سرگذشت یک نبرد در باخرز کهن روایت روزهای پرآشوب خراسان
در حدود سال ۷۷۵ هجری،
خراسان شاهد یکی از درگیریهای مهم میان فرمانروایان آن عصر بود.
ستلمشبیک بن عبدالله مولایی، حاکم قهستان، که از ملک معزالدین حسین کرت، پادشاه هرات، ناخشنود بود، با چند تن از مخالفان حکومت کرت همپیمان شد و به سوی سرزمینهای گناباد، خواف، باخرز و جام لشکر کشید.
در سرحدات نخست قلعه استوار کرات را تصرف کردند و پس از آن راهی دشتهای رزه (ریزه) شدند و در آنجا اردو زدند.
ملک معزالدین حسین نیز برای مقابله با آنان سپاهی فراهم کرد و در مسیر تایباد، در مزار پیر شاداب به حضور #مولانا_زینالدین_ابوبکر_تایبادی. رسید و از دعای خیر و همت آن عارف بزرگ بهره گرفت.
سرانجام دو سپاه در دشت مشهد ریزه رویاروی هم قرار گرفتند. نبردی سخت و خونین درگرفت و پس از دو روز پیکار، سپاه مخالف شکست خورد. ستلمشبیک و محمد خواجه که برای رسیدن به ملک حسین پیش آمده بودند، با تیرهای او از پای درآمدند...
اما پایان این داستان تنها یک پیروزی و شکست نبود؛ این نبرد بخشی از فراز و نشیبهای تاریخی سرزمینی بود که امروز آن را با نام باخرز کهن و تایباد و سرحدات خراسان میشناسیم؛ سرزمینی که هر دشت و قلعهاش یادگاری از روزگاران دور را در خود پنهان کرده است.
اختصاصی از کانال #طي_باد
https://telegram.me/taybad054
در حدود سال ۷۷۵ هجری،
خراسان شاهد یکی از درگیریهای مهم میان فرمانروایان آن عصر بود.
ستلمشبیک بن عبدالله مولایی، حاکم قهستان، که از ملک معزالدین حسین کرت، پادشاه هرات، ناخشنود بود، با چند تن از مخالفان حکومت کرت همپیمان شد و به سوی سرزمینهای گناباد، خواف، باخرز و جام لشکر کشید.
در سرحدات نخست قلعه استوار کرات را تصرف کردند و پس از آن راهی دشتهای رزه (ریزه) شدند و در آنجا اردو زدند.
ملک معزالدین حسین نیز برای مقابله با آنان سپاهی فراهم کرد و در مسیر تایباد، در مزار پیر شاداب به حضور #مولانا_زینالدین_ابوبکر_تایبادی. رسید و از دعای خیر و همت آن عارف بزرگ بهره گرفت.
سرانجام دو سپاه در دشت مشهد ریزه رویاروی هم قرار گرفتند. نبردی سخت و خونین درگرفت و پس از دو روز پیکار، سپاه مخالف شکست خورد. ستلمشبیک و محمد خواجه که برای رسیدن به ملک حسین پیش آمده بودند، با تیرهای او از پای درآمدند...
اما پایان این داستان تنها یک پیروزی و شکست نبود؛ این نبرد بخشی از فراز و نشیبهای تاریخی سرزمینی بود که امروز آن را با نام باخرز کهن و تایباد و سرحدات خراسان میشناسیم؛ سرزمینی که هر دشت و قلعهاش یادگاری از روزگاران دور را در خود پنهان کرده است.
اختصاصی از کانال #طي_باد
https://telegram.me/taybad054
👏4❤1
🎶 روایت نغمههای سرحد
در موسیقی نواحی تایباد، سرنا فقط یک ساز نیست؛ صدای ریشههاست، صدای کوچههای قدیمی، جشنها و آیینهایی که نسل به نسل روایت شدهاند.
#محمد_خوشکار. سرنانواز موسیقی نواحی تایباد، با دمیدن در سرنا، بخشی از همین میراث کهن را زنده نگه میدارد؛ نغمهای برخاسته از خاک سرحد، با سوزی آشنا و صدایی که هنوز در جان این دیار میپیچد.
> «بنال ای یار چون سرنا، که سرنا بهر ما نالد...»
