در ادامه نصائح
👩💻 تو کسی هستی که آناتومی خواندهای، داروها را حفظ کردهای، در خواندن تصاویر رادیولوژی تمرین کردهای، الگوهای بیماریهای پوستی را به خاطر سپردهای، و علائم داخلی را دقیق یاد گرفتهای؛ اما هیچکس هرگز کنار تو ننشسته و به تو نگفته است:
وقتی وارد اتاق بیماری میشوی و در دستت تشخیصی داری که میتواند زندگی او را تغییر دهد چه میگویی؟ چگونه میگویی؟ و اصلاً آیا باید بگویی؟
این درس در برنامه آموزشی نبود، اما تو به آن نیاز داری و باید خوب تمرینش کنی.
💡 اول باید بدانی:
صداقت واجب است و امانت سنگین.
پزشک نسبت به دانشی که دارد امین است.
و گفتن حقیقت به بیمار فقط یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه در اصل، ادای همان امانتی است که پزشک پذیرفته و روزی که قلم پزشکی را در دست گرفته به آن سوگند خورده است.
خداوند فرموده است: ﴿ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود نیز خیانت نورزید، در حالی که میدانید﴾
(الأنفال: ۲۷)
و بدان، وقتی بیمار حقیقت وضعیتش را میداند، چیزهایی در اختیار دارد که دیگران ندارند: او میتواند وصیت کند، کارهای ناتمامش را سامان دهد، و با عزیزانش خداحافظی کند.
محروم کردن او از این آگاهی حتی با نیت مهربانی گاهی سختتر و سنگینتر از خودِ خبر است.
❓ ثانیاً: چگونه باید گفت؟
صداقت به معنای خشونت نیست.
ادای امانت به معنای انداختن خبر مثل سنگ در چاه نیست.
اصول گفتن خبر صادقانه و همراه با مهربانی:
1️⃣ زمان و مکان مناسب انتخاب کن در راهرو، وسط ویزیت، یا زمانی که بیمار تنهاست خبر نده (اگر امکانش باشد).
2️⃣ بفهم بیمار چه میخواهد بداند هر بیماری نمیخواهد همه جزئیات را بداند.
قبل از گفتن بپرس: «چقدر میخواهی بدانی؟»
برخی حقیقت کامل میخواهند، برخی فقط در حدی که توان تحمل دارند.
3️⃣ امید را از بین نبر صداقت یعنی بستن همه درها نیست؛ همیشه دری از جانب خدا باز است.
مثلاً: «وضعیت جدی است، اما ما تمام تلاشمان را خواهیم کرد، انشاءالله؛ پس امیدوار باش.»
جملهای که هم حقیقت را دارد و هم امید را.
4️⃣ برای سکوت فضا بگذار وقتی خبر را میدهی، سکوت را با کلمات پر نکن.
بگذار بیمار آن را هضم کند.
گاهی سکوت از هر کلمهای مهربانتر و عمیقتر است.
توصیه پایانی:
به یاد داشته باشید چهره شما آخرین چهرهای است که بیمار قبل از تغییر بزرگ زندگیاش میبیند. او هرگز رفتار شما را فراموش نخواهد کرد؛ چه حرفهای و همدل باشید، چه بیتفاوت و بیملاحظه.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
وقتی وارد اتاق بیماری میشوی و در دستت تشخیصی داری که میتواند زندگی او را تغییر دهد چه میگویی؟ چگونه میگویی؟ و اصلاً آیا باید بگویی؟
این درس در برنامه آموزشی نبود، اما تو به آن نیاز داری و باید خوب تمرینش کنی.
صداقت واجب است و امانت سنگین.
پزشک نسبت به دانشی که دارد امین است.
و گفتن حقیقت به بیمار فقط یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه در اصل، ادای همان امانتی است که پزشک پذیرفته و روزی که قلم پزشکی را در دست گرفته به آن سوگند خورده است.
خداوند فرموده است: ﴿ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود نیز خیانت نورزید، در حالی که میدانید﴾
(الأنفال: ۲۷)
و بدان، وقتی بیمار حقیقت وضعیتش را میداند، چیزهایی در اختیار دارد که دیگران ندارند: او میتواند وصیت کند، کارهای ناتمامش را سامان دهد، و با عزیزانش خداحافظی کند.
محروم کردن او از این آگاهی حتی با نیت مهربانی گاهی سختتر و سنگینتر از خودِ خبر است.
صداقت به معنای خشونت نیست.
ادای امانت به معنای انداختن خبر مثل سنگ در چاه نیست.
اصول گفتن خبر صادقانه و همراه با مهربانی:
قبل از گفتن بپرس: «چقدر میخواهی بدانی؟»
برخی حقیقت کامل میخواهند، برخی فقط در حدی که توان تحمل دارند.
مثلاً: «وضعیت جدی است، اما ما تمام تلاشمان را خواهیم کرد، انشاءالله؛ پس امیدوار باش.»
جملهای که هم حقیقت را دارد و هم امید را.
بگذار بیمار آن را هضم کند.
گاهی سکوت از هر کلمهای مهربانتر و عمیقتر است.
توصیه پایانی:
به یاد داشته باشید چهره شما آخرین چهرهای است که بیمار قبل از تغییر بزرگ زندگیاش میبیند. او هرگز رفتار شما را فراموش نخواهد کرد؛ چه حرفهای و همدل باشید، چه بیتفاوت و بیملاحظه.
پ ن ادمین: قبلا در مورد اینکه چطور خبر بد را منتقل کنیم؟ در اینجا کامل صحبت کرده بودم🔽
https://t.me/TebeAtfal/31638
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤76👍22👏10🙏6🏆4😡3⚡1💔1
توضیح: Paroxysmal kinesigenic Dyskinesia یا دیسکینزی حملهای وابسته به حرکت یک اختلال عصبی نادر است که در آن فرد دچار حملات کوتاهمدت حرکات غیرارادی میشود. این حملات معمولاً با شروع ناگهانی حرکت یا تغییر وضعیت بدن تحریک میشوند
علائم
• حرکات غیرارادی ناگهانی مانند:
• پیچش اندامها (دیستونی)
• حرکات پرشی یا رقصگونه (کورهآتتوز)
• سفت شدن عضلات
• حملات معمولاً:
• از چند ثانیه تا حدود ۱ دقیقه طول میکشند.
• بدون از دست رفتن هوشیاری هستند.
• ممکن است روزانه چند بار تا دهها بار رخ دهند.
• برخی بیماران قبل از حمله احساس هشداردهندهای (Aura) مانند گزگز یا احساس کشیدگی در عضله دارند.
علت
🧬 در بسیاری از بیماران، PKD به علت جهش در ژن PRRT2 ایجاد میشود و میتواند ارثی باشد. با این حال، در برخی افراد علت ژنتیکی مشخصی پیدا نمیشود.
محرکهای حمله
• بلند شدن ناگهانی
• شروع دویدن یا راه رفتن
• حرکات سریع و غیرمنتظره
• استرس، خستگی یا کمخوابی (در بعضی افراد)
تشخیص
تشخیص معمولاً بر اساس:
• شرح حال دقیق بیمار
• مشاهده الگوی حملات
• معاینه عصبی
• گاهی آزمایش ژنتیک برای بررسی جهش PRRT2
اغلب MRI مغز و EEG طبیعی هستند، مگر اینکه بیماری دیگری نیز وجود داشته باشد.
💊درمان
نکته مهم این است که PKD معمولاً به درمان بسیار خوب پاسخ میدهد.
داروهای مؤثر شامل:
• Carbamazepine
• Oxcarbazepine
بسیاری از بیماران با دوزهای کم این داروها تقریباً بدون حمله میشوند.
📈 پیشآگهی
• بیماری معمولاً خوشخیم است.
• اغلب از دوران کودکی یا نوجوانی شروع میشود.
• در برخی افراد با افزایش سن تعداد حملات کاهش مییابد.
• امید به زندگی طبیعی است.
تفاوت با صرع
گاهی PKD با صرع اشتباه گرفته میشود، اما:
• هوشیاری در طول حمله حفظ میشود.
