Deleted Account
Photo
اين كتاب حاصل پياده سازي مصاحبه هاي مركز اسناد انقلاب اسلامي با مرحوم مهندس رجبعلي طاهري است. كه به وقايع تاريخ سياسي ايران از دهه ٣٠ تا اوايل دهه ٦٠ از منظر خاطرات ايشان مي پردازد.
نثر كتاب بسيار روان است و خواندن آن براي علاقه مندان به لايه هاي پنهان تاريخ انقلاب اسلامي ميتواند جذاب باشد.
نثر كتاب بسيار روان است و خواندن آن براي علاقه مندان به لايه هاي پنهان تاريخ انقلاب اسلامي ميتواند جذاب باشد.
Forwarded from ح🕯ق
مدیرِ برعکس!
حسین قدیانی:
اعتقادم به اینکه «جمهوری اسلامی» بزرگترین ثمرهی «انقلاب اسلامی» است، سر جای خود محفوظ اما اینکه گاهی به هزینهی خریدن فحش بعضی رفقای حزباللهی، سخن از تقابل «ادارههای جمهوری اسلامی» و «ارادههای انقلاب اسلامی» میگویم، یکی هم از ورای همین است؛ قریب ۲ شبانهروز است که از لغو حضور کارلوس پویول در تلویزیون میگذرد و یکی در آن قبرستان رسانهی مثلا ملی نیست که به مردم، توضیح دهد! سئوال میپرسم؛ روابط عمومی صدا و سیما، چند تا کارمند دارد؟! روابط عمومی شبکهی ۳ چی؟! آیا کورند و نمیبینند که این موضوع، چقدر بازتاب پیدا کرده؟! آیا میمیرند یک خط توضیح بدهند که بحث موی پویول بوده یا پول بیشتر یا اساسا با اساس این هزینه مخالف هستند حضرات؟! اگر این است، که اصلا چرا بندهی خدا را دعوت کردند؟! اگر این نیست، پس چیست؟! عدم هماهنگی عادل با مدیران؟! دفاع از نظم و نسق سازمان؟! همان بحث مو؟! میبینید رفقا! چوب خوردن ارادههای انقلاب اسلامی از ادارههای جمهوری اسلامی، سر همین چیزهاست! و اینکه ما باید حتی بهخاطر کاپیتان کهنهکار بارسا هم فحش بخوریم! حالا میفهمید چرا مردم معتقدند؛ «در صدا و سیما، رابطه بر ضابطه، برتری دارد»؟! اگر مدیر روابط عمومی تلویزیون و یا بگو شبکهی ۳ بر مبنای شایستهسالاری گزینش شده بود، آیا باز هم این همه سکوت میکردند همکاران زیرمجموعهاش؟! شگفتا! دریغ از یک خط شفافسازی! آنوقت شاکی هستیم از ملت که چرا ماهواره میبینند! بگذار حرفم را شفافتر بزنم؛ مردم و دغدغههای کوچک و بزرگشان و مسئلههای زرد و سرخشان، اندکی برای مدیران اصولگرا اهمیت ندارد! آنها اگر در انتخابات هم رأی نیاورند، باز با انتصابات سر پست و سمتشان هستند! پس چرا حرفهای کار کنند؟! پس چرا مهم باشد برایشان همین بحث پیش آمده؟! هزاری هم ملت را آدم حساب نکنند، خدا برکت بدهد به حکم! لیکن «طی این احکام» هرروز دارند مردم، شاکیتر میشوند! نمیشوند؟! چند روز پیش، یکی از مدیران همیشه مدیر صدا و سیما برداشت گفت که «احتمال دارد بازی ایران و اسپانیا پخش نشود!» و خودت حدس بزن سیل کامنتها را! و جهتشان را! وقتی در صدا و سیما، یکی با کوپن حداد و دیگری با پارتی لاریجانی و آن دیگری با سهم ضرغامی و آن یکی دیگر با برگ پورمحمدی میچپند آن تو، پس گرم باد دم کسانی که زیر هر تابوتی، حق این رسانهی نارسا را کف دستش میگذارند! شبجمعهیتان رنگی، اصحاب تلویزیون! خواب هفتپادشاه ببینید! و البته گاهی «مدیر» را برعکس بنویسید تا ثمرهی کارتان را با وضوح بیشتری ببینید!
#حسین_قدیانی
@ghete26
حسین قدیانی:
اعتقادم به اینکه «جمهوری اسلامی» بزرگترین ثمرهی «انقلاب اسلامی» است، سر جای خود محفوظ اما اینکه گاهی به هزینهی خریدن فحش بعضی رفقای حزباللهی، سخن از تقابل «ادارههای جمهوری اسلامی» و «ارادههای انقلاب اسلامی» میگویم، یکی هم از ورای همین است؛ قریب ۲ شبانهروز است که از لغو حضور کارلوس پویول در تلویزیون میگذرد و یکی در آن قبرستان رسانهی مثلا ملی نیست که به مردم، توضیح دهد! سئوال میپرسم؛ روابط عمومی صدا و سیما، چند تا کارمند دارد؟! روابط عمومی شبکهی ۳ چی؟! آیا کورند و نمیبینند که این موضوع، چقدر بازتاب پیدا کرده؟! آیا میمیرند یک خط توضیح بدهند که بحث موی پویول بوده یا پول بیشتر یا اساسا با اساس این هزینه مخالف هستند حضرات؟! اگر این است، که اصلا چرا بندهی خدا را دعوت کردند؟! اگر این نیست، پس چیست؟! عدم هماهنگی عادل با مدیران؟! دفاع از نظم و نسق سازمان؟! همان بحث مو؟! میبینید رفقا! چوب خوردن ارادههای انقلاب اسلامی از ادارههای جمهوری اسلامی، سر همین چیزهاست! و اینکه ما باید حتی بهخاطر کاپیتان کهنهکار بارسا هم فحش بخوریم! حالا میفهمید چرا مردم معتقدند؛ «در صدا و سیما، رابطه بر ضابطه، برتری دارد»؟! اگر مدیر روابط عمومی تلویزیون و یا بگو شبکهی ۳ بر مبنای شایستهسالاری گزینش شده بود، آیا باز هم این همه سکوت میکردند همکاران زیرمجموعهاش؟! شگفتا! دریغ از یک خط شفافسازی! آنوقت شاکی هستیم از ملت که چرا ماهواره میبینند! بگذار حرفم را شفافتر بزنم؛ مردم و دغدغههای کوچک و بزرگشان و مسئلههای زرد و سرخشان، اندکی برای مدیران اصولگرا اهمیت ندارد! آنها اگر در انتخابات هم رأی نیاورند، باز با انتصابات سر پست و سمتشان هستند! پس چرا حرفهای کار کنند؟! پس چرا مهم باشد برایشان همین بحث پیش آمده؟! هزاری هم ملت را آدم حساب نکنند، خدا برکت بدهد به حکم! لیکن «طی این احکام» هرروز دارند مردم، شاکیتر میشوند! نمیشوند؟! چند روز پیش، یکی از مدیران همیشه مدیر صدا و سیما برداشت گفت که «احتمال دارد بازی ایران و اسپانیا پخش نشود!» و خودت حدس بزن سیل کامنتها را! و جهتشان را! وقتی در صدا و سیما، یکی با کوپن حداد و دیگری با پارتی لاریجانی و آن دیگری با سهم ضرغامی و آن یکی دیگر با برگ پورمحمدی میچپند آن تو، پس گرم باد دم کسانی که زیر هر تابوتی، حق این رسانهی نارسا را کف دستش میگذارند! شبجمعهیتان رنگی، اصحاب تلویزیون! خواب هفتپادشاه ببینید! و البته گاهی «مدیر» را برعکس بنویسید تا ثمرهی کارتان را با وضوح بیشتری ببینید!
#حسین_قدیانی
@ghete26
با سلام
خدمت تمام هم میهن های عزیزم
که در هر گوشه و کنار این مرز و بوم به جهاد و پاسداری مشغول و سرگرم هستند.
در حال حاضر پا به هر محفلی که بگذاریم به ترتیب بحث داغ فوتبال
دلار و سکه ...و غیره به گوش می رسد.
در انتهای صف هم مردم خوزستان
که با بی آبی و هوای بد دست و پنجه نرم می کنند.
سوالی برایم پیش آمده
به راستی دولتمردان و مسئولین جامعه چه کسانی هستند ؟ که غریبه را به خودی ترجیح میدهند؟
بخواهم منطقی بگم مسؤولین و دولتمردان کسی نیست جز خود ما
سوال دوم اینجاست
ما از کی خودخواه و غریبه دوست شدیم ؟
با عرب و داعش و طالبان و تروریست می جنگیم برای آرامش و آسایش مان جای تشکر و قدر دانی دارد
ولی چرا فکری به حال هم وطن خوزستانی نمی کنیم ؟ آیا داشتن یک رفاه نسبی هم وطن جز آرامشش نیست؟
آیا بوجه نیست ؟
آیا تجهیزات و امکانات نداریم
آیا دانشش را نداریم ؟
و آیا های دیگر
مشکل کجاست ؟
باید این شایعه را باور کنم که آب را به روی خودی می بندد و به کشور همسایه می فروشند؟
آیا باید باور کنم که شایعه فروختن زمین های منطقه آزاد کیش را که دارند به چین و انگلیس می فروشند؟
درست است با بحران آب رو ب رو هستیم
ولی باید بپذیریم که بلد نیستیم آب های هدر رفته را مدیریت کنیم
بلد نیستیم بارش های الهی را هدایت و مدیریت کنیم، به غیر از ابن ها حتی حاضر به کمک گرفتن از کشورهایی که این بحران ها را پشت سر گذاشتند کمک بگیریم
ای کاش میتوانستم کاری کنم
جز هم صدا شدن با هم میهن های خرمشهری.
آب موجودی زنده و لطیف که با همه دوست هست از انسان، حیوان، گیاه ولی ما انسانها قدرش را نمی دانیم
به امید آسمانی آبی و زمینی سبز
مریم ذوالفقاری
کارشناس کتابداری و اطلاعرسانی
خدمت تمام هم میهن های عزیزم
که در هر گوشه و کنار این مرز و بوم به جهاد و پاسداری مشغول و سرگرم هستند.
در حال حاضر پا به هر محفلی که بگذاریم به ترتیب بحث داغ فوتبال
دلار و سکه ...و غیره به گوش می رسد.
در انتهای صف هم مردم خوزستان
که با بی آبی و هوای بد دست و پنجه نرم می کنند.
سوالی برایم پیش آمده
به راستی دولتمردان و مسئولین جامعه چه کسانی هستند ؟ که غریبه را به خودی ترجیح میدهند؟
بخواهم منطقی بگم مسؤولین و دولتمردان کسی نیست جز خود ما
سوال دوم اینجاست
ما از کی خودخواه و غریبه دوست شدیم ؟
با عرب و داعش و طالبان و تروریست می جنگیم برای آرامش و آسایش مان جای تشکر و قدر دانی دارد
ولی چرا فکری به حال هم وطن خوزستانی نمی کنیم ؟ آیا داشتن یک رفاه نسبی هم وطن جز آرامشش نیست؟
آیا بوجه نیست ؟
آیا تجهیزات و امکانات نداریم
آیا دانشش را نداریم ؟
و آیا های دیگر
مشکل کجاست ؟
باید این شایعه را باور کنم که آب را به روی خودی می بندد و به کشور همسایه می فروشند؟
آیا باید باور کنم که شایعه فروختن زمین های منطقه آزاد کیش را که دارند به چین و انگلیس می فروشند؟
درست است با بحران آب رو ب رو هستیم
ولی باید بپذیریم که بلد نیستیم آب های هدر رفته را مدیریت کنیم
بلد نیستیم بارش های الهی را هدایت و مدیریت کنیم، به غیر از ابن ها حتی حاضر به کمک گرفتن از کشورهایی که این بحران ها را پشت سر گذاشتند کمک بگیریم
ای کاش میتوانستم کاری کنم
جز هم صدا شدن با هم میهن های خرمشهری.
آب موجودی زنده و لطیف که با همه دوست هست از انسان، حیوان، گیاه ولی ما انسانها قدرش را نمی دانیم
به امید آسمانی آبی و زمینی سبز
مریم ذوالفقاری
کارشناس کتابداری و اطلاعرسانی
Forwarded from BBCPersian
🔺قدیمیترین قنات استان چهارمحال و بختیاری خشک شد
🔹طاهر نوربخش، مدیر آب، خاک و امور فنی مهندسی جهاد کشاورزی چهارمحال و بختیاری اعلام کرد که قنات لقدنبه، قدیمی ترین قنات این استان با قدمت بیش از ۵۰۰ سال خشک شد.
🔹به گزارش مهر، آقای نوربخش افزود که تاکنون ۳۰۰ قنات چهارمحال و بختیاری طی یک دهه گذشته در این استان خشک شده است.
https://bbc.in/2Knug8d
@BBCPersian
🔹طاهر نوربخش، مدیر آب، خاک و امور فنی مهندسی جهاد کشاورزی چهارمحال و بختیاری اعلام کرد که قنات لقدنبه، قدیمی ترین قنات این استان با قدمت بیش از ۵۰۰ سال خشک شد.
🔹به گزارش مهر، آقای نوربخش افزود که تاکنون ۳۰۰ قنات چهارمحال و بختیاری طی یک دهه گذشته در این استان خشک شده است.
https://bbc.in/2Knug8d
@BBCPersian
Forwarded from همراه ناظر
🔴⭕️لغو ارجاع کار نظارت در استان تهران
💢احمد خرم، رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران:
▪️درحال حاضر #انتخاب_مهندس_ناظر در این سازمان اختیاری شده است و مالک یا کارفرما مهندس ناظر خود را انتخاب و سپس به سازمان نظام مهندسی معرفی می کند و پس از آن سازمان نظام مهندسی مهندس ناظر را به شهرداری معرفی میکند.
▪️دستورالعمل جدید می بایست به صورت آزمایشی در یک بازه زمانی سه ماهه اجرایی شود و سپس روش جدید انتخاب مهندس ناظر با روش پیشین مورد بررسی و مقایسه قرار بگیرد و نقاط ضعف و قوت آن استخراج شود و پس استخراج نتایج تصمیم نهایی درباره تداوم و یا لغو شیوه جدید انتخاب مهندس ناظر اخذ شود.
▪️در همین حال نمایندگان سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران نشست دوجانبه ای با شهردار تهران برگزار کرد که در این جلسه نمایندگان سازمان توضیحاتی را درباره نحوه انتخاب مهندس ناظر ارایه دادند و پس از آن نیز شهردار تهران بحث های قانونی منطقی را مطرح کردند.
▪️به عنوان مثال ایشان تاکید داشتند که انتخاب مهندس ناظر می بایست توسط سازمان نظام مهندسی تهران انجام شود که پس از این بحث ما خدمت ایشان پاره ای توضیحات با ادله های قانونی را مطرح کردیم و در نهایت ایشان پیشنهاد سازمان نظام مهندسی ساختمان تهران را قبول کردند و مقررشد که انتخاب مهندس ناظر اختیاری شود.
▪️پس از ایجاد چالش های مختلف بر سر اجرای بخشنامه های وزارت راه و شهرسازی ما به مسوولان مربوطه پیشنهاد کردیم که رفع چالشهای موجود با نامه نوشتن و ایراد وارد کردن حل نمی شود و باید از طریق مذاکره نسبت به حل مسایل اقدام کرد.
▪️بر این اساس مقرر شد که کمیته ای ۵ نفره از طرف سازمان نظام مهندسی تهران و شورای مرکزی انتخاب شود و با مسوولان مربوطه در وزارتخانه راه شهرسازی وارد مذاکره شود.
▪️به دنبال این امرکمیته مذکور جلسه ای با مسوولان وزارت راه و شهرسازی برگزار کرد و مقرر شد که به صورت موقت انتخاب مهندس ناظر اختیاری شود و در اطلاعیه مربوطه در این زمینه نیز ما تاکید کردیم که این تصمیم فعلا موقت است.
▪️اصولا هر تصمیم و اقدام جدیدی همواره با یکسری موافقتها و مخالفتها همراه است و به هر روی تصمیم جدید طی یک بازه زمانی سه ماهه اجرایی می شود و پس از بررسی نتایج، گام های بعدی برای اصلاحات انجام میشود.
#لغو_ارجاع_کار
#کانال_همراه_ناظر
@hamrahenazer
💢احمد خرم، رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران:
▪️درحال حاضر #انتخاب_مهندس_ناظر در این سازمان اختیاری شده است و مالک یا کارفرما مهندس ناظر خود را انتخاب و سپس به سازمان نظام مهندسی معرفی می کند و پس از آن سازمان نظام مهندسی مهندس ناظر را به شهرداری معرفی میکند.
▪️دستورالعمل جدید می بایست به صورت آزمایشی در یک بازه زمانی سه ماهه اجرایی شود و سپس روش جدید انتخاب مهندس ناظر با روش پیشین مورد بررسی و مقایسه قرار بگیرد و نقاط ضعف و قوت آن استخراج شود و پس استخراج نتایج تصمیم نهایی درباره تداوم و یا لغو شیوه جدید انتخاب مهندس ناظر اخذ شود.
▪️در همین حال نمایندگان سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران نشست دوجانبه ای با شهردار تهران برگزار کرد که در این جلسه نمایندگان سازمان توضیحاتی را درباره نحوه انتخاب مهندس ناظر ارایه دادند و پس از آن نیز شهردار تهران بحث های قانونی منطقی را مطرح کردند.
