تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
3.05K subscribers
71 photos
11 videos
57 files
744 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://t.me/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هنگامی که تمدن‌ها فاقد دولت‌های کانونی باشند، مشکلات ایجاد نظم داخل تمدن‌ها یا مذاکره‌ی بین تمدن‌ها درباره‌ی نظم، حادتر می‌شوند. فقدان یک دولت اسلامیِ کانونی که بتواند به طور مشروع و مقتدرانه با بوسنیایی‌ها ارتباط داشته باشد، همان‌طور که روسیه با صرب‌ها و…
... حزب [سابق] رفاه در ترکیه [= حزب اربکان] عضویت ترکیه در ناتو را مورد هجمه قرار می‌داد. هرچند که ترکیه احتمالا در ناتو باقی می‌ماند مگر اینکه حزب رفاه یک پیروزی انتخاباتی مطلق کسب کند یا اینکه ترکیه آگاهانه میراث آتاتورک را رها و خود را به مثابه یکی از رهبران [جهان] اسلام بازتعریف کند.

Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
p. 162,
Simon&Schuster, 1996.


@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... حزب [سابق] رفاه در ترکیه [= حزب اربکان] عضویت ترکیه در ناتو را مورد هجمه قرار می‌داد. هرچند که ترکیه احتمالا در ناتو باقی می‌ماند مگر اینکه حزب رفاه یک پیروزی انتخاباتی مطلق کسب کند یا اینکه ترکیه آگاهانه میراث آتاتورک را رها و خود را به مثابه یکی از رهبران…
حرکت از آگاهی اسلامی به سوی وحدت اسلامی با دو تناقض ملازم است. اولاً،
در جهان اسلام قدرتهایی رقیب وجود دارند که هر یک می‌کوشد با سرمایه گذاری روی هم‌هویت بودنِ مسلمانان در قالب امت، رهبری روند وحدت اسلامی را خود به عهده بگیرد. این رقابت از سویی بین رژیم‌های مستقر و تشکیلات مربوط به آنها جریان دارد و از سوی دیگر میان نظام‌های اسلامگرا و سازمان‌هایشان دیده می‌شود...
ثانياً، مفهوم امت به خودی خود نشان دهنده عدم مشروعیت ملت‌ـ‌کشورهاست اما در عین حال، وحدت امت اسلامی تنها با اقدامات کشور یا کشورهای کانونی اسلامی قابل تحقق است و چنین کشور یا کشورهایی وجود ندارد. مفهوم اسلام به عنوان یک مجموعه متحد سیاسی ـ دینی به این معنا بوده است که در گذشته کشورهای کانونی زمانی به وجود می‌آمده‌اند که رهبری سیاسی و دینی ـ خلافت و سلطنت ـ در یک نهاد رهبری واحد جمع می‌شده‌اند...
یک کشور کانونی مسلمان باید منابع اقتصادی، قدرت نظامی، توان تشکیلاتی، هویت اسلامی و تعهد به تأمین رهبری دینی و سیاسی امت را داشته باشد.


ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی،
صص280ـ282،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، چـ2، 1403ش.


@AdnanFallahi
👍6👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حرکت از آگاهی اسلامی به سوی وحدت اسلامی با دو تناقض ملازم است. اولاً، در جهان اسلام قدرتهایی رقیب وجود دارند که هر یک می‌کوشد با سرمایه گذاری روی هم‌هویت بودنِ مسلمانان در قالب امت، رهبری روند وحدت اسلامی را خود به عهده بگیرد. این رقابت از سویی بین رژیم‌های…
The underlying problem for the West is not Islamic fundamentalism. It is Islam, a different civilization whose people are convinced of the superiority of their culture and are obsessed with the inferiority of their power. The problem for Islam is not the CIA or the U.S. Department of Defense. It is the West, a different civilization whose people are convinced of the universality of their culture and believe that their superior, if declining, power imposes on them the obligation to extend that culture throughout the world. These are the basic ingredients that fuel conflict between Islam and the West.