• حملات بهطور مشخص با حرکت ناگهانی تحریک میشوند.
• نوار قلب معمولاً طبیعی است.
• الگوی حرکات بیشتر شبیه دیستونی یا دیسکینزی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍59❤43👏13
🕸️ نقشه مرگ: چرا زانوهای بیمار ممکن است بیشتر از مانیتور به شما اطلاعات بدهند؟
👩💻 به مانیتور نگاه میکنید: فشار خون ۱۱۰/۷۰ میلیمتر جیوه. خیالتان راحت میشود. اما وقتی ملحفه را کنار میزنید، با این صحنه روبهرو میشوید: لکههای بنفش توریشکل (Mottling) که از اطراف زانوها به سمت بالا گسترش یافتهاند.
🔥 اشتباه مرگبار: اینکه فقط به «طبیعی بودن» عدد فشار خون تکیه کنید و تصور کنید بیمار پایدار است.
در واقع، بیمار دچار هیپوپرفیوژن عمقی بافتی (کاهش خونرسانی مؤثر به بافتها) شده است.
🔬 پاتوفیزیولوژی فروپاشی گردش خون
این لکهها یک بیماری پوستی نیستند؛ بلکه بازتابی از اختلال شدید در میکروسیرکولاسیون هستند.
وقتی بدن وارد شوک میشود، سیستم سمپاتیک با تحریک شدید گیرندههای آلفا-آدرنرژیک باعث تنگی گسترده عروق میشود تا خون را به اندامهای حیاتی مانند قلب و مغز هدایت کند.
پوست ناحیه زانو یک ناحیه «انتهایی» با گردش خون جانبی (Collateral) محدود است. بنابراین این نقشه بنفشرنگی که مشاهده میکنید، در واقع نشاندهنده تجمع خون کماکسیژن در مویرگها به دلیل کاهش یا توقف جریان خون است.
🚨 واقعیت مهم
گسترش Mottling یکی از قویترین شاخصهای پیشآگهی است و در برخی مطالعات، پیشبینیکننده مرگومیر ۱۴ روزه دقیقتری نسبت به لاکتات خون یا فشار خون بوده است.
اگر امتیاز Mottling (Mottling Score) برابر ۴ یا ۵ باشد (یعنی لکهها تا ران یا کشاله ران گسترش یافته باشند)، در شوک سپتیک با مرگومیر نزدیک به ۹۰ درصد همراه است.
⭕️ نکته طلایی
منتظر افت فشار خون نمانید؛ اگر Mottling را مشاهده میکنید، شوک در سطح سلولی از قبل شدید شده است.
به روند آن توجه کنید:
اگر پس از شروع وازوپرسورها یا احیای مایعات، وسعت ناحیه Mottling کاهش یابد، نشاندهنده مؤثر بودن درمان احیا است.
اما اگر این «نقشه» همچنان در حال گسترش باشد، پیشآگهی بیمار بسیار نامطلوب خواهد بود.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
در واقع، بیمار دچار هیپوپرفیوژن عمقی بافتی (کاهش خونرسانی مؤثر به بافتها) شده است.
🔬 پاتوفیزیولوژی فروپاشی گردش خون
این لکهها یک بیماری پوستی نیستند؛ بلکه بازتابی از اختلال شدید در میکروسیرکولاسیون هستند.
وقتی بدن وارد شوک میشود، سیستم سمپاتیک با تحریک شدید گیرندههای آلفا-آدرنرژیک باعث تنگی گسترده عروق میشود تا خون را به اندامهای حیاتی مانند قلب و مغز هدایت کند.
پوست ناحیه زانو یک ناحیه «انتهایی» با گردش خون جانبی (Collateral) محدود است. بنابراین این نقشه بنفشرنگی که مشاهده میکنید، در واقع نشاندهنده تجمع خون کماکسیژن در مویرگها به دلیل کاهش یا توقف جریان خون است.
گسترش Mottling یکی از قویترین شاخصهای پیشآگهی است و در برخی مطالعات، پیشبینیکننده مرگومیر ۱۴ روزه دقیقتری نسبت به لاکتات خون یا فشار خون بوده است.
اگر امتیاز Mottling (Mottling Score) برابر ۴ یا ۵ باشد (یعنی لکهها تا ران یا کشاله ران گسترش یافته باشند)، در شوک سپتیک با مرگومیر نزدیک به ۹۰ درصد همراه است.
منتظر افت فشار خون نمانید؛ اگر Mottling را مشاهده میکنید، شوک در سطح سلولی از قبل شدید شده است.
به روند آن توجه کنید:
اگر پس از شروع وازوپرسورها یا احیای مایعات، وسعت ناحیه Mottling کاهش یابد، نشاندهنده مؤثر بودن درمان احیا است.
اما اگر این «نقشه» همچنان در حال گسترش باشد، پیشآگهی بیمار بسیار نامطلوب خواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤68💔33👍17🙏9👏6
کانال طِب اَطفال
افیون سرم تراپی.pdf
در ادامه نصائح
👩💻 به نظر من، مشکل تجویز بیرویه سرم در بخشهای مختلف بیمارستان، فارغ از هر تخصصی، یک معضل ملی است؛ معضلی که از خیلی از موضوعاتی که این روزها همه دربارهشان حرف میزنند مهمتر است. حتی خیلی مهمتر از واردات گندم و جو از آمریکا یا گل مردود شجاع خلیل زاد در بازی با مصر
این مسئله به یک کمپین ملی نیاز دارد. امروز بیش از هر چیز به یک کمپین ملی برای آموزش پزشکان درباره نحوه صحیح تجویز مایعات وریدی نیاز داریم.
سالهاست بارها دیدهام بیماری به دلیل نارسایی تنفسی به ICU منتقل میشود، اما علت اصلی فقط یک چیز است: دریافت بیش از حد سرم. در خیلی مراکز بیماستانی برای همه بیماران، بدون توجه به تشخیص، نوع عمل جراحی، وضعیت قلب یا عملکرد کلیه، روزانه حدود ۳ لیتر سرم بهصورت روتین تجویز میشود.
چرا بیماری که خودش غذا میخورد و مایعات مینوشد، باید این همه سرم دریافت کند؟ چرا بیماری که فقط یک عمل ساده مثل کیسه صفرا، آپاندیس یا فتق انجام داده، باز هم همین مقدار سرم میگیرد؟ چرا در کنار این حجم از سرم، دو یا سه واحد خون هم به او تزریق میشود، بدون اینکه حجم آن از مایعات روزانه کم شود، در حالی که هدف، اصلاح کمخونی است نه جبران خونریزی؟
بعد از این همه، وقتی بیمار دچار نارسایی تنفسی میشود، چرا اولین تشخیصی که به ذهن میرسد آمبولی ریه است؟ چرا وقتی پزشک ICU میگوید مشکل، اضافهبار مایعات است و بیمار فقط به یک دیورتیک نیاز دارد، باز هم روی تشخیص آمبولی ریه اصرار میشود؟
و چرا وقتی بیمار با دریافت لازیکس به شکل چشمگیری بهتر میشود، باز هم اصرار دارید برایش سیتی آنژیوگرافی ریه با ماده حاجب انجام دهید؟ یعنی بعد از اینکه بیمار را با سرم بیش از حد دچار مشکل کردهایم، حالا باید او را در معرض اشعه و عوارض ماده حاجب هم قرار دهیم؟ آن هم در حالی که یک متخصص باتجربه ICU نظرش را گفته، اما همچنان بر اشتباه خود پافشاری میکنیم.
اصلاً جمله «اگر سیتی با ماده حاجب انجام دهیم و خیالم راحت شود، چه چیزی را از دست میدهیم؟» یعنی چه؟ مگر سیتی اسکن با ماده حاجب اقدامی بیخطر و بدون عارضه است؟ اگر اینطور است، پس بهتر است برای همه بیماران کاتتریزاسیون قلب، MRI و حتی جراحی اکتشافی هم انجام دهیم! اگر قرار باشد برای همه بیماران همه آزمایشها و بررسیها را انجام دهیم، پس نقش دانش پزشکی و قضاوت بالینی چیست؟
چند توصیه ساده:
برای یک بیمار معمولی، روزانه حدود ۲.۵ لیتر مایع وریدی نقطه شروع مناسبی است؛ البته این عدد باید با شرایط هر بیمار تنظیم شود. اگر بیمار غذا میخورد و مایعات مینوشد، حجم سرم را کمتر کنید. لازم نیست برای همه یک کوکتل ثابت شامل چند سرم رینگر، دکستروز و نرمال سالین بنویسید.
اگر بیمار نارسایی قلبی یا کلیوی دارد، حجم مایعات را کمتر کنید.
اگر بیمار بدون خونریزی فعال خون دریافت کرده است، حجم خون تزریقشده را از مایعات روزانه کم کنید.
اگر بیمار دچار نارسایی تنفسی شد، قبل از هر چیز مایعات دریافتی ۴۸ ساعت گذشته را بررسی کنید. اگر اضافهبار مایعات محتمل بود، سرم را قطع کنید و پیش از درخواست سیتی با ماده حاجب، لازیکس را امتحان کنید.
بیمار هنگام خروج از اتاق عمل معمولاً مقدار قابلتوجهی مایع دریافت کرده است؛ بنابراین قبل از تجویز سرم بیشتر، از تیم بیهوشی درباره میزان مایعات دریافتی و نیاز احتمالی او سؤال کنید.
سعی کنید بیمار را هرچه زودتر تغذیه کنید. اگر به هر دلیلی لازم است غذا را کمی به تعویق بیندازید، نوشیدن مایعات را بیدلیل محدود نکنید. و لطفاً این عادت قدیمیِ گوش دادن به صداهای روده برای شروع تغذیه را کنار بگذارید؛ این کار دیگر در هیچ جای این کره خاکی انجام نمیشود.
شما در پزشکی مهارتهای بسیار پیچیدهای یاد گرفتهاید؛ از جراحی و آندوسکوپی گرفته تا درمان تومورها و کار با رباتهای جراحی. اجرای این چند اصل ساده نباید کار سختی باشد. گاهی ممکن است یک عمل فوقالعاده انجام دهید، اما بیمار فقط به خاطر چند سرم اضافی جانش را از دست بدهد.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
این مسئله به یک کمپین ملی نیاز دارد. امروز بیش از هر چیز به یک کمپین ملی برای آموزش پزشکان درباره نحوه صحیح تجویز مایعات وریدی نیاز داریم.
سالهاست بارها دیدهام بیماری به دلیل نارسایی تنفسی به ICU منتقل میشود، اما علت اصلی فقط یک چیز است: دریافت بیش از حد سرم. در خیلی مراکز بیماستانی برای همه بیماران، بدون توجه به تشخیص، نوع عمل جراحی، وضعیت قلب یا عملکرد کلیه، روزانه حدود ۳ لیتر سرم بهصورت روتین تجویز میشود.
چرا بیماری که خودش غذا میخورد و مایعات مینوشد، باید این همه سرم دریافت کند؟ چرا بیماری که فقط یک عمل ساده مثل کیسه صفرا، آپاندیس یا فتق انجام داده، باز هم همین مقدار سرم میگیرد؟ چرا در کنار این حجم از سرم، دو یا سه واحد خون هم به او تزریق میشود، بدون اینکه حجم آن از مایعات روزانه کم شود، در حالی که هدف، اصلاح کمخونی است نه جبران خونریزی؟
بعد از این همه، وقتی بیمار دچار نارسایی تنفسی میشود، چرا اولین تشخیصی که به ذهن میرسد آمبولی ریه است؟ چرا وقتی پزشک ICU میگوید مشکل، اضافهبار مایعات است و بیمار فقط به یک دیورتیک نیاز دارد، باز هم روی تشخیص آمبولی ریه اصرار میشود؟
و چرا وقتی بیمار با دریافت لازیکس به شکل چشمگیری بهتر میشود، باز هم اصرار دارید برایش سیتی آنژیوگرافی ریه با ماده حاجب انجام دهید؟ یعنی بعد از اینکه بیمار را با سرم بیش از حد دچار مشکل کردهایم، حالا باید او را در معرض اشعه و عوارض ماده حاجب هم قرار دهیم؟ آن هم در حالی که یک متخصص باتجربه ICU نظرش را گفته، اما همچنان بر اشتباه خود پافشاری میکنیم.
اصلاً جمله «اگر سیتی با ماده حاجب انجام دهیم و خیالم راحت شود، چه چیزی را از دست میدهیم؟» یعنی چه؟ مگر سیتی اسکن با ماده حاجب اقدامی بیخطر و بدون عارضه است؟ اگر اینطور است، پس بهتر است برای همه بیماران کاتتریزاسیون قلب، MRI و حتی جراحی اکتشافی هم انجام دهیم! اگر قرار باشد برای همه بیماران همه آزمایشها و بررسیها را انجام دهیم، پس نقش دانش پزشکی و قضاوت بالینی چیست؟
چند توصیه ساده:
برای یک بیمار معمولی، روزانه حدود ۲.۵ لیتر مایع وریدی نقطه شروع مناسبی است؛ البته این عدد باید با شرایط هر بیمار تنظیم شود. اگر بیمار غذا میخورد و مایعات مینوشد، حجم سرم را کمتر کنید. لازم نیست برای همه یک کوکتل ثابت شامل چند سرم رینگر، دکستروز و نرمال سالین بنویسید.
اگر بیمار نارسایی قلبی یا کلیوی دارد، حجم مایعات را کمتر کنید.
اگر بیمار بدون خونریزی فعال خون دریافت کرده است، حجم خون تزریقشده را از مایعات روزانه کم کنید.
اگر بیمار دچار نارسایی تنفسی شد، قبل از هر چیز مایعات دریافتی ۴۸ ساعت گذشته را بررسی کنید. اگر اضافهبار مایعات محتمل بود، سرم را قطع کنید و پیش از درخواست سیتی با ماده حاجب، لازیکس را امتحان کنید.
بیمار هنگام خروج از اتاق عمل معمولاً مقدار قابلتوجهی مایع دریافت کرده است؛ بنابراین قبل از تجویز سرم بیشتر، از تیم بیهوشی درباره میزان مایعات دریافتی و نیاز احتمالی او سؤال کنید.
سعی کنید بیمار را هرچه زودتر تغذیه کنید. اگر به هر دلیلی لازم است غذا را کمی به تعویق بیندازید، نوشیدن مایعات را بیدلیل محدود نکنید. و لطفاً این عادت قدیمیِ گوش دادن به صداهای روده برای شروع تغذیه را کنار بگذارید؛ این کار دیگر در هیچ جای این کره خاکی انجام نمیشود.
شما در پزشکی مهارتهای بسیار پیچیدهای یاد گرفتهاید؛ از جراحی و آندوسکوپی گرفته تا درمان تومورها و کار با رباتهای جراحی. اجرای این چند اصل ساده نباید کار سختی باشد. گاهی ممکن است یک عمل فوقالعاده انجام دهید، اما بیمار فقط به خاطر چند سرم اضافی جانش را از دست بدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤60👍35🙏15👏10👎3💯3🏆2
کانال طِب اَطفال
این عکس (یا این تصویر) از مجموعه کتابهای Visual Mnemonic تألیف Dr. Nazmul Alam که توسط آکادمی Medinaz منتشر شده است.
https://medinaz.com/shop
این مجموعه برای دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی، داروسازی، پرستاری و کلیه رشتههای پیراپزشکی تدوین شده است.
محتوای کتابها بر اساس روش یادگیری تصویری-رمزی (Visual Mnemonic) طراحی شده که موجب افزایش ماندگاری مطالب، درک بهتر مفاهیم و تسهیل یادگیری میشود.
طبق توضیحات ارائهشده این آکادمی،مطالعه این کتابها حتی با یک بار مرور، به تثبیت مطالب کمک کرده و انگیزه ادامه مطالعه را در خواننده ایجاد میکند.
⭕️ در کانال VIP کانال طب اطفال اخرین چاپ این کتاب های الکترونیکی بارگذاری شد.