🎵 موسیقی نواحی تایباد؛ صدای هویت، اصالت و خاطرههای سرزمین طیبات..
https://telegram.me/taybad054
در موسیقی نواحی تایباد، سرنا فقط یک ساز نیست؛ صدای ریشههاست، صدای کوچههای قدیمی، جشنها و آیینهایی که نسل به نسل روایت شدهاند.
#محمد_خوشکار. سرنانواز موسیقی نواحی تایباد، با دمیدن در سرنا، بخشی از همین میراث کهن را زنده نگه میدارد؛ نغمهای برخاسته از خاک سرحد، با سوزی آشنا و صدایی که هنوز در جان این دیار میپیچد.
> «بنال ای یار چون سرنا، که سرنا بهر ما نالد...»
🎵 موسیقی نواحی تایباد؛ صدای هویت، اصالت و خاطرههای سرزمین طیبات..
https://telegram.me/taybad054
❤2
Audio
🎶 بشنویم با هم؛
موسیقی نواحی خراسان
🥁 چوببازی دونفره.
جلوهای از شور، هماهنگی و آیینهای دیرینه مردمان خراسان؛ جایی که ضربآهنگ سرنا و دهل با حرکت چوبها درهم میآمیزد و خاطرهای ماندگار از فرهنگ و اصالت این دیار میسازد.
یادی گرامی از زندهیاد استاد #غلامعلی_نینواز. ، نوازنده سرنا
و دهل هنرمند علی جمعه نینواز پاسداران نغمههای اصیل و میراث موسیقی نواحی خراسان. و باخرز ...
🎵 گوش بسپاریم به صدای سازهایی که هنوز روایتگر هویت و خاطرات سرزمین ما هستند....
کانال #طي_باد. 👇👇
https://telegram.me/taybad054
موسیقی نواحی خراسان
🥁 چوببازی دونفره.
جلوهای از شور، هماهنگی و آیینهای دیرینه مردمان خراسان؛ جایی که ضربآهنگ سرنا و دهل با حرکت چوبها درهم میآمیزد و خاطرهای ماندگار از فرهنگ و اصالت این دیار میسازد.
یادی گرامی از زندهیاد استاد #غلامعلی_نینواز. ، نوازنده سرنا
و دهل هنرمند علی جمعه نینواز پاسداران نغمههای اصیل و میراث موسیقی نواحی خراسان. و باخرز ...
🎵 گوش بسپاریم به صدای سازهایی که هنوز روایتگر هویت و خاطرات سرزمین ما هستند....
کانال #طي_باد. 👇👇
https://telegram.me/taybad054
❤3👏2
به بهانه آغاز سال تحصیلی...
نگاهی به مدرسههای محروم مرزی و روستایی تایباد
هر سال با آغاز مهر، صدای زنگ مدرسه در شهرها و روستاها دوباره طنینانداز میشود؛
اما در گوشههایی از این سرزمین، هنوز مدرسههایی هستند که با دیوارهای کاهگلی، نیمکتهای ساده و امکانات اندک، میزبان آرزوهای بزرگ کودکاناند.
در روستاهای مرزی و محروم تایباد، کودکانی هستند که با کمترین امکانات، راه دانستن و آموختن را ادامه دادهاند؛
کودکانی که کتاب برایشان چراغ راه بود و مدرسه، پنجرهای رو به آینده.
این تصاویر، تنها چند قاب از گذشتهاند؛
روایت روزهایی که معلم و شاگرد، در کلاسهای کوچک و ساده، کنار هم مینشستند و با امید، آینده را میساختند.
مهر، فقط آغاز مدرسه نیست؛
آغاز دوباره امید است.
به یاد همه معلمان دلسوز، دانشآموزان پرتلاش و مدرسههای سادهای که در دورترین روستاهای تایباد، چراغ دانایی را روشن نگه میدارند 🌱📚
عکس ها از هنرمند رحمان یوسفعلیزاده تایباد...
نگاهی به مدرسههای محروم مرزی و روستایی تایباد
هر سال با آغاز مهر، صدای زنگ مدرسه در شهرها و روستاها دوباره طنینانداز میشود؛
اما در گوشههایی از این سرزمین، هنوز مدرسههایی هستند که با دیوارهای کاهگلی، نیمکتهای ساده و امکانات اندک، میزبان آرزوهای بزرگ کودکاناند.
در روستاهای مرزی و محروم تایباد، کودکانی هستند که با کمترین امکانات، راه دانستن و آموختن را ادامه دادهاند؛
کودکانی که کتاب برایشان چراغ راه بود و مدرسه، پنجرهای رو به آینده.
این تصاویر، تنها چند قاب از گذشتهاند؛
روایت روزهایی که معلم و شاگرد، در کلاسهای کوچک و ساده، کنار هم مینشستند و با امید، آینده را میساختند.
مهر، فقط آغاز مدرسه نیست؛
آغاز دوباره امید است.
به یاد همه معلمان دلسوز، دانشآموزان پرتلاش و مدرسههای سادهای که در دورترین روستاهای تایباد، چراغ دانایی را روشن نگه میدارند 🌱📚
عکس ها از هنرمند رحمان یوسفعلیزاده تایباد...
❤6
منِه ور نَمِدره اوِ #طی_باد.
د غربت هی مبینُم خوِ طی باد
تمام مُلک دِنیارُم بگردی
نَمِبینی بیتر از شوِ طی باد
📸 Ali Mirzaie Taybad..
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
د غربت هی مبینُم خوِ طی باد
تمام مُلک دِنیارُم بگردی
نَمِبینی بیتر از شوِ طی باد
📸 Ali Mirzaie Taybad..
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
❤4
قصه یک نام؛ از آیینهای نامگذاری در تایباد و باخرز کهن...
قدیمترها، وقتی کودکی به دنیا میآمد، خانه حالوهوای دیگری داشت؛
بوی اسپند و شیرینی در خانه میپیچید و زنهای فامیل دور هم جمع میشدند. یکی دعا میخواند، یکی نوزاد را در آغوش میگرفت و پیرزن خانه زیر لب صلوات میفرستاد.
آن روزها، اسم گذاشتن بر بچه کار سادهای نبود.
میگفتند: «اسم، همراه آدمه... باید اسم نیک روی بچه گذاشت.»
بعد از تولد، بزرگترها و آدمهای مورد اعتماد خانواده دور هم مینشستند. اذان در گوش نوزاد خوانده میشد و با توسل به قرآن، نامی را که خوشیمن و نیک میدانستند، برمیگزیدند.
چند روز که میگذشت، نوبت به رسم دیگری میرسید. بچه را میان اهل خانه و خویشان میگرداندند؛ هرکس دستی بر سرش میکشید، دعایی میکرد و صلواتی میفرستاد. تا اینکه بزرگتر مجلس، نوزاد را در آغوش میگرفت و نامش را بلند بر زبان میآورد؛
آن وقت صلوات بلند میشد و شیرینی میان حاضران میگشت.
در بعضی روستاهای #تایباد و #باخرز، نوزاد را در #قلبیر میگذاشتند و میان جمع میگرداندند؛ رسمی ساده اما پرمعنا، انگار همه اهل فامیل میخواستند سهمی از دعای خیرشان را برای زندگی آن کودک بگذارند.
قدیمیها برای نام، قصهها و باورهای خودشان را هم داشتند.
اگر مادری چند بار داغ فرزند دیده بود، گاهی برای نوزاد تازهرسیده نام گیاهانی مثل #پونه، #کلپوره یا #ترخ میگذاشتند.
پیرزنها میگفتند:
«گیاه هرچه باد و خشکی ببینه، باز ریشهاش تو خاک میمونه؛ خدا کنه این بچه هم بمونه و قد بکشه.»
شاید امروز بسیاری از آن رسمها کمرنگ شده باشند، اما پشت هر نام قدیمی، دنیایی از باور و خاطره پنهان است؛
نامهایی که تنها برای صدا زدن یک کودک انتخاب نمیشدند، بلکه دعایی بودند برای ماندن، ریشه داشتن و خوشبخت زیستن.
و چه خوب است این قصهها را از زبان پدر بزرگ ها و مادربزرگهای این دیار بشنویم؛
چون هر کدام از آنها، صندوقچهای از خاطرات تایباد و باخرز کهن هستند.
قصههایی که اگر روایت نشوند، آرامآرام از یادها میروند...
اختصاصی از کانال طی باد روایت هویت، اصالت و فرهنگ سرحدات...👇👇
https://telegram.me/taybad054
قدیمترها، وقتی کودکی به دنیا میآمد، خانه حالوهوای دیگری داشت؛
بوی اسپند و شیرینی در خانه میپیچید و زنهای فامیل دور هم جمع میشدند. یکی دعا میخواند، یکی نوزاد را در آغوش میگرفت و پیرزن خانه زیر لب صلوات میفرستاد.
آن روزها، اسم گذاشتن بر بچه کار سادهای نبود.
میگفتند: «اسم، همراه آدمه... باید اسم نیک روی بچه گذاشت.»
بعد از تولد، بزرگترها و آدمهای مورد اعتماد خانواده دور هم مینشستند. اذان در گوش نوزاد خوانده میشد و با توسل به قرآن، نامی را که خوشیمن و نیک میدانستند، برمیگزیدند.
چند روز که میگذشت، نوبت به رسم دیگری میرسید. بچه را میان اهل خانه و خویشان میگرداندند؛ هرکس دستی بر سرش میکشید، دعایی میکرد و صلواتی میفرستاد. تا اینکه بزرگتر مجلس، نوزاد را در آغوش میگرفت و نامش را بلند بر زبان میآورد؛
آن وقت صلوات بلند میشد و شیرینی میان حاضران میگشت.
در بعضی روستاهای #تایباد و #باخرز، نوزاد را در #قلبیر میگذاشتند و میان جمع میگرداندند؛ رسمی ساده اما پرمعنا، انگار همه اهل فامیل میخواستند سهمی از دعای خیرشان را برای زندگی آن کودک بگذارند.
قدیمیها برای نام، قصهها و باورهای خودشان را هم داشتند.
اگر مادری چند بار داغ فرزند دیده بود، گاهی برای نوزاد تازهرسیده نام گیاهانی مثل #پونه، #کلپوره یا #ترخ میگذاشتند.
پیرزنها میگفتند:
«گیاه هرچه باد و خشکی ببینه، باز ریشهاش تو خاک میمونه؛ خدا کنه این بچه هم بمونه و قد بکشه.»
شاید امروز بسیاری از آن رسمها کمرنگ شده باشند، اما پشت هر نام قدیمی، دنیایی از باور و خاطره پنهان است؛
نامهایی که تنها برای صدا زدن یک کودک انتخاب نمیشدند، بلکه دعایی بودند برای ماندن، ریشه داشتن و خوشبخت زیستن.
و چه خوب است این قصهها را از زبان پدر بزرگ ها و مادربزرگهای این دیار بشنویم؛
چون هر کدام از آنها، صندوقچهای از خاطرات تایباد و باخرز کهن هستند.
قصههایی که اگر روایت نشوند، آرامآرام از یادها میروند...
اختصاصی از کانال طی باد روایت هویت، اصالت و فرهنگ سرحدات...👇👇
https://telegram.me/taybad054
❤6👍3
دوتار را زخمه بزن؛
بگذار باد، قصهٔ سرحد را بخواند...
استاد مولا جمشیدی؛
صدای اصیل دوتار خراسان و از مفاخر ارزشمند سرحدات؛
مردی که هر زخمهاش، بخشی از خاطره و فرهنگ این دیار است. 🎶
📷 Ali Mirzaie Taybad
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
بگذار باد، قصهٔ سرحد را بخواند...
استاد مولا جمشیدی؛
صدای اصیل دوتار خراسان و از مفاخر ارزشمند سرحدات؛
مردی که هر زخمهاش، بخشی از خاطره و فرهنگ این دیار است. 🎶
📷 Ali Mirzaie Taybad
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
❤3👏3
تصویر ذهنی از میل کرات تایباد
در ۹۵۰ سال پیش
اگر به حدود ۹۵۰ سال پیش، در روزگار سلجوقیان برگردیم، شاید میل تاریخی کرات را چنین میدیدیم؛
برجی بلند و استوار از آجر، با نقشهای هندسی و شرفههای آجری، ایستاده بر فراز دشت و مسیر کاروانها.
در میانهٔ میل، بالکنی برای دیدهبانی و اشراف بر راه، و در اطراف آن رفتوآمد سواران، کاروانها و مسافران سرزمین کهن خطه خراسان...
این تصویر بازسازی ذهنی و هنری است، نه بازنمایی قطعی از شکل بنا در آن دوره؛ تلاشی برای تصور شکوه میل کرات در روزگار سلجوقیان...
کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
در ۹۵۰ سال پیش
اگر به حدود ۹۵۰ سال پیش، در روزگار سلجوقیان برگردیم، شاید میل تاریخی کرات را چنین میدیدیم؛
برجی بلند و استوار از آجر، با نقشهای هندسی و شرفههای آجری، ایستاده بر فراز دشت و مسیر کاروانها.
در میانهٔ میل، بالکنی برای دیدهبانی و اشراف بر راه، و در اطراف آن رفتوآمد سواران، کاروانها و مسافران سرزمین کهن خطه خراسان...
این تصویر بازسازی ذهنی و هنری است، نه بازنمایی قطعی از شکل بنا در آن دوره؛ تلاشی برای تصور شکوه میل کرات در روزگار سلجوقیان...
کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
👍5❤1👏1
پایه ستونهای سنگی آرامگاه شاهزاده قاسم مشهدریزه تایباد. مربوط به دوره #صفویه.
ساختاری که برای استحکام بنا و مقابله با رطوبت زمین ایجاد شده و در گذر این سالهای طولانی، پایههای چوبی بنا را همچنان استوار نگه داشته است.
سنگ و چوب، در کنار هم؛ روایت خاموشی از هنر و مهندسی معماری گذشته....
کانال #طي_باد....
https://telegram.me/taybad054
ساختاری که برای استحکام بنا و مقابله با رطوبت زمین ایجاد شده و در گذر این سالهای طولانی، پایههای چوبی بنا را همچنان استوار نگه داشته است.
سنگ و چوب، در کنار هم؛ روایت خاموشی از هنر و مهندسی معماری گذشته....
کانال #طي_باد....
https://telegram.me/taybad054
❤2👏2
Forwarded from Album Photo... (💙💙سخن راست.قسم ندارد💙💙 Taybad Khorasan Razavi...)
مهرماه 1405
شروع پاییز و زرد شدن درختان
در دره استای تایباد...
📷Photo ..Ali.. Mirzaie Taybad
آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
شروع پاییز و زرد شدن درختان
در دره استای تایباد...
📷Photo ..Ali.. Mirzaie Taybad
آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
❤2👏1
یادی از
خانه قدیمی تیمورشاهی از دوره پهلوی در تایباد که از دل تاریخ آمد و به خاموشی رفت.
بنایی که اگر امروز پابرجا بود، میشد با حفظ اصالت و معماری کهن آن، یک اقامتگاه بومگردی زیبا و متفاوت ساخت؛ جایی برای شبنشینی، دوتار خراسان، غذاهای محلی و روایت قصههای سرحدات.
میشد مسافرانی که به تایباد میآمدند، بهجای دیدن چند عکس از گذشته، شبی را در دل همان گذشته زندگی کنند.
گاهی میراث تاریخی فقط یک دیوار و خشت نیست؛
بخشی از هویت یک شهر است که اگر از دست برود، بازسازیاش دیگر همان خاطره را برنمیگرداند.
خانه تیمورشاهی. در خیابان خرمشهر حیف که نماند.......
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
خانه قدیمی تیمورشاهی از دوره پهلوی در تایباد که از دل تاریخ آمد و به خاموشی رفت.
بنایی که اگر امروز پابرجا بود، میشد با حفظ اصالت و معماری کهن آن، یک اقامتگاه بومگردی زیبا و متفاوت ساخت؛ جایی برای شبنشینی، دوتار خراسان، غذاهای محلی و روایت قصههای سرحدات.
میشد مسافرانی که به تایباد میآمدند، بهجای دیدن چند عکس از گذشته، شبی را در دل همان گذشته زندگی کنند.
گاهی میراث تاریخی فقط یک دیوار و خشت نیست؛
بخشی از هویت یک شهر است که اگر از دست برود، بازسازیاش دیگر همان خاطره را برنمیگرداند.
خانه تیمورشاهی. در خیابان خرمشهر حیف که نماند.......
