کانال طِب اَطفال
اما بعد از چند ماه کار، کمکم آنها را «با کارکتر و شخصیتشان ، نه با اعدادشان» فهمیدم. گفتم این مطلب را برایتان بنویسم، اول شاید به درد هر کسی که تازه وارد این گرداب شده، یا هنوز وسط این گرداب است، بخورد؛ چه پزشکی جوان باشد، چه پرستاری تازه کار و
و دوم اینکه نشان دهم گاهی با سادهسازی و ساختن خلاصههای جذاب، میتوان فهم مطالب پزشکی را آسانتر و ماندگارتر کرد.
و دوم اینکه نشان دهم گاهی با سادهسازی و ساختن خلاصههای جذاب، میتوان فهم مطالب پزشکی را آسانتر و ماندگارتر کرد.
🩺 وقتی تازه وارد بخش مراقبتهای ویژه شده بودم...
جمله «فشار بیمار افتاده» برای من واقعاً ترسناک بود. آلارمها فریاد می زدند، همه اینطرف و آنطرف میدویدند و من ایستاده بودم و منتظر انفجار بودم! 🤯
👨⚕️ همین که این جمله «فشار بیمار افتاده» را میشنیدم، میدویدم و داد میزدم:
«یک سرم نرمالسالین وصل کنید! نورآدرنالین کجاست؟!»
و در دلم میگفتم:
«من چیزی نمیبینم، چیزی نمیشنوم، چیزی نمیگم... خدایا فقط فشار قبل از رسیدن استاد بالا بره!» 😅😅
تا اینکه فهمیدم شوک فقط به معنی «افت فشار» نیست؛ بلکه چند مسیر متفاوت برای فروپاشی سیستم گردش خون وجود دارد و هرکدام ویژگیهای خاص خودشان را دارند:
👮♂️ شوک سپتیک (Septic Shock) – متقلبِ پخششونده
این همان مافیای بخش مراقبتهای ویژه است! باکتری وارد خون شده و باعث وازودیلاتاسیون شدید (Severe Vasodilation) شده؛ عروق بیش از حد گشاد شدهاند و خون در محیط پخش شده، در نتیجه فشار خون بهشدت افت میکند.
ویژگی جالبش این است که بیمار در مراحل اولیه ممکن است Warm & Flush باشد؛ یعنی اندامهای گرم و پوست برافروخته و مرطوب داشته باشد، بهدلیل اتساع شدید عروقی.
درمان شامل احیای مناسب با مایعات است و قهرمان اصلی اینجا نورآدرنالین (Norepinephrine) است تا عروق گشادشده را منقبض کند؛ البته همراه با شروع سریع آنتیبیوتیک وسیعالطیف و بدون تأخیر.
👑 شوک هیپوولمیک (Hypovolemic Shock) – بیمارِ خالی
اینجا مشکل این است که «انبار هیچ کالایی ندارد!» 😅
یا بیمار دچار خونریزی شدید (Hemorrhagic) شده، یا بهدلیل دهیدراتاسیون شدید، استفراغ و اسهال حجم داخل عروقی را از دست داده است.
بیمار معمولاً Cold & Clammy است؛ اندامها سرد و پوست عرقکرده است و قلب با سرعت دیوانه واری میزند تا کمبود حجم را جبران کند.
اشتباه کشنده این است که بدون توجه به کمبود حجم، سریع سراغ داروهای وازواکتیو بروی! وقتی مخزن خالی است، قرار است چه چیزی را تحت فشار قرار دهی؟
راهحل مشخص است: مخزن را پر کن!
در خونریزی⬅️ خون و فرآوردههای خونی.
در دهیدراتاسیون⬅️ کریستالوئیدهای مناسب.
🕺 شوک کاردیوژنیک (Cardiogenic Shock) – موتور خراب
اینجا حجم وجود دارد و عروق هم مشکل اصلی نیستند؛ خود موتور یعنی قلب از کار افتاده است!
اغلب در زمینههایی مثل STEMI شدید یا نارسایی حاد قلبی (Acute Heart Failure) دیده میشود.
بیمار دچار افت فشار، تنگی نفس و Crackles واضح در سمع ریه است؛ یعنی ریهها بهدلیل ادم ریوی پر از مایع شدهاند.
اینجا اصلاً نباید بیمحابا مایع تجویز کنی! چون با این کار داری بیمار را بیشتر غرق می کنی.
