دِرو؛ پایان یک رنج، آغاز یک جشن
در دشتهای گندمخیز تایباد، دِرو تنها بریدن خوشهها نبود؛ روایتی بود از همدلی، بخشندگی و باور به برکت. هر خوشهای که با داس بر زمین میافتاد، نشانی از ماهها تلاش و امید کشاورز بود..
رسم بر این بود که با پایان یافتن برداشت یک مزرعه، دروگران بیدرنگ راهی مزرعهای دیگر شوند تا دست یاری به همسایه بدهند. محصول، اگرچه از آنِ یک نفر بود، اما شادی برداشتش میان همه تقسیم میشد.
وقتی تنها چند ردیف گندم باقی میماند، زمزمه دعا، صلوات و رباعی در دشت میپیچید. آخرین خوشهها را با احترام درو میکردند؛ چرا که باور داشتند برکت خرمن در همین واپسین خوشهها نهفته است و نگاه خوجهٔ خضر بر آن جاری است..
پس از پایان کار، خستگی جای خود را به مهر میداد. دروگران یکدیگر را در آغوش میگرفتند، حلالیت میطلبیدند و خدا را برای نعمت روزی شکر میکردند. گاهی نیز اشک شوق، پایانبخش روزی پررنج و پربرکت بود...
در برخی روستاهای تایباد و باخرز، بخشی از گندم را عمداً در زمین باقی میگذاشتند و با گفتن «روباه بجست» یا «شغال بجست»، آن را سهم خوشهچینان میدانستند؛ رسمی که از سخاوت مردمان این دیار و احترام به حق دیگران حکایت داشت..
امروز شاید داسها جای خود را به ماشینهای برداشت داده باشند، اما خاطره آن آیینهای ساده و صمیمی، هنوز در حافظه پیران روستا و در فرهنگ این سرزمین زنده است؛ یادگاری از روزگاری که کشاورزی، تنها یک شغل نبود، بلکه شیوهای برای زندگی، همدلی و پاسداشت برکت بود......
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
در دشتهای گندمخیز تایباد، دِرو تنها بریدن خوشهها نبود؛ روایتی بود از همدلی، بخشندگی و باور به برکت. هر خوشهای که با داس بر زمین میافتاد، نشانی از ماهها تلاش و امید کشاورز بود..
رسم بر این بود که با پایان یافتن برداشت یک مزرعه، دروگران بیدرنگ راهی مزرعهای دیگر شوند تا دست یاری به همسایه بدهند. محصول، اگرچه از آنِ یک نفر بود، اما شادی برداشتش میان همه تقسیم میشد.
وقتی تنها چند ردیف گندم باقی میماند، زمزمه دعا، صلوات و رباعی در دشت میپیچید. آخرین خوشهها را با احترام درو میکردند؛ چرا که باور داشتند برکت خرمن در همین واپسین خوشهها نهفته است و نگاه خوجهٔ خضر بر آن جاری است..
پس از پایان کار، خستگی جای خود را به مهر میداد. دروگران یکدیگر را در آغوش میگرفتند، حلالیت میطلبیدند و خدا را برای نعمت روزی شکر میکردند. گاهی نیز اشک شوق، پایانبخش روزی پررنج و پربرکت بود...
در برخی روستاهای تایباد و باخرز، بخشی از گندم را عمداً در زمین باقی میگذاشتند و با گفتن «روباه بجست» یا «شغال بجست»، آن را سهم خوشهچینان میدانستند؛ رسمی که از سخاوت مردمان این دیار و احترام به حق دیگران حکایت داشت..
امروز شاید داسها جای خود را به ماشینهای برداشت داده باشند، اما خاطره آن آیینهای ساده و صمیمی، هنوز در حافظه پیران روستا و در فرهنگ این سرزمین زنده است؛ یادگاری از روزگاری که کشاورزی، تنها یک شغل نبود، بلکه شیوهای برای زندگی، همدلی و پاسداشت برکت بود......
