ابن تیمیهی تاریخی و ابن تیمیهی بازسازیشده
فایل و لینک گفتگوی پادکست "بعد النشر" با د. رائد السَّمهوری دربارهی کتاب اﺑﻦ ﺗﻴﻤﻴﺔ اﻟﺘﺎرﻳﺨﻲ واﻟﻤُﺴﺘﻌﺎد: ﻣﻘﺎرﺑﺔ ﺗﺎرﻳﺨﻴﺔ ﺗﺤﻠﻴﻠﻴﺔ ﻓﻲ ﻣﻮﻗﻒ اﺑﻦ ﺗﻴﻤﻴﺔ ﻣﻦ اﻟﻤﺨﺘﻠﻒ اﻟﺪﻳﻨﻲ پیوست است.
السمهوری در این گفتگو شخصیت تاریخی و تصویر بازسازی شدهی ابن تیمیه در آثار معاصر را با یکدیگر مقایسه کرده و دربارهی بهرهبرداری گفتمان سلفی از تراث قدیم سخن میگوید. این گفتگو پس از مقدمهای کوتاه حول چهار محور اصلی شکل گرفته است:
ـ زمانه و زمینهی زندگانی ابن تیمیه
ـ ابن تیمیه در کشاکش حنبلیگرایی و وهابیت
ـ ابن تیمیه در کشاکش فتوا و سلطهی سیاسی
ـ ابن تیمیه در اندیشهی اسلامی معاصر
@AdnanFallahi
فایل و لینک گفتگوی پادکست "بعد النشر" با د. رائد السَّمهوری دربارهی کتاب اﺑﻦ ﺗﻴﻤﻴﺔ اﻟﺘﺎرﻳﺨﻲ واﻟﻤُﺴﺘﻌﺎد: ﻣﻘﺎرﺑﺔ ﺗﺎرﻳﺨﻴﺔ ﺗﺤﻠﻴﻠﻴﺔ ﻓﻲ ﻣﻮﻗﻒ اﺑﻦ ﺗﻴﻤﻴﺔ ﻣﻦ اﻟﻤﺨﺘﻠﻒ اﻟﺪﻳﻨﻲ پیوست است.
السمهوری در این گفتگو شخصیت تاریخی و تصویر بازسازی شدهی ابن تیمیه در آثار معاصر را با یکدیگر مقایسه کرده و دربارهی بهرهبرداری گفتمان سلفی از تراث قدیم سخن میگوید. این گفتگو پس از مقدمهای کوتاه حول چهار محور اصلی شکل گرفته است:
ـ زمانه و زمینهی زندگانی ابن تیمیه
ـ ابن تیمیه در کشاکش حنبلیگرایی و وهابیت
ـ ابن تیمیه در کشاکش فتوا و سلطهی سیاسی
ـ ابن تیمیه در اندیشهی اسلامی معاصر
@AdnanFallahi
YouTube
ابن تيمية التاريخي والمُستعاد │ رائد السمهوري │ بودكاست بعد النشر
تناقش هذه الحلقة مع الباحث رائد السمهوري أطروحته حول ابن تيمية، ونقارن معه بين شخصيته التاريخية وصورته المستعادة في الأدبيات الحديثة والمعاصرة، وتوظيف التراث في الخطاب السلفي.
00:00 مقدمة
06:50 الظرف التاريخي ونشأة ابن تيمية
22:10 ابن تيمية بين الحنبلية…
00:00 مقدمة
06:50 الظرف التاريخي ونشأة ابن تيمية
22:10 ابن تيمية بين الحنبلية…
👍4👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
گسترش جمعیتی یک گروه باعث آن شد که گروه دیگر دست به پاکسازی قومی بزند. یک جنگجوی صرب در ۱۹۹۲ این سؤال را مطرح کرد که چرا ما کودکان را میکشیم؟ و خود چنین پاسخ داد: «چون روزی خواهد رسید که این کودکان بزرگ میشوند و بعد ناگزیر به کشتن آنها میشویم.»... موضع…
با شدت گرفتن جنگهای خطوط گسل [تمدنی] هر یک از طرفین از طرف دیگر تصویری شیطانی ارائه میکند و غالباً گروه مخالف خود را غیرانسانهایی میداند که کشتن آنها امری مشروع است. یلتسین در اشاره به چریکهای چچنی گفته است: «سگهای دیوانه را باید به گلوله بست». ژنرال اندونزیایی تری ساتریسنو در اشاره به کشتار سال ۱۹۹۱ در تیمور شرقی میگوید: «این گروه بی اصل و نسب را باید کشت... و ما آنها را میکشیم».
در جنگهای خطوط گسل خصومتهای دیرینه دوباره زنده می شوند... کشتارهای جمعی، شکنجه، تجاوز، و اخراج وحشیانه غیرنظامیان از سرزمینهای خود زمانی توجیهپذیر میشود که نفرتهای فرقه ای تشدید شوند. به همین دلیل نمادها و نشانه های مربوط به فرهنگ مقابل تبدیل به هدف میشود. صربها به شکلی منظم مساجد مسلمانان و کلیساهای فرانسیسکن را تخریب میکردند و در همان حال کرواتها صومعههای ارتودوکس را منفجر می کردند. در حالی که موزه ها و کتابخانه ها معمولاً در جنگ مورد حمله قرار نمی گیرند نیروهای امنیتی سینهالی [در سریلانکا] کتابخانه عمومی جهنا را سوزاندند و اسناد تاریخی و ادبی منحصر به فردی را که مربوط به فرهنگ تامیلی بود از میان بردند؛ چنانکه تیراندازان صرب هم موزه ملی در سارایوو را به گلوله بستند و آن را ویران کردند. صربها شهر بوسنیایی زورنیک را از ۴۰ هزار مسلمان ساکن این شهر پاکسازی کردند و یک برج دوره عثمانی را که جایگزین یک کلیسای ارتودوکس شده بود و قدمت آن به سال ۱۴۶۳ میرسید منفجر کردند و به جای آن یک صلیب کاشتند.
در جنگ بین فرهنگها آنکه بازنده است فرهنگ است.
ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی،
صص435،436،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چـ2، 1403ش.
@AdnanFallahi
در جنگهای خطوط گسل خصومتهای دیرینه دوباره زنده می شوند... کشتارهای جمعی، شکنجه، تجاوز، و اخراج وحشیانه غیرنظامیان از سرزمینهای خود زمانی توجیهپذیر میشود که نفرتهای فرقه ای تشدید شوند. به همین دلیل نمادها و نشانه های مربوط به فرهنگ مقابل تبدیل به هدف میشود. صربها به شکلی منظم مساجد مسلمانان و کلیساهای فرانسیسکن را تخریب میکردند و در همان حال کرواتها صومعههای ارتودوکس را منفجر می کردند. در حالی که موزه ها و کتابخانه ها معمولاً در جنگ مورد حمله قرار نمی گیرند نیروهای امنیتی سینهالی [در سریلانکا] کتابخانه عمومی جهنا را سوزاندند و اسناد تاریخی و ادبی منحصر به فردی را که مربوط به فرهنگ تامیلی بود از میان بردند؛ چنانکه تیراندازان صرب هم موزه ملی در سارایوو را به گلوله بستند و آن را ویران کردند. صربها شهر بوسنیایی زورنیک را از ۴۰ هزار مسلمان ساکن این شهر پاکسازی کردند و یک برج دوره عثمانی را که جایگزین یک کلیسای ارتودوکس شده بود و قدمت آن به سال ۱۴۶۳ میرسید منفجر کردند و به جای آن یک صلیب کاشتند.
در جنگ بین فرهنگها آنکه بازنده است فرهنگ است.
ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی،
صص435،436،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چـ2، 1403ش.
@AdnanFallahi
👍8👎1
بِسا: رمز نجات یهودیان در آلبانی
در طول تاریخ سیاه هولوکاست، صفحهای درخشان از همدلی و شجاعت در آلبانی رقم خورد؛ جایی که مسلمانان با الهام از آیین کهن «بسا» (Besa)، جان هزاران یهودی را نجات دادند. آلبانی ـ تنها کشور اروپایی با اکثریت مسلمان ـ یگانه کشور اروپایی بود که جنگ جهانی دوم را با جمعیتی بیشتر از یهودیان به نسبت قبل از جنگ به پایان رساند.
پیش از جنگ، تنها حدود ۲۰۰ یهودی در آلبانی زندگی میکردند. با این حال، در طول جنگ، بین ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ یهودی ـ که بسیاریشان پناهندگانی از آلمان، اتریش، یونان و یوگسلاوی بودند ـ به دست شهروندان عموما مسلمان آلبانی پناه داده شدند. در حقیقت، یک یهودی در آلبانی حداقل ده برابر بیشتر از یهودیان در مراکز بزرگتری مانند لیتوانی یا لهستان شانس نجات داشت.
رمز این شجاعت، «بِسا» (Besa)، آیین کهن افتخار آلبانیایی است که به معنای «وفا به عهد» یا «راستگویی» است. این آیین، که ریشه در فرهنگ و ایمان مسلمانان آلبانی دارد، یک قانون اخلاقی مطلق را دیکته میکند که بر اساس آن، فرد باید از مهمان خود محافظت کند، حتی اگر به قیمت جان خود و خانوادهاش تمام شود. بر اساس بسا، غریبهای وجود ندارد و هرکسی که پناه میآورد، «مهمان» است و باید به هر قیمتی محافظت شود. خانوادههای مسلمان آلبانیایی با الهام از سنت اخلاقی بسا یهودیان را در خانههای خود پنهان کردند، برای آنان مدارک هویتی تهیه کردند و از تحویل آنان به نیروهای اشغالگر آلمان نازی خودداری کردند.
امروزه، یَد وَشِم (یادمان رسمی هولوکاست در دولت یهود)، ۷۵ تن از شهروندان آلبانیایی را به عنوان «نیکوکاران در میان ملل» (Righteous Among the Nations) شناخته است که تقریباً تمامی آنها مسلمان هستند.
داستان آلبانی یادآور آن است که حتی در تاریکترین روزهای تاریخ، ارزشهایی چون شرافت، خیرخواهی و مسئولیت انسانی میتوانند بر نفرت و خشونت غلبه کنند و الگویی ماندگار از همزیستی میان نوع بشر را بر جای بگذارند.
* تصویر پیوست ـ برگرفته از مرکز جهانی یادمان هولوکاست (Yad Vashem) ـ عکسی از لیمه بالا (Lime Balla) است. او و بقیهی خانوادهاش در رمضان 1943 به 17نفر از یهودیانی که از تیرانا (پایتخت آلبانی) ـ که به اشغال نازیها درآمده بود ـ گریخته بودند پناه دادند.
@AdnanFallahi
در طول تاریخ سیاه هولوکاست، صفحهای درخشان از همدلی و شجاعت در آلبانی رقم خورد؛ جایی که مسلمانان با الهام از آیین کهن «بسا» (Besa)، جان هزاران یهودی را نجات دادند. آلبانی ـ تنها کشور اروپایی با اکثریت مسلمان ـ یگانه کشور اروپایی بود که جنگ جهانی دوم را با جمعیتی بیشتر از یهودیان به نسبت قبل از جنگ به پایان رساند.
پیش از جنگ، تنها حدود ۲۰۰ یهودی در آلبانی زندگی میکردند. با این حال، در طول جنگ، بین ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ یهودی ـ که بسیاریشان پناهندگانی از آلمان، اتریش، یونان و یوگسلاوی بودند ـ به دست شهروندان عموما مسلمان آلبانی پناه داده شدند. در حقیقت، یک یهودی در آلبانی حداقل ده برابر بیشتر از یهودیان در مراکز بزرگتری مانند لیتوانی یا لهستان شانس نجات داشت.
رمز این شجاعت، «بِسا» (Besa)، آیین کهن افتخار آلبانیایی است که به معنای «وفا به عهد» یا «راستگویی» است. این آیین، که ریشه در فرهنگ و ایمان مسلمانان آلبانی دارد، یک قانون اخلاقی مطلق را دیکته میکند که بر اساس آن، فرد باید از مهمان خود محافظت کند، حتی اگر به قیمت جان خود و خانوادهاش تمام شود. بر اساس بسا، غریبهای وجود ندارد و هرکسی که پناه میآورد، «مهمان» است و باید به هر قیمتی محافظت شود. خانوادههای مسلمان آلبانیایی با الهام از سنت اخلاقی بسا یهودیان را در خانههای خود پنهان کردند، برای آنان مدارک هویتی تهیه کردند و از تحویل آنان به نیروهای اشغالگر آلمان نازی خودداری کردند.
امروزه، یَد وَشِم (یادمان رسمی هولوکاست در دولت یهود)، ۷۵ تن از شهروندان آلبانیایی را به عنوان «نیکوکاران در میان ملل» (Righteous Among the Nations) شناخته است که تقریباً تمامی آنها مسلمان هستند.
داستان آلبانی یادآور آن است که حتی در تاریکترین روزهای تاریخ، ارزشهایی چون شرافت، خیرخواهی و مسئولیت انسانی میتوانند بر نفرت و خشونت غلبه کنند و الگویی ماندگار از همزیستی میان نوع بشر را بر جای بگذارند.
* تصویر پیوست ـ برگرفته از مرکز جهانی یادمان هولوکاست (Yad Vashem) ـ عکسی از لیمه بالا (Lime Balla) است. او و بقیهی خانوادهاش در رمضان 1943 به 17نفر از یهودیانی که از تیرانا (پایتخت آلبانی) ـ که به اشغال نازیها درآمده بود ـ گریخته بودند پناه دادند.
@AdnanFallahi
👍20👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
با شدت گرفتن جنگهای خطوط گسل [تمدنی] هر یک از طرفین از طرف دیگر تصویری شیطانی ارائه میکند و غالباً گروه مخالف خود را غیرانسانهایی میداند که کشتن آنها امری مشروع است. یلتسین در اشاره به چریکهای چچنی گفته است: «سگهای دیوانه را باید به گلوله بست». ژنرال اندونزیایی…
در سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۵ دولت روسیه با تشدید تحریم های اقتصادی علیه صربستان به شدت مخالفت کرد و پارلمان روسیه تقریباً به اتفاق آراء به لغو تحریمهای موجود علیه صربستان رأی داد. روسیه در عین حال برای تشدید تحریم نظامی علیه مسلمانان [بوسنی] و نیز برای تحریم اقتصادی کرواسی تلاشهای زیادی کرد... در ۱۹۹۴ و نیز در سال ۱۹۹۵ روسیه همواره با حملات هوایی ناتو علیه صربهای بوسنیایی مخالفت کرد در سال بعد دومای روسیه به اتفاق آراء بمباران صربها را محکوم کرد و از آندره ی کوزیرف وزیر خارجه روسیه خواست که به خاطر ناتوانی در دفاع از منافع ملی روسیه در منطقه بالکان از سمت خود استعفا دهد. همچنین در سال ۱۹۹۵ روسیه ناتو را به نسل کشی صربها متهم کرد... روسیه از راه های گوناگون تلاش میکرد تا در سازمان ملل و جوامع دیگر از منافع صربها حمایت کند. در دسامبر ۱۹۹۴ روسیه یکی از قطعنامههای شورای امنیت را که به وسیله کشورهای مسلمان پیشنهاد شده بود وتو کرد... در آوریل ۱۹۹۴ روسیه یک قطعنامه دیگر سازمان ملل متحد را هم وتو کرد؛ قطعنامه ای که صربها را به خاطر پاکسازی قومی محکوم میکرد. اقدام دیگر روسیه این بود که با انتصاب شخصیت های تبعه کشورهای عضو ناتو برای داوری در مورد جنایات جنگی جلوگیری کرد و استدلال روسیه این بود که این انتصاب میتواند داوری مورد نظر را به ضرر صربها تغییر بدهد؛ روسیه در عین حال با محاکمه فرمانده نظامی صربهای بوسنیایی یعنی راتكو ملادیچ در دادگاه بین المللی جنایات جنگی مخالفت کرد و به ملادیچ پیشنهاد پناهندگی در روسیه را داد.
ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی،
صص456،457،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چـ2، 1403ش.
@AdnanFallahi
ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی،
صص456،457،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، چـ2، 1403ش.
@AdnanFallahi
👍5👎1
هیچ چیزی در دین [اسلام] مانع این نشده که مسلمانان در علوم اجتماعی و سیاسی از سایر امتها پیشی گیرند و این نظام کهن [= خلافت] ـ که خویشتن را در برابرش خوار و خفیف کردهاند ـ را از بین برند و قواعد حکمرانی و نظام حکومتشان را بر اساس جدیدترین یافتههای عقل بشر و قویترین تجارب امتها در زمینهی بهترین اصول حکمرانی بنا کنند.
علی عبدالرازق،
الاسلام واصول الحکم؛ بحث في الخلافة والحکومة في الاسلام،
ص146،
القاهرة: دار الهلال، 1925، طـ1.
@AdnanFallahi
علی عبدالرازق،
الاسلام واصول الحکم؛ بحث في الخلافة والحکومة في الاسلام،
ص146،
القاهرة: دار الهلال، 1925، طـ1.
@AdnanFallahi
👍14👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
تحصیل بانوان در تراث مسلمین در دو فرسته: ـ تحصیل زنان در فقه قُدَما ـ تکملهای بر بحث تحصیل زنان از دیدگاه فقه قُدَما: فتوای ابن حجر هیتمی شافعی(974هـ) @AdnanFallahi
... و معلم نباید به زنان یا دختران نوشتن بیاموزد... و گفته شده زنی که نوشتن بیاموزد مانند ماری است که سم در بدنش جمع میکند...
ابن الإخوة (729ق)،
معالم القربة في أحکام الحسبة،
ص171،172،
دار الفنون «كمبردج»
@AdnanFallahi
ابن الإخوة (729ق)،
معالم القربة في أحکام الحسبة،
ص171،172،
دار الفنون «كمبردج»
@AdnanFallahi
🤔10👍5👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اما آنچه از آن بیم داشتیم وقوع یافته، چه به روزگار ما [= قرن هفتم و هشتم قمری] علم و عملِ امر به معروف و نهی از منکر متروک شده و حقیقت و نشانهاش از میان رفته و مداهنه و ریاکاری بر دلهای مردم غلبه یافته و توجه به خداوند فراموش شده است. مردم همچون چارپایان…
در روزگار ما [= قرون هفتم و هشتم قمری] واعظ جز برای انجام دادن مراسم مُردگان یا عقد زناشویی مورد نیاز نیست، البته اجتماعاتی بیهوده هم تشکیل میشود که مردم نه برای شنیدن پند و سود بردن در آنجا گرد میآیند بلکه این مجامع نوعی تفریح و سرگرمی است...
ابن الإخوة (729ق)،
معالم القربة في أحکام الحسبة،
ص182،
ترجمه جعفر شعار،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چـ2، 1360ش.
#گذشتهی_متخیل
@AdnanFallahi
ابن الإخوة (729ق)،
معالم القربة في أحکام الحسبة،
ص182،
ترجمه جعفر شعار،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چـ2، 1360ش.
#گذشتهی_متخیل
@AdnanFallahi
👍8🤔3👎2
قطعا یکی از دلایل قدرت تأثیرگذاری سید جمال الدین روی اندیشمندان و تودهها ـ در مراحل گوناگون زندگیاش ـ این بود که او حقیقتا میتوانست افکار و نیازهای جدید را با زبان سنتی و اسلامی بیان کند. نیاز به آموختن از غرب چیز جدیدی نبود اما یکی از اقدامات پرشمار و جدید وی، ایجاد هماهنگی بین این خواسته و بین نظام فکریای بود که سازوکارهای سنتی برای حفظ یک تصویر راستکیش و هدایتیافته در اختیار داشتند؛ هرچند که خود سید جمال از نظر بیشتر فقهای اهل سنت، راستکیش و هدایتیافته نبود...
نیکي کيدي،
جمال الدین الأفغاني؛ سیرة سیاسیة،
ص105،
ترجمة معين الإمام ومجاب الإمام،
قطر: منتدی العلاقات العربیة والدولية، 2021.
@AdnanFallahi
نیکي کيدي،
جمال الدین الأفغاني؛ سیرة سیاسیة،
ص105،
ترجمة معين الإمام ومجاب الإمام،
قطر: منتدی العلاقات العربیة والدولية، 2021.
@AdnanFallahi
👍10👎1
Forwarded from تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شما اگر بخواهید به جایی پناه برید روسیه و چین و آلبانی را برای ماندن و زیستن و کار کردن انتخاب میکنید یا آمریکا و آلمان و انگلیس را؟ پاسخ مخاطب روشن است، چه اگر روشنفکر ضد سرمایهداری یا حتی مارکسیست هم باشد، دموکراسی و آزادی و امنیت و اطمینان به حرمت انسانی و حقوق فردی را به قیمت تحمل سرمایهداری ترجیح میدهد و سوسیالیسم را به بهای استبداد پلیسی و اختناق فکری رژیمی که برایش اقتصاد بر انسان ترجیح دارد و با پول میتوان ایدئولوژیاش را ابتیاع کرد، نخواهد پذیرفت.
علی شریعتی،
مجموعه آثار،
ج۲ ص۱۶۶؛ ج۲۳ ص۳۶۱
@AdnanFallahi
علی شریعتی،
مجموعه آثار،
ج۲ ص۱۶۶؛ ج۲۳ ص۳۶۱
@AdnanFallahi
👍10👎3🤔3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کانت نه تنها ایمان خصوصی مسیحی را تأیید میکند بلکه بر کلیساهای مسیحی به مثابه نیروی اخلاقی سیاسی در جهان مدرن صحه مینهد. یک قرن پس از هابز، کانت راهی برای بازگشت الهیات به مرکز اندیشه سیاسی پیدا کرد. مارک لیلا، خدای مُردهزاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن، ص۱۳۰،…
هرمان کوهن [فیلسوف یهودی نئوکانتی] که علیه صهیونیستهای زمانهاش مینوشت ادعا کرد که "انزوا در یک دولت [یهودی] با رسالت موعودباورانهی یهودیان در تضاد است و در نتیجه ملت یهودی با ایدئال موعودباورانه تضاد دارد". و اگر بیدولت بودن به این معناست که یهودیان باید رنج تحقیر و انزوا را تحمل کنند، آنان باید این رنج را چونان افتخاری در راه تحقق امر ایدئال پذیرا شوند. مردم موعودباور به نیابت از بشریت رنج میکشند.
مارک لیلا،
خدای مُردهزاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن،
ص۲۱۰،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.
@AdnanFallahi
مارک لیلا،
خدای مُردهزاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن،
ص۲۱۰،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.
@AdnanFallahi
👍10👎2
اگر تهاجم ویتنامیها و اشغال کامبوج به دست آنان در دسامبر ۱۹۷۸ و ژانویه ۱۹۷۹ نشان دهندهی اولین جنگ متعارفی است که در سطحی گسترده، یک رژیم مارکسیستی علیه رژیم مارکسیستی دیگر برپا کرده است حمله ی فوریهی چین به ویتنام خیلی زود به تأیید و تثبیت این شیوه انجامید...
اریک هابسبام کاملاً محق است وقتی که میگوید «جنبشها و دولتهای
مارکسیستی نه تنها در شکل بلکه در ماهیت نیز به این تمایل پیدا کرده اند که ملی و ملیتخواه شوند. چیزی وجود ندارد تا بر مبنای آن بتوانیم به این برداشت برسیم که این روند ادامه نخواهد یافت». این روند به دنیای سوسیالیست محدود نمیشود.... واقعیت کاملاً روشن است، پایان عصر ملیتخواهی که از مدتها قبل پیشگویی شده بود حتی به صورت ضعیفی نیز امکان عینی شدنش وجود ندارد. در واقع، ملتبودن همچنان مشروعیتی جهانشمول در زندگی سیاسی عصر ما دارد.
بندیکت اندرسون،
جماعتهای تصوری [متخیل]،
صص27ـ29،
ترجمه محمد محمدی،
تهران: رخداد نو، 1391.
@AdnanFallahi
اریک هابسبام کاملاً محق است وقتی که میگوید «جنبشها و دولتهای
مارکسیستی نه تنها در شکل بلکه در ماهیت نیز به این تمایل پیدا کرده اند که ملی و ملیتخواه شوند. چیزی وجود ندارد تا بر مبنای آن بتوانیم به این برداشت برسیم که این روند ادامه نخواهد یافت». این روند به دنیای سوسیالیست محدود نمیشود.... واقعیت کاملاً روشن است، پایان عصر ملیتخواهی که از مدتها قبل پیشگویی شده بود حتی به صورت ضعیفی نیز امکان عینی شدنش وجود ندارد. در واقع، ملتبودن همچنان مشروعیتی جهانشمول در زندگی سیاسی عصر ما دارد.
بندیکت اندرسون،
جماعتهای تصوری [متخیل]،
صص27ـ29،
ترجمه محمد محمدی،
تهران: رخداد نو، 1391.
@AdnanFallahi
👍11👎4
🌊راهیان جبلالطارق: در سَبتَه چه گذشت؟
موج ورود حدود ۶۰ هزار مهاجر از مراکش به شهر خودمختار سبته( سئوتا) در بخش اسپانیایی مراکش طی کمتر از ۲۴ ساعت، یکی از بزرگترین بحرانهای مرزی اروپا در سالهای اخیر را رقم زد. بر اساس آمار رسمی، دستکم ۵۷ نفر در جریان عبور از مرز یا در دریا جان خود را از دست دادند. هرچند بخش عمده این مهاجران (بیش از ۴۸۰۰۰نفر) - احتمالا پس از مشاهده شرایط واقعی و بسته بودن مسیر انتقال به خاک اصلی اسپانیا - به مراکش بازگشتند[۱] اما موجی از تحلیل و اخبار با چاشنی منازعات تاریخی و فرهنگی و... در جریان است: از باز کردن پای تاریخ اسلامی اندلس به این قضیه تا ربط دادن آن به بحران اسراییل/فلسطین و تا منازعات دو طیف چپ و راست.
این نخستین بار نیست که سبته با چنین بحرانی روبهرو میشود. در می ۲۰۲۱ نیز حدود ۸ هزار نفر، عمدتاً با شنا از مرز عبور کردند. آن بحران بهطور گسترده نتیجه تنش دیپلماتیک میان مادرید و رباط پس از پذیرش «ابراهیم غالی» رهبر جبهه استقلالطلب پولیساریو در اسپانیا برای درمان تلقی شد. بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند که کاهش کنترل مرزی از سوی مراکش، واکنشی سیاسی به مواضع اسپانیا در پرونده صحرای غربی بود. از آن زمان نیز روابط اسپانیا، مراکش و الجزایر همواره تحت تأثیر رقابت رباط و الجزیره بر سر صحرای غربی قرار داشته است؛ بهگونهای که هرگونه نزدیکی مادرید به یکی از این دو کشور، میتواند بر همکاریهای مرزی و مهاجرتی اثر بگذارد. در بحران اخیر نیز برخی کارشناسان احتمال دادهاند که اختلافات تازه میان مراکش و اسپانیا و نیز مناسبات مادرید با الجزایر، در کاهش کنترل مرزی از سوی رباط بیتأثیر نبوده باشد، هرچند تاکنون سند قطعی در این باره ارائه نشده است.
البته ریشههای این بحران صرفاً سیاسی نیست. مراکش طی سالهای اخیر با نرخ بالای بیکاری بهویژه در میان جوانان، و افزایش هزینههای زندگی مواجه بوده است. همین عوامل موجب شده که مسیر غرب مدیترانه همچنان یکی از مهمترین دالانهای مهاجرت به اروپا باقی بماند. هر سال دهها هزار نفر از سواحل مراکش و شمال آفریقا تلاش میکنند از طریق مدیترانه یا مرزهای زمینی سبته و مِلیلیه خود را به اروپا برسانند؛ روندی که سالها پیش از دولت کنونی اسپانیا نیز وجود داشته و محدود به یک دولت یا یک تصمیم سیاسی نیست.
در عین حال، نمیتوان نقش تحولات حقوقی اسپانیا را نیز نادیده گرفت: رأی شماره ۸۱۴/۲۰۲۶ دیوان عالی اسپانیا در اوایل سال ۲۰۲۶ تصریح کرد که بازگرداندن فوری مهاجران غیرنظامیای که از مسیر دریا وارد سبته و ملیلیه میشوند، با چارچوب قانونی موجود سازگار نیست[۲]. هرچند این رأی به معنای اعطای حق اقامت نبود، اما این تصور غلط را میان مهاجران ایجاد کرد که ورود به سبته، مانع اخراج فوری خواهد شد.
گفتنی است در روزهای گذشته، بخشی از رسانههای راستگرا و جریانهای نزدیک به اسرائیل تلاش کردهاند این رخداد را صرفاً نتیجه سیاستهای دولت پدرو سانچز معرفی کنند و آن را دستاویزی برای حمله به دولت اسپانیا قرار دهند. با این حال، شواهد موجود تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد. مسیر مهاجرت از مراکش به سبته و ملیلیه، دهههاست یکی از نقاط بحرانی مرزهای اتحادیه اروپا محسوب میشود و بحرانهای مشابه بارها در دولتهای مختلف اسپانیا رخ داده است. افزون بر این، میزان کنترل یا کاهش کنترل مرز از سوی نیروهای امنیتی مراکش همواره یکی از عوامل تعیینکننده در شدت یا کاهش این موجها بوده است. بنابراین، نسبت دادن کامل بحران اخیر به سیاستهای دولت سانچز، بیش از آنکه تحلیلی مبتنی بر واقعیت باشد، به نظر بخشی از رقابتها و منازعات سیاسی در داخل و خارج اسپانیا میآید؛ منازعاتی که به شکل مبتذلی حتی وارد حوزهی الهیات شده و یک بحران مهاجرتی را لابد به مواردی چون دوران اندلس اسلامی، کمک عثمانیها به تخلیهی یهودیان اندلس و تسهیل ورود آنان به سرحدات خودشان در قرون پانزده و شانزده میلادی، مخالفت اسپانیا با برخی اقدامات کاخ سفید، بحران غزه، شکست تیم ملی آرژانتین در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ و چهبسا اخلاقیات ماتادورهای والنسیا ربط میدهد!
ـــــــ
ارجاعات:
[1]. https://ume.la/sxUUNA
[2]. https://ume.la/8UYycC
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
موج ورود حدود ۶۰ هزار مهاجر از مراکش به شهر خودمختار سبته( سئوتا) در بخش اسپانیایی مراکش طی کمتر از ۲۴ ساعت، یکی از بزرگترین بحرانهای مرزی اروپا در سالهای اخیر را رقم زد. بر اساس آمار رسمی، دستکم ۵۷ نفر در جریان عبور از مرز یا در دریا جان خود را از دست دادند. هرچند بخش عمده این مهاجران (بیش از ۴۸۰۰۰نفر) - احتمالا پس از مشاهده شرایط واقعی و بسته بودن مسیر انتقال به خاک اصلی اسپانیا - به مراکش بازگشتند[۱] اما موجی از تحلیل و اخبار با چاشنی منازعات تاریخی و فرهنگی و... در جریان است: از باز کردن پای تاریخ اسلامی اندلس به این قضیه تا ربط دادن آن به بحران اسراییل/فلسطین و تا منازعات دو طیف چپ و راست.
این نخستین بار نیست که سبته با چنین بحرانی روبهرو میشود. در می ۲۰۲۱ نیز حدود ۸ هزار نفر، عمدتاً با شنا از مرز عبور کردند. آن بحران بهطور گسترده نتیجه تنش دیپلماتیک میان مادرید و رباط پس از پذیرش «ابراهیم غالی» رهبر جبهه استقلالطلب پولیساریو در اسپانیا برای درمان تلقی شد. بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند که کاهش کنترل مرزی از سوی مراکش، واکنشی سیاسی به مواضع اسپانیا در پرونده صحرای غربی بود. از آن زمان نیز روابط اسپانیا، مراکش و الجزایر همواره تحت تأثیر رقابت رباط و الجزیره بر سر صحرای غربی قرار داشته است؛ بهگونهای که هرگونه نزدیکی مادرید به یکی از این دو کشور، میتواند بر همکاریهای مرزی و مهاجرتی اثر بگذارد. در بحران اخیر نیز برخی کارشناسان احتمال دادهاند که اختلافات تازه میان مراکش و اسپانیا و نیز مناسبات مادرید با الجزایر، در کاهش کنترل مرزی از سوی رباط بیتأثیر نبوده باشد، هرچند تاکنون سند قطعی در این باره ارائه نشده است.
البته ریشههای این بحران صرفاً سیاسی نیست. مراکش طی سالهای اخیر با نرخ بالای بیکاری بهویژه در میان جوانان، و افزایش هزینههای زندگی مواجه بوده است. همین عوامل موجب شده که مسیر غرب مدیترانه همچنان یکی از مهمترین دالانهای مهاجرت به اروپا باقی بماند. هر سال دهها هزار نفر از سواحل مراکش و شمال آفریقا تلاش میکنند از طریق مدیترانه یا مرزهای زمینی سبته و مِلیلیه خود را به اروپا برسانند؛ روندی که سالها پیش از دولت کنونی اسپانیا نیز وجود داشته و محدود به یک دولت یا یک تصمیم سیاسی نیست.
در عین حال، نمیتوان نقش تحولات حقوقی اسپانیا را نیز نادیده گرفت: رأی شماره ۸۱۴/۲۰۲۶ دیوان عالی اسپانیا در اوایل سال ۲۰۲۶ تصریح کرد که بازگرداندن فوری مهاجران غیرنظامیای که از مسیر دریا وارد سبته و ملیلیه میشوند، با چارچوب قانونی موجود سازگار نیست[۲]. هرچند این رأی به معنای اعطای حق اقامت نبود، اما این تصور غلط را میان مهاجران ایجاد کرد که ورود به سبته، مانع اخراج فوری خواهد شد.
گفتنی است در روزهای گذشته، بخشی از رسانههای راستگرا و جریانهای نزدیک به اسرائیل تلاش کردهاند این رخداد را صرفاً نتیجه سیاستهای دولت پدرو سانچز معرفی کنند و آن را دستاویزی برای حمله به دولت اسپانیا قرار دهند. با این حال، شواهد موجود تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد. مسیر مهاجرت از مراکش به سبته و ملیلیه، دهههاست یکی از نقاط بحرانی مرزهای اتحادیه اروپا محسوب میشود و بحرانهای مشابه بارها در دولتهای مختلف اسپانیا رخ داده است. افزون بر این، میزان کنترل یا کاهش کنترل مرز از سوی نیروهای امنیتی مراکش همواره یکی از عوامل تعیینکننده در شدت یا کاهش این موجها بوده است. بنابراین، نسبت دادن کامل بحران اخیر به سیاستهای دولت سانچز، بیش از آنکه تحلیلی مبتنی بر واقعیت باشد، به نظر بخشی از رقابتها و منازعات سیاسی در داخل و خارج اسپانیا میآید؛ منازعاتی که به شکل مبتذلی حتی وارد حوزهی الهیات شده و یک بحران مهاجرتی را لابد به مواردی چون دوران اندلس اسلامی، کمک عثمانیها به تخلیهی یهودیان اندلس و تسهیل ورود آنان به سرحدات خودشان در قرون پانزده و شانزده میلادی، مخالفت اسپانیا با برخی اقدامات کاخ سفید، بحران غزه، شکست تیم ملی آرژانتین در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ و چهبسا اخلاقیات ماتادورهای والنسیا ربط میدهد!
ـــــــ
ارجاعات:
[1]. https://ume.la/sxUUNA
[2]. https://ume.la/8UYycC
✍️عدنان فلّاحی
https://t.me/AdnanFallahi
👍7
ولولا الاهتمام الذي حملته الحركة السلفية في مصر للحنابلة، ولولا وهابية العربية السعودية، لهبطت الحنبلية ولفترة طويلة جدًا من الزمن إن لم يكن إلى الأبد في وعي وفكر علماء ودارسي الإسلاميات إلى مستوى المذاهب الموصوفة أنها «لا تستحق الذكر».
إن قلة عدد أتباع المذهب الحنبلي بالنسبة إلى بقية المذاهب كانت إذن مصدر أفكار خاطئة عن هذه المدرسة، مما أعطى سندا للمفهوم السائد حول الحنبلية باعتبارها قد تجمدت على هامش السنية...
جورج مقدسي،
الاسلام الحنبلي،
ص26،27،
ترجمة سعود المولی،
بیروت: الشبکة العربية للابحاث والنشر، 2017.
@AdnanFallahi
إن قلة عدد أتباع المذهب الحنبلي بالنسبة إلى بقية المذاهب كانت إذن مصدر أفكار خاطئة عن هذه المدرسة، مما أعطى سندا للمفهوم السائد حول الحنبلية باعتبارها قد تجمدت على هامش السنية...
جورج مقدسي،
الاسلام الحنبلي،
ص26،27،
ترجمة سعود المولی،
بیروت: الشبکة العربية للابحاث والنشر، 2017.
@AdnanFallahi
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر تهاجم ویتنامیها و اشغال کامبوج به دست آنان در دسامبر ۱۹۷۸ و ژانویه ۱۹۷۹ نشان دهندهی اولین جنگ متعارفی است که در سطحی گسترده، یک رژیم مارکسیستی علیه رژیم مارکسیستی دیگر برپا کرده است حمله ی فوریهی چین به ویتنام خیلی زود به تأیید و تثبیت این شیوه انجامید...…
امروزه، ممکن است ما گروه اَشراف فرانسوی دورهی ماقبل مدرن را به صورت یک طبقه به حساب آوریم؛ اما مطمئناً تنها در این اواخر بود که مسأله این گونه به تصور درآمد. پاسخی طبیعی و قابل انتظار به این پرسش که «فلان کُنت چه کسی است»؟ این نبود که او عضوی از اشرافیت است، بلکه پاسخ در آن دوره این بود که «او فلان نجیبزاده است»؛ یا «او عموی فلان بارون است»؛ یا «تحت حمایت فلان دوک قرار دارد».
بندیکت اندرسون،
جماعتهای تصوری [متخیل]،
ص35،
ترجمه محمد محمدی،
تهران: رخداد نو، 1391.
@AdnanFallahi
بندیکت اندرسون،
جماعتهای تصوری [متخیل]،
ص35،
ترجمه محمد محمدی،
تهران: رخداد نو، 1391.
@AdnanFallahi
👍2
در روز جمعه سیزدهم ماه [صفر سال 461ق]، در مسجد جامع المنصور [بغداد] نوبت خطابه داشتم. فهمیدم که [ابو الحسن إلکیا]الهَرَّاسیِ واعظ را از منبر پایین کشیدهاند و به او اعتراض کردهاند: به سبب چیزهای بدی که گفته، منکراتی که ذکر کرده، حملاتش به اهل سنت، اشاراتش به فضل [ابوالحسن] اشعری و پیروان وی، و اینکه عوام را دچار این توهم کرده است که گویا اهل حدیث از مشبِّهه هستند. این واعظ دوباره این کار را تکرار کرد تا اینکه منبر وی در مسجد جامع المنصور را شکستند و ابن سُکَّرة الهاشمی [از شیوخ حنبلی] ـ حفظه الله ـ به جای او نشست.
ابن البنّا الحنبلی (471ق)،
یومیات ابن البنا،
ص154،155،
قابله علی اصله وعلق علیه: جورج مقدسي،
القاهرة: مدارات للابحاث والنشر، 2019.
@AdnanFallahi
ابن البنّا الحنبلی (471ق)،
یومیات ابن البنا،
ص154،155،
قابله علی اصله وعلق علیه: جورج مقدسي،
القاهرة: مدارات للابحاث والنشر، 2019.
@AdnanFallahi
🤔5👍2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شما اگر بخواهید به جایی پناه برید روسیه و چین و آلبانی را برای ماندن و زیستن و کار کردن انتخاب میکنید یا آمریکا و آلمان و انگلیس را؟ پاسخ مخاطب روشن است، چه اگر روشنفکر ضد سرمایهداری یا حتی مارکسیست هم باشد، دموکراسی و آزادی و امنیت…
آنگاه که گرسنگی بیداد میکند، از مائدههای روحی سخن گفتن خیانت است، نه تنها به زندگی مادی، که به معنویت روحانی نیز هم. بر خلاف سخن سعدی، اندرونی که از طعام خالی است خانهی جهل و زاغهی ظلمت است حتی دين من اعلام میکند که «هر کس معاش ندارد معاد ندارد».
علی شریعتی،
کویر (با تجدید نظر و آخرین تصحیحات مؤلف)،
ص بیست و هشت (نقد و تقریظ)،
بیجا، بیتا.
@AdnanFallahi
علی شریعتی،
کویر (با تجدید نظر و آخرین تصحیحات مؤلف)،
ص بیست و هشت (نقد و تقریظ)،
بیجا، بیتا.
@AdnanFallahi
👍11👎3
ورأيته بِخَط الشَّيْخ تقى الدّين ابْن الصّلاح إمامان ابتلاهما الله بأصحابهما وهما بريان مِنْهُم أَحْمد ابْن حَنْبَل ابْتُلِيَ بالمُجَسِّمَة وجعفر الصَّادِق ابْتُلِيَ بالرافضة.
ثمَّ هَذَا الَّذِي ذَكرْنَاهُ هُوَ عَلَى طَريقَة النَّوَوِيّ رَحمَه اللَّه وَالَّذِي أرَاهُ أَن لَا تقبل شَهَادَتهم عَلَى سُنّي.
تاج الدين السُبكي (771ق)،
طبقات الشافعية الكبرى،
2/17،
القاهرة: هجر للطباعة والنشر والتوزيع، طـ2.
@AdnanFallahi
ثمَّ هَذَا الَّذِي ذَكرْنَاهُ هُوَ عَلَى طَريقَة النَّوَوِيّ رَحمَه اللَّه وَالَّذِي أرَاهُ أَن لَا تقبل شَهَادَتهم عَلَى سُنّي.
تاج الدين السُبكي (771ق)،
طبقات الشافعية الكبرى،
2/17،
القاهرة: هجر للطباعة والنشر والتوزيع، طـ2.
@AdnanFallahi
👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هرمان کوهن [فیلسوف یهودی نئوکانتی] که علیه صهیونیستهای زمانهاش مینوشت ادعا کرد که "انزوا در یک دولت [یهودی] با رسالت موعودباورانهی یهودیان در تضاد است و در نتیجه ملت یهودی با ایدئال موعودباورانه تضاد دارد". و اگر بیدولت بودن به این معناست که یهودیان باید…
سیاست نمیتواند ما را رستگار کند. اشتباه بنیادین متألهان لیبرال این بود که نکته اخیر را فراموش کردند؛ آنان زیر پوست هشیاریشان امیدی مبهم به رستگاری سیاسی را نگه داشته بودند، خواه رستگاری یهودیان از تبعید و خواه رستگاری کل نوع بشر از نادانی و سرکوب که قرار بود از طریق سکولار شدن پیام مسیحی عملی شود...
سنتهای الهیاتی راستکیشِ یهودیت و مسیحیت قرنهای بسیار کوشیده اند با زنده نگهداشتن امید رستگاریبخش با این بلندپروازی نیرومند دست و پنجه نرم کنند و در عین حال مؤمنان را از این باز دارند که خودشان تمشیت امور را به عهده گیرند. اما پیروزی همیشه با خاخامها و کشیشان نبوده است. تاریخ غرب سرشار است از برهههایی که در آنها شورهای موعودباورانهی آخرالزمانی یا آرمانشهری از محدوده راستکیشی سرریز میکنند و کل اجتماعات دینی را با تب و تاب آخرتشناختی به آتش میکشند و گاهی این شعله ها به زندگی سیاسی گسترش مییابند و به منبع الهام شورشهای تودهای، جنگهای مدنی، کشتارهای دسته جمعی و عملِ ایمانی مقطعی تبدیل میشوند.
مارک لیلا،
خدای مُردهزاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن،
صص240،241،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.
@AdnanFallahi
سنتهای الهیاتی راستکیشِ یهودیت و مسیحیت قرنهای بسیار کوشیده اند با زنده نگهداشتن امید رستگاریبخش با این بلندپروازی نیرومند دست و پنجه نرم کنند و در عین حال مؤمنان را از این باز دارند که خودشان تمشیت امور را به عهده گیرند. اما پیروزی همیشه با خاخامها و کشیشان نبوده است. تاریخ غرب سرشار است از برهههایی که در آنها شورهای موعودباورانهی آخرالزمانی یا آرمانشهری از محدوده راستکیشی سرریز میکنند و کل اجتماعات دینی را با تب و تاب آخرتشناختی به آتش میکشند و گاهی این شعله ها به زندگی سیاسی گسترش مییابند و به منبع الهام شورشهای تودهای، جنگهای مدنی، کشتارهای دسته جمعی و عملِ ایمانی مقطعی تبدیل میشوند.
مارک لیلا،
خدای مُردهزاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن،
صص240،241،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
امروزه، ممکن است ما گروه اَشراف فرانسوی دورهی ماقبل مدرن را به صورت یک طبقه به حساب آوریم؛ اما مطمئناً تنها در این اواخر بود که مسأله این گونه به تصور درآمد. پاسخی طبیعی و قابل انتظار به این پرسش که «فلان کُنت چه کسی است»؟ این نبود که او عضوی از اشرافیت است،…
... ملت به مثابه یک جماعت، تصوری [متخیل] است از این رو که بدون توجه به نابرابریهای عینی و استثمار و بهرهکشیهایی که ممکن است در میان هر ملتی شیوع داشته باشد ملت همیشه به صورت یک ارتباط عمیق و افقی بین افرادِ همگون فهمیده می شود. نکتهی آخر اینکه این احساس برادری است که در دویست سال گذشته باعث شده است میلیونها انسان بیش از آن که میل به کشتن داشته باشند میل به مردن در راه چنین تصورات محدودی دارند.
این مُردنها به سرعت ما را با مشکلی اساسی که ملیت خواهی ایجاد کرده است رودررو میسازد: چه باعث می شود تا این تصورات منقبض شدهی تاریخ متأخر (به ندرت بیش از دویست سال) چنین از خودگذشتگیهای عظیمی را ایجاد کند؟
بندیکت اندرسون،
جماعتهای تصوری [متخیل]،
ص36،
ترجمه محمد محمدی،
تهران: رخداد نو، 1391.
@AdnanFallahi
این مُردنها به سرعت ما را با مشکلی اساسی که ملیت خواهی ایجاد کرده است رودررو میسازد: چه باعث می شود تا این تصورات منقبض شدهی تاریخ متأخر (به ندرت بیش از دویست سال) چنین از خودگذشتگیهای عظیمی را ایجاد کند؟
بندیکت اندرسون،
جماعتهای تصوری [متخیل]،
ص36،
ترجمه محمد محمدی،
تهران: رخداد نو، 1391.
@AdnanFallahi
👍8
☪️اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان)
یکی از مدعیات اخیر د. عبدالکریم سروش آن است که «اسلام لیبرال نداریم». اگر مقصود از این سخن آن باشد که لیبرالیسم به عنوان یک مکتب فلسفی، از درون منابع نخستین اسلام استخراج نمیشود، این ادعا قابل بحث است. اما اگر مقصود آن باشد که لیبرالیسم هیچ تأثیری بر فهم و صورتبندی گفتمان معاصر اسلامی نگذاشته است، شواهد قطعی تاریخی خلاف آن را نشان میدهد.
باب «أهل الأهواء والبدع» یکی از موضوعات مهم فقه، حدیث و عقاید تراث قدیم است. فقها صرفاً به نقد نظری بدعتگزاران (دگراندیشان) اکتفا نمیکردند، بلکه درباره نحوه تعامل اجتماعی و سیاسی با آنها نیز احکام مفصل ارائه میدادند: از تحریم همنشینی و سلام کردن گرفته تا منع تصدی مناصب عمومی، رد شهادت تا انواع و اقسام مجازاتها که گاه اعدام را نیز در بر میگرفت. در این سنت، حتی با مجتهدین بدعتگزار (دگراندیش) هم مماشات نمیشد. گرفتاریها و مصائبی که برای دو فقیه مشهور حنبلی ابن عقیل و ابن تیمیه پیش آمد تنها مشت نمونهی خرواری است از این قبیل برخوردهای مستند به فقه ارتدکس. در اینجا میتوان انبوهی متون فقهی و فتاوای مؤید این قضیه را از فقهای مختلف اهل سنت نقل کرد که ما فقط به این سخن فقیه مشهور مالکی شاطبی (790ق) ـ که امروزه به مثابه یکی از چهرههای برجستهی فقه موسوم به مقاصدی هم شناخته میشود ـ بسنده میکنیم[1]:
اما در فقه معاصر، چه بر سر این میراث سنگین آمده است؟ امروزه به ندرت فقیهی را مییابیم که ـ دستکم در عرصهی گفتمانِ عمومی ـ از مجازاتِ بدعتگزار (دگراندیش) ـ با شدتِ ابنتیمیه یا شاطبی ـ سخن بگوید. بلکه مفاهیمی چون «دگرپذیری»، «حقوق شهروندی»، «حق آزادی بیان و عقیده» و «مدارا» به کانون گفتار فقهیِ معاصر راه یافتهاند. این تحول، حتی بر نهادهای رسمیِ دینی و فقهایی که خود را در مقابلِ لیبرالیسم تعریف میکنند نیز تأثیر گذاشته است. حقوقِ شهروندی، که ریشه در گفتمانِ لیبرال دارد امروزه به یکی از محورهای اصلی فقه معاصر تبدیل شده است. فقهایی که تا دیروز از بدعتگزار و مجازات او سخن میگفتند، امروز از «حقوقِ اقلیتهای دینی»، «آزادیِ عقیده» و «مدارا» با مخالفان میگویند. این تغییر، نه یک انتخاب لزوما آگاهانه، بلکه پیامد نوعی تربیت سیاسی لیبرال است که بر ابواب فقه قدیم تحمیل شده است. لیبرالیسم بهمثابهی یک «واقعیتِ زیستِ اسلامی در جهان مدرن»، چنان فضای گفتمانی را دگرگون کرده است که حتی مخالفان سرسخت آن نیز ناچارند با واژگان و مفاهیم آن سخن بگویند. اگر امروز به بیانیهها و آثار بسیاری از مؤسسات دینی و مفتیان معاصر بنگریم، کمتر بیانی را مییابیم که افراد را به صرف داشتن عقاید اشعری، شیعی، سلفی یا... مستوجب محروم کردنشان از حقوق مدنی یا اجتماعی بداند. برعکس، تأکید بر حقوق برابر شهروندان، احترام به آزادی اعتقاد، پرهیز از خشونت مذهبی و ضرورت همزیستی، به زبان غالب تبدیل شده است. این تحول را نمیتوان صرفاً نتیجه اجتهاد دروندینی دانست؛ بلکه بدون تردید، نظم سیاسی و حقوقی مدرن و غلبه ارزشهای لیبرال در عرصه عمومی در شکلگیری آن نقش تعیینکننده داشتهاند.