اولین و مهمترین قدم این است که فوراً Norepinephrine را بهعنوان انتخاب اول شروع کنیم تا فشار را بالا ببریم و از کلیه و مغز محافظت کنیم؛ و بعد از اینکه فشار را تنظیم کردیم، همراه آن Dobutamine اضافه میکنیم تا موتور را هل بدهد و انقباض عضله را قویتر کند!
💖 شوک آنافیلاکتیک (Anaphylactic Shock) – شوک حساسیتی سریع
این همان شوکی است که ممکن است چند ثانیه پس از تزریق یک آنتیبیوتیک یا دارویی که بیمار به آن حساسیت دارد رخ دهد.
هیستامین به مقدار زیادی آزاد میشود و باعث وازودیلاتاسیون ترسناک، همراه با برونکواسپاسم و ادم شدید حنجره میشود.
بیمار همزمان دچار احساس خفگی و افت فشار میشود.
اینجا وقت فکر کردن نیست؛ داروی نجاتبخش اصلی آدرنالین (Adrenaline) عضلانی (IM) است که باید فوراً در عضله ران تزریق شود. آدرنالین به باز شدن راههای هوایی، کاهش برونکواسپاسم و حمایت از فشار خون کمک میکند، پیش از آنکه انسداد راه هوایی کامل شود.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
جمله «فشار بیمار افتاده» برای من واقعاً ترسناک بود. آلارمها فریاد می زدند، همه اینطرف و آنطرف میدویدند و من ایستاده بودم و منتظر انفجار بودم! 🤯
👨⚕️ همین که این جمله «فشار بیمار افتاده» را میشنیدم، میدویدم و داد میزدم:
«یک سرم نرمالسالین وصل کنید! نورآدرنالین کجاست؟!»
و در دلم میگفتم:
«من چیزی نمیبینم، چیزی نمیشنوم، چیزی نمیگم... خدایا فقط فشار قبل از رسیدن استاد بالا بره!» 😅😅
تا اینکه فهمیدم شوک فقط به معنی «افت فشار» نیست؛ بلکه چند مسیر متفاوت برای فروپاشی سیستم گردش خون وجود دارد و هرکدام ویژگیهای خاص خودشان را دارند:
👮♂️ شوک سپتیک (Septic Shock) – متقلبِ پخششونده
این همان مافیای بخش مراقبتهای ویژه است! باکتری وارد خون شده و باعث وازودیلاتاسیون شدید (Severe Vasodilation) شده؛ عروق بیش از حد گشاد شدهاند و خون در محیط پخش شده، در نتیجه فشار خون بهشدت افت میکند.
ویژگی جالبش این است که بیمار در مراحل اولیه ممکن است Warm & Flush باشد؛ یعنی اندامهای گرم و پوست برافروخته و مرطوب داشته باشد، بهدلیل اتساع شدید عروقی.
درمان شامل احیای مناسب با مایعات است و قهرمان اصلی اینجا نورآدرنالین (Norepinephrine) است تا عروق گشادشده را منقبض کند؛ البته همراه با شروع سریع آنتیبیوتیک وسیعالطیف و بدون تأخیر.
اینجا مشکل این است که «انبار هیچ کالایی ندارد!» 😅
یا بیمار دچار خونریزی شدید (Hemorrhagic) شده، یا بهدلیل دهیدراتاسیون شدید، استفراغ و اسهال حجم داخل عروقی را از دست داده است.
بیمار معمولاً Cold & Clammy است؛ اندامها سرد و پوست عرقکرده است و قلب با سرعت دیوانه واری میزند تا کمبود حجم را جبران کند.
اشتباه کشنده این است که بدون توجه به کمبود حجم، سریع سراغ داروهای وازواکتیو بروی! وقتی مخزن خالی است، قرار است چه چیزی را تحت فشار قرار دهی؟
راهحل مشخص است: مخزن را پر کن!
در خونریزی
در دهیدراتاسیون
🕺 شوک کاردیوژنیک (Cardiogenic Shock) – موتور خراب
اینجا حجم وجود دارد و عروق هم مشکل اصلی نیستند؛ خود موتور یعنی قلب از کار افتاده است!
اغلب در زمینههایی مثل STEMI شدید یا نارسایی حاد قلبی (Acute Heart Failure) دیده میشود.
بیمار دچار افت فشار، تنگی نفس و Crackles واضح در سمع ریه است؛ یعنی ریهها بهدلیل ادم ریوی پر از مایع شدهاند.
اینجا اصلاً نباید بیمحابا مایع تجویز کنی! چون با این کار داری بیمار را بیشتر غرق می کنی.
