صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.66K subscribers
4.42K photos
1.89K videos
809 files
4.55K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
1_29082081232.pdf
200.1 KB
فهرست مطالب و مقدمه مترجم سفرنامه لرش...
اثری ارزشمند درباره ظهور و سقوط نادرشاه

@tarbd
✅توصیف ناصرالدین‌ شاه از مفهوم «آزادی» هنگام بازدید از فرانسه:

«راه می‌رفتند، می‌نشستند آزادی بود. یکی ایستاده بود ک*ونش را به امپراطور کرده بود سیگار می‌کشید. یکی نشسته بود و ک*ونش به امپراطور و سیگار می‌کشید. یکی ک*ونش را به ما کرده بود. هر کدام حالت آزادی داشتند!»
روزنامه خاطرات ناصرالدين شاه


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢4👍2👏1
✅صبح و آغاز هفته تان به شادی و نیکی...

@tarbd
❤3
✅معجزه رود هان!!!
🔹مسیر و سرنوشت متفاوت دو سرزمین...

1⃣ *ژاپن با دو کره چه کرد که اسمش را گذاشتند «دشمن شماره یک»؟.*

*طی ۳۵ سال استعمار؛ ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را بردند کار اجباری ۲۰۰ هزار دختر و زن را با میانگین سنی ۱۴ سال به روسپی‌ خانه‌های ارتش ژاپن فرستادند ۸۰ درصد برنج مردم کره را غارت کردند طوری که مردم مجبور بودند پوست درخت بخورند ۷۵۰۰ نفر را در یک روز قتل‌عام کردند ۱۰۰ هزار نفر در قحطی‌های ساختگی جان دادند ۷۰ درصد معادن و ۲۱۰ هزار هکتار بهترین زمین‌ها را مصادره کردند.*
این یعنی یک ملت و ۳۵ سال تحمل غارت، تحقیر و گرسنگی. حالا برویم سراغ اصل ماجرا.
2⃣ سال ۱۹۶۵، تازه ۲۰ سال از آزادی کره می‌گذشت. مردم هنوز بوی باروت و خون استعمار را از یاد نبرده بودند. کره جنوبی آنقدر فقیر بود که سازمان ملل به کفایتِ کمک‌هایش شک می‌کرد. در چنین فضایی، پارک چونگ‌هی رئیس‌جمهور وقت کره جنوبی تصمیمی گرفت که تمام دنیا را متحیر کرد: «دست دادن با همان ژاپنِ جنایتکار.»
او در سخنرانی ۲۳ ژوئن ۱۹۶۵ با چشمانی پر از اشک اما قلبی محکم گفت: «ما دهه‌ها با خشم و کینه نسبت به ژاپنی‌ها زندگی کرده‌ایم ... اما برای امروز و فردایمان باید با آنها دست بدهیم. مگر این مسیری نیست که کشورمان برای شکوفایی خود باید طی کند؟»
3⃣ بخشی از مردم کره به خیابان‌ها ریختند. او را «خائن»، «عامل ژاپن» و «فروشنده کشور» سازشکار نامیدند. دانشجوها شعار می‌دادند، اساتید دانشگاه بیانیه می‌دادند، احزاب مخالف از هر دری وارد شدند. اما پارک ایستاد. او می‌دانست اگر در باتلاق کینه بماند، نسل بعدی کشورش نیز همان گرسنگی و فقر را خواهد چشید.
4⃣ نتیجه چه شد؟ ژاپن ۸۰۰ میلیون دلار به کره جنوبی داد؛ ۳۰۰ میلیون بلاعوض و ۵۰۰ میلیون وام کم‌بهره. این رقم ۲.۳ برابر بودجه ملی کره جنوبی در آن زمان بود. با همان پول، فولاد پوهانگ ساخته شد که امروز یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فولاد جهان است. بزرگراه سئول به بوسان ساخته شد که رگ حیاتی اقتصاد شد. ژاپن تا امروز ۵۶ میلیارد دلار در کره جنوبی سرمایه‌گذاری کرده و حجم تجارت دو کشور از ۲۲۰ میلیون دلار در ۱۹۶۵ به ۷۷۲ میلیارد دلار رسیده؛ یعنی ۳۵۰ برابر رشد.
5⃣ کره جنوبی از فقیرترین کشورهای جهان در ۱۹۶۰ به عضویت باشگاه کشورهای پیشرفته درآمد. اسم این معجزه را گذاشتند «معجزه رود هان». اما در همین زمان، کره شمالی راه مخالف را رفت: قهر، سرسختی، انزوا. گفتند ما با دشمن دست نمی‌دهیم، غیرت ما اجازه نمی‌دهد. نتیجه چه شد؟ تحریم‌های فلج‌کننده، وابستگی ۹۵ درصدی به چین، محرومیت از سرمایه و تکنولوژی ژاپن، قحطی‌های وحشتناک در دهه ۹۰ که صدها هزار نفر گرسنه مردند.
6⃣ امروز اقتصاد کره جنوبی ۷۰ برابر کره شمالی است. سرانه درآمد مردم جنوب ۵۸ برابر مردم شمال است. یعنی یک کره‌ای جنوبی در یک ماه به اندازه یک کره‌ای شمالی در پنج سال درآمد دارد. برج‌های سئول از دور به پیونگ‌یانگ نگاه می‌کنند؛ شهری که هنوز برق پایدار ندارد.
7⃣ *پارک چونگ‌هی با دشمن دست داد اما خط قرمزهایش را فراموش نکرد. نه به کشور و مردمش خیانت کرد، نه تسلیم شد*.
او با پنبه سر برید؛ به دشمن ضربه زد بدون اینکه کشورش را به جنگ داخلی بکشاند. کره شمالی اما با سرسختی بی‌محاسبه، مردمش را قربانی سختی‌های فراوان کرد. نتیجه؟ فقری که تا نسل‌ها گریبانگیر آن هاست..

*عبرت از تاریخ، آزادمان می‌کند.*

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5❤1
✅شغل های اصلی 10 دیکتاتور مشهور جهان

جهان تعداد زیادی رهبر دیکتاتور به خود دیده که زندگی مردم کشورهای خود و یا دیگر کشورها را تباه کرده اند.

جالب اینکه بسیاری از این دیکتاتورها ، قبل از رسیدن به قدرت، مشاغل آبرومندی داشتند اما وسوسه و طمع آنها برای گسترش تسلط بر مردم، باعث شده به سمت دیکتاتوری حرکت کنند.

در این تصویر مشاغل تعدادی از دیکتاتورهای مشهور جهان را مشاهده می کنید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3❤1👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅شما در حال تماشای اولین معبد جهان هستید!

🔹بعد از گذشت هزاره ها، هنوز هم می توان راز و نیاز مردمان پیشا آریایی را در این معبد مرموز و شگفت انگیز، شنید.
🔹چغازنبیل در شوش، از اهرام مصر هم قدیمی تر، اما هیچوقت آنقدر مشهور نبوده...

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
SoundscapesofEranshahr.wav
85 MB
✅اگر می‌توانستیم به یک شهر ساسانی گوش بدهیم، چه می‌شنیدیم؟

🎧 این فایل، یک بازسازی صوتی از ریواردشیر، شهر ساسانیِ واقع در جنوب ایران است که دومیزیانا روسی برای مقالۀ Soundscapes of Eranshahr ساخته است.

صداهایی که می‌شنوید ضبط واقعی از دوران ساسانی نیستند؛ بلکه پژوهشگر با استفاده از شواهد تاریخی، باستان‌شناختی و محیطی تلاش کرده تصویری از فضای شنیداری این شهر بسازد.
جالب‌ترین بخش فایل، گفت‌وگوهای میان آدم‌ها باشد. در میان صداهای بازار، بندر و فضای شهری، مکالمه‌هایی درباره خرید و فروش اسب، قیمت کالاها، پارچه، میوه و ادویه، تجارت مروارید و کالاهای وارداتی شنیده می‌شود. همچنین گفت‌وگوهایی کوتاه درباره بیماری، آب، غذا و زندگی روزمره در شهر وجود دارد.
🗣 این مکالمات به زبان‌های مختلفی از جمله فارسی میانه (پهلوی)، سریانی، ارمنی و یونانی بازسازی شده‌اند تا چندزبانه بودن فضای شهری و تجاری ریواردشیر را به شنونده منتقل کنند.

📌 به صداها که در پس‌زمینه شنیده می‌شوند دقت کنید.‎ در پیام بعدی درباره این مقاله و اینکه پژوهشگر دقیقاً چگونه از شواهد تاریخی به این صداها رسیده است، بیشتر می‌خوانیم.
‎
@Dirooz_history

@tarbd
👏2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
SoundscapesofEranshahr.wav
✅اگر می‌توانستیم یک شهر ساسانی را بشنویم، چه می‌شنیدیم؟
صدای بازار، حیوانات، پیشه‌وران، بندر و مردمانی که قرن‌هاست خاموش شده‌اند؛ آیا می‌توان این صداهای ازدست‌رفته را بر اساس شواهد تاریخی دوباره بازسازی کرد؟


✍ تحریریۀ تاریخ دیروز

📃 مقالۀ «چشم‌اندازهای صوتی ایرانشهر» نوشتۀ دومیزیانا روسی، منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجلۀ العصور الوسطی، به همین پرسش می‌پردازد و تلاش می‌کند محیط صوتی شهر ساسانی ریواردشیر را بازسازی کند.

◽️مسئلۀ اصلی این است که صدا برخلاف بناها، اشیا و متون، معمولاً از گذشته باقی نمی‌ماند. منابع تاریخی ممکن است از بازار، بندر، کارگاه یا زندگی شهری سخن بگویند، اما کمتر می‌توان فهمید این فضاها چگونه شنیده می‌شده‌اند. نویسنده برای پر کردن این خلأ، داده‌های مربوط به صدا را از منابع تاریخی استخراج کرده و آنها را با شواهد باستان‌شناختی، محیطی و اطلاعات مربوط به جغرافیا و زندگی شهری ترکیب کرده است.

🗒روند کار را می‌توان در سه مرحله خلاصه کرد:
- ابتدا شناسایی صداها؛ یعنی بررسی اینکه بر اساس شواهد، چه صداهایی احتمالاً در شهر وجود داشته‌اند.
- سپس تهیه نمونه‌های صوتی از کتابخانه‌های افکت و بازسازی یا ضبط برخی صداها.
- در مرحله سوم، فایل‌ها در نرم‌افزار Pro Tools کنار هم قرار گرفته‌اند و با تنظیم بلندی، جایگاه چپ و راست، پژواک و انعکاس، تلاش شده فضایی شبیه یک محیط واقعی ساخته شود. نتیجه، یک مدل صوتی از زندگی روزمره در ریواردشیر است، نه ادعای بازتولید دقیق صدای واقعی آن شهر.
همین نکته، اهمیت روش‌شناختی مقاله را نشان می‌دهد. این پژوهشگر فقط نمی‌پرسد «در گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»، بلکه می‌پرسد «مردم گذشته چه چیزی را تجربه می‌کردند و چه می‌شنیدند؟». چنین پرسشی توجه را به گروه‌ها و فعالیت‌هایی نیز جلب می‌کند که در منابع مکتوب کمتر دیده می‌شوند؛ از مردم عادی و کارگران گرفته تا زنان، کودکان، حیوانات و فعالیت‌های روزمره شهری.

◽️مهم‌ترین دستاورد مقاله، خود فایل صوتی نیست؛ بلکه تبدیل خلأ منابع به پرسش پژوهشی است. وقتی پژوهشگر می‌خواهد صدای یک شهر را بازسازی کند، ناچار می‌شود درباره گروه‌ها و فعالیت‌هایی تحقیق کند که در منابع کمتر دیده می‌شوند. از این نظر، چشم‌انداز صوتی می‌تواند حضور گروه‌هایی مانند زنان، کودکان، کارگران و مردم عادی را در روایت تاریخی آشکارتر کند. این روش همچنین مفهوم «منبع تاریخی» را گسترده‌تر می‌کند. داده‌های محیطی، جانورشناختی، معماری، جغرافیایی و زبان‌شناختی می‌توانند در کنار متون تاریخی قرار بگیرند. در نتیجه، تاریخ فقط بازسازی رویدادها نیست؛ بلکه می‌تواند به مطالعه تجربه زیسته انسان‌ها در گذشته نیز بپردازد.

در عین حال، این روش محدودیت مهمی دارد: صداهای بازسازی‌شده سند تاریخی نیستند. هرجا داده مستقیم وجود ندارد، پژوهشگر ناچار به استنباط و فرضیه‌پردازی است. بنابراین ارزش کار نه در اینکه بگوید «این دقیقاً صدای ریواردشیر بوده»، بلکه در این است که نشان دهد بر اساس شواهد موجود، چه محیط صوتی‌ای می‌توانسته وجود داشته باشد و کدام بخش‌های این بازسازی قطعی، محتمل یا فرضی‌اند.

◽️این رویکرد در امتداد پژوهش‌های گسترده‌تری درباره صدا و تجربه حسی گذشته قرار می‌گیرد؛ از جمله کارهای کایسا لوند و روپرت تیل. در سال‌های اخیر نیز کتاب «کاوش در صداها و مکان‌های باستانی» و «مجله باستان‌شناسی موسیقی» به گسترش این حوزه کمک کرده‌اند.

◽️اهمیت این روش برای تاریخ‌پژوهی در نهایت به خود فایل صوتی محدود نمی‌شود. این رویکرد می‌تواند دامنه منابع و پرسش‌های تاریخی را گسترش دهد و تاریخ را از بازسازی صرفِ رویدادها به مطالعه تجربه زیسته انسان‌ها نزدیک‌تر کند. اگر بتوان گذشته را از طریق صدا مطالعه کرد، می‌توان پرسش‌های مشابهی را درباره بو، مزه، لمس، نور و دیگر جنبه‌های زندگی حسی انسان‌های گذشته نیز مطرح کرد.

📎فایل صوتی بازسازی‌شده‌ای که خود مقاله به‌عنوان ضمیمه ارائه کرده، در پیام قبلی همین پست قرار داده شده است.‎ می‌توانید آن را بشنوید و نمونه‌ای از چشم‌انداز صوتی بازسازی‌شده ریواردشیر را تجربه کنید.‎

@Dirooz_history
#تاریخ_ایران
#تاریخ_صوتی
#چشم‌انداز_صوتی
#باستان‌شناسی_صدا
#تاریخ_دیجیتال
#علوم_انسانی_دیجیتال
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
VID-20250111-WA0000.mp4
3.4 MB
🌲🌲🌲

سحر، کرشمهٔ صبحم بشارتی خوش داد که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند.

پگاه تون به طعم عشق و تنور دلتون همیشه گرم و روشن باد.

#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1
Forwarded from دیروز
اگر از دانشجویان یا پژوهشگران تاریخ بپرسیم «مورخ بودن» دقیقاً به چه معناست، احتمالاً پاسخ‌ها به مهارت‌های پژوهشی، کار با منابع یا نگارش آثار تاریخی محدود خواهد شد. اما آیا هویت حرفه‌ای مورخ تنها به این موارد خلاصه می‌شود؟ آیا تاریخ‌ورزی صرفاً در دانشگاه معنا پیدا می‌کند؟


✍️ تحریریۀ تاریخ دیروز

کتاب مورخ بودن نوشتۀ جیمز ام. بنر جونیور تلاشی برای پاسخ دادن به همین پرسش‌ها است. نویسنده، که خود از مورخان برجسته در حوزۀ تاریخ عمومی است، تاریخ را نه صرفاً یک رشته دانشگاهی، بلکه حرفه‌ای با عرصه‌های متنوع فعالیت معرفی می‌کند. او نشان می‌دهد که مورخان می‌توانند در دانشگاه، آرشیوها، موزه‌ها، رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی، سیاست‌گذاری عمومی و بسیاری از حوزه‌های دیگر نقش‌آفرین باشند.


◽️ نویسندۀ کتاب، ابتدا توضیح می‌دهد که این کتاب چه نیست. او می‌نویسد:
اگر می‌خواستم دربارۀ ماهیت معرفت تاریخی بنویسم، مانند پیتر ال. برگر کتابی با عنوان «درآمدی بر تاریخ» می‌نوشتم. اگر قصد داشتم به مورخان جوان دربارۀ مسیر حرفه‌ای‌شان توصیه کنم، از پیتر برایان مِداوِر الهام می‌گرفتم و کتابی با عنوان «توصیه‌هایی به یک مورخ جوان» می‌نوشتم. اگر هدفم تأمل در چگونگی تولید و عرضه دانش تاریخی بود، راه آلن نوینز را ادامه می‌دادم و می‌کوشیدم بار دیگر آنچه او «جست‌وجوی آزاد و سرشار از شادیِ تاریخ» می‌نامید، به تصویر بکشم. و اگر می‌خواستم وضعیت پژوهش تاریخی معاصر را بررسی کنم، مانند جان هایم به تحلیل رشد، تحول و وضعیت رشته تاریخ می‌پرداختم.
اما این کتاب برای هیچ‌یک از این اهداف نوشته نشده است. به تعبیر او، این کتاب دعوتی برای تماشای «خانۀ تاریخ» از بیرون نیست؛ بل راهنمایی است برای کسانی که می‌خواهند از درون این خانه با زندگی حرفه‌ای مورخان، مسئولیت‌های آنان، فرصت‌های پیش رویشان و معنای واقعی «مورخ بودن» آشنا شوند.

📖 کتاب در هشت فصل، موضوعاتی مانند ساختار رشته تاریخ، فرصت‌های شغلی مورخان، نسبت میان پژوهش، آموزش و خدمات دانشگاهی، تاریخ‌ورزی خارج از دانشگاه، مهارت‌های تدریس و نگارش، اخلاق حرفه‌ای و در نهایت هویت فردی مورخ را بررسی می‌کند.

📕مطالعه این کتاب برای گروه‌های زیر مفید است:
- دانشجویان و پژوهشگران تاریخ؛
- افرادی که در آغاز مسیر حرفه‌ای خود قرار دارند؛
- علاقه‌مندان به تاریخ عمومی و کاربردهای اجتماعی دانش تاریخ؛
- کسانی که می‌خواهند نسبت میان دانشگاه، جامعه و حرفه تاریخ را بهتر درک کنند.

📖 فهرست کتاب:

۱- رشته و حرفه‌های تاریخ
در این بخش نویسنده استدلال می‌کند که تاریخ یک «رشته» واحد است، اما مورخان در حرفه‌های گوناگون فعالیت می‌کنند. او نشان می‌دهد که محدود کردن تاریخ به دانشگاه، تصویری ناقص از این رشته است و از گسترش نقش مورخان در جامعه دفاع می‌کند.
۲- ساختار رشته تاریخ
این فصل به سازمان درونی دانش تاریخ می‌پردازد؛ از شاخه‌های مختلف تاریخ و حوزه‌های تخصصی گرفته تا نهادها، انجمن‌ها و شیوه‌هایی که جامعه علمی مورخان را شکل می‌دهند.
۳- فرصت‌های بی‌شمار؛ عرصه‌ها، قالب‌ها، گونه‌ها و مخاطبان تاریخ
نویسنده نشان می‌دهد که فعالیت مورخ محدود به دانشگاه نیست و فرصت‌های فراوانی برای پژوهش، نگارش، سیاست‌گذاری، رسانه، آرشیو، موزه و دیگر عرصه‌های عمومی وجود دارد.
۴- سه‌گانۀ دانشگاهی: پژوهش، آموزش و خدمت دانشگاهی
این فصل سه وظیفه اصلی استادان تاریخ را بررسی می‌کند: تولید دانش، آموزش دانشجویان و مشارکت در اداره و توسعه نهاد دانشگاه. همچنین درباره تعادل میان این مسئولیت‌ها بحث می‌کند.
۵- تاریخ‌ورزی بیرون از دانشگاه
نویسنده توضیح می‌دهد که مورخ بودن صرفاً به استخدام دانشگاه وابسته نیست. مورخان می‌توانند در موزه‌ها، آرشیوها، رسانه‌ها، نهادهای دولتی، مراکز پژوهشی و فعالیت‌های عمومی نقش مؤثری ایفا کنند و گذشته را برای جامعه معنادار سازند.
۶- آموزش و نگارش تاریخ
این فصل دربارۀ مهارت‌های لازم برای تدریس و نوشتن تاریخ است؛ از شیوه انتقال دانش تاریخی تا نگارش برای مخاطبان دانشگاهی و عمومی و اهمیت ارتباط مؤثر با خوانندگان
۷- اصول، مسئولیت‌ها و حقوق حرفه‌ای
نویسنده به اخلاق حرفه‌ای مورخان می‌پردازد؛ اموری مانند صداقت علمی، مسئولیت در برابر شواهد، حقوق حرفه‌ای، آزادی پژوهش و تعهدات اخلاقی در قبال جامعه علمی و عمومی.
۸- خود بودن به‌مثابه یک مورخ
فصل پایانی بر هویت فردی مورخ تأکید دارد. نویسنده خواننده را تشویق می‌کند که مسیر حرفه‌ای خود را بر اساس استعداد، علایق و ارزش‌های شخصی شکل دهد و صرفاً از الگوهای سنتی دانشگاهی پیروی نکند.

در اینجا خلاصه فصول کتاب را بخوانید.

@Dirooz_history

#مورخ
#معرفی_کتاب
❤3
🔺 توییتر توضیح می‌دهد که چرا زیر پست رئیس پارلمان عراق، نام صحیح خلیج فارس را یادآوری کرد

🔸«خلیج عربی» یک مکان واقعی روی زمین نیست؛ حتی یک مکان خیالیِ برگرفته از ادبیات، مانند نارنیا، سرزمین میانه یا هاگوارتز هم نیست.
🔸نام این مکان خلیج فارس است؛ نامی که مدت‌ها پیش از شکل‌گیری کشور عراق وجود داشته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍10❤1
✅مرداد و سرخوردگانش

گرامیداشت دو رویداد انقلاب مشروطیت در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هر دو در مرداد، برای من همواره یادآور یک سالگشت دیگر نیز بوده است. آن هم سالگشت دراز آهنگ سرخوردگان از شکست آرمان‌های هنوز محقق نشده مشروطیت و نهضت ملی است؛ امسال این سومی به واسطه وقایع اخیر کشور حال و هوای خاصی دارد. گویی ما ایرانیان امروز نیز پس از آنکه فاجعه از پی فاجعه را از سر گذراندیم و هنوز نیز در بطن آن زیست می‌کنیم با شتاب در حال پیوستن به همان جرگه هستیم. واکنش‌ها اما، همواره از سوی مردمان این دیار یکسان نبوده است.روانِ دغدغه‌مندان وطن، همیشه زخمی‌تر و آسیب‌پذیرتر بوده است شاید به حکم آنکه مفهوم «وطن» را جور دیگری در می‌یافتند و شاید هم گاهی نزدیک بودن مقصد، ایشان را از شکست بهت‌زده می‌کرده است.
🔸سرخوردگان از آرمان‌های انقلاب مشروطیت همواره انگیزه‌های خوبی برای ادامه، داشتند.چرخه‌های شکست و پیروزی،گویی هنوز آنقدر اعتبار و امید را در خود داشت تا روشنفکر زمانه را به حرکت وادارد. با این حال بعد از فتح تهران، ماجرای پارک اتابک، دعوی اعتدالیون و عامیون و اولتیماتوم روس کسی همچون بهار با آنکه «درد ایران بی دواست» را می‌سرود همچنان امیدی به ادامه داشت.
🔸در هر حال آمال آزادی‌خواهانه را این‌بار دیگرانی با مشت آهنین جلو بردند و خودشان نیز بتدریج زیر همان مشت له شدند و سرنوشتی بهتر از سرخوردگان مشروطه نصیبشان نشد. گرچه بهار و میرزاده عشقی هنوز با سرودن «جمهوری نامه» در مخالفت با رضاشاه توانی داشتند.
🔸شکست نهضت ملی تأثیرات عمیق‌تری را بر روشنفکران و آرزومندان رسیدن به نوعی دموکراسی ایجاد کرد‌.کودتا مُهر پایانی بر مسیر دموکراسی بود و این‌بار استبداد با فرمتی مدرن مشت آهنین را به کار می‌بست. در دوره جدید تمام مولفه‌های دموکراسی ـ پارلمان ،قانون اساسی، تفکیک قوا، احزاب ،روزنامه‌ها و... ـ ظاهراً حاضر بود. اما همانگونه که هویدا در مجلس بی‌محابا در پاسخ به منتقدین می‌گفت: «قانون اساسی من، منویات علی حضرت است» این استبداد بود که در باطنی تمامیت‌خواهانه به دنبال تحقق «دموکراسی اقتصادی» دموکراسی غربی را نامناسب به حال ایران و ایرانی می‌دانست.
🔸کودتا ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اما بر سر، سرخوردگانش مصائب دیگری را نیز آور کرد‌. نادر نادرپور یکی از شاعران برجسته ایرانی و از اعضای برجسته حزب توده بود که همراه خلیل ملکی از آن جدا شد و در نهایت تسلیم افیون تریاک شد.
🔸شفیعی کدکنی معتقد است که مرگ و ناامیدی همراه با یافتن تسلی در تریاک، هرویین، حشیش و شراب یکی از مضامین اصلی شعر بعد از کودتا را تشکیل می‌داد. هنرمندان، آگاهی سیاسی و اندوه خود را در نشئه‌کننده‌جات غرق کردند تا از نکبت ایرانی بگریزند.فتح‌الله‌ مجتبایی اشک‌های جگرسور فریدون توللی یکی دیگر از غول‌های شعر و شاعری ایران را به یاد می‌آورد که او نیز خود را تسلیم افیون کرد‌. مهدی اخوان ثالث یکی از نمادهای شعر نو ایران، بیست و پنج ساله بود که کودتا شد او در شعر معروفی که «خانه‌ام آتش گرفته»نامیده می‌شود حال و هوای چنددستگی و ایام سیاه پس از مصدق را به طور جاودانه‌ای به تصویر کشید:
خانه ام آتش گرفتست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش؛ پرده ها و فرش ها را… تارشان با پود…
من به هر سو میدوم گریان؛ در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده‌هایم تلخ و خروش گریه‌ام ناشاد
از درون خسته‌ی سوزان؛ میکنم فریاد ای فریاد…
خانه‌ام آتش گرفتست؛ آتشی بی‌رحم
همچنان میسوزد این آتش؛ نقش‌هایی را که من بستم به خون دل...
برای بسیاری، کودتا معادل ایرانی روز نکبت فلسطینی‌ها «روز فاجعه و تاریکی » بود. اخوان در ۱۳۳۵ شاهکار دیگری به نام «زمستان» را منتشر کرد که مرورگر زندگی شبح‌گون ایرانی‌ها بعد از کودتا بود:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است....

منبع:ظهور استبداد مدرن در ایران، علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش، نشر نگاه معاصر.
✍️داود الهی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،دانشگاه شهید بهشتی تهران.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲

✅در نکوهش تعصب...

تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کند،
جز اینکه یاد می دهد تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅بیستون اسرارآمیز
کرمانشاه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5
Forwarded from زرتشت و مزدیسنان (Fariba.m)
دعای #داریوش_بزرگ

این نوشته بر دیوار جنوبی کاخ آپادانا به فرمان داریوش کنده شده است:
خدا این کشور را، از دشمن، از خشک سالی، از دروغ حفظ نماید. از این سخن دانسته می‌شود که داریوش‌ هخامنشی از سه چیز بر کشورش بیم دارد: دشمن، خشکسالی، دروغ

خطر دشمن از ناحیه بیگانگان است. دشمن خونخوار نه به کوچک رحم می‌کند نه به بزرگ، خشکسالی بلایی است آسمانی که جز سیاه روزی و مرگ همگانی ثمری ندارد. دروغ ایمان را می‌برد و کشور را از درون ویران می‌سازد. ایمان که رفت هر جرم و جنایتی ارتکابش آسان می‌شود. کشوری که مردمش از ارتکاب جرم و جنایت بیم نداشته باشد، سرانجامی شوم در پیش خواهند داشت.

درگاه(:کانال زرتشت و مزدیسنان)
@zoroaster33
❤6
✅ زکریای رازی و روایتی بحث‌برانگیز از سال‌های پایانی زندگی او

🔹در برخی روایت‌های تاریخی آمده است که زکریای رازی در سال‌های پایانی عمر، به دلیل دیدگاه‌ها و باورهایش چندین بار در محاکم مذهبی مورد بازخواست قرار گرفت. همچنین نقل شده که در جریان این محاکمه‌ها، آن‌قدر کتاب‌هایش را بر سر او کوبیدند که بینایی خود را از دست داد و نابینا از دنیا رفت؛ هرچند پژوهشگران درباره صحت این روایت اتفاق‌نظر ندارند و آن را قطعی نمی‌دانند. گفته‌اند شاگردانش از او پرسیدند: «حکیم! شما بیماری‌های سخت‌تر از این را درمان کرده‌اید، چرا خود را درمان نمی‌کنید؟» رازی در پاسخ گفت: «بینا شوم که چه چیز را ببینم؟ سیاهیِ جهل، قدرتِ فاسد و روزگارِ سختِ مردمان. گمان می‌کنم همان کور باشم، کمتر رنج می‌کشم.»

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅خانهٔ دکتر مصدّق و شعر فریاد اخوان ثالث

أخوان شعر فریاد را شهریورماه ۱۳۳۳ در زندان سروده‌است. این شعر که از سروده‌های مشهور أخوان است با زبانی کاملاً سمبولیک وجود یک‌پارچه شعله‌ور شاعر را آینگی می‌کند. بند اول شعر این است:

خانه‌ام آتش گرفته‌ست آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش
پرده‌ها و فرش‌ها را تارشان با پود
من به هر سو‌می‌دوم گریان
در لهیب آتش پُر دود(۱)

گمان می‌کنم خانه در این شعر، فقط اشاره به ایران نیست و ممکن است شاعر گوشهٔ چشمی هم به خانهٔ دکتر مصدّق که به دست کودتاچیان نخست محاصره، و سپس ویران شد و در آتش سوخت داشته‌باشد. دکتر غلامحسین صدیقی، در دولت دکتر مصدّق وزیر کشور بود. او در در روزهای ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ تا لحظهٔ بازدداشت، در کنار دکتر مصدّق حضور داشت. دکتر صدیقی خاطرات این دو روز تلخ تاریخی را از ساعت شش و نیم صبح ۲۸ مرداد تا ساعت ۱۰ شب ۲۳ مرداد با عنوان شرح دو روز با ذکر جزئیات نوشته و به یادگار گذاشته‌است.(۲) وقتی خانهٔ دکتر مصدّق محاصره شد و با گلولهٔ تانک و تفنگ هدف قرار گرفت حاضران خانه که تعدادی از اعضای کابینه بودند به همراه دکتر مصدّق از در جنوبی خانه به خانهٔ همسایه رفتند و به همین صورت پس از چندبار بالا و پایین رفتن از دیوار خانه‌های مجاور در باغی که در جانب شمال شرقی خانهٔ دکتر مصدّق بود پناه گرفتند. در این‌جا دکتر صدیقی می‌نویسد: در این وقت که هوا به تدریج تاریک می‌شد ما از پنجرهٔ جنوبیِ زیرزمین متوجه نور تیره‌فام و سپس شعله‌های آتش شدیم که در امتداد جنوب غربی باغ یعنی خانهٔ جناب آقای دکتر مصدّق به بالا زبانه می‌کشید. حالت غریبی به همهٔ ما دست داد و‌ خیالات پریشان و افکار دردناکی از خاطر ما می‌گذشت که وصف آن کار آسانی نیست. آقای دکتر به پای پنجرهٔ زیرزمین آمدند، من در سمت چپ ایشان ایستاده‌بودم. آنچه بیشتر این منظره را غم‌افزا و الم‌انگیز می‌نمود مشاهدهٔ حالت سکوت و وقار و تمکین پیرمردی بود که پهلوی من ایستاده و لهیب آن شعله‌های دودآمیز را که از خانه و ‌مسکن او برمی‌خاست به چشم می‌دید! شاید در حدود یک دقیقه آقای دکتر و‌ من پشت پنجره، دود و شعله را نظاره می‌کردیم ... آتش‌سوزی خانهٔ رئیس و پیشوای ما تا مقارن ساعت ۲۱ ادامه داشت و از آن به بعد تا صبح صدای ریزش آب روی آتش و دیوار و آهن شیروانی شنیده می‌شد! بر اساس این بخش از خاطرات دکتر صدیقی، توصیفات اخوان ملموس‌تر می‌شود. پنداری اخوان از زبان دکتر مصدّق آتش گرفتن خانه‌اش را در این شعر روایت می‌کند:

خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش،
پرده‌ها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هرسو می‌دوم گریان،
در لهیبِ آتش پر دود؛
وز میان خنده‌هایم، تلخ،
و خروش گریه‌ام، ناشاد،
از درون خستهٔ سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی بیرحم.
همچنان می‌سوزد این آتش،
نقشهایی را که من بستم به خونِ دل،
بر سر و چشمِ در و دیوار،
در شبِ رسوایِ بی‌ساحل.
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری،
در دهان گودِ گلدانها،
روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد،
دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب،
بر منِ آتش به‌جان ناظر.
در پناه این مُشبّک شب.
من به هرسو می‌دوم، گریان ازین بیداد.
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!
وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
وآنچه دارد منظر و ایوان.
من به دستانِ پر از تاول
این‌طرف را می‌کنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛
زآن دگرسو شعله برخیزد، به گِردش دود.
تا سحرگاهان، که می‌داند، که بودِ من شود نابود.
خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر برمی‌کنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!

۱.زمستان، مهدی اخوان ثالث، انتشارات مروارید، تهران، ۱۳۸۳، ص ۸۴
۲.چاپ شده در: مجلّهٔ بخارا، مهر-آبان ۱۳۹۷، شمارهٔ ۱۲۷، صص ۲۵۵-۲۳۱

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1🔥1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲

✅دین ورزی در اندیشه حکیم توس، فردوسی بزرگ
🔹دین درست یعنی پرهیز از مردم آزاری

ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس

#شاهنامه_فردوسی
#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅دشمنی به نام توهم دانایی...

بزرگترین دردِ بشریت نادانی نیست.
بلکه توهمِ داشتن آگاهیست.
اگر ما می‌دانستیم  که چقدر نمی‌دانیم،
دنیا بهشت می‌شد.

#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4