فرهنگستان زبان و ادب فارسی
برنامههای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴) حضور در برنامههای هفتهٔ پژوهش برای علاقهمندان آزاد است. @theapll
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
برنامههای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴) حضور در برنامههای هفتهٔ پژوهش برای علاقهمندان آزاد است. @theapll
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
برنامههای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴) حضور در برنامههای هفتهٔ پژوهش برای علاقهمندان آزاد است. @theapll
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
برنامههای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴) حضور در برنامههای هفتهٔ پژوهش برای علاقهمندان آزاد است. @theapll
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
برنامههای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴) حضور در برنامههای هفتهٔ پژوهش برای علاقهمندان آزاد است. @theapll
Audio
پوشۀ سخنرانیهای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴)
روز دوم: یکشنبه ۲۳ آذرماه
@theapll
روز دوم: یکشنبه ۲۳ آذرماه
@theapll
یازدهم دیماه، زادروز گلچین گیلانی (۱۲۸۸-۱۳۵۱)
باز باران
با ترانه
با گُهَرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده:
در گذرها
رودها راه اوفتاده
شاد و خّرم
یک - دو سه گنجشک پُرگو
باز هر دم
میپرند اینسو و آنسو
میخورد بر شیشه و در
مُشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان:
کودکی ده ساله بودم
شاد و خّرم
نرم و نازک
چُست و چابک
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو،
میپریدم از سرِ جو،
دور میگشتم ز خانه
میشنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لبِ بادِ وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران!
به! چه زیبا بود باران!
میشنیدم اندر این گوهرفشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی:
«بشنو از من، کودکِ من!
پیش چشم مرد فردا
زندگانی - خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا!
@theapll
باز باران
با ترانه
با گُهَرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده:
در گذرها
رودها راه اوفتاده
شاد و خّرم
یک - دو سه گنجشک پُرگو
باز هر دم
میپرند اینسو و آنسو
میخورد بر شیشه و در
مُشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان:
کودکی ده ساله بودم
شاد و خّرم
نرم و نازک
چُست و چابک
با دو پای کودکانه
میدویدم همچو آهو،
میپریدم از سرِ جو،
دور میگشتم ز خانه
میشنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لبِ بادِ وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران!
به! چه زیبا بود باران!
میشنیدم اندر این گوهرفشانی
رازهای جاودانی, پندهای آسمانی:
«بشنو از من، کودکِ من!
پیش چشم مرد فردا
زندگانی - خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا!
@theapll
دوازدهم دی، زادروز ضیاء موحّد (۱۳۲۱)
به آینۀ خود برمیگردم
به روشنایی سحر
به چشمۀ زلال
تا در خورشید تو خیره شوم
و نور سیاهت روشنم کند
از کمند تو آه
از ظلم دلپسند تو آه
شعری از دفتر «مشتی نور سرد»، انتشارات نیلوفر: ۱۳۸۳.
@theapll
به آینۀ خود برمیگردم
به روشنایی سحر
به چشمۀ زلال
تا در خورشید تو خیره شوم
و نور سیاهت روشنم کند
از کمند تو آه
از ظلم دلپسند تو آه
شعری از دفتر «مشتی نور سرد»، انتشارات نیلوفر: ۱۳۸۳.
@theapll