اولین و مهمترین قدم این است که فوراً Norepinephrine را بهعنوان انتخاب اول شروع کنیم تا فشار را بالا ببریم و از کلیه و مغز محافظت کنیم؛ و بعد از اینکه فشار را تنظیم کردیم، همراه آن Dobutamine اضافه میکنیم تا موتور را هل بدهد و انقباض عضله را قویتر کند!
این همان شوکی است که ممکن است چند ثانیه پس از تزریق یک آنتیبیوتیک یا دارویی که بیمار به آن حساسیت دارد رخ دهد.
هیستامین به مقدار زیادی آزاد میشود و باعث وازودیلاتاسیون ترسناک، همراه با برونکواسپاسم و ادم شدید حنجره میشود.
بیمار همزمان دچار احساس خفگی و افت فشار میشود.
اینجا وقت فکر کردن نیست؛ داروی نجاتبخش اصلی آدرنالین (Adrenaline) عضلانی (IM) است که باید فوراً در عضله ران تزریق شود. آدرنالین به باز شدن راههای هوایی، کاهش برونکواسپاسم و حمایت از فشار خون کمک میکند، پیش از آنکه انسداد راه هوایی کامل شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍127❤53🙏8👏5👌5🏆3👎2
تفسیر_گام_به_گام_سی_تی_اسکن_مغزی_بخش_چهارم.pptx
92 MB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍140❤25👏4🙏2
کانال طِب اَطفال
اگر پزشک یا پرستار تازهکار هستی و تازه کار را در بیمارستان شروع کردهای، مهمترین قانونی که باید بدانی این است که تحت هیچ شرایطی نباید بگویی: «شیفت آرام است» خصوصاً در اورژانس.
حتی اگر ۱۰ تخت داشته باشی و همهشان خالی باشند، بهتر است پردهها را بکشی، صلوات بفرستی و ساکت بمانی!
حتی اگر ۱۰ تخت داشته باشی و همهشان خالی باشند، بهتر است پردهها را بکشی، صلوات بفرستی و ساکت بمانی!
کاش این پست کانال رو زودتر می دیدم! هفتهی پیش شیفت بودم. رفتم همکارم رو بیدار کنم که بیاد جای من رو پوشش بده. ازم پرسید: «شیفت چطوره؟»
گفتم: «خیلی شلوغ بود، ولی الان دیگه برات خلوتش کردیم. بیشتر پروندههاشون جمع شده و فعلاً اوضاع آرومه.»
هنوز داشت صورتش رو میشست که دیدم همکارم توی اورژانس تیم تروما رو صدا زده!
رفتم ببینم چه خبره؛ دیدم صورت یه نفر کاملاً له و متلاشی شده، هیچکدوم از اجزای صورتش معلوم نبود و از همهجای صورتش خون میاومد.
ازش پرسیدم چی شده، جواب نمیداد. از همراهش پرسیدم، گفت:
«یه پیرزن با یه بلوک سنگی، دقیقاً وسط سرش زده!»
ما هم دویدیم دنبال گرفتن رگ، وصل کردن سرم و جور کردن خون و فرستادیمش برای CT.
نتیجهی CT شد این شاهکار هنری! 😂
مغز و اعصاب رو خبر کردم، میگه: «من وارد نمیشم.»
جراح فک و صورت رو خبر کردم، میگه: «بفرستش ICU.»
پزشک ICU هم اومد و شروع کرد به فحش دادن به مغز و اعصاب، فک و صورت، اورژانس و کلاً از اول تا آخر بیمارستان! 😂
وسط شیفتته، ای بدبخت!
دیگه هیچوقت نگو «شیفت آرومه» مگر اینکه کارت خروجت رو زده باشی و از بیمارستان خارج شده باشی!
غیر از اون، کلاً ساکت شو! 😂
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍136😱40💔17❤11👏6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آن کیس های نادری که شاید در تمام دوران کاریتان فقط یکبار ببینید، یا حتی اصلاً نبینید.
دختر ۱۷ سالهای، بدون هیچ سابقه بیماری قبلی، با درد و دلپیچه شکم و استفراغ مداوم، بدون تب، مراجعه کرده بود. در اورژانس تشخیص گاستروانتریت برایش گذاشته بودند، مقداری سرم گرفته و به خانه رفته بود.
اما همچنان حالش خوب نبود. متوجه شده بود که دیگر نمیتواند درست ببیند و دیدش کاملاً تار شده است. کمی بعد متوجه شد که نمیتواند دستهایش را بهخوبی حرکت دهد و مدتی بعد حرکت پاهایش هم برایش دشوار شد. فکر میکرد شاید بهخاطر ضعف ناشی از استفراغ باشد، اما نه؛ علائم بهجای بهتر شدن، مدام شدیدتر میشدند.