▪️به عنوان مثال ایشان تاکید داشتند که انتخاب مهندس ناظر می بایست توسط سازمان نظام مهندسی تهران انجام شود که پس از این بحث ما خدمت ایشان پاره ای توضیحات با ادله های قانونی را مطرح کردیم و در نهایت ایشان پیشنهاد سازمان نظام مهندسی ساختمان تهران را قبول کردند و مقررشد که انتخاب مهندس ناظر اختیاری شود.
▪️پس از ایجاد چالش های مختلف بر سر اجرای بخشنامه های وزارت راه و شهرسازی ما به مسوولان مربوطه پیشنهاد کردیم که رفع چالشهای موجود با نامه نوشتن و ایراد وارد کردن حل نمی شود و باید از طریق مذاکره نسبت به حل مسایل اقدام کرد.
▪️بر این اساس مقرر شد که کمیته ای ۵ نفره از طرف سازمان نظام مهندسی تهران و شورای مرکزی انتخاب شود و با مسوولان مربوطه در وزارتخانه راه شهرسازی وارد مذاکره شود.
▪️به دنبال این امرکمیته مذکور جلسه ای با مسوولان وزارت راه و شهرسازی برگزار کرد و مقرر شد که به صورت موقت انتخاب مهندس ناظر اختیاری شود و در اطلاعیه مربوطه در این زمینه نیز ما تاکید کردیم که این تصمیم فعلا موقت است.
▪️اصولا هر تصمیم و اقدام جدیدی همواره با یکسری موافقتها و مخالفتها همراه است و به هر روی تصمیم جدید طی یک بازه زمانی سه ماهه اجرایی می شود و پس از بررسی نتایج، گام های بعدی برای اصلاحات انجام میشود.
#لغو_ارجاع_کار
#کانال_همراه_ناظر
@hamrahenazer
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
همسر و سه فرزندش را به کشور گرجستان فرستاده است تا در آنجا امکان دریافت اقامت یک کشور پیشرفته تسریع شود.
مدتی قبل خودش هم چند روزی به گرجستان رفت و بهدشواری توانست برای خانوادهاش آپارتمانی کوچک بخرد.
او موقعیت شغلی خوبی دارد و در مرز پنجاهسالگی؛ داشت از امکانات زندگی بهره میبرد ولی پس از سختگیریهایی خیابانی در خصوص پوشش زنان، «سندروم تنفر از ایران» به سراغ یکی از دخترانش آمد و در نتیجه، اصراااار که باید به هر شکلی از ایران رفت.
این روزها آرامش این مرد ازدسترفته است.
تنها غذا میخورد، تنها با خودش میخندد، تنها میخوابد، و البته تقلا میکند تا بتواند برای خانوادهاش ارز تأمین کند. او نخست به ارز فکر میکند و بعد به خانوادهاش، چون بقاء دومی منوط به اولی است!
مرد دیگری هم همین وضع را دارد.
او همسر و دو فرزندش را به مالزی فرستاده است تا شاید در آنجا بتوانند اقامت کشور استرالیا را دریافت کنند.
او هم در میانسالی قرار دارد. فرزندش نتوانست رتبه مناسبی در کنکور کسب کند و همین امر بهانهای شد تا به تحصیل در خارج از کشور فکر کنند که درنهایت ایده مهاجرت مطرح شد.
او خودش را به آبوآتش میزند تا برای خانوادهاش ارز تأمین کند. شبها کابوس میبیند.
در خانه بیهدف قدم میزند و سپس مینشیند. وقتی در حال مسواک زدن است لحظاتی فراموش میکند که در حال انجام چهکاری است.
در آینه به خودش خیره می شود. صدای همکارش در گوشش میپیچد که امروز به شوخی به او گفته بود که مردان ایرانی در خارج از کشور زن دزد حرفهایاند.
بدون تردید بحرانهای اقتصادی، ناامیدی به آینده، و عدم مدارای حکومت باسلیقههای متفاوت فرهنگی، آثار و پیامدهای اجتماعی دارد که افزایش انگیزۀ مهاجرت، یکی از آنهاست.
کم نیستند ایرانیانی که در دو سه سال اخیر، به همین شکل به ترکیه، امارات و کانادا رفتهاند.
موقعیت اینگونه است:
پدری که بین 45 تا 60 سال سن دارد، در ایران تجربهای اندوخته و کسبوکاری ساخته، فرزند یا فرزندان نوجوان یا جوان دارد، همسر یا فرزندان او علاقهای به ماندن در ایران ندارند، پدر نمیخواهد و نمیتواند کسبوکارش را رها کند، بیشتر درآمد خود را تبدیل به دلار میکند و آن را برای خانوادهای حواله میکند که در خارج از کشور ساکناند.
من این نوع خانوادههای نوظهور را «خانوادۀ دوتکهای» و این نوع پدران را « پدران مجازی»(1) یا « پدران صفحهنمایشی»(2) مینامم.
به دلیل عدم مجاورت مکانی و جغرافیایی پدر و سایر اعضای خانواده، بهتدریج کارکرد این پدران به تأمینکننده ارز کاهش مییابد.
در کشور مقصد، همسر و فرزندان موقعیتی را تجربه میکنند که پدر خانواده با آن بیگانه است.
خانواده ایرانی در شرایط عادی شاهد شکاف نسلی بین والدین و فرزندان است. این نوع سکونت، نهتنها این شکاف را تشدید میکند بلکه شکافی بین زن و شوهر نیز به وجود میآورد.
آنچه زن از جامعه مقصد تعریف میکند برای مرد غریب به نظر میرسد و آنچه مرد از جامعه مبدأ تعریف میکند برای زن.
ارتباط این پدران با همسر و فرزندان عمدتاً از طریق صفحهنمایش تلفن همراه است. به صفحهنمایش خیره میشوند و باهم حرف میزنند و استیکر ردوبدل میکنند. به همین دلیل این پدران را پدران مجازی یا پدران صفحهنمایشی مینامم. این پدران درآنواحد هم حاضرند و هم غائب! « غریبگی» یکی از ویژگیهای خانوادههای دوتکهای نوظهور است. بهتدریج شوهر با همسر ، و پدر با فرزندان غریبه میشوند.
به همین دلیل برخی شواهد نشان میدهد که پس از پیوستن برخی از این پدران به خانواده، یا جدایی رخداده است و یا پدر، در آن گوشههای پرت خانواده، جایی برای حضور؛ یافته است. نقشی کاملا حاشیهای و در سایه!
هدف این مطلب سرزنش این نوع والدین نیست.
قطعاً ابتدا باید سیاستگذاران و تصمیم گیرانی را سرزنش کرد که با سیاستهای غلط خود زمینه ترک وطن را فراهم میکنند.
وظیفه حرفهای جامعهشناسی اقتضاء میکند که با دیدن شواهد هرچند اندک در اکنون، نسبت به گسترش این شکل از خانواده در آینده هشدار لازم داده شود.
نکته قابلتأمل آن است که معمولاً در کشورهایی که شرایط اقتصادی نامطلوبی دارند عمدتاً نخست مردان مهاجرت میکنند و پس از فراهم کردن شرایط زندگی، خانواده را به کشور مقصد منتقل مینمایند.
در ایران برعکس، مردان نخست خانواده را میفرستند و سپس خودشان نمیروند!
در کشورهای دیگر مردان مهاجر از کشور مقصد به موطنشان ارز میفرستند، در ایران، پدران ارز را در موطن خود جمع کرده و روانۀ کشور مقصد می كنند!
#دکتر_فردين_عليخواه
همسر و سه فرزندش را به کشور گرجستان فرستاده است تا در آنجا امکان دریافت اقامت یک کشور پیشرفته تسریع شود.
مدتی قبل خودش هم چند روزی به گرجستان رفت و بهدشواری توانست برای خانوادهاش آپارتمانی کوچک بخرد.
او موقعیت شغلی خوبی دارد و در مرز پنجاهسالگی؛ داشت از امکانات زندگی بهره میبرد ولی پس از سختگیریهایی خیابانی در خصوص پوشش زنان، «سندروم تنفر از ایران» به سراغ یکی از دخترانش آمد و در نتیجه، اصراااار که باید به هر شکلی از ایران رفت.
این روزها آرامش این مرد ازدسترفته است.
تنها غذا میخورد، تنها با خودش میخندد، تنها میخوابد، و البته تقلا میکند تا بتواند برای خانوادهاش ارز تأمین کند. او نخست به ارز فکر میکند و بعد به خانوادهاش، چون بقاء دومی منوط به اولی است!
مرد دیگری هم همین وضع را دارد.
او همسر و دو فرزندش را به مالزی فرستاده است تا شاید در آنجا بتوانند اقامت کشور استرالیا را دریافت کنند.
او هم در میانسالی قرار دارد. فرزندش نتوانست رتبه مناسبی در کنکور کسب کند و همین امر بهانهای شد تا به تحصیل در خارج از کشور فکر کنند که درنهایت ایده مهاجرت مطرح شد.
او خودش را به آبوآتش میزند تا برای خانوادهاش ارز تأمین کند. شبها کابوس میبیند.
در خانه بیهدف قدم میزند و سپس مینشیند. وقتی در حال مسواک زدن است لحظاتی فراموش میکند که در حال انجام چهکاری است.
در آینه به خودش خیره می شود. صدای همکارش در گوشش میپیچد که امروز به شوخی به او گفته بود که مردان ایرانی در خارج از کشور زن دزد حرفهایاند.
بدون تردید بحرانهای اقتصادی، ناامیدی به آینده، و عدم مدارای حکومت باسلیقههای متفاوت فرهنگی، آثار و پیامدهای اجتماعی دارد که افزایش انگیزۀ مهاجرت، یکی از آنهاست.
کم نیستند ایرانیانی که در دو سه سال اخیر، به همین شکل به ترکیه، امارات و کانادا رفتهاند.
موقعیت اینگونه است:
پدری که بین 45 تا 60 سال سن دارد، در ایران تجربهای اندوخته و کسبوکاری ساخته، فرزند یا فرزندان نوجوان یا جوان دارد، همسر یا فرزندان او علاقهای به ماندن در ایران ندارند، پدر نمیخواهد و نمیتواند کسبوکارش را رها کند، بیشتر درآمد خود را تبدیل به دلار میکند و آن را برای خانوادهای حواله میکند که در خارج از کشور ساکناند.
من این نوع خانوادههای نوظهور را «خانوادۀ دوتکهای» و این نوع پدران را « پدران مجازی»(1) یا « پدران صفحهنمایشی»(2) مینامم.
به دلیل عدم مجاورت مکانی و جغرافیایی پدر و سایر اعضای خانواده، بهتدریج کارکرد این پدران به تأمینکننده ارز کاهش مییابد.
در کشور مقصد، همسر و فرزندان موقعیتی را تجربه میکنند که پدر خانواده با آن بیگانه است.
خانواده ایرانی در شرایط عادی شاهد شکاف نسلی بین والدین و فرزندان است. این نوع سکونت، نهتنها این شکاف را تشدید میکند بلکه شکافی بین زن و شوهر نیز به وجود میآورد.
آنچه زن از جامعه مقصد تعریف میکند برای مرد غریب به نظر میرسد و آنچه مرد از جامعه مبدأ تعریف میکند برای زن.
ارتباط این پدران با همسر و فرزندان عمدتاً از طریق صفحهنمایش تلفن همراه است. به صفحهنمایش خیره میشوند و باهم حرف میزنند و استیکر ردوبدل میکنند. به همین دلیل این پدران را پدران مجازی یا پدران صفحهنمایشی مینامم. این پدران درآنواحد هم حاضرند و هم غائب! « غریبگی» یکی از ویژگیهای خانوادههای دوتکهای نوظهور است. بهتدریج شوهر با همسر ، و پدر با فرزندان غریبه میشوند.
به همین دلیل برخی شواهد نشان میدهد که پس از پیوستن برخی از این پدران به خانواده، یا جدایی رخداده است و یا پدر، در آن گوشههای پرت خانواده، جایی برای حضور؛ یافته است. نقشی کاملا حاشیهای و در سایه!
هدف این مطلب سرزنش این نوع والدین نیست.
قطعاً ابتدا باید سیاستگذاران و تصمیم گیرانی را سرزنش کرد که با سیاستهای غلط خود زمینه ترک وطن را فراهم میکنند.
وظیفه حرفهای جامعهشناسی اقتضاء میکند که با دیدن شواهد هرچند اندک در اکنون، نسبت به گسترش این شکل از خانواده در آینده هشدار لازم داده شود.
نکته قابلتأمل آن است که معمولاً در کشورهایی که شرایط اقتصادی نامطلوبی دارند عمدتاً نخست مردان مهاجرت میکنند و پس از فراهم کردن شرایط زندگی، خانواده را به کشور مقصد منتقل مینمایند.
در ایران برعکس، مردان نخست خانواده را میفرستند و سپس خودشان نمیروند!
در کشورهای دیگر مردان مهاجر از کشور مقصد به موطنشان ارز میفرستند، در ایران، پدران ارز را در موطن خود جمع کرده و روانۀ کشور مقصد می كنند!
#دکتر_فردين_عليخواه
✳در دیزی زیادی باز نشده؟✳
⬅تاریخ طبری در وصف "عباسه"خواهر هارون الرشید می نویسد:
او به "حلاوت مقال و طراوت دیدار و لطافت جمال و حسن صوت" مشهور بود.
هارون الرشید خلیفه مقتدر عباسی خواهرش را بسیار دوست می داشت اما متوجه بعضی ایماء و اشاره ها میان او و "جعفر برمکی"وزیر اعظم ایرانی اش شده بود.
خلیفه برای جلوگیری از شایعات و رفع مسئولیت،خواهر زیبا چهره و اغواگرش را به عقد جعفر برمکی در آورد البته با شرایط زیر:
۱:سوگند یاد کنند که همخوابه نشوند
۲:زیر یک سقف تنها با هم نباشند!
۳:با هم به تنهایی به باغ و دشت و دمن نروند!
کسی علت این عقدنامه صوری خلیفه را نفهمید ولی فقط "شش"ماه زمان نیاز بود تا تغییر سایز عباسه،خبر از شکستن عهد و سوگند بدهد! و البته فکر کنید که با این شرایط اگر" پاپ اعظم" هم جای جعفر برمکی بود چقدر می توانست مقاومت کند؟
به اتفاقات بعدی که منجر به قوم کُشی برامکه و ریشه کَنی انها شد کاری نداریم و باید در تاریخ خواند اما......
دوستان لابد شنیده اند که دولت اقتصاد محور و آکادمیک ما،به بسیاری از نور چشمی ها وشرکت های آنها دلار ۴۲۰۰ تومانی داده و به آنها گفته،شما را به خدا:
۱: سوء استفاده نکنید
۲:مبادا دلار را اینور و آنور خرج کنید؟
۳:پول را برای قطعه و دارو و خدمات فنی می دهم،قسم بخورید که جایی دیگر خرج نمی شود!
و بعد شرکت های خودروساز و دارویی و چای ساز و جارو برقی فروش و مال خر و.....
متفق القول گفتند:به سر مبارک قسم هیچ کاری نمی کنیم!شما دلارها رو بدید! چشم...
البته از زمان بارداری و بروز علائم نَه شش ماه بلکه چند هفته طول کشید و معلوم شد خودرو ساز ،چای وارد کرده و دارو فروش، تایر و قطعه ساز، کود و....و خلاصه هر کسی هر کاری خواسته انجام داده...
و نکته جالب اینجاست که اگر جعفر برمکی بشدت مجازات شد،اینجا نام این غارتگران اموال و پول های مردم حتی اعلام هم نمی شود!!!این نکته آخری بسیار جالب است.
از این متعجبم که چرا عده ای این بهشت برین را که هر کاری در آن قابل انجام است را می گذارند و می روند مثلا به آلمان که در آنجا مو را از ماست می کشند؟
باید به عقل بعضی ها شک کرد واقعاً.
آقا مطلوب تر از این مگر هست؟
مالیات هر قدر که دلت بخواهد بدهی یا اصلا ندهی!
امتحان نداده بالاترین مدارج دانشگاهی را طی کنی .تازه اگر امتحانی در کار باشد آنقدر سهمیه و متعلقات موجود است که نیازی به درس خواندن نیست.
ماشین ۱۵۰۰۰ دلاری وارد کنی با دلار ۴۲۰۰ و بعد با دلار ۹۰۰۰ تومانی آنرا بفروشی و کسی هم از تو سوال نکند.
موسسه مالی اعتباری تاسیس کنی و یک جا ۱۵ هزار میلیارد را بالا بکشی و راست راست در خیابان آنهم دست در جیب بگردی.
..خداییش در کجای دنیا چنین اوضاع مطلوبی هست؟
از عزیزان صاحب منصب و سرمایه دار مقیم اروپا و آمریکا که از آن همه نظم و دیسیپلینِ خسته کننده، به تنگ آمده اند درخواست می کنیم با بخشی از آن سرمایه های پاکِ خودشان در کشور کسب و کاری راه بیاندازند،
باور بفرمایند که نتیجه و سود آن شگفت آور خواهد بود البته البته اگر بتوانند بر آن وجدان و شرفی که سالها در بلاد کفر و با زحمت و رنج حاصل کرده
اند ،فائق آیند...
کمی تلاش لازم دارد...ببخشید اصلاً تلاشی هم لازم ندارد..
دکتر بهروز صادقی-متخصص بیماریهای داخلی
تیرماه ۹۷
⬅تاریخ طبری در وصف "عباسه"خواهر هارون الرشید می نویسد:
او به "حلاوت مقال و طراوت دیدار و لطافت جمال و حسن صوت" مشهور بود.
هارون الرشید خلیفه مقتدر عباسی خواهرش را بسیار دوست می داشت اما متوجه بعضی ایماء و اشاره ها میان او و "جعفر برمکی"وزیر اعظم ایرانی اش شده بود.
خلیفه برای جلوگیری از شایعات و رفع مسئولیت،خواهر زیبا چهره و اغواگرش را به عقد جعفر برمکی در آورد البته با شرایط زیر:
۱:سوگند یاد کنند که همخوابه نشوند
۲:زیر یک سقف تنها با هم نباشند!
۳:با هم به تنهایی به باغ و دشت و دمن نروند!
کسی علت این عقدنامه صوری خلیفه را نفهمید ولی فقط "شش"ماه زمان نیاز بود تا تغییر سایز عباسه،خبر از شکستن عهد و سوگند بدهد! و البته فکر کنید که با این شرایط اگر" پاپ اعظم" هم جای جعفر برمکی بود چقدر می توانست مقاومت کند؟
به اتفاقات بعدی که منجر به قوم کُشی برامکه و ریشه کَنی انها شد کاری نداریم و باید در تاریخ خواند اما......
دوستان لابد شنیده اند که دولت اقتصاد محور و آکادمیک ما،به بسیاری از نور چشمی ها وشرکت های آنها دلار ۴۲۰۰ تومانی داده و به آنها گفته،شما را به خدا:
۱: سوء استفاده نکنید
۲:مبادا دلار را اینور و آنور خرج کنید؟
۳:پول را برای قطعه و دارو و خدمات فنی می دهم،قسم بخورید که جایی دیگر خرج نمی شود!
و بعد شرکت های خودروساز و دارویی و چای ساز و جارو برقی فروش و مال خر و.....
متفق القول گفتند:به سر مبارک قسم هیچ کاری نمی کنیم!شما دلارها رو بدید! چشم...
البته از زمان بارداری و بروز علائم نَه شش ماه بلکه چند هفته طول کشید و معلوم شد خودرو ساز ،چای وارد کرده و دارو فروش، تایر و قطعه ساز، کود و....و خلاصه هر کسی هر کاری خواسته انجام داده...
و نکته جالب اینجاست که اگر جعفر برمکی بشدت مجازات شد،اینجا نام این غارتگران اموال و پول های مردم حتی اعلام هم نمی شود!!!این نکته آخری بسیار جالب است.
از این متعجبم که چرا عده ای این بهشت برین را که هر کاری در آن قابل انجام است را می گذارند و می روند مثلا به آلمان که در آنجا مو را از ماست می کشند؟
باید به عقل بعضی ها شک کرد واقعاً.
آقا مطلوب تر از این مگر هست؟
مالیات هر قدر که دلت بخواهد بدهی یا اصلا ندهی!
امتحان نداده بالاترین مدارج دانشگاهی را طی کنی .تازه اگر امتحانی در کار باشد آنقدر سهمیه و متعلقات موجود است که نیازی به درس خواندن نیست.
ماشین ۱۵۰۰۰ دلاری وارد کنی با دلار ۴۲۰۰ و بعد با دلار ۹۰۰۰ تومانی آنرا بفروشی و کسی هم از تو سوال نکند.
موسسه مالی اعتباری تاسیس کنی و یک جا ۱۵ هزار میلیارد را بالا بکشی و راست راست در خیابان آنهم دست در جیب بگردی.
..خداییش در کجای دنیا چنین اوضاع مطلوبی هست؟
از عزیزان صاحب منصب و سرمایه دار مقیم اروپا و آمریکا که از آن همه نظم و دیسیپلینِ خسته کننده، به تنگ آمده اند درخواست می کنیم با بخشی از آن سرمایه های پاکِ خودشان در کشور کسب و کاری راه بیاندازند،
باور بفرمایند که نتیجه و سود آن شگفت آور خواهد بود البته البته اگر بتوانند بر آن وجدان و شرفی که سالها در بلاد کفر و با زحمت و رنج حاصل کرده
اند ،فائق آیند...
کمی تلاش لازم دارد...ببخشید اصلاً تلاشی هم لازم ندارد..
دکتر بهروز صادقی-متخصص بیماریهای داخلی
تیرماه ۹۷
Forwarded from Full Time Learner (Alireza Akbari)
✅"در برلین قاضی هست"
فردریک کبیر می خواست قصری بسازد. در کار ساخت قصر وقفه افتاد. علت را پرسید. گفتند در گوشه ای از زمین، آسیابی است که صاحبش نمی فروشد. فردریک شخصا به سراغ آسیابان رفت و علت را پرسید.
آسیابان گفت اینجا موروثی است و من نه آنقدر متمولم که به آن احتیاج نداشته باشم و نه آنقدر فقیر که به پولش نیازمند باشم پس نمیفروشم!
فردریک با پرخاش گفت:
«تو میدانی با چه کسی حرف میزنی؟ من اینجا را از تو میگیرم!»
آسیابان لبخندی زد و گفت؛
«نمیتوانی چون هنوز در برلین قاضی هست!».
فردریک به یاد نصایح «ولتر» افتاد که به او گفته بود:
«در حکومت هر چیزی را ابزار خودت کن جز دستگاه عدالت را، چون مردمت از هر جا رانده شوند به دستگاه عدالت پناه می برند، و وقتی آنجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند دیگر به بیگانه پناه می برند، و بدین ترتیب پای بیگانه به کشورت باز می شود…!
https://t.me/afulltimelearner
فردریک کبیر می خواست قصری بسازد. در کار ساخت قصر وقفه افتاد. علت را پرسید. گفتند در گوشه ای از زمین، آسیابی است که صاحبش نمی فروشد. فردریک شخصا به سراغ آسیابان رفت و علت را پرسید.
آسیابان گفت اینجا موروثی است و من نه آنقدر متمولم که به آن احتیاج نداشته باشم و نه آنقدر فقیر که به پولش نیازمند باشم پس نمیفروشم!
فردریک با پرخاش گفت:
«تو میدانی با چه کسی حرف میزنی؟ من اینجا را از تو میگیرم!»
آسیابان لبخندی زد و گفت؛
«نمیتوانی چون هنوز در برلین قاضی هست!».
فردریک به یاد نصایح «ولتر» افتاد که به او گفته بود:
«در حکومت هر چیزی را ابزار خودت کن جز دستگاه عدالت را، چون مردمت از هر جا رانده شوند به دستگاه عدالت پناه می برند، و وقتی آنجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند دیگر به بیگانه پناه می برند، و بدین ترتیب پای بیگانه به کشورت باز می شود…!
https://t.me/afulltimelearner
Telegram
Full Time Learner
اینها دغدغههای متنوع و گونه گون یک انسان(امیدوارم) است.
از هر دری سخنی!
امیدوارم مفید باشد.
هر ثانیه فرهیختهتر از پيش.
"یک یادگیرنده تمام وقت" باشیم.
ارتباط با تامینکننده محتوا:
https://zil.ink/fulltimelearner
از هر دری سخنی!
امیدوارم مفید باشد.
هر ثانیه فرهیختهتر از پيش.
"یک یادگیرنده تمام وقت" باشیم.
ارتباط با تامینکننده محتوا:
https://zil.ink/fulltimelearner
Forwarded from جدال- علی عليزاده
«دلار به چندین برابر قیمت افزایش پیدا میکند .مشکل کجاست؟ عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بیثباتیها"
🔸جمله بالا توییت آقای حسن روحانی در روز چهارشنبه هشت خرداد هزار و سیصد و نود و دو است. یعنی چهارده روز قبل انتخابات.
🔹هدف من از «یادآوری» این توییت حمله به شخص حسن روحانی نیست. هدف نشان دادن «سیاست قدسی» و پیشامدرن اصلاح طلبان است. سیاستی که ابزار اصلیش «شر مطلق» و فاسد دانستن جناح مقابل و «معصوم مطلق» دانستن خود است و «نقد از خود» و نگاه تاریخی در آن هیچ جایی ندارد.
🔸این روزها هربار در مقام نقد روحانی قرار میگیرم حرف درون دهانم را چند بار مزه مزه میکنم و گاهی زبانم را گاز میگیرم تا آن نقد را به زبان نیاورم. همان وضعیت دشواری که در میزگرد تلویزیونی اخیر در شبکه جام جم در مقابل مهمان دیگر برنامه که طرفدار دولت بود داشتم. چرا که میدانم علت اصلی بحران حاضر هجمه و حمله اقتصادی آمریکا به کلیت دولت-ملت ایرانی است و میدانم در وضعیت بحرانی حاضر، تضعیف بیش از حد دولت (دولتی که به ان نقد فراوان دارم) خواست و هدف ترامپ و بن سلمان و نتانیاهو است. و چرا که خط قرمز ما نه منافع این جناح و ان جناح که باید منافع ملی باشد و بقا و سلامت نظامی که جان ومال این مردم در حال حاضر به آن گره خورده است
🔹در هشت سال ریاست جمهوری احمدی_نژاد هم در طیف مقابل و جزو مخالفانش بودم. امروز هم به دلایلی طرفدارش نیستم. سیاستش را هم به دلایلی راهگشای وضع موجود نمیدانم. ولی وقتی به یاد می آورم در ان سالها چطور و با چه عداوت و خصومتی کلیت رفتارهای دولت او را مورد حمله و نقد قرار میدادیم و حتی تحریمها را هم نه تقصیر آمریکا که تقصیر شخص احمدی نژاد مینداختیم، از خودم شرمنده میشوم. رفتار ما نقد احمدی نژاد نبود. هیولاسازی از او بود. تا جایی که اگر میگفت ماست سفید است به او حمله میکردیم و میگفتیم سیاه است. رفتار ما به شدت ضد منافع ملی بود.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bl0BW7Lnr1V/?taken-by=ali.alizadeh.insta
🔸جمله بالا توییت آقای حسن روحانی در روز چهارشنبه هشت خرداد هزار و سیصد و نود و دو است. یعنی چهارده روز قبل انتخابات.
🔹هدف من از «یادآوری» این توییت حمله به شخص حسن روحانی نیست. هدف نشان دادن «سیاست قدسی» و پیشامدرن اصلاح طلبان است. سیاستی که ابزار اصلیش «شر مطلق» و فاسد دانستن جناح مقابل و «معصوم مطلق» دانستن خود است و «نقد از خود» و نگاه تاریخی در آن هیچ جایی ندارد.
🔸این روزها هربار در مقام نقد روحانی قرار میگیرم حرف درون دهانم را چند بار مزه مزه میکنم و گاهی زبانم را گاز میگیرم تا آن نقد را به زبان نیاورم. همان وضعیت دشواری که در میزگرد تلویزیونی اخیر در شبکه جام جم در مقابل مهمان دیگر برنامه که طرفدار دولت بود داشتم. چرا که میدانم علت اصلی بحران حاضر هجمه و حمله اقتصادی آمریکا به کلیت دولت-ملت ایرانی است و میدانم در وضعیت بحرانی حاضر، تضعیف بیش از حد دولت (دولتی که به ان نقد فراوان دارم) خواست و هدف ترامپ و بن سلمان و نتانیاهو است. و چرا که خط قرمز ما نه منافع این جناح و ان جناح که باید منافع ملی باشد و بقا و سلامت نظامی که جان ومال این مردم در حال حاضر به آن گره خورده است
🔹در هشت سال ریاست جمهوری احمدی_نژاد هم در طیف مقابل و جزو مخالفانش بودم. امروز هم به دلایلی طرفدارش نیستم. سیاستش را هم به دلایلی راهگشای وضع موجود نمیدانم. ولی وقتی به یاد می آورم در ان سالها چطور و با چه عداوت و خصومتی کلیت رفتارهای دولت او را مورد حمله و نقد قرار میدادیم و حتی تحریمها را هم نه تقصیر آمریکا که تقصیر شخص احمدی نژاد مینداختیم، از خودم شرمنده میشوم. رفتار ما نقد احمدی نژاد نبود. هیولاسازی از او بود. تا جایی که اگر میگفت ماست سفید است به او حمله میکردیم و میگفتیم سیاه است. رفتار ما به شدت ضد منافع ملی بود.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bl0BW7Lnr1V/?taken-by=ali.alizadeh.insta
Instagram
علی عليزاده
. این روزها هربار در مقام نقد روحانی قرار میگیرم حرف درون دهانم را چند بار مزه مزه میکنم و گاهی زبانم را گاز میگیرم تا آن نقد را به زبان نیاورم. همان وضعیت دشواری که در میزگرد تلویزیونی اخیر در شبکه جام جم در مقابل مهمان دیگر برنامه که طرفدار دولت بود داشتم.…
Forwarded from جدال- علی عليزاده
توییت روز: فقط یک لحظه تصور کنید سال نود و دو از موضع ضعیف و استیصال اقتصادی، تسلیم مذاکره نمیشدیم. یکسال مقاومت کافی بود. قدرت هستهای مان بیشتر میشد. شکست ناپذیری مان برای غرب محرز میشد. دندان طمع آمریکا برای نابودی ایران یکبار برای همیشه کشیده میشد. و امروز دیگر بیثبات نبودیم
در وضعیت استیصال فعلی هم تن به مذاکره دهیم دو سال دیگر حسرت امروز را میخوریم
-----------------------
درس ساده برجام. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
🔸 گمان میکنند «مذاکره» تمام مسایلشان را حل میکند. نمیدانند مداکره از موضع ضعف خودکشی از ترس مرگ است.
🔹 میگویند بحران اقتصادی را نمیبینی. میگویند نمیبینی که هرروز، هر شهر و میدان تظاهرات و تجمع اعتراضی فقیرشدگان و ورشکستگان است. میگویم میبینم. خوب میبینم. هشت ماه است هرروز مینویسم و به عنوان یکی از صدها مرزبان و دیده بان ایران در خارج از کشور هشدار میدهم که جنگ روانی و جنگ اقتصادی و جنگ مالی جدی از سوی آمریکا و شرکایش در راه است.
🔸 اما این جنگ مالی و اقتصادی که فضای کشور را بحرانی و ملتهب کرده تصادفی نیست و بخشی از بستهی طراحی شدهی سیاست ترامپ مقابل ایران است. بستهی فشار از پایین برای چانه زنی از بالا. بستهی به استیصال رساندن برای گرفتن امتیاز از بالا.
🔹 و مساله این است که وقتی از بالا یک امتیاز بگیرد، آمریکا، این ضحاک دوره مدرن، آرام نمیشود و شش ماه بعدش برمیگردد تا امتیازی دیگر بگیرد. انهم وقتی که راه را پیدا کرده. وقتی فهمیده چطور میشود مردم را خشمگین و ملتهب کرد.
🔸 حرف من ایدئولوژیک نیست. براساس سیاست واقعی است. اگر سال نود و دو عقب نرفته بودیم سال نود و سه میتوانستیم از روی اقتدار امریکا را پای میز مذاکره «بکشانیم».
🔹 اما سال نود و دو ترسیدیم یا دقیقتر بگویم ما را ترساندند. به ویژه داخلیها.
🔸 گفتند شورش نان میشود. گفتند شورش دارو میشود. گفتند بحران سوریه که ان روزها در اوجش بود را به داخل ایران میکشانند.
🔹 برجام نوشدارو نبود. داروی عادی هم نبود. مسکنی بود که باعث شد یکی دو ساعت بیشتر در خواب رخوت باشیم. و حالا وضعمان به مراتب بدتر از قبل برجام است.
🔸 درس ساده این است: وقتی در موضع ضعف قرار داری هرگز مداکره نکن. هرگز!
https://www.instagram.com/p/Bl5ZPkeHXra
در وضعیت استیصال فعلی هم تن به مذاکره دهیم دو سال دیگر حسرت امروز را میخوریم
-----------------------
درس ساده برجام. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
🔸 گمان میکنند «مذاکره» تمام مسایلشان را حل میکند. نمیدانند مداکره از موضع ضعف خودکشی از ترس مرگ است.
🔹 میگویند بحران اقتصادی را نمیبینی. میگویند نمیبینی که هرروز، هر شهر و میدان تظاهرات و تجمع اعتراضی فقیرشدگان و ورشکستگان است. میگویم میبینم. خوب میبینم. هشت ماه است هرروز مینویسم و به عنوان یکی از صدها مرزبان و دیده بان ایران در خارج از کشور هشدار میدهم که جنگ روانی و جنگ اقتصادی و جنگ مالی جدی از سوی آمریکا و شرکایش در راه است.
🔸 اما این جنگ مالی و اقتصادی که فضای کشور را بحرانی و ملتهب کرده تصادفی نیست و بخشی از بستهی طراحی شدهی سیاست ترامپ مقابل ایران است. بستهی فشار از پایین برای چانه زنی از بالا. بستهی به استیصال رساندن برای گرفتن امتیاز از بالا.
🔹 و مساله این است که وقتی از بالا یک امتیاز بگیرد، آمریکا، این ضحاک دوره مدرن، آرام نمیشود و شش ماه بعدش برمیگردد تا امتیازی دیگر بگیرد. انهم وقتی که راه را پیدا کرده. وقتی فهمیده چطور میشود مردم را خشمگین و ملتهب کرد.
