This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند سال پیش، زمانی که در نیویورک مشغول گذراندن راند بیماران بودیم، هنگام ورود به اتاق یکی از بیماران، صدای او را از بیرون میشنیدیم؛ با صدای بلند فریاد میزد و بهشدت عصبانی بود. به محض اینکه وارد اتاق شدیم و چشمش به استاد افتاد، شروع کرد به ناسزا گفتن و توهینهای بسیار زننده.
استاد با نهایت آرامش لبخندی زد و گفت: «به نظر میرسد در زمان مناسبی نیامدهایم.»
بعد رو به ما کرد و گفت: «بیایید برویم بیمار بعدی را ببینیم.»
در یادداشت پرونده هم نوشت که به دلیل احساس تهدید، بیمار معاینه نشد و قرار است بعداً، زمانی که بیمار آرامتر شد، دوباره ویزیت شود.
نکته جالب این بود که هنگام ادامه راند و ویزیت سایر بیماران، انگار اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده بود؛ استاد کاملاً آرام بود و بدون هیچ تغییری به کارش ادامه میداد. مردم اینجا نوعی خونسردی دارند که شاید در نگاه اول غیرعادی به نظر برسد، اما واقعیت این است که همین خونسردی در چنین موقعیتهایی بسیار مهم است.
بعداً از او پرسیدم: «فکر میکنم دیگر این بیمار را نخواهیم دید و احتمالاً پزشک دیگری او را ویزیت خواهد کرد.»
گفت: «اصلاً اینطور نیست. بیمار به خاطر موضوع دیگری عصبانی بود و ما درست در همان لحظه وارد اتاق شدیم، پس هر کسی جلوی او بود مورد توهین قرار میگرفت. این موضوع شخصی نیست؛ don’t take it personal. اگر هم عذرخواهی کند، دوباره او را ویزیت خواهم کرد.»
و واقعاً هم همین اتفاق افتاد؛ بیمار بعداً عذرخواهی کرد و دوباره او را معاینه کردیم.
این اولین باری بود که از نزدیک با شیوه صحیح مدیریت و آرامسازی بیمار پرخاشگر (Management and De-escalation of Patient Agitation) آشنا شدم.
متأسفانه این مهارتی است که نه در ایران به ما آموزش داده شد و نه چندان در فرهنگ ما جا افتاده است. ما معمولاً احساساتی هستیم، زود عصبانی میشویم و مسائل را خیلی شخصی برداشت میکنیم؛ بهویژه در شرایط دشوار نظام درمانی و بیمارستانهایی که حتی امنیت کافی برای حمایت از کادر درمان ندارند.
تصور کنید همین صحنه برای پزشکی دیگر اتفاق بیفتد؛ بیمار شروع به توهین کند و پزشک هم پاسخ بدهد: «مگر ما برای تو کار میکنیم؟ تو بیماری و...»
بعد بیمار از شدت عصبانیت هر چیزی دم دستش باشد، مثل لیوان به سمت پزشک پرتاب کند. پزشک هم واکنش نشان دهد و درگیری فیزیکی آغاز شود؛ فرقی نمیکند چه کسی اول دست بلند کند، نتیجه یکی است.
اصل ماجرا این است که اولین قدم در برخورد با بیمار پرخاشگر، مهارت کاهش تنش (De-escalation) است؛ یعنی فضا را آرام کنی، تا جایی که ممکن است با صدای آرام صحبت کنی و سپس بدون پاسخ دادن به توهین، از موقعیت خارج شوی. بعد از آن، حق داری شکایت کنی یا حتی از ادامه درمان بیماری که به تو بیاحترامی کرده خودداری کنی.
البته این روش برای همه افراد جواب نمیدهد، اما اگر به بیشتر درگیریهای بیمارستانی نگاه کنید، معمولاً همهچیز با مشاجره لفظی شروع میشود و بعد به درگیری فیزیکی میرسد. روشن است که هیچگونه خشونتی، تحت هیچ شرایطی، قابل توجیه نیست؛ اما اگر بتوانی با استفاده از مهارت کاهش تنش، بدون درگیری از موقعیت خارج شوی، در نهایت تو برندهای.
این باید بخشی از آموزش هر پزشک باشد؛ اینکه بتواند احساسات خود را کنترل کند تا هم پزشک بهتری باشد و هم خود را وارد دعوایی نکند که در هر صورت بازنده آن است؛ حتی اگر مهاجمان بعداً زندانی شوند.
بحث بر سر این نیست که چه کسی مقصر است یا حق با چه کسی است. سؤال این است که اگر بیمار یا همراهش تو را بزند، دستت را بشکند یا با چاقو به تو آسیب بزند، چه چیزی نصیبت میشود؟ این آسیب ممکن است تمام آینده حرفهای و حتی زندگیات را تحت تأثیر قرار دهد.
چند ماه پیش ویدئویی در اینستاگرام منتشر شد که در آن فردی از یک اینترن یا رزیدنت فیلم میگرفت و اعتراض میکرد که چرا در بیمارستان پزشک کافی نیست؛ در حالی که ظاهراً پزشک در حال غذا خوردن یا استراحت کوتاهی بود. پزشک با نهایت ادب فقط لبخند زد و وارد بحث و مشاجره با فرد فیلمبردار نشد. همین باعث شد کسانی که از او فیلم میگرفتند، نتوانند کاری علیه او انجام دهند؛ دوربین را خاموش کردند و ماجرا همانجا تمام شد.
واقعاً از رفتار آن پزشک خوشم آمد؛ چون با خونسردی، خودش را از یک دردسر بزرگ نجات داد.
تا جایی که میتوانی، سعی کن فرد عصبانی را آرام کنی و از موقعیت فاصله بگیری؛ چون یک درگیری ممکن است ظرف چند ثانیه شعلهور شود و ناگهان خودت را یا در سردخانه ببینی یا روی تخت اتاق عمل، در حال انجام یک جراحی سنگین روی خودت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤59👏23👍17🙏6👎3🤯2🏆1
در دانشکده پزشکی هیچوقت به ما یاد ندادند که چگونه بهطور اصولی با بیمار خشمگین (Angry Patient) برخورد کنیم. از طرفی، بسیاری از ما نیز به دلیل شیوه تربیتی که داشتهایم، مهارتهای ارتباطی مناسبی نداریم. بسیاری از ما در کودکی با تنبیه بدنی بزرگ شدهایم؛ به همین دلیل، وقتی بزرگ میشویم، گاهی اختلافنظر خیلی راحت میتواند یک فرد محترم و مؤدب را هم به سمت خشونت سوق دهد.
حالا تصور کنید کسانی که در زندگیشان ظلم و فشار بیشتری تحمل کردهاند یا از آموزش و تربیت مناسب محروم بودهاند، در کنترل خشم و هیجان چه وضعیتی خواهند داشت.
میدانم که مقایسه شرایط اینجا و آنجا کاملاً منصفانه نیست و فشار کاری بیمارستانها گاهی زمینه انفجار را فراهم میکند؛ اما بد نیست این شیوه را در ذهن داشته باشی، شاید روزی در موقعیتی به کارت بیاید. چون معمولاً حمایت کافی وجود ندارد که از تو محافظت کند. گاهی فقط یک جمله یا حتی یک حرکت بدن میتواند آتش درگیری را شعلهور کند، و در مقابل، تنها یک جمله درست هم میتواند پیش از آنکه درگیری فیزیکی آغاز شود، تو را بهراحتی از آن موقعیت خارج کند.
مطلب مرتبط:
https://t.me/TebeAtfal/31516
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤40👏24👍17🙏8💯2
vol32_3_Cerebrovascular_Disease_June2026_Extracted_Compressed_translated.PDF
3.9 MB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍47👏20❤5
Emergency_management_of_a_stable_child_with_active_epistaxis_and.pdf
105.2 KB
به طور کلی، علل اپیستاکسی به دو دسته موضعی و سیستمیک تقسیم میشوند.
شایعترین علت خونریزی بینی در کودکان، دستکاری بینی است. سایر علل مهم عبارتاند از:
• خشکی مخاط بینی که در هوای سرد، محیطهای خشک و فصل زمستان شایعتر است.
• رینیت آلرژیک یا عفونتهای ویروسی دستگاه تنفسی فوقانی که با التهاب و افزایش شکنندگی مخاط همراه هستند.
• جسم خارجی بینی که معمولاً با خونریزی یکطرفه همراه با ترشح بدبو تظاهر میکند و تا زمان اثبات خلاف آن باید به آن شک کرد.
• باتری دکمهای داخل بینی که یک اورژانس واقعی است و تأخیر در خارج کردن آن میتواند باعث نکروز مخاط، سوراخ شدن سپتوم و دفورمیتی دائمی بینی شود.
• تروماهای بینی، جراحیهای بینی، لولهگذاری بینی و استفاده از کانولای بینی با جریان بالا.
اپیستاکسی شدید یا مکرر پس از تروما به سر میتواند نشانه پسودوآنوریسم شریان کاروتید داخلی یا فیستول کاروتید ـ سینوس کاورنوس باشد و نیازمند بررسی فوری است.
اگرچه شیوع کمتری دارند، اما در موارد خونریزیهای شدید، مکرر یا طولانی باید حتماً مدنظر قرار گیرند.
اگر اپیستاکسی با هر یک از یافتههای زیر همراه باشد، باید فراتر از یک خونریزی ساده بینی فکر کرد:
💊 مصرف داروها نیز باید فراموش نشود؛ مصرف آسپیرین، داروهای ضدانعقاد(وارفارین (Warfarin)
دابیگاتران(Dabigatran)،آپیکسابان(Apixaban)،ریواروکسابان(Rivaroxaban)،کلوپیدوگرل(Clopidogrel)) و حتی مسمومیت با جوندهکشهای حاوی سوپروارفارین میتوانند با اپیستاکسی تظاهر کنند
تومورهای بینی؛ علتی نادر اما مهم
در کودکی که دچار اپیستاکسی یکطرفه، انسداد بینی یا ترشح بدبو و مداوم است، باید به تودههای بینی و نازوفارنکس نیز فکر کرد.
آنژیوفیبروم نازوفارنژیال نوجوانان مهمترین تومور خوشخیم ولی بسیار پرعروق در پسران نوجوان است که معمولاً با اپیستاکسیهای مکرر و انسداد بینی تظاهر میکند. در صورت شک به این ضایعه، انجام بیوپسی ممنوع است؛ زیرا میتواند موجب خونریزی شدید و تهدیدکننده حیات شود
در کودکی که با اپیستاکسی مکرر مراجعه میکند، معاینه نباید به بینی محدود شود. پوست، مخاط دهان، غدد لنفاوی، کبد، طحال و علائم حیاتی باید بهصورت روتین ارزیابی شوند. بسیاری از بیماریهای هماتولوژیک یا سیستمیک، نخستین تظاهر خود را با یک اپیستاکسی به ظاهر ساده نشان میدهند.
منبع :
UpToDate 2026. Causes of Epistaxis in Children.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤52👏18👍14🙏11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قسمت دوم نوار قلب سریع از سمینار یکروزه نوار قلب سریع
قسمت اول:🔽
https://t.me/TebeAtfal/32296
🗣 آقای دکتر محمد تقی مجنون (فوق تخصص قلب کودکان)
🚩 🚩 @TebeAtfal
قسمت اول:
https://t.me/TebeAtfal/32296
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤28👏16👍9
روزی در مطب، دختر ۸ سالهای برای معاینه نزد من آمد. دختربچهای بسیار زیبا، آرام و متین بود. با اطمینان روی صندلی معاینه نشست و پدرش، مردی محترم و حدوداً سیوچند ساله، همراهش بود.
من همیشه دوست دارم ابتدا خود کودک درباره مشکلش صحبت کند. از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده است. خیلی کوتاه گفت: «روی یک مداد افتادم و چشم راستم بهشدت آسیب دید.»
از او پرسیدم: «در حالی که مداد دستت بود میدویدی و روی آن افتادی؟» چون چنین حوادثی را زیاد دیدهایم.
دختر سکوت کرد و دیگر چیزی نگفت.
نگاههای او و پدرش حس عجیبی به من میداد؛ انگار چیزی در این داستان درست نبود. تصمیم گرفتم ابتدا معاینه کنم.
ظاهر چشم کاملاً طبیعی بود؛ نه قرمزی، نه زخم و نه خونریزی.
اما شگفتی اصلی هنگام بررسی بینایی آشکار شد؛ او با چشم راستش تقریباً چیزی نمیدید و بهسختی فقط نور را تشخیص میداد. حتی نمیتوانست انگشتان مرا از فاصله کمتر از نیممتری بشمارد.
معاینه ته چشم نشان داد که دچار التهاب شدید عصب بینایی شده است؛ آسیبی که در اثر یک ضربه بسیار شدید ایجاد شده بود.
وضعیت را برای پدر توضیح دادم و درمان با کورتون را برای کاهش التهاب عصب بینایی آغاز کردم. البته میدانستم که در چنین مواردی، به دلیل آسیب شدید عصب بینایی، احتمال بازگشت کامل بینایی بسیار کم است.
با این حال، وظیفه ما انجام بهترین درمان ممکن است و نتیجه نهایی در دست خداست.
وقتی پدر و دختر از اتاق بیرون رفتند، پدر دوباره تنها نزد من برگشت و گفت:
«دکتر، دخترم روی مداد نیفتاده... او در حال درس خواندن بود. مادرش از روی عصبانیت موهایش را کشید تا سرش را به میز بکوبد. دختر مداد را در دستش گرفته بود و مداد با شدت وارد چشمش شد.»
از شنیدن حقیقت شوکه شدم؛ هرچند از همان ابتدا احساس کرده بودم که دختر نمیخواهد واقعیت را بگوید.
پدر ادامه داد:
«دخترم نمیخواست کسی بفهمد مادرش او را زده است. او مادرش را دوست دارد و میترسید شما فکر کنید مادرش زن بدی است.»
اکنون پنج سال از آن ماجرا گذشته است. آن دختر هنوز هم بیمار من است و امروز ۱۳ سال دارد.
متأسفانه چشم راستش دیگر بینایی ندارد، زیرا در اثر آن ضربه، عصب بینایی بهطور کامل دچار آتروفی شده است.
جالب اینکه حدود دو سال بعد از حادثه، مادرش یکبار همراه دختر برای ویزیت آمد. تمام مدت سرش پایین بود و از اتفاقی که افتاده بود، احساس شرمندگی میکرد.
پیام روشن است:
هرچقدر هم از دست فرزندتان عصبانی باشید، هرگز به صورت یا سر او ضربه نزنید. یک لحظه خشم میتواند باعث آسیبی دائمی شود؛ آسیبی که شاید تا پایان عمر قابل جبران نباشد.
ما چشمپزشکان بارها با آسیبهای چشمی ناشی از ضربه در کودکان روبهرو میشویم. برخی از این آسیبها بدون عارضه بهبود مییابند، اما متأسفانه بسیاری از آنها به از دست رفتن دائمی بینایی منجر میشوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔122❤49😱21🤯10🙏2😡2
در ۱۰ روز قبل از بستری، بیمار دچار درد شکمی منتشر و پیشرونده با غلبه در ناحیه هیپوکندری راست، احساس اتساع شکم و تهوعهای مداوم شده است. در ۷ روز قبل، ادم خفیف در اندامهای تحتانی، افزایش واضح دور شکم و احساس کسالت عمومی اضافه میشود. در ۵ روز قبل، درد شکمی شدیدتر شده، آسیت واضح ایجاد میشود و خستگی بیمار بهطور قابل توجهی افزایش مییابد. در این مرحله، مراجعه سرپایی انجام شده و علائم بهاشتباه بهعنوان گاستروانتریت یا دیسپپسی عملکردی تفسیر میشود.
در ۳ روز قبل از بستری، بیمار دچار یرقان خفیف، درد شدید کبدی، الیگوری و اپیزودهای استفراغ میشود. در ۲۴ ساعت قبل از بستری، گیجی خفیف، اتساع شدید شکم و دیسپنه پیشرونده ایجاد شده و نهایتاً خانواده بیمار را به مرکز درمانی سطح بالاتر منتقل میکنند.
در معاینه فیزیکی، در بررسی شکم آسیت تحت فشار، هپاتومگالی دردناک و شواهد اولیه از گردشهای کولترال مشاهده میشود. در پوست و مخاطها یرقان متوسط وجود دارد. در اندامها ادم دوطرفه دیده میشود. در معاینه نورولوژیک نیز کندی خفیف روانی–حرکتی گزارش شده است.
در سونوگرافی داپلر کبدی، عدم وجود جریان در وریدهای کبدی، احتقان شدید کبدی و آسیت قابل توجه مشاهده میشود. در CT شکم با کنتراست، ترومبوز کامل هر سه ورید کبدی، احتقان شدید سنترولوبولار و هیپوپرفیوژن منتشر کبدی گزارش شده است.
🧬 پاتوفیزیولوژی
تظاهرات بیماری ناشی از ترومبوز وسیع در وریدهای کبدی و ایجاد انسداد خروجی وریدی کبد است که منجر به احتقان شدید کبد، افزایش فشار سینوزوئیدی، اختلال پرفیوژن هپاتوسیتها و در نهایت نارسایی حاد کبدی میشود. این وضعیت با پیشرفت به سمت اختلال همودینامیک سیستمیک و نارسایی چندعضوی همراه است.
💊 درمان
بر اساس گایدلاینهای هپاتولوژیک و EASL 2024، بیمار بلافاصله در ICU بستری شده و آنتیکواگولاسیون سیستمیک با هپارین غیرفرکشنه IV با پایش دقیق آغاز میشود. برای مدیریت آسیت، پاراسنتز تخلیهای به همراه آلبومین IV انجام میشود. در مدیریت همودینامیک از کریستالوئیدهای بالانس شده استفاده شده و در صورت کاهش MAP کمتر از 65 mmHg، نورآدرنالین تجویز میشود. همچنین ارزیابی فوری توسط تیم هپاتولوژی مداخلهای انجام شده و TIPS زودهنگام (Transjugular Intrahepatic Portosystemic Shunt) مورد توجه قرار میگیرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍42❤32💔21🤯4😡3🙏1
🗓️ سیر بالینی (روز به روز)
🗓️ در روز دوم، بیمار دچار بدتر شدن سریع عملکرد کبدی میشود بهطوری که بیلیروبین 11 mg/dL، INR برابر 3.4 و لاکتات 4.9 mmol/L گزارش میشود. در این مرحله TIPS بهصورت اورژانسی برای دکمپرشن پورتال انجام شده که از نظر تکنیکی موفق بوده است، اما احتقان شدید کبدی ادامه یافته و عملکرد کبد همچنان رو به بدتر شدن میرود.
🗓️ در روز سوم، سطح هوشیاری بیمار کاهش یافته و Glasgow به 11 میرسد و آستریکسیس واضح مشاهده میشود. درمان با لاکتولوز خوراکی و ریفاکسیمین آغاز میشود و بیمار برای پیوند فوری کبد ارزیابی میگردد.
🗓️ در روز چهارم، کراتینین به 3.2 mg/dL رسیده و الیگوری شدید ایجاد میشود. تشخیص سندرم هپاتورنال نوع AKI مطرح شده و درمان با آلبومین IV و وازوپرسور سیستمیک (نورآدرنالین در ICU) آغاز میشود.
🗓️ در روز پنجم، بیمار دچار هیپوتانسیون پایدار و لاکتات 6 mmol/L میشود و نیاز به افزایش دوز نورآدرنالین و افزودن وازوپرسین بهعنوان وازوپرسور دوم پیدا میکند. در این مرحله درمان جایگزینی کلیه بهصورت CRRT آغاز میشود.
🗓️ در روز ششم، بیمار دچار SDRA شده و نسبت PaO₂/FiO₂ برابر 170 گزارش میشود. تهویه مکانیکی با استراتژی محافظتی شامل tidal volume برابر 6 ml/kg و PEEP تنظیمشده آغاز میشود.
در روز هفتم، INR به 4.8 و پلاکت به 48,000 میرسد. برای اصلاح کوآگولوپاتی، کریوپرسیپیتیت و پلاسمای تازه منجمد تجویز میشود و نارسایی کامل سنتتیک کبد مشاهده میشود.
🗓️ در روز هشتم، لاکتات 8 mmol/L و بیلیروبین 22 mg/dL گزارش شده است. بیمار تحت تهویه مکانیکی، CRRT و دو وازوپرسور قرار دارد. بیمار در لیست پیوند فوقاورژانسی قرار میگیرد اما دهنده سازگار یافت نمیشود.
🗓️ در روز نهم، بیمار دچار شوک مقاوم میشود بهطوری که نیاز به نورآدرنالین بیش از 0.5 mcg/kg/min و حداکثر دوز وازوپرسین دارد. هیدروکورتیزون IV نیز اضافه میشود اما شوک همچنان مقاوم باقی میماند.
🗓️ در روز دهم، اسیدوز متابولیک شدید، لاکتات 12 mmol/L و برادیکاردی پیشرونده رخ میدهد و در نهایت ایست قلبی–تنفسی ایجاد میشود. احیای پیشرفته به مدت 35 دقیقه انجام میشود اما بازگشت گردش خون خودبهخودی حاصل نمیگردد.
🖤 پیامد نهایی
بیمار به دلیل نارسایی چندعضوی ثانویه به سندرم بود–کیاری فولمینانت فوت میکند.
درد شکمی همراه با هپاتومگالی دردناک و آسیت باید همواره شک بالینی به بود–کیاری ایجاد کند. داپلر کبدی ابزار کلیدی تشخیص زودهنگام است. آغاز فوری آنتیکواگولاسیون اهمیت حیاتی دارد. TIPS در صورت انجام زودهنگام میتواند نقش نجاتبخش داشته باشد و پیوند کبد تنها درمان قطعی در فرمهای فولمینانت محسوب میشود. این بیماری میتواند طی چند روز به نارسایی کامل کبد و ناپایداری شدید همودینامیک منجر شود و زمان در آن نقش تعیینکننده دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔42❤30👍27🤯11😱8😡5🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(Pediatric Opioid Use-Associated Neurotoxicity and Cerebellar Edema Syndrome)
بر اساس شرح حال پدر، کودک یک شیشه کامل متادون متعلق به پدر را بهصورت اتفاقی مصرف کرده بود. پس از مصرف، دچار خوابآلودگی و کاهش سطح هوشیاری شد، اما خانواده با وجود این علائم، وی را حدود یک ساعت به مرکز درمانی منتقل نکردند. در نهایت، هنگام رسیدن به اورژانس، بیمار دچار ایست تنفسی شده بود که بعد از یک روز علی رغم اقدامات حمایتی کودک فوت کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔48🤯27❤18👍12
افیون سرم تراپی.pdf
9.6 MB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍50❤48💔3👎1🔥1
یکی از بیماران با نگرانی آمده بود برای معاینه؛ چون دستش را به بیمار مبتلا به ویتیلیگو زده بود و تمام شب از ترس نخوابیده بود که نکند این بیماری به او منتقل شود.
و یک نفر دیگر هم وحشت داشت که مبادا در مترو، چون کنار یک بیمار ویتیلیگو ایستاده بوده، به این بیماری مبتلا شود.
واقعیت این است که نمیتوانم آنها را سرزنش کنم، چون تقریباً هیچ آگاهیرسانی رسانهای درباره این بیماری وجود ندارد. بیشتر برنامههای تلویزیونی درباره زیبایی صحبت میکنند و کمتر درباره بیماریهای مهم و شایع پوستی مثل ویتیلیگو حرفی زده میشود.
در حالی که یکی از غمگینترین بیماران در کلینیکهای پوست، همین بیماران مبتلا به ویتیلیگو هستند.
پسر ۱۷ سالهای که جلوی من گریه کرد و گفت: «این بیماری زندگیم را نابود کرده و خیلی جاها برای درمانش رفتم.»
زنی که شوهرش قصد طلاقش را دارد چون از ظاهرش بیزار شده.
زنی که فرزندان همسرش (از همسر اول) به پدرشان میگویند: «از دستش غذا نخور، شاید مسموم شوی!»
وکیلی که با اضطراب زیاد میگوید مردم از دست دادن با او یا حتی نگاه کردن به او با ترحم یا انزجار خودداری میکنند.
دختری در دوره راهنمایی که شوهر خالهاش به او گفته: «دست بچهام را نگیر، ممکن است او را مبتلا کنی!»
بیشتر آنها از نظر روانی وضعیت بسیار بدی دارند و از رفتارهای محتاطانه و ناآگاهانه اطرافیان رنج میبرند.
ویتیلیگو به علت اختلال در سیستم ایمنی و عوامل ژنتیکی ایجاد میشود، اما بیماری واگیردار نیست. یعنی هیچ دلیلی برای ترس از تماس یا دست دادن با این بیماران وجود ندارد.
بیمار، این بیماری را انتخاب نکرده و هیچ تقصیری در آن ندارد. اما درد بزرگتر برای او، طرد شدن از جامعه است.
