چشماندازگزینی
چشماندازگزینی توانایی تغییر نقطه نظر ماست، به گونهای که به صورت استعاری چیزها را متفاوت ببینیم. ما میتوانیم چشمانداز شخص دیگری را برگزینیم. این میتواند هم به صورت واقعی باشد، یعنی تصور کنیم اگر جای آنها ایستاده بودیم چه میدیدیم؛ و هم به صورت استعاری، یعنی ببینیم آنها چگونه از جایگاه خود به دنیا نگاه میکنند. همچنین میتوانیم در زمان جابجا شویم و چشماندازی در گذشته یا آینده را برگزینیم.
از چشماندازگزینی میتوان به عنوان روشی برای افزایش انعطافپذیری نسبت به خودِ مفهومسازیشده شده یا گذشته/آینده مفهومسازی شده استفاده کرد. چنین مفهومسازیهایی به خودی خود مشکلساز نیستند، اما میتوانند زمانی که به عنوان حقایق واقعی به آنها پاسخ داده میشود، مشکلآفرین شوند. این معمولاً زمانی اتفاق میافتد که احساس تهدید میکنیم و نیاز ما به قطعیت یا امنیت برجسته میشود، یا زمانی که نحوه پاسخ ما به این مفهومسازیها بیش از حد تکرار شده و بخشی جداییناپذیر از هویت ما میشود. هرچند انعطافناپذیری، داستانی منسجم یا امن را فراهم میکند، نقطه ضعف آن این است که دسترسی به اطلاعات یا چشماندازهای بالقوه مفیدی که خارج از مفهومسازیهای ما قرار دارند، بسیار دشوارتر میشود.
مهم است که هدف استفاده از چشماندازگزینی را در ذهن داشته باشیم. بخشی از تحلیل کارکردی، روشن کردن این موضوع است که کمبودهای مراجع کجاست و چگونه این کمبودها با اقدامات ارزشمند تداخل پیدا میکند. به عنوان مثال، اگر مراجعی در برگزیدن چشمانداز خود جوانتر آسیبدیده مشکل دارد و در نتیجه، قادر به درک نشانههای فعلی تروما نیست، ممکن است تشویق به ایجاد پیوستگی بین این چشماندازها مفید باشد. از سوی دیگر، اگر مراجعی نمیتواند فراتر از داستان خود را ببیند و این امر مانع از باز شدن او نسبت به دیگران میشود، ممکن است روشن کردن چشماندازهای متفاوتی که دیگران نسبت به او دارند، سودمند باشد.
البته، باید به خاطر داشت که چشماندازگزینی واقعی، به شکلی که توصیف شد، ممکن است دردناک، ناراحتکننده و افزایشدهنده احساسات نامنسجم با یکیدیگر باشد. بنابراین، مهم است که این کار در بستر یک رابطه درمانی امن انجام شود، جایی که مهارتهای دیگر برای مدیریت افکار و احساسات دردناک ابتدا ایجاد شده باشند.
سه حوزه اصلی وجود دارد که درمانگران میتوانند چشماندازگزینی انعطافپذیر را در آنها ترویج دهند، که مرتبط با من-اینجا-اکنون هستند و عبارتند از: بین فردی، زمانی و مکانی.
بین فردی
چشماندازگزینی بین فردی، مراجع را دعوت میکند تا چشمانداز شخص دیگری را برگزیند.
اگر برای لحظهای چشمانداز پسرتان را برگزینید، او هنگام خروج عصبانی از خانه سعی داشت چه چیزی را به شما منتقل کند؟
اگر همسرتان اینجا جای شما نشسته بود و از آنچه شما تجربه میکنید عبور میکرد، چه میکرد یا میگفت؟
اگر برای لحظهای چشمانداز من را نسبت به دردی که تجربه میکنید برگزینید، فکر میکنید من چه میگویم؟
مکانی
در اینجا از مراجع خواسته میشود تا چشمانداز خود یا آنچه را که میبیند در فضا جابجا کند.
چشمانتان را ببندید و تصور کنید اضطراب شما از بدنتان خارج شده و حدود یک فوت جلوی شما در هوا معلق است. چه چیزی را متوجه میشوید وقتی به آن نگاه میکنید؟
اگر الان بخواهیم آنچه معمولاً اتفاق میافتد را بازی کنیم - پس، در یک طرف اتاق روی یک تکه کاغذ نوشتهام 'افکار و احساسات دردناک' و در طرف دیگر اتاق، 'مراقبت از فرزندانم'. حالا، همانطور که شروع به حرکت میکنید، کدام یک معمولاً شما را به سمت خود میکشد؟
زمانی
با استفاده از چشماندازگزینی زمانی، درمانگر چشمانداز مراجع را در زمان به گذشته یا آینده منتقل میکند.
ببینید میتوانید خودتان را در کفشهای 'شما' دو هفته پیش قرار دهید. آن نسخه از شما چه چیزی میخواهد که شمای الان در ذهن داشته باشید؟
شمای والد دو سال آینده درباره این دوره از زندگیتان چه میگوید؟ چه توصیهای به خودتان میکنید؟
گاهی اوقات میتواند مفید باشد که هر سه را با هم ترکیب کنیم:
اگر مایل هستید، آن طرف اتاق بنشینید. حالا تصور کنید که به نسخه جوانتر خودتان در سن 10 سالگی نگاه میکنید، زمانی که افکار انتقادی درباره خودتان داشتید. چه چیزی مشاهده میکنید؟ در وضعیت بدنیتان چه میبینید؟ در نحوه پاسخ دادن خود چه چیزی متوجه میشوید؟
مهم است به خاطر داشته باشیم که هر نوع حرکت چشماندازگزینی صرفاً یک ابزار است و مانند هر ابزاری، درک خوبی از مسئله برای تعیین اینکه کدام ابزار باید استفاده شود، لازم است.
#Learning_ACT
منبع:
Bennett, R., & Oliver, J. (2019). Acceptance and commitment therapy: 100 key points and techniques. Routledge.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
چشماندازگزینی توانایی تغییر نقطه نظر ماست، به گونهای که به صورت استعاری چیزها را متفاوت ببینیم. ما میتوانیم چشمانداز شخص دیگری را برگزینیم. این میتواند هم به صورت واقعی باشد، یعنی تصور کنیم اگر جای آنها ایستاده بودیم چه میدیدیم؛ و هم به صورت استعاری، یعنی ببینیم آنها چگونه از جایگاه خود به دنیا نگاه میکنند. همچنین میتوانیم در زمان جابجا شویم و چشماندازی در گذشته یا آینده را برگزینیم.
از چشماندازگزینی میتوان به عنوان روشی برای افزایش انعطافپذیری نسبت به خودِ مفهومسازیشده شده یا گذشته/آینده مفهومسازی شده استفاده کرد. چنین مفهومسازیهایی به خودی خود مشکلساز نیستند، اما میتوانند زمانی که به عنوان حقایق واقعی به آنها پاسخ داده میشود، مشکلآفرین شوند. این معمولاً زمانی اتفاق میافتد که احساس تهدید میکنیم و نیاز ما به قطعیت یا امنیت برجسته میشود، یا زمانی که نحوه پاسخ ما به این مفهومسازیها بیش از حد تکرار شده و بخشی جداییناپذیر از هویت ما میشود. هرچند انعطافناپذیری، داستانی منسجم یا امن را فراهم میکند، نقطه ضعف آن این است که دسترسی به اطلاعات یا چشماندازهای بالقوه مفیدی که خارج از مفهومسازیهای ما قرار دارند، بسیار دشوارتر میشود.
مهم است که هدف استفاده از چشماندازگزینی را در ذهن داشته باشیم. بخشی از تحلیل کارکردی، روشن کردن این موضوع است که کمبودهای مراجع کجاست و چگونه این کمبودها با اقدامات ارزشمند تداخل پیدا میکند. به عنوان مثال، اگر مراجعی در برگزیدن چشمانداز خود جوانتر آسیبدیده مشکل دارد و در نتیجه، قادر به درک نشانههای فعلی تروما نیست، ممکن است تشویق به ایجاد پیوستگی بین این چشماندازها مفید باشد. از سوی دیگر، اگر مراجعی نمیتواند فراتر از داستان خود را ببیند و این امر مانع از باز شدن او نسبت به دیگران میشود، ممکن است روشن کردن چشماندازهای متفاوتی که دیگران نسبت به او دارند، سودمند باشد.
البته، باید به خاطر داشت که چشماندازگزینی واقعی، به شکلی که توصیف شد، ممکن است دردناک، ناراحتکننده و افزایشدهنده احساسات نامنسجم با یکیدیگر باشد. بنابراین، مهم است که این کار در بستر یک رابطه درمانی امن انجام شود، جایی که مهارتهای دیگر برای مدیریت افکار و احساسات دردناک ابتدا ایجاد شده باشند.
سه حوزه اصلی وجود دارد که درمانگران میتوانند چشماندازگزینی انعطافپذیر را در آنها ترویج دهند، که مرتبط با من-اینجا-اکنون هستند و عبارتند از: بین فردی، زمانی و مکانی.
بین فردی
چشماندازگزینی بین فردی، مراجع را دعوت میکند تا چشمانداز شخص دیگری را برگزیند.
اگر برای لحظهای چشمانداز پسرتان را برگزینید، او هنگام خروج عصبانی از خانه سعی داشت چه چیزی را به شما منتقل کند؟
اگر همسرتان اینجا جای شما نشسته بود و از آنچه شما تجربه میکنید عبور میکرد، چه میکرد یا میگفت؟
اگر برای لحظهای چشمانداز من را نسبت به دردی که تجربه میکنید برگزینید، فکر میکنید من چه میگویم؟
مکانی
در اینجا از مراجع خواسته میشود تا چشمانداز خود یا آنچه را که میبیند در فضا جابجا کند.
چشمانتان را ببندید و تصور کنید اضطراب شما از بدنتان خارج شده و حدود یک فوت جلوی شما در هوا معلق است. چه چیزی را متوجه میشوید وقتی به آن نگاه میکنید؟
اگر الان بخواهیم آنچه معمولاً اتفاق میافتد را بازی کنیم - پس، در یک طرف اتاق روی یک تکه کاغذ نوشتهام 'افکار و احساسات دردناک' و در طرف دیگر اتاق، 'مراقبت از فرزندانم'. حالا، همانطور که شروع به حرکت میکنید، کدام یک معمولاً شما را به سمت خود میکشد؟
زمانی
با استفاده از چشماندازگزینی زمانی، درمانگر چشمانداز مراجع را در زمان به گذشته یا آینده منتقل میکند.
ببینید میتوانید خودتان را در کفشهای 'شما' دو هفته پیش قرار دهید. آن نسخه از شما چه چیزی میخواهد که شمای الان در ذهن داشته باشید؟
شمای والد دو سال آینده درباره این دوره از زندگیتان چه میگوید؟ چه توصیهای به خودتان میکنید؟
گاهی اوقات میتواند مفید باشد که هر سه را با هم ترکیب کنیم:
اگر مایل هستید، آن طرف اتاق بنشینید. حالا تصور کنید که به نسخه جوانتر خودتان در سن 10 سالگی نگاه میکنید، زمانی که افکار انتقادی درباره خودتان داشتید. چه چیزی مشاهده میکنید؟ در وضعیت بدنیتان چه میبینید؟ در نحوه پاسخ دادن خود چه چیزی متوجه میشوید؟
مهم است به خاطر داشته باشیم که هر نوع حرکت چشماندازگزینی صرفاً یک ابزار است و مانند هر ابزاری، درک خوبی از مسئله برای تعیین اینکه کدام ابزار باید استفاده شود، لازم است.
#Learning_ACT
منبع:
Bennett, R., & Oliver, J. (2019). Acceptance and commitment therapy: 100 key points and techniques. Routledge.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقطۀ انتخاب
راوی: راس هریس
زیرنویس فارسی از: نجمه بنیشریف
راوی: راس هریس
زیرنویس فارسی از: نجمه بنیشریف
وقتی در مورد رویکرد مدح و ثنا نسبت به برخی از اساتید روانشناسی در ایران نقد میکردیم پاسخ این بود که این بزرگان هنوز در جامعه ایران شناخته نشدهاند (پدیده جالبی است این "بزرگ ناشناخته") و اگر نقد شوند لابد بد میشود. گیرم که چنین سخنی در این مورد درست باشد؛ اما تولیدکنندگان مدح و ثنا دیگر چرا درباره چهرهای شناختهشدهای مانند جوزف ولپه نمیتوانند چند خط معرفی نقادانه بنویسید و به دانشجوی روانشناسی نکتهای فراتر از کلیات انتقال بدهند؟!
چه جنبههایی از نظریه ولپه دربارۀ رواندرمانی در طی پژوهشهای بعدی تأیید نشد؟
اگرچه جوزف ولپه با توسعه تکنیک حساسیتزدایی منظم کمک بزرگی به درمان اضطرابها کرد اما توجه دقیق او به چرایی موثر بودن روشهایش، فرضیههای او را در معرض پژوهشهای دقیق قرار داد و تلاشهای پژوهشگران بعدی نشان دادند که برخی از جنبههای نظریۀ او نادرست یا ناکافی بودند:
نظریۀ مهار متقابل: ولپه بر این باور بود که حساسیتزدایی از طریق پدیدهای به نام مهار متقابل عمل میکند، به این معنا که احساسات آرامش میتوانند اضطراب را سرکوب کنند. او حتی آزمایشهایی روی حیوانات انجام داد تا این فرضیه را بررسی کند. با این حال، تحقیقات بعدی نشان دادند که این نظریه اشتباه بوده است و حساسیتزدایی از طریق مکانیزمهای دیگری، مانند شکستن چرخه اجتناب و قرارگیری تدریجی در معرض محرکهای اضطرابآور، عمل میکند.
تأثیر دارونما: پژوهشهای دقیق، مانند تحقیقات گوردون پل، نشان دادند که بخشی از اثربخشی حساسیتزدایی ممکن است ناشی از تأثیرات دارونما باشد. به عبارت دیگر، برخی از نتایج مثبت این تکنیک به دلیل انتظارهای مثبت مراجعان از درمان بوده است، نه لزوماً خود تکنیک حساسیتزدایی.
بازنگری در نحوه اجرای حساسیتزدایی: تحقیقات بعدی، مانند پژوهشهای جان کراپفل و مایک ناواس در سال 1970، نشان دادند که در اجرای حساسیتزدایی، سلسلهمراتب صحنههای اضطرابآور باید از بالابهپایین (یعنی از شدیدترین به ضعیفترین محرکها) انجام شود، نه برعکس. همچنین مشخص شد که برخلاف فرضیه اولیه ولپه، آرمیدگی (Relaxation) لزوماً برای موفقیت حساسیتزدایی ضروری نیست، اگر منطق درمان و نحوه مواجهه با اضطراب بهدرستی توضیح داده شود.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
چه جنبههایی از نظریه ولپه دربارۀ رواندرمانی در طی پژوهشهای بعدی تأیید نشد؟
اگرچه جوزف ولپه با توسعه تکنیک حساسیتزدایی منظم کمک بزرگی به درمان اضطرابها کرد اما توجه دقیق او به چرایی موثر بودن روشهایش، فرضیههای او را در معرض پژوهشهای دقیق قرار داد و تلاشهای پژوهشگران بعدی نشان دادند که برخی از جنبههای نظریۀ او نادرست یا ناکافی بودند:
نظریۀ مهار متقابل: ولپه بر این باور بود که حساسیتزدایی از طریق پدیدهای به نام مهار متقابل عمل میکند، به این معنا که احساسات آرامش میتوانند اضطراب را سرکوب کنند. او حتی آزمایشهایی روی حیوانات انجام داد تا این فرضیه را بررسی کند. با این حال، تحقیقات بعدی نشان دادند که این نظریه اشتباه بوده است و حساسیتزدایی از طریق مکانیزمهای دیگری، مانند شکستن چرخه اجتناب و قرارگیری تدریجی در معرض محرکهای اضطرابآور، عمل میکند.
تأثیر دارونما: پژوهشهای دقیق، مانند تحقیقات گوردون پل، نشان دادند که بخشی از اثربخشی حساسیتزدایی ممکن است ناشی از تأثیرات دارونما باشد. به عبارت دیگر، برخی از نتایج مثبت این تکنیک به دلیل انتظارهای مثبت مراجعان از درمان بوده است، نه لزوماً خود تکنیک حساسیتزدایی.
بازنگری در نحوه اجرای حساسیتزدایی: تحقیقات بعدی، مانند پژوهشهای جان کراپفل و مایک ناواس در سال 1970، نشان دادند که در اجرای حساسیتزدایی، سلسلهمراتب صحنههای اضطرابآور باید از بالابهپایین (یعنی از شدیدترین به ضعیفترین محرکها) انجام شود، نه برعکس. همچنین مشخص شد که برخلاف فرضیه اولیه ولپه، آرمیدگی (Relaxation) لزوماً برای موفقیت حساسیتزدایی ضروری نیست، اگر منطق درمان و نحوه مواجهه با اضطراب بهدرستی توضیح داده شود.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from RANDiranofficial
نشست علمی با عنوان: «DSM: کارآمد یا ناکارآمد؟»
با حضور:
دکتر علی فیضی - رواندرمانگر و مترجم ACT.
«علم رفتاری بافتاری در چالش با الگوی زیستیپزشکی رنج انسان: DSM به چه کارمان میآید؟»
علی حسینزاده اسکوئی- دانشجوی روانشناسی بالینی.
«ضرورت تشخیصگذاری و استفاده از DSM: تمایز رواندرمانگر و تکنیسین»
دکتر محمد خالقی- رواندرمانگر PBT، مترجم کتاب فراسوی DSM.
«نقش دیدگاه فرایندی در عصر پسا DSM در عرصۀ سلامت روان»
تاربخ برگزاری: جمعه ۲۰ مهر، ساعت ۱۹.
لینک حضور در جلسه:
Join Zoom Meeting
https://us06web.zoom.us/j/85279014224?pwd=3rTrdQPx1n4cjD1WyvQGYdx8irBjak.1
Meeting ID: 852 7901 4224
Passcode: 382644
▫️گروه رواندرمانی نوین و دقیق
https://t.me/randiranofficial
با حضور:
دکتر علی فیضی - رواندرمانگر و مترجم ACT.
«علم رفتاری بافتاری در چالش با الگوی زیستیپزشکی رنج انسان: DSM به چه کارمان میآید؟»
علی حسینزاده اسکوئی- دانشجوی روانشناسی بالینی.
«ضرورت تشخیصگذاری و استفاده از DSM: تمایز رواندرمانگر و تکنیسین»
دکتر محمد خالقی- رواندرمانگر PBT، مترجم کتاب فراسوی DSM.
«نقش دیدگاه فرایندی در عصر پسا DSM در عرصۀ سلامت روان»
تاربخ برگزاری: جمعه ۲۰ مهر، ساعت ۱۹.
لینک حضور در جلسه:
Join Zoom Meeting
https://us06web.zoom.us/j/85279014224?pwd=3rTrdQPx1n4cjD1WyvQGYdx8irBjak.1
Meeting ID: 852 7901 4224
Passcode: 382644
▫️گروه رواندرمانی نوین و دقیق
https://t.me/randiranofficial
Forwarded from RANDiranofficial
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻مشاهدهی نسخه ذخیره شده:
▫️نشست علمی با عنوان: «DSM: کارآمد یا ناکارآمد؟»
▫️با حضور:
▪️دکتر علی فیضی - رواندرمانگر و مترجم ACT.
«علم رفتاری بافتاری در چالش با الگوی زیستیپزشکی رنج انسان: DSM به چه کارمان میآید؟»
▪️علی حسینزاده اسکوئی- دانشجوی روانشناسی بالینی.
«ضرورت تشخیصگذاری و استفاده از DSM: تمایز رواندرمانگر و تکنیسین»
▪️دکتر محمد خالقی- رواندرمانگر PBT، مترجم کتاب فراسوی DSM.
«نقش دیدگاه فرایندی در عصر پسا DSM در عرصۀ سلامت روان»
▪️تاریخی که برگزار شد: جمعه ۲۰ مهر 1403
🖥️مشاهدهی وبینار در آپارات:
https://www.aparat.com/v/zfc6t8z
▫️نشست علمی با عنوان: «DSM: کارآمد یا ناکارآمد؟»
▫️با حضور:
▪️دکتر علی فیضی - رواندرمانگر و مترجم ACT.
«علم رفتاری بافتاری در چالش با الگوی زیستیپزشکی رنج انسان: DSM به چه کارمان میآید؟»
▪️علی حسینزاده اسکوئی- دانشجوی روانشناسی بالینی.
«ضرورت تشخیصگذاری و استفاده از DSM: تمایز رواندرمانگر و تکنیسین»
▪️دکتر محمد خالقی- رواندرمانگر PBT، مترجم کتاب فراسوی DSM.
«نقش دیدگاه فرایندی در عصر پسا DSM در عرصۀ سلامت روان»
▪️تاریخی که برگزار شد: جمعه ۲۰ مهر 1403
🖥️مشاهدهی وبینار در آپارات:
https://www.aparat.com/v/zfc6t8z
درمانگران پذیرش و تعهد (ACT) می توانند شفقت را به روش های مختلفی در رابطه روان درمانی بگنجانند. شفقت در ACT شامل پرورش نگرش گرم و بدون قضاوت نسبت به مشتریان، ترویج یک محیط درمانی ایمن و حمایتی، و پرورش شفقت به خود و شفقت برای دیگران است. ادغام شفقت در درمان پذیرش و تعهد (ACT) می تواند مزایای قابل توجهی هم برای رابطه درمانی و هم برای نتایج درمانجو داشته باشد. با گنجاندن شفقت در رابطه درمانی، درمانگران ACTمبنایی را برای همدلی، درک و پذیرش ایجاد می کنند. این اقدام محیطی امن و حمایتی را ایجاد و تقویت می کند که در آن مراجعان این توانایی را به دست میآورند که در تجربههای خود کاوش کشف کنند، شفقت به خود را توسعه دهند، با احساسات خود ارتباطی مشفقانه برقرار کنند و در روابط بینفردی هم موثرتر عمل کنند.
درمانگران ACT چگونه میتوانند از شفقت در رابطه روان درمانی استفاده کنند؟ چند پیشنهاد
1. ایجاد یک محیط امن و حمایتی: پزشکان ACT می توانند یک محیط درمانی ایجاد کنند که شاخصههای آن همدلی، درک و پذیرش است. آنها می توانند به طور فعال به مشتریان خود گوش دهند، تجربیات آنها را تأیید کنند، و احساس مراقبت و حمایت را منتقل کنند.
2. پرورش شفقت به خود: درمانگر ACT مراجع را تشویق می کند تا شفقت به خود را توسعه دهد، که شامل رفتار با مهربانی، درک و صبر در مواقع سخت است. درمانگران می توانند با کمک به آنها در گسلش از انتقاد از خود، تمرین مراقبت از خود و پذیرش انسانیت خود، درمانجویان را در ایجاد شفقت به خود راهنمایی کنند..
3. تمرین بهوشیاری:بهوشیاری بخشی جدایی ناپذیر از ACT است و می توان از آن برای پرورش شفقت استفاده کرد. درمانگران میتوانند با نگرشی حاکی از کنجکاوی و عدم قضاوت، مراجع را در آگاهی از افکار، عواطف و احساسات بدنشان راهنمایی کنند. این آگاهی می تواند پایه ای برای شفقت به خود و شفقت نسبت به دیگران ایجاد کند.
4. تشویق شفقت به دیگران: درمانگران ACT همچنین میتوانند به درمانجویان کمک کنند تا نسبت به دیگران شفقت بورزند. درمانگران میتوانند از طریق تمرینهای چشماندازگزینی، تمرینهای همدلی، و تشویق به اعمال محبت آمیز، از رشد شفقت نسبت به دیگران به عنوان راهی برای تقویت روابط بین فردی و پرورش حس پیوند حمایت کنند.
5. پرورش اتحاد درمانی: استفاده از شفقت به درمانگران ACT اجازه می دهد تا یک اتحاد درمانی قوی ایجاد کنند که ویژگیهای اصلی آن اعتماد متقابل و احساس ایمنی است. با اتخاذ موضعی مشفققانه، درمانگران همدلی و درک را منتقل میکنند و به درمانجو این امکان را میدهند که احساس شنیده شدن، پذیرش و حمایت کنند. هنگامی که مراجع احساس امنیت و ارزشمندی می کند، احتمال بیشتری دارد که سر صحبت خود را باز کنند، در احساسات دشوار خود کاوش و در فرآیند درمانی، فعالانه و همیارانه شرکت کنند.
6. پرورش پذیرش: شفقت به پرورش پذیرش در ACT کمک می کند. درمانگران، درمانجویان را تشویق می کنند تا با مهربانی و نگرش بدون قضاوت به تجربیات، افکار و احساسات خود روی بیاورند شوند. این پذیرش مشفقانه تجربههای خود، حتی تجربههای دشوار، با کاهش دادن اجتناب و تشویق به تمایل به روی آوردن با افکار و احساسات چالش برانگیز، انعطاف پذیری روانی و تابآوری را افزایش می دهد.
7. ترویج شفقت به خود: شفقت به خود شامل رفتار مهربانانه با خود و درک خود در اوقات سخت و دشوار است. با پرورش شفقت به خود، افراد می توانند انتقاد از خود را کاهش دهند، شیوههای مراقبت از خود سالم را توسعه دهند، و احساس ارزشمندی را در خود پرورش دهند. درمانگران ACT میتوانند درمانجویان را برای تمرین شفقت با خود از طریق آموزش تکنیکهای مختلف راهنمایی کنند. تکنیکهایی مانند مانند روزنگاری مشفقانه یا تمرینهای خود تسکیندهی.
منابع:
Yadavaia, J. E., Hayes, S. C., & Vilardaga, R. (2014). Using acceptance and commitment therapy to increase self-compassion: A randomized controlled trial. Journal of contextual behavioral science, 3(4), 248-257.
Gilbert, H. (2022). The therapeutic relationship in compassion focused therapy. In Compassion Focused Therapy (pp. 385-400). Routledge.
Tirch, D., Schoendorff, B., & Silberstein, L. R. (2014). The ACT practitioner's guide to the science of compassion: Tools for fostering psychological flexibility. New Harbinger Publications.
درمانگران ACT چگونه میتوانند از شفقت در رابطه روان درمانی استفاده کنند؟ چند پیشنهاد
1. ایجاد یک محیط امن و حمایتی: پزشکان ACT می توانند یک محیط درمانی ایجاد کنند که شاخصههای آن همدلی، درک و پذیرش است. آنها می توانند به طور فعال به مشتریان خود گوش دهند، تجربیات آنها را تأیید کنند، و احساس مراقبت و حمایت را منتقل کنند.
2. پرورش شفقت به خود: درمانگر ACT مراجع را تشویق می کند تا شفقت به خود را توسعه دهد، که شامل رفتار با مهربانی، درک و صبر در مواقع سخت است. درمانگران می توانند با کمک به آنها در گسلش از انتقاد از خود، تمرین مراقبت از خود و پذیرش انسانیت خود، درمانجویان را در ایجاد شفقت به خود راهنمایی کنند..
3. تمرین بهوشیاری:بهوشیاری بخشی جدایی ناپذیر از ACT است و می توان از آن برای پرورش شفقت استفاده کرد. درمانگران میتوانند با نگرشی حاکی از کنجکاوی و عدم قضاوت، مراجع را در آگاهی از افکار، عواطف و احساسات بدنشان راهنمایی کنند. این آگاهی می تواند پایه ای برای شفقت به خود و شفقت نسبت به دیگران ایجاد کند.
4. تشویق شفقت به دیگران: درمانگران ACT همچنین میتوانند به درمانجویان کمک کنند تا نسبت به دیگران شفقت بورزند. درمانگران میتوانند از طریق تمرینهای چشماندازگزینی، تمرینهای همدلی، و تشویق به اعمال محبت آمیز، از رشد شفقت نسبت به دیگران به عنوان راهی برای تقویت روابط بین فردی و پرورش حس پیوند حمایت کنند.
5. پرورش اتحاد درمانی: استفاده از شفقت به درمانگران ACT اجازه می دهد تا یک اتحاد درمانی قوی ایجاد کنند که ویژگیهای اصلی آن اعتماد متقابل و احساس ایمنی است. با اتخاذ موضعی مشفققانه، درمانگران همدلی و درک را منتقل میکنند و به درمانجو این امکان را میدهند که احساس شنیده شدن، پذیرش و حمایت کنند. هنگامی که مراجع احساس امنیت و ارزشمندی می کند، احتمال بیشتری دارد که سر صحبت خود را باز کنند، در احساسات دشوار خود کاوش و در فرآیند درمانی، فعالانه و همیارانه شرکت کنند.
6. پرورش پذیرش: شفقت به پرورش پذیرش در ACT کمک می کند. درمانگران، درمانجویان را تشویق می کنند تا با مهربانی و نگرش بدون قضاوت به تجربیات، افکار و احساسات خود روی بیاورند شوند. این پذیرش مشفقانه تجربههای خود، حتی تجربههای دشوار، با کاهش دادن اجتناب و تشویق به تمایل به روی آوردن با افکار و احساسات چالش برانگیز، انعطاف پذیری روانی و تابآوری را افزایش می دهد.
7. ترویج شفقت به خود: شفقت به خود شامل رفتار مهربانانه با خود و درک خود در اوقات سخت و دشوار است. با پرورش شفقت به خود، افراد می توانند انتقاد از خود را کاهش دهند، شیوههای مراقبت از خود سالم را توسعه دهند، و احساس ارزشمندی را در خود پرورش دهند. درمانگران ACT میتوانند درمانجویان را برای تمرین شفقت با خود از طریق آموزش تکنیکهای مختلف راهنمایی کنند. تکنیکهایی مانند مانند روزنگاری مشفقانه یا تمرینهای خود تسکیندهی.
منابع:
Yadavaia, J. E., Hayes, S. C., & Vilardaga, R. (2014). Using acceptance and commitment therapy to increase self-compassion: A randomized controlled trial. Journal of contextual behavioral science, 3(4), 248-257.
Gilbert, H. (2022). The therapeutic relationship in compassion focused therapy. In Compassion Focused Therapy (pp. 385-400). Routledge.
Tirch, D., Schoendorff, B., & Silberstein, L. R. (2014). The ACT practitioner's guide to the science of compassion: Tools for fostering psychological flexibility. New Harbinger Publications.
مدارا با هیجانهای دشوار: راهکار برای پاسخ به با آنچه تکامل برایمان به میراث گذاشته
هیجانها، بخش جداییناپذیر زندگی انسان هستند و تجربههای گوناگونی را برای ما رقم میزنند. شادی، غم، خشم، ترس، و ... همه و همه در شکلگیری هویت و روابط ما نقش دارند. اما گاهی این هیجانها، به ویژه آنهایی که با «پردازش تهدید» مرتبط هستند (مانند اضطراب، خشم و غم)، میتوانند مشکلساز شوند و ما را دچار رنج و عذاب کنند.
این هیجانها، میراث میلیونها سال تکامل هستند و نه برای لذت بردن، بلکه برای بقا و تداوم نسل در ما شکل گرفتهاند. برای مثال، ترس از خطرات ما را از صدمه دیدن محافظت میکند و خشم به ما انرژی لازم برای دفاع از خود را میدهد. بنابراین، تلاش برای حذف کامل این هیجانها نه ممکن است و نه مفید. در عوض، باید بیاموزیم که چگونه به آنها به گونهای سالم و سازنده پاسخ بدهیم
یکی از راهکارهای مهم برای مدیریت هیجانها، شفقت است. شفقت به ما کمک میکند تا با هیجانهای دشوار مواجه شویم، آنها را درک کنیم و به جای فرار و سرکوب، با آنها کار کنیم. شفقت به ما میآموزد که با خودمان و دیگران مهربان باشیم و در لحظات دشوار، حمایت و درک متقابل را ارائه دهیم. شفقت، به ما کمک میکند تا منابع، شجاعت و خرد مورد نیاز برای کار با هیجانها دشوار را پیدا کنیم.
شفقت، یک احساس نیست، بلکه انگیزهای است که ما را به سمت مراقبت از خود و دیگران سوق میدهد. این انگیزه، به ما در تنظیم هیجانها و کاهش رنج کمک میکند و باعث میشود تا در برابر چالشهای زندگی مقاومتر باشیم.
با تمرین شفقت و توجه بهوش، میتوانیم به هیجانهایمان به گونهای مختلف نگاه کنیم. به جای اینکه در دام هیجانهای منفی گرفتار شویم، میتوانیم با آگاهی و خرد در مورد آنها تصمیم بگیریم و به جای واکنشهای تند و ناگهانی، پاسخهای سنجیده و مناسب ارائه دهیم. به این ترتیب، میتوانیم به جای اینکه تحت تأثیر هیجانهایمان قرار بگیریم، آگاهانه آنها را هدایت کنیم.
برای رسیدن به این هدف، لازم است که با ماهیت هیجانها و ریشههای تکاملی آنها آشنا شویم. همچنین باید بیاموزیم که چگونه با استفاده از شفقت، هیجانهای دشوار را مدیریت کنیم و به جای اجتناب از آنها، با آنها کار کنیم و از آنها برای رشد و شکوفایی خود استفاده کنیم.
یکی از روشهای موثر برای پرورش شفقت و مدیریت هیجانها، درمان متمرکز بر شفقت است. این روش درمانی، با استفاده از اصول روانشناسی و تمرینهای ذهنی، به ما کمک میکند تا شفقت را در خود پرورش دهیم و با هیجانهای دشوار به گونهای مهربانانه و آگاهانه برخورد کنیم. این روش درمانی، به ما میآموزد که چگونه با خودمان و دیگران با شفقت و درک رفتار کنیم و در لحظات دشوار، از حمایت و همدلی خود و دیگران بهره ببریم. با پرورش شفقت در درون خود، میتوانیم به فردی آگاهتر، مهربانتر و بخشندهتر تبدیل شویم و زندگی معنادارتر و رضایتبخشتری را تجربه کنیم.
منبع:
Irons, C. (2019). The compassionate mind approach to difficult emotions: Using compassion focused therapy. Robinson.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
هیجانها، بخش جداییناپذیر زندگی انسان هستند و تجربههای گوناگونی را برای ما رقم میزنند. شادی، غم، خشم، ترس، و ... همه و همه در شکلگیری هویت و روابط ما نقش دارند. اما گاهی این هیجانها، به ویژه آنهایی که با «پردازش تهدید» مرتبط هستند (مانند اضطراب، خشم و غم)، میتوانند مشکلساز شوند و ما را دچار رنج و عذاب کنند.
این هیجانها، میراث میلیونها سال تکامل هستند و نه برای لذت بردن، بلکه برای بقا و تداوم نسل در ما شکل گرفتهاند. برای مثال، ترس از خطرات ما را از صدمه دیدن محافظت میکند و خشم به ما انرژی لازم برای دفاع از خود را میدهد. بنابراین، تلاش برای حذف کامل این هیجانها نه ممکن است و نه مفید. در عوض، باید بیاموزیم که چگونه به آنها به گونهای سالم و سازنده پاسخ بدهیم
یکی از راهکارهای مهم برای مدیریت هیجانها، شفقت است. شفقت به ما کمک میکند تا با هیجانهای دشوار مواجه شویم، آنها را درک کنیم و به جای فرار و سرکوب، با آنها کار کنیم. شفقت به ما میآموزد که با خودمان و دیگران مهربان باشیم و در لحظات دشوار، حمایت و درک متقابل را ارائه دهیم. شفقت، به ما کمک میکند تا منابع، شجاعت و خرد مورد نیاز برای کار با هیجانها دشوار را پیدا کنیم.
شفقت، یک احساس نیست، بلکه انگیزهای است که ما را به سمت مراقبت از خود و دیگران سوق میدهد. این انگیزه، به ما در تنظیم هیجانها و کاهش رنج کمک میکند و باعث میشود تا در برابر چالشهای زندگی مقاومتر باشیم.
با تمرین شفقت و توجه بهوش، میتوانیم به هیجانهایمان به گونهای مختلف نگاه کنیم. به جای اینکه در دام هیجانهای منفی گرفتار شویم، میتوانیم با آگاهی و خرد در مورد آنها تصمیم بگیریم و به جای واکنشهای تند و ناگهانی، پاسخهای سنجیده و مناسب ارائه دهیم. به این ترتیب، میتوانیم به جای اینکه تحت تأثیر هیجانهایمان قرار بگیریم، آگاهانه آنها را هدایت کنیم.
برای رسیدن به این هدف، لازم است که با ماهیت هیجانها و ریشههای تکاملی آنها آشنا شویم. همچنین باید بیاموزیم که چگونه با استفاده از شفقت، هیجانهای دشوار را مدیریت کنیم و به جای اجتناب از آنها، با آنها کار کنیم و از آنها برای رشد و شکوفایی خود استفاده کنیم.
یکی از روشهای موثر برای پرورش شفقت و مدیریت هیجانها، درمان متمرکز بر شفقت است. این روش درمانی، با استفاده از اصول روانشناسی و تمرینهای ذهنی، به ما کمک میکند تا شفقت را در خود پرورش دهیم و با هیجانهای دشوار به گونهای مهربانانه و آگاهانه برخورد کنیم. این روش درمانی، به ما میآموزد که چگونه با خودمان و دیگران با شفقت و درک رفتار کنیم و در لحظات دشوار، از حمایت و همدلی خود و دیگران بهره ببریم. با پرورش شفقت در درون خود، میتوانیم به فردی آگاهتر، مهربانتر و بخشندهتر تبدیل شویم و زندگی معنادارتر و رضایتبخشتری را تجربه کنیم.
منبع:
Irons, C. (2019). The compassionate mind approach to difficult emotions: Using compassion focused therapy. Robinson.
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
شاهدی تجربی بر کارکرد مثبت اندوه و ترس
(چرا کودکان نیازمند تنوعی از بازیها هستند؟)
از پرسشهای پیش رو در تبیین تکاملی هیجانها این است که چرا هیجانهای منفی، مانند غم و ترس، که خوشایند نیستند توسط انتخاب طبیعی حذف نشدهاند؟ سادهترین پاسخ این است که احتمالاً کارکردهای مثبت تکاملی داشتهاند. یافتن کارکردهای تکاملی برای ترس چندان دشوار نیست. ترسِ از عوامل خطرزا، عامل اجتناب نیاکان ما از آن عوامل بوده و به بقاء کمک میکرده است. برای غم و اندوه نیز کارکردهای مثبت تکاملی را در محیط نیاکان شکارچیگردآور پیشنهاد کردهاند، از جمله اینکه ما را به تأمل در مورد خطاها و برنامهریزی برای آینده وامیداشتهاند.
اما آیا شاهدی آزمایشی در آزمون چنین فرضیههایی وجود دارد؟ مطالعهای جدید در روانشناسی شاهدیست بر آنکه ترس و غم، که هیجانهایی منفی قلمداد میشوند این کارکرد مثبت را دارند که خودکنترلی را تشدید میکنند در حالیکه هیجانهایی مانند شادی، که مثبت قلمداد میشوند، چنین کارکرد مثبتی بر رفتارهای بازدارنده ندارند. منظور از خودکنترلی و رفتارهای بازدارنده این است که فرد میتواند عوامل ایجاد حواسپرتی را سرکوب کند و بر یک هدف متمرکز شود.
البته هیجانهای مثبتی مانند شادی کارکرد مثبت دیگری دارند: افزایش انعطافپذیری شناختی و حس کاوشگری. به عبارتی هر دو دسته از هیجانهای مثبت و منفی کارکردهای مثبتی داشتهاند و آنچه کارکرد آنها را منفی میکند فرارفتن بیشازحد آنهاست. تنوع هیجانی مقوم بهزیستی و شکوفایی است.
یافتههای پژوهش
چشم ما حرکاتِ غیرارادیِ جهشی دارد. وقتی تصویری را نگاه میکنیم این حرکات چشم باعث میشوند اطلاعات کل تصویر به مغز مخابره شود و البته مغز بر اساس انتظار اینکه چه چیزی را احتمالاً قرار است مشاهده کند حرکات چشم را جهت میدهد. اما وقتی بر چیزی تمرکز میکنیم مغز مشغول فعالیتی تأملی میشود و کمتر به دریافت اطلاعات بیرونی نیاز دارد. هر چه فرد در حالت خودکنترلی بالاتری باشد میتواند مانع حواسپرتی خود شده و از حرکات خودکار چشم جلوگیری کند و بر هدف متمرکز بماند. پس با رصد میزان حرکات چشم سنجهی مناسبی داریم در اندازهگیری خودکنترلی فرد. حالا با این تکنیک به نتایج چند آزمایش نگاهی کنیم.
در آزمایش نخست به چهار گروه از افراد، چهار وضعیت هیجانی (غم، ترس، شادی، یا خنثی) را القا کردند. نتیجه آنکه کسانی که در شرایط غم و ترس بودند دقت بالاتری نشان دادند و با موفقیت در برابر حرکات بازتابی چشم به سمت نشانه مقاومت کردند. این نتیجه نشان میدهد که در مقایسه با شادی و شرایط خنثی، غم و ترس به شرکتکنندگان کمک میکنند حواسپرتی را به حداقل برسانند.
در آزمایش دوم پس از القای هیجان از طریق تصاویر هیجانی، شرکتکنندگان ابتدا یک کار با هیجان منفی را انجام دادند. این بار، بهخلاف انتظار، این غم اضافی مانعی بر ممانعت از حواسپرتی نشد. (به عبارتی غم تا جایی خوب است که شدید نشود.) سه حالت دیگر یعنی شادی، ترس، و شرایط خنثی تأثیر قابل توجهی بر عملکرد نداشتند.
آزمایش سوم نشان داد که غم و ترس با کمک به شرکتکنندگان در سرکوب برخی اطلاعات، بازداری شناختی را بهبود میبخشند و به حفظ هدف در طول شیفتهای کاری کمک میکنند.
در آزمایش چهارم به سراغ خشم، به عنوان یک هیجان منفی دیگر رفتند و مشاهده کردند که خشم بازداری را مختل میکند، که نشان میدهد صرفاً احساسات مبتنی بر کنارهگیری مانند غم و ترس هستند که نقش مثبتی در بازدارندگی از حواسپرتی دارند و خشم چنین نقشی ندارد و بنابراین مدیریت بیشتر آن لازم است.
باید به سراغ هیجانهایی مانند انزجار نیز بروند و اثرات آن را بر بازدارندگی از حواسپرتی بسنجند.
نتیجه:
وقتی شاهدیم که کودکان با مشکل عدم تمرکز و حواسپرتی مواجهاند شاید باید بخشی از علت را در تلاش وسواسگونهی والدین در حذف هیجانهای منفی دید.
یافتههایی از این سنخ نقدیاند بر این دیدگاه سنتی که احساسات منفی همیشه عملکرد شناختی را مختل میکند. قبلاً نیز پژوهشی نشان داده بود که با افزایش تنوع هیجانی در فرد استدلالهای فرد عاقلانهتر میشوند.
پژوهش دیگری نشان داده بود که تنوع هیجانهای مثبت نقش مثبتی بر سلامت بدن دارد و التهاب عمومی را کاهش میدهد و نکتهی جالب آنکه تنوع هیجانهای منفی اثری منفی بر التهاب عمومی نداشتند و التهاب بدن را بالا نمیبردند. (البته هیجان منفی خاص، مثلاً صرف افسردگی یا صرف اضطراب، برای سلامتی مضرند.)
پژوهشی نشان میدهد که در شرایط زندگی کنونی از تنوع هیجانی پسربچهها کاسته شده که تأثیرات منفی بر شرایط جسمی و روانی آنها دارد.
تنوع دادن به بازیهای کودکانه سادهترین راهکار افزودن بر تنوع هیجانی کودکان است، هرچند عموماً سادهترین راهها نادیده گرفته میشوند و عواقب این نادیدهگرفتن دههها باقی خواهد ماند.
هادی صمدی
@evophilosophy
PsyPost
New psychology study examines how sadness and fear sharpen self-control
Sadness and fear, unlike happiness, enhance inhibitory behavior by helping individuals focus on relevant tasks and suppress irrelevant distractions, as shown in multiple experiments using tasks like anti-saccade, negative priming, and go/no-go.
سلام به محققین، فعالین و دانشجویان فارسیزبان ACT و CBS،
همانطور که میدانید، ACBS (انجمن علوم رفتاری مبتنی بر زمینه) افتخار دارد که یک شاخه فارسیزبان فعال و پویا داشته باشد که در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده است.
https://contextualscience.org/persianspeaking
این شاخه تلاشهای زیادی کرده است تا جهان فارسیزبان را به یکدیگر متصل کرده و از یک جامعه تحقیقاتی و عملی قوی پشتیبانی کند. به منظور حمایت از این تلاشها و ادامه ارتباط با جامعه، ACBS برنامه عضویت رایگان را برای محققین، فعالین و دانشجویان CBS در ایران در نظر گرفته است.
لطفاً این لینک را با همکارانی که شرایط لازم را دارند و ممکن است علاقهمند باشند به اشتراک بگذارید:
https://contextualscience.org/civicrm/contribute/transact?reset=1&id=22
(پس از درخواست عضویت رایگان، عضویت شهروندان ایرانی ظرف یک هفته تأیید خواهد شد)
مزایای عضویت در ACBS را میتوانید در اینجا مشاهده کنید: https://contextualscience.org/benefits_acbs_membership
وبسایت ACBS حاوی پروتکلها، مقیاسها، ویدیوها، مقالات، دسترسی به مجلات و موارد دیگر است. اکنون وبسایت ACBS به زبان فارسی نیز در دسترس است، با استفاده از انتخابگر زبان در گوشه بالا سمت راست وبسایت: https://contextualscience.org
همچنین، انتخابات سالانه شاخه فارسیزبان به زودی برگزار خواهد شد. تنها اعضای ACBS میتوانند کاندیدا برای سمتهای هیئت مدیره شوند و تنها اعضای ACBS میتوانند در انتخابات ACBS و انتخابات شاخه رأی دهند.
در ماههای آینده با جزئیات بیشتر در مورد نامزدی و رأیگیری با اعضا تماس خواهیم گرفت.
با تشکر،
ACBS
Hello Persian-speaking ACT and CBS researchers, practitioners, and students!
As you know, ACBS (Association for Contextual Behavioral Science) is proud to have a thriving Persian-speaking ACBS Chapter, established in 2013.
https://contextualscience.org/persianspeaking
This Chapter has worked hard to connect the Persian-speaking world to support a robust research and practice community. In order to support those efforts and continue to connect the community, ACBS supports a free membership program for interested CBS researchers, practitioners, and students in Iran.
Please feel free to share this link with qualifying colleagues who may be interested as well.
https://contextualscience.org/civicrm/contribute/transact?reset=1&id=22
(after applying for a free membership, membership for Iranian citizens will be approved within 1 week)
The benefits of ACBS membership can be found here:
https://contextualscience.org/benefits_acbs_membership
The ACBS website contains many protocols, measures, videos, articles, journal access, and more. Now the ACBS website is also accessible in Persian, when using the integrated Language selector at the top right corner of the website:
https://contextualscience.org
Also, the annual Persian-speaking Chapter elections are coming up soon. Only ACBS members may be candidates for Board positions, and only ACBS members may vote in ACBS and Chapter elections.
We will reach out to members in the coming months with details about candidacy and voting.
Thank you,
ACBS
همانطور که میدانید، ACBS (انجمن علوم رفتاری مبتنی بر زمینه) افتخار دارد که یک شاخه فارسیزبان فعال و پویا داشته باشد که در سال ۲۰۱۳ تأسیس شده است.
https://contextualscience.org/persianspeaking
این شاخه تلاشهای زیادی کرده است تا جهان فارسیزبان را به یکدیگر متصل کرده و از یک جامعه تحقیقاتی و عملی قوی پشتیبانی کند. به منظور حمایت از این تلاشها و ادامه ارتباط با جامعه، ACBS برنامه عضویت رایگان را برای محققین، فعالین و دانشجویان CBS در ایران در نظر گرفته است.
لطفاً این لینک را با همکارانی که شرایط لازم را دارند و ممکن است علاقهمند باشند به اشتراک بگذارید:
https://contextualscience.org/civicrm/contribute/transact?reset=1&id=22
(پس از درخواست عضویت رایگان، عضویت شهروندان ایرانی ظرف یک هفته تأیید خواهد شد)
مزایای عضویت در ACBS را میتوانید در اینجا مشاهده کنید: https://contextualscience.org/benefits_acbs_membership
وبسایت ACBS حاوی پروتکلها، مقیاسها، ویدیوها، مقالات، دسترسی به مجلات و موارد دیگر است. اکنون وبسایت ACBS به زبان فارسی نیز در دسترس است، با استفاده از انتخابگر زبان در گوشه بالا سمت راست وبسایت: https://contextualscience.org
همچنین، انتخابات سالانه شاخه فارسیزبان به زودی برگزار خواهد شد. تنها اعضای ACBS میتوانند کاندیدا برای سمتهای هیئت مدیره شوند و تنها اعضای ACBS میتوانند در انتخابات ACBS و انتخابات شاخه رأی دهند.
در ماههای آینده با جزئیات بیشتر در مورد نامزدی و رأیگیری با اعضا تماس خواهیم گرفت.
با تشکر،
ACBS
Hello Persian-speaking ACT and CBS researchers, practitioners, and students!
As you know, ACBS (Association for Contextual Behavioral Science) is proud to have a thriving Persian-speaking ACBS Chapter, established in 2013.
https://contextualscience.org/persianspeaking
This Chapter has worked hard to connect the Persian-speaking world to support a robust research and practice community. In order to support those efforts and continue to connect the community, ACBS supports a free membership program for interested CBS researchers, practitioners, and students in Iran.
Please feel free to share this link with qualifying colleagues who may be interested as well.
https://contextualscience.org/civicrm/contribute/transact?reset=1&id=22
(after applying for a free membership, membership for Iranian citizens will be approved within 1 week)
The benefits of ACBS membership can be found here:
https://contextualscience.org/benefits_acbs_membership
The ACBS website contains many protocols, measures, videos, articles, journal access, and more. Now the ACBS website is also accessible in Persian, when using the integrated Language selector at the top right corner of the website:
https://contextualscience.org
Also, the annual Persian-speaking Chapter elections are coming up soon. Only ACBS members may be candidates for Board positions, and only ACBS members may vote in ACBS and Chapter elections.
We will reach out to members in the coming months with details about candidacy and voting.
Thank you,
ACBS
Forwarded from PersianRFT
▫️گزارشی اجمالی از محور گفت و گوهای مطروحه جامعه CBS ایران و ریس انجمن ACBS:
🔻شرکت کنندگان:
♦️روندا مروین (ریس انجمن جهانی علم رفتاری بافتاری (ACBS))
♦️علی فیضی (رواندرمانگر، مدرس و مترجم ACT)
♦️حسین سعیدی (رواندرمانگر و مدرس دانشگاه)
▪️تمایل روندا، مدیر ACBS جهت برقراری و حفظ رابطهی شفاف با درمانگران فارسی زبان و شنیدن درخواستهای آنان
▪️ ابراز تمایل متخصصان و درمانگران فارسی زبان، جهت همکاریهای گسترده و جدی با ACBS
▪️ برگزاری انتخابات برای Persian Speakers Chapter در ژانویه (دی ۱۴۰۳)
▪️شفافیت در روند تایید کاندیداها
▪️به اشتراکگذاری لینک عضویت در ACBS برای درمانگران فارسی زبان
🔻شرکت کنندگان:
♦️روندا مروین (ریس انجمن جهانی علم رفتاری بافتاری (ACBS))
♦️علی فیضی (رواندرمانگر، مدرس و مترجم ACT)
♦️حسین سعیدی (رواندرمانگر و مدرس دانشگاه)
▪️تمایل روندا، مدیر ACBS جهت برقراری و حفظ رابطهی شفاف با درمانگران فارسی زبان و شنیدن درخواستهای آنان
▪️ ابراز تمایل متخصصان و درمانگران فارسی زبان، جهت همکاریهای گسترده و جدی با ACBS
▪️ برگزاری انتخابات برای Persian Speakers Chapter در ژانویه (دی ۱۴۰۳)
▪️شفافیت در روند تایید کاندیداها
▪️به اشتراکگذاری لینک عضویت در ACBS برای درمانگران فارسی زبان
Forwarded from کارگاه های روانشناسی مدت
🔴اولين دوره سوپرویژن کاربرد ACT در روان درمانی و مشاوره
🔴 دکتر علی فیضی
🔴 مدرک مورد تایید وزارت علوم (قابل ترجمه رسمی)
🔸 مجازی (بازپخش تا سه ماه بعد از برگزاری دوره)
◀️ زمان:6 دی الی 25 بهمن
◀️ پایان مهلت ثبت نام: 20 آذر
🔴مجازی: 2 میلیون و 880هزار تومان
با امکان پرداخت اقساط
............................
🔺ثبت نام از طریق سایت
🟠 شماره تماس: 02142920
👈لینک عضویت در کانال کارگاه های روانشناسی
.
🔴 دکتر علی فیضی
🔴 مدرک مورد تایید وزارت علوم (قابل ترجمه رسمی)
🔸 مجازی (بازپخش تا سه ماه بعد از برگزاری دوره)
◀️ زمان:6 دی الی 25 بهمن
◀️ پایان مهلت ثبت نام: 20 آذر
🔴مجازی: 2 میلیون و 880هزار تومان
با امکان پرداخت اقساط
............................
🔺ثبت نام از طریق سایت
🟠 شماره تماس: 02142920
👈لینک عضویت در کانال کارگاه های روانشناسی
.
Forwarded from آکادمی رواندرمانی (A. F)
از اشتباهات تا مهارت: چگونه تحلیل ریزفرایندهای تعاملات درمانگر و درمانجو به بهبود اثربخشی رواندرمانی کمک میکند؟
این خلاصه گزارشی است از مقالهای با عنوان "From Mistakes to Mastery: An Idiographic Microanalytical Study Comparing Processes Related to Effective and Ineffective Outcomes in Behavioral Interventions" که در مجله Journal of Contextual Behavioral Science منتشر شده است. این مقاله در سال 2024 منتشر شده و به تحلیل فرآیندهای تعاملی در رواندرمانی پرداخته است.
رواندرمانی یک فرآیند پویا است که موفقیت آن به شدت به کیفیت تعاملات میان درمانگر و مراجع بستگی دارد. پژوهشهای سنتی معمولاً بر نتایج نهایی درمان تمرکز دارند و از تحلیل لحظهبهلحظه تعاملات غفلت میکنند. در مقابل، مقاله "از اشتباهات تا مهارت" با رویکردی نوآورانه به بررسی تعاملات درمانی میپردازد. این پژوهش تعاملات را بهعنوان یک واحد یکپارچه تحلیل کرده و نشان میدهد که موفقیت یا شکست درمانی به الگوهای رفتاری متقابل وابسته است. بر اساس اصول تحلیل رفتار، رفتارهای هدف (رفتارهایی که با اهداف درمانی هماهنگ هستند و به بهبود مشکلات مراجع کمک میکنند) باید بهطور مستقیم تقویت شوند تا تغییرات پایداری حاصل شود. این مقاله، با تمرکز بر تفاوتهای میان تعاملهای موفق و کمتر موفق، نگاهی تازه به عوامل مؤثر بر نتایج درمانی ارائه میدهد.
روششناسی پژوهش
. دادهها از 80 جلسه درمانی شامل 6 درمانگر و 13 مراجع جمعآوری شد. در این روش، سیستم کدگذاری رفتاری برای تحلیل تعاملات استفاده شده و الگوهای متوالی میان رفتارهای درمانگر و مراجع شناسایی شدند. بهعلاوه، جدول 3 در مقاله استراتژیهای کنترل پیشایند را برای مدیریت رفتارهای مشکلزا بر اساس اهداف درمانی توضیح داده است. این جدول نشان میدهد که چگونه استراتژیهای متفاوت بسته به اهداف درمانی انتخاب و تنظیم میشوند.
استراتژیهای کنترل پیشایند شامل:
حذف محرکهای تحریککننده رفتار مشکلزا: کاهش مواجهه با موقعیتهایی که رفتارهای ناسازگارانه را فعال میکنند.
معرفی محرکهای جدید برای تسهیل رفتارهای هدف: ایجاد محرکهایی که رفتارهای مثبت را برانگیزند.
تغییر اهداف مرتبط با رفتار: تطبیق اهداف درمانی با نیازهای فردی مراجع.
یافتههای کلیدی: چه راهبردهایی در تعامل موفق و کمتر موفق درمانی مشاهده میشود؟
تعاملهای موفق:
برانگیختن رفتارهای هدف:
درمانگران موفق با استفاده از پرسشهای مشخص و هدفمند، رفتارهای مطلوب مراجع را در همان لحظه هدایت کردند. بهعنوان مثال، درمانگری که از مراجع میپرسد: "وقتی پاسخ خود را ارائه دادید، چه احساسی داشتید؟" مراجع را تشویق میکند تا درباره تجربهها و واکنشهای خود در موقعیتهای مرتبط با رفتارهای هدف تأمل کند.
تقویت مثبت:
رفتارهای هدف بلافاصله با پاسخهای حمایتی تقویت میشد. برای مثال، درمانگر پس از یک اظهار نظر هدفمند از مراجع میگوید: "دقیقاً همانطور که انتظار داشتیم عمل کردید."
کاهش استفاده از تنبیه:
در تعاملهای موفق، محرکهای تنبیهی مانند انتقاد یا اصلاح مستقیم رفتارها به حداقل رسیده بود.
تعاملهای کمتر موفق:
تمرکز بر توضیحات نظری:
درمانگران در این جلسات بیشتر به انتقال دانش و ارائه توضیحات انتزاعی پرداختند. اگرچه این رویکرد آگاهی مراجع را افزایش میداد، اما رفتارهای هدف در لحظه برانگیخته یا تقویت نمیشد.
افزایش استفاده از تنبیه:
در تعاملهای کمتر موفق، استفاده از استراتژیهایی مانند انتقاد یا اصلاح مستقیم بیشتر بود، اما این روشها اغلب به کاهش انگیزه مراجع منجر میشد.
تلویحات کاربردی: چگونه میتوان از این یافتهها استفاده کرد؟
برای درمانگران:
تمرکز بر رفتارهای هدف:
درمانگران باید به جای انتقال دانش نظری، مراجعان را به انجام رفتارهای هدف در لحظۀ حال هدایت کنند.
استفاده از تقویت مثبت:
تقویت مستقیم رفتارهای مطلوب میتواند احتمال تکرار آنها را افزایش دهد.
اجتناب از تنبیه:
کاهش انتقاد و تنبیه میتواند فضای حمایتیتری برای مراجع ایجاد کند.
#رواندرمانی_اثربخش
#تبحر_در_رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
این خلاصه گزارشی است از مقالهای با عنوان "From Mistakes to Mastery: An Idiographic Microanalytical Study Comparing Processes Related to Effective and Ineffective Outcomes in Behavioral Interventions" که در مجله Journal of Contextual Behavioral Science منتشر شده است. این مقاله در سال 2024 منتشر شده و به تحلیل فرآیندهای تعاملی در رواندرمانی پرداخته است.
رواندرمانی یک فرآیند پویا است که موفقیت آن به شدت به کیفیت تعاملات میان درمانگر و مراجع بستگی دارد. پژوهشهای سنتی معمولاً بر نتایج نهایی درمان تمرکز دارند و از تحلیل لحظهبهلحظه تعاملات غفلت میکنند. در مقابل، مقاله "از اشتباهات تا مهارت" با رویکردی نوآورانه به بررسی تعاملات درمانی میپردازد. این پژوهش تعاملات را بهعنوان یک واحد یکپارچه تحلیل کرده و نشان میدهد که موفقیت یا شکست درمانی به الگوهای رفتاری متقابل وابسته است. بر اساس اصول تحلیل رفتار، رفتارهای هدف (رفتارهایی که با اهداف درمانی هماهنگ هستند و به بهبود مشکلات مراجع کمک میکنند) باید بهطور مستقیم تقویت شوند تا تغییرات پایداری حاصل شود. این مقاله، با تمرکز بر تفاوتهای میان تعاملهای موفق و کمتر موفق، نگاهی تازه به عوامل مؤثر بر نتایج درمانی ارائه میدهد.
روششناسی پژوهش
. دادهها از 80 جلسه درمانی شامل 6 درمانگر و 13 مراجع جمعآوری شد. در این روش، سیستم کدگذاری رفتاری برای تحلیل تعاملات استفاده شده و الگوهای متوالی میان رفتارهای درمانگر و مراجع شناسایی شدند. بهعلاوه، جدول 3 در مقاله استراتژیهای کنترل پیشایند را برای مدیریت رفتارهای مشکلزا بر اساس اهداف درمانی توضیح داده است. این جدول نشان میدهد که چگونه استراتژیهای متفاوت بسته به اهداف درمانی انتخاب و تنظیم میشوند.
استراتژیهای کنترل پیشایند شامل:
حذف محرکهای تحریککننده رفتار مشکلزا: کاهش مواجهه با موقعیتهایی که رفتارهای ناسازگارانه را فعال میکنند.
معرفی محرکهای جدید برای تسهیل رفتارهای هدف: ایجاد محرکهایی که رفتارهای مثبت را برانگیزند.
تغییر اهداف مرتبط با رفتار: تطبیق اهداف درمانی با نیازهای فردی مراجع.
یافتههای کلیدی: چه راهبردهایی در تعامل موفق و کمتر موفق درمانی مشاهده میشود؟
تعاملهای موفق:
برانگیختن رفتارهای هدف:
درمانگران موفق با استفاده از پرسشهای مشخص و هدفمند، رفتارهای مطلوب مراجع را در همان لحظه هدایت کردند. بهعنوان مثال، درمانگری که از مراجع میپرسد: "وقتی پاسخ خود را ارائه دادید، چه احساسی داشتید؟" مراجع را تشویق میکند تا درباره تجربهها و واکنشهای خود در موقعیتهای مرتبط با رفتارهای هدف تأمل کند.
تقویت مثبت:
رفتارهای هدف بلافاصله با پاسخهای حمایتی تقویت میشد. برای مثال، درمانگر پس از یک اظهار نظر هدفمند از مراجع میگوید: "دقیقاً همانطور که انتظار داشتیم عمل کردید."
کاهش استفاده از تنبیه:
در تعاملهای موفق، محرکهای تنبیهی مانند انتقاد یا اصلاح مستقیم رفتارها به حداقل رسیده بود.
تعاملهای کمتر موفق:
تمرکز بر توضیحات نظری:
درمانگران در این جلسات بیشتر به انتقال دانش و ارائه توضیحات انتزاعی پرداختند. اگرچه این رویکرد آگاهی مراجع را افزایش میداد، اما رفتارهای هدف در لحظه برانگیخته یا تقویت نمیشد.
افزایش استفاده از تنبیه:
در تعاملهای کمتر موفق، استفاده از استراتژیهایی مانند انتقاد یا اصلاح مستقیم بیشتر بود، اما این روشها اغلب به کاهش انگیزه مراجع منجر میشد.
تلویحات کاربردی: چگونه میتوان از این یافتهها استفاده کرد؟
برای درمانگران:
تمرکز بر رفتارهای هدف:
درمانگران باید به جای انتقال دانش نظری، مراجعان را به انجام رفتارهای هدف در لحظۀ حال هدایت کنند.
استفاده از تقویت مثبت:
تقویت مستقیم رفتارهای مطلوب میتواند احتمال تکرار آنها را افزایش دهد.
اجتناب از تنبیه:
کاهش انتقاد و تنبیه میتواند فضای حمایتیتری برای مراجع ایجاد کند.
#رواندرمانی_اثربخش
#تبحر_در_رواندرمانی
https://t.me/AcademyofPsychotherapy
ابزار_سنجش_انعطاف_پذیری_و_اتحاد_جلسه.pdf
305.9 KB
ابزاری ساده برای سنجش اتحاد درمانی و تغییرات انعطافپذیری درمانجو
به سفر قطر کردن در جامعۀ ACT ایران !
ازم پرسید: مگه شما ACT تدریس نمیکنی؟
جواب دادم: بله. چطور مگه ؟
ادامه داد: فکر کنم مبانی رو هم بلد نیستی!
پرسیدم: چطور؟
گفت: امروز گفتی میخواهیم بافتار (Context) رفتار را تغییر ندهد بلکه با رفتار، بافتار را تغییر بدهیم!
کمی فکر کردم و ذهنم گرفتار شد: این چی داره میگه! گفتم: بی خیال. الان پنل داریم. حرفهای عمیقی قراره بگیم !
جواب داد: !sweat dreams
با تعجب جواب دادم: خواب؟ عرق؟ که یک دفعه آب شد و موج شد و از من به سرعت گذشت. یکی بلند داد زد این سومین موج بود!
از خواب پریدم و دیدم خیس عرقم. کمی نفس عمیق کشیدم و به خودم اطمینان دادم فقط یک خواب بد بود.
......
اما از قصه که بگذریم راستی کدام یکی از اینها با مبنای فلسفی ACT که بافتارگرایی کارکردی نام دارد سازگار است؟
1. با رفتار بافتار را تغییر میدهیم
2. با تغییر بافتار به تغییر رفتار میرسیم
گزینه دوم با فلسفۀ بافتارگرایی کارکردی سازگار است:
«با تغییر بافتار به تغییر رفتار میرسیم»
چون:
1. در بافتارگرایی کارکردی، رفتار همیشه در بافتار تاریخچۀ یادگیری فرد و همینطور بافتار وقوع آن معنا مییابد و تحلیل میشود.
2. هدف اصلی در بافتارگرایی کارکردی "پیشبینی و تأثیرگذاری بر رویدادها" است که عمدتاً از طریق تغییر متغیرهای بافتاری قابل دستکاری انجام میشود.
3. در رویکردهای مبتنی بر این فلسفه مانند ACT، تمرکز اصلی بر تغییر بافتارهای روانشناختی است (مثل ارتقای پذیرش، گسلش، خود به عنوان بافتار) تا از این طریق انعطافپذیری روانی و تغییر رفتار حاصل شود.
4. تحلیلهای رفتاری در این دیدگاه بر شناسایی و دستکاری متغیرهای بافتاری فعلی (شرایط محیطی حاضر، روابط کلامی جاری، و تاثیرات تاریخچۀ یادگیری بر رفتار فعلی فرد) تأکید دارند.
البته باید توجه داشت که در بافتارگرایی کارکردی، رابطه بین رفتار و بافتار دوطرفه و تعاملی است، اما از منظر کاربردی و درمانی، تمرکز اصلی بر تغییر بافتار برای دستیابی به تغییر رفتار است.
اما همچین این سوال بیجواب میماند که چرا برخی از به اصطلاح آموزگاران ACT در ایران از بیان حرفهای بیمعنی شیک ابایی ندارند و هر زمان فرصتی به ایشان دست بدهد به سفر قطر میکنند ؟!
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
ازم پرسید: مگه شما ACT تدریس نمیکنی؟
جواب دادم: بله. چطور مگه ؟
ادامه داد: فکر کنم مبانی رو هم بلد نیستی!
پرسیدم: چطور؟
گفت: امروز گفتی میخواهیم بافتار (Context) رفتار را تغییر ندهد بلکه با رفتار، بافتار را تغییر بدهیم!
کمی فکر کردم و ذهنم گرفتار شد: این چی داره میگه! گفتم: بی خیال. الان پنل داریم. حرفهای عمیقی قراره بگیم !
جواب داد: !sweat dreams
با تعجب جواب دادم: خواب؟ عرق؟ که یک دفعه آب شد و موج شد و از من به سرعت گذشت. یکی بلند داد زد این سومین موج بود!
از خواب پریدم و دیدم خیس عرقم. کمی نفس عمیق کشیدم و به خودم اطمینان دادم فقط یک خواب بد بود.
......
اما از قصه که بگذریم راستی کدام یکی از اینها با مبنای فلسفی ACT که بافتارگرایی کارکردی نام دارد سازگار است؟
1. با رفتار بافتار را تغییر میدهیم
2. با تغییر بافتار به تغییر رفتار میرسیم
گزینه دوم با فلسفۀ بافتارگرایی کارکردی سازگار است:
«با تغییر بافتار به تغییر رفتار میرسیم»
چون:
1. در بافتارگرایی کارکردی، رفتار همیشه در بافتار تاریخچۀ یادگیری فرد و همینطور بافتار وقوع آن معنا مییابد و تحلیل میشود.
2. هدف اصلی در بافتارگرایی کارکردی "پیشبینی و تأثیرگذاری بر رویدادها" است که عمدتاً از طریق تغییر متغیرهای بافتاری قابل دستکاری انجام میشود.
3. در رویکردهای مبتنی بر این فلسفه مانند ACT، تمرکز اصلی بر تغییر بافتارهای روانشناختی است (مثل ارتقای پذیرش، گسلش، خود به عنوان بافتار) تا از این طریق انعطافپذیری روانی و تغییر رفتار حاصل شود.
4. تحلیلهای رفتاری در این دیدگاه بر شناسایی و دستکاری متغیرهای بافتاری فعلی (شرایط محیطی حاضر، روابط کلامی جاری، و تاثیرات تاریخچۀ یادگیری بر رفتار فعلی فرد) تأکید دارند.
البته باید توجه داشت که در بافتارگرایی کارکردی، رابطه بین رفتار و بافتار دوطرفه و تعاملی است، اما از منظر کاربردی و درمانی، تمرکز اصلی بر تغییر بافتار برای دستیابی به تغییر رفتار است.
اما همچین این سوال بیجواب میماند که چرا برخی از به اصطلاح آموزگاران ACT در ایران از بیان حرفهای بیمعنی شیک ابایی ندارند و هر زمان فرصتی به ایشان دست بدهد به سفر قطر میکنند ؟!
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
در نکوهشِ ستایش رنج! تحلیلی تکاملی-شناختی
سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو! (مولانا)
طی تاریخ اندیشه، صداهایی بودهاند که رنج را نه فقط به عنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر زندگی، بلکه به عنوان امری ارزشمند، ضروری و حتی ستودنی تلقی کردهاند که به پرورش روحی انسان یاری میدهد. اما آیا واقعاً باید رنج را ستایش کنیم؟ و چه پیامدهای منفیای، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، در چنین ستایشی نهفته است؟
برای پاسخ به این پرسشها از دو منظر تکاملی و شناختی به این موضوع نگاهی کنیم.
نگاهی تکاملی به رنج
از منظر تکاملی رنج بهطور کلی به عنوان یک تجربهی نامطلوب، و مهمتر از آن، سیگنال هشدار تلقی میشود، نه ارزشی مطلوب. ستایش رنج با انگیزهی بقا و بهبود زندگی در تضاد است. انرژی و منابع باید صرف بهبود شرایط زندگی و سلامت شوند، نه آنکه صرف تحمل رنج، به امید پاداشی در پی آن شوند. انتخاب طبیعی ما را به گونهای شکل داده است که از درد و رنج اجتناب کنیم، زیرا رنج معمولاً نشاندهندهی آسیب یا خطر است. تشویق به تحمل رنج بدون تلاش برای رفع عوامل رنجآور، میتواند منجر به آسیب جسمی و روانی و کاهش بخت بقا شود.
از منظر تکاملی، انسانها باید برای بهبود شرایط زندگی و کاهش رنج در جامعه تلاش کنند، نه اینکه رنج را به عنوان امری اجتنابناپذیر بپذیرند. تأکید بیش از حد بر رنج و تحمل آن، میتواند منجر به نادیده گرفتن نقش احساسات مثبت و لذت در زندگی شود. از دیدگاه تکاملی، احساسات مثبت مانند شادی، لذت و رضایت، نقش مهمی در انگیزه دادن به رفتارهای سازگارانه، تقویت روابط اجتماعی، و بهبود سلامت جسمی و روانی دارند.
رنج از منظر شناخت بدنمند
نظریهی شناخت بدنمند (بدنمند، جایمند، کنشمند، و گسترشیافته) میگوید که شناخت ما صرفاً یک فرایند ذهنی انتزاعی نیست، بلکه بهطور عمیق تابع شرایط بدنی انسان است، در محیط ریشه دارد، فعالانه با جهان در تعامل است، و در این تعامل با ابزارها و محیط اطراف خود گسترش مییابد.
ستایش رنج با نادیده گرفتن واقعیت بدنی رنج همراه است. فلسفههای طرفدار رنج، رنج را به مفهومی انتزاعی تقلیل میدهند و واقعیت بدنی و حسی آن را نادیده میگیرند. رنج تجربهی فیزیولوژیکی واقعیست که در بدن احساس میشود و بر سلامت جسمی و روانی ما تأثیرات منفی میگذارد. ستایش رنج میتواند افراد را به قطع ارتباط با حس بدنی و تجربیات حسی خود تشویق کند. این در حالیست که آگاهی از حس بدنی و توجه به تجربیات حسی برای شناخت خود و جهان مهم است.
همچنین شناخت آدمی از جهان جایمند است. فلسفههای طرفدار رنج، رنج را به امری فردی و درونی تقلیل میدهند و علل محیطی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رنج را نادیده میگیرند. این در حالیست که تجربهی ما از رنج به شدت تحت تأثیر محیط اطراف، ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و شرایط فرهنگی است. تأکید بر تحمل رنج فردی، میتواند اهمیت محیط حمایتی و روابط اجتماعی سالم را نادیده بگیرد. ستایش رنج میتواند به انفعال در برابر شرایط رنجآور منجر شود.
از منظر شناخت کنشمند، مهمترین نقد به ستایش رنج، به ضعف عاملیت و کنشگری مربوط میشود. فلسفههای طرفدار رنج اغلب عاملیت، کنشگری و توانایی ما برای تغییر شرایط را تضعیف میکنند. این در حالیست که طی فرایند تکامل شناخت ما برای تعامل فعالانه با جهان طراحی شده است. تأکید بر رنج میتواند دامنهی کنشهای مطلوب را محدود کند. کنشهایی که هدف آنها کاهش رنج و افزایش شادی است، ممکن است به عنوان سطحی یا ناپسند تلقی شوند.
از منظر شناخت گسترشیافته فرهنگ و باورهای جمعی ما بخشی از سیستم شناختی گستردهی ما هستند. فلسفههای طرفدار رنج، رنج را فردی و درونی میبینند و نقش ابزارها، فناوریها، زبان، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی گسترده را در ایجاد و کاهش رنج نادیده میگیرند. ستایش رنج میتواند به تداوم باورهای نادرست فرهنگی که رنج را عادیسازی یا ارزشمند جلوه میدهند، منجر شود.
پیامدهای اجتماعی
ترویج گفتمانِ ستایش رنج میتواند بهطور ناخواسته، یا حتی عامدانه، دولتها را از وظیفهی اصلی خود که فراهم آوردن شرایط شکوفایی و زدودن از رنج است، تبرئه کند. با فردیسازی رنج، مسئولیت مقابله با آن به دوش افراد گذاشته میشود و ترویج ایدهی «تله شادکامی» میتواند نقش دولت در ایجاد و تداوم رنج را نادیده گیرد.
به جای ستایش رنج، باید به دنبال درک عمیقتر علل رنج، کاهش رنج غیرضروری، بهبود شرایط زندگی، جستجوی شادی و رفاه، و ایجاد جوامعی عادلانهتر و انسانیتر باشیم.
سخن آخر
نظریههای فلسفی، شرایط کاربست دارند: نظریهی «تلهی شادکامی» برای انسانِ جهانهای توسعهیافته عرضه شده است.
هر چند که واضح است رنج بخشی اجتنابناپذیر در زندگیست و تنوع هیجانی را افزایش میدهد اما در غیاب هیجانهای مثبت هیچ فضیلتی در آن نهفته نیست.
هادی صمدی
@evophilosophy
سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو! (مولانا)
طی تاریخ اندیشه، صداهایی بودهاند که رنج را نه فقط به عنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر زندگی، بلکه به عنوان امری ارزشمند، ضروری و حتی ستودنی تلقی کردهاند که به پرورش روحی انسان یاری میدهد. اما آیا واقعاً باید رنج را ستایش کنیم؟ و چه پیامدهای منفیای، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، در چنین ستایشی نهفته است؟
برای پاسخ به این پرسشها از دو منظر تکاملی و شناختی به این موضوع نگاهی کنیم.
نگاهی تکاملی به رنج
از منظر تکاملی رنج بهطور کلی به عنوان یک تجربهی نامطلوب، و مهمتر از آن، سیگنال هشدار تلقی میشود، نه ارزشی مطلوب. ستایش رنج با انگیزهی بقا و بهبود زندگی در تضاد است. انرژی و منابع باید صرف بهبود شرایط زندگی و سلامت شوند، نه آنکه صرف تحمل رنج، به امید پاداشی در پی آن شوند. انتخاب طبیعی ما را به گونهای شکل داده است که از درد و رنج اجتناب کنیم، زیرا رنج معمولاً نشاندهندهی آسیب یا خطر است. تشویق به تحمل رنج بدون تلاش برای رفع عوامل رنجآور، میتواند منجر به آسیب جسمی و روانی و کاهش بخت بقا شود.
از منظر تکاملی، انسانها باید برای بهبود شرایط زندگی و کاهش رنج در جامعه تلاش کنند، نه اینکه رنج را به عنوان امری اجتنابناپذیر بپذیرند. تأکید بیش از حد بر رنج و تحمل آن، میتواند منجر به نادیده گرفتن نقش احساسات مثبت و لذت در زندگی شود. از دیدگاه تکاملی، احساسات مثبت مانند شادی، لذت و رضایت، نقش مهمی در انگیزه دادن به رفتارهای سازگارانه، تقویت روابط اجتماعی، و بهبود سلامت جسمی و روانی دارند.
رنج از منظر شناخت بدنمند
نظریهی شناخت بدنمند (بدنمند، جایمند، کنشمند، و گسترشیافته) میگوید که شناخت ما صرفاً یک فرایند ذهنی انتزاعی نیست، بلکه بهطور عمیق تابع شرایط بدنی انسان است، در محیط ریشه دارد، فعالانه با جهان در تعامل است، و در این تعامل با ابزارها و محیط اطراف خود گسترش مییابد.
ستایش رنج با نادیده گرفتن واقعیت بدنی رنج همراه است. فلسفههای طرفدار رنج، رنج را به مفهومی انتزاعی تقلیل میدهند و واقعیت بدنی و حسی آن را نادیده میگیرند. رنج تجربهی فیزیولوژیکی واقعیست که در بدن احساس میشود و بر سلامت جسمی و روانی ما تأثیرات منفی میگذارد. ستایش رنج میتواند افراد را به قطع ارتباط با حس بدنی و تجربیات حسی خود تشویق کند. این در حالیست که آگاهی از حس بدنی و توجه به تجربیات حسی برای شناخت خود و جهان مهم است.
همچنین شناخت آدمی از جهان جایمند است. فلسفههای طرفدار رنج، رنج را به امری فردی و درونی تقلیل میدهند و علل محیطی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رنج را نادیده میگیرند. این در حالیست که تجربهی ما از رنج به شدت تحت تأثیر محیط اطراف، ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و شرایط فرهنگی است. تأکید بر تحمل رنج فردی، میتواند اهمیت محیط حمایتی و روابط اجتماعی سالم را نادیده بگیرد. ستایش رنج میتواند به انفعال در برابر شرایط رنجآور منجر شود.
از منظر شناخت کنشمند، مهمترین نقد به ستایش رنج، به ضعف عاملیت و کنشگری مربوط میشود. فلسفههای طرفدار رنج اغلب عاملیت، کنشگری و توانایی ما برای تغییر شرایط را تضعیف میکنند. این در حالیست که طی فرایند تکامل شناخت ما برای تعامل فعالانه با جهان طراحی شده است. تأکید بر رنج میتواند دامنهی کنشهای مطلوب را محدود کند. کنشهایی که هدف آنها کاهش رنج و افزایش شادی است، ممکن است به عنوان سطحی یا ناپسند تلقی شوند.
از منظر شناخت گسترشیافته فرهنگ و باورهای جمعی ما بخشی از سیستم شناختی گستردهی ما هستند. فلسفههای طرفدار رنج، رنج را فردی و درونی میبینند و نقش ابزارها، فناوریها، زبان، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی گسترده را در ایجاد و کاهش رنج نادیده میگیرند. ستایش رنج میتواند به تداوم باورهای نادرست فرهنگی که رنج را عادیسازی یا ارزشمند جلوه میدهند، منجر شود.
پیامدهای اجتماعی
ترویج گفتمانِ ستایش رنج میتواند بهطور ناخواسته، یا حتی عامدانه، دولتها را از وظیفهی اصلی خود که فراهم آوردن شرایط شکوفایی و زدودن از رنج است، تبرئه کند. با فردیسازی رنج، مسئولیت مقابله با آن به دوش افراد گذاشته میشود و ترویج ایدهی «تله شادکامی» میتواند نقش دولت در ایجاد و تداوم رنج را نادیده گیرد.
به جای ستایش رنج، باید به دنبال درک عمیقتر علل رنج، کاهش رنج غیرضروری، بهبود شرایط زندگی، جستجوی شادی و رفاه، و ایجاد جوامعی عادلانهتر و انسانیتر باشیم.
سخن آخر
نظریههای فلسفی، شرایط کاربست دارند: نظریهی «تلهی شادکامی» برای انسانِ جهانهای توسعهیافته عرضه شده است.
هر چند که واضح است رنج بخشی اجتنابناپذیر در زندگیست و تنوع هیجانی را افزایش میدهد اما در غیاب هیجانهای مثبت هیچ فضیلتی در آن نهفته نیست.
هادی صمدی
@evophilosophy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در کدام فرهنگ کسب نتایج خوب مستمر برای رواندرمانگر ACT ممکن است؟ اجتماع باهمان تنهایان یا فرهنگ زبدگی ؟
ارائهشده در چهارمین همایش ملی پژوهش و نوآوری در روانشناسی با تمرکز بر رفتاردرمانی شناختی
دانشگاه علوم و فناوری آریان
تمع میزبان بابلسر
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
ارائهشده در چهارمین همایش ملی پژوهش و نوآوری در روانشناسی با تمرکز بر رفتاردرمانی شناختی
دانشگاه علوم و فناوری آریان
تمع میزبان بابلسر
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
شش اقدامی که بهترین درمانگران ACT به شیوهای متفاوت انجام میدهند
(بخش 1)
نویسنده: جو اولیور
مترجم: علی فیضی
درمانگران بسیار ماهر ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)، خلاقیت، ظرافت و درکی عمیق از انعطافپذیری روانی را به کار درمانی خود میآورند. فراتر از فرآیندهای پایهای ACT، درمانگران پیشرفته مهارتهای خود را برای پرداختن به الگوهای پیچیده و نامنعطف مراجعان بهبود میبخشند و با استفاده از تکنیکهای ظریف اما قدرتمند به مراجعان کمک میکنند به سمت زندگیهای معنادار و ارزشمدار حرکت کنند . این درمانگران با هنرمندی، استعارهها، بهوشیاری، ارزشها و مداخلات رفتاری را در هم میآمیزند تا تجربههای درمانی متحولکنندهای خلق کنند. در ادامه شش مهارت پیشرفتهای که درمانگران بسیار مؤثر ACT را متمایز میکند، همراه با نکات و مثالهایی برای کمک به شما در بهکارگیری این تکنیکها در کار خودتان آورده شده است.
۱. چرخاندن چشماندازها : مراجعان را به دیدن از زاویهای جدید دعوت کنید
یکی از قدرتمندترین اقداماتی که یک درمانگر ACT پیشرفته میتواند انجام دهد، کمک به مراجع برای دیدن موقعیتش از چشماندازی جدید است. مراجعان اغلب در روایتهای سفت و سخت درباره خودشان، مانند "من یک شکستخوردهام"، یا الگوهای ارتباطی انعطافناپذیر، مانند "هیچکس به من اهمیت نمیدهد"، گیر میکنند. این الگوها میتوانند مطلق و غیرقابل چالش به نظر برسند، اما درمانگران ماهر میدانند چگونه به آرامی چشمانداز مراجع را بچرخانند و به او اجازه دهند از چشمانداز جا افتادهاش خارج شده و خود یا موقعیتش را در نوری جدید ببیند.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد که بر مبنای نظریه چارچوب ارتباطی (RFT) استوار است، چارچوبی برای دیدگاهگیری انعطافپذیر ارائه میدهد. این شامل کار با چارچوبهای ارتباطی اشارتگر، یا روابط "من در برابر تو" و "اینجا در برابر آنجا" است که شکلدهندۀ نحوه نگرش ما به خود و دیگران هستند. با هدایت مراجعان برای چرخاندن این چارچوبها – برای مثال، با تصور اینکه یک دوست مشفق، خود آینده یا حتی درمانگرشان چگونه ممکن است به آنها نگاه کند – درمانگران به مراجعان کمک میکنند تا بند باورهای نامنعطف را سست کرده و به روی احتمالات جدید گشوده شوند.
برای مثال، مراجعی که غرق در خودبیزاری است، ممکن است دعوت شود تا چشمانداز مادربزرگش را تصور کند. درمانگر ممکن است از تمرین دو صندلی استفاده کند و از مراجع بخواهد ابتدا گفتگوی درونی خشن خود را بیان کند و سپس طوری پاسخ دهد که انگار مادربزرگش است و چشماندازی مشفق و پرمحبت نسبت به مشکلاتش ارائه دهد. این فرآیند "خود به عنوان بافتار" (خود مشاهدهگر) را فعال کرده و همدلی را تشویق میکند که اغلب منجر به بینشهای عمیق میشود. مراجع ممکن است متوجه شود که قضاوتهای فعلی او نسبت به خودش حقایق مطلق نیستند، بلکه صرفاً یکی از چشماندازهای متعدد هستند.
این چرخشها زمانی بسیار مؤثر هستند که با تمرینهای تجربی، مانند نقشآفرینی یا تصویرسازی هدایتشده، ترکیب شوند. با این حال، آنها نیازمند زمانبندی و قضاوت دقیق هستند: درمانگر باید ارزیابی کند که آیا مراجع در موقعیتی است که میتواند بدون احساس غرق شدن در احساسات دشوار یا نامعتبر شدن با چشماندازی جدید مشغول شود. چرخاندن چشماندازها وقتی به درستی انجام شود میتواند آمیختگی با روایتهای بیفایده را کاهش داده و حس انعطافپذیری و امکان را ایجاد کنند.
چند راهنمایی:
چشماندازهای سفر در زمان: مراجعان را تشویق کنید تا خود آیندهشان را، ۵ یا ۱۰ سال بعد، تصور کنند که به خود فعلیشان مشاوره یا دلگرمی میدهد. متناوباً، آنها را هدایت کنید تا با خود جوانترشان صحبت کنند و شفقت یا اطمینان خاطر ارائه دهند. این تمرینات به ویژه در کار با تروما مفید هستند، جایی که مراجعان اغلب دردهای حلنشدهای را از گذشته حمل میکنند.
بهرهبرداری از رابطه درمانی: برای مراجعانی که با شرم یا خودانتقادی دست و پنجه نرم میکنند، آنها را دعوت کنید تا کشف کنند که شما به عنوان درمانگرشان، چگونه آنها را میبینید. برای مثال، ممکن است بگویید: "من متوجه میشوم که شما فکر میکنید من دارم شما را قضاوت میکنم. آیا مایلید مستقیماً از من بپرسید که در این لحظه چه هیجانی نسبت به شما دارم؟" این میتواند باورهای تحریف شده را به چالش بکشد و اعتماد را ایجاد کند.
تنظیم تمرین متناسب با آمادگی مراجع: اگر مراجعی به شدت با داستان خود درگیر است، با چرخشهای چشمانداز کوچکتر شروع کنید (مثلاً تصور اینکه یک ناظر بیطرف چگونه ممکن است آنها را ببیند) قبل از حرکت به سمت چشماندازهای هیجانیتر.
#Learning_ACT
#تبحر_در_رواندرمانی
#مهارت
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
(بخش 1)
نویسنده: جو اولیور
مترجم: علی فیضی
درمانگران بسیار ماهر ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد)، خلاقیت، ظرافت و درکی عمیق از انعطافپذیری روانی را به کار درمانی خود میآورند. فراتر از فرآیندهای پایهای ACT، درمانگران پیشرفته مهارتهای خود را برای پرداختن به الگوهای پیچیده و نامنعطف مراجعان بهبود میبخشند و با استفاده از تکنیکهای ظریف اما قدرتمند به مراجعان کمک میکنند به سمت زندگیهای معنادار و ارزشمدار حرکت کنند . این درمانگران با هنرمندی، استعارهها، بهوشیاری، ارزشها و مداخلات رفتاری را در هم میآمیزند تا تجربههای درمانی متحولکنندهای خلق کنند. در ادامه شش مهارت پیشرفتهای که درمانگران بسیار مؤثر ACT را متمایز میکند، همراه با نکات و مثالهایی برای کمک به شما در بهکارگیری این تکنیکها در کار خودتان آورده شده است.
۱. چرخاندن چشماندازها : مراجعان را به دیدن از زاویهای جدید دعوت کنید
یکی از قدرتمندترین اقداماتی که یک درمانگر ACT پیشرفته میتواند انجام دهد، کمک به مراجع برای دیدن موقعیتش از چشماندازی جدید است. مراجعان اغلب در روایتهای سفت و سخت درباره خودشان، مانند "من یک شکستخوردهام"، یا الگوهای ارتباطی انعطافناپذیر، مانند "هیچکس به من اهمیت نمیدهد"، گیر میکنند. این الگوها میتوانند مطلق و غیرقابل چالش به نظر برسند، اما درمانگران ماهر میدانند چگونه به آرامی چشمانداز مراجع را بچرخانند و به او اجازه دهند از چشمانداز جا افتادهاش خارج شده و خود یا موقعیتش را در نوری جدید ببیند.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد که بر مبنای نظریه چارچوب ارتباطی (RFT) استوار است، چارچوبی برای دیدگاهگیری انعطافپذیر ارائه میدهد. این شامل کار با چارچوبهای ارتباطی اشارتگر، یا روابط "من در برابر تو" و "اینجا در برابر آنجا" است که شکلدهندۀ نحوه نگرش ما به خود و دیگران هستند. با هدایت مراجعان برای چرخاندن این چارچوبها – برای مثال، با تصور اینکه یک دوست مشفق، خود آینده یا حتی درمانگرشان چگونه ممکن است به آنها نگاه کند – درمانگران به مراجعان کمک میکنند تا بند باورهای نامنعطف را سست کرده و به روی احتمالات جدید گشوده شوند.
برای مثال، مراجعی که غرق در خودبیزاری است، ممکن است دعوت شود تا چشمانداز مادربزرگش را تصور کند. درمانگر ممکن است از تمرین دو صندلی استفاده کند و از مراجع بخواهد ابتدا گفتگوی درونی خشن خود را بیان کند و سپس طوری پاسخ دهد که انگار مادربزرگش است و چشماندازی مشفق و پرمحبت نسبت به مشکلاتش ارائه دهد. این فرآیند "خود به عنوان بافتار" (خود مشاهدهگر) را فعال کرده و همدلی را تشویق میکند که اغلب منجر به بینشهای عمیق میشود. مراجع ممکن است متوجه شود که قضاوتهای فعلی او نسبت به خودش حقایق مطلق نیستند، بلکه صرفاً یکی از چشماندازهای متعدد هستند.
این چرخشها زمانی بسیار مؤثر هستند که با تمرینهای تجربی، مانند نقشآفرینی یا تصویرسازی هدایتشده، ترکیب شوند. با این حال، آنها نیازمند زمانبندی و قضاوت دقیق هستند: درمانگر باید ارزیابی کند که آیا مراجع در موقعیتی است که میتواند بدون احساس غرق شدن در احساسات دشوار یا نامعتبر شدن با چشماندازی جدید مشغول شود. چرخاندن چشماندازها وقتی به درستی انجام شود میتواند آمیختگی با روایتهای بیفایده را کاهش داده و حس انعطافپذیری و امکان را ایجاد کنند.
چند راهنمایی:
چشماندازهای سفر در زمان: مراجعان را تشویق کنید تا خود آیندهشان را، ۵ یا ۱۰ سال بعد، تصور کنند که به خود فعلیشان مشاوره یا دلگرمی میدهد. متناوباً، آنها را هدایت کنید تا با خود جوانترشان صحبت کنند و شفقت یا اطمینان خاطر ارائه دهند. این تمرینات به ویژه در کار با تروما مفید هستند، جایی که مراجعان اغلب دردهای حلنشدهای را از گذشته حمل میکنند.
بهرهبرداری از رابطه درمانی: برای مراجعانی که با شرم یا خودانتقادی دست و پنجه نرم میکنند، آنها را دعوت کنید تا کشف کنند که شما به عنوان درمانگرشان، چگونه آنها را میبینید. برای مثال، ممکن است بگویید: "من متوجه میشوم که شما فکر میکنید من دارم شما را قضاوت میکنم. آیا مایلید مستقیماً از من بپرسید که در این لحظه چه هیجانی نسبت به شما دارم؟" این میتواند باورهای تحریف شده را به چالش بکشد و اعتماد را ایجاد کند.
تنظیم تمرین متناسب با آمادگی مراجع: اگر مراجعی به شدت با داستان خود درگیر است، با چرخشهای چشمانداز کوچکتر شروع کنید (مثلاً تصور اینکه یک ناظر بیطرف چگونه ممکن است آنها را ببیند) قبل از حرکت به سمت چشماندازهای هیجانیتر.
#Learning_ACT
#تبحر_در_رواندرمانی
#مهارت
https://t.me/thirdwaveofBehaviorTherapy
Telegram
کانال تخصصی موج سوم رفتاردرمانی
این کانال با هدف معرفی و آموزش رواندرمانیهای متعلق به موج سوم رفتاردرمانی و کاربردهای فردی و اجتماعی آنها ایجاد شده است.