تا جایی که دچار دشواری در بلع شد و دیگر نمیتوانست بهخوبی غذا یا مایعات را ببلعد.
طبیعتاً خانوادهاش با دیدن این وضعیت وحشت کردند، او را بلند کردند و به بیمارستان ما آوردند؛ و منظورم از «بلند کردند» واقعاً همین است! خودشان او را حمل کردند، چون اصلاً نمیتوانست دست یا پایش را حرکت دهد.
در معاینه، ضعف واضح اندامها وجود داشت؛در نورولوژی، قدرت عضلات را از ۵ ارزیابی میکنیم؛ قدرت عضلات او حداکثر ۳ از ۵ بود.
اما مشکل فقط این نبود؛ ضعف واقعاً در حال پیشرفت بود. مثلاً قدرت عضلهای که ابتدا ۴ از ۵ بود، حالا به ۳ رسیده بود و به نظر میرسید بهزودی به ۲ از ۵ برسد.
اعصاب مغزی (Cranial nerves) را بررسی کردیم و با یک فاجعه روبهرو شدیم!
دختر دچار ضعف عضلاتی شده بود که مسئول بلع هستند؛ یعنی علائم بولبار (Bulbar symptoms).
این مسئله بسیار جدی است؛ چون همانطور که گفتم، ممکن است کمی بعد عضلات تنفسی هم درگیر شوند و بیمار دچار نارسایی تنفسی شود و به تهویه مکانیکی نیاز پیدا کند.
تصور کنید وضعیت تا کجا پیش رفته بود!
اما ترسناکترین قسمت معاینه، چشمهایش بود.
تصورش را بکنید؛ مردمکهای هر دو چشم به شکل عجیبی گشاد بودند. وقتی نور را به چشم میتابانید، در حالت طبیعی مردمک باید تنگ شود، اما اینجا هیچ حرکتی نداشتند؛ کاملاً گشاد و بدون پاسخ به نور بودند؛
آنقدر ظاهر چشمها عجیب بود که ممکن بود فکر کنید بیمار اصلاً فوت کرده است!
اما اگر ویدیو را ببینید، متوجه میشوید که پلکهایش را بهخوبی حرکت میدهد؛ مشکل فقط مردمکها هستند که گشاد و کاملاً بدون واکنش به نور باقی ماندهاند.
Bilateral Dilated Fixed Pupils
خب... چه اتفاقی افتاده بود؟!
تمام آزمایشهایی که انجام دادیم خوب بودند؛ سدیم، پتاسیم، کلسیم، گازهای خون و نوار قلب همگی طبیعی بودند.
مثلاً کاهش پتاسیم میتواند چنین ضعفی ایجاد کند؛ اما این مورد با چنین الگوی بالینی همخوانی نداشت.
حتی با برخی انواع التهاب اعصاب مثل سندروم گیلنباره (Guillain-Barré syndrome) هم کاملاً جور درنمیآمد.
میگویید: «اما ضعف او ابتدا از دستها شروع شد، درحالیکه GBS معمولاً از پاها شروع میشود!»
درست میگویید.
اما نوع کلاسیک را در نظر گرفتهاید. نوعی از GBS به نام Miller Fisher هم وجود دارد که میتواند با درگیری عضلات چشم و علائم دیگری تظاهر کند؛ با این حال، این مورد باز هم کاملاً شبیه آن نبود.
حتی میاستنی گراویس (Myasthenia gravis) هم بهطور معمول چنین تابلویی ایجاد نمیکند، ولی در پزشکی همهچیز ممکن است و شاید بیمار با بحران میاستنی بهعنوان اولین تظاهر بیماری (MG crisis as first presentation) مراجعه کرده باشد.
بیایید برگردیم به شرح حال و ببینیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده است.
آخرین بار چه زمانی کاملاً سالم بود؟
دیروز.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
دیروز ناهار خورد و بعد از آن دچار درد شکم و استفراغ شد. به بیمارستان مراجعه کرد و سرم گرفت و بعد از آن ضعف شروع شد.
یعنی غذا خورد، بعد دچار درد شکم و استفراغ شد، سپس ضعف ابتدا دستها را درگیر کرد، بعد بلع و بعد پاها را؟
اینجا بود که واقعاً نگران شدیم و با خودمان گفتیم: خدایا، نکند چیزی که به ذهنم رسیده درست باشد!
پرسیدم:
«ببخشید، ناهار چی خورده بود؟»
گفت ماهی دودی!
