... دو تن از نخبگان حقوقدان مهم جماعت اخوان ـ [حسن] الهُضَیبی و [عبدالقادر] عَوده ـ متذکر شدهاند که قوانین وارداتی به مصر و کشورهای مسلمان، به جز اندکی استثنائات (... در حوزهی قوانین کیفری و تجاری)، موافق با متن شریعت بودند و اصول کلی شریعت را نقض نمیکردند.
Richard Paul Mitchell,
The Society of the Muslim Brothers,
p, 241,
Oxford University Press, 1991.
@AdnanFallahi
Richard Paul Mitchell,
The Society of the Muslim Brothers,
p, 241,
Oxford University Press, 1991.
@AdnanFallahi
👍8🤔3👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🎲اسلام و اصحاب سکولاریزاسیون: مورد مودودی و سید قطب چنانکه پیشتر آوردیم نزد قدمای مسلمان دو مفهوم غایب بودند: حکومت اسلامی و حکومت سکولار. در عوض آنها دو مفهوم دیگر را میشناختند: حکومت مسلمین و حکومت کفار. اما در دوران معاصر نویسندگان بسیاری دربارهی…
فارغ از منافشات قدیم و جدید بر سر "مفهوم" دولت اسلامی ـ که خود بحثی مجزا و مفصل است ـ سید قطب، از نظریهپردازان مهم نظریهی قدمت سکولاریزاسیون دولت در اسلام، در اینجا صریحا میگوید که "مصداق" دولت اسلامی در تاریخ به سرعت رو به زوال رفته و بعد از چند ده سال از ظهور اسلام، چنین پدیدهای برای همیشه از نظرها غایب شده است:
@AdnanFallahi
واقعیت تاریخی گواهی میدهد که سیاست حکمرانی و اقتصادی [اسلامی] از منظر رسمی دولت، در دوران خاصی از حیات اسلام جاری بود و متأسفانه مدت طولانیای ادامه نیافت" (سید قطب، العدالة الاجتماعیة في الاسلام، ص153، دار الشروق، 1995).
@AdnanFallahi
👍7👎4🤔1
پیشینیان ایرانیان آهنگ بیت الحرام [= کعبه] کرده و آن را طواف میکردند... و آخرین [پادشاه] آنان که حج گزارد ساسان بن بابک بود که جد اردشیر بن بابک ـ نخستین شاه ساسانیان ـ است... و ایرانیان از ابتدا اموال و جواهراتی را به کعبه هدیه میکردند و همین ساسان بن بابک دو آهوی طلایی و جواهرات و شمشیرها و طلای بسیاری را به کعبه هدیه کرد...
ابو الحسن المسعودي،
مُرُوج الذَّهَب ومعادن الجواهر،
1/242،
بیروت: دار الفکر، طـ5، 1973.
@AdnanFallahi
ابو الحسن المسعودي،
مُرُوج الذَّهَب ومعادن الجواهر،
1/242،
بیروت: دار الفکر، طـ5، 1973.
@AdnanFallahi
👍14🤔7👎1
افراد سیاست را نه فقط برای پیشبرد منافع خویش، بلکه برای تعیین هویتشان نیز به کار میگیرند... دولتها منافع خود را در پرتو قدرت تعیین میکنند؛ و البته در پرتو خیلی چیزیهای دیگر نیز.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 21,34,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 21,34,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
افراد سیاست را نه فقط برای پیشبرد منافع خویش، بلکه برای تعیین هویتشان نیز به کار میگیرند... دولتها منافع خود را در پرتو قدرت تعیین میکنند؛ و البته در پرتو خیلی چیزیهای دیگر نیز. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world…
ارزشها و نهادهای غربی مردمانِ سایر فرهنگها را به خود جذب کردهاند چراکه به مثابه منبع قدرت و رفاه غربی دیده میشدند. این فرآیند قرنها ادامه داشته است.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 92,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 92,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍4
سيد قطب وتفكيراته الدينية غير التقليدية: قراءة تحليلية
المؤلف: عدنان فلاحي
تاريخ النشر: ديسمبر ٢٠٢٥
المستخلص
سيد قطب (١٩٦٦م)، شخصية إسلامية شهيرة، يُعرف بين أتباعه ومتابعيه، بأنه رائد العودة إلى المبادئ الإسلامية الأصيلة، متجنبا الحداثة في الفكر الديني، ومتبعا نهجا سلفيا. لم تُنتقد هذه الصورة السلفية المتخيلة لسيد قطب أو تُفحص حتى الآن، بل تُسلّم كحقيقة ثابتة وبديهية. في هذه المقالة، نحاول أن نبيّن أنه، على عكس الصورة الشائعة، قد خرج سيد قطب عمليا عن دائرة الأصولية الإسلامية والتقليد الديني. منهجنا في هذا البحث هو التركيز على حالات محددة من تفسير سيد الديني للقضايا العقائدية والنظرية والفقهية. ومن خلال تقديم آرائه حول ظاهرة الرقّ في الإسلام والتاريخ الاسلامي، وتاريخية النصوص القرآنية، ودور السياسة في خلق أنظمة الفكر الديني، وكذلك آرائه حول نظام التعليم الديني في عصره، سنميط اللثام عن تفکیراته الدينية غير التقليدية وانشقاقاته العميقة عن وجهات النظر الرسمية والتقليدية للإسلام السني.
@AdnanFallahi
المؤلف: عدنان فلاحي
تاريخ النشر: ديسمبر ٢٠٢٥
المستخلص
سيد قطب (١٩٦٦م)، شخصية إسلامية شهيرة، يُعرف بين أتباعه ومتابعيه، بأنه رائد العودة إلى المبادئ الإسلامية الأصيلة، متجنبا الحداثة في الفكر الديني، ومتبعا نهجا سلفيا. لم تُنتقد هذه الصورة السلفية المتخيلة لسيد قطب أو تُفحص حتى الآن، بل تُسلّم كحقيقة ثابتة وبديهية. في هذه المقالة، نحاول أن نبيّن أنه، على عكس الصورة الشائعة، قد خرج سيد قطب عمليا عن دائرة الأصولية الإسلامية والتقليد الديني. منهجنا في هذا البحث هو التركيز على حالات محددة من تفسير سيد الديني للقضايا العقائدية والنظرية والفقهية. ومن خلال تقديم آرائه حول ظاهرة الرقّ في الإسلام والتاريخ الاسلامي، وتاريخية النصوص القرآنية، ودور السياسة في خلق أنظمة الفكر الديني، وكذلك آرائه حول نظام التعليم الديني في عصره، سنميط اللثام عن تفکیراته الدينية غير التقليدية وانشقاقاته العميقة عن وجهات النظر الرسمية والتقليدية للإسلام السني.
@AdnanFallahi
👍4
👍9👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ارزشها و نهادهای غربی مردمانِ سایر فرهنگها را به خود جذب کردهاند چراکه به مثابه منبع قدرت و رفاه غربی دیده میشدند. این فرآیند قرنها ادامه داشته است. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 92, Simon&Schuster…
در اوایل قرن بیستم، روشنفکران چینی- مستقل از [ماکس] وبر اما همگام با وی - آیین کنفوسیوس را منشأ عقبماندگی چین معرفی کردند. در اواخر قرن بیستم، رهبران سیاسی چین، به موازات دانشمندان علوم اجتماعی غربی، آیین کنفوسیوس را به عنوان منبع پیشرفت چین تکریم میکنند. در دهه 1980، دولت چین علاقه به آیین کنفوسیوس را ترویج کرد، در حالیکه رهبران حزب [کمونیست چین] آن را "جریان اصلی" فرهنگ چینی اعلام کردند.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 106,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 106,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
🤔3👍2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
باید دانست که سیاست عقلی که آنرا یادآور شدیم بر دو گونه است: یکی آنکه در آن مصالح «مردم» بطور عموم و مصالح پادشاه در استقامت نگاه داشتن ملک او بخصوص مراعات شود و این سیاست به ایرانیان اختصاص داشت و متکی بر روش حکمت بود. و البته خدای تعالی ما را از آن در مذهب…
وضع بازرگانان ملتهای مسیحی که در این عصر به کشورهای مغرب میآیند از لحاظ رفاه و توانگری به حدی شگفتآور است که وصفنشدنی است.
