✅دختران پیشاهنگ مدرسه راهنمایی آذرمیدخت
🔹پیشاهَنگی (به انگلیسی: Scouting) جنبشی بینالمللی برای امداد و کمکرسانی در مواقع اضطراری است. این جنبش در سال ۱۹۰۷ توسط رابرت بیدن-پاول پایهگذاری شد و به سرعت در جهان توسعه یافت. یکی از هدفهای پیشاهنگی، ایجاد اعتماد به نفس است. هدف دیگر، ترویج روحیهٔ کمک به همنوع در میان مردم است.
پیشاهنگی در ایران در سال ۱۳۰۴ خورشیدی توسط آقای احمد امینزاده تأسیس گردید. فعالیتهای پیشاهنگی از سال ۱۳۳۲ توسط حسین بنایی به طور کامل و جهانی در سراسر ایران گسترش یافت و مجدداً با قوت بیشتری فعالیتهای خویش را پی گرفت و تا سال ۱۳۶۴ ادامه داشت.
پیشاهنگی دختران زیر نظر سازمان ملی پیشاهنگی ایران با سرپرستی شورای عالی پیشآهنگی ایران به ریاست عالیه فرح پهلوی و هیئتمدیره اداره میشود. پیشآهنگی دختران در سال ۱۳۳۶ ه.ش بنیان شد و آغاز به کار کرد. هدف از ایجاد این سازمان آموزش روحی و جسمی دختران بر اساس پیشاهنگی جهانی و برتریهای ملی و رشد اجتماعی بیشتر آنان برای زندگی بهتر میباشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹پیشاهَنگی (به انگلیسی: Scouting) جنبشی بینالمللی برای امداد و کمکرسانی در مواقع اضطراری است. این جنبش در سال ۱۹۰۷ توسط رابرت بیدن-پاول پایهگذاری شد و به سرعت در جهان توسعه یافت. یکی از هدفهای پیشاهنگی، ایجاد اعتماد به نفس است. هدف دیگر، ترویج روحیهٔ کمک به همنوع در میان مردم است.
پیشاهنگی در ایران در سال ۱۳۰۴ خورشیدی توسط آقای احمد امینزاده تأسیس گردید. فعالیتهای پیشاهنگی از سال ۱۳۳۲ توسط حسین بنایی به طور کامل و جهانی در سراسر ایران گسترش یافت و مجدداً با قوت بیشتری فعالیتهای خویش را پی گرفت و تا سال ۱۳۶۴ ادامه داشت.
پیشاهنگی دختران زیر نظر سازمان ملی پیشاهنگی ایران با سرپرستی شورای عالی پیشآهنگی ایران به ریاست عالیه فرح پهلوی و هیئتمدیره اداره میشود. پیشآهنگی دختران در سال ۱۳۳۶ ه.ش بنیان شد و آغاز به کار کرد. هدف از ایجاد این سازمان آموزش روحی و جسمی دختران بر اساس پیشاهنگی جهانی و برتریهای ملی و رشد اجتماعی بیشتر آنان برای زندگی بهتر میباشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
✅خدا سایه روس و روسوفیل ها را کم کند!
روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند
✍ مجید مرادی
مهمان خبیث بلندپایه روس (مدودف) که چند روز پیش به ایران آمد سخن از سلاح مافوق هستهای ایران گفت و غرب را به بسته شدن باب المندب تهدید کرد. البته او که کشورش در زیر ضربات بی امان اوکراین به پالایشگاهها، بخش عمدهای از توان پالایش و صادرات نفتی اش را از دست داده است چارهای جز این ندارد که به هر قیمتی شده، آتش جنگ میان ایران و آمریکا را شعله ور کند. از همان لحظه که مدودف با این در افشانی از راه رسید گفتم این مردک دنبال فتنه گری ست تا بار دیگر کشورش از برکات جنگ خاورمیانه برخوردار شود.
کدام مهمان وقیحی را سراغ دارید که برای تشییع جنازه رهبر کشوری وارد آن کشور شود و به جای ابراز همدردی، سخن از بازگشت جنگی بزند که آن رهبر و صدها فرمانده بلندپایه نظامیاش در همان جنگ ترور شدهاند و صدها میلیارد دلار خسارت مالی از آن برجای مانده است؟!
ایران نباید دوباره به برگ برنده روسیه تبدیل شود. بزرگ ترین برنده جنگ اخیر آمریکا با ایران، روسیه بود که به لطف این جنگ از سایه تحریم در آمد و صدها میلیون بشکه نفت به قیمت دوبرابر پیش از جنگ فروخت و موضوع اوکراین را به محاق برد.
ملت ایران حق دارد که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند و هرگز نخواستند و نمیخواهند ایران، روی آسایش را ببیند. خدا سایه روسها و روسوفیلها و روسنامهها را سر ملت ایران کوتاه کند. به گمانم هیچ کشوری در دنیا همسایه ای خبیث تر از روسیه ندارد. دشمنی ست دوست نما و بدخواه!
روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند
✍ مجید مرادی
مهمان خبیث بلندپایه روس (مدودف) که چند روز پیش به ایران آمد سخن از سلاح مافوق هستهای ایران گفت و غرب را به بسته شدن باب المندب تهدید کرد. البته او که کشورش در زیر ضربات بی امان اوکراین به پالایشگاهها، بخش عمدهای از توان پالایش و صادرات نفتی اش را از دست داده است چارهای جز این ندارد که به هر قیمتی شده، آتش جنگ میان ایران و آمریکا را شعله ور کند. از همان لحظه که مدودف با این در افشانی از راه رسید گفتم این مردک دنبال فتنه گری ست تا بار دیگر کشورش از برکات جنگ خاورمیانه برخوردار شود.
