This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
٥ اختراع كه ميتوانند #محيط_زيست را متحول كنند.
با تشكر از خانم مهندس جهانگيري از ارسال ويدئو
@timenote
با تشكر از خانم مهندس جهانگيري از ارسال ويدئو
@timenote
Forwarded from شهر انسان محور (Meysam Fattahi)
#شهر_انسان_محور
یک دوچرخه سوار برای اقتصاد فاجعه است
1 خودرو نمیخرد
2 وام خودرو نمیگیرد
3 دیر مریض میشود
4 بنزین نمیخرد
5 قطعات یدکی خودرو نمیخرد
6 پول پارکینگ نمیدهد
7 چاق نمیشود
8 جریمه نمیشود
یک دوچرخه سوار برای اقتصاد فاجعه است
1 خودرو نمیخرد
2 وام خودرو نمیگیرد
3 دیر مریض میشود
4 بنزین نمیخرد
5 قطعات یدکی خودرو نمیخرد
6 پول پارکینگ نمیدهد
7 چاق نمیشود
8 جریمه نمیشود
Forwarded from وند مدیا
♦️ تحلیل شرایط این روزهای جامعه ایران گفت وگو با محسن گودرزی پژوهشگر اجتماعی
جامعه ایران نیازمند تغییرات بینادین
جامعه ایران در برابر دو سرنوشت متفاوت قرار دارد. از یک سو، روندها و پدیدههای گسیختهساز، حیات کلی آن را تهدید میکنند و از سوی دیگر، اشکالی از همبستگیهای جدید در میان اقشار مختلف و لایههای گوناگون جامعه در حال گسترش است
ارزشهای اجتماعی قطبی شدهاند و در مورد اصلیترین موضوعات، وفاق و اشتراک نظر وجود ندارد
اکثریت بزرگی از مردم از آینده نگرانند و خود را در برابر آینده هراسناک، تنها، بیپناه و ناتوان مییابند. آنان وقتی امیدوار میشوند که ببینند ارادهای برای تغییر وجود دارد
بخش بزرگی از مردم احساس میکنند از جایگاه شایسته و درخوری را که انتظار دارند، محرومند و احترام و حمایتی را که باید جامعه به آنان ببخشد، به دست نمیآورند. احساس تبعیض خود محرک احساسات دیگری مثل تحقیر و خوارشدگی، خشم و سرخوردگی است
در مناطق فقیرنشین، ترکیبی از مشاغل پایین، ناپایدار، بیکاری و آسیبهای اجتماعی مثل اعتیاد، ارزش اجتماعی آن را به شدت تقلیل داده است و برچسبهایی چون بافت فرسوده به تحقیر و خوارشدگی این بخش از جامعه منجر شده است
افراد در روابط اجتماعی خود به اصطلاح معروف «چرتکه میاندازند» که چه چیزی به دست میآورند و حاصل را بر اساس ارزشهای مادی فراگیر شده یعنی پول، قدرت و لذت میسنجند
فساد گسترده باعث شده نهادها و دستگاههای مختلف را در برابر خود احساس کنند. رشتههایی که فرد را به جامعه پیوند میزند، سست شده است
نفرت و کینه، خشونت، مسئولیتگریزی، تکروی و منفعتجویی خودخواهانه و... نشانههای گسیختگی است
تضاد بین بخشهای مختلف حکومت، بین نخبگان و حکومت وجود دارد و در مورد اصلیترین سیاستهای اداره کشور با هم توافق نظر نداریم
خطهایی در جامعه ترسیم میشود و مردم را به دو یا چند گروه تقسیم میکند و به کسانی که یک طرف خط هستند، موقعیتها و فرصتهای بهتری داده میشود و کسانی در طرف دیگر، خط نادیده گرفته شده و تحقیر میشوند
نظام اقتصادی نمیتواند رفاه اکثریت جامعه را تامین و برای همه شغل ایجاد کند. وقتی منابع محدود شود یا کیک کوچک است، هر کسی یا هر گروه سعی میکند سهم بیشتری برای خودش بردارد
وقتی فاصله بین ثروتمندان و فقرا در حال افزایش است، مردم احساس میکنند این قطار به مقصد دیگری میرود. آن وقت نه قطار را دوست دارند و نه مسیر آن را
بخشی از جمعیت کشور میبینند وضعیتشان روز به روز بدتر میشود و دیگرانی با پشت هم اندازی و دوز و کلک یا نفوذ سیاسی اجتماعی سهم بیشتری از منابع جامعه را به خودشان اختصاص دادهاند و وضعیت هم تغییر نمیکند. هم از این وضعیت خشمگین میشوند و هم نسبت به تغییر آن ناامیدند
مردم از دستگاههای اداری انتظار دارند نسبت به رنجها و مشکلات آنان بیاعتنا نباشند و دست به اقدام بزند. در حالی که رفتار دستگاههای اداری به انتظارات اخلاقی آنان پاسخ مثبت نمیدهد. وقتی افراد به صورت روزانه با پاسخهای خلاف انتظار مواجه میشوند و تخطی از هنجارهای اخلاقی را مشاهده میکنند، احساس خشم و سرخوردگی از ناتوانی و بیقدرتی را در برابر دستگاههای اداری تجربه میکنند که به افزایش بیگانگی آنان با نظم اجتماعی میشود
@Shahrvand_newspaper
جامعه ایران نیازمند تغییرات بینادین
جامعه ایران در برابر دو سرنوشت متفاوت قرار دارد. از یک سو، روندها و پدیدههای گسیختهساز، حیات کلی آن را تهدید میکنند و از سوی دیگر، اشکالی از همبستگیهای جدید در میان اقشار مختلف و لایههای گوناگون جامعه در حال گسترش است
ارزشهای اجتماعی قطبی شدهاند و در مورد اصلیترین موضوعات، وفاق و اشتراک نظر وجود ندارد
اکثریت بزرگی از مردم از آینده نگرانند و خود را در برابر آینده هراسناک، تنها، بیپناه و ناتوان مییابند. آنان وقتی امیدوار میشوند که ببینند ارادهای برای تغییر وجود دارد
بخش بزرگی از مردم احساس میکنند از جایگاه شایسته و درخوری را که انتظار دارند، محرومند و احترام و حمایتی را که باید جامعه به آنان ببخشد، به دست نمیآورند. احساس تبعیض خود محرک احساسات دیگری مثل تحقیر و خوارشدگی، خشم و سرخوردگی است
در مناطق فقیرنشین، ترکیبی از مشاغل پایین، ناپایدار، بیکاری و آسیبهای اجتماعی مثل اعتیاد، ارزش اجتماعی آن را به شدت تقلیل داده است و برچسبهایی چون بافت فرسوده به تحقیر و خوارشدگی این بخش از جامعه منجر شده است
افراد در روابط اجتماعی خود به اصطلاح معروف «چرتکه میاندازند» که چه چیزی به دست میآورند و حاصل را بر اساس ارزشهای مادی فراگیر شده یعنی پول، قدرت و لذت میسنجند
فساد گسترده باعث شده نهادها و دستگاههای مختلف را در برابر خود احساس کنند. رشتههایی که فرد را به جامعه پیوند میزند، سست شده است
نفرت و کینه، خشونت، مسئولیتگریزی، تکروی و منفعتجویی خودخواهانه و... نشانههای گسیختگی است
تضاد بین بخشهای مختلف حکومت، بین نخبگان و حکومت وجود دارد و در مورد اصلیترین سیاستهای اداره کشور با هم توافق نظر نداریم
خطهایی در جامعه ترسیم میشود و مردم را به دو یا چند گروه تقسیم میکند و به کسانی که یک طرف خط هستند، موقعیتها و فرصتهای بهتری داده میشود و کسانی در طرف دیگر، خط نادیده گرفته شده و تحقیر میشوند
نظام اقتصادی نمیتواند رفاه اکثریت جامعه را تامین و برای همه شغل ایجاد کند. وقتی منابع محدود شود یا کیک کوچک است، هر کسی یا هر گروه سعی میکند سهم بیشتری برای خودش بردارد
وقتی فاصله بین ثروتمندان و فقرا در حال افزایش است، مردم احساس میکنند این قطار به مقصد دیگری میرود. آن وقت نه قطار را دوست دارند و نه مسیر آن را
بخشی از جمعیت کشور میبینند وضعیتشان روز به روز بدتر میشود و دیگرانی با پشت هم اندازی و دوز و کلک یا نفوذ سیاسی اجتماعی سهم بیشتری از منابع جامعه را به خودشان اختصاص دادهاند و وضعیت هم تغییر نمیکند. هم از این وضعیت خشمگین میشوند و هم نسبت به تغییر آن ناامیدند
مردم از دستگاههای اداری انتظار دارند نسبت به رنجها و مشکلات آنان بیاعتنا نباشند و دست به اقدام بزند. در حالی که رفتار دستگاههای اداری به انتظارات اخلاقی آنان پاسخ مثبت نمیدهد. وقتی افراد به صورت روزانه با پاسخهای خلاف انتظار مواجه میشوند و تخطی از هنجارهای اخلاقی را مشاهده میکنند، احساس خشم و سرخوردگی از ناتوانی و بیقدرتی را در برابر دستگاههای اداری تجربه میکنند که به افزایش بیگانگی آنان با نظم اجتماعی میشود
@Shahrvand_newspaper
Forwarded from پایگاه خبری الف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲 در چهارم و یازدهم اسفند (برنامه های چهاردهم و پانزدهم پویش پاکسازی رودخانه مرداب آستارا ) مردم در حاشیه رودخانه به کاشت نهال های بومی خواهند پرداخت.
@alef_news
@alef_news
#شاید_مقصر_ما_هستیم_که_نمیپرسیم
چه کسی مسئول جانمایی اشتباه اردوگاه های اسکان اضطراری #زلزله زدگان #سرپل_ذهاب است؟ @timenote
چه کسی مسئول جانمایی اشتباه اردوگاه های اسکان اضطراری #زلزله زدگان #سرپل_ذهاب است؟ @timenote
#شاید_مقصر_ما_هستیم_که_نمیپرسیم
شرح وظایف قانونی هلال احمر در بحث اسکان اضطراری و موقت #زلزله زدگان #سرپل_ذهاب چه بوده است ؟ @timenote
شرح وظایف قانونی هلال احمر در بحث اسکان اضطراری و موقت #زلزله زدگان #سرپل_ذهاب چه بوده است ؟ @timenote
شرح_وظایف_کارگروه_تخصصی_امداد_و.pdf
3 MB
#شاید_مقصر_ما_هستیم_که_نمیدانیم شرح وظایف کارگروه تخصصی امداد و نجات و آموزش همگانی کشور @timenote
Forwarded from وَند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دولت برای تصفیه آب کارواشهای تهران بیش از ٤٨٣میلیون تومان در سال هزینه میکند
اما آیا بدون آب هم میشود ماشین شست؟
اما آیا بدون آب هم میشود ماشین شست؟
Forwarded from محسن هاشمي رفسنجاني
🎙خطر زلزله را فراموش کردیم؛ مدیریت بحران فقط مصاحبه مسئولان در زمان بحران نیست
🔺فرهنگ غلطی در جامعه ما وجود دارد که یک موضوع همانقدر که سریع مطرح و بزرگ می شود به همان سرعت کوچک و فراموش می شود، دو ماه قبل موضوع زلزله مساله اصلی همه شهروندان و مسئولان ورسانه ها وافکار عمومی بود و امروز جز ده یا بیست مساله اصلی مطرح در جامعه نیز محسوب نمی شود آیا طی این مدت تغییری در احتمال خطر یا آسیب پذیری شهردر برابر زلزله رخ داده است؟
🔺نگاه ما به مدیریت بحران نباید یک نگاه تاکتیکی و کوتاه مدت باشد که در یک بازه زمانی محدود با انبوهی از تبلیغات، مصاحبه ها و جلسات به مساله بپردازیم وبعد تا وقوع بحران بعدی آن را فراموش کنیم یا دست کم ، از اولویت خارج کنیم.
مدیریت بحران، فرایندی دائمی است یعنی روند آماده سازی و کاهش آسیب پذیری در برابر وقوع بحرانها و از این نگاه نباید هیچگاه این فرایند متوقف یا معطل بشود.
🔺در رابطه با نقش مدیریت جامع شهری در تسهیل وتقویت مدیریت بحران است، اگر ما نتوانیم بین اجزا مختلف خدمات شهری، یعنی آبرسانی، برق رسانی، انتقال گاز شهری، مخابرات، توزیع سوخت در پمپها بنزین وگاز ، کنترل ترافیک و اجزا دیگر یک هماهنگی مناسب ایجاد کنیم قطعا در مدیریت بحران و آماده سازی شهر در برابر سوانح موفقیت کامل نخواهیم داشت.
🔺طرح فاضلاب تهران که با پیگیری آیت الله هاشمی رفسنجانی و استفاده از منابع و کمکهای بین المللی آغاز شد امروزه به ثمر نشسته ودر حال تکمیل است اما چرخه های قبلی وبعدی آن ، نیاز به توجه ویژه دارد.
🔺اتلاف منابع در شبکه آبرسانی شهر، میزان قابل توجهی دارد و در صرفه جویی آب از الویت های بالا بشمار می آید.
متوازن کردن نظام توزیع آب و منصفانه کردن قیمت آب ،بخصوص برای خانواده های متمول که استفاده بیشتری از آب می کنند وجهت مصارفی چون استخر، آبیاری فضای سبز و شستشو منازل وسیع خود از آب شهری استفاده می کنند ، می تواند منابع لازم برای اصلاح در سیستم آبرسانی شهر را فراهم کند.
🔺احداث تصفیه خانه های مدرن که با فن آوری نانو، اقدام به گرفتن سختی آب و امکان استفاده فاضلاب وآبهای سطحی در کشاورزی و سایر مصارف صنعتی را فراهم می کنند نیز باید مورد توجه واقع شده و بتدریج بخشهای بیشتری از آب مصرفی شهر را به چرخ آب بازگرداند.
فرهنگسازی جهت اصلاح الگوی مصرف نیز یکی دیگر از اقداماتی است که در سالهای اخیر کمرنگ شده است وبا توجه به خطر خشکسالی باید جدی تر گرفته شود.
*سخنان رییس شورای شهر تهران در مراسم افتتاح دومین مخزن آب اضطراری تهران
@mohsenhashemi_ir
🔺فرهنگ غلطی در جامعه ما وجود دارد که یک موضوع همانقدر که سریع مطرح و بزرگ می شود به همان سرعت کوچک و فراموش می شود، دو ماه قبل موضوع زلزله مساله اصلی همه شهروندان و مسئولان ورسانه ها وافکار عمومی بود و امروز جز ده یا بیست مساله اصلی مطرح در جامعه نیز محسوب نمی شود آیا طی این مدت تغییری در احتمال خطر یا آسیب پذیری شهردر برابر زلزله رخ داده است؟
🔺نگاه ما به مدیریت بحران نباید یک نگاه تاکتیکی و کوتاه مدت باشد که در یک بازه زمانی محدود با انبوهی از تبلیغات، مصاحبه ها و جلسات به مساله بپردازیم وبعد تا وقوع بحران بعدی آن را فراموش کنیم یا دست کم ، از اولویت خارج کنیم.
مدیریت بحران، فرایندی دائمی است یعنی روند آماده سازی و کاهش آسیب پذیری در برابر وقوع بحرانها و از این نگاه نباید هیچگاه این فرایند متوقف یا معطل بشود.
🔺در رابطه با نقش مدیریت جامع شهری در تسهیل وتقویت مدیریت بحران است، اگر ما نتوانیم بین اجزا مختلف خدمات شهری، یعنی آبرسانی، برق رسانی، انتقال گاز شهری، مخابرات، توزیع سوخت در پمپها بنزین وگاز ، کنترل ترافیک و اجزا دیگر یک هماهنگی مناسب ایجاد کنیم قطعا در مدیریت بحران و آماده سازی شهر در برابر سوانح موفقیت کامل نخواهیم داشت.
🔺طرح فاضلاب تهران که با پیگیری آیت الله هاشمی رفسنجانی و استفاده از منابع و کمکهای بین المللی آغاز شد امروزه به ثمر نشسته ودر حال تکمیل است اما چرخه های قبلی وبعدی آن ، نیاز به توجه ویژه دارد.
🔺اتلاف منابع در شبکه آبرسانی شهر، میزان قابل توجهی دارد و در صرفه جویی آب از الویت های بالا بشمار می آید.
متوازن کردن نظام توزیع آب و منصفانه کردن قیمت آب ،بخصوص برای خانواده های متمول که استفاده بیشتری از آب می کنند وجهت مصارفی چون استخر، آبیاری فضای سبز و شستشو منازل وسیع خود از آب شهری استفاده می کنند ، می تواند منابع لازم برای اصلاح در سیستم آبرسانی شهر را فراهم کند.
🔺احداث تصفیه خانه های مدرن که با فن آوری نانو، اقدام به گرفتن سختی آب و امکان استفاده فاضلاب وآبهای سطحی در کشاورزی و سایر مصارف صنعتی را فراهم می کنند نیز باید مورد توجه واقع شده و بتدریج بخشهای بیشتری از آب مصرفی شهر را به چرخ آب بازگرداند.
فرهنگسازی جهت اصلاح الگوی مصرف نیز یکی دیگر از اقداماتی است که در سالهای اخیر کمرنگ شده است وبا توجه به خطر خشکسالی باید جدی تر گرفته شود.
*سخنان رییس شورای شهر تهران در مراسم افتتاح دومین مخزن آب اضطراری تهران
@mohsenhashemi_ir
Forwarded from جدال- علی عليزاده
تسلیحاتی شدن دختران خیابان انقلاب
🔹 مسیح علینژاد نوشته چهل و پنج نماینده اتحادیه اروپا با نامه به موگرینی خواهان آزادی دختران_خیابان_انقلاب شدند. بزبان ساده یعنی افزایش تنش ایران و اتحادیه اروپا، یعنی ضربه بیشتر به برجام و سخت تر شدن مراودات اقتصادی ایران، یعنی رکود بیشتر اقتصادی و اعتصابهای بیشتر کارگران حقوق نگرفته، و در نهایت یعنی افزایش تقاضای اتحادیه اروپا برای سرخم کردن ایران مقابل خواست ترامپ و بن سلمان و تعطیلی تنها ابزار دفاعی این کشور یعنی پروژه موشکی. و این یعنی تسلیحاتی شدن موضوعی به نام دختران_خیابان_انقلاب. یعنی تبدیل دختران خیابان انقلاب به سوخت ماشین تحریم اقتصادی و فشار بینالمللی بر هشتاد میلیون ایرانی.
🔸 براستی که هیچ ملتی اینطور به دست خود، شرایط تحریم خود را رقم نزده است که بخشی از طبقه متوسط لیبرال ایران در سالهای گذشته و با سکوت مقابل کارمندان صنعت حقوق بشر زد و انگار باز هم بدون آنکه از تاریخ درس گرفته باشد دارد میزند. درست مثل سالهای دوره دوم محمد خاتمی، درست مثل فضای بعد از هشتاد و هشت.
🔹 نامه را ماریا شاکه نوشته است. او یکی از اسلامستیز و ایرانستیزترین نمایندگان مجلس اتحادیه اروپا واز اسپانسرهای اصلی آزادی یواشکی است. شاکه همچنین دعوت کننده علینژاد و دریا صفایی به اتحادیه اروپا در شهریور نود و پنج برای سخنرانیهایی بود که مستقیما در فضای اروپا به منظور حمله به زنان مسلمان اروپایی و به ویژه زنان محجبه استفاده شد.
🔸 در اینجا نقدی متوجه مسیح علینژاد و بقیه کسانی که رسما با دولتهای خارجی علیه منافع ایران همکاری میکنند نیست. او یک کولابراتور در معنای کلاسیک کلمه است. یعنی کسی که با دولتهای متخاصم علیه وطن و کشور خودش همکاری میکند. بلکه نقد متوجه نیروهای داخل کشور و به ویژه اصلاحطلبانی است که با «مرزبندی نکردن» با نیروهای وابسته به غرب، شرایط امکان تحریم اقتصادی ایران را نادانسته محقق میکنند.
🔹 تکرار میکنم خود را منتقد پوشش اجباری میدانم. ولی معتقدم قانون فعلی ایران از فضا نیامده و اعتقاد بخشهای قابل توجهی از جامعه است. از این رو آینده پوشش در ایران را فقط و فقط گفتگوی داخلی میان بخشهای مختلف جامعه و نهادهای مرجع اجتماعی و حکومتی تعیین میکند و نه فشار کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا و بیبیسی و ده ها سازمان با رنگ و لعاب و اسم های مزین به دموکراسی و حقوق بشر که ارتباطشان با بسترسازی برای جنگ و کودتا و دخالت امریکا در بقیه کشورها اثبات شده است.
🔸 و همین طور هم آینده پوشش در ایران را فشار نوکران ایرانی این دولتهای غربی و سازمانها تعیین نخواهد کرد.
🔹 مسیح علینژاد نوشته چهل و پنج نماینده اتحادیه اروپا با نامه به موگرینی خواهان آزادی دختران_خیابان_انقلاب شدند. بزبان ساده یعنی افزایش تنش ایران و اتحادیه اروپا، یعنی ضربه بیشتر به برجام و سخت تر شدن مراودات اقتصادی ایران، یعنی رکود بیشتر اقتصادی و اعتصابهای بیشتر کارگران حقوق نگرفته، و در نهایت یعنی افزایش تقاضای اتحادیه اروپا برای سرخم کردن ایران مقابل خواست ترامپ و بن سلمان و تعطیلی تنها ابزار دفاعی این کشور یعنی پروژه موشکی. و این یعنی تسلیحاتی شدن موضوعی به نام دختران_خیابان_انقلاب. یعنی تبدیل دختران خیابان انقلاب به سوخت ماشین تحریم اقتصادی و فشار بینالمللی بر هشتاد میلیون ایرانی.
🔸 براستی که هیچ ملتی اینطور به دست خود، شرایط تحریم خود را رقم نزده است که بخشی از طبقه متوسط لیبرال ایران در سالهای گذشته و با سکوت مقابل کارمندان صنعت حقوق بشر زد و انگار باز هم بدون آنکه از تاریخ درس گرفته باشد دارد میزند. درست مثل سالهای دوره دوم محمد خاتمی، درست مثل فضای بعد از هشتاد و هشت.
🔹 نامه را ماریا شاکه نوشته است. او یکی از اسلامستیز و ایرانستیزترین نمایندگان مجلس اتحادیه اروپا واز اسپانسرهای اصلی آزادی یواشکی است. شاکه همچنین دعوت کننده علینژاد و دریا صفایی به اتحادیه اروپا در شهریور نود و پنج برای سخنرانیهایی بود که مستقیما در فضای اروپا به منظور حمله به زنان مسلمان اروپایی و به ویژه زنان محجبه استفاده شد.
🔸 در اینجا نقدی متوجه مسیح علینژاد و بقیه کسانی که رسما با دولتهای خارجی علیه منافع ایران همکاری میکنند نیست. او یک کولابراتور در معنای کلاسیک کلمه است. یعنی کسی که با دولتهای متخاصم علیه وطن و کشور خودش همکاری میکند. بلکه نقد متوجه نیروهای داخل کشور و به ویژه اصلاحطلبانی است که با «مرزبندی نکردن» با نیروهای وابسته به غرب، شرایط امکان تحریم اقتصادی ایران را نادانسته محقق میکنند.
🔹 تکرار میکنم خود را منتقد پوشش اجباری میدانم. ولی معتقدم قانون فعلی ایران از فضا نیامده و اعتقاد بخشهای قابل توجهی از جامعه است. از این رو آینده پوشش در ایران را فقط و فقط گفتگوی داخلی میان بخشهای مختلف جامعه و نهادهای مرجع اجتماعی و حکومتی تعیین میکند و نه فشار کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا و بیبیسی و ده ها سازمان با رنگ و لعاب و اسم های مزین به دموکراسی و حقوق بشر که ارتباطشان با بسترسازی برای جنگ و کودتا و دخالت امریکا در بقیه کشورها اثبات شده است.
🔸 و همین طور هم آینده پوشش در ایران را فشار نوکران ایرانی این دولتهای غربی و سازمانها تعیین نخواهد کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹تیم گوگل ارث با ٥ ميليون تصویر ماهوارهای که بین ١٩٨٤ تا ٢٠١٦ از زمین ثبت شد، تایم لپس هایی از مکانهای مختلف زمین تهیه کرده
🔹 تصاویر دریاچه ارومیه .
@timenote
🔹 تصاویر دریاچه ارومیه .
@timenote
Forwarded from جدال- علی عليزاده
حافظ و سعدی مقابل ترامپ و بیوطنی نئولیبرالیسم
🔹 یازده اسفند نود و شش، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کرهای و باعث پاک شدن ریشههای کرهای دانسته بود.*
🔸 برمیگردیم به سیزده اردیبهشت نود و پنج. آقای خامنهای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفتهی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعهی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیکتر شدهایم! آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان را کردهایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودکها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی] کرسی زبان [فارسی] را در یکجا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازهی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یکجا میخواهیم ترویج کنیم؛ آنوقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"
🔹بیبیسی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنهای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»
🔸 در نهایت پانزده اردیبهشت نود و پنج آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملیگرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان میخواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسهای نود و هشت درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمیتوانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام دادهاند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحتتر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال هزار و سیصد و سی و دو، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بیملیت شدن و بیهویت شدن بیشتر نسل جوانش است.
🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانهای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنهای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.
🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطهی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی نیروی جوان تحصیل کرده ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاههای غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و به دیگران معرفی کنید @jedaal
* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
🔹 یازده اسفند نود و شش، الجزیره: کره جنوبی آموزش زبان انگلیسی برای سالهای اول و دوم مقطع ابتدایی را ممنوع کرد. این ممنوعیت براساس حکم دادگاه قانون اساسی کره در سال نود و چهار صادر شده که زبان انگلیسی را مانعی برای یادگیری زبان کرهای و باعث پاک شدن ریشههای کرهای دانسته بود.*
🔸 برمیگردیم به سیزده اردیبهشت نود و پنج. آقای خامنهای گفت: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست...امروز کسانی که به اسپانیولی حرف میزنند کمتر از کسانی نیستند که به انگلیسی حرف میزنند... چرا فرانسه یا آلمانی تعلیم داده نمیشود؟ زبانهای کشورهای پیشرفتهی شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهای دیگر به این مسئله توجّه میکنند و جلوی نفوذ و دخالت و توسعهی زبان بیگانه را میگیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیکتر شدهایم! آمدهایم میدان را باز کردهایم و علاوه بر اینکه این زبان را کردهایم زبانِ خارجیِ انحصاریِ مدارسمان، مدام داریم میآوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستانها و در مهدِکودکها! چرا؟ ما که میخواهیم زبان فارسی را ترویج کنیم، باید یک عالَم خرج کنیم و زحمت بکشیم. [وقتی] کرسی زبان [فارسی] را در یکجا تعطیل میکنند، باید تماسهای دیپلماتیک بگیریم که چرا کرسی زبان فارسی را تعطیل کردید. نمیگذارند، اجازهی دانشجو گرفتن نمیدهند، امتیاز نمیدهند، برای اینکه زبان فارسی را یکجا میخواهیم ترویج کنیم؛ آنوقت ما بیاییم زبان آنها را خودمان با پول خودمان، با خرج خودمان، با مشکلات خودمان ترویج کنیم. این عقلائی است؟ من نمیفهمم!"
🔹بیبیسی و رادیوفردا** بلافاصله این حرفها را تلاش برای انزواطلبی و ستیز با معاصر شدن نسل جوان تفسیر کردند و رادیو فرانسه*** در حالیکه رهبری به صراحت از لزوم آموزش زبان بیگانه گفت بود تیتر زد: «سخنان تند خامنهای علیه زبان انگلیسی: "زبان و فرهنگ بیگانه" را ترویج نکنید.»
🔸 در نهایت پانزده اردیبهشت نود و پنج آقای روحانی در قطب مقابل ایستاد و امری که قاعدتا باید فراجناحی و مورد توافق کل نظام و حتی ملیگرایان یا مدافعان منافع ملی خارج از نظام میبود را تبدیل به نزاعی سیاسی کرد و گفت: «مردم خودشان باید بخواهند ...و [دانش آموز] باید بتواند انتخاب کند چند زبان میخواهد بیاموزد. وقتی در یک مدرسهای نود و هشت درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند ... ما که نمیتوانیم برای آن دو درصد معلم دیگری را به کار بگیریم. امروز شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در آی تی [علوم انفورماتیک] چه کارهایی انجام دادهاند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحتتر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.»
🔹 ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در سنین پایین در کره جنوبی، یعنی حتی این کشور که از پایان جنگ کره در سال هزار و سیصد و سی و دو، رسما یکی از اقمار آمریکا بوده نگران حل شدن در هاضمه فرهنگی کدخداست. یعنی حتی سئول هم که وابستگی کامل نظامی-سیاسی به واشنگتن دارد دلواپس بیملیت شدن و بیهویت شدن بیشتر نسل جوانش است.
🔸 حالا شاید بدون سروصدای بلند جنگ رسانهای و از خلال خبر ممنوعیت زبان انگلیسی در کره جنوبی که قبله آمال بسیاری از غربزدگان ایرانی است بتوان تفاوت نگاه آقای روحانی و آقای خامنهای را بازبینی کرد. تفاوتی که شکلی دیگر از همان نزاع سی ساله میان پارادایم ادغام-گرایی و پارادایم مقاومت ملی است.
🔹 ایستادن مقابل انحصار انگلیسی، دفاع حداقلی از فارسی است نه جهان-هراسی و انزواطلبی. دفاع حداقلی از زبانی است که اگرچه قدمتی هزار ساله و نفوذی از شبه قاره هند تا شمال آفریقا دارد، اما اکنون مقابل طوفان جهانی شدن در خطر و نیازمند سیاستهای حمایتی است. حمایت از فارسی، حمایت از یکی از مهمترین عوامل هویت فرهنگی-ملی هشتاد میلیون ایرانی مقابل هژمونی و سلطهی فرهنگ آمریکایی است که تسلیم مقابلش، مقدمه تسلیم اقتصادی و نظامی خواهد بود. و حمایت از فارسی و فرهنگ ملی نیروی جوان تحصیل کرده ایران را وفادار به منافع و تاریخ این کشور و مردمش نگه میدارد و نه متعهد به منافع شرکتهای چندملیتی؛ و مانع بیوطنی و گم شدن هویتی در راهروهای شرکتها و دانشگاههای غربی میشود. حافظ و سعدی بخشی از دیوار دفاعی ما هستند و مانع تبدیل سرمایه انسانی این کشور به سربازان نادانسته نئولیبرالیسم آمریکایی.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید و به دیگران معرفی کنید @jedaal
* http://bit.ly/2F8g686
** http://bit.ly/2Ff3dp3
*** http://bit.ly/2I156rb
Al Jazeera
Why doesn’t Korea want its youngsters to speak English?
The ban will affect low-income families in highly competitive society, analysts and parents warn.
Forwarded from حمیدرضا محمدی (Mozakerat.org)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به راستی ارزش زندگی هر کسی چقدر هست ؟؟
@mozakerat_org
@mozakerat_org
Forwarded from شهرونگ
🔸درختخواری! ● #محمدرضا_ثقفی ● صفحه روزانه #شهرونگ (روزنامه شهروند) ● چهارشنبه 16 اسفند 1396
👉 @shahrvang
👉 @shahrvang
Forwarded from ویرایش ذهن | شهابالدین حائری شیرازی
حجاب وضرورت تدريجى شدن اجراء احکام
1)در روایات وارده در بحث نسخ ایات کتاب خدا به چرائی نسخ بعضی ایات کتاب با مضمون واحدی اشاره شده"فلمّاقوی الاسلام""وقتی اسلام قوت یافت ایه سابق وحکم برگرفته ازآن نسخ گردید وایه وحکم جدید ابلاغ گردید"
به همان مصلحت که احکام پله پله نازل می گشت در جامعه ای که سالیانی با ابزار نرم وسخت مردم از حجاب دور شده اند در اجراء بایست پله پله مردم را برای پذیرش این حکم اماده ساخت (انچه بایست در سالیان اولیه انقلاب اتفاق می افتاد ونیافتاد)
2) اسلام یک منظومه پیوسته است نمیشود احکام کاملا مربوط به یکدیگر را گزینشی مورد اعمال قرار داد نمیشود حاکمیت, خود را در احکام مربوط به کنترل غرائز(نظیر عقد موقت یا به عبارتی ازدواج بی درد سر) کنار بکشد وبعد جوان در حال سوختن در اتش شهوت را به احکام حجاب ملزم کند این کار نه شدنی است نه مطلوب ونه سازگار با مذاق شرع حکومت همچنانکه به بیان رهبری نمیتواند درقبال یک حرام اجتماعی چون بی حجابی بی تفاوت باشد همچنان نمیتواند در مقابل منسوخ شدن یک حلال اجتماعی (که در روایات بسیار بر ضرورت احیاء آن تاکیدشده )بی تفاوت باشد
3)انچه از ادله فقهی بر می اید آن است که نظر نمودن بدون شهوت بر مو واعضائی که معمولا پوشانده نمیشود از اهل کتاب یعنی یهودیان ومسیحیان وزرتشتی ها حرام نیست بعلاوه دلیلی بر الزام ایشان به حجاب در حکومت پیامبر وامیرمومنان صلی الله علیهما نداریم این دو امربعلاوه قرائن روایی دیگر نشان میدهد حجاب به عنوان یک ارزش وامری که برای حفظ کرامت مسلمین ضروریست مورد امر شارع بوده است به عبارت دیگر کسی که به اسلام مشرّف شده بواسطه این شرافتش نبایست نگاه به برخی مواضع بدنش بشود
عدم مراعات ماهیت حجاب والزام یکسره همه شهروندان با هر دین ومذهب به حجاب موجب شد حجاب از ماهیت کرامت بخشش به امری تحمیلی تبدیل گردد بایست در نظر داشت ان حجاب حکم شرع است با حفظ خصوصیات موضوع نه این حجاب دستکاری شده
نکته های قرانی و روائی و...از نگاه محمدحسن
حائری شیرازی
پاسخگویی به سوالات @mhhaeri
@noktehayekorani
1)در روایات وارده در بحث نسخ ایات کتاب خدا به چرائی نسخ بعضی ایات کتاب با مضمون واحدی اشاره شده"فلمّاقوی الاسلام""وقتی اسلام قوت یافت ایه سابق وحکم برگرفته ازآن نسخ گردید وایه وحکم جدید ابلاغ گردید"
به همان مصلحت که احکام پله پله نازل می گشت در جامعه ای که سالیانی با ابزار نرم وسخت مردم از حجاب دور شده اند در اجراء بایست پله پله مردم را برای پذیرش این حکم اماده ساخت (انچه بایست در سالیان اولیه انقلاب اتفاق می افتاد ونیافتاد)
2) اسلام یک منظومه پیوسته است نمیشود احکام کاملا مربوط به یکدیگر را گزینشی مورد اعمال قرار داد نمیشود حاکمیت, خود را در احکام مربوط به کنترل غرائز(نظیر عقد موقت یا به عبارتی ازدواج بی درد سر) کنار بکشد وبعد جوان در حال سوختن در اتش شهوت را به احکام حجاب ملزم کند این کار نه شدنی است نه مطلوب ونه سازگار با مذاق شرع حکومت همچنانکه به بیان رهبری نمیتواند درقبال یک حرام اجتماعی چون بی حجابی بی تفاوت باشد همچنان نمیتواند در مقابل منسوخ شدن یک حلال اجتماعی (که در روایات بسیار بر ضرورت احیاء آن تاکیدشده )بی تفاوت باشد
3)انچه از ادله فقهی بر می اید آن است که نظر نمودن بدون شهوت بر مو واعضائی که معمولا پوشانده نمیشود از اهل کتاب یعنی یهودیان ومسیحیان وزرتشتی ها حرام نیست بعلاوه دلیلی بر الزام ایشان به حجاب در حکومت پیامبر وامیرمومنان صلی الله علیهما نداریم این دو امربعلاوه قرائن روایی دیگر نشان میدهد حجاب به عنوان یک ارزش وامری که برای حفظ کرامت مسلمین ضروریست مورد امر شارع بوده است به عبارت دیگر کسی که به اسلام مشرّف شده بواسطه این شرافتش نبایست نگاه به برخی مواضع بدنش بشود
عدم مراعات ماهیت حجاب والزام یکسره همه شهروندان با هر دین ومذهب به حجاب موجب شد حجاب از ماهیت کرامت بخشش به امری تحمیلی تبدیل گردد بایست در نظر داشت ان حجاب حکم شرع است با حفظ خصوصیات موضوع نه این حجاب دستکاری شده
نکته های قرانی و روائی و...از نگاه محمدحسن
حائری شیرازی
پاسخگویی به سوالات @mhhaeri
@noktehayekorani
از «حاجی واشنگتن» تا «سندروم لوور»
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ اغلب اوقات نشانههای بیماری خیلی سادهاند، اما بیماری به شدت پیچیده و خطرناک است. بیمار تب سادهای دارد و خسته است، به نظر میرسد با استراحت خوب میشود؛ اما کمی کندوکاو بیشتر نشان میدهد متأسفانه بیمار سرطان دارد. این یعنی بیماری، کل سیستم را درگیر کرده، اما فعلاً در ظاهر سادهای بروز و ظهور یافته است.
✅ نشانه ساده: نمایندهای در تلفظ واژه «لوور» ناتوان بوده است. واکنشهای شدید مردم نشان میدهد آنها به چیزی فراتر از نشانهای ساده توجه دارند و درگیر شدن سیستم با پدیدهای ناخوشایند را نشانه رفتهاند. سؤال این است که بیماری چیست؟ آن سرطانی که باید دنبالش بگردیم کدام است؟
✅ بچه که بودیم مد بود برای به رخ کشیدن توانمندیهای ذهنی و توان یادگیری، اسم پایتخت کشورها را حفظ کنیم. طرف پنج سالش بود و صد اسم پایتخت میدانست. یادگیری چیزهایی شبیه اسم پایتختها فینفسه ارزشی ندارند، اما تمرین نوعی شوق یادگیری بود. آن شوق یادگیری در خواندن همین «آموختنیهای خرده ریز» بازتاب مییافت. هر کس اندکی شوق برای آموختن داشته باشد، و حساسیتی نسبت به گفتوگوهای محیط اطرافش در او زبانه بکشد، «آموختنیهای خُرده ریز» را یاد میگیرد. مجلاتی مثل «دانستنیها»، «دانشمند» و حتی طیفی از مجلات زرد هم به این گونه یادگیریها کمک میکنند.
✅ وقتی کسی پنجاه سال زندگی کرده و از کنار همه ابزارهای یاد گرفتن «آموختنیهای خُرده ریز» گذشته، ولی نام موزه «لوور» را نشنیده یا یک بار تلفظ نکرده باشد، نشانهای از میزان شوق خواندن و آموختن است که نظام آموزشی در او برانگیخته: هیچ شوقی.
✅ نشانه ساده ناتوانی در تلفظ «لوور»، و نشناختن لوور - یکی از بزرگترین و مهمترین موزههای جهان - بیماریهای بزرگتری را هم نشان میدهد. گفته شده که نماینده مذکور نائبرئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و فرانسه هم هست. این بدان معناست که عضویت در این گروهها به عوض آنکه نشانه شایستگی و توانمندی فرد در موضوع فعالیت گروه باشد، نوعی رانت تقسیمشده میان اعضای گروه است. این گروهها ظاهراً کارکردی هم ندارند و بیشتر تمایل اعضای خود برای سفرهای خارجی را بازتاب میدهند. اعضای گروه حتی خود را ملزم به دانستن اطلاعاتی کلی درباره کشور مذکور هم نمیدانند. باورکردنی نیست، اما آدم یاد فیلم «حاجی واشنگتن» میافتد – روایتی از مأموریت حسینقلیخان صدرالسلطنه، اولین سفیر ایران در آمریکا، ساخته علی حاتمی، که بهواقع نوع مواجهه غیرتخصصی ما با سیاست خارجی و شناخت جهان را به تصویر میکشد.
✅ نوع شناخت بوروکراتها و سیاسیون ما از جهان را میتوان با الهام از رخداد اخیر، «سندروم لوور» نامید و آنرا ادامه «فهم حاجی واشنگتنی» برخی سیاسیون ما از جهان نیز دانست. سندروم لوور، حکایت شوق بوروکراتها و سیاسیون برای سفرهای خارجی، مصرف ظواهر سفر خارجی (نوعی بلعیدن لذت سفر) و در عین حال هضم نکردن و نشناختن جهان است؛ بیاطلاعاتی سیاسیون از جهانی که قرار است از پس آن برآیند؛ همان که میخواستند آنرا مدیریت کنند.
✅ «سندروم لوور» نشانه گویایی از ناکارآمدیهای نهفته در نظام انتخاباتی این کشور نیز هست. کسانی که قرار است فرهیختگانی باشند تا منافع ملی ایران را حفاظت کنند، از شناخت و دانستن چیزهای ساده درباره دنیای امروز ناتوان هستند. نمایندهای که امروز هدف طعنها و جوکها قرار میگیرد البته خیلی بدشانس بوده است، اما واقعاً معلوم نیست چند نماینده یا بوروکرات دیگر اگر به جای او بودند، همین بلا بر سرشان میآمد. نوع سازوکارهای رشد و ارتقای سیاسی در ایران، مستعد پروراندن کثیری از این نوع افراد است، فقط بیچاره بدشانسها بر ملا میشوند.
✅ «سندروم لوور» اگرچه ساده، اما نشانه مهمی است درباره کاستیهای نظام آموزشی، سازوکارهای رشد و ارتقای سیاسیون، شیوههای بهکار گماردن افراد در موقعیتهای سیاسی و توزیع سمتها بالاخص در عرصه روابط خارجی، و شناختی از جهان که هنوز تا حد زیادی «حاجی واشنگتن»ی باقی مانده است.
