Forwarded from پایگاه خبری الف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهر سر پل ذهاب 16 آذر ساعت هفت صبح
▪️شب گذشته باد بسیار شدیدی وزیدن گرفت؛ از حدود ساعت سه بامداد تا شش صبح بارش شدید و سیل آسای باران شروع شد. اکنون باران آرام شده/
@alef_news
alef.ir
▪️شب گذشته باد بسیار شدیدی وزیدن گرفت؛ از حدود ساعت سه بامداد تا شش صبح بارش شدید و سیل آسای باران شروع شد. اکنون باران آرام شده/
@alef_news
alef.ir
Forwarded from پويش كپر و كولمان
👇انیمیشنی که در ادامه می اید مستقیما ربطی به زلزله کرمانشاه ندارد اما به جهت ایجاد «میان ذهنیت» در بین همه کسانی که قصد کمک رسانی به عزیزان اسیب دیده را داریم بسیار حیاتی است. از انجایی که پویش کپر و کولمان, درواقع یک حرکت تسهیلگرانه برای حمایت از حرکت مردمی اغاز شده از اولین ساعات زلزله و تقویت اندیشه معاصرسازی سازه های بومی و کمک گرفتن از انها در مواقع بحران است, انتشار مطالبی از این دست را از ضروریات این حرکت می دانیم. این انیمیشن با نام «واقعیت چه کسی؟» برگرفته از محوری ترین ایده رویکردهای مشارکتی و حرکات تسهیلگرانه است و درواقع این ایده را که مای بیرونی «می دانیم» و از بیرون «می توانیم بدانیم» نیازهای اصلی جامعه محلی چیست به خوبی به چالش می کشد. گرچه فضای ان مربوط به جامعه هند و درخت انبه و... است ولی به هر زمان و مکان دیگری قابلیت تعمیم دارد. انچه در درس اموخته هایمان از زلزله کرمانشاه هم بود. بسیاری از مردم محلی روستایی برخلاف تاکید بسیاری از ما بر کانکس و مسکن موقت, می گفتند: «ما دامداریم و پای کار؛ سرپناه را خودمان میتوانیم حلش کنیم, همان طور که همیشه کرده ایم. کمک کنید به داد دام هایمان برسیم. اغل و علوفه و دامپزشک نیست.»
۹۶.۰۹.۱۵
@Kapr_Kulman
۹۶.۰۹.۱۵
@Kapr_Kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تماشای انیمیشن زیبای «واقعیت چه کسی؟» به همه تصمیم گیران دولتی و انجمن های کمک رسان غیردولتی در زمینه زلزله کرمانشاه توصیه می شود.
۹۶.۰۹.۱۵
@Kapr_Kulman
۹۶.۰۹.۱۵
@Kapr_Kulman
توصیه اکید میکنم عضو کانال زیر شوید👇👇
https://t.me/kapr_kulman
https://t.me/kapr_kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
کپر و کولمان؛
آموختن از آسیبدیدگان
برای پاسخگویی به مناسبترین اسکان
در این شرایطِ به شدت اضطراری که مردم ایران بسیج شده اند تا زلزله زدگان تنها نمانند و دولت ایران نیز می کوشد آسیب دیدگان زلزله را از وضعیت بحرانی برهاند، در قلمرو سکونتِ آسیب دیدگان، پرسش اینست: با پشتوانه کدام شناخت، مناسب ترین شیوه سکونت قابل دستیابی است؟
مراد ما از شناخت در زمینه یافتن مناسب ترین شیوه سکونت برای آسیب دیدگان زلزله، دانستن این نکات است: شیوه ای که هم به سرعت، تهیه و اجرا شود، هم نسبت به باد و طوفان و سرما مقاوم باشد و هم شیوه زندگانی اهالی آسیب دیده را دگرگون نکند. به علاوه، خانواده های آسیب دیده با این شیوه سکونت آشنا باشند و دوران گذار موقت را با آسایش نسبی بگذرانند.
شناخت گروه ما با مراجعه مستقیم به محیط زندگانی جامعه محلی صورت گرفته است. دو شب بعد از زلزله، انجمن فرهنگی «رنگاهنگ فروغ اندیشه» که از طریق فراخوان مردمی، برخی کمکهای ضروری را جمعآوری کرده بودند، از طریق سرپل ذهاب، وارد روستاهای آسیب دیده بلوان، قلعه بهادری، قلعه واری و شمیردار رشید شدند؛ روستاهایی که گرچه خوشبختانه تلفات انسانیشان زیاد نبود ولی تخریب گستردهای در زمینه سکونتگاهها داشتند. اعضای گروه، با پشتوانه نیروهای بومیای که از پیش در این منطقه میشناختند، به سرعت با خانواده های آسیب دیده دوست شدند، در زندگی روزمره با آنها همراه شدند، شیوههای خورد و خوراک و تامین گرمایش و سکونت آنها را از نزدیک زیستند.
باران و طوفان در راه بود و در اکثر این روستاها هیچگونه سقفی وجود نداشت. در این میان اما معدود کپرهای سالم مانده از آسیب زلزله و ساخته شده از نی، نظر آنها را به خود جلب کرد. خصوصا که اهالی نیز از کارکرد کپرها راضی بودند و در برپا کردن آنها نیز توانمند ولی برای ساختن آنها با کمبود نی و نایلون مواجه بودند.
اعضای گروه بلافاصله برای «کارگاه معماری معاصر ایران @icauw » در تهران، شرح ماوقع را پیام فرستادند و فرآیند تجربی احداث کپر با تکیه بر لولههای پلاستیکی آغاز شد. یک کپر 12 متری 3 در 4. پس از انجام تجربه اول، اعضای کارگاه دریافتند لولهها را باید از نوع قویتر، انتخاب و در خاک فرو کنند.
در تجربه دوم، با همکاری «گروه فرهنگی بیشه @BishehGroup » دو ستون چوبی به میان کپرها برای تقویت ایستایی و یک پوسته موکت در زیر نایلون برای افزایش حجاب و حریم و گرما اضافه شد.
هزینه تجربه دوم تا مرز 300 هزار تومان به ازای هر کپر، افزایش یافت. در بررسی تجربه دوم، سه گروه تصمیم گرفتند که پیش از تکثیر این شیوه از احداث کپرها تعداد 5 نمونه در محل و توسط جامعه محلی مورد آزمون و قضاوت قرار گیرد تا با توجه به مشارکت جامعه محلی در برپایی کپرها، نقایص آنها در طی آماده شدن برای زندگی، برطرف شود.
تجربه سوم، با مشورت هر سه گروه و در فرآیند انتخابی جمعی، در روستای «قلعهواری» به عنوان پایلوت شکل گرفت؛ آن هم در خانوادهای که پدر، یک بنای بومی بود و پسر، کارشناس عمران. در این تجربه، به تدریج خود اهالی هم به کمک و مشارکت آمدند و پس از پایان احداث، از دخترهای ساکن روستا خواستیم تا نازککاری و آراستن کپر را عهدهدار شوند.
سرعت احداث و همکاری، بسیار بالا و نتیجه بسیار مطلوب بود. پس از ساخته شدن نمونه سوم در مدت زمان کمتر از 2 ساعت، خانوارهای تازهتر به گروه ملحق شده و درخواست مصالح برای تاسیس کپرهای بیشتری کردند. در این روستا همچنین فرصت تجربه دیگری از سکونت برایمان فراهم شد که پیشتر در روستای بلوان با آن آشنا شده و یک نمونه به تازگی اجرا شده اش را نیز دیده بودیم.
«کولمان»، شیوه دیگری از برپایی سرپناه بود که پس از برپایی کپر، مورد شناسایی قرار گرفت. در گفتگو با اهالی دریافتیم که با توجه به سبقه دامداری و عشایری مردم منطقه، این سازهها در گذشته بسیار رایج بودهاند و خصوصا در زمان جنگ ایران و عراق و تجربه سخت سالها آوارگی، از انواع آنها به عنوان سکونتگاه، برای مدت چندین سال استفاده کرده اند. آنها از سکونت در این سازه ها و از رضایت خود گفتند. مهمترین ویژگی های ساخت کولمان آنست که هم در برابر باد و طوفان مقاوم است و هم تمامی مصالح برپایی آن، امروز از میان آوارها قابل تامین است.