کدام مهمان وقیحی را سراغ دارید که برای تشییع جنازه رهبر کشوری وارد آن کشور شود و به جای ابراز همدردی، سخن از بازگشت جنگی بزند که آن رهبر و صدها فرمانده بلندپایه نظامیاش در همان جنگ ترور شدهاند و صدها میلیارد دلار خسارت مالی از آن برجای مانده است؟!
ایران نباید دوباره به برگ برنده روسیه تبدیل شود. بزرگ ترین برنده جنگ اخیر آمریکا با ایران، روسیه بود که به لطف این جنگ از سایه تحریم در آمد و صدها میلیون بشکه نفت به قیمت دوبرابر پیش از جنگ فروخت و موضوع اوکراین را به محاق برد.
ملت ایران حق دارد که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند و هرگز نخواستند و نمیخواهند ایران، روی آسایش را ببیند. خدا سایه روسها و روسوفیلها و روسنامهها را سر ملت ایران کوتاه کند. به گمانم هیچ کشوری در دنیا همسایه ای خبیث تر از روسیه ندارد. دشمنی ست دوست نما و بدخواه!
👏10👍2🤬1
✅کسانیکه نمیخواهند به عقایدشان شک کنند "متعصب" اند.
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
برتراند راسل
🔹عصر تاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
برتراند راسل
🔹عصر تاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5👏3
✅جامعه مدنی دقیقا چیست؟
«جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
تعریف جامعه مدنی
یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است.
در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
تعریف جامعه مدنی
یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است.
در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅ زمان شناسی جنگ در بازی قدرت های بزرگ
در ۱۹۳۹ و پس از پیمان بین آلمان نازی و شوروی،
فنلاند در حوزهٔ نفوذ شوروی قرار گرفت. لنینگراد (سنتپترزبورگ امروز)، دومین شهر حیاتی و قطب صنعتی شوروی، تنها ۳۲ کیلومتر با مرز فنلاند فاصله داشت. استالین نگران بود که در صورت جنگ، این کشور به پایگاهی برای تهاجم غربیها تبدیل شود. از این رو، مسکو به هلسینکی پیشنهاد داد مرز خود را در باریکهٔ کارلیا عقبتر ببرد و چند جزیرهٔ کوچک استراتژیک را واگذار کند؛ در عوض، اراضی بسیار گسترده تری در شمال دریافت کند.
دولت فنلاند این پیشنهاد را با قاطعیت رد کرد. آنان گمان میکردند ارتش سرخ به دلیل پاکسازیهای استالین توان حمله ندارد و بریتانیا، فرانسه و سوئد به کمکشان میآیند. ولی ژئوپلیتیک با آرزوها اداره نمیشود؛ استالین در نوامبر ۱۹۳۹ حملهای تمامعیار را آغاز کرد.
رسانههای غربی همواره ایستادگی شگفتانگیز فنلاندیها را ستایش میکنند؛ واقعیت هم این است که فنلاندیها برترین حماسههای دفاعی تاریخ معاصر را آفریدند. ارتش کوچک فنلاند با تاکتیکهای چریکی زمستانی و کوکتل مولوتوف، تلفات سنگینی به ارتش سرخ وارد کرد و تهاجم اولیه شوروی متوقف و ناکام ماند. غرب و فنلاندیها احساس عظمت کردند.
ولی پس از گذشت سه ماه و توقف جنگ، دوباره ماشین جنگی شوروی پس از تجدید قوا، به حرکت درآمد. اینبار با توپخانه سنگین، خطوط دفاعی فنلاند را درهم شکست. مسکو با فرسایش هلسینکیِ که تنها مانده و هیچ متحد استراتژیکی نداشت، آنان را به امضای «پیمان صلح مسکو» در مارس ۱۹۴۰ ناگزیر کرد.
خسران این امتناع، بسیار سنگینتر از خواستههای اولیهٔ استالین بود: ۱۱ درصد از خاک فنلاند از دست رفت، کل باریکهٔ کارلیا و شهر صنعتی «ویبوری» واگذار شد و حدود یکدهم جمعیت کشور آواره شدند. خط دفاعی حیاتی «مانرهیم» نیز به کنترل شوروی درآمد.
پشیمانی ناشی از این شکست، فنلاند را در سال ۱۹۴۱ باز هم به تصمیم غلط استراتزیک واداشت که در واقع خودکشی ژئوپلیتیکی دهشتناک تری بود؛ اتحاد با هیتلر برای انتقام و بازپسگیری کارلیا.
با شکست آلمان، فنلاند نهتنها اراضی را پس نگرفت، بلکه بندر استراتژیک «پتسامو» را نیز باخت، غرامتی ۳۰۰میلیوندلاری پرداخت و ناچار به پذیرش دکترین تحقیرآمیز «فنلاندیزهشدن» (سقوط استقلال سیاست خارجی در ازای بقای داخلی) شد. مهمتر از ان راه رسیدن به قطب شمال را از دست داد.
از منظر منطق ژئواستراتژی، فنلاند با تکیه بر سه اشتباه شناختی، باوجود حداکثر فداکاری و برترین ایثارهای ملت، سربازان و ژنرال ها، استراتژی را باخت:
۱- طرف مقابل (شوروی) حمله نخواهد کرد؛
۲- جهان به کمک ما میآید؛
۳- ما در جایگاه حق مطلق و محض هستیم.