«بله دکتر، ماهی دودی خورده بود.» 😬😬
It's a rare case of Botulism
یعنی یک مورد نادر از بوتولیسم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍120❤38😱23💔9👏8
🐟 ماهی دودی شمال متأسفانه میتواند محل رشد نوعی باکتری به نام Clostridium botulinum باشد.
این باکتری سمی بسیار خطرناک تولید میکند. این سم انواع مختلفی دارد و با اختلال در انتقال پیامهای عصبی به عضلات، باعث ضعف عضلات مختلف بدن میشود؛ ضعفی که در موارد شدید میتواند به فلج کامل برسد، همانطور که در این بیمار اتفاق افتاده بود.
این باکتری میتواند از راههای مختلف وارد بدن شود؛ از جمله از طریق مواد غذایی آلوده مانند ماهی دودی، از طریق زخم آلوده و حتی در موارد نادر از طریق تزریق بوتاکس، اگر محصول تقلبی باشد یا از محلهای غیرمطمئن تهیه شده باشد.
مشکل مهم این است که آنتیتوکسین بوتولیسم گران است؛ اگر چه وزارت بهداشت رایگان ارائه می دهد.
نکته مهم دیگر این است که این سرم، ضعف ایجادشده را درمان نمیکند.
وظیفه آنتیتوکسین این است که به سمومی که هنوز در جریان خون هستند متصل شود و جلوی ایجاد ضعف بیشتر را بگیرد.
اما سمی که قبلاً به محل اثر خود رسیده و باعث ضعف عضلات شده، دیگر با آنتیتوکسین از بین نمیرود. بنابراین بیمار باید مدتی صبر کند تا بدن بهتدریج خودش را بازیابی کند و قدرت عضلات دوباره برگردد.
کسانی که عاشق ماهی دودی هستند که واقعاً نمیدانم چطور میتوانند آن را بخورند! 😅 ممکن است همین علاقه باعث شود سلامتشان به شکلی که در بالا توضیح دادم به خطر بیفتد و حتی، خدای ناکرده، منجر به مرگ شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍138❤47👏19😱3👎1
🫁📟 پالساکسیمتر: عدد همهچیز نیست
وقتی از پالساکسیمتر استفاده میکنیم، نباید فقط به مقدار اشباع اکسیژن تکیه کنیم. دستگاه باید یک سیگنال مناسب از نبض را شناسایی کند و این سیگنال میتواند تحت تأثیر حرکت، لرزش، پرفیوژن محیطی ضعیف، انقباض عروقی، هیپوترمی، لاک ناخن، رنگدانهها، نور شدید محیط یا قرارگیری نادرست دستگاه قرار بگیرد. به همین دلیل، اگر سیگنال قابل اعتماد نباشد، یک عدد که ظاهراً دقیق به نظر میرسد میتواند کاملاً گمراهکننده باشد.
در عمل، معمولاً میتوانیم پالساکسیمتر را روی انگشت اشاره یا انگشت میانی قرار دهیم، اما هیچ انگشت واحدی بهعنوان انگشت الزامی وجود ندارد. هر انگشتی که سیگنال خوبی ارائه دهد قابل استفاده است؛ اگر پرفیوژن ضعیف باشد، میتوانیم انگشت دیگری یا حتی بسته به نوع دستگاه، محل دیگری مانند لاله گوش را امتحان کنیم. نکته مهم این است که همزمان موج پالساکسیمتر را مشاهده کنیم و بررسی کنیم که منظم، دارای نبض و متناسب با وضعیت بالینی بیمار باشد.
و این همان چیزی است که باید همیشه به خاطر داشته باشیم: پالساکسیمتر یک سیگنال را اندازهگیری میکند، نه خود بیمار را. یک مقدار غیرمنتظره از اشباع اکسیژن باید با پرفیوژن، ضربان قلب، رنگ پوست، تنفس و شرایط بالینی بیمار تطبیق داده شود. اگر عدد با چیزی که میبینیم مطابقت ندارد، پیش از تصمیمگیری باید از خودمان بپرسیم: آیا واقعاً وضعیت بیمار همین است، یا دستگاه دارد یک سیگنال با کیفیت پایین به من نشان میدهد؟
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
وقتی از پالساکسیمتر استفاده میکنیم، نباید فقط به مقدار اشباع اکسیژن تکیه کنیم. دستگاه باید یک سیگنال مناسب از نبض را شناسایی کند و این سیگنال میتواند تحت تأثیر حرکت، لرزش، پرفیوژن محیطی ضعیف، انقباض عروقی، هیپوترمی، لاک ناخن، رنگدانهها، نور شدید محیط یا قرارگیری نادرست دستگاه قرار بگیرد. به همین دلیل، اگر سیگنال قابل اعتماد نباشد، یک عدد که ظاهراً دقیق به نظر میرسد میتواند کاملاً گمراهکننده باشد.
