تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
3.05K subscribers
71 photos
11 videos
57 files
745 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وضع بازرگانان ملت‌های مسیحی که در این عصر به کشورهای مغرب می‌آیند از لحاظ رفاه و توانگری به حدی شگفت‌آور است که وصف‌نشدنی است. ابن خلدون، مقدِّمه، 2/739، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
... در طِباع بشر تجاوز نهفته است... و بیشتر احکامِ سلطانی غالب اوقات متکی بر جور و ستم است زیرا عدل محض تنها در دوران خلافت شرعی است و آن‌هم کم‌دوام بود...

ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/744،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍12👎2
⚔️مقاومت در اندلس: نگاهی به دو فتوا
 
   قرن شانزدهم میلادی قرن افول کامل دولت‌های محلی مسلمان در اندلس (اسپانیای کنونی) بود. بر اساس فقه سنی این مناطق یکی پس از دیگری به اشغال مهاجمان مسیحی (صلیبی) درمی‌آمد در حالی‌که از منظر پادشاهی‌های مسیحی این مناطق یکی پس از دیگری از مهاجمان مسلمان باز پس گرفته می‌شد. حاکمان جدید مسیحی غالبا قوانین سخت‌گیرانه‌ای را بر مسلمانان و یهودیان تحت سیطره‌ی خود تحمیل می‌کردند که امکان بقا به شکل سابق را برای غیر مسیحیان ناممکن می‌کرد. رویه‌ی عمومی این بود که مسلمین و یهودیان یا باید تغییر دین می‌دادند یا تن به بردگی دهند و یا مهاجرت اجباری می‌کردند. با اینکه این رخدادها مصادف با اوج قدرت یک امپراتوری مسلمان در شرق اروپا بود (دولت عثمانی)، اما سلاطین مقتدر استانبول ـ مانند سلطان سلیم ـ بیش از اینکه به فکر نجات همکیشان خود در محدوده‌ی شمال و جنوب تنگه‌ی جبل الطارق و جنگ با اشغالگران صلیبی باشند، در اندیشه‌ی کشورگشایی در سرحدات شرقی و نبرد با شیعیان صفوی در ایران و ممالیک سُنّی در مصر بودند.
   در چنین بستری مسلمین اندلس در پی چاره‌جویی‌های فقهی برآمدند که بالاخره در برابر این واقعیت جدید (پذیرش اجباری مسیحیت یا تن دادن به مهاجرت) چه کنند. فتوای موسوم به وَهران (منطقه‌ای در شمال الجزایر) و فتوای وَنشَریسی (فقيه مالکی متوفای914ق/1508م) پاسخ‌هایی به این دغدغه‌ها بود. فتوای وهران مسلمین اندلس را به یک تقیه‌ی حداکثری دعوت می‌کرد[1]. مسلمین مجاز بودند حتی در برابر تمثال‌های کلیسایی کرنش کنند و یا از سر اکراه تن به خوردن گوشت خوک دهند و حتی برای عبادت در کلیسا حاضر شوند. با این وجود در باطن و درون خود می‌بایست نیت دیگری داشته باشند و ایمان قلبی خود را حفظ کنند. فتوای ونشریسی اما مسیر یکسره متفاوتی را پیش می‌کشد. ونشریسی با استناد به فتاوای فقهای متقدم، این حد از تقیه و پذیرش فشار عقیدتی را عملا نافی حفظ ایمان دانسته و با استناد به برخی آیات قرآن (النساء:97) مهاجرت از اندلس و ترک مناطق اشغال شده به دست مسیحیان را توصیه می‌کند[2].
   اما نکته‌ی جالب توجه در این دو فتوای متضاد ـ که هر دو مستند به نصوص مقدس مسلمین‌اند ـ اشتراک در یک چیز است: ترک مقاومت مسلحانه. به نظر می‌رسد فقهای معاصر با زوال اندلس اسلامی به تجربه دریافته بودند که امکان مقاومت نظامی یا "جهاد دفع" با به هم خوردن جدی موازنه‌ی قوا عملا از بین رفته و چنین گزینه‌ای دیگر مشروعیت فقهی و امکان حصول دستاورد عملی را از دست داده است. بنابراین راهکار آنها محدود به همین دو گزینه‌ی "ممکن" بود: 1) بقای توأم با تقیه‌ی حداکثری و پنهان‌کاری دینی شدید ـ که صدالبته صبر و استقامتی بسیار را می‌طلبید، 2) مهاجرت از اندلس به سمت دیگر سرزمین‌های اسلامی به منظور تداوم یک دینداری آزادانه.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. اندلس‌شناس بزرگ معاصر لئونارد پاتریک هاروی به نص فتوای وهران دسترسی داشته و آن را در کتاب خود آورده است: هاروی، مسلمانان در اسپانیا (1500 ـ 1614)، ص 88 ـ ، ترجمه د. عبدالله ناصری و دیگران، تهران: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چـ3.
[2]. الونشریسي، أسنى المتاجر وبيان أحكام من غلب على وطنه النصاري ولم يهاجر وما يترتب عليه من العقوبات والزواجر، مصر: مكتبة الثقافة الدينية، 1986.


