✅ریچارد نلسون فرای (۱)
در جستوجوی ایران؛ نه بر نقشه، که در تاریخ...
بامداد، آرامآرام بر دیوارهٔ بیستون مینشیند. نخستین پرتو خورشید، واژههای کتیبهٔ داریوش را روشن میکند؛ اندکی بعد، بر ستونهای پارسه میلغزد، از دشت پاسارگاد میگذرد، بر گنبدهای فیروزهگون اصفهان درنگ میکند و راه خود را تا نیشابور، بلخ، بخارا و سمرقند ادامه میدهد. این، تنها حرکت نور نیست؛ گذرِ حافظهای است که بیش از دو هزار سال، از سنگ به سنگ، از نسخه به نسخه و از زبان به زبان رسیده است. همین تداوم، همان پرسشی بود که ریچارد نلسون فرای یک عمر در پیِ فهم آن زیست.
او در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۰، در شهر بیرمنگامِ ایالت آلابامای آمریکا زاده شد؛ در سرزمینی که نه زبان فارسی در آن شنیده میشد، نه نام سغد و خوارزم برای مردمش آشنا بود و نه کسی گمان میبرد کودکی از آن دیار، روزی عمر خود را وقف شناخت تمدنی کند که هزاران کیلومتر از زادگاهش فاصله داشت. اما گاه سرنوشت، راه انسان را نه با جغرافیا، بلکه با یک پرسش تعیین میکند.
سالهای دانشجویی در دانشگاه هاروارد، افق تازهای پیش روی او گشود. زبان فارسی را آموخت، به سراغ متون پهلوی رفت، زبانهای سغدی، باختری و دیگر زبانهای ایرانی میانه را فراگرفت و دریافت که هر زبان، تنها ابزار سخن گفتن نیست؛ گنجینهای از تجربه، اندیشه و حافظهٔ یک ملت است. او بعدها میگفت برای شناخت ایران، باید نخست زبانهایش را شنید؛ زیرا تمدن، پیش از آنکه در کاخها و کتیبهها بماند، در واژهها دوام میآورد.
همان سالها، پرسشی آرامآرام همهٔ پژوهشهای او را دربر گرفت: چگونه سرزمینی که هخامنشیان را دیده، اشکانیان را آزموده، شکوه ساسانیان را زیسته، سپس با جهان اسلام درآمیخته و بارها میدان تاختوتاز قدرتهای بزرگ شده است، هنوز رشتهٔ هویت خود را از دست نداده است؟ این پرسش، او را از کلاس درس به کتابخانه، از کتابخانه به موزه، و از موزه به میدان پژوهش کشاند.
فرای پاسخ را در یک رویداد یا یک سلسله نجست. او نسخههای خطی را با کتیبهها سنجید، گزارش مورخان یونانی را در کنار متون پهلوی و منابع عربی و فارسی نهاد، سکهها را خواند، نام شهرها را دنبال کرد و از دلِ این همه دریافت که تاریخ ایران، بیش از آنکه تاریخ گسست باشد، تاریخ تداوم است. دولتها فرو میافتند، اما فرهنگ، اگر نیروی آفرینش داشته باشد، راهی برای ادامهٔ خویش مییابد.
از همین رو، ایران برای او تنها یک کشور نبود؛ «جهان ایرانی» بود. جهانی که مرز آن را نه سیاست، بلکه زبان، ادب، آیین، هنر و حافظهٔ تاریخی تعیین میکرد. از فارس تا فرارود، از بلخ تا بخارا، از خوارزم تا قفقاز، هرجا که این میراث ریشه دوانده بود، بخشی از همان جهان به شمار میآمد.
او به ایران سفر کرد؛ در کتابخانههای تهران و مشهد نسخه دید، در اصفهان و شیراز ردِ تاریخ را جست، به آسیای مرکزی رفت تا پیوندهای فرهنگی ایران را از نزدیک ببیند. برای او، سفر تنها جابهجایی در مکان نبود؛ آزمودنِ درستیِ آن چیزی بود که کتابها روایت میکردند.
سالها بعد، هنگامی که پژوهشهایش به ثمر نشست، روشن شد آنچه او در پی آن بوده، نه صرفاً نوشتن تاریخ ایران، بلکه فهمیدن منطقِ ماندگاری آن بوده است؛ اینکه چگونه تمدنی میتواند بارها دگرگون شود، اما خود را از نو بیافریند.
این اندیشه، محور همهٔ آثار بزرگ او شد.
کتابهایش، گزارش گذشته نبودند؛ روایتِ دوام بودند.
و هر صفحهای که نوشت، گامی دیگر بود برای پاسخ دادن به همان پرسش نخستین:
ایران، چگونه ایران ماند؟
📚برگرفته از:
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در جستوجوی ایران؛ نه بر نقشه، که در تاریخ...
بامداد، آرامآرام بر دیوارهٔ بیستون مینشیند. نخستین پرتو خورشید، واژههای کتیبهٔ داریوش را روشن میکند؛ اندکی بعد، بر ستونهای پارسه میلغزد، از دشت پاسارگاد میگذرد، بر گنبدهای فیروزهگون اصفهان درنگ میکند و راه خود را تا نیشابور، بلخ، بخارا و سمرقند ادامه میدهد. این، تنها حرکت نور نیست؛ گذرِ حافظهای است که بیش از دو هزار سال، از سنگ به سنگ، از نسخه به نسخه و از زبان به زبان رسیده است. همین تداوم، همان پرسشی بود که ریچارد نلسون فرای یک عمر در پیِ فهم آن زیست.
او در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۰، در شهر بیرمنگامِ ایالت آلابامای آمریکا زاده شد؛ در سرزمینی که نه زبان فارسی در آن شنیده میشد، نه نام سغد و خوارزم برای مردمش آشنا بود و نه کسی گمان میبرد کودکی از آن دیار، روزی عمر خود را وقف شناخت تمدنی کند که هزاران کیلومتر از زادگاهش فاصله داشت. اما گاه سرنوشت، راه انسان را نه با جغرافیا، بلکه با یک پرسش تعیین میکند.
سالهای دانشجویی در دانشگاه هاروارد، افق تازهای پیش روی او گشود. زبان فارسی را آموخت، به سراغ متون پهلوی رفت، زبانهای سغدی، باختری و دیگر زبانهای ایرانی میانه را فراگرفت و دریافت که هر زبان، تنها ابزار سخن گفتن نیست؛ گنجینهای از تجربه، اندیشه و حافظهٔ یک ملت است. او بعدها میگفت برای شناخت ایران، باید نخست زبانهایش را شنید؛ زیرا تمدن، پیش از آنکه در کاخها و کتیبهها بماند، در واژهها دوام میآورد.
همان سالها، پرسشی آرامآرام همهٔ پژوهشهای او را دربر گرفت: چگونه سرزمینی که هخامنشیان را دیده، اشکانیان را آزموده، شکوه ساسانیان را زیسته، سپس با جهان اسلام درآمیخته و بارها میدان تاختوتاز قدرتهای بزرگ شده است، هنوز رشتهٔ هویت خود را از دست نداده است؟ این پرسش، او را از کلاس درس به کتابخانه، از کتابخانه به موزه، و از موزه به میدان پژوهش کشاند.
فرای پاسخ را در یک رویداد یا یک سلسله نجست. او نسخههای خطی را با کتیبهها سنجید، گزارش مورخان یونانی را در کنار متون پهلوی و منابع عربی و فارسی نهاد، سکهها را خواند، نام شهرها را دنبال کرد و از دلِ این همه دریافت که تاریخ ایران، بیش از آنکه تاریخ گسست باشد، تاریخ تداوم است. دولتها فرو میافتند، اما فرهنگ، اگر نیروی آفرینش داشته باشد، راهی برای ادامهٔ خویش مییابد.
از همین رو، ایران برای او تنها یک کشور نبود؛ «جهان ایرانی» بود. جهانی که مرز آن را نه سیاست، بلکه زبان، ادب، آیین، هنر و حافظهٔ تاریخی تعیین میکرد. از فارس تا فرارود، از بلخ تا بخارا، از خوارزم تا قفقاز، هرجا که این میراث ریشه دوانده بود، بخشی از همان جهان به شمار میآمد.
او به ایران سفر کرد؛ در کتابخانههای تهران و مشهد نسخه دید، در اصفهان و شیراز ردِ تاریخ را جست، به آسیای مرکزی رفت تا پیوندهای فرهنگی ایران را از نزدیک ببیند. برای او، سفر تنها جابهجایی در مکان نبود؛ آزمودنِ درستیِ آن چیزی بود که کتابها روایت میکردند.
سالها بعد، هنگامی که پژوهشهایش به ثمر نشست، روشن شد آنچه او در پی آن بوده، نه صرفاً نوشتن تاریخ ایران، بلکه فهمیدن منطقِ ماندگاری آن بوده است؛ اینکه چگونه تمدنی میتواند بارها دگرگون شود، اما خود را از نو بیافریند.
این اندیشه، محور همهٔ آثار بزرگ او شد.
کتابهایش، گزارش گذشته نبودند؛ روایتِ دوام بودند.
و هر صفحهای که نوشت، گامی دیگر بود برای پاسخ دادن به همان پرسش نخستین:
ایران، چگونه ایران ماند؟
📚برگرفته از:
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ریچارد نلسون فرای (۱) در جستوجوی ایران؛ نه بر نقشه، که در تاریخ... بامداد، آرامآرام بر دیوارهٔ بیستون مینشیند. نخستین پرتو خورشید، واژههای کتیبهٔ داریوش را روشن میکند؛ اندکی بعد، بر ستونهای پارسه میلغزد، از دشت پاسارگاد میگذرد، بر گنبدهای فیروزهگون…
✅ریچارد نلسون فرای (۲)
کتابهایی که افق را دگرگون کردند...
🔹ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است
هر پژوهشگری، کتاب مینویسد؛ اما تنها اندکی از آنان، با کتابهای خود، شیوهٔ نگاه به یک تمدن را دگرگون میکنند. ریچارد نلسون فرای از آن اندکمردانی بود که هر اثرش، ادامهٔ اثری پیشین نبود؛ گامی دیگر بود در راهِ بازشناختِ ایران.
نخستین گام بزرگ، در سال ۱۹۶۳ برداشته شد. The Heritage of Persia تنها کتابی دربارهٔ ایران باستان نبود؛ دفاعی استوار از جایگاه ایران در تاریخ تمدن جهان بود. فرای در این اثر، ایران را از حاشیهٔ روایتهای یونانی و رومی بیرون آورد و آن را از درونِ سنتهای خودش خواند. از شاهنشاهی هخامنشی تا پایان روزگار ساسانی، نشان داد که چگونه اندیشهٔ فرمانروایی، سازمان دیوانی، هنر، دین، زبان و فرهنگ ایرانی، نه پدیدههایی پراکنده، بلکه اجزای یک نظام تمدنی بودند. این کتاب، برای نسلهای پیاپیِ دانشجویان غربی، نخستین دروازهٔ ورود به تاریخ ایران شد.
اما فرای در گذشته متوقف نماند.
دوازده سال بعد، در The Golden Age of Persia، پرسشی را دنبال کرد که کمتر کسی بدان پرداخته بود: آیا ایران پس از فتح عرب، از تاریخ کنار رفت؟ پاسخ او، قاطع و مستند بود. او با تکیه بر منابع فارسی، عربی و یونانی نشان داد که ایران، پس از اسلام، نه خاموش شد و نه در تمدنی دیگر حل گردید؛ بلکه در شکلگیری تمدن اسلامی نقشی بنیادین ایفا کرد. در نگاه او، بخارا و بلخ، نیشابور و مرو، ری و اصفهان، تنها شهرهایی آباد نبودند؛ هر یک کارگاهی برای آفرینشِ دانش، فلسفه، پزشکی، ریاضیات، ادب و هنر بودند. از همین رهگذر، فرای مفهوم «تداوم ایران» را از یک فرضیه، به استدلالی تاریخی بدل کرد.
اندکی بعد، در The History of Ancient Iran، بار دیگر به سرچشمهها بازگشت؛ اما این بار نه برای تکرار دانستهها، بلکه برای بازسازی تصویری دقیقتر از ایران باستان. او کتیبههای هخامنشی را در کنار متون اوستایی و پهلوی، گزارشهای هرودوت و گزنفون را در کنار یافتههای باستانشناسی نهاد و نشان داد که تاریخ، تنها با کنار هم نشاندن همهٔ صداها فهمیده میشود. این اثر، سالها در دانشگاههای اروپا و آمریکا از مهمترین منابع آموزش تاریخ ایران باستان بود.
با این همه، اگر بخواهیم اندیشهٔ فرای را در یک کتاب خلاصه کنیم، باید از Greater Iran: A Twentieth-Century Odyssey یاد کنیم؛ اثری که حاصلِ یک عمر تأمل و تجربه بود. در این کتاب، او از «ایران بزرگ» نه به معنای یک آرمان سیاسی، بلکه به منزلهٔ یک حوزهٔ تمدنی سخن گفت؛ حوزهای که در آن، زبانهای ایرانی، ادب فارسی، آیینهای مشترک، شبکههای بازرگانی و سنتهای فکری، مردمانی را از فرارود تا فلات ایران و از خوارزم تا قفقاز به هم پیوند میدادند. این کتاب، چکیدهٔ همهٔ آن چیزی بود که فرای در دههها پژوهش دریافته بود.
اما کارنامهٔ او به این چند اثر محدود نمیشود.
کتاب Bukhara: The Medieval Achievement بخارا را نه یک شهر، بلکه یکی از درخشانترین کانونهای فرهنگ ایرانی در سدههای میانه معرفی کرد؛ شهری که رودکی، ابنسینا و بسیاری از بزرگان در فضای فرهنگی آن بالیدند. ترجمه و مقدمهٔ علمی او بر تاریخ بخارا اثر نرشخی، این متن کلاسیک را به یکی از منابع اصلی پژوهشگران غربی بدل ساخت. مشارکت او در مجموعهٔ سترگ The Cambridge History of Iran نیز نشان داد که دانش او تنها در یک دوره یا یک رشته محدود نبود؛ از تاریخ سیاسی و اجتماعی تا زبانها، ادیان و فرهنگ ایران، همه در قلمرو پژوهش او جای داشت.
در کنار کتابها، بیش از سیصد مقالهٔ پژوهشی از او بر جای مانده است؛ مقالههایی دربارهٔ سغد، خوارزم، بلخ، باختر، جادهٔ ابریشم، زبانهای ایرانی میانه، گسترش زبان فارسی، تاریخ آسیای مرکزی و پیوندهای فرهنگی ایران با جهان پیرامون. بسیاری از این نوشتهها هنوز نیز، پس از گذشت دههها، از منابع بنیادین ایرانشناسی به شمار میآیند.
اما شاید مهمترین میراث فرای، نه کتابی خاص، بلکه شیوهٔ نگاه او باشد.
او ایران را نه از پشتِ مرزهای امروز، که از فرازِ تاریخ میدید.
هر کتاب فرای، پاسخی به یک پرسش بود.
اما در نهایت، همهٔ کتابهای او یک سخن داشتند:
ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است.
📌و مردی که از آن سوی جهان آمده بود، سرانجام به جایی رسید که بسیاری در آغاز نمیبینند:
گاهی برای شناختن یک سرزمین، باید از فاصلهای دور به آن نگریست؛ زیرا گاه چشمِ دور، آنچه را که چشمِ نزدیک از فرطِ عادت نمیبیند، آشکارتر میبیند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کتابهایی که افق را دگرگون کردند...
🔹ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است
هر پژوهشگری، کتاب مینویسد؛ اما تنها اندکی از آنان، با کتابهای خود، شیوهٔ نگاه به یک تمدن را دگرگون میکنند. ریچارد نلسون فرای از آن اندکمردانی بود که هر اثرش، ادامهٔ اثری پیشین نبود؛ گامی دیگر بود در راهِ بازشناختِ ایران.
نخستین گام بزرگ، در سال ۱۹۶۳ برداشته شد. The Heritage of Persia تنها کتابی دربارهٔ ایران باستان نبود؛ دفاعی استوار از جایگاه ایران در تاریخ تمدن جهان بود. فرای در این اثر، ایران را از حاشیهٔ روایتهای یونانی و رومی بیرون آورد و آن را از درونِ سنتهای خودش خواند. از شاهنشاهی هخامنشی تا پایان روزگار ساسانی، نشان داد که چگونه اندیشهٔ فرمانروایی، سازمان دیوانی، هنر، دین، زبان و فرهنگ ایرانی، نه پدیدههایی پراکنده، بلکه اجزای یک نظام تمدنی بودند. این کتاب، برای نسلهای پیاپیِ دانشجویان غربی، نخستین دروازهٔ ورود به تاریخ ایران شد.
اما فرای در گذشته متوقف نماند.
دوازده سال بعد، در The Golden Age of Persia، پرسشی را دنبال کرد که کمتر کسی بدان پرداخته بود: آیا ایران پس از فتح عرب، از تاریخ کنار رفت؟ پاسخ او، قاطع و مستند بود. او با تکیه بر منابع فارسی، عربی و یونانی نشان داد که ایران، پس از اسلام، نه خاموش شد و نه در تمدنی دیگر حل گردید؛ بلکه در شکلگیری تمدن اسلامی نقشی بنیادین ایفا کرد. در نگاه او، بخارا و بلخ، نیشابور و مرو، ری و اصفهان، تنها شهرهایی آباد نبودند؛ هر یک کارگاهی برای آفرینشِ دانش، فلسفه، پزشکی، ریاضیات، ادب و هنر بودند. از همین رهگذر، فرای مفهوم «تداوم ایران» را از یک فرضیه، به استدلالی تاریخی بدل کرد.
اندکی بعد، در The History of Ancient Iran، بار دیگر به سرچشمهها بازگشت؛ اما این بار نه برای تکرار دانستهها، بلکه برای بازسازی تصویری دقیقتر از ایران باستان. او کتیبههای هخامنشی را در کنار متون اوستایی و پهلوی، گزارشهای هرودوت و گزنفون را در کنار یافتههای باستانشناسی نهاد و نشان داد که تاریخ، تنها با کنار هم نشاندن همهٔ صداها فهمیده میشود. این اثر، سالها در دانشگاههای اروپا و آمریکا از مهمترین منابع آموزش تاریخ ایران باستان بود.
با این همه، اگر بخواهیم اندیشهٔ فرای را در یک کتاب خلاصه کنیم، باید از Greater Iran: A Twentieth-Century Odyssey یاد کنیم؛ اثری که حاصلِ یک عمر تأمل و تجربه بود. در این کتاب، او از «ایران بزرگ» نه به معنای یک آرمان سیاسی، بلکه به منزلهٔ یک حوزهٔ تمدنی سخن گفت؛ حوزهای که در آن، زبانهای ایرانی، ادب فارسی، آیینهای مشترک، شبکههای بازرگانی و سنتهای فکری، مردمانی را از فرارود تا فلات ایران و از خوارزم تا قفقاز به هم پیوند میدادند. این کتاب، چکیدهٔ همهٔ آن چیزی بود که فرای در دههها پژوهش دریافته بود.
اما کارنامهٔ او به این چند اثر محدود نمیشود.
کتاب Bukhara: The Medieval Achievement بخارا را نه یک شهر، بلکه یکی از درخشانترین کانونهای فرهنگ ایرانی در سدههای میانه معرفی کرد؛ شهری که رودکی، ابنسینا و بسیاری از بزرگان در فضای فرهنگی آن بالیدند. ترجمه و مقدمهٔ علمی او بر تاریخ بخارا اثر نرشخی، این متن کلاسیک را به یکی از منابع اصلی پژوهشگران غربی بدل ساخت. مشارکت او در مجموعهٔ سترگ The Cambridge History of Iran نیز نشان داد که دانش او تنها در یک دوره یا یک رشته محدود نبود؛ از تاریخ سیاسی و اجتماعی تا زبانها، ادیان و فرهنگ ایران، همه در قلمرو پژوهش او جای داشت.
در کنار کتابها، بیش از سیصد مقالهٔ پژوهشی از او بر جای مانده است؛ مقالههایی دربارهٔ سغد، خوارزم، بلخ، باختر، جادهٔ ابریشم، زبانهای ایرانی میانه، گسترش زبان فارسی، تاریخ آسیای مرکزی و پیوندهای فرهنگی ایران با جهان پیرامون. بسیاری از این نوشتهها هنوز نیز، پس از گذشت دههها، از منابع بنیادین ایرانشناسی به شمار میآیند.
اما شاید مهمترین میراث فرای، نه کتابی خاص، بلکه شیوهٔ نگاه او باشد.
او ایران را نه از پشتِ مرزهای امروز، که از فرازِ تاریخ میدید.
هر کتاب فرای، پاسخی به یک پرسش بود.
اما در نهایت، همهٔ کتابهای او یک سخن داشتند:
ایران را نمیتوان تنها در گذشته یافت؛ ایران، در تداوم خویش زنده است.
📌و مردی که از آن سوی جهان آمده بود، سرانجام به جایی رسید که بسیاری در آغاز نمیبینند:
گاهی برای شناختن یک سرزمین، باید از فاصلهای دور به آن نگریست؛ زیرا گاه چشمِ دور، آنچه را که چشمِ نزدیک از فرطِ عادت نمیبیند، آشکارتر میبیند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2👍2
✅اولین کنکور سراسری ایران...
۱۵ مرداد ۱۳۴۸ #اولین_کنکور_سراسری ورود به دانشگاهها از سوی وزارت علوم ایران برگزار شد. تا قبل از آن هر دانشگاه آزمون و ضوابط خود را برای پذیرش دانشجو داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۵ مرداد ۱۳۴۸ #اولین_کنکور_سراسری ورود به دانشگاهها از سوی وزارت علوم ایران برگزار شد. تا قبل از آن هر دانشگاه آزمون و ضوابط خود را برای پذیرش دانشجو داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1
✅چرا مردم ایران از تندروها متنفرند:
کتمان کرونا
مخالف اینترنت آزاد
مخالف ارتباط با دنیا
ضد زن بودن، طرفدار اعمال زور علیه زنان
تحریم رو نعمت میدونن
طرفدار جنگ به سبک غزه ای شدن
انحصار طلبی و خواهان حذف بقیه
امت سازی و بی وطنی، با شعار مرگ بر وطن
خودشون رو مالک مملکت میدونن
و....
کتمان کرونا
مخالف اینترنت آزاد
مخالف ارتباط با دنیا
ضد زن بودن، طرفدار اعمال زور علیه زنان
تحریم رو نعمت میدونن
طرفدار جنگ به سبک غزه ای شدن
انحصار طلبی و خواهان حذف بقیه
امت سازی و بی وطنی، با شعار مرگ بر وطن
خودشون رو مالک مملکت میدونن
و....
👍16👎2🤬1
✅بریده ای تاریخی از اطلاعات_ شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۴۷
«..مردم قطر هم پیکان را انتخاب کردند!..»
صدور قابل توجهی اتومبیل پیکان به
«دوهه» پایتخت شیخنشین «قطر» گام
موثر دیگری است که در جهت تثبیت
صنایع ملی ما برداشته میشود.
ایران کشوری بود که خود تا قبل از انقلاب سفید ششم بهمن واردکننده اتومبیل بود و از هر گوشه جهان اتومبیلهای مختلف به بازار آن سرازیر میشد،
اکنون نه فقط نیازمندیهای داخلی خود را تامین
میکند؛
بلکه به کشورهای همسایه نیز
اتومبیل صادر مینماید.
این پیشرفت قابل توجه در سایه
پشتیبانی و حمایت بیدریغ ملت ایران از
کارخانجات صنعتی ایرانناسیونال و
تلاش و همت بلند کارگران ایرانی به
دست آمده و امید میرود که هر سال بر
تعداد صادرات پیکان افزوده شود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«..مردم قطر هم پیکان را انتخاب کردند!..»
صدور قابل توجهی اتومبیل پیکان به
«دوهه» پایتخت شیخنشین «قطر» گام
موثر دیگری است که در جهت تثبیت
صنایع ملی ما برداشته میشود.
ایران کشوری بود که خود تا قبل از انقلاب سفید ششم بهمن واردکننده اتومبیل بود و از هر گوشه جهان اتومبیلهای مختلف به بازار آن سرازیر میشد،
اکنون نه فقط نیازمندیهای داخلی خود را تامین
میکند؛
بلکه به کشورهای همسایه نیز
اتومبیل صادر مینماید.
این پیشرفت قابل توجه در سایه
پشتیبانی و حمایت بیدریغ ملت ایران از
کارخانجات صنعتی ایرانناسیونال و
تلاش و همت بلند کارگران ایرانی به
دست آمده و امید میرود که هر سال بر
تعداد صادرات پیکان افزوده شود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4😢2
Forwarded from کتابخانه جامع
تاریخ صدر اسلام از زرگری نژاد.pdf
10.5 MB
Forwarded from خلیلی #یلدا_آقافضلی✌️
سیره_پیامبر_خدا_تاریخ_سیاسی_اسلام.pdf
14.7 MB
سیره پیامبر و تاریخ سیاسی اسلام
رسول جعفریان
رسول جعفریان
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
Photo
✅تاریخ در آستانۀ دگرگونی؛ از جهان ایرانی تا جهان اسلامی
بعضی کتابها را نمیتوان صرفاً «معرفی» کرد؛ باید در برابرشان اندکی درنگ کرد، از شتابِ خواندن کاست و گذاشت که معماریِ اندیشهشان خود را آشکار کند.
The History and Culture of Iran and Central Asia: From the Pre-Islamic to the Islamic Period
از همین شمار است؛ کتابی که نه فقط روایتی از گذشته، بلکه کوششی برای بازاندیشیدن در یکی از مهمترین گذارهای تاریخ فرهنگی ایران و آسیای مرکزی است؛ گذار از جهانی به جهان دیگر، از ایرانِ پیش از اسلام به ایرانِ اسلامی، از سنتهای کهن به صورتهای نو، و از گسستِ ظاهری به استمرارِ پنهان.
این مجموعه به ویراستاری D. G. Tor و Minoru Inaba در سال ۲۰۲۲ درUniversity of Notre DamePress منتشر شده و حاصل همکاری شماری از پژوهشگران برجستۀ تاریخ، باستانشناسی، زبانشناسی، ادیان، ادبیات و فرهنگ ایران و آسیای مرکزی است.
اهمیت کتاب اما در عنوان و تعداد صفحات و فهرست بلند مقالات آن خلاصه نمیشود؛ اهمیتش در پرسشی است که در سراسر آن چون نخِ نامرئی از میان پژوهشها میگذرد: وقتی جهانی تاریخی دگرگون میشود، چه چیزی از میان میرود و چه چیزی باقی میماند؟ آیا ورود اسلام به ایران و آسیای مرکزی را باید پایان یک جهان و آغاز جهانی دیگر دانست، یا باید آن را فرایندی پیچیدهتر دید که در آن عناصر جهان پیشین، در هیئتی تازه، در زبان و فرهنگ و سیاست و حافظۀ جهان اسلامی استمرار مییابند؟ کتاب، به جای آنکه تاریخ را به دو نیمۀ ساده و متقابلِ «پیش از اسلام» و «پس از اسلام» تقسیم کند، به دنبال آن است که میان این دو جهان پل بزند و منطقِ گذار را آشکار کند.
جهان ایران و آسیای مرکزی در اواخر دوران باستان، جهانی بود بیمرز به معنای امروزی و سرشار از مرزهای فرهنگی؛ جهانی که از فلات ایران تا ماوراءالنهر و از راههای سغدی تا سرزمینهای چین امتداد داشت و در آن، شهر و کاروان، زبان و آیین، تجارت و مهاجرت، کتیبه و سکه، یکدیگر را میدیدند و بر یکدیگر اثر میگذاشتند. سغدیان در این میان تنها قومی در حاشیۀ تاریخ نبودند؛ حاملان شبکهای گسترده از ارتباطات تجاری و فرهنگی بودند که شرق و غرب جهان ایرانی را به یکدیگر پیوند میداد. کتیبههای سغدی، متون پهلوی، آثار بلخی، منابع چینی و شواهد باستانشناختی، هر یک بخشی از این جهان چندلایه را در خود نگاه داشتهاند؛ جهانی که برای شناخت آن، یک زبان کافی نیست و یک روش بسنده نیست.
از همینرو یکی از امتیازات بنیادین این مجموعه، چندصدایی علمی و روششناختی آن است. تاریخ سیاسی در کنار باستانشناسی قرار میگیرد، کتیبهشناسی در کنار زبانشناسی، سکهشناسی در کنار ادبیات، و منابع عربی و فارسی در کنار اسناد و روایتهای چینی. پژوهشگر در صفحات این کتاب با شهرهای باستانی، کتیبههای پروتو-سغدی، معابد سغدیان در چین و کتیبههای چینی ـ پهلوی مواجه میشود؛ و همین کنار هم نشستنِ شواهد گوناگون نشان میدهد که آسیای مرکزی را نمیتوان با جغرافیای سیاسی امروز فهمید. این سرزمین، بیش از آنکه حاشیهای میان چند تمدن باشد، چهارراهی تمدنی و کارگاهِ شکلگیری و انتقال فرهنگها بود.
کتاب سپس به لحظۀ دشوار و تعیینکنندۀ ورود اسلام و گسترش قدرت عربی در آسیای مرکزی نزدیک میشود؛ اما باز هم از روایتهای ساده و خطی فاصله میگیرد. فتح، در اینجا تنها حادثۀ نظامی نیست؛ آغازی است برای سلسلهای از دگرگونیهای عمیق در ساختارهای سیاسی و اقتصادی و شهری و فرهنگی. سرنوشت سغد، بلخ، پایکند و دیگر مراکز شهری و فرهنگی منطقه، نشان میدهد که اسلامیشدن نه حادثهای یکروزه، بلکه فرایندی تدریجی، ناهمگون و چندلایه بود؛ فرایندی که در آن قدرت سیاسی، اقتصاد، تجارت، مهاجرت، زبان، دین و مناسبات اجتماعی درهم تنیده شدند.
و درست در همین نقطه، یکی از بنیادیترین درسهای کتاب آشکار میشود: تاریخ با ورود امر تازه، الزاماً امر قدیم را نابود نمیکند؛ گاه آن را دگرگون میسازد، گاه در خود جذب میکند و گاه به آن معنایی تازه میبخشد. شهرها بر بقایای شهرهای پیشین بنا میشوند، زبانها واژههای زبانهای کهن را در خود نگاه میدارند، آیینها در صورتهای جدید به حیات ادامه میدهند و خاطره یک جهان، در ادبیات جهان بعدی بازتاب مییابد. از این منظر، اسلام نه تنها در برابر میراث ایران پیش از اسلام قرار نگرفت، بلکه در فرایندی تاریخی، بخشی از آن میراث را بازخوانی و بازتعریف کرد و در ساخت فرهنگی جهان اسلامی به کار گرفت.
بخش پایانی کتاب از همین منظر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا موضوع آن دیگر صرفاً گذشتن از گذشته نیست، بلکه بازساختن گذشته در حافظۀ فرهنگی جهان اسلامی است.
ادامه دارد....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بعضی کتابها را نمیتوان صرفاً «معرفی» کرد؛ باید در برابرشان اندکی درنگ کرد، از شتابِ خواندن کاست و گذاشت که معماریِ اندیشهشان خود را آشکار کند.
The History and Culture of Iran and Central Asia: From the Pre-Islamic to the Islamic Period
از همین شمار است؛ کتابی که نه فقط روایتی از گذشته، بلکه کوششی برای بازاندیشیدن در یکی از مهمترین گذارهای تاریخ فرهنگی ایران و آسیای مرکزی است؛ گذار از جهانی به جهان دیگر، از ایرانِ پیش از اسلام به ایرانِ اسلامی، از سنتهای کهن به صورتهای نو، و از گسستِ ظاهری به استمرارِ پنهان.
این مجموعه به ویراستاری D. G. Tor و Minoru Inaba در سال ۲۰۲۲ درUniversity of Notre DamePress منتشر شده و حاصل همکاری شماری از پژوهشگران برجستۀ تاریخ، باستانشناسی، زبانشناسی، ادیان، ادبیات و فرهنگ ایران و آسیای مرکزی است.
اهمیت کتاب اما در عنوان و تعداد صفحات و فهرست بلند مقالات آن خلاصه نمیشود؛ اهمیتش در پرسشی است که در سراسر آن چون نخِ نامرئی از میان پژوهشها میگذرد: وقتی جهانی تاریخی دگرگون میشود، چه چیزی از میان میرود و چه چیزی باقی میماند؟ آیا ورود اسلام به ایران و آسیای مرکزی را باید پایان یک جهان و آغاز جهانی دیگر دانست، یا باید آن را فرایندی پیچیدهتر دید که در آن عناصر جهان پیشین، در هیئتی تازه، در زبان و فرهنگ و سیاست و حافظۀ جهان اسلامی استمرار مییابند؟ کتاب، به جای آنکه تاریخ را به دو نیمۀ ساده و متقابلِ «پیش از اسلام» و «پس از اسلام» تقسیم کند، به دنبال آن است که میان این دو جهان پل بزند و منطقِ گذار را آشکار کند.
جهان ایران و آسیای مرکزی در اواخر دوران باستان، جهانی بود بیمرز به معنای امروزی و سرشار از مرزهای فرهنگی؛ جهانی که از فلات ایران تا ماوراءالنهر و از راههای سغدی تا سرزمینهای چین امتداد داشت و در آن، شهر و کاروان، زبان و آیین، تجارت و مهاجرت، کتیبه و سکه، یکدیگر را میدیدند و بر یکدیگر اثر میگذاشتند. سغدیان در این میان تنها قومی در حاشیۀ تاریخ نبودند؛ حاملان شبکهای گسترده از ارتباطات تجاری و فرهنگی بودند که شرق و غرب جهان ایرانی را به یکدیگر پیوند میداد. کتیبههای سغدی، متون پهلوی، آثار بلخی، منابع چینی و شواهد باستانشناختی، هر یک بخشی از این جهان چندلایه را در خود نگاه داشتهاند؛ جهانی که برای شناخت آن، یک زبان کافی نیست و یک روش بسنده نیست.
از همینرو یکی از امتیازات بنیادین این مجموعه، چندصدایی علمی و روششناختی آن است. تاریخ سیاسی در کنار باستانشناسی قرار میگیرد، کتیبهشناسی در کنار زبانشناسی، سکهشناسی در کنار ادبیات، و منابع عربی و فارسی در کنار اسناد و روایتهای چینی. پژوهشگر در صفحات این کتاب با شهرهای باستانی، کتیبههای پروتو-سغدی، معابد سغدیان در چین و کتیبههای چینی ـ پهلوی مواجه میشود؛ و همین کنار هم نشستنِ شواهد گوناگون نشان میدهد که آسیای مرکزی را نمیتوان با جغرافیای سیاسی امروز فهمید. این سرزمین، بیش از آنکه حاشیهای میان چند تمدن باشد، چهارراهی تمدنی و کارگاهِ شکلگیری و انتقال فرهنگها بود.
کتاب سپس به لحظۀ دشوار و تعیینکنندۀ ورود اسلام و گسترش قدرت عربی در آسیای مرکزی نزدیک میشود؛ اما باز هم از روایتهای ساده و خطی فاصله میگیرد. فتح، در اینجا تنها حادثۀ نظامی نیست؛ آغازی است برای سلسلهای از دگرگونیهای عمیق در ساختارهای سیاسی و اقتصادی و شهری و فرهنگی. سرنوشت سغد، بلخ، پایکند و دیگر مراکز شهری و فرهنگی منطقه، نشان میدهد که اسلامیشدن نه حادثهای یکروزه، بلکه فرایندی تدریجی، ناهمگون و چندلایه بود؛ فرایندی که در آن قدرت سیاسی، اقتصاد، تجارت، مهاجرت، زبان، دین و مناسبات اجتماعی درهم تنیده شدند.
و درست در همین نقطه، یکی از بنیادیترین درسهای کتاب آشکار میشود: تاریخ با ورود امر تازه، الزاماً امر قدیم را نابود نمیکند؛ گاه آن را دگرگون میسازد، گاه در خود جذب میکند و گاه به آن معنایی تازه میبخشد. شهرها بر بقایای شهرهای پیشین بنا میشوند، زبانها واژههای زبانهای کهن را در خود نگاه میدارند، آیینها در صورتهای جدید به حیات ادامه میدهند و خاطره یک جهان، در ادبیات جهان بعدی بازتاب مییابد. از این منظر، اسلام نه تنها در برابر میراث ایران پیش از اسلام قرار نگرفت، بلکه در فرایندی تاریخی، بخشی از آن میراث را بازخوانی و بازتعریف کرد و در ساخت فرهنگی جهان اسلامی به کار گرفت.
بخش پایانی کتاب از همین منظر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا موضوع آن دیگر صرفاً گذشتن از گذشته نیست، بلکه بازساختن گذشته در حافظۀ فرهنگی جهان اسلامی است.
ادامه دارد....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍4
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅تاریخ در آستانۀ دگرگونی؛ از جهان ایرانی تا جهان اسلامی بعضی کتابها را نمیتوان صرفاً «معرفی» کرد؛ باید در برابرشان اندکی درنگ کرد، از شتابِ خواندن کاست و گذاشت که معماریِ اندیشهشان خود را آشکار کند. The History and Culture of Iran and Central Asia: From…
☝️☝️☝️
✅تمدن، رسوبِ قرنهاست؛ لایه بر لایه مینشیند، دگرگون میشود، رنگ عوض میکند، اما ردّ خویش را در لایههای بعدی باقی میگذارد..
بخش پایانی کتاب از همین منظر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا موضوع آن دیگر صرفاً گذشتن از گذشته نیست، بلکه بازساختن گذشته در حافظۀ فرهنگی جهان اسلامی است. پژوهشهایی که به میراث ایران پیش از اسلام در آثار ثعالبی، انعکاس این میراث در شعر فارسی نخستین سدههای اسلامی و مناسبات قراخانیان با جهان ترک، اسلامی، چینی و تبتی میپردازند، نشان میدهند که گذشته پس از پایان تاریخی خود نیز به حیات ادامه میدهد؛ اما نه به صورت یک شیء موزهای، بلکه همچون مادۀ خامِ هویت، تخیل و فرهنگ. گذشته گاه در قالب تاریخ ظاهر میشود، گاه در شعر، گاه در افسانه، گاه در نسبنامه و گاه در تصویر یک پادشاه و پهلوان؛ و بدینسان، آنچه زمانی واقعیت تاریخی بوده، به حافظۀ فرهنگی تبدیل میشود و آنچه حافظه شده، دوباره در ساختن هویت تاریخی نقش مییابد.
از این منظر، The History and Culture of Iran and Central Asia بیش از آنکه کتابی درباره «پایان ایران باستان» باشد، کتابی است درباره تداوم ایران در هیئتهای تازه؛ درباره آن رشتههای باریک اما استواری که از جهان پیش از اسلام به جهان اسلامی کشیده شد و در زبان فارسی، در روایتهای تاریخی، در جغرافیای شهرها، در مناسبات فرهنگی و در حافظۀ ادبی دوام آورد. کتاب به ما یادآوری میکند که تمدنها چنان که گاه در روایتهای سیاسی تصور میکنیم، با یک ضربۀ شمشیر فرو نمیریزند و با یک فرمان حکومتی از نو ساخته نمیشوند؛ تمدن، رسوبِ قرنهاست؛ لایه بر لایه مینشیند، دگرگون میشود، رنگ عوض میکند، اما ردّ خویش را در لایههای بعدی باقی میگذارد.
شاید بتوان تصویر روی جلد کتاب را نیز از همین منظر خواند: دشتی گسترده، دو پیکر خاموش که گویی از دور به گذشته مینگرند، بنایی که از زمین سر برآورده و کوهستانی که در دوردست، در میان مه و ابر، محو میشود. تصویر، بیآنکه چیزی بگوید، پرسش اصلی کتاب را پیش روی ما میگذارد: از آنچه گذشته است، چه باقی میماند؟ پاسخ این کتاب، پاسخ سادهای نیست. باقیمانده تاریخ همیشه در سنگ و کتیبه و ویرانه نیست؛ گاه در یک واژه است، گاه در یک روایت، گاه در یک شعر، گاه در شکل یک شهر و گاه در حافظۀ مردمی که قرنها بعد، هنوز جهانِ از دسترفتهای را به زبان خویش بازمیخوانند.
از همین رو، این اثر را میتوان یکی از مطالعات قابلتوجه دربارۀ جهان ایرانیِ آسیای مرکزی و فرایند گذار آن به جهان اسلامی دانست؛ کتابی که تاریخ را نه خطی مستقیم از «آغاز» به «پایان»، بلکه شبکهای از تداومها، گسستها، بازخوانیها و دگرگونیها میبیند. در چنین نگاهی، ایران و آسیای مرکزی دیگر سرزمینی میان دو جهان نیستند؛ خود، یکی از کانونهای ساختن آن دو جهاناند.
شاید ارزش نهایی این کتاب نیز در همین باشد: به ما میآموزد که تاریخ را نباید تنها در آنچه فرو ریخته است جستوجو کرد؛ باید آن را در آنچه پس از فرو ریختن، همچنان بر جای مانده است خواند. زیرا گذشته نمیمیرد؛ صورت عوض میکند. جهانها پایان نمییابند؛ در جهانهای بعدی ادامه مییابند. و تمدن، پیش از آنکه از میان برود، خود را در زبان، شهر، کتاب، شعر و حافظۀ آیندگان پنهان میکند.
The History and Culture of Iran and Central Asia: From the Pre-Islamic to the Islamic Period
به ویراستاری D. G. Tor و Minoru Inaba، منتشرشده در سال ۲۰۲۲ توسط University of Notre Dame Press؛ مجموعهای پژوهشی درباره تاریخ و فرهنگ ایران و آسیای مرکزی از اواخر دوران باستان تا شکلگیری جهان اسلامی؛ کتابی برای آنان که میخواهند نه فقط تاریخِ تغییر، که تاریخِ تداوم در دل تغییر را بخوانند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅تمدن، رسوبِ قرنهاست؛ لایه بر لایه مینشیند، دگرگون میشود، رنگ عوض میکند، اما ردّ خویش را در لایههای بعدی باقی میگذارد..
بخش پایانی کتاب از همین منظر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا موضوع آن دیگر صرفاً گذشتن از گذشته نیست، بلکه بازساختن گذشته در حافظۀ فرهنگی جهان اسلامی است. پژوهشهایی که به میراث ایران پیش از اسلام در آثار ثعالبی، انعکاس این میراث در شعر فارسی نخستین سدههای اسلامی و مناسبات قراخانیان با جهان ترک، اسلامی، چینی و تبتی میپردازند، نشان میدهند که گذشته پس از پایان تاریخی خود نیز به حیات ادامه میدهد؛ اما نه به صورت یک شیء موزهای، بلکه همچون مادۀ خامِ هویت، تخیل و فرهنگ. گذشته گاه در قالب تاریخ ظاهر میشود، گاه در شعر، گاه در افسانه، گاه در نسبنامه و گاه در تصویر یک پادشاه و پهلوان؛ و بدینسان، آنچه زمانی واقعیت تاریخی بوده، به حافظۀ فرهنگی تبدیل میشود و آنچه حافظه شده، دوباره در ساختن هویت تاریخی نقش مییابد.
از این منظر، The History and Culture of Iran and Central Asia بیش از آنکه کتابی درباره «پایان ایران باستان» باشد، کتابی است درباره تداوم ایران در هیئتهای تازه؛ درباره آن رشتههای باریک اما استواری که از جهان پیش از اسلام به جهان اسلامی کشیده شد و در زبان فارسی، در روایتهای تاریخی، در جغرافیای شهرها، در مناسبات فرهنگی و در حافظۀ ادبی دوام آورد. کتاب به ما یادآوری میکند که تمدنها چنان که گاه در روایتهای سیاسی تصور میکنیم، با یک ضربۀ شمشیر فرو نمیریزند و با یک فرمان حکومتی از نو ساخته نمیشوند؛ تمدن، رسوبِ قرنهاست؛ لایه بر لایه مینشیند، دگرگون میشود، رنگ عوض میکند، اما ردّ خویش را در لایههای بعدی باقی میگذارد.
شاید بتوان تصویر روی جلد کتاب را نیز از همین منظر خواند: دشتی گسترده، دو پیکر خاموش که گویی از دور به گذشته مینگرند، بنایی که از زمین سر برآورده و کوهستانی که در دوردست، در میان مه و ابر، محو میشود. تصویر، بیآنکه چیزی بگوید، پرسش اصلی کتاب را پیش روی ما میگذارد: از آنچه گذشته است، چه باقی میماند؟ پاسخ این کتاب، پاسخ سادهای نیست. باقیمانده تاریخ همیشه در سنگ و کتیبه و ویرانه نیست؛ گاه در یک واژه است، گاه در یک روایت، گاه در یک شعر، گاه در شکل یک شهر و گاه در حافظۀ مردمی که قرنها بعد، هنوز جهانِ از دسترفتهای را به زبان خویش بازمیخوانند.
از همین رو، این اثر را میتوان یکی از مطالعات قابلتوجه دربارۀ جهان ایرانیِ آسیای مرکزی و فرایند گذار آن به جهان اسلامی دانست؛ کتابی که تاریخ را نه خطی مستقیم از «آغاز» به «پایان»، بلکه شبکهای از تداومها، گسستها، بازخوانیها و دگرگونیها میبیند. در چنین نگاهی، ایران و آسیای مرکزی دیگر سرزمینی میان دو جهان نیستند؛ خود، یکی از کانونهای ساختن آن دو جهاناند.
شاید ارزش نهایی این کتاب نیز در همین باشد: به ما میآموزد که تاریخ را نباید تنها در آنچه فرو ریخته است جستوجو کرد؛ باید آن را در آنچه پس از فرو ریختن، همچنان بر جای مانده است خواند. زیرا گذشته نمیمیرد؛ صورت عوض میکند. جهانها پایان نمییابند؛ در جهانهای بعدی ادامه مییابند. و تمدن، پیش از آنکه از میان برود، خود را در زبان، شهر، کتاب، شعر و حافظۀ آیندگان پنهان میکند.
The History and Culture of Iran and Central Asia: From the Pre-Islamic to the Islamic Period
به ویراستاری D. G. Tor و Minoru Inaba، منتشرشده در سال ۲۰۲۲ توسط University of Notre Dame Press؛ مجموعهای پژوهشی درباره تاریخ و فرهنگ ایران و آسیای مرکزی از اواخر دوران باستان تا شکلگیری جهان اسلامی؛ کتابی برای آنان که میخواهند نه فقط تاریخِ تغییر، که تاریخِ تداوم در دل تغییر را بخوانند.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅توصیف ناصرالدین شاه از مفهوم «آزادی» هنگام بازدید از فرانسه:
«راه میرفتند، مینشستند آزادی بود. یکی ایستاده بود ک*ونش را به امپراطور کرده بود سیگار میکشید. یکی نشسته بود و ک*ونش به امپراطور و سیگار میکشید. یکی ک*ونش را به ما کرده بود. هر کدام حالت آزادی داشتند!»
روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«راه میرفتند، مینشستند آزادی بود. یکی ایستاده بود ک*ونش را به امپراطور کرده بود سیگار میکشید. یکی نشسته بود و ک*ونش به امپراطور و سیگار میکشید. یکی ک*ونش را به ما کرده بود. هر کدام حالت آزادی داشتند!»
روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢4👍2👏1
✅معجزه رود هان!!!
🔹مسیر و سرنوشت متفاوت دو سرزمین...
1⃣ *ژاپن با دو کره چه کرد که اسمش را گذاشتند «دشمن شماره یک»؟.*
*طی ۳۵ سال استعمار؛ ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را بردند کار اجباری ۲۰۰ هزار دختر و زن را با میانگین سنی ۱۴ سال به روسپی خانههای ارتش ژاپن فرستادند ۸۰ درصد برنج مردم کره را غارت کردند طوری که مردم مجبور بودند پوست درخت بخورند ۷۵۰۰ نفر را در یک روز قتلعام کردند ۱۰۰ هزار نفر در قحطیهای ساختگی جان دادند ۷۰ درصد معادن و ۲۱۰ هزار هکتار بهترین زمینها را مصادره کردند.*
این یعنی یک ملت و ۳۵ سال تحمل غارت، تحقیر و گرسنگی. حالا برویم سراغ اصل ماجرا.
2⃣ سال ۱۹۶۵، تازه ۲۰ سال از آزادی کره میگذشت. مردم هنوز بوی باروت و خون استعمار را از یاد نبرده بودند. کره جنوبی آنقدر فقیر بود که سازمان ملل به کفایتِ کمکهایش شک میکرد. در چنین فضایی، پارک چونگهی رئیسجمهور وقت کره جنوبی تصمیمی گرفت که تمام دنیا را متحیر کرد: «دست دادن با همان ژاپنِ جنایتکار.»
او در سخنرانی ۲۳ ژوئن ۱۹۶۵ با چشمانی پر از اشک اما قلبی محکم گفت: «ما دههها با خشم و کینه نسبت به ژاپنیها زندگی کردهایم ... اما برای امروز و فردایمان باید با آنها دست بدهیم. مگر این مسیری نیست که کشورمان برای شکوفایی خود باید طی کند؟»
3⃣ بخشی از مردم کره به خیابانها ریختند. او را «خائن»، «عامل ژاپن» و «فروشنده کشور» سازشکار نامیدند. دانشجوها شعار میدادند، اساتید دانشگاه بیانیه میدادند، احزاب مخالف از هر دری وارد شدند. اما پارک ایستاد. او میدانست اگر در باتلاق کینه بماند، نسل بعدی کشورش نیز همان گرسنگی و فقر را خواهد چشید.
4⃣ نتیجه چه شد؟ ژاپن ۸۰۰ میلیون دلار به کره جنوبی داد؛ ۳۰۰ میلیون بلاعوض و ۵۰۰ میلیون وام کمبهره. این رقم ۲.۳ برابر بودجه ملی کره جنوبی در آن زمان بود. با همان پول، فولاد پوهانگ ساخته شد که امروز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد جهان است. بزرگراه سئول به بوسان ساخته شد که رگ حیاتی اقتصاد شد. ژاپن تا امروز ۵۶ میلیارد دلار در کره جنوبی سرمایهگذاری کرده و حجم تجارت دو کشور از ۲۲۰ میلیون دلار در ۱۹۶۵ به ۷۷۲ میلیارد دلار رسیده؛ یعنی ۳۵۰ برابر رشد.
5⃣ کره جنوبی از فقیرترین کشورهای جهان در ۱۹۶۰ به عضویت باشگاه کشورهای پیشرفته درآمد. اسم این معجزه را گذاشتند «معجزه رود هان». اما در همین زمان، کره شمالی راه مخالف را رفت: قهر، سرسختی، انزوا. گفتند ما با دشمن دست نمیدهیم، غیرت ما اجازه نمیدهد. نتیجه چه شد؟ تحریمهای فلجکننده، وابستگی ۹۵ درصدی به چین، محرومیت از سرمایه و تکنولوژی ژاپن، قحطیهای وحشتناک در دهه ۹۰ که صدها هزار نفر گرسنه مردند.
6⃣ امروز اقتصاد کره جنوبی ۷۰ برابر کره شمالی است. سرانه درآمد مردم جنوب ۵۸ برابر مردم شمال است. یعنی یک کرهای جنوبی در یک ماه به اندازه یک کرهای شمالی در پنج سال درآمد دارد. برجهای سئول از دور به پیونگیانگ نگاه میکنند؛ شهری که هنوز برق پایدار ندارد.
7⃣ *پارک چونگهی با دشمن دست داد اما خط قرمزهایش را فراموش نکرد. نه به کشور و مردمش خیانت کرد، نه تسلیم شد*.
او با پنبه سر برید؛ به دشمن ضربه زد بدون اینکه کشورش را به جنگ داخلی بکشاند. کره شمالی اما با سرسختی بیمحاسبه، مردمش را قربانی سختیهای فراوان کرد. نتیجه؟ فقری که تا نسلها گریبانگیر آن هاست..
*عبرت از تاریخ، آزادمان میکند.*
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مسیر و سرنوشت متفاوت دو سرزمین...
1⃣ *ژاپن با دو کره چه کرد که اسمش را گذاشتند «دشمن شماره یک»؟.*
*طی ۳۵ سال استعمار؛ ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را بردند کار اجباری ۲۰۰ هزار دختر و زن را با میانگین سنی ۱۴ سال به روسپی خانههای ارتش ژاپن فرستادند ۸۰ درصد برنج مردم کره را غارت کردند طوری که مردم مجبور بودند پوست درخت بخورند ۷۵۰۰ نفر را در یک روز قتلعام کردند ۱۰۰ هزار نفر در قحطیهای ساختگی جان دادند ۷۰ درصد معادن و ۲۱۰ هزار هکتار بهترین زمینها را مصادره کردند.*
این یعنی یک ملت و ۳۵ سال تحمل غارت، تحقیر و گرسنگی. حالا برویم سراغ اصل ماجرا.
2⃣ سال ۱۹۶۵، تازه ۲۰ سال از آزادی کره میگذشت. مردم هنوز بوی باروت و خون استعمار را از یاد نبرده بودند. کره جنوبی آنقدر فقیر بود که سازمان ملل به کفایتِ کمکهایش شک میکرد. در چنین فضایی، پارک چونگهی رئیسجمهور وقت کره جنوبی تصمیمی گرفت که تمام دنیا را متحیر کرد: «دست دادن با همان ژاپنِ جنایتکار.»
او در سخنرانی ۲۳ ژوئن ۱۹۶۵ با چشمانی پر از اشک اما قلبی محکم گفت: «ما دههها با خشم و کینه نسبت به ژاپنیها زندگی کردهایم ... اما برای امروز و فردایمان باید با آنها دست بدهیم. مگر این مسیری نیست که کشورمان برای شکوفایی خود باید طی کند؟»
3⃣ بخشی از مردم کره به خیابانها ریختند. او را «خائن»، «عامل ژاپن» و «فروشنده کشور» سازشکار نامیدند. دانشجوها شعار میدادند، اساتید دانشگاه بیانیه میدادند، احزاب مخالف از هر دری وارد شدند. اما پارک ایستاد. او میدانست اگر در باتلاق کینه بماند، نسل بعدی کشورش نیز همان گرسنگی و فقر را خواهد چشید.
4⃣ نتیجه چه شد؟ ژاپن ۸۰۰ میلیون دلار به کره جنوبی داد؛ ۳۰۰ میلیون بلاعوض و ۵۰۰ میلیون وام کمبهره. این رقم ۲.۳ برابر بودجه ملی کره جنوبی در آن زمان بود. با همان پول، فولاد پوهانگ ساخته شد که امروز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد جهان است. بزرگراه سئول به بوسان ساخته شد که رگ حیاتی اقتصاد شد. ژاپن تا امروز ۵۶ میلیارد دلار در کره جنوبی سرمایهگذاری کرده و حجم تجارت دو کشور از ۲۲۰ میلیون دلار در ۱۹۶۵ به ۷۷۲ میلیارد دلار رسیده؛ یعنی ۳۵۰ برابر رشد.
5⃣ کره جنوبی از فقیرترین کشورهای جهان در ۱۹۶۰ به عضویت باشگاه کشورهای پیشرفته درآمد. اسم این معجزه را گذاشتند «معجزه رود هان». اما در همین زمان، کره شمالی راه مخالف را رفت: قهر، سرسختی، انزوا. گفتند ما با دشمن دست نمیدهیم، غیرت ما اجازه نمیدهد. نتیجه چه شد؟ تحریمهای فلجکننده، وابستگی ۹۵ درصدی به چین، محرومیت از سرمایه و تکنولوژی ژاپن، قحطیهای وحشتناک در دهه ۹۰ که صدها هزار نفر گرسنه مردند.
6⃣ امروز اقتصاد کره جنوبی ۷۰ برابر کره شمالی است. سرانه درآمد مردم جنوب ۵۸ برابر مردم شمال است. یعنی یک کرهای جنوبی در یک ماه به اندازه یک کرهای شمالی در پنج سال درآمد دارد. برجهای سئول از دور به پیونگیانگ نگاه میکنند؛ شهری که هنوز برق پایدار ندارد.
7⃣ *پارک چونگهی با دشمن دست داد اما خط قرمزهایش را فراموش نکرد. نه به کشور و مردمش خیانت کرد، نه تسلیم شد*.
او با پنبه سر برید؛ به دشمن ضربه زد بدون اینکه کشورش را به جنگ داخلی بکشاند. کره شمالی اما با سرسختی بیمحاسبه، مردمش را قربانی سختیهای فراوان کرد. نتیجه؟ فقری که تا نسلها گریبانگیر آن هاست..
*عبرت از تاریخ، آزادمان میکند.*
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5❤1
✅شغل های اصلی 10 دیکتاتور مشهور جهان
جهان تعداد زیادی رهبر دیکتاتور به خود دیده که زندگی مردم کشورهای خود و یا دیگر کشورها را تباه کرده اند.
جالب اینکه بسیاری از این دیکتاتورها ، قبل از رسیدن به قدرت، مشاغل آبرومندی داشتند اما وسوسه و طمع آنها برای گسترش تسلط بر مردم، باعث شده به سمت دیکتاتوری حرکت کنند.
در این تصویر مشاغل تعدادی از دیکتاتورهای مشهور جهان را مشاهده می کنید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جهان تعداد زیادی رهبر دیکتاتور به خود دیده که زندگی مردم کشورهای خود و یا دیگر کشورها را تباه کرده اند.
جالب اینکه بسیاری از این دیکتاتورها ، قبل از رسیدن به قدرت، مشاغل آبرومندی داشتند اما وسوسه و طمع آنها برای گسترش تسلط بر مردم، باعث شده به سمت دیکتاتوری حرکت کنند.
در این تصویر مشاغل تعدادی از دیکتاتورهای مشهور جهان را مشاهده می کنید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3❤1👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅شما در حال تماشای اولین معبد جهان هستید!
🔹بعد از گذشت هزاره ها، هنوز هم می توان راز و نیاز مردمان پیشا آریایی را در این معبد مرموز و شگفت انگیز، شنید.
🔹چغازنبیل در شوش، از اهرام مصر هم قدیمی تر، اما هیچوقت آنقدر مشهور نبوده...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹بعد از گذشت هزاره ها، هنوز هم می توان راز و نیاز مردمان پیشا آریایی را در این معبد مرموز و شگفت انگیز، شنید.
🔹چغازنبیل در شوش، از اهرام مصر هم قدیمی تر، اما هیچوقت آنقدر مشهور نبوده...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
SoundscapesofEranshahr.wav
85 MB
✅اگر میتوانستیم به یک شهر ساسانی گوش بدهیم، چه میشنیدیم؟
🎧 این فایل، یک بازسازی صوتی از ریواردشیر، شهر ساسانیِ واقع در جنوب ایران است که دومیزیانا روسی برای مقالۀ Soundscapes of Eranshahr ساخته است.
صداهایی که میشنوید ضبط واقعی از دوران ساسانی نیستند؛ بلکه پژوهشگر با استفاده از شواهد تاریخی، باستانشناختی و محیطی تلاش کرده تصویری از فضای شنیداری این شهر بسازد.
جالبترین بخش فایل، گفتوگوهای میان آدمها باشد. در میان صداهای بازار، بندر و فضای شهری، مکالمههایی درباره خرید و فروش اسب، قیمت کالاها، پارچه، میوه و ادویه، تجارت مروارید و کالاهای وارداتی شنیده میشود. همچنین گفتوگوهایی کوتاه درباره بیماری، آب، غذا و زندگی روزمره در شهر وجود دارد.
🗣 این مکالمات به زبانهای مختلفی از جمله فارسی میانه (پهلوی)، سریانی، ارمنی و یونانی بازسازی شدهاند تا چندزبانه بودن فضای شهری و تجاری ریواردشیر را به شنونده منتقل کنند.
📌 به صداها که در پسزمینه شنیده میشوند دقت کنید. در پیام بعدی درباره این مقاله و اینکه پژوهشگر دقیقاً چگونه از شواهد تاریخی به این صداها رسیده است، بیشتر میخوانیم.
@Dirooz_history
@tarbd
🎧 این فایل، یک بازسازی صوتی از ریواردشیر، شهر ساسانیِ واقع در جنوب ایران است که دومیزیانا روسی برای مقالۀ Soundscapes of Eranshahr ساخته است.
صداهایی که میشنوید ضبط واقعی از دوران ساسانی نیستند؛ بلکه پژوهشگر با استفاده از شواهد تاریخی، باستانشناختی و محیطی تلاش کرده تصویری از فضای شنیداری این شهر بسازد.
جالبترین بخش فایل، گفتوگوهای میان آدمها باشد. در میان صداهای بازار، بندر و فضای شهری، مکالمههایی درباره خرید و فروش اسب، قیمت کالاها، پارچه، میوه و ادویه، تجارت مروارید و کالاهای وارداتی شنیده میشود. همچنین گفتوگوهایی کوتاه درباره بیماری، آب، غذا و زندگی روزمره در شهر وجود دارد.
🗣 این مکالمات به زبانهای مختلفی از جمله فارسی میانه (پهلوی)، سریانی، ارمنی و یونانی بازسازی شدهاند تا چندزبانه بودن فضای شهری و تجاری ریواردشیر را به شنونده منتقل کنند.
📌 به صداها که در پسزمینه شنیده میشوند دقت کنید. در پیام بعدی درباره این مقاله و اینکه پژوهشگر دقیقاً چگونه از شواهد تاریخی به این صداها رسیده است، بیشتر میخوانیم.
@Dirooz_history
@tarbd
👏2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
SoundscapesofEranshahr.wav
✅اگر میتوانستیم یک شهر ساسانی را بشنویم، چه میشنیدیم؟
صدای بازار، حیوانات، پیشهوران، بندر و مردمانی که قرنهاست خاموش شدهاند؛ آیا میتوان این صداهای ازدسترفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟
✍ تحریریۀ تاریخ دیروز
📃 مقالۀ «چشماندازهای صوتی ایرانشهر» نوشتۀ دومیزیانا روسی، منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجلۀ العصور الوسطی، به همین پرسش میپردازد و تلاش میکند محیط صوتی شهر ساسانی ریواردشیر را بازسازی کند.
◽️مسئلۀ اصلی این است که صدا برخلاف بناها، اشیا و متون، معمولاً از گذشته باقی نمیماند. منابع تاریخی ممکن است از بازار، بندر، کارگاه یا زندگی شهری سخن بگویند، اما کمتر میتوان فهمید این فضاها چگونه شنیده میشدهاند. نویسنده برای پر کردن این خلأ، دادههای مربوط به صدا را از منابع تاریخی استخراج کرده و آنها را با شواهد باستانشناختی، محیطی و اطلاعات مربوط به جغرافیا و زندگی شهری ترکیب کرده است.
🗒روند کار را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد:
- ابتدا شناسایی صداها؛ یعنی بررسی اینکه بر اساس شواهد، چه صداهایی احتمالاً در شهر وجود داشتهاند.
- سپس تهیه نمونههای صوتی از کتابخانههای افکت و بازسازی یا ضبط برخی صداها.
- در مرحله سوم، فایلها در نرمافزار Pro Tools کنار هم قرار گرفتهاند و با تنظیم بلندی، جایگاه چپ و راست، پژواک و انعکاس، تلاش شده فضایی شبیه یک محیط واقعی ساخته شود. نتیجه، یک مدل صوتی از زندگی روزمره در ریواردشیر است، نه ادعای بازتولید دقیق صدای واقعی آن شهر.
همین نکته، اهمیت روششناختی مقاله را نشان میدهد. این پژوهشگر فقط نمیپرسد «در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»، بلکه میپرسد «مردم گذشته چه چیزی را تجربه میکردند و چه میشنیدند؟». چنین پرسشی توجه را به گروهها و فعالیتهایی نیز جلب میکند که در منابع مکتوب کمتر دیده میشوند؛ از مردم عادی و کارگران گرفته تا زنان، کودکان، حیوانات و فعالیتهای روزمره شهری.
◽️مهمترین دستاورد مقاله، خود فایل صوتی نیست؛ بلکه تبدیل خلأ منابع به پرسش پژوهشی است. وقتی پژوهشگر میخواهد صدای یک شهر را بازسازی کند، ناچار میشود درباره گروهها و فعالیتهایی تحقیق کند که در منابع کمتر دیده میشوند. از این نظر، چشمانداز صوتی میتواند حضور گروههایی مانند زنان، کودکان، کارگران و مردم عادی را در روایت تاریخی آشکارتر کند. این روش همچنین مفهوم «منبع تاریخی» را گستردهتر میکند. دادههای محیطی، جانورشناختی، معماری، جغرافیایی و زبانشناختی میتوانند در کنار متون تاریخی قرار بگیرند. در نتیجه، تاریخ فقط بازسازی رویدادها نیست؛ بلکه میتواند به مطالعه تجربه زیسته انسانها در گذشته نیز بپردازد.
در عین حال، این روش محدودیت مهمی دارد: صداهای بازسازیشده سند تاریخی نیستند. هرجا داده مستقیم وجود ندارد، پژوهشگر ناچار به استنباط و فرضیهپردازی است. بنابراین ارزش کار نه در اینکه بگوید «این دقیقاً صدای ریواردشیر بوده»، بلکه در این است که نشان دهد بر اساس شواهد موجود، چه محیط صوتیای میتوانسته وجود داشته باشد و کدام بخشهای این بازسازی قطعی، محتمل یا فرضیاند.
◽️این رویکرد در امتداد پژوهشهای گستردهتری درباره صدا و تجربه حسی گذشته قرار میگیرد؛ از جمله کارهای کایسا لوند و روپرت تیل. در سالهای اخیر نیز کتاب «کاوش در صداها و مکانهای باستانی» و «مجله باستانشناسی موسیقی» به گسترش این حوزه کمک کردهاند.
◽️اهمیت این روش برای تاریخپژوهی در نهایت به خود فایل صوتی محدود نمیشود. این رویکرد میتواند دامنه منابع و پرسشهای تاریخی را گسترش دهد و تاریخ را از بازسازی صرفِ رویدادها به مطالعه تجربه زیسته انسانها نزدیکتر کند. اگر بتوان گذشته را از طریق صدا مطالعه کرد، میتوان پرسشهای مشابهی را درباره بو، مزه، لمس، نور و دیگر جنبههای زندگی حسی انسانهای گذشته نیز مطرح کرد.
📎فایل صوتی بازسازیشدهای که خود مقاله بهعنوان ضمیمه ارائه کرده، در پیام قبلی همین پست قرار داده شده است. میتوانید آن را بشنوید و نمونهای از چشمانداز صوتی بازسازیشده ریواردشیر را تجربه کنید.
@Dirooz_history
#تاریخ_ایران
#تاریخ_صوتی
#چشمانداز_صوتی
#باستانشناسی_صدا
#تاریخ_دیجیتال
#علوم_انسانی_دیجیتال
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای بازار، حیوانات، پیشهوران، بندر و مردمانی که قرنهاست خاموش شدهاند؛ آیا میتوان این صداهای ازدسترفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟
✍ تحریریۀ تاریخ دیروز
📃 مقالۀ «چشماندازهای صوتی ایرانشهر» نوشتۀ دومیزیانا روسی، منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجلۀ العصور الوسطی، به همین پرسش میپردازد و تلاش میکند محیط صوتی شهر ساسانی ریواردشیر را بازسازی کند.
◽️مسئلۀ اصلی این است که صدا برخلاف بناها، اشیا و متون، معمولاً از گذشته باقی نمیماند. منابع تاریخی ممکن است از بازار، بندر، کارگاه یا زندگی شهری سخن بگویند، اما کمتر میتوان فهمید این فضاها چگونه شنیده میشدهاند. نویسنده برای پر کردن این خلأ، دادههای مربوط به صدا را از منابع تاریخی استخراج کرده و آنها را با شواهد باستانشناختی، محیطی و اطلاعات مربوط به جغرافیا و زندگی شهری ترکیب کرده است.
🗒روند کار را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد:
- ابتدا شناسایی صداها؛ یعنی بررسی اینکه بر اساس شواهد، چه صداهایی احتمالاً در شهر وجود داشتهاند.
- سپس تهیه نمونههای صوتی از کتابخانههای افکت و بازسازی یا ضبط برخی صداها.
- در مرحله سوم، فایلها در نرمافزار Pro Tools کنار هم قرار گرفتهاند و با تنظیم بلندی، جایگاه چپ و راست، پژواک و انعکاس، تلاش شده فضایی شبیه یک محیط واقعی ساخته شود. نتیجه، یک مدل صوتی از زندگی روزمره در ریواردشیر است، نه ادعای بازتولید دقیق صدای واقعی آن شهر.
همین نکته، اهمیت روششناختی مقاله را نشان میدهد. این پژوهشگر فقط نمیپرسد «در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»، بلکه میپرسد «مردم گذشته چه چیزی را تجربه میکردند و چه میشنیدند؟». چنین پرسشی توجه را به گروهها و فعالیتهایی نیز جلب میکند که در منابع مکتوب کمتر دیده میشوند؛ از مردم عادی و کارگران گرفته تا زنان، کودکان، حیوانات و فعالیتهای روزمره شهری.
◽️مهمترین دستاورد مقاله، خود فایل صوتی نیست؛ بلکه تبدیل خلأ منابع به پرسش پژوهشی است. وقتی پژوهشگر میخواهد صدای یک شهر را بازسازی کند، ناچار میشود درباره گروهها و فعالیتهایی تحقیق کند که در منابع کمتر دیده میشوند. از این نظر، چشمانداز صوتی میتواند حضور گروههایی مانند زنان، کودکان، کارگران و مردم عادی را در روایت تاریخی آشکارتر کند. این روش همچنین مفهوم «منبع تاریخی» را گستردهتر میکند. دادههای محیطی، جانورشناختی، معماری، جغرافیایی و زبانشناختی میتوانند در کنار متون تاریخی قرار بگیرند. در نتیجه، تاریخ فقط بازسازی رویدادها نیست؛ بلکه میتواند به مطالعه تجربه زیسته انسانها در گذشته نیز بپردازد.
در عین حال، این روش محدودیت مهمی دارد: صداهای بازسازیشده سند تاریخی نیستند. هرجا داده مستقیم وجود ندارد، پژوهشگر ناچار به استنباط و فرضیهپردازی است. بنابراین ارزش کار نه در اینکه بگوید «این دقیقاً صدای ریواردشیر بوده»، بلکه در این است که نشان دهد بر اساس شواهد موجود، چه محیط صوتیای میتوانسته وجود داشته باشد و کدام بخشهای این بازسازی قطعی، محتمل یا فرضیاند.
◽️این رویکرد در امتداد پژوهشهای گستردهتری درباره صدا و تجربه حسی گذشته قرار میگیرد؛ از جمله کارهای کایسا لوند و روپرت تیل. در سالهای اخیر نیز کتاب «کاوش در صداها و مکانهای باستانی» و «مجله باستانشناسی موسیقی» به گسترش این حوزه کمک کردهاند.
◽️اهمیت این روش برای تاریخپژوهی در نهایت به خود فایل صوتی محدود نمیشود. این رویکرد میتواند دامنه منابع و پرسشهای تاریخی را گسترش دهد و تاریخ را از بازسازی صرفِ رویدادها به مطالعه تجربه زیسته انسانها نزدیکتر کند. اگر بتوان گذشته را از طریق صدا مطالعه کرد، میتوان پرسشهای مشابهی را درباره بو، مزه، لمس، نور و دیگر جنبههای زندگی حسی انسانهای گذشته نیز مطرح کرد.
📎فایل صوتی بازسازیشدهای که خود مقاله بهعنوان ضمیمه ارائه کرده، در پیام قبلی همین پست قرار داده شده است. میتوانید آن را بشنوید و نمونهای از چشمانداز صوتی بازسازیشده ریواردشیر را تجربه کنید.
@Dirooz_history
#تاریخ_ایران
#تاریخ_صوتی
#چشمانداز_صوتی
#باستانشناسی_صدا
#تاریخ_دیجیتال
#علوم_انسانی_دیجیتال
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
VID-20250111-WA0000.mp4
3.4 MB
🌲🌲🌲
سحر، کرشمهٔ صبحم بشارتی خوش داد که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند.
پگاه تون به طعم عشق و تنور دلتون همیشه گرم و روشن باد.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سحر، کرشمهٔ صبحم بشارتی خوش داد که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند.
پگاه تون به طعم عشق و تنور دلتون همیشه گرم و روشن باد.
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1