در عمل، معمولاً میتوانیم پالساکسیمتر را روی انگشت اشاره یا انگشت میانی قرار دهیم، اما هیچ انگشت واحدی بهعنوان انگشت الزامی وجود ندارد. هر انگشتی که سیگنال خوبی ارائه دهد قابل استفاده است؛ اگر پرفیوژن ضعیف باشد، میتوانیم انگشت دیگری یا حتی بسته به نوع دستگاه، محل دیگری مانند لاله گوش را امتحان کنیم. نکته مهم این است که همزمان موج پالساکسیمتر را مشاهده کنیم و بررسی کنیم که منظم، دارای نبض و متناسب با وضعیت بالینی بیمار باشد.
و این همان چیزی است که باید همیشه به خاطر داشته باشیم: پالساکسیمتر یک سیگنال را اندازهگیری میکند، نه خود بیمار را. یک مقدار غیرمنتظره از اشباع اکسیژن باید با پرفیوژن، ضربان قلب، رنگ پوست، تنفس و شرایط بالینی بیمار تطبیق داده شود. اگر عدد با چیزی که میبینیم مطابقت ندارد، پیش از تصمیمگیری باید از خودمان بپرسیم: آیا واقعاً وضعیت بیمار همین است، یا دستگاه دارد یک سیگنال با کیفیت پایین به من نشان میدهد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍147❤37👏9🙏2
یک مورد بسیار بسیار نادر... و هیچکدام از جراحان اطفال قبلاً با چنین موردی مواجه نشده بودند.
کودکی مبتلا به ریفلاکس ادراری به حالب (VUR) بود و برای انجام بازکاشت حالب (Ureteral reimplantation) با روش لاپاروسکوپی وارد عمل شدم.
در حین عمل، با یافتههایی کاملاً غیرمعمول مواجه شدم و شریانی را در محلی دیدم که اصلاً انتظارش را نداشتم.
با ادامهٔ کار، کمکم متوجه شدم که ادامهٔ عمل ممکن است این شریان را در معرض آسیب قرار دهد.
بنابراین عمل را متوقف کردم.
لاپاروسکوپ را از شکم خارج کردم و بهطور شفاف برای خانواده توضیح دادم که یک ناهنجاری غیرمعمول وجود دارد و پیش از مشخصشدن وضعیت و مسیر عروق خونی، نمیتوانم با ایمنی به کار ادامه دهم. کودک نیاز به سیتی آنژیوگرافی عروق لگن داشت.
طبیعتاً تصمیم سختی برای خانواده بود و آنها ناراحت بودند که عمل به پایان نرسیده است...
اما اعتمادشان به ما باعث شد این تصمیم را بپذیرند.
تصویربرداری انجام شد و تشخیص مشخص شد:
ناهنجاری مادرزادی بسیار نادر در شریانهای لگن:
Absent left common and external iliac arteries
همراه با تشکیل شریان فمورال از شاخههای شریان ایلیاک داخلی (Internal iliac artery).
بنابراین، شریانی که هنگام عمل در مقابل حالب و نزدیک مثانه میدیدم، برخلاف تصور اولیهام، صرفاً یک شریان فرعی نبود؛ بلکه بخشی اساسی از خونرسانی شریانی اندام تحتانی بود.
اگر عمل را ادامه میدادم و این شریان آسیب میدید...
پیامدها میتوانست فاجعهبار باشد.
آن لحظه با خودم گفتم:
شکر خدا که اصرار بیجا نکردم و از ناراحتشدن خانواده نترسیدم.
الحمدلله که ایمنی کودک را به تمامکردن عمل به هر قیمتی ترجیح دادم.
و با این کودک مثل فرزند خودم رفتار کردم.
و از همه مهمتر...
خداوند در زمان مناسب، علامتی به من داد تا متوقف شوم.
گاهی موفقیت یک جراح این نیست که عمل را به پایان برساند...
گاهی موفقیت واقعی جراح این است که بداند چه زمانی باید متوقف شود.
این مورد، یک ناهنجاری مادرزادی بسیار نادر بود که پیش از این هرگز آن را ندیده بودم. تشخیص این ناهنجاری حین لاپاروسکوپی باعث شد پیش از ادامهٔ هرگونه مداخلهای، عمل را متوقف کنیم و درخواست تصویربرداری عروقی بدهیم.