فنلاند یک توافق دردناک، اما بسیار محدود را رد کرد، ولی ناگزیر به از دستدادن ۱۱٪ سرزمین و ... شد.
مورد فنلاند اثبات میکند که در بازی قدرتهای بزرگ، اگر بازیگران کوچکتر زمانشناسی سازش عقلانی را نداشته باشند، پویایی جنگ آنها را به سمت سازشهای مرگبار و ویرانگر خواهد کشاند.
یدالله کریمی پور
در ۱۹۳۹ و پس از پیمان بین آلمان نازی و شوروی،
فنلاند در حوزهٔ نفوذ شوروی قرار گرفت. لنینگراد (سنتپترزبورگ امروز)، دومین شهر حیاتی و قطب صنعتی شوروی، تنها ۳۲ کیلومتر با مرز فنلاند فاصله داشت. استالین نگران بود که در صورت جنگ، این کشور به پایگاهی برای تهاجم غربیها تبدیل شود. از این رو، مسکو به هلسینکی پیشنهاد داد مرز خود را در باریکهٔ کارلیا عقبتر ببرد و چند جزیرهٔ کوچک استراتژیک را واگذار کند؛ در عوض، اراضی بسیار گسترده تری در شمال دریافت کند.
دولت فنلاند این پیشنهاد را با قاطعیت رد کرد. آنان گمان میکردند ارتش سرخ به دلیل پاکسازیهای استالین توان حمله ندارد و بریتانیا، فرانسه و سوئد به کمکشان میآیند. ولی ژئوپلیتیک با آرزوها اداره نمیشود؛ استالین در نوامبر ۱۹۳۹ حملهای تمامعیار را آغاز کرد.
رسانههای غربی همواره ایستادگی شگفتانگیز فنلاندیها را ستایش میکنند؛ واقعیت هم این است که فنلاندیها برترین حماسههای دفاعی تاریخ معاصر را آفریدند. ارتش کوچک فنلاند با تاکتیکهای چریکی زمستانی و کوکتل مولوتوف، تلفات سنگینی به ارتش سرخ وارد کرد و تهاجم اولیه شوروی متوقف و ناکام ماند. غرب و فنلاندیها احساس عظمت کردند.
ولی پس از گذشت سه ماه و توقف جنگ، دوباره ماشین جنگی شوروی پس از تجدید قوا، به حرکت درآمد. اینبار با توپخانه سنگین، خطوط دفاعی فنلاند را درهم شکست. مسکو با فرسایش هلسینکیِ که تنها مانده و هیچ متحد استراتژیکی نداشت، آنان را به امضای «پیمان صلح مسکو» در مارس ۱۹۴۰ ناگزیر کرد.
خسران این امتناع، بسیار سنگینتر از خواستههای اولیهٔ استالین بود: ۱۱ درصد از خاک فنلاند از دست رفت، کل باریکهٔ کارلیا و شهر صنعتی «ویبوری» واگذار شد و حدود یکدهم جمعیت کشور آواره شدند. خط دفاعی حیاتی «مانرهیم» نیز به کنترل شوروی درآمد.
پشیمانی ناشی از این شکست، فنلاند را در سال ۱۹۴۱ باز هم به تصمیم غلط استراتزیک واداشت که در واقع خودکشی ژئوپلیتیکی دهشتناک تری بود؛ اتحاد با هیتلر برای انتقام و بازپسگیری کارلیا.
با شکست آلمان، فنلاند نهتنها اراضی را پس نگرفت، بلکه بندر استراتژیک «پتسامو» را نیز باخت، غرامتی ۳۰۰میلیوندلاری پرداخت و ناچار به پذیرش دکترین تحقیرآمیز «فنلاندیزهشدن» (سقوط استقلال سیاست خارجی در ازای بقای داخلی) شد. مهمتر از ان راه رسیدن به قطب شمال را از دست داد.
از منظر منطق ژئواستراتژی، فنلاند با تکیه بر سه اشتباه شناختی، باوجود حداکثر فداکاری و برترین ایثارهای ملت، سربازان و ژنرال ها، استراتژی را باخت:
۱- طرف مقابل (شوروی) حمله نخواهد کرد؛
۲- جهان به کمک ما میآید؛
۳- ما در جایگاه حق مطلق و محض هستیم.
فنلاند یک توافق دردناک، اما بسیار محدود را رد کرد، ولی ناگزیر به از دستدادن ۱۱٪ سرزمین و ... شد.
مورد فنلاند اثبات میکند که در بازی قدرتهای بزرگ، اگر بازیگران کوچکتر زمانشناسی سازش عقلانی را نداشته باشند، پویایی جنگ آنها را به سمت سازشهای مرگبار و ویرانگر خواهد کشاند.
یدالله کریمی پور
👍7❤1
✅ روستای پاژ، زادگاه فردوسی
🔹پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی است. پاژ، نام روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد میباشد. در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم میخورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط میباشند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سدههای نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
🔹در اردیبهشت سال 1389 نخستین گمانهزنی باستان شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ به وسیله دفتر حفظ و احیای محوطههای تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعهای بزرگ به اندازه تقریبی 45 در 65 متر و ارتفاع 12 متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.
