نارسایی قلبی یکی از چالشهای مهم در طبابت بالینی است که تشخیص صحیح، انتخاب درمان مناسب و مدیریت اصولی بیماران مبتلا به آن، نیازمند بهروز بودن دانش پزشکی و آشنایی با جدیدترین رویکردهای علمی است.
دوره Heart Failure SAP 2026 فرصتی برای مرور مباحث مرتبط با نارسایی قلبی، بهروزرسانی دانش تخصصی و آشنایی با اصول علمی مدیریت این بیماران است.
لطفاً ابتدا شرایط عضویت را در پست زیر بهدقت مطالعه کنید:
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏10❤7🏆6👍5👌3🎉2💊1
پسری ۱۸ ساله بر اثر اصابت گلوله وارد بخش اورژانس شد که پس از معاینات مشخص شد که وضعیت بیمار خوب است و تنها آسیب خفیفی به کبد وارد شده که باعث هماتوم شده بود؛ یعنی پارگی خفیفی در کبد وجود داشت، اما نیازی به جراحی نداشت.
هنگام معاینه توسط پزشک جراحی مغز و اعصاب مشخص شد که گلولهای که به سمت جوان شلیک شده بود، یک محل ورود داشت، اما محل خروج نداشت؛ یعنی مدخل گلوله وجود داشت، اما منفذ خروجی دیده نمیشد.
بلافاصله درخواست سیتیاسکن از ستون فقرات سینهای و کمریـخاجی داده شد و این تصویربرداری انجام گرفت (MSCT Dorsal & LSS).
نتایج سیتیاسکن نشان داد که گلوله به ستون فقرات نفوذ کرده و در کانال نخاعی، بین مهرههای اول و دوم کمری (L1–L2)، متوقف شده است.
با این حال، از نظر بالینی هیچ آسیب، ضعف یا فلجی در بیمار ایجاد نکرده بود؛ همانطور که در تصویر شماره ۱ مشاهده میکنید.
زیرا گلوله هنگام ورود به بدن، به دلیل دمای بسیار بالایی که دارد، استریل میشود و اصولاً باعث ایجاد باکتری یا میکروب در اطراف خود نخواهد شد.
علاوه بر این، محل قرارگیری گلوله بین مهرههای اول و دوم کمری، ناحیهای حساس از ستون فقرات است که کوچکترین دستکاری در آن میتواند با احتمال بروز فلجی همراه باشد. بنابراین، در شرایطی که بیمار در آن زمان هیچ ناتوانی یا ضعفی نداشت، از مداخله جراحی پرهیز میکنیم؛ زیرا ممکن است جراحی به بیمار آسیب برساند.
بیمار دقیقاً پس از دو روز، در حالی که کاملاً بهبود یافته بود، به خانه بازگشت. خونریزی کبد متوقف شده بود و راه رفتن و حرکات او کاملاً طبیعی بود. و بیمار از نظر بالینی هیچ مشکلی نداشت.
چند ماه پس از اصابت گلوله، بیمار مجدداً به اورژانس مراجعه کرد؛ اما این بار با شکایت عجیب: او اظهار میکرد که از پنج روز قبل دچار ضعف شدید در هر دو اندام تحتانی شده است.
این وضعیت از نظر جراحی مغز و اعصاب یکی از اورژانسهای بسیار فوری (Extremely Emergent) محسوب میشود که آن را سندرم دم اسب (Cauda Equina Syndrome) مینامیم.
سندرم دم اسب وضعیتی است که در اثر فشار بر ریشههای عصبی انتهای کانال نخاعی ایجاد میشود. این فشار میتواند ناشی از یکی از علل زیر باشد:
یا هر نوع فشار شدید بر ریشههای عصبی کمریـخاجی (Severe Compression on LSS Nerve Roots).
وقتی چنین بیماری به اورژانس مراجعه میکند، باید بلافاصله برای جراحی آماده شود؛ زیرا این وضعیت یک اورژانس بسیار جدی است.
هرگونه تأخیر ممکن است باعث فلجی دائمی و از دست رفتن دائمی کنترل ادرار و مدفوع شود.
بنابراین، سیتیاسکن جدیدی انجام شد. همه انتظار داشتند که علت مشکل، بیرونزدگی شدید دیسک یا حتی لغزش شدید مهره باشد؛ اما آنچه در تصویر شماره ۲ دیده شد، بسیار غافلگیرکننده بود!
هیچ دیسکی وجود نداشت که باعث سندرم دم اسب شده باشد. در عوض، گلولهای که چند ماه قبل در کانال نخاعی باقی مانده بود، از Dura Mater عبور کرده و به سمت پایین مهاجرت کرده بود.
این گلوله مسیر طولانیای را از محل اولیه خود، در مقابل مهره اول کمری، طی کرده و به مهره دوم خاجی رسیده بود. در این محل، با وارد کردن فشار بر مجموعهای از اعصاب، علائم ذکرشده را ایجاد کرده بود.
برای تأیید تشخیص سندرم دم اسب، حس اطراف مقعد را با نوک یک سوزن بررسی میکنیم. در این بیمار، حس این ناحیه کاملاً از بین رفته بود؛ بهطوریکه حتی اگر با سوزن به آن ناحیه آسیب وارد میشد، بیمار چیزی احساس نمیکرد!
این وضعیت صرفاً کاهش حس نیست، بلکه بیحسی کامل مقعد و نواحی اطراف آن است. البته در آسیبهای خفیفتر ممکن است فقط کاهش شدید حس وجود داشته باشد.
این اختلال در نتیجه فشار بر ریشههای عصبی خاجی دوم، سوم، چهارم و پنجم (S2، S3، S4 و S5) ایجاد میشود.
بلافاصله بیمار به اتاق عمل منتقل شد و گلولهای که مهاجرت کرده بود، خارج گردید (تصویر ۳)
در تصویر شماره ۴، خود گلوله را که بسیار موچک بود را میبینید.
پس از عمل، وضعیت بیمار بیش از ۹۰ درصد بهبود یافت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤77👍71😱11🙏7💔6👏4🏆2👎1🔥1
کانال طِب اَطفال
آنچه جلوی چشم شماست یکی از نادرترین عوارض انتقال خون است که به آن TRALI گفته میشود. چیزی شبیه ARDS است، اما شدیدتر و بدتر. این عارضه تقریباً در یکی از هر ده هزار نفری که خون دریافت میکنند رخ میدهد.
Post-Transfusion Dyspnea – TRALI vs TACO (1).pdf
1.6 MB
🩸 تنگی نفس پس از تزریق خون: TRALI، TACO یا هر دو بهطور همزمان؟
عوارض قلبیریوی، مهمترین علت عوارض شدید منجر به بیماری و مرگ ناشی از انتقال خون هستند (میزان بروز گزارششده: ۰٫۰۸ تا ۱۵ درصد؛ میزان مرگومیر در برخی مجموعههای مطالعاتی تا ۴۰ درصد). مقالهای از مجموعه «How I Treat» در مجله Blood به بررسی نحوه افتراق این دو عارضه و اقدامات لازم در شرایطی میپردازد که تشخیص قطعی امکانپذیر نیست.
🫁 آسیب حاد ریوی مرتبط با انتقال خون (TRALI):
در تعریف بازنگریشده سال ۲۰۱۹، این عارضه به دو نوع تقسیم میشود:
نوع I: بدون وجود عامل خطر قبلی برای سندرم دیسترس تنفسی حاد (ARDS).
نوع II: همراه با عامل خطر ARDS یا وجود ARDS خفیف که طی ۶ ساعت پس از انتقال خون تشدید میشود.
مدل «دو ضربهای» (Two-hit model): بیماری زمینهای، اندوتلیوم عروقی و نوتروفیلها را مستعد آسیب میکند و سپس انتقال خون موجب فعالشدن آنها میشود؛ در نتیجه، ادم ریوی ناشی از نشت پروتئین به فضای خارج عروقی ایجاد میشود.
این عارضه ممکن است با واسطه آنتیبادیها ایجاد شود (آنتیبادیهای اهداکننده علیه آنتیژنهای HLA یا HNA گیرنده) یا بدون واسطه آنتیبادیها رخ دهد.
در حال حاضر، بیومارکر اختصاصی برای تشخیص TRALI وجود ندارد و تشخیص همچنان بالینی است.
💧اضافهبار گردش خون مرتبط با انتقال خون (TACO)
در TACO نیز میتوان از مدل «دو ضربهای» استفاده کرد: وجود زمینه عدم تحمل حجم، مانند نارسایی قلبی یا کلیوی، در کنار انتقال خون، موجب ادم ریوی هیدروستاتیک میشود. البته مطالعات جدیدتر نشان میدهند که مکانیسم این عارضه احتمالاً فراتر از اضافهبار ساده حجم است.
معیارهای تشخیصی سال ۲۰۱۸، بازه زمانی تشخیص را به ۱۲ ساعت افزایش دادهاند و اندازهگیری NT-proBNP را نیز در نظر میگیرند.
افزایش NT-proBNP به بیش از ۱٫۵ برابر مقدار پیش از انتقال خون، به نفع تشخیص TACO است.
درمان اصلی: دیورتیکها؛ پاسخ درمانی معمولاً سریع است.
مهمترین اقدام، پیشگیری است:
🟣 استفاده از راهبرد محدودکننده در تجویز خون.
🟡 تزریق هر بار یک واحد خون و ارزیابی مجدد بیمار.
🔵 تنظیم آستانه هموگلوبین برای انتقال خون بر اساس ذخیره عملکرد قلبیریوی بیمار.
🔀 وقتی TRALI و TACO با هم همپوشانی دارند
بسیاری از موارد بهوضوح در یکی از این دو دسته قرار نمیگیرند. در حدود ۳۰ درصد از بیمارانی که دچار ARDS میشوند، درجاتی از اضافهبار مایع نیز وجود دارد.
نکته عملی این است که اقدامات اولیه درمانی در هر دو عارضه تا حد زیادی مشابهاند؛ بنابراین، برای شروع درمان نباید منتظر تشخیص قطعی ماند.
🚦 رویکرد تشخیصی و درمانی در دو مرحله
⬅️ مرحله اول: اقدامات فوری در بالین، بدون انتظار برای تشخیص نهایی
* انتقال خون را متوقف کنید.
* بیمار را از نظر TRALI، TACO، آنافیلاکسی و سایر علل تنگی نفس بررسی کنید.
* مسیر وریدی را باز نگه دارید.
* تصویربرداری ریه و آنالیز گازهای خون را انجام دهید.
* نوار قلب (ECG)، اندازهگیری بیومارکرها و اکوکاردیوگرافی را در نظر بگیرید.
* کیسه خون و فرآورده مربوطه را برای بررسی به بانک خون ارسال کنید.
* در بیمار تحت پایش، حتی در صورت احتمال TRALI، انجام یک آزمون درمانی با دیورتیک میتواند منطقی باشد.
* اگر امتیاز MEWS بیشتر از ۳ باشد، مشاوره با بخش مراقبتهای ویژه (ICU) توصیه میشود.
⬅️ مرحله دوم: تعیین تشخیص نهایی بر اساس پاسخ به درمان و اطلاعات تکمیلی
در این مرحله، تشخیص در یکی از گروههای زیر قرار میگیرد:
* TRALI تیپیک
* TACO تیپیک
* TRALI/TACO (نوع مختلط)
* TAD یا سایر علل
سپس درمان بر اساس تشخیص نهایی تنظیم میشود.
❓ چه اقداماتی نباید بهطور روتین انجام شوند؟
کورتیکواستروئیدها: شواهدی مبنی بر سودمندی آنها در TRALI یا TACO وجود ندارد. این داروها اثر سریع و اثباتشدهای بر التهاب ندارند و میتوانند عوارض جانبی ایجاد کنند؛ بنابراین، مصرف روتین آنها توصیه نمیشود.
آنتیهیستامینها: فقط در صورت شک واقعی به واکنش آلرژیک یا آنافیلاکسی استفاده شوند و نباید بهصورت پیشگیرانه تجویز شوند.
📋 گروه TAD؛ گروهی که برای مواردی که در دستههای دیگر قرار نمیگیرند
و TAD مخفف Transfusion-Associated Dyspnea، به معنای تنگی نفس مرتبط با انتقال خون است.
این عنوان برای مواردی به کار میرود که تنگی نفس طی کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتقال خون ایجاد شده، معیارهای TRALI، TACO یا واکنش آلرژیک را برآورده نمیکند و با بیماری زمینهای بیمار نیز قابل توضیح نیست.
نویسندگان تأکید میکنند که موارد مختلط TRALI/TACO نباید بهعنوان TAD گزارش شوند؛ این موارد شایسته یک دسته تشخیصی مستقل هستند تا اطلاعات مهم آنها در نظام پایش و گزارش عوارض انتقال خون (Hemovigilance) از دست نرود.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
عوارض قلبیریوی، مهمترین علت عوارض شدید منجر به بیماری و مرگ ناشی از انتقال خون هستند (میزان بروز گزارششده: ۰٫۰۸ تا ۱۵ درصد؛ میزان مرگومیر در برخی مجموعههای مطالعاتی تا ۴۰ درصد). مقالهای از مجموعه «How I Treat» در مجله Blood به بررسی نحوه افتراق این دو عارضه و اقدامات لازم در شرایطی میپردازد که تشخیص قطعی امکانپذیر نیست.
🫁 آسیب حاد ریوی مرتبط با انتقال خون (TRALI):
در تعریف بازنگریشده سال ۲۰۱۹، این عارضه به دو نوع تقسیم میشود:
نوع I: بدون وجود عامل خطر قبلی برای سندرم دیسترس تنفسی حاد (ARDS).
نوع II: همراه با عامل خطر ARDS یا وجود ARDS خفیف که طی ۶ ساعت پس از انتقال خون تشدید میشود.
مدل «دو ضربهای» (Two-hit model): بیماری زمینهای، اندوتلیوم عروقی و نوتروفیلها را مستعد آسیب میکند و سپس انتقال خون موجب فعالشدن آنها میشود؛ در نتیجه، ادم ریوی ناشی از نشت پروتئین به فضای خارج عروقی ایجاد میشود.
این عارضه ممکن است با واسطه آنتیبادیها ایجاد شود (آنتیبادیهای اهداکننده علیه آنتیژنهای HLA یا HNA گیرنده) یا بدون واسطه آنتیبادیها رخ دهد.
در حال حاضر، بیومارکر اختصاصی برای تشخیص TRALI وجود ندارد و تشخیص همچنان بالینی است.
💧اضافهبار گردش خون مرتبط با انتقال خون (TACO)
در TACO نیز میتوان از مدل «دو ضربهای» استفاده کرد: وجود زمینه عدم تحمل حجم، مانند نارسایی قلبی یا کلیوی، در کنار انتقال خون، موجب ادم ریوی هیدروستاتیک میشود. البته مطالعات جدیدتر نشان میدهند که مکانیسم این عارضه احتمالاً فراتر از اضافهبار ساده حجم است.
معیارهای تشخیصی سال ۲۰۱۸، بازه زمانی تشخیص را به ۱۲ ساعت افزایش دادهاند و اندازهگیری NT-proBNP را نیز در نظر میگیرند.
افزایش NT-proBNP به بیش از ۱٫۵ برابر مقدار پیش از انتقال خون، به نفع تشخیص TACO است.
درمان اصلی: دیورتیکها؛ پاسخ درمانی معمولاً سریع است.
مهمترین اقدام، پیشگیری است:
🔀 وقتی TRALI و TACO با هم همپوشانی دارند
بسیاری از موارد بهوضوح در یکی از این دو دسته قرار نمیگیرند. در حدود ۳۰ درصد از بیمارانی که دچار ARDS میشوند، درجاتی از اضافهبار مایع نیز وجود دارد.
نکته عملی این است که اقدامات اولیه درمانی در هر دو عارضه تا حد زیادی مشابهاند؛ بنابراین، برای شروع درمان نباید منتظر تشخیص قطعی ماند.
🚦 رویکرد تشخیصی و درمانی در دو مرحله
* انتقال خون را متوقف کنید.
* بیمار را از نظر TRALI، TACO، آنافیلاکسی و سایر علل تنگی نفس بررسی کنید.
* مسیر وریدی را باز نگه دارید.
* تصویربرداری ریه و آنالیز گازهای خون را انجام دهید.
* نوار قلب (ECG)، اندازهگیری بیومارکرها و اکوکاردیوگرافی را در نظر بگیرید.
* کیسه خون و فرآورده مربوطه را برای بررسی به بانک خون ارسال کنید.
* در بیمار تحت پایش، حتی در صورت احتمال TRALI، انجام یک آزمون درمانی با دیورتیک میتواند منطقی باشد.
* اگر امتیاز MEWS بیشتر از ۳ باشد، مشاوره با بخش مراقبتهای ویژه (ICU) توصیه میشود.
در این مرحله، تشخیص در یکی از گروههای زیر قرار میگیرد:
* TRALI تیپیک
* TACO تیپیک
* TRALI/TACO (نوع مختلط)
* TAD یا سایر علل
سپس درمان بر اساس تشخیص نهایی تنظیم میشود.
کورتیکواستروئیدها: شواهدی مبنی بر سودمندی آنها در TRALI یا TACO وجود ندارد. این داروها اثر سریع و اثباتشدهای بر التهاب ندارند و میتوانند عوارض جانبی ایجاد کنند؛ بنابراین، مصرف روتین آنها توصیه نمیشود.
آنتیهیستامینها: فقط در صورت شک واقعی به واکنش آلرژیک یا آنافیلاکسی استفاده شوند و نباید بهصورت پیشگیرانه تجویز شوند.
📋 گروه TAD؛ گروهی که برای مواردی که در دستههای دیگر قرار نمیگیرند
و TAD مخفف Transfusion-Associated Dyspnea، به معنای تنگی نفس مرتبط با انتقال خون است.
این عنوان برای مواردی به کار میرود که تنگی نفس طی کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتقال خون ایجاد شده، معیارهای TRALI، TACO یا واکنش آلرژیک را برآورده نمیکند و با بیماری زمینهای بیمار نیز قابل توضیح نیست.
نویسندگان تأکید میکنند که موارد مختلط TRALI/TACO نباید بهعنوان TAD گزارش شوند؛ این موارد شایسته یک دسته تشخیصی مستقل هستند تا اطلاعات مهم آنها در نظام پایش و گزارش عوارض انتقال خون (Hemovigilance) از دست نرود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍76❤71👏11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیپوناترمی – رویکرد درمانی 🧂
مرحله1️⃣ : ارزیابی شدت
* علائم شدید: تشنج، کما و اختلال واضح سطح هوشیاری.
* بررسی سدیم سرم (Na⁺)، گلوکز، اسمولالیته سرم، اسمولالیته ادرار و سدیم ادرار.
* ارزیابی وضعیت حجم مایعات بدن و مدت هیپوناترمی:
* حاد: کمتر از ۴۸ ساعت
* مزمن: ۴۸ ساعت یا بیشتر
مرحله2️⃣ : هیپوناترمی علامتدار شدید
* سالین هیپرتونیک ۳٪: تزریق وریدی ۱۰۰ میلیلیتر طی ۱۰ دقیقه (پروتکل ایالات متحده).
* در صورت تداوم علائم شدید، این دوز را حداکثر ۲ بار دیگر تکرار کنید.
* هدف اولیه: افزایش سدیم به میزان ۴ تا ۶ میلیاکیوالان در لیتر، برای بهبود علائم.
مرحله3️⃣ : درمان بر اساس وضعیت حجم مایعات بدن
* هیپوولمیک (کاهش حجم): سالین ۰٫۹٪ و درمان علت زمینهای.
* یووولمیک (حجم طبیعی؛ مانند SIADH): محدودیت مصرف مایعات و درمان علت زمینهای.
* هیپروولمیک (افزایش حجم؛ مانند نارسایی قلبی یا سیروز): محدودیت مایعات، استفاده مناسب از داروهای دیورتیک و درمان بیماری زمینهای.
مرحله4️⃣ : اصلاح ایمن سدیم
* بهطور کلی، افزایش سدیم به میزان ۴ تا ۶ میلیاکیوالان در لیتر طی ۲۴ ساعت را هدف قرار دهید.
* در بیماران دارای خطر بالای سندرم دمیلیناسیون اسموتیک، از افزایش سدیم بیش از ۸ میلیاکیوالان در لیتر طی ۲۴ ساعت اجتناب کنید.
* در طول اصلاح فعال سدیم، غلظت سدیم سرم را بهطور مکرر پایش کنید.
مرحله5️⃣ : پیشگیری از عوارض
* مراقب اصلاح بیشازحد سدیم در اثر دیورز آب (دفع زیاد آب از طریق ادرار) باشید.
* در صورت اصلاح بیشازحد، با نظارت متخصص، استفاده از دسموپرسین ± محلول دکستروز ۵٪ (D5W) را مدنظر قرار دهید.
نکته کلیدی آزمونی:
* علائم شدید ← بولوس سالین ۳٪
* هیپوناترمی مزمن ← اصلاح آهسته و کنترلشده
نکته بالینی: درمان باید برای هر بیمار بهصورت اختصاصی تنظیم شود. تجویز سالین هیپرتونیک به پایش دقیق نیاز دارد؛ پروتکل مرکز درمانی خود را رعایت کنید.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
مرحله
* علائم شدید: تشنج، کما و اختلال واضح سطح هوشیاری.
* بررسی سدیم سرم (Na⁺)، گلوکز، اسمولالیته سرم، اسمولالیته ادرار و سدیم ادرار.
* ارزیابی وضعیت حجم مایعات بدن و مدت هیپوناترمی:
* حاد: کمتر از ۴۸ ساعت
* مزمن: ۴۸ ساعت یا بیشتر
مرحله
* سالین هیپرتونیک ۳٪: تزریق وریدی ۱۰۰ میلیلیتر طی ۱۰ دقیقه (پروتکل ایالات متحده).
* در صورت تداوم علائم شدید، این دوز را حداکثر ۲ بار دیگر تکرار کنید.
* هدف اولیه: افزایش سدیم به میزان ۴ تا ۶ میلیاکیوالان در لیتر، برای بهبود علائم.
مرحله
* هیپوولمیک (کاهش حجم): سالین ۰٫۹٪ و درمان علت زمینهای.
* یووولمیک (حجم طبیعی؛ مانند SIADH): محدودیت مصرف مایعات و درمان علت زمینهای.
* هیپروولمیک (افزایش حجم؛ مانند نارسایی قلبی یا سیروز): محدودیت مایعات، استفاده مناسب از داروهای دیورتیک و درمان بیماری زمینهای.
مرحله
* بهطور کلی، افزایش سدیم به میزان ۴ تا ۶ میلیاکیوالان در لیتر طی ۲۴ ساعت را هدف قرار دهید.
* در بیماران دارای خطر بالای سندرم دمیلیناسیون اسموتیک، از افزایش سدیم بیش از ۸ میلیاکیوالان در لیتر طی ۲۴ ساعت اجتناب کنید.
* در طول اصلاح فعال سدیم، غلظت سدیم سرم را بهطور مکرر پایش کنید.
مرحله
* مراقب اصلاح بیشازحد سدیم در اثر دیورز آب (دفع زیاد آب از طریق ادرار) باشید.
* در صورت اصلاح بیشازحد، با نظارت متخصص، استفاده از دسموپرسین ± محلول دکستروز ۵٪ (D5W) را مدنظر قرار دهید.
نکته کلیدی آزمونی:
* علائم شدید ← بولوس سالین ۳٪
* هیپوناترمی مزمن ← اصلاح آهسته و کنترلشده
نکته بالینی: درمان باید برای هر بیمار بهصورت اختصاصی تنظیم شود. تجویز سالین هیپرتونیک به پایش دقیق نیاز دارد؛ پروتکل مرکز درمانی خود را رعایت کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤71👍54👏6🙏4👌3🏆3
کورس MedCram یک دوره آنلاین پزشکی است که توسط پزشکان صاحب نام (بخصوص Dr. Roger Seheult) تهیه شده و هدفش این است که مفاهیم پیچیده پزشکی را بهصورت خیلی ساده، تصویری و قابلفهم توضیح دهد. این دورهها بیشتر روی پاتوفیزیولوژی، کاردیولوژی، ریه، ICU و ECG تمرکز دارند و برای دانشجویان پزشکی، رزیدنتها و کادر درمان طراحی شدهاند؛ نسخه آن پولی و اشتراکی است و شامل ویدئوهای کامل، کوییزها و گاهی CME میشود، بنابراین بیشتر برای درک عمیق مفاهیم مناسب است تا صرفاً امتحانمحور بودن.
دوره آموزشی MedCram حدود ۲۲۰ دلار است اما براحتی با عضویت در کانال VIP می توانید به این دوره مفید دسترسی پیدا کنید.
لطفاً ابتدا شرایط عضویت را در پست زیر بهدقت مطالعه کنید:
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👏5💯4👍3👌2🙏1💔1
در روزهای اول کارم در مرکز بهداشت، مادری را دیدم که پسر کوچکش را بغل کرده بود و آورده بود. کودک واقعاً نمیتوانست نفس بکشد؛ بهسختی تلاش میکرد کمی هوا وارد ریههایش کند.
از مادر پرسیدم چه اتفاقی افتاده است.
گفت: «توی خیابان بازی میکرد، یکدفعه با این وضعیت پیش من آمد.»
سریع معاینهاش کردم. از همان لحظه اول، دو احتمال در ذهنم بود: یا جسم خارجی وارد راه هواییاش شده بود، یا عقرب او را نیش زده و باعث وخامت حاد وضعیتش شده بود.
مشکل اینجا بود که امکانات مرکز بهداشت در آن زمان بسیار محدود بود و حتی پادزهر سم عقرب هم در آنجا موجود نبود.
وضعیت کودک وخیم بود و به مداخله فوری در یک مرکز مجهز نیاز داشت.
به مادر گفتم:
— پسرت را بردار و فوراً، بدون هیچ تأخیری، به بیمارستان برو.
حدود نیم ساعت تا یک ساعت گذشت...
ناگهان دیدم مادر برگشته است و همان کودک را در آغوش دارد!
اما این بار حالش بسیار بدتر بود و متأسفانه تنفسش متوقف شده بود.
احیای قلبیریوی را شروع کردم، با اورژانس تماس گرفتیم و کودک را به بیمارستان منتقل کردند...
اما متأسفانه، با وجود تمام تلاشها، کودک از دنیا رفت.
خدا رحمتش کند و به مادرش صبر بدهد.
روزها گذشتند...
حدود یک سال بعد، مادر دیگری در حالی که پسرش را در آغوش داشت، وارد شد.
همین که به کودک نگاه کردم، دلم فرو ریخت!
تقریباً همان صحنه بود... همان دشواری تنفس... و همان کودکی که برای کشیدن یک نفس تقلا میکرد.
همان لحظه، کودک اول به یادم آمد...
خوشبختانه، پدر کودک هم رسیده بود و ماشین داشت.
کودک را در آغوش گرفتم و به پدرش گفتم:
— ماشین را روشن کن... همین الان راهی بیمارستان میشویم.
سوار شدیم؛ پدر رانندگی میکرد و من در کنارش، پسرش را در آغوش گرفته بودم.
مرد از شدت نگرانی برای فرزندش، طوری رانندگی میکرد که واقعاً ترسناک بود!
تقریباً از روی هر دستاندازی که رد میشدیم، تکان شدیدی میخوردیم و هر لحظه احساس میکردم در آستانه تصادف هستیم.
نمیدانستم باید روی نفسهای کودک تمرکز کنم که بهسختی بالا میآمدند، یا حواسم به جاده باشد که ممکن بود هر سه نفرمان را به دیار باقی بفرستد!
خدا را شکر که به خیر گذشت و به بیمارستان رسیدیم.
بهمحض ورود، پدر هنوز میخواست به سمت پذیرش برود که من کودک را بغل کردم و با عجله از پلهها بالا رفتم تا به بخش مراقبتهای ویژه کودکان رسیدم.
آنجا با پزشک مقیم روبهرو شدیم؛ خدا خیرش بدهد، پزشکی بسیار آگاه و دلسوز بود.
نگاهی به کودک انداخت، بلافاصله متوجه وخامت وضعیتش شد و اقدامات درمانی را آغاز کرد.
در همانجا مطمئن شدیم که کودک دچار مسمومیت شدید ناشی از نیش عقرب شده است!
در آن لحظه، تمام صحنههای مربوط به کودک اول، با همه جزئیات، دوباره در برابر چشمانم زنده شد...
تقریباً همان علائم و همان وخامت سریع وضعیت.
بههرحال، درمان را آغاز کردیم و حدود دو ساعت گذشت تا اینکه به لطف خدا، وضعیت کودک رو به ثبات گذاشت.
و سرانجام... کودک توانست بهخوبی نفس بکشد.
دو سه روز در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود و خدا را شکر حالش بهتر شد و با سلامتی از بیمارستان مرخص شد.
بهمحض اینکه از بهبودش مطمئن شدم، با پدرش خداحافظی کردم و از آنجا رفتم...
اما در راه، دوباره کودک اول به یادم آمد.
حقیقت این بود که شادی من از نجات کودک دوم، با اندوهی قدیمی برای کودک اول درآمیخته بود.
با گذشت سالها، کمکم فهمیدم که پزشکی صرفاً مجموعهای از اطلاعاتی نیست که مطالعه میکنیم، تشخیصی نیست که به آن میرسیم و درمانی نیست که تجویز میکنیم.
پزشکی همچنین مجموعهای از تجربهها و موقعیتهایی است که به ما درس میدهند؛ خاطراتی که در وجودمان باقی میمانند و چهره بیمارانی که هرگز فراموششان نمیکنیم.
بعضی بیماران را میتوانیم نجات دهیم و در مورد بعضی دیگر، هر کاری از دستمان برمیآید انجام میدهیم، اما باز هم آنها را از دست میدهیم.
شاید سختترین بخش حرفه ما این باشد که گاهی مجبوریم به کارمان ادامه دهیم و ظاهراً همهچیز را عادی پیش ببریم، درحالیکه در درونمان هنوز در همان لحظهای متوقف ماندهایم که بیماری را از دست دادیم.
در نهایت، ما فقط وسیله و واسطهایم و شفا و نجات تنها به دست خداوند است.
اما چیزی که از آن مطمئنم این است که ممکن است بیماری برای همیشه از زندگیات برود، اما همچنان در وجودت زنده بماند و در هر بیماری که پس از آن تلاش میکنی نجاتش دهی، حضور داشته باشد.
خدا رحمت کند تمام کسانی را که از دست دادهایم، به همه بیماران شفا بدهد و به هر پزشکی در انجام امانت سنگینی که بر دوش دارد، یاری رساند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤232👍48💔16👏13🔥1💊1
تصور کن وارد اورژانس شوی و ببینی یک نفر گوشش را در دست گرفته است… یا نصف گوشش باقی مانده و نصف دیگرش کنده شده است!!
دو روز پیش، یکی از همکاران موردی را برایم فرستاد که در تصویر می بینید که با گوش گازگرفتهشده و قطعشده به اورژانس مراجعه کرده بود. یعنی چه؟! یعنی یک نفر گوش فرد دیگری را گاز گرفته و قسمتی از آن را کنده بود!!
خب، با چنین موردی چطور باید برخورد کنیم؟!
۱- مستقیماً با گاز استریل تمیز یا یک تکه پارچه تمیز، روی قسمت آسیبدیده فشار وارد میکنیم و تا رسیدن به اورژانس، فشار را بهطور مداوم ادامه میدهیم.
۲- اگر فرد مهاجم گوش قربانی را نخورده باشد! چون در یک کیسی دیدم، که قسمت قطعشده وجود ندارد و فرد مهاجم آن را خورده است!!
و قسمت قطعشده موجود باشد، آن را بهآرامی با سرم نمکی شستوشو میدهیم، سپس در گاز مرطوب پیچیده و داخل یک کیسه تمیز قرار میدهیم. این کیسه را داخل کیسه دیگری حاوی آب و یخ میگذاریم؛ بدون اینکه قسمت قطعشده مستقیماً با یخ تماس داشته باشد.
انجام صحیح این مرحله، زندهمانی غضروف را حفظ میکند و احتمال موفقیت در اتصال مجدد را افزایش میدهد. این قسمت ممکن است به مدت ۶ تا ۸ ساعت زنده بماند.
۳- بیمار را به نزدیکترین مرکز مجهز به جراحی میکروسکوپی منتقل میکنیم. بیمار باید سرم ضد کزاز دریافت کند و زخم و غضروف گوش با حجم زیادی از سرم نمکی شستوشو داده شوند. سپس در صورت وجود شریان و ورید مناسب برای اتصال، تلاش میشود قسمت قطعشده دوباره متصل شود.
همچنین تجویز آنتیبیوتیک وسیعالطیف ضروری است، زیرا باکتریهای دهان بسیار مهاجم هستند. معمولاً آموکسیسیلین ـ کلاوولانات بهعنوان گزینه اولیه استفاده میشود.
پس از عمل نیز باید بیمار از نزدیک تحت نظر باشد تا هرگونه نشانه عفونت یا شکست اتصال مجدد بهسرعت شناسایی شود؛ زیرا گوش گازگرفتهشده به دلیل خطر بالای عفونت، از گوش صرفاً بریدهشده خطرناکتر است و آلودگی ناشی از گازگرفتگی میتواند هرگونه تلاش برای ترمیم را با شکست مواجه کند.
حالا تصور کن قسمت قطعشده اصلاً وجود نداشته باشد! در این صورت وارد مرحله بازسازی گوش میشویم که داستان کاملاً متفاوتی دارد!!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤93👍47😱35💔11🔥1🙏1
کانال طِب اَطفال
اما بعد از چند ماه کار، کمکم آنها را «با کارکتر و شخصیتشان ، نه با اعدادشان» فهمیدم. گفتم این مطلب را برایتان بنویسم، اول شاید به درد هر کسی که تازه وارد این گرداب شده، یا هنوز وسط این گرداب است، بخورد؛ چه پزشکی جوان باشد، چه پرستاری تازه کار و
و دوم اینکه نشان دهم گاهی با سادهسازی و ساختن خلاصههای جذاب، میتوان فهم مطالب پزشکی را آسانتر و ماندگارتر کرد.
و دوم اینکه نشان دهم گاهی با سادهسازی و ساختن خلاصههای جذاب، میتوان فهم مطالب پزشکی را آسانتر و ماندگارتر کرد.
🫏الاغ
اگر بفهمی چگونه به یک الاغ خسته کمک کنی، دقیقاً خواهی فهمید که چگونه نارسایی قلبی را با داروها مدیریت میکنی.
مشکل: نارسایی قلبی جبراننشده (Decompensated Heart Failure)
الاغی خسته و ناتوان (قلب) را تصور کن که تلاش میکند یک گاری چوبی سنگین را از تپهای بالا بکشد.
کیسههای غلات (پیشبار یا Preload): گاری با کیسههای زیادی بیش از حد بارگیری شده است. در نارسایی احتقانی قلب (CHF)، کلیهها سدیم و آب را حفظ میکنند و باعث تجمع مایع در قلب و ریهها میشوند.
تپه شیبدار و گِلی (پسبار یا Afterload): رگهای خونی به دلیل وحشتزدگی سیستم عصبی سمپاتیک منقبض شدهاند. این وضعیت پمپاژ خون به سمت جلو را برای قلب بهشدت دشوار میکند.
نتیجه: الاغ خسته شده، عرق میریزد و نمیتواند با نیاز بدن هماهنگ شود (نارسایی احتقانی قلب جبراننشده).
❓ راهحلها: چگونه به «الاغ» کمک میکنیم؟
برای نجات الاغ، چند راهبرد دارویی داریم:
راهبرد1️⃣ : سبک کردن گاری (کاهش پیشبار و پسبار)
بهجای اینکه قلب خسته را مجبور کنیم سختتر کار کند، کارش را آسانتر میکنیم.
🟣 دیورتیکهای لوپ (مانند لازیکس): این داروها با دفع مایع و نمک اضافی از طریق ادرار، کیسههای سنگین غلات را عملاً از گاری خارج میکنند. مایع کمتر = حجم کمتری که قلب باید پمپ کند.
🟡 مهارکنندههای ACE / مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین (ARB): این داروها هورمونهایی (آنژیوتانسین و آلدوسترون) را مسدود میکنند که باعث احتباس مایع و انقباض شریانها میشوند. آنها بار گاری (پیشبار) را سبکتر و تپه (پسبار) را مسطحتر میکنند.
🔵 هیدرالازین و نیتراتها: این داروها رگهای خونی را گشاد میکنند. نیتراتها وریدها را باز میکنند (با کاهش پیشبار/بار گاری) و هیدرالازین شریانها را باز میکند (با کاهش پسبار/هموارتر کردن مسیر).
🟢 مهارکنندههای SGLT2 (مانند داپاگلیفلوزین و امپاگلیفلوزین): با تقویت دیورز خفیف و بهبود عملکرد کلیه، به سبک کردن گاری کمک میکنند. آنها سدیم و آب اضافی را دفع میکنند، اما همچنین متابولیسم انرژی را در عضله قلب بهبود میبخشند و عضلات الاغ را تقویت میکنند تا بتواند با خستگی کمتر، گاری را بهتر بکشد.
راهبرد2️⃣ : تعیین «محدودیت سرعت» (بتابلوکرها)
🟣 بتابلوکرها (مانند متوپرولول و کارودیلول): وقتی قلب دچار نارسایی میشود، سیستم عصبی تلاش میکند الاغ را با شلاق وادار کند سریعتر بدود. اما دواندن یک الاغ خسته تا سرحد مرگ، کشنده است. بتابلوکرها مانند یک «محدودیت سرعت» عمل میکنند. آنها ضربان قلب را کاهش میدهند و به عضله قلب اجازه میدهند استراحت کند، بهدرستی پر شود و از ایجاد اسکار طولانیمدت (بازسازی ساختاری قلب یا Remodeling) جلوگیری میکنند.
راهبرد3️⃣ : آویزان کردن هویج (داروهای اینوتروپ)
🟣 داروهای اینوتروپ (مانند دوبوتامین، میلرینون و دیگوکسین): این داروها مانند آویزان کردن یک هویج (یا استفاده از یک شلاق ملایم) هستند تا الاغ را وادار کنند با قدرت بیشتری گاری را بکشد. آنها قدرت انقباض قلب (Contractility) را افزایش میدهند. معمولاً در موارد حاد و شدید از این داروها استفاده میکنیم تا بیمار از بحران عبور کند، اما نمیتوانیم یک الاغ خسته را برای همیشه با هویج به دویدن وادار کنیم!
بهطور خلاصه
🟣 دیورتیکها (لوپ و مهارکنندههای SGLT2): = سبک کردن بار؛ مایع را خارج میکنند و وزن گاری را کاهش میدهند.
🟡 مهارکنندههای ACE / ARB و هیدرالازین / نیتراتها: = مسطح کردن تپه؛ رگهای خونی را شل و گشاد میکنند تا پمپاژ خون آسانتر شود.
🔵 بتابلوکرها: = کاهش سرعت و استراحت؛ از قلب در برابر کار بیش از حد و خستگی محافظت میکنند.
🟢 اینوتروپها: = هویج؛ قدرت انقباض را بهطور موقت افزایش میدهند.
به یاد داشته باش: درک دلیل استفاده از داروهای نارسایی قلبی، رویکرد ما را به مراقبت از بیمار تغییر میدهد. ما فقط اعداد را درمان نمیکنیم؛ بلکه بار واردشده بر قلب را متعادل میکنیم.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
اگر بفهمی چگونه به یک الاغ خسته کمک کنی، دقیقاً خواهی فهمید که چگونه نارسایی قلبی را با داروها مدیریت میکنی.
مشکل: نارسایی قلبی جبراننشده (Decompensated Heart Failure)
الاغی خسته و ناتوان (قلب) را تصور کن که تلاش میکند یک گاری چوبی سنگین را از تپهای بالا بکشد.
کیسههای غلات (پیشبار یا Preload): گاری با کیسههای زیادی بیش از حد بارگیری شده است. در نارسایی احتقانی قلب (CHF)، کلیهها سدیم و آب را حفظ میکنند و باعث تجمع مایع در قلب و ریهها میشوند.
تپه شیبدار و گِلی (پسبار یا Afterload): رگهای خونی به دلیل وحشتزدگی سیستم عصبی سمپاتیک منقبض شدهاند. این وضعیت پمپاژ خون به سمت جلو را برای قلب بهشدت دشوار میکند.
نتیجه: الاغ خسته شده، عرق میریزد و نمیتواند با نیاز بدن هماهنگ شود (نارسایی احتقانی قلب جبراننشده).
برای نجات الاغ، چند راهبرد دارویی داریم:
راهبرد
بهجای اینکه قلب خسته را مجبور کنیم سختتر کار کند، کارش را آسانتر میکنیم.
راهبرد
راهبرد
بهطور خلاصه
به یاد داشته باش: درک دلیل استفاده از داروهای نارسایی قلبی، رویکرد ما را به مراقبت از بیمار تغییر میدهد. ما فقط اعداد را درمان نمیکنیم؛ بلکه بار واردشده بر قلب را متعادل میکنیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤98👍62👏25👌4🙏3⚡1🏆1💊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ادامه نصائح
یکی از خطرناکترین چیزهایی که بیآنکه پزشک یا کادر درمان خانم متوجه شود، به قلب او راه پیدا میکند، این است که به معاشرت با همکار مرد خود عادت کند و آن را با بهانههایی مانند «همکاری حرفهای طولانیمدت» یا «روحیه کار تیمی» توجیه کند.
ماجرا با لبخندی بیش از حد معمول آغاز میشود، سپس آرایشی که هدف از آن چیزی فراتر از آراستگی و مرتب بودن است، و بعد گفتوگوهایی که از محدوده کار فراتر میروند و به موضوعاتی کشیده میشوند که نه به بیمار مربوطاند و نه به تشخیص بیماری.
منقول است از پیامبر اسلام:
«هیچ مردی با زنی خلوت نمیکند، مگر آنکه شیطان سومینِ آن دو باشد.»
این هشدار، محیط کار را نیز مستثنا نمیکند؛ بلکه شاید محیط کار به دلیل طولانی بودن معاشرت و تکرار دیدارها، از محیطهای دیگر خطرناکتر باشد.
همکاری حرفهای سالم بر پایه احترام متقابل شکل میگیرد، نه بر اساس تخطیهای پنهان و آشکاری که با عنوان «ماهیت کار» توجیه میشوند.
پس رابطه میان پزشک یا پرستار خانم و همکار مرد او باید تنها تابع یک معیار باشد: آنچه به نفع بیمار است و به انجام کار کمک میکند؛ نه بیشتر و نه کمتر.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
یکی از خطرناکترین چیزهایی که بیآنکه پزشک یا کادر درمان خانم متوجه شود، به قلب او راه پیدا میکند، این است که به معاشرت با همکار مرد خود عادت کند و آن را با بهانههایی مانند «همکاری حرفهای طولانیمدت» یا «روحیه کار تیمی» توجیه کند.
ماجرا با لبخندی بیش از حد معمول آغاز میشود، سپس آرایشی که هدف از آن چیزی فراتر از آراستگی و مرتب بودن است، و بعد گفتوگوهایی که از محدوده کار فراتر میروند و به موضوعاتی کشیده میشوند که نه به بیمار مربوطاند و نه به تشخیص بیماری.
منقول است از پیامبر اسلام:
«هیچ مردی با زنی خلوت نمیکند، مگر آنکه شیطان سومینِ آن دو باشد.»
این هشدار، محیط کار را نیز مستثنا نمیکند؛ بلکه شاید محیط کار به دلیل طولانی بودن معاشرت و تکرار دیدارها، از محیطهای دیگر خطرناکتر باشد.
همکاری حرفهای سالم بر پایه احترام متقابل شکل میگیرد، نه بر اساس تخطیهای پنهان و آشکاری که با عنوان «ماهیت کار» توجیه میشوند.
پس رابطه میان پزشک یا پرستار خانم و همکار مرد او باید تنها تابع یک معیار باشد: آنچه به نفع بیمار است و به انجام کار کمک میکند؛ نه بیشتر و نه کمتر.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤232👍163👎80👏32😱6👌4💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترفند حفظی WiLLiaM MaRRoW برای افتراق LBBB از RBBB در نوار قلب
⬅️ بلوک شاخهای چپ در برابر بلوک شاخهای راست (LBBB Vs RBBB)
راهنمای حفظی تفسیر نوار قلب: «WiLLiaM MaRRoW»
WiLLiaM = Left Bundle Branch Block (LBBB)
• MaRRoW = Right Bundle Branch Block (RBBB)
1️⃣ . بلوک شاخهای چپ (LBBB) ــ WiLLiaM
نکته کلیدی: شکل W در لید V1 و شکل M در لید V6
یافتههای نوار قلب:
🟣 لید V1: الگوی W؛ موج S عمیق که اغلب دارای فرورفتگی یا بریدگی است.
🟡 لید V6: الگوی M؛ موج R پهن و گاهی دندانهدار.
اهمیت بالینی: اغلب میتواند نشاندهنده بیماری ساختاری یا زمینهای قلب باشد.
علل شایع:
* تنگی دریچه آئورت
* بیماری ایسکمیک قلب
* کاردیومیوپاتی
* پرفشاری خون
2️⃣ . بلوک شاخهای راست (RBBB) ــ MaRRoW
نکته کلیدی: شکل M در لید V1 و موج S پهن در لید V6
یافتههای نوار قلب:
🟣 لید V1: الگوی M، معمولاً به شکل rSR′ یا نمای معروف «گوشهای خرگوش».
🟡 لید V6: موج S پهن و کشیده.
اهمیت بالینی: اگر بهتنهایی وجود داشته باشد، ممکن است یک یافته خوشخیم باشد؛ اما در برخی موارد میتواند نشاندهنده بیماری قلبی یا ریوی باشد.
علل شایع:
* آمبولی ریه
* هیپرتروفی بطن راست
* بیماری ایسکمیک قلب
* گاهی یک یافته طبیعی، بهویژه در RBBB منفرد
نکته کلیدی از ECG:
در LBBB شکلها بین لید V1 و V6 نسبت به RBBB برعکس هستند.
در RBBB نیز شکلها بین لید V1 و V6 نسبت به LBBB برعکس هستند.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
راهنمای حفظی تفسیر نوار قلب: «WiLLiaM MaRRoW»
WiLLiaM = Left Bundle Branch Block (LBBB)
• MaRRoW = Right Bundle Branch Block (RBBB)
نکته کلیدی: شکل W در لید V1 و شکل M در لید V6
یافتههای نوار قلب:
اهمیت بالینی: اغلب میتواند نشاندهنده بیماری ساختاری یا زمینهای قلب باشد.
علل شایع:
* تنگی دریچه آئورت
* بیماری ایسکمیک قلب
* کاردیومیوپاتی
* پرفشاری خون
نکته کلیدی: شکل M در لید V1 و موج S پهن در لید V6
یافتههای نوار قلب:
اهمیت بالینی: اگر بهتنهایی وجود داشته باشد، ممکن است یک یافته خوشخیم باشد؛ اما در برخی موارد میتواند نشاندهنده بیماری قلبی یا ریوی باشد.
علل شایع:
* آمبولی ریه
* هیپرتروفی بطن راست
* بیماری ایسکمیک قلب
* گاهی یک یافته طبیعی، بهویژه در RBBB منفرد
نکته کلیدی از ECG:
در LBBB شکلها بین لید V1 و V6 نسبت به RBBB برعکس هستند.
در RBBB نیز شکلها بین لید V1 و V6 نسبت به LBBB برعکس هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍75❤65👏11🔥1
🇿🇼 مصائب طبابت در آفریقا (زیمباوه)
دو پزشک تازهکار. فارغالتحصیلان جدید. به مراکز درمانی مناطق محروم اعزام شدهاند. آموزش یکسان. اورژانس یکسان، حدود ساعت ۴ بامداد؛ اما پیامدهایی کاملاً متفاوت.
سناریوی
او در شیفت شب، همراه با یک ماما باتجربه است که طی ۶ سال، زایمان ایمن هزاران نوزاد را مدیریت کرده است.
نوزادی ۲ روزه که به دلیل سپسیس زودرس نوزادی بستری شده است، ناگهان در بخش دچار تشنج میشود: حرکات ملچملوچ لبها، حرکات دوچرخهمانند پاها و قطع تنفس برای چند ثانیه.
او با عجله وارد عمل میشود، سینهاش را جلو میدهد و تلاش میکند ثابت کند که رئیس اوست.
«تشنج! استاتوس اپیلپتیکوس. پرستار، همین حالا دیازپام وریدی تزریق کن!»
ماما بهآرامی سعی میکند به او توصیه کند:
«آقای دکتر، فکر میکنم برای نوزادان معمولاً ابتدا قند خون را بررسی میکنیم و درمان را با فنوباربیتال شروع میکنیم...»
او پاسخ میدهد:
«تشنج، تشنج است. دیازپام در همهجا خط اول درمان است. بیایید همین حالا ۱ میلیگرم وریدی بدهیم!»
ماما متوجه میشود که اینجا غرور است که صحبت میکند؛ بنابراین عقب میکشد و میگوید:
«باشه دکتر، تصمیم با شماست...»
۹۰ ثانیه پس از تزریق دیازپام، تشنج متوقف شد. او لبخند زد و به خودش افتخار کرد. یک دقیقه بعد، نوزاد کبود شد و بدنش شل افتاد. دیازپام، محرک تنفسی شکننده نوزاد را مختل کرده و تنفس او را متوقف کرده بود. حالا پزشک تازهکار مغرور، عرقریزان، درحالیکه با آمبوبگ برای تهویه تلاش میکرد، فریاد کمک سر میداد؛ درحالیکه ماما بیسروصدا کنترل اوضاع را به دست گرفت و راه هوایی نوزاد را نجات داد.
دیازپام دارویی لیپوفیلیک است؛ بهسرعت وارد مغز میشود، اما به همان سرعت هم از آن خارج میشود. این دارو وارد بافت چربی و عضلات میشود. ۳۰ دقیقه بعد، درحالیکه هنوز برای تأمین تنفس نوزاد با آمبوبگ تلاش میکردند، تشنج با تمام شدت دوباره برگشت!
چیزی که غرور ناشی از تکیه بر کتابهای درسی او نادیده گرفته بود، این بود که دیازپام تزریقی در واقع حاوی ماده نگهدارندهای به نام سدیم بنزوات است؛ در یک نوزاد کوچک مبتلا به سپسیس که کبدش هنوز بالغ نشده است، این ماده بیلیروبین را از پروتئین خون جدا میکند. بیلیروبین آزاد وارد مغز میشود و میتواند باعث آسیب دائمی مغز به نام کرنایکتروس (انسفالوپاتی بیلیروبینی) شود.
سناریوی
همان شب، در درمانگاهی دیگر. پزشک تازهکار دیگری همراه با یک مامای باتجربه است. نوزادی که از طریق مایع آمنیوتیک غلیظ و سبزرنگ (مکونیوم) متولد شده، به دلیل کمبود اکسیژن دچار آسیب مغزی شده و اکنون تشنج میکند؛ یک دستش بهصورت پرشی حرکت میکند و چشمهایش به یک سمت میچرخند.
این پزشک وانمود نمیکند که همهچیز را میداند.
او نوزاد را معاینه میکند و به ماما میگوید:
«خانم، این شبیه تشنج نوزادی ناشی از HIE (آسیب مغزی هیپوکسیک ـ ایسکمیک) است. درمان بزرگسالان هنوز در ذهنم تازه است، اما میدانم پزشکی نوزادان بسیار متفاوت است و این اولین مورد واقعی من است. اینجا چطور عمل میکنیم؟ پروتکل ما چیست؟ چگونه این وضعیت را بهطور ایمن مدیریت کنیم؟»
ماما لبخند میزند. احساس میکند به او احترام گذاشته شده است.
«تصمیم خوبی گرفتی دکتر. بیایید ابتدا قند خون را بررسی کنیم و راه هوایی را ایمن نگه داریم. سپس فنوباربیتال را آماده میکنیم.»
قند خون نوزاد را بررسی کردند؛ طبیعی بود و مطمئن شدند که راه هوایی باز است.
وزن نوزاد را اندازه گرفتند: ۳ کیلوگرم. دوز بارگیری ۲۰ میلیگرم بهازای هر کیلوگرم است؛ بنابراین دقیقاً ۶۰ میلیگرم فنوباربیتال تجویز کردند.
دارو را در نرمال سالین رقیق کردند و طی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه، بهآرامی از طریق مسیر وریدی تزریق کردند؛ درحالیکه علائم حیاتی را تحت پایش قرار داشتند.
مغز نوزاد مانند مغز یک بزرگسال نیست. نورونهای نابالغ نوزادی مملو از کانالهای کلر داخلسلولی هستند که به یونهای کلر اجازه ورود به سلول را میدهند؛ بنابراین مغز نوزاد کلر داخلسلولی بیشازحدی دارد. داروهایی مانند دیازپام در واقع میتوانند وضعیت را بدتر کنند و باعث تحریک بیشتر شوند.
فنوباربیتال کانال را برای مدت طولانیتری باز نگه میدارد و همچنین گیرندههای AMPA را که محرک دیگری برای تشنج هستند و به یک انتقالدهنده عصبی تحریکی به نام گلوتامات پاسخ میدهند، مسدود میکند. بنابراین، تشنج را از ریشه متوقف میکند، بدون اینکه تنفس (محرک تنفسی) را از بین ببرد و بدون اینکه بیلیروبین را به داخل مغز براند.
تا ساعت ۴ بامداد، نوزاد در سناریوی
نوزاد، صرفاً یک بزرگسال کوچک نیست. از آنجا که سلولهای مغزی نابالغ جریان کلر معکوسی دارند، داروهای خالص GABA مانند دیازپام میتوانند بهجای آرام کردن مغز، در واقع باعث تحریک بیشتر آن شوند. همچنین، چون دیازپام بهسرعت از مغز به عضلات و بافت چربی منتقل میشود، تشنج میتواند زودتر عود کند.
از آن بدتر، ماده نگهدارنده سدیم بنزوات موجود در دیازپام وریدی، بیلیروبین را از آلبومین خون جدا میکند و راه را مستقیماً برای کرنایکتروس (آسیب دائمی مغز ناشی از بیلیروبین) باز میکند.
فنوباربیتال همچنان پادشاه است؛ زیرا از این سیمکشی نابالغ عبور میکند، مسیرهای تحریکی گلوتامات از طریق گیرندههای AMPA را مسدود میکند، از جابهجایی سمی بیلیروبین جلوگیری میکند و پس از یک دوز بارگیری که با دقت تزریق شده است، سطح پایداری از دارو را در مغز حفظ میکند...
پزشکی صحنهای برای خودنمایی و غرور نیست. باهوشترین پزشکان کسانی نیستند که وانمود میکنند همهچیز را میدانند. آنها کسانی هستند که آنقدر فروتناند که به پرستاران باتجربه گوش میدهند و به فیزیولوژی نوزاد احترام میگذارند. کتابهای درسی به شما تئوری میآموزند، اما پرستاران و ماماهای باتجربه کنار تخت بیمار، غریزهای دارند که طی هزاران شیفت کاری شکل گرفته است...
باز هم تکرار میکنم: نوزاد، یک بزرگسال کوچک نیست. به فیزیولوژی منحصربهفرد این موجود کوچک احترام بگذارید، از راه هوایی محافظت کنید و به یاد داشته باشید که چرا فنوباربیتال همچنان در تشنجهای نوزادی در جایگاه شماره یک قرار دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤122👍64👏36👌5🙏4
تفسیر محور ECG در ۶۰ ثانیه
هنگام خواندن نوار قلب ۱۲ لید، در تعیین محور الکتریکی در صفحه فرونتال سردرگم شدهاید؟ موضوع را پیچیده نکنید. با بررسی جهت خالص کمپلکس QRS (رو به بالا/مثبت یا رو به پایین/منفی) در لید I و لید aVF، میتوانید بهسرعت بردار الکتریکی قلب را تعیین کنید.
راهنمای سریع تشخیصی برای استفاده روزمره در بالین:
روش دو لید (لید I و لید aVF)
1️⃣ . محور طبیعی (۳۰- تا ۹۰+ درجه)
🟣 الگوی ECG: لید I مثبت + لید aVF مثبت.
🟡 روش حفظی: هر دو شست رو به بالا هستند؛ دو شست رو به بالا همیشه نشاندهنده محور طبیعی است.
معنای بالینی: هدایت الکتریکی طبیعی و فیزیولوژیک.
2️⃣ . انحراف محور به چپ (LAD) (۳۰- تا ۹۰- درجه)
🟣 الگوی ECG: لید I مثبت + لید aVF منفی.
🟡 روش حفظی: بردارها از یکدیگر دور میشوند؛ لید I رو به بالا و لید aVF رو به پایین است؛ بنابراین LAD.
🔵 علل شایع: بلوک فاسیکول قدامی چپ (LAFB)، هیپرتروفی بطن چپ (LVH)، انفارکتوس میوکارد تحتانی یا پیسینگ بطنی.
نکته بالینی: برای افتراق، لید II را بررسی کنید. اگر لید II مثبت باشد، انحراف محور به چپ فیزیولوژیک است (از صفر تا ۳۰- درجه). اگر لید II منفی باشد، انحراف محور به چپ پاتولوژیک است (از ۳۰- تا ۹۰- درجه).
3️⃣ . انحراف محور به راست (RAD) (۹۰+ تا ۱۸۰+ درجه)
🟣 الگوی ECG: لید I منفی + لید aVF مثبت.
🟡 روش حفظی: بردارها به سمت یکدیگر میروند؛ لید I رو به پایین و لید aVF رو به بالا است؛ بنابراین RAD.
علل شایع: هیپرتروفی بطن راست (RVH)، آمبولی حاد ریه (PE)، انفارکتوس میوکارد جانبی، COPD/قلب ریوی یا بلوک فاسیکول خلفی چپ (LPFB).
4️⃣ . محور شدید یا «محور شمالغربی» (Northwest Axis) (۹۰- تا ۱۸۰± درجه)
🟣 الگوی ECG: لید I منفی + لید aVF منفی.
🟡 روش حفظی: هر دو شست رو به پایین هستند؛ این حالت نشاندهنده محور Extreme یا نامعین است.
🔵 علل شایع: تاکیکاردی بطنی (VT)، هیپرکالمی شدید، جابهجایی لیدهای اندامی یا آمفیزم شدید.
نکته بالینی
همیشه نوار قلب فعلی را با نوارهای قبلی بیمار مقایسه کنید. تغییر ناگهانی و حاد محور الکتریکی میتواند نشاندهنده یک بیماری حاد ساختاری یا عملکردی قلبیریوی باشد؛ برای مثال، آمبولی ریه که موجب انحراف جدید محور به راست میشود، یا انفارکتوس حاد میوکارد که مسیرهای فعالسازی بطنی را تغییر میدهد.
✍️ ادمین کانال طب اطفال
🚩 🚩 @TebeAtfal
هنگام خواندن نوار قلب ۱۲ لید، در تعیین محور الکتریکی در صفحه فرونتال سردرگم شدهاید؟ موضوع را پیچیده نکنید. با بررسی جهت خالص کمپلکس QRS (رو به بالا/مثبت یا رو به پایین/منفی) در لید I و لید aVF، میتوانید بهسرعت بردار الکتریکی قلب را تعیین کنید.
راهنمای سریع تشخیصی برای استفاده روزمره در بالین:
روش دو لید (لید I و لید aVF)
معنای بالینی: هدایت الکتریکی طبیعی و فیزیولوژیک.
نکته بالینی: برای افتراق، لید II را بررسی کنید. اگر لید II مثبت باشد، انحراف محور به چپ فیزیولوژیک است (از صفر تا ۳۰- درجه). اگر لید II منفی باشد، انحراف محور به چپ پاتولوژیک است (از ۳۰- تا ۹۰- درجه).
علل شایع: هیپرتروفی بطن راست (RVH)، آمبولی حاد ریه (PE)، انفارکتوس میوکارد جانبی، COPD/قلب ریوی یا بلوک فاسیکول خلفی چپ (LPFB).
نکته بالینی
همیشه نوار قلب فعلی را با نوارهای قبلی بیمار مقایسه کنید. تغییر ناگهانی و حاد محور الکتریکی میتواند نشاندهنده یک بیماری حاد ساختاری یا عملکردی قلبیریوی باشد؛ برای مثال، آمبولی ریه که موجب انحراف جدید محور به راست میشود، یا انفارکتوس حاد میوکارد که مسیرهای فعالسازی بطنی را تغییر میدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤95👍70
کامل و بالینی نه فقط حفظ کردن تئوری!
پس وقتی توو دوره های MCCQE و استپ۲ شرکت میکنی، ۳ تا هدف رو با هم میزنی!
@balinmedia
@balinmedia
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤14👏9🎉7👍6🙏3🔥1👌1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍85❤47