Audio
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍140❤4
در ادامه نصائح
توضیحی مهم برای پزشکان، اما مهمتر برای غیرپزشکان
مدتی پیش نوجوانی به من مراجعه کرد که به گفته خودش از درد معده شکایت داشت. بعد از اینکه شرححال را گرفتیم و شکایتش را بررسی کردیم، شروع کردم به معاینه پزشکی.
طبیعتاً معاینه پزشکی هر بیماری دو بخش دارد: معاینه موضعی ناحیهای از بدن که بیمار در آنجا شکایت دارد، که اینجا میشود ناحیه شکم، و معاینه عمومی سایر دستگاههای بدن مثل قلب و ریه و از جمله علائم حیاتی مثل فشارخون، نبض و غیره.
خوب اینها اصول پزشکی هستند که هر پزشکی باید آنها را یاد بگیرد و اجرا کند. خلاصه شروع کردم همین کار را برای این نوجوان انجام بدهم، دیدم تعجب کرد و گفت: «دکتر، من معدهام درد میکند، چرا قفسه سینهام را معاینه میکنید و چرا با گوشی پزشکی گوش میدهید؟!»
نه فقط با تعجب، بلکه با نوعی اعتراض میپرسید که «این دیگر برای چیه؟ شما دارید هر کاری دلتان میخواهد انجام میدهید!» با وجود توضیحی که فکر میکنم درباره اهمیت این معاینه بهطور کامل به او دادم.
از همینجا میخواهم روی این نکته تأکید کنم که هیچچیز جای اصول پزشکی را نمیگیرد؛ اصولی که اگر بر اساس آنها پیش بروید، چیزی از قلم نمیافتد.
اجازه بدهید دو مثال مهم بزنم.
در بیماران مبتلا به پسوریازیس:
Psoriatic patient may be presented by skin lesions and may be presented by arthritis or both together or one of them may proceed the other.
یعنی بیمار مبتلا به پسوریازیس ممکن است با ضایعات پوستی مراجعه کند یا با التهاب مفاصل دست یا هر دو را با هم داشته باشد، یا یکی از آنها زودتر از دیگری ظاهر شود.
یعنی ممکن است التهاب مفاصل ابتدا بهتنهایی ظاهر شود و بعداً ضایعات پوستی ایجاد شوند؛ ضایعاتی که تشخیص پسوریازیس بدون آنها دشوار است. بنابراین بیمار ممکن است بدون ضایعات پوستی و با شکایت از التهاب مفاصل دست مراجعه کند که البته معیارهای مشخصی دارد، اما باز هم در بعضی موارد پزشک را دچار تردید میکند که این آرتریت ناشی از پسوریازیس است یا روماتوئید یا چیز دیگری؟!
در چنین مواردی بسیار مهم است که به دنبال ضایعات پوستی در نواحی پنهان و غیرقابل مشاهده بگردید؛ مثلاً پوست سر یا ناحیه پرینه.
تصور کنید ممکن است ضایعه پوستی فقط در همین نواحی وجود داشته باشد و شما با پیدا کردن آن بتوانید تشخیص بیمار را مطرح کنید.
یعنی بیماری که از مفاصل دستش شکایت دارد و به او میگویید «لازم است ناحیه اطراف اندام تناسلی را معاینه کنم»، کاملاً طبیعی است.
مثال دوم، و این یکی واقعاً برای بیماری اتفاق افتاد که مجبور شدیم بستریش کنیم؛ بیماری ۱۶ ساله و غیرایرانی
تمام شکایتش درد مکرر شکم، در قسمت بالای معده، بود و هر بار با داروهای ضداسید درمان میشد تا اینکه به ما مراجعه کرد.
حالا تصور کنید یک دختر ۱۶ ساله با لخته در قلب مراجعه کند که باعث نارسایی عضله قلب شده و EF قلبش به ۳۰٪ رسیده باشد، همراه با خون در مدفوع و ادرار و تنگی نفس:
(ACS + HFrEF + melena + Hematuria + dyspnea and wheezy chest)
او را بستری کردیم و وقتی شرححال دقیق گرفتیم، مشخص شد قبلاً هم حملاتی شبیه این داشته؛ تنگی نفس خفیف، تغییر رنگ مدفوع و... البته نه با همان شدت که این بار مراجعه کرده بود، اما تمام تمرکز روی درد شکم بود، چون علامت واضح و شدید او بود و هر درد شکمی اگر کمی شدید باشد، بهطور طبیعی میتواند باعث تنگی نفس و نفسنفسزدن شود.
وقتی بیمار را دیدیم و تمام اطلاعات را کنار هم گذاشتیم:
(ACS + Wheezy chest + recurrent melena + hematuria + blood film revealed significant Eosinophilia)
و وقتی بررسی های بیشتری انجام شد، مشخص شد این یک مورد واسکولیت ایمنی است؛
Vasculitis, mainly Churg-Strauss syndrome, which is newly called Eosinophilic Granulomatosis with Polyangiitis
و تأیید شد که ANCA مثبت است.
طبیعتا نمیخواهم بگویم این وضعیت چقدر دشوار بود و درمانش چقدر پیچیده بود. تصور کنید بیمار دچار لخته در قلب شده و نیاز به دادن داروی ضدانعقاد دارد، اما همزمان خونریزی در مدفوع و ادرار دارد. خب، آیا باید همین الان برایش کاتتریزاسیون انجام شود یا نه؟ ما صبر کردیم تا درمان شود و به لطف خدا حالش کاملاً خوب شد، به خانه رفت و سالم به کشورش برگشت.
ممکن است بگویی: «ولی دکتر، اینها بیماریهای نادری هستند...»
میگویم اگر کارهایی را که گفتم انجام ندهی، هیچوقت نمیتوانی این بیماریهای نادر را تشخیص بدهی.
اگر از همان ابتدا در این دختر، علاوه بر بررسی درد شکم، قفسه سینه را معاینه میکردی و صدای ویز را میشنیدی و شرححال بیشتری میگرفتی و متوجه میشدی که مدفوع خونی داشته، همینها حتماً باعث میشدند مسیر فکریات تغییر کند و بیماری زودتر تشخیص داده شود و بیمار تا مرحله لخته قلب پیش نرود.
پس دوباره و سهباره و دهباره میگویم: چیزی به نام «بیمار با شکایت شکمی آمده، پس فقط شکمش را معاینه میکنم» یا «با شکایت قفسه سینه آمده، پس فقط قفسه سینهاش را معاینه میکنم» نداریم.
وقتی گفتی «معاینه پزشکی»، یعنی باید معاینه دستگاههای بدن بهطور کامل انجام شود؛ شکم، قفسه سینه، قلب و علائم حیاتی.
⬅️ و هرگز تسلیم خواسته بیمار نشو. اگر از تو خواست معاینهاش نکنی و آن را رد کرد، به او بگو: «بسیار خوب، متشکرم؛ من نمیتوانم شما را درمان کنم» و از انجام معاینه عذرخواهی کن؛ چون اگر مشکلی وجود داشته باشد و آن را کشف نکنی و تشخیص اشتباه بدهی و برای بیمار اتفاقی بیفتد، از نظر قانونی مسئول خواهی بود و امتناع بیمار از معاینه، بههیچوجه برای تو عذر و توجیه محسوب نمیشود.
منقول است از پیامبر اسلام، آنجا که فرمودند اگر عضوی از بدن دچار درد و شکایت شود، سایر اعضای بدن نیز به آن واکنش نشان میدهند؛ یعنی یک بدن واحد است و همهچیز در آن به یکدیگر مرتبط است.
پس چه بهعنوان پزشک و چه بهعنوان بیمار، معاینه پزشکی باید طبق اصول پزشکی شناختهشده انجام شود.
معاینه پزشکی هم حق تو بهعنوان پزشک است و هم حق تو بهعنوان بیمار.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
توضیحی مهم برای پزشکان، اما مهمتر برای غیرپزشکان
مدتی پیش نوجوانی به من مراجعه کرد که به گفته خودش از درد معده شکایت داشت. بعد از اینکه شرححال را گرفتیم و شکایتش را بررسی کردیم، شروع کردم به معاینه پزشکی.
طبیعتاً معاینه پزشکی هر بیماری دو بخش دارد: معاینه موضعی ناحیهای از بدن که بیمار در آنجا شکایت دارد، که اینجا میشود ناحیه شکم، و معاینه عمومی سایر دستگاههای بدن مثل قلب و ریه و از جمله علائم حیاتی مثل فشارخون، نبض و غیره.
خوب اینها اصول پزشکی هستند که هر پزشکی باید آنها را یاد بگیرد و اجرا کند. خلاصه شروع کردم همین کار را برای این نوجوان انجام بدهم، دیدم تعجب کرد و گفت: «دکتر، من معدهام درد میکند، چرا قفسه سینهام را معاینه میکنید و چرا با گوشی پزشکی گوش میدهید؟!»
نه فقط با تعجب، بلکه با نوعی اعتراض میپرسید که «این دیگر برای چیه؟ شما دارید هر کاری دلتان میخواهد انجام میدهید!» با وجود توضیحی که فکر میکنم درباره اهمیت این معاینه بهطور کامل به او دادم.
از همینجا میخواهم روی این نکته تأکید کنم که هیچچیز جای اصول پزشکی را نمیگیرد؛ اصولی که اگر بر اساس آنها پیش بروید، چیزی از قلم نمیافتد.
اجازه بدهید دو مثال مهم بزنم.
در بیماران مبتلا به پسوریازیس:
Psoriatic patient may be presented by skin lesions and may be presented by arthritis or both together or one of them may proceed the other.
یعنی بیمار مبتلا به پسوریازیس ممکن است با ضایعات پوستی مراجعه کند یا با التهاب مفاصل دست یا هر دو را با هم داشته باشد، یا یکی از آنها زودتر از دیگری ظاهر شود.
یعنی ممکن است التهاب مفاصل ابتدا بهتنهایی ظاهر شود و بعداً ضایعات پوستی ایجاد شوند؛ ضایعاتی که تشخیص پسوریازیس بدون آنها دشوار است. بنابراین بیمار ممکن است بدون ضایعات پوستی و با شکایت از التهاب مفاصل دست مراجعه کند که البته معیارهای مشخصی دارد، اما باز هم در بعضی موارد پزشک را دچار تردید میکند که این آرتریت ناشی از پسوریازیس است یا روماتوئید یا چیز دیگری؟!
در چنین مواردی بسیار مهم است که به دنبال ضایعات پوستی در نواحی پنهان و غیرقابل مشاهده بگردید؛ مثلاً پوست سر یا ناحیه پرینه.
تصور کنید ممکن است ضایعه پوستی فقط در همین نواحی وجود داشته باشد و شما با پیدا کردن آن بتوانید تشخیص بیمار را مطرح کنید.
یعنی بیماری که از مفاصل دستش شکایت دارد و به او میگویید «لازم است ناحیه اطراف اندام تناسلی را معاینه کنم»، کاملاً طبیعی است.
مثال دوم، و این یکی واقعاً برای بیماری اتفاق افتاد که مجبور شدیم بستریش کنیم؛ بیماری ۱۶ ساله و غیرایرانی
تمام شکایتش درد مکرر شکم، در قسمت بالای معده، بود و هر بار با داروهای ضداسید درمان میشد تا اینکه به ما مراجعه کرد.
حالا تصور کنید یک دختر ۱۶ ساله با لخته در قلب مراجعه کند که باعث نارسایی عضله قلب شده و EF قلبش به ۳۰٪ رسیده باشد، همراه با خون در مدفوع و ادرار و تنگی نفس:
(ACS + HFrEF + melena + Hematuria + dyspnea and wheezy chest)
او را بستری کردیم و وقتی شرححال دقیق گرفتیم، مشخص شد قبلاً هم حملاتی شبیه این داشته؛ تنگی نفس خفیف، تغییر رنگ مدفوع و... البته نه با همان شدت که این بار مراجعه کرده بود، اما تمام تمرکز روی درد شکم بود، چون علامت واضح و شدید او بود و هر درد شکمی اگر کمی شدید باشد، بهطور طبیعی میتواند باعث تنگی نفس و نفسنفسزدن شود.