@tarbd
🔹پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی است. پاژ، نام روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد میباشد. در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم میخورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط میباشند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سدههای نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
🔹در اردیبهشت سال 1389 نخستین گمانهزنی باستان شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ به وسیله دفتر حفظ و احیای محوطههای تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعهای بزرگ به اندازه تقریبی 45 در 65 متر و ارتفاع 12 متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.
@tarbd
❤5😢2
✅پایان استبداد صغیر
🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است
۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا اینکه در ۲۵ تیر، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پایتخت به کنترل مشروطهخواهان درآمد.
محمدعلی شاه با به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی نظام مشروطه را برانداخت و در پی برقراری دوباره نظام مطلقه استبدادی بود. این دوران که اندکی بیش از یک سال به طول انجامید به دوره استبداد صغیر مشهور است. با فتح تهران توسط آزادیخواهان و برکناری محمدعلی شاه، نظام مشروطه دوباره برقرار شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است
۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا اینکه در ۲۵ تیر، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پایتخت به کنترل مشروطهخواهان درآمد.
محمدعلی شاه با به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی نظام مشروطه را برانداخت و در پی برقراری دوباره نظام مطلقه استبدادی بود. این دوران که اندکی بیش از یک سال به طول انجامید به دوره استبداد صغیر مشهور است. با فتح تهران توسط آزادیخواهان و برکناری محمدعلی شاه، نظام مشروطه دوباره برقرار شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥5
✅رادیکال ها ۴۰ سال ثروت جمع کرده اند و برای همین ضد صلح هستند
جامعه ایرانی صلح را به جنگ ترجیح می دهد، علیرغم این که جبهه پایداری بلوا کرده است. جامعه را نمی توان یکسان کرد. یکسان سازی افکار و اعتقادات جامعه شکست خورده است.
رادیکال های سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت زیادی را در اختیار گرفته اند و برای همین هم نمی خواهند صلح باشد که مبادا ثروتشان کم شود.
میلیاردها دلار از ثروت بخش خصوصی ما صرف ساخت کشورهای خلیج فارس و ترکیه شده چون داخل کشور، مجال استفاده نداشته است.
✍تقی آزاد؛ جامعه شناس
جامعه ایرانی صلح را به جنگ ترجیح می دهد، علیرغم این که جبهه پایداری بلوا کرده است. جامعه را نمی توان یکسان کرد. یکسان سازی افکار و اعتقادات جامعه شکست خورده است.
رادیکال های سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت زیادی را در اختیار گرفته اند و برای همین هم نمی خواهند صلح باشد که مبادا ثروتشان کم شود.
میلیاردها دلار از ثروت بخش خصوصی ما صرف ساخت کشورهای خلیج فارس و ترکیه شده چون داخل کشور، مجال استفاده نداشته است.
✍تقی آزاد؛ جامعه شناس
👍4❤2👎1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅پایان استبداد صغیر 🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است ۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا…
✅مشروطهای که تاریخ را لرزاند؛
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏7👍2
✅هیچ کسی در جنگ واقعا پیروز نیست...
آنچه باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنچه باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍5👏4❤1🔥1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅جنگ طلب ها هیچ وقت به جنگ نمی روند...
تمام تبلیغات جنگی، تمام فریادها، دروغها و نفرتها، همیشه از طرف افرادی میآید که به آن جنگ نخواهند رفت.
👤جورج اورول/داستاننویس، روزنامهنگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی قرن بیستم میلادی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تمام تبلیغات جنگی، تمام فریادها، دروغها و نفرتها، همیشه از طرف افرادی میآید که به آن جنگ نخواهند رفت.
👤جورج اورول/داستاننویس، روزنامهنگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی قرن بیستم میلادی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍9❤4😡2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جنوبِ ایران، فقط باید صدای دریا داشته باشد؛ نه جنگ ...
🔹برشهایی از فیلم سینمایی «روز سوم» ساخته محمدحسین لطیفی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹برشهایی از فیلم سینمایی «روز سوم» ساخته محمدحسین لطیفی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢4❤1
✅ فردوسی شاعر قدرت یا خرد؟
✍️ یاسر عرب
▪️این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده میشود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.
در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملتها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستمشان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید.
🔍 اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش میخواهیم یا برای خردش؟
▫️ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد میآوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمیکند بلکه با خرد شروع میکند:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»
▫️یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی میگوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛
"توانا بود هر که دانا بود"
▫️این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحثهایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی میآید.
▫️اما چرا امروز بیشتر رستم را میبینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظههای بحران، ما بیشتر دنبال قدرت میگردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد.
اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.
بزرگترین شکستها همیشه از کمبود قدرت نمیآیند بلکه از کمبود خرد میآیند!
▫️رستم را ببینید. بزرگترین پهلوان ایران است. هیچکس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگترین تراژدی زندگیاش زمانی رخ میدهد که حقیقت را نمیبیند و سهراب، فرزند خودش، را میکشد!
▪️فردوسی اینجا یک حرف بزرگ میزند:
ممکن است آنقدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیکترین آدم زندگیات را با همان قدرت نابود کنی!
کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیمهای غلط است.
اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفتوگو و خرد را میگیرد، پایانش تراژیک میشود.
▫️انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر میشود!
▪️جهان در قرن بیستم آرامآرام از دورهای که ایدئولوژیها حرف اول را میزدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظامهایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایستهسالاری تکیه کنند.
▫️ قدرت در جهان امروز یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدمهای متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظههای حساس!