خداوند هم من و هم کودک را از عارضهای که میتوانست بسیار خطرناک باشد، نجات داد.
«خدایا، ما به رحمت تو چنگ زدهایم.همیشه مارا یاری کن»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍136❤86👏29💯2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍112❤20👏18🙏4
آمار و دادههای مقالات میگویند این بیماری نادر است، اما واقعیت نشان میدهد که کمتر از میزان واقعی تشخیص داده میشود (underestimated).
🙋 بیایید با هم این کیس جالب را بخوانیم
🧍♀️ دختر ۱۶ سالهای همراه مادر و پدرش به مطب مراجعه کرد، به دلیل بیماریای که هنوز تشخیص داده نشده بود؛ با وجود اینکه به پزشکان بسیار زیادی مراجعه کرده بودند
ماجرا حدود ۱۰ ماه قبل با تبهایی شروع شده بود که تا ۴۰ درجه میرسید و منبع مشخصی برای آن پیدا نشده بود. ‼️
👵 مادر میگفت دخترش دچار حملات تب بسیار بالا میشد که به هیچ داروی تببر یا آنتیبیوتیکی پاسخ نمیداد.
👱♀️ دختر در بیمارستان بیماریهای عفونی بستری شده بود و آزمایشها و تصویربرداریهای زیادی برای او انجام شده بود، اما با وجود بالا بودن گلبولهای سفید، کمخونی، بالا بودن ESR و افزایش شاخصهای التهاب، علت مشخصی پیدا نشده بود.
بررسیها وجود عفونت را، چه در آزمایشها و چه در تصویربرداریها، نشان نداده بودند.
یکی از علائم عجیب بیمار، درد واضح مفاصل بدون تورم مفصلی بود. ‼️
🕵️ در ابتدا به دلیل وجود تب همراه با علائم مفصلی، به تب روماتیسمی شک کرده بودند و به مدت ۳ ماه پنیسیلین طولانیاثر دریافت کرده بود، اما نتیجه قابلتوجهی حاصل نشده بود؛ با وجود اینکه اکوکاردیوگرافی طبیعی بود و معیارهای Modified Jones نیز در مورد بیمار صدق نمیکرد. همچنین بیمار Sore throat داشت، اما التهاب لوزه نداشت.
متخصصین ENT نمیدانستند چگونه بیمار میتواند دچار گلودردهای مکرر همراه با تب باشد، بدون اینکه التهاب واقعی در لوزهها وجود داشته باشد.
👨⚕️ یکی از پزشکان پیشنهاد کرد بیمار توسط متخصص روماتولوژی و ایمونولوژی ویزیت شود، چون به یک بیماری خودایمنی مفصلی شک داشتند.
👩⚕️ متخصص روماتولوژی RF، Anti-CCP و ANA را درخواست کرد که همگی منفی بودند و تقریباً تشخیص Juvenile RA برای بیمار مطرح شد.
پزشک درمانی شامل دوزهای پایین کورتیکواستروئید به همراه DMARDs شروع کرد، اما بهبود بسیار ضعیف و ناچیز بود.
👱♀️ سپس بیمار دچار skin rash قرمز رنگ همراه با تب شد. به همین دلیل نزد متخصص پوست رفت و به او گفته شد که این ضایعات ناشی از حساسیت است. دارو دریافت کرد، اما بهبود قابلتوجهی حاصل نشد.
👱♀️ بعد از آن، بیمار دچار lumps در گردن شد که علت آن مشخص نبود.
👨⚕️ در این مرحله بیمار به من ارجاع شد و من شرححال را از ابتدا و با تمام جزئیات گرفتم.
بعد از شنیدن دقیق شرححال و بررسی تمام آزمایشهای انجامشده، متوجه شدم که در اولین آزمایشهایی که در ابتدای بیماری انجام شده بودند، آنزیمهای کبدی بالا بودهاند؛ اما این آنزیمها با درمان اخیر بهتر شده بودند، بدون اینکه وضعیت بالینی بیمار بهبود پیدا کند.
در آزمایشها WBC = 20,000 و Hb = 8.5 بود.
در معاینه، Lymphadenopathy همراه با Splenomegaly وجود داشت و با توجه به وجود تب بدون علت مشخص (unexplained fever)، گلودرد، افزایش گلبولهای سفید، افزایش اولیه آنزیمهای کبدی، افزایش شدید ESR و CRP و همچنین منفی بودن اتوآنتیبادیها، تشخیص به سمت:
Autoinflammatory syndrome، یعنی Adult-onset Still's disease (AOSD)
متمایل شد.