وقتی بیمار را دیدیم و تمام اطلاعات را کنار هم گذاشتیم:
(ACS + Wheezy chest + recurrent melena + hematuria + blood film revealed significant Eosinophilia)
و وقتی بررسی های بیشتری انجام شد، مشخص شد این یک مورد واسکولیت ایمنی است؛
Vasculitis, mainly Churg-Strauss syndrome, which is newly called Eosinophilic Granulomatosis with Polyangiitis
و تأیید شد که ANCA مثبت است.
طبیعتا نمیخواهم بگویم این وضعیت چقدر دشوار بود و درمانش چقدر پیچیده بود. تصور کنید بیمار دچار لخته در قلب شده و نیاز به دادن داروی ضدانعقاد دارد، اما همزمان خونریزی در مدفوع و ادرار دارد. خب، آیا باید همین الان برایش کاتتریزاسیون انجام شود یا نه؟ ما صبر کردیم تا درمان شود و به لطف خدا حالش کاملاً خوب شد، به خانه رفت و سالم به کشورش برگشت.
ممکن است بگویی: «ولی دکتر، اینها بیماریهای نادری هستند...»
میگویم اگر کارهایی را که گفتم انجام ندهی، هیچوقت نمیتوانی این بیماریهای نادر را تشخیص بدهی.
اگر از همان ابتدا در این دختر، علاوه بر بررسی درد شکم، قفسه سینه را معاینه میکردی و صدای ویز را میشنیدی و شرححال بیشتری میگرفتی و متوجه میشدی که مدفوع خونی داشته، همینها حتماً باعث میشدند مسیر فکریات تغییر کند و بیماری زودتر تشخیص داده شود و بیمار تا مرحله لخته قلب پیش نرود.
پس دوباره و سهباره و دهباره میگویم: چیزی به نام «بیمار با شکایت شکمی آمده، پس فقط شکمش را معاینه میکنم» یا «با شکایت قفسه سینه آمده، پس فقط قفسه سینهاش را معاینه میکنم» نداریم.
وقتی گفتی «معاینه پزشکی»، یعنی باید معاینه دستگاههای بدن بهطور کامل انجام شود؛ شکم، قفسه سینه، قلب و علائم حیاتی.
منقول است از پیامبر اسلام، آنجا که فرمودند اگر عضوی از بدن دچار درد و شکایت شود، سایر اعضای بدن نیز به آن واکنش نشان میدهند؛ یعنی یک بدن واحد است و همهچیز در آن به یکدیگر مرتبط است.
پس چه بهعنوان پزشک و چه بهعنوان بیمار، معاینه پزشکی باید طبق اصول پزشکی شناختهشده انجام شود.
معاینه پزشکی هم حق تو بهعنوان پزشک است و هم حق تو بهعنوان بیمار.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤64👏26👍12🏆5🙏4👎3👌1💔1
دختر ۱۷ سالهای با شکایت از:
تب، سرفه، گلودرد شدید
و سردرد بسیار شدید مراجعه کرده بود.
قبلا برای او:
آموکسی کلاو، استامینوفن وسیتریزین
تجویز کرده بودند و X-ray قفسه سینه طبیعی بود.
دو روز بعد، چشمهایش زرد شد و درد شدید شکمی پیدا کرد. به دلیل اینکه در سمع ریه Crepitation شنیده میشد، درخواست رادیوگرافی مجدد کردم.
در X-ray، یک سایه هتروژن در لوب تحتانی ریه راست دیده شد:
Heterogeneous shadow at the right lower lobe
آزمایشها:
CBC:
Hb = 10.5
LFT:
افزایش بیلیروبین
افزایش SGPT و SGOT
بیمار در مطب بهسختی میتوانست چشمهایش را باز کند.
🐦این بیماری نوعی پنومونی است که معمولاً از پرندگان زینتی مانند کبوتر و طوطی به انسان منتقل میشود و عامل آن باکتری:
Chlamydia psittaci
است که عامل Parrot fever یا Ornithosis محسوب میشود.
این باکتری داخلسلولی (Intracellular) است.
طبیعتاً وقتی با یک پنومونی همراه با تظاهرات خارج ریوی (Extrapulmonary) مواجه میشوید، باید حتماً به Atypical pneumonia فکر کنید.
از آنجا که بیمار باردار نبود، برای او Doxycycline تجویز کردم که بهترین آنتیبیوتیک برای Ornithosis است.
اگر بیمار باردار باشد، انتخاب مناسبتر ماکرولیدها (Macrolides) مانند Azithromycin است و خط سوم درمان نیز Fluoroquinolones محسوب میشود.
🦜 من قبلاً موارد مشابه زیادی را در بازار پرندگان میدیدم، چون در آنجا پرندگان زینتی زیادی به فروش میرسند.
بنابراین به افرادی که در چنین مکانهایی کار میکنند فکر کنید؛ همچنین افرادی که در فروشگاههای پرندگان زینتی کار میکنند و نیز کشاورزان، چون ممکن است پرندگان و ماکیان در خانه نگهداری شوند و کسی فکر نکند که ممکن است علت بیماری همان پرندگان باشند.
این بیماری میتواند باعث پنومونی شدید و حتی مرگ شود.
از ویژگیهای قابل توجه Parrot fever، Photophobia است؛ یعنی بیمار واقعاً از نور گریزان میشود. همچنین درد شکم نیز میتواند وجود داشته باشد.
ویژگی دیگر میتواند Pulse–temperature dissociation باشد؛ یعنی بیمار تب دارد، اما ضربان قلب او نسبت به میزان تب، پایینتر از حد انتظار است (Relative bradycardia).
این بیماری گاهی، بهخصوص در افراد مسن، میتواند کشنده باشد و گاهی نیز عوارضی مانند:
Myocarditis
Endocarditis
Altered mental status
ایجاد کند.