اگر بیماریای به سراغ فردی بیاید که هیچ نقشی در ایجاد آن نداشته، نباید به خاطر ناآگاهی از او دوری کنیم بهخصوص وقتی بیماری اصلاً مسری نیست، حتی ۱٪ هم نیست.
وظیفه پزشکان و رسانه ها است که فرهنگسازی کنند که ویتیلیگو، پسوریازیس و بسیاری از بیماریهای پوستی مسری نیستند و بیماران باید مثل افراد عادی زندگی کنند.
حتی یک دست دادن ساده یا برخورد طبیعی میتواند برای این بیماران خیلی ارزشمند باشد و به آنها احساس پذیرفته شدن بدهد.
ویتیلیگو مسری نیست
👩💻 پ ن ادمین: دوستی که در درمانگاه زندان مرکزی اراک مشغول به کار بود، خاطره جالبی از یکی از اقدامات انسانی و آگاهانه رئیس وقت زندان،بنام آقای ونکی، تعریف میکرد.
او میگفت یکی از زندانیان HIV مثبت بود و به دلیل ترس و ناآگاهی سایر زندانیان، مدام مورد آزار و طرد قرار میگرفت؛ بهطوری که هیچکس حاضر نبود او را در اتاقهای بند بپذیرد.
وقتی رئیس زندان از این موضوع مطلع شد، همه زندانیان را در محوطه جمع کرد. سپس از آن زندانی مبتلا به ایدز خواست از یک بشقاب برنج غذا بخورد و بلافاصله خودش نیز از همان بشقاب غذا خورد تا عملاً به همه نشان دهد که ویروس HIV از طریق غذا، یا هوا منتقل نمیشود.
گاهی یک اقدام ساده و آگاهانه، تأثیری ماندگارتر از دهها ساعت آموزش دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤67👍37👏25
ساعت ۲۰:۱۶ از اورژانس تماس گرفتند: «کودک ۸ ماههای به دنبال برقگرفتگی دچار ایست قلبی-تنفسی شده است. CPR در حال انجام است و با وجود تلاش فراوان، هنوز موفق به گرفتن رگ نشدهایم. لطفاً برای تعبیه سیویلاین بیایید.»
از همکاران خواستم ست جراحی اطفال و وسایل سیویلاین را کنار بیمار آماده کنند و بلافاصله خودم را به اورژانس رساندم.
همه همکاران مشغول احیای کودک بودند. بیمار اینتوبه شده بود، اما تنها سیویلاین موجود، سایز بزرگسال بود و متأسفانه تجهیزات برقراری دسترسی داخل استخوانی (IO) نیز در دسترس نبود.
با استاد عزیزم جناب آقای دکتر علیرضا خزاعی تماس گرفتم و شرایط را توضیح دادم. ایشان پیشنهاد دادند از طریق ورید صافن دسترسی وریدی ایجاد کنم؛ پیشنهادی ارزشمند که بلافاصله برای انجام آن اقدام کردم.
در مسیر آناتومیک ورید صافن در سطح داخلی ران برش کوچکی ایجاد کردم. پس از دیسکسیون دقیق بافتها، ورید صافن نمایان شد و آن را از بافتهای اطراف آزاد کردم. سپس با دو نخ سیلک، ورید را از دو طرف کنترل نمودم.
متأسفانه سیویلاین موجود از قطر ورید بزرگتر بود و امکان استفاده از آن وجود نداشت. در همان لحظه تصمیم گرفتم از آنژیوکت استفاده کنم. ابتدا آنژیوکت صورتی را امتحان کردم، اما آن نیز برای ورید بزرگ بود و خطر پارگی رگ وجود داشت. سپس آنژیوکت آبی را انتخاب کردم که خوشبختانه اندازه مناسبی داشت. با دقت آن را داخل ورید قرار دادم و پس از اتصال سرم، از برقراری جریان مناسب مایع اطمینان حاصل شد.
با لطف خدا، کودک توانست مایع دریافت کند و بهتدریج عروق محیطی برجستهتر شدند. همزمان، همکاران پرستار نیز موفق به گرفتن رگ محیطی شدند و امکان ادامه مایعدرمانی فراهم شد. در پایان، محل برش ترمیم و بخیه شد، سوند ادراری تعبیه گردید و برای جلوگیری از حرکت اندام و خارج شدن آنژیوکت، آتل کوتاه ران نیز گذاشته شد. پس از انجام اقدامات اولیه، کودک برای ادامه درمان به مرکز مجهز دارای PICU اعزام شد.
نکتهای که دوست دارم به استاژرها و اینترنهای عزیز بگویم این است که همیشه ارتباط خود را با اساتید باتجربه و دلسوز حفظ کنید. در شرایط بحرانی، تجربه و راهنمایی این عزیزان میتواند مسیر تصمیمگیری را تغییر دهد، اعتمادبهنفس شما را افزایش دهد و در نهایت به نجات جان یک بیمار کمک کند.
در پایان، از مسئولان محترم درخواست میکنم تجهیزات ضروری احیای کودکان را در بیمارستانها بهطور کامل تأمین کنند؛ از جمله سیویلاین و شالدون اطفال، وسایل دسترسی داخل استخوانی (IO)، کاف فشارسنج مناسب کودکان و نوزادان و لولههای تراشه در سایزهای مختلف. نبود هر یک از این تجهیزات میتواند فرصت طلایی درمان را از یک کودک بگیرد و آسیبهای جبرانناپذیری برای خانواده و جامعه به همراه داشته باشد.
زشته که توی مملکتی با این تاریخ غنی و ثروت خدادادی، مجبور باشم چنین چیزی رو مطرح کنم؛ ولی حداقل انتظار میره مسئولین محترم به فکر تأمین دریل برای IO در حد مدلهای صحرایی و عصرحجری مثل پیچگوشتی شارژی و آداپتور پرینت سهبعدی که توی این مقاله اومده باشن، تا کار تو شرایط بحرانی زمین نمونه.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC9733789/
مطلب مرتبط:
https://t.me/TebeAtfal/30844
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤67💔38🤯17👍11😱8
به محض ورود به اتاق، حتی قبل از گرفتن شرح حال، توجه من به وجود یک ضایعه پوستی جلب شد که به شکل زیر بود:
پاپولهای متعدد، متقارن و سفت که روی گونهها و بینی پخش شده بودند
این راش برای من کاملاً آشنا بود و نامش Adenoma sebaceum است؛ ضایعهای بسیار شاخص برای یک بیماری ژنتیکی نادر به نام توبروز اسکلروزیس (Tuberous sclerosis). قبلاً حدود ۹ سال پیش هم یک مورد مشابه دیده بودم.
همین ضایعه باعث شد سریع به تشخیص Tuberous sclerosis complex (TSC) برسم، چون با پاتوفیزیولوژی و تظاهرات بیماری آشنا بودم
مشکل اصلی بیمار، کمخونی مکرر از نوع Microcytic anemia ناشی از کمبود آهن (IDA) بود.
همانطور که میدانیم IDA معمولاً به علت خونریزی مزمن رخ میدهد. با توجه به شک قوی به TSC، به خونریزی مزمن کلیوی شک کردم
چون این بیماری میتواند باعث آنژیومیولیپوم کلیه (Renal angiomyolipoma) شود که میتواند منجر به خونریزی در ادرار گردد.
بیمار واقعاً هم سابقه هماچوری خفیف داشت و سونوگرافی نشان داد: Angiomyolipoma دوطرفه در کلیه ها
شرح حال را کاملتر کردم و از مادر خواستم از ابتدا توضیح دهد:
مادر گفت از حدود یکسالگی متوجه تومورهای قلبی شدهاند
اکوکاردیوگرافی قدیمی نیز وجود داشت که نشاندهنده Rhabdomyoma قلبی بود؛ یافتهای کاملاً تیپیک برای TSC
همچنین کودک از کودکی تحت درمان صرع (Epilepsy) بوده و در نوزادی هم در تصویربرداری مغز ضایعات دیده شده بود
در معاینه پوستی نیز لکههای هیپوپیگمانته (Ash-leaf macules) روی تنه مشاهده شد
خوشبختانه ریهها طبیعی بودند، و تصویر بالینی کامل شد
در نهایت بیمار دارای:
(Adenoma sebaceum)
و درگیری ریوی نیز ندارد ✔️
خلاصه بیماری:TSC یک بیماری نادر اتوزومال غالب است که باعث تشکیل تومورهای خوشخیم (همارتوم) در ارگانهای مختلف میشود، بهخصوص: مغز، پوست، کلیهها، قلب، ریه و چشم.
ژنتیک:
جهش در TSC1 (کروموزوم 9)
جهش در TSC2 (کروموزوم 16)
هر دو ژن بهطور طبیعی مسیر mTOR را مهار میکنند؛ بنابراین جهش در آنها باعث فعال شدن mTOR و در نتیجه رشد غیرطبیعی سلولها و تشکیل همارتومها میشود.
حدود دو سوم موارد اسپورادیک (جهش جدید) هستند
تظاهرات بالینی:1️⃣ . عصبی
صرع (80–90٪)
توبِرهای قشری
ندولهای ساباپاندیمال (اغلب کلسیفیه)2️⃣ . پوستی
آنگیوفیبروما (adenoma sebaceum)
لکههای ash-leaf
شگرین پچ3️⃣ . کلیوی
آنژیومیولیپوم (شایعترین)
کیست کلیه
بهندرت RCC4️⃣ . قلبی
رابدومیوم قلبی (در نوزادی)
آریتمی یا نارسایی قلب5️⃣ . ریوی : LAM (بیشتر در زنان بالغ)
پنوموتوراکس و تنگی نفس پیشرونده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤65👍22👏19💔5
بیماری را به اتاق احیا منتقل میکنند که پس از ۱۲ ساعت گرفتار بودن زیر آوار نجات یافته است. او دچار آسیب شدید اندامهای تحتانی و شکستگی تیبیا است. ساق پا بهشدت متورم، براق و سفت شده است. بیمار با وجود دریافت مورفین وریدی از شدت درد فریاد میزند.
یکی از اعضای تیم نبض اندام را لمس میکند، با خیال راحت نفس میکشد و میگوید: «نگران نباشید، نبضهای شریان دورسالیس پدیس و تیبیال خلفی کاملاً قابل لمس، منظم و قوی هستند. اندام خونرسانی خوبی دارد.»
اگر منتظر بمانید تا نبض از بین برود و بعد جراح را خبر کنید، دیگر سندرم کمپارتمان حاد را تشخیص ندادهاید؛ بلکه گانگرن را تشخیص دادهاید. در آن زمان، بافت از بین رفته است.
🔬 پاتوفیزیولوژی فاجعه (خفه شدن میکروسیرکولاسیون)
قاتل اصلی در سندرم کمپارتمان، شریانهای بزرگ نیستند؛ بلکه میکروسیرکولاسیون را هدف قرار میدهد. این بیماری، جنگی میان فشارهاست.
برای زنده ماندن بافت، خون باید با فشار بالا از شریان وارد و با فشار پایین از ورید خارج شود.
در فضای بسته و غیرقابل اتساع کمپارتمانهای عضلانی، تجمع ادم یا هماتوم باعث افزایش فشار داخل کمپارتمان (Intracompartmental Pressure یا ICP) میشود.
وقتی این فشار از حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیمتر جیوه بیشتر شود، ابتدا وریدهای ظریف تحت فشار بسته میشوند؛ یعنی مسیر خروج خون مسدود میشود.
با بسته شدن وریدها، خون شریانی که تحت فشار بالاست همچنان وارد کمپارتمان میشود، اما دیگر راه خروجی ندارد.
در نتیجه:
فشار مویرگی افزایش مییابد.
مایع بیشتری از مویرگها به فضای بینبافتی نشت میکند.
ادم شدیدتر میشود.
فشار داخل کمپارتمان باز هم افزایش مییابد.
این یک چرخه معیوب است که فشار را بهصورت تصاعدی بالا میبرد.
اولین ساختارهایی که دچار کمبود اکسیژن میشوند، فیبرهای عصبی C و فیبرهای A-delta هستند؛ بنابراین اولین علامت بیماری، درد بسیار شدید است.
سپس سلولهای عضلانی دچار کمبود اکسیژن شده، به متابولیسم بیهوازی روی میآورند، ذخایر ATP را از دست میدهند و در نهایت غشای سلولی آنها تخریب میشود.
تمام این اتفاقات در حالی رخ میدهد که شریان اصلی هنوز باز است و نبض آن بهوضوح زیر انگشتان شما احساس میشود.
سالها آموزش داده شده که برای تشخیص سندرم کمپارتمان باید به این علائم توجه کنیم:
درد (Pain)
رنگپریدگی (Pallor)
فقدان نبض (Pulselessness)
پارستزی
فلج (Paralysis)
سرد شدن اندام (Poikilothermia)
زودرسترین و قابلاعتمادترین یافته بالینی عبارت است از:
دردی بسیار شدیدتر از آنچه با شدت آسیب انتظار میرود
دردی که حتی با دوزهای کامل اپیوئیدها نیز تسکین نمییابد
مهمترین یافته در معاینه نیز:
درد شدید هنگام کشش غیرفعال عضله مبتلا است؛ مثلاً در شکستگی تیبیا، باز کردن غیرفعال انگشتان پا باعث درد بسیار شدید میشود.
در حوادث بزرگ یا بخش مراقبتهای ویژه، بسیاری از بیماران انتوبه، بیهوش یا تحت سدیشن هستند و دیگر نمیتوان از درد یا علائم بالینی کمک گرفت.
در این شرایط، تنها راه نجات اندام عبارت است از:
داشتن شک بالینی بالا
اندازهگیری تهاجمی فشار داخل کمپارتمان در هر اندام متورم و سفتی که مشکوک به سندرم کمپارتمان باشد.
اگر این تحلیل فیزیولوژیک، دیدگاه شما را در کشیک بعدی تغییر دهد، ارزش وقت گذاشتن برای نوشتن این پست را برایم داشته است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤76🙏25👏17👍11🏆3💯2
علائم بلوغ از حدود یک سال قبل شروع شده و چند روز قبل نیز اولین سیکل (منارک) را تجربه کرده است. به دلیل شرایط روحی بسیار نامناسب و عدم پذیرش روند بلوغ، کودک تحت درمان روانپزشک و روانشناس قرار دارد.
خانواده اصرار به درمان برای به تأخیر انداختن بلوغ دارند و به دلیل شرایط روحی فرزندشان، بسیار عجله دارند. از طرفی، کودک نیز هیچ همکاریای برای مراجعه به همکاران فوقتخصص غدد کودکان ندارد.
چه اقدامی در این شرایط پیشنهاد میفرمایید؟
پاسخ
نگرانی و آسیب روانی ناشی از بلوغ نابهنگام، یکی از اندیکاسیونهای نسبی شروع درمان با Gnrh-a ها محسوب میشود. ولی توجه کنید چند نکته مهم باید اول دقت شوند:
با درنظر گرفتن این موارد، شاید بهتر بتوانید برای کمک به ایشان تصمیمگیری کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍56❤24👏20🙏6