✅ عدهای شاید بگویند «مسأله را بزرگ نکنید، تلفظ نادرست یک واژه چه ضرری به منافع ملی ایران میزند؟» پاسخ این است: «چگونه میتوانیم به اتکای چنین سیاستمدارانی که خود را مکلف نمیدانند درباره وظیفهای که بر عهده گرفتهاند، کلیات را بیاموزند، قرار است با جهانی دائم در حال پیچیده شدن رقابت کنیم؟»
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
…
https://t.me/timenote
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ اغلب اوقات نشانههای بیماری خیلی سادهاند، اما بیماری به شدت پیچیده و خطرناک است. بیمار تب سادهای دارد و خسته است، به نظر میرسد با استراحت خوب میشود؛ اما کمی کندوکاو بیشتر نشان میدهد متأسفانه بیمار سرطان دارد. این یعنی بیماری، کل سیستم را درگیر کرده، اما فعلاً در ظاهر سادهای بروز و ظهور یافته است.
✅ نشانه ساده: نمایندهای در تلفظ واژه «لوور» ناتوان بوده است. واکنشهای شدید مردم نشان میدهد آنها به چیزی فراتر از نشانهای ساده توجه دارند و درگیر شدن سیستم با پدیدهای ناخوشایند را نشانه رفتهاند. سؤال این است که بیماری چیست؟ آن سرطانی که باید دنبالش بگردیم کدام است؟
✅ بچه که بودیم مد بود برای به رخ کشیدن توانمندیهای ذهنی و توان یادگیری، اسم پایتخت کشورها را حفظ کنیم. طرف پنج سالش بود و صد اسم پایتخت میدانست. یادگیری چیزهایی شبیه اسم پایتختها فینفسه ارزشی ندارند، اما تمرین نوعی شوق یادگیری بود. آن شوق یادگیری در خواندن همین «آموختنیهای خرده ریز» بازتاب مییافت. هر کس اندکی شوق برای آموختن داشته باشد، و حساسیتی نسبت به گفتوگوهای محیط اطرافش در او زبانه بکشد، «آموختنیهای خُرده ریز» را یاد میگیرد. مجلاتی مثل «دانستنیها»، «دانشمند» و حتی طیفی از مجلات زرد هم به این گونه یادگیریها کمک میکنند.
✅ وقتی کسی پنجاه سال زندگی کرده و از کنار همه ابزارهای یاد گرفتن «آموختنیهای خُرده ریز» گذشته، ولی نام موزه «لوور» را نشنیده یا یک بار تلفظ نکرده باشد، نشانهای از میزان شوق خواندن و آموختن است که نظام آموزشی در او برانگیخته: هیچ شوقی.
✅ نشانه ساده ناتوانی در تلفظ «لوور»، و نشناختن لوور - یکی از بزرگترین و مهمترین موزههای جهان - بیماریهای بزرگتری را هم نشان میدهد. گفته شده که نماینده مذکور نائبرئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و فرانسه هم هست. این بدان معناست که عضویت در این گروهها به عوض آنکه نشانه شایستگی و توانمندی فرد در موضوع فعالیت گروه باشد، نوعی رانت تقسیمشده میان اعضای گروه است. این گروهها ظاهراً کارکردی هم ندارند و بیشتر تمایل اعضای خود برای سفرهای خارجی را بازتاب میدهند. اعضای گروه حتی خود را ملزم به دانستن اطلاعاتی کلی درباره کشور مذکور هم نمیدانند. باورکردنی نیست، اما آدم یاد فیلم «حاجی واشنگتن» میافتد – روایتی از مأموریت حسینقلیخان صدرالسلطنه، اولین سفیر ایران در آمریکا، ساخته علی حاتمی، که بهواقع نوع مواجهه غیرتخصصی ما با سیاست خارجی و شناخت جهان را به تصویر میکشد.
✅ نوع شناخت بوروکراتها و سیاسیون ما از جهان را میتوان با الهام از رخداد اخیر، «سندروم لوور» نامید و آنرا ادامه «فهم حاجی واشنگتنی» برخی سیاسیون ما از جهان نیز دانست. سندروم لوور، حکایت شوق بوروکراتها و سیاسیون برای سفرهای خارجی، مصرف ظواهر سفر خارجی (نوعی بلعیدن لذت سفر) و در عین حال هضم نکردن و نشناختن جهان است؛ بیاطلاعاتی سیاسیون از جهانی که قرار است از پس آن برآیند؛ همان که میخواستند آنرا مدیریت کنند.
✅ «سندروم لوور» نشانه گویایی از ناکارآمدیهای نهفته در نظام انتخاباتی این کشور نیز هست. کسانی که قرار است فرهیختگانی باشند تا منافع ملی ایران را حفاظت کنند، از شناخت و دانستن چیزهای ساده درباره دنیای امروز ناتوان هستند. نمایندهای که امروز هدف طعنها و جوکها قرار میگیرد البته خیلی بدشانس بوده است، اما واقعاً معلوم نیست چند نماینده یا بوروکرات دیگر اگر به جای او بودند، همین بلا بر سرشان میآمد. نوع سازوکارهای رشد و ارتقای سیاسی در ایران، مستعد پروراندن کثیری از این نوع افراد است، فقط بیچاره بدشانسها بر ملا میشوند.
✅ «سندروم لوور» اگرچه ساده، اما نشانه مهمی است درباره کاستیهای نظام آموزشی، سازوکارهای رشد و ارتقای سیاسیون، شیوههای بهکار گماردن افراد در موقعیتهای سیاسی و توزیع سمتها بالاخص در عرصه روابط خارجی، و شناختی از جهان که هنوز تا حد زیادی «حاجی واشنگتن»ی باقی مانده است.
✅ عدهای شاید بگویند «مسأله را بزرگ نکنید، تلفظ نادرست یک واژه چه ضرری به منافع ملی ایران میزند؟» پاسخ این است: «چگونه میتوانیم به اتکای چنین سیاستمدارانی که خود را مکلف نمیدانند درباره وظیفهای که بر عهده گرفتهاند، کلیات را بیاموزند، قرار است با جهانی دائم در حال پیچیده شدن رقابت کنیم؟»
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
…
https://t.me/timenote
Telegram
گاه نگار
گاهی باید نگارشی داشت و بی تفاوت نبود.
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir
پذیرای گاهنگار و یادداشتهای شما در این کانال هستیم.
تماس با ادمین:
@alitaheri_ir