@AdnanFallahi
👍18👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ادعای مؤکد فرهنگی، از پی موفقیت مادی می‌آید؛ قدرت سخت، قدرت نرم می‌سازد. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 109, Simon&Schuster, 1996. @AdnanFallahi
در دوران مصادف با جنگ سرد، بسیاری از دولت‌ها، از جمله دولت‌های الجزایر، ترکیه، اردن، مصر و اسرائیل، اسلام‌گرایان را به مثابه ضد جنبش‌های ناسیونالیستیِ خصمانه یا کمونیستی تشویق و حمایت کردند. دستکم تا قبل از جنگ خلیج [فارس]، عربستان سعودی و سایر کشورهای حوزه‌ی خلیج بودجه‌ی هنگفتی را به الاخوان‌المسلمون و گروه‌های اسلام‌گرا در کشورهای مختلف می‌دادند. نیز توانایی گروه‌های اسلام‌گرا برای چیرگی بر مخالفان، با سرکوب مخالفان سکولار به دست دولت افزایش یافت.

Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 114,115,
Simon&Schuster, 1996.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... در طِباع بشر تجاوز نهفته است... و بیشتر احکامِ سلطانی غالب اوقات متکی بر جور و ستم است زیرا عدل محض تنها در دوران خلافت شرعی است و آن‌هم کم‌دوام بود... ابن خلدون، مقدِّمه، 2/744، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
ارتباط تنگاتنگ ثروت و "تمدن": روایت ابن خلدون

... تجد الأمصار الّتي في القاصية ولو كانت موفورة العمران تغلب عليها أحوال البداوة وتبعد عن الحضارة في جميع مذاهبها بخلاف المدن المتوسّطة في الأقطار الّتي هي مركز الدّولة ومقرّها وما ذاك إلّا لمجاورة السّلطان لهم وفيض أمواله... (ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، 1/462، بیروت: دار الفکر، 1988)



@AdnanFallahi
👍3
امت‌گرایی چیست.pdf
349.9 KB
متن کامل گفتگوی بخش فارسی سایت جماعت دعوت و اصلاح ایران (اصلاح‌وب) با بنده تحت عنوان "امت‌گرایی و نخبگان اهل سنت ایران"


@AdnanFallahi
👍9👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هر ملتی ناچار باید وطنی داشته باشند که جایگاه نمو و رشد آنان باشد... ابن خلدون، مقدِّمه، 2/757، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
ثروتی که آدمی می‌اندوزد و به او سود می‌رساند اگر از زمره‌ی صنایع باشد پس آنچه که از آن اندوختنی‌ست همان ارزش کار [انجام شده در] آن است. و همین ارزش کار است که هدف اندوختن است چراکه در صنایع ارزشی جز کار نیست...

ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/478،
بیروت: دار الفکر، 1988.


