Don't have Telegram yet? Try it now!
https://gowhar.ideality.ir/pages/view/gowhar/37861
عمر تو همه هباست ای فیض درد دینت کجاست ای فیض بهر دنیا مباش غمناک تا در نگری فناست ای فیض روی دل ازینجهان بگردان بنگر که چه در قفاست ای فیض خود میدانی که در قیامت ز آشوب و بلا چهاست ای فیض چون کار ز دست ما برون شد دردیست که بیدواست ای فیض ما نا مفتون شاهدانی رنگ ز ردت گواست ای فیض کردم بطبیب حال خود عرض گفت از اثر است ای فیض گفتم که هوا ز سر بدر شد گفتا هوا بجاست ای فیض غافل منشین ز فتنهٔ نفس این نفس تو اژدهاست ای فیض بگذار حدیث نفس و بگذر بس شر که ز گفت خواست ای فیض «گوهر : فیض کاشانی : دیوان اشعار : غزلیات : غزل شمارهٔ ۴۹۸»