This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅شاهکار مهندسی هخامنشیان و ساخت پل معلق در تنگه داردانل به هنگام لشکرکشی خشایارشا...
#هخامنشیان
#خشایارشا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#هخامنشیان
#خشایارشا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥3
✅رنگ شیرازی...
🔹آیا میدانستید در دنیا رنگی به نام "شیراز" وجود دارد؟
در دنیا شیراز را با حافظ، سعدی، تخت جمشید و مسجد نصیر الملک و شراب میشناسند که از این بین رنگ شرابی را رنگ شیراز نامیده اند و شرکت خودرو سازی آئودی آلمان امکان انتخاب رنگ شیراز را برای آخرین مدلهای خود به مشتریان می دهد!
فقط کافیه توی گوگل بنویسید shiraz color یا Audi Shiraz Color تا خودتون متوجه بشید !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹آیا میدانستید در دنیا رنگی به نام "شیراز" وجود دارد؟
در دنیا شیراز را با حافظ، سعدی، تخت جمشید و مسجد نصیر الملک و شراب میشناسند که از این بین رنگ شرابی را رنگ شیراز نامیده اند و شرکت خودرو سازی آئودی آلمان امکان انتخاب رنگ شیراز را برای آخرین مدلهای خود به مشتریان می دهد!
فقط کافیه توی گوگل بنویسید shiraz color یا Audi Shiraz Color تا خودتون متوجه بشید !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅کاخ اردشیر بابکان/فیروزآباد فارس
کاخ هزار و هشتصدساله اردشیر بابکان، پایه گذار حکومت ساسانیان، با وجود تمام بی توجهی ها، استوار و پابرجا یاد و نام پادشاه پرآوازه ساسانیان را زنده نگه داشته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کاخ هزار و هشتصدساله اردشیر بابکان، پایه گذار حکومت ساسانیان، با وجود تمام بی توجهی ها، استوار و پابرجا یاد و نام پادشاه پرآوازه ساسانیان را زنده نگه داشته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅نمایی کم نظیر از تجریش در سال ۱۳۵۱
🔹حجم و انبوهی درخت ها شگفتانگیزه
🔹حجم ماشین های رنگی هم جالبن، مثل الان فقط سیاه و سفید نیستن
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹حجم و انبوهی درخت ها شگفتانگیزه
🔹حجم ماشین های رنگی هم جالبن، مثل الان فقط سیاه و سفید نیستن
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎2
✅ درس های اخلاقی و انسانی در کشتی تایتانیک..
هنگام غرق شدن تایتانیک ، جان جیکوب آستور چهارم میلیونر بزرگ سوار کشتی بود.
پول حساب های بانکی او برای ساخت 30 فروند از این کشتی های تایتانیک کافی بود. با این حال ، او در معرض خطر مرگ قرار گرفت ، آن چیزی را که از نظر اخلاقی صحیح بود انتخاب کرد و جای خود را در قایق نجات به دو کودک ترسیده داد
ایسیدور اشتراوس ، مالک مشترک بزرگترین فروشگاه فروشگاه های آمریکایی Macy's که اونیز در تایتانیک نیز حضور داشت ، گفت:
"من هرگز زودتر از مردان دیگر وارد کشتی نجات نخواهم شد."
همسرش نیز از سوار شدن به قایق امتناع کرد و جای خود را به خدمتکار تازه استخدام شده خود ، الن برد داد. او تصمیم گرفت آخرین دقایق زندگی خود را با همسرش زندگی کند.
این افراد ثروتمند ترجیح می دهند بدون مال و ثروت باشند تا این اصول اخلاقی را زیر پا بگذارند.
انتخاب آنها به نفع ارزشهای اخلاقی درخشش تمدن بشری و ماهیت انسانی را نشان داد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هنگام غرق شدن تایتانیک ، جان جیکوب آستور چهارم میلیونر بزرگ سوار کشتی بود.
پول حساب های بانکی او برای ساخت 30 فروند از این کشتی های تایتانیک کافی بود. با این حال ، او در معرض خطر مرگ قرار گرفت ، آن چیزی را که از نظر اخلاقی صحیح بود انتخاب کرد و جای خود را در قایق نجات به دو کودک ترسیده داد
ایسیدور اشتراوس ، مالک مشترک بزرگترین فروشگاه فروشگاه های آمریکایی Macy's که اونیز در تایتانیک نیز حضور داشت ، گفت:
"من هرگز زودتر از مردان دیگر وارد کشتی نجات نخواهم شد."
همسرش نیز از سوار شدن به قایق امتناع کرد و جای خود را به خدمتکار تازه استخدام شده خود ، الن برد داد. او تصمیم گرفت آخرین دقایق زندگی خود را با همسرش زندگی کند.
این افراد ثروتمند ترجیح می دهند بدون مال و ثروت باشند تا این اصول اخلاقی را زیر پا بگذارند.
انتخاب آنها به نفع ارزشهای اخلاقی درخشش تمدن بشری و ماهیت انسانی را نشان داد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍9👎2
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین انتظامی خطاب به جلیلی: اگر یک رستوران به دلیل بی حجابی پلمب شود یا یک خودرو توقیف شود راه حل شما برای این مسئله چیست؟
جلیلی: شما عمق راهبردی مسئله رو درک نمی کنی
انتظامی: تا من عمق راهبردی رو درک کنم شما راه حلتان چیست؟ #انتخابات
@Akhbar_montakhab
جلیلی: شما عمق راهبردی مسئله رو درک نمی کنی
انتظامی: تا من عمق راهبردی رو درک کنم شما راه حلتان چیست؟ #انتخابات
@Akhbar_montakhab
😡1
✅روشنفکر کیست؟
ایمانوئل کانت اعتقاد دارد اگر در جامعه ای گزاره غالب این باشد که "فکر نکنید اطاعت کنید" آن جامعه در دوران تاریکی به سر می برد و اگر در فردی هم این گزاره غالب باشد آن فرد در دوران کودکی به سر می برد.
گزاره ای که یک جامعه را به دوران روشنایی می برد و یک فرد را به بلوغ روانی می رساند این است که "جرات و شهامت آزاد اندیشی داشته باش".
بنابراین از نظر کانت روشنفکر بودن دو ویژگی دارد؛ اول علم و آگاهی و دوم شجاعت و شهامت.
کارل مانهایم اعتقاد دارد که تمام شناخت ها به ساختارهای اجتماعی وابسته هستند. از نظر او این منافع طبقات و گروه های اجتماعی است که نحوه ی اندیشیدن آنها را تعیین می کند بنابراین کشیش ها شبیه هم فکر می کنند، نظامیان شبیه هم و پزشکان شبیه هم. تنها افکار روشنفکران است که وابسته به شرایط و ساختارهای اجتماعی نیست. مانهایم روشنفکران را افرادی بی طبقه می دانست که اندیشه هایشان تحت تاثیر منافع طبقاتی نیست.
ادوارد سعید روشنفکر را کسی می داند که به نقد "قدرت" و "سنت" می پردازد. روشنفکر این نقد را در انظار عموم انجام می دهد بنابراین همه هستی اش را موکول به یک تشخیص انتقادی می کند. پس می توان برای روشنفکران دو ویژگی قائل شد.
اول این که تفکر نقاد در آنها فعال است. پس گرفتار تفکر عاطفی -عادتی، جوزدگی و تقلید نیستند،
دوم این که، این نقد ها را با شهامت مطرح می کنند و از نگرانی در مورد حاصل عملی کار خویش فاصله گرفته اند.