⭕️ اگر علاقهمند به عضویت در کانال VIP برای مطالعه این کتاب ها هستید، بعد از مطالعه کامل◀️ این پست ➡️ در مورد شرایط عضویت، در کانال VIP ، لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
🔽
🔤 @inPediatric
https://medinaz.com/shop
این مجموعه برای دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی، داروسازی، پرستاری و کلیه رشتههای پیراپزشکی تدوین شده است.
محتوای کتابها بر اساس روش یادگیری تصویری-رمزی (Visual Mnemonic) طراحی شده که موجب افزایش ماندگاری مطالب، درک بهتر مفاهیم و تسهیل یادگیری میشود.
طبق توضیحات ارائهشده این آکادمی،مطالعه این کتابها حتی با یک بار مرور، به تثبیت مطالب کمک کرده و انگیزه ادامه مطالعه را در خواننده ایجاد میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤6🎉4👎2🏆2🔥1👏1🙏1💯1
من ۴ ماه بعد از پایان دوره دستیاری در یک مرکز بهداشت کار میکردم. یکبار یکی از همکاران پرستاری آمد و گریه میکرد چون پسرش در امتحان نمره خوبی نیاورده بود. پسرش دانشجوی سال چهارم پزشکی بود و رتبه خوبی داشت. او آسم برونشیال داشت و به دلیل استرس امتحان، علائمش بهطور مداوم شعلهور میشد؛ به همین خاطر برای کنترل علائم به اورژانس میرفت و روزانه هیدروکورتیزون 100 mg دریافت میکرد تا بتواند درس بخواند و از دست ندهد، اما در زمان امتحان تمرکزش را از دست داده بود و مضطرب بود.
معاینهاش کردم و گفت همیشه مضطرب است، دوست دارد بمیرد تا از این زندگی راحت شود چون در امتحان خوب عمل نکرده است… رفتارهایش هم واقعاً غیرعادی بود. میگفت حتی برادرش را میخواست کتک بزند چون مانع درس خواندنش میشود، در حالی که قبلاً هرگز چنین رفتاری نداشت.
در معاینه اولیه، تشخیص آسم گذاشته شد و درمانش تنظیم شد و روی داروهای کنترلکننده (controller medication) قرار گرفت. به او گفتم فعلاً نیازی به استروئید وریدی نیست و در صورت نیاز فقط از نبولایزر استفاده کند.
چون به روانپریشی ناشی از استروئید (Steroid induced psychosis) مشکوک شدم، او را به روانپزشک ارجاع دادم و با SSRI هم درمان شد. حالش خیلی خیلی بهتر شد و امتحان بعدیاش را هم خیلی خوب داد.
این مورد را اگر دقت کنید در زندگی خیلی زیاد میبینید؛ در هر کسی که کورتون مصرف میکند ممکن است در درصدی از افراد تغییرات رفتاری ایجاد شود. این تغییرات میتواند از افسردگی تا افزایش انرژی و حتی مانیا و افکار خودکشی متغیر باشد.
بهندرت با داروهای استنشاقی رخ میدهد چون دوز پایین است، و معمولاً وابسته به دوز (dose dependent) است. اغلب خفیف بوده و با گذشت زمان بهتر میشود.
صرفاً کاهش دوز در صورت امکان میتواند بیمار را بسیار بهتر کند. مراقب دانشجویان باشید؛ چون در دوزهای بالای کورتون سیستمیک ممکن است دچار افسردگی یا توهم شوند و متأسفانه این موضوع گاهی تشخیص داده نمیشود چون فراموش میشود.
بسیاری از بیماران مبتلا به MS یا بیماریهای روماتولوژیک، سالها کورتون مصرف میکنند. باید نسبت به آنها مهربان بود و خانوادهها را هم آگاه کرد، چون تغییرات رفتاری ممکن است شدید باشد و حتی به مانیا برسد.
ممکن است با تغییر دوپامین یا سروتونین مرتبط باشد. در بیشتر موارد با کاهش یا قطع دارو علائم بهتر میشود، اما گاهی علائم حتی بعد از قطع دارو هم ادامه پیدا میکند. نحوه تشخیص آن diagnosis of exclusion است.
مورد دیگر یک مادر مبتلا به فیبروز بینابینی ریه (interstitial lung disease) که روی کورتون ۶۰ mg روزانه بود، در مطب من آمد. پسرش هنگام ویزیت کار اشتباهی کرد و مادر او را بهشدت سیلی زد؛ خودش هم از شدت عصبانیت شوکه شد. بعد گریه کرد و گفت: «میخواهم بمیرم، خیلی افسردهام.»
تشخیص را گذاشتم: روانپریشی ناشی از استروئید چون تغییرات رفتاری بعد از شروع کورتون ایجاد شده بود.
کورتون را بهتدریج کم کردم و او را به روانپزشک ارجاع دادم. با داروهای روانپزشکی بهبود خیلی خوبی پیدا کرد.
برای همین است که آگاهی از عوارض داروها میتواند زندگی خیلیها را تغییر دهد.
و هیچوقت فراموش نکنید:
Steroid induced psychosis
استروئید میتواند علاوه بر افسردگی، باعث هذیان و توهم هم شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤71👏36👍20🙏16🏆5⚡3👎1💔1
همچنان هدف درمان در اغلب بیماران، رساندن فشار خون به کمتر از ۱۳۰/۸۰ میلیمتر جیوه است.
اندازهگیری فشار خون در منزل برای تشخیص، تصمیمگیری درمانی و پیگیری بیماران بهطور گسترده توصیه میشود.
پایش سرپایی ۲۴ ساعته همچنان دقیقترین و استاندارد طلایی برای ارزیابی فشار خون محسوب میشود.
تا ۳۰٪ از افرادی که فشار خون طبیعی در مطب دارند، ممکن است در خارج از محیط درمانی دچار پرفشاری خون باشند؛ موضوعی که با افزایش خطر حوادث قلبیعروقی همراه است.
در صورت بالا بودن فشار خون در مطب، پیش از تشخیص قطعی پرفشاری خون، اندازهگیری فشار خون در منزل یا پایش ۲۴ ساعته برای تأیید تشخیص توصیه میشود.
اصلاح شیوه زندگی شامل کاهش مصرف نمک، رژیم DASH، کاهش وزن، فعالیت بدنی منظم، محدود کردن مصرف الکل و ترک سیگار همچنان اولین و مهمترین اقدام درمانی است.
در بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیه، مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACEIs) یا مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین (ARBs) همچنان درمان انتخابی، بهویژه در حضور آلبومینوری، هستند.
شواهد نشان میدهد کنترل دقیقتر فشار خون میتواند خطر افت عملکرد شناختی و بروز دمانس را کاهش دهد.
در بیمارانی که با وجود مصرف مناسب داروها همچنان فشار خون کنترل نمیشود، باید به علل ثانویه مانند هایپرآلدوسترونیسم اولیه، بیماری کلیوی، آپنه انسدادی خواب و سایر علل قابل درمان توجه کرد.
آپروسیتنتان، آنتاگونیست گیرنده اندوتلین، بهعنوان یک گزینه درمانی جدید برای بیماران مبتلا به پرفشاری خون مقاوم به درمان معرفی شده است.
منبع:
Taler SJ. Hypertension. Annals of Internal Medicine. June 2026
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤42👏42👍23👎1
سندرم Triple A (سندرم Allgrove): وقتی سه علامت نادر کنار هم قرار میگیرند
وقتی در دوران دستیاری درباره چنین بیماریهایی میخواندم یا در استافراند درباره آنها بحث میشد، تصور میکردم بهقدری نادر هستند که شاید هرگز در دوران طبابتم نبینم. اما در پزشکی قانون ثابتی وجود ندارد؛ هرچه خدا بخواهد همان میشود و پزشک تنها وسیلهای برای تشخیص و درمان است.
حدود هشت سال پیش، برای نخستین بار در یکی از استافراندهای دانشگاهی با بیماری روبهرو شدم که میخواهم آن را با جزئیات برایتان تعریف کنم. بعدها نیز در فواصل زمانی مختلف چند مورد مشابه دیدم. جالب اینکه چند روز پیش، بار دیگر بیماری با همین ویژگیها به من مراجعه کرد.
تجربه نشان داده است که شنیدن و بحث کردن درباره کیسهای واقعی، بسیار بیشتر از صرفاً مطالعه کتابها، تصویر بیماری را در ذهن ماندگار میکند.
شرح بیمار
پدر و مادری که نسبت فامیلی داشتند، نخستین فرزند خود را به دنیا آوردند. بهدلیل نگرانی از بیماریهای ژنتیکی، اصرار داشتند هنگام زایمان متخصص اطفال حضور داشته باشد، حتی اگر هزینه بیشتری پرداخت کنند.
نوزاد در موعد مقرر متولد شد؛ پسر، با وزن مناسب و بدون هیچ مشکلی. معاینه کامل توسط متخصص اطفال طبیعی بود، به هیچ اقدام احیایی نیاز نداشت و هیچ ناهنجاری مادرزادی در معاینه دقیق مشاهده نشد. حتی بنا به درخواست خانواده، سونوگرافی نیز انجام شد که کاملاً طبیعی بود.
همه از این میزان نگرانی خانواده تعجب کرده بودند، اما چون درخواست مؤدبانهای داشتند و هزینهها را نیز خودشان پرداخت میکردند، بررسیهای بیشتری انجام شد.
نوزاد بدون بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان مرخص شد.
در ششماهگی، مادر متوجه نکته عجیبی شد: کودک هنگام گریه اشک نداشت.
ابتدا تصور کرد شاید اشتباه میکند، اما مدتی بعد هر دو چشم کودک مرتب دچار التهاب میشدند. قطره و پماد چشمی موقتاً علائم را بهبود میداد، اما التهاب دوباره عود میکرد.
چندین چشمپزشک او را معاینه کردند:
یکی انسداد دوطرفه مجرای اشکی را مطرح کرد.
دیگری این تشخیص را رد کرد.
در نهایت یکی از اساتید چشم پزشکی گفت مجاری اشکی کاملاً طبیعی هستند، اما کودک دچار آلاکریما (Alacrima) یا عدم تولید اشک است و همین علت التهابهای مکرر چشم است.
او قطرههای اشک مصنوعی تجویز کرد، اما در معاینه متوجه شد که مردمکهای دو چشم هماندازه نیستند (Unequal pupils). این یافته میتوانست نشانه بیماریهای خطرناکی مانند خونریزی مغزی، مننژیت یا فلج عصب سوم باشد.
خوشبختانه تمام بررسیهای مغز طبیعی بودند.
رشد کودک طبیعی بود، اما از حدود یکسالگی اشتهایش کم شد، مرتب استفراغ میکرد، در بلع غذا مشکل داشت و هنگام غذا خوردن بیقراری میکرد.
پزشکان متعدد تشخیص ریفلاکس معده به مری دادند و داروهای مختلفی مانند گاویسکون، دومپریدون و مهارکنندههای پمپ پروتون تجویز کردند، اما هیچ بهبودی حاصل نشد.
در نهایت، فوقتخصص گوارش به آشالازی مری (Achalasia) مشکوک شد.
اندوسکوپی تشخیص را تأیید کرد. علت بیماری، اختلال اعصاب مری است که باعث میشود اسفنکتر تحتانی مری شل نشود و غذا بهدرستی وارد معده نشود.
گزینههای درمانی شامل:
داروهای شلکننده اسفنکتر مانند مسدودکنندههای کانال کلسیم
تزریق بوتاکس
اتساع با بالون
یا جراحی میوتومی بود.
با توجه به سن کودک، در آن زمان تصمیم گرفتند جراحی را تا رسیدن وزن به حدود ۱۵ کیلوگرم به تعویق بیندازند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤40👍36👏18🏆4⚡1
در دو سالگی، کودک هنگام یک گاستروانتریت ساده دچار کاهش سطح هوشیاری شد.
در بیمارستان مشخص شد:
قند خون پایین
هیپوناترمی
هیپرکالمی
اسیدوز متابولیک
رزیدنت کشیک به بحران آدیسونی (Addisonian crisis) مشکوک شد.
نمونههای لازم قبل از درمان گرفته شد و بلافاصله هیدروکورتیزون، مایعات و دکستروز تجویز شد.
نتایج آزمایشها نشان داد:
کورتیزول پایین وACTH بالا
فعالیت رنین پلاسما بالا (به نفع کمبود آلدوسترون)
در مقابل، 17-هیدروکسی پروژسترون و آندروستندیون طبیعی بودند؛ بنابراین هیپرپلازی مادرزادی آدرنال (CAH) رد شد.
نکات تشخیصی:
اگر کورتیزول صبحگاهی کمتر از ۳ میکروگرم بر دسیلیتر باشد، تشخیص نارسایی اولیه آدرنال بدون تست تحریک نیز قابل قبول است.
اگر بیشتر از این مقدار باشد، باید تست تحریک با سیناکتن (Short Synacthen Test) انجام شود.
عدم افزایش کورتیزول به بالای ۱۸ میکروگرم بر دسیلیتر یا افزایش کمتر از ۷ میکروگرم بر دسیلیتر پس از ۳۰ دقیقه، تشخیص را تأیید میکند.
درمان با:
هیدروکورتیزون با دوز ۱۰ میلیگرم به ازای هر متر مربع سطح بدن در روز
فلودروکورتیزون
آغاز شد و وضعیت کودک پایدار گردید.
برای برآورد سطح بدن میتوان از فرمول تقریبی زیر استفاده کرد:
BSA ≈ (4 × وزن + 7) ÷ (وزن + 30)
بهطور تقریبی، در کودک ۳۰ کیلوگرمی، سطح بدن حدود ۱ متر مربع است.
تشخیص نهایی
در استافراند، پس از ارائه کیس، یکی از رزیدنتها دستش را بالا برد و گفت:
استاد گفت: «بلندتر صحبت کن، منظورت چیه؟»
رزیدنت پاسخ داد:
«استاد. این بیماری یک اختلال اتوزومال مغلوب است که به نام سندرم آلگروو (Allgrove syndrome) یا Triple A syndrome شناخته میشود. علت آن جهش در ژن AAAS (یا ALADIN) روی کروموزوم ۱۲ است. این ژن در انتقال پروتئینها از طریق منافذ هسته سلول (Nuclear Pore Complex) نقش دارد.
ویژگیهای اصلی بیماری عبارتاند از:
Alacrima
Achalasia
Addison disease
استاد لبخندی زد و گفت:
«آفرین... درست است؛ این همان Triple A syndrome است.»
و آن رزیدنت (که من بودم) در دلش گفت:
«بالاخره یک مورد واقعی از Triple A را دیدم.»
این کیس نمونهای جالب از یک بیماری نادری بود که تشخیص آن تنها با کنار هم گذاشتن سه علامت ظاهراً نامرتبط کنار هم امکانپذیر میشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤84👏46👍20🙏7🏆4⚡3💔3👎2
در ادامه نصائح
با آغاز نخستین صبحی که قدم به دنیای اورژانس میگذاری و نخستین شیفت خود را بهعنوان «پزشک» در میدانی آغاز میکنی که شبیه هیچ جای دیگری نیست؛ جایی که تصمیمها باید در لحظه گرفته شوند، نگاهها به امید دوخته شدهاند و جان انسانها بر مرز باریکی میان نجات و مرگ حرکت میکنند
این، میدانی است که تردید را برنمیتابد و منتظر افراد کند نمیماند؛ جایی که جانها حفظ میشوند، سرنوشتها رقم میخورند و پیش از آنکه مهارت دستها و توان تجهیزات سنجیده شود، قلبها و ذهنها آزموده میشوند
از آنجا که پزشکی برای من هرگز صرفاً یک «شغل» نبوده، بلکه عبادت، علم و اخلاق است، و چون این مسیر برای کسی که بیتوشه وارد آن شود سنگین خواهد بود، دوست دارم چند نصیحت را با تو و همه پزشکان جوانی که همزمان با تو این راه را آغاز میکنند، در میان بگذارم؛ توصیه های دینی برای پالایش دل و توصیههایی علمی برای اصلاح شیوه طبابت
⬅️ توصیههای دینی
1️⃣ . نیتت را خالص کن
همیشه با خود بگو:
«خدایا، مرا وسیله نجات جان انسانها قرار بده، حتی اگر هیچکس نام مرا نداند.»
2️⃣ . دعای آغاز کار
«خدایا، مرا در خدمت بندگانت به کار گیر و جایگزینم مکن. مرا به راه درست هدایت کن و از رحمت خود در تصمیمهایم بهرهای نصیبم فرما.»
«خدایا، کار را بر من آسان گردان، نه دشوار؛ مرا به رشد و تصمیم درست الهام کن و سبب آسایش بندگانت قرار بده، نه مایه رنج آنان.»
3️⃣ . اخلاق را در سختترین لحظات حفظ کن
پیامبر به ما آموخت که فشار و سختی، مجوز تندخویی نیست. خشم در اورژانس طبیعی است، اما کنترل آن عبادت است
4️⃣ . بیمار امانت خداست
شاید او ناآگاه، بدخلق باشد، اما پیش از هر چیز، انسانی ترسیده است. پزشک باید پیش از درمان بیماری، با ترس بیمار روبهرو شود
5️⃣ . برای خدا کار کن
از هر همکار آگاهتر از خودت بیاموز. از پرسیدن خجالت نکش و هنگام نیاز، از گرفتن تصمیمی که جان بیماری را نجات میدهد، هراس نداشته باش
6️⃣ . به یاد داشته باش که خدا تو را میبیند
وقتی با دستانت آرامش را به بیماری بازمیگردانی، دل مضطربی را آرام میکنی و پیش از هر اقدامی از او طلب توفیق مینمایی
⬅️ توصیههای علمی
1️⃣ . شرح حال (Clinical History) را جدی بگیر
گرفتن شرح حال دقیق، اتلاف وقت نیست؛ هنر یک پزشک است
پزشکی که در این کار مهارت دارد، پیش از آزمایشها و دستگاهها به تشخیص نزدیک میشود
داستان بیمار را مانند یک نقشه راه بشنو؛ بسیاری از مراحل بعدی خودبهخود روشن خواهند شد
نیمی از تشخیص، و گاهی بیشتر، در حرفهای بیمار یا همراه او پنهان است.
حتی در شلوغترین شیفتها، آن ۳۰ ثانیه طلایی را از دست نده:
Onset – Course – Severity – Associated Symptoms – Risk Factors
همین چند سؤال کوتاه، گاهی جان بیماری را نجات میدهد
2️⃣ . قبل از هر چیز، بیمار را ارزیابی کن؛ نه اینکه حدس بزنی
اصل ABC باید به یک عادت همیشگی تبدیل شود:
راه هوایی (Airway)
تنفس (Breathing)
گردش خون (Circulation)
این سه، نخستین اولویتهای نجات بیمار هستند
3️⃣ . نسبت به Red Flags ها حساس باش
🟣 درد قفسه سینه بدون علت مشخص تا خلافش ثابت نشده ⬅️ سندرم حاد کرونری (ACS)
🟡 سردرد ناگهانی و بسیار شدید تا خلافش ثابت نشده ⬅️ SAH
🔵 تنگی نفس شدید و ناگهانی ⬅️ آمبولی ریه (PE) یا پنوموتوراکس تحت فشار
🟢 ضعف یا فلج ناگهانی یا اختلال تکلم ⬅️ سکته مغزی
به شهودی که بر پایه علم و تجربه شکل گرفته اعتماد کن؛ این احساس نیست، بلکه تشخیص الگو (Pattern Recognition) است
4️⃣ . زود کمک بخواه
کمک خواستن نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ حرفهای است. پزشکی که بهموقع از همکار باتجربهتر کمک میگیرد، جانهای بیشتری را نجات میدهد
5️⃣ . همه چیز را مستند کن
اورژانس سریع میگذرد، اما مسائل قانونی بعداً مطرح میشوند. گاهی یک جمله ثبتنشده میتواند برایت مشکل ساز شود
6️⃣ . فریب پایداری موقت بیمار را نخور
بیماری که ظاهراً حالش خوب است، ممکن است در واقع از خطرناکترین بیماران باشد. بیماران Compensated but unstable ممکن است ناگهان دچار افت شدید وضعیت شوند
7️⃣ . همه مشکلات را همزمان حل نکن
اگر بیمار هم افت فشار دارد، هم مشکل راه هوایی، یا تشنج دارد، ابتدا اولویتها را مشخص کن
در اورژانس، موفقیت در اولویتبندی است، نه قهرمانبازی
8️⃣ . گفتن «نمیدانم» را یاد بگیر
اعتراف به ندانستن، هزار بار بهتر از اجرای یک برنامه درمانی اشتباه است. همچنین گفتن «به نظر پزشک باتجربهتر نیاز دارم» یک اقدام حرفهای است، نه از روی ضعف
🔽 🔽 🔽
با آغاز نخستین صبحی که قدم به دنیای اورژانس میگذاری و نخستین شیفت خود را بهعنوان «پزشک» در میدانی آغاز میکنی که شبیه هیچ جای دیگری نیست؛ جایی که تصمیمها باید در لحظه گرفته شوند، نگاهها به امید دوخته شدهاند و جان انسانها بر مرز باریکی میان نجات و مرگ حرکت میکنند
این، میدانی است که تردید را برنمیتابد و منتظر افراد کند نمیماند؛ جایی که جانها حفظ میشوند، سرنوشتها رقم میخورند و پیش از آنکه مهارت دستها و توان تجهیزات سنجیده شود، قلبها و ذهنها آزموده میشوند
از آنجا که پزشکی برای من هرگز صرفاً یک «شغل» نبوده، بلکه عبادت، علم و اخلاق است، و چون این مسیر برای کسی که بیتوشه وارد آن شود سنگین خواهد بود، دوست دارم چند نصیحت را با تو و همه پزشکان جوانی که همزمان با تو این راه را آغاز میکنند، در میان بگذارم؛ توصیه های دینی برای پالایش دل و توصیههایی علمی برای اصلاح شیوه طبابت
همیشه با خود بگو:
«خدایا، مرا وسیله نجات جان انسانها قرار بده، حتی اگر هیچکس نام مرا نداند.»
“اللهم اجعلني سببًا في إنقاذ نفس ولو لم يعرف اسمي أحد”
«خدایا، مرا در خدمت بندگانت به کار گیر و جایگزینم مکن. مرا به راه درست هدایت کن و از رحمت خود در تصمیمهایم بهرهای نصیبم فرما.»
“اللهم استخدمني ولا تستبدلني، ووفّقني للصواب، واكتب لي من رحمتك نصيبًا فيما أقضي”
«خدایا، کار را بر من آسان گردان، نه دشوار؛ مرا به رشد و تصمیم درست الهام کن و سبب آسایش بندگانت قرار بده، نه مایه رنج آنان.»
”اللهم يسّر ولا تعسّر، وألهمني الرشد والصّواب، واجعلني عونًا لا عبئًا على عبادك”
پیامبر به ما آموخت که فشار و سختی، مجوز تندخویی نیست. خشم در اورژانس طبیعی است، اما کنترل آن عبادت است
شاید او ناآگاه، بدخلق باشد، اما پیش از هر چیز، انسانی ترسیده است. پزشک باید پیش از درمان بیماری، با ترس بیمار روبهرو شود
از هر همکار آگاهتر از خودت بیاموز. از پرسیدن خجالت نکش و هنگام نیاز، از گرفتن تصمیمی که جان بیماری را نجات میدهد، هراس نداشته باش
وقتی با دستانت آرامش را به بیماری بازمیگردانی، دل مضطربی را آرام میکنی و پیش از هر اقدامی از او طلب توفیق مینمایی
گرفتن شرح حال دقیق، اتلاف وقت نیست؛ هنر یک پزشک است
پزشکی که در این کار مهارت دارد، پیش از آزمایشها و دستگاهها به تشخیص نزدیک میشود
داستان بیمار را مانند یک نقشه راه بشنو؛ بسیاری از مراحل بعدی خودبهخود روشن خواهند شد
نیمی از تشخیص، و گاهی بیشتر، در حرفهای بیمار یا همراه او پنهان است.
حتی در شلوغترین شیفتها، آن ۳۰ ثانیه طلایی را از دست نده:
Onset – Course – Severity – Associated Symptoms – Risk Factors
همین چند سؤال کوتاه، گاهی جان بیماری را نجات میدهد
اصل ABC باید به یک عادت همیشگی تبدیل شود:
راه هوایی (Airway)
تنفس (Breathing)
گردش خون (Circulation)
این سه، نخستین اولویتهای نجات بیمار هستند
به شهودی که بر پایه علم و تجربه شکل گرفته اعتماد کن؛ این احساس نیست، بلکه تشخیص الگو (Pattern Recognition) است
کمک خواستن نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ حرفهای است. پزشکی که بهموقع از همکار باتجربهتر کمک میگیرد، جانهای بیشتری را نجات میدهد
اورژانس سریع میگذرد، اما مسائل قانونی بعداً مطرح میشوند. گاهی یک جمله ثبتنشده میتواند برایت مشکل ساز شود
بیماری که ظاهراً حالش خوب است، ممکن است در واقع از خطرناکترین بیماران باشد. بیماران Compensated but unstable ممکن است ناگهان دچار افت شدید وضعیت شوند
اگر بیمار هم افت فشار دارد، هم مشکل راه هوایی، یا تشنج دارد، ابتدا اولویتها را مشخص کن
در اورژانس، موفقیت در اولویتبندی است، نه قهرمانبازی
اعتراف به ندانستن، هزار بار بهتر از اجرای یک برنامه درمانی اشتباه است. همچنین گفتن «به نظر پزشک باتجربهتر نیاز دارم» یک اقدام حرفهای است، نه از روی ضعف
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤61👏35👍24🙏9⚡1
تو و همه پزشکان تازهوارد اورژانس، در جایگاهی بسیار ارزشمند ایستادهاید؛ جایی که هم ثواب علم را دارید، هم خدمت به مردم و هم کاستن از رنج انسانها.
نه مغرور شوید، نه ناامید. هیچگاه ارزش یک جمله امیدبخش یا یک تصمیم درست که در چند دقیقه گرفته میشود و جان انسانی را نجات میدهد، دستکم نگیرید.
از خداوند متعال میخواهم شما را حفظ کند، شیفتهایتان را مایه خیر و برکت قرار دهد، نه بار سنگین، و دعای بیماران و خانوادههایشان را ذخیرهای برای آخرتتان گرداند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤108👏4👍3💔2
نکات کلیدی که باید همیشه در معاینه مدنظر باشند:
ضایعاتی که یک ناحیه وسیع از پوست را درگیر میکنند (و نه یک ضایعه موضعی کوچک)، بیشترین احتمال همراهی با ناهنجاریهای سیستمیک را دارند. این بیماران همچنین بیشتر در معرض اولسر، اسکار و تغییر شکل دائمی هستند و معمولاً به درمان طولانیتر با پروپرانولول نیاز دارند.
وجود ۵ ضایعه یا بیشتر باید زنگ خطر باشد.
در این بیماران انجام سونوگرافی کبد توصیه میشود، زیرا احتمال همانژیومهای کبدی افزایش مییابد.
در صورت وجود همانژیوم کبدی باید موارد زیر نیز بررسی شوند:
نارسایی قلبی با برونده بالا
کمکاری تیروئید مصرفی (Consumptive hypothyroidism)
سندرم کمپارتمان شکم در موارد منتشر
ضایعات بزرگ سگمنتال صورت یا پوست سر (بهویژه بیش از ۵ سانتیمتر) باید از نظر سندرم PHACE بررسی شوند.
که PHACE شامل:
ارزیابی اولیه شامل: MRI مغز و MRA سر، گردن و قوس آئورت
اکوکاردیوگرافی
معاینه کامل چشمپزشکی
در بیماران پرخطر، بهتر است پیش از شروع پروپرانولول وضعیت عروق مغزی مشخص شود، هرچند در همانژیومهای تهدیدکننده حیات یا عملکرد، درمان را نباید بهطور غیرضروری به تأخیر انداخت.
همانژیوم سگمنتال فک تحتانی، چانه و گردن با خطر همانژیوم راه هوایی همراه است.
استریدور
تنفس پرسروصدا
گریه خشن
سرفه شبیه کروپ
تمام این بیماران باید حتی در صورت نداشتن علائم تنفسی، توسط متخصص گوش و حلق و بینی ارزیابی شوند، زیرا ممکن است همانژیوم راه هوایی دیرتر تظاهر پیدا کند.
این بیماران باید از نظر سندرم LUMBAR بررسی شوند.
ناهنجاریهای همراه ممکن است شامل:
تتردکورد (Tethered cord)
دیسرافیسم نخاع
همانژیوم داخل کانال نخاع
ناهنجاریهای دستگاه ادراری تناسلی
ناهنجاریهای کلیه
ناهنجاریهای آنورکتال
اختلالات استخوانی و عروقی
و MRI ستون فقرات روش ارجح بررسی است و در برخی شیرخواران کوچکتر از ۳ ماه، سونوگرافی میتواند بهعنوان غربالگری اولیه استفاده شود، هرچند حساسیت آن محدود است.
همانژیوم پریاوربیتال میتواند باعث:
آمبلیوپی
آستیگماتیسم
آنیزومتروپی
انسداد محور بینایی
بنابراین ارجاع فوری به چشمپزشک ضروری است.
همانژیوم سگمنتال صورت یا پوست سر
همانژیوم ناحیه Beard
همانژیوم سگمنتال لومبوساکرال یا پرینه
وجود ≥۵ همانژیوم پوستی
همانژیوم اطراف چشم
همانژیوم نوک بینی یا لب
همانژیوم اولسره
همانژیومهای بزرگ با احتمال تغییر شکل دائمی
پیام بالینی
در برخورد با همانژیوم شیرخوارگی، تنها به اندازه ضایعه توجه نکنید؛ «الگوی توزیع»، «محل ضایعه» و «تعداد همانژیومها» مهمترین عوامل تعیینکننده خطر درگیری خارجپوستی هستند. شناسایی این بیماران در هفتههای نخست زندگی و ارجاع بهموقع میتواند از عوارضی مانند انسداد راه هوایی، سکته مغزی، اختلالات بینایی، ناهنجاریهای نخاعی و آسیب دائمی زیبایی جلوگیری کند.
منبع:
Kittler NW, Frieden IJ, Garzon MC. Hemangiomas: Beyond the Skin. Pediatrics in Review. 2026;47(7):371–380.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51❤39👏21👎1
طی دو هفته نخست، روند درمان بدون مشکل سپری شد. عفونت به درمان پاسخ داد و علائم ژنیکولوژیک بیمار برطرف شد. با این حال، در اواخر دوره درمان، علائم عصبی بهتدریج ظاهر شدند. ابتدا بیمار دچار سرگیجه، اختلال تعادل هنگام راه رفتن، برخورد مکرر با دیوارها و از دست دادن تعادل هنگام برخاستن شد. در ابتدا تصور میکرد این علائم ناشی از خستگی هستند، اما بهدنبال آن دیزآرتری ایجاد شد و گفتار او آهسته، کشیده و غیرطبیعی شد. اعضای خانواده نیز متوجه تغییر در نحوه صحبت کردن و راه رفتن وی شدند. سه روز بعد، ضعف عضلانی متقارن و پیشرونده در هر چهار اندام بروز کرد و بیثباتی وضعیتی به حدی رسید که بیمار بدون کمک قادر به ایستادن نبود.
📷 تصویربرداری
در MRI مغز نقش تعیینکنندهای در تشخیص داشت. در تصویربرداری، ضایعات هایپراینتنس متقارن در توالیهای T2 و FLAIR در هستههای دندانهای (Dentate Nucleu) هر دو نیمکره مخچه مشاهده شد. علاوه بر آن، افزایش سیگنال در ساقه مغز و درگیری جسم پینهای (Corpus Callosum) نیز وجود داشت. این الگوی تصویربرداری از یافتههای تیپیک و شناختهشده سمیت عصبی ناشی از مترونیدازول است.
🧬 پاتوفیزیولوژی
مترونیدازول، بهویژه در دوز تجمعی بالا یا در بیمارانی که متابولیسم دارو در آنها مختل است، میتواند از سد خونی–مغزی عبور کرده و در بافت عصبی تجمع یابد. اگرچه مکانیسم دقیق سمیت آن هنوز بهطور کامل مشخص نشده است، اما یافتههای تصویربرداری در این بیماران الگوی مشخص و تکرارپذیری دارند. هستههای دندانهای مخچه، جسم پینهای و ساقه مغز از مهمترین ساختارهایی هستند که نسبت به این دارو آسیبپذیری بیشتری دارند و درگیری آنها میتواند با سرعت قابلتوجهی پیشرفت کند.
💊 درمان
نخستین و مهمترین اقدام درمانی، قطع فوری مترونیدازول بود. در مسمومیت عصبی ناشی از مترونیدازول، هیچ اقدام درمانی دیگری بدون قطع دارو مؤثر نخواهد بود. با وجود اینکه اکثر بیماران پس از قطع دارو بهتدریج بهبود مییابند، این بیمار سیر شدیدی داشت.
بهدلیل دیسفاژی شدید، ضعف پیشرونده و درگیری ساقه مغز، بیمار به ICU منتقل شد و تحت پایش مداوم نورولوژیک قرار گرفت. ظرفیت حیاتی اجباری (FVC) هر شش ساعت اندازهگیری شد. برای تغذیه، لوله بینی–معده گذاشته شد تا از آسپیراسیون جلوگیری شود. تیامین وریدی بهصورت تجربی آغاز شد، زیرا در انسفالوپاتیهای متابولیک یا سمی باید کمبود تیامین تا زمان رد شدن درمان شود. درباره تجویز کورتیکواستروئیدها بحث شد، اما بهدلیل نبود شواهد علمی کافی، این داروها تجویز نشدند.
پس از افت ظرفیت حیاتی به کمتر از حد بحرانی، لولهگذاری داخل نای بهصورت انتخابی انجام شد و بیمار تحت تهویه مکانیکی محافظتی قرار گرفت. برای حفظ امکان ارزیابی مداوم وضعیت عصبی، از دکسمدتومیدین با دوز کم استفاده شد و از انفوزیون مداوم بنزودیازپینها اجتناب گردید. از آنجا که برای سمیت مترونیدازول پادزهر اختصاصی وجود ندارد، ادامه درمان بر پایه حذف دارو، مراقبت حمایتی و انتظار برای بازیابی تدریجی عملکرد سیستم عصبی انجام شد
پس از بروز پنومونی مرتبط با ونتیلاتور (VAP)، درمان تجربی آنتیبیوتیکی آغاز شد، اما مترونیدازول مجدداً تجویز نشد و برای پوشش بیهوازی از پیپراسیلین/تازوباکتام استفاده شد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍55❤23💔22👏14🙏1💯1
🗓️ سیر بالینی (روز به روز)
🗓️ روز اول: پس از بستری، ضعف عضلانی طی ۲۴ ساعت نخست تشدید شد. بیمار دیگر قادر به حرکت مؤثر اندامهای تحتانی نبود. دیزآرتری شدیدتر شد و دیسفاژی ناشی از درگیری ساقه مغز ظاهر گردید. بیمار به ICU منتقل شد، پایش مداوم نورولوژیک آغاز شد، ظرفیت حیاتی هر شش ساعت اندازهگیری شد، لوله بینی–معده گذاشته شد، تیامین وریدی شروع شد و با توجه به نبود شواهد کافی، کورتیکواستروئیدها تجویز نشدند.
🗓️ روز دوم: FVC به ۱۸ میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم کاهش یافت و تیم درمانی برای احتمال لولهگذاری داخل نای آماده شد
🗓️ روز سوم: FVC به ۱۴ میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم رسید. لولهگذاری داخل نای بهصورت انتخابی انجام شد و بیمار تحت تهویه مکانیکی محافظتی قرار گرفت. برای حفظ امکان ارزیابی نورولوژیک، دکسمدتومیدین با دوز کم تجویز شد و از بنزودیازپینها اجتناب گردید
🗓️ روز چهارم: MRI مجدد، تداوم ضایعات هستههای دندانهای را بدون گسترش ضایعات، خونریزی یا ادم قابلتوجه نشان داد. از آنجا که دارو از بدن حذف شده بود و پادزهر اختصاصی وجود نداشت، درمان حمایتی ادامه یافت
🗓️ روز پنجم: بیمار دچار پنومونی مرتبط با ونتیلاتور شد و درمان تجربی با آنتیبیوتیک آغاز گردید. مترونیدازول مجدداً تجویز نشد و پیپراسیلین/تازوباکتام جایگزین آن شد.
🗓️ روز هفتم: دیسفاژی نخستین علائم بهبود را نشان داد و ارزیابی گفتاردرمانگر، بازگشت نسبی رفلکس بلع را تأیید کرد
🗓️ روز هشتم: دیزآرتری بهتدریج رو به بهبود گذاشت
🗓️ روز دهم: آزمون تنفس خودبهخودی موفقیتآمیز بود و بیمار اکستوبه شد. اگرچه گفتار هنوز آهسته بود، اما قابلفهم شده بود.
🗓️ روز دوازدهم: لوله بینی–معده خارج شد و بیمار رژیم نرم را بدون شواهد آسپیراسیون تحمل کرد
🗓️ روز چهاردهم: بیمار با وجود آتاکسی باقیمانده، با کمک واکر راه میرفت و به بخش نورولوژی منتقل شد. MRI کنترل نیز کاهش قابلتوجه ضایعات هستههای دندانهای را نشان داد
🗓️ روز بیستم: بیمار با برنامه توانبخشی نورولوژیک سرپایی مرخص شد. MRI کنترل برای یک ماه و سه ماه بعد برنامهریزی شد. همچنین در پرونده پزشکی وی ثبت شد که در آینده هیچ دارویی از گروه نیتروایمیدازولها نباید برای او تجویز شود
درس اصلی این بود که دارویی که چنین آسیب شدیدی ایجاد کرد، یکی از پرمصرفترین آنتیبیوتیکهای جهان است.
دارویی که تقریباً در تمام پروتکلهای درمان عفونتهای لگنی، آبسههای شکمی و عفونتهای بیهوازی وجود دارد
درحالیکه سمیت عصبی شدید آن، هرچند نادر، کاملاً واقعی است
و وقتی رخ میدهد، MRI الگوی بسیار مشخصی را نشان میدهد:
ضایعات هایپراینتنس متقارن در هستههای دندانهای مخچه
درگیری جسم پینهای
درگیری ساقه مغز
در بیماری که مترونیدازول مصرف کرده و دچار آتاکسی، دیزآرتری، اختلال تعادل یا سایر علائم مخچهای شده است، این الگو تقریباً تشخیص را قطعی میکند.
بدون نیاز به بیوپسی
بدون کشت
و بدون آزمایشهای پیچیده دیگر
بنابراین، هرگاه بیماری در حین مصرف مترونیدازول دچار علائم جدید مخچهای شد، پیش از هر تشخیص دیگری باید به سمیت عصبی مترونیدازول فکر کرد.
دارو را فوراً قطع کنید.
منتظر تأیید نمانید.
منتظر پایان دوره درمان نمانید.
هر روز اضافی مصرف مترونیدازول در بیماری که دچار سمیت عصبی شده است، ممکن است به معنای یک روز آسیب بیشتر به بافت عصبی باشد.
این بیمار سرانجام بهبود یافت.
اما تشخیص با تأخیر انجام شد.
و همین تأخیر، بهای سنگینی داشت:
بستری در ICU.
تهویه مکانیکی.
بیست روز بستری در بیمارستان.
همه بهدلیل دارویی که هیچکس در ابتدا به آن شک نکرد.
و مهمترین پیام این پرونده همین است:
در هر بیمار با علائم عصبی جدید، همیشه بپرسید:
«چه داروهایی مصرف میکنید؟»
همیشه، از همین سؤال شروع کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤58👏34👍20🏆12💯8👎2