ادامه مطلب...👇
@kapr_kulman
آموختن از آسیبدیدگان
برای پاسخگویی به مناسبترین اسکان
در این شرایطِ به شدت اضطراری که مردم ایران بسیج شده اند تا زلزله زدگان تنها نمانند و دولت ایران نیز می کوشد آسیب دیدگان زلزله را از وضعیت بحرانی برهاند، در قلمرو سکونتِ آسیب دیدگان، پرسش اینست: با پشتوانه کدام شناخت، مناسب ترین شیوه سکونت قابل دستیابی است؟
مراد ما از شناخت در زمینه یافتن مناسب ترین شیوه سکونت برای آسیب دیدگان زلزله، دانستن این نکات است: شیوه ای که هم به سرعت، تهیه و اجرا شود، هم نسبت به باد و طوفان و سرما مقاوم باشد و هم شیوه زندگانی اهالی آسیب دیده را دگرگون نکند. به علاوه، خانواده های آسیب دیده با این شیوه سکونت آشنا باشند و دوران گذار موقت را با آسایش نسبی بگذرانند.
شناخت گروه ما با مراجعه مستقیم به محیط زندگانی جامعه محلی صورت گرفته است. دو شب بعد از زلزله، انجمن فرهنگی «رنگاهنگ فروغ اندیشه» که از طریق فراخوان مردمی، برخی کمکهای ضروری را جمعآوری کرده بودند، از طریق سرپل ذهاب، وارد روستاهای آسیب دیده بلوان، قلعه بهادری، قلعه واری و شمیردار رشید شدند؛ روستاهایی که گرچه خوشبختانه تلفات انسانیشان زیاد نبود ولی تخریب گستردهای در زمینه سکونتگاهها داشتند. اعضای گروه، با پشتوانه نیروهای بومیای که از پیش در این منطقه میشناختند، به سرعت با خانواده های آسیب دیده دوست شدند، در زندگی روزمره با آنها همراه شدند، شیوههای خورد و خوراک و تامین گرمایش و سکونت آنها را از نزدیک زیستند.
باران و طوفان در راه بود و در اکثر این روستاها هیچگونه سقفی وجود نداشت. در این میان اما معدود کپرهای سالم مانده از آسیب زلزله و ساخته شده از نی، نظر آنها را به خود جلب کرد. خصوصا که اهالی نیز از کارکرد کپرها راضی بودند و در برپا کردن آنها نیز توانمند ولی برای ساختن آنها با کمبود نی و نایلون مواجه بودند.
اعضای گروه بلافاصله برای «کارگاه معماری معاصر ایران @icauw » در تهران، شرح ماوقع را پیام فرستادند و فرآیند تجربی احداث کپر با تکیه بر لولههای پلاستیکی آغاز شد. یک کپر 12 متری 3 در 4. پس از انجام تجربه اول، اعضای کارگاه دریافتند لولهها را باید از نوع قویتر، انتخاب و در خاک فرو کنند.
در تجربه دوم، با همکاری «گروه فرهنگی بیشه @BishehGroup » دو ستون چوبی به میان کپرها برای تقویت ایستایی و یک پوسته موکت در زیر نایلون برای افزایش حجاب و حریم و گرما اضافه شد.
هزینه تجربه دوم تا مرز 300 هزار تومان به ازای هر کپر، افزایش یافت. در بررسی تجربه دوم، سه گروه تصمیم گرفتند که پیش از تکثیر این شیوه از احداث کپرها تعداد 5 نمونه در محل و توسط جامعه محلی مورد آزمون و قضاوت قرار گیرد تا با توجه به مشارکت جامعه محلی در برپایی کپرها، نقایص آنها در طی آماده شدن برای زندگی، برطرف شود.
تجربه سوم، با مشورت هر سه گروه و در فرآیند انتخابی جمعی، در روستای «قلعهواری» به عنوان پایلوت شکل گرفت؛ آن هم در خانوادهای که پدر، یک بنای بومی بود و پسر، کارشناس عمران. در این تجربه، به تدریج خود اهالی هم به کمک و مشارکت آمدند و پس از پایان احداث، از دخترهای ساکن روستا خواستیم تا نازککاری و آراستن کپر را عهدهدار شوند.
سرعت احداث و همکاری، بسیار بالا و نتیجه بسیار مطلوب بود. پس از ساخته شدن نمونه سوم در مدت زمان کمتر از 2 ساعت، خانوارهای تازهتر به گروه ملحق شده و درخواست مصالح برای تاسیس کپرهای بیشتری کردند. در این روستا همچنین فرصت تجربه دیگری از سکونت برایمان فراهم شد که پیشتر در روستای بلوان با آن آشنا شده و یک نمونه به تازگی اجرا شده اش را نیز دیده بودیم.
«کولمان»، شیوه دیگری از برپایی سرپناه بود که پس از برپایی کپر، مورد شناسایی قرار گرفت. در گفتگو با اهالی دریافتیم که با توجه به سبقه دامداری و عشایری مردم منطقه، این سازهها در گذشته بسیار رایج بودهاند و خصوصا در زمان جنگ ایران و عراق و تجربه سخت سالها آوارگی، از انواع آنها به عنوان سکونتگاه، برای مدت چندین سال استفاده کرده اند. آنها از سکونت در این سازه ها و از رضایت خود گفتند. مهمترین ویژگی های ساخت کولمان آنست که هم در برابر باد و طوفان مقاوم است و هم تمامی مصالح برپایی آن، امروز از میان آوارها قابل تامین است.
ادامه مطلب...👇
@kapr_kulman
Forwarded from پويش كپر و كولمان
👆با تکیه بر حضور در میدان و انجام تجربهها و بررسیهای متعدد در تهران و محل، روشن است که اکنون 2 شیوه احداث کپر و کولمان برای سکونت موقت افراد آسیب دیده، از پذیرش و توان ساخت اهالی روستا برخوردار است. هزینه برپایی کولمان تقریبا ناچیز و معادل صفر است و صرفا نیازمند سازماندهی نیروی انسانی است و هزینه برپایی کپر به شیوه بومی با نی، به همان میزان و به شیوه نیمه صنعتی پیشنهادی ما، معادل یک دهم خرید کانکس است ضمن اینکه لولههای به کار رفته در آن، تماما پس از ساخت خانه اصلی، قابل استفاده برای لولهکشی آب هستند.
خرید کانکس اگرچه در کوتاه مدت، در برابر باد و باران و سرما و طوفان مقاوم تر از کپر و کولمان به نظر می رسد اما با توجه به غریبه بودن آن، ناهمخوانی با شیوه زندگی خانوارهای آسیب دیده، ناسازگاری با محیط طبیعی و زیست، درمجموع باعث میشود که در نظام همزیستی ساکنان روستا اختلال ایجاد شود.
سه گروه، در مسیر شناخت مناسبترین شیوه برای سکونت خانوارهای آسیب دیده، با تکیه بر جامعه شناسی، انسان شناسی و روان شناسیِ جامعه محلی آسیب دیده از یک طرف، و گونه شناسی انواع شیوه های سکونت موجود در روستاها و بررسی رابطه متقابل توان و روحیه جامعه محلی با شیوه های سکونت مورد توجهشان از طرف دیگر، به انتخاب دو گونه کپر و کولمان برای سکونت موفق و موقت به نتیجه رسیدند. در مسیر این انتخاب، نتیجه ارزیابی های اقتصادی، هم از نظر میزان سرمایه مورد نیاز و هم امکانات تامین مصالح نیز ساخت کپر و کولمان را در مقیاس گسترده توجیه میکنند. جان کلام آنکه اگر خواهان کمکِ به معانی واقعی انسانی و پاسخگو هستیم، کپر و کولمان بنا به دلایل زیر، مناسب ترین جان پناه در این موقعیت حساس و اضطراری به حساب می آیند:
- سریع ترین پاسخ به سکونت موقتِ موفق
- مناسب ترین شیوه سکونت موقتِ هماهنگ با شیوه و محیط زندگی روستاهای آسیب دیده
- عدم نیاز به تامین مصالحِ خارج از منطقه
- کاهش هزینه حمل و نقل و خرید مصالح (به ویژه در مورد احداث کولمان)
- عدم نیاز به آموزش نیروی انسانی
- اسکان در کپر و کولمان باعث تقویت روحیه اهالی می شود.
- همه اهالی به کار گرفته میشوند.
- تمام مصالح کپر و کولمان قابل بازیافت هستند.
