پیام خانلری بانیارانی دانشجوی دکترای تخصصی ارگونومی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، توانست برنده جایزه ارگونومیست سال از سوی انستیتو ارگونومی و عوامل انسانی انگلستان شود.
پیام خانلری، دانشجوی دکترای تخصصی ارگونومی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، امسال به عنوان New Ergonomist of the year انتخاب شد و جایزه نفر اول منتخب را در CIEHF Awards Ceremony 2023 که در تاریخ 2 تیرماه 1402 برگزار شد، از آن خود کرد.
توضیح اینکه:
این جایزه به یک ارگونومیست اولیه یا متخصص عوامل انسانی که در کار خود برتری را نشان داده است، اهدا میشود.
از شاخص ها اصلی برای انتخاب ارگونومیست سال می توان موارد زیر را نام برد:
دریافت مدرک در رشته ارگونومی و عوامل انسانی در ۶ سال گذشته
برتری داشتن در فعالیت های صنعتی و آکادمیک مرتبط با ارگونومی و عوامل انسانی
پتانسیل داشتن رهبری و مدیریت در حوزه ارگونومی و عوامل انسانی
https://sph.tums.ac.ir/ZJd3o
پیام خانلری زاده کرمانشاه و دارای کارشناسی مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار از دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، ارشد ارگونومی از علوم پزشکی همدان می باشد.
پیام خانلری، دانشجوی دکترای تخصصی ارگونومی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، امسال به عنوان New Ergonomist of the year انتخاب شد و جایزه نفر اول منتخب را در CIEHF Awards Ceremony 2023 که در تاریخ 2 تیرماه 1402 برگزار شد، از آن خود کرد.
توضیح اینکه:
این جایزه به یک ارگونومیست اولیه یا متخصص عوامل انسانی که در کار خود برتری را نشان داده است، اهدا میشود.
از شاخص ها اصلی برای انتخاب ارگونومیست سال می توان موارد زیر را نام برد:
دریافت مدرک در رشته ارگونومی و عوامل انسانی در ۶ سال گذشته
برتری داشتن در فعالیت های صنعتی و آکادمیک مرتبط با ارگونومی و عوامل انسانی
پتانسیل داشتن رهبری و مدیریت در حوزه ارگونومی و عوامل انسانی
https://sph.tums.ac.ir/ZJd3o
پیام خانلری زاده کرمانشاه و دارای کارشناسی مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار از دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، ارشد ارگونومی از علوم پزشکی همدان می باشد.
sph.tums.ac.ir
دانشجوی دکترا دانشکده بهداشت برنده جایزه ارگونومیست سال از سوی انستیتو ارگونومی و عوامل انسانی انگلستان شد
پیام خانلری دانشجوی دکترای تخصصی ارگونومی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، توانست برنده جایزه ارگونومیست سال از سوی انستیتو ارگونومی و عوامل انسانی انگلستان شود.
🟥 لحظه معرفی پیام خانلری بانیارانی از ایران به عنوان New Ergonomist of the Year سال ۲۰۲۳
This year's winner
Our New Ergonomist of the Year Award winner 2023 is Payam Khanlari. He’s building a reputation for promoting the benefits of human factors to a wide audience in the Middle East. Well done, Payam!
منبع
https://ergonomics.org.uk/accreditation/awards/new-ergonomist-of-the-year.html
#ایمنی_و_بهداشت_حرفه_ای_دیوان_دره
#پاراستن_و_تەندروستی_کار_و_پیشه_دیوان_دره
@OHS_Divandarreh
This year's winner
Our New Ergonomist of the Year Award winner 2023 is Payam Khanlari. He’s building a reputation for promoting the benefits of human factors to a wide audience in the Middle East. Well done, Payam!
منبع
https://ergonomics.org.uk/accreditation/awards/new-ergonomist-of-the-year.html
#ایمنی_و_بهداشت_حرفه_ای_دیوان_دره
#پاراستن_و_تەندروستی_کار_و_پیشه_دیوان_دره
@OHS_Divandarreh
ergonomics.org.uk
New Ergonomist of the Year Award
For an early career ergonomist/human factors professional who has demonstrated excellence in their work
به گزارش ایلنا، محمد نظری (کارشناس مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار) در انتقاد از وضعیتِ رشتهی کارشناسی حوزهی ایمنی و بهداشت کار در دانشگاههای غیر سراسری گفت: اول بگویم که رشتهای تحت عنوان رشتهی (HSE) وجود ندارد اما دورههایی تحت این عنوان در کشورهایی مثل انگلستان و جاهای دیگر هست که افراد در آن دورهها آموزش میبینند تا به عنوان افسر ایمنی یا دستیار ایمنی فعالیت کنند. به علاوه در برخی از کشورها دپارتمانهای (HSE) وجود دارد که متخصصان بهداشت ایمنی کار و ایمنی صنعتی و گاهی محیط زیست کنار هم جمع میشوند و مسائل ایمنی را پیش میبرند. در اکثر کشورها چیزی به عنوان رشتهی (HSE) که در آن رشتهی محیط زیست در کنار ایمنی بهداشت قرار بگیرد، پذیرفته نیست.
وی ادامه داد: چیزی که مرسوم است، رشته مهندسی بهداشت حرفهای و مهندسی ایمنی صنعتی است که ما در ایران هم این رشتهها را در دانشگاهها آموزش میدهیم. حتی در سازمان جهانی کار هم صرفا رشتههای مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار را به رسمیت میشناسد؛ یعنی رشتهای که هدف اصلیاش سلامت کارگر و ایمنی محیط کار و بهداشت کار است و به مسائل محیط زیست کاری ندارد.
این کارشناس بهداشت حرفهای و ایمنی کار افزود: مسئله این است که در سالهای اخیر دانشگاه آزاد و دانشگاه غیر انتفاعی و علمی کاربردی رشتهای تحت عنوان (HSE) آوردهاند و برای آن دانشجو میپذیرند. حتی خیلی از گروههای کارگری هم به این سمت و سو رفتهاند و به نظر میرسد برای کسب درآمد مجوز آموزش این رشته را گرفتهاند.
نظری گفت: کار به جایی رسیده که مثلا در جایی مثل دانشگاه علمی کاربردی شهرداری دیواندره هم رشتهای تحت عنوان مهندسی فناوری ایمنی سلامت و محیط زیست در سطح کاردانی و کارشناسی دانشجو میپذیرد. این شهر بسیار کوچک است و اصلا صنایع خاصی ندارد ضمن اینکه ما به عنوان کارشناسان این حوزه اصلا نمیدانیم این رشته چیست؟!
نظری گفت: این موضوع موردِ انتقادِ بسیاری از کارشناسان این حوزه است. کسی که وارد این رشته در دانشگاههای علمی کاربردی و غیر انتفاعی و غیره میشود نه سد کنکور را رد کرده و نه حتی از امکاناتِ و تجهیزاتِ مربوط به این رشتهها در دانشگاه بهره برده است. امکانات و تجهیزات آزمایشگاهی حوزهی آموزشهای ایمنی و بهداشت کار به شدت گران است و به این سادگی نیست که هر فرد و نهاد و دانشگاهی بتواند آنها را برای دانشجویان فراهم کند. تأمین اینها کارِ وزارت علوم و وزارت بهداشت است. به طور مثال دانشجو باید با دستگاههای اندازه گیریِ عامل زیانآور کار کند و آموزش ببیند. حتی دانشگاهی که این تجهیزات و امکانات لازم را نداشته باشد نمیتواند مجوزِ تأسیس این رشتهها را بگیرد.
این کارشناس مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار ادامه داد: ما حتی به تجهیزاتِ دانشگاههای سراسری هم ایراد میگیریم و معتقدیم تجهیزاتِ موجود متناسب با صنعت نیست. حالا تصور کنید در دانشگاههای علمی کاربردی و غیر انتفاعی چه خبر است و دانشجو چگونه قرار است آموزش ببیند. نمیتوان در هر جا و با هر کیفیتی فرد را آموزش داد و بعد مسئولیتِ سلامت کارگر را به او سپرد.
وی تاکید کرد: اگر دانشجویان و کارشناسانِ این حوزه پایهی علمیِ قوی نداشته باشند، نمیتوانند نقش خود را برای کاهشِ حوادثِ ناشی از کار به خوبی ایفا کنند و این باعث افت سطح ایمنی و بهداشت کار در صنعت میشود. کارشناس این حوزه باید قدرتِ چانهزنی داشته باشد و به قدری از لحاظ علمی قوی باشد که در برابر کارفرما به راحتی سرخم نکند. به علاوه سوادِ کافی لازم است تا فرد بتواند دائم اطلاعاتِ خود را بهروز کند و ریسکها و خطرات آنی که در اثر دستگاههای جدید و فرآیندهای شیمیایی جدید و محصولات شیمایی جدید ایجاد میشود را شناسایی کند و راههای خطر را ببندد.
نظری میگوید: در حوزه ما متون ترجمه شده و بومی در بحثهای ایمنی و بهداشت حرفهای بسیار کم است و فرد باید تسلط کافی به متون اصلی داشته باشد، سرچ کند تا جایی که میتواند دانش خود را به روز کند.
او تاکید میکند که نیروی کار در حوزهی ایمنی و بهداشت باید با کیفیت باشد تا به کاهش حوادث کار کمک کند در غیر اینصورت نمیتوان امیدِ چندانی به کاراییِ او داشت.
وی ادامه داد: چیزی که مرسوم است، رشته مهندسی بهداشت حرفهای و مهندسی ایمنی صنعتی است که ما در ایران هم این رشتهها را در دانشگاهها آموزش میدهیم. حتی در سازمان جهانی کار هم صرفا رشتههای مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار را به رسمیت میشناسد؛ یعنی رشتهای که هدف اصلیاش سلامت کارگر و ایمنی محیط کار و بهداشت کار است و به مسائل محیط زیست کاری ندارد.
این کارشناس بهداشت حرفهای و ایمنی کار افزود: مسئله این است که در سالهای اخیر دانشگاه آزاد و دانشگاه غیر انتفاعی و علمی کاربردی رشتهای تحت عنوان (HSE) آوردهاند و برای آن دانشجو میپذیرند. حتی خیلی از گروههای کارگری هم به این سمت و سو رفتهاند و به نظر میرسد برای کسب درآمد مجوز آموزش این رشته را گرفتهاند.
نظری گفت: کار به جایی رسیده که مثلا در جایی مثل دانشگاه علمی کاربردی شهرداری دیواندره هم رشتهای تحت عنوان مهندسی فناوری ایمنی سلامت و محیط زیست در سطح کاردانی و کارشناسی دانشجو میپذیرد. این شهر بسیار کوچک است و اصلا صنایع خاصی ندارد ضمن اینکه ما به عنوان کارشناسان این حوزه اصلا نمیدانیم این رشته چیست؟!
نظری گفت: این موضوع موردِ انتقادِ بسیاری از کارشناسان این حوزه است. کسی که وارد این رشته در دانشگاههای علمی کاربردی و غیر انتفاعی و غیره میشود نه سد کنکور را رد کرده و نه حتی از امکاناتِ و تجهیزاتِ مربوط به این رشتهها در دانشگاه بهره برده است. امکانات و تجهیزات آزمایشگاهی حوزهی آموزشهای ایمنی و بهداشت کار به شدت گران است و به این سادگی نیست که هر فرد و نهاد و دانشگاهی بتواند آنها را برای دانشجویان فراهم کند. تأمین اینها کارِ وزارت علوم و وزارت بهداشت است. به طور مثال دانشجو باید با دستگاههای اندازه گیریِ عامل زیانآور کار کند و آموزش ببیند. حتی دانشگاهی که این تجهیزات و امکانات لازم را نداشته باشد نمیتواند مجوزِ تأسیس این رشتهها را بگیرد.
این کارشناس مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار ادامه داد: ما حتی به تجهیزاتِ دانشگاههای سراسری هم ایراد میگیریم و معتقدیم تجهیزاتِ موجود متناسب با صنعت نیست. حالا تصور کنید در دانشگاههای علمی کاربردی و غیر انتفاعی چه خبر است و دانشجو چگونه قرار است آموزش ببیند. نمیتوان در هر جا و با هر کیفیتی فرد را آموزش داد و بعد مسئولیتِ سلامت کارگر را به او سپرد.
وی تاکید کرد: اگر دانشجویان و کارشناسانِ این حوزه پایهی علمیِ قوی نداشته باشند، نمیتوانند نقش خود را برای کاهشِ حوادثِ ناشی از کار به خوبی ایفا کنند و این باعث افت سطح ایمنی و بهداشت کار در صنعت میشود. کارشناس این حوزه باید قدرتِ چانهزنی داشته باشد و به قدری از لحاظ علمی قوی باشد که در برابر کارفرما به راحتی سرخم نکند. به علاوه سوادِ کافی لازم است تا فرد بتواند دائم اطلاعاتِ خود را بهروز کند و ریسکها و خطرات آنی که در اثر دستگاههای جدید و فرآیندهای شیمیایی جدید و محصولات شیمایی جدید ایجاد میشود را شناسایی کند و راههای خطر را ببندد.
نظری میگوید: در حوزه ما متون ترجمه شده و بومی در بحثهای ایمنی و بهداشت حرفهای بسیار کم است و فرد باید تسلط کافی به متون اصلی داشته باشد، سرچ کند تا جایی که میتواند دانش خود را به روز کند.
او تاکید میکند که نیروی کار در حوزهی ایمنی و بهداشت باید با کیفیت باشد تا به کاهش حوادث کار کمک کند در غیر اینصورت نمیتوان امیدِ چندانی به کاراییِ او داشت.
نشست تخصصی رییس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با روسا و اعضای تشکل های کارگری در خصوص اصلاح لایحه برنامه هفتم توسعه
https://sciwa.ir/%db%b4%db%b4%db%b4%db%b4%db%b9%db%b9%db%b9%db%b9%db%b9/
https://sciwa.ir/%db%b4%db%b4%db%b4%db%b4%db%b9%db%b9%db%b9%db%b9%db%b9/
sciwa.ir
نشست تخصصی رییس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با روسا و اعضای تشکل های کارگری در خصوص اصلاح لایحه برنامه هفتم توسعه | کانون…
وبسایت رسمی کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران
کارفرمایان باید آییننامههای کار در فضای بسته را رعایت کنند
نظری گفت: طی ۲۰ سال اخیر که وزارت نفت و بسیاری از صنایع که دپارتمان ایمنی و بهداشت حرفهای داشتند، برای کار در فضای گرم، بسته و فضای پر ارتفاع و عمق، همیشه یک مجوز کار در نظر گرفتهاند.
کارفرمایان باید آییننامههای کار در فضای بسته را رعایت کنند
به گزارش خبرنگار ایلنا، کار در فضای بسته در شرایطی که شرکتهای نفتی در جنوب کشور در این روزها عمدتا در فرآیند «اورهال» قرار دارند، یکی از مسائلی است که باید در آن نکات بسیاری رعایت شود. وقوع حادثه آتش سوزی منجر به فوت سه کارگر در حوزه غرب کارون باعث شد بیش از پیش بحث اجرای دستورالعملهای وزارت کار و وزارت نفت در حوزه کار در محیط بسته مدنظر کارشناسان حوزه ایمنی و بهداشت حرفهای قرار گیرد.
محمد نظری (کارشناس ایمنی و بهداشت حرفهای) در این زمینه با اشاره به ملزومات کار در این محیط با استناد به دستورالعملهای مربوط به فضای بسته اظهار کرد: وزارت نفت در حوزه نیروهای انسانی خود که زیرمجموعه سازمان امور اداری و استخدامی کشور هستند از سالها قبل پروتکلهای اجرایی درباره کار در فضای بسته داشته است که باید مورد توجه و اجرا قرار میگرفت.
وی افزود: ابتدا ما باید خود فضای محصور و بسته را تعریف کنیم. بسیاری از شرکتها به تاسی از متدهای شرکتهای معروف کشورهای توسعه یافته با استاندارهای خاصی فضای بسته را تعریف میکنند که این تعاریف نزدیک به هم هستند. بنا بر این تعاریف، فضای بسته عبارت است از یک فضای محصور با دسترسی محدود که شامل کار مستمر نیست و یک نفر یا یک نیم تنه انسانی درون آن جا شود و امکان تهویه نداشته باشد و درب ورود و خروج آن محدود است. آییننامههای در دسترس وزارت کار و وزارت نفت فضای بسته را به چندین شکل تقسیمبندی کرده است که این تقسیمبندی تخصصی برای کارشناسان ذی ربط در دستورالعملها آمده است.
نظری در ادامه بیان کرد: آییننامه ایمنی کار در فضای بسته که در سال ۱۴۰۱ در شورای عالی حفاظت فنی وزارت کار تصویب شد، دستاورد مثبتی برای جامعه کار و تلاش بود. این رخداد مثبت برای کل کشور در حالی انجام شد که فضای بسته در بسیاری از صنایع و شرکتها در جنوب کشور و سایر مناطق وجود داشت. از مخازن نفت و گاز و سایر منابع و مخازن معادن گرفته تا کار در محیطهای فاضلابی و چاه از جمله کارهایی است که ذیل دستورالعمل کار در فضای بسته قرار میگرفت.
او ادامه داد: دستورالعمل وزارت کار نیز مانند وزارت نفت یک پروتکل جامع و نسبتا خوب است و جنبهی حقوقی برای کسانی که ذیل قانون کار هستند را داراست. دستورالعمل وزارت نفت برای نیروهای این وزارتخانه است که مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری هستند. همچنین درمورد پیمانکاران وزارت نفت، دستورالعمل وزارت کار جنبه قانونی دارد زیرا نیروهای آنها نیز ذیل قانون کار بوده و باید از دستورالعمل وزارت کار پیروی کنند؛ زیرا پیمانکاران ذیل بخش خصوصی هستند و نیروهای آن تحت شمول قانون کار و پوشش سازمان تامین اجتماعی به حساب میآیند.
فضای بسته برای حضور و کار مستمر افراد کارگر طراحی نشده وتنها برای اموری نظیر بازرسی، تعمیر و نگهداری فرد باید وارد آن شود.
عضو انجمن متخصصین بهداشت حرفهای ایران تصریح کرد: طی ۲۰ سال اخیر که وزارت نفت و بسیاری از صنایع که دپارتمان ایمنی و بهداشت حرفهای داشتند، برای کار در فضای گرم، بسته و فضای پر ارتفاع و عمق، همیشه یک مجوز کار در نظر گرفتهاند زیرا خودشان تشکیلات ایمنی و بهداشت حرفهای دارند. همکاران ما در حوزه ایمنی و بهداشت حرفهای همواره درون تشکیلات هم واحد معمولا در پروسه صدور مجوز نظارتهایی را داشتهاند. آیین نامه وزارت کار کمکی به تقویت جایگاه آنها کرده و مسئولیت کارفرمایان بخش خصوصی و پیمانکاران را تشدید میکند تا بتوانیم حوادث و آسیبهای کمتری در حوزه کار در فضای بسته داشته باشیم. البته وزارت نیرو و سازمان آب و فاضلاب و سازمان معادن و هولدینگهای زیرمجموعه آن نیز هرکدام دستورالعمل فضای بسته خودشان را دارند.
وی تاکید کرد: نهادها و دستورالعملها در این حوزه به کفایت وجود دارد و در هر صنعتی دیده میشود اما تاکنون نظارت و بررسی پیرامون اینکه اجرای دستورالعملها در این زمینه تا چه میزان اجرا شده و جدی گرفته میشود، وجود نداشته است. آماری در زمینه کارهای صورت گرفته و میزان فوتیها نیز تاکنون ارائه نشده است. هرچند آیین نامه حقوقی وزارت کار از نظر قانونی الزام آوری بسیار بیشتری دارد و راه را بر هر بهانهای از سوی کارفرمایان میبندد.
نظری ادامه داد: وزارت نفت در حد ریسکهای رشته کاری خودش به صورت بهروز وارد شده و جامعیت آن تنها محدود به حوزه نفت است. اما دستورالعمل وزارت کار اندکی جامعیت دارد و به صورت بسیار کلی بحثها را مطرح کرده تا مشمول تمام کارگاهها حتی
نظری گفت: طی ۲۰ سال اخیر که وزارت نفت و بسیاری از صنایع که دپارتمان ایمنی و بهداشت حرفهای داشتند، برای کار در فضای گرم، بسته و فضای پر ارتفاع و عمق، همیشه یک مجوز کار در نظر گرفتهاند.
کارفرمایان باید آییننامههای کار در فضای بسته را رعایت کنند
به گزارش خبرنگار ایلنا، کار در فضای بسته در شرایطی که شرکتهای نفتی در جنوب کشور در این روزها عمدتا در فرآیند «اورهال» قرار دارند، یکی از مسائلی است که باید در آن نکات بسیاری رعایت شود. وقوع حادثه آتش سوزی منجر به فوت سه کارگر در حوزه غرب کارون باعث شد بیش از پیش بحث اجرای دستورالعملهای وزارت کار و وزارت نفت در حوزه کار در محیط بسته مدنظر کارشناسان حوزه ایمنی و بهداشت حرفهای قرار گیرد.
محمد نظری (کارشناس ایمنی و بهداشت حرفهای) در این زمینه با اشاره به ملزومات کار در این محیط با استناد به دستورالعملهای مربوط به فضای بسته اظهار کرد: وزارت نفت در حوزه نیروهای انسانی خود که زیرمجموعه سازمان امور اداری و استخدامی کشور هستند از سالها قبل پروتکلهای اجرایی درباره کار در فضای بسته داشته است که باید مورد توجه و اجرا قرار میگرفت.
وی افزود: ابتدا ما باید خود فضای محصور و بسته را تعریف کنیم. بسیاری از شرکتها به تاسی از متدهای شرکتهای معروف کشورهای توسعه یافته با استاندارهای خاصی فضای بسته را تعریف میکنند که این تعاریف نزدیک به هم هستند. بنا بر این تعاریف، فضای بسته عبارت است از یک فضای محصور با دسترسی محدود که شامل کار مستمر نیست و یک نفر یا یک نیم تنه انسانی درون آن جا شود و امکان تهویه نداشته باشد و درب ورود و خروج آن محدود است. آییننامههای در دسترس وزارت کار و وزارت نفت فضای بسته را به چندین شکل تقسیمبندی کرده است که این تقسیمبندی تخصصی برای کارشناسان ذی ربط در دستورالعملها آمده است.
نظری در ادامه بیان کرد: آییننامه ایمنی کار در فضای بسته که در سال ۱۴۰۱ در شورای عالی حفاظت فنی وزارت کار تصویب شد، دستاورد مثبتی برای جامعه کار و تلاش بود. این رخداد مثبت برای کل کشور در حالی انجام شد که فضای بسته در بسیاری از صنایع و شرکتها در جنوب کشور و سایر مناطق وجود داشت. از مخازن نفت و گاز و سایر منابع و مخازن معادن گرفته تا کار در محیطهای فاضلابی و چاه از جمله کارهایی است که ذیل دستورالعمل کار در فضای بسته قرار میگرفت.
او ادامه داد: دستورالعمل وزارت کار نیز مانند وزارت نفت یک پروتکل جامع و نسبتا خوب است و جنبهی حقوقی برای کسانی که ذیل قانون کار هستند را داراست. دستورالعمل وزارت نفت برای نیروهای این وزارتخانه است که مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری هستند. همچنین درمورد پیمانکاران وزارت نفت، دستورالعمل وزارت کار جنبه قانونی دارد زیرا نیروهای آنها نیز ذیل قانون کار بوده و باید از دستورالعمل وزارت کار پیروی کنند؛ زیرا پیمانکاران ذیل بخش خصوصی هستند و نیروهای آن تحت شمول قانون کار و پوشش سازمان تامین اجتماعی به حساب میآیند.
فضای بسته برای حضور و کار مستمر افراد کارگر طراحی نشده وتنها برای اموری نظیر بازرسی، تعمیر و نگهداری فرد باید وارد آن شود.
عضو انجمن متخصصین بهداشت حرفهای ایران تصریح کرد: طی ۲۰ سال اخیر که وزارت نفت و بسیاری از صنایع که دپارتمان ایمنی و بهداشت حرفهای داشتند، برای کار در فضای گرم، بسته و فضای پر ارتفاع و عمق، همیشه یک مجوز کار در نظر گرفتهاند زیرا خودشان تشکیلات ایمنی و بهداشت حرفهای دارند. همکاران ما در حوزه ایمنی و بهداشت حرفهای همواره درون تشکیلات هم واحد معمولا در پروسه صدور مجوز نظارتهایی را داشتهاند. آیین نامه وزارت کار کمکی به تقویت جایگاه آنها کرده و مسئولیت کارفرمایان بخش خصوصی و پیمانکاران را تشدید میکند تا بتوانیم حوادث و آسیبهای کمتری در حوزه کار در فضای بسته داشته باشیم. البته وزارت نیرو و سازمان آب و فاضلاب و سازمان معادن و هولدینگهای زیرمجموعه آن نیز هرکدام دستورالعمل فضای بسته خودشان را دارند.
وی تاکید کرد: نهادها و دستورالعملها در این حوزه به کفایت وجود دارد و در هر صنعتی دیده میشود اما تاکنون نظارت و بررسی پیرامون اینکه اجرای دستورالعملها در این زمینه تا چه میزان اجرا شده و جدی گرفته میشود، وجود نداشته است. آماری در زمینه کارهای صورت گرفته و میزان فوتیها نیز تاکنون ارائه نشده است. هرچند آیین نامه حقوقی وزارت کار از نظر قانونی الزام آوری بسیار بیشتری دارد و راه را بر هر بهانهای از سوی کارفرمایان میبندد.
نظری ادامه داد: وزارت نفت در حد ریسکهای رشته کاری خودش به صورت بهروز وارد شده و جامعیت آن تنها محدود به حوزه نفت است. اما دستورالعمل وزارت کار اندکی جامعیت دارد و به صورت بسیار کلی بحثها را مطرح کرده تا مشمول تمام کارگاهها حتی
یک چاه در کارگاه کوچک و بیمارستان نیز میشود.
این کارشناس بهداشت حرفهای تصریح کرد: صنایع نفت ایران باتوجه به حجم عملیات خود و وزارت نیرو و آب و فاضلاب به خاطر شرایط کار خودشان و همچنین معادن بیشترین مواجهه و درگیری با فضای بسته را داشتند. به همین دلیل این قانون اهمیت بسیار زیادی برای نیروی کار صنایع مختلف دارد و با عدم توجه به آنها به حجم تلفات سالیانه افزوده میشود. گرچه از ضعفها اطلاع دقیقی وجود ندارد.
وی در رابطه با شروط کار در فضای بسته گفت: فضای بسته برای حضور و کار مستمر افراد کارگر طراحی نشده و برای اموری نظیر بازرسی، تعمیر و نگهداری فرد باید وارد آن شود. اگر فضا به نحوی باشد که کارگر دائم وارد فضای بسته شود، آن مورد باید گزارش شود. همچنین در فضای بسته فشار اتمسفری داخل با بیرون متفاوت بوده و یا دارای اتمسفر سمی و خطرناک است و از این منظر باید به این مبحث توجه ویژه داشت.
نظری تاکید کرد: فضاهای بستهای که نیاز به مجوز قبلی کار ندارند، فضاهایی هستند که بر اساس ارزیابی ریسک، فاقد خطرات منجر به مرگ یا جراحت فیزیکی شدید (نقص عضو) و یا سایر صدمات به کارگر باشد. فضاهای بسته نیازمند مجوز، عمدتا فضاهایی هستند که شامل مادهای است که امکان غوطهوری یا فرو رفتن شخص در آن وجود دارد و شکل داخلی آن بهواسطه وضعیت دیوارها یا کف شیبدار میتواند منجر به گیرافتادن شخص (کارگر یا تکنسین و کارشناس) شود. فضای بسته این چنینی باید دارای حداقل یکی از مخاطرات فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی، الکتریکی یا مکانیکی باشد و در این صورت قبل از کار، هر فعالیتی نیازمند بازبینی و نظارت و سپس صدور مجوز است.
این کارشناس بهداشت حرفهای ادامه داد: آییننامه فنی کار در فضای بسته که در زمان سرپرستی آقای زاهدی وفا در وزارت کار به تاریخ شهریورماه ۱۴۰۱ تصویب شد، در ۹۶ ماده تدوین شده است که در پایگاه اطلاعرسانی این وزارت خانه متن آن آمده است. «دستورالعمل ورود و کار در فضای محصور» نیز که توسط «اداره کل بهداشت، ایمنی، محیط زیست و پدافند غیرعامل» وزارت نفت نیز از دو دهه قبل صادر شده که این سند نیز در دسترس قرار دارد. دستورالعمل «کار در فضای بسته» سازمان آب و فاضلاب نیز در سال ۱۴۰۰ تصویب شد که آن سند نیز موجود است و کارفرمایان و مدیران باید برای پروژههای خود به عنوان پیمانکار یا مدیر واحد رجوع کنند تا بعدا گرفتار تبعات حوادث کار نشوند
این کارشناس بهداشت حرفهای تصریح کرد: صنایع نفت ایران باتوجه به حجم عملیات خود و وزارت نیرو و آب و فاضلاب به خاطر شرایط کار خودشان و همچنین معادن بیشترین مواجهه و درگیری با فضای بسته را داشتند. به همین دلیل این قانون اهمیت بسیار زیادی برای نیروی کار صنایع مختلف دارد و با عدم توجه به آنها به حجم تلفات سالیانه افزوده میشود. گرچه از ضعفها اطلاع دقیقی وجود ندارد.
وی در رابطه با شروط کار در فضای بسته گفت: فضای بسته برای حضور و کار مستمر افراد کارگر طراحی نشده و برای اموری نظیر بازرسی، تعمیر و نگهداری فرد باید وارد آن شود. اگر فضا به نحوی باشد که کارگر دائم وارد فضای بسته شود، آن مورد باید گزارش شود. همچنین در فضای بسته فشار اتمسفری داخل با بیرون متفاوت بوده و یا دارای اتمسفر سمی و خطرناک است و از این منظر باید به این مبحث توجه ویژه داشت.
نظری تاکید کرد: فضاهای بستهای که نیاز به مجوز قبلی کار ندارند، فضاهایی هستند که بر اساس ارزیابی ریسک، فاقد خطرات منجر به مرگ یا جراحت فیزیکی شدید (نقص عضو) و یا سایر صدمات به کارگر باشد. فضاهای بسته نیازمند مجوز، عمدتا فضاهایی هستند که شامل مادهای است که امکان غوطهوری یا فرو رفتن شخص در آن وجود دارد و شکل داخلی آن بهواسطه وضعیت دیوارها یا کف شیبدار میتواند منجر به گیرافتادن شخص (کارگر یا تکنسین و کارشناس) شود. فضای بسته این چنینی باید دارای حداقل یکی از مخاطرات فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی، الکتریکی یا مکانیکی باشد و در این صورت قبل از کار، هر فعالیتی نیازمند بازبینی و نظارت و سپس صدور مجوز است.
این کارشناس بهداشت حرفهای ادامه داد: آییننامه فنی کار در فضای بسته که در زمان سرپرستی آقای زاهدی وفا در وزارت کار به تاریخ شهریورماه ۱۴۰۱ تصویب شد، در ۹۶ ماده تدوین شده است که در پایگاه اطلاعرسانی این وزارت خانه متن آن آمده است. «دستورالعمل ورود و کار در فضای محصور» نیز که توسط «اداره کل بهداشت، ایمنی، محیط زیست و پدافند غیرعامل» وزارت نفت نیز از دو دهه قبل صادر شده که این سند نیز در دسترس قرار دارد. دستورالعمل «کار در فضای بسته» سازمان آب و فاضلاب نیز در سال ۱۴۰۰ تصویب شد که آن سند نیز موجود است و کارفرمایان و مدیران باید برای پروژههای خود به عنوان پیمانکار یا مدیر واحد رجوع کنند تا بعدا گرفتار تبعات حوادث کار نشوند
پایان تلخِ شش کارگرِ معدن طزره/ مرگی که ناجوانمردانه پا به اعماق زمین گذاشت!
حفرههای گازی قابل شناسایی و تحلیل نیستند؛ بازرس کار ما تا ده دقیقه قبل حادثه، بغل دست این عزیزان بوده و میزان سنجش گاز را صفر اعلام کرده؛ ده دقیقه بعد، در دقایق پایانی شیفت کار، هنگام خروج کارگران این حادثه رخ داده؛ بنابراین احتمالاً تصاعد گاز و ایجاد حفره گازی عامل حادثه بوده است.
پایان تلخِ شش کارگرِ معدن طزره/ مرگی که ناجوانمردانه پا به اعماق زمین گذاشت!
به گزارش خبرنگار ایلنا، بازهم یک معدن ذغال سنگ «قتلگاه کارگران» شد؛ عصر دوازدهم اردیبهشت، شش کارگر در تونل زرمجاهِ معدن ذغال سنگ البرز شرقی (طزره) به دلیل اجتماع ناگهانی گاز، زیر آوار مدفون شدند؛ این کارگران ساعتها میان مرگ و زندگی دست و پا زدند، با اجل معلق که بالای سرشان میچرخید به سختی جنگیدند اما عاقبت جان سالم به در نبردند؛ در ساعات آغازین بامداد، بعد از حدود ۹ ساعت ماندن زیر آوار، اجساد شش کارگر بیرون کشیده شد.
گفته میشود عمق تونلی که انفجار در آن رخ داده ۷۰۰ متر است و حادثه در عمق ۴۰۰ متری آن رخ داده است. به روال همیشه، «علت حادثه» همچنان در دست بررسی است و روزها طول میکشد تا یک گزارش تخصصی با ادبیات کارشناسانه بیرون بیاید! اما هیچ زمان مقصرین واقعی این دست حوادث شناسایی و مجازات نمیشوند. به راستی مرگ ناگهانی و دلخراش شش کارگر طزره تقصیر کیست؟ مرگ کارگران معدن زمستان یورت چطور؟ مرگ دردناک کارگرانی که سختترین کار دنیا را با کمترین دستمزدها بدون هیچ چشمداشتی برعهده دارند و فقط خواستهی بسیار کوچکی دارند که برآورده نمیشود: جانمان حفظ شود! برای ایمنی هزینه کنید، لطفاً برای جان کارگران هزینه کنید!
عصر دوازدهم اردیبهشت ماه، شش کارگر باسابقه و قراردادی شرکت البرز شرقی، خیلی ناگهانی، در تونل محل کارشان جان خود را از دست دادند؛ اخبار ساعات اولیه متناقض بود؛ کانالهای خبری و رسانهها از عملیات امداد و نجات و تداوم این عملیات خبر میدادند! عملیاتی که هیچ زمان نتوانسته جان کارگران مدفون زیر آوار معادن را واقعاً نجات دهد؛ ۴۳ کارگر معدن زمستان یورت را یادمان نرفته که مرگ مفاجا به ناگهان گریبانشان را گرفت؛ بعد از آن، معادن کشور بازهم حوادث مرگبارِ بسیار داشتند.
مرگ شش کارگر، اولین حادثه مرگبار در معدن ذغال سنگ البرز شرقی نیست؛ ۱۲ ظهر روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، در تونل شماره ۴۲ معدن بزرگ طزره، دو کارگر جوانِ ۳۰ و ۳۵ساله حبس شدند و بعد از گذشت شش روز، بالاخره امدادگران توانستند جسد آنها را بیرون بکشند. آن زمان دو کارگر پیمانکاری به نامهای میلاد روشنایی و سید اصغر افضلی از دامغان، جان خود را از دست دادند. کمی در زمان جلوتر میآییم؛ پانزدهم اسفند ۱۴۰۱، منابع کارگری در استان سمنان از زخمی شدن ۴کارگر بر اثر انفجار در معدن زغال سنگ طزره خبر دادند.
همان اسفند ۱۴۰۱ کارگران به ما گفتند: این واحد معدنی به صورت خصوصی فعالیت دارد و مسائل ایمنی در آن به درستی رعایت نمیشود. در این چند سالی که از فعالیت این واحد معدنی میگذرد، نظارت بر فعالیت معدن بسیار کم بوده است.
حالا شش ماه بعد، حادثهای دردناک دیگری منجر به مرگ شش کارگر شده است؛ صبحِ بعدِ حادثه، به سراغ همکاران آنها رفتم؛ یکی از کارگران معدن طزره میگوید: کارگران متوفی، قراردادی بودند و با خود معدن قرارداد داشتند؛ این حادثه خیلی ناگهانی رخ داده؛ مشخص نیست چرا وقتی تونل دو تا تهویه داشته، گاز آنچنان جمع شده که به مرگ شش کارگر انجامیده؟
به گفتهی این کارگر، تجمع گاز در معدن ذغال سنگ البرز شرقی، قبل از این بازهم اتفاق افتاده؛ او میگوید: چند سال قبل، همین اجتماع گاز منجر به مرگ یک کارگر شد، مشابه این حادثه بارها رخ داده....
همکاران این شش کارگر میگویند متوفیان همه متاهل و پدر چند فرزند بودهاند؛ همگی از کارگران پرسابقهی معدن بودهاند که بلااستثنا قرار بوده یکی دو سال دیگر بازنشست شوند؛ ۵ کارگر متوفی ساکن دامغان و یکی ساکن شاهرود بوده است.
بعد از حادثه، معدن طزره تعطیل شده است؛ کارگران میگویند امروز که سرکار رفتیم گفتند تعطیل است، گویا وزیر کار آمده، نوشدارو بعد از مرگ سهراب! احتمالاً تا آخر هفته هم کار ما تعطیل است.....
به سراغ قنبری (سرپرست شرکت معدن البرز شرقی طزره) رفتم؛ او در پاسخ به این سوال که چرا این اتفاق افتاد، مگر معدن تهویه و ایمنی کافی نداشت؛ گفت: ما همین دیروز صبح جلسه داشتیم در آن زمان، هیچ نقطه بحرانی در هیچ جای معدن ما وجود نداشت؛ در ارتباط با حادثه، تحلیلهای اولیه ما وجود یک حفرهی گازی را نشان میدهد اما علت واقعی حادثه در دست بررسی است و کارشناسان آن را به زودی اعلام می کنند.
سرپرست معدن طزره افزود: حفرههای گازی قابل شناسایی و تحلیل نیستند؛ بازرس کار ما تا ده دقیقه قبل حادثه، بغل
حفرههای گازی قابل شناسایی و تحلیل نیستند؛ بازرس کار ما تا ده دقیقه قبل حادثه، بغل دست این عزیزان بوده و میزان سنجش گاز را صفر اعلام کرده؛ ده دقیقه بعد، در دقایق پایانی شیفت کار، هنگام خروج کارگران این حادثه رخ داده؛ بنابراین احتمالاً تصاعد گاز و ایجاد حفره گازی عامل حادثه بوده است.
پایان تلخِ شش کارگرِ معدن طزره/ مرگی که ناجوانمردانه پا به اعماق زمین گذاشت!
به گزارش خبرنگار ایلنا، بازهم یک معدن ذغال سنگ «قتلگاه کارگران» شد؛ عصر دوازدهم اردیبهشت، شش کارگر در تونل زرمجاهِ معدن ذغال سنگ البرز شرقی (طزره) به دلیل اجتماع ناگهانی گاز، زیر آوار مدفون شدند؛ این کارگران ساعتها میان مرگ و زندگی دست و پا زدند، با اجل معلق که بالای سرشان میچرخید به سختی جنگیدند اما عاقبت جان سالم به در نبردند؛ در ساعات آغازین بامداد، بعد از حدود ۹ ساعت ماندن زیر آوار، اجساد شش کارگر بیرون کشیده شد.
گفته میشود عمق تونلی که انفجار در آن رخ داده ۷۰۰ متر است و حادثه در عمق ۴۰۰ متری آن رخ داده است. به روال همیشه، «علت حادثه» همچنان در دست بررسی است و روزها طول میکشد تا یک گزارش تخصصی با ادبیات کارشناسانه بیرون بیاید! اما هیچ زمان مقصرین واقعی این دست حوادث شناسایی و مجازات نمیشوند. به راستی مرگ ناگهانی و دلخراش شش کارگر طزره تقصیر کیست؟ مرگ کارگران معدن زمستان یورت چطور؟ مرگ دردناک کارگرانی که سختترین کار دنیا را با کمترین دستمزدها بدون هیچ چشمداشتی برعهده دارند و فقط خواستهی بسیار کوچکی دارند که برآورده نمیشود: جانمان حفظ شود! برای ایمنی هزینه کنید، لطفاً برای جان کارگران هزینه کنید!
عصر دوازدهم اردیبهشت ماه، شش کارگر باسابقه و قراردادی شرکت البرز شرقی، خیلی ناگهانی، در تونل محل کارشان جان خود را از دست دادند؛ اخبار ساعات اولیه متناقض بود؛ کانالهای خبری و رسانهها از عملیات امداد و نجات و تداوم این عملیات خبر میدادند! عملیاتی که هیچ زمان نتوانسته جان کارگران مدفون زیر آوار معادن را واقعاً نجات دهد؛ ۴۳ کارگر معدن زمستان یورت را یادمان نرفته که مرگ مفاجا به ناگهان گریبانشان را گرفت؛ بعد از آن، معادن کشور بازهم حوادث مرگبارِ بسیار داشتند.
مرگ شش کارگر، اولین حادثه مرگبار در معدن ذغال سنگ البرز شرقی نیست؛ ۱۲ ظهر روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، در تونل شماره ۴۲ معدن بزرگ طزره، دو کارگر جوانِ ۳۰ و ۳۵ساله حبس شدند و بعد از گذشت شش روز، بالاخره امدادگران توانستند جسد آنها را بیرون بکشند. آن زمان دو کارگر پیمانکاری به نامهای میلاد روشنایی و سید اصغر افضلی از دامغان، جان خود را از دست دادند. کمی در زمان جلوتر میآییم؛ پانزدهم اسفند ۱۴۰۱، منابع کارگری در استان سمنان از زخمی شدن ۴کارگر بر اثر انفجار در معدن زغال سنگ طزره خبر دادند.
همان اسفند ۱۴۰۱ کارگران به ما گفتند: این واحد معدنی به صورت خصوصی فعالیت دارد و مسائل ایمنی در آن به درستی رعایت نمیشود. در این چند سالی که از فعالیت این واحد معدنی میگذرد، نظارت بر فعالیت معدن بسیار کم بوده است.
حالا شش ماه بعد، حادثهای دردناک دیگری منجر به مرگ شش کارگر شده است؛ صبحِ بعدِ حادثه، به سراغ همکاران آنها رفتم؛ یکی از کارگران معدن طزره میگوید: کارگران متوفی، قراردادی بودند و با خود معدن قرارداد داشتند؛ این حادثه خیلی ناگهانی رخ داده؛ مشخص نیست چرا وقتی تونل دو تا تهویه داشته، گاز آنچنان جمع شده که به مرگ شش کارگر انجامیده؟
به گفتهی این کارگر، تجمع گاز در معدن ذغال سنگ البرز شرقی، قبل از این بازهم اتفاق افتاده؛ او میگوید: چند سال قبل، همین اجتماع گاز منجر به مرگ یک کارگر شد، مشابه این حادثه بارها رخ داده....
همکاران این شش کارگر میگویند متوفیان همه متاهل و پدر چند فرزند بودهاند؛ همگی از کارگران پرسابقهی معدن بودهاند که بلااستثنا قرار بوده یکی دو سال دیگر بازنشست شوند؛ ۵ کارگر متوفی ساکن دامغان و یکی ساکن شاهرود بوده است.
بعد از حادثه، معدن طزره تعطیل شده است؛ کارگران میگویند امروز که سرکار رفتیم گفتند تعطیل است، گویا وزیر کار آمده، نوشدارو بعد از مرگ سهراب! احتمالاً تا آخر هفته هم کار ما تعطیل است.....
به سراغ قنبری (سرپرست شرکت معدن البرز شرقی طزره) رفتم؛ او در پاسخ به این سوال که چرا این اتفاق افتاد، مگر معدن تهویه و ایمنی کافی نداشت؛ گفت: ما همین دیروز صبح جلسه داشتیم در آن زمان، هیچ نقطه بحرانی در هیچ جای معدن ما وجود نداشت؛ در ارتباط با حادثه، تحلیلهای اولیه ما وجود یک حفرهی گازی را نشان میدهد اما علت واقعی حادثه در دست بررسی است و کارشناسان آن را به زودی اعلام می کنند.
سرپرست معدن طزره افزود: حفرههای گازی قابل شناسایی و تحلیل نیستند؛ بازرس کار ما تا ده دقیقه قبل حادثه، بغل
دست این عزیزان بوده و میزان سنجش گاز را صفر اعلام کرده؛ ده دقیقه بعد، در دقایق پایانی شیفت کار، هنگام خروج کارگران این حادثه رخ داده؛ بنابراین احتمالاً تصاعد گاز و ایجاد حفره گازی عامل حادثه بوده است.
قنبری میگوید حفرههای گازی قابل شناسایی و پیشبینی نیستند؛ از او میپرسم پس چطور در معادن ژاپن و نروژ و کشورهای پیشرفته و ایمن، چنین حفرههای مرگباری ایجاد نمیشود؛ چطور حفرهای ایجاد شده که شش کارگر را به سادگی به دام مرگ انداخته؛ سرپرست معدن در پاسخ میگوید: تصاعد آنی گاز رخ داده؛ این یک بحث کاملاً تخصصی است؛ کارشناسان باید موضوع را با دقت بررسی کنند و اصل موضوع را بشکافند.
تصاعد آنی گاز یا هر چیز دیگر که موجب مرگ این کارگران شده، هیولای ناشناختهای نیست که از بیرون به معدن حمله آورده باشد؛ قواعد ایمنی همه چیز را به دقت مشخص کرده و معدن طزره بخش HSE و ایمنی دارد؛ در عین حال بازرسان کار وظیفه دارند به طور مستمر به کارگاه سرکشی کنند؛ در ساعات اولیه صبح سیزدهم شهریور به سراغ حسینی سرپرست واحد ایمنی معدن طزره رفتم؛ این مقام مسئول حاضر نشد اطلاعاتی در اختیار ایلنا قرار دهد؛ او گفت من اطمینان ندارم شما از کجا تماس میگیرید! تماسهای بعدی با این فرد مسئول همگی بیپاسخ ماند!
بهروز افروز، قربانعلی کمال، حسین غزائیان، حمید ایزدی، ابوالفضل غنایی و محمد نعیمی صفت، کارگرانی هستند که دیروز حوالی ظهر برای آغاز یک شیفت کاری پا به تونل زرمجاهِ معدن طزره گذاشتند؛ در آن ساعات کار، یکی دو نفر در فکر عروسی فرزندانشان بودهاند، باقی در فکر بازنشستگی در سالهای پیش رو؛ حتماً چند نفر از آنها قبل از کار سینه را صاف کردهاند و همه چیز با چند سرفهی خشک آغاز شده است، سرفههای خشکی که همیشه از سینههای دردناک معدنکاران بیرون میآید.....
اما چند ساعت بعد، فقط چند ساعت بعد، مرگ از راه رسیده، مرگی دلخراش با گاز که یک پایان تلخ رقم زده و همه چیز را زیر آوار مدفون کرده؛ طعم این پایان بسیار تلخ است: این شش کارگر دیگر هرگز روی زمین پا نمیگذارند؛ همه چیز همان اعماق زمین تمام شده است اما سوالات ما همچنان بیپاسخ و ناتمام است. چرا معادن ما اینقدر قربانی میگیرند، چرا به ایمنی معادن به طور جدی ورود نمیکنند، وطیفهی وزارت صنعت، معدن و تجارت چیست، واردات خودروهای لاکچری برای آقازادهها یا ایمنسازی معادن کشور که محل نان درآوردنِ زحمتکشترین قشر طبقهی کارگر هستند؟!
قنبری میگوید حفرههای گازی قابل شناسایی و پیشبینی نیستند؛ از او میپرسم پس چطور در معادن ژاپن و نروژ و کشورهای پیشرفته و ایمن، چنین حفرههای مرگباری ایجاد نمیشود؛ چطور حفرهای ایجاد شده که شش کارگر را به سادگی به دام مرگ انداخته؛ سرپرست معدن در پاسخ میگوید: تصاعد آنی گاز رخ داده؛ این یک بحث کاملاً تخصصی است؛ کارشناسان باید موضوع را با دقت بررسی کنند و اصل موضوع را بشکافند.
تصاعد آنی گاز یا هر چیز دیگر که موجب مرگ این کارگران شده، هیولای ناشناختهای نیست که از بیرون به معدن حمله آورده باشد؛ قواعد ایمنی همه چیز را به دقت مشخص کرده و معدن طزره بخش HSE و ایمنی دارد؛ در عین حال بازرسان کار وظیفه دارند به طور مستمر به کارگاه سرکشی کنند؛ در ساعات اولیه صبح سیزدهم شهریور به سراغ حسینی سرپرست واحد ایمنی معدن طزره رفتم؛ این مقام مسئول حاضر نشد اطلاعاتی در اختیار ایلنا قرار دهد؛ او گفت من اطمینان ندارم شما از کجا تماس میگیرید! تماسهای بعدی با این فرد مسئول همگی بیپاسخ ماند!
بهروز افروز، قربانعلی کمال، حسین غزائیان، حمید ایزدی، ابوالفضل غنایی و محمد نعیمی صفت، کارگرانی هستند که دیروز حوالی ظهر برای آغاز یک شیفت کاری پا به تونل زرمجاهِ معدن طزره گذاشتند؛ در آن ساعات کار، یکی دو نفر در فکر عروسی فرزندانشان بودهاند، باقی در فکر بازنشستگی در سالهای پیش رو؛ حتماً چند نفر از آنها قبل از کار سینه را صاف کردهاند و همه چیز با چند سرفهی خشک آغاز شده است، سرفههای خشکی که همیشه از سینههای دردناک معدنکاران بیرون میآید.....
اما چند ساعت بعد، فقط چند ساعت بعد، مرگ از راه رسیده، مرگی دلخراش با گاز که یک پایان تلخ رقم زده و همه چیز را زیر آوار مدفون کرده؛ طعم این پایان بسیار تلخ است: این شش کارگر دیگر هرگز روی زمین پا نمیگذارند؛ همه چیز همان اعماق زمین تمام شده است اما سوالات ما همچنان بیپاسخ و ناتمام است. چرا معادن ما اینقدر قربانی میگیرند، چرا به ایمنی معادن به طور جدی ورود نمیکنند، وطیفهی وزارت صنعت، معدن و تجارت چیست، واردات خودروهای لاکچری برای آقازادهها یا ایمنسازی معادن کشور که محل نان درآوردنِ زحمتکشترین قشر طبقهی کارگر هستند؟!
ضعف مهندسی و عدم بروزرسانی تجهیزات معدنچیان را به کام مرگ فرستاد
ریزش معدن طزره حادثهای است که به نظر میرسد احتمال تکرار آن با مرگ شش کارگر در یکشنبه شب تلخ دوازدهم شهریور امسال، صفر نخواهد شد و با تداوم وضعیت فعلی معدن، باز هم شاهد آن خواهیم بود.
ضعف مهندسی و عدم بروزرسانی تجهیزات معدنچیان را به کام مرگ فرستاد
به گزارش خبرنگار ایلنا، انبوه گزارشات، پایاننامهها، مقالات، توصیهها، مصاحبهها و اظهارنظرها درباره معدن زغالسنگ طزره و مجموعه البرز شرقی از دهه ۱۳۹۰ تاکنون موجود است. دانشجویان، مهندسان، صاحبنظران، متخصصان ایمنی و بهداشت حرفهای و کارگران و کارشناسان مختلف باسابقه بارها در زمینه وضعیت این معدن هشدار دادند، اما آنچه در عمل دیده شد، عدم نظارت و عدم تغییر الگوی مدیریتی مجموعه و در نتیجه تکرار حوادث پیدرپی ریزش معدن زغالسنگ (متوسط سالی یکبار) روی سر کارگران بود؛ حادثهای که به نظر میرسد احتمال تکرار آن با مرگ شش کارگر در یکشنبه شب تلخ دوازدهم شهریور امسال، پایان نخواهد یافت و با تداوم وضعیت فعلی معدن، باز هم شاهد آن خواهیم بود. این پیشبینی البته یک حدس و گمان عادی نیست و پیشتر توسط کارگران حرفهای مجموعه، کارشناسان حوزه ایمنی و متخصصین دانشگاهی در پایاننامه و مقالات مختلف به گوش افراد ذیربط رسیده و راه را بر هر بهانهای قبل از وقوع حوادث بسته است.
ساختار مدیریت ریسک و ایمنی در معادن
یکی از موضوعاتی که در سالهای گذشته بسیار مورد توجه کارشناسان و دانشجویان حوزه معدن بوده، ساختار مدیریت ریسک و ایمنی معادن کشور از جمله معادن زغالسنگ است.
معادن زغالسنگ برخلاف سایر معادن مواد آلی و کانیهای قابل بهرهبرداری (مثل معادن روی، آلومینیوم، طلا، مس، آهن، سنگهای زینتی و…) از جمله معادنی است که ساختار طبقه-طبقه دارد. لایهها و طبقات مختلف این معادن که در اثر فشرده شدن انبوهی از بقایای درختان، بوتهها و باقی گیاهان زنده طی میلیونها سال پیش به وجود آمده است. از آنجا که ماهیتاً این درختان و چوبهای آنها تحت فشار لایههای تحتانی زمین و گرما روی هم فشرده شدند، ماهیتا نرم شده و از استحکامی که سایر مواد معدنی برخوردار هستند، برخوردار نخواهند بود. ضمن اینکه همانطور که درخت دارای انبوه لایهها است، زغالسنگ شکل گرفته نیز در زیر زمین مرکب از لایههای مختلف و طبقات است که به مرور شکل و ظاهر سنگی و مستحکم گرفتهاند، اما شکل استخراج و بهرهبرداری میتواند به شدت در شکلگیری فشار به سایر طبقات موثر باشد. همچنین به دلیل ماهیت شیمیایی این ماده معدنی، برخلاف بسیاری از مواد معدنی گازهایی در مجموعه معدن متصاعد میشود که میتواند برای انسان مضر باشد.
در جهان بهطور عمده مرگ و میر ناشی از معادن زغالسنگ بالا ارزیابی شده است. در ایران نیز از سال ۱۳۷۲ به بعد بطور متوسط سالانه تعداد ۱۰۵ نفر بر اثر حوادث در معادن زغالسنگ جان باختند.
اوج این حوادث در اردیبهشت ۱۳۹۶ بحث انفجار معدن زمستان یورت استان گلستان بود که در آن ۴۳ کارگر جان خود را از دست دادند و بیش از ۷۰ نفر مجروح شدند.
یکی از دلایل ضعف شرکتها در توسعه و بهبود وضعیت استحصال معادن زغالسنگ، عدم رضایت شرکتهای فولاد و دیگر متقاضیان داخلی و خارجی ذغالسنگ از محصول نهایی بوده است، اما اکنون که تکلیف قیمت جهانی این ماده معدنی بهتر شده، انتظار میرود بهره برداران به ارتقای ضریب ایمنی در معادن زغالسنگ توجه جدی داشته باشند.
کارشناسان و دستاندرکاران بر این نکته تاکید دارند که سازمان نظام مهندسی معدن ایران به عنوان یک مرجع رسمی باید ضمن تلاش در ارتقای سطح استاندارد فعالیت معادن زغالسنگ، نسبت به اجرای دقیق مقررات ایمنی نظارت لازم را داشته باشد.
رییس پیشین این سازمان در مهر ماه ۹۶ اعلام کرده بود: اعمال مقررات سختگیرانه ایمنی در معادن زغالسنگ باید پیاده شود و پس از وقوع حادثه در معدن زمستان یورت گلستان، (اردیبهشت ۹۶) از همه ۱۱۵ معدن زغالسنگ بازدید و دستور تعطیلی چند معدن هم صادر شده است. اما تجربه میگوید برای معادن کشور معمولا دستورهای قضایی مانند حادثه روز یکشنبه شب طزره فورا با شور و حرارت زیاد صادر میشود اما معمولا پس از مدت کوتاهی به اسم «حمایت از تولید» بدون اصلاحات اساسی در حوزه ایمنی کار، معمولا دستور بازگشایی صادر میشود!
افزایش قیمت پس از بحران جنگ در اوکراین و کاهش عرضه گاز
پس از وقوع جنگ اوکراین و انفجار مشکوک لوله انتقال گاز نورداستریم در پی این جنگ، عرضه گاز بهعنوان یکی از اصلیترین انواع سوخت در جهان، قیمت جایگزینهای گاز از جمله زغالسنگ در جهان افزایش یافت.
از سال ۲۰۲۰ یعنی در اوج همهگیری ویروس کرونا، قیمت جهانی زغالسنگ در هر تن از حدود ۱۱۰ دلار به ۱۱۸ دلار تا پایان خردادماه ۱۴۰۲ (۲۰۲۳ میلادی) افزایش یافته است. این میزان
ریزش معدن طزره حادثهای است که به نظر میرسد احتمال تکرار آن با مرگ شش کارگر در یکشنبه شب تلخ دوازدهم شهریور امسال، صفر نخواهد شد و با تداوم وضعیت فعلی معدن، باز هم شاهد آن خواهیم بود.
ضعف مهندسی و عدم بروزرسانی تجهیزات معدنچیان را به کام مرگ فرستاد
به گزارش خبرنگار ایلنا، انبوه گزارشات، پایاننامهها، مقالات، توصیهها، مصاحبهها و اظهارنظرها درباره معدن زغالسنگ طزره و مجموعه البرز شرقی از دهه ۱۳۹۰ تاکنون موجود است. دانشجویان، مهندسان، صاحبنظران، متخصصان ایمنی و بهداشت حرفهای و کارگران و کارشناسان مختلف باسابقه بارها در زمینه وضعیت این معدن هشدار دادند، اما آنچه در عمل دیده شد، عدم نظارت و عدم تغییر الگوی مدیریتی مجموعه و در نتیجه تکرار حوادث پیدرپی ریزش معدن زغالسنگ (متوسط سالی یکبار) روی سر کارگران بود؛ حادثهای که به نظر میرسد احتمال تکرار آن با مرگ شش کارگر در یکشنبه شب تلخ دوازدهم شهریور امسال، پایان نخواهد یافت و با تداوم وضعیت فعلی معدن، باز هم شاهد آن خواهیم بود. این پیشبینی البته یک حدس و گمان عادی نیست و پیشتر توسط کارگران حرفهای مجموعه، کارشناسان حوزه ایمنی و متخصصین دانشگاهی در پایاننامه و مقالات مختلف به گوش افراد ذیربط رسیده و راه را بر هر بهانهای قبل از وقوع حوادث بسته است.
ساختار مدیریت ریسک و ایمنی در معادن
یکی از موضوعاتی که در سالهای گذشته بسیار مورد توجه کارشناسان و دانشجویان حوزه معدن بوده، ساختار مدیریت ریسک و ایمنی معادن کشور از جمله معادن زغالسنگ است.
معادن زغالسنگ برخلاف سایر معادن مواد آلی و کانیهای قابل بهرهبرداری (مثل معادن روی، آلومینیوم، طلا، مس، آهن، سنگهای زینتی و…) از جمله معادنی است که ساختار طبقه-طبقه دارد. لایهها و طبقات مختلف این معادن که در اثر فشرده شدن انبوهی از بقایای درختان، بوتهها و باقی گیاهان زنده طی میلیونها سال پیش به وجود آمده است. از آنجا که ماهیتاً این درختان و چوبهای آنها تحت فشار لایههای تحتانی زمین و گرما روی هم فشرده شدند، ماهیتا نرم شده و از استحکامی که سایر مواد معدنی برخوردار هستند، برخوردار نخواهند بود. ضمن اینکه همانطور که درخت دارای انبوه لایهها است، زغالسنگ شکل گرفته نیز در زیر زمین مرکب از لایههای مختلف و طبقات است که به مرور شکل و ظاهر سنگی و مستحکم گرفتهاند، اما شکل استخراج و بهرهبرداری میتواند به شدت در شکلگیری فشار به سایر طبقات موثر باشد. همچنین به دلیل ماهیت شیمیایی این ماده معدنی، برخلاف بسیاری از مواد معدنی گازهایی در مجموعه معدن متصاعد میشود که میتواند برای انسان مضر باشد.
در جهان بهطور عمده مرگ و میر ناشی از معادن زغالسنگ بالا ارزیابی شده است. در ایران نیز از سال ۱۳۷۲ به بعد بطور متوسط سالانه تعداد ۱۰۵ نفر بر اثر حوادث در معادن زغالسنگ جان باختند.
اوج این حوادث در اردیبهشت ۱۳۹۶ بحث انفجار معدن زمستان یورت استان گلستان بود که در آن ۴۳ کارگر جان خود را از دست دادند و بیش از ۷۰ نفر مجروح شدند.
یکی از دلایل ضعف شرکتها در توسعه و بهبود وضعیت استحصال معادن زغالسنگ، عدم رضایت شرکتهای فولاد و دیگر متقاضیان داخلی و خارجی ذغالسنگ از محصول نهایی بوده است، اما اکنون که تکلیف قیمت جهانی این ماده معدنی بهتر شده، انتظار میرود بهره برداران به ارتقای ضریب ایمنی در معادن زغالسنگ توجه جدی داشته باشند.
کارشناسان و دستاندرکاران بر این نکته تاکید دارند که سازمان نظام مهندسی معدن ایران به عنوان یک مرجع رسمی باید ضمن تلاش در ارتقای سطح استاندارد فعالیت معادن زغالسنگ، نسبت به اجرای دقیق مقررات ایمنی نظارت لازم را داشته باشد.
رییس پیشین این سازمان در مهر ماه ۹۶ اعلام کرده بود: اعمال مقررات سختگیرانه ایمنی در معادن زغالسنگ باید پیاده شود و پس از وقوع حادثه در معدن زمستان یورت گلستان، (اردیبهشت ۹۶) از همه ۱۱۵ معدن زغالسنگ بازدید و دستور تعطیلی چند معدن هم صادر شده است. اما تجربه میگوید برای معادن کشور معمولا دستورهای قضایی مانند حادثه روز یکشنبه شب طزره فورا با شور و حرارت زیاد صادر میشود اما معمولا پس از مدت کوتاهی به اسم «حمایت از تولید» بدون اصلاحات اساسی در حوزه ایمنی کار، معمولا دستور بازگشایی صادر میشود!
افزایش قیمت پس از بحران جنگ در اوکراین و کاهش عرضه گاز
پس از وقوع جنگ اوکراین و انفجار مشکوک لوله انتقال گاز نورداستریم در پی این جنگ، عرضه گاز بهعنوان یکی از اصلیترین انواع سوخت در جهان، قیمت جایگزینهای گاز از جمله زغالسنگ در جهان افزایش یافت.
از سال ۲۰۲۰ یعنی در اوج همهگیری ویروس کرونا، قیمت جهانی زغالسنگ در هر تن از حدود ۱۱۰ دلار به ۱۱۸ دلار تا پایان خردادماه ۱۴۰۲ (۲۰۲۳ میلادی) افزایش یافته است. این میزان
افزایش قیمت که بطور متوسط پس از جنگ اوکراین هرماه ۲ درصد بوده، باعث شده تا انگیزههای اقتصادی در جهت افزایش تولید این ماده معدنی جایگزین گاز در جهان بالاتر برود. ایران نیز از این موضوع مستثنی نبود. با گسترش خصوصیسازی بخش معدنی در کشور، کارفرمایان بخش خصوصی از جمله در معدن تازه خصوصی شده البرز شرقی نیز به سمت افزایش استخراج از این معدن حرکت کردند.
مدیرعامل وقت مجموعه معدن البرز شرقی در سال ۱۳۹۹ (۲۰۲۱ میلادی) طی گزارشی از تولید این معدن اعلام کرد: پس از حضور پیمانکاران بخش خصوصی در این مجموعه تولید حدود ۲.۵ برابر افزایش یافته است. این روند افزایش تولید همچنان نیز ادامه داشته است. مدیرعامل شرکت معادن زغالسنگ البرزشرقی شاهرود تاکید کرده بود: با پیگیریهای انجام شده در روند تغییر مدیریتی این مجموعه، ۳۳۵ میلیارد تومان بدهیهای شرکت البرز شرقی در سال گذشته تسویه شده است.
بابک براتی مدیرعامل بعدی مجموعه در شهریور ماه سال گذشته در اظهار نظری گفته بود: طی خرداد و تیرماه سال جاری رکورد ۱۵ساله تولید و تحویل زغال خام را به زغال شویی شرکت البرز شرقی شکستیم و حدود ۴۱ هزار تن زغال خام را به زغال شویی این شرکت تحویل دادیم که رکورد بزرگی به شمار میرود. رکورد روزانه دیگر حدود دو هزار ۷۰۰ تن زغال خام بوده که به کارخانه زغالشویی تحویل شد.
وی وعده داده بود که با این روند به زودی معدن طزره و مجموعه البرز شرقی به دومین تولیدکننده زغالسنگ کشور (پس از معدن زغالسنگ پرورده طبس بهعنوان بزرگترین معدن ایران و خاورمیانه) بدل میشود.
این درحالی است که رشد و توسعه مجموعه حتی پس از خصوصیسازی نیز همزمان با رشد و توسعه ایمنی فعالیت مجموعه همراه نبوده و هرچه جلوتر میرویم، گویی تعداد حوادث به دلیل استهلاک ابزار و تجهیزات و هچنین کاهش استحکام مجموعه، روندی نزولی دارد.
نتایج جانبی رشد و شکوفایی!
البته این استخراج دائمی از معادن بدون توجه به ملاحظات مربوط به محیط زیست و ایمنی، میتواند آثار جانبی ناگواری را بر کارگران و همسایگان معدن نیز برجای بگذارد.
مهدی خرقانی (استاد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) اخیرا در مقالهای تحت عنوان «ارزیابی مقایسهای تاثیرگذاری معادن زغالسنگ طزره بر کیفیت و توزیع غلظت عناصر B و Br در منابع آبی منطقه» نشان داد که روند مدیریت نشده استخراج از معدن باعث شده تا بخشی از منابع آبی در پاییندست و بالادست دچار آلودگی شود.
در شرایطی که بین سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ تولید این معدن تنها ۲۰ درصد افزایش یافته بود، روندهای مورد مطالعه خرقانی و همکاران وی نشان داده بود: «فعالیتهای معدن در مجموعه زغالسنگ طزره باعث کاهش کیفیت آبهای زیرزمینی بیشتر در پایین دست منطقه شاهرود و دامغان شده است. زهاب خروجی تونل و زهاب حاصل از شستشوی مواد باطله را میتوان از عوامل اصلی این اتفاق دانست. بیشترین تغییر یونها در چشمه پایین دست، مربوط به یونهای سولفات و سدیم است. در طی یک دوره ده ساله، یونهای سولفات ۱۴ برابر و یونهای خطرناک سدیم در آب ۱۱ برابر افزایش داشته است. این میزان به ترتیب ۲.۳ برابر و ۲ برابر استاندارد ارزیابی میشود.»
البته افزایش حجم کار، ساعات کار و استخراج بر نیروی کار معدنچی نیز تاثیر قابل ملاحظهای در مجموعههای معدن زغالسنگ کشور دارد. صدیقه شهرکی و سیما بابایی (از محققان دانشگاههای علوم پزشکی کرمان و اصفهان) در مطالعهای روی تغییرات «الکترودیاگرام» در کارگران معادن زغالسنگ نشان دادند که فعالیت در معادن ناایمن زغالسنگ و استنشاق مواد شیمیایی متراکم در طبقات مختلف این معادن بر عملکرد قلبی و عروقی کارگران آثار قابل ملاحظه منفی برجای میگذارد.
در این مطالعه که در سال ۱۳۹۶ نهایی شده است، ۹۰ نفر از کارگران شاغل در واحد استخراج معادن زغالسنگ به عنوان گروه مورد و ۷۵ نفر از کارگران که در تماس با زغالسنگ نبودهاند، به عنوان گروه شاهد در یک فاصله زمانی چهارساله انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. همسانسازی برای مطالعه گروهها بر اساس سن و سابقه کار بود.
در این مطالعه افراد صرفا سالم بررسی شدند. معیارهای حذف افراد ناسالم در مطالعه شامل موارد زیر بودند: سابقه مصرف سیگار، دیابت، چاقی (با شاخص توده بدنی بیش از ۲۴)؛ مصرف داروهای قلبی، ایجادکننده تغییر در نوار قلب؛ و سابقه فشارخون سیستولی بیشتر از ۱۲۰ میلی متر جیوه همه از جمله عواملی بودند که باعث میشدند کارگران در این مطالعه برای معاینه حضور پیدا نکنند تا جامعه آماری قابل مطالعه و راستیآزمایی بدست آید. مطالعه الکترودیاگرام و نوار قلب آنها نشان داد «گروه مورد» که کارگران دارای سابقه در بخش معادن زغالسنگ و در معرض مواد موجود در تونلها بودند، تا بسیار زیادی عملکرد قلب آنها و نارساییهایشان را بیش از گروه شاهد که کارگر بخشهای دیگر هستند، بوده است.
مدیرعامل وقت مجموعه معدن البرز شرقی در سال ۱۳۹۹ (۲۰۲۱ میلادی) طی گزارشی از تولید این معدن اعلام کرد: پس از حضور پیمانکاران بخش خصوصی در این مجموعه تولید حدود ۲.۵ برابر افزایش یافته است. این روند افزایش تولید همچنان نیز ادامه داشته است. مدیرعامل شرکت معادن زغالسنگ البرزشرقی شاهرود تاکید کرده بود: با پیگیریهای انجام شده در روند تغییر مدیریتی این مجموعه، ۳۳۵ میلیارد تومان بدهیهای شرکت البرز شرقی در سال گذشته تسویه شده است.
بابک براتی مدیرعامل بعدی مجموعه در شهریور ماه سال گذشته در اظهار نظری گفته بود: طی خرداد و تیرماه سال جاری رکورد ۱۵ساله تولید و تحویل زغال خام را به زغال شویی شرکت البرز شرقی شکستیم و حدود ۴۱ هزار تن زغال خام را به زغال شویی این شرکت تحویل دادیم که رکورد بزرگی به شمار میرود. رکورد روزانه دیگر حدود دو هزار ۷۰۰ تن زغال خام بوده که به کارخانه زغالشویی تحویل شد.
وی وعده داده بود که با این روند به زودی معدن طزره و مجموعه البرز شرقی به دومین تولیدکننده زغالسنگ کشور (پس از معدن زغالسنگ پرورده طبس بهعنوان بزرگترین معدن ایران و خاورمیانه) بدل میشود.
این درحالی است که رشد و توسعه مجموعه حتی پس از خصوصیسازی نیز همزمان با رشد و توسعه ایمنی فعالیت مجموعه همراه نبوده و هرچه جلوتر میرویم، گویی تعداد حوادث به دلیل استهلاک ابزار و تجهیزات و هچنین کاهش استحکام مجموعه، روندی نزولی دارد.
نتایج جانبی رشد و شکوفایی!
البته این استخراج دائمی از معادن بدون توجه به ملاحظات مربوط به محیط زیست و ایمنی، میتواند آثار جانبی ناگواری را بر کارگران و همسایگان معدن نیز برجای بگذارد.
مهدی خرقانی (استاد دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب) اخیرا در مقالهای تحت عنوان «ارزیابی مقایسهای تاثیرگذاری معادن زغالسنگ طزره بر کیفیت و توزیع غلظت عناصر B و Br در منابع آبی منطقه» نشان داد که روند مدیریت نشده استخراج از معدن باعث شده تا بخشی از منابع آبی در پاییندست و بالادست دچار آلودگی شود.
در شرایطی که بین سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ تولید این معدن تنها ۲۰ درصد افزایش یافته بود، روندهای مورد مطالعه خرقانی و همکاران وی نشان داده بود: «فعالیتهای معدن در مجموعه زغالسنگ طزره باعث کاهش کیفیت آبهای زیرزمینی بیشتر در پایین دست منطقه شاهرود و دامغان شده است. زهاب خروجی تونل و زهاب حاصل از شستشوی مواد باطله را میتوان از عوامل اصلی این اتفاق دانست. بیشترین تغییر یونها در چشمه پایین دست، مربوط به یونهای سولفات و سدیم است. در طی یک دوره ده ساله، یونهای سولفات ۱۴ برابر و یونهای خطرناک سدیم در آب ۱۱ برابر افزایش داشته است. این میزان به ترتیب ۲.۳ برابر و ۲ برابر استاندارد ارزیابی میشود.»
البته افزایش حجم کار، ساعات کار و استخراج بر نیروی کار معدنچی نیز تاثیر قابل ملاحظهای در مجموعههای معدن زغالسنگ کشور دارد. صدیقه شهرکی و سیما بابایی (از محققان دانشگاههای علوم پزشکی کرمان و اصفهان) در مطالعهای روی تغییرات «الکترودیاگرام» در کارگران معادن زغالسنگ نشان دادند که فعالیت در معادن ناایمن زغالسنگ و استنشاق مواد شیمیایی متراکم در طبقات مختلف این معادن بر عملکرد قلبی و عروقی کارگران آثار قابل ملاحظه منفی برجای میگذارد.
در این مطالعه که در سال ۱۳۹۶ نهایی شده است، ۹۰ نفر از کارگران شاغل در واحد استخراج معادن زغالسنگ به عنوان گروه مورد و ۷۵ نفر از کارگران که در تماس با زغالسنگ نبودهاند، به عنوان گروه شاهد در یک فاصله زمانی چهارساله انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. همسانسازی برای مطالعه گروهها بر اساس سن و سابقه کار بود.
در این مطالعه افراد صرفا سالم بررسی شدند. معیارهای حذف افراد ناسالم در مطالعه شامل موارد زیر بودند: سابقه مصرف سیگار، دیابت، چاقی (با شاخص توده بدنی بیش از ۲۴)؛ مصرف داروهای قلبی، ایجادکننده تغییر در نوار قلب؛ و سابقه فشارخون سیستولی بیشتر از ۱۲۰ میلی متر جیوه همه از جمله عواملی بودند که باعث میشدند کارگران در این مطالعه برای معاینه حضور پیدا نکنند تا جامعه آماری قابل مطالعه و راستیآزمایی بدست آید. مطالعه الکترودیاگرام و نوار قلب آنها نشان داد «گروه مورد» که کارگران دارای سابقه در بخش معادن زغالسنگ و در معرض مواد موجود در تونلها بودند، تا بسیار زیادی عملکرد قلب آنها و نارساییهایشان را بیش از گروه شاهد که کارگر بخشهای دیگر هستند، بوده است.
در این مطالعه بررسی نشان داد سابقه بیماری در خانواده در نارساییهای قلبی و فشار خون کارگران مقایسه شده نقش بهسزایی نداشته است و تفاوت بیشتر تنها در نوع کار آنها بوده است.
در کنار این مطالعه، بررسی همین گروه نشان داد: بیماریهای ریوی از جمله «پنوموکونیوز» در کارگران معادن زغالسنگ شایع است و منجر به محدودیت جریان هوا در ریه میشود.
کارگران معدن چه میگویند؟
یکی از کارگران با سابقه و در آستانه بازنشستگی معدن البرز شرقی در گفتگو با ایلنا، به نکاتی درباره نوع استخراج و پیشروی معدن طزره اشاره کرد و گفت: با دانش تجربی که ما از وضعیت مدیریت معدن داریم، به تجربه فهمیدهایم که نباید در لایههای پایینی معدن پیشروی زیادی کرد و تا استخراج از لایههای بالا (که برای کارفرما چندان به صرفه نیست) کامل نشود، پیشروی بیش از حد در معدن زغالسنگ در لایهها و طبقات زیرینی و عمیق به شدت به استحکام معدن آسیب زده و باعث ریزش پیدرپی معدن میشود.
وی ادعا میکند: از زمانی که با خصوصیسازی بهرهبرداری از معدن طزره مجموعه بدون توجه به بسیاری از نکات ایمنی صرفا بر تولید بیشتر تاکید میکند و شیفتهای بهرهبرداری تعطیل نمیشود. همین مسئله ریسک هر حادثهای را افزایش میدهد. این درحالی است که کارگران این معدن خود با مشکلات دیگری مثلعدم تبدیل وضعیت وعدم طبقهبندی مشاغل و جذب شرکتی نیرو مواجه بودند و کار در محیط خطرناک، به نوعی مشکلات کار در این مجموعه را دوچندان کرده است.
این کارگر معدن تصریح کرد: عمق ۷۰۰ متری وقوع حادثه و ریختن آوار در عمق ۴۰۰ متری روی سر کارگران به همراه انتشار گسترده گاز متان – که مانع از تسریع اقدامات مربوط به امداد و نجات برای کارگران نیز شد- از جمله مسائلی است که نشان میدهد مسئله رسیدگی به وضعیت معدن و مدیریت آن مورد توجه قرار نگرفته است.
ایمنی تونلها
یکی از مسائلی که درباره موقعیت بهرهبرداری از تونلها و پیشروی در طبقات معدن زغالسنگ طزره با اهمیت است، مشکل رطوبت سقف معدن و استحکام سقفی آن است. این استحکام عمدتا به دلیل فاصله میان کارگاهها و همچنین شکل حفر تونل و تجهیزات بکار رفته، دچار مشکل میشود.
در مقاله علمی-پژوهشی «توسعه سیستم طبقهبندی فازی بهمنظور بررسی کیفیت سقف معادن زغالی (با تاکید بر معادن زغالسنگ البرز شرقی)» که در سال ۱۳۹۷ زیر نظر رضا میکاییل (هیئت علمی گروه معدن دانشگاه صنعتی ارومیه) تدوین شده است. مطالعه زمینشناختی و ارزیابی استحکام سقف توسط تیم مطالعاتی تنظیم کننده این مقاله نشان داد که لازم است در زمینه کیفیت سنگ سقف این مجموعه ارزیابی بیشتری انجام شود.
مقاله دیگری توسط مجتبی سرلک و سیدرحمان ترابی که در فصلنامه علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت منتشر شد، نشان داده است که «رعایت حداقل فاصله بین هر تونل و کارگاه برای ایمنی کار در مجموعه البرز شرقی ضروری است تا از این طریق بتوان از تاثیر متقابل بین لایهها و طبقات درحال استخراج جلوگیری کرد.»
در جمعبندی این مقاله آمده است: «تلفیق نتایج حاصل از بررسی رفتار سقف کارگاه در لایه P۱۰ مجموعه البرز شرقی نشان میدهد که سقف کارگاه استخراج به صورت نیمه پایدار عمل میکند و میتواند در صورت نزدیکی کارگاه مجاور، وضعیتی ناپایدار داشته باشد. چنانچه پیشروی برخلاف جهت کارگاه مجاور باشد، وضعیت نامساعدتر خواهد بود. باید در توسعه برداشت و استخراج یک لنگه حفاظتی در حدفاصل دو کارگاه گذاشته شود. فاصله باید حداقل ۱۰ متر باشد و محدودیتهای دیگر مثل ملاحظات تهویه و ترابری و نگهداری تونلها و ایمنی کارگاههای مجاور (که درحال استخراج نیستند) لحاظ شود».
به هرحال، برخی کارشناسان بر این باور هستند که ملاحظات مربوط به فاصله، ایمنی، مونیتورینگ و نظارت در کارگاهها رعایت نشده است. همچنین ارزیابی گاز متان نیز باید در حین کار ادامه یابد.
22
همچنین در پایان نامه علی آزاد (دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد دانشکده معدن و ژئوفیزیک دانشگاه صنعتی شاهرود) که با نمره بالا به تایید رسیده است، نشان داده شده که «در میان معادن البرز شرقی، معدن طزره از همه ناایمنتر است». و «میانگین فراوانی حادثه در معدن طزره ۲۲، معدن رضی ۲ و معدن تخت ۱ حادثه در ماه است که بدلیلعدم رعایت نکات مهندسی و HSE در ایمنسازی بهوجود میآید.»
در این رساله کارشناسی ارشد مطرح شده است: شاخص شدت حوادث در مجموعه طزره ۰.۴۵ و در معدن تخت ۰.۲۶ است. در این رساله که در دهه ۱۳۹۰ تدوین و منتشر شده است، اظهار شده: از جنبه ایمنی تونلها و کارگاههای درحال استخراج، علتعدم ایمنی معدن طزره بیش از هرچیز «فرسودگی تجهیزات معدن» است…لذا طزره ایمنی بسیار نامطلوب دارد.
نا ایمنی کارگاهها و تونلها در طزره چنانکه از پایاننامهها، تحقیقات و مقالات دانشگاهی مشخص بود، باعث شد در اواخر دهه
در کنار این مطالعه، بررسی همین گروه نشان داد: بیماریهای ریوی از جمله «پنوموکونیوز» در کارگران معادن زغالسنگ شایع است و منجر به محدودیت جریان هوا در ریه میشود.
کارگران معدن چه میگویند؟
یکی از کارگران با سابقه و در آستانه بازنشستگی معدن البرز شرقی در گفتگو با ایلنا، به نکاتی درباره نوع استخراج و پیشروی معدن طزره اشاره کرد و گفت: با دانش تجربی که ما از وضعیت مدیریت معدن داریم، به تجربه فهمیدهایم که نباید در لایههای پایینی معدن پیشروی زیادی کرد و تا استخراج از لایههای بالا (که برای کارفرما چندان به صرفه نیست) کامل نشود، پیشروی بیش از حد در معدن زغالسنگ در لایهها و طبقات زیرینی و عمیق به شدت به استحکام معدن آسیب زده و باعث ریزش پیدرپی معدن میشود.
وی ادعا میکند: از زمانی که با خصوصیسازی بهرهبرداری از معدن طزره مجموعه بدون توجه به بسیاری از نکات ایمنی صرفا بر تولید بیشتر تاکید میکند و شیفتهای بهرهبرداری تعطیل نمیشود. همین مسئله ریسک هر حادثهای را افزایش میدهد. این درحالی است که کارگران این معدن خود با مشکلات دیگری مثلعدم تبدیل وضعیت وعدم طبقهبندی مشاغل و جذب شرکتی نیرو مواجه بودند و کار در محیط خطرناک، به نوعی مشکلات کار در این مجموعه را دوچندان کرده است.
این کارگر معدن تصریح کرد: عمق ۷۰۰ متری وقوع حادثه و ریختن آوار در عمق ۴۰۰ متری روی سر کارگران به همراه انتشار گسترده گاز متان – که مانع از تسریع اقدامات مربوط به امداد و نجات برای کارگران نیز شد- از جمله مسائلی است که نشان میدهد مسئله رسیدگی به وضعیت معدن و مدیریت آن مورد توجه قرار نگرفته است.
ایمنی تونلها
یکی از مسائلی که درباره موقعیت بهرهبرداری از تونلها و پیشروی در طبقات معدن زغالسنگ طزره با اهمیت است، مشکل رطوبت سقف معدن و استحکام سقفی آن است. این استحکام عمدتا به دلیل فاصله میان کارگاهها و همچنین شکل حفر تونل و تجهیزات بکار رفته، دچار مشکل میشود.
در مقاله علمی-پژوهشی «توسعه سیستم طبقهبندی فازی بهمنظور بررسی کیفیت سقف معادن زغالی (با تاکید بر معادن زغالسنگ البرز شرقی)» که در سال ۱۳۹۷ زیر نظر رضا میکاییل (هیئت علمی گروه معدن دانشگاه صنعتی ارومیه) تدوین شده است. مطالعه زمینشناختی و ارزیابی استحکام سقف توسط تیم مطالعاتی تنظیم کننده این مقاله نشان داد که لازم است در زمینه کیفیت سنگ سقف این مجموعه ارزیابی بیشتری انجام شود.
مقاله دیگری توسط مجتبی سرلک و سیدرحمان ترابی که در فصلنامه علوم مهندسی دانشگاه علم و صنعت منتشر شد، نشان داده است که «رعایت حداقل فاصله بین هر تونل و کارگاه برای ایمنی کار در مجموعه البرز شرقی ضروری است تا از این طریق بتوان از تاثیر متقابل بین لایهها و طبقات درحال استخراج جلوگیری کرد.»
در جمعبندی این مقاله آمده است: «تلفیق نتایج حاصل از بررسی رفتار سقف کارگاه در لایه P۱۰ مجموعه البرز شرقی نشان میدهد که سقف کارگاه استخراج به صورت نیمه پایدار عمل میکند و میتواند در صورت نزدیکی کارگاه مجاور، وضعیتی ناپایدار داشته باشد. چنانچه پیشروی برخلاف جهت کارگاه مجاور باشد، وضعیت نامساعدتر خواهد بود. باید در توسعه برداشت و استخراج یک لنگه حفاظتی در حدفاصل دو کارگاه گذاشته شود. فاصله باید حداقل ۱۰ متر باشد و محدودیتهای دیگر مثل ملاحظات تهویه و ترابری و نگهداری تونلها و ایمنی کارگاههای مجاور (که درحال استخراج نیستند) لحاظ شود».
به هرحال، برخی کارشناسان بر این باور هستند که ملاحظات مربوط به فاصله، ایمنی، مونیتورینگ و نظارت در کارگاهها رعایت نشده است. همچنین ارزیابی گاز متان نیز باید در حین کار ادامه یابد.
22
همچنین در پایان نامه علی آزاد (دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد دانشکده معدن و ژئوفیزیک دانشگاه صنعتی شاهرود) که با نمره بالا به تایید رسیده است، نشان داده شده که «در میان معادن البرز شرقی، معدن طزره از همه ناایمنتر است». و «میانگین فراوانی حادثه در معدن طزره ۲۲، معدن رضی ۲ و معدن تخت ۱ حادثه در ماه است که بدلیلعدم رعایت نکات مهندسی و HSE در ایمنسازی بهوجود میآید.»
در این رساله کارشناسی ارشد مطرح شده است: شاخص شدت حوادث در مجموعه طزره ۰.۴۵ و در معدن تخت ۰.۲۶ است. در این رساله که در دهه ۱۳۹۰ تدوین و منتشر شده است، اظهار شده: از جنبه ایمنی تونلها و کارگاههای درحال استخراج، علتعدم ایمنی معدن طزره بیش از هرچیز «فرسودگی تجهیزات معدن» است…لذا طزره ایمنی بسیار نامطلوب دارد.
نا ایمنی کارگاهها و تونلها در طزره چنانکه از پایاننامهها، تحقیقات و مقالات دانشگاهی مشخص بود، باعث شد در اواخر دهه
۱۳۹۰ شاهد افزایش تعداد حوادث باشیم. این روند باعث شد در سال ۱۳۹۶ به تدریج شرکت همزمان با خصوصیسازی، از معدنچیان این مجموعه تعهد ایمنی بگیرد.
معدنچیان زغالسنگ البرز شرقی میگویند: با روند کنونی راهی غیر از امضاء این تعهدنامه نداشتیم. اما پرسش این است که با توجه شرایط خاص فعالیت معادن، معلوم نیست تا چه اندازه بتوان این نکات را در عمل رعایت کرد و براساس این آموزشها فعالیتهای شغلی روزانه را انجام داد.
این کارگران افزودند: با وضع فعلی نگرانیم که مبادا بر اثر یک حادثه کار امکان پیگیری حقوق قانونی کارگران حادثهدیده و بازماندگان آنها فراهم نشود.
در همین رابطه مسئولان معدن زغالسنگ البرز شرقی شاهرود ضمن تایید این اتفاق عنوان کردند که امضاء تعهدنامه ایمنی با هماهنگی نهاد صنفی کارگران معدن و در راستای بازدارندگی از وقوع حوادث احتمالی و تشویق بیشتر کارگران به رعایت کردن اصول ایمنی کار صورت گرفته است و ارتباطی با نقض شدن حقوق قانونی حادثهدیگان احتمالی ندارد!
خصوصیسازی معادن با توجه به قدیمی بودن معادن زغالسنگ کشور، باعث شده بسیاری از روشهای اصولی بهرهبرداری از معدن صرفه اقتصادی نداشته باشد و مدیران در رعایت برخی اصول برای صرفه اقتصادی بهطور طبیعی کوتاهی میکنند.
عدم بروزرسانی تجهیزات و روشها؛ عامل اصلی حادثه
سعید صدر منصوری (کارشناس ایمنی و HSE در حوزه معادن) در تحلیل حادثه معدن طزره و مرگ شش کارگر ضمن تایید ادعاهای کارگران مجموعه در زمینه ایمنی معدن گفت: این امکان وجود دارد که شرکتها در چنین مجموعههایی همزمان با پیشروی، استخراج را نیز انجام دهند که این مسئله خطراتی را در پی دارد. ممکن است مسیرهایی توسط مجموعه شرکت تا انتها پیشروی و باز شود و همزمان در لایههای پیشروی شده قبلی استخراج صورت گیرد.
وی افزود: معادن زغالسنگ در ایران اکثرا در زمان راهاندازی با تکنولوژی دهه ۱۹۶۰ اتحاد شوروی آغاز به کار کردند و سبک استخراج و کار براساس همان فناوری آن زمان شوروی است و باقی ماندن تجهیزات و ادامه کار در این شرایط با آن سطح از فناوری قدیم برای سال ۲۰۲۳ میلادی یک معجزه است! ما هرگز به سمت به روزرسانی تجهیزات و شیوههای استخراج و بازنگری در فرآیندهای نظارت HSE و ایمنی در این مجموعهها نرفتیم. این درحالی است که در دنیا کنترل معادن به سمت هوشمندسازی رفته است. بنده تایید میکنم که بهخصوص در معادن قدیمی مثل طزره البرز شرقی چنین تحولی به سمت نوسازی تجهیزات رخ نداده است.
صدر منصوری ادامه داد: خصوصیسازی معادن با توجه به قدیمی بودن معادن زغالسنگ کشور، باعث شده بسیاری از روشهای اصولی بهرهبرداری از معدن صرفه اقتصادی نداشته باشد و مدیران در رعایت برخی اصول برای صرفه اقتصادی بهطور طبیعی کوتاهی میکنند. ممکن است حجم کار و شیفتها بیش از حد مجاز شده و تجهیزات ایمنی کمتر استفاده شود تا هزینه تولید به حداقل برسد. این البته معضل عمومی همه معادن ما در کشور است و منحصر به البرز شرقی نیست.
این کارشناس حوزه ایمنی معادن تصریح کرد: به ویژه در معادن زغالسنگ که ریسک و ناایمنی بسیار بیشتر از سایر معادن است، رعایت ایمنی و اصول مهندسی بسیار حیاتی است. حتی اگر تمامی دستورالعملهای ایمنی و مهندسی در حوزه استخراج و پیشروی در معادن انجام شود، باز هم کار در معدن زغالسنگ بسیار خطرناکتر و پرریسکتر از سایر مشاغل است. حال تصور کنید تجهیزات، رعایت نکات ایمنی، مهندسی مسیرهای تهویه هوا، مانیتورینگ و تجهیزات ضد جرقه و تستهای گاز به خوبی انجام نگیرد!
وی تاکید کرد: یک تیم تخصصی باید بررسی لازم از این حادثه را به عمل آورد اما بنده به عنوان فرد متخصص در این حوزه قبل از این بررسی اعلام میکنم که قطعا سیستم تهویه معدن طرزه استاندارد نبوده و اگر سیستم تهویه مناسب هم باشد، گاهی ممکن است نرخ استخراج زغال بیش از حد استاندارد باشد. ممکن است حتی در حین پیشروی با لایههایی در حین کار مواجه شویم که نرخ تولید گاز متان بیشتر شود که قابل مشتعل شدن است و میتواند به دستگاه تنفسی کارگران آسیب بزند.
صدر منصوری با رد این ادعا که فشار گاز متان در حفره گازی باعث حادثه فروریزش معدن شده است گفت: گاز متان گازی است که فورا کارگران بوی آن را استشمام کرده و میتوانند از محل خارج شوند. ضمن اینکه فشار این گاز به قدری نیست که حتی در یک محیط بسیار کوچک و بسته باعث فروریختن یک طبقه یا کارگاه بزرگ از معدن شود. اگر مانیتورینگ و نظارت مرکزی قوی بود، فورا با هر تزلزلی در لایهها و نشت هر گازی پیام هشدار صادر شده و محل تخلیه میشد.
این کارشناس HSE تاکید کرد: ما در بحث حادثه تلخ معدن یورت به یاد داریم که مشابه چنین اتفاقی افتاد. در آنجا هم مشکل تهویه، مونیتورینگ و ضعف مهندسی پیشروی دست به دست هم داد و حادثه ایجاد کرد. ممکن است به جز متان، گازهایی مثل
معدنچیان زغالسنگ البرز شرقی میگویند: با روند کنونی راهی غیر از امضاء این تعهدنامه نداشتیم. اما پرسش این است که با توجه شرایط خاص فعالیت معادن، معلوم نیست تا چه اندازه بتوان این نکات را در عمل رعایت کرد و براساس این آموزشها فعالیتهای شغلی روزانه را انجام داد.
این کارگران افزودند: با وضع فعلی نگرانیم که مبادا بر اثر یک حادثه کار امکان پیگیری حقوق قانونی کارگران حادثهدیده و بازماندگان آنها فراهم نشود.
در همین رابطه مسئولان معدن زغالسنگ البرز شرقی شاهرود ضمن تایید این اتفاق عنوان کردند که امضاء تعهدنامه ایمنی با هماهنگی نهاد صنفی کارگران معدن و در راستای بازدارندگی از وقوع حوادث احتمالی و تشویق بیشتر کارگران به رعایت کردن اصول ایمنی کار صورت گرفته است و ارتباطی با نقض شدن حقوق قانونی حادثهدیگان احتمالی ندارد!
خصوصیسازی معادن با توجه به قدیمی بودن معادن زغالسنگ کشور، باعث شده بسیاری از روشهای اصولی بهرهبرداری از معدن صرفه اقتصادی نداشته باشد و مدیران در رعایت برخی اصول برای صرفه اقتصادی بهطور طبیعی کوتاهی میکنند.
عدم بروزرسانی تجهیزات و روشها؛ عامل اصلی حادثه
سعید صدر منصوری (کارشناس ایمنی و HSE در حوزه معادن) در تحلیل حادثه معدن طزره و مرگ شش کارگر ضمن تایید ادعاهای کارگران مجموعه در زمینه ایمنی معدن گفت: این امکان وجود دارد که شرکتها در چنین مجموعههایی همزمان با پیشروی، استخراج را نیز انجام دهند که این مسئله خطراتی را در پی دارد. ممکن است مسیرهایی توسط مجموعه شرکت تا انتها پیشروی و باز شود و همزمان در لایههای پیشروی شده قبلی استخراج صورت گیرد.
وی افزود: معادن زغالسنگ در ایران اکثرا در زمان راهاندازی با تکنولوژی دهه ۱۹۶۰ اتحاد شوروی آغاز به کار کردند و سبک استخراج و کار براساس همان فناوری آن زمان شوروی است و باقی ماندن تجهیزات و ادامه کار در این شرایط با آن سطح از فناوری قدیم برای سال ۲۰۲۳ میلادی یک معجزه است! ما هرگز به سمت به روزرسانی تجهیزات و شیوههای استخراج و بازنگری در فرآیندهای نظارت HSE و ایمنی در این مجموعهها نرفتیم. این درحالی است که در دنیا کنترل معادن به سمت هوشمندسازی رفته است. بنده تایید میکنم که بهخصوص در معادن قدیمی مثل طزره البرز شرقی چنین تحولی به سمت نوسازی تجهیزات رخ نداده است.
صدر منصوری ادامه داد: خصوصیسازی معادن با توجه به قدیمی بودن معادن زغالسنگ کشور، باعث شده بسیاری از روشهای اصولی بهرهبرداری از معدن صرفه اقتصادی نداشته باشد و مدیران در رعایت برخی اصول برای صرفه اقتصادی بهطور طبیعی کوتاهی میکنند. ممکن است حجم کار و شیفتها بیش از حد مجاز شده و تجهیزات ایمنی کمتر استفاده شود تا هزینه تولید به حداقل برسد. این البته معضل عمومی همه معادن ما در کشور است و منحصر به البرز شرقی نیست.
این کارشناس حوزه ایمنی معادن تصریح کرد: به ویژه در معادن زغالسنگ که ریسک و ناایمنی بسیار بیشتر از سایر معادن است، رعایت ایمنی و اصول مهندسی بسیار حیاتی است. حتی اگر تمامی دستورالعملهای ایمنی و مهندسی در حوزه استخراج و پیشروی در معادن انجام شود، باز هم کار در معدن زغالسنگ بسیار خطرناکتر و پرریسکتر از سایر مشاغل است. حال تصور کنید تجهیزات، رعایت نکات ایمنی، مهندسی مسیرهای تهویه هوا، مانیتورینگ و تجهیزات ضد جرقه و تستهای گاز به خوبی انجام نگیرد!
وی تاکید کرد: یک تیم تخصصی باید بررسی لازم از این حادثه را به عمل آورد اما بنده به عنوان فرد متخصص در این حوزه قبل از این بررسی اعلام میکنم که قطعا سیستم تهویه معدن طرزه استاندارد نبوده و اگر سیستم تهویه مناسب هم باشد، گاهی ممکن است نرخ استخراج زغال بیش از حد استاندارد باشد. ممکن است حتی در حین پیشروی با لایههایی در حین کار مواجه شویم که نرخ تولید گاز متان بیشتر شود که قابل مشتعل شدن است و میتواند به دستگاه تنفسی کارگران آسیب بزند.
صدر منصوری با رد این ادعا که فشار گاز متان در حفره گازی باعث حادثه فروریزش معدن شده است گفت: گاز متان گازی است که فورا کارگران بوی آن را استشمام کرده و میتوانند از محل خارج شوند. ضمن اینکه فشار این گاز به قدری نیست که حتی در یک محیط بسیار کوچک و بسته باعث فروریختن یک طبقه یا کارگاه بزرگ از معدن شود. اگر مانیتورینگ و نظارت مرکزی قوی بود، فورا با هر تزلزلی در لایهها و نشت هر گازی پیام هشدار صادر شده و محل تخلیه میشد.
این کارشناس HSE تاکید کرد: ما در بحث حادثه تلخ معدن یورت به یاد داریم که مشابه چنین اتفاقی افتاد. در آنجا هم مشکل تهویه، مونیتورینگ و ضعف مهندسی پیشروی دست به دست هم داد و حادثه ایجاد کرد. ممکن است به جز متان، گازهایی مثل
هیدروژن غلیط، مونواکسید کربن و گرد زغالسنگ در هوا متصاعد شود و محیط را برای نیروی کار آلوده ساخته و حتی امکان انفجار را تشدید کند که همه این موارد نیازمند سنجش گاز و مانیتورینگ دائمی است.
وی درباره ملزومات مهندسی معدن از جهت ایمنی کار گفت: به ویژه در معادن زیرزمینی، در حین پیشروی، شاخصهایی مثل «کیفیت طول سنگ، استحکام سقف و. .» مهم است. برای بررسی امکانعدم ریزش، تستهای مختلفی وجود دارد که تیمهای تخصصی همه باید آن را مدام بگیرند. اینکه فشاری از سمت سقف یا دیواره وارد شود و باعث ریزش معدن شود، به عوامل زیادی بستگی دارد که برای سنجش و بهسازی معادن نامستحکم، نیاز به تجهیزات بسیار پیشرفتهای است.
صدر منصوری اضافه کرد: انفجار یا ریزش میتواند خود سیستمهای نگهدارنده را تضعیف کند و دوباره خود باعث ریزشها و پخش شدن گازهای حبس شده در لایههای دیگر شود و ریسک را به شکل مضاعفی بیشتر کند. راه جلوگیری از حادثه در معادن زغالسنگ به همین واسطه، تنها رعایت آییننامهها و موارد کلیشهای از پیش تعیین شده نیست، بلکه راه آن مکانیزه کردن بهرهبرداری و پیشروی در معدن است که امروزه کماکان به شیوه سنتی انجام میشود. ضمن اینکه پس از آن باید به سمت هوشمندسازی کلیه فرآیندها برویم و باور داشته باشیم که فناوری بیشترین کمک را در زمینه ایمنی به انسان میکند.
وی درباره ملزومات مهندسی معدن از جهت ایمنی کار گفت: به ویژه در معادن زیرزمینی، در حین پیشروی، شاخصهایی مثل «کیفیت طول سنگ، استحکام سقف و. .» مهم است. برای بررسی امکانعدم ریزش، تستهای مختلفی وجود دارد که تیمهای تخصصی همه باید آن را مدام بگیرند. اینکه فشاری از سمت سقف یا دیواره وارد شود و باعث ریزش معدن شود، به عوامل زیادی بستگی دارد که برای سنجش و بهسازی معادن نامستحکم، نیاز به تجهیزات بسیار پیشرفتهای است.
صدر منصوری اضافه کرد: انفجار یا ریزش میتواند خود سیستمهای نگهدارنده را تضعیف کند و دوباره خود باعث ریزشها و پخش شدن گازهای حبس شده در لایههای دیگر شود و ریسک را به شکل مضاعفی بیشتر کند. راه جلوگیری از حادثه در معادن زغالسنگ به همین واسطه، تنها رعایت آییننامهها و موارد کلیشهای از پیش تعیین شده نیست، بلکه راه آن مکانیزه کردن بهرهبرداری و پیشروی در معدن است که امروزه کماکان به شیوه سنتی انجام میشود. ضمن اینکه پس از آن باید به سمت هوشمندسازی کلیه فرآیندها برویم و باور داشته باشیم که فناوری بیشترین کمک را در زمینه ایمنی به انسان میکند.