@AdnanFallahi
👍10
🪡قلّت بدیهیات و کثرت ظنیّات: گزارش طبری

پیش‌تر آوردیم که چگونه فقیه بزرگ مدینه مالک بن انس (179ق) در بیان فتاوای فقهیِ مستند به احادیث، جانب احتیاط را می‌گیرد و فتاوای فقهی‌اش را با عبارت "الأمر عندنا" ذکر می‌کند تا بر کثرت ظنیات و قلّت بدیهیات در دوران آغازین تدوین تراث فقهی و روایی مسلمین صحه بگذارد.
   اما این رویه نزد نخستین مفسران جامع قرآن هم مقبول افتاده بود. ابن جریر طبری (310ق) که او را پدر مورخان و پدر مفسران هم می‌نامند در تفسیر خود بر قرآن کریم نزدیک به 800بار از عباراتی چون "أولی الأقوال بالصواب" (سزاوارترین سخن) و "أولی التأویلات بالصواب" (سزاوارترین تفسیر) و... استفاده کرده است. طبری پس از گزارش آرای تفسیری گوناگون علمای مسلمین ـ که بعضا هر کدام از این آراء منتسب به مکتب یا مذهبی خاص هستند ـ رأی و نظر خود را با این عبارات پیش‌گفته بیان می‌کند. بنابراین او هیچ‌گاه رأی و نظر خود را ـ که از قضا بسیار هم مهم و مرجع است[1] ـ یگانه رأی صحیح قلمداد نکرده بلکه آن را "سزاوار‌ترین" نظر در میان نظرات دیگر می‌خواند. این سبک بیان طبری نشان می‌دهد که وی نیز به کثرت ظنیات و قلّت بدیهیات در تفسیر و تأویل بسیاری از آیات مورد مناقشه بین اهل قبله واقف بود و مجال چنین اختلافات تفسیری‌ای را بسیار گسترده می‌دانست.
ـــــــــ
ارجاعات
[1]. ابن تیمیه می‌گوید تفسیر طبری، صحیح‌ترین تفسیر قرآن در میان تفاسیر موجود است (ابن تیمیة، الفتاوی الکبری، 5/84، دار الكتب العلمية، 1987).


@AdnanFallahi
👍8
☪️امت اسلامی و فقدان کشور کانونی
 
   هانتینگتون در تحلیل خود از منازعه‌ی اردوگاه‌های اصلی تمدنی جهان، به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند. او معتقد است که حوزه‌های تمدنی/فرهنگی بزرگ هر کدام شامل یک یا چند کشور کانونی (Core state) مهم هستند که نقش محوری ای در ترسیم این منازعه دارند. برای مثال در دل تمدن یا اردوگاه غربی، ما ایالات متحده را داریم که کشور کانونی و جهت‌دهنده‌ی اصلی این حوزه است؛ و یا در حوزه‌ی تمدن مسیحیت ارتدکس، روسیه چنین نقشی دارد و چین هم برای جهان کنفوسیوسی در این جایگاه ایستاده است. البته می‌توان انسجام این تحلیل را درباره‌ی چین به چالش کشید اما نقش کشور کانونی برای تمدن غربی غیر قابل مناقشه به نظر می‌آید.
   اما هانتینگتون به درستی معتقد است که امت فرهنگی/تمدنی اسلامی فاقد کشور کانونی است[1]. بلکه حتی می‌توان خطر کرد و گفت که امت اسلامی یک منطقه‌ی از هم گسیخته و واگراست که شاهد درگیری‌های داخلی متعدد و مزمنی هم هست. به نظر می‌رسد صرف گوناگونی‌های مذهبی یا تضاد منافع دلیل این از هم گسیختگی نباشد چراکه فی المثل شکاف‌های خونین و حاد مذهبی در اروپای مسیحی قرون شانزدهم و هفدهم هیچ‌گاه نمونه‌ی مشابهی در جهان اسلام نداشت. با این وجود غربیان تدریجا بر این شکاف‌ها غلبه کرده و نهایتا درون نظم امریکایی بعد از جنگ دوم ـ با حفظ هویت مسیحی/اروپایی ـ اتحادیه‌های اقتصادی و نظامی و سیاسی و فرهنگی قدرتمندی را در برابر شرق ساختند. به نظر می‌رسد یک عامل در انسجام درونی نسبی تمدن غربی متمایز بوده است: چیرگی لیبرالیسم سیاسی و فرهنگ مدارا (به مثابه عاملی برای پویایی درونی جوامع غربی). این لیبرالیسم نهایتا به ساخت دولت‌ملت‌های قدرتمند انجامیده و شکاف بین دولت و ملت را بسیار کم کرده است. می‌توان گفت که فرآیند تشکیل اتحادیه‌های قدرتمند غربی از پایین به بالا بود. یعنی ابتدا دولت‌ملت‌های پویا و قوی شکل گرفتند و سپس این واحدهای سیاسی سطحی از همبستگی تمدنی/فرهنگی و اشتراک منافع را در قالب چیزی شبیه به "امت مسیحی/غربی" برساختند. اما چنین رویه‌ای در جهان اسلام معکوس می‌نمود. نظریه‌پردازان مهم امت‌گرایی همواره در پی این بودند که مفهوم امت واحد را با نفی دولت‌ملت و با مهندسی از بالا بسازند. بنابراین در صدد تضعیف مفهوم امر ملی برآمدند و ناخواسته نتیجه‌ای معکوس گرفتند: به سبب ضعف دولت‌ملت نه امکان تأسیس دولت کانونی مهیا شد و نه مفهومی سیاسی و یکپارچه از امت محقق گشت.‌
ــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Samuel Huntington, The clash of civilizations and the remakimg of world order, p. 155, Simon&Schuster, 1996.
 

@AdnanFallahi
👍14👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در دوران مصادف با جنگ سرد، بسیاری از دولت‌ها، از جمله دولت‌های الجزایر، ترکیه، اردن، مصر و اسرائیل، اسلام‌گرایان را به مثابه ضد جنبش‌های ناسیونالیستیِ خصمانه یا کمونیستی تشویق و حمایت کردند. دستکم تا قبل از جنگ خلیج [فارس]، عربستان سعودی و سایر کشورهای حوزه‌ی…
هنگامی که تمدن‌ها فاقد دولت‌های کانونی باشند، مشکلات ایجاد نظم داخل تمدن‌ها یا مذاکره‌ی بین تمدن‌ها درباره‌ی نظم، حادتر می‌شوند. فقدان یک دولت اسلامیِ کانونی که بتواند به طور مشروع و مقتدرانه با بوسنیایی‌ها ارتباط داشته باشد، همان‌طور که روسیه با صرب‌ها و آلمان با کروات‌ها ارتباط داشت، ایالات متحده را وادار به ایفای این نقش کرد. ناکارآمدی امریکا در انجام این کار، به سبب فقدان منافع استراتژیک آمریکا در مورد ترسیم مرزهای دولتی در یوگسلاوی سابق، عدم وجود هرگونه ارتباط فرهنگی بین ایالات متحده و بوسنی، و مخالفت اروپا با ایجاد یک کشور مسلمان در اروپا بود.

Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 156,157,
Simon&Schuster, 1996.


@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هنگامی که تمدن‌ها فاقد دولت‌های کانونی باشند، مشکلات ایجاد نظم داخل تمدن‌ها یا مذاکره‌ی بین تمدن‌ها درباره‌ی نظم، حادتر می‌شوند. فقدان یک دولت اسلامیِ کانونی که بتواند به طور مشروع و مقتدرانه با بوسنیایی‌ها ارتباط داشته باشد، همان‌طور که روسیه با صرب‌ها و…
... حزب [سابق] رفاه در ترکیه [= حزب اربکان] عضویت ترکیه در ناتو را مورد هجمه قرار می‌داد. هرچند که ترکیه احتمالا در ناتو باقی می‌ماند مگر اینکه حزب رفاه یک پیروزی انتخاباتی مطلق کسب کند یا اینکه ترکیه آگاهانه میراث آتاتورک را رها و خود را به مثابه یکی از رهبران [جهان] اسلام بازتعریف کند.

Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 162,
Simon&Schuster, 1996.


@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... حزب [سابق] رفاه در ترکیه [= حزب اربکان] عضویت ترکیه در ناتو را مورد هجمه قرار می‌داد. هرچند که ترکیه احتمالا در ناتو باقی می‌ماند مگر اینکه حزب رفاه یک پیروزی انتخاباتی مطلق کسب کند یا اینکه ترکیه آگاهانه میراث آتاتورک را رها و خود را به مثابه یکی از رهبران…
حرکت از آگاهی اسلامی به سوی وحدت اسلامی با دو تناقض ملازم است. اولاً،
در جهان اسلام قدرتهایی رقیب وجود دارند که هر یک می‌کوشد با سرمایه گذاری روی هم‌هویت بودنِ مسلمانان در قالب امت، رهبری روند وحدت اسلامی را خود به عهده بگیرد. این رقابت از سویی بین رژیم‌های مستقر و تشکیلات مربوط به آنها جریان دارد و از سوی دیگر میان نظام‌های اسلامگرا و سازمان‌هایشان دیده می‌شود...
ثانياً، مفهوم امت به خودی خود نشان دهنده عدم مشروعیت ملت‌ـ‌کشورهاست اما در عین حال، وحدت امت اسلامی تنها با اقدامات کشور یا کشورهای کانونی اسلامی قابل تحقق است و چنین کشور یا کشورهایی وجود ندارد. مفهوم اسلام به عنوان یک مجموعه متحد سیاسی ـ دینی به این معنا بوده است که در گذشته کشورهای کانونی زمانی به وجود می‌آمده‌اند که رهبری سیاسی و دینی ـ خلافت و سلطنت ـ در یک نهاد رهبری واحد جمع می‌شده‌اند...
یک کشور کانونی مسلمان باید منابع اقتصادی، قدرت نظامی، توان تشکیلاتی، هویت اسلامی و تعهد به تأمین رهبری دینی و سیاسی امت را داشته باشد.


ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی،
صص280ـ282،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، چـ2، 1403ش.


@AdnanFallahi
👍6👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حرکت از آگاهی اسلامی به سوی وحدت اسلامی با دو تناقض ملازم است. اولاً، در جهان اسلام قدرتهایی رقیب وجود دارند که هر یک می‌کوشد با سرمایه گذاری روی هم‌هویت بودنِ مسلمانان در قالب امت، رهبری روند وحدت اسلامی را خود به عهده بگیرد. این رقابت از سویی بین رژیم‌های…
The underlying problem for the West is not Islamic fundamentalism. It is Islam, a different civilization whose people are convinced of the superiority of their culture and are obsessed with the inferiority of their power. The problem for Islam is not the CIA or the U.S. Department of Defense. It is the West, a different civilization whose people are convinced of the universality of their culture and believe that their superior, if declining, power imposes on them the obligation to extend that culture throughout the world. These are the basic ingredients that fuel conflict between Islam and the West.

Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 217,218,
Simon&Schuster, 1996.


@AdnanFallahi
👍3👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ثروتی که آدمی می‌اندوزد و به او سود می‌رساند اگر از زمره‌ی صنایع باشد پس آنچه که از آن اندوختنی‌ست همان ارزش کار [انجام شده در] آن است. و همین ارزش کار است که هدف اندوختن است چراکه در صنایع ارزشی جز کار نیست... ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، 1/478، بیروت:…
پیامبر (ص) اُمّی بود و به سبب بزرگی‌ای که داشت و اینکه از فنون عملی‌ ـ که تماما از زمره‌ی اسباب زندگی و عمران‌اند ـ منزه بود، امّی‌بودن به نسبت وی و جایگاهش کمال به شمار می‌رفت. اما امّی‌بودن برای ما نشانه‌ی کمال نیست چراکه او فقط متوجه پروردگارش بود در حالی‌که ما ـ به مانند وضعیت تمام فنون و حتی علوم اصطلاحی ـ در مسیر زندگانی دنیا با هم مشارکت داریم. نتیجتا منزه بودن از تمام این امور برای پیامبر (ص) نشانه‌ی کمال است و برای ما بالعکس.

ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/527،
بیروت: دار الفکر، 1988.


@AdnanFallahi
👍9🤔8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیامبر (ص) اُمّی بود و به سبب بزرگی‌ای که داشت و اینکه از فنون عملی‌ ـ که تماما از زمره‌ی اسباب زندگی و عمران‌اند ـ منزه بود، امّی‌بودن به نسبت وی و جایگاهش کمال به شمار می‌رفت. اما امّی‌بودن برای ما نشانه‌ی کمال نیست چراکه او فقط متوجه پروردگارش بود در حالی‌که…
بیان و وصفی که در اینجا ابن خلدون از وصف اُمّی‌بودن دارد (فارغ از مناقشات مفسران قرآن بر سر معنای صحیح اُمّی)، در تقابل با دیدگاه فقهایی چون ابن تیمیه است. ابن خلدون به نوعی می‌خواهد بگوید که قرار نیست پیامبر اسلام (ص) در همه‌ی اوصاف و احوالات خود ـ از جمله امّی بودن ـ الگو و اسوه باشد چراکه حیات و رسالت وی در این دنیا با بقیه‌ی افراد اساسا متفاوت بود. از آن سو اما کسانی چون ابن تیمیه (و بسیاری دیگر چون او) درکی شامل‌تر و حداکثری از مفهوم سنت نبوی و پیروی از آن داشتند. برای مثال ابن تیمیه می‌گوید که اگر کسب فضایل بدون نیاز به خواندن و نوشتن میسر شود قطعا امّی بودن بر اُمّی نبودن ارجح است (برای تفصیل دیدگاه وی در این‌باره نک: السمهوری، نقد گفتمان سلفی، صص292 ـ 306، ترجمه، حواشی و اضافات: عدنان فلاحی، لندن: نشر نوگام، ۲۰۲۶).
به نظر می‌رسد ریشه‌های این مناقشه، به تفسیر متفاوت اصول‌دانان و فقهای قدیم از کنش‌ها و اوصاف پیامبر اسلام (ص) و تعلیل و سببیت آنها برمی‌گردد. گوناگونی این دیدگاه‌ها از طیفی از علمای پایبند به نظریه‌ی سنت اکثری (از جمله نویسندگان تراثِ موسوم به "شمائل النبی") شروع شده و به طیف دیگری از علمای قائل به تنوع سنت‌های غیر تشریعی منتهی می‌گردد.


@AdnanFallahi
👍12🤔2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
The underlying problem for the West is not Islamic fundamentalism. It is Islam, a different civilization whose people are convinced of the superiority of their culture and are obsessed with the inferiority of their power. The problem for Islam is not the CIA…
رابطه‌ی روسیه با اسلام تحت تأثیر میراث تاریخی قرنها توسعه‌طلبی روسها از راه جنگ با ترکها، اهالی قفقاز شمالی و امیرنشین‌های آسیای میانه است. امروز هم روسیه با متحدان ارتودوکس خود صربستان و یونان همکاری می‌کند تا با نفوذ ترکها در ناحیه بالکان مقابله کند و با متحد دیگر ارتودوکس خود یعنی ارمنستان همکاری دارد تا جلوی نفوذ اسلام در منطقهٔ ماوراء قفقاز را بگیرد. روسیه فعالانه تلاش کرده است تا نفوذ سیاسی اقتصادی و نظامی خود را در جمهوری‌های آسیای میانه حفظ کند، این کشورها را در گروه کشورهای مستقل مشترک المنافع قرار داده است، و در تمام کشورهای یاد شده نیروی نظامی دارد.

ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی،
ص386،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، چـ2، 1403ش.


@AdnanFallahi
👍10👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیامبر (ص) اُمّی بود و به سبب بزرگی‌ای که داشت و اینکه از فنون عملی‌ ـ که تماما از زمره‌ی اسباب زندگی و عمران‌اند ـ منزه بود، امّی‌بودن به نسبت وی و جایگاهش کمال به شمار می‌رفت. اما امّی‌بودن برای ما نشانه‌ی کمال نیست چراکه او فقط متوجه پروردگارش بود در حالی‌که…
و امام ابوحنیفه ازینرو کمتر روایت داشت که در شروط و نقل آن سختگیری میکرد و بدین سبب کار دشوار میشد و هرگاه حدیث با عقل قطعی معارضه کند ضعیف میشود و بنابرین کار روایت او دشوار شد و تقلیل یافت... ولی دیگر محدثان که اکثریت را تشکیل میدهند شرایط حدیث را وسعت دادند و در نتیجه روایات ایشان افزایش یافت و همۀ آنان مجتهدند و به نسبت اجتهاد خویش عمل میکنند. ولی اصحاب ابوحنیفه که پس از وی شروط حدیث را وسعت دادند روایات بسیار داشتند.

ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/912،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
یک جهان سرمایه‌داری که بر مبانی لیبرال سازماندهی شده است، مناطق «اقتصادیِ» جداگانه را نمی‌شناسد. در چنین جهانی، کل سطح زمین یک قلمرو اقتصادی واحد را تشکیل می‌دهد. Ludwig von Mises, Liberalism In The Classical Tradition (3th edition), p. 113, Translated by…
تضاد لیبرالیسم و امپریالیسم (به روایت فون‌میزس)

اهداف کلان امپریالیسم در زمینهٔ سیاست تجاری در هیچ‌جا تحقق نیافته است. ایده‌ی ایجاد اتحادی گمرکی که در برگیرندۀ همۀ قلمروهای بریتانیا باشد، تحقق‌نیافته ماند. مناطقی که کشورهای اروپایی در دهه‌های اخیر ضمیمۀ خود کرده‌اند و نیز مناطقی که این کشورهای اروپایی در آنها توانسته‌اند امتیازاتی برای خود کسب کنند، چه در تأمین مواد خام و محصولات نیمه‌آمادهٔ بازار جهانی و چه منطبق بر آن در مصرف محصولات صنعتی، نقشی چنان دست پایین داشته است که پیوند تجاری با آنها نمی‌توانسته است تغییری اساسی در مناسبات پدید آورد. کشورها برای دستیابی به اهدافی که امپریالیسم در پی آنها بود نمی‌توانستند به اشغال مناطقی بسنده کنند که قبایل وحشی و بی‌دفاع در آنها زندگی می‌کردند بلکه باید به مناطق ملت‌هایی دست‌اندازی می‌کردند که به اندازه‌ی کافی توان جنگی برای دفاع از خود داشتند. اما در این مورد کشتی سیاست امپریالیستی در همه جا به گل نشسته یا به زودی خواهد نشست" (لودویگ فون‌میزس،
لیبرالیسم، ترجمه مهدی تدینی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، 1401. نسخه‌ی الکترونیکی)

#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👍9👎5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و امام ابوحنیفه ازینرو کمتر روایت داشت که در شروط و نقل آن سختگیری میکرد و بدین سبب کار دشوار میشد و هرگاه حدیث با عقل قطعی معارضه کند ضعیف میشود و بنابرین کار روایت او دشوار شد و تقلیل یافت... ولی دیگر محدثان که اکثریت را تشکیل میدهند شرایط حدیث را وسعت دادند…
... ولی هم اکنون در کشورهای اسلامی گوئی این صناعت [پزشکی] رو به نقصان میرود زیرا درین کشورها پیشرفت عمران متوقف شده و بلکه انحطاط یافته است و پزشکی از صنایعی است که جز در مهد حضارت و تجمل‌خواهی [تَرَف] پیشرفت نمیکند و ما در فصول بعد این نکته را آشکار خواهیم کرد.

ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/1041،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍7