انجمن علمی فیزیک دانشگاه اصفهان
✴️گرامیداشت روز دانشجو فردا چهارشنبه 21آذرماه 🛑ساعت 12تا18 🛑روبروی ساختمان گروه فیزیک @uisaph
تریبون ازاد دانشجویی با موضوع "آینده ی شغلی دانشجو و تأثیر مدرک دانشگاهی در آن!"🎙🗣
پذیرایی دلچسب پاییزی با ون کافه😋🍁
عینک واقعیت مجازی برای کمی دور شدن از واقعیت های ملال آور!🧬👓
گیم نت به صورت تکی و تیمی برای گذراندن لحظاتی رقابت سالم!🤓🤓
اکران مستند فیزیکی هابل!📽💫
منتظر حضور گرمتون هستیم💥☄🔥
فردا چهارشنبه 21 آذرماه
ساعت 12تا18
روبروی ساختمان گروه فیزیک
@uisaph
پذیرایی دلچسب پاییزی با ون کافه😋🍁
عینک واقعیت مجازی برای کمی دور شدن از واقعیت های ملال آور!🧬👓
گیم نت به صورت تکی و تیمی برای گذراندن لحظاتی رقابت سالم!🤓🤓
اکران مستند فیزیکی هابل!📽💫
منتظر حضور گرمتون هستیم💥☄🔥
فردا چهارشنبه 21 آذرماه
ساعت 12تا18
روبروی ساختمان گروه فیزیک
@uisaph
Forwarded from Ui.ph.cinema
✅دومین اکران فیلم در سینما فیزیک
🎥تماشا و نقد و بررسی فیلم ماتریکس1
🗓چهارشنبه 28آذرماه
⏰ساعت 12تا14
🏢دانشکده فیزیک
همایشگاه ابوریحان بیرونی
از دیدن فیلم خوب لذت ببرید و سکانسهای جذاب اون رو به بحث و تبادل نظر بگذارید🤓
@uiphcinema
🎥تماشا و نقد و بررسی فیلم ماتریکس1
🗓چهارشنبه 28آذرماه
⏰ساعت 12تا14
🏢دانشکده فیزیک
همایشگاه ابوریحان بیرونی
از دیدن فیلم خوب لذت ببرید و سکانسهای جذاب اون رو به بحث و تبادل نظر بگذارید🤓
@uiphcinema
✅انجمن علمی فیزیک و انجمن ستاره شناسی رامی دانشگاه اصفهان به مناسبت "روز فیزیک"برگزار میکند:
💯همایش یک روزه ی آشنایی با کاربردهای فیزیک در زندگی
⭕️ویژه دانش آموزان
@uisaph
💯همایش یک روزه ی آشنایی با کاربردهای فیزیک در زندگی
⭕️ویژه دانش آموزان
@uisaph
Forwarded from انجمن علمی مهندسی شیمی دانشگاه اصفهان
کارگاه های آشنایی با تنگناها، راهکارها، پتانسیلهای بهبود وضعیت محیط زیست
🗓سه شنبه 27 آذر
ساعت 9 الی 12
📍 دانشکده فنی مهندسی (انصاری)، تالار دانشجو
اطلاعات بیشتر:
@Oxin_Startup
@chemicalengu
🗓سه شنبه 27 آذر
ساعت 9 الی 12
📍 دانشکده فنی مهندسی (انصاری)، تالار دانشجو
اطلاعات بیشتر:
@Oxin_Startup
@chemicalengu
#به_مناسبت_هفته_پژوهش
به شهوت مقالهنویسی پایان دهید!
✍🏼 احسانمحمدی
عصرایران
🔹 از خیابان انقلاب که رد میشوم پرتکرارترین جمله هایی که از دادزنها میشنوم این است:
- مقاله، پایاننامه!
- مقاله ISI هم داریم! بفرمایید زیرزمین!
- پایاننامه دکترا!
🔹آش آنقدر شور است که گاهی حتی به دیوار سیمانی و نردههای فلزی دانشگاه محترم تهران هم آگهیهای تبلیغاتیشان را میچسبانند. مدتها جلوی دانشگاه علوم تحقیقات تهران شمال روی آسفالت همین چیزها را نوشته بودند که امکان کندنش نباشد!
🔹وقتی کالایی زیاد تبلیغ میشود یعنی مشتریاش هست. یعنی کسانی هستند که میروند پایان نامه و مقاله سفارش میدهند. پولمی دهند به یکسری دانشآموخته دانشگاه که کار پیدا نکردهاند و آنها هم بر اساس درخواست مقاله و پایاننامه مینویسند. حتی مقاله ISI، ترجمهمی کنند و گاهی واسطهگری برای انتشار در ژورنالهای خارجی را هم انجام میدهند! سفارشدهنده راضی، تولیدکننده راضی!
🔹#هفته_پژوهش است و دوست دارم مثل کودک قصه هانس کریستن اندرسون فریاد بزنم: این پادشاه لُخت است، در هفته پژوهش به شهوت ملی مقالهنویسی پایان بدهید!
🔹حتماً به دوستانی برمیخورد که این حرف توهین به پژوهشگران است! از سال 1377 در فضای دانشگاهی هستم، درس خواندهام و کار کردهام و فرصت بازدید و نشست و سخنرانی و کندوکاو در قریب به 50 دانشگاه را داشتهام. از علمی- کاربردی و آزاد و پیام نور گرفته تا دانشگاه تهران و صنعتیشریف که قبله مشتریان کنکور است.
🔹به تلخی و با صراحت میگویم بخش بزرگی از تولیدات مقاله بیفایده، بیخواننده، بدون سود برای کشور و کپی-کاری محض و سفارشی است. از دانشجوی ارشد و دکتری گرفته تا عضو هیات علمی محترم و معزز! دسته اول در تمنای نمره و پاسکردن واحد و اخذ مدرک و صاف کردن جاده مهاجرت تحصیلی و گروه دوم برای ارتقا و اضافه حقوق و پُست گرفتن!
🔹حساب مقالات مفید و کاربردی جداست. تکرار میکنم مقالات ارزشمندی که نتیجه پژوهش واقعی هستند را باید روی چشم گذاشت اما بخش اعظم مقالات و پایاننامه ها «تورم علمی» و «توهم دانش» ایجاد میکند. هزینه اضافی بر کشور وارد میکند و اصولاً دستاورد این همه مقاله چیست؟ به تولید علم و نوآوری کمک کرده؟ به رونق اقتصاد کشور انجامیده؟ کارآفرینی ایجاد کرده؟ از حجم واردات کاسته؟ به صادرات اضافه کرده؟ این مسابقه «هرکی بیشتر مقاله بنویسه دانشمندتره» نهایتی ندارد؟
🔹انتظار نمیرود که پژوهشگران زمینهساز اختراع برق و تلفن شوند! کار پژوهش از اختراع و کارآفرینی جداست اما هیچ مرجعی نیست که بررسی کند تولید این همه مقاله چه سودی دارد؟ جز اینکه کسی رزومه علمی اش قوی تر می شود و می تواند پُست بهتر و حقوق بیشتری بگیرد! برای سومین بار تکرار میکنم که مقاله ارزشمند است اما هر مقالهای ارزشمند نیست.
🔹برخی بر این باورند که کار پژوهشگر فقط پژوهش است نه تبدیل ایده به کار. اسم این همه کپی-کاری متقلبانه را «پژوهش» نگذاریم. بسیاری از مقالاتی که به اسم استادان دانشگاهی منتشر میشود نتیجه زحمت دانشجویان است! چه اصراری داریم به خودمان دروغ بگوییم؟ همین الان اعلام کنند ایرانیان با تولید و انتشار 80 میلیون مقاله ISI رتبه اول دنیا را به دست آوردند، نتیجه؟ این عطش و شهوت اول شدن در هر چیزی ولی با دوپینگ و کپیکاری به سود کیست؟
🔹اردیبهشت سال گذشته محمدجواد دهقانی سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) اعلام کرد ایران رتبه اول دنیا در تولید مقالات برتر را به دست آورد. 5 پله بالاتر از ژاپن، 12 پله بالاتر از آلمان و 20 پله بالاتر از آمریکا! بعد راهکارمان برای کنترل بازار ارز برخورد است و در میدان ترهبار با ارائه کارت ملی، گوشت یخزده توزیع میکنیم، برای نجات از شر ریزگردها باید دعا کنیم و پراید می شود بنزمان!
🔹با دل پرخون مینویسم. به خودمان طعنه میزنم که در دانشگاه- جایی که باید ایده بیافریند و راهکار بدهد برای گذر از چالش های اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی و .. کشور- مسابقه تولید مقاله راه انداختهایم و به آن فخر هم میفروشیم!
🔹تا زمانی که مقاله و پایاننامهها به معیار وزنکشی برای اعطای عناوین پروفسور و دکتر و استاد و محقق و ... باشد، در روی همین پاشنه میچرخد.
🔹دانشگاه و علم پیشبرنده یک کشور هستند، بدا به روزگاری که آنها هم به حلقه کپیکاری و سرقت دسترنج دیگران و دور باطلِ و تولید بیفایده بپیوندند.
🆔@uisaph
به شهوت مقالهنویسی پایان دهید!
✍🏼 احسانمحمدی
عصرایران
🔹 از خیابان انقلاب که رد میشوم پرتکرارترین جمله هایی که از دادزنها میشنوم این است:
- مقاله، پایاننامه!
- مقاله ISI هم داریم! بفرمایید زیرزمین!
- پایاننامه دکترا!
🔹آش آنقدر شور است که گاهی حتی به دیوار سیمانی و نردههای فلزی دانشگاه محترم تهران هم آگهیهای تبلیغاتیشان را میچسبانند. مدتها جلوی دانشگاه علوم تحقیقات تهران شمال روی آسفالت همین چیزها را نوشته بودند که امکان کندنش نباشد!
🔹وقتی کالایی زیاد تبلیغ میشود یعنی مشتریاش هست. یعنی کسانی هستند که میروند پایان نامه و مقاله سفارش میدهند. پولمی دهند به یکسری دانشآموخته دانشگاه که کار پیدا نکردهاند و آنها هم بر اساس درخواست مقاله و پایاننامه مینویسند. حتی مقاله ISI، ترجمهمی کنند و گاهی واسطهگری برای انتشار در ژورنالهای خارجی را هم انجام میدهند! سفارشدهنده راضی، تولیدکننده راضی!
🔹#هفته_پژوهش است و دوست دارم مثل کودک قصه هانس کریستن اندرسون فریاد بزنم: این پادشاه لُخت است، در هفته پژوهش به شهوت ملی مقالهنویسی پایان بدهید!
🔹حتماً به دوستانی برمیخورد که این حرف توهین به پژوهشگران است! از سال 1377 در فضای دانشگاهی هستم، درس خواندهام و کار کردهام و فرصت بازدید و نشست و سخنرانی و کندوکاو در قریب به 50 دانشگاه را داشتهام. از علمی- کاربردی و آزاد و پیام نور گرفته تا دانشگاه تهران و صنعتیشریف که قبله مشتریان کنکور است.
🔹به تلخی و با صراحت میگویم بخش بزرگی از تولیدات مقاله بیفایده، بیخواننده، بدون سود برای کشور و کپی-کاری محض و سفارشی است. از دانشجوی ارشد و دکتری گرفته تا عضو هیات علمی محترم و معزز! دسته اول در تمنای نمره و پاسکردن واحد و اخذ مدرک و صاف کردن جاده مهاجرت تحصیلی و گروه دوم برای ارتقا و اضافه حقوق و پُست گرفتن!
🔹حساب مقالات مفید و کاربردی جداست. تکرار میکنم مقالات ارزشمندی که نتیجه پژوهش واقعی هستند را باید روی چشم گذاشت اما بخش اعظم مقالات و پایاننامه ها «تورم علمی» و «توهم دانش» ایجاد میکند. هزینه اضافی بر کشور وارد میکند و اصولاً دستاورد این همه مقاله چیست؟ به تولید علم و نوآوری کمک کرده؟ به رونق اقتصاد کشور انجامیده؟ کارآفرینی ایجاد کرده؟ از حجم واردات کاسته؟ به صادرات اضافه کرده؟ این مسابقه «هرکی بیشتر مقاله بنویسه دانشمندتره» نهایتی ندارد؟
🔹انتظار نمیرود که پژوهشگران زمینهساز اختراع برق و تلفن شوند! کار پژوهش از اختراع و کارآفرینی جداست اما هیچ مرجعی نیست که بررسی کند تولید این همه مقاله چه سودی دارد؟ جز اینکه کسی رزومه علمی اش قوی تر می شود و می تواند پُست بهتر و حقوق بیشتری بگیرد! برای سومین بار تکرار میکنم که مقاله ارزشمند است اما هر مقالهای ارزشمند نیست.
🔹برخی بر این باورند که کار پژوهشگر فقط پژوهش است نه تبدیل ایده به کار. اسم این همه کپی-کاری متقلبانه را «پژوهش» نگذاریم. بسیاری از مقالاتی که به اسم استادان دانشگاهی منتشر میشود نتیجه زحمت دانشجویان است! چه اصراری داریم به خودمان دروغ بگوییم؟ همین الان اعلام کنند ایرانیان با تولید و انتشار 80 میلیون مقاله ISI رتبه اول دنیا را به دست آوردند، نتیجه؟ این عطش و شهوت اول شدن در هر چیزی ولی با دوپینگ و کپیکاری به سود کیست؟
🔹اردیبهشت سال گذشته محمدجواد دهقانی سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) اعلام کرد ایران رتبه اول دنیا در تولید مقالات برتر را به دست آورد. 5 پله بالاتر از ژاپن، 12 پله بالاتر از آلمان و 20 پله بالاتر از آمریکا! بعد راهکارمان برای کنترل بازار ارز برخورد است و در میدان ترهبار با ارائه کارت ملی، گوشت یخزده توزیع میکنیم، برای نجات از شر ریزگردها باید دعا کنیم و پراید می شود بنزمان!
🔹با دل پرخون مینویسم. به خودمان طعنه میزنم که در دانشگاه- جایی که باید ایده بیافریند و راهکار بدهد برای گذر از چالش های اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی و .. کشور- مسابقه تولید مقاله راه انداختهایم و به آن فخر هم میفروشیم!
🔹تا زمانی که مقاله و پایاننامهها به معیار وزنکشی برای اعطای عناوین پروفسور و دکتر و استاد و محقق و ... باشد، در روی همین پاشنه میچرخد.
🔹دانشگاه و علم پیشبرنده یک کشور هستند، بدا به روزگاری که آنها هم به حلقه کپیکاری و سرقت دسترنج دیگران و دور باطلِ و تولید بیفایده بپیوندند.
🆔@uisaph
#آسیب_شناسی_انجمن_های_علمی
چرا برنامه ی روز فیزبک لغو شد؟!
نحوه ی اطلاع رسانی؟!
عدم همکاری استاد و دانشجو؟!
کم کاری اعضای انجمن علمی؟!
کندی سرعت روند اداری دانشگاه؟!
به زودی پست هایی با این هشتگ در کانال خواهیم داشت!
@uisaph
چرا برنامه ی روز فیزبک لغو شد؟!
نحوه ی اطلاع رسانی؟!
عدم همکاری استاد و دانشجو؟!
کم کاری اعضای انجمن علمی؟!
کندی سرعت روند اداری دانشگاه؟!
به زودی پست هایی با این هشتگ در کانال خواهیم داشت!
@uisaph
Forwarded from انجمن کامپیوتر دانشگاه شیخ بهائی (Erfan)
دانشگاه شیخ بهایی اصفهان با همکاری شتاب دهنده هاب اصفهان برگزار میکند
💡ششمین دوره کارگاه دوروزه "از ایده تا اجرا"💡
📅 زمان برگزاری : ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷
🏢 مکان برگزاری : اصفهان ، بهارستان ، دانشگاه شیخ بهائی
⭕ شرح کوتاهی از رویداد :
✅ کارگاه های آموزشی
✅ کار تیمی و ایده پردازی
✅ حضور مربیان و داوران مطرح کارآفرینی کشور
✅ جوایز ارزنده برای تیم های برتر
❌نکته : ثبت نام برای تمامی افراد (دانشجو و غیردانشجو) از سراسر کشور آزاد می باشد❌
❗❗️ثبت نام و اطلاعات بیشتر :
صفحه اینستاگرام رویداد :
https://www.instagram.com/startup.shbu/
سایت رویداد:
🌍 http://startup.shbu.ac.ir/
💡ششمین دوره کارگاه دوروزه "از ایده تا اجرا"💡
📅 زمان برگزاری : ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷
🏢 مکان برگزاری : اصفهان ، بهارستان ، دانشگاه شیخ بهائی
⭕ شرح کوتاهی از رویداد :
✅ کارگاه های آموزشی
✅ کار تیمی و ایده پردازی
✅ حضور مربیان و داوران مطرح کارآفرینی کشور
✅ جوایز ارزنده برای تیم های برتر
❌نکته : ثبت نام برای تمامی افراد (دانشجو و غیردانشجو) از سراسر کشور آزاد می باشد❌
❗❗️ثبت نام و اطلاعات بیشتر :
صفحه اینستاگرام رویداد :
https://www.instagram.com/startup.shbu/
سایت رویداد:
🌍 http://startup.shbu.ac.ir/
Forwarded from همپیشاني
کار چیست و چرا نیست؟
حامد صفاییپور
هر کس این روزها با من صحبت و مشورتی بکند این جمله را از من خواهد شنید: «از کارَت انرژی بگیر و به آن بازگردان». توضیح-اش این است که: جان دلم! نمیتوانی در این سن و سال (شما بگذارید بیست و پنج به بالا) از چیزی، جز کار ات، انرژی بگیری. نمیتوانی به خودت این وعده را بدهی که «من دارم درس میخوانم تا ....»، «فعلا این کلاس را میروم تا ....»، «انتظار میکشم تا ….»، «زبان میخوانم تا ...»، تا بی تا(!)، الان نمیتوانی بیکار باشی و همزمان بخواهی حالت خوب باشد تا بتوانی برای آتیهات کار کنی(!). همین حالا باید کار کنی و در کنار این کار، هر کاری دلت میخواهد، انجام دهی؛ درس بخوانی، انتظار بکشی، زبان بخوانی یا حتی غصه بخوری(!).
میگوید: «هر کاری!؟ مثلا فروشنده یک مغازۀ فسقلی با حقوق ناچیز بشوم؟! یا منشی مطب یک پزشکِ گنده دماغ با کلی تحقیر؟!» پاسخ کوتاه من، «آری» است. میگویم: تو باید برای کار و درآمدِ متناسب با آرمانها و ارزشهایت «طرح» داشته باشی. طرح (الف)، طرح (ب) و طرح (ج). اگر نتوانستی طرح (الف) را مُحقق کنی، طرح (ب) و به همین ترتیب. مثلا طرح (الف) این است که کاری نیمهوقت در زمینه مورد علاقه در یک محیط مناسب با درآمد مُکفی داشته باشی. طرح (ب) این است که درآمد مکفی، محیط مناسب اما نامرتبط به رشتهات داشته باشی. این «ارزشها» را خودت باید تعیین کنی اما پس از این ارزشگذاری، کار تو، بازاریابیِ خودت و بازی میان طرحهاست. باید تلاش کنی خودت را به قیمتِ خوبی بفروشی و در نهایت هر کدام از طرحها عملی شد، استقامت کنی و به انجام رسانی. حتی اگر طرح تحققیافته، کارِ شب در یک رستوران، با شستن ظرفها و همصحبتی با رئیسی سبکسر باشد. به نظر من باید مقاومت کنی.
«کار» از نظر من حالت انجامِ رضایتبخش و کیفی یک اقدام است. کارمندی که با بیحوصلگی و کسالت به کارمندی مشغول است، بیکار است و رُفتگری که سحر خیز و مرتب است و حرفهای عمل میکند، با کار. مترجم تازهکاری که با دقت در حال تهیه نخستین نسخه کتابی است که ممکن است اصلا نتواند ناشری برای انتشارش پیدا کند، به «کار» مشغول است و استاد دانشگاهی که جزوه تکراریاش را 20 سال است، تکرار میکند، بیکار. «کار بودنِ یک اقدام»، به وضعیت روحی و نگرشِ کُنندۀ آن وابسته است. اینچنین کاری است که سازنده و تنظیم کننده شخصیت ماست و به ما تعادل میبخشد.
کار به ما یاد میدهد روابطمان را با «آن»ها تنظیم کنیم. بیشتر اطرافیان ما «تو»ها و «شما»ها هستند؛ آنهایی که با آنها راحت یا نیمه راحتایم و در کتارشان امنیت داریم. «تو»ها ما را برای خودمان و «شما»ها برای صفات خوشایندمان دوست دارند. اما «آن»ها از رابطه با ما، سود و زیان، داد و ستد، همکاری و مشارکت میطلبند. بیشترین جمعیت یک جامعه با ما نسبت «آن» دارند. با این حال، شوربختانه، ما در هیچیک از دورانهای زندگی، چگونگی رابطه با «آن»ها را نمیآموزیم. دوره نوجوانی تا دورانِ «نیروی کار شدن ما» بدون تجربهای از «آن»ها میگذرد و بیعلت نیست که بیشتر ما، غالبا در روابط کاری و ارتباط جمعی ناموفق ایم و یا با سعی و خطا و پس از سالها، راه و چاه را از هم تشخیص میدهیم.
پس، ببنید چه کاری را دُرست و حرفهای انجام میدهید؛ آنچنان که دیگران برای انجام آن به شما «پول» « یا امکانی ارزشمند» میدهند و اگر هنوز در انجام کاری حرفهای نیستید و کسی حاضر نیست برای کارتان به شما پولی بدهد با کارهای سادۀ فیزیکی شروع کنید. مثل بسیاری از جوانان و دانشجویان در کشورهای غربی و شرقی که برای تامین معاش و اجارۀ خانه در رستوارن یا پیکموتوری و غیره کار میکنند. هیچ کاری نیست که در آن ارتقاء سطح کیفی و حرفهایگری وجود نداشته باشد. شما میتوانید کفش واکس بزنید اما در واکس زدن حرفهای باشید و به تدریج «بوم کسب و کار» خود را ارتقاء دهید. شما وظیفه دارید کار کنید و حرفهای بشوید.
متاسفم(!) متن در پست بعدی ادامه دارد. 👇
@HamPishani
حامد صفاییپور
هر کس این روزها با من صحبت و مشورتی بکند این جمله را از من خواهد شنید: «از کارَت انرژی بگیر و به آن بازگردان». توضیح-اش این است که: جان دلم! نمیتوانی در این سن و سال (شما بگذارید بیست و پنج به بالا) از چیزی، جز کار ات، انرژی بگیری. نمیتوانی به خودت این وعده را بدهی که «من دارم درس میخوانم تا ....»، «فعلا این کلاس را میروم تا ....»، «انتظار میکشم تا ….»، «زبان میخوانم تا ...»، تا بی تا(!)، الان نمیتوانی بیکار باشی و همزمان بخواهی حالت خوب باشد تا بتوانی برای آتیهات کار کنی(!). همین حالا باید کار کنی و در کنار این کار، هر کاری دلت میخواهد، انجام دهی؛ درس بخوانی، انتظار بکشی، زبان بخوانی یا حتی غصه بخوری(!).
میگوید: «هر کاری!؟ مثلا فروشنده یک مغازۀ فسقلی با حقوق ناچیز بشوم؟! یا منشی مطب یک پزشکِ گنده دماغ با کلی تحقیر؟!» پاسخ کوتاه من، «آری» است. میگویم: تو باید برای کار و درآمدِ متناسب با آرمانها و ارزشهایت «طرح» داشته باشی. طرح (الف)، طرح (ب) و طرح (ج). اگر نتوانستی طرح (الف) را مُحقق کنی، طرح (ب) و به همین ترتیب. مثلا طرح (الف) این است که کاری نیمهوقت در زمینه مورد علاقه در یک محیط مناسب با درآمد مُکفی داشته باشی. طرح (ب) این است که درآمد مکفی، محیط مناسب اما نامرتبط به رشتهات داشته باشی. این «ارزشها» را خودت باید تعیین کنی اما پس از این ارزشگذاری، کار تو، بازاریابیِ خودت و بازی میان طرحهاست. باید تلاش کنی خودت را به قیمتِ خوبی بفروشی و در نهایت هر کدام از طرحها عملی شد، استقامت کنی و به انجام رسانی. حتی اگر طرح تحققیافته، کارِ شب در یک رستوران، با شستن ظرفها و همصحبتی با رئیسی سبکسر باشد. به نظر من باید مقاومت کنی.
«کار» از نظر من حالت انجامِ رضایتبخش و کیفی یک اقدام است. کارمندی که با بیحوصلگی و کسالت به کارمندی مشغول است، بیکار است و رُفتگری که سحر خیز و مرتب است و حرفهای عمل میکند، با کار. مترجم تازهکاری که با دقت در حال تهیه نخستین نسخه کتابی است که ممکن است اصلا نتواند ناشری برای انتشارش پیدا کند، به «کار» مشغول است و استاد دانشگاهی که جزوه تکراریاش را 20 سال است، تکرار میکند، بیکار. «کار بودنِ یک اقدام»، به وضعیت روحی و نگرشِ کُنندۀ آن وابسته است. اینچنین کاری است که سازنده و تنظیم کننده شخصیت ماست و به ما تعادل میبخشد.
کار به ما یاد میدهد روابطمان را با «آن»ها تنظیم کنیم. بیشتر اطرافیان ما «تو»ها و «شما»ها هستند؛ آنهایی که با آنها راحت یا نیمه راحتایم و در کتارشان امنیت داریم. «تو»ها ما را برای خودمان و «شما»ها برای صفات خوشایندمان دوست دارند. اما «آن»ها از رابطه با ما، سود و زیان، داد و ستد، همکاری و مشارکت میطلبند. بیشترین جمعیت یک جامعه با ما نسبت «آن» دارند. با این حال، شوربختانه، ما در هیچیک از دورانهای زندگی، چگونگی رابطه با «آن»ها را نمیآموزیم. دوره نوجوانی تا دورانِ «نیروی کار شدن ما» بدون تجربهای از «آن»ها میگذرد و بیعلت نیست که بیشتر ما، غالبا در روابط کاری و ارتباط جمعی ناموفق ایم و یا با سعی و خطا و پس از سالها، راه و چاه را از هم تشخیص میدهیم.
پس، ببنید چه کاری را دُرست و حرفهای انجام میدهید؛ آنچنان که دیگران برای انجام آن به شما «پول» « یا امکانی ارزشمند» میدهند و اگر هنوز در انجام کاری حرفهای نیستید و کسی حاضر نیست برای کارتان به شما پولی بدهد با کارهای سادۀ فیزیکی شروع کنید. مثل بسیاری از جوانان و دانشجویان در کشورهای غربی و شرقی که برای تامین معاش و اجارۀ خانه در رستوارن یا پیکموتوری و غیره کار میکنند. هیچ کاری نیست که در آن ارتقاء سطح کیفی و حرفهایگری وجود نداشته باشد. شما میتوانید کفش واکس بزنید اما در واکس زدن حرفهای باشید و به تدریج «بوم کسب و کار» خود را ارتقاء دهید. شما وظیفه دارید کار کنید و حرفهای بشوید.
متاسفم(!) متن در پست بعدی ادامه دارد. 👇
@HamPishani
Forwarded from همپیشاني
من مخالفم با این ایدۀ پدر و مادارنی که به جوانانشان میگویند: «فرزندم! شما دَرست را بخوان و تا وقتی درس میخوانی، ما تو را تامین میکنیم». خدمت نمیکنید، اگر خیانت نکنید و زمینه را برای افزایش خیل بیکاران فراهم میسازید. رها کردن یک دختر جوان در یک فروشگاه لباس یا فستفود سخت است، میدانم(!) اما باید به جنگ این سختی بروید، دخترتان را بسازید، وقت زیادی صرف کنید، نظارت کنید اما اجازه دهید خودش، با کار و با «آن»ها تنظیمِ رابطه کند. تجربه من از این امر حکایت میکند که فرزندان کسبه و پیشهورانی که کار و کاسبی، بخش جداییناپذیر و طبیعی زندگی آنان بوده است و در امور عملی، مهارت، چالاکی و حجم فعالیت بیشتری دارند و خانوادههای خود را با این امور درگیر میکنند در تربیت فرزندانی با روابط اجتماعی موثر موفقترند. بسیاری از ما پدر و مادرها در این کار تجربهای نداریم و باید خودسازی کنیم.
در آثار حکما، فن تدبیر منزل و اقتصاد خانواده، «حکمت عملی» است که تکمیل کننده حکمت و فضایل نظری است. به زبان ساده، هیچ عالمی به پُختگی نمیرسد جز از طریق کار و پیادهسازی مقاصدی که در مقام نظر کسب کرده است. چه بسیار علما و استادانی که در مقام اجرا و پیادهسازی یکی از ایدههای خود وا میمانند و به تعبیر مشهور، قدرت ادارۀ یک ده را ندارند. در آموزههای دینی نبی(ص) را میبینیم که رزم میکند و عرق میریزد و کارهای روزانه خود را خود انجام میدهد؛ علی(ع) را میبینیم که با دست خود چاه میکَند و جاده میزند. سجاد(ع) در سفر حج آن «روحانی کاروانی» است که در استحمام همسفران همکاری میکند و باقر(ع) آن کشاورزی که عرق میریزد آنچنان که شماتت دیگران را بر میانگیزد. ما نباید به آن تعریفی از کار نزدیک شویم که با این تجربهها قرابت دارد؟
خیل بسیار بیکاران در این کشور، تنها معلول سوء تدبیر دولتمردان و دزدی و گرگی، تحریم و عوامل بیرونی نیست، ما با تحریف عمیقی، از مفهوم «کار» روبرییم. ما نباید اجازه دهیم در فهم چیستی «کار» اسیر مُدهای زمانه و تعاریف نسنجیده شویم. مثلا این تعریف، که کار خوب، داشتن یک حقوق ثابت کارمندی است یا از آن طرف، کارمندی، کار خوبی نیست. یک کارمند خوب ناجی کشور و در اثر این سودمندی در کار، فردی اعتمادپذیر و خودشکوفاست و یک کارمند بد، استخوانی در گلو و شهره به کارشکنی. به رشد غیر منطقی درآمدتان، رویِ خوش نشان ندهید و از کنار کسی که شما را به داشتن سودی ناعادلانه –نامتناسب با کاری که میکنید- دعوت میکند، رَد شوید و به او بگویید: تو چیزی از ارزش، هدف و چیستی کار نمیدانی(!). در کاریابی، با آدمهای «آبباریکهجو»، ترسو، محافظهکار، خودخواه و ترسو مشورت نکنید. با کارتان دوست شوید، به آن انرژی دهید و از آن انرژی بگیرید.
#فرهنگ_کار
#ارزش_کار
#تحریف_مفهوم #کار
@HamPishani
در آثار حکما، فن تدبیر منزل و اقتصاد خانواده، «حکمت عملی» است که تکمیل کننده حکمت و فضایل نظری است. به زبان ساده، هیچ عالمی به پُختگی نمیرسد جز از طریق کار و پیادهسازی مقاصدی که در مقام نظر کسب کرده است. چه بسیار علما و استادانی که در مقام اجرا و پیادهسازی یکی از ایدههای خود وا میمانند و به تعبیر مشهور، قدرت ادارۀ یک ده را ندارند. در آموزههای دینی نبی(ص) را میبینیم که رزم میکند و عرق میریزد و کارهای روزانه خود را خود انجام میدهد؛ علی(ع) را میبینیم که با دست خود چاه میکَند و جاده میزند. سجاد(ع) در سفر حج آن «روحانی کاروانی» است که در استحمام همسفران همکاری میکند و باقر(ع) آن کشاورزی که عرق میریزد آنچنان که شماتت دیگران را بر میانگیزد. ما نباید به آن تعریفی از کار نزدیک شویم که با این تجربهها قرابت دارد؟
خیل بسیار بیکاران در این کشور، تنها معلول سوء تدبیر دولتمردان و دزدی و گرگی، تحریم و عوامل بیرونی نیست، ما با تحریف عمیقی، از مفهوم «کار» روبرییم. ما نباید اجازه دهیم در فهم چیستی «کار» اسیر مُدهای زمانه و تعاریف نسنجیده شویم. مثلا این تعریف، که کار خوب، داشتن یک حقوق ثابت کارمندی است یا از آن طرف، کارمندی، کار خوبی نیست. یک کارمند خوب ناجی کشور و در اثر این سودمندی در کار، فردی اعتمادپذیر و خودشکوفاست و یک کارمند بد، استخوانی در گلو و شهره به کارشکنی. به رشد غیر منطقی درآمدتان، رویِ خوش نشان ندهید و از کنار کسی که شما را به داشتن سودی ناعادلانه –نامتناسب با کاری که میکنید- دعوت میکند، رَد شوید و به او بگویید: تو چیزی از ارزش، هدف و چیستی کار نمیدانی(!). در کاریابی، با آدمهای «آبباریکهجو»، ترسو، محافظهکار، خودخواه و ترسو مشورت نکنید. با کارتان دوست شوید، به آن انرژی دهید و از آن انرژی بگیرید.
#فرهنگ_کار
#ارزش_کار
#تحریف_مفهوم #کار
@HamPishani
🔻پیش به سوی کاریکاتوری شدن نظام دانشگاهی ایران
🔻وزیر علوم، صبح امروز در یک گفت و گوی کوتاه تلفنی با رادیو جوان دو نکته را بیان کرد که تأمل برانگیز است:
🔹اول این که خبر داد در کنار درس های "رسمی"، دوره ها و درس هایی را در برخی دانشگاه ها تدارک دیده اند تا دانشجویان با آنچه در محیط کاری بدان نیاز خواهند داشت آشنا شوند و بتوانند جذب بازار کار شوند.
🔹نکته بعدی وزیر این بود که اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی، ربط چندانی به دانشگاه ها ندارد و این وظیفه بخش های دیگری مانند صنعت است که زمینه اشتغال را فراهم و فارغ التحصیلان را جذب کنند.
🔹به نظر می رسد سخن نخست آقای وزیر، اعتراف به واقعیت تلخی به نام ناکارآمدی نظام دانشگاهی ایران است، جایی که در آن، یک سری دروس "رسمی" به دانشجویان ارائه می شود که عمدتاً به درد نمی خورد و اخیراً در برخی جاهایش، دوره هایی در کنار دروس رسمی ارائه می شود که در فردای فارغ التحصیلی به درد شان بخورد.
🔹واقعیت این است که اکثر دانشگاه های ما، فقط "فارغ التحصیل" بیرون می دهند، به همین خاطر است که اکثر لیسانسیه های ما، "کارشناس" رشته ای که خوانده اند نیستند، فوق لیسانس های ما "ارشد" محسوب نمی شوند و دکترهای ما، مرزهای دانش را جابجا نمی کنند؛ همه آنها فقط "مدرک" دارند.
🔹همین است که وقتی آن مدرک را می گیرند و بیرون می آیند، تازه دردسرهایشان شروع می شود که چه کنیم؟ و همین است که مدیران وزارت علوم، بعد از قرنی بر آن شده اند که در کنار درس های رسمی، چیزهایی به دانشجویان یاد بدهند که در بیرون از درهای دانشگاه به دردشان بخورد.
🔹سوال این است که وقتی می دانید درس های رسمی دانشگاه، عمدتاً به درد کار و زندگی نمی خورند، چرا به آن دروس رسمی ناکارآمد را دور نمی ریزید و به جایش از دانش جدید و کاربردی برای آموزش دانشجویان استفاده نمی کنید؟ چرا باید در برخی رشته های تحصیلی، کتاب هایی تدریس شوند که در قرن گذشته میلادی و بعضاً 50 سال قبل نوشته شده اند و هیچ نسبتی با علم روز ندارند؟!
🔹بی هیچ تعارفی باید گفت که بخش مهمی از آنچه در دانشگاه ها به دانشجویان یاد داده می شود، فقط به درد نمره گرفتن می خورد و اساساً بازی دانشگاه را طوری چیده اند که نظام دانشگاهی پابرجا بماند و عده ای در آن مشغول به کار شوند.
🔹این سخن، البته نافی تلاش های علمی برخی استادان و دانشجویان خودساخته نیست. تأکید بر واژه "خودساخته" آن جهت است که اگر شاهد استادان، دانشجویان و فارغ التحصیلانی هستیم که در دنیا برای جذب آنها سر و دست می کشند، به خاطر این است که خود آنها تلاش و تحقیق و مطالعه مضاعف کرده اند و الّا روند متعارف دانشگاهی در اکثر دانشگاه های ایران، فقط می تواند یک دیپلمه را به یک لیسانسیه و نظایر آن تبدیل کند و لاغیر.
🔹در واقع، روند کالایی شدن علم و فرهنگ، دانشگاه ها را درنوردیده است و یک نظام عریض و طویل اداری و مالی، مدام پولی را می چرخاند و بین اعضایش تقسیم می کند تا خروجی اش تعداد معتنابهی فارغ التحصیل ناتوان باشد!
🔹این که وزیر می گوید اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی، ربط چندانی به دانشگاه ها ندارد و این وظیفه بخش های دیگری مانند صنعت است که زمینه اشتغال را فراهم و فارغ التحصیلان را جذب کند، هر چند ظاهر درستی دارد ولی اگر بخواهیم نگاهی ریشه ای به آن داشته باشیم، اتفاقاً باید بگوییم که وظیفه اصلی اشتغالزایی بر عهده دانشگاه هاست.
🔹اگر دانشگاه بتواند به جای تولید فارغ التحصیلان ناتوان، افراد کارآفرین یا دستکم کارشناس تربیت کند، همین افراد می توانند برای خود کار و کسبی راه اندازی کنند، یا به کار و کسب های موجود کمک کنند یا برای دیگران هم کارآفرینی نمایند.
🔹اگر امروز می بینیم سیاست، اندیشه ورزی، اقتصاد، شهرسازی، محیط زیست، صنایع، کشاورزی، رسانه، پزشکی و بقیه جاهای جامعه می لنگد و قادر به جذب نیروی کار جدید نیست، محصول تربیت نابخردانه دانشجو در سال های گذشته است و در آینده نیز، جامعه تاوان تربیت نابخردانه تر دانشجویان امروز را خواهد داد.
🔹ما سقوط علمی و کارکردی دانشگاه ها را نادیده می گیریم و دل به این خوش کرده ایم که وزیری هست و دانشگاه هایی و رؤسایی و استادانی و دانشجویانی که در یک روند بروکراتیک، دور هم جمع شده اند. با این جهالت یا تجاهل، دیر نخواهد بود روزی که از نظام دانشگاهی، چیزی جز یک کاریکاتور باقی نمانَد.
💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
@uisaph
http://dobaredaneshgah.ir
🔻وزیر علوم، صبح امروز در یک گفت و گوی کوتاه تلفنی با رادیو جوان دو نکته را بیان کرد که تأمل برانگیز است:
🔹اول این که خبر داد در کنار درس های "رسمی"، دوره ها و درس هایی را در برخی دانشگاه ها تدارک دیده اند تا دانشجویان با آنچه در محیط کاری بدان نیاز خواهند داشت آشنا شوند و بتوانند جذب بازار کار شوند.
🔹نکته بعدی وزیر این بود که اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی، ربط چندانی به دانشگاه ها ندارد و این وظیفه بخش های دیگری مانند صنعت است که زمینه اشتغال را فراهم و فارغ التحصیلان را جذب کنند.
🔹به نظر می رسد سخن نخست آقای وزیر، اعتراف به واقعیت تلخی به نام ناکارآمدی نظام دانشگاهی ایران است، جایی که در آن، یک سری دروس "رسمی" به دانشجویان ارائه می شود که عمدتاً به درد نمی خورد و اخیراً در برخی جاهایش، دوره هایی در کنار دروس رسمی ارائه می شود که در فردای فارغ التحصیلی به درد شان بخورد.
🔹واقعیت این است که اکثر دانشگاه های ما، فقط "فارغ التحصیل" بیرون می دهند، به همین خاطر است که اکثر لیسانسیه های ما، "کارشناس" رشته ای که خوانده اند نیستند، فوق لیسانس های ما "ارشد" محسوب نمی شوند و دکترهای ما، مرزهای دانش را جابجا نمی کنند؛ همه آنها فقط "مدرک" دارند.
🔹همین است که وقتی آن مدرک را می گیرند و بیرون می آیند، تازه دردسرهایشان شروع می شود که چه کنیم؟ و همین است که مدیران وزارت علوم، بعد از قرنی بر آن شده اند که در کنار درس های رسمی، چیزهایی به دانشجویان یاد بدهند که در بیرون از درهای دانشگاه به دردشان بخورد.
🔹سوال این است که وقتی می دانید درس های رسمی دانشگاه، عمدتاً به درد کار و زندگی نمی خورند، چرا به آن دروس رسمی ناکارآمد را دور نمی ریزید و به جایش از دانش جدید و کاربردی برای آموزش دانشجویان استفاده نمی کنید؟ چرا باید در برخی رشته های تحصیلی، کتاب هایی تدریس شوند که در قرن گذشته میلادی و بعضاً 50 سال قبل نوشته شده اند و هیچ نسبتی با علم روز ندارند؟!
🔹بی هیچ تعارفی باید گفت که بخش مهمی از آنچه در دانشگاه ها به دانشجویان یاد داده می شود، فقط به درد نمره گرفتن می خورد و اساساً بازی دانشگاه را طوری چیده اند که نظام دانشگاهی پابرجا بماند و عده ای در آن مشغول به کار شوند.
🔹این سخن، البته نافی تلاش های علمی برخی استادان و دانشجویان خودساخته نیست. تأکید بر واژه "خودساخته" آن جهت است که اگر شاهد استادان، دانشجویان و فارغ التحصیلانی هستیم که در دنیا برای جذب آنها سر و دست می کشند، به خاطر این است که خود آنها تلاش و تحقیق و مطالعه مضاعف کرده اند و الّا روند متعارف دانشگاهی در اکثر دانشگاه های ایران، فقط می تواند یک دیپلمه را به یک لیسانسیه و نظایر آن تبدیل کند و لاغیر.
🔹در واقع، روند کالایی شدن علم و فرهنگ، دانشگاه ها را درنوردیده است و یک نظام عریض و طویل اداری و مالی، مدام پولی را می چرخاند و بین اعضایش تقسیم می کند تا خروجی اش تعداد معتنابهی فارغ التحصیل ناتوان باشد!
🔹این که وزیر می گوید اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی، ربط چندانی به دانشگاه ها ندارد و این وظیفه بخش های دیگری مانند صنعت است که زمینه اشتغال را فراهم و فارغ التحصیلان را جذب کند، هر چند ظاهر درستی دارد ولی اگر بخواهیم نگاهی ریشه ای به آن داشته باشیم، اتفاقاً باید بگوییم که وظیفه اصلی اشتغالزایی بر عهده دانشگاه هاست.
🔹اگر دانشگاه بتواند به جای تولید فارغ التحصیلان ناتوان، افراد کارآفرین یا دستکم کارشناس تربیت کند، همین افراد می توانند برای خود کار و کسبی راه اندازی کنند، یا به کار و کسب های موجود کمک کنند یا برای دیگران هم کارآفرینی نمایند.
🔹اگر امروز می بینیم سیاست، اندیشه ورزی، اقتصاد، شهرسازی، محیط زیست، صنایع، کشاورزی، رسانه، پزشکی و بقیه جاهای جامعه می لنگد و قادر به جذب نیروی کار جدید نیست، محصول تربیت نابخردانه دانشجو در سال های گذشته است و در آینده نیز، جامعه تاوان تربیت نابخردانه تر دانشجویان امروز را خواهد داد.
🔹ما سقوط علمی و کارکردی دانشگاه ها را نادیده می گیریم و دل به این خوش کرده ایم که وزیری هست و دانشگاه هایی و رؤسایی و استادانی و دانشجویانی که در یک روند بروکراتیک، دور هم جمع شده اند. با این جهالت یا تجاهل، دیر نخواهد بود روزی که از نظام دانشگاهی، چیزی جز یک کاریکاتور باقی نمانَد.
💢 پویش ملی دوباره دانشگاه
@uisaph
http://dobaredaneshgah.ir
🔻سوره ی مدرک و دانشگاه از کتاب مقدس واقعیت
آیه 1) به نام ربِ علم، ایزدِ خرد، خدایِ ادب.
آیه 2) علم گنج شایان است و عالِم گنجینه ی روان.
آیه 3) خرد ارمغان خدای حکیم است که باید از آن بهره برد.
آیه 4) ادب لباس انسان و زینت اوست و بی حجابِ واقعی، انسان بی ادب است.
آیه 5) از تو در مورد «مدرک» می پرسند که «آیا مدرک همان شعور و ادب است؟»
آیه 6) بگو: لزوماَ هر مدرکی حاوی و حامل علم و دانش نیست تا چه رسد به شعور و ادب!
آیه 7) مدرک و دانشگاه، انسان های عاقل را عاقل تر، انسان های فهیم را فهمیده تر، انسان های باادب را مؤدب تر و انسان های متواضع را متواضع تر می کند.
آیه 8) مدرک و دانشگاه، انسان های احمق را احمق تر، انسان های بی ادب را بی ادب تر، انسان های خودشیفته را مغرور تر می کند. چه بسیارند اساتید خودشیفته و بی اثر! و چه بسیارند دانشجویان بی ادب و خودسر!
آیه 9) چه محترم و دوست داشتنی هستند انسان هایی که تحصیلات خاص و مدرک عالی ندارند، اما آراسته به ادب و انسانیت و مجهز به خرد و حکمت عملی اند!
آیه 10) چه شریف و گرانقدرند آنان که هم علم و مدرک عالی دارند و هم ادب، تواضع و انسانیت! اینان حیات علمی جامعه و روح اخلاقی آنند.
آیه 11) و چه وقیح و غیرقابل تحمل اند انسان هایی که نه سواد دارند، نه مدرک و نه ادب و شعور!
آیه 12) ای درویش در جامعه ی عجیبی زندگی می کنی که مردمانش یک در میان یا دانشجو هستند یا استاد!
آیه 13) همین که در یک جامعه همه مدرک دارند یعنی هیچ کس مدرک و دانش ندارد مگر به ندرت!
آیه14) همین که در یک جامعه همه یا دانشجو هستند یا استاد، یعنی هیچ کس دانشجو و استاد نیست مگر به ندرت!
آیه 15) ای درویش! در کشور تو امروزه از «دانش گاه» فقط پسوند مکانی «گاه» آن مانده است. بسیاری از دانشگاه ها عملا «بنگاه» برخی تاجران، «کرسی گاه» برخی اساتید و «لاس گاه» بسیاری از دانشجویان شده است.
آیه 16) ای درویش! به وزیر علوم و سیاست گذاران علمی کشورت بگو: با این فضایی که ایجاد کرده اید در حقیقت قاتلان مفاهیم شریف و عزیز دانشگاه، استاد و دانشجو هستید. اساتید و دانشجویان حقیقی از این فضا چه رنج و زجری می کشند! آیا وقت آن فرا نرسیده است که برای اصلاح وضع موجود قلمی یا قدمی بردارید؟! زنهار! خطر خشکیدن چشمه ی دانش و رود تخصص برای کشور اگر از خشکسالی طبیعت بیشتر نباشد کمتر نیست.
آیه 17) ای درویش! از مدرک بی علم، از توهم سواد و دانایی، از اساتید خودشیفته و کج فهم، از دانشجویان «دانش نجو» و از بی مدرکان و بی ادب به خدا پناه ببر.
آیه 18) ای درویش! بدان و آگاه باش که ادب، تواضع و حکمت عملی بر دانش، هوش و حکمت نظری مقدم است.
آیه 19) ای درویش! به دانش آموزان بگو که دانشگاه تنها و یگانه مقصد و غایت زندگی نیست و صدها راه دیگر برای پیشرفت و تکامل و خودشکوفایی وجود دارد.
آیه 20) ای درویش! به شهروندان فهیم، حکیم و مؤدب تحصیل نکرده و یا با مدرک پایین احترام بگذار و عزیزشان بدار و بدان که کتاب، درس و دانشگاه تنها راه دانایی و کسب معرفت نیست. و چه بسیارند کسانی که از مدرسه ی زندگی درس هایی آموخته اند که در هیچ کتابی یافت نمی شود و در هیچ مدرسه و دانشگاهی تدریس نمی گردد.
@uisaph
آیه 1) به نام ربِ علم، ایزدِ خرد، خدایِ ادب.
آیه 2) علم گنج شایان است و عالِم گنجینه ی روان.
آیه 3) خرد ارمغان خدای حکیم است که باید از آن بهره برد.
آیه 4) ادب لباس انسان و زینت اوست و بی حجابِ واقعی، انسان بی ادب است.
آیه 5) از تو در مورد «مدرک» می پرسند که «آیا مدرک همان شعور و ادب است؟»
آیه 6) بگو: لزوماَ هر مدرکی حاوی و حامل علم و دانش نیست تا چه رسد به شعور و ادب!
آیه 7) مدرک و دانشگاه، انسان های عاقل را عاقل تر، انسان های فهیم را فهمیده تر، انسان های باادب را مؤدب تر و انسان های متواضع را متواضع تر می کند.
آیه 8) مدرک و دانشگاه، انسان های احمق را احمق تر، انسان های بی ادب را بی ادب تر، انسان های خودشیفته را مغرور تر می کند. چه بسیارند اساتید خودشیفته و بی اثر! و چه بسیارند دانشجویان بی ادب و خودسر!
آیه 9) چه محترم و دوست داشتنی هستند انسان هایی که تحصیلات خاص و مدرک عالی ندارند، اما آراسته به ادب و انسانیت و مجهز به خرد و حکمت عملی اند!
آیه 10) چه شریف و گرانقدرند آنان که هم علم و مدرک عالی دارند و هم ادب، تواضع و انسانیت! اینان حیات علمی جامعه و روح اخلاقی آنند.
آیه 11) و چه وقیح و غیرقابل تحمل اند انسان هایی که نه سواد دارند، نه مدرک و نه ادب و شعور!
آیه 12) ای درویش در جامعه ی عجیبی زندگی می کنی که مردمانش یک در میان یا دانشجو هستند یا استاد!
آیه 13) همین که در یک جامعه همه مدرک دارند یعنی هیچ کس مدرک و دانش ندارد مگر به ندرت!
آیه14) همین که در یک جامعه همه یا دانشجو هستند یا استاد، یعنی هیچ کس دانشجو و استاد نیست مگر به ندرت!
آیه 15) ای درویش! در کشور تو امروزه از «دانش گاه» فقط پسوند مکانی «گاه» آن مانده است. بسیاری از دانشگاه ها عملا «بنگاه» برخی تاجران، «کرسی گاه» برخی اساتید و «لاس گاه» بسیاری از دانشجویان شده است.
آیه 16) ای درویش! به وزیر علوم و سیاست گذاران علمی کشورت بگو: با این فضایی که ایجاد کرده اید در حقیقت قاتلان مفاهیم شریف و عزیز دانشگاه، استاد و دانشجو هستید. اساتید و دانشجویان حقیقی از این فضا چه رنج و زجری می کشند! آیا وقت آن فرا نرسیده است که برای اصلاح وضع موجود قلمی یا قدمی بردارید؟! زنهار! خطر خشکیدن چشمه ی دانش و رود تخصص برای کشور اگر از خشکسالی طبیعت بیشتر نباشد کمتر نیست.
آیه 17) ای درویش! از مدرک بی علم، از توهم سواد و دانایی، از اساتید خودشیفته و کج فهم، از دانشجویان «دانش نجو» و از بی مدرکان و بی ادب به خدا پناه ببر.
آیه 18) ای درویش! بدان و آگاه باش که ادب، تواضع و حکمت عملی بر دانش، هوش و حکمت نظری مقدم است.
آیه 19) ای درویش! به دانش آموزان بگو که دانشگاه تنها و یگانه مقصد و غایت زندگی نیست و صدها راه دیگر برای پیشرفت و تکامل و خودشکوفایی وجود دارد.
آیه 20) ای درویش! به شهروندان فهیم، حکیم و مؤدب تحصیل نکرده و یا با مدرک پایین احترام بگذار و عزیزشان بدار و بدان که کتاب، درس و دانشگاه تنها راه دانایی و کسب معرفت نیست. و چه بسیارند کسانی که از مدرسه ی زندگی درس هایی آموخته اند که در هیچ کتابی یافت نمی شود و در هیچ مدرسه و دانشگاهی تدریس نمی گردد.
@uisaph
Forwarded from انجمن فیزیک ایران
✅ بیست و دومین گردهمایی پژوهشی نجوم ایران
دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان و انجمن نجوم ایران، بیست و دومین گردهمایی پژوهشی نجوم ایران را در تاریخ 11 و 12 اردیبهشت 1398 در زنجان برگزار می کنند.آخرین مهلت درخواست شرکت و ارسال مقاله: 27 اسفند 1397لینک ثبت نام: https://iasbs.ac.ir/~astroکانال اطلاع رسانی: Astro22_IASBS@ ...
📣 متن کامل را در Instant View ⚡️ (دکمه پایین صفحه) و یا در وبگاه انجمن فیزیک ایران بخوانید:
🚩http://www.psi.ir/news2_fa.asp?id=2739
⏪ وبگاه انجمن فیزیک ایران:
🌍 http://www.psi.ir
✅ به کانال خبرى انجمن فیزیک ايران بپيوندید:
👇👇🏽👇👇🏽👇👇🏽👇
http://t.me/psinews
دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان و انجمن نجوم ایران، بیست و دومین گردهمایی پژوهشی نجوم ایران را در تاریخ 11 و 12 اردیبهشت 1398 در زنجان برگزار می کنند.آخرین مهلت درخواست شرکت و ارسال مقاله: 27 اسفند 1397لینک ثبت نام: https://iasbs.ac.ir/~astroکانال اطلاع رسانی: Astro22_IASBS@ ...
📣 متن کامل را در Instant View ⚡️ (دکمه پایین صفحه) و یا در وبگاه انجمن فیزیک ایران بخوانید:
🚩http://www.psi.ir/news2_fa.asp?id=2739
⏪ وبگاه انجمن فیزیک ایران:
🌍 http://www.psi.ir
✅ به کانال خبرى انجمن فیزیک ايران بپيوندید:
👇👇🏽👇👇🏽👇👇🏽👇
http://t.me/psinews
t.me
بیست و دومین گردهمایی پژوهشی نجوم ایران
✅ضمن عرض سلام و وقت بخیر خدمت تمامی دبیران انجمن های علمی دانشجویی فیزیک و اعضای محترم آن ها
همانطور که مستحضرید اولین دوره ی هفته ترویج فیزیک به مناسبت هفته فیزیک و به همت اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی فیزیک ایران سال گذشته برگزار شد و شاهد استقبال چشمگیر و آثار ارزشمندی از انجمن های علمی فیزیک سراسر ایران بودیم. این آثار پس از جمع آوری میان داورانی که از طرف اتحادیه تایید صلاحیت شده بودند پخش شده و نتایج آن پس از مدتی مشخص گردیدند. لکن از آنجایی که فراهم آوردن هدایای متعلق به سه اثر برتر این برنامه با مشکلات فراوانی مواجه شد و همکاری های لازم از طرف نهاد های مربوطه تا مدت ها صورت نگرفت، متاسفانه نتوانستیم بر وعده ی خود استوار بمانیم و اهدای این جوایز به تاخیر افتاد. با پیگیری های فراوان از طرف اتحادیه و دبیر سابق اتحادیه جناب آقای احسان طالبیان، هدایای آثار برتر هفته ترویج فیزیک طی چند روز گذشته اهدا شد و در اسرع وقت به انجمن های برگزیده ارسال خواهد شد. ضمن تبریک به سه انجمن نخست این برنامه، از تمامی انجمن های شرکت کننده در هفته ترویج فیزیک سپاسگزاریم و بار دیگر بابت تاخیر در اهدای جوایز از شما پوزش می طلبیم.
انجمن های برتر به شرح زیر می باشند :
1️⃣ انجمن علمی فیزیک دانشگاه اصفهان
2️⃣ انجمن علمی فیزیک دانشگاه تبریز
3️⃣انجمن علمی فیزیک دانشگاه فسا
لازم به ذکر است به 3 انجمن برتر این برنامه نیز به رسم یادبود لوح تقدیر اهدا خواهد شد.
ضمن عرض تبریک به انجمن های برگزیده و آرزوی توفیق برای این عزیزان، بار دیگر بابت تاخیرات بوجود آمده از طرف شورای مرکزی قبلی و جدید اتحادیه فیزیک ایران از همه شما عذرخواهی می کنیم.
شورای مرکزی اتحادیه فیزیک ایران
@physics_ipsu
همانطور که مستحضرید اولین دوره ی هفته ترویج فیزیک به مناسبت هفته فیزیک و به همت اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی فیزیک ایران سال گذشته برگزار شد و شاهد استقبال چشمگیر و آثار ارزشمندی از انجمن های علمی فیزیک سراسر ایران بودیم. این آثار پس از جمع آوری میان داورانی که از طرف اتحادیه تایید صلاحیت شده بودند پخش شده و نتایج آن پس از مدتی مشخص گردیدند. لکن از آنجایی که فراهم آوردن هدایای متعلق به سه اثر برتر این برنامه با مشکلات فراوانی مواجه شد و همکاری های لازم از طرف نهاد های مربوطه تا مدت ها صورت نگرفت، متاسفانه نتوانستیم بر وعده ی خود استوار بمانیم و اهدای این جوایز به تاخیر افتاد. با پیگیری های فراوان از طرف اتحادیه و دبیر سابق اتحادیه جناب آقای احسان طالبیان، هدایای آثار برتر هفته ترویج فیزیک طی چند روز گذشته اهدا شد و در اسرع وقت به انجمن های برگزیده ارسال خواهد شد. ضمن تبریک به سه انجمن نخست این برنامه، از تمامی انجمن های شرکت کننده در هفته ترویج فیزیک سپاسگزاریم و بار دیگر بابت تاخیر در اهدای جوایز از شما پوزش می طلبیم.
انجمن های برتر به شرح زیر می باشند :
1️⃣ انجمن علمی فیزیک دانشگاه اصفهان
2️⃣ انجمن علمی فیزیک دانشگاه تبریز
3️⃣انجمن علمی فیزیک دانشگاه فسا
لازم به ذکر است به 3 انجمن برتر این برنامه نیز به رسم یادبود لوح تقدیر اهدا خواهد شد.
ضمن عرض تبریک به انجمن های برگزیده و آرزوی توفیق برای این عزیزان، بار دیگر بابت تاخیرات بوجود آمده از طرف شورای مرکزی قبلی و جدید اتحادیه فیزیک ایران از همه شما عذرخواهی می کنیم.
شورای مرکزی اتحادیه فیزیک ایران
@physics_ipsu
Forwarded from سلسله کارگاه تخصصی برونو لاتور
مرکز نظریه پردازی دانشگاه اصفهان با همکاری گروه علوم اجتماعی برگزار میکند:
کارگاه تخصصی پیرامون اندیشهی جامعهشناس و فیلسوف معاصر فرانسوی؛ برونو لاتور
—————
۳۰بهمن۹۷-تالار صائب دانشکدهیادبیات
—————
لینک ثبت نام:
https://evand.com/events/2038?icn=recom&ici=ap1
کارگاه تخصصی پیرامون اندیشهی جامعهشناس و فیلسوف معاصر فرانسوی؛ برونو لاتور
—————
۳۰بهمن۹۷-تالار صائب دانشکدهیادبیات
—————
لینک ثبت نام:
https://evand.com/events/2038?icn=recom&ici=ap1
ایوند
کارگاه تخصصی پیرامون اندیشهی جامعهشناس و فیلسوف معاصر، برونو لاتور - سهشنبه ۳۰ بهمن ۹۷
خرید بلیت و ثبتنام کارگاه تخصصی پیرامون اندیشهی جامعهشناس و فیلسوف معاصر، برونو لاتور در ایوند - موضوع: جامعه شناسی
نااستادان و نادانشجویان
محمد فاضلی – دانشگاه شهید بهشتی
✅ عبدالحسین آذرنگ کتابی دارد با عنوان «استادان و نااستادانم» (انتشارات جهان کتاب، 1390) که خودزندگینامه سلوک علمی اوست و میکوشد تا مرز میان استادی و نااستادی را مشخص کند و خواندنش لطف بسیار دارد. او در مقایسه جوّ دانشجویی پرشور دانشگاه معتبر شیراز و دانشگاه تازهتأسیس اصفهان در میانه دهه 1340 به نکتهای بسیار بدیع اشاره میکند و مینویسد «اکثریت دانشجویان این دانشکده را معلمان و دبیران آموزش و پرورش و کارمندان دولت تشکیل میدادند که مدرک کارشناسی را برای ارتقاهای اداریشان لازم داشتند. ... وقتی عصرها در راهروهای شلوغ دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان از میان کارمندان دانشجوشده میگذشتم و دو فضای متفاوت را با هم مقایسه میکردم، تازه میفهمیدم که تأثیر دانشجویان و ترکیب آنها بر استادان شاید دست کمی از تأثیر استادان بر دانشجویان نداشته باشد. تأثیر نادانشجویی بر نااستادی، کم ازت أثیر نااستادی بر نادانشجویی نیست.» (ص. 46)
✅ استادی خصیصهای نیست که یک بار در معلمان دانشگاه پدید آید و مستدام بماند. استادانی با انگیزههای فراوان، خوب درسخوانده و با انگیزه اثربخشی وارد دانشگاه شدهاند و دست آخر بر اثر رویههای آکادمیک و تعامل با دانشجویان بیانگیزه، ساکت و بدون پرسشگری، به تدریج به «مردار دانشگاهی» بدل شدهاند. همان گونه که جامعه فاقد ظرفیت و امکان پرسشگری، صاحبان قدرت را در نخوت سیاسی و مرگ فکری غرق میکند، دانشجوی ناپرسشگر و بیانگیزه استادان را به نااستادان بدل میسازد.
✅ اگر کارمندان دانشجوشده دهه 1340 با آن تعداد اندک پذیرش دانشجو در آن زمان، نادانشجویانی بودند که نااستادی را برمیانگیختند، نظام دانشگاهی در ایران دو سه دهه اخیر شاهد سیلی از نادانشجویان بوده است. دانشگاهها – چنان که آذرنگ ذکر میکند – از قبل انقلاب جایی برای نادانشجویان و کارمندهای نیازمند ارتقا بودند، اما در سالهای بعد از انقلاب، ابتدا دانشگاه آزاد، بعد مجموعه دانشگاههای دولتی و پس از آن یک دو جین دانشگاههای مختلف و از جمله دانشگاههای وابسته به دستگاههای دولتی، پذیرای سیلی از کارمندان دانشجوشده بودند. دانشگاه قرار نبود علمی به ایشان بیفزاید که از مسیر کاربست آن علم و دانش ارتقا یابند یا بهواسطه افزایش عملکردشان مستحق ارتقا شوند. قاعده ارتقای اداری آن بود که هر مدرک بالاتر، حقوق و مزایای بیشتر به همراه داشت.
✅ نااستادان در دانشگاههای کشور – و تقریباً در عمده دانشگاههای دنیا – تعداد بیشتر و غلبه کمّی دارند. ورود فزاینده نادانشجویان نیز به تدریج فضای دانشگاهی را به سمت رخوت بیشتر برد. نادانشجویان بهواسطه مشغلههای کاری، غیبت از کلاسها، فشار بر اساتید برای کاستن از کیفیت و دشواری دروس، و دست آخر متمسک شدن به لطایفالحیل برای دور زدن قواعد دانشگاهی و کسب نمره، روح دانشگاهی را تحت فشار قرار دادند.
✅ دانشگاه در کنار همه مصائبش، از جمله این واقعیت که راههای ورود نااستادان به آن از گذشته هموارتر شده بود، به معضل کارمندان دانشجوشده نیز گرفتار آمده بود و ایشان عمدتاً هیچ انگیزهای برای رعایت نظم دانشگاهی، روح علمی، پرسشگری و مطالبه کردن دانش نداشته و ندارند. این فرایند سبب شده نااستادان نااستادتر، و استادان پیشین نیز به نااستادی متمایلتر شوند. استاد به تدریج به آب راکدی بدل میشود که سنگپرانی هیچ کودک پرشوری یا شنای هیچ مرغابیای آرامش آب را به هم نمیزند و به این ترتیب استاد و دانشجو در فرایند قتل انگیزهها و روح علمی یکدیگر مشارکت میجویند و نوعی مقاتله شکل میگیرد.
✅ انصاف باید داشت که این تأثیر و تأثر نااستادان و نادانشجویان و پدیدار شدن چرخهای بدشگون از کشتن روح علمی متقابل، فقط محصول کارمندان دانشجوشده نیست. آموزش عالی تودهای در کنار جامعهای انباشته از بیکاری که تحصیلات آکادمیک در آن تا اندازه زیادی گزینشی ناگزیر است، سیلی از دانشجویان را راهی کلاسهای درس میکند که با وصف نادانشجو بیشتر سازگارند. این گروه نیز به سهم خود در خلق نااستادی سهیماند.
✅ ترکیبی از خصایص نظام اداری در ایران که ارتقای شغلی در آن تابع سازوکارهای شایستهگزین نیست و مدارک تحصیلی را بیش از اندازه ارج مینهد، ضعف بخش خصوصی که به عوض مدارک تحصیلی، کارآمدیها را معیار ارتقا قرار دهد، آموزش عالی تودهای، تأمین مالی نامناسب دانشگاه و روی آوردن آن به تأمین مالی از طریق مدرکفروشی، چرخهای از اثر متقابل نااستادان و نادانشجویان را تقویت کرده که هر دو فعالانه به کشتن انگیزهها و روح دانشگاهی در یکدیگر مشغولاند.
* روزنامه ایران 11 اسفند
💢 با حمایت از «پویش ملی دوباره دانشگاه» در نشانی زیر شاید بتوان در مسیر اصلاح امور قدمی برداشت.
http://dobaredaneshgah.ir
@uisaph
محمد فاضلی – دانشگاه شهید بهشتی
✅ عبدالحسین آذرنگ کتابی دارد با عنوان «استادان و نااستادانم» (انتشارات جهان کتاب، 1390) که خودزندگینامه سلوک علمی اوست و میکوشد تا مرز میان استادی و نااستادی را مشخص کند و خواندنش لطف بسیار دارد. او در مقایسه جوّ دانشجویی پرشور دانشگاه معتبر شیراز و دانشگاه تازهتأسیس اصفهان در میانه دهه 1340 به نکتهای بسیار بدیع اشاره میکند و مینویسد «اکثریت دانشجویان این دانشکده را معلمان و دبیران آموزش و پرورش و کارمندان دولت تشکیل میدادند که مدرک کارشناسی را برای ارتقاهای اداریشان لازم داشتند. ... وقتی عصرها در راهروهای شلوغ دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان از میان کارمندان دانشجوشده میگذشتم و دو فضای متفاوت را با هم مقایسه میکردم، تازه میفهمیدم که تأثیر دانشجویان و ترکیب آنها بر استادان شاید دست کمی از تأثیر استادان بر دانشجویان نداشته باشد. تأثیر نادانشجویی بر نااستادی، کم ازت أثیر نااستادی بر نادانشجویی نیست.» (ص. 46)
✅ استادی خصیصهای نیست که یک بار در معلمان دانشگاه پدید آید و مستدام بماند. استادانی با انگیزههای فراوان، خوب درسخوانده و با انگیزه اثربخشی وارد دانشگاه شدهاند و دست آخر بر اثر رویههای آکادمیک و تعامل با دانشجویان بیانگیزه، ساکت و بدون پرسشگری، به تدریج به «مردار دانشگاهی» بدل شدهاند. همان گونه که جامعه فاقد ظرفیت و امکان پرسشگری، صاحبان قدرت را در نخوت سیاسی و مرگ فکری غرق میکند، دانشجوی ناپرسشگر و بیانگیزه استادان را به نااستادان بدل میسازد.
✅ اگر کارمندان دانشجوشده دهه 1340 با آن تعداد اندک پذیرش دانشجو در آن زمان، نادانشجویانی بودند که نااستادی را برمیانگیختند، نظام دانشگاهی در ایران دو سه دهه اخیر شاهد سیلی از نادانشجویان بوده است. دانشگاهها – چنان که آذرنگ ذکر میکند – از قبل انقلاب جایی برای نادانشجویان و کارمندهای نیازمند ارتقا بودند، اما در سالهای بعد از انقلاب، ابتدا دانشگاه آزاد، بعد مجموعه دانشگاههای دولتی و پس از آن یک دو جین دانشگاههای مختلف و از جمله دانشگاههای وابسته به دستگاههای دولتی، پذیرای سیلی از کارمندان دانشجوشده بودند. دانشگاه قرار نبود علمی به ایشان بیفزاید که از مسیر کاربست آن علم و دانش ارتقا یابند یا بهواسطه افزایش عملکردشان مستحق ارتقا شوند. قاعده ارتقای اداری آن بود که هر مدرک بالاتر، حقوق و مزایای بیشتر به همراه داشت.
✅ نااستادان در دانشگاههای کشور – و تقریباً در عمده دانشگاههای دنیا – تعداد بیشتر و غلبه کمّی دارند. ورود فزاینده نادانشجویان نیز به تدریج فضای دانشگاهی را به سمت رخوت بیشتر برد. نادانشجویان بهواسطه مشغلههای کاری، غیبت از کلاسها، فشار بر اساتید برای کاستن از کیفیت و دشواری دروس، و دست آخر متمسک شدن به لطایفالحیل برای دور زدن قواعد دانشگاهی و کسب نمره، روح دانشگاهی را تحت فشار قرار دادند.
✅ دانشگاه در کنار همه مصائبش، از جمله این واقعیت که راههای ورود نااستادان به آن از گذشته هموارتر شده بود، به معضل کارمندان دانشجوشده نیز گرفتار آمده بود و ایشان عمدتاً هیچ انگیزهای برای رعایت نظم دانشگاهی، روح علمی، پرسشگری و مطالبه کردن دانش نداشته و ندارند. این فرایند سبب شده نااستادان نااستادتر، و استادان پیشین نیز به نااستادی متمایلتر شوند. استاد به تدریج به آب راکدی بدل میشود که سنگپرانی هیچ کودک پرشوری یا شنای هیچ مرغابیای آرامش آب را به هم نمیزند و به این ترتیب استاد و دانشجو در فرایند قتل انگیزهها و روح علمی یکدیگر مشارکت میجویند و نوعی مقاتله شکل میگیرد.
✅ انصاف باید داشت که این تأثیر و تأثر نااستادان و نادانشجویان و پدیدار شدن چرخهای بدشگون از کشتن روح علمی متقابل، فقط محصول کارمندان دانشجوشده نیست. آموزش عالی تودهای در کنار جامعهای انباشته از بیکاری که تحصیلات آکادمیک در آن تا اندازه زیادی گزینشی ناگزیر است، سیلی از دانشجویان را راهی کلاسهای درس میکند که با وصف نادانشجو بیشتر سازگارند. این گروه نیز به سهم خود در خلق نااستادی سهیماند.
✅ ترکیبی از خصایص نظام اداری در ایران که ارتقای شغلی در آن تابع سازوکارهای شایستهگزین نیست و مدارک تحصیلی را بیش از اندازه ارج مینهد، ضعف بخش خصوصی که به عوض مدارک تحصیلی، کارآمدیها را معیار ارتقا قرار دهد، آموزش عالی تودهای، تأمین مالی نامناسب دانشگاه و روی آوردن آن به تأمین مالی از طریق مدرکفروشی، چرخهای از اثر متقابل نااستادان و نادانشجویان را تقویت کرده که هر دو فعالانه به کشتن انگیزهها و روح دانشگاهی در یکدیگر مشغولاند.
* روزنامه ایران 11 اسفند
💢 با حمایت از «پویش ملی دوباره دانشگاه» در نشانی زیر شاید بتوان در مسیر اصلاح امور قدمی برداشت.
http://dobaredaneshgah.ir
@uisaph