✅ ۱۷ تیر ۱۲۲۹ اعدام "سید علیمحمد شیرازی" ملقب به "باب"
📕در چنین روزی، سید علیمحمد شیرازی، معروف به "باب"، بنیانگذار جنبش بابیه، به دستور دولت قاجار و با تأیید امیرکبیر در تبریز اعدام شد.
📌 باب در سال ۱۲۶۰ قمری ادعای "بابیت" (دروازه ارتباط با امام غایب) کرد و در ادامه خود را "مظهر الهی" خواند. وی اندیشههای جدیدی را مطرح ساخت و کتابی با نام "بیان" نوشت که شالوده دینی نوین را بنیان میگذاشت.
📌 با گسترش پیروان او در شهرهای ایران و بالا گرفتن تنش با علمای مذهبی و حکومت، سرانجام حکومت قاجار تصمیم به سرکوب این جنبش گرفت.
📌 باب در ۳۱ سالگی اعدام شد و پس از آن پیروانش با نام بابیان، و بعدها بهاییان، مسیر جداگانهای یافتند.
🕊 گاهنامک روایت روزهای ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📕در چنین روزی، سید علیمحمد شیرازی، معروف به "باب"، بنیانگذار جنبش بابیه، به دستور دولت قاجار و با تأیید امیرکبیر در تبریز اعدام شد.
📌 باب در سال ۱۲۶۰ قمری ادعای "بابیت" (دروازه ارتباط با امام غایب) کرد و در ادامه خود را "مظهر الهی" خواند. وی اندیشههای جدیدی را مطرح ساخت و کتابی با نام "بیان" نوشت که شالوده دینی نوین را بنیان میگذاشت.
📌 با گسترش پیروان او در شهرهای ایران و بالا گرفتن تنش با علمای مذهبی و حکومت، سرانجام حکومت قاجار تصمیم به سرکوب این جنبش گرفت.
📌 باب در ۳۱ سالگی اعدام شد و پس از آن پیروانش با نام بابیان، و بعدها بهاییان، مسیر جداگانهای یافتند.
🕊 گاهنامک روایت روزهای ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👏2
✅ زنان در شاهنامه فردوسی چگونه به تصویر کشیده شدهاند؟
❇️حدود ۸۰ زن در شاهنامه زندگی میکنند که امروز هم ما نامهای برخی از آنان را در کوچه و برزن میشنویم: تهمینه، رودابه، شهرناز، ارنواز، فرانک، ماهآفرید، منیژه، کتایون، گلنار، نوبهار، سیندخت، گردآفرید، فرنگیس، پریزاد، پوراندخت، آزرمدخت، چهرزاد، گردیه، سودابه و...؛ این زنان که با صفاتی چون پاکرای، پاکدامن، پرمنش، فرزانه زن، هشیوار زن، زیرک و هوشیار، شوخ لشکرشکن، زن شیرین سخن، شیرزن، به کردار شیر و...در شاهنامه آمدهاند، گاه با ستایش فردوسی مواجه شدهاند و گاه با سرزنش او.
◀️ در شاهنامه زنان اندکی هستند که از نگاه فردوسی فتنه انگیزند؛ از آن جمله میتوان به "سودابه"، همسر کیکاووس اشاره کرد که باعث شد سیاوش آزمایش شود و به خاطر اثبات بیگناهی از آتش بگذرد و سرانجام پاک از آزمایش ناپاکان بیرون بیاید. اما مطالب جالبی در ادبیات و سنتهای کهن ایرانی درباره زنان وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
🔹 خواستگاری زنان از مردان؛ اگر چه در برخی از کشورهای آسیایی هنوز هم چنین رسمی معمول است، (اشتباه نکنید؛ آن روزها ارتباطات به شیوه امروزی نبود و زن و مرد نمیتوانستند پیش از ازدواج همدیگر را ببینند.)، آنها بیشتر از راه شنیدهها درباره مردان افسانهایشان اطلاعات کسب میکردند. در آن زمان نه به شکل رسم و اینکه نهادینه شده باشد، اما در برخی مواقع زنان از مردان خواستگاری میکردند و این کار مورد سرزنش کسی قرار نمیگرفت. در این نوع پیوند میتوان به پیوند زال و رودابه (پدر رستم و دختر مهراب شاه کابل)، تهمینه و رستم (پدر و مادر سهراب که دختر پادشاه شهر سمنگان بود)، بیژن و منیژه (پسر گیو و دختر افراسیاب) و کتایون و گشتاسپ اشاره کرد. در این ازدواجها به هر ترفندی که بود، دختران پیغامی به پسران میرساندند که به قول آن روزگاران دل در گروشان دارند. البته عشقها در شاهنامه، پایانی جز ازدواج ندارند.
🔹حلقه نشان (نامزدی) در دست مردان؛ تا آنجایی که سن ما و مادران و مادربزرگهایمان قد میدهد، شنیدهایم که مردان برای اینکه بگویند کسی نشان کرده آنهاست و زنان هم برای این که همین مورد را تأکید کنند، به رسم سنت انگشتری از خانواده پسر به دختر اهدا میشود؛ اما در ادامه خواستگاری دختران از پسران، در شاهنامه رسم بر این بوده که زنان حلقه نشان به دست مردان میکردند. به عنوان مثال رودابه پس از آن که "زال" رضایت پدر و شاه را برای زناشویی با او جلب میکند، برایش هدیه و حلقه نشان میفرستند.
🔹 شهر در دست زنان؛ شاهنامه از شهری حرف میزند با نام "هروم". البته هنوز به طور قطعی معلوم نشده که این شهر در کجا قرار داشته ( احتمالا در قفقاز)، مسلما مورد توجه ایرانیان هم بوده است. در این شهر در تمام مناصب اجرایی و لشکری، زنان همه کاره بودهاند. جالب است بدانید حکایتی در شاهنامه هم به نگارش درآمده که در آن به زمان حمله اسکندر به این شهر اشاره میکند. متن نثر آن اینگونه روایت میشود:
"" " اسکندر همچنان با نامداران و لشکریانش میرفت تا به شهر "هروم" رسید. هروم، شهر زنان بود و هیچ مردی را در آن راه نبود.
چو دانا به نزدیک ایشان رسید
همه شهر زن دید و مردی ندید
زنان این شهر، سمت چپ بدن خود را چون مردان جنگجو به جوشن (زره و ابزار جنگی) میآراستند و سمت راست را چون زنان به حریر. اسکندر، نامهای به سر کرده زنان شهر هروم نوشت:
" در سراسر گیتی هیچ یک از شاهان سر از فرمان من برنتافتهاند. اما من با شما جنگی ندارم و برای افزونخواهی و کشورگشایی به شهر شما نیامدهام. درد دانش مرا به اینجا کشانده، که نمیخواهم جایی در جهان بر من نهان بماند. پس پند مرا بشنوید و بگذارید تا با آشتی از شهرتان دیدن کنم، زیرا از من زیانی بر شما نخواهد رسید ".
- اما پس از رسیدن نامه به شهر هروم در آنجا چه اتفاقی افتاد: زنان گرد آمدند و دانای شهر نامه را برای آنها خواند و همگی از نظر اسکندر آگاه شدند. پس نشستند و پاسخی بر آن نوشتند:
اگر لشکر آری به شهر هروم
نبینی ز نعل و پی اسپ بوم
بیاندازه در شهر ما برزنست
بهر برزنی بر هزاران زنست
همه شب به خفتان جنگ اندریم
ز بهر فزونی به تنگ اندریم
ز چندین یکی را نبودست شوی
که دوشیزگانیم و پوشیدهروی
ز هر سو که آیی برین بوم و بر
بجز ژرف دریا نبینی گذر
اسکندر چون آن نامه را خواند، پیام داد که:
" من با زنان جنگ ندارم و آرزویم تنها دیدار شهر و آیین شماست " "".
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❇️حدود ۸۰ زن در شاهنامه زندگی میکنند که امروز هم ما نامهای برخی از آنان را در کوچه و برزن میشنویم: تهمینه، رودابه، شهرناز، ارنواز، فرانک، ماهآفرید، منیژه، کتایون، گلنار، نوبهار، سیندخت، گردآفرید، فرنگیس، پریزاد، پوراندخت، آزرمدخت، چهرزاد، گردیه، سودابه و...؛ این زنان که با صفاتی چون پاکرای، پاکدامن، پرمنش، فرزانه زن، هشیوار زن، زیرک و هوشیار، شوخ لشکرشکن، زن شیرین سخن، شیرزن، به کردار شیر و...در شاهنامه آمدهاند، گاه با ستایش فردوسی مواجه شدهاند و گاه با سرزنش او.
◀️ در شاهنامه زنان اندکی هستند که از نگاه فردوسی فتنه انگیزند؛ از آن جمله میتوان به "سودابه"، همسر کیکاووس اشاره کرد که باعث شد سیاوش آزمایش شود و به خاطر اثبات بیگناهی از آتش بگذرد و سرانجام پاک از آزمایش ناپاکان بیرون بیاید. اما مطالب جالبی در ادبیات و سنتهای کهن ایرانی درباره زنان وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
🔹 خواستگاری زنان از مردان؛ اگر چه در برخی از کشورهای آسیایی هنوز هم چنین رسمی معمول است، (اشتباه نکنید؛ آن روزها ارتباطات به شیوه امروزی نبود و زن و مرد نمیتوانستند پیش از ازدواج همدیگر را ببینند.)، آنها بیشتر از راه شنیدهها درباره مردان افسانهایشان اطلاعات کسب میکردند. در آن زمان نه به شکل رسم و اینکه نهادینه شده باشد، اما در برخی مواقع زنان از مردان خواستگاری میکردند و این کار مورد سرزنش کسی قرار نمیگرفت. در این نوع پیوند میتوان به پیوند زال و رودابه (پدر رستم و دختر مهراب شاه کابل)، تهمینه و رستم (پدر و مادر سهراب که دختر پادشاه شهر سمنگان بود)، بیژن و منیژه (پسر گیو و دختر افراسیاب) و کتایون و گشتاسپ اشاره کرد. در این ازدواجها به هر ترفندی که بود، دختران پیغامی به پسران میرساندند که به قول آن روزگاران دل در گروشان دارند. البته عشقها در شاهنامه، پایانی جز ازدواج ندارند.
🔹حلقه نشان (نامزدی) در دست مردان؛ تا آنجایی که سن ما و مادران و مادربزرگهایمان قد میدهد، شنیدهایم که مردان برای اینکه بگویند کسی نشان کرده آنهاست و زنان هم برای این که همین مورد را تأکید کنند، به رسم سنت انگشتری از خانواده پسر به دختر اهدا میشود؛ اما در ادامه خواستگاری دختران از پسران، در شاهنامه رسم بر این بوده که زنان حلقه نشان به دست مردان میکردند. به عنوان مثال رودابه پس از آن که "زال" رضایت پدر و شاه را برای زناشویی با او جلب میکند، برایش هدیه و حلقه نشان میفرستند.
🔹 شهر در دست زنان؛ شاهنامه از شهری حرف میزند با نام "هروم". البته هنوز به طور قطعی معلوم نشده که این شهر در کجا قرار داشته ( احتمالا در قفقاز)، مسلما مورد توجه ایرانیان هم بوده است. در این شهر در تمام مناصب اجرایی و لشکری، زنان همه کاره بودهاند. جالب است بدانید حکایتی در شاهنامه هم به نگارش درآمده که در آن به زمان حمله اسکندر به این شهر اشاره میکند. متن نثر آن اینگونه روایت میشود:
"" " اسکندر همچنان با نامداران و لشکریانش میرفت تا به شهر "هروم" رسید. هروم، شهر زنان بود و هیچ مردی را در آن راه نبود.
چو دانا به نزدیک ایشان رسید
همه شهر زن دید و مردی ندید
زنان این شهر، سمت چپ بدن خود را چون مردان جنگجو به جوشن (زره و ابزار جنگی) میآراستند و سمت راست را چون زنان به حریر. اسکندر، نامهای به سر کرده زنان شهر هروم نوشت:
" در سراسر گیتی هیچ یک از شاهان سر از فرمان من برنتافتهاند. اما من با شما جنگی ندارم و برای افزونخواهی و کشورگشایی به شهر شما نیامدهام. درد دانش مرا به اینجا کشانده، که نمیخواهم جایی در جهان بر من نهان بماند. پس پند مرا بشنوید و بگذارید تا با آشتی از شهرتان دیدن کنم، زیرا از من زیانی بر شما نخواهد رسید ".
- اما پس از رسیدن نامه به شهر هروم در آنجا چه اتفاقی افتاد: زنان گرد آمدند و دانای شهر نامه را برای آنها خواند و همگی از نظر اسکندر آگاه شدند. پس نشستند و پاسخی بر آن نوشتند:
اگر لشکر آری به شهر هروم
نبینی ز نعل و پی اسپ بوم
بیاندازه در شهر ما برزنست
بهر برزنی بر هزاران زنست
همه شب به خفتان جنگ اندریم
ز بهر فزونی به تنگ اندریم
ز چندین یکی را نبودست شوی
که دوشیزگانیم و پوشیدهروی
ز هر سو که آیی برین بوم و بر
بجز ژرف دریا نبینی گذر
اسکندر چون آن نامه را خواند، پیام داد که:
" من با زنان جنگ ندارم و آرزویم تنها دیدار شهر و آیین شماست " "".
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ لحظه زیبای بوسه ماه کامل بر آرامگاه کوروش بزرگ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅کودتای(نقاب) نوژه در ۱۸تیرماه سال ۵۹...
کودتای نقاب حرکت نظامی بود که چندی پس از به قدرت رسیدن نظام جمهوری اسلامی در ایران، توسط تنی چند از افسران ارتش شاهنشاهی ایران و با تمرکز افسران نیروی هوایی شاهنشاهی برای بازگرداندن شاپور بختیار و حذف آیت الله خمینی و نابودی نظام نوپای جمهوری اسلامی، طرحریزی شده بود.
پایگاه هوایی شاهرخی (حر) در شهر کبودراهنگ استان همدان مرکز فرماندهی آن بود.
فرماندهی کل کودتا بهدست سپهبد سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران)
و رهبری قسمت نیروی هوایی این کودتا برعهدهٔ سرتیپ آیت محققی بود که نباید او را با سپهبد احمدعلی محققی آخرین فرمانده ژاندارمری کل کشور رژیم شاهنشاهی اشتباه گرفت.
هدف نخست کودتا حملهٔ هوایی به منزل آیت الله خمینی در تهران و از بین بردن وی و سپس حمله به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد ذکر میشود
و سپس شکسته شدن دیوار صوتی توسط هواپیماهای در دستان کودتاگران که برتری نظامی آنها را به رخ مردم بکشد.
همچنین قرار بود ساختمان مجلس و مراکز رادیو و تلویزیون تسخیر و بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی بازداشت شوند.
گوشه هایی از ماجرای کودتای نوژه همچنان در هالهای از ابهام باقیمانده و دربارهٔ تعداد افراد دستگیر شده
و تعداد نفرات اعدام شده آمار دقیقی وجود ندارد.
در رابطه با نقش برخی روحانیون و مراجع تقلید مخالف آیت الله خمینی، مانند محمدکاظم شریعتمداری در حمایت از کودتا هم سند مطمئنی در دست نیست.
نقش کشورهای خارجی در طرح کودتا نیز همچنان جای سؤال دارد.
در این میان، طریق لو رفتن کودتای نوژه نیز نامشخص و مبهم است.
رادیو ایران گزارشی مبنی بر خنثی شدن کودتایی که هدف آن بهدست گرفتن پایگاههای نظامی کشور و حمله به مراکز استراتژیک و خانه آیتالله خمینی داشت اشاره کرد و گفت که این سومین نقشهٔ کودتایی بود که توسط دولت بنی صدر در چند ماه گذشته خنثی شد.
حزب جمهوری اسلامی، در آن زمان در تلاش بود تا این کودتا را به حزب جبهه ملی ایران که بختیار هم در آن در گذشته عضو بود نسبت دهد..
اما جبهه ملی از بروز کودتایی دیگر توسط روحانیون افراطی, که قلمها را میشکند و حزبها را نابود میکند در روزنامهٔ خود خبر میداد.
به گفتهٔ هاشم صباغیان قابل قبولترین روایت،
آگاهی کاگب، سازمان اطلاعات روسیه از برنامهریزی برای انجام کودتا در ایران و مطلع شدن مقامات اطلاعاتی ایران توسط آنان بود..
طبق شنیدههای او، عوامل کاگب نهتنها مسئولان سازمان اطلاعات و امنیت کشور را در جریان جزئیات کودتا قرار دادند،
بلکه حتی آنان را به یکی از مخفیگاههای کودتاگران که در آن جلساتشان را تشکیل میدادند، هدایت کردند.
محمدعلی عمویی، از اعضای سازمان افسری حزب توده ایران معتقد است که حزب توده «اطلاعات ارزشمندی» را به مسئولان ایران گزارش میداد.
از جمله طرح کودتای نوژه بود.
او خاطرنشان کرد که حزب تمایل داشت اطلاعات را مستقیم به رهبر انقلاب، آیت الله خمینی، بدهد.
به گفته عمویی، او با نام مستعار دکتر تبریزی مستقیماً به جماران میرفته و با حمید انصاری، «محافظ شخص آقای خمینی» دیدار میکرد...
هادی خسروشاهی، نماینده وقت آقای خمینی در «وزارت ارشاد ملی» طی گفتوگویی ادعا کرد که کیانوری رییس حزب توده (روسیه) طرح کودتا را به او اطلاع داده بود.
«در چند مورد که خبر حساس و مهم بود،
آقای کیانوری یا آقای محمدعلی عمویی یا آقای ابوعبدالله خبر را میآوردند که معمولاً در نامهای با مهر رسمی حزب توده یا امضای دبیر اول آن، آقای کیانوری بود.
آقای کیانوری به دفتر من آمد و گزارش و تاریخ و محل اجتماع افسران در پارک لاله، بمباران جماران و غیره را به من داد.»
آقای خسروشاهی میگوید که این خبر را به احمد خمینی منتقل کرده است.
آیت الله محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور از محاکمهٔ متهمان در چند روز پس از ۱۷ ژوئیه ۱۹۸۰ خبر داد و اینکه عدهای از آنها به اعدام محکوم خواهند شد.
در عین حال دادگاه انقلاب به ریاست یک روحانی، به احتمال زیاد صادق خلخالی به این پرونده رسیدگی خواهد کرد.
دفتر رئیسجمهور بنی صدر اما از محاکمهٔ یک گروه چندنفره از سران کودتا خبر داد و به سرنوشت بقیهٔ ۳۰۰ نفر دستگیرشده از افسران عالی رتبه ارتش اشارهای نکرد.
در اولین گروه از اعدامها، در ۹ روز پس از اعلام کشف این کودتا-،
۵ نفر از درجهداران عالی رتبه ارتش که در زندان به سر میبردند، در دادگاهی غیرعلنی محکوم شده و تیرباران شدند.
این ۵ تن، تیمسار سرتیپ آیت محققی
سروان بیژن ایراننژاد، سرگرد فرخزاد جهانگیری، استوار محمد مالکی و همافر یوسف پوررضایی نام داشتند.
در نهایت ۱۲۱ نفر از دستگیرشدگان در دادگاه انقلاب به حکم محمد ریشهری اعدام شدند.
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کودتای نقاب حرکت نظامی بود که چندی پس از به قدرت رسیدن نظام جمهوری اسلامی در ایران، توسط تنی چند از افسران ارتش شاهنشاهی ایران و با تمرکز افسران نیروی هوایی شاهنشاهی برای بازگرداندن شاپور بختیار و حذف آیت الله خمینی و نابودی نظام نوپای جمهوری اسلامی، طرحریزی شده بود.
پایگاه هوایی شاهرخی (حر) در شهر کبودراهنگ استان همدان مرکز فرماندهی آن بود.
فرماندهی کل کودتا بهدست سپهبد سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران)
و رهبری قسمت نیروی هوایی این کودتا برعهدهٔ سرتیپ آیت محققی بود که نباید او را با سپهبد احمدعلی محققی آخرین فرمانده ژاندارمری کل کشور رژیم شاهنشاهی اشتباه گرفت.
هدف نخست کودتا حملهٔ هوایی به منزل آیت الله خمینی در تهران و از بین بردن وی و سپس حمله به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد ذکر میشود
و سپس شکسته شدن دیوار صوتی توسط هواپیماهای در دستان کودتاگران که برتری نظامی آنها را به رخ مردم بکشد.
همچنین قرار بود ساختمان مجلس و مراکز رادیو و تلویزیون تسخیر و بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی بازداشت شوند.
گوشه هایی از ماجرای کودتای نوژه همچنان در هالهای از ابهام باقیمانده و دربارهٔ تعداد افراد دستگیر شده
و تعداد نفرات اعدام شده آمار دقیقی وجود ندارد.
در رابطه با نقش برخی روحانیون و مراجع تقلید مخالف آیت الله خمینی، مانند محمدکاظم شریعتمداری در حمایت از کودتا هم سند مطمئنی در دست نیست.
نقش کشورهای خارجی در طرح کودتا نیز همچنان جای سؤال دارد.
در این میان، طریق لو رفتن کودتای نوژه نیز نامشخص و مبهم است.
رادیو ایران گزارشی مبنی بر خنثی شدن کودتایی که هدف آن بهدست گرفتن پایگاههای نظامی کشور و حمله به مراکز استراتژیک و خانه آیتالله خمینی داشت اشاره کرد و گفت که این سومین نقشهٔ کودتایی بود که توسط دولت بنی صدر در چند ماه گذشته خنثی شد.
حزب جمهوری اسلامی، در آن زمان در تلاش بود تا این کودتا را به حزب جبهه ملی ایران که بختیار هم در آن در گذشته عضو بود نسبت دهد..
اما جبهه ملی از بروز کودتایی دیگر توسط روحانیون افراطی, که قلمها را میشکند و حزبها را نابود میکند در روزنامهٔ خود خبر میداد.
به گفتهٔ هاشم صباغیان قابل قبولترین روایت،
آگاهی کاگب، سازمان اطلاعات روسیه از برنامهریزی برای انجام کودتا در ایران و مطلع شدن مقامات اطلاعاتی ایران توسط آنان بود..
طبق شنیدههای او، عوامل کاگب نهتنها مسئولان سازمان اطلاعات و امنیت کشور را در جریان جزئیات کودتا قرار دادند،
بلکه حتی آنان را به یکی از مخفیگاههای کودتاگران که در آن جلساتشان را تشکیل میدادند، هدایت کردند.
محمدعلی عمویی، از اعضای سازمان افسری حزب توده ایران معتقد است که حزب توده «اطلاعات ارزشمندی» را به مسئولان ایران گزارش میداد.
از جمله طرح کودتای نوژه بود.
او خاطرنشان کرد که حزب تمایل داشت اطلاعات را مستقیم به رهبر انقلاب، آیت الله خمینی، بدهد.
به گفته عمویی، او با نام مستعار دکتر تبریزی مستقیماً به جماران میرفته و با حمید انصاری، «محافظ شخص آقای خمینی» دیدار میکرد...
هادی خسروشاهی، نماینده وقت آقای خمینی در «وزارت ارشاد ملی» طی گفتوگویی ادعا کرد که کیانوری رییس حزب توده (روسیه) طرح کودتا را به او اطلاع داده بود.
«در چند مورد که خبر حساس و مهم بود،
آقای کیانوری یا آقای محمدعلی عمویی یا آقای ابوعبدالله خبر را میآوردند که معمولاً در نامهای با مهر رسمی حزب توده یا امضای دبیر اول آن، آقای کیانوری بود.
آقای کیانوری به دفتر من آمد و گزارش و تاریخ و محل اجتماع افسران در پارک لاله، بمباران جماران و غیره را به من داد.»
آقای خسروشاهی میگوید که این خبر را به احمد خمینی منتقل کرده است.
آیت الله محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور از محاکمهٔ متهمان در چند روز پس از ۱۷ ژوئیه ۱۹۸۰ خبر داد و اینکه عدهای از آنها به اعدام محکوم خواهند شد.
در عین حال دادگاه انقلاب به ریاست یک روحانی، به احتمال زیاد صادق خلخالی به این پرونده رسیدگی خواهد کرد.
دفتر رئیسجمهور بنی صدر اما از محاکمهٔ یک گروه چندنفره از سران کودتا خبر داد و به سرنوشت بقیهٔ ۳۰۰ نفر دستگیرشده از افسران عالی رتبه ارتش اشارهای نکرد.
در اولین گروه از اعدامها، در ۹ روز پس از اعلام کشف این کودتا-،
۵ نفر از درجهداران عالی رتبه ارتش که در زندان به سر میبردند، در دادگاهی غیرعلنی محکوم شده و تیرباران شدند.
این ۵ تن، تیمسار سرتیپ آیت محققی
سروان بیژن ایراننژاد، سرگرد فرخزاد جهانگیری، استوار محمد مالکی و همافر یوسف پوررضایی نام داشتند.
در نهایت ۱۲۱ نفر از دستگیرشدگان در دادگاه انقلاب به حکم محمد ریشهری اعدام شدند.
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅هر انسانی داستانی دارد...
داستانی که اگر واقعاً بشنوی، شاید اشکهایت جاری شود.
مردی که در ترافیک بیحوصلگی میکند، شاید شب قبل را کنار تخت بیمار عزیزش گریه کرده.
آن زنی که با خشونت پاسخ میدهد، شاید سالهاست صدایش را کسی نشنیده...
همهی ما بارها قضاوت کردهایم، بیآنکه بدانیم پشت هر نگاهی دنیایی از رنجها و آرزوها پنهان است...
زندگی هر کسی کتابی است که ما فقط یک صفحه از آن را خواندهایم. شاید اگر فصلهای قبلی را میدانستیم، دیگر نمیتوانستیم حتی به سختترین آدمها هم بیاعتنایی کنیم...
نفرت همیشه از ندانستن میآید و عشق از تلاش برای فهمیدن.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
داستانی که اگر واقعاً بشنوی، شاید اشکهایت جاری شود.
مردی که در ترافیک بیحوصلگی میکند، شاید شب قبل را کنار تخت بیمار عزیزش گریه کرده.
آن زنی که با خشونت پاسخ میدهد، شاید سالهاست صدایش را کسی نشنیده...
همهی ما بارها قضاوت کردهایم، بیآنکه بدانیم پشت هر نگاهی دنیایی از رنجها و آرزوها پنهان است...
زندگی هر کسی کتابی است که ما فقط یک صفحه از آن را خواندهایم. شاید اگر فصلهای قبلی را میدانستیم، دیگر نمیتوانستیم حتی به سختترین آدمها هم بیاعتنایی کنیم...
نفرت همیشه از ندانستن میآید و عشق از تلاش برای فهمیدن.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤5
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
✅در نکوهش تعصب...
تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کنند،
جز اینکه یاد می دهند تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅در نکوهش تعصب...
تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کنند،
جز اینکه یاد می دهند تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ایران به روایت آثار
🔹بزرگترین سنگ نوشته جهان باستان
#بیستون
🔹🔹تو که از این پس شاه خواهی بود، مردی که دروغگو و تبهکار باشد، دوست آنها مباش...
#داریوش_بزرگ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹بزرگترین سنگ نوشته جهان باستان
#بیستون
🔹🔹تو که از این پس شاه خواهی بود، مردی که دروغگو و تبهکار باشد، دوست آنها مباش...
#داریوش_بزرگ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅سکونتگاههای ۶۰ هزارساله انسان به نام ایران ثبت جهانی شد
🔹بیست و نهمین اثر تاریخی ایران که به فهرست میراث جهانی یونسکو راه یافت، نخستین سکونتگاههای بشر در دوران پارینه سنگی در زاگرس مرکزی است که قدمت آن به بیش از ۶۰ هزار سال میرسد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹بیست و نهمین اثر تاریخی ایران که به فهرست میراث جهانی یونسکو راه یافت، نخستین سکونتگاههای بشر در دوران پارینه سنگی در زاگرس مرکزی است که قدمت آن به بیش از ۶۰ هزار سال میرسد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅سکونتگاههای ۶۰ هزارساله انسان به نام ایران ثبت جهانی شد 🔹بیست و نهمین اثر تاریخی ایران که به فهرست میراث جهانی یونسکو راه یافت، نخستین سکونتگاههای بشر در دوران پارینه سنگی در زاگرس مرکزی است که قدمت آن به بیش از ۶۰ هزار سال میرسد. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ…
✅ محوطههای پیشاتاریخی دره خرمآباد لرستان در ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد ثبت شده است. این محوطه شامل پنج غار و یک پناهگاه سنگی است.
تصمیم گیری در این باره در چهلوهفتمین کمیته میراث جهانی یونسکو و در مقر این نهاد در پاریس انجام شد.
دره خرمآباد که بیستونهمین اثر ثبت شده از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو است، قدمت پارینه سنگی در حدود ۶۳هزار سال قبل دارد.
خرمآباد مرکز لرستان از استانهای غربی ایران است.
یونسکو میگوید این منطقه «شناختی ارزشمند دربارهٔ تکامل و مهاجرت انسانهای اولیه یا نئاندرتالها از آفریقا به اوراسیا میدهند.»
بر اساس مستنداتی که برای ثبت این محوطه به یونسکو ارائه شده، آثاری مانند اشیای زینتی و ابزارهای پیشرفتهٔ سنگی در این منطقه نشانگر توانمندی شناختی و فناوری انسانهای اولیه در اطراف رشتهکوه زاگرس است.
محققان میگویند این منطقه هنوز بهطور کامل کاوش نشده و ظرفیت بالایی برای اکتشافات باستانشناسی دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصمیم گیری در این باره در چهلوهفتمین کمیته میراث جهانی یونسکو و در مقر این نهاد در پاریس انجام شد.
دره خرمآباد که بیستونهمین اثر ثبت شده از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو است، قدمت پارینه سنگی در حدود ۶۳هزار سال قبل دارد.
خرمآباد مرکز لرستان از استانهای غربی ایران است.
یونسکو میگوید این منطقه «شناختی ارزشمند دربارهٔ تکامل و مهاجرت انسانهای اولیه یا نئاندرتالها از آفریقا به اوراسیا میدهند.»
بر اساس مستنداتی که برای ثبت این محوطه به یونسکو ارائه شده، آثاری مانند اشیای زینتی و ابزارهای پیشرفتهٔ سنگی در این منطقه نشانگر توانمندی شناختی و فناوری انسانهای اولیه در اطراف رشتهکوه زاگرس است.
محققان میگویند این منطقه هنوز بهطور کامل کاوش نشده و ظرفیت بالایی برای اکتشافات باستانشناسی دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی، شاید در نقطه شروع باشی...
از گابریل گارسیا می پرسند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟
گفت:
99 صفحه رو خالی میذارم.صفحه آخر، سطر آخر
می نویسم:
"یادت باشه دنیا گرده،
هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی
شاید در نقطه شروع باشی"
زندگی ساختنی است؛
نه ماندنی..
بمان برای ساختن»
نساز برای«ماندن».
منتطرنباش کسی برایت گل بیاورد!
خاک را زیر و روکن...
بذر را بکار،
از آن مراقبت کن،
گل خواهد داد..
وقتیکه راه نمی روی!
یا نمی دَوی!
زمین هم نمی خوری!!!
و این " زمین نخوردن" ...
محصول سُکون است!
نه مَهارت! ...
وقتیکه تصمیمی نمی گیری!
و کاری نمی کنی!
پس اشتباه هم نمی کنی!!!
و این " اشتباه نکردن" ...
محصول اِنفعال است!
نه انتخاب! ...
خوب بودن ...
به این معنی نیست که ...
درهای تجربه را برخود ببندی!
و فقط پرهیز کنی،
خوب بودن ...
در انتخابهای ماست ...
که معنا پیدا می کند ...
و شکل می گیرد ...
چه جالب...
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
" از هر آنچه آزارمان میدهد"
ديروز قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد،
اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم ...!
روزگارتون پر از اتفاقهای قشنگ.....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
از گابریل گارسیا می پرسند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟
گفت:
99 صفحه رو خالی میذارم.صفحه آخر، سطر آخر
می نویسم:
"یادت باشه دنیا گرده،
هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی
شاید در نقطه شروع باشی"
زندگی ساختنی است؛
نه ماندنی..
بمان برای ساختن»
نساز برای«ماندن».
منتطرنباش کسی برایت گل بیاورد!
خاک را زیر و روکن...
بذر را بکار،
از آن مراقبت کن،
گل خواهد داد..
وقتیکه راه نمی روی!
یا نمی دَوی!
زمین هم نمی خوری!!!
و این " زمین نخوردن" ...
محصول سُکون است!
نه مَهارت! ...
وقتیکه تصمیمی نمی گیری!
و کاری نمی کنی!
پس اشتباه هم نمی کنی!!!
و این " اشتباه نکردن" ...
محصول اِنفعال است!
نه انتخاب! ...
خوب بودن ...
به این معنی نیست که ...
درهای تجربه را برخود ببندی!
و فقط پرهیز کنی،
خوب بودن ...
در انتخابهای ماست ...
که معنا پیدا می کند ...
و شکل می گیرد ...
چه جالب...
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!
" از هر آنچه آزارمان میدهد"
ديروز قصد داشتم دست اتفاق را بگيرم تا نيفتد ! اما امروز فهميدم که اتفاق خواهد افتاد،
اين ما هستيم که نبايد با او بيفتيم ...!
روزگارتون پر از اتفاقهای قشنگ.....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
✅جهالتی به نام نژاد...
نژاد دقیقا چیست؟ هیچ مبنای علمی برای نژاد وجود ندارد، این یک برچسب ساختگی است.
علم به ما میگوید هیچ مبنای ژنتیکی یا علمی برای نژاد وجود ندارد. بلکه بیشتر یک برچسب ساختگی است، که برای تفکیک و دسته بندی انسانها به کار میرود.
در نیمهی اول قرن نوزدهم، یکی از دانشمندان مشهور آمریکایی به نام ساموئل مورتون در فیلادلفیا سکونت داشت و جمجمه گردآوری میکرد. او اعتقاد داشت که انسانها را میتوان به پنج نژاد طبقهبندی کرد، و این پنج نژاد خلقتهای متفاوت داشته اند. نژادها ویژگیهای متمایزی داشتند. مورتون ادعا میکند “جمجمه سنجی” او نشان میدهد که سفیدپوستها، یا “قفقازیها” باهوشترین نژاد بودهاند. برای مردم شرق آسیا- مورتون از واژه ی ” مغولها ” استفاده کرد- اگر چه
” مبتکر ” و ” مستعد تربیت ” بودند، در ردهی پایینتر قرار میگرفتند. ردهی سوم مردم جنوب شرق آسیا بودند و پس از آنها بومیان آمریکا قرار داشتند. سیاهپوستها، یا ” اتیوپیاییها ” در پایینترین ردهی طبقهبندی شده بودند. در دهههای پیش از جنگ داخلی، مدافعان بردهداری از ایدههای مورتون بهعنوان سندی دال بر برتری سفیدپوستها بهرهبرداری کردند.
امروزه مورتون را پدر نژادپرستی علمی میدانند. ریشهی بسیاری از خشونتهای نژادی وحشتناک چند قرن گذشته را میتوان در این ایده جستوجو کرد که یک نژاد از نژاد دیگر پستتر است، به حدی که بازدید از مجموعهی مورتون تجربهای عمیقا ناراحتکننده است. ما امروز هم تا حد زیادی با میراث مورتون زندگی میکنیم؛ تمایزات نژادی همچنان شکلدهندهی سیاست، محیط زندگی و نگرش ما دربارهی خود است.
وضعیت کماکان اینگونه است، هرچند یافتههای علمی دربارهی نژاد دقیقا خلاف ادعای مورتون است.
طی چند دههی گذشته، پژوهشهای ژنتیکی دو حقیقت بنیادی را دربارهی انسان آشکار کردهاند. اولین حقیقت اینکه همهی انسانها به لحاظ ژنتیکی به هم بسیار مرتبطاند؛ بسیار مرتبطتر به هم در مقایسه با همهی شامپانزهها، حتی با وجود اینکه امروزه تعداد انسانها نسبت به شامپانزهها خیلی بیشتر است. همهی انسانها مجموعه ژنهای شبیه به هم دارند، اما به استثنای دوقلوهای همسان، همهی افراد دارای نسخههای تا حدودی متفاوت از برخی ژنها هستند. مطالعاتی که روی این تنوع ژنتیکی انجام شده، به دانشمندان امکان داده تا نوعی از شجرهنامهی جمعیتهای انسانی را بازسازی کنند. این شجرهنامه دومین حقیقت عمیق را آشکار کرده است؛ درواقع همهی انسانهایی که امروز زندگی میکنند، آفریقایی هستند.
گونهی ما، هوموساپینس (انسان خردمند)، در آفریقا تکامل یافت؛ هیچکس دربارهی زمان و مکان دقیق آن اطمینان ندارد. جدیدترین یافتههای فسیلی، در مراکش، نشان میدهد که ویژگیهای، به لحاظ آناتومی، مدرن انسان ۳۰۰ هزار سال پیش کمکم بهوجود آمدند. تا حدود ۲۰۰ هزار سال پس از آن ما [هموساپینس] در آفریقا ماندیم، اما طی آن دوره، گروههایی از انسانها کمکم به بخشهای مختلف قاره رفتند و از یکدیگر جدا افتادند، و درنتیجه جمعیتهای انسانی جدیدی تشکیل دادند.
در انسانها، مانند همهی گونهها، تغییرات ژنتیکی نتیجهی جهشهای ژنتیکی تصادفی است؛ جهشهای ریز در دیاناِی، که رمز زندگی است. جهشها با سرعتی کموبیش ثابت اتفاق میافتند، بنابراین هرچه یک گروه ماندگارتر شود، و ژنهایش را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند، این گروه جهشهای بیشتری خواهد داشت. در این حین، هر چه دو گروه انسانی مدت بیشتری از هم جدا باشند، جهشهای متمایز بیشتری خواهند داشت. پژوهشگران با بررسی ژنهای آفریقاییهای کنونی به این نتیجه رسیدند که گروههای قومی خویسان، که اکنون در جنوب آفریقا زندگی میکنند، نمایانگر یکی از قدیمیترین شاخههای شجرهنامهی انسانی هستند. پیگمههای ساکن آفریقای مرکزی نیز بهعنوان یک گروه متمایز تاریخ خیلی طولانی دارند. این به آن معناست که عمیقترین تفاوتها بین خانوادهی انسان، بین آنچه معمولا مورد نظر است، یعنی نژادهای مختلف – مثلا سفید، یا سیاه یا آسیایی یا سرخپوستهای ایالات متحده – نیست. این تفاوتها بین جمعیتهای آفریقایی از قبیل خویسانها و پیگمههاست که دهها هزار سال جدا از هم زندگی کردهاند، حتی پیش از اینکه [گروههایی از] انسانها قارهی آفریقا را ترک کنند. بر اساس یافتههای ژنتیکی، امروز همهی غیرآفریقاییها اعقاب چند هزار انسانی هستند که حدود ۶۰ هزار سال پیش قارهی آفریقا را ترک کردند. این مهاجرها نزدیکی خیلی بیشتری به جمعیتهای انسانی ساکن شرق آفریقا، ازجمله هادزا در تانزانیا، داشتند. مهاجرها به این دلیل که فقط یکی از زیرشاخههای جمعیت آفریقا بودند، تنها ذرهای از دیاناِی انسانهای ساکن آفریقا را با خود بردند
نژاد دقیقا چیست؟ هیچ مبنای علمی برای نژاد وجود ندارد، این یک برچسب ساختگی است.
علم به ما میگوید هیچ مبنای ژنتیکی یا علمی برای نژاد وجود ندارد. بلکه بیشتر یک برچسب ساختگی است، که برای تفکیک و دسته بندی انسانها به کار میرود.
در نیمهی اول قرن نوزدهم، یکی از دانشمندان مشهور آمریکایی به نام ساموئل مورتون در فیلادلفیا سکونت داشت و جمجمه گردآوری میکرد. او اعتقاد داشت که انسانها را میتوان به پنج نژاد طبقهبندی کرد، و این پنج نژاد خلقتهای متفاوت داشته اند. نژادها ویژگیهای متمایزی داشتند. مورتون ادعا میکند “جمجمه سنجی” او نشان میدهد که سفیدپوستها، یا “قفقازیها” باهوشترین نژاد بودهاند. برای مردم شرق آسیا- مورتون از واژه ی ” مغولها ” استفاده کرد- اگر چه
” مبتکر ” و ” مستعد تربیت ” بودند، در ردهی پایینتر قرار میگرفتند. ردهی سوم مردم جنوب شرق آسیا بودند و پس از آنها بومیان آمریکا قرار داشتند. سیاهپوستها، یا ” اتیوپیاییها ” در پایینترین ردهی طبقهبندی شده بودند. در دهههای پیش از جنگ داخلی، مدافعان بردهداری از ایدههای مورتون بهعنوان سندی دال بر برتری سفیدپوستها بهرهبرداری کردند.
امروزه مورتون را پدر نژادپرستی علمی میدانند. ریشهی بسیاری از خشونتهای نژادی وحشتناک چند قرن گذشته را میتوان در این ایده جستوجو کرد که یک نژاد از نژاد دیگر پستتر است، به حدی که بازدید از مجموعهی مورتون تجربهای عمیقا ناراحتکننده است. ما امروز هم تا حد زیادی با میراث مورتون زندگی میکنیم؛ تمایزات نژادی همچنان شکلدهندهی سیاست، محیط زندگی و نگرش ما دربارهی خود است.
وضعیت کماکان اینگونه است، هرچند یافتههای علمی دربارهی نژاد دقیقا خلاف ادعای مورتون است.
طی چند دههی گذشته، پژوهشهای ژنتیکی دو حقیقت بنیادی را دربارهی انسان آشکار کردهاند. اولین حقیقت اینکه همهی انسانها به لحاظ ژنتیکی به هم بسیار مرتبطاند؛ بسیار مرتبطتر به هم در مقایسه با همهی شامپانزهها، حتی با وجود اینکه امروزه تعداد انسانها نسبت به شامپانزهها خیلی بیشتر است. همهی انسانها مجموعه ژنهای شبیه به هم دارند، اما به استثنای دوقلوهای همسان، همهی افراد دارای نسخههای تا حدودی متفاوت از برخی ژنها هستند. مطالعاتی که روی این تنوع ژنتیکی انجام شده، به دانشمندان امکان داده تا نوعی از شجرهنامهی جمعیتهای انسانی را بازسازی کنند. این شجرهنامه دومین حقیقت عمیق را آشکار کرده است؛ درواقع همهی انسانهایی که امروز زندگی میکنند، آفریقایی هستند.
گونهی ما، هوموساپینس (انسان خردمند)، در آفریقا تکامل یافت؛ هیچکس دربارهی زمان و مکان دقیق آن اطمینان ندارد. جدیدترین یافتههای فسیلی، در مراکش، نشان میدهد که ویژگیهای، به لحاظ آناتومی، مدرن انسان ۳۰۰ هزار سال پیش کمکم بهوجود آمدند. تا حدود ۲۰۰ هزار سال پس از آن ما [هموساپینس] در آفریقا ماندیم، اما طی آن دوره، گروههایی از انسانها کمکم به بخشهای مختلف قاره رفتند و از یکدیگر جدا افتادند، و درنتیجه جمعیتهای انسانی جدیدی تشکیل دادند.
در انسانها، مانند همهی گونهها، تغییرات ژنتیکی نتیجهی جهشهای ژنتیکی تصادفی است؛ جهشهای ریز در دیاناِی، که رمز زندگی است. جهشها با سرعتی کموبیش ثابت اتفاق میافتند، بنابراین هرچه یک گروه ماندگارتر شود، و ژنهایش را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند، این گروه جهشهای بیشتری خواهد داشت. در این حین، هر چه دو گروه انسانی مدت بیشتری از هم جدا باشند، جهشهای متمایز بیشتری خواهند داشت. پژوهشگران با بررسی ژنهای آفریقاییهای کنونی به این نتیجه رسیدند که گروههای قومی خویسان، که اکنون در جنوب آفریقا زندگی میکنند، نمایانگر یکی از قدیمیترین شاخههای شجرهنامهی انسانی هستند. پیگمههای ساکن آفریقای مرکزی نیز بهعنوان یک گروه متمایز تاریخ خیلی طولانی دارند. این به آن معناست که عمیقترین تفاوتها بین خانوادهی انسان، بین آنچه معمولا مورد نظر است، یعنی نژادهای مختلف – مثلا سفید، یا سیاه یا آسیایی یا سرخپوستهای ایالات متحده – نیست. این تفاوتها بین جمعیتهای آفریقایی از قبیل خویسانها و پیگمههاست که دهها هزار سال جدا از هم زندگی کردهاند، حتی پیش از اینکه [گروههایی از] انسانها قارهی آفریقا را ترک کنند. بر اساس یافتههای ژنتیکی، امروز همهی غیرآفریقاییها اعقاب چند هزار انسانی هستند که حدود ۶۰ هزار سال پیش قارهی آفریقا را ترک کردند. این مهاجرها نزدیکی خیلی بیشتری به جمعیتهای انسانی ساکن شرق آفریقا، ازجمله هادزا در تانزانیا، داشتند. مهاجرها به این دلیل که فقط یکی از زیرشاخههای جمعیت آفریقا بودند، تنها ذرهای از دیاناِی انسانهای ساکن آفریقا را با خود بردند
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
توالی ژنتیکی، که به پژوهشگران امکان داده مسیر مهاجرت انسان را دنبال کنند و حالا به افراد امکان میدهد نیاکانشان را ردگیری کنند، راههای جدیدی برای اندیشیدن دربارهی تنوع انسانها به ما معرفی کرده است. یا حداقل فومان چنین امیدی دارد. پروژهیDNA Discussion به شرکتکنندهها بینشی دربارهی پیشینهشان میدهد که نسبت به آنچه تاریخچهی خانوادگی معمولا میتواند بازگو کند، بسیار پیچیدهتر است. و درنتیجه به ما امکان میدهد دربارهی تاریخ طولانی، درهم برهم و اغلب وحشیانهی نژادپرستی بحث و گفتوگو کنیم.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
💔مرد فلسطینی خیره به پیکر سه فرزند شهیدش
لعنتبه جنگ....
و
لعنت بر جنگ افروزان...
😢😢
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
لعنتبه جنگ....
و
لعنت بر جنگ افروزان...
😢😢
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢5👍1
✅لقمه گلوگیر حاجب الدوله...
🔹مرگ حاجب الدوله دربار بخاطر گیر کردن لقمه در گلو!
دیگر آنکه از قرار اخبار طهران حاجبالدوله شب هنگام لقمه در گلویش میپیچد، حکیم طولوزان را میآورند، هرچه میکند لقمه پایین نمیرود بسختی با اسبابی لقمه را پایین میکند، رگ شریان او پاره میشود خون زیادی از حلقش میآید، بعد از دو روز فوت میشود. برادرش را حاجبالدوله کردهاند.
منبع: وقایع اتفاقیه: مجموعه گزارش های خفیهنویسان انگلیس در ولایت جنوبی ایران از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲قمری، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، ص۳۰۶
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مرگ حاجب الدوله دربار بخاطر گیر کردن لقمه در گلو!
دیگر آنکه از قرار اخبار طهران حاجبالدوله شب هنگام لقمه در گلویش میپیچد، حکیم طولوزان را میآورند، هرچه میکند لقمه پایین نمیرود بسختی با اسبابی لقمه را پایین میکند، رگ شریان او پاره میشود خون زیادی از حلقش میآید، بعد از دو روز فوت میشود. برادرش را حاجبالدوله کردهاند.
منبع: وقایع اتفاقیه: مجموعه گزارش های خفیهنویسان انگلیس در ولایت جنوبی ایران از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲قمری، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، ص۳۰۶
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2
.
🌲دعایی از #فردوسی
همی خواهم از کردگار جهان
شناسنده ی آشکار و نهان
که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیکنامی بُوَد یارتان
بگوئید این جمله در گوش باد
که یک تن به گیتی پریشان مباد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲دعایی از #فردوسی
همی خواهم از کردگار جهان
شناسنده ی آشکار و نهان
که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیکنامی بُوَد یارتان
بگوئید این جمله در گوش باد
که یک تن به گیتی پریشان مباد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚فلسفه چیست و چگونه شکل گرفت؟؟؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅رنج بزرگان...
ارنست همینگوی یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم است که از افسردگی رنج میبرد. او که تلاش کرد از طریق شوک درمانی خود را معالجه کند موفق نشد و در سال ۱۹۶۱ با شلیک گلوله خودکشی کرد.
نیچه فیلسوفی که فلسفه غرب را در قرن بیستم زیر و رو کرد از افسردگی شدید، حمله های میگرنی و حتی نشانه های جنون رنج میبرده! او حتی مدت زیادی در یک آسایشگاه روانی بستری بوده!
پابلو پیکاسو که پایه گذار سبک کوبیسم در جهان است در دورهای از زندگی دچار افسردگی شدیدی شد. در طول این دوره تمام نقاشی هایش را با موضوع و مفهوم غم و حزن و اندوه کشید و رنگ آبی عنصری جدا نشدنی از آثارش بود. بعدها به این برهه از زندگیش "دوره آبی پیکاسو" میگفتند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ارنست همینگوی یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم است که از افسردگی رنج میبرد. او که تلاش کرد از طریق شوک درمانی خود را معالجه کند موفق نشد و در سال ۱۹۶۱ با شلیک گلوله خودکشی کرد.
نیچه فیلسوفی که فلسفه غرب را در قرن بیستم زیر و رو کرد از افسردگی شدید، حمله های میگرنی و حتی نشانه های جنون رنج میبرده! او حتی مدت زیادی در یک آسایشگاه روانی بستری بوده!
پابلو پیکاسو که پایه گذار سبک کوبیسم در جهان است در دورهای از زندگی دچار افسردگی شدیدی شد. در طول این دوره تمام نقاشی هایش را با موضوع و مفهوم غم و حزن و اندوه کشید و رنگ آبی عنصری جدا نشدنی از آثارش بود. بعدها به این برهه از زندگیش "دوره آبی پیکاسو" میگفتند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
✅تاریخ را رهبران رقم میزنند یا پیروان؟
✍️شایان اویسی، پژوهشگر فلسفه
🔹تاریخ را افراد رقم میزنند یا اجتماعات؟ یا به تعبیری دیگر نقش رهبران اساسیتر است یا آمادگی و طغیان تودهها؟ آیا حوادث مهم تاریخی از جمله جنگها، تغییرات قانونی و فرهنگی و اکتشافات علمی حاصل تلاشهای جمعی تودهها بوده یا بدون حضور نوابغ و رهبران تاریخساز چنین تحولاتی نشدنی بود؟
◀ این سوال جزو بزرگترین مناقشات تاریخِ تاریخنگاری و فلسفه تاریخ بوده و گروهی نیز سعی داشتند راه سومی برای این جواب بیابند. اما به راستی تاریخ بشریت چگونه رقم خورده و در حال پیش رفتن است؟ آیا اگر چهرههای نامدار سیاست و جنگ و علم و فرهنگ نبودند، بشریت دچار تحول نمیشد؟ یا اینکه هر چهرهای صرفا نماد تلاشها و اقدامات جمعی بوده که توسط او تحقق یافته و اصالت تحولات تاریخ با جمع است؟ بهتر است کمی از نظرات فلسفی درینباره استفاده کنیم، شاید بتواند ما را به سر منزل بهتری هدایت کند.
📌تاریخ از نگاه ارسطو:
" اگر تیموتئوس به جهان نیامده بود، مقدار قابل توجهی از شعر غنایی ما پدید نمیآمد، ولی اگر فرونیس نبود، تیموتئوس هم پیدا نمیشد. همین سخن در مورد کسانی هم صادق است که درباره حقیقت سخن گفتهاند، زیرا ما از گروهی عقاید و نظریات معینی به ارث بردهایم و گروهی دیگر علت پیدایش گروه اول بودهاند "
(متافیزیک/ارسطو/ص۷۴)
- آنچه ارسطو میگوید انکار تایید نقش نخبگان در تحقق تحول خرد بشری است. این دیدگاه نقطه اوجش نیچه است. به نحوی که تاریخ بدون نبوغ ستارگان بشریت به جلو نمیرود و بانی اصلی رقم خوردن آن هستند و عوام برای درخشیدن این ستارگان وجود دارند. شرح نبوغ و تفاوتش با استعداد دقیقا گویای همین مفهوم است.
📌تاریخ از نگاه نیچه:
" تفاوت بین نبوغ و استعداد صریح و بی قید شرط بود. تنها نابغه میتوانست دست به آفرینش بزند و آفرینشهایش چنان قابل ملاحظه بودند که هم عصرانش نمیتوانستند آنها را بلاواسطه تشخیص دهند… آثار کسانی که دیگران آنها را نابغه میدانستند به قدری با کار همعصرانشان فرق داشت که به راحتی میشد به این باور رسید که آنها برای آن کار زاده شدهاند. نابغه به نیمه خدای قرن نوزدهم بدل شد و این بار پدید آمد که نابغه، نابغه نمیشود، بلکه نابغه به دنیا میآید ".
(نیچه جوان؛ برآمدن نابغه/کارل پلیچ/ص۶)
📌تاریخ از دیدگاه راسل:
راسل نیز به نحوی ادامه همان سنت فکری است. وی اکتشافات و نبوغ خرد بشر را نه حاصل تلاش نسلی تودههای انسانی، بلکه حاصل تولد نوابغ میداند که اگر نبودند بشر در حال در جا زدن بود.
📌تاریخ از دیدگاه راسل:
" اگر محکمه تفتیش عقاید موفق میشد که او را نشکفته پرپر کند ما امروز نه از موهبت جنگهای هوایی و بمبهای اتمی بهرهمند بودیم و نه از کاهش فقر و مرض که از خصال بارز عصر ما هستند. شیوه برخی از مکاتب جامعهشناسی بر این جاری است که اهمیت ذکاوت فرد ( نقش شخصیت در روند پویایی جامعه) را به حداقل کاهش دهند و همه رویدادهای بزرگ را به عوامل وسیع ورای فرد منسوب دارند. ولی من اعتقاد دارم، که این طرز فکر کاملا خطاست. به نظر من اگر یکصد تن از مردان قرن هفدهم در کودکی کشته میشدند، دنیای جدیدی وجود نداشت و گالیله سرآمد این یکصد تن است ".
(جهانبینی علمی/برتراند راسل/ص۵۲و۵۳)
- این نگاه ستایش آمیز به فرد و نبوغ ریشه در تفکرات دینی و الهیاتی دارد. بشری که در گمراهی است و تفکرش راه به جایی نمیبرد و فردی برگزیده با وحی باید بتواند آنها را هدایت کند. گویا فقط در تفکر بالا وحی جای خود را به نبوغ داده. به مطلب زیر توجه کنید.
📌تاریخ از دیدگاه آکوئینی:
- آکوئینی الهیدان و فیلسوف مشهور قرون وسطی، ژیلسون در شرح افکارش به تفاوت الهیات و فلسفه میپردازد که این به بحث ما کمک میکند. تاریخ از دیدگاه آکوئینی
" توماس آکوئینی همراه تمام الاهیدانان تصدیق میکند که با فرض تعلق اراده آزاد خدا بر نجات نوع بشر، شناختی که برای نجات انسان لازم است باید بر انسانها وحی میشد. این در مورد آن دسته از حقایق نجات بخشی که دور از دسترس عقل طبیعی انسان است روشن است. اما حتی هنگامی که حقیقت نجات بخش در محدوده ادراک عقل طبیعی انسان بود باز باید وحی میشد، زیرا در غیر این صورت بیشتر انسانها از آن غافل میماندند ".
(تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی/اتین ژیلسون/ص۵۰۹)
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️شایان اویسی، پژوهشگر فلسفه
🔹تاریخ را افراد رقم میزنند یا اجتماعات؟ یا به تعبیری دیگر نقش رهبران اساسیتر است یا آمادگی و طغیان تودهها؟ آیا حوادث مهم تاریخی از جمله جنگها، تغییرات قانونی و فرهنگی و اکتشافات علمی حاصل تلاشهای جمعی تودهها بوده یا بدون حضور نوابغ و رهبران تاریخساز چنین تحولاتی نشدنی بود؟
◀ این سوال جزو بزرگترین مناقشات تاریخِ تاریخنگاری و فلسفه تاریخ بوده و گروهی نیز سعی داشتند راه سومی برای این جواب بیابند. اما به راستی تاریخ بشریت چگونه رقم خورده و در حال پیش رفتن است؟ آیا اگر چهرههای نامدار سیاست و جنگ و علم و فرهنگ نبودند، بشریت دچار تحول نمیشد؟ یا اینکه هر چهرهای صرفا نماد تلاشها و اقدامات جمعی بوده که توسط او تحقق یافته و اصالت تحولات تاریخ با جمع است؟ بهتر است کمی از نظرات فلسفی درینباره استفاده کنیم، شاید بتواند ما را به سر منزل بهتری هدایت کند.
📌تاریخ از نگاه ارسطو:
" اگر تیموتئوس به جهان نیامده بود، مقدار قابل توجهی از شعر غنایی ما پدید نمیآمد، ولی اگر فرونیس نبود، تیموتئوس هم پیدا نمیشد. همین سخن در مورد کسانی هم صادق است که درباره حقیقت سخن گفتهاند، زیرا ما از گروهی عقاید و نظریات معینی به ارث بردهایم و گروهی دیگر علت پیدایش گروه اول بودهاند "
(متافیزیک/ارسطو/ص۷۴)
- آنچه ارسطو میگوید انکار تایید نقش نخبگان در تحقق تحول خرد بشری است. این دیدگاه نقطه اوجش نیچه است. به نحوی که تاریخ بدون نبوغ ستارگان بشریت به جلو نمیرود و بانی اصلی رقم خوردن آن هستند و عوام برای درخشیدن این ستارگان وجود دارند. شرح نبوغ و تفاوتش با استعداد دقیقا گویای همین مفهوم است.
📌تاریخ از نگاه نیچه:
" تفاوت بین نبوغ و استعداد صریح و بی قید شرط بود. تنها نابغه میتوانست دست به آفرینش بزند و آفرینشهایش چنان قابل ملاحظه بودند که هم عصرانش نمیتوانستند آنها را بلاواسطه تشخیص دهند… آثار کسانی که دیگران آنها را نابغه میدانستند به قدری با کار همعصرانشان فرق داشت که به راحتی میشد به این باور رسید که آنها برای آن کار زاده شدهاند. نابغه به نیمه خدای قرن نوزدهم بدل شد و این بار پدید آمد که نابغه، نابغه نمیشود، بلکه نابغه به دنیا میآید ".
(نیچه جوان؛ برآمدن نابغه/کارل پلیچ/ص۶)
📌تاریخ از دیدگاه راسل:
راسل نیز به نحوی ادامه همان سنت فکری است. وی اکتشافات و نبوغ خرد بشر را نه حاصل تلاش نسلی تودههای انسانی، بلکه حاصل تولد نوابغ میداند که اگر نبودند بشر در حال در جا زدن بود.
📌تاریخ از دیدگاه راسل:
" اگر محکمه تفتیش عقاید موفق میشد که او را نشکفته پرپر کند ما امروز نه از موهبت جنگهای هوایی و بمبهای اتمی بهرهمند بودیم و نه از کاهش فقر و مرض که از خصال بارز عصر ما هستند. شیوه برخی از مکاتب جامعهشناسی بر این جاری است که اهمیت ذکاوت فرد ( نقش شخصیت در روند پویایی جامعه) را به حداقل کاهش دهند و همه رویدادهای بزرگ را به عوامل وسیع ورای فرد منسوب دارند. ولی من اعتقاد دارم، که این طرز فکر کاملا خطاست. به نظر من اگر یکصد تن از مردان قرن هفدهم در کودکی کشته میشدند، دنیای جدیدی وجود نداشت و گالیله سرآمد این یکصد تن است ".
(جهانبینی علمی/برتراند راسل/ص۵۲و۵۳)
- این نگاه ستایش آمیز به فرد و نبوغ ریشه در تفکرات دینی و الهیاتی دارد. بشری که در گمراهی است و تفکرش راه به جایی نمیبرد و فردی برگزیده با وحی باید بتواند آنها را هدایت کند. گویا فقط در تفکر بالا وحی جای خود را به نبوغ داده. به مطلب زیر توجه کنید.
📌تاریخ از دیدگاه آکوئینی:
- آکوئینی الهیدان و فیلسوف مشهور قرون وسطی، ژیلسون در شرح افکارش به تفاوت الهیات و فلسفه میپردازد که این به بحث ما کمک میکند. تاریخ از دیدگاه آکوئینی
" توماس آکوئینی همراه تمام الاهیدانان تصدیق میکند که با فرض تعلق اراده آزاد خدا بر نجات نوع بشر، شناختی که برای نجات انسان لازم است باید بر انسانها وحی میشد. این در مورد آن دسته از حقایق نجات بخشی که دور از دسترس عقل طبیعی انسان است روشن است. اما حتی هنگامی که حقیقت نجات بخش در محدوده ادراک عقل طبیعی انسان بود باز باید وحی میشد، زیرا در غیر این صورت بیشتر انسانها از آن غافل میماندند ".
(تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی/اتین ژیلسون/ص۵۰۹)
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ محمدعلی فروغی:
«برخی مرا متهم به سازش با بیگانگان کردند، اما آنها نمیدانند که برای حفظ ایران، گاه باید با دشمن لبخند زد تا فرصت برای بازسازی به دست آید. دیپلماسی، هنر صبر است.»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«برخی مرا متهم به سازش با بیگانگان کردند، اما آنها نمیدانند که برای حفظ ایران، گاه باید با دشمن لبخند زد تا فرصت برای بازسازی به دست آید. دیپلماسی، هنر صبر است.»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥5👍4❤1
✅نخستین مترجم فارسی اوستا
استاد ابراهیم پورداوود
(زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۲۶۴، رشت)، ایرانشناس معاصر، اوستاشناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان در دانشگاه تهران بود.
در سال ۱۲۸۷ به لبنان رفت. در بیروت در مدرسهٔ لوئیک به فراگرفتن زبان و ادبیات فرانسه پرداخت و در همانجا نام پورداوود را بر خود نهاد. پس از مدتی در شهریور ۱۲۸۹ راهی فرانسه شدو به رشت بازگشت. پس از اقامتی کوتاه در رشت، در رمضان ۱۳۲۸، از راه باکو ، به فرانسه رهسپار شد.و در رشته حقوق دانشگاه پاریس به تحصیل پرداخت .
وی در جمادیالاولی ۱۳۳۲ با یاری محمد قزوینی نشریه ایرانشهر را منتشرکرد. در سال ۱۲۹۵ در دانشگاه برلین، و سپس در دانشکدهٔ ارلانگن به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق پرداخت. در شهریور ۱۲۹۹ با دختر یک دندانپزشک آلمانی ازدواج کرد و در تیرماه ۱۳۰۱ یگانه فرزندش پوراندخت به دنیا آمد. پورداوود در ۱۳۰۳ به همراه خانواده به ایران بازگشت. در مهر ۱۳۰۴ به دنبال دعوت پارسیان هند به هندوستان رفت و دو سال و نیم در آنجا ماند .
در ۱۳۱۱ به دنبال درخواست رابیندرانات تاگور از سوی دولت ایران برای تدریس فرهنگ ایران باستان به هند رفت و در دانشگاه ویسوبهارتی به تدریس پرداخت. در ۱۳۱۲ در هفتمین کنگرهٔ شرقی هند در گروه اوستاشناسی عضویت یافت و ریاست شعبهٔ عربی - پارسی را نیز به عهده داشت .
در ۱۳۱۲ از بمبئی به آلمان رفت و به ادامه کار ترجمه و گزارش اوستا پرداخت. سرانجام در ۱۳۱۶ به ایران بازگشت و در دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. در ۶ مهر ۱۳۲۴ پورداوود انجمن ایرانشناسی را دایر کرد که تنها انجمن غیردولتی آن زمان بود.
پورداوود در ۱۳۴۲ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. و سرانجام در بامداد ۲۶ آبان ۱۳۴۷ درگذشت، و با تشریفات بسیار در رشت، در آرامگاه خانوادگی خود به خاک سپرده شد.
🔹امی گیلان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
استاد ابراهیم پورداوود
(زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۲۶۴، رشت)، ایرانشناس معاصر، اوستاشناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان در دانشگاه تهران بود.
در سال ۱۲۸۷ به لبنان رفت. در بیروت در مدرسهٔ لوئیک به فراگرفتن زبان و ادبیات فرانسه پرداخت و در همانجا نام پورداوود را بر خود نهاد. پس از مدتی در شهریور ۱۲۸۹ راهی فرانسه شدو به رشت بازگشت. پس از اقامتی کوتاه در رشت، در رمضان ۱۳۲۸، از راه باکو ، به فرانسه رهسپار شد.و در رشته حقوق دانشگاه پاریس به تحصیل پرداخت .
وی در جمادیالاولی ۱۳۳۲ با یاری محمد قزوینی نشریه ایرانشهر را منتشرکرد. در سال ۱۲۹۵ در دانشگاه برلین، و سپس در دانشکدهٔ ارلانگن به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق پرداخت. در شهریور ۱۲۹۹ با دختر یک دندانپزشک آلمانی ازدواج کرد و در تیرماه ۱۳۰۱ یگانه فرزندش پوراندخت به دنیا آمد. پورداوود در ۱۳۰۳ به همراه خانواده به ایران بازگشت. در مهر ۱۳۰۴ به دنبال دعوت پارسیان هند به هندوستان رفت و دو سال و نیم در آنجا ماند .
در ۱۳۱۱ به دنبال درخواست رابیندرانات تاگور از سوی دولت ایران برای تدریس فرهنگ ایران باستان به هند رفت و در دانشگاه ویسوبهارتی به تدریس پرداخت. در ۱۳۱۲ در هفتمین کنگرهٔ شرقی هند در گروه اوستاشناسی عضویت یافت و ریاست شعبهٔ عربی - پارسی را نیز به عهده داشت .
در ۱۳۱۲ از بمبئی به آلمان رفت و به ادامه کار ترجمه و گزارش اوستا پرداخت. سرانجام در ۱۳۱۶ به ایران بازگشت و در دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. در ۶ مهر ۱۳۲۴ پورداوود انجمن ایرانشناسی را دایر کرد که تنها انجمن غیردولتی آن زمان بود.
پورداوود در ۱۳۴۲ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. و سرانجام در بامداد ۲۶ آبان ۱۳۴۷ درگذشت، و با تشریفات بسیار در رشت، در آرامگاه خانوادگی خود به خاک سپرده شد.
🔹امی گیلان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd