و مظفری به شمار میرفت. وی با مراقبت و تربیت پدر از اوان کودکی با مقدمات علوم آشنا شد، سپس به مدرسه دارالفنون وارد شد و در رشته طب به تحصیل اشتغال ورزید و همزمان به معلمی و تدریس (در دارالفنون) نیز پرداخت. اما دیری نگذشت که ذوق فطری او به ادبیات و فلسفه سیاسی باعث شد که طب را رها کند و در رشته ادبیات و فلسفه به تجربه و کسب دانش بپردازد. تا آن جایی که توانست پس از اتمام تحصیلاتش به تدریس و استادی مدرسه دارالفنون و نیز مدرسه عالی علوم سیاسی تهران نائل شود. به هنگام پیروزی نهضت مشروطه (۱۳۲۴) از سوی #صنیعالدوله، اولین رییس مجلس شورای ملی، به عنوان مسوول امور دبیرخانه مجلس انتخاب شد. او در سالهای بعد به نمایندگی مجلس، ریاست مجلس و دیگر مقام های مهم دولتی و اجرایی از جمله مسوولیت وزارتخانه های مختلف برگزیده شد. در سال ۱۳۲۶ق. با درگذشت پدرش، لقب ذکاءالملک (ثانی) را دریافت داشت. محمدعلی به زبان فرانسه و انگلیسی و آثار ادبی و فلسفی تسلط کافی داشت و حدود ۴۰ سال از عمر خود را در مهمترین مناصب سیاسی، دولتی و کرسی های تدریس و تحقیق سپری کرد.
🔹به گواهی مورخان، #ذکاءالملک_ثانی، یکی از شاخص ترین و برجسته ترین شخصیت های تاریخ معاصر ایران بوده که از دوران انقلاب مشروطیت تا پایان عمر شصت و هفت ساله اش از بازیگران و تاثیرگذاران سیاست های داخلی و خارجی ایران محسوب میشده است. وی علاوه بر وکالت و ریاست مجلس، پنج بار وزیر خارجه، چهار بار وزیر دارایی، سه بار وزیر عدلیه، چهار بار وزیر جنگ، یک بار وزیر اقتصاد ملی (پیشه، هنر و تجارت)، یک بار وزیر دربار و چهار بار به نخست وزیری ایران برگزیده شده است. عاقبت محمدعلی فروغی در پنجم آذرماه سال ۱۳۲۱ ش.، ساعت ۱۰شب بر اثر بیماری ممتد قلبی، جهان را بدرود گفت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد. محمدعلی فروغی (ذکاءالملک دوم) را میتوان اولین مترجم و نگارنده کتاب های آکادمیک (درسی) در زمینه حقوق اساسی و اقتصاد و سیاسی دانست. اولین کتاب آکادمیک درباره علم اقتصاد، در سال ۱۳۲۳ هجری قمری یعنی یک سال پیش از مشروطه، تحت عنوان «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلیتیک»، با ترجمه و نگارش محمدعلی فروغی منتشر شده است. همین نویسنده، اولین کتاب درسی درباره حقوق اساسی را یکسال پس از مشروطه (۱۳۲۵ق)، تحت عنوان «حقوق اساسی یعنی آداب مشروطیت دول» به رشته تحریر کشیده است. هر دوی این کتاب ها برای تدریس در «مدرسه علوم سیاسی» (تاریخ تاسیس ۱۳۱۷ق) آن زمان نوشته شده اند. به رغم اینکه کتابهای مورد اشاره از منابع فرانسوی زبان ترجمه و اقتباس شده و همانند منابع اصلی در واقع آثار آکادمیک و درسی به شمار میروند، اما نظر به تازگی و کیفیت علمی مطالبی که در آنها آمده و اهمیت حیاتی آنها برای ایران در حال غلیان و تحول آن دوران، انتشار آنها را میتوان نقطه عطفی در طرح اندیشه های مدرن سیاسی، اقتصادی در کشورمان به حساب آورد. تسلط مترجم و نگارنده به موضوعات مطرح شده در این دو اثر و معادل یابیهای کاملا به جا و ظریف برای اصطلاحات علمی که اغلب برای اولین بار به فارسی برگردانده شده، نشان دهنده فرهیختگی، وسعت معلومات و دقت نظر وی است. در برگرداندن و طرح اندیشه های مدرن علوم اجتماعی جدید، آغاز فروغی درخشان و پرفروغ بود، اما متاسفانه به دلایلی تداومی متناسب با آن پیدا نکرد.
🔹نسل های متعددی از روشنفکران ایرانی، به ویژه آنها که به زبان خارجی تسلط نداشتند، آشنایی با اندیشه های فلسفی غربی را با خواندن کتاب معروف فروغی در این خصوص یعنی #سیرحکمت_در_اروپا آغاز کرده اند. اندیشه هایی که او رواج داد، نهادهایی که تاسیس کرد و هویتی که برای شهروند ایرانی معاصر بازآفرید انقلابی بود که بنیانهای فرهنگ ایران را در عصر تلاطم های حاصل از گذار به مدرنیته پی ریخت و تثبیت کرد. جمله ای حسرت بار که خود او یک بار درباب قائم مقام و امیرکبیر گفته بود میتواند زندگی و زمانه اش را خلاصه سازد:
«سبحان الله! چه مردمانی بودند و چه خیال ها در سر داشتند و چه پیش آمد و چه کسانی جای آنها را گرفتند».
📚 محمد علی فروغی و ساختارهای نوین مدنی
✍علی اصغر حقدار
📑 صفحات ۲۹-۲۸
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹میرزا محمدعلی فروغی، ملقب به #ذکاءالملک: نویسنده، ادیب، فیلسوف، سیاستمدار و اولین رییس فرهنگستان ایران به سال ۱۲۹۴ق./ ۱۲۵۴ش. در تهران دیده به جهان گشود. پدرش میرزا محمدحسین ذکاءالملک اول، متخلص به فروغی، پسر #آقامحمدمهدی_ارباب_اصفهانی بود که از دانشمندان و شعرای بلندپایه عصر ناصری و مظفری به شمار میرفت. وی با مراقبت و تربیت پدر از اوان کودکی با مقدمات علوم آشنا شد، سپس به مدرسه دارالفنون وارد شد و در رشته طب به تحصیل اشتغال ورزید و همزمان به معلمی و تدریس (در دارالفنون) نیز پرداخت. اما دیری نگذشت که ذوق فطری او به ادبیات و فلسفه سیاسی باعث شد که طب را رها کند و در رشته ادبیات و فلسفه به تجربه و کسب دانش بپردازد. تا آن جایی که توانست پس از اتمام تحصیلاتش به تدریس و استادی مدرسه دارالفنون و نیز مدرسه عالی علوم سیاسی تهران نائل شود. به هنگام پیروزی نهضت مشروطه (۱۳۲۴) از سوی #صنیعالدوله، اولین رییس مجلس شورای ملی، به عنوان مسوول امور دبیرخانه مجلس انتخاب شد. او در سالهای بعد به نمایندگی مجلس، ریاست مجلس و دیگر مقام های مهم دولتی و اجرایی از جمله مسوولیت وزارتخانه های مختلف برگزیده شد. در سال ۱۳۲۶ق. با درگذشت پدرش، لقب ذکاءالملک (ثانی) را دریافت داشت. محمدعلی به زبان فرانسه و انگلیسی و آثار ادبی و فلسفی تسلط کافی داشت و حدود ۴۰ سال از عمر خود را در مهمترین مناصب سیاسی، دولتی و کرسی های تدریس و تحقیق سپری کرد.
🔹به گواهی مورخان، #ذکاءالملک_ثانی، یکی از شاخص ترین و برجسته ترین شخصیت های تاریخ معاصر ایران بوده که از دوران انقلاب مشروطیت تا پایان عمر شصت و هفت ساله اش از بازیگران و تاثیرگذاران سیاست های داخلی و خارجی ایران محسوب میشده است. وی علاوه بر وکالت و ریاست مجلس، پنج بار وزیر خارجه، چهار بار وزیر دارایی، سه بار وزیر عدلیه، چهار بار وزیر جنگ، یک بار وزیر اقتصاد ملی (پیشه، هنر و تجارت)، یک بار وزیر دربار و چهار بار به نخست وزیری ایران برگزیده شده است. عاقبت محمدعلی فروغی در پنجم آذرماه سال ۱۳۲۱ ش.، ساعت ۱۰شب بر اثر بیماری ممتد قلبی، جهان را بدرود گفت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد. محمدعلی فروغی (ذکاءالملک دوم) را میتوان اولین مترجم و نگارنده کتاب های آکادمیک (درسی) در زمینه حقوق اساسی و اقتصاد و سیاسی دانست. اولین کتاب آکادمیک درباره علم اقتصاد، در سال ۱۳۲۳ هجری قمری یعنی یک سال پیش از مشروطه، تحت عنوان «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلیتیک»، با ترجمه و نگارش محمدعلی فروغی منتشر شده است. همین نویسنده، اولین کتاب درسی درباره حقوق اساسی را یکسال پس از مشروطه (۱۳۲۵ق)، تحت عنوان «حقوق اساسی یعنی آداب مشروطیت دول» به رشته تحریر کشیده است. هر دوی این کتاب ها برای تدریس در «مدرسه علوم سیاسی» (تاریخ تاسیس ۱۳۱۷ق) آن زمان نوشته شده اند. به رغم اینکه کتابهای مورد اشاره از منابع فرانسوی زبان ترجمه و اقتباس شده و همانند منابع اصلی در واقع آثار آکادمیک و درسی به شمار میروند، اما نظر به تازگی و کیفیت علمی مطالبی که در آنها آمده و اهمیت حیاتی آنها برای ایران در حال غلیان و تحول آن دوران، انتشار آنها را میتوان نقطه عطفی در طرح اندیشه های مدرن سیاسی، اقتصادی در کشورمان به حساب آورد. تسلط مترجم و نگارنده به موضوعات مطرح شده در این دو اثر و معادل یابیهای کاملا به جا و ظریف برای اصطلاحات علمی که اغلب برای اولین بار به فارسی برگردانده شده، نشان دهنده فرهیختگی، وسعت معلومات و دقت نظر وی است. در برگرداندن و طرح اندیشه های مدرن علوم اجتماعی جدید، آغاز فروغی درخشان و پرفروغ بود، اما متاسفانه به دلایلی تداومی متناسب با آن پیدا نکرد.
🔹نسل های متعددی از روشنفکران ایرانی، به ویژه آنها که به زبان خارجی تسلط نداشتند، آشنایی با اندیشه های فلسفی غربی را با خواندن کتاب معروف فروغی در این خصوص یعنی #سیرحکمت_در_اروپا آغاز کرده اند. اندیشه هایی که او رواج داد، نهادهایی که تاسیس کرد و هویتی که برای شهروند ایرانی معاصر بازآفرید انقلابی بود که بنیانهای فرهنگ ایران را در عصر تلاطم های حاصل از گذار به مدرنیته پی ریخت و تثبیت کرد. جمله ای حسرت بار که خود او یک بار درباب قائم مقام و امیرکبیر گفته بود میتواند زندگی و زمانه اش را خلاصه سازد:
«سبحان الله! چه مردمانی بودند و چه خیال ها در سر داشتند و چه پیش آمد و چه کسانی جای آنها را گرفتند».
📚 محمد علی فروغی و ساختارهای نوین مدنی
✍علی اصغر حقدار
📑 صفحات ۲۹-۲۸
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
یادداشت_های_روزانه_از_محمدعلی_فروغی.pdf
8.1 MB
📘 کتاب " یادداشتهای روزانه از محمدعلی فروغی "
📝 به کوشش ایرج افشار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝 به کوشش ایرج افشار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥1
✅حکایت ملاها...
🔹گوشه ای از یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی
وقتی تاجری پسرش ناخوش شد همه قسم نذر برای شفای او کرد مثمر نشد.
از جمله نذر کرد که صد تومان به ظالم ترین مردم بدهد.
اتفاقاً پسر شفا یافت و تاجر خواست نذر خود را ادا کند.
با دوستان خود مشورت کرد که ظالم ترین مردم کیست بعد از تفکر بسیار، گفتند کدخدای محله چون مرد جابری است باید ظالم ترین مردم باشد حاجی این را پسندید و صد تومان را برداشته نزد کدخدا رفت و اظهار مطلب نمود.
کدخدا گفت راست است که من مردظالمی هستم ولی مطیع کلانترم و او از من سختگیرتر و ظالم تر است، به او باید برسد تاجر نزد کلانتر رفت او محول به حاکم کرد و قس علی هذا تا به شاه رسید.
شاه گفت من خیلی سختگیر هستم ولی فرّاش شریعتم.
باید این نذر به ملّا برسد.
تاجر نزد ملّا رفت اظهار مطلب نمود.
جناب ملا تغیّر کرد که این چه تکلیفی است به من میکنی؟
تاجر ترسید خواست برگردد.
ملا صدا کرد که بیا مومن!
چون توآدم خوبی هستی و نذری کردهای و باید وفا کنی من کاری میکنم که هم نذر تو ادا شود و هم صورت شرعی داشته باشد.
فصل زمستان بود مقداری برف در خانه بود گفت ما اسم این کار را معامله میگذاریم.
من این برفها را به تو میفروشم و صد تومان را به عنوان قیمت آنها از تو میگیرم.
تاجر راضی شد و صیغه خواندند.
تاجر پول داد و خواست برود آقای ملاگفت خوب حالا این برفها مِلک شماست، باید ببرید.
تاجر هرچه خواست طفره برود ملا گفت:
خیر من مال شما را در خانه نگاه نمیدارم.
تاجر آخر ش گفت جهنّم، مبلغی هم میدهیم این برف ها را هم ببرند.
چنین کرد و رفت مدتی گذشت و تابستان شد.
روزی ملا تاجر را احضار کرد گفت در معاملهای که من با شما کردم ادعای غبن دارم.
برفهای من بیشتر از صد تومن میارزید فسخ کردم.
برفهای مرا پس داده پول خود را بگیر.
هرچه تاجر التماس کرد نپذیرفت.
آخر صدتومان دیگر هم تقدیم کرد و ملا را راضی نمود.
تاجر در حضور ملا سجده شکر کرد و گفت از آن شکر میکنم که نذر من به محل واقعی یعنی به ظالم ترین مردم رسیده است.
منبع:
یادداشتهای روزانه محمّد علی فروغی، به کوشش ایرج افشار، نشر علم، صص ۱۳۷ و ۱۳۸.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹گوشه ای از یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی
وقتی تاجری پسرش ناخوش شد همه قسم نذر برای شفای او کرد مثمر نشد.
از جمله نذر کرد که صد تومان به ظالم ترین مردم بدهد.
اتفاقاً پسر شفا یافت و تاجر خواست نذر خود را ادا کند.
با دوستان خود مشورت کرد که ظالم ترین مردم کیست بعد از تفکر بسیار، گفتند کدخدای محله چون مرد جابری است باید ظالم ترین مردم باشد حاجی این را پسندید و صد تومان را برداشته نزد کدخدا رفت و اظهار مطلب نمود.
کدخدا گفت راست است که من مردظالمی هستم ولی مطیع کلانترم و او از من سختگیرتر و ظالم تر است، به او باید برسد تاجر نزد کلانتر رفت او محول به حاکم کرد و قس علی هذا تا به شاه رسید.
شاه گفت من خیلی سختگیر هستم ولی فرّاش شریعتم.
باید این نذر به ملّا برسد.
تاجر نزد ملّا رفت اظهار مطلب نمود.
جناب ملا تغیّر کرد که این چه تکلیفی است به من میکنی؟
تاجر ترسید خواست برگردد.
ملا صدا کرد که بیا مومن!
چون توآدم خوبی هستی و نذری کردهای و باید وفا کنی من کاری میکنم که هم نذر تو ادا شود و هم صورت شرعی داشته باشد.
فصل زمستان بود مقداری برف در خانه بود گفت ما اسم این کار را معامله میگذاریم.
من این برفها را به تو میفروشم و صد تومان را به عنوان قیمت آنها از تو میگیرم.
تاجر راضی شد و صیغه خواندند.
تاجر پول داد و خواست برود آقای ملاگفت خوب حالا این برفها مِلک شماست، باید ببرید.
تاجر هرچه خواست طفره برود ملا گفت:
خیر من مال شما را در خانه نگاه نمیدارم.
تاجر آخر ش گفت جهنّم، مبلغی هم میدهیم این برف ها را هم ببرند.
چنین کرد و رفت مدتی گذشت و تابستان شد.
روزی ملا تاجر را احضار کرد گفت در معاملهای که من با شما کردم ادعای غبن دارم.
برفهای من بیشتر از صد تومن میارزید فسخ کردم.
برفهای مرا پس داده پول خود را بگیر.
هرچه تاجر التماس کرد نپذیرفت.
آخر صدتومان دیگر هم تقدیم کرد و ملا را راضی نمود.
تاجر در حضور ملا سجده شکر کرد و گفت از آن شکر میکنم که نذر من به محل واقعی یعنی به ظالم ترین مردم رسیده است.
منبع:
یادداشتهای روزانه محمّد علی فروغی، به کوشش ایرج افشار، نشر علم، صص ۱۳۷ و ۱۳۸.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍6❤1
🍁🍂🌲🌲🍂🍁
صحبتِ حکام، ظلمتِ شـب یلداست
نور ز خورشید جوی، بو که برآید
#حافظ
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
#سعدی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صحبتِ حکام، ظلمتِ شـب یلداست
نور ز خورشید جوی، بو که برآید
#حافظ
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
#سعدی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2🕊1
✅#یلدا؛ زایش مهر...
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میتراییسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.
ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خداهای مرد آنان است در فردای این شب به وجود میآید و خون گاو مقدس را میریزد و در زمانی که خون آن گاو به زمین میرسد ریشه گیاهان در زیر زمین سرسبز میشوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در میآید. مهر در شب یلدا با اهریمن به جنگ میایستد و مردم عادی را تحت مراقبت قرار میدهد.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند.
این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.
بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتوگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میتراییسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.
ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خداهای مرد آنان است در فردای این شب به وجود میآید و خون گاو مقدس را میریزد و در زمانی که خون آن گاو به زمین میرسد ریشه گیاهان در زیر زمین سرسبز میشوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در میآید. مهر در شب یلدا با اهریمن به جنگ میایستد و مردم عادی را تحت مراقبت قرار میدهد.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند.
این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.
بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتوگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
شادباش شب یلدا
@drkazzazi
👆
🌲شادباش شب یلدا با بیان پارسی گوی استاد میر جلال الدین کزازی 🔥🌞🔥
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲شادباش شب یلدا با بیان پارسی گوی استاد میر جلال الدین کزازی 🔥🌞🔥
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲یلدا مبارک....
🎼شیشه می در شب یلدا شکست...
#استاد_شجریان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🎼شیشه می در شب یلدا شکست...
#استاد_شجریان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲❄️❄️❄️🌲🌲
هنوز با همه دردم، امید درمان است
که آخری بود آخر، شبان یلدا را
#سعدی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هنوز با همه دردم، امید درمان است
که آخری بود آخر، شبان یلدا را
#سعدی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅کوههای مریخی...
مه..
طلوع خورشید...
🔹بندر بریس، سیستان و بلوچستان
📸 : Kaveh seyedahmadian
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مه..
طلوع خورشید...
🔹بندر بریس، سیستان و بلوچستان
📸 : Kaveh seyedahmadian
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅شب زایشِ مهر
📝میرجلالالدین کزازی
ماه دی، نخستین ماه زمستان است. از همین روی به این نام نامیده شده است؛ زیرا روزهایی که آغاز ماه را نشان میدهند به پاس این آغازینگی میتوان گفت ارزشی بیشتر دارند و آنها را نیاکان ما با نامهایی نامیدهاند که از دید نمادشناسی و باورهای باستانی نامهاییاند بالاتر. دی نامی است که پیشینهای بسیار کهن دارد. پیشینه آن به فرهنگ آریانی یا هند و اروپایی بازمیگردد. دی در کاربرد کهن خویش در معنی فروغ سپیدهدمان است و آن روشنایی که روز به آن پدیدار میشود و آغاز میگیرد.
برای نمونه از همین ریشه در زبان انگلیسی واژه «دی» که به معنی روز است هنوز به کار برده میشود. گذشته از نام ماه نام روزهایی از روزهای سیگانه نیز این نام را درخود دارد. دی به آذر، دی به مهر. دی آغاز زمستان، آغاز تاریکی و سرما، دو پدیده گیتیگ(دنیوی) است که نزد ایرانیان پدیدههایی اهریمنیاند. از همین روی شاید نخستین روز دیماه و زمستان را دی نامیدهاند که یادآور روشنایی و روز و گرماست. از دیدی دیگر نخستین روز دیماه همراه است با درازترین و دیریازترین شب، آن شبی که نماد تیرگی و سرمای درازآهنگ است. نامیدن نخستین روز زمستان با واژهای که یادآور روشنی و گرماست میتواند کاری پسندیده باشد؛ زیرا که میتوان این نام را در آغاز روزگار سرما و تاریکی نامی فرخنده دانست و به مروا (فال نیک) گرفت. اگر فراختر بنگریم و ژرفتر، شاید بتوانیم رازی دیگر را در این نام بجوییم؛ آن راز این است که این نخستین شب دیماه و زمستان، شبزایش مهر نیز هست؛ از همین روست که این شب را شب یلدا مینامند.
یلدا واژهای سریانی است به معنی زایش. مهر از این شب به جهان میآید. مهر یا میترا نام یکی از بغان (بغ: ایزد) باستانی ایرانی بود که پاسدار دوستی و پیوند و پیمان شمرده میشده است. از دیگر سوی نامی است برای خورشید. کارکردی سومین هم دارد. نام دینآوری است که 60 سال پس از تاختن اسکندر گجستهی به نفرین (ملعون) به ایران زمین و 30 سال پس از برپایی جهانشاهی اشکانی دیده به دیدار جهان میگشاید. او آیینی نو را پایه میریزد که در ایران گسترش و روایی مییابد. سپس راه به قلمروی جهانشاهی روم میبرد و آیین فراگیر و همگانی رومیان میشود. پیوند نام مهر یا خورشید از سویی و از سوی دیگر پیوند آیین مهرپرستی با ستارگان و سالار آنها که خورشید است، انگیزه ای شده است که جشن زادن مهر، جشن زایش خورشید هم شمرده شود.
از همین روست که ایرانیان این شب را بزرگ میدارند، جشن میگیرند، خوان نمادین و آیینی در شب زادن مهر میگسترند. نمادهای مهر را که یادآور خورشید نیز میتواند بود بر این خوان مینهند. برجستهترین نمادها که ناگزیر باید بر این خوان نهاده شود، انار است؛ میوهای که در رنگ و ریخت به خورشید میماند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝میرجلالالدین کزازی
ماه دی، نخستین ماه زمستان است. از همین روی به این نام نامیده شده است؛ زیرا روزهایی که آغاز ماه را نشان میدهند به پاس این آغازینگی میتوان گفت ارزشی بیشتر دارند و آنها را نیاکان ما با نامهایی نامیدهاند که از دید نمادشناسی و باورهای باستانی نامهاییاند بالاتر. دی نامی است که پیشینهای بسیار کهن دارد. پیشینه آن به فرهنگ آریانی یا هند و اروپایی بازمیگردد. دی در کاربرد کهن خویش در معنی فروغ سپیدهدمان است و آن روشنایی که روز به آن پدیدار میشود و آغاز میگیرد.
برای نمونه از همین ریشه در زبان انگلیسی واژه «دی» که به معنی روز است هنوز به کار برده میشود. گذشته از نام ماه نام روزهایی از روزهای سیگانه نیز این نام را درخود دارد. دی به آذر، دی به مهر. دی آغاز زمستان، آغاز تاریکی و سرما، دو پدیده گیتیگ(دنیوی) است که نزد ایرانیان پدیدههایی اهریمنیاند. از همین روی شاید نخستین روز دیماه و زمستان را دی نامیدهاند که یادآور روشنایی و روز و گرماست. از دیدی دیگر نخستین روز دیماه همراه است با درازترین و دیریازترین شب، آن شبی که نماد تیرگی و سرمای درازآهنگ است. نامیدن نخستین روز زمستان با واژهای که یادآور روشنی و گرماست میتواند کاری پسندیده باشد؛ زیرا که میتوان این نام را در آغاز روزگار سرما و تاریکی نامی فرخنده دانست و به مروا (فال نیک) گرفت. اگر فراختر بنگریم و ژرفتر، شاید بتوانیم رازی دیگر را در این نام بجوییم؛ آن راز این است که این نخستین شب دیماه و زمستان، شبزایش مهر نیز هست؛ از همین روست که این شب را شب یلدا مینامند.
یلدا واژهای سریانی است به معنی زایش. مهر از این شب به جهان میآید. مهر یا میترا نام یکی از بغان (بغ: ایزد) باستانی ایرانی بود که پاسدار دوستی و پیوند و پیمان شمرده میشده است. از دیگر سوی نامی است برای خورشید. کارکردی سومین هم دارد. نام دینآوری است که 60 سال پس از تاختن اسکندر گجستهی به نفرین (ملعون) به ایران زمین و 30 سال پس از برپایی جهانشاهی اشکانی دیده به دیدار جهان میگشاید. او آیینی نو را پایه میریزد که در ایران گسترش و روایی مییابد. سپس راه به قلمروی جهانشاهی روم میبرد و آیین فراگیر و همگانی رومیان میشود. پیوند نام مهر یا خورشید از سویی و از سوی دیگر پیوند آیین مهرپرستی با ستارگان و سالار آنها که خورشید است، انگیزه ای شده است که جشن زادن مهر، جشن زایش خورشید هم شمرده شود.
از همین روست که ایرانیان این شب را بزرگ میدارند، جشن میگیرند، خوان نمادین و آیینی در شب زادن مهر میگسترند. نمادهای مهر را که یادآور خورشید نیز میتواند بود بر این خوان مینهند. برجستهترین نمادها که ناگزیر باید بر این خوان نهاده شود، انار است؛ میوهای که در رنگ و ریخت به خورشید میماند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅فاجعه میانگین نمرات امتحان نهایی/ ۸.۷۵ میانگین نمره رشته انسانی!
🔹️تحلیل نتایج امتحانات نهایی نشان میدهد که نمرات دانشآموزان در بازه زمانی ۴ ساله یعنی از سال ۹۸ تا ۱۴۰۲ با اُفت همراه است.
🔹️میانگین کشوری نمرات دانشآموزان در امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۲ در رشته تجربی ۱۱.۲۳، در رشته ریاضی ۱۰.۷۹ و در رشته انسانی ۸.۷۵ بوده است.
🔹️همچنین فقط یک دانشآموز پسر رشته تجربی در کشور موفق به کسب معدل ۲۰ شد.
📌پایگاه اصفهان خبر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹️تحلیل نتایج امتحانات نهایی نشان میدهد که نمرات دانشآموزان در بازه زمانی ۴ ساله یعنی از سال ۹۸ تا ۱۴۰۲ با اُفت همراه است.
🔹️میانگین کشوری نمرات دانشآموزان در امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۲ در رشته تجربی ۱۱.۲۳، در رشته ریاضی ۱۰.۷۹ و در رشته انسانی ۸.۷۵ بوده است.
🔹️همچنین فقط یک دانشآموز پسر رشته تجربی در کشور موفق به کسب معدل ۲۰ شد.
📌پایگاه اصفهان خبر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1🔥1🕊1
🌲🌲❄️❄️❄️🌲🌲
از نفهمیدن مطلبی در هراس نباش،
هراس تو از این باشد که مبادا تصور کنی که آنچه فهم کردهای،
فهم آخر است.
فهم، آخرِ کار نیست؛
بلکه شروع کار است.
آغاز و شروع،
از آنِ انسان فکور است
ولی انتها از آنِ آدم جاهل.
📙 مانتره
📝 میثرا اشوان
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
از نفهمیدن مطلبی در هراس نباش،
هراس تو از این باشد که مبادا تصور کنی که آنچه فهم کردهای،
فهم آخر است.
فهم، آخرِ کار نیست؛
بلکه شروع کار است.
آغاز و شروع،
از آنِ انسان فکور است
ولی انتها از آنِ آدم جاهل.
📙 مانتره
📝 میثرا اشوان
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1🔥1
📌 گروه وانجمن تاریخ استان اصفهان برگزار میکند:
🟣 دومین وبینار تخصصی تاریخ با موضوع:
"رویارویی اندیشه گران ایرانی باشمشیرزنان بدوی "
تقابل اهل قلم وشمشیر ازهجوم تازیان تاپایان صفویه
📌مخاطبان: دبیران تاریخ سراسر کشور
⏰️زمان: شنبه ۲ دیماه ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
🌐لینک ورود به جلسه :
https://www.skyroom.online/ch/isfedu/metting2
🟣 دومین وبینار تخصصی تاریخ با موضوع:
"رویارویی اندیشه گران ایرانی باشمشیرزنان بدوی "
تقابل اهل قلم وشمشیر ازهجوم تازیان تاپایان صفویه
📌مخاطبان: دبیران تاریخ سراسر کشور
⏰️زمان: شنبه ۲ دیماه ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
🌐لینک ورود به جلسه :
https://www.skyroom.online/ch/isfedu/metting2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅زیباترین ژئو سایت ایران
“دره چاکاویر”
قشم - هرمزگان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
“دره چاکاویر”
قشم - هرمزگان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
زمانه بس که پلید و پلشت و مسخره شد
عیارسنجی خورشید کار شبپره شد
🔹واکنش شفیعی کدکنی به وزارت ارشاد: عیارسنجی خورشید کار شبپره شد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
عیارسنجی خورشید کار شبپره شد
🔹واکنش شفیعی کدکنی به وزارت ارشاد: عیارسنجی خورشید کار شبپره شد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅زیباترین نقطهای که تا به حال در آسیا دیدهام!
زنان و مردان مازندران، دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بهخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه میکنند؛ بهخصوص که برعکس زنهای مسلمان دیگر، هیچوقت چهره خود را نمیپوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مؤدب و مهربان هستند. و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبال او با کمال ادب و رأفت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیدهام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد، زیباترین نقطهای است که تا به حال در آسیا دیدهام و مردم آن متمدنترین و باادبترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند.
منبع: سفرنامه پیترو دلاواله، پیتر دلاواله،ترجمه شعاع الدین شفا،ص ۱۳۴
🌐مطالب تاریخی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زنان و مردان مازندران، دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و بهخصوص زنان در نظر من زیبا جلوه میکنند؛ بهخصوص که برعکس زنهای مسلمان دیگر، هیچوقت چهره خود را نمیپوشانند و از حرف زدن با مردان امتناعی ندارند و مانند مردان این دیار در برخورد بسیار مؤدب و مهربان هستند. و همگی مردم مازندران دوست دارند خانه خود را در اختیار مهمان قرار دهند و در قبال او با کمال ادب و رأفت رفتار کنند و من در هیچ جای دیگر دنیا ندیدهام مردم دهات آنقدر دارای تمدن و آداب و رسوم پسندیده باشند و ملاحظه کردم ایالت هیرکانیا که به قول قدما باید عاری از تمدن و جایگاه پلنگان وحشی باشد، زیباترین نقطهای است که تا به حال در آسیا دیدهام و مردم آن متمدنترین و باادبترین مردمی هستند که ممکن است در دنیا وجود داشته باشند.
منبع: سفرنامه پیترو دلاواله، پیتر دلاواله،ترجمه شعاع الدین شفا،ص ۱۳۴
🌐مطالب تاریخی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1