از این منظر، اگر گفته شود «اسلام لیبرال نداریم»، نمیتوان انکار کرد که بخش بزرگی از فقه معاصر در فضایی لیبرال بازخوانی شده است. بنابراین، اگرچه شاید نتوان از «اسلام لیبرال» به عنوان یک مکتب سخن گفت، اما میتوان با اطمینان از «لیبرالی شدن افق سیاسی و حقوقی فقه معاصر» سخن گفت؛ افقی که موجب شده مثلا بسیاری از مناسبات کلاسیک درباره دگراندیشان و مواجهه با آنان، عملاً کنار گذاشته شوند یا دستکم در پرتو مفاهیمی چون آزادی، حقوق شهروندی، مدارا و... بازتفسیر گردند.
ــــــ
ارجاعات در فرستهی بعد👇
@AdnanFallahi
یکی از مدعیات اخیر د. عبدالکریم سروش آن است که «اسلام لیبرال نداریم». اگر مقصود از این سخن آن باشد که لیبرالیسم به عنوان یک مکتب فلسفی، از درون منابع نخستین اسلام استخراج نمیشود، این ادعا قابل بحث است. اما اگر مقصود آن باشد که لیبرالیسم هیچ تأثیری بر فهم و صورتبندی گفتمان معاصر اسلامی نگذاشته است، شواهد قطعی تاریخی خلاف آن را نشان میدهد.
باب «أهل الأهواء والبدع» یکی از موضوعات مهم فقه، حدیث و عقاید تراث قدیم است. فقها صرفاً به نقد نظری بدعتگزاران (دگراندیشان) اکتفا نمیکردند، بلکه درباره نحوه تعامل اجتماعی و سیاسی با آنها نیز احکام مفصل ارائه میدادند: از تحریم همنشینی و سلام کردن گرفته تا منع تصدی مناصب عمومی، رد شهادت تا انواع و اقسام مجازاتها که گاه اعدام را نیز در بر میگرفت. در این سنت، حتی با مجتهدین بدعتگزار (دگراندیش) هم مماشات نمیشد. گرفتاریها و مصائبی که برای دو فقیه مشهور حنبلی ابن عقیل و ابن تیمیه پیش آمد تنها مشت نمونهی خرواری است از این قبیل برخوردهای مستند به فقه ارتدکس. در اینجا میتوان انبوهی متون فقهی و فتاوای مؤید این قضیه را از فقهای مختلف اهل سنت نقل کرد که ما فقط به این سخن فقیه مشهور مالکی شاطبی (790ق) ـ که امروزه به مثابه یکی از چهرههای برجستهی فقه موسوم به مقاصدی هم شناخته میشود ـ بسنده میکنیم[1]:
... اهل سنت مأمور به دشمنی با بدعتگزاران و طرد آنها و مجازات افراد متمایل به آنان ـ با توسل به اعدام یا پایینتر از آن ـ هستند. چنانکه آوردیم علما از همصحبتی و همنشینی با بدعتگزاران به شدت نهی کردهاند"[2].در تراث قدما، نحوه مواجهه با بدعتگزاران (دگراندیشان) در دو سطح متبلور شده است: 1) برخوردهای شخصی با آنها (مانند پرهیز از همصحبتی و...) 2) برخوردهای دولتی. در واقع به گفتهی ماوَردی ـ فقیه بزرگ شافعی قرن پنجم ـ یکی از وظایف اصلی خلیفه یا حاکم سیاسی برخورد با بدعت و بدعتگزاران (دگراندیشان) بود[3]. این مناسبات ذیل مسألهی کلان نهی از منکر قرار داشت و حتی برخی فقها طرد بدعتگزاران (دگراندیشان) را از زمرهی واجبات کفایی دانستهاند[4]. نکتهی مهمتر اینکه این فتاوا عملا جامعهی عصر عباسی و ممالیک را شکل میداد. گزارشهای متعدد از برخوردهای میان پیروان مذاهب کلامی و فقهی (اشعریها و حنبلیها و شیعیان) ـ که گاه با تحریک مستقیم علما هم شکل میگرفت ـ تأییدی بر اهمیت این مناسبات است[5].
اما در فقه معاصر، چه بر سر این میراث سنگین آمده است؟ امروزه به ندرت فقیهی را مییابیم که ـ دستکم در عرصهی گفتمانِ عمومی ـ از مجازاتِ بدعتگزار (دگراندیش) ـ با شدتِ ابنتیمیه یا شاطبی ـ سخن بگوید. بلکه مفاهیمی چون «دگرپذیری»، «حقوق شهروندی»، «حق آزادی بیان و عقیده» و «مدارا» به کانون گفتار فقهیِ معاصر راه یافتهاند. این تحول، حتی بر نهادهای رسمیِ دینی و فقهایی که خود را در مقابلِ لیبرالیسم تعریف میکنند نیز تأثیر گذاشته است. حقوقِ شهروندی، که ریشه در گفتمانِ لیبرال دارد امروزه به یکی از محورهای اصلی فقه معاصر تبدیل شده است. فقهایی که تا دیروز از بدعتگزار و مجازات او سخن میگفتند، امروز از «حقوقِ اقلیتهای دینی»، «آزادیِ عقیده» و «مدارا» با مخالفان میگویند. این تغییر، نه یک انتخاب لزوما آگاهانه، بلکه پیامد نوعی تربیت سیاسی لیبرال است که بر ابواب فقه قدیم تحمیل شده است. لیبرالیسم بهمثابهی یک «واقعیتِ زیستِ اسلامی در جهان مدرن»، چنان فضای گفتمانی را دگرگون کرده است که حتی مخالفان سرسخت آن نیز ناچارند با واژگان و مفاهیم آن سخن بگویند. اگر امروز به بیانیهها و آثار بسیاری از مؤسسات دینی و مفتیان معاصر بنگریم، کمتر بیانی را مییابیم که افراد را به صرف داشتن عقاید اشعری، شیعی، سلفی یا... مستوجب محروم کردنشان از حقوق مدنی یا اجتماعی بداند. برعکس، تأکید بر حقوق برابر شهروندان، احترام به آزادی اعتقاد، پرهیز از خشونت مذهبی و ضرورت همزیستی، به زبان غالب تبدیل شده است. این تحول را نمیتوان صرفاً نتیجه اجتهاد دروندینی دانست؛ بلکه بدون تردید، نظم سیاسی و حقوقی مدرن و غلبه ارزشهای لیبرال در عرصه عمومی در شکلگیری آن نقش تعیینکننده داشتهاند.
از این منظر، اگر گفته شود «اسلام لیبرال نداریم»، نمیتوان انکار کرد که بخش بزرگی از فقه معاصر در فضایی لیبرال بازخوانی شده است. بنابراین، اگرچه شاید نتوان از «اسلام لیبرال» به عنوان یک مکتب سخن گفت، اما میتوان با اطمینان از «لیبرالی شدن افق سیاسی و حقوقی فقه معاصر» سخن گفت؛ افقی که موجب شده مثلا بسیاری از مناسبات کلاسیک درباره دگراندیشان و مواجهه با آنان، عملاً کنار گذاشته شوند یا دستکم در پرتو مفاهیمی چون آزادی، حقوق شهروندی، مدارا و... بازتفسیر گردند.
ــــــ
ارجاعات در فرستهی بعد👇
@AdnanFallahi
👍13👎2