خیلی ها که عاشق کشورشان هستند دوست دارند فرصتی خاص پیش بیاید و نشان دهند که تا چه اندازه حاضرند برای سرزمین مادری شان با تمام وجود قدم بردارند.
من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید ، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و ... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت. هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.
اگر فکر می کنید فرستادن این متن به سایر ایرانی ها نیز می تواند قدمی برای وطن باشد، این کار را بکنید.
…
@timenote
من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید ، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و ... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت. هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.
اگر فکر می کنید فرستادن این متن به سایر ایرانی ها نیز می تواند قدمی برای وطن باشد، این کار را بکنید.
…
@timenote
Forwarded from وند مدیا
🔴توزیع ۲۰۰ کیسه پارچه یی بین مردم در سطح شهر اندیمشک توسط #انجمن_دیده_بان_زاگرس به مناسبت #روز_بدون_نایلکس/ارسالي @shahrvand_newspaper
Forwarded from نکات ناب و حکمت های آیت الله حائری شیرازی
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🔸آفت مردم، ضعف آگاهی است نه ضعف تنسّک🔸
آفت مردم، ضعف آگاهی آنهاست اما آفت علما، بی اطلاعی نیست؛ بلکه فسق آنهاست. در روایات داریم که دو گروه، کمرم را شکستند: عالم متهتک و جاهل متنسک.
تنزلِ «تنسّک» و «تقدس» در مردم، خطر نیست؛ تنزل «آگاهی» خطر است! یعنی شیطان اگر خواست مردم را ضایع کند از راه شکستن «تنسّک» آنها وارد نمی شود؛ از راه «جهالت» آنها وارد می شود. هرکس یک آفتی دارد . شیطان، متنسک و مقدس را به این که عوضی بفهمد تشویق می کند تا دستش را بگذارد در دست یک عالم متهتک.
* تنسک= انجام عبادات، زهدورزی، پایبندی به شریعت
https://telegram.me/joinchat/BcHSIDwwcxrCUmmpaMwOkg
🔸آفت مردم، ضعف آگاهی است نه ضعف تنسّک🔸
آفت مردم، ضعف آگاهی آنهاست اما آفت علما، بی اطلاعی نیست؛ بلکه فسق آنهاست. در روایات داریم که دو گروه، کمرم را شکستند: عالم متهتک و جاهل متنسک.
تنزلِ «تنسّک» و «تقدس» در مردم، خطر نیست؛ تنزل «آگاهی» خطر است! یعنی شیطان اگر خواست مردم را ضایع کند از راه شکستن «تنسّک» آنها وارد نمی شود؛ از راه «جهالت» آنها وارد می شود. هرکس یک آفتی دارد . شیطان، متنسک و مقدس را به این که عوضی بفهمد تشویق می کند تا دستش را بگذارد در دست یک عالم متهتک.
* تنسک= انجام عبادات، زهدورزی، پایبندی به شریعت
https://telegram.me/joinchat/BcHSIDwwcxrCUmmpaMwOkg
🔳⭕️بیماری اجتماعی رقیق شدگی هوش ایرانیان و تمرکز استراتژیک بر مساله اشتباه
✍تیتر زدند: متاسفانه مریم میرزخانی را از دست دادیم. مریم میرزاخانی از میان ما رفت. اما اگر درست و دقیق بنگریم بیش از 15 سال است که ما مریم را از دست داده ایم و کک مان هم نگزید. ما مریم را زمانی از دست دادیم که وی به آمریکا مهاجرت کرد و ما بهره مان از او این شد که مریم روزی جایزه ای جهانی گرفت و ما مثل همیشه بسیار خرسند شدیم که یک ایرانی جایزه گرفت و البته جایزه اش برای دانشگاه آمریکایی اعتبار آورد و نه ما (هرچند که او چون شهروند آمریکا نبود، جایزه اش به نام یک ایرانی ثبت شد). امروز که او به آن جهان رحلت کرده همه پیام تسلیت می نویسند به ويژه سیاسیون! ولی آن روز که وی به آن سوی جهان مهاجرت کرد کسی حتی نفهمید چه برسد به این که تسلیت بگوید.
زمانی در دانشگاه صنعتی شریف با دو المپیادی که هر دو مدال طلا داشتند هم اتاق بودم. به وضوح می دیدم که آنان علاوه بر نبوغ شان، منافع بسیاری برای جامعه دارند. مهم تر از تولید، بازتولید و انتشار علمی که انجام می دهند، مایه دلگرمی و الهام دیگرانند. دیگران به آنان به چشم یک پیشرو، یک الگو و یک قهرمان نگاه می کردند و وجودشان چقدر مغتنم و دلگرم کننده بود و همین المپیادی ها، همین نخبه ها، همین باهوش ها وقتی فارغ التحصیل می شوند و وارد کار، صنعت، دولت و یا کسوتی دانشگاهی می شوند چقدر می توانند گره از کار فروبسته ما بگشایند.
روزی روزگاری می گفتیم موج مهاجرت نخبگان اکنون کار به «سونامی فرار نخبگان» رسیده است. در گذشته تا مقطعِ كارشناسی براي جهان اول نيرو تربيت می کردیم و آن را دو دستی به همان غربی تحویل می دادیم که بر علیه شان شعار مرگ بر می دهیم یعنی سرمایه گذاری بی بازگشت. اکنون کار به جایی رسیده است که ارشد و دكترا صادر می کنیم و این یعنی تاراج.