🕵️ برای من فقط انجام Ferritin باقی مانده بود تا تشخیص را حمایت کند؛ فریتین نیز واقعاً بیش از ۶۰۰۰ بود.
حقیقت این است که این کیس نسبتاً واضح بود و با Yamaguchi criteria مطابقت داشت و نمیدانم چگونه از نظر متخصص روماتولوژی دور مانده بود
امروزه این بیماری شناختهشده است و زمینه بالینی کیس کاملاً تیپیک بود و نگرانی قابلتوجهی ایجاد میکرد
من به هیچوجه ادعا نمیکنم که از همکارانم بهتر هستم؛ همه استاد من هستند و من از آنها یاد میگیرم. فقط خواست خداوند این بود که در تشخیص این بیمار موفق شوم، همین و بس
اگر بخواهیم معیارهای Yamaguchi را اعمال کنیم:
اول:Major Criteria
Fever ≥39°C lasting ≥1 week
دوم: Arthralgia lasting ≥2 weeks
سوم: Typical Still’s disease skin rash
چهارم: Leukocytosis ≥10,000/mm³ with neutrophils ≥80%
Major criteria = 4/4
پنجم: Sore throat
ششم: Lymphadenopathy and/or splenomegaly
هفتم: Liver dysfunction
هشتم: Negative RF and ANA
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍120❤31👏8👌7🙏3⚡2💔1
Minor criteria = 4/4
🧮 Yamaguchi Criteria
Major: 4/4
Minor: 4/4
تشخیص زمانی بهشدت حمایت میشود که ۵ معیار یا بیشتر وجود داشته باشد و حداقل ۲ معیار Major باشند، البته پس از رد عفونتها، بدخیمیها و سایر بیماریهای روماتولوژیک.
در مورد همکارانی که در چنین کیسهایی تجربه و آشنایی دارند، ممکن است بگویند که در این زمینه باید secondary Macrophage Activation Syndrome را که همراه AOSD ایجاد میشود، رد کنیم.
در پاسخ باید گفت که اگر معیارهای EULAR 2016 یا HLH 2004 را اعمال کنید، بیمار معیارهای کامل آن را ندارد.
در مورد درمان، فقط درمان را تغییر دادم و دوزهای بالای کورتیکواستروئید با کاهش تدریجی (gradual tapering) همراه با Methotrexate تجویز کردم.
ابتدا به مدت ۳ روز pulse steroids داده شد، سپس دوز ۶۰ میلیگرم شروع شد و با پیگیری بیمار، کاهش تدریجی دوز انجام شد.
📃 شکر خدا پس از یک ماه درمان، بهبود بسیار زیادی در علائم ایجاد شد؛ تب و ضایعات پوستی کاملاً برطرف شدند، لنفادنوپاتی و درد مفاصل بهبود یافتند و تقریباً همهچیز بهتر شد.
حتی آزمایشها نیز کاملاً بهبود پیدا کردند؛ ESR کاملاً طبیعی شد و CRP نیز طبیعی شد.Hb که ۸.۵ بود، به ۱۲ و اندکی بیشتر رسید.Ferritin نیز پس از اینکه بسیار زیاد بود، به محدوده طبیعی برگشت.
تصاویر شامل آزمایشهای قبل از تشخیص و آزمایشهای بعد از تشخیص و درمان، پس از گذشت یک ماه هستند.
و همه اینها به لطف خداوند بود و من هیچ فضلی در آن نداشتم جز اینکه فقط وسیلهای بودم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍112❤48👏19🏆9🔥3
اما با توجه به اینکه تعداد پستهای روزانه کانال خیلی زیاد شده، چند سالی هست که این مرور شبانه رو متوقف کردیم.
حالا تصمیم گرفتیم این کار رو به شکل جدیدی انجام بدیم؛ در گروه متصل به کانال، پستهایی رو که در طول این ۱۱ سال بیشترین بازدید و Forward رو داشتهاند، دوباره منتشر کنیم.
پس اگر حال و حوصلهی مرور دوبارهی پستهای قدیمی و پرطرفدار کانال رو دارید، به گروه متصل به کانال بپیوندید. شاید بعضی از مطالبی که سالها پیش منتشر شدهاند، هنوز هم براتون مفید و کاربردی باشن. ❤️
لینک گروه:
https://t.me/+u3zKkkKizd45M2M8
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍17❤10🙏8🎉6💊4⚡1