✅ روستای پاژ، زادگاه فردوسی
🔹پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی است. پاژ، نام روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد میباشد. در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم میخورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط میباشند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سدههای نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
🔹در اردیبهشت سال 1389 نخستین گمانهزنی باستان شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ به وسیله دفتر حفظ و احیای محوطههای تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعهای بزرگ به اندازه تقریبی 45 در 65 متر و ارتفاع 12 متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.
@tarbd
🔹پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی است. پاژ، نام روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد میباشد. در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم میخورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط میباشند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سدههای نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
🔹در اردیبهشت سال 1389 نخستین گمانهزنی باستان شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ به وسیله دفتر حفظ و احیای محوطههای تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعهای بزرگ به اندازه تقریبی 45 در 65 متر و ارتفاع 12 متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.
@tarbd
❤5😢2
✅پایان استبداد صغیر
🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است
۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا اینکه در ۲۵ تیر، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پایتخت به کنترل مشروطهخواهان درآمد.
محمدعلی شاه با به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی نظام مشروطه را برانداخت و در پی برقراری دوباره نظام مطلقه استبدادی بود. این دوران که اندکی بیش از یک سال به طول انجامید به دوره استبداد صغیر مشهور است. با فتح تهران توسط آزادیخواهان و برکناری محمدعلی شاه، نظام مشروطه دوباره برقرار شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است
۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا اینکه در ۲۵ تیر، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پایتخت به کنترل مشروطهخواهان درآمد.
محمدعلی شاه با به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی نظام مشروطه را برانداخت و در پی برقراری دوباره نظام مطلقه استبدادی بود. این دوران که اندکی بیش از یک سال به طول انجامید به دوره استبداد صغیر مشهور است. با فتح تهران توسط آزادیخواهان و برکناری محمدعلی شاه، نظام مشروطه دوباره برقرار شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥5
✅رادیکال ها ۴۰ سال ثروت جمع کرده اند و برای همین ضد صلح هستند
جامعه ایرانی صلح را به جنگ ترجیح می دهد، علیرغم این که جبهه پایداری بلوا کرده است. جامعه را نمی توان یکسان کرد. یکسان سازی افکار و اعتقادات جامعه شکست خورده است.
رادیکال های سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت زیادی را در اختیار گرفته اند و برای همین هم نمی خواهند صلح باشد که مبادا ثروتشان کم شود.
میلیاردها دلار از ثروت بخش خصوصی ما صرف ساخت کشورهای خلیج فارس و ترکیه شده چون داخل کشور، مجال استفاده نداشته است.
✍تقی آزاد؛ جامعه شناس
جامعه ایرانی صلح را به جنگ ترجیح می دهد، علیرغم این که جبهه پایداری بلوا کرده است. جامعه را نمی توان یکسان کرد. یکسان سازی افکار و اعتقادات جامعه شکست خورده است.
رادیکال های سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت زیادی را در اختیار گرفته اند و برای همین هم نمی خواهند صلح باشد که مبادا ثروتشان کم شود.
میلیاردها دلار از ثروت بخش خصوصی ما صرف ساخت کشورهای خلیج فارس و ترکیه شده چون داخل کشور، مجال استفاده نداشته است.
✍تقی آزاد؛ جامعه شناس
👍4❤2👎1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅پایان استبداد صغیر 🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است ۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا…
✅مشروطهای که تاریخ را لرزاند؛
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏7👍2
✅هیچ کسی در جنگ واقعا پیروز نیست...
آنچه باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنچه باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍5👏4❤1🔥1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅جنگ طلب ها هیچ وقت به جنگ نمی روند...
تمام تبلیغات جنگی، تمام فریادها، دروغها و نفرتها، همیشه از طرف افرادی میآید که به آن جنگ نخواهند رفت.
👤جورج اورول/داستاننویس، روزنامهنگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی قرن بیستم میلادی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تمام تبلیغات جنگی، تمام فریادها، دروغها و نفرتها، همیشه از طرف افرادی میآید که به آن جنگ نخواهند رفت.
👤جورج اورول/داستاننویس، روزنامهنگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی قرن بیستم میلادی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍9❤4😡2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جنوبِ ایران، فقط باید صدای دریا داشته باشد؛ نه جنگ ...
🔹برشهایی از فیلم سینمایی «روز سوم» ساخته محمدحسین لطیفی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹برشهایی از فیلم سینمایی «روز سوم» ساخته محمدحسین لطیفی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢4❤1
✅ فردوسی شاعر قدرت یا خرد؟
✍️ یاسر عرب
▪️این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده میشود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.
در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملتها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستمشان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید.
🔍 اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش میخواهیم یا برای خردش؟
▫️ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد میآوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمیکند بلکه با خرد شروع میکند:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»
▫️یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی میگوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛
"توانا بود هر که دانا بود"
▫️این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحثهایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی میآید.
▫️اما چرا امروز بیشتر رستم را میبینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظههای بحران، ما بیشتر دنبال قدرت میگردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد.
اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.
بزرگترین شکستها همیشه از کمبود قدرت نمیآیند بلکه از کمبود خرد میآیند!
▫️رستم را ببینید. بزرگترین پهلوان ایران است. هیچکس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگترین تراژدی زندگیاش زمانی رخ میدهد که حقیقت را نمیبیند و سهراب، فرزند خودش، را میکشد!
▪️فردوسی اینجا یک حرف بزرگ میزند:
ممکن است آنقدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیکترین آدم زندگیات را با همان قدرت نابود کنی!
کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیمهای غلط است.
اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفتوگو و خرد را میگیرد، پایانش تراژیک میشود.
▫️انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر میشود!
▪️جهان در قرن بیستم آرامآرام از دورهای که ایدئولوژیها حرف اول را میزدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظامهایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایستهسالاری تکیه کنند.
▫️ قدرت در جهان امروز یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدمهای متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظههای حساس!
▫️فردوسی اگر بود امروز از ما میپرسید؛
قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیدهایم یا به همان اندازه برای خرد سازمانیافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایهگذاری کردهایم؟
▫️فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!
▫️رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشتهایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملتها فقط با بازوی قوی که زنده نمیمانند، بلکه با ارادهها و ذهنهای قوی زنده میمانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️ یاسر عرب
▪️این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده میشود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.
در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملتها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستمشان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید.
🔍 اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش میخواهیم یا برای خردش؟
▫️ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد میآوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمیکند بلکه با خرد شروع میکند:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»
▫️یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی میگوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛
"توانا بود هر که دانا بود"
▫️این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحثهایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی میآید.
▫️اما چرا امروز بیشتر رستم را میبینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظههای بحران، ما بیشتر دنبال قدرت میگردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد.
اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.
بزرگترین شکستها همیشه از کمبود قدرت نمیآیند بلکه از کمبود خرد میآیند!
▫️رستم را ببینید. بزرگترین پهلوان ایران است. هیچکس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگترین تراژدی زندگیاش زمانی رخ میدهد که حقیقت را نمیبیند و سهراب، فرزند خودش، را میکشد!
▪️فردوسی اینجا یک حرف بزرگ میزند:
ممکن است آنقدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیکترین آدم زندگیات را با همان قدرت نابود کنی!
کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیمهای غلط است.
اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفتوگو و خرد را میگیرد، پایانش تراژیک میشود.
▫️انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر میشود!
▪️جهان در قرن بیستم آرامآرام از دورهای که ایدئولوژیها حرف اول را میزدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظامهایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایستهسالاری تکیه کنند.
▫️ قدرت در جهان امروز یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدمهای متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظههای حساس!
▫️فردوسی اگر بود امروز از ما میپرسید؛
قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیدهایم یا به همان اندازه برای خرد سازمانیافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایهگذاری کردهایم؟
▫️فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!
▫️رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشتهایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملتها فقط با بازوی قوی که زنده نمیمانند، بلکه با ارادهها و ذهنهای قوی زنده میمانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3👏3❤2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅پیش بینی های دقیق استاد....
ببین چقدددددر دقییییق پیش بینی کرده بود
ببین چقدددددر دقییییق پیش بینی کرده بود
🤬14🔥1😢1😡1
✅ مذاکرهکنندههای حرفهای چه شکلی هستن؟
نشر: گاهنامه مدیر
■ خیلیها فکر میکنن مذاکرهکننده حرفهای کسیه که بهتر حرف بزنه، طرف مقابل رو شکست بده یا با چانهزنی بیشتر، امتیاز بیشتری بگیره. اما آیا مذاکره، واقعاً میدان برد و باخت است؟
□ طی بیش از چهار دهه، ویلیام یوری و همکارانش در برنامه مذاکره دانشگاه هاروارد، صدها مذاکره تجاری، سیاسی و بینالمللی را بررسی کردند؛ از اختلافات میان شرکتها گرفته تا مذاکرات صلح میان کشورها. آنها به دنبال پاسخ یک سؤال بودند:
🎯مذاکرهکنندههای حرفهای چه ویژگی مشترکی دارند؟
○ نتایج، برخلاف تصور عمومی بود.
▪︎ نخستین ویژگی مذاکرهکنندههای حرفهای، شنیدن قبل از حرف زدن است. آنها بیش از آنکه برای پاسخ دادن گوش کنند، برای فهمیدن گوش میکنند. بسیاری از بنبستهای مذاکره، نه به دلیل اختلاف منافع، بلکه به دلیل سوءبرداشت از خواستههای طرف مقابل شکل میگیرد.
▪︎ ویژگی دوم، تمرکز بر منافع به جای مواضع است. افراد حرفهای میدانند آنچه طرف مقابل بیان میکند، همیشه خواسته واقعی او نیست. آنها پشت هر «نه»، به دنبال دلیل آن میگردند و سعی میکنند نیازهای واقعی را کشف کنند.
▪︎ ویژگی سوم، جدا کردن مسئله از افراد است. آنها به جای حمله به شخصیت طرف مقابل، روی حل مسئله تمرکز میکنند. اختلاف نظر را به دشمنی شخصی تبدیل نمیکنند و اجازه نمیدهند احساسات، مسیر گفتوگو را تعیین کند.
▪︎ ویژگی چهارم، داشتن بهترین گزینه جایگزین است. یوری و همکارانش مفهوم مشهور BATNA (Best Alternative to a Negotiated Agreement) را مطرح کردند. مذاکرهکننده حرفهای، پیش از ورود به مذاکره، میداند اگر توافق حاصل نشود، چه گزینهای پیش رو دارد. کسی که هیچ جایگزینی ندارد، معمولاً در میز مذاکره، امتیازهای بیشتری واگذار میکند.
▪︎ و شاید مهمتر از همه، خلق ارزش قبل از تقسیم ارزش است. مذاکرهکنندگان حرفهای فقط به این فکر نمیکنند که سهم بیشتری از کیک ببرند؛ آنها ابتدا تلاش میکنند کیک را بزرگتر کنند تا هر دو طرف، نتیجه بهتری بگیرند.
■ مخلص کلام اینکه؛ مذاکره حرفهای، هنر شکست دادن دیگران نیست؛ هنر پیدا کردن راهحلی است که دیگران هم حاضر باشند از آن دفاع کنند.
🔴شاید به همین دلیل است که بهترین مذاکرهکنندگان، معمولاً آرامترین افراد جلسه هستند. آنها کمتر تهدید میکنند، کمتر هیجانزده میشوند و کمتر دنبال آخرین کلمهاند. زیرا میدانند هدف مذاکره، پیروزی بر طرف مقابل نیست؛ رسیدن به توافقی است که بعد از امضا هم دوام بیاورد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نشر: گاهنامه مدیر
■ خیلیها فکر میکنن مذاکرهکننده حرفهای کسیه که بهتر حرف بزنه، طرف مقابل رو شکست بده یا با چانهزنی بیشتر، امتیاز بیشتری بگیره. اما آیا مذاکره، واقعاً میدان برد و باخت است؟
□ طی بیش از چهار دهه، ویلیام یوری و همکارانش در برنامه مذاکره دانشگاه هاروارد، صدها مذاکره تجاری، سیاسی و بینالمللی را بررسی کردند؛ از اختلافات میان شرکتها گرفته تا مذاکرات صلح میان کشورها. آنها به دنبال پاسخ یک سؤال بودند:
🎯مذاکرهکنندههای حرفهای چه ویژگی مشترکی دارند؟
○ نتایج، برخلاف تصور عمومی بود.