Samuel Huntington,
The clash of civilizations and the remakimg of world order,
pp. 217,218,
Simon&Schuster, 1996.


@AdnanFallahi
👍3👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ثروتی که آدمی می‌اندوزد و به او سود می‌رساند اگر از زمره‌ی صنایع باشد پس آنچه که از آن اندوختنی‌ست همان ارزش کار [انجام شده در] آن است. و همین ارزش کار است که هدف اندوختن است چراکه در صنایع ارزشی جز کار نیست... ابن خلدون، ديوان المبتدأ والخبر، 1/478، بیروت:…
پیامبر (ص) اُمّی بود و به سبب بزرگی‌ای که داشت و اینکه از فنون عملی‌ ـ که تماما از زمره‌ی اسباب زندگی و عمران‌اند ـ منزه بود، امّی‌بودن به نسبت وی و جایگاهش کمال به شمار می‌رفت. اما امّی‌بودن برای ما نشانه‌ی کمال نیست چراکه او فقط متوجه پروردگارش بود در حالی‌که ما ـ به مانند وضعیت تمام فنون و حتی علوم اصطلاحی ـ در مسیر زندگانی دنیا با هم مشارکت داریم. نتیجتا منزه بودن از تمام این امور برای پیامبر (ص) نشانه‌ی کمال است و برای ما بالعکس.

ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/527،
بیروت: دار الفکر، 1988.


@AdnanFallahi
👍9🤔8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیامبر (ص) اُمّی بود و به سبب بزرگی‌ای که داشت و اینکه از فنون عملی‌ ـ که تماما از زمره‌ی اسباب زندگی و عمران‌اند ـ منزه بود، امّی‌بودن به نسبت وی و جایگاهش کمال به شمار می‌رفت. اما امّی‌بودن برای ما نشانه‌ی کمال نیست چراکه او فقط متوجه پروردگارش بود در حالی‌که…
بیان و وصفی که در اینجا ابن خلدون از وصف اُمّی‌بودن دارد (فارغ از مناقشات مفسران قرآن بر سر معنای صحیح اُمّی)، در تقابل با دیدگاه فقهایی چون ابن تیمیه است. ابن خلدون به نوعی می‌خواهد بگوید که قرار نیست پیامبر اسلام (ص) در همه‌ی اوصاف و احوالات خود ـ از جمله امّی بودن ـ الگو و اسوه باشد چراکه حیات و رسالت وی در این دنیا با بقیه‌ی افراد اساسا متفاوت بود. از آن سو اما کسانی چون ابن تیمیه (و بسیاری دیگر چون او) درکی شامل‌تر و حداکثری از مفهوم سنت نبوی و پیروی از آن داشتند. برای مثال ابن تیمیه می‌گوید که اگر کسب فضایل بدون نیاز به خواندن و نوشتن میسر شود قطعا امّی بودن بر اُمّی نبودن ارجح است (برای تفصیل دیدگاه وی در این‌باره نک: السمهوری، نقد گفتمان سلفی، صص292 ـ 306، ترجمه، حواشی و اضافات: عدنان فلاحی، لندن: نشر نوگام، ۲۰۲۶).
به نظر می‌رسد ریشه‌های این مناقشه، به تفسیر متفاوت اصول‌دانان و فقهای قدیم از کنش‌ها و اوصاف پیامبر اسلام (ص) و تعلیل و سببیت آنها برمی‌گردد. گوناگونی این دیدگاه‌ها از طیفی از علمای پایبند به نظریه‌ی سنت اکثری (از جمله نویسندگان تراثِ موسوم به "شمائل النبی") شروع شده و به طیف دیگری از علمای قائل به تنوع سنت‌های غیر تشریعی منتهی می‌گردد.


@AdnanFallahi
👍12🤔2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
The underlying problem for the West is not Islamic fundamentalism. It is Islam, a different civilization whose people are convinced of the superiority of their culture and are obsessed with the inferiority of their power. The problem for Islam is not the CIA…
رابطه‌ی روسیه با اسلام تحت تأثیر میراث تاریخی قرنها توسعه‌طلبی روسها از راه جنگ با ترکها، اهالی قفقاز شمالی و امیرنشین‌های آسیای میانه است. امروز هم روسیه با متحدان ارتودوکس خود صربستان و یونان همکاری می‌کند تا با نفوذ ترکها در ناحیه بالکان مقابله کند و با متحد دیگر ارتودوکس خود یعنی ارمنستان همکاری دارد تا جلوی نفوذ اسلام در منطقهٔ ماوراء قفقاز را بگیرد. روسیه فعالانه تلاش کرده است تا نفوذ سیاسی اقتصادی و نظامی خود را در جمهوری‌های آسیای میانه حفظ کند، این کشورها را در گروه کشورهای مستقل مشترک المنافع قرار داده است، و در تمام کشورهای یاد شده نیروی نظامی دارد.

ساموئل هانتینگتون،
برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظم جهانی،
ص386،
ترجمه محمد علی حمیدرفیعی،
تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، چـ2، 1403ش.


@AdnanFallahi
👍10👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پیامبر (ص) اُمّی بود و به سبب بزرگی‌ای که داشت و اینکه از فنون عملی‌ ـ که تماما از زمره‌ی اسباب زندگی و عمران‌اند ـ منزه بود، امّی‌بودن به نسبت وی و جایگاهش کمال به شمار می‌رفت. اما امّی‌بودن برای ما نشانه‌ی کمال نیست چراکه او فقط متوجه پروردگارش بود در حالی‌که…
و امام ابوحنیفه ازینرو کمتر روایت داشت که در شروط و نقل آن سختگیری میکرد و بدین سبب کار دشوار میشد و هرگاه حدیث با عقل قطعی معارضه کند ضعیف میشود و بنابرین کار روایت او دشوار شد و تقلیل یافت... ولی دیگر محدثان که اکثریت را تشکیل میدهند شرایط حدیث را وسعت دادند و در نتیجه روایات ایشان افزایش یافت و همۀ آنان مجتهدند و به نسبت اجتهاد خویش عمل میکنند. ولی اصحاب ابوحنیفه که پس از وی شروط حدیث را وسعت دادند روایات بسیار داشتند.

ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/912،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
یک جهان سرمایه‌داری که بر مبانی لیبرال سازماندهی شده است، مناطق «اقتصادیِ» جداگانه را نمی‌شناسد. در چنین جهانی، کل سطح زمین یک قلمرو اقتصادی واحد را تشکیل می‌دهد. Ludwig von Mises, Liberalism In The Classical Tradition (3th edition), p. 113, Translated by…
تضاد لیبرالیسم و امپریالیسم (به روایت فون‌میزس)

اهداف کلان امپریالیسم در زمینهٔ سیاست تجاری در هیچ‌جا تحقق نیافته است. ایده‌ی ایجاد اتحادی گمرکی که در برگیرندۀ همۀ قلمروهای بریتانیا باشد، تحقق‌نیافته ماند. مناطقی که کشورهای اروپایی در دهه‌های اخیر ضمیمۀ خود کرده‌اند و نیز مناطقی که این کشورهای اروپایی در آنها توانسته‌اند امتیازاتی برای خود کسب کنند، چه در تأمین مواد خام و محصولات نیمه‌آمادهٔ بازار جهانی و چه منطبق بر آن در مصرف محصولات صنعتی، نقشی چنان دست پایین داشته است که پیوند تجاری با آنها نمی‌توانسته است تغییری اساسی در مناسبات پدید آورد. کشورها برای دستیابی به اهدافی که امپریالیسم در پی آنها بود نمی‌توانستند به اشغال مناطقی بسنده کنند که قبایل وحشی و بی‌دفاع در آنها زندگی می‌کردند بلکه باید به مناطق ملت‌هایی دست‌اندازی می‌کردند که به اندازه‌ی کافی توان جنگی برای دفاع از خود داشتند. اما در این مورد کشتی سیاست امپریالیستی در همه جا به گل نشسته یا به زودی خواهد نشست" (لودویگ فون‌میزس،
لیبرالیسم، ترجمه مهدی تدینی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، 1401. نسخه‌ی الکترونیکی)

#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👍9👎5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و امام ابوحنیفه ازینرو کمتر روایت داشت که در شروط و نقل آن سختگیری میکرد و بدین سبب کار دشوار میشد و هرگاه حدیث با عقل قطعی معارضه کند ضعیف میشود و بنابرین کار روایت او دشوار شد و تقلیل یافت... ولی دیگر محدثان که اکثریت را تشکیل میدهند شرایط حدیث را وسعت دادند…
... ولی هم اکنون در کشورهای اسلامی گوئی این صناعت [پزشکی] رو به نقصان میرود زیرا درین کشورها پیشرفت عمران متوقف شده و بلکه انحطاط یافته است و پزشکی از صنایعی است که جز در مهد حضارت و تجمل‌خواهی [تَرَف] پیشرفت نمیکند و ما در فصول بعد این نکته را آشکار خواهیم کرد.

ابن خلدون،
مقدِّمه،
2/1041،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍7
اصطلاح سکولاریسم به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده است اما نمی‌توان این مفهوم را جز با به كار بستن توان تفسيری‌اش در بافتارهای مختلف معنا کرد... لیبرالیسم بر آزادی‌ها ـ از جمله آزادی فردی دینی ـ تأکید می‌کند و دشواره‌ی آن در این است که هرچند که جامعه در ساحت نظریه صرفا از افراد تشکیل شده است اما [عملا چنین نیست و] ربطه‌ای بین دین و جماعت انسانی در کار است.
ما سکولاریسم‌ها و سکولاریزاسیون‌ها داریم... سکولاریسم یک فلسفه‌ی علمیِ قائم به ذات نیست، بلکه رویکردی ناظر به رابطه‌ی دین با اجتماع و دولت، و دیدگاهی در این مورد است. سکولاریزاسیون نیز نظریه‌ای درباره‌ی پیدایش این رابطه است که از نظر معرفتی ـ مثل هر نظریه‌ی دیگری ـ توان تفسیر و مجال چند و چون و رد و ایراد دارد.


عزمي بشارة،
الدين والعلمانية في سیاق تاریخي (الجزء الثاني)،
1/39،
قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السیاسات، طـ1، 2015.


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
☪️امت اسلامی و فقدان کشور کانونی      هانتینگتون در تحلیل خود از منازعه‌ی اردوگاه‌های اصلی تمدنی جهان، به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند. او معتقد است که حوزه‌های تمدنی/فرهنگی بزرگ هر کدام شامل یک یا چند کشور کانونی (Core state) مهم هستند که نقش محوری ای در ترسیم…
باید توجه داشت که حتی وجود یک کشور کانونی قدرتمند هم تضمینی برای حل تمام منازعات به سود تمدن متبوع آن کشور نیست. مثال خیلی برجسته و البته فراموش‌شده‌ی این قضیه مواضع امپراتوری عثمانی در برابر اخراج مسلمین اسپانیا در قرن شانزدهم میلادی است.
ماجرای اخراج مسلمین اسپانیا (موریسک‌ها) چیزی شبیه مصائبی است که بر سر عرب‌های فلسطینی در یک قرن گذشته آمده است. این ماجرا مصادف با اوج اقتدار دولت عثمانی در شرق اروپا بود. البته دولت عثمانی از هرگونه حمایت و اقدام اصطلاحا دیپلماتیک از مسلمانان اسپانیا دریغ نکرد اما محدودیت‌های ژئوپولیتیک و نیز اولویت‌های این دولت درباره‌ی نزاع با صفویان در آسیا و تثبیت قدرت در شمال آفریقا مانع گسترش یک جنگ تمام‌عیار بین عثمانی و پادشاهی‌های کاتولیک در اسپانیای کنونی شد. بلکه نهایتا سلطان مراد سوم و فلیپه دوم در ۱۵۸۱ قرارداد آتش‌بسی را امضا کردند که از قضا تداوم هم یافت. فلیپه دوم همان پادشاه متعصب مسیحی‌ای بود که مسلمانان اسپانیا را به شدت تحت فشار گذاشت و پس از سرکوبی قیام آنها در ۱۵۷۱ در گرانادا، آنها را از اسپانیا اخراج کرد. با وجود تمام اینها عثمانی‌ها قدرت این پادشاهی مسیحی در اسپانیا و پرتغال را به رسمیت شناخته و لاجرم تن به صلح دادند و عملا هیچ دفاعی از هم‌کیشان تحت فشار خود در اسپانیا به عمل نیاوردند.


@AdnanFallahi
👍8👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اما محدودیت‌های ژئوپولیتیک و نیز اولویت‌های این دولت درباره‌ی نزاع با صفویان در آسیا و تثبیت قدرت در شمال آفریقا مانع گسترش یک جنگ تمام‌عیار بین عثمانی و پادشاهی‌های کاتولیک در اسپانیای کنونی شد
سرانجام تُرکها به نواحی ساحلی شمال آفریقا پیشروی کردند. در سال ۱۵۱۷م مصر به زیر سلطه عثمانی درآمد و شمال آفریقا تا دوردستها همچون غرب الجزایر نیز تحت قلمرو عثمانی قرار گرفت... آنچه سبب تزلزل پیشرفت عثمانیها به طرف غرب شد کمابیش این بود که در شرق ترکیه در سرزمین آناطولی عثمانیها به طور ناگهانی با تهدید مستقیم صفویان مواجه شدند.

لئونارد پاتریک هاروی،
مسلمانان در اسپانیا (سال‌های ۱۵۰۰-۱۶۱۴م)،
صص۴۲۸،۴۲۹،
ترجمه د. عبدالله ناصری طاهری ودیگران،
قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چ۳، ۱۳۹۸.


@AdnanFallahi
👍7👎2
فرض ما این بود که از این پس... انسان‌ها آموخته اند مسائل دینی را از مسائل سیاسی جدا کنند، که تعصب مُرده است. ما اشتباه می‌کردیم.

مارک لیلا،
خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن،
ص بیست و سه،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.


@AdnanFallahi
👍13👎2
آیا صاحبان مذاهبِ [فقهیِ] ما هرگز مدعی خاتمیتِ استدلالات و تفاسیر خود شده‌اند؟ هرگز! به نظرم، خواست نسل معاصرِ لیبرال‌های مسلمان برای بازتفسیر اصول اساسی فقهی در پرتو تجربه‌ی خویش و شرایط متفاوت زندگی مدرن، کاملا موجه است.

محمد اقبال لاهوری (Muhammad Iqbal)،
The Reconstruction of Religious Thought in Islam,
p. 134,
Stanford University Press&Iqbal Academy Pakistan, 2012.


@AdnanFallahi
👍15👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
فرض ما این بود که از این پس... انسان‌ها آموخته اند مسائل دینی را از مسائل سیاسی جدا کنند، که تعصب مُرده است. ما اشتباه می‌کردیم. مارک لیلا، خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن، ص بیست و سه، ترجمه زانیار ابراهیمی، تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲. @AdnanFallahi
عقب نشینی به رَهبانیت، حکومت بر شهر زمینی با دو شمشمیر کلیسا و دولت، ساختن اورشلیمِ جدیدِ موعودباورانه، کدام یک مدل راستینِ سیاستِ مسیحی‌اند؟ خود مسیحیان بیش از هزار سال نمی توانستند در این‌باره تصمیم بگیرند و این تنش سرچشمه نزاع و مبارزه ای کم‌وبیش بی امان بوده است، مبارزه ای عمدتاً آموزه ای که مؤمنان را بر سر معنای اصیل وحی مسیحی به جان مؤمنان انداخته است. شمار تضادهایی که می توان در زندگی و اندیشه سیاسی قرون وسطایی پیدا کرد بی‌نهایت گیج کننده اند. شهر انسان در برابر شهر خدا صف‌آرایی کرد، شهروندی سیاسی در برابر عزلت‌گزینی رهبانی، حق الهی پادشاهان در برابر حق مقاومت، اقتدار کلیسا در برابر شریعت‌ستیزی رادیکال، قانون شریعت در برابر بصیرت عرفانی، مفتش در برابر شهید، شمشیر سکولار در برابر کلاه اسقفی، شهریار در برابر امپراتور، امپراتور در برابر پاپ، پاپ در برابر شوراهای کلیسا.

مارک لیلا،
خدای مُرده‌زاد؛ دین، سیاست و غرب مدرن،
ص۳۶،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: هرمس، چ۳، ۱۴۰۲.


@AdnanFallahi
👍8👎1
فردریک داگلاس (1895م) کنشگر سیاهپوست و از پیشگامان جنبش ضدبرده‌داری در امریکا بود. او از بردگی گریخت و به نیویورک آمد. لیبرالیسمِ کلاسیک دوران داگلاس هنوز امکان لغو برده‌داری را فراهم نکرده بود و از این حیث، وی یکی از نواندیشانِ سنت لیبرالیسم محسوب می‌شود.
   سخنرانی او به مناسبت سالگرد استقلال امریکا در 5جولای 1852 در شهر روچسترِ ایالت نیویورک مشهور است. این سخنرانی با عنوان "چهارم جولای برای بردگان چه معنایی دارد؟" بعدا منتشر شد. داگلاس در این سخنرانی به شدت به امریکا تاخت و گفت که سیاهپوستان و بردگان سهمی در شادمانی روز استقلال ندارند:
برای یک برده‌ی آمریکایی چهارم جولایِ شما چه معنایی دارد؟ جوابش را می‌گویم. روزی که بیش از هر روز دیگری در سال بی‌عدالتی و ظلمی را که او قربانی‌اش است آشکار می‌کند. در نظر او جشن شما تظاهر و دروغ است... همه‌ی خشونت‌ها و بدرفتاری‌ها را بجویید و وقتی آخرینشان را پیدا کردید، یافته‌ها‌یتان را کنار اَعمال روزمره‌ی این ملت بگذارید و خواهید دید که در قساوتِ انزجارآور و دوروییِ بی‌شرمانه، آمریکا بی‌رقیبْ حکمرانی می‌کند" (به نقل از ترجمه‌‌ی فارسی آموزشکده‌ی توانا).



@AdnanFallahi
👍9
من معتقدم که ایمان و مذهب نقش مهمی ـ و همیشه هم نقش داشته است ـ در زندگی سیاسی ملت ما ایفا می کند و کلیسا ـ و مرادم همه‌ی کلیساها و همه‌ی فرقه‌ها[ی مسیحی] است ـ تأثیر سترگی بر دولت داشته است. و این جریان، به سود ما ـ به مثابه یک ملت ـ عمل کرده است.
کسانی که کشور ما را ایجاد کردند ـ پدران و مادران بنیانگذار [امریکا] ـ فهمیدند که یک نظم الهی در کار است که از نظم انسانی فراتر می‌رود. آنها دولت را در واقع نوعی نظم اخلاقی می‌دانستند و احساس می‌کردند که شالوده‌ی نظم اخلاقی‌، دین است.


Ronald Reagan,
Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984)
https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas
#محافظه‌کاری_امریکایی


@AdnanFallahi
👍11🤔2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من معتقدم که ایمان و مذهب نقش مهمی ـ و همیشه هم نقش داشته است ـ در زندگی سیاسی ملت ما ایفا می کند و کلیسا ـ و مرادم همه‌ی کلیساها و همه‌ی فرقه‌ها[ی مسیحی] است ـ تأثیر سترگی بر دولت داشته است. و این جریان، به سود ما ـ به مثابه یک ملت ـ عمل کرده است. کسانی…
اعلامیه‌ی استقلال [امریکا] به «خدای طبیعت» و «خالق» و «قاضی برتر جهان» متوسل شده است....
   جیمز مدیسون در مقالات فدرالیست تایید کرد که وی دست خداوند متعال را در ایجاد جمهوری‌مان حس کرده است. جان جی. اولین قاضی دیوان عالی، هشدار داد که ما هرگز نباید خدایی که برکات ما از او جاری شده است را فراموش کنیم.
   جورج واشینگتن در سخنرانی خداحافظی خود در سال 1796 مستقیما به جایگاه عمیق و بی‌بدیل دین در قلب ملت ما اشاره کرد. هفت سال پیش از آن، فرانسه حکومتی را ایجاد کرده بود که قرار بود کاملاً سکولار باشد. این حکومت جدید به جای قانون خدا بر اساس عقل استوار می‌شد. [اما] تا سال 1796، انقلاب فرانسه دوره‌ی حکومت وحشت را شناخته بود.
جورج واشینگتن در مورد این ایده که بدون یک پایه‌ی اخلاقی و مذهبی محکم، بتوان یک سیاست عاقلانه داشت، ابراز تردید کرد. او گفت:
در میان همه منش‌ها و عاداتی که به شکوفایی سیاسی منجر می‌شوند، دین و اخلاق پشتوانه‌های ضروری‌اند. چه بیهوده است کسی که (خود را یک میهن‌پرست می‌خواند) بکوشد که این... بهترین [محکم‌ترین] ستون‌های وظایف انسان‌ها و شهروندان را ویران کند. یک سیاستمدار محض... و یک مرد پرهیزگار باید دین و اخلاق را احترام کند و عزیز بشمارد"
   واشینگتن می‌افزاید:
بیایید درباره‌ی این فرضیه که اخلاق بدون دین می‌تواند دوام پیدا کند، محتاط باشیم".

   من معتقدم که جورج واشینگتن می‌دانست که شهر انسان نمی‌تواند بدون شهر خدا دوام بیاورد، اینکه شهر مرئی در غیاب شهر نامرئی از بین خواهد رفت.


Ronald Reagan,
Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984)
https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas
#محافظه‌کاری_امریکایی


@AdnanFallahi
👍14👎4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اعلامیه‌ی استقلال [امریکا] به «خدای طبیعت» و «خالق» و «قاضی برتر جهان» متوسل شده است....    جیمز مدیسون در مقالات فدرالیست تایید کرد که وی دست خداوند متعال را در ایجاد جمهوری‌مان حس کرده است. جان جی. اولین قاضی دیوان عالی، هشدار داد که ما هرگز نباید خدایی…
از آنجا که دین اساس اخلاق است، دین و سیاست ضرورتا به هم مرتبط‌اند. ما دین را به مثابه یک راهنما نیاز داریم. ما به آن نیاز داریم چراکه ناقص هستیم و دولت ما به کلیسا نیاز دارد...
ما هیچ دینی را در این کشور پایه‌گذاری نمی‌کنیم و هرگز نخواهیم کرد. ما به هیچ عبادتی دستور نمی‌دهیم. ما هیچ اعتقادی را الزامی نمی‌کنیم. اما زمانی که زیربنای الهیاتی جامعه‌مان را حذف کنیم، آن را مسموم کرده‌ایم... همه آزادند که اعتقاد داشته باشند یا نداشته باشند. همه آزادند که به مقتضای ایمان خود عمل کنند یا نکنند. اما باورمندان باید آزاد باشند که در مورد عقیده‌ی خود صحبت کنند و بر اساس آن عمل کنند و آموزه‌های اخلاقی را درباره‌ی مسائل عمومی به کار گیرند.


Ronald Reagan,
Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984)
https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas
#محافظه‌کاری_امریکایی


@AdnanFallahi
👍13👎1