به همین خاطر است که دچار بیماری «رقیق شدگی هوش ملی» شده ایم. بگذارید ساده تر توضیح دهم: فرض کنید که هر کدام از ما یک میزان هوش داریم. هوش تمام ایرانیان را اگر با هم جمع کنیم و تقسیم بر 80 میلیون ایرانی کنیم می شود هوش متوسط ایرانیان. حال اگر در طول 30 سال پیاپی، باهوش ها و نخبگان از کشور مهاجرت کنند به تدریج متوسط هوش ما کاهش پیدا می کند به این می گویند رقیق شدگی متوسط هوش جامعه. رفتن نخبگان از یک طرف باعث ترقیق هوشی می شود یک تاثیر بد دیگر هم دارد: کاهش انباره ژنتیکی. یعنی چه؟ وقتی یک نخبه می رود با خودش ژن نخبگی دخترش، پسرش و نسل آتی اش را هم می برد. یعنی باهوش بعدی دیگر در ایران متولد نمی شود!
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر سیستم اقتصادی-اجتماعی که نتواند مسایل مهم اش را از مسایل فرعی تشخیص دهد، کامیاب نخواهد شد. اولین کار همه ما این است که مساله مهاجرت نخبگان را مانند ثروت ملی، برجسته و تبدیل به یک مساله ملی کنیم. اگر خاطرتان باشد دکلی نفتی در دولت قبلی گم شده بود. بیش از هزار بار در رسانه ها توسط مسوولین تکرار شد. سوال من این است، آیا نخبگانی که رفتند به اندازه یک دکل نفتی ارزش نداشتند؟ می خواهم تاکید کنم آن چه مرا متاثر می کند مهاجرت نخبگان نیست، مهاجرت بی بازگشت و بی بازده نخبگان است. این موضوع را باید آنقدر تکرار کرد که به یک تقاضای اجتماعی تبدیل شود.
حالا فرض کنید که نخبگان ماندند یا نخبگان بازگشتتد، همین کافیست؟ آنچه ما با آن روبرو هستیم فقط مساله مهاجرت نخبگان نیست. «فرسایش نخبگان» نیز مطرح است. حالا ممکن است بگویید چرا این قدر باید لی به لالای نخبگان گذاشت. از زمانی که پروفسور سمیعی به ایران آمده است منشا خدمات و برکات بسیاری شده است، اگر او زودتر و بیشتر به ایران می آمد می توانست بسیار بیشتر برای کشور خلق ارزش کند. وقتی یک پروفسور سمیعی می توان چنین طوفانی بپا کند، فکرش را بکنید که هزاران نخبه ثروت و معرفت اگر به کشور بازگردند (نه حتی تمام سال) چه می شود؟
عددهای بسیاری در مورد مهاجرت نخبگان گفته اند از این که فرار مغزها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است. چون همه این ها تخمین است به آن ها استناد نمی کنم. فقط یک نکته را می گویم و تمام: خداوند فرمود اگر شکرگذار نعمت ها باشیم، افزون خواهد شد و اگر نه عذابش شدید خواهد بود. رقیق شدن هوش ملی، عذابی شدید نیست؟ حیف است این سرزمین هزاران پزشک و مدیر و مهندس و متخصص داشته باشد اما سلامت، مدیریت، صنعت و تجارت ما به سامان نباشد. اگر برای نخبگان این سرزمین بیش از دکل نفتی ارزش قائل شویم، آینده ای بهتر در انتظار ماست.
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
…
https://t.me/timenote
✍تیتر زدند: متاسفانه مریم میرزخانی را از دست دادیم. مریم میرزاخانی از میان ما رفت. اما اگر درست و دقیق بنگریم بیش از 15 سال است که ما مریم را از دست داده ایم و کک مان هم نگزید. ما مریم را زمانی از دست دادیم که وی به آمریکا مهاجرت کرد و ما بهره مان از او این شد که مریم روزی جایزه ای جهانی گرفت و ما مثل همیشه بسیار خرسند شدیم که یک ایرانی جایزه گرفت و البته جایزه اش برای دانشگاه آمریکایی اعتبار آورد و نه ما (هرچند که او چون شهروند آمریکا نبود، جایزه اش به نام یک ایرانی ثبت شد). امروز که او به آن جهان رحلت کرده همه پیام تسلیت می نویسند به ويژه سیاسیون! ولی آن روز که وی به آن سوی جهان مهاجرت کرد کسی حتی نفهمید چه برسد به این که تسلیت بگوید.
زمانی در دانشگاه صنعتی شریف با دو المپیادی که هر دو مدال طلا داشتند هم اتاق بودم. به وضوح می دیدم که آنان علاوه بر نبوغ شان، منافع بسیاری برای جامعه دارند. مهم تر از تولید، بازتولید و انتشار علمی که انجام می دهند، مایه دلگرمی و الهام دیگرانند. دیگران به آنان به چشم یک پیشرو، یک الگو و یک قهرمان نگاه می کردند و وجودشان چقدر مغتنم و دلگرم کننده بود و همین المپیادی ها، همین نخبه ها، همین باهوش ها وقتی فارغ التحصیل می شوند و وارد کار، صنعت، دولت و یا کسوتی دانشگاهی می شوند چقدر می توانند گره از کار فروبسته ما بگشایند.
روزی روزگاری می گفتیم موج مهاجرت نخبگان اکنون کار به «سونامی فرار نخبگان» رسیده است. در گذشته تا مقطعِ كارشناسی براي جهان اول نيرو تربيت می کردیم و آن را دو دستی به همان غربی تحویل می دادیم که بر علیه شان شعار مرگ بر می دهیم یعنی سرمایه گذاری بی بازگشت. اکنون کار به جایی رسیده است که ارشد و دكترا صادر می کنیم و این یعنی تاراج.
به همین خاطر است که دچار بیماری «رقیق شدگی هوش ملی» شده ایم. بگذارید ساده تر توضیح دهم: فرض کنید که هر کدام از ما یک میزان هوش داریم. هوش تمام ایرانیان را اگر با هم جمع کنیم و تقسیم بر 80 میلیون ایرانی کنیم می شود هوش متوسط ایرانیان. حال اگر در طول 30 سال پیاپی، باهوش ها و نخبگان از کشور مهاجرت کنند به تدریج متوسط هوش ما کاهش پیدا می کند به این می گویند رقیق شدگی متوسط هوش جامعه. رفتن نخبگان از یک طرف باعث ترقیق هوشی می شود یک تاثیر بد دیگر هم دارد: کاهش انباره ژنتیکی. یعنی چه؟ وقتی یک نخبه می رود با خودش ژن نخبگی دخترش، پسرش و نسل آتی اش را هم می برد. یعنی باهوش بعدی دیگر در ایران متولد نمی شود!
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر سیستم اقتصادی-اجتماعی که نتواند مسایل مهم اش را از مسایل فرعی تشخیص دهد، کامیاب نخواهد شد. اولین کار همه ما این است که مساله مهاجرت نخبگان را مانند ثروت ملی، برجسته و تبدیل به یک مساله ملی کنیم. اگر خاطرتان باشد دکلی نفتی در دولت قبلی گم شده بود. بیش از هزار بار در رسانه ها توسط مسوولین تکرار شد. سوال من این است، آیا نخبگانی که رفتند به اندازه یک دکل نفتی ارزش نداشتند؟ می خواهم تاکید کنم آن چه مرا متاثر می کند مهاجرت نخبگان نیست، مهاجرت بی بازگشت و بی بازده نخبگان است. این موضوع را باید آنقدر تکرار کرد که به یک تقاضای اجتماعی تبدیل شود.
حالا فرض کنید که نخبگان ماندند یا نخبگان بازگشتتد، همین کافیست؟ آنچه ما با آن روبرو هستیم فقط مساله مهاجرت نخبگان نیست. «فرسایش نخبگان» نیز مطرح است. حالا ممکن است بگویید چرا این قدر باید لی به لالای نخبگان گذاشت. از زمانی که پروفسور سمیعی به ایران آمده است منشا خدمات و برکات بسیاری شده است، اگر او زودتر و بیشتر به ایران می آمد می توانست بسیار بیشتر برای کشور خلق ارزش کند. وقتی یک پروفسور سمیعی می توان چنین طوفانی بپا کند، فکرش را بکنید که هزاران نخبه ثروت و معرفت اگر به کشور بازگردند (نه حتی تمام سال) چه می شود؟
عددهای بسیاری در مورد مهاجرت نخبگان گفته اند از این که فرار مغزها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است. چون همه این ها تخمین است به آن ها استناد نمی کنم. فقط یک نکته را می گویم و تمام: خداوند فرمود اگر شکرگذار نعمت ها باشیم، افزون خواهد شد و اگر نه عذابش شدید خواهد بود. رقیق شدن هوش ملی، عذابی شدید نیست؟ حیف است این سرزمین هزاران پزشک و مدیر و مهندس و متخصص داشته باشد اما سلامت، مدیریت، صنعت و تجارت ما به سامان نباشد. اگر برای نخبگان این سرزمین بیش از دکل نفتی ارزش قائل شویم، آینده ای بهتر در انتظار ماست.
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
…
https://t.me/timenote
Telegram
گاه نگار
گاهی باید نگارشی داشت و بی تفاوت نبود.
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
وقتى " صداقت " يك " روباه " زير سوال مي رود
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺎﻟﻬﺎﯼ تلويزيوني يك ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺣﺶ ﺭا ﭘﺨﺶ می کرد
نشاﻥ مى داد يك ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ تعدادى ﻻﺷﻪ ﻣﺮﻍ ﺭا ﺩﺍﺧﻞ ﺗﻮﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩند ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ۱۰-۲۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩند
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ يك ﺭﻭﺑﺎﻩ آﻣﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ يك ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻻﺷﻪ ﻯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ؛
ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺗﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍلآﻥ مى رود ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎنش را مى آورد
ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ يك ﺭوﺑﺎﺕ ﺟﺮﺛﻘﯿﻞ، ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩند ﻭ آﻭﺭﺩند در ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ مخفى اش ﮐﺮﺩند ﻭ ﺑﺎ ﻣﺎﯾﻌﯽ خاص ﺍﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ تا ﺍﺛﺮ ﺑﻮ ﺭا ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ببرند
ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ همان ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ۷-۸ ﺗﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ديگر آمدند ﺳﺮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺍﻭﻝ، ﻫﺮچه ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻣﺮﻏﻬﺎ ﺭا ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩند؛ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺮﺩند ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ
آن ۷-۸ ﺗﺎ ﺭفتند ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺸﺘﻦ ﮐﺮﺩ
ﺟﺎلب ﺍین ﺑﻮﺩ ﮐﻪ مدام ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺳﺮش را ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﮐﻪ ﺩاشتند ﺩﻭﺭ مى شدند ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿد
محققين ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﯿﻢ ﮐﻤﯽ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺭا ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩند ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺩﻳﺪ
ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ؛ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺑﺎ ﺩﻧﺪاﻥ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ آمدند ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ هماﻥ ﮐﺎﺭ ﺭا ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩند ﻭ ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺳﻮﻡ ﺑﺮﺩﻧﺪ و بوى مرغها را با اسپرى پاك كردند. ﺭﻭﺑﺎه ها ﻭﻗﺘﯽ دوباره ﺭﺳﯿﺪند ﻫﺮچه ﮔﻮﺩﺍﻟﻬﺎ ﺭا گشتند ﻭ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪند، ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺭا نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩیگر ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ماﻧﺪ.
ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ای ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﮏ ﮐﺮﺩند، ﺩﯾﺪند ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺮﺩﻩ
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻻﺷﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮑﯽ ﺑﺮﺩند ﻭ ﮐﻠﯽ آﺯﻣﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩند؛ ﺩﯾﺪند ﺩﻗﯿﻘﺎً ﻋﮑﺴﻬﺎ ﻭ آﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ نشاﻥ مى دهد
ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮاﻥ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﯾﮏ ﺷﻮﮎ ﻋﺼﺒﯽ، ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ
ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ است ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ مى كند ﺻﺪﺍﻗﺘﺶ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﺰند ﻭ ﻣﯿﻤﯿﺮد؛ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮد
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ زیادند کسانی كه می آیند ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺯباﻥ مى آورند، ﺑﻌﺪ ﺟﺎلب اينكه ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻭغ هایشان آﺷﮑﺎﺭ مى شود، ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮوند
ﻭ ﺍﺻﻼً ﺧﻢ ﺑﻪ ابرﻭ نمى آورند ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺎک تر ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ، ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ
ﭼﻘﺪﺭ زشت است ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮسد ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺯ او ﺩﺭ ﮐﺮﺍﻣﺖ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺸﯽ ﺑﮕﯿﺮند
ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ گرچه بى رﺣﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ تكان دهنده اى ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺍﺷﺖ.
@timenote
نمى گويم انسان" باشيم؛ مى گويم "با اخلاق" باشيم
"با اخلاق" كه باشيم، حتما "انسان" هم هستيم
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﻧﺎﻟﻬﺎﯼ تلويزيوني يك ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺣﺶ ﺭا ﭘﺨﺶ می کرد
نشاﻥ مى داد يك ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺤﻘﻖ تعدادى ﻻﺷﻪ ﻣﺮﻍ ﺭا ﺩﺍﺧﻞ ﺗﻮﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩند ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ۱۰-۲۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺣﻔﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩند
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ يك ﺭﻭﺑﺎﻩ آﻣﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ يك ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻻﺷﻪ ﻯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ؛
ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﺗﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺍلآﻥ مى رود ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻯ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎنش را مى آورد
ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ يك ﺭوﺑﺎﺕ ﺟﺮﺛﻘﯿﻞ، ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩند ﻭ آﻭﺭﺩند در ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ مخفى اش ﮐﺮﺩند ﻭ ﺑﺎ ﻣﺎﯾﻌﯽ خاص ﺍﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ تا ﺍﺛﺮ ﺑﻮ ﺭا ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ببرند
ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ همان ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ۷-۸ ﺗﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ديگر آمدند ﺳﺮ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺍﻭﻝ، ﻫﺮچه ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻣﺮﻏﻬﺎ ﺭا ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩند؛ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺮﺩند ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ
آن ۷-۸ ﺗﺎ ﺭفتند ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺸﺘﻦ ﮐﺮﺩ
ﺟﺎلب ﺍین ﺑﻮﺩ ﮐﻪ مدام ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺳﺮش را ﺑﺎﻻ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﮐﻪ ﺩاشتند ﺩﻭﺭ مى شدند ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿد
محققين ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﯿﻢ ﮐﻤﯽ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺭا ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩند ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺩﻳﺪ
ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ؛ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮغ ها ﺭا ﺑﺎ ﺩﻧﺪاﻥ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺗﯿﻢ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ آمدند ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ هماﻥ ﮐﺎﺭ ﺭا ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩند ﻭ ﺗﻮﺭﯼ ﺭا ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺳﻮﻡ ﺑﺮﺩﻧﺪ و بوى مرغها را با اسپرى پاك كردند. ﺭﻭﺑﺎه ها ﻭﻗﺘﯽ دوباره ﺭﺳﯿﺪند ﻫﺮچه ﮔﻮﺩﺍﻟﻬﺎ ﺭا گشتند ﻭ ﻫﺮچه ﺯﻣﯿﻦ ﺭا ﺑﻮ ﮐﺸﯿﺪند، ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﺭا نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩیگر ﺟﺴﺖ ﻭ ﺟﻮ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﺩﻭﻡ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ماﻧﺪ.
ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ای ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ، ﻧﺰﺩﯾﮑﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﮏ ﮐﺮﺩند، ﺩﯾﺪند ﮐﺎﻣﻼً ﻣﺮﺩﻩ
ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻻﺷﻪ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﮐﺰ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮑﯽ ﺑﺮﺩند ﻭ ﮐﻠﯽ آﺯﻣﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩند؛ ﺩﯾﺪند ﺩﻗﯿﻘﺎً ﻋﮑﺴﻬﺎ ﻭ آﺯﻣﺎﯾﺸﺎﺕ نشاﻥ مى دهد
ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮاﻥ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﯾﮏ ﺷﻮﮎ ﻋﺼﺒﯽ، ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ
ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺩﺭ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ است ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ مى كند ﺻﺪﺍﻗﺘﺶ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﺳﺘﺎنش ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﺰند ﻭ ﻣﯿﻤﯿﺮد؛ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﻤﯿﺮد
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ زیادند کسانی كه می آیند ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺯباﻥ مى آورند، ﺑﻌﺪ ﺟﺎلب اينكه ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻭغ هایشان آﺷﮑﺎﺭ مى شود، ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ ﻣﻴﺮوند
ﻭ ﺍﺻﻼً ﺧﻢ ﺑﻪ ابرﻭ نمى آورند ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺎک تر ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ، ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ
ﭼﻘﺪﺭ زشت است ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮسد ﮐﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺍﺯ او ﺩﺭ ﮐﺮﺍﻣﺖ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﭘﯿﺸﯽ ﺑﮕﯿﺮند
ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩ
ﺍﯾﻦ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ گرچه بى رﺣﻤﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ تكان دهنده اى ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺍﺷﺖ.
@timenote
نمى گويم انسان" باشيم؛ مى گويم "با اخلاق" باشيم
"با اخلاق" كه باشيم، حتما "انسان" هم هستيم
Forwarded from علی طاهری Ali Taheri
👈👈گاهی باید نگارشی داشت و بی تفاوت نبود.
کانال گاه نگار {@timenote} آمادگی دارد که مطالب شما را در حوزه های #توسعه_پایدار #بلوغ_اجتماعی و #محیط_زیست منتشر نماید.
آدرس کانال:
@timenote
******
ارسال مطالب:
@alitaheri_ir
*******
https://t.me/timenote
کانال گاه نگار {@timenote} آمادگی دارد که مطالب شما را در حوزه های #توسعه_پایدار #بلوغ_اجتماعی و #محیط_زیست منتشر نماید.
آدرس کانال:
@timenote
******
ارسال مطالب:
@alitaheri_ir
*******
https://t.me/timenote
Telegram
گاه نگار
گاهی باید نگارشی داشت و بی تفاوت نبود.
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
🚩قبح شكني از مواد مخدر، چرا؟
✍محمدمهدی اسدزاده
@gharibeiashna
کجایند آنان که دم از خط امام و حزب الهی بودن و ولایت مدار بودن و بسیجی بودن و اصلاح طلب بودن و اصولگرا بودن و طرفدار آزادی و عدالت و ... می زنند؟
این در حالی است که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی در همین هفته اخیر بیان می کند که برخی از نمایندگان با پول این قاچاقچیان راهی مجلس شده اند و به هر دلیلی پس از انتشار خبر، اعلام تکذبیه می کند که من چنین حرفی نزده ام. آقای فرمانده انتظامی حیف بود که مردانگیت را پای سیاست بازان ذبح کنی و آزادگی خود را به آنان بفروشی. هرچند لازم به گفتن هم نبود وقتی یکی از نامزدهای تایید صلاحیت شده برای نمایندگی مجلس با کیفی حاوی موادمخدر در فرودگاه شیراز دستگیر شد و سپس توسط شورای نگهبان رد صلاحیت گردید، پس بقیه آقایان هم از این قضیه مستثنی باشند.
وقتی کسانی در مجلس بدور از هر گونه غیرت و همیتی به جای خدمت صادقانه و صالحانه به مردم ایران، به دنبال توجیه اعمال خلافی همچون قاچاق مواد مخدر هستند، البته نباید دیگر امیدی به اصلاح امور داشت.
به نمایندگانی که از شعور و سواد و تقوای لازم برای نمایندگی برخوردارند خواهش می کنیم تا بیش از این نه وقت و نه سرمایه ملت را تلف نفرمایند. و به جای وقت گذاشتن برای کوپنی کردن مواد مخدر یا اعدام نکردن مفسدین فی الارض، وقت مجلس محترم را صرف برنامه هایی فرمایید تا در زمان اندک کشور از بحران اشتغال خارج شود. نه آن که برای توجیه قاچاق و علی الخصوص قاچاق موادمخدر ضمن تلف کردن وقت و سرمایه ملت (البته به قول خودشان حق شان از سفره انقلاب است حال بقیه مردم که در انقلاب و دوران دفاع مقدس در خط مقدم بوده اند اگر بخواهند حق شان را طلب کنند چه خواهد شد بماند) همین مقدار تولید ملی هم که برای کشور و مردم باقی مانده است با خمار کردن کشور از پای در آوردند.
هرچند تمام نمایندگان را به خواندن صفحات حوادث نشریات و آمارهای قتل و جنایت و تجاوز دعوت می کنم تا اندکی به خود آیند که این همه ثمره همین مواد مخدر است که طبق آمار اکثر این قتل ها، جنایات و تجاوز به خاطر استفاده از موادمخدر و مسکرات است و کمتر اتفاق می افتد که کسی در حال عادی خودش دست به چنین حرکاتی بزند.
…
https://t.me/timenote
✍محمدمهدی اسدزاده
@gharibeiashna
کجایند آنان که دم از خط امام و حزب الهی بودن و ولایت مدار بودن و بسیجی بودن و اصلاح طلب بودن و اصولگرا بودن و طرفدار آزادی و عدالت و ... می زنند؟
این در حالی است که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی در همین هفته اخیر بیان می کند که برخی از نمایندگان با پول این قاچاقچیان راهی مجلس شده اند و به هر دلیلی پس از انتشار خبر، اعلام تکذبیه می کند که من چنین حرفی نزده ام. آقای فرمانده انتظامی حیف بود که مردانگیت را پای سیاست بازان ذبح کنی و آزادگی خود را به آنان بفروشی. هرچند لازم به گفتن هم نبود وقتی یکی از نامزدهای تایید صلاحیت شده برای نمایندگی مجلس با کیفی حاوی موادمخدر در فرودگاه شیراز دستگیر شد و سپس توسط شورای نگهبان رد صلاحیت گردید، پس بقیه آقایان هم از این قضیه مستثنی باشند.
وقتی کسانی در مجلس بدور از هر گونه غیرت و همیتی به جای خدمت صادقانه و صالحانه به مردم ایران، به دنبال توجیه اعمال خلافی همچون قاچاق مواد مخدر هستند، البته نباید دیگر امیدی به اصلاح امور داشت.
به نمایندگانی که از شعور و سواد و تقوای لازم برای نمایندگی برخوردارند خواهش می کنیم تا بیش از این نه وقت و نه سرمایه ملت را تلف نفرمایند. و به جای وقت گذاشتن برای کوپنی کردن مواد مخدر یا اعدام نکردن مفسدین فی الارض، وقت مجلس محترم را صرف برنامه هایی فرمایید تا در زمان اندک کشور از بحران اشتغال خارج شود. نه آن که برای توجیه قاچاق و علی الخصوص قاچاق موادمخدر ضمن تلف کردن وقت و سرمایه ملت (البته به قول خودشان حق شان از سفره انقلاب است حال بقیه مردم که در انقلاب و دوران دفاع مقدس در خط مقدم بوده اند اگر بخواهند حق شان را طلب کنند چه خواهد شد بماند) همین مقدار تولید ملی هم که برای کشور و مردم باقی مانده است با خمار کردن کشور از پای در آوردند.
هرچند تمام نمایندگان را به خواندن صفحات حوادث نشریات و آمارهای قتل و جنایت و تجاوز دعوت می کنم تا اندکی به خود آیند که این همه ثمره همین مواد مخدر است که طبق آمار اکثر این قتل ها، جنایات و تجاوز به خاطر استفاده از موادمخدر و مسکرات است و کمتر اتفاق می افتد که کسی در حال عادی خودش دست به چنین حرکاتی بزند.
…
https://t.me/timenote
Telegram
گاه نگار
گاهی باید نگارشی داشت و بی تفاوت نبود.
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افرادی كه حضور خدا را در قلب خود احساس كردند و انرژي مثبت دارند؛
اغلب مهربان و با عاطفه هستند؛
به زمين و زمان مهربانی مي كنند؛
اغلب افرادى خوش خُلقند؛
دنبال نقاط مثبت هستند؛
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند؛
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند؛
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی به دست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت و قلبي آرام🌸
@timenote
اغلب مهربان و با عاطفه هستند؛
به زمين و زمان مهربانی مي كنند؛
اغلب افرادى خوش خُلقند؛
دنبال نقاط مثبت هستند؛
غصه دارند اما آن را قصه نمی كنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند؛
در برابر نا ملايمات زندگی خم به ابرو نمی آورند؛
اين افراد در بلند مدت يك نيرویی به دست می آورند كه از همه لحاظ مورد قبول اطرافيان هستند و به قول روانشناسان "شخصیت كاريزماتیک" دارند.
کاریزماتیک باشید، پر از ديد مثبت و قلبي آرام🌸
@timenote
يك خبر خيلي خوب😊👇
💡📡جلوگیری مردم #آبپخش #دشتستان استان #بوشهر از کلنگزنی #پتروشيمي
در اقدامی بی سابقه در سطح کشور، مردم بخش آبپخش شهرستان دشتستان به وزیر صنعت، معدن و تجارت اجازه آغاز عملیات اجرایی یک پروژه در این بخش را ندادند.
به گزارش رسيده، هزاران مرد و زن و پیر و جوان از اقشار مختلف در بخش آبپخش شهرستان دشتستان در استان بوشهر با تجمع گسترده خود در محل ساخت پروژه پتروشیمی دشتستان، اجازه ندادند تا وزیر صنعت، معدن و تجارت کلنگ احداث این پروژه را به زمین بزند.
در حالی که در هوای 47 درجهای بعد از ظهر چهارشنبه نعمتزاده به همراه هیاتی از وزارت صنعت، معدن و تجارت به همراه نمایندگان استان بوشهر در مجلس شورای اسلامی و مقامات استانی و محلی بوشهر راهی بخش آبپخش شهرستان دشتستان شده بودند تا کلنگ پتروشیمی دشتستان را به زمین بزنند، قریب به دوهزار نفر از مردم این بخش را در محل پروژه مشاهد کرد که با تجمع در محل پیشبینی شده برای ساخت پتروشیمی دشتستان، اجازه ندادند تا عملیاتی اجرایی این پروژه آغاز شود.
مردم با اعلام این که این پروژه فاقد مجوزهای #زیست_محیطی است و مشخص نیست که #آب مورد نیاز آن باید از کجا تامین و #پساب صنعتی آن به کجا سرازیر شود، خواهان جابجایی محل این پروژه شدند.
معترضین به بیتدبیری دولت برای ساخت پروژه پتروشیمی دشتستان با حمل دستنوشتههایی اعتراض خود را به #جانمایی جدید این پروژه به گوش وزیر صنعت و معدن و تجارت رساندند.
وزیرصنعت، معدن و تجارت پس از مشاهده #اعتراضات گسترده مردمی بدون این که کلنگ احداث این پروژه را بر زمین بزند با اعلام این که در عمر کاریش برای #اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است، اعلام کرد: تا هفته آینده امام جمعه و مسئولان ذیربط در منطقه آبپخش دشتستان با نشست با مسوولان استان بوشهر نسبت به مکان ساخت این پروژه باهم به تفاهم برسند. در غیر این صورت پروژه به نقطه دیگری منتقل می شود.
نعمتزاده بدون معطلی شهرستان دشتستان در استان بوشهر را ترک کرد.
#توسعه_پایدار #بلوغ_اجتماعی #محيط_زيست
…
https://t.me/timenote
💡📡جلوگیری مردم #آبپخش #دشتستان استان #بوشهر از کلنگزنی #پتروشيمي
در اقدامی بی سابقه در سطح کشور، مردم بخش آبپخش شهرستان دشتستان به وزیر صنعت، معدن و تجارت اجازه آغاز عملیات اجرایی یک پروژه در این بخش را ندادند.
به گزارش رسيده، هزاران مرد و زن و پیر و جوان از اقشار مختلف در بخش آبپخش شهرستان دشتستان در استان بوشهر با تجمع گسترده خود در محل ساخت پروژه پتروشیمی دشتستان، اجازه ندادند تا وزیر صنعت، معدن و تجارت کلنگ احداث این پروژه را به زمین بزند.
در حالی که در هوای 47 درجهای بعد از ظهر چهارشنبه نعمتزاده به همراه هیاتی از وزارت صنعت، معدن و تجارت به همراه نمایندگان استان بوشهر در مجلس شورای اسلامی و مقامات استانی و محلی بوشهر راهی بخش آبپخش شهرستان دشتستان شده بودند تا کلنگ پتروشیمی دشتستان را به زمین بزنند، قریب به دوهزار نفر از مردم این بخش را در محل پروژه مشاهد کرد که با تجمع در محل پیشبینی شده برای ساخت پتروشیمی دشتستان، اجازه ندادند تا عملیاتی اجرایی این پروژه آغاز شود.
مردم با اعلام این که این پروژه فاقد مجوزهای #زیست_محیطی است و مشخص نیست که #آب مورد نیاز آن باید از کجا تامین و #پساب صنعتی آن به کجا سرازیر شود، خواهان جابجایی محل این پروژه شدند.
معترضین به بیتدبیری دولت برای ساخت پروژه پتروشیمی دشتستان با حمل دستنوشتههایی اعتراض خود را به #جانمایی جدید این پروژه به گوش وزیر صنعت و معدن و تجارت رساندند.
وزیرصنعت، معدن و تجارت پس از مشاهده #اعتراضات گسترده مردمی بدون این که کلنگ احداث این پروژه را بر زمین بزند با اعلام این که در عمر کاریش برای #اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است، اعلام کرد: تا هفته آینده امام جمعه و مسئولان ذیربط در منطقه آبپخش دشتستان با نشست با مسوولان استان بوشهر نسبت به مکان ساخت این پروژه باهم به تفاهم برسند. در غیر این صورت پروژه به نقطه دیگری منتقل می شود.
نعمتزاده بدون معطلی شهرستان دشتستان در استان بوشهر را ترک کرد.
#توسعه_پایدار #بلوغ_اجتماعی #محيط_زيست
…
https://t.me/timenote
Telegram
گاه نگار
گاهی باید نگارشی داشت و بی تفاوت نبود.
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
⭕️ کلنگها را غلاف کنید
👤 محمد فاضلی؛ معاون پژوهشی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری
🔹بیست یا ده سال پیش اگر مسئولین دولتی میخواستند در جایی کلنگ ساخت مجتمع پتروشمی، پالایشگاه، سد، کارخانه فولاد، سیمان یا صنایعی از این دست را به زمین بزنند، مردم محلی تجمع میکردند و با قربانی گوسفند و پخش گل و شیرینی از آنها استقبال میشد. مسئولان ارشد دولت و سایر قوا، نمایندگان مجلس و بوروکراتهای دولتی از این دست خاطرات شیرین بسیار به یاد دارند.
🔹آن خاطرات شیرین متعلق به زمانهای است که کسی نمیپرسید پیآمد محیطزیستی آبگیری سد برای جنگلها، حیات وحش، تنوع زیستی و زمینهای کشاورزی چیست؛ آب لازم برای مجتمع پتروشیمی، فولاد، سیمان و سایر صنایع پرآببر، سرمایهبر و کماشتغالزا را چگونه تأمین و با پسابش چه میکنید؛ این وعدههای اشتغال که میدهید و به ازای چه مقدار سرمایهگذاری ریالی و دلاری، و صدمه به منابع محیطزیستی حاصل میشود؛ و منافع و مضار حاصل از ایجاد صنایع آلودهکننده چگونه میان اجتماع محلی میزبان واحد صنعتی، سهامداران دولتی و خصوصی، و سایر نفعبرندگان تقسیم میشود.
🔹ایام خاطرات شیرین بوروکراتهای دولتی و غیردولتی در حالی سپری شده که بسیاری وعدهها نیز محقق نشدهاند، شغلهای بسیار ایجا نشده، فقر اجتماعات محلی میزبان صنایع از میان نرفته، زنجیره ارزش صنایع بالادستی و پاییندستی تکمیل نشده، اما بر ثروت سهامداران دولتی و غیردولتی، ساکن تهران و شهرهای بزرگ، و البته خسارات محیطزیستی برای میزبانان واحدهای صنعتی افزوده شده است.
🔹وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت امروز برای اولین بار سپری شدن آن ایام را به چشم دیده است
مردم دشتستان تجمع میکنند و مانع کلنگزنی پتروشیمی این شهر میشوند. آقای وزیر هم توضیح میدهند که «در عمر کاریش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است. ... در جاهای دیگر که به قصد افتتاح یک پروژه این چنینی میرویم مردم، برایمان گوسفند قربانی میکردند. این پروژه قرار است باعث آبادی و رونق منطقه شود.» اما گویا پاسخی که میشنود این است «ما مخالف توسعه نیستیم، اما آبادی اینچنینی را که باعث از بین رفتن باغها و زمینهای کشاورزی و طبیعت ما شود، نمیخواهیم.»
🔹وزیر صنعت، معدن و تجارت در مقابل اعتراضات گفتهاند «تا هفته آینده امام جمعه و مسئولان ذیربط در منطقه آبپخش دشتستان با نشست با مسوولان استان بوشهر نسبت به مکان ساخت این پروژه باهم به تفاهم برسند، وگرنه پروژه به نقطه دیگری منتقل میشود.»
🔹جملهای که فرد معترض بیان کرده، نمادی از خیزش آگاهی محیطزیستی ناظر بر امکانپذیر دانستن توسعه و حفظ محیطزیست، و گذر کردن از ایده توسعه بیتوجه به محیطزیست است. جملاتی که آقای وزیر گفتهاند شاخصی از سختی فراموش کردن دوران «کلنگ، روبان، قیچی» و دوباره وارد شدن به بازی «توسعه یا محیطزیست» است.
بهتر است بپذیریم محل واحدهای صنعتی را میتوان جابهجا کرد، اما آگاهی محیطزیستی و همزمان تخریبهای محیطزیستی هم فراگیر شدهاند و در هر نقطهای سر بر میآورند. عصر «کلنگ، روبان، قیچی» و وعده اشتغالهای فزاینده، پایان یافته است. ایدههای نو بهکار بگیرید، دست از برخورد نمایشی با محیطزیست بردارید، و خاطرات گوسفندان و شیرینیها را مدتی بایگانی کنید.
🔹اندیشهها که نو شود، محیطزیست را که جدی بگیرید، اقتصاد سبز را که برای مردم عملی کنید، اشتغالها که با صنایع کمتر سرمایهبر و بیشتر اشتغالزا ملموس شوند، و اجتماعات محلی که در منافع پروژهها شریک شدند، و مسئولیت اجتماعی شرکتها که در قبال مردم محقق شد؛ مردم دوباره برای شما گوسفند قربانی میکنند و با گل و شیرینی به استقبالتان میآیند. کسی با توسعه مخالف نیست، اما آن توسعهای که برخی وعده دادند، عاقبتی جز کمآبی، خشکی تالابها، ریزگرد، بیماری جنگلها و تخریب محیطزیست به بار نیاورده است. مردم حق دارند اعتماد نکنند.
🔹مدتی کلنگها و قیچیها را غلاف کنیم و بگذاریم اندیشههای محیطزیستی و سازگار با توسعه، در آسمان تیره و تار محیطزیست این کشور و اقتصاد این کشور پرواز کنند. اعتماد مردم بازمیگردد./
@timenote
👤 محمد فاضلی؛ معاون پژوهشی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری
🔹بیست یا ده سال پیش اگر مسئولین دولتی میخواستند در جایی کلنگ ساخت مجتمع پتروشمی، پالایشگاه، سد، کارخانه فولاد، سیمان یا صنایعی از این دست را به زمین بزنند، مردم محلی تجمع میکردند و با قربانی گوسفند و پخش گل و شیرینی از آنها استقبال میشد. مسئولان ارشد دولت و سایر قوا، نمایندگان مجلس و بوروکراتهای دولتی از این دست خاطرات شیرین بسیار به یاد دارند.
🔹آن خاطرات شیرین متعلق به زمانهای است که کسی نمیپرسید پیآمد محیطزیستی آبگیری سد برای جنگلها، حیات وحش، تنوع زیستی و زمینهای کشاورزی چیست؛ آب لازم برای مجتمع پتروشیمی، فولاد، سیمان و سایر صنایع پرآببر، سرمایهبر و کماشتغالزا را چگونه تأمین و با پسابش چه میکنید؛ این وعدههای اشتغال که میدهید و به ازای چه مقدار سرمایهگذاری ریالی و دلاری، و صدمه به منابع محیطزیستی حاصل میشود؛ و منافع و مضار حاصل از ایجاد صنایع آلودهکننده چگونه میان اجتماع محلی میزبان واحد صنعتی، سهامداران دولتی و خصوصی، و سایر نفعبرندگان تقسیم میشود.
🔹ایام خاطرات شیرین بوروکراتهای دولتی و غیردولتی در حالی سپری شده که بسیاری وعدهها نیز محقق نشدهاند، شغلهای بسیار ایجا نشده، فقر اجتماعات محلی میزبان صنایع از میان نرفته، زنجیره ارزش صنایع بالادستی و پاییندستی تکمیل نشده، اما بر ثروت سهامداران دولتی و غیردولتی، ساکن تهران و شهرهای بزرگ، و البته خسارات محیطزیستی برای میزبانان واحدهای صنعتی افزوده شده است.
🔹وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت امروز برای اولین بار سپری شدن آن ایام را به چشم دیده است
مردم دشتستان تجمع میکنند و مانع کلنگزنی پتروشیمی این شهر میشوند. آقای وزیر هم توضیح میدهند که «در عمر کاریش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است. ... در جاهای دیگر که به قصد افتتاح یک پروژه این چنینی میرویم مردم، برایمان گوسفند قربانی میکردند. این پروژه قرار است باعث آبادی و رونق منطقه شود.» اما گویا پاسخی که میشنود این است «ما مخالف توسعه نیستیم، اما آبادی اینچنینی را که باعث از بین رفتن باغها و زمینهای کشاورزی و طبیعت ما شود، نمیخواهیم.»
🔹وزیر صنعت، معدن و تجارت در مقابل اعتراضات گفتهاند «تا هفته آینده امام جمعه و مسئولان ذیربط در منطقه آبپخش دشتستان با نشست با مسوولان استان بوشهر نسبت به مکان ساخت این پروژه باهم به تفاهم برسند، وگرنه پروژه به نقطه دیگری منتقل میشود.»
🔹جملهای که فرد معترض بیان کرده، نمادی از خیزش آگاهی محیطزیستی ناظر بر امکانپذیر دانستن توسعه و حفظ محیطزیست، و گذر کردن از ایده توسعه بیتوجه به محیطزیست است. جملاتی که آقای وزیر گفتهاند شاخصی از سختی فراموش کردن دوران «کلنگ، روبان، قیچی» و دوباره وارد شدن به بازی «توسعه یا محیطزیست» است.
بهتر است بپذیریم محل واحدهای صنعتی را میتوان جابهجا کرد، اما آگاهی محیطزیستی و همزمان تخریبهای محیطزیستی هم فراگیر شدهاند و در هر نقطهای سر بر میآورند. عصر «کلنگ، روبان، قیچی» و وعده اشتغالهای فزاینده، پایان یافته است. ایدههای نو بهکار بگیرید، دست از برخورد نمایشی با محیطزیست بردارید، و خاطرات گوسفندان و شیرینیها را مدتی بایگانی کنید.
🔹اندیشهها که نو شود، محیطزیست را که جدی بگیرید، اقتصاد سبز را که برای مردم عملی کنید، اشتغالها که با صنایع کمتر سرمایهبر و بیشتر اشتغالزا ملموس شوند، و اجتماعات محلی که در منافع پروژهها شریک شدند، و مسئولیت اجتماعی شرکتها که در قبال مردم محقق شد؛ مردم دوباره برای شما گوسفند قربانی میکنند و با گل و شیرینی به استقبالتان میآیند. کسی با توسعه مخالف نیست، اما آن توسعهای که برخی وعده دادند، عاقبتی جز کمآبی، خشکی تالابها، ریزگرد، بیماری جنگلها و تخریب محیطزیست به بار نیاورده است. مردم حق دارند اعتماد نکنند.
🔹مدتی کلنگها و قیچیها را غلاف کنیم و بگذاریم اندیشههای محیطزیستی و سازگار با توسعه، در آسمان تیره و تار محیطزیست این کشور و اقتصاد این کشور پرواز کنند. اعتماد مردم بازمیگردد./
@timenote