▫️فردوسی اگر بود امروز از ما میپرسید؛
قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیدهایم یا به همان اندازه برای خرد سازمانیافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایهگذاری کردهایم؟
▫️فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!
▫️رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشتهایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملتها فقط با بازوی قوی که زنده نمیمانند، بلکه با ارادهها و ذهنهای قوی زنده میمانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️ یاسر عرب
▪️این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده میشود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.
در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملتها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستمشان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید.
🔍 اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش میخواهیم یا برای خردش؟
▫️ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد میآوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمیکند بلکه با خرد شروع میکند:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»
▫️یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی میگوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛
"توانا بود هر که دانا بود"
▫️این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحثهایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی میآید.
▫️اما چرا امروز بیشتر رستم را میبینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظههای بحران، ما بیشتر دنبال قدرت میگردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد.
اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.
بزرگترین شکستها همیشه از کمبود قدرت نمیآیند بلکه از کمبود خرد میآیند!
▫️رستم را ببینید. بزرگترین پهلوان ایران است. هیچکس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگترین تراژدی زندگیاش زمانی رخ میدهد که حقیقت را نمیبیند و سهراب، فرزند خودش، را میکشد!
▪️فردوسی اینجا یک حرف بزرگ میزند:
ممکن است آنقدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیکترین آدم زندگیات را با همان قدرت نابود کنی!
کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیمهای غلط است.
اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفتوگو و خرد را میگیرد، پایانش تراژیک میشود.
▫️انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر میشود!
▪️جهان در قرن بیستم آرامآرام از دورهای که ایدئولوژیها حرف اول را میزدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظامهایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایستهسالاری تکیه کنند.
▫️ قدرت در جهان امروز یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدمهای متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظههای حساس!
▫️فردوسی اگر بود امروز از ما میپرسید؛
قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیدهایم یا به همان اندازه برای خرد سازمانیافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایهگذاری کردهایم؟
▫️فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!
▫️رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشتهایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملتها فقط با بازوی قوی که زنده نمیمانند، بلکه با ارادهها و ذهنهای قوی زنده میمانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3👏3❤2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅پیش بینی های دقیق استاد....
ببین چقدددددر دقییییق پیش بینی کرده بود
ببین چقدددددر دقییییق پیش بینی کرده بود
🤬14🔥1😢1😡1
✅ مذاکرهکنندههای حرفهای چه شکلی هستن؟
نشر: گاهنامه مدیر
■ خیلیها فکر میکنن مذاکرهکننده حرفهای کسیه که بهتر حرف بزنه، طرف مقابل رو شکست بده یا با چانهزنی بیشتر، امتیاز بیشتری بگیره. اما آیا مذاکره، واقعاً میدان برد و باخت است؟
□ طی بیش از چهار دهه، ویلیام یوری و همکارانش در برنامه مذاکره دانشگاه هاروارد، صدها مذاکره تجاری، سیاسی و بینالمللی را بررسی کردند؛ از اختلافات میان شرکتها گرفته تا مذاکرات صلح میان کشورها. آنها به دنبال پاسخ یک سؤال بودند:
🎯مذاکرهکنندههای حرفهای چه ویژگی مشترکی دارند؟
○ نتایج، برخلاف تصور عمومی بود.
▪︎ نخستین ویژگی مذاکرهکنندههای حرفهای، شنیدن قبل از حرف زدن است. آنها بیش از آنکه برای پاسخ دادن گوش کنند، برای فهمیدن گوش میکنند. بسیاری از بنبستهای مذاکره، نه به دلیل اختلاف منافع، بلکه به دلیل سوءبرداشت از خواستههای طرف مقابل شکل میگیرد.
▪︎ ویژگی دوم، تمرکز بر منافع به جای مواضع است. افراد حرفهای میدانند آنچه طرف مقابل بیان میکند، همیشه خواسته واقعی او نیست. آنها پشت هر «نه»، به دنبال دلیل آن میگردند و سعی میکنند نیازهای واقعی را کشف کنند.
▪︎ ویژگی سوم، جدا کردن مسئله از افراد است. آنها به جای حمله به شخصیت طرف مقابل، روی حل مسئله تمرکز میکنند. اختلاف نظر را به دشمنی شخصی تبدیل نمیکنند و اجازه نمیدهند احساسات، مسیر گفتوگو را تعیین کند.
▪︎ ویژگی چهارم، داشتن بهترین گزینه جایگزین است. یوری و همکارانش مفهوم مشهور BATNA (Best Alternative to a Negotiated Agreement) را مطرح کردند. مذاکرهکننده حرفهای، پیش از ورود به مذاکره، میداند اگر توافق حاصل نشود، چه گزینهای پیش رو دارد. کسی که هیچ جایگزینی ندارد، معمولاً در میز مذاکره، امتیازهای بیشتری واگذار میکند.
▪︎ و شاید مهمتر از همه، خلق ارزش قبل از تقسیم ارزش است. مذاکرهکنندگان حرفهای فقط به این فکر نمیکنند که سهم بیشتری از کیک ببرند؛ آنها ابتدا تلاش میکنند کیک را بزرگتر کنند تا هر دو طرف، نتیجه بهتری بگیرند.
■ مخلص کلام اینکه؛ مذاکره حرفهای، هنر شکست دادن دیگران نیست؛ هنر پیدا کردن راهحلی است که دیگران هم حاضر باشند از آن دفاع کنند.
🔴شاید به همین دلیل است که بهترین مذاکرهکنندگان، معمولاً آرامترین افراد جلسه هستند. آنها کمتر تهدید میکنند، کمتر هیجانزده میشوند و کمتر دنبال آخرین کلمهاند. زیرا میدانند هدف مذاکره، پیروزی بر طرف مقابل نیست؛ رسیدن به توافقی است که بعد از امضا هم دوام بیاورد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نشر: گاهنامه مدیر
■ خیلیها فکر میکنن مذاکرهکننده حرفهای کسیه که بهتر حرف بزنه، طرف مقابل رو شکست بده یا با چانهزنی بیشتر، امتیاز بیشتری بگیره. اما آیا مذاکره، واقعاً میدان برد و باخت است؟
□ طی بیش از چهار دهه، ویلیام یوری و همکارانش در برنامه مذاکره دانشگاه هاروارد، صدها مذاکره تجاری، سیاسی و بینالمللی را بررسی کردند؛ از اختلافات میان شرکتها گرفته تا مذاکرات صلح میان کشورها. آنها به دنبال پاسخ یک سؤال بودند:
🎯مذاکرهکنندههای حرفهای چه ویژگی مشترکی دارند؟
○ نتایج، برخلاف تصور عمومی بود.
▪︎ نخستین ویژگی مذاکرهکنندههای حرفهای، شنیدن قبل از حرف زدن است. آنها بیش از آنکه برای پاسخ دادن گوش کنند، برای فهمیدن گوش میکنند. بسیاری از بنبستهای مذاکره، نه به دلیل اختلاف منافع، بلکه به دلیل سوءبرداشت از خواستههای طرف مقابل شکل میگیرد.
▪︎ ویژگی دوم، تمرکز بر منافع به جای مواضع است. افراد حرفهای میدانند آنچه طرف مقابل بیان میکند، همیشه خواسته واقعی او نیست. آنها پشت هر «نه»، به دنبال دلیل آن میگردند و سعی میکنند نیازهای واقعی را کشف کنند.
▪︎ ویژگی سوم، جدا کردن مسئله از افراد است. آنها به جای حمله به شخصیت طرف مقابل، روی حل مسئله تمرکز میکنند. اختلاف نظر را به دشمنی شخصی تبدیل نمیکنند و اجازه نمیدهند احساسات، مسیر گفتوگو را تعیین کند.
▪︎ ویژگی چهارم، داشتن بهترین گزینه جایگزین است. یوری و همکارانش مفهوم مشهور BATNA (Best Alternative to a Negotiated Agreement) را مطرح کردند. مذاکرهکننده حرفهای، پیش از ورود به مذاکره، میداند اگر توافق حاصل نشود، چه گزینهای پیش رو دارد. کسی که هیچ جایگزینی ندارد، معمولاً در میز مذاکره، امتیازهای بیشتری واگذار میکند.
▪︎ و شاید مهمتر از همه، خلق ارزش قبل از تقسیم ارزش است. مذاکرهکنندگان حرفهای فقط به این فکر نمیکنند که سهم بیشتری از کیک ببرند؛ آنها ابتدا تلاش میکنند کیک را بزرگتر کنند تا هر دو طرف، نتیجه بهتری بگیرند.
■ مخلص کلام اینکه؛ مذاکره حرفهای، هنر شکست دادن دیگران نیست؛ هنر پیدا کردن راهحلی است که دیگران هم حاضر باشند از آن دفاع کنند.
🔴شاید به همین دلیل است که بهترین مذاکرهکنندگان، معمولاً آرامترین افراد جلسه هستند. آنها کمتر تهدید میکنند، کمتر هیجانزده میشوند و کمتر دنبال آخرین کلمهاند. زیرا میدانند هدف مذاکره، پیروزی بر طرف مقابل نیست؛ رسیدن به توافقی است که بعد از امضا هم دوام بیاورد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍4
✅ نخستین جلسه پارلمان ایران
🔹نخستین پارلمان ایران حدود 2200 سال پیش در زمان اشکانیان به نام مهستان تشکیل شده است. نخستین جلسه آن نیز در 173 سال پیش از میلاد با حضور مهرداد اول، پادشاه بزرگ اشکانی برگزار گردید. اولین مصوبه این پارلمان، انتخاب کردن شاه ایران توسط بزرگان کشور بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹نخستین پارلمان ایران حدود 2200 سال پیش در زمان اشکانیان به نام مهستان تشکیل شده است. نخستین جلسه آن نیز در 173 سال پیش از میلاد با حضور مهرداد اول، پادشاه بزرگ اشکانی برگزار گردید. اولین مصوبه این پارلمان، انتخاب کردن شاه ایران توسط بزرگان کشور بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8🕊1
✅خراسان؛ آنجا که ایران دوباره برخاست...
تمدنها تنها با شمشیر گشوده نمیشوند؛ با قلم میبالند، با اندیشه میپایند، با فرهنگ میمانند. اگر تیسفون شکوه ایرانِ پیش از اسلام بود، خراسان شکوفه ایرانِ پس از اسلام شد؛ اقلیمی که در آن، زبان فارسی جان گرفت، دانش رونق یافت، دولت قوام پذیرفت، و جهانی زاده شد که امروز آن را «جهان فارسی» مینامیم.
کتاب Medieval Central Asia and the Persianate World: Iranian Tradition and Islamic Civilisation، به ویراستاری اندرو سی. اس. پیکاک و دبورا جی. تور (I.B. Tauris، ۲۰۱۵)، نه صرفاً مجموعهای از مقالات، بلکه سرودی است در ستایش این خیزش بزرگ؛ روایتی است از روزگاری که خراسان و ماوراءالنهر، نه مرزِ جهان اسلام، که مغزِ جهان اسلام بودند؛ جایی که ایران، از خاکستر شکست، فرهنگ آفرید؛ از تلاطم تاریخ، هویت ساخت؛ و از تلاقی سنت ایرانی و تمدن اسلامی، افقی نو گشود.
نویسندگان این اثر، هر یک از دریچهای، به این جهان پرشکوه مینگرند:
▪ The Importance of Khurasan and Transoxiana in the Persianate Dynastic Period (850–1220)
اهمیت خراسان و ماوراءالنهر در روزگار فرمانروایی دودمانهای ایرانی (۸۵۰–۱۲۲۰ میلادی)
▪ The Spread of Ḥanafism to Khurasan and Transoxiana
گسترش مذهب حنفی در خراسان و ماوراءالنهر
▪ The khāṣṣa and the ‘āmma: Intermediaries in the Samanid Polity
خواص و عوام؛ میانجیان قدرت در دولت سامانی
▪ Content versus Context in Samanid Epigraphic Pottery
متن و زمینه در سفالینههای کتیبهدار سامانی
▪ A Venture on the Frontier: Alptegin's Conquest of Ghazna and its Sequel
ماجرای غزنه؛ فتح آلپتگین و فرجام آن
▪ Finding Iran in the Panegyrics of the Ghaznavid Court
جستوجوی ایران در قصاید دربار غزنوی
▪ Khurasani Historiography and Identity...
تاریخنگاری و هویت خراسانی در پرتو منابع کهن
▪ The Life and Times of ‘Amīd al-Mulk al-Kundurī
زندگی و روزگار عمیدالملک کندری
▪ Local Lords or Rural Notables?...
رئیسان محلی و نخبگان روستایی در ایران شرقی سده ششم هجری
▪ The Ghurids in Khurasan
غوریان در خراسان
این کتاب، خواننده را به تماشای روزگاری میبرد که در آن، بخارا چراغ دانش بود، نیشابور آستان اندیشه، بلخ بوستان حکمت، مرو میدان سیاست، و غزنه بارگاه ادب. در این پهنه، فارسی نه فقط زبان سخن، که زبان فرهنگ شد؛ ایران نه فقط نام سرزمینی، که عنوان جهانی شد؛ و خراسان نه فقط اقلیمی، که قلب تپنده تمدنی شد که قرنها بر سپهر تاریخ درخشید، فروغ افشاند و فرهنگ پراکند.
این اثر را باید خواند؛ نه فقط برای شناخت گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقت بزرگ که ایران، هرگاه با فرهنگ برخاست، جهان را به شگفتی واداشت؛ هرگاه با دانش درآمیخت، تمدن آفرید؛ و هرگاه با زبان فارسی سخن گفت، تاریخ را دگرگون ساخت.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تمدنها تنها با شمشیر گشوده نمیشوند؛ با قلم میبالند، با اندیشه میپایند، با فرهنگ میمانند. اگر تیسفون شکوه ایرانِ پیش از اسلام بود، خراسان شکوفه ایرانِ پس از اسلام شد؛ اقلیمی که در آن، زبان فارسی جان گرفت، دانش رونق یافت، دولت قوام پذیرفت، و جهانی زاده شد که امروز آن را «جهان فارسی» مینامیم.
کتاب Medieval Central Asia and the Persianate World: Iranian Tradition and Islamic Civilisation، به ویراستاری اندرو سی. اس. پیکاک و دبورا جی. تور (I.B. Tauris، ۲۰۱۵)، نه صرفاً مجموعهای از مقالات، بلکه سرودی است در ستایش این خیزش بزرگ؛ روایتی است از روزگاری که خراسان و ماوراءالنهر، نه مرزِ جهان اسلام، که مغزِ جهان اسلام بودند؛ جایی که ایران، از خاکستر شکست، فرهنگ آفرید؛ از تلاطم تاریخ، هویت ساخت؛ و از تلاقی سنت ایرانی و تمدن اسلامی، افقی نو گشود.
نویسندگان این اثر، هر یک از دریچهای، به این جهان پرشکوه مینگرند:
▪ The Importance of Khurasan and Transoxiana in the Persianate Dynastic Period (850–1220)
اهمیت خراسان و ماوراءالنهر در روزگار فرمانروایی دودمانهای ایرانی (۸۵۰–۱۲۲۰ میلادی)
▪ The Spread of Ḥanafism to Khurasan and Transoxiana
گسترش مذهب حنفی در خراسان و ماوراءالنهر
▪ The khāṣṣa and the ‘āmma: Intermediaries in the Samanid Polity
خواص و عوام؛ میانجیان قدرت در دولت سامانی
▪ Content versus Context in Samanid Epigraphic Pottery
متن و زمینه در سفالینههای کتیبهدار سامانی
▪ A Venture on the Frontier: Alptegin's Conquest of Ghazna and its Sequel
ماجرای غزنه؛ فتح آلپتگین و فرجام آن
▪ Finding Iran in the Panegyrics of the Ghaznavid Court
جستوجوی ایران در قصاید دربار غزنوی
▪ Khurasani Historiography and Identity...
تاریخنگاری و هویت خراسانی در پرتو منابع کهن
▪ The Life and Times of ‘Amīd al-Mulk al-Kundurī
زندگی و روزگار عمیدالملک کندری
▪ Local Lords or Rural Notables?...