پس هر فرد دانشمند و تحصیلکرده ای، روشنفکر محسوب نمی شود و هر جامعه ای هم که دانشگاه و دانشجو زیاد داشته باشد از دوران تاریکی به عصر خرد نقل مکان نکرده است.
اما لازم است اضافه کنیم، در هر شرایط تاریخی، ممکن است روشنفکر نمودی متفاوت داشته باشد.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ایمانوئل کانت اعتقاد دارد اگر در جامعه ای گزاره غالب این باشد که "فکر نکنید اطاعت کنید" آن جامعه در دوران تاریکی به سر می برد و اگر در فردی هم این گزاره غالب باشد آن فرد در دوران کودکی به سر می برد.
گزاره ای که یک جامعه را به دوران روشنایی می برد و یک فرد را به بلوغ روانی می رساند این است که "جرات و شهامت آزاد اندیشی داشته باش".
بنابراین از نظر کانت روشنفکر بودن دو ویژگی دارد؛ اول علم و آگاهی و دوم شجاعت و شهامت.
کارل مانهایم اعتقاد دارد که تمام شناخت ها به ساختارهای اجتماعی وابسته هستند. از نظر او این منافع طبقات و گروه های اجتماعی است که نحوه ی اندیشیدن آنها را تعیین می کند بنابراین کشیش ها شبیه هم فکر می کنند، نظامیان شبیه هم و پزشکان شبیه هم. تنها افکار روشنفکران است که وابسته به شرایط و ساختارهای اجتماعی نیست. مانهایم روشنفکران را افرادی بی طبقه می دانست که اندیشه هایشان تحت تاثیر منافع طبقاتی نیست.
ادوارد سعید روشنفکر را کسی می داند که به نقد "قدرت" و "سنت" می پردازد. روشنفکر این نقد را در انظار عموم انجام می دهد بنابراین همه هستی اش را موکول به یک تشخیص انتقادی می کند. پس می توان برای روشنفکران دو ویژگی قائل شد.
اول این که تفکر نقاد در آنها فعال است. پس گرفتار تفکر عاطفی -عادتی، جوزدگی و تقلید نیستند،
دوم این که، این نقد ها را با شهامت مطرح می کنند و از نگرانی در مورد حاصل عملی کار خویش فاصله گرفته اند.
پس هر فرد دانشمند و تحصیلکرده ای، روشنفکر محسوب نمی شود و هر جامعه ای هم که دانشگاه و دانشجو زیاد داشته باشد از دوران تاریکی به عصر خرد نقل مکان نکرده است.
اما لازم است اضافه کنیم، در هر شرایط تاریخی، ممکن است روشنفکر نمودی متفاوت داشته باشد.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👏2🔥1
🌲🌲🌲
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند
#مولوی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند
#مولوی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
Forwarded from #طبیب ایران
✅💐🌷 *نظر« دکتر شفیعی کدکنی» ، استاد فرهیخته و ادیب بلند آوازه و بی مثال ایران در ارتباط با حضور در انتخابات برای رأی دادن به دکتر پزشکیان*
.
سابقه نداشته است استاد شفیعی کدکنی در مورد موضوعی اجتماعی و نامزدی برای انتخابات اینطور صریح و شفاف سخن گفته باشد .
استاد شفیعی کدکنی در تحلیلی از روشنفکری در ایران نهایتا آنها را به دو دسته تقسیم می کند :
الف. روشنفکرِ «نمیخواهم»
ب. روشنفکر ِ «چه میخواهم»
متأسفانه جامعهٔ عقلگریزِ ما همیشه به «روشنفکران نمیخواهم»(امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه میخواهم»(امثال سید حسن تقی زاده) با بیاعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است.
***
در میهن ما متاسفانه روشنفکران نمی خواهم غالب بوده اند و وعده های نا کجا آبادی داده اند و ما در گذشته اسیر افکار روشنفکران "نمی خواهم" شدیم .امثال بازرگان ها را که سخن از اصلاح و تغییرات گام گام می گفتند با انگ لیبرال و غیر انقلابی راندیم و آنچنان شدیم که عوامفریبانی بر ما مسلط شدند که وعده پوشالی مدیریت جهان به ما دادند و سرمایه های کشور را به هدر دادند و ساختارها و قواعد حکمرانی را بر هم زدند .
روشنفکر متعقل وعده پوشالی نمی دهد و از هر فرصت ولو کوچک برای اعتلای مملکت بهره می جوید .امروز مملکت در آستانه انتخابات رئیس جمهوری قرار گرفته که با انتخاب گزینه ای مناسبتر احتمال کاستن از آلام مردم می رود. انتظار معجزه از رئیسجمهور آتی نباید داشت و توان آن را هم ندارد اما می تواند حکمرانی شعاری و وعدهاي و کارناشناس و غیر کارامد را قدری بهبود بخشد .
مسعود پزشکیان فرد امتحان پس داده ایست. ساختار اجرایی و تقنینی کشور را می شناسد. به اقدام کارشناسی باور دارد خود مدارج علمی را بی شبهه گذرانده و در باندهای قدرت و ثروت رد پایی از او نیست .
*اقتضا دارد دوستداران ایران عزیز و داعیه داران روشنفکری عاقلانه فرصت انتخاب پزشکیان را به عنوان یک گام به پیشتلقی و تبلیغ کنند .* *تحریم انتخابات نسخه روشنفکران "نمی خواهم" و ... است .*
راه تحریم میوه اش حاکمیت اقلیت بر اکثریت و تسلط بی مایگان است.
مسیر اعتلای ایران عزیز از تغییرات مستمر تدریجی می گذرد .
قهرمان افسانه ای که همه چیز را سامان بخشد وجود ندارد . قهرمان اعتلای کشور مجموعه مردمی هستند که یاس را برآنند و امیدوارنه در صحنه باز آفرینی مجد و عظمت ایران در حد امکان همراهی کنند .
اگر ما بشویم واقعا می توانیم .
جوانان این دیار باید به صحنه بیایند و آینده را بیارایند . یاس وسوسه شیطان است .به همت همگان و به تدریج به مسیر پیشرفت برخواهیم گشت .
*پس فرصت انتخاب پزشکیان را مغتنم شماریم*
.
سابقه نداشته است استاد شفیعی کدکنی در مورد موضوعی اجتماعی و نامزدی برای انتخابات اینطور صریح و شفاف سخن گفته باشد .
استاد شفیعی کدکنی در تحلیلی از روشنفکری در ایران نهایتا آنها را به دو دسته تقسیم می کند :
الف. روشنفکرِ «نمیخواهم»
ب. روشنفکر ِ «چه میخواهم»
متأسفانه جامعهٔ عقلگریزِ ما همیشه به «روشنفکران نمیخواهم»(امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه میخواهم»(امثال سید حسن تقی زاده) با بیاعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است.
***
در میهن ما متاسفانه روشنفکران نمی خواهم غالب بوده اند و وعده های نا کجا آبادی داده اند و ما در گذشته اسیر افکار روشنفکران "نمی خواهم" شدیم .امثال بازرگان ها را که سخن از اصلاح و تغییرات گام گام می گفتند با انگ لیبرال و غیر انقلابی راندیم و آنچنان شدیم که عوامفریبانی بر ما مسلط شدند که وعده پوشالی مدیریت جهان به ما دادند و سرمایه های کشور را به هدر دادند و ساختارها و قواعد حکمرانی را بر هم زدند .
روشنفکر متعقل وعده پوشالی نمی دهد و از هر فرصت ولو کوچک برای اعتلای مملکت بهره می جوید .امروز مملکت در آستانه انتخابات رئیس جمهوری قرار گرفته که با انتخاب گزینه ای مناسبتر احتمال کاستن از آلام مردم می رود. انتظار معجزه از رئیسجمهور آتی نباید داشت و توان آن را هم ندارد اما می تواند حکمرانی شعاری و وعدهاي و کارناشناس و غیر کارامد را قدری بهبود بخشد .
مسعود پزشکیان فرد امتحان پس داده ایست. ساختار اجرایی و تقنینی کشور را می شناسد. به اقدام کارشناسی باور دارد خود مدارج علمی را بی شبهه گذرانده و در باندهای قدرت و ثروت رد پایی از او نیست .
*اقتضا دارد دوستداران ایران عزیز و داعیه داران روشنفکری عاقلانه فرصت انتخاب پزشکیان را به عنوان یک گام به پیشتلقی و تبلیغ کنند .* *تحریم انتخابات نسخه روشنفکران "نمی خواهم" و ... است .*
راه تحریم میوه اش حاکمیت اقلیت بر اکثریت و تسلط بی مایگان است.
مسیر اعتلای ایران عزیز از تغییرات مستمر تدریجی می گذرد .
قهرمان افسانه ای که همه چیز را سامان بخشد وجود ندارد . قهرمان اعتلای کشور مجموعه مردمی هستند که یاس را برآنند و امیدوارنه در صحنه باز آفرینی مجد و عظمت ایران در حد امکان همراهی کنند .
اگر ما بشویم واقعا می توانیم .
جوانان این دیار باید به صحنه بیایند و آینده را بیارایند . یاس وسوسه شیطان است .به همت همگان و به تدریج به مسیر پیشرفت برخواهیم گشت .
*پس فرصت انتخاب پزشکیان را مغتنم شماریم*
👎4👍2👏2❤1
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستندی کوتاه و تاریخی از آخرین دفاع ایرانیان در برابر حمله اعراب تازه مسلمان
گزارشی تاریخی از : محسن ظهوری
ایران در حال سقوط است...
اعراب مسلمان روستا به روستا و شهر به شهر پیش میآیند تا ساسانیان را براندازند.
یزدگرد سوم، پادشاه ساسانی پس از شکست در جنگهای قادسیه و نهاوند، به سمت شرق فلات ایران گریخته تا بتواند سپاهی برای مقابله با دشمن مهیا کند.
شکستهای پیاپی، ارتش ایران را از هم گسسته، اما برای موتا، رهبر دیلمیان این ماجرا تمامشده نیست..
او تلاش میکند تا در برابر مهاجمین بایستد...
پس با همراهی دو سردار دیگر، ارتشی فراهم میکند و به نبرد با مسلمانان میرود...
داستانی که کمتر درباره آن گفتهاند.
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
گزارشی تاریخی از : محسن ظهوری
ایران در حال سقوط است...
اعراب مسلمان روستا به روستا و شهر به شهر پیش میآیند تا ساسانیان را براندازند.
یزدگرد سوم، پادشاه ساسانی پس از شکست در جنگهای قادسیه و نهاوند، به سمت شرق فلات ایران گریخته تا بتواند سپاهی برای مقابله با دشمن مهیا کند.
شکستهای پیاپی، ارتش ایران را از هم گسسته، اما برای موتا، رهبر دیلمیان این ماجرا تمامشده نیست..
او تلاش میکند تا در برابر مهاجمین بایستد...
پس با همراهی دو سردار دیگر، ارتشی فراهم میکند و به نبرد با مسلمانان میرود...
داستانی که کمتر درباره آن گفتهاند.
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
😢4👍1
✅مقدمات حملهی چنگیز به ایران ۱
✍علی جلالپور
در مورد علت و علل اصلی حملهی چنگیز به ایران عقاید مختلف وجود دارد و هر یک از آنها در جهت اثبات ادعای خود دلایلی را مطرح ساختهاند که هر یک بیانگر گوشهای از این زوایای تاریک میباشد. در این دیدگاهها به نظر میرسد که به ماهیت اصلی این قدرت نوپا و اهداف جهانگشایی و یا اجبار چنگیزخان در آن زمان کمتر توجه گردیده و بر عوامل فرعی که زمینهساز و در نهایت موجب تسریع آن اهداف شده است بیشتر مانور دادهاند. از یک طرف ما شاهد ظهور چنگیزی هستیم که با اتحاد اقوام صحرانشین تقریباً تمام نواحی چین را درنوریده و با کسب مأموریتی آسمانی وعدهی حاکمیتِ جهان به او داده شده است، دیگر نمیتوان نوعِ نگرش و تمایلِ غلبه بر همسایگان را از سوی او نادیده گرفت. زمانی که چنگیز با کسب اطلاعات از موقعیت متزلزل و اختلافات دولت خوارزمشاه آگاهی یافته و همچنین با همیاری و دعوت ناراضیان داخلی و گروه ادیان مسیحی و مانوی و حتی مسلمان از جانب خلیفهی عباسی و از همه مهمتر با قتل بازرگانان خود زمینه را از هر جهت برای تهاجم مساعد دید، انتقادی بر رفتار وی وارد نیست، زیرا به عقیده بسیاری این حملات در مدت زمان دیر یا زود انجام میگرفت؛ اما افرادی چون جان من معتقد هستند که چنگیز هیچ علاقهای با درگیری با خوارزمشاهیان نداشت و با کشته شدن بازرگانانش مجبور به این اقدام گردید. «به این ترتیب دورهی جدیدی در زندگی چنگیز شروع شد، تا این زمان، سنّت حکومت کرده بود. این بخشی از میراث یک حاکم مغول بود که به چین تجاوز کند؛ برای این کار وحدتِ قبیلهای یک پیشنیاز بود. این به نوبهی خود تعقیب یک رئیس قبیلهی رقیب را توجیه میکرد. حتی چنان چه به یک دولتِ دوردست فرار کرده بود که در این مورد میتوان از خاراخیتای نام برد؛ و این، همان گونه که هر استراتژیست خوبی میفهمید، همچنین به معنای درگیری با شی شیا بود. اما هیچ رئیس صحرانشینی، در حالی که هنوز در پایگاه وطنیاش درگیر است هرگز مشتاقانه وظیفهی تحت سلطه درآوردن یک امپراتوری را که با وطنش بسیار زیاد فاصله داشت بر عهده نمیگرفت، چه رسد به یک امپراتوری که قدرت مسلّط در آسیای میانه باشد. اما به نظر چنگیز، گزینهی دیگری نداشت. نه تنها تحقیر شده و به چالش طلبیده شده بود، بلکه اگر با این تهدید مقابله نمیکرد تقریباً قربانی یک شاهِ جاهطلب میشد که مشتاق بود تا حاکمیت خود را تا سرزمینهای پربار چین گسترش دهد. همان طور که تاریخ اسرارآمیز میگوید چنگیز درباره کاری که میبایست انجام میشد هیچ تردیدی نداشت. او گفت: بیایید علیه ملت مسلمان وارد عمل شویم تا انتقام بگیریم.»[1]
[1] - زندگی پرماجرای چنگیزخان، نویسنده جان من، مترجم داود نعمت اللهی، چاپ ششم، 1398، ص 156
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍علی جلالپور
در مورد علت و علل اصلی حملهی چنگیز به ایران عقاید مختلف وجود دارد و هر یک از آنها در جهت اثبات ادعای خود دلایلی را مطرح ساختهاند که هر یک بیانگر گوشهای از این زوایای تاریک میباشد. در این دیدگاهها به نظر میرسد که به ماهیت اصلی این قدرت نوپا و اهداف جهانگشایی و یا اجبار چنگیزخان در آن زمان کمتر توجه گردیده و بر عوامل فرعی که زمینهساز و در نهایت موجب تسریع آن اهداف شده است بیشتر مانور دادهاند. از یک طرف ما شاهد ظهور چنگیزی هستیم که با اتحاد اقوام صحرانشین تقریباً تمام نواحی چین را درنوریده و با کسب مأموریتی آسمانی وعدهی حاکمیتِ جهان به او داده شده است، دیگر نمیتوان نوعِ نگرش و تمایلِ غلبه بر همسایگان را از سوی او نادیده گرفت. زمانی که چنگیز با کسب اطلاعات از موقعیت متزلزل و اختلافات دولت خوارزمشاه آگاهی یافته و همچنین با همیاری و دعوت ناراضیان داخلی و گروه ادیان مسیحی و مانوی و حتی مسلمان از جانب خلیفهی عباسی و از همه مهمتر با قتل بازرگانان خود زمینه را از هر جهت برای تهاجم مساعد دید، انتقادی بر رفتار وی وارد نیست، زیرا به عقیده بسیاری این حملات در مدت زمان دیر یا زود انجام میگرفت؛ اما افرادی چون جان من معتقد هستند که چنگیز هیچ علاقهای با درگیری با خوارزمشاهیان نداشت و با کشته شدن بازرگانانش مجبور به این اقدام گردید. «به این ترتیب دورهی جدیدی در زندگی چنگیز شروع شد، تا این زمان، سنّت حکومت کرده بود. این بخشی از میراث یک حاکم مغول بود که به چین تجاوز کند؛ برای این کار وحدتِ قبیلهای یک پیشنیاز بود. این به نوبهی خود تعقیب یک رئیس قبیلهی رقیب را توجیه میکرد. حتی چنان چه به یک دولتِ دوردست فرار کرده بود که در این مورد میتوان از خاراخیتای نام برد؛ و این، همان گونه که هر استراتژیست خوبی میفهمید، همچنین به معنای درگیری با شی شیا بود. اما هیچ رئیس صحرانشینی، در حالی که هنوز در پایگاه وطنیاش درگیر است هرگز مشتاقانه وظیفهی تحت سلطه درآوردن یک امپراتوری را که با وطنش بسیار زیاد فاصله داشت بر عهده نمیگرفت، چه رسد به یک امپراتوری که قدرت مسلّط در آسیای میانه باشد. اما به نظر چنگیز، گزینهی دیگری نداشت. نه تنها تحقیر شده و به چالش طلبیده شده بود، بلکه اگر با این تهدید مقابله نمیکرد تقریباً قربانی یک شاهِ جاهطلب میشد که مشتاق بود تا حاکمیت خود را تا سرزمینهای پربار چین گسترش دهد. همان طور که تاریخ اسرارآمیز میگوید چنگیز درباره کاری که میبایست انجام میشد هیچ تردیدی نداشت. او گفت: بیایید علیه ملت مسلمان وارد عمل شویم تا انتقام بگیریم.»[1]
[1] - زندگی پرماجرای چنگیزخان، نویسنده جان من، مترجم داود نعمت اللهی، چاپ ششم، 1398، ص 156
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2
🌲🌲🌲
✅انجمن علمی و گروه تاریخ معلمان اصفهان با همکاری مرکز تحقیقات معلمان اصفهان برگزار می کند:
🔹نشست شانزدهم...
🔹 ایران به روایت شاهنامه:
"پایان جنگ مازندران"
🔹چهارشنبه ۳۰ خرداد - ساعت ۹/۳۰ صبح
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه دوم..
🔹حضور برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✅انجمن علمی و گروه تاریخ معلمان اصفهان با همکاری مرکز تحقیقات معلمان اصفهان برگزار می کند:
🔹نشست شانزدهم...
🔹 ایران به روایت شاهنامه:
"پایان جنگ مازندران"
🔹چهارشنبه ۳۰ خرداد - ساعت ۹/۳۰ صبح
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه دوم..
🔹حضور برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
❤1
✅نود درصد مردم اصفهان معمم بودند!
عمامه و عبا و لباس بلند که مخصوص به روحانیون بود در قرن قبل از پیدایش مشروطیت عمومیت پیدا کرده بود و اکثر مردم حتی عوام برای اینکه متظاهر به زهد شوند و احترامی در میان جامعه داشته باشند لباس روحانیت در بر میکردند چنانچه در شهر اصفهان که روحانیت بیش از سایر شهرهای ایران رواج داشت نود درصد مردم معمم بودند.
حتی اشخاصی که حرفه آنها با روحانیت مغایرت داشت و کسب و کار پستی داشتند و شغل آنها مخالف عفت بود، لباس روحانیت در برمیکردند، جاروکش، دلاک حمام، مشروبفروش و از این قبیل مردم هم معمم و چون روحانیون ریش را بلند کرده و عبای فراخی برتن میکردند.
معروف است که در زمان ناصرالدين شاه چراغعلیخان نامی حاکم اصفهان شده بود، چون معمول بود که عموم طبقات از حاکم تازه وارد دیدن کنند روزی که در طالار بزرگ چهلستون برای پذیرایی بارعام داده بود عدهای مردان معمم و عبا بدوش وارد طالار میشوند.
چراغعلیخان خیال میکند که آنان علمای شهرند و برای تکریم آنها برمیخیزد و باندازهای که درخور مقام روحانیون است به آنها احترام میگذارد، در ضمن متوجه میشود که دستهای همهٔ واردین سیاه است.
از روی تعجب علت سیاه بودن دستهای آنها را سؤال میکند یکی از آنها جواب میدهد ما صنف رنگرز هستیم و از برای عرض تبریک شرفیاب شدهایم.
چراغعلیخان از احترام و کرنش بیموردی که به یک عده کارگر کرده متغير میشود و آنها را بیرون میکند و سپس به علمای معروف از آنچه گذشته بود شکایت میکند و پس از مباحثهٔ بسیار که چندین ماه بطول میانجامد علما موافقت میکنند که کسبه بجای عمامهٔ سفید عمامهٔ بخور یا زردرنگ بر سر گذارند و از همان زمان عمامهٔ شیر و شکر که تا چند سال قبل هم در ایران مرسوم بود معمول میشود. (ملکزاده، 1383، ج1: 71)
مأخذ: ملکزاده، مهدی. 1383. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: انتشارات سخن.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
عمامه و عبا و لباس بلند که مخصوص به روحانیون بود در قرن قبل از پیدایش مشروطیت عمومیت پیدا کرده بود و اکثر مردم حتی عوام برای اینکه متظاهر به زهد شوند و احترامی در میان جامعه داشته باشند لباس روحانیت در بر میکردند چنانچه در شهر اصفهان که روحانیت بیش از سایر شهرهای ایران رواج داشت نود درصد مردم معمم بودند.
حتی اشخاصی که حرفه آنها با روحانیت مغایرت داشت و کسب و کار پستی داشتند و شغل آنها مخالف عفت بود، لباس روحانیت در برمیکردند، جاروکش، دلاک حمام، مشروبفروش و از این قبیل مردم هم معمم و چون روحانیون ریش را بلند کرده و عبای فراخی برتن میکردند.
معروف است که در زمان ناصرالدين شاه چراغعلیخان نامی حاکم اصفهان شده بود، چون معمول بود که عموم طبقات از حاکم تازه وارد دیدن کنند روزی که در طالار بزرگ چهلستون برای پذیرایی بارعام داده بود عدهای مردان معمم و عبا بدوش وارد طالار میشوند.
چراغعلیخان خیال میکند که آنان علمای شهرند و برای تکریم آنها برمیخیزد و باندازهای که درخور مقام روحانیون است به آنها احترام میگذارد، در ضمن متوجه میشود که دستهای همهٔ واردین سیاه است.
از روی تعجب علت سیاه بودن دستهای آنها را سؤال میکند یکی از آنها جواب میدهد ما صنف رنگرز هستیم و از برای عرض تبریک شرفیاب شدهایم.
چراغعلیخان از احترام و کرنش بیموردی که به یک عده کارگر کرده متغير میشود و آنها را بیرون میکند و سپس به علمای معروف از آنچه گذشته بود شکایت میکند و پس از مباحثهٔ بسیار که چندین ماه بطول میانجامد علما موافقت میکنند که کسبه بجای عمامهٔ سفید عمامهٔ بخور یا زردرنگ بر سر گذارند و از همان زمان عمامهٔ شیر و شکر که تا چند سال قبل هم در ایران مرسوم بود معمول میشود. (ملکزاده، 1383، ج1: 71)
مأخذ: ملکزاده، مهدی. 1383. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: انتشارات سخن.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅مقدمات حملهی چنگیز به ایران ۱ ✍علی جلالپور در مورد علت و علل اصلی حملهی چنگیز به ایران عقاید مختلف وجود دارد و هر یک از آنها در جهت اثبات ادعای خود دلایلی را مطرح ساختهاند که هر یک بیانگر گوشهای از این زوایای تاریک میباشد. در این دیدگاهها به نظر…
✅مقدمات حملهی چنگیز به ایران ۲
✍علی جلالپور
علیرغم اجبار یا غیر آن نمیتوان موقعیت سلطان محمد خوارزمشاه و اختلافات داخلی را نادیده گرفت و نقش خلیفهی عباسی و امثال آن از دعوتِ چنگیزخان در مرحلهی بعد قرار دارند. سلطان محمد خوارزمشاه فردی نالایق و ضعیف نبود و پیروزیهایش بر رقبا بیانگر این ادعا میباشد، اما دخالتهای افراطی و نابجای مادرش ترکان خاتون در اجرای حکومت و همچنین ظلم و ستم روا شده بر مردم باعث سستی و تزلزل روحیهی جنگاوری او در مقابل مغولان گردید. یکی از دلایل پاسخ منفی سلطان محمد نسبت به فرزند دلاورش جلالالدین در مقابله با مغولان میتواند ناشی از شدت انزجار مادرش از جانشینی او که از مادری هندی تبار است، باشد. کینه و نفرت ترکان خاتون را از این نکته میتوان دریافت - در شرایطی که دیگر امیدی به نجات از دست مغولان نداشت بازهم مرگ را بر همیاری با جلالالدین ترجیح میداد. این تضادهای دربار و همچنین سرکوبی مردم به بهانههای مختلف نتیجهای جز نارضایتی عموم به دنبال نداشته و تأثیر آن بر دوام و پایداری هر حکومتی انکار ناپذیر خواهد بود. میدانیم که سرزمین ایران به دلیل موقعیت استراتژیک خود همواره مورد تهاجم دشمنان بوده است، اما میزان نارضایتی و یا بیتفاوتی مردم در پیروزی دشمنان بسیار مهم و قابل تأمل است. در توصیف این موارد به تهاجم اعراب در زمان ساسانیان، هجوم مغولان و تیمور لنگ و غیره میتوان اشاره کرد و حتی در مییابیم که مردم مظلوم تنها به فکر یک منجی بوده و گاهی آرزوی ورود آنان را در سر میپرواندند، زیرا چیزی جز کشته شدن در مقابل خود نمیدیدند. در زمان هجوم مغولانِ صحرانشین دولت مقتدر خوارزمشاهی با آن توان نظامی بر نواحی وسیعی فرمانروایی داشت و از توان مقابله با مغولان برخوردار بود، اما کشور ایران در اثر اختلافات مذکور و همچنین غرورِ و عدم درک واقعی سلطان محمد از چنگیزخان شاهد آن بلای ویرانگر گردید تا جایی که به هنگام مرگ پارچهای نیز برای دفن خودش باقی نمانده بود. در این رابطه باستانی پاریزی در بخشی از روایت خود از نارضایتی مردم مینویسد: «شواهد بسیار داریم که سلطان محمد و پسرش جلالالدین در آخرِ کار سخت مورد نفرت مردم بودهاند، چنان که شاه ناچار شد بسیاری از علما را جابجا و در واقع تبعید کند، مثل برهانالدین خطیب بخارا رئیس اصحاب بوحنیفه را که به خوارزم فرستاد و شیخالاسلامانِ سمرقند، جلالالدین و پسرش شمسالدین و برادرش اوحدالدین را به نسا فرستاد. قیام مردم نسا را هم با شمشیر خاموش کرد و قلعهی آن را فرمود ویران و با خاک یکسان کردند. زمین را با بیل مسطح و مُستوی ساختند، چنان که مجموع خاک آن پراکنده گردید و تشفّی خاطر فرمود تا در آن جو کاشتند. درست است که سپاه خوارزمشاه در همدان از ژنرال سرما شکست خورد و در اُترار از قوم زردپوست، ولی حقیقت این است که لشکر او خیلی زودتر از اینها از مردم خود شکست خورده بود و آن روزی بود که سربازانش ناچار شدند شهر نسا را زیرورو کنند و بر خرابههای آن جو بکارند! کاری که مغول بیست سال بعد در نیشابور کرد. در نتیجه سپاه عظیم خوارزمشاهی هم از درون متلاشی شده بود و معلوم میشود هیچ کس مقاومتی درخور در برابر سپاه مغول نکرده است جز غایرخان که با دو سه کنیزک خود تا پای جان جنگید، و متأسفانه بدنامی شکست مغول را به ناحق، ما مورخین به گردن او افکندهایم و حال آن که معلوم میشود از آن همهی سپهسالاران و سپاهداران هیچ کس مقاومتی درخور نکرد و لشکرها ظاهراً به علت عدم رضایت عمومی چنان از درون متلاشی شده بود که نظامِ چنان جمعیتی از هم فرو پاشید. روایاتی هست که سلطان محمد در این اواخر تقریباً هیچ دو شبی را در یک جا نمیخوابید، زیرا مردم خوارزم و درباریان و حتی نزدیکان که اغلب جماعتی ترکان بودند از خیل خویشان مادرش که ایشان را تورانیان خواندندی در تضاعیف این پریشانیها قصد پیوستند تا سلطان را بکشند، از این حال سلطان را یکی اعلام کرد. آن شب خوابگاه بَدَل فرمود و خرگاه بگذاشت. نیم شبی دست به تیر بگشادند. بامداد را از زخم تیر، خرگاه را چون سوراخهای غربال دیدند. بدین سبب استشعار سلطان زیادت شد و در همین وقت بود که به فکر فرار افتاد.»[2]
[2] - تاریخ شاهی قراختائیان کرمان، مؤلف ناشناخته، تصحیح و مقدمه محمد ابراهیم باستانی پاریزی، نشر علم، چاپ دوم 1390، صص 421 و 425
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍علی جلالپور
علیرغم اجبار یا غیر آن نمیتوان موقعیت سلطان محمد خوارزمشاه و اختلافات داخلی را نادیده گرفت و نقش خلیفهی عباسی و امثال آن از دعوتِ چنگیزخان در مرحلهی بعد قرار دارند. سلطان محمد خوارزمشاه فردی نالایق و ضعیف نبود و پیروزیهایش بر رقبا بیانگر این ادعا میباشد، اما دخالتهای افراطی و نابجای مادرش ترکان خاتون در اجرای حکومت و همچنین ظلم و ستم روا شده بر مردم باعث سستی و تزلزل روحیهی جنگاوری او در مقابل مغولان گردید. یکی از دلایل پاسخ منفی سلطان محمد نسبت به فرزند دلاورش جلالالدین در مقابله با مغولان میتواند ناشی از شدت انزجار مادرش از جانشینی او که از مادری هندی تبار است، باشد. کینه و نفرت ترکان خاتون را از این نکته میتوان دریافت - در شرایطی که دیگر امیدی به نجات از دست مغولان نداشت بازهم مرگ را بر همیاری با جلالالدین ترجیح میداد. این تضادهای دربار و همچنین سرکوبی مردم به بهانههای مختلف نتیجهای جز نارضایتی عموم به دنبال نداشته و تأثیر آن بر دوام و پایداری هر حکومتی انکار ناپذیر خواهد بود. میدانیم که سرزمین ایران به دلیل موقعیت استراتژیک خود همواره مورد تهاجم دشمنان بوده است، اما میزان نارضایتی و یا بیتفاوتی مردم در پیروزی دشمنان بسیار مهم و قابل تأمل است. در توصیف این موارد به تهاجم اعراب در زمان ساسانیان، هجوم مغولان و تیمور لنگ و غیره میتوان اشاره کرد و حتی در مییابیم که مردم مظلوم تنها به فکر یک منجی بوده و گاهی آرزوی ورود آنان را در سر میپرواندند، زیرا چیزی جز کشته شدن در مقابل خود نمیدیدند. در زمان هجوم مغولانِ صحرانشین دولت مقتدر خوارزمشاهی با آن توان نظامی بر نواحی وسیعی فرمانروایی داشت و از توان مقابله با مغولان برخوردار بود، اما کشور ایران در اثر اختلافات مذکور و همچنین غرورِ و عدم درک واقعی سلطان محمد از چنگیزخان شاهد آن بلای ویرانگر گردید تا جایی که به هنگام مرگ پارچهای نیز برای دفن خودش باقی نمانده بود. در این رابطه باستانی پاریزی در بخشی از روایت خود از نارضایتی مردم مینویسد: «شواهد بسیار داریم که سلطان محمد و پسرش جلالالدین در آخرِ کار سخت مورد نفرت مردم بودهاند، چنان که شاه ناچار شد بسیاری از علما را جابجا و در واقع تبعید کند، مثل برهانالدین خطیب بخارا رئیس اصحاب بوحنیفه را که به خوارزم فرستاد و شیخالاسلامانِ سمرقند، جلالالدین و پسرش شمسالدین و برادرش اوحدالدین را به نسا فرستاد. قیام مردم نسا را هم با شمشیر خاموش کرد و قلعهی آن را فرمود ویران و با خاک یکسان کردند. زمین را با بیل مسطح و مُستوی ساختند، چنان که مجموع خاک آن پراکنده گردید و تشفّی خاطر فرمود تا در آن جو کاشتند. درست است که سپاه خوارزمشاه در همدان از ژنرال سرما شکست خورد و در اُترار از قوم زردپوست، ولی حقیقت این است که لشکر او خیلی زودتر از اینها از مردم خود شکست خورده بود و آن روزی بود که سربازانش ناچار شدند شهر نسا را زیرورو کنند و بر خرابههای آن جو بکارند! کاری که مغول بیست سال بعد در نیشابور کرد. در نتیجه سپاه عظیم خوارزمشاهی هم از درون متلاشی شده بود و معلوم میشود هیچ کس مقاومتی درخور در برابر سپاه مغول نکرده است جز غایرخان که با دو سه کنیزک خود تا پای جان جنگید، و متأسفانه بدنامی شکست مغول را به ناحق، ما مورخین به گردن او افکندهایم و حال آن که معلوم میشود از آن همهی سپهسالاران و سپاهداران هیچ کس مقاومتی درخور نکرد و لشکرها ظاهراً به علت عدم رضایت عمومی چنان از درون متلاشی شده بود که نظامِ چنان جمعیتی از هم فرو پاشید. روایاتی هست که سلطان محمد در این اواخر تقریباً هیچ دو شبی را در یک جا نمیخوابید، زیرا مردم خوارزم و درباریان و حتی نزدیکان که اغلب جماعتی ترکان بودند از خیل خویشان مادرش که ایشان را تورانیان خواندندی در تضاعیف این پریشانیها قصد پیوستند تا سلطان را بکشند، از این حال سلطان را یکی اعلام کرد. آن شب خوابگاه بَدَل فرمود و خرگاه بگذاشت. نیم شبی دست به تیر بگشادند. بامداد را از زخم تیر، خرگاه را چون سوراخهای غربال دیدند. بدین سبب استشعار سلطان زیادت شد و در همین وقت بود که به فکر فرار افتاد.»[2]
[2] - تاریخ شاهی قراختائیان کرمان، مؤلف ناشناخته، تصحیح و مقدمه محمد ابراهیم باستانی پاریزی، نشر علم، چاپ دوم 1390، صص 421 و 425
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏1
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سؤال از مسعود #پزشکیان در همایش اصفهان:
آیا شما در دولتتانتوان برخورد با گشت ارشاد و نیروهای خودسر را دارید؟
@Akhbar_montakhab
آیا شما در دولتتانتوان برخورد با گشت ارشاد و نیروهای خودسر را دارید؟
@Akhbar_montakhab
👏5🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
از تغییر نترسید...
آغاز تغییر می تواند شروع از دست دادن چیزی باشد،
که فکر می کنید برایتان خوب است یا دوستش دارید.
ولی پایان تغییر، شروع بدست آوردن یک چیز بهتر است.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
از تغییر نترسید...
آغاز تغییر می تواند شروع از دست دادن چیزی باشد،
که فکر می کنید برایتان خوب است یا دوستش دارید.