🔸 حرف من ایدئولوژیک نیست. براساس سیاست واقعی است. اگر سال نود و دو عقب نرفته بودیم سال نود و سه میتوانستیم از روی اقتدار امریکا را پای میز مذاکره «بکشانیم».
🔹 اما سال نود و دو ترسیدیم یا دقیقتر بگویم ما را ترساندند. به ویژه داخلیها.
🔸 گفتند شورش نان میشود. گفتند شورش دارو میشود. گفتند بحران سوریه که ان روزها در اوجش بود را به داخل ایران میکشانند.
🔹 برجام نوشدارو نبود. داروی عادی هم نبود. مسکنی بود که باعث شد یکی دو ساعت بیشتر در خواب رخوت باشیم. و حالا وضعمان به مراتب بدتر از قبل برجام است.
🔸 درس ساده این است: وقتی در موضع ضعف قرار داری هرگز مداکره نکن. هرگز!
https://www.instagram.com/p/Bl5ZPkeHXra
Instagram
علی عليزاده
. گمان میکنند مذاکره تمام مسایلشان را حل میکند. نمیدانند مداکره از موضع ضعف خودکشی از ترس مرگ است. میگویند بحران اقتصادی را نمیبینی. میگویند نمیبینی که هرروز، هر شهر و میدان تظاهرات و تجمع اعتراضی فقیرشدگان و ورشکستگان است. میگویم میبینم. خوب میبینم. هشت…
Forwarded from آخرین رصد
⭕️ عمان یعنی بریتانیا
✍️ عبدالله شهبازی؛ مورخ و پژوهشگر
t.me/GRasad_org/1144
🔹واسطه مذاکراتی پنهان یا آشکار که گویا در شرف وقوع است، کانونهای مالی- سیاسی معین در لندن هستند که در سیاست و اقتصاد آمریکا عمیقاً ذینفع و به شدت قدرتمندند و میخواهند برای ترامپ موفقیتی بزرگ رقم زنند: تحقیقات قضایی را درباره نقش روسیه (و مافیای شوروی سابق) در انتخابات ۲۰۱۶ و پیروزی ترامپ، که گویا به نتایج مهمی رسیده، تحتالشعاع قرار دهند و با تبلیغات سنگین دال بر «تسلیم شدن ایران» برای ترامپ جایگاهی کمنظیر در تاریخ آمریکا جعل کنند؛ او را رئيس جمهوری «قدرتمند» و «کاملاً موفق» در سیاست خارجی جلوه دهند و در انتخابات آتی پیروزش کنند. پس از «تسلیم شدن» ایران هیچ کس در آمریکا حریف ترامپ نخواهد شد.
🔹حوادث اخیر کارکرد دوگانه دارد:
🔹هم برای دستکاری در نظام سیاسی کنونی ایران است با استفاده از نیروهایی قدرتمند در درون جمهوری اسلامی که تصور میکنند «میراث» به آنان خواهد رسید ولی سپس، پس از موفقیت نسبی در مرحله اول، سررشته کار را از ایشان خواهند گرفت و سیر تحولات را به فروپاشی و تجزیه ایران به دولتهای کوچک و حقیر سوق خواهند داد... و هم ابزار کارآمدی است برای دستکاری و مهندسی افکار عمومی آمریکا.
🔹ایران در دوره پهلوی بارها این کارکرد ابزاری را برای تأثیرگذاری بر تحولات داخلی قدرتهای بزرگ غربی داشته است: در ماجرای لغو قرارداد دارسی از سوی رضا شاه (علیه جیمز رمزی مکدونالد رهبر حزب کارگر و نخستوزیر وقت بریتانیا)، در ماجرای ملی شدن نفت ایران (علیه دولت حزب کارگر به رهبری کلمنت اَتلی و کمپانی دولتی نفت انگلیس- ایران و به سود کارتل نفت آمریکا و کمپانی فراملیتی رویال داچ شل و شرکت نفت فرانسه/ توتال فعلی)، و در ماجرای توطئه علیه دولت هارولد ویلسون (نخستوزیر و رهبر وقت حزب کارگر بریتانیا در دهه ۱۳۴۰ ش. که به سقوط ویلسون انجامید).
🔹ماجرای آزاد کردن دیرهنگام کارکنان آمریکایی سفارت آمریکا در تهران، که سقوط کارتر و پیروزی ریگان را در انتخابات ریاست جمهوری رقم زد، نیز به تحقیق جدی نیاز دارد./ کانال عبدالله شهبازی
@Rasad_tahlil
✍️ عبدالله شهبازی؛ مورخ و پژوهشگر
t.me/GRasad_org/1144
🔹واسطه مذاکراتی پنهان یا آشکار که گویا در شرف وقوع است، کانونهای مالی- سیاسی معین در لندن هستند که در سیاست و اقتصاد آمریکا عمیقاً ذینفع و به شدت قدرتمندند و میخواهند برای ترامپ موفقیتی بزرگ رقم زنند: تحقیقات قضایی را درباره نقش روسیه (و مافیای شوروی سابق) در انتخابات ۲۰۱۶ و پیروزی ترامپ، که گویا به نتایج مهمی رسیده، تحتالشعاع قرار دهند و با تبلیغات سنگین دال بر «تسلیم شدن ایران» برای ترامپ جایگاهی کمنظیر در تاریخ آمریکا جعل کنند؛ او را رئيس جمهوری «قدرتمند» و «کاملاً موفق» در سیاست خارجی جلوه دهند و در انتخابات آتی پیروزش کنند. پس از «تسلیم شدن» ایران هیچ کس در آمریکا حریف ترامپ نخواهد شد.
🔹حوادث اخیر کارکرد دوگانه دارد:
🔹هم برای دستکاری در نظام سیاسی کنونی ایران است با استفاده از نیروهایی قدرتمند در درون جمهوری اسلامی که تصور میکنند «میراث» به آنان خواهد رسید ولی سپس، پس از موفقیت نسبی در مرحله اول، سررشته کار را از ایشان خواهند گرفت و سیر تحولات را به فروپاشی و تجزیه ایران به دولتهای کوچک و حقیر سوق خواهند داد... و هم ابزار کارآمدی است برای دستکاری و مهندسی افکار عمومی آمریکا.
🔹ایران در دوره پهلوی بارها این کارکرد ابزاری را برای تأثیرگذاری بر تحولات داخلی قدرتهای بزرگ غربی داشته است: در ماجرای لغو قرارداد دارسی از سوی رضا شاه (علیه جیمز رمزی مکدونالد رهبر حزب کارگر و نخستوزیر وقت بریتانیا)، در ماجرای ملی شدن نفت ایران (علیه دولت حزب کارگر به رهبری کلمنت اَتلی و کمپانی دولتی نفت انگلیس- ایران و به سود کارتل نفت آمریکا و کمپانی فراملیتی رویال داچ شل و شرکت نفت فرانسه/ توتال فعلی)، و در ماجرای توطئه علیه دولت هارولد ویلسون (نخستوزیر و رهبر وقت حزب کارگر بریتانیا در دهه ۱۳۴۰ ش. که به سقوط ویلسون انجامید).
🔹ماجرای آزاد کردن دیرهنگام کارکنان آمریکایی سفارت آمریکا در تهران، که سقوط کارتر و پیروزی ریگان را در انتخابات ریاست جمهوری رقم زد، نیز به تحقیق جدی نیاز دارد./ کانال عبدالله شهبازی
@Rasad_tahlil
Telegram
GRasad
Forwarded from جدال- علی عليزاده
توییت روز: آیتالله جنتی در نود و دو سالگی یکسال دیگر دبیر شورای نگهبان شد. سی و هشت سال جدا نشدن از یکی از مهمترین صندلیهای قدرت. آنهم صندلی انتصابی که میتوانست با فردی جوانتر از همان جناح و موضع پر شود.
تا زمانی که آیت الله جنتی مصرانه در مقامش باشد، تمام حرفهای اصولگرایان درباره جوانگرایی و چرخش قدرت ادایی بیش نیست.
---
🔹 در بیست سال گذشته همیشه در بخشی از جامعه که به ان تعلق داشتهام، آیت الله جنتی موضوع تهمت و حمله و یا حداقل موضوع جک و شوخی بوده. مدتی طول کشید تا فهمیدم حداقل «بخشی» از این کینه ها به دلایل مواضع انقلابی ارتدکس ایشان است.
🔸 امروز کارنامه آیت الله جنتی را متفاوت ارزیابی میکنم. اشراف ستیزی و سلطه ستیزی او در این سالها وزنه سنگینی میدانم. با اینکه همچنان با محتوای بسیاری از مواضعش مخالفم اما فرم و نوع سیاست ورزیش را قابل احترام میدانم: اینکه بر مواضعش پافشاری میکند و بر ارزشهایی که به انها معتقد است اصرار میورزد و ترسی از قضاوت و توهین و فشار و لابی هم ندارد و با کسی حتی فرزندانش هم در این سالها تعارف نداشته.
