صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.66K subscribers
4.42K photos
1.89K videos
809 files
4.55K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت۲ گرگین از اینکه نتوانست در پیروزی بیژن نقش داشته باشد از شدت ناراحتی بخود می پیچید لذا در فکر فرورفت که چگونه برای خودش آبرویی کسب کند سر انجام به نتیجه ای رسید که به شکرانه این پیروز جشنی تدارک ببیند واز بیژن نظرخواست ، بیژن نیز…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۳

بیژن هنگامی که بهوش آمد خود را درجایی خاص دید منیژه نگران بر بالای سرش نشسته خیلی زود متوجه شد که در کاخ منیژه بسر می‌برد. بسیار اندوهگین گردید و در دل به گرگین که چنین حیله ای بکار برده بود نفرین فرستاد. اما منیژه او را دلداری داد.

منیژه بدو گفت دل شاد دار
همه کارِ نابوده را بار دار
به مردان ز هر گونه کار آیدا
گهی بزم وگه کارزار آیدا

منیژه چند روزی با پنهان کاری سعی در نگهداری بیژن نمود ولی هیج رازی هیج گاه پنهان نمی ماند. یکی از خدمتکاران که متوجه مرد غریبه ای در کاخ شده بود برای خوش خدمتی و گرفتن سکه ای بی درنگ خود را به افراسیاب رسانده و ماجرا رابیان کرد. خون در عروق افراسیاب بجوش آمد که چگونه دخترش بی اجازه همسری از دلاوران ایران برگزیده در دل دخت خویش را ناسزا گفت، آنگاه برادرش گرسیوز و یکی از مشاورانش را احضار کرد. پس از مشورت با آنان به گرسیوز فرمان داد که بی درنگ با تعدادی از نگهبانان به قصر دخترش رفته و آن مرد را دستگیر کرده به حضور او ببرد. گرسیوز شتابان خود را به کاخ رسانید. ابتدا پشت بام و درب های ورود وخروج را نگهبان گذاشت آنگه بطوری که کسی متوجه نشود بدرون قصر واردشد، خیلی زود همه در قصر متوجه اوضاع شدند. بیژن هراسان و اندوهگین پایان زندگی خودش را دید که چگونه در پیش پدر و دیگر دلاوران نامش را به کوچکی ببرند ولی پهلوان ما ننگ اسارت را نپذیرفت با خنجری که همراه داشت آماده مبارزه گردید .

بزد دست و خنجر کشید از نیام
در خانه بگرفت وبرگفت نام
که من بیژنم پور گشوادگان
سرِ پهلوانان و آزادگان
ندّرد کسی پوست بر من مگر
همی سیری آید تنش را زسر
وگر خیزد اندر جهان رستخیز
نبیند کسی پشتم اندر گریز

بیژن پس از آن گرسیوز را تهدید کرد و از او خواست نزد پادشاه وی را ضمانت جانش را بکند تا او بتواند ثابت کند که نا خواسته از این مکان سر بر آورده است. گرسیوز هنگامی که متوجه شد بیژن خیال تسلیم ندارد قول داد که در صورت که بدون جنگ تسلیم شود خواسته او انجام می شود. آنگاه بیژن خود را تسلیم کرده به اتفاق گرسیوز به دربار افراسیاب وارد شدند.
بیژن چون مقابل افراسیاب قرار گرفت لب به سخن گشود ، پادشاها اگر می خواهی راستی را از من بشنو، من از ایران زمین به قصد نابودی گرازان که در بیشه ای نزدیک مرز توران است وارد شدم در ابتدا گرازان را نابود کردم . آنگاه در همان محدوده در استراحت بود که خود را در میان بانوان زیبا دیدم سپس نمی دانم چگونه به قصر دختر شما را پیدا کردم. این را هم بگویم که دخت شما در این ماجرا هیج گناهی ندارد.
✳️ادامه دارد...

#بیژن
#منیژه
# افراسیاب
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
📸 استفاده از اشعه ایکس در بیمارستان جلفای اصفهان/دوره قاجار

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👏1
✅اولین آگهی ب ام و در ایران را ببینید

🔹۷۰ سال پیش اولین خودروهای کمپانی آلمانی بی. ام. دبلیو وارد ایران شد.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت ۳ بیژن هنگامی که بهوش آمد خود را درجایی خاص دید منیژه نگران بر بالای سرش نشسته خیلی زود متوجه شد که در کاخ منیژه بسر می‌برد. بسیار اندوهگین گردید و در دل به گرگین که چنین حیله ای بکار برده بود نفرین فرستاد. اما منیژه او را دلداری…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۴

قسمت قبل بدانجا رسیدند که بیژن بر اساس خوی پهلوانی تسلیم گردید تا شاید بتواند بی گناهی خودش را ثابت نماید، اینک می پردازیم به داستانمان.

افراسیاب با غرور و بد اندیشی سخنان بیژن را یاوه گویی خواند و او را محکوم به مرگ کرد. بیژن بار دیگر با نرمی از پادشاه خواست برای اثبات بی گناهی اش با هریک از پهلوانانی که او می گوید مبارزه تن به تن نماید تا او بتواند بدین وسیله بی گناهی اش را ثابت نماید.
افراسیاب از شهامت بیژن بشدت عصبانی گردید. به گرسیوز دستور داد او را به زنجیر کشیده در میدانگاه زنده به دار آویزد تا از گرسنگی و تشنگی بمیرد؛ تا دیگر رجز خوانی و ادعای پهلوانی نکند، و همچنین گوشمالی باشد برای دیگر ایرانیان.

بفرمای داری زدند پیشِ در
که باشد زهر سو بر او رهگذر
نگون بخت را زنده بر دار کن
وز او نیز با من مگردان سخُن
بدان تا ز ایرانیان زین سپس
نیارد ز توران نگه کرد کس

نگهبانان بیژن را از دربار بسمت میدانگاه بیرون بردند. بیژن دل به مرگ داد وخود را به یزدان سپرد. تنها نگرانی او از ناحیه پدرش بود که آماج حملات ناآگاهان و بدخواهان قرار می گرفت.
از این سو پیران ویسه وزیر خردمند افراسیاب با اطلاع از موضوع خود را به دربار رسانید ( این پیران نماد خرد دشمن است که در شاهنامه از آن یاد شده ). پیران ویسه در پیشگاه افراسیاب لب به سخن گشود؛ ابتدا ثنا گفت، آنگاه به جریان قتل سیاووش اشاره کرد که چگونه ایرانیان انتقام او را گرفتند.

بهِ از تو نداند کسی گیو را
نهنگ بلا، رستم نیو را
چو گودرزِ گشوادِ پولاد چنگ
که آید زبهر نبیره به جنگ

سخنان پیران افراسیاب را به تفکر واداشت، پس از مدتی تفکر گفت تو از کاری که این جوان با من کرده آگاهی؟ این جوان مرا رسوای ایران و توران کرده است. خبر نداری این بد هنر دخترم، ‌چه سان آبرویم را برده، و در هر برزن و کوی نام خانواده من ورد زبان‌هاست. از این ننگ پیوسته بر من سرزنش خواهد شد و اگر بیژن از این بند رهایی یابد، زبان سرزنش بر من بیشتر خواهد شد. پیران بار دیگر افراسیاب را ستود و پیشنهاد نمود بجای کشتن و بر دار آویختن او را به زندان بفرستید تا مایه عبرت برای دیگران باشد.
افراسیاب پذیرفت به گرسیوز پیام فرستاد که دست وپای بیژن را با زنجیری سنگین بسته، او را در چاهی ژرف، در تاریکی محبوس و دهانه چاه را با تخته سنگی بزرگ مسدود نماید. سپس به قصر برو و منیژه را بیاور تا سرنوشت این نگون‌بخت را ببیند تا درس عبرت برای او باشد.
گرسیوز بر طبق فرمان همین کار را انجام داد. آنگاه منیژه را در کنار چاه نشاند تا سرنوشت مرد عزیزش را ببیند. منیژه ماند با کوهی از غم و اندوه. ناله میکرد و اشگ می ریخت، آنگاه از جایش بلند شد با خود گفت باید کاری کرد که بیژن از گرسنگی نمیرد.

✳️ادامه دارد...
✍ کاظم مزینانی
#افراسیاب
#پیران_ویسه
#منیژه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
🌲دعایی از #فردوسی

همی خواهم از کردگار جهان
  شناسنده ی آشکار و نهان

که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیکنامی بُوَد یارتان

بگوئید این جمله در گوش باد
که یک تن به گیتی پریشان مباد....

    ‌‌‎‌
روزتـــــ🌸ــــــون
            همچـــــون🌸گـــل
                         

☘🌺🌺🌺☘

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅جنگ با تمدن چندهزارساله

🔹در روز روشن، با وقاحت تمام، یک میهن ستیز دستور شخم‌زدن یکی از کهن‌ترین تمدن‌های فلات ایران را داد و آب‌از‌آب تکان نخورد.

🔹این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»/ فلات ایران


⏺خبری تکان دهنده؛ تخریب تمدن ۴ هزار ساله در جیرفت برای ساخت ورزشگاه!
تخریب تپه باستانی کنارصندل، در حالی به‌دست دهیاری روستا و در سکوت منفعلانه مسئولان صورت می‌گیرد که این محوطه باستانی با مهمترین محوطه‌های باستانی جهان همچون بین‌النهرین برابری می‌کند.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🤬4😢2❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅جنگ با تمدن چندهزارساله 🔹در روز روشن، با وقاحت تمام، یک میهن ستیز دستور شخم‌زدن یکی از کهن‌ترین تمدن‌های فلات ایران را داد و آب‌از‌آب تکان نخورد. 🔹این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»/…
اهمیت #جیرفت تا به حدی است که دانشمندی عیلام‌شناس چون انریکو اسکالونه آن‌را نقطه عزیمت #تمدن_بشری می‌داند.
اگر ما گرفتار بدیهیات در تعریف و اهمیت #میراث_فرهنگی نبودیم، اعلام جرم علیه آن دهیار ناآگاه باید سرخط اخبار امروز می‌بود.


" سام گیوراد "

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🤬2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅جنگ با تمدن چندهزارساله 🔹در روز روشن، با وقاحت تمام، یک میهن ستیز دستور شخم‌زدن یکی از کهن‌ترین تمدن‌های فلات ایران را داد و آب‌از‌آب تکان نخورد. 🔹این مسئول خائن بعد از تخریب کُنار صَندل جیرفت گفت: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.»/…
🔻وزیر میراث فرهنگی: تخریب «کُنارصندل» کذب است

🔹صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، با تأکید بر حفاظت از منطقه تاریخی کُنارصندل گفت: آنچه در فضای مجازی مطرح شده با واقعیت یکی نیست و تخریبی صورت نگرفته است و ما با ساخت هر نوع سازه ای مخالفت کرده‌ایم؛ یگان حفاظت میراث فرهنگی نیز اجازه نداد، تراکتوری که در محل بود دست به کاری بزند و دهیار مورد نظر نیز توجیه شد.

🔹من اخیرا آنجا بودم، این منطقه یکی از افتخارات بزرگ ایران زمین است اما تصویری که در فضای مجازی ایجاد شده از تپه اصلی زیگورات است که در سال ۱۳۴۵ ثبت شده است./ ایرنا

#اجتماعی

@EtemadOnline
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲

✅آثار شوم فرمانروای بیدادگر در شاهنامه


نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند

#شاهنامه #فردوسی
#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥6❤1👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت ۴ قسمت قبل بدانجا رسیدند که بیژن بر اساس خوی پهلوانی تسلیم گردید تا شاید بتواند بی گناهی خودش را ثابت نماید، اینک می پردازیم به داستانمان. افراسیاب با غرور و بد اندیشی سخنان بیژن را یاوه گویی خواند و او را محکوم به مرگ کرد.…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۵

دوران آوارگی منیژه
اینک به قسمت دیگری از داستان‌ وارد می شویم:
منیژه یکه و تنها در بحران عجیبی قرار گرفته است. همه او را ترک کرده کسی هم حق کمک به او را ندارد. غم از دست دادن جوانی که عشق او تمام وجودش را گرفته، از آن بدتر داغ بدنامی بر پیشانی زیبایش خورده است. اما هیچکدام از اینها باعث نشد که ناامید شود و سرنوشت خودش و بیژن را به قضا و قدر بسپارد. از جای برخواست تا خوردنی تهیه نماید. در اولین قدم موفق گردید مقداری نان تهیه کرده، همراه با کوزه ای کوچک از آب که از کنار سوراخی کوچک از سنگ. آب و نان را به داخل چاه فرستاد، سپس غمگین و نالان با خدا به راز و نیاز پرداخت.
از آن طرف گرگین هنگامی که چند روز منتظر آمدن بیژن ماند و خبری نشد به جستجو پرداخت. اسب بیژن را دید که با زین و یراق در حال چرا می باشد، لذا ناامید تصمیم به بازگشت گرفت. با رسیدن به دربار به نزد کیخسرو رفت و طوری موضوع را بیان کرد که خودش هیچ گونه گناهی در مفقودی بیژن ندارد.
خبر به گیو رسید این پهلوان نامی در حالیکه بشدت عصبانی بود، وقتی به گرگین رسید خشمگين و توفنده به سمت گرگین رفت. گرگین آنچنان قیافه مظلومانه به خود گرفت که گویی هیچ گناهی در این مورد ندارد و این امید را داد که فرزندش زنده و بزودی پیدا خواهد شد.
گیو با یزدان به خلوت نشست و نومیدانه از او خواست که فرزندش را به او باز گرداند.

همی گفت کای کردگار سپهر
تو گستردی اندر دلم هوش و مهر
گر از من جدا ماند فرزند من
روا دارم ار بُگسلد بند من
روانم بدان جای نیکان بری
ز درد دل من تو آ گه تری

گیو پس از مدتی راز و نیاز به سمت گرگین رفته و از او خواست تمام ماجرا را از اول شرح دهد. همچنین از او خواست که آخرین بار بیژن را در کجا دیده و اسب او را کجا پیدا کرده است. گرگین به شرح ماجرا از روز اول پرداخت و گفت بیژن در پی شکار گور از ما جدا شد ودیگر او را ندیدم.
گیو که نشانه های عجز و ناراحتی را در چهره گرگین مشاهده کرد برایش معلوم شد گرگین دروغ می گوید. لذا تصمیم گرفت او را مجازات کند. ولی بر خود مسلط گردید و مجازات را موکول به نظر شخص شاه دانست.
گیو به نزد کیخسرو آمد و ماجرای گم شدن فرزندش و یاوه گویی های گرگین را به عرض رسانید. شاه ایران زمین او را دلداری داده و قول داد در پیدا شدن بیژن به او کمک کند. تعدادی سپاهی به مرز اِرمان برای جستجو فرستاد. از آن طرف گرگین به پیشگاه شاه راه یافت و دندان های گرازهای شکار شده را نشان داد و بسیار پوزش و عذرها خواست. شاه گفت اصل جریان را برایم تعریف کن، و چون گرگین تمام وقایع را تعریف کرد، حرفهایش ضد و نقض بیان شد. شاه به شدت ناراحت گردید. دستور داد او را به زنجیر کشیده در حبس نگاهش دارند. سپس به گیو گفت ناراحت نباش بزودی من با جستجو در جام جهان نما بیژن را برایت پیدا می کنم. گیو که چنین دید پادشاه را ثنا گفت و با امید از دربار خارج گردید.
مدتها گذشت و از بیژن خبری نشد. گیو افسرده و غمگین گوشه گیر شده بود، کیخسرو که چنین دید، در فرودینگان جامعه نیایش بتن کرد با یزدان خلوت کرد.
بیامد بپوشید رومی قبای
بِدان تا بَوُد پیش یزدان به پای
خروشید پیش جهان آفرین
به خورشید بر چند بُرد آفرین
زفریاد رس زور و فریاد خواست
از آهِرمن بد کنش ، داد خواست

سپس جام گیتی نُمای خویش را در کف نهاد و در آن نگریست...
✳️ادامه دارد...

#کیخسرو
#گیو
#جام گیتی نمای

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
امسال چهل گوسفند و پنج گاو قربانی کردیم. هوا بسیار صاف بود و مراسم به خوبی برگزار شد.

عید سعید اضحی-۱۲۸۶ قمری

#ناصرالدین_شاه


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
صدوقیان، فریسیان و اسینیان فرقه‌های اصلی یهود بودند که پیش از حضرت عیسی زندگی می‌کردند.

افراطی‌ترین فرقه یهود، اسینیان بودند. در میان بیابان، در غرب بحرالمیت به کشت زمین می‌پرداختند. غذاهایشان را دور هم و به طور اشتراکی و در سکوت می‌خوردند. هر يک از آنان لباسی از کتان سفید می‌پوشیدند، کج‌بیل کوچکی همراه داشتند تا مدفوعات خود را در خاک كنند، سپس خود را مانند يک برهمن می‌شستند و تخلیه شکم را در روز سبت (شنبه) کفر می‌دانستند. فقط برخی از اسینیان ازدواج می‌کردند و در شهرها به سر می‌بردند... [و بعضی] با زنانشان منحصراً برای تولید مثل نزدیک می‌شدند. اعضای این فرقه از هر گونه لذت نفسانی اجتناب می‌ورزیدند و فنای فی‌الله را در تفکر و دعا می‌جستند.

امیدوار بودند که با زهد و خویشتنداری و مشاهده، بتوانند به قدرت‌های سحر‌آمیز دست یابند و آینده را پیش‌بینی‌کنند. مانند بسیاری از همزمانان خود به وجود فرشتگان و شیاطین معتقد بودند بیماری‌ها را به تسلط ارواح خبیثه منسوب می‌داشتند.

📚تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه حمید عنایت و دیگران، ج۳، ص ۶۳۲

@tarbd
📚📚📚📚📚

https://telegram.me/tarbd
❤3😢1
الهه ناز
غلامحسین بنان
✅ غلامحسین بنان : الهه ناز

برای روح الهه حسین نژاد عزیز،
دختر ۲۴ ساله ای که بعد از چند روز جستجو، جسدش را پیدا کردن...
به امید روزی که چنین جنایت هایی برای همیشه از زندگی انسان ها رخت بربندد..

🖤🌱🕊


#بنان

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤9🕊2😢1
🌲🌲🌲

✅دین ورزی در اندیشه حکیم توس، فردوسی بزرگ
🔹دین درست یعنی پرهیز از مردم آزاری

ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس

#شاهنامه_فردوسی
#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت ۵ دوران آوارگی منیژه اینک به قسمت دیگری از داستان‌ وارد می شویم: منیژه یکه و تنها در بحران عجیبی قرار گرفته است. همه او را ترک کرده کسی هم حق کمک به او را ندارد. غم از دست دادن جوانی که عشق او تمام وجودش را گرفته، از آن بدتر داغ…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۶

در اساطیر ایران شاه همواره مظهر قدرت و گشایش در کارها و خرد بوده است. در این داستان کیخسرو شاه ایران است، که سعی دارد به این موضوع خاتمه دهد .
کیخسرو پس از راز و نیاز با یزدان، جام جهان نما را بدست گرفت، با دقت به آن خیره گشت. سرانجام دلاور ایرانی را دید که در بن چاهی عمیق در سرزمین توران در غل و زنجیر است. بار دیگر نگریست، بانویی را دید که گرچه لباس ژنده به تن دارد ولی گویا از نژاد بزرگان میباشد و در بالای چاه در حال تهیه غذا برای بیژن است. با خوشحالی گیو را مژده داد که فرزندش زنده است.
آنگاه به فکر فرو رفت؛ حال که میدانیم این جوان دلاور در کجا زندانی است، چه کسی را بفرستیم تا او را نجات دهد. زیرا با سپاهیان رفتن بدان سمت پیش در آمد جنگی بزرگ و ویرانگر است. پس از قدری تفکر به این نتیجه رسید که این مأموریت خطرناک را تنها رستم می تواند انجام دهد. پیکی را احضار کرد و امر داد بدون توقف به حضور جهان پهلوان ایران در سیستان برسد. ضمن نوشتن نامه بطور شفاهی ماجرا را بیان کرد تا هرچه زودتر جهان پهلوان به دربار بیاید. گیو خود پیشنهاد داد که این مأموریت را به انجام برساند. کیخسرو قبول کرد، گیو به همراه تنی چند از دلاوران به سمت زابلستان به حرکت در آمدند. هنگامی که به نزدیک زابل رسیدند، دیده بانان با دیدن گیو فریادی کشیده تا زال را خبر کنند. زال همینکه متوجه شد گیو بدان سمت می آید دانست که اتفاق مهمی افتاده است.
با یک حرکت بر پشت اسب جست به تاخت و نگران بسمت گیو براه افتاد. در دهانه دروازه دو سوار به هم رسیدند. زال همان لحظه اول متوجه اوضاع به هم ریخته و رنجور پهلوان ایران شد. دو سوار و دیگران از اسب فرود آمده یکدیگر را در آغوش گرفتند. گیو بطور خلاصه موضوع را بیان کرد و خواستار دیدن جهان پهلوان رستم گردید. زال گفت رستم به شکار رفته تا شما قدری از رنج سفر آسوده گردید پیک های من رستم را آگاه کرده و او خواهد آمد. خیلی زودتر از انتظار رستم نگران از راه رسید. با دیدن وضع گیو از اسب فرود آمد و گیو را چون جان شیرین در آغوش گرفت. نگران حال پادشاه و دیگر دوستان گردید. گیو به نیکی از رستم یاد کرد و با ناراحتی ماجرای بیژن را بیان کرد:

زگیتی مرا خود یکی پور بود
همم پور و هم پاک دستور بود
شد از چشم من در جهان ناپدید
بدین دودمان کس چنین غم ندید
به توران نشانداد از او شهریار
به بند گران و به بد روزگار

گیو سپس نامه شهریار کیخسرو را با احترام تقدیم رستم کرد. رستم نامه را گشود و آن را خواند و سپس به رسم ادب بوسید و بر چشم مالید. آنگاه گفت خواسته پادشاه را دانستم و فرمانبر او هستم و درد و رنج تو بر من پوشیده نیست. حتی دلاوری و پشتیبانی های تو در جنگها یادم نرفته است. از انتقام سیاووش تا نبرد مازندران بر من آشکار است. اکنون اگر چه به دیدار تو شادم ولی اندوه بیژن تمام وجودم را گرفته تا پای جان خواهم کوشید. اینک چند روز آسوده خاطر در منزل من باش تا آماده سفر به دربار کیخسرو شویم...

✳️ادامه دارد...
کاظم مزینانی
#گیو
#رستم
#زال
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1🔥1
✅ اگر از تاکسی های اینترنتی استفاده میکنید؛ حتما به این نکات دقت کنید.
☝️☝️☝️
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4❤1😢1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅داستان بیژن و منیژه 🔹قسمت ۶ در اساطیر ایران شاه همواره مظهر قدرت و گشایش در کارها و خرد بوده است. در این داستان کیخسرو شاه ایران است، که سعی دارد به این موضوع خاتمه دهد . کیخسرو پس از راز و نیاز با یزدان، جام جهان نما را بدست گرفت، با دقت به آن خیره گشت.…
✅داستان بیژن و منیژه
🔹قسمت ۷
علاقه پدر به فرزند چیزی نیست که بتوان برای آن مقدار و اندازه تعیین کرد.
هرچند رستم گیو را دلداری و امیدوار کرد، ولی این چند روز برای گیو چندین ماه و حتی به اندازه چند سال گذشت. تا اینکه آماده رفتن به دربار ایران شدند. همگی سلاح بر گرفته و به راه افتادند:

بفرمود رستم که بندید بار

سوی شاه ایران بسیچید کار

سواران گردنکش از کشورش

همه راه را ساخته بر درش

بیامد به رَخش اندر آورد پای

کمر بست و پوشید رومی قبای

بزین اندر افگند گرز نیا

پر از جنگ سر دل پر از کیمیا

بگردون برافراخته گوش رخش

ز خورشید برتر سر تاج‌بخش

خود و گیو با زابلی صد سوار

ز لشکر گزید از در کارزار

زال به احترام گیو آنان را تا دروازه شهر همراهی کرد. با سپردن آنان به دادار بزرگ خداحافظی کرد و برگشت. رستم و همراهان سپس براه خود ادامه داده تا به دربار ایران رسیدند.
پادشاه ایران زمین با اطلاع از آمدن رستم به احترام رستم و گیو دستور داد جمعی از بزرگان کشوری و لشگری به استقبال آنان بروند. آنان با دیدن پهلوانان از اسبها پیاده شده، ادای احترام کردند. با آنان همراه شده تا به دربار رسیدند. رستم و گیو به رسم ادب زمین بوسیدند. کیخسرو به رستم خوش آمد گفت و جویای احوال خانواده گردید.
آنگاه دستور داد گودرز و گستهم و دیگر پهلوانان را فراخواندند تا به شکرانه این دیدار جشنی داشته باشند. در گرما گرم جشن شاه رستم را به طرف خود خواند و پس از گفتن ماجرای بیژن از رستم خواست هر طور که خود صلاح می‌داند به این ماجرا خاتمه دهد. با هنر مردی و جنگاوری و خرد، هم این مشگل را برطرف و بیژن را نجات دهد و هم برخوردی بین دو کشور پیش نیاید که خونی ریخته نشود. رستم با رویی خوش قول داد که عاقلانه به این موضوع خاتمه دهد.
از آنطرف گرگین که سخت پشیمان شده بود متوجه آمدن رستم گردید. به او پیغام فرستاد که با آبرویی که نزد شاه دارد واسطه شده او را ببخشد تا او هم بتواند همراه رستم باشد. رستم به فرستاده گرگین گفت اگر بیژن را زنده بیاورم عفو تو را از شاه می گیرم وگرنه آماده مجازات باشد. آنگاه از شاه خواهش کرد که گرگین رهایی بخشد تا در آینده چه پیش آید. کیخسرو قبول نمود و به رستم گفت که در مورد این سفر هر چه را لازم دارد بگوید تا آماده کنند.
رستم گفت در این سفر شمشیر و گرز کارساز نیست، باید با فکر و حوصله و صبر و هزینه سیم و زر در جامه‌ بازرگانان به توران رفت و در آنجا اطراق کرد تا کار انجام گیرد:

کلید چنین بند باشد فریب

نه هنگام گرزست و روز نهیب

چو رستم چنین گفت گودرز و گیو

فریبرز و فرهاد و شاپور نیو

بزرگان لشکر برو آفرین

همی خواندند از جهان آفرین

کیخسرو از درایت رستم خشنود گردید و گفت هر آنچه از سیم و زر لازم داری از خزانه بستان. رستم صد شتر زر و دینار از خزانه گرفت. هفت تن از مردان نامدار ایران و چند تنی از جنگاوران انتخاب شدند. فردا صبح در حالیکه خورشید انوار طلایی خودش را بی ریا بر زمینیان می افشاند، پس از خداحافظی با شاه و دیگر دلاوران به سوی سرزمین توران به راه افتادند. آنان همه لباس بازرگانان به تن کرده با شکوه به سمت مرز رفته تا به محل مرزبانی رسیدند.

✳️ادامه دارد...
#رستم
#بازرگانان
#توران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2🔥1
🌲🌲🌲

✅تباهی رعیت و پادشاه به دست عالمان....

"رعیت تباه نشده است،
مگر به تباهی پادشاهان،
و پادشاهان تباه نشده اند،
مگر به تباهی عالمان..."

#غزالی
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏4❤1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅بیشعورهای مقدس مآب‌، رندان زیرک و مومنان...!

✍حسین‌جعفری

مقدس مآبی آخرین دست آویز برای بیشعور هاست.خوشبختانه همه ی آدم های مذهبی بیشعور نیستند و چه بسیارند آدم هایی که طبق آموزه های دینی شان کارهای خوب و مفید زیادی انجام می دهند اما با وجود این نباید از فجایعی که بیشعورهای مقدس مآب به  اسم دین و مذهب انجام می دهند غافل شد.

بیشعورهای مقدس مآب می توانند هم از خدا و هم از شیطان برای ترور دشمنانشان مدد بگیرند.یعنی می توانند تقرب به خدا و تبری از شیطان را دستاویزی برای رسیدن به خواسته های غیر انسانی شان قرار دهند.

مقدس مآب ها گمان می کنند که راه و روش زندگی آن ها تنها روش درست زندگی است و اگر نمی توانید این مطلب را درک کنید بهتر است به دَرَک واصل شوید.اصرار هم دارند که فقط و فقط برداشت دُگم و تنگ نظرانه ی آن ها درست است و هر که با آن ها مجادله می کند قطعاً شیطان در جلدش فرو رفته است.

مقدس مآب ها مهارت شگفت انگیزی در ساختن نقل قول های من درآوردی و انتساب به کتاب مقدس را دارند.

اهل رَحم و رواداری نیستند.هرچند که مدعی اند که رحمت و مهربانی جزو آموزه های اصلی کیش شان است."(از کتاب بیشعوری)

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
‍ ‍ ✅رضاشاه پادشاهی مقتدر اما نه خونریز..!!!

✍ زنده یاد بیژن اشتری ( نویسنده و مترجم)..

من ارادتی به سلطنت مطلقه ندارم، اما با کسانی که از رضاشاه به عنوان یک دیکتاتور خونخوار یاد می‌کنند نیز به‌شدت مخالفم...!!

رضاشاه را باید در ظرف زمانی خودش بررسی کرد...
او در دوره‌ای حکومت می‌کرد که در اروپا دیکتاتورهای خشنی مثل هیتلر و موسولینی و فرانکو و سالازار حکم می‌راندند..

و در روسیه هیولایی چون استالین...!!

بااین‌حال رضاشاه، در قیاس با این دیکتاتور‌ها، بسیار دموکرات بود و مرتکب هیچ نسل‌کشی یا قتل‌عامی نشد..

کل مقتولین رضاشاه از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کنند (مدرس، عشقی، تیمورتاش و...)..
موقعی که حزب کمونیست ایران غیرقانونی اعلام و سرانش محاکمه شدند حداکثر حکم برای آن‌ها ده سال زندان بود (ارانی البته در زندان مرد).

غرض اینکه رضاشاه در قیاس با همهٔ شاهان ایرانی و چه‌بسا همتایان اروپایی و روسی‌اش کمترین قتل سیاسی را انجام داد...

نه اردوگاه مرگ تأسیس کرد نه مثل حکومت‌های اسلاف و اخلافش از کشته پشته ساخت..
مقایسه کنید آمار اندک «قربانیانش» را با بیست میلیون قربانیان هیتلر و استالین...

تازه رضاشاه در یک کشور عقب‌ماندهٔ آسیایی حکومت می‌کرد و نه در مهد گوته و تولستوی..

پس من به عنوان یک تاریخ پژوه ، نمی‌توانم او را دیکتاتوری خشن و خونریز بنامم..
هرچند می‌توانم بگویم که رهبر اقتدارگرا، باابهت و کاریزماتیکی بود..

در این نوشته کاری به اقدامات درخشان عمرانی‌ و نهادسازی‌هایش ندارم که بحث جداگانه‌ای می‌طلبد..
فقط خواستم بگویم لقب «دیکتاتور خونریز» مطلقاً به این شاه ایرانی نمی‌چسبد..
مدارای رضاشاه در برابر مخالفانش به راستی تحسین‌برانگیز است..
بله تحسین‌برانگیز..!!!
🖤🖤🖤

با اندوهی عمیق خبر کوچ همیشگی بیژن اشتری ، مترجم و نویسندهٔ خستگی‌ناپذیر را با شما همراهان گرامی در میان می‌نهیم.
اشتری با ترجمه و انتشار آثار متعدد و مهم در حوزهٔ تاریخ معاصر و سیاست، سهمی ماندگار در آگاهی‌بخشی و گسترش شناخت تاریخی در میان فارسی‌زبانان ایفا کرد.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤9😢5👍2🤬1