به این ترتیب، امکان برخورداری از یک نظام تقسیم کار مشخص وجود دارد؛ به این معنا که تامین سکونت میتواند توسط خود اهالی و با کمک این پویش صورت گیرد. تامین زیرساختها شامل (آب، برق، جاده، مخابرات و فاضلاب) و خدمات عمومی (مهدکودک و مدرسه) بر عهده دولت باشد و در مورد تاسیسات بهداشتی (دستشویی، توالت و حمام) نیز از کانکس استفاده شود و توسط علاقمندان به خرید آن.
با توجه به تجربه های انجام شده، حرکت «پویش کپر و کولمان» در دو روستای «بلوان» و «قلعه واری» آغاز شده است.
https://t.me/kapr_kulman
خرید کانکس اگرچه در کوتاه مدت، در برابر باد و باران و سرما و طوفان مقاوم تر از کپر و کولمان به نظر می رسد اما با توجه به غریبه بودن آن، ناهمخوانی با شیوه زندگی خانوارهای آسیب دیده، ناسازگاری با محیط طبیعی و زیست، درمجموع باعث میشود که در نظام همزیستی ساکنان روستا اختلال ایجاد شود.
سه گروه، در مسیر شناخت مناسبترین شیوه برای سکونت خانوارهای آسیب دیده، با تکیه بر جامعه شناسی، انسان شناسی و روان شناسیِ جامعه محلی آسیب دیده از یک طرف، و گونه شناسی انواع شیوه های سکونت موجود در روستاها و بررسی رابطه متقابل توان و روحیه جامعه محلی با شیوه های سکونت مورد توجهشان از طرف دیگر، به انتخاب دو گونه کپر و کولمان برای سکونت موفق و موقت به نتیجه رسیدند. در مسیر این انتخاب، نتیجه ارزیابی های اقتصادی، هم از نظر میزان سرمایه مورد نیاز و هم امکانات تامین مصالح نیز ساخت کپر و کولمان را در مقیاس گسترده توجیه میکنند. جان کلام آنکه اگر خواهان کمکِ به معانی واقعی انسانی و پاسخگو هستیم، کپر و کولمان بنا به دلایل زیر، مناسب ترین جان پناه در این موقعیت حساس و اضطراری به حساب می آیند:
- سریع ترین پاسخ به سکونت موقتِ موفق
- مناسب ترین شیوه سکونت موقتِ هماهنگ با شیوه و محیط زندگی روستاهای آسیب دیده
- عدم نیاز به تامین مصالحِ خارج از منطقه
- کاهش هزینه حمل و نقل و خرید مصالح (به ویژه در مورد احداث کولمان)
- عدم نیاز به آموزش نیروی انسانی
- اسکان در کپر و کولمان باعث تقویت روحیه اهالی می شود.
- همه اهالی به کار گرفته میشوند.
- تمام مصالح کپر و کولمان قابل بازیافت هستند.
به این ترتیب، امکان برخورداری از یک نظام تقسیم کار مشخص وجود دارد؛ به این معنا که تامین سکونت میتواند توسط خود اهالی و با کمک این پویش صورت گیرد. تامین زیرساختها شامل (آب، برق، جاده، مخابرات و فاضلاب) و خدمات عمومی (مهدکودک و مدرسه) بر عهده دولت باشد و در مورد تاسیسات بهداشتی (دستشویی، توالت و حمام) نیز از کانکس استفاده شود و توسط علاقمندان به خرید آن.
با توجه به تجربه های انجام شده، حرکت «پویش کپر و کولمان» در دو روستای «بلوان» و «قلعه واری» آغاز شده است.
https://t.me/kapr_kulman
🔳⭕️ایران، چارلی است یا جرج؟ مساله این است!
پروفسور رابرت گرنت چندی پیش به ایران سفر کرد. گرنت یکی از مشهورترین و معتبرترین چهره های حال حاضر استراتژی در دنیاست. از همان لحظه ورود ایشان، به استقبال پروفسور رفتم و یک به یک سوال های مختلف و متفاوتی را از ایشان پرسیدم. جواب یکی از سوالات ایشان برایم شگفت آور بود.
از ایشان پرسیدم آیا اتحاد های استراتژیک با طرف های غربی (مثلا قرارداد با توتال و رنو و...) ایران را صاحب صنعت می کند؟
جواب بسیار عجیبی دادند: اتحاد استراتژیک مانند این است که دو نفر بخواهند با هم درس بخوانند. یکی در فیزیک قوی است و دیگری در شیمی. قرار بر این است که با هم متحد شوند و به هم شیمی و فیزیک یاد دهند. مثلا جرج به چارلی شیمی یاد می دهد و چارلی به جرج فیزیک.
در ظاهر موضوع ساده است و هر دو از هم یاد می گیرند. اما مساله اصلی قدری متفاوت است. مساله این است که آیا چارلی و جرج استعداد و علاقه یادگیری برابری دارند یا نه. مثلا ممکن است چارلی شیمی را خوب یاد بگیرد اما جرج بی استعداد یا بی علاقه باشد. در این حالت اتحاد استراتژیک به نفع چارلی است و نه جرج!
مساله کشور شما هم همین است. مکثی کرد و پرسید: در کشور شما چقدر علم و دانایی مهم است؟ گفتم زیاد. امروزه همه دنبال این هستند دکتری بگیرند! پرسید،نه عزیزم. سوال من را متوجه نشدی!
علم چقدر مهم است؟ گفتم شاخصش چیست؟ گفت،میزان مطالعه سرانه کشور شما چقدر است؟ با شرمندگی گفتم هفت دقیقه فکر کنم.
گفت پس شما نقش جرج را دارید و نه چارلی. چرا فکر می کنی در کشوری که ۷ دقیقه سرانه مطالعه دارد، مردمانش ظرفیت جذب بالایی دارند؟
کلا احتمالا همه کار را به خارجی ها می سپارند و راه را نشان آنهامی دهند و مدیران ایرانی می گویند «آنها (کارشناسان و مدیران خارجی) واردترند، بگذار بعدا یاد میگیریم. این بعدا هیچ گاه نمی آید. کشور شما تاکنون خودروساز نشده است و در استخراج نفت هم همیشه پای خارجی ها در میان هست. چارلی ها(فرانسوی ها) آرام آرام کل بازار را به دست می گیرند و از این رابطه سود می برند و نه جرج (ایرانی) (خاطره ای از دکتر خلیلی نصر)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
شاید این روایت کمی منفی نگرانه باشد. در طول سال های گذشته ما به تکنولوژی های زیادی دست یافته ایم. اما این روایت تلنگری مهم برای ما دارد. می خواهیم در این دنیای بزرگ نقش جرج را بازی کنیم یا چارلی؟ شاید دو تغییر زیر در رفتار و نگرش مان بد نباشد:
1- ظاهرا مدرک گرایی در ایران تبدیل به فرهنگ و قاعده بازی شده است. اما دست کم برای خود و فرزندامان فراموش نکنیم که مدرک به هیچ وجه معادل ادراک، شعور و علم نیست. خودمان و فرزندانمان را موظف کنیم که هر روز دست کم یک ساعت مطالعه هدفمند داشته باشیم. تاکید می کنم که عمیق ترین مطالعه، کتاب است ولی اگر به هر دلیلی امکان آن وجود نداشت، فایل های صوتی و تصویری (حتی در زمان ترافیک) و یا حتی کانال های خوب تلگرامی (در اوقات فراغت، استراحت یا آزاد). ولی هر روز یک ساعت مطالعه هدفمند برای افزایش درک (و نه مدرک). نانوایی که هشت ساعت در روز کنار تنور زحمت می کشد می تواند روزانه 4 ساعت فایل صوتی آموزشی گوش کند به جای آنکه صبح تا شب فقط اخبار و موسیقی گوش کند.
2- اولین پیش نیاز تعامل با جهان، آشنایی با زبان، فرهنگ و تاریخ آنان است. با جهان بیشتر آشنا شویم، سفر کنیم، سفرنامه بخوانیم، اخبار آن ها را دنبال کنیم. یکی از بدترین آموزه های ما این بود: هنر نزد ایرانیان است و بس! و یکی از تکراری ترین حرف ها این بود: جهان غرب و جدیدا شرق در حال فروپاشی است. واقعیت آن است که هم ایران و هم جهان هر دو برای هم می توانند موثر و مفید باشند. هیچ کشوری ایدئال نیست اما هر کشوری چیزی برای آموختن دارد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم چارلی باشیم یا جرج؟ تصمیم می گیریم به جهان به دیده تهدید، تحقیر و توهین نگاه کنیم یا عبرت، فرصت و یا ظرفیت؟
خداوند فرمود بروید در زمین خداوند سیر کنید. حیف است که خود را محبوس در جغرافیای محدود خود کنیم و فکر کنیم که ما قوم برگزیده ایم. باید برخاست و با جهان تعامل کرد چارلی وار!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
@timenote
پروفسور رابرت گرنت چندی پیش به ایران سفر کرد. گرنت یکی از مشهورترین و معتبرترین چهره های حال حاضر استراتژی در دنیاست. از همان لحظه ورود ایشان، به استقبال پروفسور رفتم و یک به یک سوال های مختلف و متفاوتی را از ایشان پرسیدم. جواب یکی از سوالات ایشان برایم شگفت آور بود.
از ایشان پرسیدم آیا اتحاد های استراتژیک با طرف های غربی (مثلا قرارداد با توتال و رنو و...) ایران را صاحب صنعت می کند؟
جواب بسیار عجیبی دادند: اتحاد استراتژیک مانند این است که دو نفر بخواهند با هم درس بخوانند. یکی در فیزیک قوی است و دیگری در شیمی. قرار بر این است که با هم متحد شوند و به هم شیمی و فیزیک یاد دهند. مثلا جرج به چارلی شیمی یاد می دهد و چارلی به جرج فیزیک.
در ظاهر موضوع ساده است و هر دو از هم یاد می گیرند. اما مساله اصلی قدری متفاوت است. مساله این است که آیا چارلی و جرج استعداد و علاقه یادگیری برابری دارند یا نه. مثلا ممکن است چارلی شیمی را خوب یاد بگیرد اما جرج بی استعداد یا بی علاقه باشد. در این حالت اتحاد استراتژیک به نفع چارلی است و نه جرج!
مساله کشور شما هم همین است. مکثی کرد و پرسید: در کشور شما چقدر علم و دانایی مهم است؟ گفتم زیاد. امروزه همه دنبال این هستند دکتری بگیرند! پرسید،نه عزیزم. سوال من را متوجه نشدی!
علم چقدر مهم است؟ گفتم شاخصش چیست؟ گفت،میزان مطالعه سرانه کشور شما چقدر است؟ با شرمندگی گفتم هفت دقیقه فکر کنم.
گفت پس شما نقش جرج را دارید و نه چارلی. چرا فکر می کنی در کشوری که ۷ دقیقه سرانه مطالعه دارد، مردمانش ظرفیت جذب بالایی دارند؟
کلا احتمالا همه کار را به خارجی ها می سپارند و راه را نشان آنهامی دهند و مدیران ایرانی می گویند «آنها (کارشناسان و مدیران خارجی) واردترند، بگذار بعدا یاد میگیریم. این بعدا هیچ گاه نمی آید. کشور شما تاکنون خودروساز نشده است و در استخراج نفت هم همیشه پای خارجی ها در میان هست. چارلی ها(فرانسوی ها) آرام آرام کل بازار را به دست می گیرند و از این رابطه سود می برند و نه جرج (ایرانی) (خاطره ای از دکتر خلیلی نصر)
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
شاید این روایت کمی منفی نگرانه باشد. در طول سال های گذشته ما به تکنولوژی های زیادی دست یافته ایم. اما این روایت تلنگری مهم برای ما دارد. می خواهیم در این دنیای بزرگ نقش جرج را بازی کنیم یا چارلی؟ شاید دو تغییر زیر در رفتار و نگرش مان بد نباشد:
1- ظاهرا مدرک گرایی در ایران تبدیل به فرهنگ و قاعده بازی شده است. اما دست کم برای خود و فرزندامان فراموش نکنیم که مدرک به هیچ وجه معادل ادراک، شعور و علم نیست. خودمان و فرزندانمان را موظف کنیم که هر روز دست کم یک ساعت مطالعه هدفمند داشته باشیم. تاکید می کنم که عمیق ترین مطالعه، کتاب است ولی اگر به هر دلیلی امکان آن وجود نداشت، فایل های صوتی و تصویری (حتی در زمان ترافیک) و یا حتی کانال های خوب تلگرامی (در اوقات فراغت، استراحت یا آزاد). ولی هر روز یک ساعت مطالعه هدفمند برای افزایش درک (و نه مدرک). نانوایی که هشت ساعت در روز کنار تنور زحمت می کشد می تواند روزانه 4 ساعت فایل صوتی آموزشی گوش کند به جای آنکه صبح تا شب فقط اخبار و موسیقی گوش کند.
2- اولین پیش نیاز تعامل با جهان، آشنایی با زبان، فرهنگ و تاریخ آنان است. با جهان بیشتر آشنا شویم، سفر کنیم، سفرنامه بخوانیم، اخبار آن ها را دنبال کنیم. یکی از بدترین آموزه های ما این بود: هنر نزد ایرانیان است و بس! و یکی از تکراری ترین حرف ها این بود: جهان غرب و جدیدا شرق در حال فروپاشی است. واقعیت آن است که هم ایران و هم جهان هر دو برای هم می توانند موثر و مفید باشند. هیچ کشوری ایدئال نیست اما هر کشوری چیزی برای آموختن دارد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم چارلی باشیم یا جرج؟ تصمیم می گیریم به جهان به دیده تهدید، تحقیر و توهین نگاه کنیم یا عبرت، فرصت و یا ظرفیت؟
خداوند فرمود بروید در زمین خداوند سیر کنید. حیف است که خود را محبوس در جغرافیای محدود خود کنیم و فکر کنیم که ما قوم برگزیده ایم. باید برخاست و با جهان تعامل کرد چارلی وار!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
@timenote
Forwarded from وَند
🔴 در ستایشِ «یاری جمعی»
عباس عبدی، تحلیلگر اجتماعی می گوید: ما باید نهادهایی داشته باشیم که بتوانند در هنگام ضرورت مردم را بسیج کنند. یعنی اگر من میخواهم کمک کنم باید حتما از طریق هلالاحمر یا نهادی مرتبط با وظایف آن کمک کنم. من به صورت فرد نمیتوانم کمک کنم.
حضور مستقیم در مناطق زلزله زده؟! خب نهاد راه بیندازید
کسی که اینقدر دوست دارد حضور مستقیم داشته باشد و کمک کند همین الان باید برود و نهاد و تشکیلاتش را راه بیندازد. برود نهادی مخصوص امداد و نجات برای زلزله درست کند. البته باید مشخص کند که میخواهد در بخش امداد، نجات یا بازسازی کمک کند.
در کمک رسانی به زلزله زدگان نمی توان جانشین دولت شد
شیوه کمکرسانی مردمی که در زلزله کرمانشاه رخ داد چندین اشکال دارد؛ اشکال سیاسی و تکنیکی و فهمی. اشکال سیاسی اینکه میخواهیم جایگزین دولتی ناکارآمد شویم، دولتی که معتقدیم نهادش فاسد است. این اشتباه است. تو نمیتوانی جانشینش شوی. باید آن را اصلاح کنی. به محض اینکه کوشش میکنید جانشین دولت شوید هرجومرج ایجاد میکنید.
ما حتی حق نداریم خودسر پانسمان کنیم!
امدادونجات یک امر بسیار تخصصی است. توصیه میشود کسی که زیر آوار است را بدون داشتن تخصص لازم خارج نکنید چون ممکن است کمک شما موجب قطع نخاع او شود. حتی حق نداریم به طور خودسر دیگران را پانسمان کنیم و باید آموزش دیده باشیم.
اعتمادها جایگزین هم نمیشود
وقتی ارائه خدمات امدادی بسیار تخصصی است، چطور میتوانیم بهعنوان فرد اقدام کنیم؟ اعتمادها جایگزین هم نمیشود. جامعه درست، جامعهای نیست که مردم مثلا به فلان شخص اعتماد داشته باشند و به دولت اعتماد نداشته باشند. اینها هر کدام کارکرد خود را دارند.
اعتماد به هلال احمر جایگزین ندارد
باید مشکل بیاعتمادی را حل کنیم نه اینکه دنبال جایگزینهای فردی باشیم. اعتماد شما به من، جایگزین اعتماد ما به هلالاحمر نمیشود. درست است که بیاعتمادی وجود دارد اما من که نباید بیاعتمادی را تقویت کنم و بگویم خودم عمل میکنم.
چه کسی میتواند جایگزین نهاد دولت شود؟
فرض کنید دولتی ناکارآمد باشد، چه کسی میتواند جایگزین نهاد دولت شود و به زلزلهزدگان کمک کند؟ غیرممکن است که من و شما چنین کاری را انجام دهیم.
خوب و بدِ نهادهای امدادرسان به نام من و شماست!
صدتومانی که من از طریق شما کمک میکنم، ممکن است ٥٠تومان بیشتر به دست نیازمند نرسد اما ممکن بود از طریق هلالاحمر ٧٠تومانش به دست نیازمندان برسد. در مقام کنشگر سیاسی من نباید این فضای قطبی را تشدید کنم. هلالاحمر، سپاه و ارتش نهایتا منابعشان از جیب من و شما تأمین میشود و خوب و بدشان هم به نام من و شماست.
حضور سلبریتیها را نباید در تعارض با بخش رسمی قرار داد
من با حضور سلبریتیها مشکلی ندارم، وظیفهشان هم هست. اگر کسی مثل شما به منطقه برود قطعا فرق میکند با رفتن علی دایی که حس دیگری ایجاد میکند. اما اینها را نباید در تعارض با آن بخش رسمی قضیه قرار داد. مثلا فوتبالیست مشهوری که به این منطقه میرود باید اشتباهات در کمکرسانی را تعدیل کرده و نشان دهد اساسا قصد آن نوع تمایزگذاریها را ندارد.
امدادرسانی مردمی را اصلاح کنیم!
باید سیستم موجود را اصلاح کرد. این نوع امدادرسانی مردمی مثل طب سنتی است؛ مثل این است که مردم را به خاطر خطای پزشکی به سمت طب سنتی و حجامت سوق بدهیم. اما کار درست و اصلاحطلبانه این است که وضعیت نظام بهداشت و درمان کشور را اصلاح کنیم.
اگر هلال را بدنام بدانیم، وضع بدتر میشود
اگر هلالاحمر را بدنام بدانم افراد خوب هم از آن خارج خواهند شد و وضع بدتر میشود. اما اگرتلاش کنیم این نهاد را تقویت و اصلاح کنیم، باعث بازسازی میشود. اساس نظام مدرن بر بیاعتمادی است نه اعتماد. اعتماد مربوط به نظام سنتی است. در نظام مدرن اصل بر این نیست که من به هلالاحمر اعتماد دارم. اساس نظام مدرن بر بیاعتمادی است اما تضمینهایی گرفته میشود که نهادها درست عمل کنند.
اعتماد سنتی به هلالاحمر به درد نمیخورد
ساختار و ضمانت اجرائی باید اعتماد ایجاد کند وگرنه اعتماد سنتی به هلالاحمر درست نیست و به درد نمیخورد. باید جوری نهادینه رفتار کنیم که دولت نتواند خلاف آنچه ضابطه است حرکت کند و چون نمیتواند، مردم اعتماد پیدا کنند./گفتگو با شرق
@vand_media
عباس عبدی، تحلیلگر اجتماعی می گوید: ما باید نهادهایی داشته باشیم که بتوانند در هنگام ضرورت مردم را بسیج کنند. یعنی اگر من میخواهم کمک کنم باید حتما از طریق هلالاحمر یا نهادی مرتبط با وظایف آن کمک کنم. من به صورت فرد نمیتوانم کمک کنم.
حضور مستقیم در مناطق زلزله زده؟! خب نهاد راه بیندازید
کسی که اینقدر دوست دارد حضور مستقیم داشته باشد و کمک کند همین الان باید برود و نهاد و تشکیلاتش را راه بیندازد. برود نهادی مخصوص امداد و نجات برای زلزله درست کند. البته باید مشخص کند که میخواهد در بخش امداد، نجات یا بازسازی کمک کند.
در کمک رسانی به زلزله زدگان نمی توان جانشین دولت شد
شیوه کمکرسانی مردمی که در زلزله کرمانشاه رخ داد چندین اشکال دارد؛ اشکال سیاسی و تکنیکی و فهمی. اشکال سیاسی اینکه میخواهیم جایگزین دولتی ناکارآمد شویم، دولتی که معتقدیم نهادش فاسد است. این اشتباه است. تو نمیتوانی جانشینش شوی. باید آن را اصلاح کنی. به محض اینکه کوشش میکنید جانشین دولت شوید هرجومرج ایجاد میکنید.
ما حتی حق نداریم خودسر پانسمان کنیم!
امدادونجات یک امر بسیار تخصصی است. توصیه میشود کسی که زیر آوار است را بدون داشتن تخصص لازم خارج نکنید چون ممکن است کمک شما موجب قطع نخاع او شود. حتی حق نداریم به طور خودسر دیگران را پانسمان کنیم و باید آموزش دیده باشیم.
اعتمادها جایگزین هم نمیشود
وقتی ارائه خدمات امدادی بسیار تخصصی است، چطور میتوانیم بهعنوان فرد اقدام کنیم؟ اعتمادها جایگزین هم نمیشود. جامعه درست، جامعهای نیست که مردم مثلا به فلان شخص اعتماد داشته باشند و به دولت اعتماد نداشته باشند. اینها هر کدام کارکرد خود را دارند.
اعتماد به هلال احمر جایگزین ندارد
باید مشکل بیاعتمادی را حل کنیم نه اینکه دنبال جایگزینهای فردی باشیم. اعتماد شما به من، جایگزین اعتماد ما به هلالاحمر نمیشود. درست است که بیاعتمادی وجود دارد اما من که نباید بیاعتمادی را تقویت کنم و بگویم خودم عمل میکنم.
چه کسی میتواند جایگزین نهاد دولت شود؟
فرض کنید دولتی ناکارآمد باشد، چه کسی میتواند جایگزین نهاد دولت شود و به زلزلهزدگان کمک کند؟ غیرممکن است که من و شما چنین کاری را انجام دهیم.
خوب و بدِ نهادهای امدادرسان به نام من و شماست!
صدتومانی که من از طریق شما کمک میکنم، ممکن است ٥٠تومان بیشتر به دست نیازمند نرسد اما ممکن بود از طریق هلالاحمر ٧٠تومانش به دست نیازمندان برسد. در مقام کنشگر سیاسی من نباید این فضای قطبی را تشدید کنم. هلالاحمر، سپاه و ارتش نهایتا منابعشان از جیب من و شما تأمین میشود و خوب و بدشان هم به نام من و شماست.
حضور سلبریتیها را نباید در تعارض با بخش رسمی قرار داد
من با حضور سلبریتیها مشکلی ندارم، وظیفهشان هم هست. اگر کسی مثل شما به منطقه برود قطعا فرق میکند با رفتن علی دایی که حس دیگری ایجاد میکند. اما اینها را نباید در تعارض با آن بخش رسمی قضیه قرار داد. مثلا فوتبالیست مشهوری که به این منطقه میرود باید اشتباهات در کمکرسانی را تعدیل کرده و نشان دهد اساسا قصد آن نوع تمایزگذاریها را ندارد.
امدادرسانی مردمی را اصلاح کنیم!
باید سیستم موجود را اصلاح کرد. این نوع امدادرسانی مردمی مثل طب سنتی است؛ مثل این است که مردم را به خاطر خطای پزشکی به سمت طب سنتی و حجامت سوق بدهیم. اما کار درست و اصلاحطلبانه این است که وضعیت نظام بهداشت و درمان کشور را اصلاح کنیم.
اگر هلال را بدنام بدانیم، وضع بدتر میشود
اگر هلالاحمر را بدنام بدانم افراد خوب هم از آن خارج خواهند شد و وضع بدتر میشود. اما اگرتلاش کنیم این نهاد را تقویت و اصلاح کنیم، باعث بازسازی میشود. اساس نظام مدرن بر بیاعتمادی است نه اعتماد. اعتماد مربوط به نظام سنتی است. در نظام مدرن اصل بر این نیست که من به هلالاحمر اعتماد دارم. اساس نظام مدرن بر بیاعتمادی است اما تضمینهایی گرفته میشود که نهادها درست عمل کنند.
اعتماد سنتی به هلالاحمر به درد نمیخورد
ساختار و ضمانت اجرائی باید اعتماد ایجاد کند وگرنه اعتماد سنتی به هلالاحمر درست نیست و به درد نمیخورد. باید جوری نهادینه رفتار کنیم که دولت نتواند خلاف آنچه ضابطه است حرکت کند و چون نمیتواند، مردم اعتماد پیدا کنند./گفتگو با شرق
@vand_media
Telegram
attach 📎
Forwarded from علی طاهری Ali Taheri
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم که عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیتالله حائری شیرازی (قدس سره) دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است.
برای اینجانب و همهی ارادتمندان ایشان، این مصیبتی سنگین و ضایعهای جبران ناپذیر است. آن بزرگوار که از اندیشمندان اسلامی و مبارزان با اخلاص معاصر به شمار میرفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمهی فیوضات معنوی بیپایان برای بنده و خیل عظیم شاگردان ایشان بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینهی روشن و صیقل یافتهی الهام الهی، و بیان شیوا و دوست داشتنی او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.
اینجانب تسلیت صمیمانهی خود را به پیشگاه همه مبارزان با اخلاص و نسل اول انقلاب، به خصوص مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) تقدیم میدارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان ایشان و بویژه به خاندان مکرّم و آقازادگان ارجمند این پدر عظیم الشأن تسلیت عرض میکنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت لایزال ربوبی میکنم.
والسلام علیه و رحمه الله
علی طاهری
29 آذر 1396
انالله و انا الیه راجعون
با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم که عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیتالله حائری شیرازی (قدس سره) دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است.
برای اینجانب و همهی ارادتمندان ایشان، این مصیبتی سنگین و ضایعهای جبران ناپذیر است. آن بزرگوار که از اندیشمندان اسلامی و مبارزان با اخلاص معاصر به شمار میرفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمهی فیوضات معنوی بیپایان برای بنده و خیل عظیم شاگردان ایشان بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینهی روشن و صیقل یافتهی الهام الهی، و بیان شیوا و دوست داشتنی او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.
اینجانب تسلیت صمیمانهی خود را به پیشگاه همه مبارزان با اخلاص و نسل اول انقلاب، به خصوص مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) تقدیم میدارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان ایشان و بویژه به خاندان مکرّم و آقازادگان ارجمند این پدر عظیم الشأن تسلیت عرض میکنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت لایزال ربوبی میکنم.
والسلام علیه و رحمه الله
علی طاهری
29 آذر 1396
Forwarded from وَند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نکات ناب و حکمت های آیت الله حائری شیرازی
💠 فروردین ماه ۹۵ بود، در ادامه جلسات #درس_اخلاق که اوایل ماهانه و سپس به صورت نامنظم (بستگی به حضور حضرت #آیت_الله_حائری_شیرازی) در #شیراز برگزار می شد، طبق معمول حاج آقا با انرژی مضاعف وارد نمازخانه #بوستان_خلدبرین شدند و در ابتدا گفتند مذنب بیا جلو و گفتند #زیپ کاپشنت رو بکش بالا و بعد گفتند #اصول_گرا و #اصلاح_طلب دو طرف این کاپشن هستند و #ولایت #سرزیپ هست که هر دو را با هم #ممزوج می کند و هر کدام که نباشد، کاپشن بسته نمی شود و به حاج محمد اسدی گفتند شما فقط بلدی ۸۰ تن آش بپزی؟
یه بار یک تن #حلوا درست کن و #رفقای_چپ_و_راست رو دعوت کن بیان پای دیگ و با دادن یک چک پول ۵۰ هزار تومانی گفتند: این هم سهم من و موقع پخت اگر شیراز بودم، من هم میام.
چند روز بعد هم یک #دستخط برای من فرستادند و گفتند این متن رو منتشر کن و من هم دادم به رسانه ها که بعضی ها منتشر کردند.
🔹متن دستخط این بود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
#اصلاح_طلب_حقیقی بنده مؤمن خداست همانگونه که #اصول_گرای_حقیقی نیز #بنده_مؤمن خداست.
خداوند متعال فرمود: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ
اصلاح طلبی که در صدد #حذف اصولگرا یا اصولگرایی که در صدد حذف اصلاح طلب است نه اصولگرای حقیقی و نه اصلاح طلب حقیقی هستند بلکه هر دو #قدرت_گرا هستند
قدرت گرایی #راه_شیطان است
طعنه زدن، ریشخند کردن، باطنز برخوردکردن، مسخره کردن، نیش زدن، افشاگری در عین راست گویی اگر نتیجه اش #آبروریزی مؤمن است #گناه_کبیره است و اگر #دروغ و #تهمت باشد #گناه_اکبر است
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلا تَفَرَّقُوا باید دندانه های زیپ طرف چپ و دندانه های زیپ طرف راست را چنان در هم قفل کند که با هیچ قدرتی از هم جدا نشوند
حبل الله همان تکمه زیپ است که باید متفرق در آن وارد و متحد از آن خارج شود تا بتواند دو گروه را متحد سازد والسلام.
محی الدین حائری شیرازی
@h_mozneb
http://uupload.ir/files/t3j_img_20171226_195251_995.jpg
یه بار یک تن #حلوا درست کن و #رفقای_چپ_و_راست رو دعوت کن بیان پای دیگ و با دادن یک چک پول ۵۰ هزار تومانی گفتند: این هم سهم من و موقع پخت اگر شیراز بودم، من هم میام.
چند روز بعد هم یک #دستخط برای من فرستادند و گفتند این متن رو منتشر کن و من هم دادم به رسانه ها که بعضی ها منتشر کردند.
🔹متن دستخط این بود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
#اصلاح_طلب_حقیقی بنده مؤمن خداست همانگونه که #اصول_گرای_حقیقی نیز #بنده_مؤمن خداست.
خداوند متعال فرمود: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ
اصلاح طلبی که در صدد #حذف اصولگرا یا اصولگرایی که در صدد حذف اصلاح طلب است نه اصولگرای حقیقی و نه اصلاح طلب حقیقی هستند بلکه هر دو #قدرت_گرا هستند
قدرت گرایی #راه_شیطان است
طعنه زدن، ریشخند کردن، باطنز برخوردکردن، مسخره کردن، نیش زدن، افشاگری در عین راست گویی اگر نتیجه اش #آبروریزی مؤمن است #گناه_کبیره است و اگر #دروغ و #تهمت باشد #گناه_اکبر است
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلا تَفَرَّقُوا باید دندانه های زیپ طرف چپ و دندانه های زیپ طرف راست را چنان در هم قفل کند که با هیچ قدرتی از هم جدا نشوند
حبل الله همان تکمه زیپ است که باید متفرق در آن وارد و متحد از آن خارج شود تا بتواند دو گروه را متحد سازد والسلام.
محی الدین حائری شیرازی
@h_mozneb
http://uupload.ir/files/t3j_img_20171226_195251_995.jpg
مهم👇
#زلزله_تهران (١)
مايلم بسيار روشن و به زبان ساده راجع #زلزله #تهران چند نكته را بيان كنم:
١- آيا وقوع زلزله هاي اخير تهران منجر به تحريك گسلهاي اصلي شده است؟
جواب
از نظر علمي به درستي روشن نيست و فقط احتمال وقوع آن ميباشد. اساتيدي كه در اين خصوص صحبت ميكنند تنها نظريه ها را بيان مي دارند و نظريه ها قطعي نميباشد.
٢- يعني الان چند درصد احتمال دارد كه زلزله (بزرگ) بيايد؟
جواب
اگرچه ميشود با محاسبات دقيق جواب رياضي به اين سوال داد، ليكن مايلم بيان دارم كه عدد احتمال وقوع زلزله با احساس دو زلزله اخير تهران تغييري نكرده است. به عبارتي الان همانقدر احتمال دارد زلزله بزرگي بيايد كه ١٠ روز پيش و يا ١٠ سال پيش احتمال داشت كه بيايد.
٣- يعني نگران نباشيم و نترسيم؟
جواب
ترس چيز خوبي نيست ولي همه ما كه در تهران زندگي ميكنيم بايد هميشه نگران وقوع زلزله تهران باشيم و اقدامات لازم و احتياطي را انجام دهيم. بايد بپذيريم كه در منطقه لرزه خيز زندگي ميكنيم و قواعد زندگي كردن در اين پهنه را بياموزيم.
٤- كجاي تهران امن است؟
به نقشه گسلهاي شهر تهران نگاه كنيد، هرچقدر از گسلها دور تر باشيم انتظار داريم كه از خطر هم دور تر باشيم ولي اثر ساختگاه (يعني ويژگي خاك و اثر آن بر كاهش يا افزايش پارامترهاي زلزله) ، گاهي ما را غافلگير ميكند.
٥- چه سيستم سازه اي ويا چه نوع خانه اي در برابر زلزله مقاوم تر است؟
جواب به اين سوال را بايد به دو شكل داد:
- اول ، تمامي ساختمانهايي كه بر اساس آيين نامه هاي طراحي لرزه اي به درستي طراحي شده اند و با نظارت مناسب به خوبي اجرا شده اند در برابر زلزله هاي حتي بزرگ مقاوم هستند و اگر خسارتي هم ببينند، سقف آن بر سر ساكنين خراب نميشود.
- دوم، از آنجا كه متأسفانه بسياري از مهندسان كار خود را به خوبي انجام نميدهند و بعضي از سازندگان هم در اجرا از كيفيت كار ميدزدند، نميتوان با اطمينان بيان داشت كه ساختمانهاي نوساز از قديمي ها بهترند. بر اساس تجربه و مشاهده خرابي ساختمانها ناشي از زلزله هاي ، آوج، بم، زرند، ورزقان و سرپل ذهاب، ساختمانهاي بنايي با كلاف بتني و ديوارهاي آجري بهتر از ساختمانهاي فولادي و بتني شخصي ساز ويا تعاوني ساز عمل ميكنند.
البته انتظار داريم ساختمانهاي مجهز به سيستمهاي نوين (جداساز و ميراگر لرزه اي) عملكرد بهتري داشته باشند.
٦- الان چه بايد كرد؟
جواب
- مهاجرت دائم از تهران به ديگر شهرهاي ايران، بدون ترديد براي آنان كه اين امكان را دارند بهترين پيشنهاد است و در غير اينصورت:
- خانه و ماشين خود را بيمه حوادث كنيم.
- خانه و محل كار خود را به هم نزديك كنيم.
- جواهرات، سكه و ارز كمتري در خانه نگهداري كنيم ولي هميشه مقداري پول نقد به همراه داشته باشيم.
- علمك گاز خانه را به سيستم قطع خودكار گاز در برابر زلزله تجهيز كنيم.
- سيستم اعلان سريع زلزله را در خانه و محل كار خود نصب كنيم.
- در مانورهاي زلزله شركت كنيم و ياد بگيريم و تمرين كنيم كه در هنگام احساس زلزله چه بايد كرد.
٧- در هنگام زلزله كجاي خانه امن تر است؟ در زمان وقوع زلزله چه بايد كرد؟
جواب
حقيقت آن است كه جواب به اين سوال به آن آساني كه برخي همكاران بيان ميدارند نيست. چهارچوب درب و مثلث حيات در شرايط خاص و با توجه به سيستم ساختمان و تعداد طبقات آن ميتواند محل مناسبي باشد يا نباشد. ولي گرفتن سر و گيجگاه توسط دو دست در حالي كه انگشتها را در پشت سر به هم قفل كرده باشيم و خوابيدن به صورت جنيني ( يعني خوبيدن به پهلو و جمع كردن پاها به سمت شكم در حالي كه با دو دست پشت سر خود را گرفته ايم و بازو و ساعد به صورت چسبيده باشد) در مجاورت نزديكترين ديوار بدون پنجره، سريعترين و شايد موثر ترين راهكار باشد. البته در هر صورت لازم است بعد از اتمام لرزش ساختمان را ترك نماييد.
…
به اميد ايمن بودن همه شما
#علي_طاهري
عضو انجمن مهندسي زلزله ايران
@timenote
#زلزله_تهران (١)
مايلم بسيار روشن و به زبان ساده راجع #زلزله #تهران چند نكته را بيان كنم:
١- آيا وقوع زلزله هاي اخير تهران منجر به تحريك گسلهاي اصلي شده است؟
جواب
از نظر علمي به درستي روشن نيست و فقط احتمال وقوع آن ميباشد. اساتيدي كه در اين خصوص صحبت ميكنند تنها نظريه ها را بيان مي دارند و نظريه ها قطعي نميباشد.
٢- يعني الان چند درصد احتمال دارد كه زلزله (بزرگ) بيايد؟
جواب
اگرچه ميشود با محاسبات دقيق جواب رياضي به اين سوال داد، ليكن مايلم بيان دارم كه عدد احتمال وقوع زلزله با احساس دو زلزله اخير تهران تغييري نكرده است. به عبارتي الان همانقدر احتمال دارد زلزله بزرگي بيايد كه ١٠ روز پيش و يا ١٠ سال پيش احتمال داشت كه بيايد.
٣- يعني نگران نباشيم و نترسيم؟
جواب
ترس چيز خوبي نيست ولي همه ما كه در تهران زندگي ميكنيم بايد هميشه نگران وقوع زلزله تهران باشيم و اقدامات لازم و احتياطي را انجام دهيم. بايد بپذيريم كه در منطقه لرزه خيز زندگي ميكنيم و قواعد زندگي كردن در اين پهنه را بياموزيم.
٤- كجاي تهران امن است؟
به نقشه گسلهاي شهر تهران نگاه كنيد، هرچقدر از گسلها دور تر باشيم انتظار داريم كه از خطر هم دور تر باشيم ولي اثر ساختگاه (يعني ويژگي خاك و اثر آن بر كاهش يا افزايش پارامترهاي زلزله) ، گاهي ما را غافلگير ميكند.
٥- چه سيستم سازه اي ويا چه نوع خانه اي در برابر زلزله مقاوم تر است؟
جواب به اين سوال را بايد به دو شكل داد:
- اول ، تمامي ساختمانهايي كه بر اساس آيين نامه هاي طراحي لرزه اي به درستي طراحي شده اند و با نظارت مناسب به خوبي اجرا شده اند در برابر زلزله هاي حتي بزرگ مقاوم هستند و اگر خسارتي هم ببينند، سقف آن بر سر ساكنين خراب نميشود.
- دوم، از آنجا كه متأسفانه بسياري از مهندسان كار خود را به خوبي انجام نميدهند و بعضي از سازندگان هم در اجرا از كيفيت كار ميدزدند، نميتوان با اطمينان بيان داشت كه ساختمانهاي نوساز از قديمي ها بهترند. بر اساس تجربه و مشاهده خرابي ساختمانها ناشي از زلزله هاي ، آوج، بم، زرند، ورزقان و سرپل ذهاب، ساختمانهاي بنايي با كلاف بتني و ديوارهاي آجري بهتر از ساختمانهاي فولادي و بتني شخصي ساز ويا تعاوني ساز عمل ميكنند.
البته انتظار داريم ساختمانهاي مجهز به سيستمهاي نوين (جداساز و ميراگر لرزه اي) عملكرد بهتري داشته باشند.
٦- الان چه بايد كرد؟
جواب
- مهاجرت دائم از تهران به ديگر شهرهاي ايران، بدون ترديد براي آنان كه اين امكان را دارند بهترين پيشنهاد است و در غير اينصورت:
- خانه و ماشين خود را بيمه حوادث كنيم.
- خانه و محل كار خود را به هم نزديك كنيم.
- جواهرات، سكه و ارز كمتري در خانه نگهداري كنيم ولي هميشه مقداري پول نقد به همراه داشته باشيم.
- علمك گاز خانه را به سيستم قطع خودكار گاز در برابر زلزله تجهيز كنيم.
- سيستم اعلان سريع زلزله را در خانه و محل كار خود نصب كنيم.
- در مانورهاي زلزله شركت كنيم و ياد بگيريم و تمرين كنيم كه در هنگام احساس زلزله چه بايد كرد.
٧- در هنگام زلزله كجاي خانه امن تر است؟ در زمان وقوع زلزله چه بايد كرد؟
جواب
حقيقت آن است كه جواب به اين سوال به آن آساني كه برخي همكاران بيان ميدارند نيست. چهارچوب درب و مثلث حيات در شرايط خاص و با توجه به سيستم ساختمان و تعداد طبقات آن ميتواند محل مناسبي باشد يا نباشد. ولي گرفتن سر و گيجگاه توسط دو دست در حالي كه انگشتها را در پشت سر به هم قفل كرده باشيم و خوابيدن به صورت جنيني ( يعني خوبيدن به پهلو و جمع كردن پاها به سمت شكم در حالي كه با دو دست پشت سر خود را گرفته ايم و بازو و ساعد به صورت چسبيده باشد) در مجاورت نزديكترين ديوار بدون پنجره، سريعترين و شايد موثر ترين راهكار باشد. البته در هر صورت لازم است بعد از اتمام لرزش ساختمان را ترك نماييد.
…
به اميد ايمن بودن همه شما
#علي_طاهري
عضو انجمن مهندسي زلزله ايران
@timenote
Forwarded from Full Time Learner (Alireza Akbari)
لطفا این داستان را بخوانید.
خواندن این داستان چند سال پیش، خیلی ذهنیت من را برای زلزله تهران آماده کرد.
خواندن این داستان چند سال پیش، خیلی ذهنیت من را برای زلزله تهران آماده کرد.
Forwarded from Full Time Learner (Alireza Akbari)
دومینوی تهران فرو ریخت.pdf
775.2 KB
@afulltimelearner
لطفا این داستان را بخوانید.
@afulltimelearner
خواندن این داستان چند سال پیش، خیلی ذهنیت من را برای زلزله تهران آماده کرد.
@afulltimelearner
لطفا این داستان را بخوانید.
@afulltimelearner
خواندن این داستان چند سال پیش، خیلی ذهنیت من را برای زلزله تهران آماده کرد.
@afulltimelearner
مهم👇
#زلزله_تهران (٢)
#هارپ
#محمد_بوجاري
دانشجوي دكتراي مهندسي زلزله
@MBoujary414
…
📌متاسفانه مدتی ایست که افراد بی اطلاع داد از هارپ بودن زلزله های اخیر میزنند و شدیدا بنده این رو رد میکنم و این #زلزله ها هارپ نیست... و جالبه 99.9٪ این افراد نه میدونستن هارپ چیه نه میدونستن سازوکار زلزله چطوره!؟ این زلزله ها کاملا طبیعیه
قبول دارم نگران کننده است ولی نه بدلیل غیر طبیعی بودنش
اولا گسل زاگرس بعد از سالها فعالیت خیلی شدیدی نشون داد و احتمالا زلزله با دوره بازگشت 2500 ساله خودش رو نشون داد، اون هم نه ناشی از گسل اصلی زاگرس بلکه یکی از شاخه های فرعیش
ثانیا هارپ در صورتی که قادر به ایجاد زلزله باشد که بسیار بعید هست، می تونه زلزلهای مثل اثرات لرزهای سطحی ایجاد کنه نهایت با عمق یک کیلومتر نه در حالتی که گسل در عمق چندین کیلومتری حرکت کرده!!! ثالثا ما هرساله بیش از 200 زلزله با بزرگای زیر 5 توی کشور تو نقاط مختلف داریم پس چیز جدیدی نیست، خیلی از این لرزه ها به حدی خفیفه که کسی حس نمیکنه و امسال فقط بخاطر این حساس شده که زلزله وحشتناک #کرمانشاه اتفاق افتاد که خدا رو شکر تا حدود خیلی زیادی ما مهندس های عمران رو سرافراز کرد، خارج از تهمت هایی که عامه مردم بهمون میزنن چون ما ساختمان رو برای زلزله 475 ساله طراحی میکنیم و توی زلزله 2500 عملکردمون قابل قبول بود
رابعا این زلزله های تهران ممکنه پس لرزه های اون زلزله 5.2 تهران باشه و یا ممکنه خدایی نکرده پیش لرزه های زلزله بزرگتری در مقیاس بالای 7 توی تهران که نمیشه مشخصا گفت
ولیکن مطلقا #هارپ نیست
@timenote
ولی ما رو نگران کرده که هوارهای چند ساله مون که تهران آبستن خطری فاجعه بار هست، ممکنه در شرف وقوع باشه و متاسفانه ملت رو بیدار نکرد... چون ما همیشه بیم توطئه خارجی داریم و عذاب الهی!!! عذاب الهی این افکار امامزاده پرستانه و بدون علم خودمونه
هارپ بیشتر از اینکه واقعیت باشه یک ادعای آمریکایی است و بیشتر به خاطر تئوری توطئه ما ایرانها بزرگ شده و شما هرچی مقاله در موردش میبینید نوشته جماعت بی سواد خشک مغزه
نور هنگام زلزله که گاها در زلزله های با بزرگای بالای 7 دیده میشه با اسم نور زلزله Earthquake Light شناخته میشه که دلایل کاملا علمی داره
زلزله بزرگ گاها تا چند ماه پس لرزه های جسته گریخته داره پس عجیب نیست
#شکاف معمولا در هنگام زلزله اتفاق میوفته به دلایل مختلف، از نشست و لغزش گرفته تا روانگرایی و بالا آمدگی زمین نمونه اش بالا آمدگی حدودا 3 متری مشاهده شده در زلزله سرپل ذهاب
ریزش کوه هم طبیعی است بخصوص در مناطق کوهستانی چون در مسیر خط گسلش قرار دارند بخصوص که در زلزله اخیر مولفه قائم زلزله خیلی بزرگ بود.
…
كانال تلگرام #گاه_نگار
@timenote
#زلزله_تهران (٢)
#هارپ
#محمد_بوجاري
دانشجوي دكتراي مهندسي زلزله
@MBoujary414
…
📌متاسفانه مدتی ایست که افراد بی اطلاع داد از هارپ بودن زلزله های اخیر میزنند و شدیدا بنده این رو رد میکنم و این #زلزله ها هارپ نیست... و جالبه 99.9٪ این افراد نه میدونستن هارپ چیه نه میدونستن سازوکار زلزله چطوره!؟ این زلزله ها کاملا طبیعیه
قبول دارم نگران کننده است ولی نه بدلیل غیر طبیعی بودنش
اولا گسل زاگرس بعد از سالها فعالیت خیلی شدیدی نشون داد و احتمالا زلزله با دوره بازگشت 2500 ساله خودش رو نشون داد، اون هم نه ناشی از گسل اصلی زاگرس بلکه یکی از شاخه های فرعیش
ثانیا هارپ در صورتی که قادر به ایجاد زلزله باشد که بسیار بعید هست، می تونه زلزلهای مثل اثرات لرزهای سطحی ایجاد کنه نهایت با عمق یک کیلومتر نه در حالتی که گسل در عمق چندین کیلومتری حرکت کرده!!! ثالثا ما هرساله بیش از 200 زلزله با بزرگای زیر 5 توی کشور تو نقاط مختلف داریم پس چیز جدیدی نیست، خیلی از این لرزه ها به حدی خفیفه که کسی حس نمیکنه و امسال فقط بخاطر این حساس شده که زلزله وحشتناک #کرمانشاه اتفاق افتاد که خدا رو شکر تا حدود خیلی زیادی ما مهندس های عمران رو سرافراز کرد، خارج از تهمت هایی که عامه مردم بهمون میزنن چون ما ساختمان رو برای زلزله 475 ساله طراحی میکنیم و توی زلزله 2500 عملکردمون قابل قبول بود
رابعا این زلزله های تهران ممکنه پس لرزه های اون زلزله 5.2 تهران باشه و یا ممکنه خدایی نکرده پیش لرزه های زلزله بزرگتری در مقیاس بالای 7 توی تهران که نمیشه مشخصا گفت
ولیکن مطلقا #هارپ نیست
@timenote
ولی ما رو نگران کرده که هوارهای چند ساله مون که تهران آبستن خطری فاجعه بار هست، ممکنه در شرف وقوع باشه و متاسفانه ملت رو بیدار نکرد... چون ما همیشه بیم توطئه خارجی داریم و عذاب الهی!!! عذاب الهی این افکار امامزاده پرستانه و بدون علم خودمونه
هارپ بیشتر از اینکه واقعیت باشه یک ادعای آمریکایی است و بیشتر به خاطر تئوری توطئه ما ایرانها بزرگ شده و شما هرچی مقاله در موردش میبینید نوشته جماعت بی سواد خشک مغزه
نور هنگام زلزله که گاها در زلزله های با بزرگای بالای 7 دیده میشه با اسم نور زلزله Earthquake Light شناخته میشه که دلایل کاملا علمی داره
زلزله بزرگ گاها تا چند ماه پس لرزه های جسته گریخته داره پس عجیب نیست
#شکاف معمولا در هنگام زلزله اتفاق میوفته به دلایل مختلف، از نشست و لغزش گرفته تا روانگرایی و بالا آمدگی زمین نمونه اش بالا آمدگی حدودا 3 متری مشاهده شده در زلزله سرپل ذهاب
ریزش کوه هم طبیعی است بخصوص در مناطق کوهستانی چون در مسیر خط گسلش قرار دارند بخصوص که در زلزله اخیر مولفه قائم زلزله خیلی بزرگ بود.
…
كانال تلگرام #گاه_نگار
@timenote