کانال #طي_باد.
https://telegram.me/taybad054
👍7❤2👏2
🍃 روایتی از کلام و حکمت شیخ سیفالدین باخرزی (رحمةالله علیه)
📜 حکایتی از شرح اسماءالحسنی
در میان صفحات کهن عرفان و معرفت، نام مردانی میدرخشد که عمر خویش را در راه شناخت حقیقت، تهذیب نفس و آموختن راه بندگی سپری کردند. شیخ سیفالدین باخرزی، از عارفان نامدار خراسان کهن، از جمله این بزرگان است؛ مردی که نامش با سرزمین باخرز کهن پیوند خورده و یاد و اندیشهاش بخشی از میراث معنوی این دیار به شمار میرود.
در روایتهای عرفانی منسوب به چنین بزرگان، سخن تنها برای شنیدن نیست؛ هر حکایت دریچهای است به سوی خویشتن، هر واژه تلنگری است برای بیداری دل و هر اشاره، دعوتی است به تأمل در راز آفرینش.
آنان به ما میآموزند که شناخت پروردگار، تنها در گفتار و تکرار نامها خلاصه نمیشود؛ بلکه حقیقت معرفت را باید در رفتار، فروتنی، مهربانی با خلق و پاکی نیت جستوجو کرد. چه بسیار کسان که زبانشان به ذکر مشغول است، اما دلشان هنوز از غبار خودخواهی پاک نشده است.
یاد شیخ سیفالدین باخرزی، برای ما تنها یادآور نام یک عارف بزرگ نیست؛ نشانی است از روزگاری که سرزمین باخرز کهن و خراسان، در کنار تاریخ و فرهنگ خویش، مهد اندیشههای عرفانی و معنوی نیز بوده است.
📚 برگرفته از حالوهوای حکمت و ادبیات عرفانی؛ این نوشته بازآفرینی ادبی است، نه نقلقول مستقیم از کتاب.
#شیخ_سیف_الدین_باخرزی
#شرح_اسماءالحسنی
🔹 اختصاصی از کانال طی باد
https://telegram.me/taybad054
📜 حکایتی از شرح اسماءالحسنی
در میان صفحات کهن عرفان و معرفت، نام مردانی میدرخشد که عمر خویش را در راه شناخت حقیقت، تهذیب نفس و آموختن راه بندگی سپری کردند. شیخ سیفالدین باخرزی، از عارفان نامدار خراسان کهن، از جمله این بزرگان است؛ مردی که نامش با سرزمین باخرز کهن پیوند خورده و یاد و اندیشهاش بخشی از میراث معنوی این دیار به شمار میرود.
در روایتهای عرفانی منسوب به چنین بزرگان، سخن تنها برای شنیدن نیست؛ هر حکایت دریچهای است به سوی خویشتن، هر واژه تلنگری است برای بیداری دل و هر اشاره، دعوتی است به تأمل در راز آفرینش.
آنان به ما میآموزند که شناخت پروردگار، تنها در گفتار و تکرار نامها خلاصه نمیشود؛ بلکه حقیقت معرفت را باید در رفتار، فروتنی، مهربانی با خلق و پاکی نیت جستوجو کرد. چه بسیار کسان که زبانشان به ذکر مشغول است، اما دلشان هنوز از غبار خودخواهی پاک نشده است.
یاد شیخ سیفالدین باخرزی، برای ما تنها یادآور نام یک عارف بزرگ نیست؛ نشانی است از روزگاری که سرزمین باخرز کهن و خراسان، در کنار تاریخ و فرهنگ خویش، مهد اندیشههای عرفانی و معنوی نیز بوده است.
📚 برگرفته از حالوهوای حکمت و ادبیات عرفانی؛ این نوشته بازآفرینی ادبی است، نه نقلقول مستقیم از کتاب.
#شیخ_سیف_الدین_باخرزی
#شرح_اسماءالحسنی
🔹 اختصاصی از کانال طی باد
https://telegram.me/taybad054
❤3
پاییز در روستای استای تایباد؛ 🍂
جایی که کوه، رنگ میگیرد و طبیعت، شعر میشود... 🍁..
کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
جایی که کوه، رنگ میگیرد و طبیعت، شعر میشود... 🍁..
کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
❤3👏1
نگاهی متفاوت به
دیدار مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی
با امير تیمور گورکانی...
کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
دیدار مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی
با امير تیمور گورکانی...
کانال طی باد....
https://telegram.me/taybad054
🥰1
📜 نگاهی به دیدار مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی با امیر تیمور گورکان در کتاب تیمورنامه......