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
❤2👏2
مقبره شیخ زینالدین علی..
منسوب به پدر مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی
در میانهی قبرستان کهن تایباد، بنایی آجری و ساده قرار دارد که بر پایهی روایتهای محلی و منابع تاریخی، به شیخ زینالدین علی، پدر عارف نامدار خراسان مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی، منسوب است..
درباره زندگی و احوال او اطلاعات تاریخی چندانی در دست نیست و همین سکوت، بر رازآلودگی این آرامگاه افزوده است.
معماری بنا، با ایوان بلند، آجرکاری و تزیینات کاشی فیروزهای، شباهت چشمگیری با مجموعه آرامگاه مولانا دارد و به نظر میرسد در همان سنت معماری تیموری و با الهام از آن شکل گرفته باشد. این شباهت، پیوندی نمادین میان دو نسل از خاندان مولانا را به نمایش میگذارد؛ پدری که نامش در تاریخ کمرنگ مانده، اما آرامگاهش همچنان در کنار یکی از مهمترین آثار تاریخی تایباد پابرجاست...
کانال #طی_باد | روایتگر تاریخ، فرهنگ و هویت تایباد👇👇
https://telegram.me/taybad054
منسوب به پدر مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی
در میانهی قبرستان کهن تایباد، بنایی آجری و ساده قرار دارد که بر پایهی روایتهای محلی و منابع تاریخی، به شیخ زینالدین علی، پدر عارف نامدار خراسان مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی، منسوب است..
درباره زندگی و احوال او اطلاعات تاریخی چندانی در دست نیست و همین سکوت، بر رازآلودگی این آرامگاه افزوده است.
معماری بنا، با ایوان بلند، آجرکاری و تزیینات کاشی فیروزهای، شباهت چشمگیری با مجموعه آرامگاه مولانا دارد و به نظر میرسد در همان سنت معماری تیموری و با الهام از آن شکل گرفته باشد. این شباهت، پیوندی نمادین میان دو نسل از خاندان مولانا را به نمایش میگذارد؛ پدری که نامش در تاریخ کمرنگ مانده، اما آرامگاهش همچنان در کنار یکی از مهمترین آثار تاریخی تایباد پابرجاست...
کانال #طی_باد | روایتگر تاریخ، فرهنگ و هویت تایباد👇👇
https://telegram.me/taybad054
❤2
روستاهای مرزی شرق ایران | آقابیک، تایباد
در گوشهای از مرزهای شرقی ایران، جایی که سکوت بر دیوارهای کاهگلی سایه افکنده، روستای خالی از سکنه آقابیک همچنان نشانی از روزگار پررونق گذشته را در خود حفظ کرده است. خانههای گلی و کوچههای خاموش، روایتگر زندگی مردمانی هستند که سالها در این سرزمین زیستهاند.
در کنار این روستا، دریاچه نمک آقابیک قرار دارد؛ پهنهای سپید که در گذشته یکی از منابع تأمین نمک مردم منطقه بود. اهالی با روشهای سنتی، نمک این دریاچه را برداشت و در زندگی روزمره خود استفاده میکردند؛ یادگاری از روزگاری که طبیعت، بخش مهمی از معاش مردم را فراهم میساخت.
امروز آقابیک، با سکوتی عمیق و چشماندازهای خاص کویری، بخشی از هویت تاریخی و طبیعی تایباد را به نمایش میگذارد؛ جایی که هنوز هم میتوان ردپای زندگی، تلاش و سازگاری انسان با طبیعت را در دل مرزهای خراسان دید.
کانال #طی_باد | روایتگر تاریخ، فرهنگ و طبیعت تایباد
https://telegram.me/taybad054
در گوشهای از مرزهای شرقی ایران، جایی که سکوت بر دیوارهای کاهگلی سایه افکنده، روستای خالی از سکنه آقابیک همچنان نشانی از روزگار پررونق گذشته را در خود حفظ کرده است. خانههای گلی و کوچههای خاموش، روایتگر زندگی مردمانی هستند که سالها در این سرزمین زیستهاند.
