«بعدها شاید میانمان،
شهرها فاصله خواهد افتاد.
شاید دیگر اتفاقی وسط خیابان هم،
یکدیگر را نخواهیم دید.
حتّی شاید روزی یکی از ما که مُرد،
دیگری روحش هم خبردار نخواهد شد.»
- ناظم حکمت؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
شهرها فاصله خواهد افتاد.
شاید دیگر اتفاقی وسط خیابان هم،
یکدیگر را نخواهیم دید.
حتّی شاید روزی یکی از ما که مُرد،
دیگری روحش هم خبردار نخواهد شد.»
- ناظم حکمت؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
💔1
تو مسئول مراعات کردن زخمها و اینسکیوریتیهای دیگران هستی. اما الزاماً مسئول تشخیص، ترمیم، یا تحمل دائمیشون نیستی.
لوکوموتیو
لوکوموتیو
از یه سنی به بعد، وقتی با والدین زندگی میکنی، درواقع داری اجارهبهای خونه رو با سلامت روانت پرداخت میکنی.
😁2
اگر چیزی که جدایمان کرده
مرگ نیست
پس خیلی حیف شدهایم.
___
اوغوز آتای (۱۹۷۷-۱۹۳۴ ترکیه)
مرگ نیست
پس خیلی حیف شدهایم.
___
اوغوز آتای (۱۹۷۷-۱۹۳۴ ترکیه)
روح او پاره پاره بود، روح من سوخته.
اما وقتی باهم بودیم، زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند.
___
هوای او
نوشته بریتنی سی چری
اما وقتی باهم بودیم، زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند.
___
هوای او
نوشته بریتنی سی چری
بیا و سرت را بر سینهام بگذار
تا این زندگی به رنجی که میکشیم
بیارزد.
ـــــــــ
جمال ثریا (1990-1931 ترکیه)
تا این زندگی به رنجی که میکشیم
بیارزد.
ـــــــــ
جمال ثریا (1990-1931 ترکیه)
احساس بهتری پیدا خواهم کرد، این طبیعت انسان است که یک زخم کهنه را درمان میکند و خودش را برای بستن یک پوسته جدید آماده میکند! فقط همین ..
📚 از کتاب: ما تمامش میکنیم / کالین هوور
📚 از کتاب: ما تمامش میکنیم / کالین هوور
👍1
شراب از دهان راه میگشاید به تن
و عشق از راه چشم در وجود مینشیند.
___
ویلیام باتلر ییتس (۱۸۶۵ ایرلند - ۱۹۳۹ فرانسه)
و عشق از راه چشم در وجود مینشیند.
___
ویلیام باتلر ییتس (۱۸۶۵ ایرلند - ۱۹۳۹ فرانسه)
👍1
جدی راست میگفتن که خرج کردن پولی که خودت درآوردی مزهی دیگهای داره. مزهی زهرمار. مزهی بدبختی و خستگی. درود بر پول پدر تا ابد.
👍7
❤8👍3
«حس نومیدی از اینجا نشأت میگیرد که آدم نمیداند چرا میجنگد، و حتّی نمیداند اصلا باید بجنگد یا نه.»
- یادداشتها؛ آلبر کامو.
- یادداشتها؛ آلبر کامو.
👍4👌1
«تهی از انگورها و گلها،
یا مردی تنها
به دوستانی که از او دور افتادهاند، یا به جوانیاش میاندیشد...»
سطرهای ۱ تا ۱۷ شعر «نان و شراب»
هولدرلین
یا مردی تنها
به دوستانی که از او دور افتادهاند، یا به جوانیاش میاندیشد...»
سطرهای ۱ تا ۱۷ شعر «نان و شراب»
هولدرلین
👍3
فیودور داستایفسکی:
"قلب آدم چیزها را زودتر از عقلش میفهمد؛ مشکل اینجاست که گاهی جرات گفتنش را ندارد ...!"
"قلب آدم چیزها را زودتر از عقلش میفهمد؛ مشکل اینجاست که گاهی جرات گفتنش را ندارد ...!"
👍9
"شعر مینویسم
واژههایم را کنار میزنم
تا تو را ببینم
دلتنگ توام ...!"
شمس لنگرودی
واژههایم را کنار میزنم
تا تو را ببینم
دلتنگ توام ...!"
شمس لنگرودی
❤5
از هر آدم رذلی بپرسید ترجیح میدهد با رذلی مثل خود سروکار داشته باشد یا آدمی بزرگوار و خوشقلب؟
پاسخ میدهد با آدمی بزرگوار و خوشقلب!
پیروزی فضیلت در همین است!
فئودور داستایفسکی / ابله
از هر آدم رذلی بپرسید ترجیح میدهد با رذلی مثل خود سروکار داشته باشد یا آدمی بزرگوار و خوشقلب؟
پاسخ میدهد با آدمی بزرگوار و خوشقلب!
پیروزی فضیلت در همین است!
فئودور داستایفسکی / ابله
❤6👍5
«من زنهایی را میشناسم که از دور خشک و مغرور، از نزدیک سرخوش و مست، و از خیلی نزدیک بسیار غمگیناند.»
کیمیا رجبی
کیمیا رجبی
❤9
من مطمئنم یه سریا رمزی چیزی میزنن، وگرنه تویه این اوضاع این حجم از خوشبختی عادی نیست
👍7
کمی زمان که بگذرد،
همه چیز را فراموش میکنی.
همانطور که کودکیات را
همانطور که اسباببازیهای
شکستهات را فراموش کردی،
دل شکستگیات را هم از یادت خواهی برد.
~
جمال ثریا
همه چیز را فراموش میکنی.
همانطور که کودکیات را
همانطور که اسباببازیهای
شکستهات را فراموش کردی،
دل شکستگیات را هم از یادت خواهی برد.
~
جمال ثریا
❤7🔥1
اِش دیگر نمیدانست خانم هنتین چه سیمایی دارد. خانم هنتین در آستانهی چهل سالگی، آن سوی زیبایی و زشتی، آن سوی جوانی و پیری، برای اِش فقط مسئلهی تنهایی و خاموشی بود. و اِش میخواست که او و خودش را تسخیرکنان برهاند.
📚خوابگردها
🖋هرمان بروخ
📚خوابگردها
🖋هرمان بروخ
❤5