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/739،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/739،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍11🤔2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در اوایل قرن بیستم، روشنفکران چینی- مستقل از [ماکس] وبر اما همگام با وی - آیین کنفوسیوس را منشأ عقبماندگی چین معرفی کردند. در اواخر قرن بیستم، رهبران سیاسی چین، به موازات دانشمندان علوم اجتماعی غربی، آیین کنفوسیوس را به عنوان منبع پیشرفت چین تکریم میکنند.…
ادعای مؤکد فرهنگی، از پی موفقیت مادی میآید؛ قدرت سخت، قدرت نرم میسازد.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 109,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 109,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وضع بازرگانان ملتهای مسیحی که در این عصر به کشورهای مغرب میآیند از لحاظ رفاه و توانگری به حدی شگفتآور است که وصفنشدنی است. ابن خلدون، مقدِّمه، 2/739، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
... در طِباع بشر تجاوز نهفته است... و بیشتر احکامِ سلطانی غالب اوقات متکی بر جور و ستم است زیرا عدل محض تنها در دوران خلافت شرعی است و آنهم کمدوام بود...
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/744،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/744،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍12👎2
⚔️مقاومت در اندلس: نگاهی به دو فتوا
قرن شانزدهم میلادی قرن افول کامل دولتهای محلی مسلمان در اندلس (اسپانیای کنونی) بود. بر اساس فقه سنی این مناطق یکی پس از دیگری به اشغال مهاجمان مسیحی (صلیبی) درمیآمد در حالیکه از منظر پادشاهیهای مسیحی این مناطق یکی پس از دیگری از مهاجمان مسلمان باز پس گرفته میشد. حاکمان جدید مسیحی غالبا قوانین سختگیرانهای را بر مسلمانان و یهودیان تحت سیطرهی خود تحمیل میکردند که امکان بقا به شکل سابق را برای غیر مسیحیان ناممکن میکرد. رویهی عمومی این بود که مسلمین و یهودیان یا باید تغییر دین میدادند یا تن به بردگی دهند و یا مهاجرت اجباری میکردند. با اینکه این رخدادها مصادف با اوج قدرت یک امپراتوری مسلمان در شرق اروپا بود (دولت عثمانی)، اما سلاطین مقتدر استانبول ـ مانند سلطان سلیم ـ بیش از اینکه به فکر نجات همکیشان خود در محدودهی شمال و جنوب تنگهی جبل الطارق و جنگ با اشغالگران صلیبی باشند، در اندیشهی کشورگشایی در سرحدات شرقی و نبرد با شیعیان صفوی در ایران و ممالیک سُنّی در مصر بودند.
در چنین بستری مسلمین اندلس در پی چارهجوییهای فقهی برآمدند که بالاخره در برابر این واقعیت جدید (پذیرش اجباری مسیحیت یا تن دادن به مهاجرت) چه کنند. فتوای موسوم به وَهران (منطقهای در شمال الجزایر) و فتوای وَنشَریسی (فقيه مالکی متوفای914ق/1508م) پاسخهایی به این دغدغهها بود. فتوای وهران مسلمین اندلس را به یک تقیهی حداکثری دعوت میکرد[1]. مسلمین مجاز بودند حتی در برابر تمثالهای کلیسایی کرنش کنند و یا از سر اکراه تن به خوردن گوشت خوک دهند و حتی برای عبادت در کلیسا حاضر شوند. با این وجود در باطن و درون خود میبایست نیت دیگری داشته باشند و ایمان قلبی خود را حفظ کنند. فتوای ونشریسی اما مسیر یکسره متفاوتی را پیش میکشد. ونشریسی با استناد به فتاوای فقهای متقدم، این حد از تقیه و پذیرش فشار عقیدتی را عملا نافی حفظ ایمان دانسته و با استناد به برخی آیات قرآن (النساء:97) مهاجرت از اندلس و ترک مناطق اشغال شده به دست مسیحیان را توصیه میکند[2].
اما نکتهی جالب توجه در این دو فتوای متضاد ـ که هر دو مستند به نصوص مقدس مسلمیناند ـ اشتراک در یک چیز است: ترک مقاومت مسلحانه. به نظر میرسد فقهای معاصر با زوال اندلس اسلامی به تجربه دریافته بودند که امکان مقاومت نظامی یا "جهاد دفع" با به هم خوردن جدی موازنهی قوا عملا از بین رفته و چنین گزینهای دیگر مشروعیت فقهی و امکان حصول دستاورد عملی را از دست داده است. بنابراین راهکار آنها محدود به همین دو گزینهی "ممکن" بود: 1) بقای توأم با تقیهی حداکثری و پنهانکاری دینی شدید ـ که صدالبته صبر و استقامتی بسیار را میطلبید، 2) مهاجرت از اندلس به سمت دیگر سرزمینهای اسلامی به منظور تداوم یک دینداری آزادانه.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. اندلسشناس بزرگ معاصر لئونارد پاتریک هاروی به نص فتوای وهران دسترسی داشته و آن را در کتاب خود آورده است: هاروی، مسلمانان در اسپانیا (1500 ـ 1614)، ص 88 ـ ، ترجمه د. عبدالله ناصری و دیگران، تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چـ3.
[2]. الونشریسي، أسنى المتاجر وبيان أحكام من غلب على وطنه النصاري ولم يهاجر وما يترتب عليه من العقوبات والزواجر، مصر: مكتبة الثقافة الدينية، 1986.
@AdnanFallahi
قرن شانزدهم میلادی قرن افول کامل دولتهای محلی مسلمان در اندلس (اسپانیای کنونی) بود. بر اساس فقه سنی این مناطق یکی پس از دیگری به اشغال مهاجمان مسیحی (صلیبی) درمیآمد در حالیکه از منظر پادشاهیهای مسیحی این مناطق یکی پس از دیگری از مهاجمان مسلمان باز پس گرفته میشد. حاکمان جدید مسیحی غالبا قوانین سختگیرانهای را بر مسلمانان و یهودیان تحت سیطرهی خود تحمیل میکردند که امکان بقا به شکل سابق را برای غیر مسیحیان ناممکن میکرد. رویهی عمومی این بود که مسلمین و یهودیان یا باید تغییر دین میدادند یا تن به بردگی دهند و یا مهاجرت اجباری میکردند. با اینکه این رخدادها مصادف با اوج قدرت یک امپراتوری مسلمان در شرق اروپا بود (دولت عثمانی)، اما سلاطین مقتدر استانبول ـ مانند سلطان سلیم ـ بیش از اینکه به فکر نجات همکیشان خود در محدودهی شمال و جنوب تنگهی جبل الطارق و جنگ با اشغالگران صلیبی باشند، در اندیشهی کشورگشایی در سرحدات شرقی و نبرد با شیعیان صفوی در ایران و ممالیک سُنّی در مصر بودند.
در چنین بستری مسلمین اندلس در پی چارهجوییهای فقهی برآمدند که بالاخره در برابر این واقعیت جدید (پذیرش اجباری مسیحیت یا تن دادن به مهاجرت) چه کنند. فتوای موسوم به وَهران (منطقهای در شمال الجزایر) و فتوای وَنشَریسی (فقيه مالکی متوفای914ق/1508م) پاسخهایی به این دغدغهها بود. فتوای وهران مسلمین اندلس را به یک تقیهی حداکثری دعوت میکرد[1]. مسلمین مجاز بودند حتی در برابر تمثالهای کلیسایی کرنش کنند و یا از سر اکراه تن به خوردن گوشت خوک دهند و حتی برای عبادت در کلیسا حاضر شوند. با این وجود در باطن و درون خود میبایست نیت دیگری داشته باشند و ایمان قلبی خود را حفظ کنند. فتوای ونشریسی اما مسیر یکسره متفاوتی را پیش میکشد. ونشریسی با استناد به فتاوای فقهای متقدم، این حد از تقیه و پذیرش فشار عقیدتی را عملا نافی حفظ ایمان دانسته و با استناد به برخی آیات قرآن (النساء:97) مهاجرت از اندلس و ترک مناطق اشغال شده به دست مسیحیان را توصیه میکند[2].
اما نکتهی جالب توجه در این دو فتوای متضاد ـ که هر دو مستند به نصوص مقدس مسلمیناند ـ اشتراک در یک چیز است: ترک مقاومت مسلحانه. به نظر میرسد فقهای معاصر با زوال اندلس اسلامی به تجربه دریافته بودند که امکان مقاومت نظامی یا "جهاد دفع" با به هم خوردن جدی موازنهی قوا عملا از بین رفته و چنین گزینهای دیگر مشروعیت فقهی و امکان حصول دستاورد عملی را از دست داده است. بنابراین راهکار آنها محدود به همین دو گزینهی "ممکن" بود: 1) بقای توأم با تقیهی حداکثری و پنهانکاری دینی شدید ـ که صدالبته صبر و استقامتی بسیار را میطلبید، 2) مهاجرت از اندلس به سمت دیگر سرزمینهای اسلامی به منظور تداوم یک دینداری آزادانه.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. اندلسشناس بزرگ معاصر لئونارد پاتریک هاروی به نص فتوای وهران دسترسی داشته و آن را در کتاب خود آورده است: هاروی، مسلمانان در اسپانیا (1500 ـ 1614)، ص 88 ـ ، ترجمه د. عبدالله ناصری و دیگران، تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چـ3.
[2]. الونشریسي، أسنى المتاجر وبيان أحكام من غلب على وطنه النصاري ولم يهاجر وما يترتب عليه من العقوبات والزواجر، مصر: مكتبة الثقافة الدينية، 1986.
@AdnanFallahi
👍18👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ادعای مؤکد فرهنگی، از پی موفقیت مادی میآید؛ قدرت سخت، قدرت نرم میسازد. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 109, Simon&Schuster, 1996. @AdnanFallahi
در دوران مصادف با جنگ سرد، بسیاری از دولتها، از جمله دولتهای الجزایر، ترکیه، اردن، مصر و اسرائیل، اسلامگرایان را به مثابه ضد جنبشهای ناسیونالیستیِ خصمانه یا کمونیستی تشویق و حمایت کردند. دستکم تا قبل از جنگ خلیج [فارس]، عربستان سعودی و سایر کشورهای حوزهی خلیج بودجهی هنگفتی را به الاخوانالمسلمون و گروههای اسلامگرا در کشورهای مختلف میدادند. نیز توانایی گروههای اسلامگرا برای چیرگی بر مخالفان، با سرکوب مخالفان سکولار به دست دولت افزایش یافت.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 114,115,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 114,115,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... در طِباع بشر تجاوز نهفته است... و بیشتر احکامِ سلطانی غالب اوقات متکی بر جور و ستم است زیرا عدل محض تنها در دوران خلافت شرعی است و آنهم کمدوام بود... ابن خلدون، مقدِّمه، 2/744، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
ارتباط تنگاتنگ ثروت و "تمدن": روایت ابن خلدون
@AdnanFallahi
... تجد الأمصار الّتي في القاصية ولو كانت موفورة العمران تغلب عليها أحوال البداوة وتبعد عن الحضارة في جميع مذاهبها بخلاف المدن المتوسّطة في الأقطار الّتي هي مركز الدّولة ومقرّها وما ذاك إلّا لمجاورة السّلطان لهم وفيض أمواله... (ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، 1/462، بیروت: دار الفکر، 1988)
@AdnanFallahi
👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ارتباط تنگاتنگ ثروت و "تمدن": روایت ابن خلدون ... تجد الأمصار الّتي في القاصية ولو كانت موفورة العمران تغلب عليها أحوال البداوة وتبعد عن الحضارة في جميع مذاهبها بخلاف المدن المتوسّطة في الأقطار الّتي هي مركز الدّولة ومقرّها وما ذاك إلّا لمجاورة السّلطان لهم…
هر ملتی ناچار باید وطنی داشته باشند که جایگاه نمو و رشد آنان باشد...
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/757،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/757،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍18👎2
امتگرایی چیست.pdf
349.9 KB
متن کامل گفتگوی بخش فارسی سایت جماعت دعوت و اصلاح ایران (اصلاحوب) با بنده تحت عنوان "امتگرایی و نخبگان اهل سنت ایران"
@AdnanFallahi
@AdnanFallahi
👍9👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هر ملتی ناچار باید وطنی داشته باشند که جایگاه نمو و رشد آنان باشد... ابن خلدون، مقدِّمه، 2/757، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
ثروتی که آدمی میاندوزد و به او سود میرساند اگر از زمرهی صنایع باشد پس آنچه که از آن اندوختنیست همان ارزش کار [انجام شده در] آن است. و همین ارزش کار است که هدف اندوختن است چراکه در صنایع ارزشی جز کار نیست...
ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/478،
بیروت: دار الفکر، 1988.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/478،
بیروت: دار الفکر، 1988.
@AdnanFallahi
👍10
🪡قلّت بدیهیات و کثرت ظنیّات: گزارش طبری
پیشتر آوردیم که چگونه فقیه بزرگ مدینه مالک بن انس (179ق) در بیان فتاوای فقهیِ مستند به احادیث، جانب احتیاط را میگیرد و فتاوای فقهیاش را با عبارت "الأمر عندنا" ذکر میکند تا بر کثرت ظنیات و قلّت بدیهیات در دوران آغازین تدوین تراث فقهی و روایی مسلمین صحه بگذارد.
اما این رویه نزد نخستین مفسران جامع قرآن هم مقبول افتاده بود. ابن جریر طبری (310ق) که او را پدر مورخان و پدر مفسران هم مینامند در تفسیر خود بر قرآن کریم نزدیک به 800بار از عباراتی چون "أولی الأقوال بالصواب" (سزاوارترین سخن) و "أولی التأویلات بالصواب" (سزاوارترین تفسیر) و... استفاده کرده است. طبری پس از گزارش آرای تفسیری گوناگون علمای مسلمین ـ که بعضا هر کدام از این آراء منتسب به مکتب یا مذهبی خاص هستند ـ رأی و نظر خود را با این عبارات پیشگفته بیان میکند. بنابراین او هیچگاه رأی و نظر خود را ـ که از قضا بسیار هم مهم و مرجع است[1] ـ یگانه رأی صحیح قلمداد نکرده بلکه آن را "سزاوارترین" نظر در میان نظرات دیگر میخواند. این سبک بیان طبری نشان میدهد که وی نیز به کثرت ظنیات و قلّت بدیهیات در تفسیر و تأویل بسیاری از آیات مورد مناقشه بین اهل قبله واقف بود و مجال چنین اختلافات تفسیریای را بسیار گسترده میدانست.
ـــــــــ
ارجاعات
[1]. ابن تیمیه میگوید تفسیر طبری، صحیحترین تفسیر قرآن در میان تفاسیر موجود است (ابن تیمیة، الفتاوی الکبری، 5/84، دار الكتب العلمية، 1987).
@AdnanFallahi
پیشتر آوردیم که چگونه فقیه بزرگ مدینه مالک بن انس (179ق) در بیان فتاوای فقهیِ مستند به احادیث، جانب احتیاط را میگیرد و فتاوای فقهیاش را با عبارت "الأمر عندنا" ذکر میکند تا بر کثرت ظنیات و قلّت بدیهیات در دوران آغازین تدوین تراث فقهی و روایی مسلمین صحه بگذارد.
اما این رویه نزد نخستین مفسران جامع قرآن هم مقبول افتاده بود. ابن جریر طبری (310ق) که او را پدر مورخان و پدر مفسران هم مینامند در تفسیر خود بر قرآن کریم نزدیک به 800بار از عباراتی چون "أولی الأقوال بالصواب" (سزاوارترین سخن) و "أولی التأویلات بالصواب" (سزاوارترین تفسیر) و... استفاده کرده است. طبری پس از گزارش آرای تفسیری گوناگون علمای مسلمین ـ که بعضا هر کدام از این آراء منتسب به مکتب یا مذهبی خاص هستند ـ رأی و نظر خود را با این عبارات پیشگفته بیان میکند. بنابراین او هیچگاه رأی و نظر خود را ـ که از قضا بسیار هم مهم و مرجع است[1] ـ یگانه رأی صحیح قلمداد نکرده بلکه آن را "سزاوارترین" نظر در میان نظرات دیگر میخواند. این سبک بیان طبری نشان میدهد که وی نیز به کثرت ظنیات و قلّت بدیهیات در تفسیر و تأویل بسیاری از آیات مورد مناقشه بین اهل قبله واقف بود و مجال چنین اختلافات تفسیریای را بسیار گسترده میدانست.
ـــــــــ
ارجاعات
[1]. ابن تیمیه میگوید تفسیر طبری، صحیحترین تفسیر قرآن در میان تفاسیر موجود است (ابن تیمیة، الفتاوی الکبری، 5/84، دار الكتب العلمية، 1987).
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
📚کوتاه از المُوَطَّأ(قسمت دوم: قلّت بدیهیات و کثرت ظنیّات)
شافعی به مناسبتی در باب مفهوم اجماع می گوید: "نه من و نه اَحدی از اهل علم نمی گوييم فلان حکم مورد اجماع است؛ مگر در مورد حکمی که هر عالِمی را پيدا کنی همان حکم را برای تو بگويد و ايضاً همان حکم…
شافعی به مناسبتی در باب مفهوم اجماع می گوید: "نه من و نه اَحدی از اهل علم نمی گوييم فلان حکم مورد اجماع است؛ مگر در مورد حکمی که هر عالِمی را پيدا کنی همان حکم را برای تو بگويد و ايضاً همان حکم…
👍8
☪️امت اسلامی و فقدان کشور کانونی
هانتینگتون در تحلیل خود از منازعهی اردوگاههای اصلی تمدنی جهان، به نکتهی مهمی اشاره میکند. او معتقد است که حوزههای تمدنی/فرهنگی بزرگ هر کدام شامل یک یا چند کشور کانونی (Core state) مهم هستند که نقش محوری ای در ترسیم این منازعه دارند. برای مثال در دل تمدن یا اردوگاه غربی، ما ایالات متحده را داریم که کشور کانونی و جهتدهندهی اصلی این حوزه است؛ و یا در حوزهی تمدن مسیحیت ارتدکس، روسیه چنین نقشی دارد و چین هم برای جهان کنفوسیوسی در این جایگاه ایستاده است. البته میتوان انسجام این تحلیل را دربارهی چین به چالش کشید اما نقش کشور کانونی برای تمدن غربی غیر قابل مناقشه به نظر میآید.
اما هانتینگتون به درستی معتقد است که امت فرهنگی/تمدنی اسلامی فاقد کشور کانونی است[1]. بلکه حتی میتوان خطر کرد و گفت که امت اسلامی یک منطقهی از هم گسیخته و واگراست که شاهد درگیریهای داخلی متعدد و مزمنی هم هست. به نظر میرسد صرف گوناگونیهای مذهبی یا تضاد منافع دلیل این از هم گسیختگی نباشد چراکه فی المثل شکافهای خونین و حاد مذهبی در اروپای مسیحی قرون شانزدهم و هفدهم هیچگاه نمونهی مشابهی در جهان اسلام نداشت. با این وجود غربیان تدریجا بر این شکافها غلبه کرده و نهایتا درون نظم امریکایی بعد از جنگ دوم ـ با حفظ هویت مسیحی/اروپایی ـ اتحادیههای اقتصادی و نظامی و سیاسی و فرهنگی قدرتمندی را در برابر شرق ساختند. به نظر میرسد یک عامل در انسجام درونی نسبی تمدن غربی متمایز بوده است: چیرگی لیبرالیسم سیاسی و فرهنگ مدارا (به مثابه عاملی برای پویایی درونی جوامع غربی). این لیبرالیسم نهایتا به ساخت دولتملتهای قدرتمند انجامیده و شکاف بین دولت و ملت را بسیار کم کرده است. میتوان گفت که فرآیند تشکیل اتحادیههای قدرتمند غربی از پایین به بالا بود. یعنی ابتدا دولتملتهای پویا و قوی شکل گرفتند و سپس این واحدهای سیاسی سطحی از همبستگی تمدنی/فرهنگی و اشتراک منافع را در قالب چیزی شبیه به "امت مسیحی/غربی" برساختند. اما چنین رویهای در جهان اسلام معکوس مینمود. نظریهپردازان مهم امتگرایی همواره در پی این بودند که مفهوم امت واحد را با نفی دولتملت و با مهندسی از بالا بسازند. بنابراین در صدد تضعیف مفهوم امر ملی برآمدند و ناخواسته نتیجهای معکوس گرفتند: به سبب ضعف دولتملت نه امکان تأسیس دولت کانونی مهیا شد و نه مفهومی سیاسی و یکپارچه از امت محقق گشت.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 155, Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
هانتینگتون در تحلیل خود از منازعهی اردوگاههای اصلی تمدنی جهان، به نکتهی مهمی اشاره میکند. او معتقد است که حوزههای تمدنی/فرهنگی بزرگ هر کدام شامل یک یا چند کشور کانونی (Core state) مهم هستند که نقش محوری ای در ترسیم این منازعه دارند. برای مثال در دل تمدن یا اردوگاه غربی، ما ایالات متحده را داریم که کشور کانونی و جهتدهندهی اصلی این حوزه است؛ و یا در حوزهی تمدن مسیحیت ارتدکس، روسیه چنین نقشی دارد و چین هم برای جهان کنفوسیوسی در این جایگاه ایستاده است. البته میتوان انسجام این تحلیل را دربارهی چین به چالش کشید اما نقش کشور کانونی برای تمدن غربی غیر قابل مناقشه به نظر میآید.
اما هانتینگتون به درستی معتقد است که امت فرهنگی/تمدنی اسلامی فاقد کشور کانونی است[1]. بلکه حتی میتوان خطر کرد و گفت که امت اسلامی یک منطقهی از هم گسیخته و واگراست که شاهد درگیریهای داخلی متعدد و مزمنی هم هست. به نظر میرسد صرف گوناگونیهای مذهبی یا تضاد منافع دلیل این از هم گسیختگی نباشد چراکه فی المثل شکافهای خونین و حاد مذهبی در اروپای مسیحی قرون شانزدهم و هفدهم هیچگاه نمونهی مشابهی در جهان اسلام نداشت. با این وجود غربیان تدریجا بر این شکافها غلبه کرده و نهایتا درون نظم امریکایی بعد از جنگ دوم ـ با حفظ هویت مسیحی/اروپایی ـ اتحادیههای اقتصادی و نظامی و سیاسی و فرهنگی قدرتمندی را در برابر شرق ساختند. به نظر میرسد یک عامل در انسجام درونی نسبی تمدن غربی متمایز بوده است: چیرگی لیبرالیسم سیاسی و فرهنگ مدارا (به مثابه عاملی برای پویایی درونی جوامع غربی). این لیبرالیسم نهایتا به ساخت دولتملتهای قدرتمند انجامیده و شکاف بین دولت و ملت را بسیار کم کرده است. میتوان گفت که فرآیند تشکیل اتحادیههای قدرتمند غربی از پایین به بالا بود. یعنی ابتدا دولتملتهای پویا و قوی شکل گرفتند و سپس این واحدهای سیاسی سطحی از همبستگی تمدنی/فرهنگی و اشتراک منافع را در قالب چیزی شبیه به "امت مسیحی/غربی" برساختند. اما چنین رویهای در جهان اسلام معکوس مینمود. نظریهپردازان مهم امتگرایی همواره در پی این بودند که مفهوم امت واحد را با نفی دولتملت و با مهندسی از بالا بسازند. بنابراین در صدد تضعیف مفهوم امر ملی برآمدند و ناخواسته نتیجهای معکوس گرفتند: به سبب ضعف دولتملت نه امکان تأسیس دولت کانونی مهیا شد و نه مفهومی سیاسی و یکپارچه از امت محقق گشت.
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 155, Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍14👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در دوران مصادف با جنگ سرد، بسیاری از دولتها، از جمله دولتهای الجزایر، ترکیه، اردن، مصر و اسرائیل، اسلامگرایان را به مثابه ضد جنبشهای ناسیونالیستیِ خصمانه یا کمونیستی تشویق و حمایت کردند. دستکم تا قبل از جنگ خلیج [فارس]، عربستان سعودی و سایر کشورهای حوزهی…
هنگامی که تمدنها فاقد دولتهای کانونی باشند، مشکلات ایجاد نظم داخل تمدنها یا مذاکرهی بین تمدنها دربارهی نظم، حادتر میشوند. فقدان یک دولت اسلامیِ کانونی که بتواند به طور مشروع و مقتدرانه با بوسنیاییها ارتباط داشته باشد، همانطور که روسیه با صربها و آلمان با کرواتها ارتباط داشت، ایالات متحده را وادار به ایفای این نقش کرد. ناکارآمدی امریکا در انجام این کار، به سبب فقدان منافع استراتژیک آمریکا در مورد ترسیم مرزهای دولتی در یوگسلاوی سابق، عدم وجود هرگونه ارتباط فرهنگی بین ایالات متحده و بوسنی، و مخالفت اروپا با ایجاد یک کشور مسلمان در اروپا بود.
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 156,157,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 156,157,
Simon&Schuster, 1996.
@AdnanFallahi
👍5