رئیسان محلی و نخبگان روستایی در ایران شرقی سده ششم هجری
▪ The Ghurids in Khurasan
غوریان در خراسان
این کتاب، خواننده را به تماشای روزگاری میبرد که در آن، بخارا چراغ دانش بود، نیشابور آستان اندیشه، بلخ بوستان حکمت، مرو میدان سیاست، و غزنه بارگاه ادب. در این پهنه، فارسی نه فقط زبان سخن، که زبان فرهنگ شد؛ ایران نه فقط نام سرزمینی، که عنوان جهانی شد؛ و خراسان نه فقط اقلیمی، که قلب تپنده تمدنی شد که قرنها بر سپهر تاریخ درخشید، فروغ افشاند و فرهنگ پراکند.
این اثر را باید خواند؛ نه فقط برای شناخت گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقت بزرگ که ایران، هرگاه با فرهنگ برخاست، جهان را به شگفتی واداشت؛ هرگاه با دانش درآمیخت، تمدن آفرید؛ و هرگاه با زبان فارسی سخن گفت، تاریخ را دگرگون ساخت.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8👍2
✅عدم وفای دشمن و ناراحتی مردم حزب الله...
🔹در خاطرات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در ۲۴ تیر ۱۳۶۷ آمده است:
«از سران قوا خواستم که برای مذاکره درباره آینده جنگ، با توجه به مسائل اخیر جبهه، عصر به منزل بیایند. ساعت پنج بعد از ظهر، سران قوا و احمدآقا آمدند. وضع جبهه و رویدادهای اخیر را گفتم.
بعد از کمی بحث، سیاست ختم جنگ مورد اتفاق نظر قرار گرفت و دسته جمعی برای پیشنهاد ختم جنگ خدمت امام رفتیم. نماز مغرب و عشاء را با امام خواندیم و به مذاکره نشستیم. جلسه بیش از یک ساعت طول کشید.
شرح مبسوطی از مشکلات جنگ و ضعف روحیه و امکانات و عده خودی و قدرت و امکانات دشمن را توضیح دادیم و مشکل پدافند از خوزستان را که سپاه برای آن ۴۵۰ گردان نیروی پیاده و ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه خواسته است و با تخصیص دو سوم این مقدار، بقیه خطوط به شدت آسیب پذیر خواهد شد و هم اکنون هم شده، با اینکه چنین نیرویی را به خوزستان نبردهایم، جزئیات شکستها را توضیح دادم.
ایشان فرمودند راه حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی مردم حزب الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخش عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تحمل دانستیم، و علاوه بر این، پیش بینی اجبار به پذیرش صلح در آینده، بعد از تحمل خسارات بیشتر به علت کمی نیروی داوطلب و بی خاصیتی نیروهای اجباری.سرانجام ایشان موافقت کردند و فرمودند با حضور جمعی از وجوه روحانیت و مدیران و مسئولان تصمیم گیری شود. ما به منزل برگشتیم و لیستی از ائمه جمعه و نمایندگان و وزراء و روحانیون جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم و اعضای] شورای نگهبان و... تهیه شد و برای تصویب امام فرستادیم که تصویب کردند.»
#خاطرات_هاشمی_رفسنجانی #جنگ_ایران_عراق #قطعنامه۵۹۸
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در خاطرات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در ۲۴ تیر ۱۳۶۷ آمده است:
«از سران قوا خواستم که برای مذاکره درباره آینده جنگ، با توجه به مسائل اخیر جبهه، عصر به منزل بیایند. ساعت پنج بعد از ظهر، سران قوا و احمدآقا آمدند. وضع جبهه و رویدادهای اخیر را گفتم.
بعد از کمی بحث، سیاست ختم جنگ مورد اتفاق نظر قرار گرفت و دسته جمعی برای پیشنهاد ختم جنگ خدمت امام رفتیم. نماز مغرب و عشاء را با امام خواندیم و به مذاکره نشستیم. جلسه بیش از یک ساعت طول کشید.
شرح مبسوطی از مشکلات جنگ و ضعف روحیه و امکانات و عده خودی و قدرت و امکانات دشمن را توضیح دادیم و مشکل پدافند از خوزستان را که سپاه برای آن ۴۵۰ گردان نیروی پیاده و ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه خواسته است و با تخصیص دو سوم این مقدار، بقیه خطوط به شدت آسیب پذیر خواهد شد و هم اکنون هم شده، با اینکه چنین نیرویی را به خوزستان نبردهایم، جزئیات شکستها را توضیح دادم.
ایشان فرمودند راه حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی مردم حزب الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخش عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تحمل دانستیم، و علاوه بر این، پیش بینی اجبار به پذیرش صلح در آینده، بعد از تحمل خسارات بیشتر به علت کمی نیروی داوطلب و بی خاصیتی نیروهای اجباری.سرانجام ایشان موافقت کردند و فرمودند با حضور جمعی از وجوه روحانیت و مدیران و مسئولان تصمیم گیری شود. ما به منزل برگشتیم و لیستی از ائمه جمعه و نمایندگان و وزراء و روحانیون جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم و اعضای] شورای نگهبان و... تهیه شد و برای تصویب امام فرستادیم که تصویب کردند.»
#خاطرات_هاشمی_رفسنجانی #جنگ_ایران_عراق #قطعنامه۵۹۸
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🕊1