▪︎ نخستین ویژگی مذاکرهکنندههای حرفهای، شنیدن قبل از حرف زدن است. آنها بیش از آنکه برای پاسخ دادن گوش کنند، برای فهمیدن گوش میکنند. بسیاری از بنبستهای مذاکره، نه به دلیل اختلاف منافع، بلکه به دلیل سوءبرداشت از خواستههای طرف مقابل شکل میگیرد.
▪︎ ویژگی دوم، تمرکز بر منافع به جای مواضع است. افراد حرفهای میدانند آنچه طرف مقابل بیان میکند، همیشه خواسته واقعی او نیست. آنها پشت هر «نه»، به دنبال دلیل آن میگردند و سعی میکنند نیازهای واقعی را کشف کنند.
▪︎ ویژگی سوم، جدا کردن مسئله از افراد است. آنها به جای حمله به شخصیت طرف مقابل، روی حل مسئله تمرکز میکنند. اختلاف نظر را به دشمنی شخصی تبدیل نمیکنند و اجازه نمیدهند احساسات، مسیر گفتوگو را تعیین کند.
▪︎ ویژگی چهارم، داشتن بهترین گزینه جایگزین است. یوری و همکارانش مفهوم مشهور BATNA (Best Alternative to a Negotiated Agreement) را مطرح کردند. مذاکرهکننده حرفهای، پیش از ورود به مذاکره، میداند اگر توافق حاصل نشود، چه گزینهای پیش رو دارد. کسی که هیچ جایگزینی ندارد، معمولاً در میز مذاکره، امتیازهای بیشتری واگذار میکند.
▪︎ و شاید مهمتر از همه، خلق ارزش قبل از تقسیم ارزش است. مذاکرهکنندگان حرفهای فقط به این فکر نمیکنند که سهم بیشتری از کیک ببرند؛ آنها ابتدا تلاش میکنند کیک را بزرگتر کنند تا هر دو طرف، نتیجه بهتری بگیرند.
■ مخلص کلام اینکه؛ مذاکره حرفهای، هنر شکست دادن دیگران نیست؛ هنر پیدا کردن راهحلی است که دیگران هم حاضر باشند از آن دفاع کنند.
🔴شاید به همین دلیل است که بهترین مذاکرهکنندگان، معمولاً آرامترین افراد جلسه هستند. آنها کمتر تهدید میکنند، کمتر هیجانزده میشوند و کمتر دنبال آخرین کلمهاند. زیرا میدانند هدف مذاکره، پیروزی بر طرف مقابل نیست؛ رسیدن به توافقی است که بعد از امضا هم دوام بیاورد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍4
✅ نخستین جلسه پارلمان ایران
🔹نخستین پارلمان ایران حدود 2200 سال پیش در زمان اشکانیان به نام مهستان تشکیل شده است. نخستین جلسه آن نیز در 173 سال پیش از میلاد با حضور مهرداد اول، پادشاه بزرگ اشکانی برگزار گردید. اولین مصوبه این پارلمان، انتخاب کردن شاه ایران توسط بزرگان کشور بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹نخستین پارلمان ایران حدود 2200 سال پیش در زمان اشکانیان به نام مهستان تشکیل شده است. نخستین جلسه آن نیز در 173 سال پیش از میلاد با حضور مهرداد اول، پادشاه بزرگ اشکانی برگزار گردید. اولین مصوبه این پارلمان، انتخاب کردن شاه ایران توسط بزرگان کشور بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8🕊1
✅خراسان؛ آنجا که ایران دوباره برخاست...
تمدنها تنها با شمشیر گشوده نمیشوند؛ با قلم میبالند، با اندیشه میپایند، با فرهنگ میمانند. اگر تیسفون شکوه ایرانِ پیش از اسلام بود، خراسان شکوفه ایرانِ پس از اسلام شد؛ اقلیمی که در آن، زبان فارسی جان گرفت، دانش رونق یافت، دولت قوام پذیرفت، و جهانی زاده شد که امروز آن را «جهان فارسی» مینامیم.
کتاب Medieval Central Asia and the Persianate World: Iranian Tradition and Islamic Civilisation، به ویراستاری اندرو سی. اس. پیکاک و دبورا جی. تور (I.B. Tauris، ۲۰۱۵)، نه صرفاً مجموعهای از مقالات، بلکه سرودی است در ستایش این خیزش بزرگ؛ روایتی است از روزگاری که خراسان و ماوراءالنهر، نه مرزِ جهان اسلام، که مغزِ جهان اسلام بودند؛ جایی که ایران، از خاکستر شکست، فرهنگ آفرید؛ از تلاطم تاریخ، هویت ساخت؛ و از تلاقی سنت ایرانی و تمدن اسلامی، افقی نو گشود.
نویسندگان این اثر، هر یک از دریچهای، به این جهان پرشکوه مینگرند:
▪ The Importance of Khurasan and Transoxiana in the Persianate Dynastic Period (850–1220)
اهمیت خراسان و ماوراءالنهر در روزگار فرمانروایی دودمانهای ایرانی (۸۵۰–۱۲۲۰ میلادی)
▪ The Spread of Ḥanafism to Khurasan and Transoxiana
گسترش مذهب حنفی در خراسان و ماوراءالنهر
▪ The khāṣṣa and the ‘āmma: Intermediaries in the Samanid Polity
خواص و عوام؛ میانجیان قدرت در دولت سامانی
▪ Content versus Context in Samanid Epigraphic Pottery
متن و زمینه در سفالینههای کتیبهدار سامانی
▪ A Venture on the Frontier: Alptegin's Conquest of Ghazna and its Sequel
ماجرای غزنه؛ فتح آلپتگین و فرجام آن
▪ Finding Iran in the Panegyrics of the Ghaznavid Court
جستوجوی ایران در قصاید دربار غزنوی
▪ Khurasani Historiography and Identity...