🔹برای مثال با اینکه شخصا موافق بازگشت سپنتا نیکنام به شورای شهر بودم، عکس هفته گذشته که ایت الله جنتی یک نفره مقابله اکثریت ایستاد و از کسی نترسید برایم بسیار الگوی نوعی سیاست ورزی انقلابی بود.
🔸 اما ایشان حتی اگر هزار برابر تواناییها و ارزشهایش را هم داشت حضور سی و هشت ساله اش بر مقام پرقدرت شورای نگهبان در یکی از جوانترین جوامع جهان چگونه قابل توجیه بود؟ آنهم حضور در نظامی که خیابانهایش را زمانی به این جمله شهید بهشتی که «ما تشنگان خدمتیم نه شیفتگان قدرت» مزین کرده بود؟
🔹تلویزیون در یکی از کج سلیقه ترین برنامههای اخیرش به نام «بدون تعارف» روی ساده زیستی ایشان تاکید داشت. ساده زیستی مسئولان یکی از ضروری ترین خصوصیات انهاست و این خصلت ایت الله جنتی قابل ستایش است. اما سوال این است که ساده زیستی چه اهمیتی دارد وقتی کسی سی و هشت سال یکی از مهمترین مقامات و جایگاه های قدرت را در کنار چندین و چند صندلی دیگر در اختیار داشته و برغم انکه میداند حضورش باعث کدورت دلهای بخشی از جامعه میشود حاضر به ترک این مقام نیست؟ چرا که انباشت قدرت و ثروت هر دو مذموم است.
🔸 بخشی از طرفدارانش میگویند شغل او نیازمند تجربه است. میگویم درست، سن نمایندگان مجالس نظارتی مثل مجلس اعیان انگلیس هم بسیار بالاتر از نمایندگان قانونگذاری یا مقامهای اجرایی است. اما نه نود و دو سال. آنهم وقتی تاثیر سن در رفتار و گفتار ایشان هم مشهود شده.
🔹 طرفداران دیگرش میگویند او عمار انقلاب است و دیگر کسی مثل او نداریم. جواب میدهم چهل سال وقت داشتید کسی مثل او بسازید. اگر در این چهل سال نساخته اید مطمین باشید چهار صد سال دیگر هم نخواهید ساخت. اصلا وقتی تحت فشار نیستید که چرخش نیرو انجام دهید، اصلا وقتی که نگران قضاوت جامعهای نیستید که جوان بیست ساله و سی ساله اش در خانه بیکار و بی هدف نشسته و نظام توان ایجاد شغل و معنا برای ان جوان ندارد، مسلما بدنبال ایجاد فضایی که در ان نخبگان جدید و جوان بوجود بیایند نخواهید رفت.
🔸 وظیفه نیرویی که خود را انقلابی میداند این است که خود را نقد کند پیش از انکه دشمن یا رقیب او را نقد کند. وظیفه اوست با نقد شفاف خود، حربه نقد را از دست دشمن بگیرد. و تمام این سالها ندیدهام دوستان و طرفداران آیتالله جنتی با تشکر از خدماتش از او بخواهند صندلیش را واگذار کند.
🔹 منتظرم بخشی از نیروهای انقلابی بگویند نفوذی هستم. اما چه نفوذی باشم چه انطور که اپوزیسیون میگوید مزدور نظام، این نقدی است که در دل جامعه وجود دارد و هر روز برای نظام هزینه سازی میکند. زمان حساسی برای نظام فرا رسیده است و شما مجبور به انتخاب هستید: هدف حفظ نظام است یا حفظ افراد؟
به کانال تلگرام و اینستای علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bl8Ybb_HLD7
تا زمانی که آیت الله جنتی مصرانه در مقامش باشد، تمام حرفهای اصولگرایان درباره جوانگرایی و چرخش قدرت ادایی بیش نیست.
---
🔹 در بیست سال گذشته همیشه در بخشی از جامعه که به ان تعلق داشتهام، آیت الله جنتی موضوع تهمت و حمله و یا حداقل موضوع جک و شوخی بوده. مدتی طول کشید تا فهمیدم حداقل «بخشی» از این کینه ها به دلایل مواضع انقلابی ارتدکس ایشان است.
🔸 امروز کارنامه آیت الله جنتی را متفاوت ارزیابی میکنم. اشراف ستیزی و سلطه ستیزی او در این سالها وزنه سنگینی میدانم. با اینکه همچنان با محتوای بسیاری از مواضعش مخالفم اما فرم و نوع سیاست ورزیش را قابل احترام میدانم: اینکه بر مواضعش پافشاری میکند و بر ارزشهایی که به انها معتقد است اصرار میورزد و ترسی از قضاوت و توهین و فشار و لابی هم ندارد و با کسی حتی فرزندانش هم در این سالها تعارف نداشته.
🔹برای مثال با اینکه شخصا موافق بازگشت سپنتا نیکنام به شورای شهر بودم، عکس هفته گذشته که ایت الله جنتی یک نفره مقابله اکثریت ایستاد و از کسی نترسید برایم بسیار الگوی نوعی سیاست ورزی انقلابی بود.
🔸 اما ایشان حتی اگر هزار برابر تواناییها و ارزشهایش را هم داشت حضور سی و هشت ساله اش بر مقام پرقدرت شورای نگهبان در یکی از جوانترین جوامع جهان چگونه قابل توجیه بود؟ آنهم حضور در نظامی که خیابانهایش را زمانی به این جمله شهید بهشتی که «ما تشنگان خدمتیم نه شیفتگان قدرت» مزین کرده بود؟
🔹تلویزیون در یکی از کج سلیقه ترین برنامههای اخیرش به نام «بدون تعارف» روی ساده زیستی ایشان تاکید داشت. ساده زیستی مسئولان یکی از ضروری ترین خصوصیات انهاست و این خصلت ایت الله جنتی قابل ستایش است. اما سوال این است که ساده زیستی چه اهمیتی دارد وقتی کسی سی و هشت سال یکی از مهمترین مقامات و جایگاه های قدرت را در کنار چندین و چند صندلی دیگر در اختیار داشته و برغم انکه میداند حضورش باعث کدورت دلهای بخشی از جامعه میشود حاضر به ترک این مقام نیست؟ چرا که انباشت قدرت و ثروت هر دو مذموم است.
🔸 بخشی از طرفدارانش میگویند شغل او نیازمند تجربه است. میگویم درست، سن نمایندگان مجالس نظارتی مثل مجلس اعیان انگلیس هم بسیار بالاتر از نمایندگان قانونگذاری یا مقامهای اجرایی است. اما نه نود و دو سال. آنهم وقتی تاثیر سن در رفتار و گفتار ایشان هم مشهود شده.
🔹 طرفداران دیگرش میگویند او عمار انقلاب است و دیگر کسی مثل او نداریم. جواب میدهم چهل سال وقت داشتید کسی مثل او بسازید. اگر در این چهل سال نساخته اید مطمین باشید چهار صد سال دیگر هم نخواهید ساخت. اصلا وقتی تحت فشار نیستید که چرخش نیرو انجام دهید، اصلا وقتی که نگران قضاوت جامعهای نیستید که جوان بیست ساله و سی ساله اش در خانه بیکار و بی هدف نشسته و نظام توان ایجاد شغل و معنا برای ان جوان ندارد، مسلما بدنبال ایجاد فضایی که در ان نخبگان جدید و جوان بوجود بیایند نخواهید رفت.
🔸 وظیفه نیرویی که خود را انقلابی میداند این است که خود را نقد کند پیش از انکه دشمن یا رقیب او را نقد کند. وظیفه اوست با نقد شفاف خود، حربه نقد را از دست دشمن بگیرد. و تمام این سالها ندیدهام دوستان و طرفداران آیتالله جنتی با تشکر از خدماتش از او بخواهند صندلیش را واگذار کند.
🔹 منتظرم بخشی از نیروهای انقلابی بگویند نفوذی هستم. اما چه نفوذی باشم چه انطور که اپوزیسیون میگوید مزدور نظام، این نقدی است که در دل جامعه وجود دارد و هر روز برای نظام هزینه سازی میکند. زمان حساسی برای نظام فرا رسیده است و شما مجبور به انتخاب هستید: هدف حفظ نظام است یا حفظ افراد؟
به کانال تلگرام و اینستای علی علیزاده بپیوندید: @jedaal
https://www.instagram.com/p/Bl8Ybb_HLD7
Instagram
علی عليزاده
. در بخشی از جامعه که به ان تعلق داشتهام، آیت الله جنتی همیشه موضوع تهمت و حمله و یا حداقل جک و شوخی بوده. مدتی طول کشید تا فهمیدم «بخشی» از این کینه به دلیل مواضع انقلابی ارتدکس اوست🔸گرچه با محتوای بسیاری از مواضعش مخالفم اما فرم سیاست ورزی او را قابل احترام…