در کنار این روستا، دریاچه نمک آقابیک قرار دارد؛ پهنهای سپید که در گذشته یکی از منابع تأمین نمک مردم منطقه بود. اهالی با روشهای سنتی، نمک این دریاچه را برداشت و در زندگی روزمره خود استفاده میکردند؛ یادگاری از روزگاری که طبیعت، بخش مهمی از معاش مردم را فراهم میساخت.
امروز آقابیک، با سکوتی عمیق و چشماندازهای خاص کویری، بخشی از هویت تاریخی و طبیعی تایباد را به نمایش میگذارد؛ جایی که هنوز هم میتوان ردپای زندگی، تلاش و سازگاری انسان با طبیعت را در دل مرزهای خراسان دید.
کانال #طی_باد | روایتگر تاریخ، فرهنگ و طبیعت تایباد
https://telegram.me/taybad054
❤5
هر دانهاش حکایتِ یک روزِ آفتاب،
هر بوتهاش روایتِ رنجِ کشاورز است
خربزهی تایباد،
طعمِ نابِ خاکِ خراسان کهن است...
کانال #طی_باد
روایت طبیعت، فرهنگ و تاریخ سرحدات
https://telegram.me/taybad054
هر بوتهاش روایتِ رنجِ کشاورز است
خربزهی تایباد،
طعمِ نابِ خاکِ خراسان کهن است...
کانال #طی_باد
روایت طبیعت، فرهنگ و تاریخ سرحدات
https://telegram.me/taybad054
👍7
طبیعت بهاری در منطقه شِرَ دره آبقه
طبیعتی بکر، آبی زلال و آرامشی ماندگار...
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
طبیعتی بکر، آبی زلال و آرامشی ماندگار...
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی مقامی باخرز...
قطعه ای کوتاه از دوتار استاد عبدالقادر افضلی؛ نوایی برخاسته از دل خراسان، آمیخته با اصالت، عشق و فرهنگ این سرزمین. 🎶
«گدا و پادشاه و میر و درویش
همه را خاکِ راه، یکسان کند عشق...»
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
قطعه ای کوتاه از دوتار استاد عبدالقادر افضلی؛ نوایی برخاسته از دل خراسان، آمیخته با اصالت، عشق و فرهنگ این سرزمین. 🎶
«گدا و پادشاه و میر و درویش
همه را خاکِ راه، یکسان کند عشق...»
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
❤3👍2
کوچهباغهای روستای جوزقان تایباد
جایی که دیوارهای کاهگلی، جویبارهای زلال و سایهسار درختان، روایتگر سالها زندگی و آرامشاند. هر قدم در این کوچهها، عطر بهار و اصالت روستا را در جان رهگذر زنده میکند.....
📸 Photo ...Ali .Mirzaie
آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
جایی که دیوارهای کاهگلی، جویبارهای زلال و سایهسار درختان، روایتگر سالها زندگی و آرامشاند. هر قدم در این کوچهها، عطر بهار و اصالت روستا را در جان رهگذر زنده میکند.....
📸 Photo ...Ali .Mirzaie
آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
❤4👍4😍1
با شاعران پرآوازه سرحدات.......
لذت گفتگو.. ...
جای به دل همی کنم از غم عشق نور را
چاکر و بنده ام همی شاه ولای غور را
تا به غمش رسیده ام جام می اش چشیده ام
از همه کس بریده ام دیده ی ناصبور را
تا به وصال آن صنم واله و مبتلا شدم
کی بکنم قبول دل هشت بهشت و حور را
جلوه ی نور روی او لذت گفتگوی او
یاد به دل همی دهد موسی و کوه طور را
گر چه کسی نمی کند صدق کلام صادقین
کی بتوان نمود وا باطن چشم کور را
دیده ی عاشقان کند مصدق این کلام من
زانکه به چشم دیده آن جلوه ی شمس نور را
گفت ندیم سرحدی از اثرات بی خودی
وصف بیان مهتدی حضرت پر حضور او
................................
و تفسیر تحریریه کانال طی باد..
در این غزل، «ندیم» از عشقی سخن میگوید که دل را از هر وابستگی تهی میکند و تنها به نور محبوب میسپارد. از نگاه او، آنکه جرعهای از این محبت چشیده باشد، دیگر دل به زینتهای دنیا و حتی وعدههای بهشت نمیبندد؛ زیرا شیرینیِ گفتوگو با محبوب، بر هر نعمتی برتری دارد.
بیتِ «جلوهی نورِ روی او، لذتِ گفتگوی او / یاد به دل همی دهد موسی و کوه طور را» اوج این معناست؛ جایی که شاعر، لذت مناجات و دیدار معنوی را به تجلی نور الهی بر طور سینا پیوند میزند و نشان میدهد که حقیقت عشق، در حضور و گفتوگوی با معشوق معنا مییابد.
سرودهای از مرحوم خلیفه سعید محمد معصومی، متخلص به «ندیم»؛ از چهرههای ادبی و عرفانی سرحدات.
زادگاه: روستای تونه
محل وفات: روستای گندمشاد
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
لذت گفتگو.. ...
جای به دل همی کنم از غم عشق نور را
چاکر و بنده ام همی شاه ولای غور را
تا به غمش رسیده ام جام می اش چشیده ام
از همه کس بریده ام دیده ی ناصبور را
تا به وصال آن صنم واله و مبتلا شدم
کی بکنم قبول دل هشت بهشت و حور را
جلوه ی نور روی او لذت گفتگوی او
یاد به دل همی دهد موسی و کوه طور را
گر چه کسی نمی کند صدق کلام صادقین
کی بتوان نمود وا باطن چشم کور را
دیده ی عاشقان کند مصدق این کلام من
زانکه به چشم دیده آن جلوه ی شمس نور را
گفت ندیم سرحدی از اثرات بی خودی
وصف بیان مهتدی حضرت پر حضور او
................................
و تفسیر تحریریه کانال طی باد..
در این غزل، «ندیم» از عشقی سخن میگوید که دل را از هر وابستگی تهی میکند و تنها به نور محبوب میسپارد. از نگاه او، آنکه جرعهای از این محبت چشیده باشد، دیگر دل به زینتهای دنیا و حتی وعدههای بهشت نمیبندد؛ زیرا شیرینیِ گفتوگو با محبوب، بر هر نعمتی برتری دارد.
بیتِ «جلوهی نورِ روی او، لذتِ گفتگوی او / یاد به دل همی دهد موسی و کوه طور را» اوج این معناست؛ جایی که شاعر، لذت مناجات و دیدار معنوی را به تجلی نور الهی بر طور سینا پیوند میزند و نشان میدهد که حقیقت عشق، در حضور و گفتوگوی با معشوق معنا مییابد.
سرودهای از مرحوم خلیفه سعید محمد معصومی، متخلص به «ندیم»؛ از چهرههای ادبی و عرفانی سرحدات.
زادگاه: روستای تونه
محل وفات: روستای گندمشاد
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
❤5
باغات مهروس تایباد
روزگاری زبانزد مردم سرحد بود؛ با درختان پربار، زردآلو خوافی توت پشت گل . انگور های شیرین روچه. لعل و عسکری .گوجه و بادمجان و.... جویهای روان، سایهسارهای خنک و عطر میوههایی که خاطرهاش هنوز در ذهن نسلهای قدیمی مانده است. جایی که بهار و تابستانش با صدای آب، آواز پرندگان و رفتوآمد مردم جان میگرفت.