گاهی نیز ممکن است Maculopapular rash ایجاد شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍120❤54👏26
دوره OnlineMedEd Videos یک مجموعه ویدیوهای آموزشی پزشکی است که توسط دکتر Dustyn Williams طراحی شده و برای دانشجویان پزشکی و رزیدنتها ساخته شده است. این دوره با سبک ساده، مفهومی و وایتبوردی، تلاش میکند مباحث پیچیده پزشکی را به شکلی قابل فهم و ساختارمند آموزش دهد تا یادگیری فقط حفظی نباشد بلکه به درک عمیق تبدیل شود.
این دوره تقریباً تمام مباحث مهم پزشکی از علوم پایه تا دروس بالینی را پوشش میدهد و برای آمادگی امتحاناتی مثل USMLE و امتحانات دوران کارآموزی بسیار کاربردی است. روش آموزشی آن به شما کمک میکند ارتباط بین علائم، پاتوفیزیولوژی و تصمیمگیری بالینی را بهتر بفهمید و با دید کلینیکی قویتری وارد محیط بیمارستان شوید.
دوره آموزش ویدیویی OnlineMedEd حدود ۴۰۰ دلار است اما براحتی با عضویت در کانال VIP می توانید به این دوره مفید دسترسی پیدا کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍5👏5🏆3🙏2💊1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍111❤22👏11
«حرفم براتون عجیب به نظر میرسه دکتر... ولی هیچچیزی منو آروم نمیکنه جز اینکه برم حمام و دوش آب داغ رو باز کنم. خیلی داغ. بعضی وقتها یک ساعت یا بیشتر زیر دوش میایستم. بعضی وقتها هم روزی سه چهار بار این دوش رو میگیرم.»
این جمله را در مطب از بیماری شنیدم که در اواخر دهه بیست زندگیاش بود. پیش شش پزشک رفته بود، دو بار آندوسکوپی فوقانی و دو بار کولونوسکوپی شده بود، سیتیاسکن شکم و لگن با ماده حاجب انجام داده بود و همهچیز طبیعی بود؛ اما از درد بسیار شدید شکم همراه با استفراغهای مکرر و شدید شکایت داشت که به هیچ درمانی پاسخ نمیداد.
در پزشکی جملهای هست که بیشتر از هر نتیجه نگرانکنندهای من را میترساند:
«همه آزمایشها، تصویربرداریها و آندوسکوپیها طبیعی هستند، دکتر.»
چون گاهی معنایش این است که بیماری واقعاً وجود دارد، اما پنهان مانده و ما هنوز سرنخ آن را پیدا نکردهایم.
بگذارید شما را به اولین لحظهای برگردانم که این بیمار وارد مطب شد.
با هر دو دست شکمش را گرفته بود و از شدت درد خم شده بود. خستگی و درد روی صورتش مشخص بود، چشمهایش گود افتاده و لبهایش خشک بود و صدایش از شدت استفراغهای مداوم گرفته بود. رنگش مثل کاغذ کهنه بود.
بهسختی نشست، یک پرونده قطور روی میز گذاشت؛ انگار آرشیو یک جنگ بود.
«دو بار آندوسکوپی فوقانی. دو بار کولونوسکوپی. سونوگرافی شکم و لگن. سیتیاسکن با ماده حاجب از شکم و لگن. کلی آزمایش. شش پزشک.
و هر کدام با همان نگاه به او نگاه کردهاند: تو سالمی!»
اما همهچیز سالم بود، جز خود بیمار.
میتوانستم همان کاری را بکنم که پزشکان قبلی کرده بودند: یک داروی ضدتهوع بنویسم، یک داروی ضداسید تجویز کنم و به او بگویم: «این سندرم روده تحریکپذیر است.»
اما سالها تجربه، کار و مطالعه مداوم یک چیز به من یاد داده بود:
خیلی وقتها بیمار در شکایتش اغراق نمیکند. اما گاهی این ما هستیم که بلد نیستیم سؤال درست را بپرسیم.
پرونده را بستم و کنار گذاشتم و به او گفتم:
«آزمایشها و تصویربرداریها و این کاغذها رو فراموش کن. داستان رو از اول برام تعریف کن، انگار اولین باره که داری تعریفش میکنی.»
گفت که استفراغها بهصورت حملهای اتفاق میافتند. دو سه روز نمیتواند حتی آب بخورد بدون اینکه آن را بالا بیاورد؛ استفراغ بسیار بسیار شدید و مقاوم به هر نوع آمپول یا درمان، همراه با درد غیرعادی شکم... بعد ناگهان همهچیز آرام میشود و یک هفته کاملاً طبیعی زندگی میکند و سپس دوباره حمله تکرار میشود.
گوش میدادم و یادداشت میکردم:
«حمله چه زمانی شروع میشه؟ صبح؟»
بله، قبل از شروع حمله، صبحها تهوع شدیدی دارد.
«غذای خاصی قبلش مصرف میکنی؟»
نه.
«وزنت؟»
خیلی کم شده بود.
همه جوابها منطقی بودند، اما هنوز هیچ سرنخ واضحی وجود نداشت.
«هنگام حمله... چه چیزی بیشتر از همه حالت رو بهتر میکنه؟ دارو نه، هر چیزی.»
ساکت شد. با تردید به من نگاه کرد؛ مثل کسی که از گفتن چیزی که خودش آن را عجیب میداند خجالت میکشد.
بعد همان جملهای را گفت که داستان را با آن شروع کردم:
دوش آب داغ، یک ساعت زیر آب ماندن، روزی سه چهار بار و همسری که فکر میکرد او دیوانه شده است.
در آن لحظه احساس کردم اتاق تغییر کرد.
این فکر مثل روشن شدن ناگهانی یک چراغ نبود. انگار در تاریکی راه میرفتم و ناگهان حس کردم زمین زیر پایم قرار گرفت.
دوش آب داغ یک جزئیات معمولی نیست. معده سالم برای درمان خودش به حمام آب داغ پناه نمیبرد. این برای من علامت مهمی بود و سؤال دیگری را مطرح میکرد؛ سؤالی سختتر از سؤال اول.
اما این سؤال را در دقیقه اول و با لحن بازجویی نمیپرسیم.
به او نزدیک شدم و آرام گفتم:
«من بابت هیچ چیزی قرار نیست قضاوتت کنم. فقط حقیقت رو لازم دارم تا بتونم درمانت کنم، نه اینکه قضاوتت کنم. چیزی هست که سالها بهطور منظم مصرف میکنی؟ یا عادت خاصی که بهش پایبند باشی؟ هر چیزی؟»
مدتی ساکت ماند و به زمین نگاه کرد. زمان زیادی گذشت، بعد گفت:
«سیگار، دکتر.»
گفتم:
«همراهش چیز دیگهای هم هست، درسته؟»
لحظهای سکوت کرد و بعد گفت:
«بله دکتر... هفت ساله که گل رو همراه سیگار مصرف میکنم. اول فقط هفتهای یک بار بود، ولی مدتیه هر روز شده. بیشترش کردم چون اوایل احساس میکردم این حالت تهوع وحشتناک رو برام بهتر میکنه... ولی مدتیه دیگه اصلاً آرومم نمیکنه، فقط بهش عادت کردم.»
و این چیزی است که واقعاً این داستان را دردناک میکند.
چیزی که فکر میکرد دارد او را آرام میکند... خودش منشأ مشکل بود.
نام این بیماری Cannabinoid Hyperemesis Syndrome یا به اختصار CHS است.
و تناقضی که پزشکی را عجیبتر از خیال میکند این است: همان مادهای که در شرایط خاص میتواند تهوع را کاهش دهد، در بعضی افراد و پس از سالها مصرف مداوم، میتواند برعکس عمل کند و باعث حملات مکرر و شدید استفراغ شود.
چرا دقیقاً؟ حقیقت این است که مکانیسم آن هنوز بهطور کامل مشخص نشده است. فرضیههایی درباره اختلال در سیستم endocannabinoid، حرکات معده، تنظیم دمای بدن و محور ارتباطی مغز و دستگاه گوارش مطرح شدهاند. همچنین این فرضیه وجود دارد که آب داغ از طریق گیرندههایی به نام TRPV1 که با حرارت مرتبط هستند، علائم را کاهش میدهد؛ اما این فقط یک توضیح احتمالی است و اثبات نشده است.
حمام آب داغ بهتنهایی تشخیص را ثابت نمیکند. این حالت ممکن است در بیماریهای دیگری مانند سندروم استفراغ دورهای نیز دیده شود و پیش از تشخیص CHS باید سایر علل را کنار گذاشت. در مورد این بیمار، پزشکان قبلی بسیاری از این علل را واقعاً رد کرده بودند.
آنچه موضوع را روشن کرد، کنار هم قرار دادن تصویر کامل بود:
مصرف مزمن و طولانیمدت، حملات تیپیک و تکرارشونده استفراغ و رفتار وسواسگونه برای گرفتن دوش آب داغ.
هیچ آزمایشی وجود ندارد که بگوید «CHS مثبت است».
تشخیص بالینی است و تأیید واقعی و نهایی آن بعداً اتفاق میافتد؛ زمانی که بیمار مصرف ماده را قطع میکند.
حقیقت را بدون موعظه به او گفتم:
«درمانش دارو نیست. درمان اینه که این ماده رو کاملاً قطع کنی، نه اینکه فقط کمترش کنی. و اول باید مطمئن بشیم کمآبی و اختلالات الکترولیتی روی کلیهات اثر نگذاشته.»
چشمانش برق زد.
«یعنی تمام این مدت خودم داشتم به خودم آسیب میزدم؟»
قدمبهقدم پیش رفتیم: مایعات، آزمایش الکترولیتها و عملکرد کلیه، پیگیری و صحبتهای زیاد؛ نه فقط درباره پزشکی.
چند ماه بعد به مطب برگشت.
دیگر همان چهره قبلی را نداشت. رنگش برگشته بود و وزنش شروع به افزایش کرده بود.
«دکتر... چهار ماهه که حتی یک حمله هم نداشتم. حتی یکی. و همسرم دیگه نمیگه دیوونه شدم.»
بعد جملهای گفت که چند روز در ذهنم ماند:
«میدونی دکتر، فکر میکردم به یک بیماری ناشناخته مبتلا هستم. معلوم شد بیماری شناختهشده است... فقط هیچکس سؤال درست رو ازم نپرسیده بود.»
خیلی به این جمله فکر کردم.
تمام پزشکان قبلی پزشکان خوبی بودند و تمام بررسیها مهم بودند. اما تفاوت در یک جزئیات کوچک بود:
هیچکس از او نپرسیده بود:
«چی حالت رو بهتر میکنه؟»
در پزشکی، گاهی گرانترین دستگاه بیمارستان هم نمیتواند شما را به تشخیص برساند. چیزی که شما را به تشخیص میرساند، زمانی است که به بیمار میدهید تا صحبت کند و سؤالی است که باعث میشود احساس نکند متهم است.
و البته، پیش از همه اینها، توفیق خداوند است وقتی صادقانه تلاش میکنید.
پس اگر روزی احساس کردید بدنتان دارد داستانی را تعریف میکند که هیچکس آن را نمیفهمد و همه پزشکان میگویند «همهچیز طبیعی است»...
ساکت نمانید. جزئیات کوچک را بگویید، حتی چیزهایی را که از گفتنشان خجالت میکشید.
ممکن است دقیقاً همان چیزی باشند که گره کل این معما را باز میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍115👏65❤56🔥12🙏6💔5👌4💯3🏆3👎1
Fulminant Polymicrobial Fournier’s Gangrene.pdf
452.1 KB
🐕فیتیش جنسی مرگبار؛ از لیس سگ تا گانگرن فورنیه
خلاصه نویسی از یک پرونده بالینی
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
خلاصه نویسی از یک پرونده بالینی
بیمار یک سگ مادهٔ چوپان 4 ساله داشت که همراه او کار میکرد و در محل سکونت نیز میخوابید. بیمار بهصورت ارادی و مکرر اجازه میداد یا سگ را هدایت میکرد که ناحیه اینگوینال و پرینه او را بهطور مداوم لیس بزند، زیرا این کار برای او لذت جنسی ایجاد میکرد و بخشی از فِتیش جنسی او بود؛ بهویژه زمانی که پس از کار روی زمین یا تخت استراحت میکرد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍114😱85💔36❤8👏1
پلتفرم آموزشی Osmosis یکی از شناختهشدهترین منابع بینالمللی در حوزه آموزش پزشکی است که توسط تیمی از متخصصان علوم پزشکی و با همکاری ناشران معتبر آموزشی (Elsevier) توسعه یافته است. این مجموعه با هدف سادهسازی یادگیری علوم پایه و بالینی طراحی شده و سالهاست در میان دانشجویان پزشکی، رزیدنتها و داوطلبان آزمونهای بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد.
محتوای Osmosis شامل صدها ساعت آموزش ویدئویی، انیمیشنهای آموزشی، خلاصههای بالینی، بانک سوالات، فلشکارتها و ابزارهای مرور سریع است. مطالب در حوزههای مختلف از جمله آناتومی، فیزیولوژی، پاتولوژی، فارماکولوژی، میکروبیولوژی و مباحث بالینی ارائه میشوند و بر اساس یادگیری مبتنی بر شواهد (Evidence-Based Learning) و مرور فعال (Active Recall) طراحی شدهاند.
این مجموعه بهطور گسترده برای آمادهسازی آزمونهای علوم پزشکی (USMLE، COMLEX، امتحانات دانشگاهی و دورههای کلینیکال) و همچنین مرور سریع مباحث طب بالینی استفاده میشود و به دلیل سبک تصویری و کیس محوری، درک مفاهیم پیچیده را سادهتر میکند.
لطفاً ابتدا شرایط عضویت را در پست زیر بهدقت مطالعه کنید:
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11❤8🙏5👏3🏆3⚡2
کانال طِب اَطفال
اما بعد از چند ماه کار، کمکم آنها را «با کارکتر و شخصیتشان ، نه با اعدادشان» فهمیدم. گفتم این مطلب را برایتان بنویسم، اول شاید به درد هر کسی که تازه وارد این گرداب شده، یا هنوز وسط این گرداب است، بخورد؛ چه پزشکی جوان باشد، چه پرستاری تازه کار و
و دوم اینکه نشان دهم گاهی با سادهسازی و ساختن خلاصههای جذاب، میتوان فهم مطالب پزشکی را آسانتر و ماندگارتر کرد.
و دوم اینکه نشان دهم گاهی با سادهسازی و ساختن خلاصههای جذاب، میتوان فهم مطالب پزشکی را آسانتر و ماندگارتر کرد.
🩺 وقتی تازه وارد بخش مراقبتهای ویژه (ICU) شده بودم...
اعداد آزمایشها برای من شبیه رمز زودیاک بودند... به عدد خیره میشدم، در حالی که متوجه خطر آن نبودم. 🤯
👨⚕️ وقتی پتاسیم را بالا میدیدم، با خونسردی میگفتم:
«خب، آزمایش را دوباره تکرار کنید تا مطمئن شویم.»
و استاد وارد میشد و داد میزد:
«چی را دوباره بگیریم، هنرمند؟ بیمار دارد آریتمی میکند! 😅»
تا اینکه فهمیدم این پتاسیم، دینام برقِ عضله است و اگر از حد خودش بالاتر یا پایینتر برود، نمایش بلافاصله شروع میشود:
🔥 هایپرکالمی (پتاسیم بالا) – بمب ساعتیِ فریبکار (K⁺ > 5.5)
– این حالت، حالتِ «بمب ساعتی» است. علل معروف آن: نارسایی کلیه (Acute/Chronic Kidney Injury)، یا تخریب عضلات (Rhabdomyolysis)، یا داروهایی مانند ACE inhibitors.
– اثر آن در نوار قلب: آن را با Tall Peaked T-waves (خیمه نوکتیز) میبینی، بعد QRS پهن میشود و اگر رهایش کنی، به Sine wave تبدیل میشود و بعد VF/Asystole و بیمار را بدرود میگویی!
🚨 برنامه نجات سریع (پروتکل ۳ مرحلهای):
🔵 اول محافظت از قلب: یعنی آمپول Calcium Gluconate را فوراً بهصورت وریدی بدهی (این پتاسیم را پایین نمیآورد؛ بلکه دیواره سلول قلب را از سکته سریع محافظت میکند).
🟣 وارد کردن پتاسیم به داخل سلولها (Shift):Regular Insulin همراه با گلوکز ۲۵٪ و همراه با آن جلسات استنشاقی سالبوتامول (Salbutamol) با دوز بالا.
🟢 خارج کردن کامل آن از بدن: از طریق دیورتیکها (Furosemide) اگر کلیه کار میکند، یا داروهایی که آن را از روده بیرون میکشند (مانند Calcium Polystyrene Sulfonate).
🟢 یا دیالیز اورژانسی (Emergency Dialysis) اگر عدد خطرناک باشد.
❄️ هیپوکالمی (پتاسیم پایین) – بیهوشِ تنبل (K⁺ < 3.5)
– این حالت، مودِ «افت شدید» است... بیمار با ضعف شدید عضلانی میآید و ممکن است به فلج موقت یا انسداد روده (Paralytic ileus) برسد و معمولاً به دلیل استفراغ شدید، اسهال یا استفاده از دیورتیکها بدون جبران است.
– اثر آن در نوار قلب: میبینی که T-wave شروع به ضعیف شدن و ناپدید شدن میکند و بهجای آن یک شاهدخت جدید به نام U-wave ظاهر میشود، همراه با ST depression.
🚨 برنامه نجات:
– با داروهای پتاسیم (Potassium Chloride) جبران میکنیم.
رازِ سریعِ مراقبتهای ویژه: اگر از اینجا تا صبح بنشینی و پتاسیم را جبران کنی و عدد در آزمایش بالا نرود، فوراً دنبال منیزیم (Magnesium) بگرد! اگر منیزیم پایین باشد، کلیه همچنان پتاسیم را در کوچه میریزد... اول منیزیم را اصلاح کن، پتاسیم فوراً با تو تنظیم میشود!
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
اعداد آزمایشها برای من شبیه رمز زودیاک بودند... به عدد خیره میشدم، در حالی که متوجه خطر آن نبودم. 🤯
👨⚕️ وقتی پتاسیم را بالا میدیدم، با خونسردی میگفتم:
«خب، آزمایش را دوباره تکرار کنید تا مطمئن شویم.»
و استاد وارد میشد و داد میزد:
«چی را دوباره بگیریم، هنرمند؟ بیمار دارد آریتمی میکند! 😅»
تا اینکه فهمیدم این پتاسیم، دینام برقِ عضله است و اگر از حد خودش بالاتر یا پایینتر برود، نمایش بلافاصله شروع میشود:
– این حالت، حالتِ «بمب ساعتی» است. علل معروف آن: نارسایی کلیه (Acute/Chronic Kidney Injury)، یا تخریب عضلات (Rhabdomyolysis)، یا داروهایی مانند ACE inhibitors.
– اثر آن در نوار قلب: آن را با Tall Peaked T-waves (خیمه نوکتیز) میبینی، بعد QRS پهن میشود و اگر رهایش کنی، به Sine wave تبدیل میشود و بعد VF/Asystole و بیمار را بدرود میگویی!
❄️ هیپوکالمی (پتاسیم پایین) – بیهوشِ تنبل (K⁺ < 3.5)
– این حالت، مودِ «افت شدید» است... بیمار با ضعف شدید عضلانی میآید و ممکن است به فلج موقت یا انسداد روده (Paralytic ileus) برسد و معمولاً به دلیل استفراغ شدید، اسهال یا استفاده از دیورتیکها بدون جبران است.
– اثر آن در نوار قلب: میبینی که T-wave شروع به ضعیف شدن و ناپدید شدن میکند و بهجای آن یک شاهدخت جدید به نام U-wave ظاهر میشود، همراه با ST depression.
– با داروهای پتاسیم (Potassium Chloride) جبران میکنیم.
رازِ سریعِ مراقبتهای ویژه: اگر از اینجا تا صبح بنشینی و پتاسیم را جبران کنی و عدد در آزمایش بالا نرود، فوراً دنبال منیزیم (Magnesium) بگرد! اگر منیزیم پایین باشد، کلیه همچنان پتاسیم را در کوچه میریزد... اول منیزیم را اصلاح کن، پتاسیم فوراً با تو تنظیم میشود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤77👍54👏6🙏5🏆4👌1
بیماری با شوک سپتیک، لولهگذاریشده و تحت دوزهای بالای نورآدرنالین وارد ICU میشود. تیم پرستاری مقیاس برادن را انجام میدهد و بیمار امتیاز بسیار بالایی از نظر خطر میگیرد؛ اتفاقی که تقریباً برای ۹۵٪ بیماران ICU بهصورت غیرانتخابی رخ میدهد. تغییر وضعیت هر دو ساعت یکبار برنامهریزی میشود، اما روز بعد، بیمار در ناحیه ساکروم دچار اریتم غیرقابل سفید شدن با فشار شده که بهسرعت به نکروز پیشرفت میکند.
🔬 پاتوفیزیولوژی آسیب بافتی (فراتر از ۳۲ mmHg):
آسیب پوستی در بیمار بدحال، بسیار فراتر از فشار استاتیک ساده روی برجستگیهای استخوانی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤70👍56💔10🔥6🙏5
نتایج مطالعه: در این پژوهش، ۳۰ بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید که انگشتر طلا در دست چپ خود داشتند، بررسی شدند.
نتایج نشان داد میزان فرسایش استخوانی در مفاصل انگشت حلقه و انگشت میانی دست چپ آنها به طور قابل توجهی کمتر از دست راست همان افراد یا افراد بدون انگشتر بود!
نویسندگان مطرح کردند که شاید مقدار بسیار کمی از طلا از طریق پوست و عروق لنفاوی موضعی عبور کند و به مفاصل MCP نزدیک برسد و در آنجا اثر ضدالتهابی داشته باشد.
این فرضیه کاملاً بیسابقه نبود، چون در آن زمان ترکیبات طلا بهصورت سیستمیک برای درمان RA استفاده میشدند و شواهدی از کاهش پیشرفت رادیولوژیک RA با درمان طلا وجود داشت.
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/9306874
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍50🎉37❤31👏13🔥3👎2⚡1
این عکس (یا این تصویر) از مجموعه کتابهای Visual Mnemonic تألیف Dr. Nazmul Alam که توسط آکادمی Medinaz منتشر شده است.
https://medinaz.com/shop
این مجموعه برای دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی، داروسازی، پرستاری و کلیه رشتههای پیراپزشکی تدوین شده است.
محتوای کتابها بر اساس روش یادگیری تصویری-رمزی (Visual Mnemonic) طراحی شده که موجب افزایش ماندگاری مطالب، درک بهتر مفاهیم و تسهیل یادگیری میشود.
طبق توضیحات ارائهشده این آکادمی،مطالعه این کتابها حتی با یک بار مرور، به تثبیت مطالب کمک کرده و انگیزه ادامه مطالعه را در خواننده ایجاد میکند.
⭕️ در کانال VIP کانال طب اطفال اخرین چاپ این کتاب های الکترونیکی بارگذاری شد.
⭕️ اگر علاقهمند به عضویت در کانال VIP هستید، لطفاً ابتدا شرایط عضویت را در پست زیر بهدقت مطالعه کنید:
🔽
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
🔽
🔤 @inPediatric
https://medinaz.com/shop
این مجموعه برای دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی، داروسازی، پرستاری و کلیه رشتههای پیراپزشکی تدوین شده است.
محتوای کتابها بر اساس روش یادگیری تصویری-رمزی (Visual Mnemonic) طراحی شده که موجب افزایش ماندگاری مطالب، درک بهتر مفاهیم و تسهیل یادگیری میشود.
طبق توضیحات ارائهشده این آکادمی،مطالعه این کتابها حتی با یک بار مرور، به تثبیت مطالب کمک کرده و انگیزه ادامه مطالعه را در خواننده ایجاد میکند.
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤12🎉4👌2💯2🏆1
این تصاویر متعلق به دختر ۱۷ سالهای است.
اخیرا
تمام شکایتش این بود که حدود دو هفته است فقط از سردرد رنج میبرد.
شروع کردم به گرفتن شرححال. سردردی معمولی بود: درد ضرباندار در دو طرف شقیقهها، تاری دید، احساس تهوع و تمایل به استفراغ، اشکریزش چشمها و احساس بیحسی در قسمت بالای پوست سر؛ یعنی علامت خاص و متمایزی نداشت.
این علائم تشخیص سردرد عروقی (Vascular Headache) یا سردرد تنشی (Tension Headache) را مطرح میکردند.
برای او سیتیاسکن مغز انجام دادم. کاملاً طبیعی بود و چیز نگرانکنندهای نداشت؛ بهجز اتساع خفیف بطنها که من آن را به این نسبت دادم که بیمار هنگام انجام تصویربرداری کمی حرکت کرده و این موضوع باعث ایجاد یک آرتیفکت خفیف شده است. اما چیزی که در تصاویر کاملاً مشخص بود این بود که تومور مغزی یا خونریزی وجود نداشت و یافته نگرانکنندهای دیده نمیشد.
خواستم درمان را برایش نسخه کنم. تمام چیزی که در ذهنم بود این بود که فعلاً درمان موقتی برایش بنویسم تا زمانی که توسط فوق تخصص نورولوژی کودکان ویزیت شود؛ چون تا آن لحظه دلیلی برای اقدام جراحی وجود نداشت.
اما هنگام نوشتن نسخه، متوجه چیز بسیار عجیبی در بیمار شدم که باعث شد قلبم کمی به تپش بیفتد؛ چون اگر چیزی که به ذهنم رسیده بود درست میبود، موضوع بسیار بسیار جدی بود.
اما تصمیم گرفتم از بیمار سؤال نکنم، چون احساس کردم ممکن است سؤال من برای او هم خجالتآور باشد.
متوجه Nasal Tone شدم؛ یعنی صدای بیمار کاملاً تو دماغی بود. تو دماغی شدن صدا میتواند ناشی از مشکلات گوش و حلق و بینی باشد یا به علت ضایعاتی در سیستم عصبی مرکزی و مغز ایجاد شود.
پس گفتم بهتر است مستقیماً از بیمار سؤال کنم:
«خانم، این تغییر صدا و تو دماغی شدن صدایتان از بدو تولد وجود داشته یا بعداً ایجاد شده است؟»
پاسخ او شوکهکننده بود.
گفت: «دکتر، صدایم فقط از سه سال پیش تغییر کرده. متأسفانه یک سرماخوردگی خیلی شدید گرفتم و بعد از آن صدایم تغییر کرد. به چند پزشک گوش و حلق و بینی و گفتاردرمانگر مراجعه کردم، اما هیچکس نتوانست مشکل را بهطور کامل برطرف کند. بعد از مدتی خسته شدم و دیگر مراجعه نکردم.
گاهی احساس میکنم دارم خفه میشوم.
گاهی در بلع مشکل دارم.
و گاهی بدون هیچ دلیلی گریه میکنم.»
از او پرسیدم: «تا حالا به خاطر تغییر صدایت توسط نورولوژیست معاینه شدهای؟»
خندید و گفت: «نه. فقط به متخصص گوش و حلق و بینی و گفتاردرمانگر مراجعه کردهام.»
طبیعتاً بسیار عجیب و غیرقابلقبول است که یک بیمار پس از یک سرماخوردگی، دچار تغییر مداوم تون صدا یا اختلال بلع یا احساس خفگی شود، بهگونهای که صدایش برای سه سال تو دماغی باقی بماند.
البته برخی بیماریهای گوش و حلق و بینی میتوانند چنین علائمی ایجاد کنند که توسط همکاران ENT بررسی و رد شده بودند. ضمن اینکه زمانی که بیمار به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه میکرد، مشکل اصلی فقط تغییر صدا بود و احساس خفگی و سایر علائم بعدها ایجاد شده بودند.
پس از گرفتن شرححال و انجام معاینه، متوجه ضعف رفلکس Gag و رفلکس کام (Palatal reflex) و سایر یافتهها شدم که احتمال وجود مشکلی در قسمت تحتانی ساقه مغز را مطرح میکرد؛ اما اجازه دهید فعلاً جلوتر از اتفاقات پیش نرویم.
طبیعتا فقط یک نوع مسکن برای سردرد و یک داروی آرامبخش عمومی تجویز کردم و برای او MRI مغز با تزریق ماده حاجب درخواست کردم.
متأسفانه همان چیزی که انتظارش را داشتم، در MRI دیده شد.
تغییر صدای بیمار و مشکل بلع، ناشی از یک ضایعه قابلتوجه در قسمت تحتانی ساقه مغز بود؛ بهطور مشخص در بخشی از ساقه مغز به نام پل مغزی (Pons) و بخش دیگری به نام بصلالنخاع (Medulla Oblongata).
متأسفانه در تصویربرداری، یک تومور بدخیم ــ سرطان ساقه مغز با درجه پایین ــ مشاهده شد که اندازه آن، طبق گزارش، حدود ۲٫۵ × ۲٫۵ × ۲ سانتیمتر بود؛ تقریباً در حد اندازه یک لیمو.
در حال حاضر منتظر نمونهبرداری از طریق جراحی مغز و اعصاب برای تأیید تشخیص هستیم.
البته سرطان تنها احتمال مطرح نیست و بیماری دمیلینهکننده (Demyelinating disease) نیز بهعنوان یک احتمال دیگر مطرح است.
این ضایعه ظاهراً هسته عصبی موجود در ساقه مغز به نام Nucleus Ambiguus را درگیر کرده است.
این هسته در ساقه مغز قرار دارد و نورونهای حرکتی مرتبط با:
عصب مغزی نهم (Glossopharyngeal Nerve؛ CN IX) که در عملکرد عضلات حلق نقش دارد،
عصب مغزی دهم (Vagus Nerve؛ CN X) که در عملکرد حلق، حنجره و کام نقش دارد،
را در بر میگیرد.
بنابراین آسیب این ناحیه میتواند باعث مشکلات صدا و بلع شود.
البته هنوز بررسیهای دیگری مانند تصویربرداریهای تکمیلی، مارکرهای توموری و... باقی مانده و بررسیها هنوز کامل نشدهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤103👍67💔33👌5🙏1