در روایت منظوم مولانا عبدالله هاتفی خرگردی، حماسهسرای قرن دهم هجری قمری، تایباد صحنه دیدار قدرت و معرفت است؛ جایی که امیر تیمور، در برابر مقام معنوی مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی، سر فرود میآورد و به شنیدن پندهای او مینشیند.
هاتفی، در وصف مرشد تایباد، چنین میسراید:
«به نظّارهی مرشد تایباد
سپهرآفرین خوانِ آن خاک باد»
اما اوج این روایت، در پندهای مولانا به فرمانروایی است که قلمروهای بسیار را به تصرف درآورده بود؛ پندهایی درباره عدالت، دادخواهی و پاسداشت حقوق مردم:
«توان این جهان را به احسان گرفت
به عدل آن جهان نیز بتوان گرفت»
و در جایی دیگر، با بیانی روشن و ماندگار میگوید:
«بکن رحم بر مردم زیر دست
که دستی زبردست تو نیز هست»
تحلیل روایت: در این ابیات، هاتفی تصویری فراتر از یک ملاقات تاریخی ترسیم میکند؛ قدرت نظامی در برابر خرد اخلاقی قرار میگیرد و معیار ماندگاری فرمانروا، نه کشورگشایی، بلکه عدالت و احسان معرفی میشود. پیام این پندها روشن است: هیچ قدرتی از پاسخگویی در برابر دادگری و حقوق مردم بینیاز نیست.
این روایت ادبی، نام مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی را در جایگاه یکی از چهرههای برجسته معنوی خراسان کهن یادآوری میکند؛ مردی که در روایت هاتفی، صدای خرد و عدالت در برابر قدرت است.
📖 برگرفته از #تیمورنامه. اثر مولانا عبدالله هاتفی خرگردی...
اختصاصی از #کانال_طی_باد. روایت هویت و اصالت سرزمین
کهن خراسان👇👇
https://telegram.me/taybad054
در روایت منظوم مولانا عبدالله هاتفی خرگردی، حماسهسرای قرن دهم هجری قمری، تایباد صحنه دیدار قدرت و معرفت است؛ جایی که امیر تیمور، در برابر مقام معنوی مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی، سر فرود میآورد و به شنیدن پندهای او مینشیند.
هاتفی، در وصف مرشد تایباد، چنین میسراید:
«به نظّارهی مرشد تایباد
سپهرآفرین خوانِ آن خاک باد»
اما اوج این روایت، در پندهای مولانا به فرمانروایی است که قلمروهای بسیار را به تصرف درآورده بود؛ پندهایی درباره عدالت، دادخواهی و پاسداشت حقوق مردم:
«توان این جهان را به احسان گرفت
به عدل آن جهان نیز بتوان گرفت»
و در جایی دیگر، با بیانی روشن و ماندگار میگوید:
«بکن رحم بر مردم زیر دست
که دستی زبردست تو نیز هست»
تحلیل روایت: در این ابیات، هاتفی تصویری فراتر از یک ملاقات تاریخی ترسیم میکند؛ قدرت نظامی در برابر خرد اخلاقی قرار میگیرد و معیار ماندگاری فرمانروا، نه کشورگشایی، بلکه عدالت و احسان معرفی میشود. پیام این پندها روشن است: هیچ قدرتی از پاسخگویی در برابر دادگری و حقوق مردم بینیاز نیست.
این روایت ادبی، نام مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی را در جایگاه یکی از چهرههای برجسته معنوی خراسان کهن یادآوری میکند؛ مردی که در روایت هاتفی، صدای خرد و عدالت در برابر قدرت است.
📖 برگرفته از #تیمورنامه. اثر مولانا عبدالله هاتفی خرگردی...
اختصاصی از #کانال_طی_باد. روایت هویت و اصالت سرزمین
کهن خراسان👇👇
https://telegram.me/taybad054
👍2
پشت این درِ کهنه، دنیایی از خاطرههاست؛ و کنار آن، پیرمردی که انگار راوی روزگارِ رفته است...
عکسی به یادگار اطراف #باخرز.....
📷Photo ..Ali.. Mirzaie Taybad
نگاهی به آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
عکسی به یادگار اطراف #باخرز.....
📷Photo ..Ali.. Mirzaie Taybad
نگاهی به آلبوم عکس...👇👇👇
https://t.me/albumtaybad
❤3