Forwarded from 🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴
یه هنرمند اومده اینطوری از هوش مصنوعی استفاده کرده و بصورت خیلی جالب داستان مظفر الدین شاه قاجار درست کرده
پیشنهاد میکنم ببینید خیلی جالبه
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
پیشنهاد میکنم ببینید خیلی جالبه
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
👍3
✅ این عکس کل خلاصه و خط زمانی داستانهای شاهنامه رو به زیبایی توضیح میده .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚ایران در نگاه فرانسویان؛ شرق یا آینه؟
ایرانِ قرن نوزدهم فقط در سفرنامهها و گزارشهای سیاسی اروپاییان دیده نمیشد؛ در شعر، رمان، ترجمه، تاریخنگاری، اپرا، باله و حتی نمایشهای عروسکی نیز حضوری پررنگ داشت. اما این پرسش همچنان باقی است: اروپاییان ایران را چگونه میدیدند و این تصویر چه نسبتی با شناخت آنان از خودِ اروپا داشت؟
کتاب Julia Caterina Hartley با عنوان:
Iran and French Orientalism: Persia in the Literary Culture of Nineteenth-Century France
«ایران و شرقشناسی فرانسوی: ایران در فرهنگ ادبی فرانسه در سده نوزدهم»
تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد...
ادامه👇👇👇
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ایرانِ قرن نوزدهم فقط در سفرنامهها و گزارشهای سیاسی اروپاییان دیده نمیشد؛ در شعر، رمان، ترجمه، تاریخنگاری، اپرا، باله و حتی نمایشهای عروسکی نیز حضوری پررنگ داشت. اما این پرسش همچنان باقی است: اروپاییان ایران را چگونه میدیدند و این تصویر چه نسبتی با شناخت آنان از خودِ اروپا داشت؟
کتاب Julia Caterina Hartley با عنوان:
Iran and French Orientalism: Persia in the Literary Culture of Nineteenth-Century France
«ایران و شرقشناسی فرانسوی: ایران در فرهنگ ادبی فرانسه در سده نوزدهم»
تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد...
ادامه👇👇👇
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ایران در نگاه فرانسویان؛ شرق یا آینه؟
ایرانِ قرن نوزدهم فقط در سفرنامهها و گزارشهای سیاسی اروپاییان دیده نمیشد؛ در شعر، رمان، ترجمه، تاریخنگاری، اپرا، باله و حتی نمایشهای عروسکی نیز حضوری پررنگ داشت. اما این پرسش همچنان باقی است: اروپاییان ایران را چگونه میدیدند و این تصویر چه نسبتی با شناخت آنان از خودِ اروپا داشت؟
کتاب Julia Caterina Hartley با عنوان:
Iran and French Orientalism: Persia in the Literary Culture of Nineteenth-Century France
«ایران و شرقشناسی فرانسوی: ایران در فرهنگ ادبی فرانسه در سده نوزدهم»
تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد. این کتاب در ۲۰۲۳ از سوی I.B. Tauris منتشر شده و یکی از پژوهشهای تازه درباره چگونگی شکلگیری تصویر ایران در فرهنگ فرانسه است.
نقطه قوت کتاب در این است که هارتلی شرقشناسی را فقط در نوشتههای چند خاورشناس مشهور جستوجو نمیکند. او ادبیات و دانش را در کنار یکدیگر میگذارد و سراغ شعر، ترجمه، سفرنامه، تاریخنگاری و هنر میرود. از ویکتور هوگو و تئوفیل گوتیه تا ارنست رنان، ژول میشله، گوبینو، لوتی و ژان دیولافوا؛ هر کدام به نوعی در ساختن تصویری از ایران در فرهنگ فرانسه سهم داشتند.
اما اهمیت اصلی کتاب در جای دیگری است. هارتلی نشان میدهد که ایران همیشه در نگاه فرانسویان یک «شرقِ دور و بیگانه» نبود. گاهی ایران برای آنان فرهنگی نزدیک و قابل مقایسه با اروپا بود؛ گاهی سرزمینی باستانی که میشد از خلال آن درباره تاریخ اروپا اندیشید و گاهی نیز همان «شرق»ی بود که در برابر «غرب» قرار میگرفت.
این دوگانگی بسیار مهم است. زیرا نشان میدهد که شرقشناسی همیشه با فاصله و بیگانگی ساخته نمیشود؛ گاهی با شباهت ساخته میشود. نزدیک کردن ایران به اروپا نیز لزوماً به معنای کنار گذاشتن نگاه شرقشناسانه نبود. برای نمونه، تأکید بر ایران باستان و مفهوم «آریایی» میتوانست ایران را به اروپا نزدیک کند، اما همزمان آن را در چارچوب نظریههای نژادی قرن نوزدهم قرار دهد.
هارتلی از این راه یک تصویر ساده و یکدست از «شرقشناسی» را کنار میگذارد. ایرانِ یک شاعر با ایرانِ یک سفرنامهنویس یا باستانشناس یکی نیست. هر متن، ایران خاص خود را میسازد. بنابراین برای فهم تاریخ ایرانشناسی، تنها دانستن اینکه یک اروپایی درباره ایران چه نوشته کافی نیست؛ باید پرسید چرا نوشته، برای چه مخاطبی نوشته و ایران در آن نوشته چه نقشی داشته است.
از این منظر، کتاب هارتلی را میتوان تلاشی برای عبور از یک پرسش قدیمی دانست:
«غرب درباره ایران چه گفت؟»
و رسیدن به پرسشی دقیقتر:
«ایران در فرهنگ غربی چه کارکردی پیدا کرد و اروپاییان با ساختن تصویر ایران، چه تصویری از خود ساختند؟»
اینجاست که ایران از «موضوع مطالعه» فراتر میرود و به آینهای برای شناخت اروپا تبدیل میشود؛ آینهای که هرچه بیشتر به آن مینگریم، تنها چهره ایران را نمیبینیم، بلکه بخشی از تاریخ فکری اروپا نیز در آن آشکار میشود.
کتابشناسی:
Julia Caterina Hartley, Iran and French Orientalism: Persia in the Literary Culture of Nineteenth-Century France, London, I.B. Tauris, 2023, 296 pp.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ایرانِ قرن نوزدهم فقط در سفرنامهها و گزارشهای سیاسی اروپاییان دیده نمیشد؛ در شعر، رمان، ترجمه، تاریخنگاری، اپرا، باله و حتی نمایشهای عروسکی نیز حضوری پررنگ داشت. اما این پرسش همچنان باقی است: اروپاییان ایران را چگونه میدیدند و این تصویر چه نسبتی با شناخت آنان از خودِ اروپا داشت؟
کتاب Julia Caterina Hartley با عنوان:
Iran and French Orientalism: Persia in the Literary Culture of Nineteenth-Century France
«ایران و شرقشناسی فرانسوی: ایران در فرهنگ ادبی فرانسه در سده نوزدهم»
تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد. این کتاب در ۲۰۲۳ از سوی I.B. Tauris منتشر شده و یکی از پژوهشهای تازه درباره چگونگی شکلگیری تصویر ایران در فرهنگ فرانسه است.
نقطه قوت کتاب در این است که هارتلی شرقشناسی را فقط در نوشتههای چند خاورشناس مشهور جستوجو نمیکند. او ادبیات و دانش را در کنار یکدیگر میگذارد و سراغ شعر، ترجمه، سفرنامه، تاریخنگاری و هنر میرود. از ویکتور هوگو و تئوفیل گوتیه تا ارنست رنان، ژول میشله، گوبینو، لوتی و ژان دیولافوا؛ هر کدام به نوعی در ساختن تصویری از ایران در فرهنگ فرانسه سهم داشتند.
اما اهمیت اصلی کتاب در جای دیگری است. هارتلی نشان میدهد که ایران همیشه در نگاه فرانسویان یک «شرقِ دور و بیگانه» نبود. گاهی ایران برای آنان فرهنگی نزدیک و قابل مقایسه با اروپا بود؛ گاهی سرزمینی باستانی که میشد از خلال آن درباره تاریخ اروپا اندیشید و گاهی نیز همان «شرق»ی بود که در برابر «غرب» قرار میگرفت.
این دوگانگی بسیار مهم است. زیرا نشان میدهد که شرقشناسی همیشه با فاصله و بیگانگی ساخته نمیشود؛ گاهی با شباهت ساخته میشود. نزدیک کردن ایران به اروپا نیز لزوماً به معنای کنار گذاشتن نگاه شرقشناسانه نبود. برای نمونه، تأکید بر ایران باستان و مفهوم «آریایی» میتوانست ایران را به اروپا نزدیک کند، اما همزمان آن را در چارچوب نظریههای نژادی قرن نوزدهم قرار دهد.
هارتلی از این راه یک تصویر ساده و یکدست از «شرقشناسی» را کنار میگذارد. ایرانِ یک شاعر با ایرانِ یک سفرنامهنویس یا باستانشناس یکی نیست. هر متن، ایران خاص خود را میسازد. بنابراین برای فهم تاریخ ایرانشناسی، تنها دانستن اینکه یک اروپایی درباره ایران چه نوشته کافی نیست؛ باید پرسید چرا نوشته، برای چه مخاطبی نوشته و ایران در آن نوشته چه نقشی داشته است.
از این منظر، کتاب هارتلی را میتوان تلاشی برای عبور از یک پرسش قدیمی دانست:
«غرب درباره ایران چه گفت؟»
و رسیدن به پرسشی دقیقتر:
«ایران در فرهنگ غربی چه کارکردی پیدا کرد و اروپاییان با ساختن تصویر ایران، چه تصویری از خود ساختند؟»
اینجاست که ایران از «موضوع مطالعه» فراتر میرود و به آینهای برای شناخت اروپا تبدیل میشود؛ آینهای که هرچه بیشتر به آن مینگریم، تنها چهره ایران را نمیبینیم، بلکه بخشی از تاریخ فکری اروپا نیز در آن آشکار میشود.
کتابشناسی:
Julia Caterina Hartley, Iran and French Orientalism: Persia in the Literary Culture of Nineteenth-Century France, London, I.B. Tauris, 2023, 296 pp.
@IranvaIslam
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ آسیاب آبی خوانسار تنها آسیاب آبی فعال در کل ایران است که هنوز با سیستم ۲۰۰۰ سال پیش کار میکند ...
گوشه ای از تمدن چندهزار ساله ایران..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گوشه ای از تمدن چندهزار ساله ایران..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👍3
📚 کتاب " اسپینوزا، حکومت و دین "
✒ نوشته فرانسوآ مورو
👤 ترجمه "علی فردوسی"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✒ نوشته فرانسوآ مورو
👤 ترجمه "علی فردوسی"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
📚 کتاب " اسپینوزا، حکومت و دین "
✒ نوشته فرانسوآ مورو
👤 ترجمه "علی فردوسی"
🔹مورو در این کتاب بهطور عام به فلسفه سیاسی اسپینوزا و بهطور خاص به رابطه بین حکومت و دین در نظر این فیلسوف یهودی قرن هفدهم پرداخته است. درواقع، عمده محتوای کتاب متمرکز است بر بررسی نظریات و انتقادات اسپینوزا در رابطه با روابط سنتی بین دولت و دین در پسزمینه تاریخی قرن هفدهم، زمانی که نهضت پروتستانتیسم رشد کرده بود و رفتهرفته مسئله قدرت سیاسی به جای مفاهیم معجزه، مسیح و شریعت مطرح شده و قوانین طبیعی جایگزین قوانین مسیحیت گردیده بود. به طور کلی میتوان گفت که کتاب "اسپینوزا، حکومت و دین"، ذیل سه عنوان اصلی به نگارش درآمده است. بخش اول مروری بر پیشینه تاریخی و نظری اندیشه سیاسی و مذهبی اسپینوزا دارد و تاثیر دین و تاریخ یهودیت و آراء سیاسی هابز و لاک، مانند نظریه قرارداد اجتماعی برای شکلگیری دولت را شرح میدهد. بخش دوم بر جنبهها و موضوعات خاصی از فلسفه سیاسی اسپینوزا تمرکز دارد؛ مانند نقد تئوکراسی، طبیعیسازی امر الوهی، عقلانی کردن ایمان، مشروعیت دولت دموکراتیک، عرفیشدن قوانین در برابر قوانین طبیعی و الهی و جهانشمولشدن امور اخلاقی. مورو سپس پیامدهای اندیشۀ اسپینوزا برای بحثهای اخلاقی و سیاسی معاصر را مورد بحث قرار داده و دیدگاههای سیاسی اسپینوزا را با نظریات دیگر متفکران مدرن و پستمدرن مانند هابز، لاک، روسو، کانت، هگل، مارکس، نیچه، فوکو و دریدا مقایسه میکند. فرانسوآ مورو برای نوشتن این کتاب از طیف وسیعی از منابع و دیدگاههای مختلف از علوم متفاوت مانند تاریخ، سیاست، جامعهشناسی، روانشناسی و فلسفه استفاده کرده است. او همچنین از نمونههای متعدد و متنوعی از آثار و مکاتبات اسپینوزا و همچنین از بافت تاریخی و فرهنگی زمان او مانند جمهوری هلند، جامعه یهودی، فرقههای مسیحی و انقلاب علمی ارائه کرده است که در نهایت باعث شده است این کتاب به یکی از بهترین کتب برای آشنایی عمیق با فلسفه سیاسی اسپنوزا بدل شود.
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✒ نوشته فرانسوآ مورو
👤 ترجمه "علی فردوسی"
🔹مورو در این کتاب بهطور عام به فلسفه سیاسی اسپینوزا و بهطور خاص به رابطه بین حکومت و دین در نظر این فیلسوف یهودی قرن هفدهم پرداخته است. درواقع، عمده محتوای کتاب متمرکز است بر بررسی نظریات و انتقادات اسپینوزا در رابطه با روابط سنتی بین دولت و دین در پسزمینه تاریخی قرن هفدهم، زمانی که نهضت پروتستانتیسم رشد کرده بود و رفتهرفته مسئله قدرت سیاسی به جای مفاهیم معجزه، مسیح و شریعت مطرح شده و قوانین طبیعی جایگزین قوانین مسیحیت گردیده بود. به طور کلی میتوان گفت که کتاب "اسپینوزا، حکومت و دین"، ذیل سه عنوان اصلی به نگارش درآمده است. بخش اول مروری بر پیشینه تاریخی و نظری اندیشه سیاسی و مذهبی اسپینوزا دارد و تاثیر دین و تاریخ یهودیت و آراء سیاسی هابز و لاک، مانند نظریه قرارداد اجتماعی برای شکلگیری دولت را شرح میدهد. بخش دوم بر جنبهها و موضوعات خاصی از فلسفه سیاسی اسپینوزا تمرکز دارد؛ مانند نقد تئوکراسی، طبیعیسازی امر الوهی، عقلانی کردن ایمان، مشروعیت دولت دموکراتیک، عرفیشدن قوانین در برابر قوانین طبیعی و الهی و جهانشمولشدن امور اخلاقی. مورو سپس پیامدهای اندیشۀ اسپینوزا برای بحثهای اخلاقی و سیاسی معاصر را مورد بحث قرار داده و دیدگاههای سیاسی اسپینوزا را با نظریات دیگر متفکران مدرن و پستمدرن مانند هابز، لاک، روسو، کانت، هگل، مارکس، نیچه، فوکو و دریدا مقایسه میکند. فرانسوآ مورو برای نوشتن این کتاب از طیف وسیعی از منابع و دیدگاههای مختلف از علوم متفاوت مانند تاریخ، سیاست، جامعهشناسی، روانشناسی و فلسفه استفاده کرده است. او همچنین از نمونههای متعدد و متنوعی از آثار و مکاتبات اسپینوزا و همچنین از بافت تاریخی و فرهنگی زمان او مانند جمهوری هلند، جامعه یهودی، فرقههای مسیحی و انقلاب علمی ارائه کرده است که در نهایت باعث شده است این کتاب به یکی از بهترین کتب برای آشنایی عمیق با فلسفه سیاسی اسپنوزا بدل شود.
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍2
✅حکایت...
*به بهلول گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند!
بهلول گفت: او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرد در عمل خود صالح است*
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
*به بهلول گفتند که فلانی هنگام تلاوت قرآن چنان از خود بیخود میشود که نقش بر زمین شده و غش میکند!
بهلول گفت: او را بر سر دیوار بگذارید تا تلاوت کند، اگر غش کرد در عمل خود صالح است*
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅نخستین تنش ایران و امریکا... 🔹چرا ترامپ گفت ایران ۵۱ سال است قلدری میکند، نه ۴۷ سال؟! ✍️آرش رئیسینژاد اندکی پیش ترامپ درباره ایران گفت: «ایران ۵۱ سال است که قلدری میکند.» او حتی تأکید کرد که پیشتر به اشتباه گفته بود ۴۷ سال، در حالی که رقم درست، ۵۱ سال…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترامپ : ایران شرورترین کشور جهان است، خیلی سال است، ۴۷ سال نه، ۵۲ سال!
به نظر می رسد مشکل امریکایی ها با ایران از سال ۱۳۵۳ شروع شده است!!
@tarbd
به نظر می رسد مشکل امریکایی ها با ایران از سال ۱۳۵۳ شروع شده است!!
@tarbd
👎2👏2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅لحظه اضافه کردن چوب به آتش ۱۵۰۰ ساله در آتشکده ی یزد، کهن ترین آتش فروزان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅این تصاویر به وضوح چرخش زمین را به شکلی نشان میدهند که در واقعیت اتفاق میافتد.
این یکی از آن چیزهایی است که ما از آن اطلاع داریم، اما نمیتوانیم آن را مستقیماً درک کنیم.
@tarbd
این یکی از آن چیزهایی است که ما از آن اطلاع داریم، اما نمیتوانیم آن را مستقیماً درک کنیم.
@tarbd
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ ویدیوی جالب از شاهنامه...
کتابی که میتوان بزرگترین شاهکارهای هنری را از آن ساخت...
یکایک ز ایران برآمد سپاه
سوی تازیان برگرفتند راه
شنودند کانجا یکی مهتر است
پر از هول شاه اژدها پیکر است
سواران ایران همه شاهجوی
نهادند یکسر به ضحاک روی
به شاهی بر او آفرین خواندند
ورا شاه ایران زمین خواندند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کتابی که میتوان بزرگترین شاهکارهای هنری را از آن ساخت...
یکایک ز ایران برآمد سپاه
سوی تازیان برگرفتند راه
شنودند کانجا یکی مهتر است
پر از هول شاه اژدها پیکر است
سواران ایران همه شاهجوی
نهادند یکسر به ضحاک روی
به شاهی بر او آفرین خواندند
ورا شاه ایران زمین خواندند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
Forwarded from محمد رضا شجریان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
حافظ
جامه دران
• آواز: محمدرضا شجریان
• آلبوم: انتظار دل
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
حافظ
جامه دران
• آواز: محمدرضا شجریان
• آلبوم: انتظار دل
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅🎥 اصفهان؛ نصفجهان از قاب یک توریست.
🔹️اصفهان را اینبار از نگاه یک گردشگر ببینید؛
از معماری و بناهای تاریخی تا کوچهها و حالوهوای شهری که برای هر مسافر، قصهای تازه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹️اصفهان را اینبار از نگاه یک گردشگر ببینید؛
از معماری و بناهای تاریخی تا کوچهها و حالوهوای شهری که برای هر مسافر، قصهای تازه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅بخشی از سخنرانی معروف معمر قذافی، رهبر سابق لیبی در سازمان ملل سال ۲۰۰۹ و یکی از جنجالیترین نطقها در تاریخ این نهاد...
🔹دیکتاتور لیبی گوشه ای از واقعیات حاکم بر روابط بین الملل را به درستی بیان می کند.
@tarbd
🔹دیکتاتور لیبی گوشه ای از واقعیات حاکم بر روابط بین الملل را به درستی بیان می کند.
@tarbd
👍8👏2
✅تابلو نقاشی نبرد گنجه بین ایران و روسیه در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۸۲۶
◻️نگارگر: فرانتس روباود
◻️تاریخ اثر:سال ۱۸۸۷
@tarbd
◻️نگارگر: فرانتس روباود
◻️تاریخ اثر:سال ۱۸۸۷
@tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅تابلو نقاشی نبرد گنجه بین ایران و روسیه در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۸۲۶ ◻️نگارگر: فرانتس روباود ◻️تاریخ اثر:سال ۱۸۸۷ @tarbd
✅گنجه؛ نبردی که نقاشی، صحنه رزم را ترسیم کرده است...
این تابلو در نگاه نخست، تصویری پرهیاهو از رویارویی سپاه ایران و روسیه در گنجه است: اسبهای رمیده، سواران شمشیرکش، پرچمی در میانه میدان، پیکرهای افتاده بر زمین و دود و غباری که مرز میان انسان و اسب و سلاح را محو کرده است. اما یک نکته مهم در شناسایی اثر باید اصلاح شود: این تابلو نبرد گنجه در سال ۱۸۰۴ نیست؛ اثر فرانتس روبو (Franz Roubaud) در سال ۱۸۸۷، صحنه نبرد گنجه/الیزابتپول در سال ۱۸۲۶ را به تصویر میکشد.
نبرد گنجه ۱۸۲۶ در جریان دومین جنگ ایران و روسیه روی داد. عباسمیرزا در تابستان آن سال توانسته بود بخشهایی از سرزمینهای ازدسترفته پس از عهدنامه گلستان را بازپس گیرد. سپاه ایران به سوی گنجه پیش رفت؛ اما نیروهای روس به فرماندهی ایوان پاسکویچ در حوالی شهر با سپاه عباسمیرزا درگیر شدند. نبرد سرانجام با شکست سپاه ایران و عقبنشینی آن به سوی ارس پایان یافت.
اما تابلو بیش از آنکه گزارش دقیق یک لحظه تاریخی باشد، یک بازسازی حماسی از میدان نبرد است. روبو در سال ۱۸۸۷، یعنی بیش از شصت سال پس از جنگ، این صحنه را نقاشی کرد. از همین رو نباید انتظار داشت که هر سرباز، لباس یا آرایش نظامی را همچون یک سند تصویری همزمان با واقعه تلقی کنیم. نقاشی، تاریخ را به زبان حافظه، قهرمانی و نمایش نظامی بازآفرینی کرده است.
در مرکز تابلو، پرچم سرخ و پارهای که در میان انبوه سواران برافراشته شده، مهمترین نقطه تمرکز چشم است. پیکرهای که در کنار آن قرار گرفته، گویی آخرین توان خود را برای حفظ پرچم به کار گرفته است. روبو با قرار دادن این پرچم در مرکز ترکیببندی، نبرد را از مجموعهای از برخوردهای پراکنده به صحنهای درباره حفظ صف، نشان و حیثیت نظامی تبدیل میکند.
در سمت چپ، تراکم نیروها بیشتر است. توپها، سواران و پیادگان در فضایی آکنده از دود درهم فرو رفتهاند. در مقابل، سمت راست تصویر با صفی گستردهتر از سواران روسی شکل گرفته است. این تفاوت در تراکم، چشم را از آشوب بخش چپ به حرکت منظمتر جناح راست هدایت میکند؛ گویی نقاش میخواهد تفاوت میان دو شیوه جنگیدن را نیز در ساختار بصری تصویر نشان دهد.
اسبها در این تابلو فقط وسیله حرکت نیستند؛ بخشی از زبان دراماتیک اثرند. اسب سیاهِ پیشزمینه که سرکشیده و بدنش را در جهتی مخالف حرکت سوار میپیچاند، یکی از مهمترین عناصر بصری نقاشی است. در کنار آن، اسبهای سفید، قهوهای و سرخ، با حرکات متفاوت، ریتمی موجوار در سطح تابلو ایجاد کردهاند. همین حرکت مداوم باعث شده چشم بیننده هیچگاه در یک نقطه متوقف نماند.
پیکرهای افتاده در پیشزمینه نیز اهمیت دارند. روبو میدان جنگ را فقط با قهرمانان و سواران پیروز پر نکرده است؛ زمین خود به صحنه تاریخ تبدیل شده است. بدنهای مجروح، اسبهای افتاده، سلاحهای رهاشده و سنگلاخهای زیر پای سپاهیان، هزینه انسانی نبرد را به چشم میآورند.
در دوردست، کوههای بلند و برفگرفته قفقاز دیده میشوند. این بخش از تابلو تنها پسزمینه نیست. کوهستان، میدان جنگ را در جغرافیای قفقاز قرار میدهد و در عین حال، عظمت طبیعت را در برابر آشوب انسان. آسمان روشن و کوههای آرام، در تضاد کامل با دود، خون و حرکت پرشتاب پیشزمینهاند؛ طبیعت ساکن است و انسان در جنگ.
از نظر تاریخی نیز این نکته مهم است که نام گنجه در این دوره خود بخشی از مسئله سیاسی بود. پس از تصرف گنجه در ۱۸۰۴، روسها آن را به «الیزابتپول» تغییر نام دادند. گنجه در ۱۸۲۶ بار دیگر به کانون درگیری ایران و روسیه تبدیل شد و این همان واقعهای است که روبو در این اثر بازسازی کرده است.
و اینجا تفاوت آن با نبرد گنجه ۱۸۰۴ اهمیت پیدا میکند. در ۱۸۰۴، مسئله اصلی تصرف قلعه گنجه به دست نیروهای روس به فرماندهی پاول سیسیانوف و مقاومت جوادخان بود؛ حمله نهایی در ژانویه ۱۸۰۴ صورت گرفت و سقوط گنجه آغازگر مرحلهای مهم از جنگ ایران و روسیه شد. اما تابلوی حاضر نه صحنه محاصره قلعه در ۱۸۰۴، بلکه نبرد میدانی گنجه در ۱۸۲۶ است.
از این منظر، ارزش تابلو تنها در بازنمایی یک نبرد نیست. این اثر نمونهای از چگونگی ساختهشدن حافظه جنگهای ایران و روس در هنر روسیِ اواخر قرن نوزدهم است. روبو، بیش از نیم قرن پس از آغاز نخستین جنگ، گذشته را دوباره به صحنه آورده و آن را در قالبی پرتحرک، قهرمانانه و تماشایی روایت کرده است.
تابلو را اگر دقیقتر ببینیم، تاریخ در آن فقط در چهره سربازان نیست؛ در لباسها، پرچمها، اسلحهها، آرایش سوارهنظام، کوهستان، توپخانه و حتی زمین زیر پای اسبها نیز حضور دارد. اما باید میان «تصویر هنری از تاریخ» و «سند تصویری همزمان با واقعه» فاصله گذاشت. این نقاشی، خاطرهای هنرمندانه از جنگ است، نه عکسی از میدان نبرد.
این تابلو در نگاه نخست، تصویری پرهیاهو از رویارویی سپاه ایران و روسیه در گنجه است: اسبهای رمیده، سواران شمشیرکش، پرچمی در میانه میدان، پیکرهای افتاده بر زمین و دود و غباری که مرز میان انسان و اسب و سلاح را محو کرده است. اما یک نکته مهم در شناسایی اثر باید اصلاح شود: این تابلو نبرد گنجه در سال ۱۸۰۴ نیست؛ اثر فرانتس روبو (Franz Roubaud) در سال ۱۸۸۷، صحنه نبرد گنجه/الیزابتپول در سال ۱۸۲۶ را به تصویر میکشد.
نبرد گنجه ۱۸۲۶ در جریان دومین جنگ ایران و روسیه روی داد. عباسمیرزا در تابستان آن سال توانسته بود بخشهایی از سرزمینهای ازدسترفته پس از عهدنامه گلستان را بازپس گیرد. سپاه ایران به سوی گنجه پیش رفت؛ اما نیروهای روس به فرماندهی ایوان پاسکویچ در حوالی شهر با سپاه عباسمیرزا درگیر شدند. نبرد سرانجام با شکست سپاه ایران و عقبنشینی آن به سوی ارس پایان یافت.
اما تابلو بیش از آنکه گزارش دقیق یک لحظه تاریخی باشد، یک بازسازی حماسی از میدان نبرد است. روبو در سال ۱۸۸۷، یعنی بیش از شصت سال پس از جنگ، این صحنه را نقاشی کرد. از همین رو نباید انتظار داشت که هر سرباز، لباس یا آرایش نظامی را همچون یک سند تصویری همزمان با واقعه تلقی کنیم. نقاشی، تاریخ را به زبان حافظه، قهرمانی و نمایش نظامی بازآفرینی کرده است.
در مرکز تابلو، پرچم سرخ و پارهای که در میان انبوه سواران برافراشته شده، مهمترین نقطه تمرکز چشم است. پیکرهای که در کنار آن قرار گرفته، گویی آخرین توان خود را برای حفظ پرچم به کار گرفته است. روبو با قرار دادن این پرچم در مرکز ترکیببندی، نبرد را از مجموعهای از برخوردهای پراکنده به صحنهای درباره حفظ صف، نشان و حیثیت نظامی تبدیل میکند.
در سمت چپ، تراکم نیروها بیشتر است. توپها، سواران و پیادگان در فضایی آکنده از دود درهم فرو رفتهاند. در مقابل، سمت راست تصویر با صفی گستردهتر از سواران روسی شکل گرفته است. این تفاوت در تراکم، چشم را از آشوب بخش چپ به حرکت منظمتر جناح راست هدایت میکند؛ گویی نقاش میخواهد تفاوت میان دو شیوه جنگیدن را نیز در ساختار بصری تصویر نشان دهد.
اسبها در این تابلو فقط وسیله حرکت نیستند؛ بخشی از زبان دراماتیک اثرند. اسب سیاهِ پیشزمینه که سرکشیده و بدنش را در جهتی مخالف حرکت سوار میپیچاند، یکی از مهمترین عناصر بصری نقاشی است. در کنار آن، اسبهای سفید، قهوهای و سرخ، با حرکات متفاوت، ریتمی موجوار در سطح تابلو ایجاد کردهاند. همین حرکت مداوم باعث شده چشم بیننده هیچگاه در یک نقطه متوقف نماند.
پیکرهای افتاده در پیشزمینه نیز اهمیت دارند. روبو میدان جنگ را فقط با قهرمانان و سواران پیروز پر نکرده است؛ زمین خود به صحنه تاریخ تبدیل شده است. بدنهای مجروح، اسبهای افتاده، سلاحهای رهاشده و سنگلاخهای زیر پای سپاهیان، هزینه انسانی نبرد را به چشم میآورند.
در دوردست، کوههای بلند و برفگرفته قفقاز دیده میشوند. این بخش از تابلو تنها پسزمینه نیست. کوهستان، میدان جنگ را در جغرافیای قفقاز قرار میدهد و در عین حال، عظمت طبیعت را در برابر آشوب انسان. آسمان روشن و کوههای آرام، در تضاد کامل با دود، خون و حرکت پرشتاب پیشزمینهاند؛ طبیعت ساکن است و انسان در جنگ.
از نظر تاریخی نیز این نکته مهم است که نام گنجه در این دوره خود بخشی از مسئله سیاسی بود. پس از تصرف گنجه در ۱۸۰۴، روسها آن را به «الیزابتپول» تغییر نام دادند. گنجه در ۱۸۲۶ بار دیگر به کانون درگیری ایران و روسیه تبدیل شد و این همان واقعهای است که روبو در این اثر بازسازی کرده است.
و اینجا تفاوت آن با نبرد گنجه ۱۸۰۴ اهمیت پیدا میکند. در ۱۸۰۴، مسئله اصلی تصرف قلعه گنجه به دست نیروهای روس به فرماندهی پاول سیسیانوف و مقاومت جوادخان بود؛ حمله نهایی در ژانویه ۱۸۰۴ صورت گرفت و سقوط گنجه آغازگر مرحلهای مهم از جنگ ایران و روسیه شد. اما تابلوی حاضر نه صحنه محاصره قلعه در ۱۸۰۴، بلکه نبرد میدانی گنجه در ۱۸۲۶ است.
از این منظر، ارزش تابلو تنها در بازنمایی یک نبرد نیست. این اثر نمونهای از چگونگی ساختهشدن حافظه جنگهای ایران و روس در هنر روسیِ اواخر قرن نوزدهم است. روبو، بیش از نیم قرن پس از آغاز نخستین جنگ، گذشته را دوباره به صحنه آورده و آن را در قالبی پرتحرک، قهرمانانه و تماشایی روایت کرده است.
تابلو را اگر دقیقتر ببینیم، تاریخ در آن فقط در چهره سربازان نیست؛ در لباسها، پرچمها، اسلحهها، آرایش سوارهنظام، کوهستان، توپخانه و حتی زمین زیر پای اسبها نیز حضور دارد. اما باید میان «تصویر هنری از تاریخ» و «سند تصویری همزمان با واقعه» فاصله گذاشت. این نقاشی، خاطرهای هنرمندانه از جنگ است، نه عکسی از میدان نبرد.
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅تابلو نقاشی نبرد گنجه بین ایران و روسیه در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۱۸۲۶ ◻️نگارگر: فرانتس روباود ◻️تاریخ اثر:سال ۱۸۸۷ @tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from محمد رضا شجریان
چشم مست
@AvayeMehregan
چشم مست
• آواز : محمدرضا شجریان
• سه تار: محمد رضا لطفی
• نی : عبدالنقی افشارنیا
• تنبک : همایون شجریان
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦
• آواز : محمدرضا شجریان
• سه تار: محمد رضا لطفی
• نی : عبدالنقی افشارنیا
• تنبک : همایون شجریان
✦♥️✦کانال استاد شجریان✦♥️✦