کانال طِب اَطفال
51.8K subscribers
4.72K photos
2.79K videos
2.79K files
1.59K links
Contact ID : @Pediatrics_Admin

تبلیغات پذیرفته می شود (غیر از طب سنتی و شیرخشک)

تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به شرکت بین المللی گام (شماره ثبت ۸۱۲۸) می باشد

"Created on May 8, 2016."
Download Telegram
سه تظاهر پوستی مهم وارفارین که باید بشناسید

اگر با بیمارانی که وارفارین مصرف می‌کنند سروکار دارید، این سه عارضه پوستی مهم را به خاطر بسپارید؛ زیرا هم در آزمون‌ها زیاد مطرح می‌شوند و هم ممکن است در بالین با آن‌ها مواجه شوید.

1️⃣. نکروز پوستی ناشی از وارفارین (Warfarin-induced Skin Necrosis)
این عارضه معمولاً در چند روز اول شروع درمان با وارفارین رخ می‌دهد.

علت: در شروع درمان، سطح پروتئین C سریع‌تر از سایر فاکتورهای انعقادی کاهش می‌یابد و در نتیجه یک حالت موقت افزایش انعقادپذیری (Hypercoagulable state) ایجاد می‌شود. این وضعیت باعث تشکیل ترومبوز در عروق کوچک پوست و در نهایت نکروز پوستی می‌شود.
حدود یک‌سوم بیماران مبتلا، دچار کمبود ارثی پروتئین C هستند.

ضایعات پوستی معمولاً در نواحی دارای بافت چربی زیرجلدی ایجاد می‌شوند، از جمله:
پستان‌ها
شکم و تنه
اندام‌ها
آلت تناسلی
یافته پاتولوژی: وجود ترومبوز فیبرینی در عروق پوستی همراه با خونریزی بین‌بافتی.

2️⃣. سندرم انگشت آبی یا بنفش (Purple/Blue Toe Syndrome)
این عارضه معمولاً چند هفته پس از شروع وارفارین ایجاد می‌شود.

علت: آمبولی کریستال‌های کلسترول (Cholesterol microembolization) که موجب انسداد عروق کوچک انگشتان پا می‌شود.
تظاهرات:
تغییر رنگ آبی یا بنفش انگشتان پا
ظاهر لکه‌لکه (Mottled)
دردناک بودن انگشتان
این تظاهر بسیار شبیه آمبولی کلسترولی است که گاهی پس از آنژیوگرافی یا کاتتریزاسیون قلب نیز مشاهده می‌شود.

3️⃣. کلسیفیلاکسی (Calciphylaxis)
این عارضه نادر است، اما سناریوی کلاسیک آن بیماری است که:
نارسایی کلیه پیشرفته دارد و دیالیز می‌شود.
هم‌زمان وارفارین مصرف می‌کند.

مکانیسم: رسوب کلسیم در آرتریول‌ها باعث انسداد عروق کوچک، ایسکمی و نکروز بافت می‌شود.
تظاهرات:
ضایعات پوستی بسیار دردناک
زخم‌ها و نکروز پوستی
عوامل خطر:
هیپرکلسمی
هیپرفسفاتمی
هیپرپاراتیروئیدیسم

وارفارین یکی از داروهایی است که می‌تواند در بیماران پرخطر باعث ایجاد یا تشدید کلسیفیلاکسی شود، هرچند مکانیسم دقیق آن هنوز کاملاً مشخص نیست.

درمان:
اصلاح کلسیم و فسفات
درمان هیپرپاراتیروئیدیسم
قطع عوامل تشدیدکننده مانند وارفارین و فرآورده‌های حاوی کلسیم


خلاصه مطلب: سه عارضه مهم پوستی وارفارین که باید به خاطر بسپارید:
Warfarin-induced Skin Necrosis
Purple (Blue Toe) Syndrome
Warfarin-induced Calciphylaxis
این سه مورد را هم برای امتحان به خاطر بسپارید و هم برای کار بالینی، چون اگر با بیمارانی که وارفارین مصرف می‌کنند سروکار داشته باشید، احتمال دارد با آن‌ها روبه‌رو شوید.

پ ن ادمین: داستان وارفارین از فوریه سال ۱۹۳۳ آغاز شد؛ زمانی که یک کشاورز از شمال‌غرب ایالت ویسکانسین آمریکا برای یافتن علت خونریزی غیرطبیعی گاوهایش به شهر مدیسون رفت. او به دنبال یک دامپزشک دولتی بود، اما چون بیشتر درمانگاه‌ها در روز شنبه تعطیل بودند، به آزمایشگاه کارل پل لینک (Karl Paul Link)، استاد بیوشیمی دانشگاه ویسکانسین–مدیسون، مراجعه کرد.
کارل لینک بررسی این ماجرا را آغاز کرد و دریافت که گاوها به بیماری‌ای مبتلا شده‌اند که بعدها «بیماری شبدر شیرین» (Sweet Clover Disease) نام گرفت. این بیماری زمانی ایجاد می‌شود که دام‌ها از یونجه یا شبدر شیرین مرطوب و فاسد تغذیه کنند و در نتیجه دچار خونریزی شدید شوند.

سرانجام در سال ۱۹۳۹، کارل لینک و همکارانش موفق شدند ترکیبی را از این علوفه جدا کنند که از انعقاد خون جلوگیری می‌کرد و عامل خونریزی گاوها بود. همین کشف باعث شد پژوهشگران به این فکر بیفتند که شاید بتوان از این ماده برای پیشگیری از لخته‌های خطرناک خون در انسان نیز استفاده کرد.

با این حال، این ایده سال‌ها به تعویق افتاد و این ترکیب ابتدا به‌عنوان سم موش مورد استفاده قرار گرفت؛ زیرا جوندگان خسارت زیادی به محصولات کشاورزی وارد می‌کردند.
چند سال بعد، کارل لینک و گروهش موفق شدند نوعی از این ماده را به شکل وارفارین سدیم (Warfarin Sodium) تولید کنند که در آب محلول بود و امکان مصرف خوراکی داشت. این دارو در سال ۱۹۵۴ برای استفاده در انسان تأیید شد و به‌تدریج به یکی از پرکاربردترین داروهای ضدانعقاد خوراکی در تاریخ پزشکی تبدیل شد؛ دارویی که با وجود ظهور داروهای جدیدتر، هنوز هم در بسیاری از بیماران در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد.



✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤71👍39👏25⚡2🔥2💔2
سقوط یک کودک روی شارژر موبایل❗️❓


البته این توضیحی بود که والدین ارائه کردند!


🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱132💔80❤18👍1👎1🙏1
📺 نوجوان ۱۴ ساله ی که نتونست کانال تلویزیون خونه رو عوض کنه، برای همین اومد بیمارستان کمک بگیره❗️

پ ن: چراغ‌قوه، لامپ کم‌مصرف، خیار و حتی یک شیشه یک‌لیتری دیده بودم ... ولی کنترل تلویزیون رو برای اولین بار می‌بینم!



🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱157💔24🏆7❤4🔥1
دختر ۱۱ ساله‌ای با خونریزی از دهان، التهاب چرکی لوزه‌ها و تشخیص غیرمنتظره!

دختری ۱۱ ساله به درمانگاه مراجعه کرد که از خونریزی شدید از دهان، تنگی نفس و صدای خفه (Muffled voice) شکایت داشت. نکته عجیب این بود که تب نداشت.
در معاینه، التهاب شدید چرکی همراه با غشای سفید ضخیم روی لوزه‌ها دیده شد. پس از غرغره با آب‌اکسیژنه رقیق‌شده، محل خونریزی در لوزه چپ مشخص شد و خوشبختانه خونریزی کنترل و متوقف شد.

روال معمول بسیاری از پزشکان در چنین مواردی، تزریق آنتی‌بیوتیک و برخورد با بیمار به‌عنوان یک تونسیلیت چرکی باکتریایی است، اما از نظر علمی همیشه این رویکرد صحیح نیست.

در این بیمار، وجود خونریزی، تنگی نفس و شدت التهاب مرا وادار کرد که علاوه بر درمان اولیه، CBC و آزمایش‌های انعقادی درخواست کنم.

نتایج آزمایش‌های انعقادی طبیعی بود، اما در CBC نکات جالبی دیده می‌شد:
تعداد گلبول‌های سفید نرمال بود؛ موضوعی که احتمال عفونت باکتریایی را کاهش می‌داد.
لنفوسیت‌ها افزایش یافته بودند؛ یافته‌ای که بیشتر به نفع یک عفونت ویروسی بود.

⬅️در این مرحله، مهم‌ترین تشخیص مطرح، مونونوکلئوز عفونی (Infectious mononucleosis) ناشی از ویروس اپشتین–بار (EBV) بود.

بنابراین از خانواده بیمار خواستم آزمایش Monospot انجام دهند.
اما نتیجه آزمایش منفی بود!
در نگاه اول شاید تصور شود تشخیص اشتباه بوده است، اما این‌طور نیست. آزمایش Monospot در هفته اول بیماری ممکن است منفی کاذب (False negative) باشد، زیرا هنوز آنتی‌بادی‌های هتروفیل (Heterophile antibodies) به اندازه کافی تشکیل نشده‌اند.

با توجه به شرح حال، معاینه و یافته‌های آزمایشگاهی، همچنان به تشخیص خود اطمینان داشتم؛ نبود تب، طبیعی بودن تعداد گلبول‌های سفید و لنفوسیتوز همگی با مونونوکلئوز عفونی سازگار بودند.
به همین دلیل، آزمایش اختصاصی سرولوژی EBV شامل VCA-IgM درخواست شد.
نتیجه این بار مثبت بود و تشخیص مونونوکلئوز عفونی تأیید شد.

از همان ابتدا آگاهانه از تجویز آنتی‌بیوتیک‌های حاوی آموکسی‌سیلین یا آموکسی‌سیلین/کلاوولانات خودداری کردم؛ زیرا در بیماران مبتلا به مونونوکلئوز عفونی، این داروها می‌توانند باعث بروز راش پوستی شوند.

درمان بیمار شامل مسکن‌ها، مصرف مایعات گرم و کورتیکواستروئید بود. با توجه به التهاب شدید لوزه‌ها و تنگی نسبی راه هوایی، کورتون برای کاهش ادم و بهبود علائم تجویز شد.
خوشبختانه بیمار بدون نیاز به آنتی‌بیوتیک به‌تدریج بهبود یافت.


✍️  آقای دکتر سلمان داود (از کشور عراق)

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤107👍60👏42👌9🏆5
👩‍💻در گذرِ روزهای طبابت؛ روایت‌هایی از تجربه‌های بالینی اعضای کانال طب اطفال

وقتی پزشک، بیمار می‌شود... سرطان شاید بدن را ترک کند، اما بعضی زخم‌هایش هرگز از روح انسان پاک نمی‌شوند

بیش از بیست سال، من در آن سوی تخت بیماران ایستاده بودم. هر روز با روپوش سفید وارد بخش می‌شدم، تصاویر رادیولوژی و نتایج آزمایش‌ها را بررسی می‌کردم و با چند جمله تلاش می‌کردم نگرانی بیمارانم را کاهش دهم. وقتی حالشان بهتر می‌شد، این من بودم که با خوشحالی به آن‌ها می‌گفتم: «می‌توانید به خانه برگردید.»

فکر می‌کردم دردشان را درک می‌کنم.
اما اشتباه می‌کردم.


میان دیدن رنج از نگاه یک پزشک و تجربه کردن آن با وجود یک بیمار، فاصله‌ای عمیق و غیرقابل تصور وجود دارد.
وقتی سرطان وارد زندگی من شد، نقش‌ها عوض شدند.
دیگر من آن پزشکی نبودم که به دیگران آرامش می‌دهد؛ حالا خودم منتظر شنیدن نامم پشت درِ بخش سی‌تی‌اسکن یا رادیوتراپی بودم، در حالی که ترسی را در درونم پنهان کرده بودم که هیچ‌کس آن را نمی‌دید.

سخت‌ترین لحظه‌ها از زمانی آغاز می‌شد که درِ اتاق درمان باز می‌شد.
تنها وارد اتاقی سرد و ساکت می‌شدم؛ جایی که دستگاه‌های عظیم پزشکی بی‌هیچ احساسی اطرافم را فرا گرفته بودند. در پشت سرم بسته می‌شد و همه بیرون می‌ماندند. آن‌جا فقط من بودم، دستگاه‌ها و افکاری که وقتی انسان می‌فهمد زندگی‌اش به یک دستگاه و نتیجه یک آزمایش گره خورده، به ذهنش هجوم می‌آورند.

همان‌جا بود که بیمارانم را واقعاً فهمیدم.
فهمیدم چرا وقتی در ویزیت صبحگاهی به آن‌ها می‌گفتم می‌توانند از بیمارستان مرخص شوند، چهره‌شان از شادی می‌درخشید.

آن‌ها فقط از پایان درمان خوشحال نبودند؛ از بازگشت به خانه، آزادی، گرمای خانواده و احساس دوباره زندگی شادمان بودند.

وقتی بی‌حرکت درون دستگاه سی‌تی‌اسکن دراز کشیده بودم، زمان از حرکت می‌ایستاد. هر دقیقه برایم ساعت ها می‌گذشت. تمام زندگی‌ام مانند فیلمی از برابر چشمانم عبور می‌کرد؛ کودکی‌ام، پدر و مادرم، همسرم، فرزندانم، بیمارانم، وطنم، اتاق‌های عمل و همه رؤیاهایی که هنوز فرصت تحققشان را پیدا نکرده بودم.

اما دشوارترین بخش، رادیوتراپی بود.
پیش از هر جلسه، سر و گردنم را با یک ماسک ترموپلاستیک که دقیقاً متناسب با صورتم ساخته شده بود، کاملاً ثابت می‌کردند. ماسک را محکم به تخت قفل می‌کردند، به‌گونه‌ای که حتی یک میلی‌متر هم نمی‌توانستم حرکت کنم.
بعد در بسته می‌شد.
من تنها می‌ماندم.
و دستگاه به‌آرامی به دورم شروع به چرخیدن می‌کرد.
هر جلسه فقط حدود پانزده دقیقه طول می‌کشید.
فقط پانزده دقیقه...
اما وقتی صورتت به تخت بسته شده، نمی‌توانی سرت را بچرخانی، دستت را تکان بدهی یا کوچک‌ترین حرکتی انجام دهی، این پانزده دقیقه به اندازه یک عمر طولانی می‌شود.
گاهی احساس می‌کردم در اتاق درمان نیستم.
انگار در سردابی تاریک... یا درون قبر خودم گرفتار شده‌ام.

با گذشت جلسات، دستگاه را مثل سربازی که میدان نبرد را می‌شناسد، شناختم. صدای آن، حرکت‌هایش و لحظه‌های توقفش را از بر شده بودم. ثانیه‌ها را می‌شمردم و تقریباً می‌دانستم چه زمانی پرتو بعدی به گردنم تابیده خواهد شد؛ تلاشی برای حفظ اندکی احساس کنترل بر شرایطی که مدت‌ها بود از اختیارم خارج شده بود.
سی جلسه درمان...
سی بار رویارویی با ترس.
سی تجربه‌ای که در آن، دستگاه با سرطان من می‌جنگید، اما هم‌زمان زخم‌هایی بر روحم می‌گذاشت که در هیچ سی‌تی‌اسکن یا ام‌آر‌آی دیده نمی‌شوند.

می‌گویند وقتی انسان بهبود پیدا می‌کند، همه‌چیز را فراموش می‌کند.
اما واقعیت چیز دیگری است.
سرطان شاید از بدن خارج شود.
اما همیشه از خاطره‌ها بیرون نمی‌رود.
حتی اگر بیماری روزی کاملاً از بین برود، خاطره اتاق‌های سرد، ماسکی که محکم روی صورتم بسته می‌شد، صدای چرخش دستگاه و آن تنهایی عمیق، برای همیشه در وجودم باقی خواهد ماند.
این زخم‌ها را هیچ تصویربرداری پزشکی نشان نمی‌دهد.
اما بر روح انسان حک می‌شوند.

سرطان شاید بخشی از سلامتی‌ام را از من گرفت.
اما درسی به من آموخت که هیچ دانشکده پزشکی قادر به آموزش آن نبود.
امروز وقتی به بیماری نگاه می‌کنم، دیگر فقط یک تشخیص، یک تصویر رادیولوژی یا یک برگه آزمایش نمی‌بینم.
انسانی را می‌بینم که درگیر نبردی پنهان است؛ نبردی که در آن، گاهی ترس به اندازه خود بیماری دردناک است.

شاید روزی کاملاً از سرطان رهایی پیدا کنم.
اما هرگز از خاطراتی که در وجودم حک کرده، رها نخواهم شد.
شاید به همین دلیل است که امروز پزشک دیگری شده‌ام؛
پزشکی که می‌داند علم، جسم را درمان می‌کند، اما شفقت، همدلی، گوش سپردن و حضور صمیمانه، همان چیزی است که می‌تواند روح انسان را التیام ببخشد.


🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤189💔67👏23👍18🙏7🔥3🏆2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⏺آرتیفکت های مختص دوران کودکی و نوزادی


🗣 آقای دکتر محمود محمدی (فوق تخصص نورولوژی کودکان)

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍77👏16❤11
👩‍💻 وقتی در اورژانس کار می‌کنی، ممکن است دخترانی مراجعه کنند که از نظر روانی (psychological) دچار بحران شده‌اند؛ مثلاً دختری که با نامزدش دعوا کرده، دچار فروپاشی روحی شده یا به‌دلیل مشکل درسی و فشار روانی مراجعه کرده است.

متأسفانه بعضی پزشکان به سراغ تزریق دگزامتازون (Dexamethasone) می‌روند، با این تصور که عارضه جانبی معروف آن یعنی خارش ناحیه پرینه (Perineal itching) می‌تواند باعث شود بیمار ناگهان از حالت گریه و اضطراب خارج شود.

حتی بعضی افراد در تجویز این آمپول «حرفه‌ای» شده بودند؛ به‌طوری که به محض تزریق، بیمار از شدت:
خارش شدید ناحیه پرینه یا احساس سوزش شدید (Severe perineal itching or burning sensation)
بلند می‌شد و جیغ می‌زد!

اولین بار که دیدم همکارم در دوران کارآموزی این کار را انجام داد، جلوی چشم من بود. حتی قبل از اینکه دارو کاملاً از داخل آنژیوکت تزریق شود، بیمار دچار خارش شدید شد. برایم عجیب بود که این عارضه چقدر سریع اتفاق می‌افتد؛ عارضه‌ای که باعث شد بیماری که چند لحظه قبل در حال از هم پاشیدن بود، ناگهان بلند شود.

⭕️ این کار غیراخلاقی است و باید از آن جلوگیری شود. شما هیچ حقی ندارید بیمار را، مخصوصاً با چنین عارضه ناخوشایند و بسیار خجالت‌آوری، تنبیه کنید.

علت ایجاد خارش پرینه مربوط به ساختار دارو است؛ زیرا دگزامتازون تزریقی معمولاً به شکل:
Dexamethasone sodium phosphate
وجود دارد. پس از ورود به بدن، این ترکیب می‌تواند در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه باعث تحریک و خارش ناحیه پرینه شود تا زمانی که این استر شکسته شود؛ سپس این اثر خیلی سریع از بین می‌رود.

نکته جالب این است که این عارضه تقریباً با شیوع بسیار بیشتری در خانم‌ها دیده می‌شود و در آقایان بسیار نادر است.

این عارضه با رقیق کردن دگزامتازون در ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌لیتر محلول و تزریق آهسته طی حدود ۱۰ دقیقه به‌طور قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند.

با این حال، دگزامتازون دارویی بسیار پرکاربرد است و اثرات مهمی دارد، از جمله:
پیشگیری از تهوع و استفراغ بعد از عمل (Postoperative nausea and vomiting)
کاهش تهوع و استفراغ ناشی از شیمی‌درمانی (Chemotherapy-induced nausea and vomiting)

حتی هیدروکورتیزون (Hydrocortisone) که داروی محبوب ما در حملات آسم است، اگر به شکل ترکیب استری همراه با فسفات باشد، می‌تواند چنین خارش‌هایی ایجاد کند؛ بنابراین احتمالاً مشکل بیشتر مربوط به ماده حامل یا فرم استری دارو است.

خلاصه:
هر بیماری که به اورژانس مراجعه می‌کند، به اندازه کافی مشکل و رنج دارد. لطفاً با استفاده نادرست از علم پزشکی و ایجاد یک عارضه خجالت‌آور، او را «تنبیه» نکنید؛ این کار برخلاف اخلاق پزشکی و انسانیت است.


✍️ ادمین کانال طب اطفال


پ ن: پیرامون این پست استفاده نابه‌جا و غیراخلاقی از دگزامتازون برای تنبیه بیمار؛
این نکته هم قابل ذکر هست که در حملات اضطرابی یا علائم جسمانی با منشا روان، استفاده از داروی تزریقی دگزامتازون( دگزامتازون، دیازپام، سرم و ...) باعث iatrogenic reinforcement  خواهد شد و در نتیجه بیمار با احتمال بیشتری به سمت repeater/frequent ED user شدن خواهد رفت.

یعنی با هدف دستیابی به نتیجه سریع، اقدام به تزریق می‌کنیم ولی بیمار یاد می‌گیره که برای هر حمله‌ای باید به اورژانس مراجعه کنه و حتما داروی تزریقی دریافت کنه. در نتیجه روند درمان بیمار هم در ادامه بسیار پیچیده‌تر خواهد شد.

✍️ آقای دکتر حامد چراغعلی (روانپزشک)



🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤92👍62👏43😱25💔15
در ادامه نصائح

آداب Senior بودن

همه درباره آداب رفتار افراد تازه‌کار یا کوچک‌تر با ارشد خود صحبت می‌کنند. به نظر من این موضوع چندان نیازی به توضیح ندارد؛ چون احترام فرد کوچک‌تر به فرد بزرگ‌تر، علاوه بر اینکه از اصول اولیه اخلاق است، معمولاً امری بدیهی محسوب می‌شود. تازه‌کار معمولاً به فرد باتجربه نیاز دارد؛ برای یادگیری، پیشرفت، کسب درآمد یا حتی برای در امان ماندن از آسیب.

به همین دلیل، لازم دیدم از زاویه برعکس صحبت کنم؛ یعنی وقتی شما Senior می‌شوید، نیازتان به دیگران کمتر می‌شود و این دیگران هستند که به شما نیاز دارند. در این شرایط، چگونه باید با آن‌ها رفتار کنید؟

اولین و مهم‌ترین نکته: در هر موقعیت، چه مثبت و چه منفی، چند لحظه مکث کنید و خودتان را در همان سن، همان شرایط و همان سطح تجربه تصور کنید. از خود بپرسید: «اگر من جای او بودم، آیا ممکن بود همین اشتباه را مرتکب شوم؟» اگر پاسخ مثبت است، برای او عذر قائل شوید؛ چون روزی شما هم در همان جایگاه بوده‌اید.

اگر تصمیم به تنبیه گرفتید، از خود بپرسید: «اگر من در آن سن بودم، آیا توان تحمل چنین تنبیهی را داشتم؟» اگر پاسخ منفی است، همکارتان را به چیزی که خودتان توان تحملش را نداشتید، محکوم نکنید.

همیشه به یاد داشته باشید که فرد کوچک‌تر به شما نیاز دارد و معمولاً توان پاسخ دادن به شما را ندارد. بنابراین در شوخی، کنایه یا تمسخر زیاده‌روی نکنید؛ حتی اگر نیتتان دوستانه باشد. ممکن است همان شوخی برای او آزاردهنده باشد.

آموزش دادن وظیفه شماست، اما هنگام آموزش، متکبر نباشید؛ از ناآگاهی او تعجب نکنید، تجربه کمش را مسخره نکنید و اشتباهاتش را دستمایه خنده دیگران قرار ندهید.

اگر راهنمای پایان‌نامه یا پژوهش هستید، بسیار مراقب باشید. دانشجو یا پژوهشگر زیر نظر شما معمولاً نمی‌تواند به درخواست‌های شما «نه» بگوید. از او برای کارهای شخصی استفاده نکنید، همکاری علمی را به انجام کارهای شخصی یا احساساتتان گره نزنید و هرگز از جایگاه خود سوءاستفاده نکنید؛ حتی درخواست یک فنجان چای هم از او نداشته باشید.

اگر ممتحن یا استاد هستید، از قدرت خود سوءاستفاده نکنید. نه وعده کمک بدهید و نه تهدید به آسیب. به یاد داشته باشید که شما نه سودرسان مطلق هستید و نه زیان‌رسان مطلق.

اشتباهات افراد تازه‌کار سه دسته‌اند:
1️⃣ضعف علمی یا کم‌تجربگی
2️⃣بی‌وجدانی و بی‌مسئولیتی
3️⃣بی‌ادبی یا ضعف تربیتی
از نظر من، تنها دسته دوم و سوم شایسته برخورد انضباطی هستند؛ ضعف علمی با آموزش و گذر زمان برطرف می‌شود.

تنبیه باید حرفه‌ای و مبتنی بر اصول باشد، همان‌گونه که در نظام‌های پیشرفته دنیا انجام می‌شود. شما پدر یا مادر فرد نیستید؛ حتی اگر رابطه صمیمانه‌ای با او داشته باشید، تربیت او وظیفه شما نیست.

هرگز صدایتان را بالا نبرید.
اگر هنگام آموزش، تشویق، تنبیه یا ارزیابی متوجه شدید که رفتارتان بر اساس مذهب، ظاهر، جنسیت یا رابطه شخصی با افراد تغییر می‌کند، در نیت و عملکرد خود تجدیدنظر کنید.

اگر در تنبیه سختگیر هستید، باید در تشویق نیز سخاوتمند باشید. همان‌قدر که برای اشتباه بازخورد می‌دهید، برای عملکرد خوب نیز قدردانی کنید.

و در پایان، به یاد داشته باشید که امروزِ تازه‌کار، فردا ارشد خواهد شد؛ آن هم بسیار زودتر از آنچه تصور می‌کنید. و ارشد امروز نیز روزی پیر می‌شود، توانش را از دست می‌دهد، فراموش می‌شود و از دنیا می‌رود. زندگی کوتاه و گذراست؛ پس نه به علم خود مغرور شوید، نه به قدرت و نه به سلامتتان؛ همه روزی خواهیم رفت.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤78👏35👍25🙏10
⏺کیس LCH


⬅️پسر ۸ ساله با درد مهره T1 به مدت حدود دو هفته مراجعه کرده و بیوپسی ضایعه، هیستیوسیتوز (Histiocytosis) را نشان داده است.

محل نمونه‌برداری: ضایعه استخوان ایلیاک چپ . بررسی میکروسکوپی نمونه بیوپسی نشان‌دهنده بافت استخوانی با جایگزینی بخشی از آن توسط بافت فیبروزه است. در این زمینه، تجمع هیستیوسیت‌های بزرگ با هسته‌های لوبیایی‌شکل و شیار‌دار (grooved nuclei) که نمای تیپیک سلول‌های لانگرهانس محسوب می‌شود، همراه با ارتشاح التهابی شامل ائوزینوفیل‌ها، هیستیوسیت‌ها و پلاسماسل‌ها مشاهده شده است. در بررسی ایمونوهیستوشیمی، سلول‌های ضایعه CD1a، S100 و CD68 مثبت را نشان داده‌اند و شاخص تکثیر سلولی Ki-67 حدود ۱۰٪ گزارش شده است.
با توجه به یافته‌های مورفولوژیک و نتایج ایمونوهیستوشیمی، تشخیص پاتولوژیک با هیستیوسیتوز سلول‌های لانگرهانس (Langerhans Cell Histiocytosis - LCH) مطابقت دارد. کد طبقه‌بندی انکولوژیک این ضایعه ICD-O: 9751/3 گزارش شده است. این یافته‌ها تأییدکننده درگیری استخوانی توسط LCH بوده و برای تعیین وسعت بیماری (درگیری تک‌سیستمی یا چندسیستمی) نیاز به بررسی‌های تکمیلی بالینی و تصویربرداری وجود دارد.


پ ن ادمین: هیستوسیتوز سلول‌های لانگرهانس (LCH) یک اختلال خونی/سرطانی بالقوه تهدیدکننده زندگی است که می‌تواند با درماتیت شدید یا مقاوم به پوشک ظاهر شود. ضایعات پوستی معمولاً در دوران نوزادی یا اوایل کودکی ظاهر می‌شوند و شامل پاپول‌های پوسته‌دار به رنگ قرمز/نارنجی یا زرد/قهوه‌ای، فرسایش‌ها یا پتشی‌ها هستند که اغلب در کشاله ران، نواحی بین چین‌های پوستی و پوست سر دیده می‌شوند. LCH می‌تواند شبیه درماتیت سبورئیک باشد؛ با این حال، رنگ ضایعات و وجود پتشی و فرسایش‌ها به تمایز بین این دو کمک می‌کند. علاوه بر یافته‌های پوستی، بیماران مبتلا به LCH ممکن است ضایعات استخوانی، لنفادنوپاتی، بزرگ شدن کبد و طحال، و کم‌خونی نیز داشته باشند. برای تأیید تشخیص، انجام بیوپسی ضروری است.

UpToDate



🚩🚩 @TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍46💔24❤22👏12😱6
💉 تابوی مسیر وریدی محیطی: چرا نباید نورآدرنالین را در جست‌وجوی یک مسیر ورید مرکزی به تأخیر انداخت؟

بیماری با شوک سپتیک آشکار وارد اتاق شوک می‌شود. فشار خون او ۶۵/۳۵ میلی‌متر جیوه است و لاکتات همچنان در حال بالا رفتن است. شما دستور شروع فوری نورآدرنالین را می‌دهید.

ناگهان پرستار با نگرانی به شما نگاه می‌کند و ترسناک‌ترین جمله کشیک را می‌گوید: «دکتر، کاتتر ورید مرکزی (CVC) ندارد! اگر آمین را از مسیر وریدی محیطی بدهیم، بازویش دچار نکروز می‌شود!»

در حالی که سعی می‌کنید یک CVC را بدون راهنمایی یا با جست‌وجوی دستگاه سونوگرافی بگذارید، ۴۵ دقیقه می‌گذرد. بیمار همچنان در افت فشار خون شدید باقی می‌ماند، کلیه‌هایش دیگر ادرار تولید نمی‌کنند و میوکارد دچار ایسکمی خاموش می‌شود.

🔬 پاتوفیزیولوژی فروپاشی (زمان یعنی بافت... در سراسر بدن):

این باور قدیمی که «آمین‌ها = حتماً مسیر ورید مرکزی» از دهه ۱۹۶۰ و دوران استفاده از دوپامین به وجود آمد؛ دارویی که به‌شدت نکروزدهنده بود و در دوزهای بسیار بالا استفاده می‌شد. اما پاتوفیزیولوژی و فارماکولوژی مدرن قوانین را تغییر داده‌اند.

1️⃣ افت فشار خون طولانی‌مدت خطرناک‌تر از تأخیر در درمان است: هر دقیقه‌ای که بیمار با فشار شریانی متوسط (MAP) کمتر از ۶۵ میلی‌متر جیوه باقی بماند، خطر نارسایی حاد کلیه، انفارکتوس نوع ۲ میوکارد و مرگ‌ومیر به‌طور تصاعدی افزایش می‌یابد. اندوتلیوم نیز در اثر فعال شدن آبشارهای التهابی آسیب می‌بیند.

2️⃣ ویژگی نورآدرنالین: نورآدرنالین در غلظت‌های استاندارد (مثلاً ۴ میلی‌گرم در ۲۵۰ میلی‌لیتر) و در دوزهای اولیه نجات‌بخش، از طریق مسیرهای وریدی محیطی با قطر مناسب، به‌طرز شگفت‌آوری ایمن است.

3️⃣ پادزهر وجود دارد، اما زمان نه: اگر عارضه نادر نشت دارو به بافت (Extravasation) رخ دهد (کمتر از ۲٪ در مطالعات بزرگ)، درمان موضعی آن شامل تزریق فنتولامین یا استفاده از پماد نیتروگلیسیرین است. اما اگر بیمار هنگام انتظار برای گذاشتن CVC به علت افت فشار خون بمیرد، هیچ درمان نجات‌بخشی وجود ندارد.

🚨 نکات مهم کشیک (پروتکل ایمن مسیر وریدی محیطی):

قطر و محل کاتتر: از کاتتر ۱۸ یا ۲۰ گیج استفاده کنید. هرگز در دست، مچ یا پا قرار ندهید. از ورید ناحیه چین آرنج یا وریدهای بازیلیک و سفالیک پروگزیمال استفاده کنید (در حالت ایده‌آل با هدایت سونوگرافی).

بررسی جریان: پیش از شروع انفوزیون، باید خون را آسپیره کرده و از بازگشت وریدی عالی اطمینان حاصل کنید. محل ورود کاتتر را هر ساعت از نظر ظاهری بررسی کنید.

این یک پل است، نه مقصد: شروع وازوپرسور از مسیر وریدی محیطی، زمانی را برای شما می‌خرد تا بتوانید CVC را با آرامش، تکنیک استریل و هدایت سونوگرافی (معمولاً طی ۴ تا ۱۲ ساعت اول) قرار دهید.

خلاصه:راهنماهای Surviving Sepsis Campaign (SSC) از شروع زودهنگام وازوپرسورها از طریق مسیر وریدی محیطی حمایت می‌کنند، اما این باور قدیمی هنوز در بسیاری از بیمارستان‌ها حاکم است.


✍️ ادمین کانال طب اطفال

🚩🚩@TebeAtfal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63❤41👏17👎2