ولی پایان تغییر، شروع بدست آوردن یک چیز بهتر است.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👏1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅مقدمات حملهی چنگیز به ایران ۲ ✍علی جلالپور علیرغم اجبار یا غیر آن نمیتوان موقعیت سلطان محمد خوارزمشاه و اختلافات داخلی را نادیده گرفت و نقش خلیفهی عباسی و امثال آن از دعوتِ چنگیزخان در مرحلهی بعد قرار دارند. سلطان محمد خوارزمشاه فردی نالایق و ضعیف…
✅مقدمات حملهی چنگیز به ایران ۳
✍علی جلالپور
اصولاً در تحقیقات تاریخی مسألهی ناراضی بودن مردمی که همواره شاهد خیانت دولتمران بودهاند نادیده گرفته شده است، اما باید بپذیریم که خیانت دولتمردان هزاران مرتبه از ناراضی بودن مردم در مقابل دشمن مؤثر و بدتر بوده است. سلطان محمد خوارزمشاه نیز از این موضوع در امان نبود، چنان که «هنگام حملهی خوارزمشاه بر اُترار، خاندان عمید یعنی پدر و عمّ و عمّزادگانِ بدرالدینِ عمید به دست سلطان کشته شدند. قاضی عمید سعد پدر او و قاضی منصور عمّ او بودند. بدرالدین به سبب این کشتار و از دست رفتن بسیاری از افراد خاندانش کینهی سلطان را سخت به دل گرفت و پس از استیلای تاتار بر اترار نزد چنگیز رفت و در خلوت او را گفت: من کینهی هیچ کس به اندازهی سلطان محمد در دل ندارم، زیرا خاندانم را برانداخته است و هلاک کرده، اگر به دادن جان انتقام کشم دریغ ندارم. آن گاه این مردِ مقتدرِ پدر کشتهی آشتیناپذیر که از جانب صفی اُقرع وزیرِ شاهنشاه درین هنگام در بلادِ ترک نایب بود، در مقام راهنمایی برآمد و صادقانه چنگیز را آگاه ساخت که خوارزمشاه پادشاهی بزرگ و تواناست و خان نباید بدین مغرور شود که او سپاهیان خود را در نواحی بالد پراکنده است. آن گاه خان مغول را بدین گونه راهنمایی کرد که باید حیلهای به کار برد و سلطان را بر سرداران خود متوهّم ساخت. سپس به چنگیز اطلاع داد که میان سلطان و مادرش ترکان خاتون کدورتی پیدا شده است و چون بیشترِ سردارانِ لشکریان ترکِ سلطان از پیوستگان قبیلهی ترکان خاتون هستند، لذا مصلحت آن است که نامههایی ساختگی و مجعول از زبان امیران خویشاوندان ترکان خاتون به چنگیز نوشته شود و در این نامهها گفته آید که غرض ما از پیوستن به درگاه سلطنت به قصد خدمت به مادر سلطان بوده است، چنین کردیم و ممالک خوارزمشاه را وسعت بخشیدیم، اما اینک که شاه با مادر سَرْ گِران شده است و فرمان او را اطاعت نمیکند، مادر وی به ما دستور میدهد که ترک خدمت وی کنیم و از پیرامون او پراکنده شویم و در این حال چه بهتر که به خدمت خان برسیم و حلقهی اطاعت او در گوش کنیم. چنگیز نظرِ بدرالدین را پسندید و این نامهها را نوشتند و پراکندند و چنان قرار دادند که حاملان چنین نامهها خود را به دست جاسوسان و کسان خوارزمشاهیان گرفتار کنند و با گرفتار شدن فرستادگان و کشف نامهها، سلطان بر بسیاری از سران سپاهی ترک خود بیمناک شد، زیرا بیشتر سپاهیان ترک وی از قبایل و پیوستگان ترکان خاتون بودند و از طرف دیگر سردارانی نیز که از زبانشان نامه جعل شده بود بر خود ترسان شدند و نیتجهی این تدبیر تفرقه افتادن میان سپاه و متوهّم شدن شاه از سرداران و سستی گرفتن عزم امیران و بیمناکی هر یک بر جان خود شد و چنگیز از این وحشت و بدگمانی و پراکندگی سرداران سود بسیار برد.»[3]
[3] - سلطان جلالالدین خوارزمشاه، محمد دبیرسیاقی، انتشارات فرانکلین، چاپ دوم، 2537، ص 44
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍علی جلالپور
اصولاً در تحقیقات تاریخی مسألهی ناراضی بودن مردمی که همواره شاهد خیانت دولتمران بودهاند نادیده گرفته شده است، اما باید بپذیریم که خیانت دولتمردان هزاران مرتبه از ناراضی بودن مردم در مقابل دشمن مؤثر و بدتر بوده است. سلطان محمد خوارزمشاه نیز از این موضوع در امان نبود، چنان که «هنگام حملهی خوارزمشاه بر اُترار، خاندان عمید یعنی پدر و عمّ و عمّزادگانِ بدرالدینِ عمید به دست سلطان کشته شدند. قاضی عمید سعد پدر او و قاضی منصور عمّ او بودند. بدرالدین به سبب این کشتار و از دست رفتن بسیاری از افراد خاندانش کینهی سلطان را سخت به دل گرفت و پس از استیلای تاتار بر اترار نزد چنگیز رفت و در خلوت او را گفت: من کینهی هیچ کس به اندازهی سلطان محمد در دل ندارم، زیرا خاندانم را برانداخته است و هلاک کرده، اگر به دادن جان انتقام کشم دریغ ندارم. آن گاه این مردِ مقتدرِ پدر کشتهی آشتیناپذیر که از جانب صفی اُقرع وزیرِ شاهنشاه درین هنگام در بلادِ ترک نایب بود، در مقام راهنمایی برآمد و صادقانه چنگیز را آگاه ساخت که خوارزمشاه پادشاهی بزرگ و تواناست و خان نباید بدین مغرور شود که او سپاهیان خود را در نواحی بالد پراکنده است. آن گاه خان مغول را بدین گونه راهنمایی کرد که باید حیلهای به کار برد و سلطان را بر سرداران خود متوهّم ساخت. سپس به چنگیز اطلاع داد که میان سلطان و مادرش ترکان خاتون کدورتی پیدا شده است و چون بیشترِ سردارانِ لشکریان ترکِ سلطان از پیوستگان قبیلهی ترکان خاتون هستند، لذا مصلحت آن است که نامههایی ساختگی و مجعول از زبان امیران خویشاوندان ترکان خاتون به چنگیز نوشته شود و در این نامهها گفته آید که غرض ما از پیوستن به درگاه سلطنت به قصد خدمت به مادر سلطان بوده است، چنین کردیم و ممالک خوارزمشاه را وسعت بخشیدیم، اما اینک که شاه با مادر سَرْ گِران شده است و فرمان او را اطاعت نمیکند، مادر وی به ما دستور میدهد که ترک خدمت وی کنیم و از پیرامون او پراکنده شویم و در این حال چه بهتر که به خدمت خان برسیم و حلقهی اطاعت او در گوش کنیم. چنگیز نظرِ بدرالدین را پسندید و این نامهها را نوشتند و پراکندند و چنان قرار دادند که حاملان چنین نامهها خود را به دست جاسوسان و کسان خوارزمشاهیان گرفتار کنند و با گرفتار شدن فرستادگان و کشف نامهها، سلطان بر بسیاری از سران سپاهی ترک خود بیمناک شد، زیرا بیشتر سپاهیان ترک وی از قبایل و پیوستگان ترکان خاتون بودند و از طرف دیگر سردارانی نیز که از زبانشان نامه جعل شده بود بر خود ترسان شدند و نیتجهی این تدبیر تفرقه افتادن میان سپاه و متوهّم شدن شاه از سرداران و سستی گرفتن عزم امیران و بیمناکی هر یک بر جان خود شد و چنگیز از این وحشت و بدگمانی و پراکندگی سرداران سود بسیار برد.»[3]
[3] - سلطان جلالالدین خوارزمشاه، محمد دبیرسیاقی، انتشارات فرانکلین، چاپ دوم، 2537، ص 44
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅شاهی که استخاره هایش کار دستش داد...
🔹امروز زادروز محمدعلیشاه است. محمدعلی شاه پسرِ مظفرالدینشاه و تاجالملوک (دختر امیرکبیر وعزتالدوله) است.
🔺دوران سلطنتش کوتاه بود. عبدالله مستوفی در کتاب« شرح زندگانی من» از خبط و خطای مشیرالدوله میگوید که تاج محمدعلیشاه را در روز تاجگذاری برعکس گذاشت و شاه خودش تاج را گرداند و همین را بسیاری بدشگون قلمداد کردند.
🔺 دخترِ میرزا نصرالله خان مشیرالدوله هم خواب دیده بود که تاجِ محمدعلیمیرزا از برف است وپدرش در همان خواب، گفته بود که برای «مدت سلطنت محمدعلیمیرزا کفایت میکند».
🔺محمدعلیشاه هم خودرأی بود و هم جاهطلب. برخی گفتهاند، دلخوشِ اعتراضِ مردم به مظفرالدین شاه( پدرش) و تعجیل در سلطنتش و امضای فرمان مشروطیت هم در واقع کار او بوده است.
🔺 قسمت او که شد، اعتراضها دامنش را گرفت. مجلس را به توپ بست و استبداد صغیر را کلید زد.
🔺 آبرویش رفت و کار که بالا گرفت، تسلیم شد. مدتی هم چند عمله فرستاد که مجلس را تعمیر کنند و همین سبب تمسخرش شد.
🔺قهرمانمیرزای سالور در خاطراتش از مداومت شاه مستبد بر قرائت زیارت عاشورا میگوید و مرات الممالک بعد از خلع محمدعلی شاه، صورت مکتوب استخارههایش را منتشر کرد تا معلوم شود مملکتی که اینطور اداره میشود، چه عاقبتی پیدا میکند.
🔺مجله یادگار که مرحوم عباس اقبال آشتیانی مدیر مسؤل آن بود، برخی از این استخارهها را منتشر کرد: از استخاره عزل وزیر تا استخاره تبعید فلان مخالف.
🔺 این مجموعه شامل ۲۰ برگ با رنگهای متفاوت است که بر روی هر یک استخارهای نوشته شده و پاسخ آن در زیر برگ یا در روی پاکت جواب داده شده است، پاکتها مهر و امضای محمدعلی شاه را دارد. تمام جوابها بجز یکی، توسط سید ابوطالب زنجانی نوشته شدهاست.[ملکزاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. ج. سوم. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۳]
🔺مشهورترین این استخارهها که از قضا به مجلس ( کعبه آمال، در لسان مردم آن زمان به روایت عبدالله مستوفی) مربوط میشود، این است:
«محمدعلیشاه:
پروردگارا، اگر من امشب توپ به در مجلس بفرستم وفردا با قوۀ جبریه مردم را ساکت کنم خوب است و صلاح است استخاره خوب بیاید و الا فلا.
🔺جواب استخاره:
قل لا تخافا اننی معکما اسمع و اری فاْتیاه فقولا له انا رسولا ربک فارسل معنا بنی اسرائیل: حکم خداوندی به موسی و هارون شد بروید نزد فرعون و بگویید ما فرستاده خدا هستیم بسوی تو، سابق آیه هم میفرماید نترسید ما با شما هستیم.. اینکار باید اقدام بشود غلبه قطعی است اگرچه در اول زحمت داشته باشد».
🔺جواب استخاره اما برعکس آنچه خوش آمده بود، در نهایت به خلع محمدعلی و تبعید وعاقبت، مرگ او در بندر ساوونا(سانرمو) ایتالیا منجر شد و اینگونه دفتر عمر یکی دیگر از حکمرانان سرزمینی به آخر رسید که روایت بیشترشان ساتگین نیم منی و آبکشی دهان و نماز بعد از آن یا استخاره بدست سید ابوطالبها و شلیک افتتاح توپ استبداد بوده است.
sahandiranmehr
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹امروز زادروز محمدعلیشاه است. محمدعلی شاه پسرِ مظفرالدینشاه و تاجالملوک (دختر امیرکبیر وعزتالدوله) است.
🔺دوران سلطنتش کوتاه بود. عبدالله مستوفی در کتاب« شرح زندگانی من» از خبط و خطای مشیرالدوله میگوید که تاج محمدعلیشاه را در روز تاجگذاری برعکس گذاشت و شاه خودش تاج را گرداند و همین را بسیاری بدشگون قلمداد کردند.
🔺 دخترِ میرزا نصرالله خان مشیرالدوله هم خواب دیده بود که تاجِ محمدعلیمیرزا از برف است وپدرش در همان خواب، گفته بود که برای «مدت سلطنت محمدعلیمیرزا کفایت میکند».
🔺محمدعلیشاه هم خودرأی بود و هم جاهطلب. برخی گفتهاند، دلخوشِ اعتراضِ مردم به مظفرالدین شاه( پدرش) و تعجیل در سلطنتش و امضای فرمان مشروطیت هم در واقع کار او بوده است.
🔺 قسمت او که شد، اعتراضها دامنش را گرفت. مجلس را به توپ بست و استبداد صغیر را کلید زد.
🔺 آبرویش رفت و کار که بالا گرفت، تسلیم شد. مدتی هم چند عمله فرستاد که مجلس را تعمیر کنند و همین سبب تمسخرش شد.
🔺قهرمانمیرزای سالور در خاطراتش از مداومت شاه مستبد بر قرائت زیارت عاشورا میگوید و مرات الممالک بعد از خلع محمدعلی شاه، صورت مکتوب استخارههایش را منتشر کرد تا معلوم شود مملکتی که اینطور اداره میشود، چه عاقبتی پیدا میکند.
🔺مجله یادگار که مرحوم عباس اقبال آشتیانی مدیر مسؤل آن بود، برخی از این استخارهها را منتشر کرد: از استخاره عزل وزیر تا استخاره تبعید فلان مخالف.
🔺 این مجموعه شامل ۲۰ برگ با رنگهای متفاوت است که بر روی هر یک استخارهای نوشته شده و پاسخ آن در زیر برگ یا در روی پاکت جواب داده شده است، پاکتها مهر و امضای محمدعلی شاه را دارد. تمام جوابها بجز یکی، توسط سید ابوطالب زنجانی نوشته شدهاست.[ملکزاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. ج. سوم. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۳]
🔺مشهورترین این استخارهها که از قضا به مجلس ( کعبه آمال، در لسان مردم آن زمان به روایت عبدالله مستوفی) مربوط میشود، این است:
«محمدعلیشاه:
پروردگارا، اگر من امشب توپ به در مجلس بفرستم وفردا با قوۀ جبریه مردم را ساکت کنم خوب است و صلاح است استخاره خوب بیاید و الا فلا.
🔺جواب استخاره:
قل لا تخافا اننی معکما اسمع و اری فاْتیاه فقولا له انا رسولا ربک فارسل معنا بنی اسرائیل: حکم خداوندی به موسی و هارون شد بروید نزد فرعون و بگویید ما فرستاده خدا هستیم بسوی تو، سابق آیه هم میفرماید نترسید ما با شما هستیم.. اینکار باید اقدام بشود غلبه قطعی است اگرچه در اول زحمت داشته باشد».
🔺جواب استخاره اما برعکس آنچه خوش آمده بود، در نهایت به خلع محمدعلی و تبعید وعاقبت، مرگ او در بندر ساوونا(سانرمو) ایتالیا منجر شد و اینگونه دفتر عمر یکی دیگر از حکمرانان سرزمینی به آخر رسید که روایت بیشترشان ساتگین نیم منی و آبکشی دهان و نماز بعد از آن یا استخاره بدست سید ابوطالبها و شلیک افتتاح توپ استبداد بوده است.
sahandiranmehr
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2🔥1