تاریخنگاری و هویت خراسانی در پرتو منابع کهن
▪ The Life and Times of ‘Amīd al-Mulk al-Kundurī
زندگی و روزگار عمیدالملک کندری
▪ Local Lords or Rural Notables?...
رئیسان محلی و نخبگان روستایی در ایران شرقی سده ششم هجری
▪ The Ghurids in Khurasan
غوریان در خراسان
این کتاب، خواننده را به تماشای روزگاری میبرد که در آن، بخارا چراغ دانش بود، نیشابور آستان اندیشه، بلخ بوستان حکمت، مرو میدان سیاست، و غزنه بارگاه ادب. در این پهنه، فارسی نه فقط زبان سخن، که زبان فرهنگ شد؛ ایران نه فقط نام سرزمینی، که عنوان جهانی شد؛ و خراسان نه فقط اقلیمی، که قلب تپنده تمدنی شد که قرنها بر سپهر تاریخ درخشید، فروغ افشاند و فرهنگ پراکند.
این اثر را باید خواند؛ نه فقط برای شناخت گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقت بزرگ که ایران، هرگاه با فرهنگ برخاست، جهان را به شگفتی واداشت؛ هرگاه با دانش درآمیخت، تمدن آفرید؛ و هرگاه با زبان فارسی سخن گفت، تاریخ را دگرگون ساخت.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تمدنها تنها با شمشیر گشوده نمیشوند؛ با قلم میبالند، با اندیشه میپایند، با فرهنگ میمانند. اگر تیسفون شکوه ایرانِ پیش از اسلام بود، خراسان شکوفه ایرانِ پس از اسلام شد؛ اقلیمی که در آن، زبان فارسی جان گرفت، دانش رونق یافت، دولت قوام پذیرفت، و جهانی زاده شد که امروز آن را «جهان فارسی» مینامیم.
کتاب Medieval Central Asia and the Persianate World: Iranian Tradition and Islamic Civilisation، به ویراستاری اندرو سی. اس. پیکاک و دبورا جی. تور (I.B. Tauris، ۲۰۱۵)، نه صرفاً مجموعهای از مقالات، بلکه سرودی است در ستایش این خیزش بزرگ؛ روایتی است از روزگاری که خراسان و ماوراءالنهر، نه مرزِ جهان اسلام، که مغزِ جهان اسلام بودند؛ جایی که ایران، از خاکستر شکست، فرهنگ آفرید؛ از تلاطم تاریخ، هویت ساخت؛ و از تلاقی سنت ایرانی و تمدن اسلامی، افقی نو گشود.
نویسندگان این اثر، هر یک از دریچهای، به این جهان پرشکوه مینگرند:
▪ The Importance of Khurasan and Transoxiana in the Persianate Dynastic Period (850–1220)
اهمیت خراسان و ماوراءالنهر در روزگار فرمانروایی دودمانهای ایرانی (۸۵۰–۱۲۲۰ میلادی)
▪ The Spread of Ḥanafism to Khurasan and Transoxiana
گسترش مذهب حنفی در خراسان و ماوراءالنهر
▪ The khāṣṣa and the ‘āmma: Intermediaries in the Samanid Polity
خواص و عوام؛ میانجیان قدرت در دولت سامانی
▪ Content versus Context in Samanid Epigraphic Pottery
متن و زمینه در سفالینههای کتیبهدار سامانی
▪ A Venture on the Frontier: Alptegin's Conquest of Ghazna and its Sequel
ماجرای غزنه؛ فتح آلپتگین و فرجام آن
▪ Finding Iran in the Panegyrics of the Ghaznavid Court
جستوجوی ایران در قصاید دربار غزنوی
▪ Khurasani Historiography and Identity...
تاریخنگاری و هویت خراسانی در پرتو منابع کهن
▪ The Life and Times of ‘Amīd al-Mulk al-Kundurī
زندگی و روزگار عمیدالملک کندری
▪ Local Lords or Rural Notables?...
رئیسان محلی و نخبگان روستایی در ایران شرقی سده ششم هجری
▪ The Ghurids in Khurasan
غوریان در خراسان
این کتاب، خواننده را به تماشای روزگاری میبرد که در آن، بخارا چراغ دانش بود، نیشابور آستان اندیشه، بلخ بوستان حکمت، مرو میدان سیاست، و غزنه بارگاه ادب. در این پهنه، فارسی نه فقط زبان سخن، که زبان فرهنگ شد؛ ایران نه فقط نام سرزمینی، که عنوان جهانی شد؛ و خراسان نه فقط اقلیمی، که قلب تپنده تمدنی شد که قرنها بر سپهر تاریخ درخشید، فروغ افشاند و فرهنگ پراکند.
این اثر را باید خواند؛ نه فقط برای شناخت گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقت بزرگ که ایران، هرگاه با فرهنگ برخاست، جهان را به شگفتی واداشت؛ هرگاه با دانش درآمیخت، تمدن آفرید؛ و هرگاه با زبان فارسی سخن گفت، تاریخ را دگرگون ساخت.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8👍2
✅عدم وفای دشمن و ناراحتی مردم حزب الله...
🔹در خاطرات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در ۲۴ تیر ۱۳۶۷ آمده است:
«از سران قوا خواستم که برای مذاکره درباره آینده جنگ، با توجه به مسائل اخیر جبهه، عصر به منزل بیایند. ساعت پنج بعد از ظهر، سران قوا و احمدآقا آمدند. وضع جبهه و رویدادهای اخیر را گفتم.
بعد از کمی بحث، سیاست ختم جنگ مورد اتفاق نظر قرار گرفت و دسته جمعی برای پیشنهاد ختم جنگ خدمت امام رفتیم. نماز مغرب و عشاء را با امام خواندیم و به مذاکره نشستیم. جلسه بیش از یک ساعت طول کشید.
شرح مبسوطی از مشکلات جنگ و ضعف روحیه و امکانات و عده خودی و قدرت و امکانات دشمن را توضیح دادیم و مشکل پدافند از خوزستان را که سپاه برای آن ۴۵۰ گردان نیروی پیاده و ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه خواسته است و با تخصیص دو سوم این مقدار، بقیه خطوط به شدت آسیب پذیر خواهد شد و هم اکنون هم شده، با اینکه چنین نیرویی را به خوزستان نبردهایم، جزئیات شکستها را توضیح دادم.
