yotaab.com | یوتاب pinned «http://www.yotaab.com/تعبیر-خواب/»
عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر...امتحاناتی که هر هفته می گرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح می کرد...آن هم نه در کلاس،در خانه...دور از چشم همه
اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم...
فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم...
من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمره ی بهتری بگیرم...
مدت ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید،امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره ی هم کلاسی هایم دیدنی بود... آن ها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همه ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند... اما این بار فرق داشت...این بار قرار بود حقیقت مشخص شود...
فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم...
زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه ی امتحانمان دست معلم می افتد... آن روز چهره مان دیدنی ست...
آن روز حقیقت مشخص می شود و نمره واقعی را می گیریم...
راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟
@yotaab
🌎 www.yotaab.com
👍 Fb.com/yotaab.com
سالها پیش، مردی زندگی می‌کرد که پست مهمی در دستگاه دولت داشت. وی پسری بسیار باهوش و زرنگ تربیت کرده بود که به‌عنوان معاون در وزارتخانه‌ای کار می‌کرد. روزی فرزندش را نزد خود خواند و به او گفت:
پسرم؛ در این جایگاهی که هستی مشکلات بسیاری نزد تو خواهد آمد. با مردم مهربان و خوش‌رفتار باش و تا حدی که می‌توانی مشکلاتشان را حل و فصل کن، اما از قانون تخطی نکن. مردم‌داری بسیار سخت است و طوری زندگی کن که هم خدا و هم مردم از تو راضی باشند. بعد به او گفت: به اشخاصی که به تو مراجعه می‌کنند تنها با گفتن بله، بله به آن‌ها امید بده. این کلمه را اگر به کار ببری هر چقدر هم کارشان زمان ببرد بازهم منتظر خواهند ماند.
پسر از پدرش به خاطر نصایحش تشکر کرد و قول داد که آن را به کار بندد. مدت‌ها گذشت و به پسر آن مرد از پندهای پدر در راستای پیشرفت و ترقی خود و وزارتخانه استفاده کرد و با به کار بردن لغت بله بله گره از کار مردم باز می‌کرد.
یک روز آن مرد با فرزندش تماس گرفت تا کاری را برایش انجام دهد. او در حال توضیح دادن بود که پسرش با رعایت احترام و ادب گفت: بله بله سرورم. آن مرد سعی می‌کرد تا پاسخ درست و حسابی از فرزندش دریافت کند، اما او پشت سر هم جواب می‌داد: بله بله، فهمیدم قربان که چه کار باید انجام دهم. چند دقیقه‌ی بعد آن مرد بسیار عصبانی شد و با صدای بلند به پسرش گفت: ای نادان! این شیوه‌ای که به کار می‌بری را خودم به تو آموختم. نکند فراموشش کردی؟! با همه بله، با ما هم بله‌؟!!
پسرش متوجه شد که نباید با پدرش اینگونه صحبت می‌کرد، پس از او عذرخواهی کرد. از آن زمان به تدریج این لغت به صورت ضرب‌المثل در بین مردم کشور ایران رواج پیدا کرد. ""با همه بله، با من هم بله!""
@yotaab
🌎 www.yotaab.com
👍 Fb.com/yotaab.com
پیر منم؛ جوان منم؛ تیر منم؛ کمان منم
یار مگو که من منم؛ من نه منم! نه من منم!
گر تو تویی و من منم، من نه منم، نه من منم
عاشق زار او منم، بی دل و یار او منم
یار و نگار او منم، غنچه و خار او منم
لاله عذار او منم، چاره ی کار او منم
باغ شدم ز ورد او ،داغ شدم ز پیش او
بر سر دار او منم، من نه منم، نه من منم
لاف زدم ز جام او ،گام زدم ز گام او
عشق چه گفت نام او من نه منم،نه من منم
دولت شید او منم، بازِ سپید او منم
راه امید او منم ،من نه منم ،نه من منم
گفت برو تو شمس حق، هیچ مگو ز آن و این
تا شودت گمان یقین ،من نه منم ،نه من منم
حضرت مولانا
@yotaab
🌎 www.yotaab.com
👍 Fb.com/yotaab.com
🔴نکات مهمی در رابطه با شیوع بیماری کرونا🔴

‌ موارد زیر بطور جدی و حتمی ممنوع شود:
▪️مهمانی‌های غیرضروری
▪️استعمال قلیان در سفره خانه
▪️استفاده از توالت عمومی
▪️مصرف غذاهای بیرون و رستوران ها
▪️دست دادن و روبوسی
▪️استفاده از لوازم بازی و ورزشیِ پارک ها و باشگاه ها و دستگاه های شهربازی
▪️استفاده از مِترو و اتوبوس
▪️استفاده مکرر از دستگاه های عابربانک
▪️استفاده از تاکسی و سواریهای غیرشخصی
▪️استفاده از گوشی های تلفن مشترک در ادارات، مدارس و اماکن عمومی
▪️خام‌ خواری خوردنیهای حرارت ندیده
▪️لمس ضریح و درب بُقاع متبرکه و مساجد و مُهر و سجاده‌ مشترک

✅ انجام موارد زیر موکداً توصیه میگردد:
🔹مصرف مُداوم داروهای گیاهی تقویت کننده ی سیستم ایمنی
🔹شستشوی مکرر دست ها
🔹شرب مُدام مایعات
🔹استفاده از انواع پَد الکل، ژل آنتی باکتریال، ماسک و وسایل حفاظتی در صورت امکان
🔹غرغره مُدام آب و نمک
🔹بخور آب گرم در صورت امکان
@yotaab
🌎 www.yotaab.com
👍 Fb.com/yotaab.com
من همیشه وقتی بچه بودم
به یه کار مامانم خندم میگرفت ..
که میشست روی زمین از روی فرش با انگشتاش اشغال هارو یکی یکی جمع میکرد
به خودم میگفتم چه مادره ساده ای دارم مگه ما جارو برقی نداریم جارو نداریم اخه این چه کاریه مامان با انگشت اشغال هارو جمع میکنه
تا این که بزرگ شدم و غرق افکار زندگیم بودم و به مشکلاتم فکر میکردم
یه لحظه به خودم اومدم دیدم که دست هام پر از اشغاله
که از روی فرش جمع کردم اون وقت یادم اومد
که مادرم اون روزا غصه داشته و به مشکلاتش فکر میکرده.......
@yotaab
🌎 www.yotaab.com
👍 Fb.com/yotaab.com
رسم هفت سین تا بدست ما برسد خطرها از سر گذرانده، مصیبت ها دیده، غصه ها خورده. پیشینیان ما جنگها دیدند، قحطی و بیماری دیدند. آمدن و رفتن عرب و مغول دیدند.به زمین افتادن قهرمانانشان را دیدند، طاعون دیدند......
گذشتگان ما زمستانهای طاقت فرسا از سر گذراندند، اشک فراوان ریختند،رخت سیاه بسیار پوشیدند. با این همه هر نوروز نشستند سر هفت سین. نشستند تا این پیام را به من و شما و آیندگانشان و آیندگان ما برسانند که زندگی در نهایت پیروز خواهد شد، که روشنایی بر تیرگی چیره خواهد شد، که شیشه اندوه شکستنی است، که یکروز حال ما هم دوباره خوش خواهد شد...
که روز و روزگار نو خواهد شد...

درشکفتن جشن نوروز برایتان در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی بی پایان و برخورداری از همه نعمتهای خداوند را آرزومندم روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد... سال نو پیشاپیش مبارک...
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
سال ها پيش پدربزرگ از مکه آمده بود و برايمان سوغاتي آورده بود.
براي من يک تفنگ آورده بود که با باتري کار مي کرد.هم نور پخش مي کرد و هم صدايي شبيه به آژير داشت.
آنقدر دوستش داشتم که صبح تا شب با خودم تفنگ بازي مي‌کردم
همه را کلافه کرده بودم
مي گفتند انقدر صدايش را در نيار
انقدر تفنگ بازي نکن
باتري اش تمام مي شود .
يادم مي آيد مي خنديدم و مي‌گفتم
خوب تمام شود مي‌روم باتري مي خرم و باز بازي مي کنم
چند روزي گذشت تا برايمان مهمان آمد
وسط تفنگ بازي با پسر مهمان دقيقا جايي که حساس ترين نقطه ي بازي بود باتري تفنگم تمام شد
ديگر نه نور داشت و نه آژير
نمي توانستم شليک کنم و بازي را باختم
حاضر بودم هر کاري انجام دهم ولي 1دقيقه ديگه باتري داشت...!
امروز به اين فکر مي کنم که چقدر شبيه کودکيم هست اين روز ها
تمام انرژي ام را بيهوده هدر دادم
براي انسان هايي که نبودند يا نماندند
براي کار هايي که مهم نبودند
حالا که همه چيز مهم و جدي ست
حالا که مهمترين قسمت بازي ست
انرژي ام تمام شده
بعضي وقتا نمي داني چقدر از انرژيت باقي مانده
فکر مي‌کني هميشه فرصت هست
ولي حقيقت اين ست گاهي هيچ فرصتي نداري
اگر روزي صاحب فرزند شدم به او خواهم گفت مراقب باتري زندگي ات باش
بيهوده مصرفش نکن
شايد جايي که به آن نياز داري تمام شود...!!
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
دستور پخت بهترین نان تافتون خانگی:
آرد 567 گرم
نمک 11 گرم
شکر 2 قاشق چایخوری
بیکینگ پودر 1 قاشق چایخوری
مخمر 9 گرم
آب 370 گرم
روغن 2 قاشق غذاخوری
طرز تهیه:
یک لیوان آب با حرارت 40 درجه و شکر و مایه خمیر را مخلوط کرده و در یک ظرف در بسته قرار دهید و بگذارید تا 7-8 دقیقه بماند و مایه خمیر پف کرده و به عمل بیاید.
آرد، و نمک و بیکینگ پودر را مخلوط کرده و در ظرف مناسبی ریخته و وسط آن را کمی گود کنید. سپس مایه خمیر آماده شده و روغن و باقی آب را در محل گودی بین آرد بریزید و با قاشق چوبی، کم کم آرد و آب را مخلوط کنید. هر بار مقدار کمی از آرد را از اطراف به وسط گودی بیاورید و با آب مخلوط کنید.
این خمیر باید مقدار خیلی کمی چسبندگی داشته باشد. اگر خیلی هنوز خیس بود؛ مقداری آرد به تدریج اضافه کنید. دستان خود را به آرد بزنید و خمیر را ورز دهید. این کار باعث می شود که خمیر به دستانتان نچسبد. هر بار که خمیر زیادی به دستتان چسبیده بود، این کار را تکرار کنید. از خالی کردن یکباره آرد اضافی روی خمیر خودداری کنید چون ممکن است خمیر شما سفت تر از اندازه ای که باید، بشود. خمیر را به این ترتیب حدود 10 دقیقه ورز دهید.
سعی کنید با کف دست خود که آردی کرده اید خمیر را ورز دهید و از چنگ زدن خمیر بپرهیزید.
در ظرف بزرگتری مقدار کمی آرد بپاشید یا مقدار کمی روغن اسپری کنید و خمیری را که ورز داده اید، به داخل آن منتقل کنید. مجددا روی خمیر مقدار خیلی کمی آرد بپاشید و روی ظرف را با پارچه تمیزی بپوشانید و اجازه دهید تا خمیر در جای گرمی حدود یکی دو ساعت بماند تا حجم خمیر 2 یا 3 برابر شود.
یک ربع ساعت قبل از پخت نان ها، فر را با حرارت 250 درجه سانتیگراد روشن کرده و یک ظرف آب کف فر بگذارید. این کار باعث می شود تا هوای فر مرطوب شود و از خشک شدن نان ها جلوگیری شود.
خمیر را به 3 یا 4 قسمت تقسیم کنید و چونه های مساوی از آن بسازید. حالا مقدار خیلی کمی آرد روی سطح کار خود ریخته و با وردنه خمیر را صاف و کمی گرد کنید تا خمیر باز شود و اندازه دلخواه را بگیرد.
خمیر را در سینی فر گذاشته و با انگشتان خود، خمیر را فشار دهید تا حفره هایی بر روی خمیر ایجاد شود و خمیر فرم بگیرد. با چنگال سوراخ های ریزی بر روی خمیر ها ایجاد کنید تا در هنگام پخت، حباب های درشتی بر روی نان ها ایجاد نشود. در صورت تمایل می توانید روی خمیر خود کنجد هم بپاشید.
نان ها را در طبقه وسط فر گذاشته و به هر نان حدود 4 دقیقه زمان بدهید. از روی تغییر رنگ نان می توانید متوجه شوید که نان تافتون شما آماده است.
شما همچنین می توانید نان های تافتون را روی ماهیتابه چدنی که فقط با قلمو کمی چرب شده است، قرار داده و نان ها را در ماهیتابه بپزید و وقتی زیر آن رنگ گرفت، نان را برگردانید تا طرف دیگر آن نیز رنگ بگیرد. یا می توانید نان هایی را که در ماهیتابه پخته اید را در فر قرار دهید تا با حرارت از بالای فر، کمی روی نان ها نیز رنگ گرفته یا برشته شود. نوش جان
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
طرز تهیه بهترین نان تافتون خانگی!! ❤️ ❤️ ❤️
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد.

در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سر و صداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملا مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می کردم.
حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا و همین کارها را بکنید. بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند.

تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟
بچه ها گفتند: 100 تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم. از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
مارا از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه عشق می روی
از کوچه های خسته ما هم عبور کن
اللهم عجل لولیک الفرج
میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار،
بر عموم مسلمین جهان مبارک باد
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
قول دوران کودکی!
در عالم کودکی به مادرم قول دادم که همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم. مادرم مرا بوسید و گفت: «نمی‌توانی عزیزم!»
گفتم: «می‌توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم.»
مادر گفت: «یکی می‌آید که نمی‌توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی.»
نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ولی خوب که فکر می‌کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته‌اش بودم ولی نه به اندازه مادرم. بزرگتر که شدم عاشق شدم. خیال کردم نمی‌توانم به قول کودکی‌ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم: «کدام یک را بیشتر دوست داری؟» باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد.
سالها گذشت و یکی آمد. یکی که تمام جان من بود. همان روز مادرم با شادمانی خندید و گفت: «دیدی نتوانستی.»
من هر چه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا یشتر می‌خواستم. او با آمدنش سلطان قلب من شده بود. من نمی‌خواستم و نمی‌توانستم به قول دوران کودکی‌ام عمل کنم. آخر من خودم مادر شده بودم!
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
داشتم به میهمانم میگفتم "اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم "؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم ؛ او تعارف کرد و گفت "راحت است" ؛ من اما گرمم شد و برش داشتم ؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است !!!
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده ؛ اگر چه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام … !!!
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم ؛ روکش روی …
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و …
که همه این روکش ها دال بر دو نکته است :
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم …
هر روز در روابط روزمره مان همین روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم …
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم
آری … ؛ نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم ؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است …
کدام روز مبادا ؟! زندگی همین امروز است!
@yotaab
Www.yotaab.com
yotaab.com | یوتاب pinned «http://www.yotaab.com/تعبیر-خواب/»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلعیده شدن آهو توسط مار در یک چشم بهم زدن!!😳
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
به خدا گفتم!
چرا مرا از خاک آفریدی؟
چرا از آتش نيستم !؟
تا هرکه قصد داشت بامن بازی کند،
او را بسوزانم !
خدا گفت: تو را از خاک آفريدم
تا بسازي ! . . . نه بسوزاني !
از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند ! . . . بازهم زندگي کني و پخته تر شوي . . .تو را از خاک آفریدم تادر قلبت دانهٔ عشق بکاري ! . . .
و رشد دهي و از ميوهٔ شيرينش زندگی را دگرگون سازی ! ...
@yotaab
Www.yotaab.com
Fb.com/yotaab.iran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحنه ی آهسته سیلی زدن به صورت انسان
🆔 @yotaab
🌎 www.yotaab.com
👍 Fb.com/yotaab.iran