اما گذر زمان، چهره این باغها را تغییر داد. بسیاری از باغات قدیمی کمکم از رونق افتادند؛ قنات و چاه ها کم اب شدن درختان خشک شدند و زمینهایی که روزگاری سبز و زنده بودند، جای خود را به کوچهها، خیابانها و خانههای نو دادند..
شهر آرامآرام گسترش یافت و باغهایی که بخشی از هویت و خاطرات مردم بودند، یکی پس از دیگری از میان رفتند....
امروز از آن همه سبزی و طراوت، تنها اندک نشانههایی باقی مانده است؛ دری قدیمی، دیواری کاهگلی یا خاطرهای در ذهن پیرمردان و پیرزنان منطقه… نشانههایی از روزگاری که باغها نفس شهر بودند و هر گوشهاش قصهای برای گفتن داشت...
📷 Ali .Mirzaie Taybad
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
روزگاری زبانزد مردم سرحد بود؛ با درختان پربار، زردآلو خوافی توت پشت گل . انگور های شیرین روچه. لعل و عسکری .گوجه و بادمجان و.... جویهای روان، سایهسارهای خنک و عطر میوههایی که خاطرهاش هنوز در ذهن نسلهای قدیمی مانده است. جایی که بهار و تابستانش با صدای آب، آواز پرندگان و رفتوآمد مردم جان میگرفت.
اما گذر زمان، چهره این باغها را تغییر داد. بسیاری از باغات قدیمی کمکم از رونق افتادند؛ قنات و چاه ها کم اب شدن درختان خشک شدند و زمینهایی که روزگاری سبز و زنده بودند، جای خود را به کوچهها، خیابانها و خانههای نو دادند..
شهر آرامآرام گسترش یافت و باغهایی که بخشی از هویت و خاطرات مردم بودند، یکی پس از دیگری از میان رفتند....
امروز از آن همه سبزی و طراوت، تنها اندک نشانههایی باقی مانده است؛ دری قدیمی، دیواری کاهگلی یا خاطرهای در ذهن پیرمردان و پیرزنان منطقه… نشانههایی از روزگاری که باغها نفس شهر بودند و هر گوشهاش قصهای برای گفتن داشت...
📷 Ali .Mirzaie Taybad
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
👍4❤2
نگاهی به معماری دوره تیموری
آجر، کاشی و نقش، در کنار هم جلوهای از شکوه هنر ایرانی را به نمایش گذاشتهاند. معماری دوره تیموری با هندسه دقیق، کاشیکاریهای چشمنواز و خطوط خوشنویسی، از درخشانترین دورههای معماری ایران به شمار میرود؛ آثاری که پس از گذشت چندین قرن، همچنان روایتگر ذوق، دانش و خلاقیت معماران ایرانی هستند.
هر آجر و هر نقش، برگ زرینی از تاریخ و هویت این سرزمین است؛ میراثی که هنوز هم چشم هر بینندهای را به تحسین وامیدارد...
آرامگاه مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی... خراسان رضوی تایباد....
همراه با کانال طی باد
https://telegram.me/taybad054
آجر، کاشی و نقش، در کنار هم جلوهای از شکوه هنر ایرانی را به نمایش گذاشتهاند. معماری دوره تیموری با هندسه دقیق، کاشیکاریهای چشمنواز و خطوط خوشنویسی، از درخشانترین دورههای معماری ایران به شمار میرود؛ آثاری که پس از گذشت چندین قرن، همچنان روایتگر ذوق، دانش و خلاقیت معماران ایرانی هستند.
هر آجر و هر نقش، برگ زرینی از تاریخ و هویت این سرزمین است؛ میراثی که هنوز هم چشم هر بینندهای را به تحسین وامیدارد...
آرامگاه مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی... خراسان رضوی تایباد....
همراه با کانال طی باد
https://telegram.me/taybad054
👍3👏1
Forwarded from Album Photo... (💙💙سخن راست.قسم ندارد💙💙 Taybad Khorasan Razavi...)
«گاه تاریخ را نه در کتابها، که بر کاشیهای فیروزهای و خطوط استوار ثلث باید خواند؛
میراثی که هنوز نفس میکشد.»
آرامگاه حضرت مولانا
تایباد خراسان رضوی...
📸 Photo ...Ali Mirzaie
آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
میراثی که هنوز نفس میکشد.»
آرامگاه حضرت مولانا
تایباد خراسان رضوی...
📸 Photo ...Ali Mirzaie
آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
👍3❤1👏1
هر خیابان در تایباد، روایتی از زندگی است....
📷 Ali...Mirzaie..
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
📷 Ali...Mirzaie..
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
❤4👍1
اصطلاحاتی در باب زبان عامیانه تایبادی.. ..
لُک لُک کردن: تکه تکه کردن
نونِ ر لُک لُک کُن. نان را تکه تکه کن.
لُک تر : کلفت تر . ضخیم تر
یَک نخ ِ لُک تَرِ بده. یک نخ ضخیم تری بده.
لُکّه کردن : جمع کردن . انبار کردن.
همه ی اَسبابا ر یَک جا لُکّه کُ. همه وسایل را به یک جا جمع کن.
لُکّه پچ کردن : به هم پیچاندن و جمع کردن.
همه چی ر لُکّه پچ کرد. همه چیز را به هم پیچاند و جمع کرد.
لِکَنده : درب و داغون. خیلی خراب.
اِشطَو لِکنده یه. خیلی درب و داغون
لِک لِک کردن : کُند و آهسته حرکت کردن
اِشطَو اِی ماشین لِک لِک مِنَ. چطور این ماشین کند و آهسته حرکت می کند.
لُکَّک: ظاهرا یک نوع مرض هست.
الهی لُککَّ ر بخوری.یک نفرین بوده است.
الهی لُک کَک به در کنی. یک نفرین بوده است.
اِستا لِک لِک : آدم بسیار کند و آهسته کار و خونسرد.
هَی بِگردُم استا لِک لِک ر. یک نوع طعنه زنی به فرد کُند کار است.
#کانال_طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
لُک لُک کردن: تکه تکه کردن
نونِ ر لُک لُک کُن. نان را تکه تکه کن.
لُک تر : کلفت تر . ضخیم تر
یَک نخ ِ لُک تَرِ بده. یک نخ ضخیم تری بده.
لُکّه کردن : جمع کردن . انبار کردن.
همه ی اَسبابا ر یَک جا لُکّه کُ. همه وسایل را به یک جا جمع کن.
لُکّه پچ کردن : به هم پیچاندن و جمع کردن.
همه چی ر لُکّه پچ کرد. همه چیز را به هم پیچاند و جمع کرد.
لِکَنده : درب و داغون. خیلی خراب.
اِشطَو لِکنده یه. خیلی درب و داغون
لِک لِک کردن : کُند و آهسته حرکت کردن
اِشطَو اِی ماشین لِک لِک مِنَ. چطور این ماشین کند و آهسته حرکت می کند.
لُکَّک: ظاهرا یک نوع مرض هست.
الهی لُککَّ ر بخوری.یک نفرین بوده است.
الهی لُک کَک به در کنی. یک نفرین بوده است.
اِستا لِک لِک : آدم بسیار کند و آهسته کار و خونسرد.
هَی بِگردُم استا لِک لِک ر. یک نوع طعنه زنی به فرد کُند کار است.
#کانال_طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
👏4👍3😍1
کاروانسرای عباسآباد تایباد؛ یادگاری ارزشمند از روزگار شکوه جاده ابریشم، در دوره صفویه که امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو میدرخشد....
بنایی که روایتگر تاریخ، معماری ایرانی و فرهنگ کهن این سرزمین است...
همراه با کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
بنایی که روایتگر تاریخ، معماری ایرانی و فرهنگ کهن این سرزمین است...
همراه با کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
❤3👏2
آب انبار تاریخی و مقبره شیخ ابواسحاق
در روستای آبقه تایباد....
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
در روستای آبقه تایباد....
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
سلطان شیخ ابواسحاق؛
عارفی در غبار تاریخ...
در میان چهرههای کمتر شناختهشده سرزمین تایباد
نام سلطان شیخ ابواسحاق همچنان بر سنگی کهن در گورستان تاریخی روستای #آبقه. زنده مانده است. هرچند گذر زمان بسیاری از جزئیات زندگی او را از میان برده، اما همان سنگنوشته، از جایگاه والای این شخصیت در میان مردم روزگار خود حکایت دارد..
لقبهای «سلطان»، «شیخ» و «شیخالاسلام» نشان میدهد که او تنها یک عالم دینی نبوده، بلکه شخصیتی مورد احترام در عرصه دانش، عرفان و هدایت جامعه به شمار میرفته است. در گذشته، عنوان «شیخالاسلام» به دانشمندانی داده میشد که علاوه بر دانش فقه و دین، مسئولیتهایی همچون قضاوت و حل اختلافات مردم را نیز بر عهده داشتند؛ ازاینرو، احتمال میرود سلطان شیخ ابواسحاق نیز از قضات و عالمان برجسته عصر خویش بوده باشد.
تاریخ دقیق زندگی او روشن نیست، اما کتیبه باقیمانده بر مزارش نشان میدهد که وفات وی در یکی از سالهای قرن نهم هجری قمری رخ داده است. هرچند نام او در بسیاری از منابع تاریخی دیده نمیشود، اما آرامگاهش همچنان بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این دیار را روایت میکند.
شناخت و معرفی چنین شخصیتهایی، ادای احترام به گذشتهای است که ریشههای فرهنگ، دانش و عرفان این سرزمین را شکل داده است؛ بزرگانی که اگرچه نامشان کمتر بر زبانهاست، اما یادگار حضورشان هنوز در گوشهای از خاک کهن تایباد باقی مانده است....
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
عارفی در غبار تاریخ...
در میان چهرههای کمتر شناختهشده سرزمین تایباد
نام سلطان شیخ ابواسحاق همچنان بر سنگی کهن در گورستان تاریخی روستای #آبقه. زنده مانده است. هرچند گذر زمان بسیاری از جزئیات زندگی او را از میان برده، اما همان سنگنوشته، از جایگاه والای این شخصیت در میان مردم روزگار خود حکایت دارد..
لقبهای «سلطان»، «شیخ» و «شیخالاسلام» نشان میدهد که او تنها یک عالم دینی نبوده، بلکه شخصیتی مورد احترام در عرصه دانش، عرفان و هدایت جامعه به شمار میرفته است. در گذشته، عنوان «شیخالاسلام» به دانشمندانی داده میشد که علاوه بر دانش فقه و دین، مسئولیتهایی همچون قضاوت و حل اختلافات مردم را نیز بر عهده داشتند؛ ازاینرو، احتمال میرود سلطان شیخ ابواسحاق نیز از قضات و عالمان برجسته عصر خویش بوده باشد.
تاریخ دقیق زندگی او روشن نیست، اما کتیبه باقیمانده بر مزارش نشان میدهد که وفات وی در یکی از سالهای قرن نهم هجری قمری رخ داده است. هرچند نام او در بسیاری از منابع تاریخی دیده نمیشود، اما آرامگاهش همچنان بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این دیار را روایت میکند.
شناخت و معرفی چنین شخصیتهایی، ادای احترام به گذشتهای است که ریشههای فرهنگ، دانش و عرفان این سرزمین را شکل داده است؛ بزرگانی که اگرچه نامشان کمتر بر زبانهاست، اما یادگار حضورشان هنوز در گوشهای از خاک کهن تایباد باقی مانده است....
کانال #طی_باد
https://telegram.me/taybad054
❤1