ایشان فرمودند راه حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی مردم حزب الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخش عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تحمل دانستیم، و علاوه بر این، پیش بینی اجبار به پذیرش صلح در آینده، بعد از تحمل خسارات بیشتر به علت کمی نیروی داوطلب و بی خاصیتی نیروهای اجباری.سرانجام ایشان موافقت کردند و فرمودند با حضور جمعی از وجوه روحانیت و مدیران و مسئولان تصمیم گیری شود. ما به منزل برگشتیم و لیستی از ائمه جمعه و نمایندگان و وزراء و روحانیون جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم و اعضای] شورای نگهبان و... تهیه شد و برای تصویب امام فرستادیم که تصویب کردند.»
#خاطرات_هاشمی_رفسنجانی #جنگ_ایران_عراق #قطعنامه۵۹۸
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در خاطرات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در ۲۴ تیر ۱۳۶۷ آمده است:
«از سران قوا خواستم که برای مذاکره درباره آینده جنگ، با توجه به مسائل اخیر جبهه، عصر به منزل بیایند. ساعت پنج بعد از ظهر، سران قوا و احمدآقا آمدند. وضع جبهه و رویدادهای اخیر را گفتم.
بعد از کمی بحث، سیاست ختم جنگ مورد اتفاق نظر قرار گرفت و دسته جمعی برای پیشنهاد ختم جنگ خدمت امام رفتیم. نماز مغرب و عشاء را با امام خواندیم و به مذاکره نشستیم. جلسه بیش از یک ساعت طول کشید.
شرح مبسوطی از مشکلات جنگ و ضعف روحیه و امکانات و عده خودی و قدرت و امکانات دشمن را توضیح دادیم و مشکل پدافند از خوزستان را که سپاه برای آن ۴۵۰ گردان نیروی پیاده و ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه خواسته است و با تخصیص دو سوم این مقدار، بقیه خطوط به شدت آسیب پذیر خواهد شد و هم اکنون هم شده، با اینکه چنین نیرویی را به خوزستان نبردهایم، جزئیات شکستها را توضیح دادم.
ایشان فرمودند راه حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی مردم حزب الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخش عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تحمل دانستیم، و علاوه بر این، پیش بینی اجبار به پذیرش صلح در آینده، بعد از تحمل خسارات بیشتر به علت کمی نیروی داوطلب و بی خاصیتی نیروهای اجباری.سرانجام ایشان موافقت کردند و فرمودند با حضور جمعی از وجوه روحانیت و مدیران و مسئولان تصمیم گیری شود. ما به منزل برگشتیم و لیستی از ائمه جمعه و نمایندگان و وزراء و روحانیون جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم و اعضای] شورای نگهبان و... تهیه شد و برای تصویب امام فرستادیم که تصویب کردند.»
#خاطرات_هاشمی_رفسنجانی #جنگ_ایران_عراق #قطعنامه۵۹۸
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🕊1
✅رالف کائوتس؛ آنکه نبضِ ایران را در رگهای آسیا جُست...
در سپهرِ ایرانشناسی، نامهایی هستند که تنها پژوهشگر نیستند؛ راهگشایند، راهنما هستند و راه را روشن میکنند. رالف کائوتس از همان تبار است؛ دانشمندی که غبارِ خاموشِ نسخهها را به نسیمِ سخن بدل کرد، اسنادِ پراکنده را به رشتهٔ معنا کشید و تاریخِ گسسته را به قامتِ روایتی استوار و جهانی آراست.
او ایران را نه در حصارِ مرزهای امروز، که در پهنهٔ تمدنِ دیروز میبیند؛ ایرانی که از سمرقند تا پکن، از هرات تا هانگژو، از هرمز تا اقیانوس هند، همزمان منزلگاهِ کاروان، لنگرگاهِ کشتی، گذرگاهِ اندیشه و بازارگاهِ فرهنگ بوده است. از همین رو، پژوهشهای کائوتس تنها روایتِ گذشته نیست؛ بازشناختِ جایگاهِ ایران در سپهر تمدنِ آسیاست.
قلم او، فارسی و چینی را به گفتوگو مینشاند؛ تاریخِ تیموریان را با اسنادِ دودمانِ مینگ درهم میآمیزد؛ جادهٔ ابریشم را به راههای دریایی پیوند میدهد و نشان میدهد که ایران، نه بر حاشیهٔ تاریخ، بلکه بر شاهراهِ تاریخ ایستاده بود؛ میداد و میستاند، میساخت و میپرورد، میپیوست و میگسترد.
از برجستهترین آثار او میتوان به این کتابها و پژوهشها اشاره کرد:
▪ Politics and Trade between Ming and Timurids: China, Iran and Central Asia in the Late Middle Ages
سیاست و تجارت میان دودمان مینگ و تیموریان؛ چین، ایران و آسیای مرکزی در اواخر سدههای میانه؛ اثری بنیادین دربارهٔ مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و چین.
▪ Aspects of the Maritime Silk Road: From the Persian Gulf to the East China Sea (Edited)
جنبههایی از جادهٔ ابریشم دریایی؛ از خلیج فارس تا دریای چین شرقی؛ مجموعهای ارزشمند دربارهٔ شبکههای دریایی، بنادر و دادوستد میان ایران و شرق آسیا.
▪ Tribute System and Rulership in Late Imperial China (Edited with Morris Rossabi)
نظام خراجگزاری و فرمانروایی در چینِ متأخرِ امپراتوری؛ پژوهشی دربارهٔ دیپلماسی، مناسبات سیاسی و نظم بینالمللی در شرق آسیا.
▪ Hormuz in Yuan and Ming Sources
هرمز در منابع دودمانهای یوان و مینگ؛ پژوهشی درخشان دربارهٔ جایگاه هرمز در نگاه مورخان و جغرافینگاران چینی.
▪ Timurid Commercial Relations with China
روابط بازرگانی تیموریان با چین؛ پژوهشی مرجع دربارهٔ تجارت و پیوندهای اقتصادی ایران و چین در عصر تیموری.
رالف کائوتس از آن ایرانشناسانی است که ایران را از پشتِ دیوارهای سیاست نمینگرد، بلکه از فرازِ قلههای تاریخ میبیند؛ نه در تنگنای جغرافیا، بلکه در گسترهٔ تمدن؛ نه در سکونِ گذشته، بلکه در پویاییِ پیوندها. از همین رو، آثار او تنها برای ایرانشناسان خواندنی نیست؛ برای هر کسی که میخواهد سهمِ ایران را در ساختنِ تاریخِ جهان بشناسد، گشودنی و آموختنی است.
برای آشنایی بیشتر با زندگی علمی، آثار و فهرست کامل انتشارات رالف کائوتس، به صفحهٔ رسمی او در دانشگاه بن مراجعه کنید:
🔗 Prof. Dr. Ralph Kauz – University of Bonn
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سپهرِ ایرانشناسی، نامهایی هستند که تنها پژوهشگر نیستند؛ راهگشایند، راهنما هستند و راه را روشن میکنند. رالف کائوتس از همان تبار است؛ دانشمندی که غبارِ خاموشِ نسخهها را به نسیمِ سخن بدل کرد، اسنادِ پراکنده را به رشتهٔ معنا کشید و تاریخِ گسسته را به قامتِ روایتی استوار و جهانی آراست.
او ایران را نه در حصارِ مرزهای امروز، که در پهنهٔ تمدنِ دیروز میبیند؛ ایرانی که از سمرقند تا پکن، از هرات تا هانگژو، از هرمز تا اقیانوس هند، همزمان منزلگاهِ کاروان، لنگرگاهِ کشتی، گذرگاهِ اندیشه و بازارگاهِ فرهنگ بوده است. از همین رو، پژوهشهای کائوتس تنها روایتِ گذشته نیست؛ بازشناختِ جایگاهِ ایران در سپهر تمدنِ آسیاست.
قلم او، فارسی و چینی را به گفتوگو مینشاند؛ تاریخِ تیموریان را با اسنادِ دودمانِ مینگ درهم میآمیزد؛ جادهٔ ابریشم را به راههای دریایی پیوند میدهد و نشان میدهد که ایران، نه بر حاشیهٔ تاریخ، بلکه بر شاهراهِ تاریخ ایستاده بود؛ میداد و میستاند، میساخت و میپرورد، میپیوست و میگسترد.
از برجستهترین آثار او میتوان به این کتابها و پژوهشها اشاره کرد:
▪ Politics and Trade between Ming and Timurids: China, Iran and Central Asia in the Late Middle Ages
سیاست و تجارت میان دودمان مینگ و تیموریان؛ چین، ایران و آسیای مرکزی در اواخر سدههای میانه؛ اثری بنیادین دربارهٔ مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و چین.
▪ Aspects of the Maritime Silk Road: From the Persian Gulf to the East China Sea (Edited)
جنبههایی از جادهٔ ابریشم دریایی؛ از خلیج فارس تا دریای چین شرقی؛ مجموعهای ارزشمند دربارهٔ شبکههای دریایی، بنادر و دادوستد میان ایران و شرق آسیا.
▪ Tribute System and Rulership in Late Imperial China (Edited with Morris Rossabi)
نظام خراجگزاری و فرمانروایی در چینِ متأخرِ امپراتوری؛ پژوهشی دربارهٔ دیپلماسی، مناسبات سیاسی و نظم بینالمللی در شرق آسیا.
▪ Hormuz in Yuan and Ming Sources
هرمز در منابع دودمانهای یوان و مینگ؛ پژوهشی درخشان دربارهٔ جایگاه هرمز در نگاه مورخان و جغرافینگاران چینی.
▪ Timurid Commercial Relations with China
روابط بازرگانی تیموریان با چین؛ پژوهشی مرجع دربارهٔ تجارت و پیوندهای اقتصادی ایران و چین در عصر تیموری.
رالف کائوتس از آن ایرانشناسانی است که ایران را از پشتِ دیوارهای سیاست نمینگرد، بلکه از فرازِ قلههای تاریخ میبیند؛ نه در تنگنای جغرافیا، بلکه در گسترهٔ تمدن؛ نه در سکونِ گذشته، بلکه در پویاییِ پیوندها. از همین رو، آثار او تنها برای ایرانشناسان خواندنی نیست؛ برای هر کسی که میخواهد سهمِ ایران را در ساختنِ تاریخِ جهان بشناسد، گشودنی و آموختنی است.
برای آشنایی بیشتر با زندگی علمی، آثار و فهرست کامل انتشارات رالف کائوتس، به صفحهٔ رسمی او در دانشگاه بن مراجعه کنید:
🔗 Prof. Dr. Ralph Kauz – University of Bonn
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1👏1
Forwarded from کتابهای ممنوعه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 سکانسی زیبا از فیلم مادر ساخته علی حاتمی
🎭 بازیگران: اکبر عبدی و فریماه فرجامی
🎭 بازیگران: اکبر عبدی و فریماه فرجامی
😢7❤4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅مذاکره و دیپلماسی هیچوقت تعطیل نمی شود...
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍7❤2
✅فقط ما درست میگوییم و بقیه اشتباه میکنند!
🔹وقتی فردی کاملا بسته است، با او بحث نکنید...
این احساس که "فقط ما درست میگوییم و بقیه اشتباهاند"، پدیدهای شناخته شده است و معمولا ریشه در چند سازوکار علمی دارد، نه برتری واقعی فهم ما...
بهنظر میرسد چند عامل اصلی در این خطای ذهنی نقش دارند:
1⃣سوگیری تأیید
ذهن ما بطور طبیعی شواهدی را میبیند و به یاد میسپارد که باورهای قبلیمان را تأیید کند و دادههای ناسازگار را نادیده بگیرد. این پدیده بهطور گسترده در روانشناسی شناختی مستند شده است.
2⃣توهم برتری و خطای دانینگ–کروگر
افراد با دانش یا مهارت محدود، توانایی خود را بیشبرآورد میکنند و متوجه محدودیتهایشان نیستند؛ در نتیجه تصور میکنند "واضح است که حق با ماست".
3⃣کاهش ناهماهنگی شناختی
پذیرش اینکه ممکن است اشتباه کنیم، برای ذهن ناراحتکننده است. بنابراین مغز ترجیح میدهد واقعیت را طوری تفسیر کند که ما همچنان "درستگو" باقی بمانیم.
4⃣اکوسیستمهای اطلاعاتی بسته
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و رسانههای همسو، ما را در معرض دیدگاههای مشابه خودمان قرار میدهند و این توهم را تقویت میکنند که "همه آدمهای عاقل مثل ما فکر میکنند".
⬇️پنج راهکار برای مقابله با این افراد
1⃣بحث را از هویت جدا کنید
بجای حمله به "شخص"، فقط روی ادعا و شواهد تمرکز کنید.
2⃣سؤال بپرسید، نه حکم صادر کنید
پرسشهای دقیق اغلب مؤثرتر از مخالفت مستقیماند.
3⃣مرجع معتبر بخواهید
درخواست منبع علمی یا داده تجربی، گفتگو را از سطح نظر شخصی بالا میبرد.
4⃣حدود گفتگو را بشناسید
اگر فرد کاملا بسته است، ادامه بحث معمولا فقط اتلاف انرژی است.
5⃣خونسردی را حفظ کنید
واکنش هیجانی، این خطای ذهنی را در طرف مقابل تشدید میکند.
⬇️پنج راهکار برای اینکه خودمان گرفتار این مشکل نشویم
1⃣عمدا دنبال شواهد مخالف بگردیم
نه برای رد کردن، بلکه برای فهمیدن.
2⃣احتمالی فکر کنیم، نه قطعی
بجای "صددرصد حق با من است"، بگوییم "با توجه به شواهد فعلی، احتمالا.
3⃣با افراد متخصص و ناهمنظر گفتگو کنیم
بهویژه کسانی که آموزش علمی رسمی دارند.
4⃣محدودیت دانش خود را بپذیریم
"نمیدانم" در علم یک فضیلت است، نه ضعف.
5⃣بین داده و ارزش تفکیک قائل شویم
بسیاری از اختلافها ارزشی یا هویتیاند، نه علمی.
این احساس که "فقط ما درست میگوییم" نتیجه سازوکارهای طبیعی ذهن و ساختارهای اجتماعی است، نه الزاما عقلانیت بیشتر. آگاهی از این سازوکارها، اولین و مهمترین گام برای فکر کردن دقیقتر و منصفانهتر است.
🔹چرا فردی که میگوید فقط من درست میگویم، در پاسخ به این مطلب میگوید "درسته، اتفاقا این مطلب در مورد شماست، نه من"
1⃣سوگیری نقطه کور
انسانها سوگیریهای شناختی را در دیگران بهخوبی میبینند اما تصور میکنند خودشان از آنها مصوناند.
2⃣اثر شخص سوم
افراد فکر میکنند پیامها و خطاهای شناختی "روی دیگران اثر میگذارد، نه روی خودشان". بنابراین متن را برای "تو"مناسب میدانند، نه برای خودشان.
3⃣دفاع از خودپنداره
پذیرش اینکه "من هم ممکن است خطا کنم" تهدیدی برای تصویر ذهنی فرد از خودش است؛ ذهن بطور خودکار مسئولیت را به بیرون منتقل میکند.
4⃣ادغام باور با هویت
وقتی یک باور بخشی از هویت فرد شود، نقد آن بهصورت ناخودآگاه بهعنوان حمله شخصی تلقی میشود و واکنش دفاعی ایجاد میکند.
5⃣خطای فراشناختی
بسیاری از افراد توان ارزیابی دقت فکر خودشان را ندارند؛ نه بهخاطر کمهوشی، بلکه بهدلیل محدودیتهای طبیعی شناخت انسان.
✅چه کنیم؟
هدف نباید "قانعکردن فوری" باشد، چون شواهد نشان میدهد این کار اغلب نتیجه معکوس دارد. چند پاسخ مؤثرتر:
1⃣بازتاب خنثی
"ممکنه حق با تو باشه؛ جالبش اینه که پژوهشها میگن تقریبا همه ما فکر میکنیم این موارد بیشتر در مورد بقیه صدق میکنه."
2⃣جهتدهی به تجربه شخصی، نه نظریه
"آخرین باری که نظرت عوض شد چی باعثش شد؟ شواهد جدید؟ حرف یه متخصص؟"
3⃣تبدیل بحث به روششناسی
"بهنظرت چه معیاری نشون میده که یه نفر اشتباه میکنه یا درست میگه؟"
4⃣پذیرش امکان خطای دوطرفه
"من هم ممکنه اشتباه کنم؛ بهنظرت چطور میشه تشخیص داد کدوممون خطای کمتری داریم؟"
5⃣قطع محترمانه گفتگو
وقتی فرد کاملا بسته است، دادهها نشان میدهد ادامه بحث نه یادگیری میآورد نه تغییر نگرش.
📌 نتیجهگیری
افرادی که بیشترین اطمینان ذهنی را دارند، معمولا کمترین حساسیت را به خطاهای خودشان نشان میدهند و البته به شخصیت "بد" ربطی ندارد؛ به محدودیتهای مشترک انسانها مربوط است.
وقتی کسی میگوید "این متن درباره توست نه من"، در حال انجام یک واکنش کاملا انسانی و مستند علمی است.
تو با منطق یا متن بهتر نمیتوانی این واکنش را حذف کنی؛ فقط میتوانی گفتوگو را ایمنتر، غیرتهاجمیتر و مبتنی بر پرسش کنی یا آگاهانه از آن خارج شوی.
🔹وقتی فردی کاملا بسته است، با او بحث نکنید...
این احساس که "فقط ما درست میگوییم و بقیه اشتباهاند"، پدیدهای شناخته شده است و معمولا ریشه در چند سازوکار علمی دارد، نه برتری واقعی فهم ما...
بهنظر میرسد چند عامل اصلی در این خطای ذهنی نقش دارند:
1⃣سوگیری تأیید
ذهن ما بطور طبیعی شواهدی را میبیند و به یاد میسپارد که باورهای قبلیمان را تأیید کند و دادههای ناسازگار را نادیده بگیرد. این پدیده بهطور گسترده در روانشناسی شناختی مستند شده است.
2⃣توهم برتری و خطای دانینگ–کروگر
افراد با دانش یا مهارت محدود، توانایی خود را بیشبرآورد میکنند و متوجه محدودیتهایشان نیستند؛ در نتیجه تصور میکنند "واضح است که حق با ماست".
3⃣کاهش ناهماهنگی شناختی
پذیرش اینکه ممکن است اشتباه کنیم، برای ذهن ناراحتکننده است. بنابراین مغز ترجیح میدهد واقعیت را طوری تفسیر کند که ما همچنان "درستگو" باقی بمانیم.
4⃣اکوسیستمهای اطلاعاتی بسته
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و رسانههای همسو، ما را در معرض دیدگاههای مشابه خودمان قرار میدهند و این توهم را تقویت میکنند که "همه آدمهای عاقل مثل ما فکر میکنند".
⬇️پنج راهکار برای مقابله با این افراد
1⃣بحث را از هویت جدا کنید
بجای حمله به "شخص"، فقط روی ادعا و شواهد تمرکز کنید.
2⃣سؤال بپرسید، نه حکم صادر کنید
پرسشهای دقیق اغلب مؤثرتر از مخالفت مستقیماند.
3⃣مرجع معتبر بخواهید
درخواست منبع علمی یا داده تجربی، گفتگو را از سطح نظر شخصی بالا میبرد.
4⃣حدود گفتگو را بشناسید
اگر فرد کاملا بسته است، ادامه بحث معمولا فقط اتلاف انرژی است.
5⃣خونسردی را حفظ کنید
واکنش هیجانی، این خطای ذهنی را در طرف مقابل تشدید میکند.
⬇️پنج راهکار برای اینکه خودمان گرفتار این مشکل نشویم
1⃣عمدا دنبال شواهد مخالف بگردیم
نه برای رد کردن، بلکه برای فهمیدن.
2⃣احتمالی فکر کنیم، نه قطعی
بجای "صددرصد حق با من است"، بگوییم "با توجه به شواهد فعلی، احتمالا.
3⃣با افراد متخصص و ناهمنظر گفتگو کنیم
بهویژه کسانی که آموزش علمی رسمی دارند.
4⃣محدودیت دانش خود را بپذیریم
"نمیدانم" در علم یک فضیلت است، نه ضعف.
5⃣بین داده و ارزش تفکیک قائل شویم
بسیاری از اختلافها ارزشی یا هویتیاند، نه علمی.
این احساس که "فقط ما درست میگوییم" نتیجه سازوکارهای طبیعی ذهن و ساختارهای اجتماعی است، نه الزاما عقلانیت بیشتر. آگاهی از این سازوکارها، اولین و مهمترین گام برای فکر کردن دقیقتر و منصفانهتر است.
🔹چرا فردی که میگوید فقط من درست میگویم، در پاسخ به این مطلب میگوید "درسته، اتفاقا این مطلب در مورد شماست، نه من"
1⃣سوگیری نقطه کور
انسانها سوگیریهای شناختی را در دیگران بهخوبی میبینند اما تصور میکنند خودشان از آنها مصوناند.
2⃣اثر شخص سوم
افراد فکر میکنند پیامها و خطاهای شناختی "روی دیگران اثر میگذارد، نه روی خودشان". بنابراین متن را برای "تو"مناسب میدانند، نه برای خودشان.
3⃣دفاع از خودپنداره
پذیرش اینکه "من هم ممکن است خطا کنم" تهدیدی برای تصویر ذهنی فرد از خودش است؛ ذهن بطور خودکار مسئولیت را به بیرون منتقل میکند.
4⃣ادغام باور با هویت
وقتی یک باور بخشی از هویت فرد شود، نقد آن بهصورت ناخودآگاه بهعنوان حمله شخصی تلقی میشود و واکنش دفاعی ایجاد میکند.
5⃣خطای فراشناختی
بسیاری از افراد توان ارزیابی دقت فکر خودشان را ندارند؛ نه بهخاطر کمهوشی، بلکه بهدلیل محدودیتهای طبیعی شناخت انسان.
✅چه کنیم؟
هدف نباید "قانعکردن فوری" باشد، چون شواهد نشان میدهد این کار اغلب نتیجه معکوس دارد. چند پاسخ مؤثرتر:
1⃣بازتاب خنثی
"ممکنه حق با تو باشه؛ جالبش اینه که پژوهشها میگن تقریبا همه ما فکر میکنیم این موارد بیشتر در مورد بقیه صدق میکنه."
2⃣جهتدهی به تجربه شخصی، نه نظریه
"آخرین باری که نظرت عوض شد چی باعثش شد؟ شواهد جدید؟ حرف یه متخصص؟"
3⃣تبدیل بحث به روششناسی
"بهنظرت چه معیاری نشون میده که یه نفر اشتباه میکنه یا درست میگه؟"
4⃣پذیرش امکان خطای دوطرفه
"من هم ممکنه اشتباه کنم؛ بهنظرت چطور میشه تشخیص داد کدوممون خطای کمتری داریم؟"
5⃣قطع محترمانه گفتگو
وقتی فرد کاملا بسته است، دادهها نشان میدهد ادامه بحث نه یادگیری میآورد نه تغییر نگرش.
📌 نتیجهگیری
افرادی که بیشترین اطمینان ذهنی را دارند، معمولا کمترین حساسیت را به خطاهای خودشان نشان میدهند و البته به شخصیت "بد" ربطی ندارد؛ به محدودیتهای مشترک انسانها مربوط است.
وقتی کسی میگوید "این متن درباره توست نه من"، در حال انجام یک واکنش کاملا انسانی و مستند علمی است.
تو با منطق یا متن بهتر نمیتوانی این واکنش را حذف کنی؛ فقط میتوانی گفتوگو را ایمنتر، غیرتهاجمیتر و مبتنی بر پرسش کنی یا آگاهانه از آن خارج شوی.
❤2
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd